تصور کن هر صبح که بیدار میشی، پنجره رو باز میکنی و نسیم خنک صبحگاهی همراه با نور طلایی خورشید 🌞 به اتاقت میتابه. همین لحظه ساده میتونه یکی از نشانههای دریافت نعمتهای الهی باشه. 🍃
نعمتها همیشه در اطراف ما جاری هستن؛ از هوایی که نفس میکشیم گرفته تا لبخندی که از صمیم دل کسی دریافت میکنیم 😊. اما خیلی وقتها به خاطر دغدغهها و افکار منفی، حضور این نعمتها رو نمیبینیم.
وقتی یاد بگیری با دل شاکر و ذهنی آرام به زندگی نگاه کنی، انگار دریچهای به روی فراوانی باز میکنی ✨. اونوقته که احساس میکنی خداوند همیشه کنارته و جریان نعمتها بیوقفه وارد زندگیت میشه 💫.
🪔 دریافت نعمتهای الهی و راز جریان برکت
خداوند مثل یک رودخانه بیپایان از عشق و برکت است که همیشه در حال جاری شدن به سمت ماست ✨. کافی است لحظهای چشمهایت را ببندی و به جریان زندگی گوش بسپاری تا متوجه شوی این رودخانه هیچوقت قطع نمیشود.

هر روزی که طلوع خورشید را میبینیم 🌞، شکوفههای تازه روی درختان را لمس میکنیم 🌳 یا صدای خنده کودکان را میشنویم 🎶، در واقع در حال تجربه کردن دریافت نعمتهای الهی هستیم.
حتی نفسهای آرام شبانه یا صدای باران که به شیشه میخورد 💧، همه و همه نشانههایی از حضور دائمی این نعمتها هستند.
اما مسئله اینجاست که ذهن انسان خیلی وقتها درگیر مشکلات روزمره، نگرانیهای مالی یا دغدغههای کوچک میشود 😔 و همین باعث میگردد که جریان بیوقفه برکت را نبیند.
درست مثل کسی که کنار یک رود پرآب ایستاده اما به جای آب، فقط به سنگهای کف رود نگاه میکند. در چنین شرایطی، حس میکنیم زندگی خالی از نعمت است، در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس است.
اگر نگاهت را تغییر بدهی و به جای تمرکز بر کمبودها، روی داشتهها و نعمتهای کوچک زندگی تمرکز کنی 🌈، به تدریج متوجه میشوی که دریچههای بزرگی از برکت به رویت باز میشود.
مثلا یک روز با خودت میگویی: «من فقط هوای پاک را نفس میکشم» اما وقتی دقیقتر فکر کنی، میبینی همین نفس کشیدن یکی از بزرگترین نمونههای دریافت نعمتهای الهی است که بدون آن زندگی غیرممکن بود.
یا حتی یک فنجان چای گرم در هوای سرد ❄️ میتواند یادآور این باشد که خداوند همیشه در کنار توست و لحظهبهلحظه مراقب توست.
هرچه بیشتر یاد بگیری لحظههای ساده و کوچک زندگی را ببینی و بابتشان شکرگزاری کنی 🙏، بیشتر در مسیر هماهنگی با جریان الهی قرار میگیری.
این هماهنگی مثل یک مغناطیس عمل میکند که برکتها، فرصتها و افراد درست را وارد زندگیات میکند 💫.
در واقع، تو با انتخاب آگاهانه خودت، دروازههای بیشتری برای دریافت نعمتهای الهی باز میکنی و زندگیات را سرشار از آرامش، برکت و احساس امنیت درونی میسازی 🌺.

🧠 چرا مغز پیشرفت را غیرممکن میبیند؟
مغز ما همیشه دنبال منطق است. به همین دلیل وقتی چیزی را از دست میدهیم، برایش طبیعی به نظر میرسد چون قبلاً آن را تجربه کردهایم 😔.
مثلا اگر شغل یا پولی را از دست بدهیم، مغز سریع میگوید: «خب، تو قبلاً هم بدون این شرایط زندگی کردی، پس منطقیه دوباره به حالت قبل برگردی.» اما وقتی صحبت از رشد و پیشرفت میشود، مغز میگوید: «این محاله! تو هیچ وقت چنین چیزی نداشتی، پس نمیتونی داشته باشی.» 🚫
اما این نگاه محدودکننده باعث میشود انسان از دریافت نعمتهای الهی محروم بماند. واقعیت این است که خیلی از شرایط فعلی زندگیمان، روزی برایمان غیرممکن به نظر میرسید.
یادته وقتی بچه بودی تصور داشتن گوشی هوشمند یا اینترنت پرسرعت برات یک رویا بود؟ 📱 حالا همون چیزی که روزی محال به نظر میرسید، بخشی عادی از زندگیته.
این یعنی رشد و پیشرفت همیشه امکانپذیر است؛ فقط چون ذهن ما به اطلاعات قبلی وابسته است، مسیر جدید را نمیبیند.
وقتی با قدرت ذهن و تخیل وارد عمل شوی، دروازههای تازهای برای دریافت نعمتهای الهی باز میشود.
چون خداوند هیچ محدودیتی برای بخشیدن ندارد، این ما هستیم که با محدودیتهای ذهنیمان سد راه میسازیم. 🌟
🌟 استفاده از قدرت ذهن برای دریافت نعمتهای الهی
قدرت ذهن مثل چراغ جادویی است که درون همه ما قرار داده شده 🪄. کافیست یاد بگیریم چطور این چراغ را روشن کنیم تا مسیر زندگیمان را نورانی کند و راههای تازهای به رویمان گشوده شود.
بسیاری از افراد تصور میکنند برای استفاده از قدرت ذهن باید دورههای پیچیده یا مهارتهای عجیب بلد باشند یا ساعتها تمرینهای طاقتفرسا انجام دهند.
اما حقیقت این است که همه ما از کودکی با این توانایی به دنیا میآییم؛ قدرتی الهی که همیشه همراه ماست، حتی اگر فراموشش کنیم.

کودکان بهترین نمونه از استفادهکنندگان قدرت ذهن هستند. وقتی بچهای اسباببازی یا خوراکی خاصی را میخواهد، با تمام وجود به آن فکر میکند، تجسمش میکند و حتی احساس داشتن آن را تجربه میکند 🎁.
همین قدرت احساس و تخیل باعث میشود که خیلی سریعتر به خواستههایشان برسند.
آنها هیچ مانع ذهنی یا باور محدودکنندهای ندارند، به همین دلیل به راحتی در مسیر دریافت نعمتهای الهی قرار میگیرند.
کافی است نگاه کنی به برق چشمهای یک کودک وقتی چیزی را تصور میکند؛ گویی همین حالا صاحب آن شده است ✨.
اما وقتی بزرگتر میشویم، به خاطر ورودیهای منفی، ترسها و باورهای غلطی که از خانواده، مدرسه و جامعه دریافت میکنیم، ذهنمان پر از محدودیت میشود.
در نتیجه هنگام تجسم آرزوها، مغزمان سریع میگوید: «این محاله!» 😔 و همین جمله کافی است تا نیروی تخیل خاموش شود. اینجاست که چراغ جادویی درونمان کمنور میشود و فاصله ما با دریافت نعمتهای الهی بیشتر به نظر میرسد.
راه حل ساده است: هر بار که میخواهی آرزویی را تصور کنی، به جای تکیه بر منطق مغز، از حس و تخیل خودت کمک بگیر. تجسم کن که همین الان در حال زندگی کردن خواستهات هستی؛ صدای آن لحظه را بشنو، تصویرش را ببین، بویش را حس کن و حتی لمسش کن 🌈.
هرچه این تجربه ذهنی واقعیتر باشد، انرژی بیشتری به کائنات میفرستی. احساس کن که نعمتها هماکنون وارد زندگیات شدهاند، نه در آیندهای دور. این همان پلی است که تو را مستقیم به دریافت نعمتهای الهی میرساند و باعث میشود جریان برکت با سرعت بیشتری در زندگیات جاری شود 💫.
🚪 مراقبت از ورودیهای ذهن؛ کلید تغییر زندگی
ذهن ما دقیقاً مثل یک باغچه است 🌱. اگر در آن بذرهای خوب بکاری، گلهای زیبا و میوههای شیرین خواهی داشت 🌺🍎. اما اگر مدام اجازه دهی بذرهای سمی (افکار منفی، اخبار بد، ناامیدی) وارد شود، به زودی باغچه پر از علفهای هرز میشود که رشد چیزهای خوب را متوقف میکند.

ورودیهای ذهن از طریق چشم و گوش وارد میشوند: فیلمهایی که میبینی، موسیقی و حرفهایی که میشنوی، مکالماتی که با دوستان داری، حتی محتوایی که در شبکههای اجتماعی دنبال میکنی 📱. اگر این ورودیها پر از ترس، نگرانی و ناامیدی باشند، طبیعی است که نتوانی خودت را آماده دریافت نعمتهای الهی کنی.
پس اولین قدم برای تغییر زندگی، مراقبت از این ورودیهاست. هر بار که محتوای جدیدی انتخاب میکنی، از خودت بپرس: «آیا این باعث رشد من میشود یا نه؟» اگر جواب مثبت بود، ادامه بده. اگر منفی بود، درِ ورود آن را ببند 🚫.
وقتی ذهن تو پر از آگاهیهای مثبت، الهامبخش و انگیزهبخش باشد، بهطور طبیعی شرایط زندگیات تغییر میکند و در مسیر دریافت نعمتهای الهی قرار میگیری. 💫
👩🍳 سرآشپز زندگی خودت باش
زندگی را مثل یک رستوران مجلل تصور کن 🍲✨. در این رستوران، تو سرآشپزی هستی که تصمیم میگیرد چه غذاهایی در منو قرار بگیرد.
هر غذایی که در منو میگذاری، نشاندهنده تجربهای است که میخواهی در زندگی داشته باشی. حالا سوال اینجاست: آیا میخواهی منویی پر از کمبود و نگرانی داشته باشی، یا پر از شادی، ثروت، آرامش و عشق؟ ❤️
برای اینکه سرآشپز خوبی باشی، باید اول خواستههایت را مشخص کنی. مثلا اگر میخواهی ماشین رویاییات را داشته باشی 🚗، شروع کن به جمعآوری مواد اولیهاش: دیدن ویدیوها، خواندن مقالات، لمس حس رانندگی با آن در تخیل.
هر چه بیشتر خودت را در موقعیت تحقق خواسته ببینی، ذهن تو پر از مواد اولیه مثبت میشود. و وقتی مواد اولیه درست در اختیار داشته باشی، جهان هستی بهترین غذا را برایت خواهد پخت 🍽️.
این همان شیوهای است که تو را به دریافت نعمتهای الهی نزدیک میکند. چون وقتی درونت پر از تصویرهای مثبت و احساس خوب شود، انرژیات تغییر میکند و این تغییر انرژی مثل یک آهنربا عمل میکند.
خیلی زود اتفاقاتی در زندگیات رخ میدهد که نشان میدهد خداوند درخواستت را شنیده و در حال پاسخ دادن است 💫.
🌈 نتیجهگیری: آغوش باز برای دریافت نعمتهای الهی
نعمتهای الهی همیشه در اطراف ما در جریان هستند، مثل آبی که بیوقفه در رودخانه جاری است 🌊. اما انتخاب با ماست که آیا ظرفی در دست بگیریم و از این آب بنوشیم یا نه. با شکرگزاری روزانه 🙏، مراقبت از ورودیهای ذهن و استفاده از قدرت تخیل، میتوانی خودت را در بهترین شرایط برای دریافت نعمتهای الهی قرار دهی.
به یاد داشته باش که خداوند هیچ محدودیتی در بخشیدن ندارد 💎. او منبع بیپایان فراوانی است و هر لحظه آماده است تا بیشتر به تو ببخشد.
تنها چیزی که جلوی این دریافت را میگیرد، باورهای محدودکننده و ذهنیاتی است که خودمان ساختهایم. پ
س امروز تصمیم بگیر سرآشپز زندگیات باشی 👩🍳، منوی دلخواهت را انتخاب کنی و با وارد کردن آگاهیهای مثبت، طعمهای شیرین و لذیذی به سفره زندگیات اضافه کنی. 🍀
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.27 از 83 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
تمرین روز ۶۶ تکرار
با سلام خدمت همه سرواران
من می خواهم دو تا از طعم هایی که می خواهم در زندگی آن را تجربه کنم را برای شما دوستان بنویسم طعم اول من داشتن دو تا پسر دوقلو هست. من از همان ماههای اول اصلا ویار ندارم و به دکتر مراجعه می کنم و دکتر برایم یک سونوگرافی می نویسد . من به همراه همسر و دخترم ستایش به سونوگرافی می رویم خیلی شلوغ هست من با دخترم روی صندلی می نشینیم و همسرم یک نوبت برای من می گیرد یک نیم ساعت منتظر شدم دخترم از من می پرسه مامان اینجا می گن که شما بچه دار شدید من دخترم را بغل می کنم و می گم بله گلم دعا کن هر چی باشه خیر باشه من را منشی صدا می زنه می روم داخل و دکتری که آنجاست یک خانم بسیار زیباست من دراز می کشم و دکتر کار سونوگرافی را انجام می دهد با لبخند به من می گوید تبرطک می گویم شما دوقلو حامله هستید و به احتمال زیاد هر دو پسر هستند و شما الان ۲ ماه هست که بار دارید از خوشحالی فقط گریه می کنم از خانم دکتر تشکر می کنم و با خوشحالی می روم پیش همسر و دخترم دخترم را بغل می کنم و به چشمان هر دو نفرشون نگاه می کنم و می گم من بار دار هستم دو قلو وایییییی خدای من من دو تا پسر سالم و خوشگل دارم تا ماه نهم اصلا معلوم نمی شود که حامله هستم ولی همین که توی ماه نهم وارد شدم کاملا مشخص می شه که بار دارم روزهای اول ماه نهم تا روز بیستم خیلی راحتم کارهای خودمو خودم انجام می دهم و اصلا مشکلی ندارم بعد از روز ۲۰ ماه نهم فقط در خوابیدن مشکل پیدا می کنم که نمی توانم پهلو به پهلو بشوم دقیقا ۹ ماه و ۹ روز که گذشت رفتم بیمارستان و به صورت طبیعی وضع حمل کردم هیچ کس باور نمی کرد من خوابیده بودم که بروم اتاق عمل ولی سر تخت بدون کمترین دردی بچه هایم به دنیا آمدند دو تا پسر خوشگل و ناز وایی چقدر ناز بودند قیافه هاشون کلا به پدرم رفته بودند مثل سیبی که از وسط دو نیم کرده باشن همون چشم ها و همون بینی و قیافه وایی خدای من وقتی آمدم بخش خواهرام و همسرم و ستایش جان آنجا بودند بچه ها سالم سالم هستند و ما ۱۲ ساعت دیگر از بیمارستان مرخص می شویم من به همسرم می گویم نامهایشان را منعم و مطعم بزارند اولی ۲ دقیقه زودتر به دنیا آمد اسمش را منعم می زارم و مطعم اسم دومی هست خدای من چقدر شبیه هم هستند فقط مطعم یک خال بالای لب داره . من دارم آماده می شوم که از بیمارستان به خانه مادرم بروم بچه ها یکی دست حمیده هست و یکی دست سمیه من سوار ماشین جعفر برادرم می شوم و به سمت خانه حرکت می گنیم تمام بچه ها خانواده توی خونه منتظر ما هستند دخترم ستایش از ذوق زیاد نمی دونه جی کار بکنه خونه مرتب و هست و بوی خوب اسفند در فضا پیچیده د یک گهواره دو طبقه خریدم و هر گدوم را توی گهواره می زارن من دراز پی کشم و به تمام لحظات قشنگ این روز زیبا دقت می کنم به مادرم که سوپ را برایم آماده کرده به افسانه که داره شیرنی ها را آماده می کنه به ستایش که از کنار گهواره دور نمی شه به مبینه و سونیا که دارند مرتب عکس می گیرند تا کلیپ تولد درست کنند و بزارن تو گروه واتساپ به همسرم که از بس دیشب بیدار مونده چشماش قرمز قرمز شده یک چای خوش طعم مادرم به من می دهد که خیلی بهم انرژی می دهد همکارانم برایم پیام تبریک می فرستند و من بعد از یک هفته سر پا می شوم و می روم سر کار .
خدایا بخاطر داشتن این نعمت عزیز و بزرگ از تو سپاسگذارم .
خدایا به خاطر منعم و مطعم از تو سپاسگذارم.
خدایا به خاطر استاد رضا عطا روشن از تو سپاسگذارم.
استاد از شما بخاطر تجربه این حس قشنگ سپاسگذارم.🌹💐⚘🌷🌻🌼🌺😊😊☺☺🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده و مهربان🌹💗خواسته های زیادی از خداوند میخوام اولش سلامتی باشه بعدش آرامش در زندگیم داشته باشم و بتونم آرامش و شادی ب اطرافیانم هم بدم از خدا میخوام ک چند سال هستش بهش فکر میکنم بتونم از خونه ای ک الان هستیم بلند بشیم و بریم یه خونه ی دیگه..
باسلام جلسه ۱۱ زندگی با طعم خدا
همه ما خواسته های زیادی داریم که می خواهیم به انها برسیم وهمیشه انها رابصورت رویا در ذهن نگه میداریم .
گاهی ان خواسته ها دور از دسترس هستند وما امیدی به رسیدن به انها نداریم وبا نا امیدی از خدا انها را طلب می کنیم درواقع باحال بدی بیان می کنیم که انگار چون شایسته ان نیستینم شاید یدهد شاید ندهد وبالتماس به درگاه خدامسرانه انرا طلب می کنیم غافل ازاینکه مرادمون کنار گوشمون هست نه راه دور فقط ما نمی دانیم که چگونه ان را وارد زندگیمان کنیم .انسان اشرف مخلوقات است وهمه چیز برای راحتی وارامش او افریده شده چرا ما نمی توانیم به خوبتر ها وخواسته هامون برسیم یا زودتر برسیم وچرا فکر می کنیم به ما نمی دهند ومالیاقتش را نداریم وبا سرخوردگی از رسیدن به خواستمون دست از خواستن وبدست اوردن بر می داریم .برای رسیدن به خواسته ها باید انرا بیان کنیم وبا احساس خوب تصور کنیم که ان راداریم وازان استفاده می کنیم درواقع فرکانسهای حال خوب داشتن خواسته رابا حرف زدن درمورد ان و تصور بودن دران موقعیت با حس خوب را بعنوان ارتعاش خواسته به جهان هستیم را بفرستیم تا کائنات بدانند که اولا ما خواسته داریم ودوم چه خواسته ای داریم که حالمان راخوب می کند تابرای ارامش ما ان خواسته را تدارک وکم کم با همسو شدن ما با ان خواسته وارد زندگیمان کنند .بهتر است تصورمان کامل باشد یعنی خواسته رابنویسیم شکلی از ان بکشیم یا تصویری از ان واطلاعات کاملی از خواسته بدست اوریم وبنویسیم ویا در هر جایی می بینیم با حال خوب از داشتن واستفاده کردنش لذت ببریم .خداوند طعم ها ونعمتهای بسیاری به ماداده که مهم ترین ان سلامتی است اگر ما برای حفظ طعم های داده شده تلاش کنیم یعنی قدر نعمت داده شده را می دانیم وبه طریقی شکر ان را می کنیم عالم هستی دارای شعور است ووقتی میبیند که طعمی را که داده شده هرچند کم قدر انرا میدانیم وبه همان مقدارکم راضی هستیم و ازان درست وبا حال خوب استفاده می کنیم فرمان ورود نعمتهای زیادتر رابرایمان صادر می کنند وما می توانیم طعم های بیشتری داشته باشیم .پس برای بدست اوردن طعم های دلخواه ویک زندگی عالی باید درمسیر خواسته ها قرار بگیریم تا درمدار ان نباشیم نمی شود انی به ان برسیم بلکه باید درفاز ان مدار پله پله بالا رویم تا هم ردیف مدار خواسته باشیم تا ان را به ما بدهند درواقع تا ما درک درستی از داشتن ان طعم نداشته باشیم وقدر ان را ندانیم ونیاز به داشتنش را باتمام وجود حس نکنیم ان را به ما نمیدهند.
اگر اطمینان داشته باشیم که از طعمی که ما می خواهیم دردنیا است وباور کنیم که همه نعمتها از ان خداست وبه وفور از هرکدام دارد به هرکس که لایقش شود میدهد وچیزی ازش کم نمی شود حرص وحسرت بردیگران نداریم چون میدانیم اگر ماهم بخواهیم میتوانیم به مدار دریافت ان طعم برسیم وبرای منم هست باید ارتعاش خودم رابالا ببرم تا با ان طعم هم ردیف شوم انوقت وارد زندگیم می شود وبه من هم میدهند.پدر من همیشه از داشته های دیگران خوشحال می شد از انجام کارهای خیر وخوشبختی دیگران خداروشکر میکردوبهشان تبریک می گفت حتی کسانی که شاید برای ما خوبی نمی خواستند همیشه به پدرم می گفتیم چرا برای اینها هم خیرو خوبی میخواهی ودعا میکنی واز پیشرفت وموفقیتشان خوشحالی پدرم می گفت نیتتان خیر باشد خدا همه چیز رابهت میدهد ازشادی دیگران شاد باش خود به خود خیرو برکت وارد زندگیتان می شود وواقعا هم برای پدرم تا به امروز برکت ووفور وفراوانی که گاهی نمی داند از کجا امده وارد زندگیشون شده.برای رسیدن به مدارهای بالا وبدست اوردن خواسته هامون باید از انچه داریم لذت ببریم وخوشحال باشیم وبه طعم های خوبی که چه داربم وچه نداریم توجه کنیم وبه طعم های بد توجه نکنیم .جهان هستی وکائنات هر احساسی که داشته باشیم را به ما برمیگردانند .گله وشکایت از روزگارمون ونداشته هامون وحسرت برانچه دارند که لایقش نیستیم درواقع اعتراض به خداوند وعالم هستی است که شما نمی دانید چه چیز را به چه کسی بدهید واین علاوه بر توهین به شعور عالم هستی است ناسپاسی از داشته هایمان نیز هست .طعم های بد را از ذهنمان بیرون کنیم درموردشان با کسی حرف نزنیم از سختیها ومشکلات زندگیمان برای کسی تعریف ودرد دل نکنیم مشکلات دیگران راوارد ذهنمان نکنیم مروری برهیچ جریان واتفاق وخبر بد نداشته باشیم .جهان هستی پر از طعم های خوب هست🏵که برای رسیدن به انها فقط باید با داشتن اگاهی از عملکرد ذهن واحساسمون درمدارشان قراربگیریم .باید خواستمون را واضح وروشن با تمام جزئیات کاملا احساس خوب ازداشتن ان طعم طوریکه انگار انرا داریم وطعم انرا می چشیم بیان کنیم واز خدا بخواهیم وبعد رها کرده وصبر کنیم کائنات دست به دست هم دهند تا ما در مدار ان خواسته قرارگیریم وان وقت خواسته مارا به مابدهند اگر مرتب برروی داشتن خواسته یاداوری وپا فشاری کنیم عجله در خواستن خواستمون کردیم وکائنات را هم وادار به عجله کردن در طی مراحل رسیدن ان طعم به ما میکنیم که ان وقت طعم مناسبی به ما نمی دهند .جهان هستی حتما خواسته مارابه مامیدهدودیر یازود رسیدن به خواسته وهمینطور دقبق به ان خواسته برسیم یا نزدیک به ان بستگی به حال خوب واحساس خوب ما درمورد داشته ها ونداشته هایمان وصبر در بدست اوردن ان طعم است . درکلاس یوگا که می رفتم مربیمان بهمون گفته بود که از خدا بخواهید وخواسته تان را دردفتری بنویسید ورها کنید به وقتش به شما میدهند در طی دوسالی که اینکار را انجام دادم با اینکه تازه نمی دانستم باید با جزئیات خواسته را بنویسم ویا علت نرسیدن به خواسته یا دیر بدست اوردنش چیست امادوتا از خواسته هایم را طی هرکدام ۶ ماه بدست اوردم ویکی از انها هم که برایم بسیار مهم تر بود را ازوقتی طعم زندگی با خدا رو شروع کردم ۵۰ در صد انرا بدست اوردم امیدوارم که بزودی با پیداکردن طعم های خوب وحال واحساس خوب بتوانم بقیه انرا بدست اورم .
خدایا بابت تمام نعماتت شکرت واز شما استادگرامی هم که دراین زمانه واویلا که خیلیا سردرگم شدند که راه صحیح چیه لطف کردید وصادقانه انچه حاصل زحماتتان است رابرای بهبود وضع روحی وجسمی وعقاید مردم دراختیارمان می گذارید بسیار سپاسگزارم طول عمر باعزت وسلامتی وتوفیقتان را درمسیر تغییرات عالی تر از خدا طلب می کنم 🖐🖑
نشان های دریافت شده
زندگی با طعم خدا جلسه ۱۱ فایل ۶۶ تکرار ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
برای داشتن یک زندگی ایده آل با طعم های دلخواه باید در مدار خواسته ها قرار بگیریم نمیشه الان که تو مدار خودمون هستیم یهو سه پله یا سه مدار بالاتر بریم باید این مراحل یا پله ها را یکی یکی طی کنیم تا به زندگی که دوست داریم تجربه کنیم برسیم ولی باید این باور هم را داشته باشیم که هر چیزی را که میخواهیم تجربه کنیم الان در جهان هستی وجود داره وخیلی ها دارند از ان استفاده میکنند ولی اگر در دسترس ما نیست بخاطر این است که ما الان در آن مدار نیستیم با آگاهی یافتن از قوانین هستی میتوانیم پله به پله خودمون را در مدار های بالاتر برسانیم اولین چیزی که باید یاد بگیریم این است که در زندگی به طعم های خوب توجه کنیم وبه طعم های بد زندگی توجه نکنیم چون کائنات از هر چیزی که احساس کنیم همان را به ما میدهد حالا که این قانون را درک کردیم سعی کنیم احساسات امون در مورد توجه به اتفاقات زندگی آگاهانه باشد و توجه به اتفاقات خوب داشته باشیم اگر موردی مثلا یک تصادف را دیدیم نیایم در باره اش کلی توضیح بدیم چون کائنات از همان را در زندگی ما به وجود میاورد مثلا از یک خانه ویلایی که عکسی یا فیلمی دیدیم وآرزوی داشتنش داریم بیام برای دیگران تعریف کنیم با احساس خوب بگیم که آن خانه را دوست داریم ودر باره اش با آب وتاب برای دیگران تعریف کنیم تا در جهان هستی شاهد زیاد پیدا کنیم وجهان هستی را وادار کنیم تا از آن طعم وارد زندگی ما کند پس از این به بعد سعی کنیم توجه به اتفاقات خوب داشته باشیم واز آن آنها با لذت بنویسیم وتعریف کنیم
آشپزخانه الهی پراز نعمت های الهی است ومیتوانیم از این نعمت ها استفاده کنیم ولی باید در مدار آن ها قرار بگیریم با داشتن آگاهی ومرحله به مرحله یعنی وقتی میریم رستوران منو غذا را میآورند این منو دارای غذای های مختلفی است اول باید ببینیم چی دوست داریم بخوریم واز خوردن آن غدا میخواهیم لذت ببریم تا آماده شدن غذا باید چند دقیقه ایی صبر کنیم این آماده شدن وصبر کردن ( همان رفتن به مدار بالاتر جهان هستی است و صبر کردن همان تکامل یافتن آرزو است ) اگر بخواهیم به سر آشپز بگیم زود باش غذای منو بیار صد در صد یک غذای ناپخته خواهیم خورد ولی برای آماده شدن اون غذا وقتی صبر کنیم میتوانیم یک غذای خوشمزه نوش جان کنیم که با ذایقه ما هم جور در بیاد
حالا اگر خودمون بخواهیم تو خونه آشپزی کنیم اول باید مواد اولیه را آماده کنیم بعد این مواد را به ترتیب پخت بپزیم وبعد صبر کنیم تا غذا جا بیافته وبعدش از طعم دلپذیرش لذت ببریم حالا اگر برای شروع آشپزی احساس خوب وعشق به کار ببریم طعم غذامون هم خوشمزه تر میشه
حالا بیایم این مثال را در رابطه با خواسته ها ویا آرزوهامون قرار بدیم
برای رسیدن به هر خواسته ایی ویا هر آرزویی که دوست داریم طعمش را بچشیم باید در مدار اون خواسته وارزو قرار بگیریم وقتی مدار جهان هستی امون را تعقیر میدیم تمام امکانات اون مدار دیر یا زود به راحتی وارد زندگی امون میشه ولی قانون جهان هستی اینو میگه مرحله به مرحله باید بیایی بالا وبرای بالا رفتن اولین چیزی که لازم داره اینه که باید احساس خوب از داشته های فعلی امون داشته باشیم واز آن کاملا لذت ببریم وسپاسگذار باشیم وبعد آرزوی داشته باشیم که به مدار فعلی امون نزدیک باشه وبرای دست یافتن به این آرزو قدم برداریم این آرزو ها با یک جا نشستن و دعا کردن به دست نمیاید بقول معروف میگویند خدا میگه از تو حرکت از من برکت به همین یک جمله دقت کنید یکی از مهمترین قوانین هستی را ساده داره بیان میکنه خدا میگه تو حرکت کن ببینم تو استحقاق داری تا من بهت برکت بدم اگه آرزوی ویا خواسته ایی داریم که میخواهیم طعمش را در زندگی بچشیم اول در ذهن امون اونو باید طراحی کنیم درست مثل همان مثال آشپزی کردن که باید اول مواد اولیه را آماده کنیم وقتی فکر آرزویی در ما شکل میگیره بقول استاد قمشه ایی یعنی ما استحقاق اون آرزو را داریم اول در ذهن امون طراحی اش میکنیم بعدش میتوانیم اون آرزو را بنویسیم چون نوشتن حکم سند را در جهان هستی داره وتاکیدی به جهان هستی است که من دوست دارم طعم این آرزو را با همچنین مشخصاتی بچشم وبعد از نوشتن این آرزو بیایم نشانه هایی از آن آرزو را به واقعیت تبدیل کنیم مثلا من دوست دارم یک ماشین مدل بالا بخرم اول آرزو میکنم در ذهن ام و پیش خودم آن ماشین را تصور میکنم رنگش مدلش تودوزی اش ضبطش فرمونش حتی رانندگی با آن را تصور میکنم بعد آن ارزو وطراحی آن را مینویسم ودر جعبه آرزو ها میگذارم حالا نشانه های آن را تبدیل به واقعیت میکنم مثلا میرم یک جاسویچی نو میخرم خوشگل اون جور که لایق ماشین جدیدم باشه ویا یک عروسک فانتزی برای جلوی آینه داخل ماشین ویا حتی ی جعبه شیک دستمال کاغدی توی ماشین خلاصه چیزهایی را که دوست دارم وقتی ماشین خریدم داخلش داشته باشم این طوری به مدار بالاتر میرم وحالا موقع صبر وتکامل این آرزوست سعی میکنم هر روز در فضای بدست آوردن آرزو م باشم تو اینترنت ماشین های مشابه آن را پیدا میکنم ودرباره اش اطلاعاتم زیاد میکنم تا در فضای آن مدار باشم تا یهو کاینات منو پرت نکنه بیرون چون وقتی دوست داری طعم یک آرزو را بچشی باید در فضای آن ارزو ویا تو رستوران نشسته باشی تا غدات را بیارن یهو نیایی بیرون بعد بگی چرا غذام را نیاوردن پس در فضا ان خواسته بودن خیلی مهمه درست مثل آموزش لاغری با ذهن ما دوست داریم لاغر بشیم از طریق ذهنی اول آرزو کردیم وبعد از طریقی با لاغری با ذهن آشنا شدیم اومدیم اونو در ذهن امون کنکاش کردیم تا با مستندات اون آرزو به یقین رسیدیم بعدش ثبت نام کردیم ( این همان حرکته ) بعد ثبت نام آموزش دیدیم ( همان آماده شدن ) وبعد در فضای لاغری با ذهن قرار گرفتیم ( همان صبر کردن وبه تکامل رسیدن ) وبعدش میبینیم که کاملا به ایده آل وخواسته امون میرسیم چون در مدارش قرار گرفتیم وادامه دادیم صبر کردیم آگاهی پیدا کردیم تا بهش برسیم
تمام آرزوها روند تکامل را باید طی کنند وعجله کردن فقط آرزو را عقب میاندازه باید با احساس خوب وصبور بودن این پروسه را طی کرد تا طعم های خوب زندگی را دریافت کنیم
موفق باشید استاد گرامی ودوستان عزیزم
نشان های دریافت شده
من خواسته ودرخواستهای زیادی دارم وکردم وبرای تمرین چندتاش رو می نویسم ،من خونه دارم والان خونه بزرگتر دوست دارم ،من یه خونه سر نبش می خوام که مساحتش 200-300متر مربع باشه ،من دوست دارم کلنگی باشه که خودم بکوبمش وبسازمش ،حالا می خوام چه امکاناتی داشته باشه ،می خوام یه قسمت خونه یه پنجره ی خیلی بزرگ رو به باغچه وآفتابگیر داشته باشه که زمستون وپاییز واوایل بهار بشینم پای پنجره واز دیدن بارون ومنظره باغچه لذت ببرم البته یادم نره بگم یه دست میز وصندلی راحت وقشنگ پای پنجره می چینم ،شوفاژم نزدیک می ذارم که سرد نباشه ،دوطبقه ش می کنماتاق خواب خودم وبچه ها پایین می ذارم وبرای اتاق خواب خودم وهمسرم یه درسینگ روم درست می کنم به همراه حمام وسرویس بهداشتی ودر بین اتاق خودم وبچه ها کشویی می ذارم که شب بازش می ذارم تا بچه هام نترسن وتوی تخت خودشون بخوابن ،یه حمام ترکی جمع وجور وقشنگ طبقه ی بالا می ذارم ویه اتاق بازی برای بچه ها می ذارم ویه اتاق مطالعه وکار هم می ذارم ،اینبار اتاق پذیرای رو جدا می ذارم وآشپز خونه وحال رو باهم درست می کنم ،حالا بریم سراغ باغچه درخت میوه توش می کارم ،مثل لیمو وپرتقال ونارنج ویه دونه درخت انگور ویه دونه گلابی وبقیه ش گل ی کارم گل محمدی ورز وگل نسترن ،یه قسمت حیاط هم برای بچه ها سرسره وتاب می ذارم که بازی کنن وحالش رو ببرن ویه گوشه رو برای منقل که با آجر درست می کنن می ذارم ومن می خوام که این خونه توی محله ی خودمون وخیلی نزدیک خونه ی فعلی خودمون باشه ،من مسافرت رفتن رو خیلی دوست دارم ودوست دارم اینبار برم یه منطقه هست تو ترکیه بهش می گن رایز در آیدر که مناظرش خیلی بکر وقشنگه ویه هتل داره که اتاقاش حالت سویته و رو به کوه خیلی منظرش قشنگه مخصوصا منظره زمستانیش اگه ببینی عاشقش می شی من دوست دارم باماشین خودمون به همراه خانواده شهر به شهر از وان ترکیه شروع کنم تا ایدر برم یه دوهفته کافیه،از جاهای دیگه که دوست دارم برم کیش دوست دارم با تور از تبریز به کیش با پرواز ماهان برم ویک هفته بمونم وهتل ترنج که نقش ترنجه وروی خلیج فارسه ساکن بشم وبرم ودلفین ها رو ببینم وبرم جزیره مقام وچند جزیزه اطراف کیش وهمه ی هرمزگان رو بگردم چون ساحلهاش خیلی بکر وقشنگن
فایل زندگی با طعم خدا جلسه یازدهم :
من امروز روز شنبه که روز هفتاد و هشتم تکرار است توانستم این تمرین را تمام کنم. این تمرين خیلی لذت بخش بود. ممنونم استاد. 😊
ما در خیلی از چیزها حق انتخاب داریم. مواردی از قبیل محل زندگی ، خانه ، ماشین ، دوستانمان ، غذا ، تفریحاتمان ، مسافرتهایمان ، ازدواج ، ادامه تحصيل ، نوع ورزش، تفکراتمان ،شغل و غیره.😀
ما وقتی میخواهیم ازدواج کنیم، به طور جدی به فرد مورد نظری که میخواهیم با او ازدواج کنیم فکر میکنیم . ما دوست داریم دختر یا پسری را انتخاب کنیم که شایسته ما باشد. 😁
ما وقتی میخواهیم ادامه تحصیل کنیم ، به طور جدی به رشته های موجود و مورد علاقه مان فکر میکنم.ما نهايتاً رشته ای را انتخاب میکنیم که دوست داشته باشيم.😂
ما وقتی میخواهیم شاغل شویم ، به طور جدی به شغلهای موجود و مورد علاقه مان فکر میکنم. ما نهايتاً شغلی را انتخاب میکنیم که دوست داشته باشيم.😃
لیست دستور پخت من برای خرید خانه :
من خانه ای که دوست دارم بخرم را به صورت زیر برای خودم تصویر کردم :🏡
خانه من خانه ای شمالی ، جنوبی است. خود خانه در سمت راست و پارکینگ یا گاراج ان جداگانه و مجزا سمت چپ و چسبیده به خود خانه است. جلوی پارکینگ هم یک زمین به اندازه 100 قدم فاصله تا خیابان جلوی خانه ميباشد. این زمین 100 قدمی یک سقف دارد که هر زمان که ما خواستیم 2 ساعت به خانه بیاییم و دوباره بیرون برویم ، ماشین را داخل پارکینگ نیاریم و زیر این سقف ماشین را پارک کنیم. یک میله بسکتبال هم گوشه چپ زمین وجود دارد که همه سال بشود بسکتبال بازی کرد ، حتی اگر باران بیاید چون این میله زیر سقف است ، ما خیس نمیشویم. داخل پارکینگ به غیر از ابزار همسرم در گوشه ای ، باشگاه کوچکی برای خودمان به چشم میخورد و میز بیلیاردی هم در کناری قرار دارد. این پارکینگ دری به اشپزخانه داخل خانه دارد تا بتوانيم به راحتی ما خریدهای خود را از ماشين به داخل اشپزخانه ببریم. 🏡
از در ورود ی وارد میشویم که بالای سر در یک. مجسمه سرحیوان شیر گچکاری وجود دارد. سمت راست ورودی یک هال پهن که دراز نیست وجوددارد. یک دستشویی هم که مخصوص مهمان است. سمت چپ ان یک کمد است که مهمانها میتوانند لباسهای خود را در ان اویزان کنند. چند قدم جلوتر ، هال تمام میشود و روبه رو، یک پذیرایی مستطیل شکل قرار دارد که سمت راست ان یک راهرو است که منتهی به اتاق خواب میشود. داخل اتاق ، حمام و دستشویی قرار دارد. این اتاق 2 پنجره دارد یکی به سمت خیابان و یکی به سمت خانه همسایه کناری. سمت چپ راهرو اتاق کار من قرار دارد که تا زمانیکه قرار است از خانه کار کنم محل کار من است. داخل اتاق میز و صندلی کار من به اضافه لوازم التحریرم قرار دارد. این اتاق به سمت حیاط پشتی خانه پنجره دارد. 🏡
حالا بر میگردیم به سمت در ورودی و پذیرایی مستطیل شکل. گوشه های پذیرایی و اتاقهاو کل فضاها با شمع های گچبری تزیین شده چسبیده به سقف است. جلوی در ورودی هم یک اسپری اتوماتیک گلاب قرار دارد که هر چند دقیقه فضای خانه را با عطر گلاب پر میکند. همچنین دو تا مجسمه طاووس و یک فرش دستباف با نام خدا بین دو تا طاووس بالای سر در ورودی خانه نصب شده است. یک مناجات زیبا توی قسمت پذیرایی روی دیوار نوشته شده که دورش را قاب گرفته ایم. پیانوی پسرم هم گوشه چپ پذیرایی قرار دارد. این پذیرایی یک در بزرگ 4 لنگه تا زیر سقف به سمت حیاط پشتی دارد که سر تا سرش شیشه است و وقتی از در بیرون میروی، یک پاسیوی بزرگ و سایبان و میز و صندلی مخصوص بیرون ، سمت راست حیاط ، یک گریل گازی و استخر که با سقف تور پوشیده شده و از نورشدید خورشید جلوگیری میکند میبینید و سمت چپ باغچه بزرگی که همسرم باغبانی کرده میبینید. باز انطرفتر سمت چپ حیاط ، چند درخت میوه و چمن مصنوعی میبینید که زمین مخصوص مینی گلف خانوادگی ماست. ما یک دارت را سمت راست حیاط به دیوار زده ایم تا مرتب موقع ورود به حیاط دارت بازی کنیم. 🏡
دوباره برگردیم به در ورودی داخل خانه و وارد پذیرایی شویم. قسمتی که دیوار پذیرایی تمام میشود ، یک راهرو به سمت چپ وجود دارد. ما وارد اشپزخانه میشویم که میز ناهارخوری و کابینتها قرار دارد. تلویزیون هم روبروی میز ناهارخوری به دیوار نصب شده است. کنار اشپزخانه به گاراج یا پارکینگ بغل خانه وصل میشود. گوشه سمت چپ اتاق غذاخوری به اتاق خواب پسرم وصل میشود که ان اتاق هم حمام و دستشویی مخصوص خود را داردو به سمت حیاط پشتی پنجره دارد. 🏡
سقف خانه ما شیروانی است و روی ان پنلهای خورشیدی برای تولید برق قرار دارد. در ورود ی ما یک در فلزی بزرگ قهوه ای رنگ است. جعبه نامه های ما به رنگ نارنجی جلوی خانه مان است که اسم خودمان را روی ان نوشته ایم تا پستچی راحتتر نامه های ما را در ان بیندازد. 🏡
جلوی خانه همسرم یک درخت لیمو ، پرتقال و نارنگی کاشته است. یک درخت بید بزرگ هم جلوی خانه است که برای اينجا که بیشتر سال، هوا گرم است تولید سایه کند. گلها ی کاغذی زیبای قرمز و صورتی در فضای جلوی خانه و باغچه حیاط پشتی به چشم میخورند. در اخر بگویم کنار پارکینگ هم یک در بزرگ ماشین رو به سمت حیاط پشتی وجود دارد که حتی ار وی (RV) از ان رد میشود. 🏡
سلام
ما تمام چیزهای را که می خواهیم الان نداریم و چون انها را نداریم خواسته ما هستند و خواسته های ما می توانند در مدار بالاتر یا پایین تر از ما باشند . ما که به قوانین آگاه شدیم قطعا دیگه باید خواسته هایی داشته باشیم که در مدار بالاتر هستند. در مداری که الان هستیم همین امکانات امروزی را داریم پس برای دستیابی به خواسته های در مدار بالاتر باید ابتدا از نظر ذهنی در مدار بالاتر قرار بگیریم وقتی از نظر ذهنی هماهنگ شدیم و برحسب قانون تکامل به مدار بالاتر حرکت می کنیم دوستان این قانون تکامل را حتمن باید در نظر داشته باشیم خیلی از خواسته های ما در مدارهایی خیلی بالایی هستند پس باید تکامل طی شود و نگران نباشید که زود اتفاق نیوفتادن من برای خودم دستور غذا هایی را می نویسیم که از نظر فاصله مداری نزدیک باشند با مدار امروزم و بعد از دستیابی به آنها دستور غذای بهتری می نویسیم.
مثلا یکی از دستور غذایی من یک خونه اجاره ای با قیمت مناسب تر و در طبقه های 4 و 5 که دید خوبی داشته باشد و بتوانم لذت ببرم از فضای بیرون و همچنین انبار ،پارکینگ ،همسایه ،اسانسور و…. داشته باشد. وقتی به این غذا دست یافتم و درامدم بیشتر شد سمت غذای با طمع خرید خانه با همین شرایط را می روم .
من هر چقدر غذا هایی که دوست دارم تست کنم و طمع آنها را بچشم بیشتر به انها علاقه پیدا می کنم. و درونم احساسی عجیب برا دستیابی به آنها شکل می گیرد.
یک نکته دیگه: اگر نمی دانیم خواسته های ما چی هستند یا اینکه نمی دانیم در مورد خواسته چه ویژگی های را بنویسیم باید از قانون تضاد استفاده کنیم مثلا دوست نداریم خانه مورد نظرمون در فلان قسمت شهر باشد،یا در طبقه همکف باشد .
راه رسیدن به غذاها وقتی در مسیرش قرار بگیرم خیلی راحت مشخص می شود درب ها یکی یکی باز می شوند مثلا برای رفتن به سرکوچه که غذا ماست باید ابتدا از درب خانه بیرون بیایم نه اینکه بشینیم تو خونه فقط بگیم چطور من باید برم تا سرکوچه .
خیلی وقت ها ما طمع غذا هایی رای می نویسیم اما حرکتی ندارم و هیچ گاه به انها نخواهیم رسید.
مثلا استاد طمع ویلا را می خواهد خب کاملا منطقی است ایشون خونه ای که دوست داشتند با کمک خدا خریدن و درامد بالایی 60 میلیون تومان را دارن پس طمع ویلا منطقی است و برای ان دارند گام بر میدارند و منتظر هستند تا در زمان مناسب به ان برسند .
درکل بنظر من 1- باید قانون تکامل را بپذیرم و قبول کنیم که قوانین ثابت هستند نه طبق میل ما تغییر می کنند2- برای دستیابی به خواسته باید حرکت کنیم و اینکه چطور به آن می رسیم مرحله به مرحله مشخص می شود یک مسیر از پیش مشخص شده نیست3- در مداری که هستیم خواسته های جدید با توجه به امکانات این مدار نسجنیم چون خواسته ما در مدار بالاتری است .
نشان های دریافت شده
بهتون تبریک می گم که به سطح از آگاهی دست پیدا کردید ،من خیلی از خواندن نوشته ی شما لذت بردم آفرین به شما
سلام خانم ریاحی نوشته شمارو خوندم خیلی ایده گرفتم میگن هر کله ای ی عقلی داره اینه درسته خواستم ازتون تشکر کنم وبهتون تبریک بگم به این طرز فکرتون منکه خیلی خوشم اومد موفق باشید
سلام دوستان تمرین جلسه ۱۱ زندگی با طعم خدا میخوام منو ماشین براتون بنویسم ی ماشین میخوام که وانت نباشه حتما سواری باشه ۲۰۶یا پاترول یا ریو باشه رنگش سفید باشه نو باشه لاستیک نو باشن تو دوزی شیک داشته باشه فرمونش هبرولیک باشه ترمزش جدید باشه ظبتش کامپیوتری باشه صندلیهای نر و جدید باشه دزد گیر داشته باشه چراغ ترمزشو از این جدیها میذارمسپرشو شیک میذارم چراغجلوشو فویل میذارم نورش بیشتر بشه دنده اتوماتیک باشه کفش از این کفپوشها داشته باشه سه پایه های مخصوص میذارم برای گوشی ی هند زفری بدون سیم هم میگیریم راحت باشم پشت فرمون خدارو شکر گواهینامه هم دارم ماشینم بیمه هم میکنم سایه بونم میذارم دیگه سندشم به اسم خودم میکنم دیگه ماشین امادست که بریم دور دور مسافرت حالا ی شهری انتخاب میکنیم ماشین که داریم هتلم رزو میکنیم چند تا تیکه لباس برمیداریم بزن بریم شمال ماهی کبابی اکبر جوجه ورستوران توراهی همه منتظرمن هستن سفا سیتی لذت با خانواده خیلی لذتبخشه ایشالا قسمت شما هم بشه
در رستورانها سرآشپز منوها رو دسته بندی میکنه
مثلا دسرها جدا و غذا ها جدا و پیش غذا ها جدا و … کلا دسته بندی میکنه بر اساس یه سری پارامترها .
من هم طعم هایی رو که در این دنیا دوست داشتم تجربه کنم اون جلسه نوشتم و من هر طعمی رو که دوست دارم باید بدونم همون طعم در جهان هست و خیلی ها با اون طعم دارن زندگی میکنن پس هر چی رو که دوست دارم در این دنیا هست و وجود داره ولی من در مدارش نیستم فقط با قرار گرفتن در اون مدارهای بالا اون نعمتها و طعمها ی خوب و خشمزه خیلی راحت و به موقع وارد زندگی من میشه .
پس ما یاد گرفتیم به طعمهایی که دوست نداریم تجربه کنیم توجه نکنیم و حرف نزنیم با یه مثال توجه نکردن رو قابل لمسش،کنیم مثال :هیچ وقت ما بادوربین موبایل یا عکاسی خودمون نمیاییم از لحظه هایی که برای ما مشکل به وجود اومده یا ناراحت هستیم یا مریضیم و یا …عکس بگیریم فقط از لحطهای شاد و قشنگمون و اون لحظهایی رو که دوست داریم عکس میگیریم پس توجه کردن به طعم های خوب هم همینطور هست مثل عکس گرفتن هست باید به طعمهای خوب و و طعمهایی که دوست داریم توجه کنیم
و دیدیم که چقدر در انتخاب عکس هایی که گرفتیم حساس هستیم که کدوم عکس زاویه ی بهتر یا چهره و نور و منظره و … خوبه و با دقت خاصی عکسی رو انتخاب میکنیم که از همه جنبه ها عالی باشه پس در انتخاب طعمهای زندگیمون هم باید اینقدر حساس باشیم و یه طعم عالی رو که از هر نظر خوبه رو انتخاب کنیم .
پس ما باید هر فیلم و اهنگ و اخبار و گفت و گویی رو و … دنبال کنیم که کار بسیار خطرناکی هست و ما باید اگاهانه طعم های خوب رو انتخاب کنیم برای تجربه کردن .
چه طعم هایی رو دوست داریم در زندگی تجربه کنیم ؟
خداوند همه ی طعم ها رو در اختیار ما قرار داده فقط ما باید طعم دلخواه رو انتخاب کنیم و استفاده کنیم و سرنوشتها و اتفاقهای خوشمزه رو تعیین کنیم
چرا ادمها همیشه طعم های بد رو انتخاب میکنن ؟؟ مثلا وقتی یه تصادف رو افراد با آب و تاب میان تعریف میکنن در تمام اون لحظات افراد دارن آشپزی میکنن غذای خودشون رو با اون طعمی که تو جه کردن واین یه غدای بد مزه میشه و قطعا کسی اون رو دوست نداره و ما فقط طعم های خوشمزه رو دوست داریم پس توجه نکنید و اتفافهای بد رو رقم نزنید.
خوب حالا میخواییم یه غدای خوشمزه تهییه کنیم پس باید مواد اولیه رو با هم قاطی کنیم و یه عدای خوسمزه رو درست کنیم
پس در مورد طعم های دلخواهت بیا حرف بزن مثلا بگو دوست داری چطور طعم یه سفر خوب رو بچشیم ؟مواد اولیه سفر خوب من چی هست ؟و در اینجا باید براساس باور فروانی خدا و بی نهایت نعمت داشتن خدا بنویسیم .
پس مواد لازم برای سفر عالی میشه :
داشتن بلیط هواپیما و بعد شهرت رو انتخاب کن
و بعد هتلت رو انتخاب کن و نحوه ی گشتن در اون شهر رو انتخاب کن و…. بنویس
اینها دستور پخت یه سفر قشنگ هست که استاد برای ما مثال زد .
دستور پخت اتفاقهای دیگه رو هم میتونید بنویسید مثلا :
دستور پخت یه ویلا
دستور پخت یه ماشین
دستور پخت یه خونه ی شیک
و…
وباید وقت بزارید تحقیق کنید و چندین دستور رو پخت رو بنویسید و بزارید داخل یه جعبه به عنوان جعبه ی ارزوها و کلی دستور پختهای اتفاقهای خوشمزه رو بنویسید
و با این کار راحت میتونید ذهن رو برای رسیدن به آرزوها هماهانگ و اماده کنید
من میخوام دستور پخت یه شخصیت زیبا از خودم رو بنویسم :
میخوام یه ورژن جدید از خودم داشته باشم با علم و اگاهی های به روز و زیاد میخوام و دانایی داشته باشم که همیشه در کنار اگاهی و علمم باشه و کمک کننده ی من باشه و من رو به سعادت و کمال برسونه و دوست دارم همیشه
تمرکز م بر جنبهای شاد و مثبت این جهان باشه و درواقع گزارشگر خوبیهای این دنیا باشم و بسیار مستقل و آزاد و به دور از هر وابستگی به هر شخصی خودم زندگی کنم و دوست دارم قدرت بیان و حرف زدن بسیار خوبی داشته باشم که به راحتی بتونم حرفهای خودم رو به کسی منتقل کنم و دوست دارم هم شنونده و هم گوینده ی عالی باشم و از این قدرت ذهن که اگاهی پیدا کردم همیشه برای خلق زندگی دلخواهم استفاده کنم و میخوام مثل خدا باشم بخشنده و غنی و مهربان و دانا و اگاه و … و هیچ وقت آبروی خدا رو نبرم
دوست دارم ایمانم و توکلم به خدا همیشه و هر لحظه بیشتر بشه و بهترین رابطه رو با خدای خودم داشته باشم و یه انسان به تمام معنا باشم که این دنیا رو به جایی بهتر برای زندگی کردن تبدیل کنم حالا به هر طریقی و اینقدر ثروتمند بشم که روزی رسان خیلیها بشم و به تمام اطرافیانم عشق بدم و همه رو عاشقانه دوست بدارم و بدون توقع به هر کس که میخواستم کمک کنم و در زندگی فردی و اجتماعی خودم بسیار موفق باشم و اینقدر رابطه ام با خدا عالی و قوی باشه که شهود و الهام الهی رو هر لحظه دریافت کنم و دوست دارم باورهای توحیدی من بسیار بسیار قویتر بشن طوری که هیچ حرف و حادثه و اخبار و هیچ شخصی برای من مهم و تاثیر گدار در سرنوشت من و زندگی من نباشه و فقط و فقط خودش تنها و تنها زندگی من رو اداره کنه و مادری لایق و همسری بی نطیر باشم که بهترین رابطها رو تجربه کنم و بتونم از بودن در کنار اطرافیانم لدت ببر م و اونها هم از بودن در کنار من لدت ببرن و یه درآمد عالی و مستقل داشته باشم اما بدون زحمت خاص فیزیکی و دوست دارم در جمع به راحتی حرف بزنم و نظریه و حرفهای خوب و عالی ارایه بدم و دوست دارم به بهترین راها هدایت بشم و در راه درست و خدایی حرکت کنم در نهایت یه شخصیت پر از عشق و اگاهی و دانایی و خوبی و ثروت و ارامش و شادی و حال خوب میخوام و امیدوارم با این شخصیت جدیدم سالیان سال سلامت و متناسب و شادو موفق و ثروتمند باشم و در این دنیا فقط طعمهای خوب وعالی رو خلق کنم خدا یا سپاسگزارم برای این شخصیت زیبا با این همه ویژگی مثبت که دارم