تصور کن هر صبح که بیدار میشی، پنجره رو باز میکنی و نسیم خنک صبحگاهی همراه با نور طلایی خورشید 🌞 به اتاقت میتابه. همین لحظه ساده میتونه یکی از نشانههای دریافت نعمتهای الهی باشه. 🍃
نعمتها همیشه در اطراف ما جاری هستن؛ از هوایی که نفس میکشیم گرفته تا لبخندی که از صمیم دل کسی دریافت میکنیم 😊. اما خیلی وقتها به خاطر دغدغهها و افکار منفی، حضور این نعمتها رو نمیبینیم.
وقتی یاد بگیری با دل شاکر و ذهنی آرام به زندگی نگاه کنی، انگار دریچهای به روی فراوانی باز میکنی ✨. اونوقته که احساس میکنی خداوند همیشه کنارته و جریان نعمتها بیوقفه وارد زندگیت میشه 💫.
🪔 دریافت نعمتهای الهی و راز جریان برکت
خداوند مثل یک رودخانه بیپایان از عشق و برکت است که همیشه در حال جاری شدن به سمت ماست ✨. کافی است لحظهای چشمهایت را ببندی و به جریان زندگی گوش بسپاری تا متوجه شوی این رودخانه هیچوقت قطع نمیشود.

هر روزی که طلوع خورشید را میبینیم 🌞، شکوفههای تازه روی درختان را لمس میکنیم 🌳 یا صدای خنده کودکان را میشنویم 🎶، در واقع در حال تجربه کردن دریافت نعمتهای الهی هستیم.
حتی نفسهای آرام شبانه یا صدای باران که به شیشه میخورد 💧، همه و همه نشانههایی از حضور دائمی این نعمتها هستند.
اما مسئله اینجاست که ذهن انسان خیلی وقتها درگیر مشکلات روزمره، نگرانیهای مالی یا دغدغههای کوچک میشود 😔 و همین باعث میگردد که جریان بیوقفه برکت را نبیند.
درست مثل کسی که کنار یک رود پرآب ایستاده اما به جای آب، فقط به سنگهای کف رود نگاه میکند. در چنین شرایطی، حس میکنیم زندگی خالی از نعمت است، در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس است.
اگر نگاهت را تغییر بدهی و به جای تمرکز بر کمبودها، روی داشتهها و نعمتهای کوچک زندگی تمرکز کنی 🌈، به تدریج متوجه میشوی که دریچههای بزرگی از برکت به رویت باز میشود.
مثلا یک روز با خودت میگویی: «من فقط هوای پاک را نفس میکشم» اما وقتی دقیقتر فکر کنی، میبینی همین نفس کشیدن یکی از بزرگترین نمونههای دریافت نعمتهای الهی است که بدون آن زندگی غیرممکن بود.
یا حتی یک فنجان چای گرم در هوای سرد ❄️ میتواند یادآور این باشد که خداوند همیشه در کنار توست و لحظهبهلحظه مراقب توست.
هرچه بیشتر یاد بگیری لحظههای ساده و کوچک زندگی را ببینی و بابتشان شکرگزاری کنی 🙏، بیشتر در مسیر هماهنگی با جریان الهی قرار میگیری.
این هماهنگی مثل یک مغناطیس عمل میکند که برکتها، فرصتها و افراد درست را وارد زندگیات میکند 💫.
در واقع، تو با انتخاب آگاهانه خودت، دروازههای بیشتری برای دریافت نعمتهای الهی باز میکنی و زندگیات را سرشار از آرامش، برکت و احساس امنیت درونی میسازی 🌺.

🧠 چرا مغز پیشرفت را غیرممکن میبیند؟
مغز ما همیشه دنبال منطق است. به همین دلیل وقتی چیزی را از دست میدهیم، برایش طبیعی به نظر میرسد چون قبلاً آن را تجربه کردهایم 😔.
مثلا اگر شغل یا پولی را از دست بدهیم، مغز سریع میگوید: «خب، تو قبلاً هم بدون این شرایط زندگی کردی، پس منطقیه دوباره به حالت قبل برگردی.» اما وقتی صحبت از رشد و پیشرفت میشود، مغز میگوید: «این محاله! تو هیچ وقت چنین چیزی نداشتی، پس نمیتونی داشته باشی.» 🚫
اما این نگاه محدودکننده باعث میشود انسان از دریافت نعمتهای الهی محروم بماند. واقعیت این است که خیلی از شرایط فعلی زندگیمان، روزی برایمان غیرممکن به نظر میرسید.
یادته وقتی بچه بودی تصور داشتن گوشی هوشمند یا اینترنت پرسرعت برات یک رویا بود؟ 📱 حالا همون چیزی که روزی محال به نظر میرسید، بخشی عادی از زندگیته.
این یعنی رشد و پیشرفت همیشه امکانپذیر است؛ فقط چون ذهن ما به اطلاعات قبلی وابسته است، مسیر جدید را نمیبیند.
وقتی با قدرت ذهن و تخیل وارد عمل شوی، دروازههای تازهای برای دریافت نعمتهای الهی باز میشود.
چون خداوند هیچ محدودیتی برای بخشیدن ندارد، این ما هستیم که با محدودیتهای ذهنیمان سد راه میسازیم. 🌟
🌟 استفاده از قدرت ذهن برای دریافت نعمتهای الهی
قدرت ذهن مثل چراغ جادویی است که درون همه ما قرار داده شده 🪄. کافیست یاد بگیریم چطور این چراغ را روشن کنیم تا مسیر زندگیمان را نورانی کند و راههای تازهای به رویمان گشوده شود.
بسیاری از افراد تصور میکنند برای استفاده از قدرت ذهن باید دورههای پیچیده یا مهارتهای عجیب بلد باشند یا ساعتها تمرینهای طاقتفرسا انجام دهند.
اما حقیقت این است که همه ما از کودکی با این توانایی به دنیا میآییم؛ قدرتی الهی که همیشه همراه ماست، حتی اگر فراموشش کنیم.

کودکان بهترین نمونه از استفادهکنندگان قدرت ذهن هستند. وقتی بچهای اسباببازی یا خوراکی خاصی را میخواهد، با تمام وجود به آن فکر میکند، تجسمش میکند و حتی احساس داشتن آن را تجربه میکند 🎁.
همین قدرت احساس و تخیل باعث میشود که خیلی سریعتر به خواستههایشان برسند.
آنها هیچ مانع ذهنی یا باور محدودکنندهای ندارند، به همین دلیل به راحتی در مسیر دریافت نعمتهای الهی قرار میگیرند.
کافی است نگاه کنی به برق چشمهای یک کودک وقتی چیزی را تصور میکند؛ گویی همین حالا صاحب آن شده است ✨.
اما وقتی بزرگتر میشویم، به خاطر ورودیهای منفی، ترسها و باورهای غلطی که از خانواده، مدرسه و جامعه دریافت میکنیم، ذهنمان پر از محدودیت میشود.
در نتیجه هنگام تجسم آرزوها، مغزمان سریع میگوید: «این محاله!» 😔 و همین جمله کافی است تا نیروی تخیل خاموش شود. اینجاست که چراغ جادویی درونمان کمنور میشود و فاصله ما با دریافت نعمتهای الهی بیشتر به نظر میرسد.
راه حل ساده است: هر بار که میخواهی آرزویی را تصور کنی، به جای تکیه بر منطق مغز، از حس و تخیل خودت کمک بگیر. تجسم کن که همین الان در حال زندگی کردن خواستهات هستی؛ صدای آن لحظه را بشنو، تصویرش را ببین، بویش را حس کن و حتی لمسش کن 🌈.
هرچه این تجربه ذهنی واقعیتر باشد، انرژی بیشتری به کائنات میفرستی. احساس کن که نعمتها هماکنون وارد زندگیات شدهاند، نه در آیندهای دور. این همان پلی است که تو را مستقیم به دریافت نعمتهای الهی میرساند و باعث میشود جریان برکت با سرعت بیشتری در زندگیات جاری شود 💫.
🚪 مراقبت از ورودیهای ذهن؛ کلید تغییر زندگی
ذهن ما دقیقاً مثل یک باغچه است 🌱. اگر در آن بذرهای خوب بکاری، گلهای زیبا و میوههای شیرین خواهی داشت 🌺🍎. اما اگر مدام اجازه دهی بذرهای سمی (افکار منفی، اخبار بد، ناامیدی) وارد شود، به زودی باغچه پر از علفهای هرز میشود که رشد چیزهای خوب را متوقف میکند.

ورودیهای ذهن از طریق چشم و گوش وارد میشوند: فیلمهایی که میبینی، موسیقی و حرفهایی که میشنوی، مکالماتی که با دوستان داری، حتی محتوایی که در شبکههای اجتماعی دنبال میکنی 📱. اگر این ورودیها پر از ترس، نگرانی و ناامیدی باشند، طبیعی است که نتوانی خودت را آماده دریافت نعمتهای الهی کنی.
پس اولین قدم برای تغییر زندگی، مراقبت از این ورودیهاست. هر بار که محتوای جدیدی انتخاب میکنی، از خودت بپرس: «آیا این باعث رشد من میشود یا نه؟» اگر جواب مثبت بود، ادامه بده. اگر منفی بود، درِ ورود آن را ببند 🚫.
وقتی ذهن تو پر از آگاهیهای مثبت، الهامبخش و انگیزهبخش باشد، بهطور طبیعی شرایط زندگیات تغییر میکند و در مسیر دریافت نعمتهای الهی قرار میگیری. 💫
👩🍳 سرآشپز زندگی خودت باش
زندگی را مثل یک رستوران مجلل تصور کن 🍲✨. در این رستوران، تو سرآشپزی هستی که تصمیم میگیرد چه غذاهایی در منو قرار بگیرد.
هر غذایی که در منو میگذاری، نشاندهنده تجربهای است که میخواهی در زندگی داشته باشی. حالا سوال اینجاست: آیا میخواهی منویی پر از کمبود و نگرانی داشته باشی، یا پر از شادی، ثروت، آرامش و عشق؟ ❤️
برای اینکه سرآشپز خوبی باشی، باید اول خواستههایت را مشخص کنی. مثلا اگر میخواهی ماشین رویاییات را داشته باشی 🚗، شروع کن به جمعآوری مواد اولیهاش: دیدن ویدیوها، خواندن مقالات، لمس حس رانندگی با آن در تخیل.
هر چه بیشتر خودت را در موقعیت تحقق خواسته ببینی، ذهن تو پر از مواد اولیه مثبت میشود. و وقتی مواد اولیه درست در اختیار داشته باشی، جهان هستی بهترین غذا را برایت خواهد پخت 🍽️.
این همان شیوهای است که تو را به دریافت نعمتهای الهی نزدیک میکند. چون وقتی درونت پر از تصویرهای مثبت و احساس خوب شود، انرژیات تغییر میکند و این تغییر انرژی مثل یک آهنربا عمل میکند.
خیلی زود اتفاقاتی در زندگیات رخ میدهد که نشان میدهد خداوند درخواستت را شنیده و در حال پاسخ دادن است 💫.
🌈 نتیجهگیری: آغوش باز برای دریافت نعمتهای الهی
نعمتهای الهی همیشه در اطراف ما در جریان هستند، مثل آبی که بیوقفه در رودخانه جاری است 🌊. اما انتخاب با ماست که آیا ظرفی در دست بگیریم و از این آب بنوشیم یا نه. با شکرگزاری روزانه 🙏، مراقبت از ورودیهای ذهن و استفاده از قدرت تخیل، میتوانی خودت را در بهترین شرایط برای دریافت نعمتهای الهی قرار دهی.
به یاد داشته باش که خداوند هیچ محدودیتی در بخشیدن ندارد 💎. او منبع بیپایان فراوانی است و هر لحظه آماده است تا بیشتر به تو ببخشد.
تنها چیزی که جلوی این دریافت را میگیرد، باورهای محدودکننده و ذهنیاتی است که خودمان ساختهایم. پ
س امروز تصمیم بگیر سرآشپز زندگیات باشی 👩🍳، منوی دلخواهت را انتخاب کنی و با وارد کردن آگاهیهای مثبت، طعمهای شیرین و لذیذی به سفره زندگیات اضافه کنی. 🍀
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.27 از 83 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام خدمت همه عزیزان
طعم خانه حیاط دار و پر از پنجره قدی
بهار هست و صبح شده و نزدیک طلوع آفتابه من از در آشپزخانه که به حیاط باز میشه میام بیرون و به خیاط با صفای خونه ام نگاه میکنم و نفس عنیقی میکشم وچشامو می بندم و میگم خدایا شکرت برای این آسایشی که به ما عطا کرده ای میرم و با درختان حیاطم حرف میزنم در سگوت بین گلها و درختها راه میرم و با خدا نجوا میکنم طلوع زیبای خورشید و نظاره میکنم و یک دمنوش خوشمزه میخورم و روزم رو شروع میکنم بعد به رسیدگی به ایمیلهام و جواب به سوالات میپردازم
لباسهای ما در بالکن های بزرگی که داریم در مقابل آفتاب زیبا خشک میشن و وقتی لباسها رو جمع مطکنن بوی خورشید میدن همه اتاقهامون پنجره های بزرگ دارند و بالکن دارند پذیرایی مون پنجره های قدی مشرف به حیاط دارند که می تونم ساعتها مقابل پنجره بشینم و بیرون رو نگاه کنم
ه روز برلی پ نه ها غذا میریزم و دسته دسته گنجشک ها میان و با سرخوشی میخورند و هوا پر میشه از صدای اونها
صدای فواره آب حوض حیاط روحم رو نوازش میده
گاهی روی تخت چوبی بالکن می نشینم و بساط ناهار و شام رو مهیا میکنم
خانه ام ُساده ، آرام و دلنشین هست و پر از لحظات با هم بودنهای زیبا پر مهمان و پر از صدای زندگی
هر روز ساعتی رو به رسیدگی به باغچه اختصاص میدم با گلها و درختها حرف میزنم سیستم آبیاری قطره ای داریم زباله های ما به زیبایی بازیافت میشه در حیاطمون
چه مخله دلباز و با صفایی .خانه ها همه ویلایی و بزرگ خیابان پهن و دلباز با ساکنین اصیل و مهربان
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
سلام خدمت همه عزیز ان همراه
طعم دیدن لبخند رضایت و شادی بر لبان فرزند
خدایا شکرت شکرت شکرت بر ای شاد کردن دل فرزندم
خدایا آبرو اعتبار تمام والدین را نزد فرزندانشان هر لحظه بیشتر و بیشتر کن
چقدر طعم قشنگی ست که دخترت چیزی رو میخواد تو در حایگاه مادر میتونی راحت براش بخری
چه طعم دلچسبی ست که دخترت چیزی رو پسند میکنا و تو به اندازه کافی پول در کارتت داری تا ا ن رو براش بخری
چه قدر دلنشین ست و چه طعم لذت بخشی ست که میبینی دست دخترت پر شده از خرید و کمد لباسهاش نو شده
چه قدر غرور افرین ست که دخترت تو رو اونقدر قبول داره که ازت میخواد براش چیزی بخری
چه طعم دلچسبی ست وقتی خریدهای دخترت زو در کمدش جابحا میکنی و دخترت ذوق زده ست و داره برنامه ریزی میکنه که فردا چه لباسی بپوشه
چقدر قشنگه که دخترت آبرومند در بین دوستانش ظاهر میشه
خدایا اینهه همه از فضل توست افتخارش مال توست
خیلی ماهی خداجون
سلام خد مت همه عزیزان همراه
منوی انتخابی و طعم انتخابی من در مورد سفر به جزایر جتوب
رزرو بلیط هوا پیما برای قشم برای سه نفر
رزرو بلیط برلی برگشت به تهران ۴ روز بعد
رزرو هتل برای سه شب در قشم ۴ستاره ریحان
رزرو هتل برای دو شب در بندرعباس ۴ ستاره
برنامه های گردشدر قشم:
گشت جزیزه هنگام
گشت درگهان
گشت جزایر ناز
گشت جنگل های حرا
گشت مراکز تجاری قشم
خرید سوغات
خوردن غذاهای دریایی تازه و محلی
گشت ژیو پارک قشم و پارک کروکودیل ها
گشت در زمان غروب و طلوع خورشید در ساحل
برنامه گردشی بندر عباس:
گشت در جزیره هرمز
گشت در شهر بندرعباس
خرید سوغات
خوردن غذاهای محلی و دریایی
گشت در ساحل و و نگاه کزدن به غروب دریا
نشان های دریافت شده
سلام به استادم و همه دوستان حاضر در این محفل گرم رسیدن به خواسته ها.
زندگی با طعم خدا جلسه یازدهم:باید یک منو از طعم هایی که دوست داریم تجربه کنیم رو بنویسیم.
من به عنوان سرآشپز زندگیم کلی طعم میشناسم که میخوام تو زندگی منم بیان و خدا هم به عنوان تهیه کننده همه اون طعمهایی که باب سلیقه من هست رو در اختیارم قرار میده.طعم برنده شدن در قرعه کشی ایران خودرو ماشین پژو پارس.
مواد اولیه:ثبت نام در سایت ایران خودرو ثبت مشخصات که این کار انجام شده.بعد انتخاب ماشین مورد نظر که پژو پارس سفید رنگ هست،مرحله بعد خرید خودرو و دریافت کد پیگیری
حالا مواد بالا رو با هم ترکیب میکنیم به ترتیب و منتظر پیامک برنده شدن میمونم و صبر میکنم تا خدا این طعم رو در اختیارم قرار بده و منو برنده جایزه کنه.وقتی خدا منو برنده کرد من از هیجان و خوشحالی به هوا پریدم و مدام خدارو شکر میکردم که همچین طعمی رو وارد زندگیم کرد بعد اومدم ماشین رو توسط برادرم حواله کردم که مبلغ۱۰۰میلیون تومان سودش وارد حساب بانکی بانک رفاهم شد.من با۲۰میلیون پولش تونستم بینی ام رو عمل کنم اونم پیش دکتر محمودرضا طاهری و بینی که میخواستم رو تونستم به دست بیارم و خیلی خوشحالم از این تغییر بعد تونستم با۱۰میلیون تومان به یک سری از مشکلات پوست صورت و بدنم رسیدگی کنم و اون پوستی که میخوام رو داشته باشم که خدارو شکر در اختیارم قرار گرفت بعد بامبلغ۲۵میلیون تومان تونستم لپ تاب بخرم و دوره وب مستر ثروت ساز رو یاد بگیرم و خیلی زود سایت خودم رو راه اندازی کردم و خدارو شکر الان روزی یک سایت طراحی میکنم یا کارهای دیگر اینترنتی و روزی یک میلیون تومان درآمد دارم اونم حداقل خدارو شکرگذارم بابت این طعم لذیذ و خوشمزه که دارم میچشم.بعد تونستم یه سری از مهارتهایی که دلم میخواست رو خریداری کنم و یاد بگیرم مثل رانندگی که البته گواهینامه دارم و میخوام چند جلسه فشرده کار کنم و تمرین کنم تا راحت بتونم رانندگی کنم یا شنا من شنا کردن رو خیلی خیلی دوست دارم و میخوام یادبگیرم شنا کردن رو و اونم۲میلیون دادم و در استخر ولایت دارم یاد میگیرم در۱۲جلسه و کلی لباس قشنگ استخر هم برای خودم خریدم و دارم لذت میبرم از این طعم و کلی مهارتهای دیگه.بعد خریدن کمد برای اتاقم که کلی از وسایلام رو بزارم در اون تا اتاق منو و برادرم جدا باشه البته وسایلاش و من با خیال راحت و در آزادی کامل وسایلام رو بتونم استفاده کنم که تونستم با دادن۱۵میلیون هم کمد و هم میزارایش سفارش بدم.بعد دارم تمام دوره های استاد رو خریداری میکنم و ازشون استفاده میکنم و زندگیم رو رنگین تر میکنم همچنین دوره های عباس منش.بعد کلی برای خودم وسایل شخصی خریدم اونم از بهترین منطقه شهر که شیخ تپه هست مخصوصا مانتو کفش و کلی به خودم و ظاهرم رسیدگی کردم و یه تیپ عالی زدم برای خودم.بعد با ذهن و تمرینات کششی تونستم ۱۵سانت افزایش قد داشته باشم و الان قدم شده۱۶۰سانتی متر که این طعم هم برام خیلی لذت بخش و خدارو بی نهایت سپاسگزارم که این طعم هارو بهم داده بعد میخوام دوره عشق و مودت رو هم تهیه کنم تا بتونم همسری که دلم میخواد با خصوصیات دل خواهم انتخاب کنم و وارد مسیر زندگیم بشه و یه زندگی سرشار از عشق و محبت رو تجربه کنم.میخوام ذهن آرامی داشته باشم که هرگز طعم های تلخ در اون جایی نداشته باشه.
منوی طعم های خوب من در یک روز خوب زندگی بدون ناراحتی و بدون غم وهمراه شادی بااین طعم ها شروع میشه:
مواد لازم :
برای داشتن یک روز خوب در زندگی صبح که ازخواب بیدار میشم اول می گویند که خدایا شکرت که یک روز دیگر رو به من هدیه دادی تا در کنار تو طعم های خوبی که دوست دارم رو تجربه کنم و ببینم،
در مرحله بعد برای بهتر شدن طعم دستوری غذامون تخته خواب خود را مرتب می کنیم چون انسان با مرتب بودن به آرامش ذهنی میتونه برسه و تمرکز بیشتری داشته باشه ،
در مرحله بعد که از اتاق خارج میشویم اول قبل از خارج شدن روبروی آینه می رویم و با خودمون میگیم که خدایا بابت این همه سلامتی و زیبایی که در من از شوک و بایک حس خوب از اتاق خارج می شویم ،
در مراحلی دیگه که برای دستور یک روز خوب لازم است این اصل با یک دیدگاه مثبت به زندگی نگاه کنیم و به دنبال طعم های خوب در آن روز خوب باشید و آن طعم خوب میتونه یک غذای خوب یک ناهار آماده خوشمزه و خوشبو باشند و یک طعم خوب را تجربه کنیم و یک غذای خوب بخوریم ،
در مرحله ی بعد ما نیاز داریم که کمی با یک دیگر معاشرت کنیم با پدر یا مادر خود حرف بزنیم و درباره اتفاق های خوب و خشک و یا چند حرف خنده دار زندگی و خاطرات خود برای هم بگوییم و دور هم کیف کنیم ،
در مرحله بعدبرای بهتر شدن یک روز خوب میتونیم به اون کمی احساس خوب دیدن بزرگتر یا رو اضافه کنید و با احساس خوب به دیدن آنها برویم و در یک مرحله دیگر برای یک روز خوب فقط کافیست که به آن روز با حس خوب عشق به خدا و با توجه به طعم های خوبت اون روز نگاه کنی اون روز میتونی یک روز شاد خوب بدون ناراحتی و غم را داشته باشی،
و این بود دستور پخت یک روز خوب خوش طعم در زندگی من و شما هم میتونید از این منوی خوب استفاده کنید
با تشکر از شما
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان گرامی
استاد من خیلی تحقیق کردم در مورد سفر در مورد خونه اینا تونستم یه تحقیق خوبی داشته باشم ولی در مورد روابط خوب در مورد شغل در مورد سلامتی نتونستم خیلی خوب بنویسم
من تصمیم گرفتم در مورد سفر به شیراز براتون بنویسم
ما هر وقت اگر تونستیم مسافرت بریم رفتیم شمال دوست دارم اما از اینکه همیشه یه جا میریم جایی نمیبینیم اینا خیلی دوست ندارم برم شمال
سلام خدا جون سلام خدای مهربونم من دوست دارم سفر کردن به شیراز با هواپیما رو تجربه دارم واز رفتن به اونجا لذت ببرم خدایا شکرت که میشه به راحتی سفر کرد ولذت برد
ما میخوایم بریم شیراز ما پنج نفر هستیم من وهمسرش دو تا دخترهای وهمسر دخترم بریم شیزگراز وبرای هر نفر باید بلیط تهیه کنیم که برای هر نفر ۹۲۷۵۰۰ برای هر نفر باید بابت بلیط پول بدیم وخیلی میخریم راهی میشیم برای سفر
بعد تا فرصتی که داریم آماده سفر میشیم ویه ساکی حاظر میکنیم بالاخره روز موعود فرا میرسه وما راهی مسافرت میشیم بعد یه اسنپ میگیریم وراهی میشیم میریم تهران فرودگاه مهرآباد سه ساعت قبل از سفر تو فرودگاه حاضر شدیم وتا نوبت پرواز ما اعلام بشه بعد میریم وبرای اولین بار با خانواده راهی سفر به شیراز میشیم
بعد سوار هواپیما شدیم هواپیما حرکت کرد ما راهی شد وبعد از مدتی رسیدیم به فرودگاه دستغیب شیراز پیاده شدیم از هواپیما وبعد از فرودگاه خارج شدیم تو فرودگاه خیلی جالب بود کلی مغازه های شیک بود کلی صنایع دستی بود من با دیدن اون کلی لدت بردم تو فرودگاه یه مجله گردشگری به ما دادن تا ما بوسیله اون راحت مسیرمونو انتخاب کنیم
بعد از هتل اومدیم بیرون یه ماشین بگیریم واز روی مجله یه هتل زیبا ودل نشین انتخاب کردیم هتل هما بعد ماشین گرفتیم رفتیم به هتل رسیدیم مراحل دریافت اتاقها رو طی کردیم رفتیم تو اتاقمون وسایل گذاشتیم یه دوشی گرفتیم یه استراحت کردیم تا فردا صبح سفر رویاییمونو شروع کنیم
صبح همه حاضر شدیم لباس پوشیده صبحانه تو هتل خوردیم آماده سفر شدیم میریم که جاهای دیدنی رو ببینیم لذت ببریم عشق کنیم لذت ببریم سپاسگزار خداوندم باشیم
اول رفتیم باغ ارم شیراز یه باغ یبا سرسبز بنای زیبا ولذت بخشی داره میریم داخلش عکس میگیریم تا یادگاری برامون بمونه اولین سفر رویاییمون
وچون گوشی من از گوشی همه بهتر بود تصمیم گرفتیم با گوشی من عکس بندازیم بعد باغ ارم رفتیم آرامگاه حافظ وبعد اطراف اونو گشتیم از مغازه وبازار دیدن کردیم لذت بریدم کلی خرید کردم سوغاتی خریدم بعد به یه رستوران لاکچری رفتیم غذا خوردیم وهر جا که میرفتیم عکس مینداختم تا از لحظه به لحظه سفر لدت ببریم کلی سپاسگزار خداوندم شدم بخاطر اولین سفر رویایی
بعد شب رفتیم تو هتل شام خوردیم واستراحت کردیم ومن مثل یه انسان متناسب رفتار کردمتا فردا صبح یه روز پر از شادی ولذت دیگه رو تجربه کنیم
بعد رفتیم باع دلگشا یه بار زیباییه عمارت زیبا با یه حوض آبی جلوی عمارت بعد داخل شدیم واز تمام جاهای عمارت دیدن کردیم ومن بابت هر جایی که رفتم سپاسگزار خداوندم بودم بابت هر چیرگزی که خوردم سپاسگزارم باشم بابت هر زیبایی که دیدم بابت همه چیز سپاسگزار باشم
بعد رفتیم دروازه قرآن بعد هم رفتیم باغ پرندگان خیلی زیبا بود جای بزرگ وزیبا که پرندگان همه آزاد بودند وبرای خودشون زندگی میکردن خدایا شکرت بابت دیدن این طاووس زیبا که در کنار خانواده به راحتی زندگی میکنه خدایا شکرت
بعد رفتیم حمام وکیل اونجا یه سری مجسمه با لباسهای محلیهمه مرد بودند نشسته بودند وخیلی بنای زیبایی داره با یه حوض بزرگ خدایا شکرت هر جا میرم فقط زیباییها رو میبینم وخدا رو شکر که تو خونه هم هستم زیباییها طعمهای خدا رو میبینم خدایا شکر
بعد در همون نزدیگها یه پیتزا فروشی بود که رفتیم ناهار بخوریم بعد از خوردن غذا رفتیم مزه آب بعد هم خانهای تاریخی دیدم خیلی زیبا بودند تقریبا سنتی و وقتایی بودند کف خیابونها سنگ فرش بود خونه ها کاه گلی بودند یه رودخونه زیبا هم در سمت چپ جاده روان بود صداش شر شر آب یه آرامش عجیبی به ما میداد از اونجا لذت میبردیم وتصمیم گرفتیم شام همون جا بخوریم ونزدیک اونجا یه کلیسا بود من مسلمان هستم ولی دوست دارم کلیسا ببینم رفتیم دیدم بع رفتیم برای شام کلی غذاهای محلی داشتند کلم پلو هویچ پلو وکلی غذای دیگه که تصمیم گرفتیم هر کسی یه چیزی انتخاب کنه تا طعم غذهای محلی رو بچشیم
بعد رفتیم هتل واستراحت کردیم وتا فردا بریم جاهای دیدنی بیشتری ببینیم من عاشق اینم که برم روستاهای رو ببینم ببینم چه لباسی دارن خونه هاشون چجوریه و…
بعد رفتیم تو بازار شیراز سوغاتی بخریم من برای اولين کسانی که سوغات خریدم شما وخانواده محترم بودید برای تک تک خانواده یکی یکی لباس محلی خریدیم مردانه وزنانه بعد رفتم جلوتر یه سرویس فنجون نعلبکی با قوری قندون منبت کاری شده دیدم اونو برای شما خریدم میدونستم که شما دوست ندارید تنقلات هدیه بگیرید وبرایراهل خونه هم مقداری مسقطی بادام سوخته شیرینی کاک با هم یوخه خریدم وسعی کردم برای بقیه هم ساعات بخرم یکم تنقلات با یه وسیله منبت کاری خریدم خیلی لذت بخش بود تو بازار بودن آنقدر طعمهای زیبا ودوست داشتنی بود که آدم گیج میشد برای کدوم سپاسگزاری کنم وهر جا میرفتم طعم فراوانی رو به وصوح میدیدم
بعد تو بازار قسمتی بود که عرقیات داشت خیلی زیبا بود عرق بید مشک داشت تو یه شیشه زیبا با یه شاخه بید مشک داخل شیشه که نشانه اینکه این شیشه عرق بید مشک خیلی برام لذت بخش بود وایده ها برام لذت بخش تر
بعد رفتیم یه چشمه دیدیدم بنام چشمه نفش پیر که تلفیقی از طبیعت وتاریخ بود بینهایت زیبا بود بینهایت آرامش دهنده بود بینهایت دیدنی بود با سنگهای آبی که وقتی از دور میدیدی انگار فیروزه در سنگ بود ولی رنگ سنگها آبی بود
بعد یه کتاب شعری دیدم هنر دست اسناد قلم کار بود وخیلی زیبا نقاشی عرفانی شده بود خیلی لذت بردم خدارو شکر کردم بخاطر این ایده زیبا که خداوند با این استاد داده بود خدایا شکرت بابت ایدهای خارقالعاده
بعد رفتیم باع نارنج بوی عطر نارنج همه جا رو پر کرده بود وآدم محو این بو میشدم لذت میبرد خدایا چه بوی عطر زیبایی همه جا رو پر کرده خدایا شکرت من اونجا لباسهای محلی زیادی دیدم وتصمیم گرفتم برای خودم هم لباس محافلی بخرم هم یادگاری هم یه لباس شیک برای عروسی و دوست داشتم رقص شیرازی هم یاد بگیرم
وشب شد اومدیم هتل شام خوردیم استراحت کردیم ونسبت برگشت به خونه بود خیلی خوش گذشت خیلی لذت بخش بود عاشق این سفر شدم اولین سفر رویاییمو تجربه کردم خدایا شکر بابت اولین سفر رویایی خدایا شکر بخاطر هتل خدایا شکر بخاطر تک تک خریدهایی که کردم خدایا شکر بخاطر پولی که داشتم تا بتونم بهترین سفر تجربه کنم خدایا شکرت بخاطر غذاهای خوشمزهای که خوردم خدایا شکرت بخاطر همه چیز
این منو سفر من با خانواده به شیراز بود وکلی عکس انداختم وهر وقت میبینم یادم میافته به سفر من تا حالا به شیراز نرفتم من تحقیق کردم کلی عکس از گوگل گرفتم واز روی عکسها نوشتم خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم بخاطر این تمرین دلنشینی که نوشتم خودم که عاشقش شدم کلی لذت بردم خدایا ممنون وسپاسگزارم ایشالا قسمت همه مون بشه
نشان های دریافت شده
سلام فرزانه عزیزم
سپاسگزار خدا هستم که آنقدر زود پاسخ میده
دیروز این جلسه رو شروع کردم
ولی نمیدونستم چطور دقیق این تمرین رو انجام بدم
از خدا هدایت خواستم و به کامنت شما هدایت شدم
و چقدر کار خدا دقیق
آنقدر زیبا نوشته بودید آنقدر با احساس بود که من تا آخر کامنتت شما فک میکردم شما رفتید شیراز و دارید سفرنامه خودتون رو تعریف میکنید
من دو هفته پیش به شیراز سفر کرده بودم و چون تو واقعیت دیده بودم اینا رو تعجب کردم اولش واقعیت که چقدر با جزئیات نوشتید
با خودم گفتم همینه دقیقا من باید برای این تمرین وقت بزارم
حتی یادمه قبل سفر منم وقت گداشتم و تو نت سرچ کردم ولی از شما یاد گرفتم آنقدر با جزئیات وقت بزارم و بنویسم
ممنونم بابت این کامنت پر احساسی که نوشتید
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت زینب خانم دوست عزیز گرامیم
خوشحال شدم که تمرین من به شما آنقدر کمک کرده من هیچ کجا سفر نکردم فقط طبق گفتهای استادم تمرین نوشتم و خداروشکر میکنم امیدوارم که شما بهتون خوش گذشته باشه خوشحالم که شما تونستین به این سفر برید همیشه به شادی همیشه به سفر باشه براتون آرزو بهترینها رو براتون دارم
دستور پخت من از سفرمورد نظرم:
موادلازم: یک عدد ماشین خوب و عالی برای طی کردن مسیر سفر
یک عدد مقصد زیبا و قشنگ مثل کلبه ی جنگلی در شمال
لباس های خوب و به تعداد روز های سفرم
غذاهایی با طعم های عالی
یک عدد یا چند هم سفر خوب و شاد و خوش سفر
مسیر سفر خوب جاده ی جنگلی و درختان سرسبز
رسیدن به مقصد و تماشای جنگل
یک عدد اهنگ ارامش بخش و یک استراحت لذت بخش میشه مواد لازمی که من در طول این سفر لازم دارم
احساس های خوبی که در طی این سفر دارم و میتونه سفر رو برام عالی تر بکنه و من بارها شمال و جنگل رفتم و باز هم لذت میبرم تا برم و هر دفعه زیبایی های زیادی به چشمم میخورد
زندگی با طعم خدا (جلسه یازدهم):
سلام به همه هم مسیرانم
دوست دارم در اینجا به آنجای آنکه دستور پخت های متفاوتی برای خواسته هایم را بنویسم، راجع به این فایل، دیدگاه و مطلبی را که از این فایل، درک کرده ام را بنویسم. اصل این است:« ما میتوانیم انتخاب کنیم. » من و شما میتوانیم زندگی خودمون را انتخاب کنیم. ما حتی به عنوان یک زن، میتوانیم زندگی خودمون را انتخاب کنیم؛ در صورتیکه والدینم به من گفته بودند:« وقتی ازدواج کردی، هر چه همسرت گفت تو بایست قبول کنی. » این فایل به نظرم فایل ازادی است. این فایل، فایل زندگی است. فایل انتخاب زندگی بر حسب طعم دلخواه زندگی است. من آزادانه میتوانم دستور پخت هر خواسته خودم رابر طبق میل خودم تنظیم کرده، سپس از زندگی خودم لذت فراوان ببرم. این یک قانون است که اگر من ازش تا حالا مطلع نبودم، الان مطلع شدم. این را باور کنیم؛ هر چند برای ما از همان کودکی متفاوت گفته اند. مثلا گفته اند که :« سرنوشت تو را روی پیشانی ات نوشته اند. » یا اینکه :« تو باید در زندگی همه اتفاقهای ناگوار را بپذیری و غیره. »
الان که خوب میاندیشم، میبینم حتی پدر و مادرهایی مثل والدین خودم، از روی نااگاهی گاهی کفر گفته اند: مگر میشود که خداوند درانسان که اشرف مخلوقات است، قدرت انتخاب برای زندگی را نگذاشته باشد؟ مگر میشود خداوند ما را فقط و فقط و فقط؛ برای کمر خم کردن در برابر ناملایمات زندگی، آفریده باشد؟ مگر میشود که خداوند نسبت به خواسته های ما؛ بی تفاوت باشد و ما را برای تحمل سختی، رنج و زحمت آفریده باشد؟ عزیزان من، بار دومی است که این دوره و این فایل را میگذرانم؛ ولی این فایل، حرفهایی در دل خودش دارد که در جایی قبلا نشنیده بودم. حرفهایی در این فایل است که مخالف هر آنچه بود که در ذهنم باور داشتم. این حرفها به دلم نشست، چون از دل برمیاید. چون این حرفها به من میگوید که خداوند عاشق من است. خداوند مرا فرستاده است روی زمین تا تجربه هایی را که دوست دارم، را حس کنم. خداوند با عشق منتظر من است تا درخواست کنم. بیایید ما متفاوت با فرزندان خود رفتار کنیم. بگذاریم که آنها دید گاه و نگرش مورد نظرخودشون را دنبال کنند. بیایید زندگی خودمون را با طعمهای مورد دلخواه خودمون بپزیم.
اگر حتی متاهل هستید و همسر دارید، دید خود را متفاوت کنید. زندگی خود را دنبال کنید. من در این فاصله چند روزه، دقت کردم ومتوجه شدم که گاهی برای کارهای کوچک با همسرم مشورت میکنم. البته که مشورت کردن خوب است؛ ولی دلیلی ندارد که من برای بیشترکارهایم با همسرم مشورت کنم. من شروع کردم به انجام خواسته هایم، حتی اگر کوچک بود. منکه به خاطر دختر بودن بارها توسط والدین و مخصوصا مادربزرگم؛ سر زنش شده بودم، احساس زیبایی از ازادی و حق انتخاب در ابن چندین روز متوالی بعد از تمرین کردن فایل، بهم دست داد. الان میفهمم که نتیجه این همه استمرار چیست. دوستان گلم، من سالها است ساکن ایران نیستم، اما باورهای ما در ذهن ما هستند و هرجایی که ما ساکن باشیم، آن باورهایی که در کودکی در ذهن ما به اشتباه برایمان تکرار شده است و ارزش گذاری شده اند؛ با تغییرمکان جغرافیایی به سرعت تغییر نمی یابند. به قول استاد:« تا زمانیکه ما با تمرین کردن فایلها و استمرار باورهای اشتباه خودمون را تغییرندهیم، دیدگاه و نگرش ما تغییری نمیکنند. » ما حتی اگر به فضا برویم و از دور کره زمین را مشاهده کنیم، باورهای ما تغییری نمی یابند. حتی اگر در آزادترین کشور دنیا با عدم محدودیت قوانین زندگی کنیم، باورهای ما تغییری نمی یابند؛ شاید خیلی محدود به خاطر اجرای قوانین، تغییری سطحی در آنها ایجاد شود، والا از ریشه تغییری ایجاد نمیشود.
تا زمانیکه باورها و افکار ما روی عدم انتخاب و حق نداشتن حتی در جزیی ترین کارها و خواسته ها تنظیم باشد، زندگی ما تغییری نمیکند. الان حس میکنم که دوباره متولد شده ام. میتوانم؛ نفس بکشم، آزاد باشم و زندگی دلخواه خودم را بسازم. من حتی درانتخابهایم برای خواسته هایم، دیگر کاری به نظر پسر و همسرم ندارم، بلکه دوست دارم که هر خواسته ای را که دارم، بنویسم و روی ندای قلبی خودم لحظه ای تمرکز کرده و خودم را برای یک زندگی زیبا و پر از هیجان آماده کنم.
من از همین الان عاشق خودم شده ام، چون دیگر در اسارت باورهاو افکار گذشته ام نیستم. این ازادی ذهن از نظر من، ازادی مطلق است چون ازادی اندیشه ها است. من خودم را از هر آنچه قبلا شنیده ام، رها کردم. من دارم مینویسم راجع به خواسته های لذت بخشی که دوست دارم تجربه کنم. دوست دارم منوی زندگیم که شامل محیط کار و سطح درآمد ی که خودم دوست دارم تعیین کنم، باشد. دوست دارم در منوی زندگیم خانه رویایی ام به آن شکلی که من مورد نظرم است، سرراهم قرار گیرد. دوست دارم در منوی زندگیم ارتباط من با خدا ی عالم تنگاتنگ باشد و به محض نیاز من به معبودم، او مرا در آغوش امنیت خودش بگیرد. من میتوانم الان ساعتها، راجع به خواسته های خودم بنویسم. این حس لذت انتخاب و ازادی، غذای خوشمزه زندگی مرا آماده میکند. با افتخار میگویم که این فایل را تا زمانیکه زنده هستم، دنبال میکنم و از زندگیم لذت میبرم؛ چون همان زندگی را تجربه میکنم که خودم مواد اولیه آن را تهیه کرده ام.
روزپنج شنبه ۵ آبان ماه سال ۱۴۰۱ هجری شمسی مطابق ۲۷ ماه اکتبر سال ۲۰۲۲ میلادی
نشان های دریافت شده
سلام
انتخاب طعم
خیلی از ماها بهتزین طعمها دورمون هستن ولی ما نمیبینمیشون چن طعم دیگه ای ک میخوایم و نداریم
ولی خدا میگه تو بیا از این طعمهایی ک دادم لذت ببر بعد من طعم های دیگه رو هم میدم
گاهی ما میریم رستوران ولی اونی ک دلمون میخواد سفارش نمیدیم چرا ب خاطر دیگران چرا چن اون میگه بیا این طعم بچش یا در موردش حرف میزنه منم میرم دنبال خواسته های اون خودمو درگیرش میکنم و کلا از مسیر خارج میشم کلا اون طعم از من دور میشه طوری ک یه تصویر ک ازمن دوره رو حس میکنم ک از من دوره نمیتونم
اما یادم میره ک اون رستوران هرچی بخوای صاحب رستوران قادر اونه بده ب من فقط کافیه من بخوام باور کنم اون برای من حاضر میشه پس چرا باید ناراحت باشم نگران باشم بترسم
خدا در قران می فرماید
کسی ک قدرت خدارو باور داشته باشع
خدا میگه غم نخور ک من تو رو ب اسایش میرسانم
اسایش کسی داره ک ب باور و ایمان ب خدا برسه
ب قدرت خدا ایمان داشته باشه ن بندگان و نگران نباشه و
توکل سپردن ونگران نبودن میشه نتیجش رفاه واسایش
ارباب توکل باید در همه حال خوش و ناخوش بر خدا توکل کند
باید در دل اون خواسته باشه با تموم وجودت در عین حال باور داشته باشی ک میشه
ماها خیلی وقتها جرات بیان خواستمونو نداریم چن ک میبینمش بهش میخندیم چن با شرایط الانمون مقایسه میکنیم
من ک تصمیم گرفتم خواسته هامو ب بهترین شکل بنویسم و مطمئنم ک میام ی روز اینجا مینویسم ک من فلان خواستمو نوشت و بهش رسیدم
من ب کرم صاحب رستوران ب بخشنده بودنش ایمان دارم
خدا برای من کافی است چن اون اول و اخر است اون اصل است
نشان های دریافت شده
جلسه ۶۶ تکرار ،جلسه ۱۱ زندگی با طعم خدا
سلام و درود به دوستان عزیز و استاد گرامی
خدارو شکر میکنم برای هدیه امروزمون که دیدن و تجربه کردن تمام زیبایی هاست
در جلسات گذشته در مورد طعم های مختلف نوشتیم و یاد گرفتیم ،که با توجه کردن به هر چیزی ،اون چیز به زندگیمون وارد میشه
تمرین ساده ای که ما بهتره انجام بدیم تا بریم به دنیای تجربه کردن خواسته هامون ،اینه که به هر آنچه میخواهیم توجه کنیم ،مثلا من میخوام متناسب بشم ،بیام تو دوره های آموزشی و گوش و چشم خودمو بذارم در اختیار یادگیری ،بنویسم ،بخونم ،مشارکت کنم و به آموزش هام فکر و عمل کنم
با انجام این تمرین یواش یواش فرمون ذهن ما تغییر جهت میده بسمت لاغر شدن ،یا وقتی میخواییم به پول بیشتری برسیم با همون مقدار پولی که داریم ارتباط بگیریم ،بهش حس خوب داشته باشیم پول یک انرژیه چه ۱۰۰۰ تومن چه ۱۰۰۰ دلار فرقی نداره ،پول هوشمنده حتی اگر به یه ۱۰۰۰ تومنی هم توجه کنی ،گسترش پیدا میکنه
پس راه چشیدن طعم های خوشمزه ،به نوع نگاه کردن ما بستگی داره که هر لحظه حواسمون باشه ،توجهمون به کدوم سمته خواسته ها یا ناخواسته ها
هر لحظه به یاد میاریم به خودمون بگیم به به خدارو شکر که همه چیز عالیه ، خدایا شکرت میکنم که در مسیر آموزش هستم
خدایا شکرت که تمام زندگیم معجزه است ،فقط کافیه ببینم ،آیا معجزه نیست که من الان از کلاس اومدم و دارم با لذت تایپ میکنم و فایلمو گوش میکنم؟ آیا معجزه نیست که امروز رو هم تجربه کردم ؟ با عزیزانم صحبت کردم ، با دوستم توی کلاس امروز کلی صحبت کردیم و خندیدیم ،اینها معجزات زندگی ما هستن ولی ما نسبت بهشون بی خیال شدیم و به دنبال یه اتفاق گنده هستیم ،اگر این معجزات کوچک را ببینیم به بزرگتر هم هدایت میشویم
چند وقته پیش دفتری از توی کشوی کمدم پیدا کردم و چندتا ورقشو نگاه کردم ببینم چی نوشتم ( از اونجاییکه من زیاد مینویسم و دفترهای زیادی دارم ) یکی از صفحات دفترو که خوندم دیدم چیزای جالبی نوشته بودم
تازه تاریخ هم زده بودم ،اون نوشته ها مال ۴ سال پیش بود ،یکی از خواسته هام این بود که خدایا من میخوام یه سفر خوب به فلان کشور برم و خیلی بهم خوش بگذره و من دقیقا ۴ ماه بعدش اون سفر و سفرهای بیشتری هم رفته بودم
یا نوشته بودم ،دوست دارم یه فردی بیاد تو زندگیم که اینخصوصیاتو داشته باشه و چند ماهه بعدش من وسط تجربه کردن اون خواسته بودم و اصلا یادم رفته بود که من چه خواسته هایی نوشتم
خیلی از داشته های الانمو که دارم ،خواسته های قبلم بودن که بهشون رسیدم و حواسم نیست که سپاسگذارشون باشم
الان هم دلم میخواد مستقل بشم و بتونم برای خودم یک آپارتمان مجزا در منطقه یک تهران بگیرم با تمام امکانات ۱۵۰ متری ،سه خواب ،با تراس حداقل ۱۰ تا ۲۰ متری ،در طبقه ششم ،نو ساز با تمام وسایل و امکانات رفاهی
اینجا هم این خواستمو نوشتم که ردپاهای بیشتری از خواستم باشه که یه روزی بیام بنویسم که من به اون خونه مورد نظرم رسیدم هر چند خونه ای که الان نوشتم خیلی دور از دسترس ذهنم نیست ،خیلی زیاد به زندگی در ایران فکر و برنامه ریزی نمیکنم چونکه دلم میخواد مهاجرت کنم و فقط به مستقل شدن خونم از مادرم در ابتدا فکر میکنم و برای بعدتر ،برنامه های دیگه ای در سر دارم
طعم هاییکه من دوست دارم ،دلم میخواد در زندگی مستقلم ،پر از آرامش باشم ،آزادی در عمل داشته باشم ،ثروتمند باشم و لذت بیشتری ببرم ،دوست دارم بقیه عمرمو در سفرهای دور دنیا باشم و دلم نمیخواد تو یک جا مستقر باشم
دوست دارم کلی تجربه کسب کنم ،با فرهنگ های بیشتری آشنا بشم ،با آدم ها ارتباط بگیرم ، رسم و رسوماتشونو بشناسم ،غذاهاشونو بشناسم ،دوست دارم فرد محبوبی باشم و یک کار ارزشمند برای آدم ها انجام بدم و کمکشون باشم ، در کل کار آموزشو دوست دارم
دلم رفاه و زندگی مدرن در جاهای خاصو میخواد چونکه این جهان به افتخار من بوجود اومده تا من تجربه کنم ،لذت ببرم و تمام خواسته های بزرگ من که برای خداوند سر سوزنی هم نیست ،از قبل در جهان وجود داشته است و فقط کافیه من خودمو برسونم تو اون فرکانس
دوست دارم سلامت و جوان باشم ،سرحال و قبراق ،ورزش های مورد علاقمو داشته باشم ،دلم میخواد یه روزی در سالن های بزرگ خارج از ایران اجراهای گروهی رقص داشته باشم ،دوست دارم سایزم ۳۸ باشه و هر لباسی دلم میخواد بپوشم و لذت ببرم
دلم خنده و شادی بیشتر میخواد ،دوست دارم اعتمادبنفسم بالاتر بره و خودباوری هام رشد کنه ،میخوام رابطه های اجتماعی موثر داشته باشم و به عنوان یک خانم موفق مطرح بشم و خیلی خواسته های دیگه هم دارم
شاید بنظر ذهن من خواسته هام زیاد باشه و بهم بگه تو نمیتونی به اینهمه خواسته برسی ولی من مطمئنم تمام خواسته ها در جهان بصورت انرژی وجود داره فقط باید با توجهاتمون این انرژی هارو تبدیل کنم به ماده و خواسته
دلم پول ،سلامتی ،تناسب اندام ،خونه مستقل ،آرامش ، مهاجرت وو میخواد و مطمئنم اگر من باورشون کنم ،به فراوانی باور پیدا کنم ،موانعو بشناسم و تمرین و تکرار و عمل کنم ،میتونم به خواسته های بظاهر بزرگم هم برسم ،چونکه این نعمت ها آفریده شدند تا ما استفاده شون کنیم
برای خدا چه فرقی میکنه اینهارو بمن بده یا به اون آدم پولداره ،اون تونسته خودشو ارزشمند و لایق پول بدونه ،به اقتدار خودش ایمان داشته و پولدار هم شده
منم باید ایمان بیارم و مسیر فکری و احساسیمو تغییر بدم و رسیدن به خواسته هامو تو ذهنم کوچیک کنم و خودمو بزرگ
سپاس گذار خداوندم برای به یاد آوردنم که هر بار بهم یادآوری میکنه که حواست باشه تو * اشرف مخلوقاتی*