0

زندگی با طعم خدا (جلسه شانزدهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن


گاهی وقت‌ها زندگی پر از نگرانی و استرس میشه 😔. انگار همه‌چیز از دستمون خارج شده و هیچ کنترلی نداریم.

در این مواقع هست که توکل و آرامش درونی می‌تونه مثل یک چراغ روشن، راه رو برامون باز کنه ✨.

وقتی دل‌مون رو به خدا می‌سپاریم و مطمئن می‌شیم که تنها نیستیم، یه حس آرامش عمیق توی قلبمون جا می‌گیره 💖.

در این مقاله می‌خوام با هم درباره رابطه زیبای توکل و آرامش درونی حرف بزنیم و رازهایی رو یاد بگیریم که کمک می‌کنه سبک‌تر و شادتر زندگی کنیم 🌸🌿.

✨ راز اول: سپردن دل به خدا

خیلی از ما فکر می‌کنیم همه چیز باید تحت کنترل خودمون باشه. دائم برنامه می‌ریزیم، حساب‌کتاب می‌کنیم، آینده رو پیش‌بینی می‌کنیم، و وقتی اوضاع اونطوری که خواستیم پیش نمی‌ره، ناامید و مضطرب می‌شیم 😩.

توکل و آرامش درونی

همین فکرِ «همه‌چیز فقط دست خودمه» باعث میشه بار زندگی روی شونه‌هامون سنگین‌تر بشه و آرامش از بین بره.

اما حقیقت اینه که کنترل مطلق فقط دست خداست 🙏.
وقتی این واقعیت رو بپذیریم، بار سنگینی از دوش‌مون برداشته میشه و اون وقت توکل و آرامش درونی خودش رو نشون میده.

سپردن دل به خدا یعنی قبول کنیم که وظیفه ما فقط تلاش کردنه و نتیجه هر کاری رو باید به او بسپریم.
اینجاست که یک اتصال عمیق شکل می‌گیره: ما با تمام توانمون قدم برمی‌داریم و مطمئنیم نتیجه، بهترین چیزی خواهد بود که خدا برای ما در نظر گرفته ✨.

وقتی این نگاه رو در زندگی داشته باشیم، توکل و آرامش درونی به یک سبک زندگی تبدیل میشه.
دیگه از شکست نمی‌ترسیم، چون می‌دونیم هر اتفاقی حکمتی داره.
دیگه آینده برامون ترسناک نیست، چون باور داریم خدا همیشه مراقبمونه 🌿.
در واقع، دل سپردن به خدا یعنی آزاد شدن از ترس‌ها و نگرانی‌ها.

یادت باشه، سپردن دل به خدا یه تمرینه؛ مثل ورزش که نیاز به تکرار و استمرار داره.
هر روز می‌تونیم با خودمون تکرار کنیم: “من تلاشمو می‌کنم و بقیه رو به خدا می‌سپارم.”
همین جمله ساده، می‌تونه نقطه شروعی باشه برای تجربه کردن توکل و آرامش درونی در عمق وجودمون 🌸. با این تمرین کوچک، کم‌کم یاد می‌گیریم سبک‌تر زندگی کنیم، امیدوارتر باشیم و با قلبی آرام‌تر مسیرمون رو ادامه بدیم 💫.

🕊️ راز دوم: پذیرش شرایط فعلی

خیلی وقت‌ها ما انرژی و فکر و احساس خودمون رو روی مسائلی می‌ذاریم که هیچ کنترلی روی اون‌ها نداریم.
مثلا گذشته‌ای که تموم شده، قضاوت دیگران، یا شرایطی که بیرون از اراده ماست. همین درگیری ذهنی، آرامش رو از ما می‌گیره و ما رو خسته و بی‌انرژی می‌کنه 😔.

توکل و آرامش درونی با پذیرش شرایط فعلی به دست می‌یاد.
“خدایا، من می‌دونم همه چیز در کنترل من نیست، پس چیزهایی که نمی‌تونم تغییر بدم رو به تو می‌سپارم.”
این نگاه، قلب رو سبک می‌کنه و ذهن رو از جنگ بی‌پایان با واقعیت آزاد می‌کنه 💫.

خیلی از استرس‌ها، از همین مقاومت در برابر واقعیت به وجود میان. وقتی شرایط سخت پیش میاد، ما فکر می‌کنیم اگر بیشتر بجنگیم، همه‌چیز درست میشه.
اما حقیقت اینه که بعضی موقعیت‌ها فقط با گذر زمان یا حکمت خدا تغییر می‌کنن. در چنین لحظه‌هایی، تمرین پذیرش و اعتماد، عمیق‌ترین شکل توکل و آرامش درونی رو به ما هدیه می‌ده 🌸.

تصور کن وقتی بارون شدیدی میاد، به جای اینکه با عصبانیت به آسمون نگاه کنی، یه فنجون چای داغ درست کنی و صدای بارون رو گوش بدی ☕🌧️.
همون لحظه‌ای که تسلیم شرایط میشی، همون لحظه‌ایه که آرامش وارد قلبت میشه. این یعنی توکل؛ یعنی مطمئن باشی خدا توی سختی‌ها هم همراهته.

تمرینش اینه که هر بار با شرایط غیرقابل تغییر روبه‌رو شدی، به خودت یادآوری کنی: “من نمی‌تونم همه‌چیز رو کنترل کنم، اما می‌تونم واکنشم رو انتخاب کنم.”
این جمله ساده باعث میشه آرامش بیشتری حس کنی و توکل و آرامش درونی رو در زندگی روزمره تجربه کنی 🙏🌿.

🌞 راز سوم: شکرگزاری روزانه

شکرگزاری یکی از قدرتمندترین ابزارها برای تجربه توکل و آرامش درونیه 🙌. خیلی وقت‌ها ما اونقدر درگیر نداشته‌ها و آرزوهای برآورده نشده‌مون می‌شیم که نعمت‌هایی که همین الان داریم رو نمی‌بینیم.
همین باعث میشه مدام احساس کمبود و نگرانی کنیم.

اما وقتی شکرگزاری رو تبدیل به عادت روزانه می‌کنیم، نگاهمون تغییر می‌کنه.
مثلا صبح‌ها وقتی از خواب بیدار می‌شیم، می‌تونیم بابت سه چیز ساده شکر کنیم: سلامتی، خانواده یا حتی فرصت دوباره برای زندگی.
همین تمرین کوچیک باعث میشه ذهنمون از کمبودها فاصله بگیره و آرامش بیشتری رو حس کنه 🌿.

شکرگزاری در واقع یه تمرین توکله. چون وقتی بابت داشته‌هامون شکر می‌کنیم، یعنی باور داریم که خدا همیشه مراقبمونه و ما رو تنها نمی‌ذاره.
همین باور، آرامش درونی عجیبی رو در وجودمون می‌سازه. هر بار که شکرگزاری می‌کنیم، در واقع داریم پلی بین توکل و آرامش درونی می‌زنیم و این پل همیشه ما رو به سمت حس بهتر می‌بره 🌸.

توکل و آرامش درونی

🪷 راز چهارم: رها کردن نگرانی‌های آینده

یکی از بزرگ‌ترین دلایل استرس ما فکر کردن بیش از حد به آینده‌ست. دائم با خودمون می‌گیم: “اگه اینطوری بشه چی؟ اگه موفق نشم چی؟ اگه همه‌چیز خراب بشه چی؟” 🤯 همین فکرها باعث میشه لحظه حال رو از دست بدیم.

اما وقتی یاد می‌گیریم نگرانی‌های آینده رو رها کنیم و اونا رو به خدا بسپریم، آرامش واقعی رو تجربه می‌کنیم.
این یعنی توکل. یعنی باور کنیم که آینده دست خداست و او بهتر از هر کسی می‌دونه چه چیزی به نفع ماست.
وقتی این باور رو داشته باشیم، توکل و آرامش درونی در کنار هم ما رو از بار سنگین نگرانی‌ها آزاد می‌کنن 🕊️.

رها کردن نگرانی‌ها به این معنی نیست که برای آینده برنامه‌ریزی نکنیم. بلکه یعنی برنامه‌ریزی کنیم، تلاش کنیم و بعد از اون دل‌مون رو سبک کنیم و نتیجه رو به خدا بسپریم.
این نگاه باعث میشه هم فعال باشیم و هم آرامش داشته باشیم 🌟.

💭 راز پنجم: تغییر گفت‌وگوی درونی

ما هر روز صدها فکر توی ذهنمون داریم. بعضی از این فکرها مثل دوست مهربونن، اما بعضیاشون مثل دشمن پنهان عمل می‌کنن.
وقتی دائم به خودمون می‌گیم “نمی‌تونم”، “من بدشانسم” یا “همه‌چیز خراب میشه”، در واقع خودمون آرامش رو از بین می‌بریم 😞.

اما تغییر گفت‌وگوی درونی می‌تونه همه‌چیز رو عوض کنه. مثلا به جای “من نمی‌تونم”، بگیم “خدا کنارمه، پس می‌تونم.” به جای “همه‌چیز خراب میشه”، بگیم “خدا بهترین رو برای من می‌خواد.” این تغییر کلمات کوچیک، اثر بزرگی روی ذهن و قلبمون داره 🌸.

وقتی گفت‌وگوی درونی‌مون مثبت بشه، اعتماد به خدا هم بیشتر میشه و در نتیجه توکل و آرامش درونی در وجودمون تقویت میشه.
هر بار که حرف‌های امیدوارکننده به خودمون می‌زنیم، مثل اینه که داریم بذر آرامش رو در قلبمون می‌کاریم. این بذر به مرور زمان رشد می‌کنه و تبدیل به درختی محکم از اعتماد و آرامش میشه 🌳.

📿 راز ششم: ارتباط قلبی با خدا

هیچ چیزی مثل ارتباط مستقیم با خدا نمی‌تونه آرامش بده. دعا کردن، ذکر گفتن یا حتی چند دقیقه سکوت و فکر کردن به خدا، قلبمون رو سبک و آروم می‌کنه 💖. وقتی با خدا حرف می‌زنیم، انگار همه نگرانی‌ها رو روی شونه‌های او می‌ذاریم و سبک می‌شیم.

این ارتباط همون چیزی هست که توکل و آرامش درونی رو به هم پیوند می‌ده.
چون وقتی با خدا در تماسیم، باورمون قوی‌تر میشه که او مراقب ماست. هر بار که دلمون آشوب میشه، می‌تونیم با یه گفت‌وگوی ساده با خدا دوباره آرامش رو پیدا کنیم.
لازم نیست دعاهای پیچیده بلد باشیم؛ کافیه از ته دل حرف بزنیم.

ارتباط قلبی با خدا یه منبع بی‌پایان انرژی و امید به ما می‌ده 🌟. این ارتباط مثل آبیه که هر روز به درخت روح‌مون داده میشه تا سبز و سرزنده بمونه.
وقتی این ارتباط رو حفظ کنیم، دیگه هیچ طوفانی نمی‌تونه آرامش درونی ما رو نابود کنه.

🌸 راز هفتم: زندگی در لحظه حال

خیلی وقت‌ها یا در گذشته گیر می‌کنیم یا نگران آینده‌ایم. مدام خاطرات تلخ گذشته رو مرور می‌کنیم یا آینده‌ای رو تصور می‌کنیم که هنوز نیومده 😔. همین باعث میشه لحظه حال رو از دست بدیم.

اما آرامش واقعی فقط در لحظه حال وجود داره. وقتی روی همین لحظه تمرکز می‌کنیم، می‌فهمیم که الان زنده‌ایم، الان فرصت داریم و خدا همین الان کنارمونه 🌿.
این نگاه باعث میشه توکل و آرامش درونی رو به شکلی واقعی تجربه کنیم.

زندگی در لحظه حال یه هنر بزرگه. یعنی بتونیم هر بار ذهنمون به گذشته یا آینده رفت، با مهربونی برش گردونیم به همین لحظه.
وقتی این تمرین رو ادامه بدیم، متوجه می‌شیم که آرامش واقعی همینجاست، نه جایی دیگه. این راز به ما یاد می‌ده ساده‌تر، شادتر و سبک‌تر زندگی کنیم 🌸.

🌺 جمع‌بندی

توکل و آرامش درونی مثل دو بال هستن که ما رو از دل طوفان‌های زندگی عبور می‌دن.
وقتی یاد بگیریم دل‌مون رو به خدا بسپاریم، شرایط فعلی رو بپذیریم، شکرگزاری کنیم و نگرانی‌های آینده رو رها کنیم، آرامش واقعی وارد قلبمون میشه 💕.

این رازها چیزهای پیچیده‌ای نیستن، اما اثرشون فوق‌العاده‌ست.
آگاهی و تمرینات دوره آرامش در بیداری راهکاری مناسب برای تغییر گفت‌وگوی درونی و ارتباط قلبی با خدا می‌تونه زندگی‌مون رو دگرگون کنه.

یادت باشه آرامش هدیه‌ای نیست که از بیرون بیاد؛ آرامش از دل خودت و از رابطه‌ت با خدا شروع میشه. پس هر روز کمی بیشتر توکل کن، کمی بیشتر شکرگزار باش و اجازه بده توکل و آرامش درونی مسیر زندگیت رو روشن کنه ✨.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.34 از 73 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12644
86 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۱/۰۹/۱۳ ۰۷:۳۲
      مدت عضویت: 2183 روز
      امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 656 کلمه

      زندگی با طعم خدا (جلسه شانزدهم):

      سلام به همه هم مسیرانم 

      انتظارتان را از دیگران به صفر برسانید:

      من فکر میکنم که این فایل مخصوص به من است. من فرد مهربانی هستم، ولی اگر وقتی به فردی مهربانی کنم و او به من بدی کند؛ ناراحت میشوم، گاهی خشمگین هم شده و از خودم بابت آن مهربانی کردن، عصبانی میشوم. بعد حسرت میخورم که چرا مهربانی نموده ام. آیا به نظر شما من فرد مهربانی هستم؟ 

      الان که این فایل را باهم مشاهده کرده ایم، میتوانیم با اطمینان بگوییم که جواب صحیح « نه » است و من فرد مهربانی نیستم. چون فردمهربان، مهربانی کردن را دوست دارد و بدون قید و شرط؛ یک طرفه مهربانی میکند و از آن مهربانی و محبت ورزیدن لذت میبردم وانتظارمهربانی متقابل از دیگران را ندارد و اهل معامله هم نیست. دقیقا مثل خدواند که حتی به قاتلهای زنجیره ای هم کمک میکند، بدون هیچ قید و شرطی. من اگر فکر میکنم که فرد مهربانی هستم، بایست از مهربانی کردن و محبت به دیگران لذت ببرم، نه اینکه مهربانی کنم در ازای اینکه انتظار داشته باشم که فرد مقابل خیلی باسرعت به من، آن مهربانی و محبت را پس بدهد. این فایل من را به خودم آورد. انگار دریچه ذهن و دیدگاه من راجع با خودم، باز شد و من حقیقت خودم را دیدم. کل زندگی من تحت پوشش انتظار من از دیگران مثل همسر، پدر و مادر، مادر شوهر، خواهر شوهر و غیره است. الان میبینم و درک میکنم که به جای تمرکز روی افکار و باورهای خودم، تمرکزم روی انتظار رفتارها و برخوردهای خاصی از دیگران بوده است مثلا دوست داشتم که همسرم مهربانتر با من حرف بزند، پدرم من را بهتر درک کند و یا اینکه رییسم من  را برای پستهای بالاتر در نظر بگیرد و غیره. من هیچوقت تا امروز صد در صد انتظارم را ازدیگران به صفر نرسانده ام، بنابراین اذیت شده ام و آزار دیده ام. من با افکارم و باورهایم زندگی ام را خلق نکرده ام، بنابراین الان میخواهم به خودم بیایم. میخواهم به جای تفکر و اندیشیدن راجع به انتظارات من از دیگران، به خداوند بیندیشم. من که آیات خداوند را دردسترس دارم و هدایت او را هم به همراه دین دارم، پس چرا و به چه دلیل وقت، انرژی و عمرم را به تفکر راجع به انتظاراتم از دیگران و گله از آنها سپری کنم؟!؟

      من میتوانم با نگاه به طبیعت، قدرت خداوند را درک کنم. کار بسیار آسانی است چون قدرت خدواند در اطراف من بسیار زیاد و چشمگیر است که شامل: داشتن سلامتی من و همسر و پسرم، داشتن پارک با فضای سبز با درختان زیاد، شنیدن آواز خواندن پرندگان، داشتن آفتاب در زمستان برای گرم کردن ما انسانها و غیره؛ همه و همه قدرت خدواند مهربان است. من دوست دارم از امروز روی قدرت خودم که از خداوند به من داده شده است، تمرکز کنم. این هفته برای مصاحبه یک شغل عازم بودم. تمام سعی ام را کردم که تنها روی قدرت خودم که از خدواند دارم، تمرکز کنم. تمام سعی ام را کردم که تنها از خداوند بخواهم که به من قدرت بدهد تا بتوانم مصاحبه شغلی ام را به خوبی پشت سر بگذارم. تمام سعی ام را کردم که از خدواند انتظار خوشبختی داشته باشم. دوست دارم از خدواند انتظار قبولی درمصاحبه شغلی ام  را داشته باشم. دوست دارم از خدواند انتظار شاغل شدن در  این محیط دولتی را داشته باشم.

      تمام سعی ام را کردم که خودم را در طبیعت خدواند، رها کنم و باشم. آزاد باشم و از انتظار افراد و انسان‌های دیگر، خودم را رها کنم. وقتی خدواند همه چیز راخودش کنترل میکند و بالاترین قدرت است، چرا من به نیرو و قدرت انسان‌های دیگر بیندیشم؟!؟

      من دوست دارم که تلاش و تمرین کنم و از خداوند کمک بخواهم و قدرت را از انسانها ی دیگر گرفته و تمامی قدرت را از خدواند بگیرم. دوست دارم تنها به خدا تکیه کنم و از تنها از او یاری و کمک بطلبم.

      روز یکشنبه ۱۳ ماه آذر سال ۱۴۰۱ هجری شمسی مطابق  ۴ ماه دسامبر سال ۲۰۲۲ میلادی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۹/۱۱ ۱۸:۲۰
      مدت عضویت: 2177 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 894 کلمه

      با سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      استاد من از زمانیکه شنیدم هر مشکلی تو زندگیم دارم بخاطر بی ایمانی به خداوندم بخاطر اینکه باور ندارم خداوندم میتونه یهویی بدون دلیل به من عطا کنه هست خیلی سعی کردم که هر مشکلی دارم به خدا بسپا رم وایت فعلا برای آرامش احساس خوب امید به زندگی عشق به خدا رو همراه داشته که خدا مشکل منو حل میکنه خدایا ممنونم سپاسگزارم که میخوای مشکلات من  حل کنی 

      استاد من هم تو زندگیم به این موارد پی بردم وقتی اطرافیانم صحبت میکنن خیلی نگران هستند طوریکه اصلا وجود خدا ت  زندگیشون نیست وقتی هم میگم خدا هم هست میگن هست هیچ شکی نیست اما خدا میگه پن بهتون عقل دادم ومن هم چیزی نمیگمدیگه ولی حرفای اونها رو اصلا قبول ندارم 

      وخیلی نگران هستند طوریکه دختر کوچیکم‌شنیده بود که همه جاشلوغ مملکت بهم خورده همه جا تظاهرات وخیلی ترسیده بود طوریکه شب تصمیم گرفت صبح عملی کرد ورفت انصراف داد بخاطر چی بخاطر اینکه شنیده بود اگه تظاهرات بشه جلوی در دانشگاه من چکار کنم اگه بگیرن اگه ببرن شنیده بود که دختری گرفتن فرداش خود کشی کرد وانصراف داد ومعلوم نیست که‌این اوصاع تاکی ادامه داره کی میخواد تصمیم بگیره بره دانشگاه در صورتیکه همه رفتن هیچ اتفاقی هم نیافتاد فقط وفقط دختر من از درسش عقب موند ومن هم نمیتونستم چیزی بگم چون خدا به کفه سنگین تر پاسخ میده وقفه اونم پر از افکار منفی بود 

      واین جمله برام خیلی جالب شد که پاداش عظیم یعنی چی یعنی چیزی که در دهنت نمیاد ودر فکرت نمیکنه  یعنی چیزی فراتر از انتظارت 

      ومنخیلی دوست دارن به نشانه های خداوند در طبیعت توجه کنم واز این کارم خیلی لدت میبرم وقتی می‌ایستم به غروب آفتاب نگاه میکنم والان مفهمم که این قدرت وعظمت خداوند که به این زیبایی داره به نمایش داده میشه تا پن ببینم به این قدرت پی ببرم تا بتونم راحتر قورت از انسانها بگیرم به خدای خودم بدم خدایا شکرت که به پن آگاهی میدی تا تو رو بیشتر وبهتر بشناسم وخدای شکرت که حرفها تو از طریق از زبان استادم به من میفهمونی که پن باید اینجوری باشم نا بتونم راحت زندگی کنم ولدت ببرم از زندگیم سپاسگزار خدا ندم باشم خدایا شکرت 

      ومن خدا رو شکر میکنم که خیلی آدم نگرانی دیگه نیستم چون یاد گرفتم مشکلاتم به خدا بسپارم وخودم وزندگی به ا بسپارم ویاد گرفتم قدرت از انسانها بگیرم به خدا بدم خدایا شکرت 

      استا د پن دیشب با همسرم صحبت کردم که منو ببره ته آن وبنا به دلایلی اصلا اصلا اصلا راضی به این کار نشد ومن با او خیلی صحبت کردم حتی بحث هم کردم اما یهویی یادم افتاد که چرا من آنقدر قدرت میدم به همسرم وفورا قدرت از اوگرفتم به خدا ندم دا دم ودیگه پیگیر موصوع نشدم بخدا چنان آرامشی به من دست داد که نگو واگر قبلا من بود کلی دعوا و قهر داشتیم آخرش خودم میرفتم امااین دفعه خیلی عقلانی تر رفتار کردم 

      من هم تصمیم گرفتم خودم جز طبیعت بدونم وزندگی به خدا بسپارم  ‌من هم همیشه قدرت به انسانها می‌دادم ‌ه فلانی که خونش درست میکنه ایکاش میومد خونه منم درست می‌کرد فلانی که خونش رنگ میکنه ایکاش میومد خونه منم رنگ می‌کرد ومیومد اما حالش احساس خوبش وسط کار تموم میشد کار من نصفه میموند ،وریشه الان ده سال میگذره هنوز همون طور مونده وتمام نشده اما الان یاد گرفتمکه دیگه قدرت از انسانها بگیرم وبه خدا بدم ونمیدونم ومطمئن که خدا به بهترین شکل مشکل منو حل میکنه 

      استاد من الان درک میکنم که ا ن زمان که فیلم یوسف پیامبر میدیدم زمانیکه تو زندان بود و دو تا از یارانش آزاد شدن ناخواسته هواست نبود گفت به پادشاه مصر بگو که منم آزاد کنه ویه یادش اومد که اون یه کسی داره ‌ه هزاران هزار با قدرتمند تر از پادشاه وبخاطر همین هفت سال دیگه زندانی بیشتر شد وما هم خدا رو داریم قدرتمندتر وتوانا تر از همه کس وهمه چیز خدایا شکرت که میتونم تو رو داشته باشم 

      این جمله هم برام یاد آوری شد که سپاسگزاری یعنی احساس خوب داشتن وزمانیکه ما احساس خوب داریم یعنی سپاهان هستیم وخیلی آرامش گرفتم 

      من همیشه فکر میکردم دیگران باید کاری کنن تا پن خوشبختی برسم ولی الان فهمیدم که هیچ کس نمیتونه برای من کاری کنه بجز خدای مهربانم خدایی که منو بزرگ کرده وبه من یاد داده بتونم فکر کنم بتونم روی پای خودم بیایستم 

      واینها همه معجزات خدا نده 

      استاد من  نمیدونم چرا وقتی روز اول موصوع معجزه خ ا رو فهمیدم خیلی حس وحال خوبی داشتم هر کاری میکردم و از هر چیزی استفاده میکردم میگفتم این معجزه خداوند  خدا گداشته که من راحتر زندگی کنم مثلا مایع ظرفشویی که یه شیمیدانی اومده چند تا فرمول با هم ترکیب کرده تا بشه تمام چربی‌های ظروف پاک کرد که باعث بیماری ما نشه چه کسی این علم به او داده خدای مهربانم واینکه از گاز استفاده میکردم‌از  اجاق گاز از ظروف از هر چیزی استفاده میکردم ربط می‌دادم به معجزه خداوند و نمیدونم چی شد که فقطهمون روز ا ن حس  حال عالی داشتم  کهنتیجه اون حس عالی آرامش احساس خوب امید به زندگی امید به خداوند بود ومن خیلی دوست داشتم هر لحطه تو اون حس خوب وعالی بمونم اما دیکه روزهای بعد نتونستم خیلی اون حس داشته باشم تا بتونم از زندگیم لذت بیشتری ببرم تا بتونم بیشتر سپاسگزار خداوندم باشم وخدا رو شکر میکنم که منو به این مسیر هدایت کرد تا بتونم به شکل بهتری از این آگاهی‌ها استفاده کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fariba
      ۱۴۰۱/۰۸/۱۸ ۱۳:۱۴
      مدت عضویت: 1364 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 217 کلمه

      یک دیدگاه متفاوت:

      امروز من برای اولین بار طعم جدیدی چشیدم و بعد برای داشتن اون طعم خدارو هزار بار شکر کردم که این همه زندگی ما در گرو همین طعم هست،

      داستان ازاین  قراره ک من برای برنامه ی سفری ک در پیش داشتیم تصمیم گرفتم برای خودم به حمام بروم 

      اما اوایل دوش گرفتنم بود ک برق میره و اب سرد میشه 

      و من توی خونه تنها بودم 

      مادر من ک خداروشکر سر وقت از بیرون میاد اونم با پله چون برق اسانسور هم قطع شده بوده میرسه به خونه و من ازش اب گرم میخوام تا برام با شعله گاز اب گرم بیارن 

      امروز من با یک شمع کوچک و یک تشت اب گرم دوشم به پایان میرسه و زمانی که به خواسته های مثل خونه ، ماشین ،ویلا ، فکر میکنیم گاهی یک اتفاق های کوچکی میفته ک میفهمی همین ک برق هست خودش یک طعم خوبه همین ک اب گرم داری و نیاز نیست همش اب گرم کنی همین ک امکانات داری خودش یک طعم بالا و عالی از خداست ک گاهی بااز دست دادنش متوجه اهمیت این نعمت خدا میشیم.

      در پایان من امروزم رو با طعم جدیدی رو برو شدم و باز هم یک تجربه شد تا بهتر احساس کنم نعمت های کوچک اما مهم رو. و خواستم با شما در رابطه با این اتفاق گفته باشم.

      باتشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahrakasaeipour@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۶/۰۹ ۰۹:۱۷
      مدت عضویت: 1622 روز
      امتیاز کاربر: 2243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

      سلام و درود بر همه همسفران عزیز و سلام و درود بر استاد عزیز 

      بسیار سپاسگزارم از این فایل ارزشمند،  چقدر در خودم تامل کردم در رفتارهام و مقایسه کردم با افکارم من که میگم خداوند را باور دارم و اون رو روزی رسان می دانم چقدر فکرم و رفتارم متفاوته چقدر فاصله داره در محیط کاری خودم شاهد مثالی میارم از تفاوت  فکر و رفتارمان اینکه همکاران رفتارشان را با یکدیگر بر اساس پست و موقعیت همدیگر تنظیم می کنند من مدتی پست مدیریتی داشتم که الان از اون فاصله گرفتم دقیقا می بینم که نحوه سلام و صبح بخیر ها تغییر کرده در صورتی که ما سالهاست که همکاریم حالا این رو شبیه میکنم به اینکه ما اونقدر خدا رو لوکس و بزرگ و دور از دسترس میدونیم که احساس میکنیم بهتره باهاش کاری نداشته باشیم چون قدرت رو در دست خداوند نمی بینیم ، اگر فکر میکردیم خدآوند خالق و صحنه گردان اصلی است بدون شک نحوه سلام علیک مون فرق میکرد.

      حالا چرا خداوند اینقدر دور از دسترس شد شاید به این دلیل که چارچوبهای و آداب و اصول بر  ااون ارتباطات اثر گذاشت به جای ساده سازی ارتباط و همیشگی کردنش بر شیوه ها تمرکز کردیم به جای غرق شدن در دریای محبتش و کیف کردن از بزرگی خداوند بیشتر ترس از ابهتش دامنگیرمون شد. و یواش یواش عاشقی کردن با خدا یادمون رفت. 

      من که به لطف خدا محبت داشتن فرزند را تجربه کردم می بینم که لحظه ای نمی تونم بدون عشقش سپری کنم همه چیز زندگیم بعد از فرزندانم تغییر کرده نوع غذام با ذایقه اونها هماهنگ میشه تفریحاتمون با روش اونهاست ، هزینه کریمان بر اساس نیازهای اونهاست من کیف میکنم فرزندم بگه اینو بپز اینو میخوام مخصوصا که وقتی بتونم خواسته اشو تامین کنم چقدر کیف میکنم همیشه هم فکر میکنم کاش دستم بازتر بود کاش وقتم بیشتر بود و…. حالا محبت لایزال خداوندی نسبت به آفریده هاش چقدر فراگیر ، بی بدیل و عمیقا و چقدر باید برگردیم به دامن پر محبتش و بترسیم از ساختن بت های دست ساز و دروغین.

      خداروشکر که خداوند سیستم جسمی همه رو یکسان آفریده وگرنه احساس میکردیم که کسانی که دو تا قلب دارند دو تا مغز دارند چقدر با ما متفاوت و حتما خداوند اونها رو بیشتر دوست داره

      استاد عزیز از این یاداوری های ساده و عمیق بی نهایت سپاسگزارم. 

      خداوند مهربانم از این سیستم عظیم بی نهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۲ ۰۲:۳۷
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 49257 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم

      چه فایل عالی و آموزنده و انگیزشی بود

      به خدا ایمان داشته باشیم و خودمان را متصل به جهان هستی که زیر نظر خداوند در حال رشد و گسترش است بدانیم 

      واقعا آرامش وصف ناپذیری به انسان دست میدهد وقتیکه انتظارش را از بندگان خدا بر میدارد و به خدا میدهد آنوقت است که قدرتی که خداوند در ما نهاده است شکوفا میشود و امورات ما طوری راست و ریست میشود که خودمان هم شگفت زده میشویم

      پیشرفتهای علمی و تکنولوژی که در جهان هستی بوجود آمده و روز به روز بیشتر هم میشود از طرف خداوند است چونکه شخصی که آن وسیله را بوجود آورده است هوش و توانایی و الهاماتش از طرف خداوند است پس او فقط دستی است که خداوند بوسیله او آن پیشرفتها را نمایان کرده است

      چه مثال جالبی زدید که راضی بودن از خودمان و زندگی مان یعنی شکرگزار بودن 

      مثالهایی که از طبیعت میزنید واقعا دلچسب و قابل لمس است 

      به خدا توکل کنیم و قدرت را دست بندگان خدا ندهیم بلکه او را که خالق این جهان و جهان های بیشمار دیگری است قادر و توانا بدانیم تا از احساس آرامشی که به ما دست میدهد لدت ببریم

      ممنونم استاد عزیز برای این فایل آموزنده و دلگرم کننده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۶ ۱۳:۰۳
      مدت عضویت: 1857 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 176 کلمه

      سلام
      الان ک این فایل میبینم یکدحسی در من بوجود اومده ک اصلا نمیدونم چی بگم
      از خداوند عزیزم شرمندم ب خاطر اینک انقد ندیدمش انقدر در نظر من کوچک بوده حس شرمندگی کلا منو در بر گرفته
      من همیشه تو زندگیم قدرت ب دیگران دادم همیشه چن اینطوری دیدم و یاد گرفتم خدایا شکرت ک منو هدایت میکنی شکرت ک خواستی هدایت بشم
      من معجزات زیادی از خداوند دیدم
      یکش اقای حامد طهماسبی ک بعد مرگ برگشتن وبا اون وضع جسمی زندن
      اگه این معجزه نیس پس چیه
      گاهی باید سکوت کنیم و گوش بدیم واقعا استاد حرفهاتون باعث شد همه نجواها در ذهن من خاموش بشه انگار این اگاهی در حد تصور من نبوده
      واقعا من همش فک میکردم خدا رو میبینم و فلان الان با دیدن این فایل دیدم ک چقد ندیدمش چقد بزرگیش در نظر من پنهون بود خداوندا تو خیلی مهربونی
      همه این مریضی ها و مشکلات از ندیدن میاد از درک نکردن اینک همه چی روباید از خدا بخوایم خودمون وابسته بهش بدونیم عشق بازی کنیم
      استاد ممنون برا این فایل زیبا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amir.univers2@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۹ ۱۸:۴۷
      مدت عضویت: 1936 روز
      امتیاز کاربر: 306 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      انتظار و توقع خود را از بندگان خدا به صفر برسانیم و تمامیت آن را به خودمان و خالقمان منتقل کنیم

      خود را عاری از هر گونه نگرانی کنیم و با تحت تدبیر دانستنِ تمامی امورِ خود و دگران توسط یگانه قادرِ مطلق (معنای نهاییِ توکلِ محض) برای هر لحظه زیستن مشتاق و خرسند باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار FARIDEH. T
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۱ ۰۱:۰۹
      مدت عضویت: 2079 روز
      امتیاز کاربر: 5083 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 795 کلمه

      جلال برنام خداوند ازلی وابدی ،سلام ودرود به شما استاد عزیز ودوستان گرامی،

      ضمن تشکر از فایل عالی وزیبای معنوی شما ،استاد عزیز ،  من با بارها گوش دادن به این فایلهای باطوم خدا غرق در عالم معنا وجهان هستی می شوم وشور وشعف زیادی به من دست می دهد نا گفتنی ،آرزو می کردم در یک سرزمین افرادی بودیم که از صبح تا شب در مورد خداوند این پدر آسمانی گفتگو کنیم با یکدیگر ،مگر صحبتی شیرین تر گواراتر از یادداشت ونام خدا دراین دنیا وجود دارد ،؟همیشه  یاد محبت پدر آسمانی مرا غرق در لذت بی انتهایی می کند ،که تحملش از قدرت من خارج می شود، ادعایی ندارم ،ولی عاشقانه وعارقانه می پرستمت خدای من که هستی من زهستی تست! 

      سالهایی را که بدون خدا زندگی کردم در حالیکه ظاهرا با خدا بودم را جزوی از عمرم به حساب نمی آورم ، همه ما یک همچین تجربه هایی درزندگی داریم که در ظاهر خداپرست بودیم ولی نبودیم، بجای اینکه توکل وتوجه مان بر خداوند باشد بر افراد وانسان های پیرامون خود بود، وبه خیال خودمان این ما بودیم که چرخه زندگی را می چرخاندیم، خودرا صاحب قدرت وخداوند را کوچک وبی اختیار می پنداشتیم.! منیت ها ما را گرفتار کرد ،با لقبهایی که به خود دادیم خودرا صاحب قدرت دانستیم ،،مثل پدر ،مادر، معلم، مهندس دکتر ،تیمسار ،رهبر ووو وهمچنان اسیر خودستایی شدیم بجای خداستایی !حق برتری به یکدیگر به خود دادیم در صورتیکه در پیشگاه خداوند همه انسانها باهم برابر وبرادراند، وجا دارد اینجا به نکته‌  ای اشاره کنم ،من در این سرزمین در المان ،از موقعیکه زندگی می کنم ، هیچگاه نفهمیدم که چه کسی با کس دیگر فرق می کند همه در یک سطح یکسان از لحاظ شخصیتی هستند ، هیچکس خودرا برتر از دیگری نمی بیند، ویکی از قوانین بسیار مهم در قانون اساسی این کشور احترام به کرامت انسانهاست! 

      از موضوع  دور نشویم  ،من بطور کلی اگر بخواهم از تجربه  زندگیم بگویم ،بطور قطع ویقین از زمانی معنی خوشبختی وآسایش وآرامش را فهمیدم که خودم وزندگی را دودستی به خداوند سپردم وبا اززندگی کردم وزمانهایی که عاشقانه دراو غرق شدم معجزات پشت معجزات برای من رخ داد بطوریکه خودم را انسانی بسیار خوشبخت وخوش شانس می دانم ،نه برای چیزهای دنیوی بلکه در دنیای حقیقی زیستن را تجربه می کنم ،که با هیچ لذتی دراین دنیا برابر نیست ، هر حادثه ،یا هر وضعیتی که پیش آید باخود می گویم ،وقتی خدا با من است از چه بترسم ،انسان به من چه تواند کرد؟ هنوز قطره ای از دنیای معرفت خداوند را چشیده ام ،هنوز تشنه ام ولی با این وجود غرق در خوشبختیم ،بازدارند زیستن همه چیزش شیرین است ،دوستان زندگی من درمقابل زندگی سابق من قابل قیاس نیست البته که در رفاه وآسایش عالی هستم ولی زندگی سابق من پر از تجملات وتشریفات خاصی بود ولی این زندگی کجا وان زندگی کجا ،؟ آن زندگی پر از استرس واضطراب کجا؟ واین زندگی با طعم خدا کجا؟ بارها از زندگی خودم گفتم بی پروا وبی تعارف، وهدف این است که بگویم اگر تمامی دنیا مال تو باشد وبی خدا باشی  ذره ای طعم خوشبختی  را نمی چشی!

      منظور من این نیست که به ظاهر خدا خدا کنی ودر دلت موجی از خشم ونفرت وکینه وحسرت وبدخو آهی وحسادت باشد، وهمچنین توکلت وتکیه گاهت را برروی انسانها بذاری وقدرت وعظمت خداوند را نا دیده بگیری که دراینصورت وای برما !  

      حرف از عظمت وقدرت خداوند شد ،چند روز پیش که دخترم فیلم سونوگرافی فرزندش را برایم فرستاد ،اولین چیزی که برزبان آمد این بود ،که ای انسان تو چیستی که این چنین برخود غره شدی ؟،عظمت وقدرت خدا همین بس که تو زمانی که ذره ای بیش نبودی که حتی با میکروسکوپ  قابل رویت نبودی ،تورا در رحم مادر جای داد ،در جایی تاریک بدون نور و روشنایی وتو  در رحم مادر چگونه ارتزاق کردی؟ چگونه در کیسه آب قرار داشتی ،؟ چگونه بزرگ وبزرگتر شدی چگونه این سلول‌ها بیشترو بیشتر شدند ؟ چگونه دستها وپاها واندام بدنت مغزت ، قلبت شکل گرفت ؟ چگونه هنگامی که به دنیا آمدی از سینه مادر بجای خون شیر جاری شد ؟ از کجا بود چگونه بود؟ در طبیعت می بینی در جای جای زمین در دشتها ،گلهای رنگارنگ با اشکال مختلف با یک خاک واب وهوا ول این تنوع از کجاست ؟ چرا یکسان نیستند ؟ چرا پرندگان وخزندگان وحیوانات اینهمه متفاوت وگوناگونند؟ چرا زمان طلوع وخورشید ثانیه ای دیر نمی کند ؟ وچراهای زیادی که همچنان در ذهن ما پدید می آید وما حیران از اینهمه قدرت خداوند، بله خداوند را می بایست از پدیده ها ونشانه ها شناخت نه در انسانها! هیچ عشقی از عشق خداوند نسبت به تمام موجودات این کره خاکی بالاتر نیست. گاهی انسانها دنبال محبت از این و آنند ولی غافلند که همه عشقهای زمینی کاذب هستند وتنها یک عشق وجود دارد وان فقط عشق به خداست! 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sofiashirazi667
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۵ ۱۵:۴۶
      مدت عضویت: 2121 روز
      امتیاز کاربر: 3799 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 38 کلمه

      سلام و خدا قوت عزیزان…من تمام تلاش و سعی خودم رو میکنم ک در هر کاری توکلم اول ب خدای بزرگ باشه نمیدونم چرا بیشتر موقع ها ترس همراهشه ان شالله ک بتونم خودم رو قوی تر کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ ۱۶:۴۹
      مدت عضویت: 2526 روز
      امتیاز کاربر: 21268 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 757 کلمه

      فایل زندگی با طعم خدا ۱۶ 

       رابطه با خداوند باید از طریق قلب باشه زمانی که خدا را توی قلبتون احساس کنید و ایمان داشته باشید که خدا بهترین ها را برای شما میخواهد دیگر ترس ونگرانی نمیتواند تاثیری بر زندگی داشته باشد  

       همیشه به ما یاد دادند که اگر میخواهی با خدا رابطه برقرار کنی رو به آسمان نگاه کن واز خدا خواهش کن اگر به صلاحت باشه میده واگر نداد بدان حکمتی در کار است  ویا یاد دادند با گریه وزاری از خدا چیزی بخواه که خدا الراحمن الراحمین ه ودلش به حال بنده اش میسوزه وخواست تو را برآورده میکنه  

      چرا اینقدر خدا را از خودمون دور میدانستیم در صورتیکه خدا اینقدر به ما نزدیک است خدایی پراز مهربانی صفا وصمییت پر از زیبایی وشکوه واینقدر عالم  من از وقتی خدا را شناختم که به جهان هستی دقیق تر شدم  از نشانه هایش که بر روی زمین است مانند انسانها درختان دریاها ابرها پرندگان حیوانات جوراواجور وبعد به آسمان نگاه کردم این همه سیاره ها وستارگان  چه قدرت عظیمی در پی این همه آفریده هست که اینقدر با نظم وترتیب هدایت میشوند اینقدر عالی هماهنگ میشوند  که حتی بی اذن خداوند برگی از درخت نمیافتد 

      وقتی نگاه خودمون ویا انتظار خودمون را از خداوند عوض کنیم میتوانیم به عظمت خدا پی ببریم ودیگر برآورده شدن خواسته های ما در برابر این عظمت چی میتواند باشد حتی ذره ایی هم نیست در برابر جهان هستی  

      خدا بسیار مهربان است خیلی از ما وقتی به زندگی گذشته خودمون فکر میکنیم بارها به ما ثابت شده در بدترین شرایطا زندگی هم اگر بودیم باز خدا ما را تنها نگذاشته بالاخره دست ما را گرفته  ونزاشته زمین بخوریم شاید به ظاهر زمین خورده باشیم ولی بعد از مدتی در رحمت دیگری برای ما باز کرده و نجاتمون داده  پس وقتی خدا هست چرا باید دستمون را جلوی بنده خدا دراز کنیم  وقتی خدایی با این عظمت وسالار داریم  چرا به این فکر کنیم دیگران میتوانند تاثیر در زندگی ما بگذارند  آیا دولت با سیاستش میتواند زندگی ما را خراب کند وقتی ما به دولت این قدرت را میدهیم  وقدرت را از خدا میگیریم وبه آن میدهیم  دیگر چه انتظاری داریم باز خداوند راه مارا باز کند ویا برای کاری متوسل به بنده خدا میشویم  قدرت را از خدا میگیریم وبه آن بنده میدهیم اگر این شرک نیست پس چی هست   ما باید از خود خدا راه گشایی بخواهیم واز خدا بخواهیم کسانی را سر راه ما قرار دهد که دستان خدا برای ما بشوند وگره کار مارا باز کنند  
      اگر بخواهیم این بحث را بیشتر موشکافی کنیم  نسبت به اقوام گذشته الان ما بیشتر مشرکانه عمل میکنیم  چرا چون  خودمون را از خدا جدا میدانیم وخواسته های خود را از هرطریقی میخواهیم حل کنیم ولی در خونه خود خدا نمیریم واعتماد نداریم که خدا هست خدایی که خودش مارا آفریده وبه خودش آفرین گفته  ما به این خدا اعتماد نداریم ولی همه جا اعلام میکنیم که خدا را دوست داریم  وخدا را پرستش میکنیم وای اسفا !!!!!!!وای برما که هر چیزی را میخواستیم سراغ بنده خدا رفتیم  واز بنده خدا خواستیم کار ما را راه بیندازه  

      خدایی که ما را آفریده فقط از خدا از ما خواسته یگانه پرست باشید  همین جمله را دقت کنید یگانه پرست یعنی چه یعنی خدا میگویید جز من به کسی ایمان نداشته باش جز من به کسی اعتماد نکن جز من خدایی نیست  تمام جهان هستی تحت نظر من است  جز من کسی را نپرست   خودت را به من بسپار 

       اگر ما هم این مسعله را درک کنیم وخودمون را به خدا بسپاریم  خداوند با قدرت خودش ما در جهت سیستم انرژی خودش قرار میدهد وطبق وعده خودش بهترین ها را برای مردم با ایمان میدهد 

      مردم با ایمان اجازه دخالت به شیطان را نمیدهد  واجازه ورود افکار منفی را به ذهن اشان نمیدهند  وقدرت را فقط از آن خدا میدانند وبه خدا توکل میکنتد وایمان دارند که کارشان با خود خدا ست نه دیگری این افراد با ایمان از خدا با دیدن زیبایی های خداوند با عشق واحساس خوبی که در اشان بوجود میاید از خدا سپاس گذاری میکنند  سپاسگذاری یعنی همین که احساس خوب داشته باشی واز خودت وخدای خودت راضی باشی  همین میشود سپاسگذاری  

       افراد در زندگی منتظر معجزه هستند تا خدا را ببینند  قبلا پیامبران به اذن خدا معجزه میکردنند تا مردم آن زمان که سواد نداشتند ‌وبت پرست بودند  آنها باور کنند که خدا هست  ولی الان چی  الان که بدتر شده  افراد منتظر معجزه هستند این همه کشفیات در حهان بوجود میایید اینها همان معجزه خداونده ولی ما ربطش میدیم به انسانها  دبگه فکر نمیکنیم آن فردی که کشف جدیدی انجام داده از کجا به آن نتیجه رسیده آیا مگر میشه پشت این کشف  خدا وحمایت خدا نباشه پس این ها معجزه نیست  

        شیطان همیشه در ذهن ما میخواهد که ما خدا را نادیده بگیریم  واگر هر کاری که در دنیا انجام میشود را دقت کنید با تفکر درست میتوانید به خدا ربطش دهید دیگر قدرت را به بنده خدا نمیدهیم  

      نشانه هایی که تمام در اطراف ما به وفور پیدا میشود  ولی متاسفانه بی ایمانی در مردم موج میزنه وایمان در بین مردم کم شده خدا در قلب ماست فقط کافیه به صداش گوش کنیم وکارهای خودمون را خدا گونه انجام بدیم  تا لبخند خدا را ببینم 

      با تشکر از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا