گاهی وقتها زندگی پر از نگرانی و استرس میشه 😔. انگار همهچیز از دستمون خارج شده و هیچ کنترلی نداریم.
در این مواقع هست که توکل و آرامش درونی میتونه مثل یک چراغ روشن، راه رو برامون باز کنه ✨.
وقتی دلمون رو به خدا میسپاریم و مطمئن میشیم که تنها نیستیم، یه حس آرامش عمیق توی قلبمون جا میگیره 💖.
در این مقاله میخوام با هم درباره رابطه زیبای توکل و آرامش درونی حرف بزنیم و رازهایی رو یاد بگیریم که کمک میکنه سبکتر و شادتر زندگی کنیم 🌸🌿.
✨ راز اول: سپردن دل به خدا
خیلی از ما فکر میکنیم همه چیز باید تحت کنترل خودمون باشه. دائم برنامه میریزیم، حسابکتاب میکنیم، آینده رو پیشبینی میکنیم، و وقتی اوضاع اونطوری که خواستیم پیش نمیره، ناامید و مضطرب میشیم 😩.

همین فکرِ «همهچیز فقط دست خودمه» باعث میشه بار زندگی روی شونههامون سنگینتر بشه و آرامش از بین بره.
اما حقیقت اینه که کنترل مطلق فقط دست خداست 🙏.
وقتی این واقعیت رو بپذیریم، بار سنگینی از دوشمون برداشته میشه و اون وقت توکل و آرامش درونی خودش رو نشون میده.
سپردن دل به خدا یعنی قبول کنیم که وظیفه ما فقط تلاش کردنه و نتیجه هر کاری رو باید به او بسپریم.
اینجاست که یک اتصال عمیق شکل میگیره: ما با تمام توانمون قدم برمیداریم و مطمئنیم نتیجه، بهترین چیزی خواهد بود که خدا برای ما در نظر گرفته ✨.
وقتی این نگاه رو در زندگی داشته باشیم، توکل و آرامش درونی به یک سبک زندگی تبدیل میشه.
دیگه از شکست نمیترسیم، چون میدونیم هر اتفاقی حکمتی داره.
دیگه آینده برامون ترسناک نیست، چون باور داریم خدا همیشه مراقبمونه 🌿.
در واقع، دل سپردن به خدا یعنی آزاد شدن از ترسها و نگرانیها.
یادت باشه، سپردن دل به خدا یه تمرینه؛ مثل ورزش که نیاز به تکرار و استمرار داره.
هر روز میتونیم با خودمون تکرار کنیم: “من تلاشمو میکنم و بقیه رو به خدا میسپارم.”
همین جمله ساده، میتونه نقطه شروعی باشه برای تجربه کردن توکل و آرامش درونی در عمق وجودمون 🌸. با این تمرین کوچک، کمکم یاد میگیریم سبکتر زندگی کنیم، امیدوارتر باشیم و با قلبی آرامتر مسیرمون رو ادامه بدیم 💫.
🕊️ راز دوم: پذیرش شرایط فعلی
خیلی وقتها ما انرژی و فکر و احساس خودمون رو روی مسائلی میذاریم که هیچ کنترلی روی اونها نداریم.
مثلا گذشتهای که تموم شده، قضاوت دیگران، یا شرایطی که بیرون از اراده ماست. همین درگیری ذهنی، آرامش رو از ما میگیره و ما رو خسته و بیانرژی میکنه 😔.
توکل و آرامش درونی با پذیرش شرایط فعلی به دست مییاد.
“خدایا، من میدونم همه چیز در کنترل من نیست، پس چیزهایی که نمیتونم تغییر بدم رو به تو میسپارم.”
این نگاه، قلب رو سبک میکنه و ذهن رو از جنگ بیپایان با واقعیت آزاد میکنه 💫.
خیلی از استرسها، از همین مقاومت در برابر واقعیت به وجود میان. وقتی شرایط سخت پیش میاد، ما فکر میکنیم اگر بیشتر بجنگیم، همهچیز درست میشه.
اما حقیقت اینه که بعضی موقعیتها فقط با گذر زمان یا حکمت خدا تغییر میکنن. در چنین لحظههایی، تمرین پذیرش و اعتماد، عمیقترین شکل توکل و آرامش درونی رو به ما هدیه میده 🌸.
تصور کن وقتی بارون شدیدی میاد، به جای اینکه با عصبانیت به آسمون نگاه کنی، یه فنجون چای داغ درست کنی و صدای بارون رو گوش بدی ☕🌧️.
همون لحظهای که تسلیم شرایط میشی، همون لحظهایه که آرامش وارد قلبت میشه. این یعنی توکل؛ یعنی مطمئن باشی خدا توی سختیها هم همراهته.
تمرینش اینه که هر بار با شرایط غیرقابل تغییر روبهرو شدی، به خودت یادآوری کنی: “من نمیتونم همهچیز رو کنترل کنم، اما میتونم واکنشم رو انتخاب کنم.”
این جمله ساده باعث میشه آرامش بیشتری حس کنی و توکل و آرامش درونی رو در زندگی روزمره تجربه کنی 🙏🌿.
🌞 راز سوم: شکرگزاری روزانه
شکرگزاری یکی از قدرتمندترین ابزارها برای تجربه توکل و آرامش درونیه 🙌. خیلی وقتها ما اونقدر درگیر نداشتهها و آرزوهای برآورده نشدهمون میشیم که نعمتهایی که همین الان داریم رو نمیبینیم.
همین باعث میشه مدام احساس کمبود و نگرانی کنیم.
اما وقتی شکرگزاری رو تبدیل به عادت روزانه میکنیم، نگاهمون تغییر میکنه.
مثلا صبحها وقتی از خواب بیدار میشیم، میتونیم بابت سه چیز ساده شکر کنیم: سلامتی، خانواده یا حتی فرصت دوباره برای زندگی.
همین تمرین کوچیک باعث میشه ذهنمون از کمبودها فاصله بگیره و آرامش بیشتری رو حس کنه 🌿.
شکرگزاری در واقع یه تمرین توکله. چون وقتی بابت داشتههامون شکر میکنیم، یعنی باور داریم که خدا همیشه مراقبمونه و ما رو تنها نمیذاره.
همین باور، آرامش درونی عجیبی رو در وجودمون میسازه. هر بار که شکرگزاری میکنیم، در واقع داریم پلی بین توکل و آرامش درونی میزنیم و این پل همیشه ما رو به سمت حس بهتر میبره 🌸.

🪷 راز چهارم: رها کردن نگرانیهای آینده
یکی از بزرگترین دلایل استرس ما فکر کردن بیش از حد به آیندهست. دائم با خودمون میگیم: “اگه اینطوری بشه چی؟ اگه موفق نشم چی؟ اگه همهچیز خراب بشه چی؟” 🤯 همین فکرها باعث میشه لحظه حال رو از دست بدیم.
اما وقتی یاد میگیریم نگرانیهای آینده رو رها کنیم و اونا رو به خدا بسپریم، آرامش واقعی رو تجربه میکنیم.
این یعنی توکل. یعنی باور کنیم که آینده دست خداست و او بهتر از هر کسی میدونه چه چیزی به نفع ماست.
وقتی این باور رو داشته باشیم، توکل و آرامش درونی در کنار هم ما رو از بار سنگین نگرانیها آزاد میکنن 🕊️.
رها کردن نگرانیها به این معنی نیست که برای آینده برنامهریزی نکنیم. بلکه یعنی برنامهریزی کنیم، تلاش کنیم و بعد از اون دلمون رو سبک کنیم و نتیجه رو به خدا بسپریم.
این نگاه باعث میشه هم فعال باشیم و هم آرامش داشته باشیم 🌟.
💭 راز پنجم: تغییر گفتوگوی درونی
ما هر روز صدها فکر توی ذهنمون داریم. بعضی از این فکرها مثل دوست مهربونن، اما بعضیاشون مثل دشمن پنهان عمل میکنن.
وقتی دائم به خودمون میگیم “نمیتونم”، “من بدشانسم” یا “همهچیز خراب میشه”، در واقع خودمون آرامش رو از بین میبریم 😞.
اما تغییر گفتوگوی درونی میتونه همهچیز رو عوض کنه. مثلا به جای “من نمیتونم”، بگیم “خدا کنارمه، پس میتونم.” به جای “همهچیز خراب میشه”، بگیم “خدا بهترین رو برای من میخواد.” این تغییر کلمات کوچیک، اثر بزرگی روی ذهن و قلبمون داره 🌸.
وقتی گفتوگوی درونیمون مثبت بشه، اعتماد به خدا هم بیشتر میشه و در نتیجه توکل و آرامش درونی در وجودمون تقویت میشه.
هر بار که حرفهای امیدوارکننده به خودمون میزنیم، مثل اینه که داریم بذر آرامش رو در قلبمون میکاریم. این بذر به مرور زمان رشد میکنه و تبدیل به درختی محکم از اعتماد و آرامش میشه 🌳.
📿 راز ششم: ارتباط قلبی با خدا
هیچ چیزی مثل ارتباط مستقیم با خدا نمیتونه آرامش بده. دعا کردن، ذکر گفتن یا حتی چند دقیقه سکوت و فکر کردن به خدا، قلبمون رو سبک و آروم میکنه 💖. وقتی با خدا حرف میزنیم، انگار همه نگرانیها رو روی شونههای او میذاریم و سبک میشیم.
این ارتباط همون چیزی هست که توکل و آرامش درونی رو به هم پیوند میده.
چون وقتی با خدا در تماسیم، باورمون قویتر میشه که او مراقب ماست. هر بار که دلمون آشوب میشه، میتونیم با یه گفتوگوی ساده با خدا دوباره آرامش رو پیدا کنیم.
لازم نیست دعاهای پیچیده بلد باشیم؛ کافیه از ته دل حرف بزنیم.
ارتباط قلبی با خدا یه منبع بیپایان انرژی و امید به ما میده 🌟. این ارتباط مثل آبیه که هر روز به درخت روحمون داده میشه تا سبز و سرزنده بمونه.
وقتی این ارتباط رو حفظ کنیم، دیگه هیچ طوفانی نمیتونه آرامش درونی ما رو نابود کنه.

🌸 راز هفتم: زندگی در لحظه حال
خیلی وقتها یا در گذشته گیر میکنیم یا نگران آیندهایم. مدام خاطرات تلخ گذشته رو مرور میکنیم یا آیندهای رو تصور میکنیم که هنوز نیومده 😔. همین باعث میشه لحظه حال رو از دست بدیم.
اما آرامش واقعی فقط در لحظه حال وجود داره. وقتی روی همین لحظه تمرکز میکنیم، میفهمیم که الان زندهایم، الان فرصت داریم و خدا همین الان کنارمونه 🌿.
این نگاه باعث میشه توکل و آرامش درونی رو به شکلی واقعی تجربه کنیم.
زندگی در لحظه حال یه هنر بزرگه. یعنی بتونیم هر بار ذهنمون به گذشته یا آینده رفت، با مهربونی برش گردونیم به همین لحظه.
وقتی این تمرین رو ادامه بدیم، متوجه میشیم که آرامش واقعی همینجاست، نه جایی دیگه. این راز به ما یاد میده سادهتر، شادتر و سبکتر زندگی کنیم 🌸.
🌺 جمعبندی
توکل و آرامش درونی مثل دو بال هستن که ما رو از دل طوفانهای زندگی عبور میدن.
وقتی یاد بگیریم دلمون رو به خدا بسپاریم، شرایط فعلی رو بپذیریم، شکرگزاری کنیم و نگرانیهای آینده رو رها کنیم، آرامش واقعی وارد قلبمون میشه 💕.
این رازها چیزهای پیچیدهای نیستن، اما اثرشون فوقالعادهست.
آگاهی و تمرینات دوره آرامش در بیداری راهکاری مناسب برای تغییر گفتوگوی درونی و ارتباط قلبی با خدا میتونه زندگیمون رو دگرگون کنه.
یادت باشه آرامش هدیهای نیست که از بیرون بیاد؛ آرامش از دل خودت و از رابطهت با خدا شروع میشه. پس هر روز کمی بیشتر توکل کن، کمی بیشتر شکرگزار باش و اجازه بده توکل و آرامش درونی مسیر زندگیت رو روشن کنه ✨.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.34 از 73 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام خدای هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و دوستانم
چند مدتی میشد که رو فایل ها کار میکردم و اونجور که باید حس خوب نداشتم و نتیجه ی آنچنانی نمیگرفتم
امروز یه باور مخرب رو در خودم شناسایی کردم
و بعدش هدایت شدم به این فایل
من دیدم همش با خودم میگم چه فایده که فایل گوش میکنی وقتی نمیتونی در زندگیت بهش عمل کنی و خودم رو عاجز میدیدم از عمل کردن
تمرینات این دوره بینظیررو انجام میدادم ولی یکی دوروز،بعد میگفتم چه فایده که نمیتونی ادامه بدی
همین تفکر باعث میشد انگیزه ام کم بشه
و ریشه این باوررو در این دیدم که خودم رو از خدا دورمیدونستم و همیشه این فکر در ذهنم مرور میشد که خدا کمکت نمیکنه که یادت باشه این تمرینات رو انجام بدی تو از خدا دور شدی تو بنده ی خوبی نیستی
آنقدر فکر منفی داری که هدایت خدا رو نمیشنوی
مروز این افکار حسم رو بد میکرد
و خوب مشخص این حس بد نمیزاشت اونجور که باید پیشرفت کنم
وقتی میگید هر موضوعی که توش مشکل دارید بخاطر باورهای اشتباه در مورد خداوند
به اندازه ای که این موضوع رو درککنیم و روش کار کنیم حس و حالمون بهتر میشه
همش دنبال این بودم یه انسانی پیدا بشه بهم کمک کنه پیشرفت کتم
و خودم رو جدا از این سیستم هوشمند میدیدم و چشمم به انسان ها بود
و همین تفکر جدا دوستنن خودم از خدا باعث میشد انتظار دریافت هدایت رو نداشته باشم
و خودم رو ناتوان میدیدم در عمل کردن
من از این سیستم جدا نیستم
من جزئی از این طبیعت هستم
و فکر کردن به طبیعت و هدایتش اش
واقعا عالی بود اینکه سالها باران میباره درخت ها زمستون برگ هاشون میریزه و بهار دوباره سبز میشن خودش کلی حای تفکر داره
پدر همسر من توی روستایمان باغ داره و چند روز پیش هی میگفت درخت هام خشک میشن برن آبیاری کنم
وقتی الان به صحبت های شما گوش کردم با خودم گفتم میلیون ها درخت تو جهان هست که هیچکسی بهش آب نمیده کود نمیده وداره رشد میکنه
ولی درخت های میوه که جدا شدن از هدایت طبیعت و تحت نظر انسان ها هستن تا یکی دو هفته بهشون آب نمیرسه یا اگر یک سال بهشون رسیدگی نشه شاید خشک بشن
و من اگر کارهام خوب پیش نمیره برای اینگه که از تحت کنترل سیستم اتوماتیک خودم در اومدم و رفتم رو سیستم انسانی
از خدا هدایت میخام بیشتر رو باورهام رو. خدا کار کنم و حس خوب رو تجربه کنم
الهی شکر بابت این آگاهی ها
اسناد عزیزم سپاسگزارم ازتون بی نهایت عالی بود و باید بارها گوشش کنم این فایل رو
نشان های دریافت شده
سلام خدمت دوستان گرامی
خدایا شکرت بابت این هدایت وآگاهی هایی که هر روز منو شگفت زده میکنه وممنون از استاد گرامی
خدایا ازتو میخوام کمکم کنی تا از گلدان نا امیدی ویاس که وابسته به بنده هاست و رو به زردی وپلاسیدگی میره به طبیعت واقعی که به سیستم تو وابسته است بیام واز با تو بودن لذت ببرم واز طریق خدای قدرتمند وروزی رسان به همه چیزهای که میخوام برسم
خدایا از تو میخوام کمکم کنی تا قدرت رو در ذهنم از بنده ها وشرایط بگیرم وفقط به تو اعتماد وباور داشته باشم
خدایا به تو ایمان دارم وآرامم
به زیبای خداوند مهربان توانا.
سلام به استاد عزیز وهمه دوستان .زندگی با طعم خدا قسمت شانزدهم نشانه دیروز من بود.
این فایل توضیحات استاد متواضع .متن دیدگاه هانا.ومهرین عزیز خیلی خوب وبیدار کننده بود و خیلی منو به فکر کردن ترغیب کرد، بگونه ای دست به چیز می زنم و یامی بینم با خودم میگم این طعم خدا س وخیلی بادل شکر میکنم وحالم عالی شده خدارا شکر با وجود بعضی مسائل.ولی آرامشی خدایی دارم..وخیلی کار ها بصورت آسان و همراه رضایت برام انجام می شود ،
خدایا شکرت ،البته دوبار گوش کردم ،این شد اگر بهتر و بیشتر گوش بدم وعمل کنم چه میشود ،
خدارا به خاطر وجود استاد عطار روشن.وسایت تناسب فکری وهد ایت معجزه وار خودم بی نهایت سپاسگزارم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت،در زندگی همه ما طعم ها ونعمت های زیادی هست که اصلاً یادمان نبود ببینمشان خدایا منو ببخش که ساده از کنار این همه عشق بی حسابت گذشتم .
خدا حافظ همگی مان شادی باشه
نشان های دریافت شده
سلام خدایی عزیزم
سلام بر استادعطار روشن. وهم مسیران
من دریا فتم که اگه اشکالی در زندگی تو هر بخش داشتم تواون مشکل باید دنبال خدا باید بگردم که چون اون توجه به خدایی عزیزم نداشتم اون بخش مشکل دورنش ایجاد شده
من روز گذشته با همسرم وپسرم با اسنپ برای خرید عید رفتم چون اون بخش شلوغ بود همسرم گفت با اسنپ بریم زمان کمتری برای پارک ماشین دچارمشکل نیشیم با رفت برکشت ۳ تا پاشین سوارشدم همون اول تا همسرم با راننده شروع کردبه صحبت کل توجه من رفت به صحبت همسدم واون راننده اول کلی دیلی آورد که دانشجویی رشته شیمی بوده با دوتا کارکر وپطعازه مجبورهست که تواین هم کاره کنه که نیازه مالیش برطرف بشه من هرجی دقت گردن بینمازخدای عزیزم صحبتی میکنه اصلا هیج صحبت ازخدادند مبود کلی کله وشکایت گرده که نمیشه چطورنیسه که آدم بتوان زندگیشو رو تامین کنه کلی صحبت رعد بدل شد اصلا هیج توجه به خدادند وایده اون برای برطزف کردن مشکلات وراهکاراصلا هیج حرفی نبود از ریس جمهور از زمین زمان هوا صحبت شد برای کسب درآمد آپا یی کلمه ازخدای که معدن کل دارای دردستان اوست حرفی زده نشد هرسه راننده انکارازدست هم کپی کرده عین همون صحبت هم رو تکرار کردن حتی انتژار عجبی وغربی روعنوان گردن که اگه ایننبود اگه اون بود این نیشد اونمیشد وفای به این صحبتها گوش کردم دریافت اگه توکل جامعه این همه باوره اشتباه از خدا شناسی هست چرا وجطور درآمد داشتن رو میشد دید کلی طعم بد به زندگی هر فرد زده شده ه دست به دست هم داده کلی بیکاری توجامعه موج میزنه چون این کله شکایت به شکل یی رفتار اجتماعی تبدیل شده پس نتیجه برای همه به یی شکل هست اون کسادی کاره چون تمام افکارهمه توهربخش که نباید باشه هست افکاردجارمشکل شده ایده خداوند میده ولی کو گوش شنوا اگه خدایی عزیزم ایده بده آنها اون باور ندارن که بهش عمل کن زندگی بهتری با عطر طعم خدایی بهش بزنن کلی مقصر برای شرایطشون برای خودشون ایجاد کردن من هیج. اشتراکی نکردن اون توجه رو ازصحبت آنها که هی داره ادامه میده به دیدن اطراف جلب کردم وتوجه کمتری بهش دادم که تمرکز نداشته باشم. من همین حس روداشتم هی توذهنم میگفت نمیشه به این افرادگفت که واگه خدایی خودت رو بهترشناخت بهش پیدا کنی میتوانی ازش به شکل بهتر از ایده خدایی استفاده کنی و زندگی با کیفت بهتر خواهی داشت ولی هیج حرفی رو نزدم با خودمخلوت کردم روی افکارم کار کرد خودم دقت داشتم
من داره با دیگران یی تغییر خوب رو مشاهده میکنم سال فبل اگه بااین صحنه مواجه میشدم اگه صحبت نداشتم ولی تو ذهنممن اونها رو تاکید میکردم اون تو افکار مرور میکردم که دارن درست صحبت میکنن ولی این باره کلی اشکال توصحبت هرفردی رو دریافت کردم وبرای بودن تو این مسیر خوب از خدایی خودم تشکر کردم که دیگه مثل آنها فکرنمیکنم همه کلی نکران بودن که تا کی قرار این وضعیت این زمان وآینده هستن
کلی وابستگی تو حرف بود هر فرد خودش از خالق جدا کرده اون خودش بنده خدا نمیدونه حی میگفتم خدا کمک کنه
ولی من داشتم متوجه میشم اون کمک خواستن هم زبانی هست نه ازته فبل نبود
من دارن انتظار ازآنسانها اکه باید صفرکرد چون من باید این انتظار رو از روی انسان برداشته وبه خدایی خودن
بسارم حتی وفتی داشتمبیرون میرفتن ازخودش خواستن به شکل راحت خریدن روبرام انجام بده. واون راحت این خرید روانجام بدن حتی به شکلی شد که ما جلوی مغازه که ازرش خرید کردیم پیادشدیم وهیچ شناختی ازاین مغازه نداشتم رفتم چندتا مغازه دیگه ولی بازم برکستم همون مغازه اول وخرید روهمون مطعزه انجام دام وخیلی راضی هستم حتی همسرم شب داشت هی ایراد میگرفت که اگه به این شکل بود بهتربود به اون شکل بود بهتر بود ولی من اصلا ناراحت نشدم جون خریدن روخدای خودم برای من انجام داده خرید بهتر از این امکان نداشت برای من انجام بشه
ظهر داشتم به آسمان نگاه میکردم ی لحظه گفتمخدایی عزیزم قصر ابر درآسمان درست کرده یا کوهی توابری ایجاد کرده چقدر سیستم عالی داره کارش روانجام میده
من بنده خدا هستم من قدرت از بندهای میگرم همه و همه روبه خالقم دادم کارم روی بخش اسونش افتاده چون دارم خاطره با خدای خودم دارم میسازم مندارم با خالقم رو با خاطر هم اهنک میکنم چقدرجالب هست نه ازخالقن خاطره بساازم آز. ایدهای خالقم استفاده میکنم من هیج نکران نیستم اون برای آینده میسازه اون داره برام زندگی بهتر رو میسازه من کلی احساس خوب دارم چون وفتی هر کاری روبه خودم روبه خالقم بسپارم کلی حال خوب به من میده چقدراینجمله برامخوب جا افتاده سابق مردمنون خدا رو میخوردن ولی کاربردن این زمان ما نون بنده رو میخوریم وادعای بندگی داریم از عبادت خدایی خودم داریم
به راستی معجزه رد تواین زمان بهش رسیدم ومعحزلت همین زمان رو ازخدای خودم بدنم چون این یی بنده درست کرده ولی من وفتی متوجه شدن که کلی انسانها دادان آز معدن خدا. داران استفاده میکنن فقط کمک خودش هست که زندگی ما کلی تغییر خوب داره کلی معجز عالی رو تو این زمان به زندگی من زده حتی کلا معجزه هست که من اینجا هستم اطمیان دارم که تو مسبر درست هستم کلی زماتی که بایدتو بخش احساس بد باشم نیستم توبخش خوبش هستم حتی معجزه این هست من با همسری که کلی حساس هست اون داره تلویزیون نگاه میکنه من توگوشم هندز فری دارم دارم با گوشم گوش میکنم ودارم دیدگاه می نویسم اون کاری به من نداره سرک نمیشه که دارن چکارمیکنم من راحت گذاشته که آگاهی خوب کسب کنم این ازخدای خودم دارم همه جیز رو درست مرتب جیده برام که من راحت باشم هیچ نکرانی نداشته باشم خدایا سپاس وتشکر وسپاس بیکران ازمحلت نسبت به خودم حتی اویل فرزندانممخالفت داشتن ولی انکاردیگه اون مخالفت دیگه نیست چون خدا برام منکافیست خودش دل دیگران روهم بهدست داره کاری میکنه که دلهای سخت سفت هم نرم بشه که اون بنده راحت کارشو انجام بده بی نهایت تشکر دارم
خدا پشت وپنا هتون یا حق حق. نگه. دارتون سلام
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به همه دوستان
در جلسات قبلی استاد بارها بهمون تاکید کردن که هر جایی از زندگیمون مشکل داریم و بد هست در اون قسمت ارتباط خوبی با خدا نداریم اما ما در هر جنبه از زندگیمون عواملی غیر خودمون رو مقصر میدونیم مثلا نه تنها افرادی که دور و اطراف خودمون زندگی میکنند مانند پدر و مادر و همسر بلکه افرادی که اصلا از حضور ما در این جهان خبر ندارن مثلا مسئولین کشورهایی مثل آمریکا رو مقصر میدونیم
چند وقت پیش یکی از آشنایان ما که در یکی از شهرهای کشور آمریکا زندگی میکنه میگه اینجا اصلا نمی دونن کشور ایران کدوم قسمت از دنیا قرار داره حالا ما اوضاع بد اقتصادی خودمون رو به اونها ربط میدیم
به لطف خدا که من رو در مسیر استفاده از این سایت قرار داده مدتی هست که دیگه کسی رو مقصر مشکلاتم نمی دونم تا چند ماه پیش انتظار داشتم که دیگران ما رو درک کنند و همش فکر میکردم که در حقم ظلم شده اما احساسی که الان دارم یکی از آرزوهام بوده که هیچ دغدغه فکری نداشته باشم چون هر موقع که یه فکر منفی یا خاطره بد به ذهنم میومد ساعتها و گاهی روزها اعصاب و روان من با اون درگیر بود ولی الان هر فکر منفی که میاد سریع این سوال رو می پرسم که از مرور این افکار و خاطرات چی عادت میشه هیچی پس چرا باید دنبالش کنم اون فکر رو رها میکنم که بره
همون طور که استاد عزیز هم اشاره به سریع الجوای بودن خدا کردن من هم فکر میکردم که هر چیزی خواستم همون لحظه نهایت یکی دو ساعت دیگه باید به دستم برسه این یعنی سریع الجواب، من باید باورهام و انتظارم از خدا رو تغییر بدم اون وقت پاداشی عظیم تر از یک گونی پول دریافت خواهم کرد پس تفاوت در افکار قبلی و جدیدمون و استمرار باعث تغییرات بسیار زیادی خواهیم داشت که در تصوراتمون هم قابل گنجایش نیست باید بدونیم که خدا از خودم به خودم مهربانتر است.
موضوع دیگه ای که هست چرا خداوند در قرآن تاکید بر نشانه های که در طبیعت آفریده مثلا به طلوع و غروب خورشید و رویش درختان اشاره میکنه، چرا از بنده هاش مثلا به افراد خاص تاکید نکرده و نگفته در مورد اون ها فکر کنید؟ چون طبیعت دست نخورده تر می باشد مثلا انسان در بارش باران زندگی حشرات و رشد گیاهان دخالت زیادی ندارد ولی درصد شرک در زندگی همه آدم ها به دلیل وجود شیطان خیلی بالاست و به همین دلیل ما انسان ها برخلاف دیگر آفرینش های خدا نگران آینده هستیم نگران اوضاع اقتصادی خودمون هستیم
مشکل بزرگی که ما داریم ما خودمون رو از بندگی خدا جدا کردیم و بیشتر بنده مسئولین مملکت و کشورهای دیگر قرار دادیم ما در قلبمون بنده خدا نمی دونیم من بارها از اطرافیان شنیدم که افتادیم دست مسئولین بی عرضه و بی لیاقت پس خودمون رو را بنده و برده مسئولین میدونیم مانند حیوان یا پرنده ای هستیم کهدر بند قفس اسیر است تا شاید کسی به ما غذا برسونه تا از گرسنگی نمیریم ما از سیستم خدا خارج شدیم ما خودمون رو طرد شده از طرف خدا می دونیم من خودم رو بنده ناخلف خدا می دونستم و همیشه دنبال رضایت دیگران بودیم
من باید خدای جدیدی در وجودم ایجاد کنم و دنبال نشانه های خدا در اطرافم و وجود خودم بگردم خودم را فقط بنده ی خدا بدونم و انتظاری از دیگران را به بنده های دیگر به صفر برسانم اون وقت میتونم تغییرات محسوسی در زندگیم مشاهده کنم
امروز اتفاقی که برام افتاد من نیاز به خرید محصولی داشتم و اتفاقا در یک سایت چند روزی تخفیف قرار داده اما هزینه خرید اون رو نداشتم اول فکر کردم که از چه کسی قرض بگیرم و گوش دادن به این فایل خیلی به موقع بود من خودم رو بنده دیگران میدونستم الان که فکر می کنم چطور میتونم از خداوندی که قدرتمندتر از هر بنده ای است بگذرم و محتاج بنده خدا باشم
من باید برگردم به طبیعت خداوند و در این طبیعت رها بشم همه چیز تحت کنترل خداوند است اگر من برگردم من هم تحت کنترل خداوند خواهم بود من خودم رو جدا از خدا می دانستم
اما از حالا باید خودم رو فقط بنده خدا بدونم من در سیستم قدرتمند خداوند هستم من به خداوند ایمان دارم
شیطان سالهاست که برای انحراف ذهنم داره تلاش میکنه اگر من خودم رو به خدا وصل بدونم دیگه کاری ازشیطان بر نمیاد و بعد از اون من لذت و شادی واقعی رو تجربه خواهم کرد
همیشه در حال سپاسگزاری بودن یعنی از زندگیمون راضی باشیم در تمام سالهای عمرم فقط به زبان مسلمان بودن چون همه رو مقصر مشکلات می دونستم و از همه متفر بودن، در واقع وضعم از بت پرستهای زملن پیامبران هم بهتره چون اونها اطلاع کافی از خدا نداشتن ونون خدا رو میخوردن و به ستایش بتها مشغول، من هم نون خدا رو با همه اگاهی که از خدا دارم میخورم و در قلبم بنده، بنده های خدا هستم و در ظاهر میگم مسلمانم
بعضی از بنده میگن چرا خدا دیگه معجزه نمیفرسته زندگی الانمون همش معجزه هست چون امکانات رفاهیمون هر روز بیشتر میشه همین گوشی که داریم ازش استفاده کنیم خداوند هوش و ذکاوت اون رو به مخترع گوشی داده و اون فرد از نعمت های خداوند برای آسایش ما استفاده کرده
خداوند نسبت به زمان پیامبران معجزات روزانه زیادی در جهان داره فقط چشم بصیرت میخواد
باسلام خدمت شما استاد عزیز
سال های سال من هم تصورم راجب خدا همین بود که در انسان های دیگه میدیدم و خوب در خانوادم و بزرگ تر ها بالاخره الگوی من بودن و افکارم بر اساس شنیده هام و دیده هام شکل میگرفت،
سال ها فکر میکردم وقتی میگن خدا همه چیز رو میبینه یعنی از اسمون ها نگاهمون میکنه و منتظر ماست که یک کار بد کنیم گناه کنیم و زود توی نامه ی اعمال ما بنویسه و همیشه با شک و تردید کارامو انجام میدادم تا مدت ها ترس از گناه داشتم،
مگه خدا مهربان و بخشنده نیست، مگه خدا رحمان و رحیم رو همیشه نمیشنیدم در کتاب ها در شروع هر چیز ،
این باورم به چه دلیل بود که ترس از گناه داشتم من که میخوندم در قران اول هر سوره که خدای بخشنده و مهربان ،
همیشه احساس میکردم باید بندی خیلی خاصی باشم که خدا صدامو بشنوه منو ببینه و دعای منو مستجاب کنه ،
اونم نه با حس خوب و افکار خوب و خرف زدن با زبان خودم در ذهنم با خدای خودم ،
با گریه سر نماز با شکایت از وضغ زندگی با مقصر دونستن بقیه با اوضاع جامه همش غر غر شکایت ناراضی بودن از هر چی داری و موجب حال بد خودم میشدم و حال بد من ربطی به دوست و فامیل و پدر مادر نداشت ،
خودم بودم که تا ۲۳ در اشتباه در مسیر ذهنم بودم در افکاری غلط گم شده بودم خودم حالم رو بد میکردم چون از دیگران انتظار داشتم حالمو خوب کنن موجب شادی من بشن،
از دوستم همش انتظار داشتم بیاد با من وقت بگذرونه یا من حرف بزنه و همش نگاهم به بقیه بود،
پس خدای من چی شد پس تو کی با خدای خودت حرف میزنی و مامانم یک جمله ی به من میگفت که هنوزم یادمه میگفت تو با همه ادم ها حرف میزنی بعد با خدای خودت چرا حرف نمیزنی چرا همش افکار منفی رو دنبال میکردم من در اون زمان همش از بقیه شاکی بودم،
از خاله از عمه از دایی از دوست از بابا از مامان از خودم حتی از خودم هم حالم بهم میخورد چرا چون بنده ی خودا نبودم نمیدونستم که دارم این راهی که میرم به خدا نیست و اشتباهه اینجا اخرش خوب نیست و شادی نیست ،
مقصر ناراحتی و خس بد من دیگران بودن و من از اونا شاکی بودم در صورتی که این خودمم که با افکارم حالم رو میسازم،
چرا اسم من مگه مومن نبود مگه در خانواده ی با ایمانب نبودم من چرا ناامید و تنها میدونستم خودم رو چرا همش حس بد داشتم حتی من مدتی درد رو با افکار و استرس داشتن و برای خودم بوجود اوردم من که سالم بودم چرا درد داشته باشم توی سن کم و بدن قوی که دارم و این رو هم باز تقصیر محیط ببرونی میدونستم،
با احساس بد با تظاهر به خوب بودن این همه مدت ذر افکار و حس بد و باور و بی ایمانی و بی توکلی به خدای خودم رو هدر دادم،
چقدررر دور شده بودم خدایا تو کجایی از کجا پیدات کنم میشه دست منم بگیری میشه منم مثل انسان های که کم هستن اما من میبینم که شاد و ارامش دارن باشم میشه با منم حرف بزنی میشه منم مثل اونا به هدف هام برسم،،
اینا رو با خودم میگفتم و از قدرت ذهنم بی اطلاع بودم که بابا همه چی با خودته خدا درون توست درون ذهنت قلبت روحت چی میگی تو و نا اگاه بودن ،
وقتی واقعا از مدت های قبل خواستم که خدای خودم رو و خودم رو بشناسم و از خدا خواستم که به من کمک کنه و من دوست داشتم تغییر کنم واقعا میخواستم تغییر کنم و بتونم انسان متفاوتی باشم دیگه من به خواست خدا با این سایت خوب اشنا شدم و به طور مستمر هستم و فعالیت میکنم،
دیگه من عوض شدم حرفام با خودم در تنهایی در جمع در دیدگاهم به انسان ها دیگه کسی مقصر حال من نیست دیگه هیچ چیز نمیتونه حس خوبم رو به خودم و خدای مهربونم عوض کنه در همه لحظات خدارو دارم حس میکنم و باافکاری درست و خوب باهاش حرف میزنم سپاسگزارم و ازش میخوام باز هم طعم های قشنگش رو پیش روم بزاره و از نظر خودم این هدایت من به سایت یک معجزه ست و میتونست رخ نده و من هنوز ادم قبلی باشم ولی با خواست خدا رخ داده و من تغییر کردم و در مسیر درستی قرار گرفتم از خدا میخوام نه از ادم هاش نه بنده هاش خدا رو میپرستم و از خدا انتظار دارم ، از هیچ کس دیگه هیچ انتظاری ندارم و همه رو با حس خوب دوست دارم و از خودم راضی هستم از این انسان جدید و افکاری جدید و هر روزم میخوام بهترین خودم باشم،
باتشکرازشما
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
من واقعا با گوش دادن به این فایل متوجه شدم که از طرف خداوند برگزیده شدم که آگاهیهای خودم را نسبت به خداوند بیشتر کنم و از یاد خداوند غافل نباشم و آن را درتمام زندگیم به کار بگیرم
چقدر قشنگ به این موضوع اشاره کردید که هرکجا درزندگی به مشکلی برخوردیم باور خودمان نسبت به خدا تغییر کرده است و باید با توکل و ایمان به خدا آن باور را تغییر دهیم .و برای این کار باید استمرار همراه با تفکر در نعمتها و استفاده از آنها باشد .
و چقدر ما از طبیعت و چیزهای اطرافمان که نشانه هایی از یکتا پرستی و توحید است غافل بودیم و آنها را طبیعی می دانستیم در حالی که توجه کردن به اطرافمان چقدر نشانه از خداوند دارد .
و چقدر به این موضوع خوب اشاره نمودید که نگرانی ما برای آینده چیست ؟ وقتی ما خودمان را از خدا جدا بدانیم و زندگی را وابسته به تصمیم فلاان شخص یا حزبی بدانیم و از اصل که خداوند است جداشویم همیشه نگران هستیم و ما خودمان را بنده ی دیگران میدانیم (مثل گل در گلدان )
من با این فایل از خداوند شرمسارم که در بعضی از کارها به زبان میگفتم به خداوند ایمان دارم ولی برای انجام دادن آن کار روی بنده حساب میکردم و میگفتم خدا کنه فلانی این کاررا برایم انجام بده . یک چیز در زندگی من اتفاق افتاد که کمتراز معجزه برای من نبود.
من درمحل کارم از پست مدیریتی برداشته شدم و خیلی ناراحت بودم به قول یکی از دوستان از سلام علیک همکاران گرفته تا کاهش در مزایا و حقوق من را اذیت میکرد من در آن دوره زمانی خیلی روی کاهش حقوقم حساس شده بودم و ناراحت بودم که دریافتی من کم میشه جالبه براتون بگم من چکی در همان ماه داشتم و چون حقوقم کم شده بود و روی آن زوم کرده بودم( حکم افزایش رتبه من درهمان ماه زده شد )و حسابداری اشتباه کرد و آن را اعمال نکرد ومن خیلی ناراحت شدم و به خدا گفتم خدایا چه حکمتی درکار من است که بین این همه همکار فقط حکم من اعمال نشود با توجه به کم شدن حقوقم و واقعا برای وصول چک استرس داشتم و با تمام توکلم با خدا راز و نیاز کردم و گفتم خدایا خودت این مشکل من را حل کن باورتان نمیشه وقتی حقوق ها را پرداخت شد ما از تهران حقوق دریافت میکنیم . باورم نشد که خالص حقوقم از ماه قبل بیشتر باشد و وقتی بررسی کردم دیدم تهران مبلغ اضافه کار خیلی زیادی را برای من اشتباهی پرداخت کرده بودند که مربوط به یکی از مسولان تهران بوده و چون در ماه اسفند بوده در همان سال قابل برگشت نشد در همان سال چک من پاس شد .( و چقدر از خداوند تشکر کردم ) و متوجه شدم خداوند همیشه حواسش به بنده هایش است اگر واقعا از ته دل به خداوند توکل کنیم و از او کمک بخواهیم هنوز در بهت این کار خدا هستم و ما به التفاوت من با دیون سال قبل در سال 1402 پرداخت شد و الان با افزایش سال 1402 حقوق و.اضافه کارم از دوران مدیریتی بیشتر است و احساس آرامش دارم و بعد از مدتی بااین سایت آشنا شدم من تمام اینها را از خداوند می دانم و باور دارم که از بین بندگان برگزیده شدم برای آگاهی بیشتر . متوجه شدم که خیلی اشتباه میکنم که فکر میکنم که باید پست بالا در محیط کارم را از مدیر و همکارانم بخواهم . من با گوش دادن به این فایل متوجه شدم عزت و ذلت هرکسی با توجه به باورهایی که از خداوند دارد برای او رقم میخورد
از استاد عزیز ممنونم که یکبار دیگر بهترین طعم زندگی را برای ما مشخص کرد و چقدر حضور خداوند را که درزندگی من کم رنگ میدیم را برای من پررنگ تر کردند . من از خداوند خواستارم که هرروز به آگاهیهای همه بندگانش بیفزاید و همه با ایمان و توکل درخواستهایشان را از خداوند متعال بخواهندکه سریع الجابه هستند و مصلحت بندگانش را برای برآورده شدن حاجات می دانند . و از این تاریخ روی کار هیچ بنده ای حساب باز نکنم و از کسی توقع نداشته باشم .
و دارم تمرین میکنم به گفتن این عبارت در طول روز و زندگیم
من به خدا ایمان دارم – من به خدا ایمان دارم – من با خدا ایمان دارم
نشان های دریافت شده
به نام خدای بی نهایت و گستراننده ، خدای عادل و دانا و مهربان 🌹
درود و احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیر 🌸
خدایا بابت حضور و استمرارم در این دوره ها، و مسیر کسب آگاهی سپاسگزارم 🌹
از وقتی بطور مستمر وهر روز و تمام تایم های آزادام در سایت و مشغول فایل و دوره ها هستم، هر سوال و تضادی که برام ایجاد شده، بی درنگ پاسخش در یکی از جلسه هایی که گوش کردم داده شده. این جلسه نیز دقیقا همینطور بود.
یک تضادی در ذهن من پیش امده بود که دو قطب مثبت و منفی ذهنم باهم درگیر شده بودن. مثبته مقاومت میکرد و نمیگذاشت منفیه برنده شه، ولی انقدری هم قوی نبودکه منفیه رو ساکت کنه. و این تعارض و کشمکش بین شون ادامه داشت تا اینکه به لطف خدا نوبت و فرصت به گوش دادن به این فایل رسید و من فهمیدم که این چند ساعتی که در تضاد درونی بودم، از مسیر اراده ی خدا دور بودم و با بنده های خدا هم مسیر و هم اراده بودم.
یادم آمد که آموخته بودم برای انجام هر کاری و هر موفقیتی باید با اراده ی خدا همسو باشم. و اراده م رو به اختیار دیگران، یا شیطان ندم.
باید اجازه بدم هر لحظه، خداوند و اراده ش و تمام نعمتهاش که از رگ گردن به من نزدیک تره، در وجود من جاری باشه. نمیشه در یک وجود هم جای خدا باشه هم شیطان!
در هر قلبی یا جای خداست یا شیطان. بستگی داره ما به کدام راه میریم. به کدام یک اجازه تسلط میدیم. با میدان و محور توجه و تمرکزمون اجازه میدیم کدام یک در ما جاری باشن. خداوند یا شیطان.
و هرکدام از جلوه هایی در ما جاری میشن. مثلا شیطان برای چند ساعتی از طریق وسوسه ها و حرفهای دلسرد کننده ی دیگران، در من جاری بود و من بهش اجازه داده بودم در من جاری بشه. مسئولیتش تمام و کمال پای خودمه.
اما با گوش دادن این فایل، با تغییر حال و هوای قلبم، با گوش جان سپردن به صحبت های استاد، شیطان رو از خودم دور کردم و خداوند از طریق کلام استاد و فرکانس انرژی شون در من جاری شد و من با اراده ی خداوند همسو شدم… اراده ای عادل، منظم و بی خلل، مهربان، و گستراننده…
من در این چند ساعت گذشته که اندکی فکرم درگیر شده بود و دچار تعارض شده بودم، بنده ی خدا نبودم! بنده ی بندگان خدا بودم. چون انرژی و روحیه م رو به حرفهاشون سپرده بودم پس راه باز بود تا در من جاری بشن ، بر فکر و عزت نفس من مسلط بشن. در چنین قلبی، خدا کجا باید جاری بشه؟! دیگه جایی برای جاری شدن خدا و نعمتها و اراده ش نمیمونه.
پس این ظاهر قضیه ست که ما تحت تاتیر حرفی انرژی مون افت میکنه و یا دلسرد میشیم.
باطن قضیه بسیار عمیق تر این حرفهاست و ما رچ از همسویی با اراده ی خداوند دور و دورتر میکنه.
و من چقدر خوشحالم که این تضاد باعث شد من برای بدست اوردن احساس خوب مثل همیشه به سایت و حرفهای استاد پناه بیارم، و این آگاهی های ارزشمند رو دریابم و یه تلنگر خیلی قشنگ بخورم که من دارم بنده ی بنده های خدا میشم، من دارم بنده ی شیطان میشم، من دارم از همسویی با اراده ی خداوند دور میشم. من با احساسم جلوی جاری شدن خداوند رو در وجودم گرفته ام. و وجودی که با اراده خدا همسو نباشه، چطور میتونه توقع موفقیت، سربلندی، ثروت، عزت و نعمت باشه؟!
این احساس و تضاد بسیار برای من باارزش بود چون یک آلارم خیلی قشنگ و محکم به من داد تا به خودم بیام فکر کنم و دوباره درهای قلبم رو برای جاری شدن اراده ی خدا باز کنم و باهاش همسو بشم.
خدایا سپاسگزارم 🌸
استاد عزیزم سپاسگزارم 🌹
الهی راهتون روشن همیشه 🌹
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزيز عطار روشن
نشانه هاي خداوند در طبيعت دست نخورده ست
من هم دارم از شما ياد ميگيرم كه به طبيعت دقت كنم و درس بگيرم ازش
اتفاقا در اين مسير از مربي ديگري شنيدم كه ميگفت از طبيعت بياموزيد كه شكايت نكنيد…ميگفت شما هر وقت چمن توي حياط رو كوتاه ميكنيد، چمن هرگز شكايت نميكنه و بگه من ديگه رشد نميكنم
…نه..
اون در سكوت اطاعت ميكنه از هدايتي كه در اون هست
و دوباره رشد ميكنه
و چقدر ظريف توضيح داديد كه اگر ما يك يك گياه رو از باغچه جدا كنيم و بياريمش توي گلدون… در اين حالت از بندگي خدا خارج ميشه و بنده انسان ميشه
چقدر ميشه اين موضوع رو ربط بدم به همه بخش هاي زندگيم
زمانيكه بندگيمو از خدا قطع كنم ديگه نميتونم منتظر باشم هدايت رو دريافت كنم
همينطور در فايل ها زندگي با اراده خداوند گفتيد كه زماني كه ما اراده شخصي رو بكار ميگيريم ، اراده خداوند كنار وايميسته و منتظر ميشه تا ما دوباره ازش كمك بخواهيم
و اين نشان دهنده رحمانيت خداست
نشان دهنده اينه كه خداوند سريع الجواب هست
بايد ياد بگيرم اين خدا رو پشتم ببينم و سعي كنم بيام و كنارش راه برم
دستشو روي شونه ام حس كنم
استاد يه چيز جالب بگم شما يكم خوشحال بشيد كه شاگرد خوبي هستم و آموزش هاتون داره روي من اثر ميزاره
ميدونيد كه من كارم فروش آنلاين اجناس هست
چند روز پيش دو تا مشتري خواستن جنس هاشون رو پس بدن
خوب اينجا كاملا قانونيه و رواج داره كه افراد جنسي رو كه ميخرن به هر دليلي پس بدن اصلا مهم نيست دليلشون چيه …حتي دليل پس دادن جنس ميتونه اين باشه كه جنس رو دوست ندارن
و خوب به محض اينكه اين دو تا مشتري گفتن ميخوان پس بدن من اصلا ناراحت نشدم و گفتم من بنده خدام اونا هم بنده خدان و اين حقه اونا هم هست كه جنسي كه دوست ندارن رو پس بدن
در حاليكه قبلا اصلا قبول نميكردم كسي جنسي رو پس بده
ولي الان پذيرفتم كه همه ما از يك منبع داريم نعمت ميگيرم و نبايد اين باور فقر رو داشته باشم
و خودم از اين تغيير خيلي خوشحالم
ممنونم از آموزش هاي شما
زمانی که من تمرین ها رو انجام میدم و با این دوره ها آشنا شدم گوش دادم و تمرین ها را انجام دادم و یکم احساس تغییر دیدگاه و عملکرد در خودم و احساس میبینم از زندگی خودم راضی تر هستم ،تنها مشکل ما در زندگی این است که نگاه اشتباه به خداوند داریم،و نمیتونیم به خداوند در اون مسئله اعتماد کنیم و باور داشته باشیم که او حلال مشکلات است ، و همه ما در زندگی نگران هستیم از وضعیت مالی خودمان گرفته تا آینده بچه های ما و فردای خودمان که از اوضاع اقتصادی ناراضی هستیم و همیشه نگران این هستیم که چگونه میخواهیم روزگار خودمان را سپری کنیم و به موقعیتی برسیم که از آن راضی باشیم، مشکلات مالی خودمان را به رئیس جمهور و افرادی که در اقتصاد دست دارند نسبت می دهیم این کار اشتباهی است و اگر باورمان به خدا قوی باشد و اعتماد داشته باشیم هرگز نگران آینده و اقتصادمان نخواهیم شد،
حالا ما باید از این افراد این درس را بگیریم که ایمان به خداوند قوی تر کنیم خداوند بخواهیم که بنده او باشی فقط و فقط ازاو کمک می خواهیم و اوضاع خودمان راضی باشیم باور داشته باشیم که خدا همراه ما است می بیند ما را و به یاری ما می آید با احساس خوب ما و با توجه به خوبمون و تنهایی که میخواهیم جواب ما را سریع میدهد ،
ما باید با دیدن طبیعت درس بگیریم و نعمت های خدا را در جهان هستی ببینیم مثل طلوع غروبه خورشید و باید بیندیشیم تفکر کنیم زیرا که خداوند گفته است تفکر کنندگان می بینند،
وقتی که ما انسانها از آینده خودمون دیگران هستیم دلیل این است که خودمان را از خدا جدا می توانی و دور می بینیم خدا نیستیم و خودمون رو از اصل جدا میبینیم از خدا جدا میبینیم برای همینه ک نگرانیم چون بنده ی انسان ها شدیم و از خدا دور میشیم،
ما انسان ها باید مثل اون گیاهی باشیم ک از دام شیطان و ادم ها تحت کنترل خدا باشیم و از حرف مردم نگران و رنجور نشیم و ناراحت نشیم ،
وقتی ایمانمان قوی باشه به خدا و باور داشته باشیم که تحت کنترل خدایم نه انسان ها دیگه نگران اینده خودمون نیستیم و به خدا اعتماد داریم میدونیم که بهمون پاسخ مثبتی میده با احساس خوب ما ازش خواستارایم،
اما از زمانی که دیدگاه جدیدی به خدا پیدا کردم و باور کردم که خود را به تحت کنترل خودش دارد ادامه دادم و خودم رو بنده خدا دونستم انتظارم از ادم ها به صفر رسید و یاد بگیرم که همیشه توکلم از خدا باشه و از انسان ها بردارم و فقط از خدا انتظار داشته باشم و حالا که اگاهی شو دارم توی این مسیر باشم ،
نگران نیستم دیگه مثل قدیم بیخیال شدم و حتی میدونم اگه گاهی مشکلی یا مریضی هستش خوب میشم سریع چون از خدا میخوام ک خوب بشم و خدا سریع الجوابه پس من انتظارم از این به بعد از خدا همیشه خواسته هامو میخوام و توجه میکنم به خوبی و طعم های قشنگ خواسته هام و توی این مسیر میخوام بمونم و بنده ی خدا باشم تحت کنترل خدا باشم و باور و ایمان داشته باشم ک خدا برای من خوبی میخواد منم بهش اعتماد میکنم و ایمان دارم همیشه که به خواسته هام میرسم و از خدا دور نیستم و به او نزدیک هستم و از خدا کمک میخوام و میدونم خدا حواسش بهم هست و دوستم دارم من مطمئنم.،
با تشکر از شما