تصور کن هر صبح که بیدار میشی، پنجره رو باز میکنی و نسیم خنک صبحگاهی همراه با نور طلایی خورشید 🌞 به اتاقت میتابه. همین لحظه ساده میتونه یکی از نشانههای دریافت نعمتهای الهی باشه. 🍃
نعمتها همیشه در اطراف ما جاری هستن؛ از هوایی که نفس میکشیم گرفته تا لبخندی که از صمیم دل کسی دریافت میکنیم 😊. اما خیلی وقتها به خاطر دغدغهها و افکار منفی، حضور این نعمتها رو نمیبینیم.
وقتی یاد بگیری با دل شاکر و ذهنی آرام به زندگی نگاه کنی، انگار دریچهای به روی فراوانی باز میکنی ✨. اونوقته که احساس میکنی خداوند همیشه کنارته و جریان نعمتها بیوقفه وارد زندگیت میشه 💫.
🪔 دریافت نعمتهای الهی و راز جریان برکت
خداوند مثل یک رودخانه بیپایان از عشق و برکت است که همیشه در حال جاری شدن به سمت ماست ✨. کافی است لحظهای چشمهایت را ببندی و به جریان زندگی گوش بسپاری تا متوجه شوی این رودخانه هیچوقت قطع نمیشود.

هر روزی که طلوع خورشید را میبینیم 🌞، شکوفههای تازه روی درختان را لمس میکنیم 🌳 یا صدای خنده کودکان را میشنویم 🎶، در واقع در حال تجربه کردن دریافت نعمتهای الهی هستیم.
حتی نفسهای آرام شبانه یا صدای باران که به شیشه میخورد 💧، همه و همه نشانههایی از حضور دائمی این نعمتها هستند.
اما مسئله اینجاست که ذهن انسان خیلی وقتها درگیر مشکلات روزمره، نگرانیهای مالی یا دغدغههای کوچک میشود 😔 و همین باعث میگردد که جریان بیوقفه برکت را نبیند.
درست مثل کسی که کنار یک رود پرآب ایستاده اما به جای آب، فقط به سنگهای کف رود نگاه میکند. در چنین شرایطی، حس میکنیم زندگی خالی از نعمت است، در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس است.
اگر نگاهت را تغییر بدهی و به جای تمرکز بر کمبودها، روی داشتهها و نعمتهای کوچک زندگی تمرکز کنی 🌈، به تدریج متوجه میشوی که دریچههای بزرگی از برکت به رویت باز میشود.
مثلا یک روز با خودت میگویی: «من فقط هوای پاک را نفس میکشم» اما وقتی دقیقتر فکر کنی، میبینی همین نفس کشیدن یکی از بزرگترین نمونههای دریافت نعمتهای الهی است که بدون آن زندگی غیرممکن بود.
یا حتی یک فنجان چای گرم در هوای سرد ❄️ میتواند یادآور این باشد که خداوند همیشه در کنار توست و لحظهبهلحظه مراقب توست.
هرچه بیشتر یاد بگیری لحظههای ساده و کوچک زندگی را ببینی و بابتشان شکرگزاری کنی 🙏، بیشتر در مسیر هماهنگی با جریان الهی قرار میگیری.
این هماهنگی مثل یک مغناطیس عمل میکند که برکتها، فرصتها و افراد درست را وارد زندگیات میکند 💫.
در واقع، تو با انتخاب آگاهانه خودت، دروازههای بیشتری برای دریافت نعمتهای الهی باز میکنی و زندگیات را سرشار از آرامش، برکت و احساس امنیت درونی میسازی 🌺.

🧠 چرا مغز پیشرفت را غیرممکن میبیند؟
مغز ما همیشه دنبال منطق است. به همین دلیل وقتی چیزی را از دست میدهیم، برایش طبیعی به نظر میرسد چون قبلاً آن را تجربه کردهایم 😔.
مثلا اگر شغل یا پولی را از دست بدهیم، مغز سریع میگوید: «خب، تو قبلاً هم بدون این شرایط زندگی کردی، پس منطقیه دوباره به حالت قبل برگردی.» اما وقتی صحبت از رشد و پیشرفت میشود، مغز میگوید: «این محاله! تو هیچ وقت چنین چیزی نداشتی، پس نمیتونی داشته باشی.» 🚫
اما این نگاه محدودکننده باعث میشود انسان از دریافت نعمتهای الهی محروم بماند. واقعیت این است که خیلی از شرایط فعلی زندگیمان، روزی برایمان غیرممکن به نظر میرسید.
یادته وقتی بچه بودی تصور داشتن گوشی هوشمند یا اینترنت پرسرعت برات یک رویا بود؟ 📱 حالا همون چیزی که روزی محال به نظر میرسید، بخشی عادی از زندگیته.
این یعنی رشد و پیشرفت همیشه امکانپذیر است؛ فقط چون ذهن ما به اطلاعات قبلی وابسته است، مسیر جدید را نمیبیند.
وقتی با قدرت ذهن و تخیل وارد عمل شوی، دروازههای تازهای برای دریافت نعمتهای الهی باز میشود.
چون خداوند هیچ محدودیتی برای بخشیدن ندارد، این ما هستیم که با محدودیتهای ذهنیمان سد راه میسازیم. 🌟
🌟 استفاده از قدرت ذهن برای دریافت نعمتهای الهی
قدرت ذهن مثل چراغ جادویی است که درون همه ما قرار داده شده 🪄. کافیست یاد بگیریم چطور این چراغ را روشن کنیم تا مسیر زندگیمان را نورانی کند و راههای تازهای به رویمان گشوده شود.
بسیاری از افراد تصور میکنند برای استفاده از قدرت ذهن باید دورههای پیچیده یا مهارتهای عجیب بلد باشند یا ساعتها تمرینهای طاقتفرسا انجام دهند.
اما حقیقت این است که همه ما از کودکی با این توانایی به دنیا میآییم؛ قدرتی الهی که همیشه همراه ماست، حتی اگر فراموشش کنیم.

کودکان بهترین نمونه از استفادهکنندگان قدرت ذهن هستند. وقتی بچهای اسباببازی یا خوراکی خاصی را میخواهد، با تمام وجود به آن فکر میکند، تجسمش میکند و حتی احساس داشتن آن را تجربه میکند 🎁.
همین قدرت احساس و تخیل باعث میشود که خیلی سریعتر به خواستههایشان برسند.
آنها هیچ مانع ذهنی یا باور محدودکنندهای ندارند، به همین دلیل به راحتی در مسیر دریافت نعمتهای الهی قرار میگیرند.
کافی است نگاه کنی به برق چشمهای یک کودک وقتی چیزی را تصور میکند؛ گویی همین حالا صاحب آن شده است ✨.
اما وقتی بزرگتر میشویم، به خاطر ورودیهای منفی، ترسها و باورهای غلطی که از خانواده، مدرسه و جامعه دریافت میکنیم، ذهنمان پر از محدودیت میشود.
در نتیجه هنگام تجسم آرزوها، مغزمان سریع میگوید: «این محاله!» 😔 و همین جمله کافی است تا نیروی تخیل خاموش شود. اینجاست که چراغ جادویی درونمان کمنور میشود و فاصله ما با دریافت نعمتهای الهی بیشتر به نظر میرسد.
راه حل ساده است: هر بار که میخواهی آرزویی را تصور کنی، به جای تکیه بر منطق مغز، از حس و تخیل خودت کمک بگیر. تجسم کن که همین الان در حال زندگی کردن خواستهات هستی؛ صدای آن لحظه را بشنو، تصویرش را ببین، بویش را حس کن و حتی لمسش کن 🌈.
هرچه این تجربه ذهنی واقعیتر باشد، انرژی بیشتری به کائنات میفرستی. احساس کن که نعمتها هماکنون وارد زندگیات شدهاند، نه در آیندهای دور. این همان پلی است که تو را مستقیم به دریافت نعمتهای الهی میرساند و باعث میشود جریان برکت با سرعت بیشتری در زندگیات جاری شود 💫.
🚪 مراقبت از ورودیهای ذهن؛ کلید تغییر زندگی
ذهن ما دقیقاً مثل یک باغچه است 🌱. اگر در آن بذرهای خوب بکاری، گلهای زیبا و میوههای شیرین خواهی داشت 🌺🍎. اما اگر مدام اجازه دهی بذرهای سمی (افکار منفی، اخبار بد، ناامیدی) وارد شود، به زودی باغچه پر از علفهای هرز میشود که رشد چیزهای خوب را متوقف میکند.

ورودیهای ذهن از طریق چشم و گوش وارد میشوند: فیلمهایی که میبینی، موسیقی و حرفهایی که میشنوی، مکالماتی که با دوستان داری، حتی محتوایی که در شبکههای اجتماعی دنبال میکنی 📱. اگر این ورودیها پر از ترس، نگرانی و ناامیدی باشند، طبیعی است که نتوانی خودت را آماده دریافت نعمتهای الهی کنی.
پس اولین قدم برای تغییر زندگی، مراقبت از این ورودیهاست. هر بار که محتوای جدیدی انتخاب میکنی، از خودت بپرس: «آیا این باعث رشد من میشود یا نه؟» اگر جواب مثبت بود، ادامه بده. اگر منفی بود، درِ ورود آن را ببند 🚫.
وقتی ذهن تو پر از آگاهیهای مثبت، الهامبخش و انگیزهبخش باشد، بهطور طبیعی شرایط زندگیات تغییر میکند و در مسیر دریافت نعمتهای الهی قرار میگیری. 💫
👩🍳 سرآشپز زندگی خودت باش
زندگی را مثل یک رستوران مجلل تصور کن 🍲✨. در این رستوران، تو سرآشپزی هستی که تصمیم میگیرد چه غذاهایی در منو قرار بگیرد.
هر غذایی که در منو میگذاری، نشاندهنده تجربهای است که میخواهی در زندگی داشته باشی. حالا سوال اینجاست: آیا میخواهی منویی پر از کمبود و نگرانی داشته باشی، یا پر از شادی، ثروت، آرامش و عشق؟ ❤️
برای اینکه سرآشپز خوبی باشی، باید اول خواستههایت را مشخص کنی. مثلا اگر میخواهی ماشین رویاییات را داشته باشی 🚗، شروع کن به جمعآوری مواد اولیهاش: دیدن ویدیوها، خواندن مقالات، لمس حس رانندگی با آن در تخیل.
هر چه بیشتر خودت را در موقعیت تحقق خواسته ببینی، ذهن تو پر از مواد اولیه مثبت میشود. و وقتی مواد اولیه درست در اختیار داشته باشی، جهان هستی بهترین غذا را برایت خواهد پخت 🍽️.
این همان شیوهای است که تو را به دریافت نعمتهای الهی نزدیک میکند. چون وقتی درونت پر از تصویرهای مثبت و احساس خوب شود، انرژیات تغییر میکند و این تغییر انرژی مثل یک آهنربا عمل میکند.
خیلی زود اتفاقاتی در زندگیات رخ میدهد که نشان میدهد خداوند درخواستت را شنیده و در حال پاسخ دادن است 💫.
🌈 نتیجهگیری: آغوش باز برای دریافت نعمتهای الهی
نعمتهای الهی همیشه در اطراف ما در جریان هستند، مثل آبی که بیوقفه در رودخانه جاری است 🌊. اما انتخاب با ماست که آیا ظرفی در دست بگیریم و از این آب بنوشیم یا نه. با شکرگزاری روزانه 🙏، مراقبت از ورودیهای ذهن و استفاده از قدرت تخیل، میتوانی خودت را در بهترین شرایط برای دریافت نعمتهای الهی قرار دهی.
به یاد داشته باش که خداوند هیچ محدودیتی در بخشیدن ندارد 💎. او منبع بیپایان فراوانی است و هر لحظه آماده است تا بیشتر به تو ببخشد.
تنها چیزی که جلوی این دریافت را میگیرد، باورهای محدودکننده و ذهنیاتی است که خودمان ساختهایم. پ
س امروز تصمیم بگیر سرآشپز زندگیات باشی 👩🍳، منوی دلخواهت را انتخاب کنی و با وارد کردن آگاهیهای مثبت، طعمهای شیرین و لذیذی به سفره زندگیات اضافه کنی. 🍀
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.27 از 83 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



فایل زندگی با طعم خدا جلسه یازدهم :
من امروز روز شنبه که روز هفتاد و هشتم تکرار است توانستم این تمرین را تمام کنم. این تمرين خیلی لذت بخش بود. ممنونم استاد. 😊
ما در خیلی از چیزها حق انتخاب داریم. مواردی از قبیل محل زندگی ، خانه ، ماشین ، دوستانمان ، غذا ، تفریحاتمان ، مسافرتهایمان ، ازدواج ، ادامه تحصيل ، نوع ورزش، تفکراتمان ،شغل و غیره.😀
ما وقتی میخواهیم ازدواج کنیم، به طور جدی به فرد مورد نظری که میخواهیم با او ازدواج کنیم فکر میکنیم . ما دوست داریم دختر یا پسری را انتخاب کنیم که شایسته ما باشد. 😁
ما وقتی میخواهیم ادامه تحصیل کنیم ، به طور جدی به رشته های موجود و مورد علاقه مان فکر میکنم.ما نهايتاً رشته ای را انتخاب میکنیم که دوست داشته باشيم.😂
ما وقتی میخواهیم شاغل شویم ، به طور جدی به شغلهای موجود و مورد علاقه مان فکر میکنم. ما نهايتاً شغلی را انتخاب میکنیم که دوست داشته باشيم.😃
لیست دستور پخت من برای خرید خانه :
من خانه ای که دوست دارم بخرم را به صورت زیر برای خودم تصویر کردم :🏡
خانه من خانه ای شمالی ، جنوبی است. خود خانه در سمت راست و پارکینگ یا گاراج ان جداگانه و مجزا سمت چپ و چسبیده به خود خانه است. جلوی پارکینگ هم یک زمین به اندازه 100 قدم فاصله تا خیابان جلوی خانه ميباشد. این زمین 100 قدمی یک سقف دارد که هر زمان که ما خواستیم 2 ساعت به خانه بیاییم و دوباره بیرون برویم ، ماشین را داخل پارکینگ نیاریم و زیر این سقف ماشین را پارک کنیم. یک میله بسکتبال هم گوشه چپ زمین وجود دارد که همه سال بشود بسکتبال بازی کرد ، حتی اگر باران بیاید چون این میله زیر سقف است ، ما خیس نمیشویم. داخل پارکینگ به غیر از ابزار همسرم در گوشه ای ، باشگاه کوچکی برای خودمان به چشم میخورد و میز بیلیاردی هم در کناری قرار دارد. این پارکینگ دری به اشپزخانه داخل خانه دارد تا بتوانيم به راحتی ما خریدهای خود را از ماشين به داخل اشپزخانه ببریم. 🏡
از در ورود ی وارد میشویم که بالای سر در یک. مجسمه سرحیوان شیر گچکاری وجود دارد. سمت راست ورودی یک هال پهن که دراز نیست وجوددارد. یک دستشویی هم که مخصوص مهمان است. سمت چپ ان یک کمد است که مهمانها میتوانند لباسهای خود را در ان اویزان کنند. چند قدم جلوتر ، هال تمام میشود و روبه رو، یک پذیرایی مستطیل شکل قرار دارد که سمت راست ان یک راهرو است که منتهی به اتاق خواب میشود. داخل اتاق ، حمام و دستشویی قرار دارد. این اتاق 2 پنجره دارد یکی به سمت خیابان و یکی به سمت خانه همسایه کناری. سمت چپ راهرو اتاق کار من قرار دارد که تا زمانیکه قرار است از خانه کار کنم محل کار من است. داخل اتاق میز و صندلی کار من به اضافه لوازم التحریرم قرار دارد. این اتاق به سمت حیاط پشتی خانه پنجره دارد. 🏡
حالا بر میگردیم به سمت در ورودی و پذیرایی مستطیل شکل. گوشه های پذیرایی و اتاقهاو کل فضاها با شمع های گچبری تزیین شده چسبیده به سقف است. جلوی در ورودی هم یک اسپری اتوماتیک گلاب قرار دارد که هر چند دقیقه فضای خانه را با عطر گلاب پر میکند. همچنین دو تا مجسمه طاووس و یک فرش دستباف با نام خدا بین دو تا طاووس بالای سر در ورودی خانه نصب شده است. یک مناجات زیبا توی قسمت پذیرایی روی دیوار نوشته شده که دورش را قاب گرفته ایم. پیانوی پسرم هم گوشه چپ پذیرایی قرار دارد. این پذیرایی یک در بزرگ 4 لنگه تا زیر سقف به سمت حیاط پشتی دارد که سر تا سرش شیشه است و وقتی از در بیرون میروی، یک پاسیوی بزرگ و سایبان و میز و صندلی مخصوص بیرون ، سمت راست حیاط ، یک گریل گازی و استخر که با سقف تور پوشیده شده و از نورشدید خورشید جلوگیری میکند میبینید و سمت چپ باغچه بزرگی که همسرم باغبانی کرده میبینید. باز انطرفتر سمت چپ حیاط ، چند درخت میوه و چمن مصنوعی میبینید که زمین مخصوص مینی گلف خانوادگی ماست. ما یک دارت را سمت راست حیاط به دیوار زده ایم تا مرتب موقع ورود به حیاط دارت بازی کنیم. 🏡
دوباره برگردیم به در ورودی داخل خانه و وارد پذیرایی شویم. قسمتی که دیوار پذیرایی تمام میشود ، یک راهرو به سمت چپ وجود دارد. ما وارد اشپزخانه میشویم که میز ناهارخوری و کابینتها قرار دارد. تلویزیون هم روبروی میز ناهارخوری به دیوار نصب شده است. کنار اشپزخانه به گاراج یا پارکینگ بغل خانه وصل میشود. گوشه سمت چپ اتاق غذاخوری به اتاق خواب پسرم وصل میشود که ان اتاق هم حمام و دستشویی مخصوص خود را داردو به سمت حیاط پشتی پنجره دارد. 🏡
سقف خانه ما شیروانی است و روی ان پنلهای خورشیدی برای تولید برق قرار دارد. در ورود ی ما یک در فلزی بزرگ قهوه ای رنگ است. جعبه نامه های ما به رنگ نارنجی جلوی خانه مان است که اسم خودمان را روی ان نوشته ایم تا پستچی راحتتر نامه های ما را در ان بیندازد. 🏡
جلوی خانه همسرم یک درخت لیمو ، پرتقال و نارنگی کاشته است. یک درخت بید بزرگ هم جلوی خانه است که برای اينجا که بیشتر سال، هوا گرم است تولید سایه کند. گلها ی کاغذی زیبای قرمز و صورتی در فضای جلوی خانه و باغچه حیاط پشتی به چشم میخورند. در اخر بگویم کنار پارکینگ هم یک در بزرگ ماشین رو به سمت حیاط پشتی وجود دارد که حتی ار وی (RV) از ان رد میشود. 🏡
زندگی با طعم خدا (جلسه یازدهم):
سلام به همه هم مسیرانم
دوست دارم در اینجا به آنجای آنکه دستور پخت های متفاوتی برای خواسته هایم را بنویسم، راجع به این فایل، دیدگاه و مطلبی را که از این فایل، درک کرده ام را بنویسم. اصل این است:« ما میتوانیم انتخاب کنیم. » من و شما میتوانیم زندگی خودمون را انتخاب کنیم. ما حتی به عنوان یک زن، میتوانیم زندگی خودمون را انتخاب کنیم؛ در صورتیکه والدینم به من گفته بودند:« وقتی ازدواج کردی، هر چه همسرت گفت تو بایست قبول کنی. » این فایل به نظرم فایل ازادی است. این فایل، فایل زندگی است. فایل انتخاب زندگی بر حسب طعم دلخواه زندگی است. من آزادانه میتوانم دستور پخت هر خواسته خودم رابر طبق میل خودم تنظیم کرده، سپس از زندگی خودم لذت فراوان ببرم. این یک قانون است که اگر من ازش تا حالا مطلع نبودم، الان مطلع شدم. این را باور کنیم؛ هر چند برای ما از همان کودکی متفاوت گفته اند. مثلا گفته اند که :« سرنوشت تو را روی پیشانی ات نوشته اند. » یا اینکه :« تو باید در زندگی همه اتفاقهای ناگوار را بپذیری و غیره. »
الان که خوب میاندیشم، میبینم حتی پدر و مادرهایی مثل والدین خودم، از روی نااگاهی گاهی کفر گفته اند: مگر میشود که خداوند درانسان که اشرف مخلوقات است، قدرت انتخاب برای زندگی را نگذاشته باشد؟ مگر میشود خداوند ما را فقط و فقط و فقط؛ برای کمر خم کردن در برابر ناملایمات زندگی، آفریده باشد؟ مگر میشود که خداوند نسبت به خواسته های ما؛ بی تفاوت باشد و ما را برای تحمل سختی، رنج و زحمت آفریده باشد؟ عزیزان من، بار دومی است که این دوره و این فایل را میگذرانم؛ ولی این فایل، حرفهایی در دل خودش دارد که در جایی قبلا نشنیده بودم. حرفهایی در این فایل است که مخالف هر آنچه بود که در ذهنم باور داشتم. این حرفها به دلم نشست، چون از دل برمیاید. چون این حرفها به من میگوید که خداوند عاشق من است. خداوند مرا فرستاده است روی زمین تا تجربه هایی را که دوست دارم، را حس کنم. خداوند با عشق منتظر من است تا درخواست کنم. بیایید ما متفاوت با فرزندان خود رفتار کنیم. بگذاریم که آنها دید گاه و نگرش مورد نظرخودشون را دنبال کنند. بیایید زندگی خودمون را با طعمهای مورد دلخواه خودمون بپزیم.
اگر حتی متاهل هستید و همسر دارید، دید خود را متفاوت کنید. زندگی خود را دنبال کنید. من در این فاصله چند روزه، دقت کردم ومتوجه شدم که گاهی برای کارهای کوچک با همسرم مشورت میکنم. البته که مشورت کردن خوب است؛ ولی دلیلی ندارد که من برای بیشترکارهایم با همسرم مشورت کنم. من شروع کردم به انجام خواسته هایم، حتی اگر کوچک بود. منکه به خاطر دختر بودن بارها توسط والدین و مخصوصا مادربزرگم؛ سر زنش شده بودم، احساس زیبایی از ازادی و حق انتخاب در ابن چندین روز متوالی بعد از تمرین کردن فایل، بهم دست داد. الان میفهمم که نتیجه این همه استمرار چیست. دوستان گلم، من سالها است ساکن ایران نیستم، اما باورهای ما در ذهن ما هستند و هرجایی که ما ساکن باشیم، آن باورهایی که در کودکی در ذهن ما به اشتباه برایمان تکرار شده است و ارزش گذاری شده اند؛ با تغییرمکان جغرافیایی به سرعت تغییر نمی یابند. به قول استاد:« تا زمانیکه ما با تمرین کردن فایلها و استمرار باورهای اشتباه خودمون را تغییرندهیم، دیدگاه و نگرش ما تغییری نمیکنند. » ما حتی اگر به فضا برویم و از دور کره زمین را مشاهده کنیم، باورهای ما تغییری نمی یابند. حتی اگر در آزادترین کشور دنیا با عدم محدودیت قوانین زندگی کنیم، باورهای ما تغییری نمی یابند؛ شاید خیلی محدود به خاطر اجرای قوانین، تغییری سطحی در آنها ایجاد شود، والا از ریشه تغییری ایجاد نمیشود.
تا زمانیکه باورها و افکار ما روی عدم انتخاب و حق نداشتن حتی در جزیی ترین کارها و خواسته ها تنظیم باشد، زندگی ما تغییری نمیکند. الان حس میکنم که دوباره متولد شده ام. میتوانم؛ نفس بکشم، آزاد باشم و زندگی دلخواه خودم را بسازم. من حتی درانتخابهایم برای خواسته هایم، دیگر کاری به نظر پسر و همسرم ندارم، بلکه دوست دارم که هر خواسته ای را که دارم، بنویسم و روی ندای قلبی خودم لحظه ای تمرکز کرده و خودم را برای یک زندگی زیبا و پر از هیجان آماده کنم.
من از همین الان عاشق خودم شده ام، چون دیگر در اسارت باورهاو افکار گذشته ام نیستم. این ازادی ذهن از نظر من، ازادی مطلق است چون ازادی اندیشه ها است. من خودم را از هر آنچه قبلا شنیده ام، رها کردم. من دارم مینویسم راجع به خواسته های لذت بخشی که دوست دارم تجربه کنم. دوست دارم منوی زندگیم که شامل محیط کار و سطح درآمد ی که خودم دوست دارم تعیین کنم، باشد. دوست دارم در منوی زندگیم خانه رویایی ام به آن شکلی که من مورد نظرم است، سرراهم قرار گیرد. دوست دارم در منوی زندگیم ارتباط من با خدا ی عالم تنگاتنگ باشد و به محض نیاز من به معبودم، او مرا در آغوش امنیت خودش بگیرد. من میتوانم الان ساعتها، راجع به خواسته های خودم بنویسم. این حس لذت انتخاب و ازادی، غذای خوشمزه زندگی مرا آماده میکند. با افتخار میگویم که این فایل را تا زمانیکه زنده هستم، دنبال میکنم و از زندگیم لذت میبرم؛ چون همان زندگی را تجربه میکنم که خودم مواد اولیه آن را تهیه کرده ام.
روزپنج شنبه ۵ آبان ماه سال ۱۴۰۱ هجری شمسی مطابق ۲۷ ماه اکتبر سال ۲۰۲۲ میلادی