بعضی وقتا این فکر میاد سراغمون که:
«چربیهای بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اینا تکون نمیخورن! اگه بخوام آبشون کنم، باید جون بکنم، عرق بریزم، خودمو بکشونم باشگاه، رژیمای سخت بگیرم…»
تصور میکنی این چربیها مثل سیمان خشکشده به بدنت چسبیدن و فقط با تیشه از جا کنده میشن! 🪓😅
ولی واقعاً اینطوریه؟
نه دوست عزیز! این فقط یه باور غلط و قدیمیه، درست مثل خود اون چربیها 😄
بدن تو میتونه حتی چربی های قدیمی رو هم آرومآروم، با یه تغییر ذهنی درست و سالم، رها کنه و بسپره به جریان سوختوساز. نه نیازی به شکنجهست، نه دویدن روی تردمیل تا مرز سکته. 🏃♀️💥
❗نقش چربی های قدیمی در سخت شدن لاغری
یه زمانی که اضافهوزن داشتم، هرچی سنم بالاتر میرفت، حس میکردم لاغر شدن داره برام محال میشه 😓

با خودم میگفتم:
«هم سنم بالا رفته، هم این چربیهای بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اگه بخوام آبشون کنم، باید حسابی به خودم فشار بیارم! باید ورزش سنگین برم، عرق بریزم، رژیم بکشم تا شاید یه ذره بسوزن!» 🏋️♀️🔥
تصورم از چربی های قدیمی این بود که مثل لکهی قدیمی روی لباسن؛ هرچی هم بسابی، پاک نمیشن! 🧽😵
اما یه نکتهی مهم هست که خیلیا ازش غافل میمونن:
🧠 اگه ما توی ذهنمون، رسیدن به هدفی رو سخت و دردناک تصور کنیم، ناخودآگاهمون شروع میکنه به فرار کردن ازش!
نه به این خاطر که اون هدف واقعاً سخته، فقط چون ما خودمون تو ذهنمون سختش کردیم.
آدمیزاد ذاتاً دنبال آسونیه… دنبال راحتیه.
اگه لاغری تو ذهنت مساوی با زجر و سختیه، مطمئن باش مغزت هزار تا بهونه میتراشه که نری سمتش 🤯
و اینجاست که کمکم از خواستهت دست میکشی…
📌 چربی های قدیمی یکی از بزرگترین بهونههای ذهنی برای لاغر نشدنه
ما با افزایش سن، یه عالمه باور درباره بدنمون توی ذهنمون ذخیره کردیم:
- 🧓 «با افزایش سن، سوختوساز بدن کم میشه»
- 💉 «سلامتی کم میشه، بیماریها زیاد میشن»
- 🚶♀️ «بدن دیگه زور سابق رو نداره»
- 🧊 «چربی های قدیمی دیگه تکون نمیخورن»
و مشکل اینه که ذهن ما طبق همین فرمولها زندگی میکنه.
📊 تحقیقات علمی به روشنی نشان دادهاند که چربیهای بدن تنها به عنوان بافتهای ذخیرهکننده انرژی عمل نمیکنند؛ بلکه نقش بسیار مهمی در تنظیم فرآیندهای متابولیکی و هورمونی بدن دارند.
جالب است بدانید که حتی پس از کاهش وزن، حافظه چاقی سلول همچنان باقی می ماند و این می تواند عامل محرک برای ترغیب شدن به تکرار افکار و رفتارهای گذشته و زمینه ساز افزایش وزن مجدد شود. 🔄🧬
به همین دلیل است که همیشه بر استمرار و تکرار کردن آموزش های لاغری با ذهن حتی پس از کسب نتایج عالی تاکید کرده ام.
🧠 افرادی که بر این باورند که لایههای چربی های قدیمیتر به سختی آب میشوند، ممکن است به صورت ناخودآگاه از ادامه مسیر لاغری با ذهن برای کاهش وزن منصرف شوند.
🔍 باورهای ذهنی مانند «چربی های قدیمی سختتر آب میشوند» میتوانند به طور ناخودآگاه افکار و رفتارهای روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهند.
لذا توجه و تلاش برای اصلاح این نگرشها، گامی موثر در جهت تسهیل فرآیند لاغری خواهد بود. 🌱💪
✅ خبر خوب اینه:
همونطور که چربیهات در طول سالها آرومآروم بهوجود اومدن، میتونن با یه نگرش تازه، یه ذهن متفاوت و باورهای درست، به همون آرومی و بدون زجر از بین برن 🧘♀️✨
باور سفت و کهنهایه که به چربی چسبیده! 😉

✨ برداشت من از چربی های قدیمی
حالا که به سالهای چاقی خودم نگاه میکنم، خیلی واضح میفهمم که باورم دربارهی چربی های قدیمی، چقدر رو ذهن و رفتارم تاثیر گذاشته بود 😔
از اونجایی که از بچگی اضافهوزن داشتم، توی ذهنم این تصویر شکل گرفته بود که:
«خب، چربیهام دیگه حسابی قدیمی شدن… اینا مثل سنگ شدن! آب نمیشن به این راحتیا» 🪨💭
و همین باور باعث میشد که هر بار رژیم میگرفتم، یه سناریوی تکراری اتفاق بیفته:
🍽 توی هفتهی اول، با کلی ذوق، ۵ کیلو کم میکردم و کلی خوشحال میشدم.
💀 اما از اونجا به بعد، انگار وارد منطقهی خطر میشدم! ۵ کیلو بعدی خیلی سخت پایین میاومد،
با خودم میگفتم: «این دیگه اون لایههای قدیمی چربیه… همونا که از دوران راهنمایی به یادگار موندن!» 🙈
تصورم این بود که:
- چربیهای رویی تازهن، پس راحتتر آب میشن 💧
- چربیهای وسطی یکیدو سال قدمت دارن، یه کم سختترن 😬
- اما چربیهای زیرین؟! قدیمی، سفت، چسبیده به استخون! کار حضرت فیله بخوای آبشون کنی 🐘🔥
با همین ذهنیت، هیچوقت نتونستم بیشتر از ۱۰ کیلو کم کنم…
نه چون بدنم نمیتونست، بلکه چون ذهــنم باور نمیکرد!
🧠 فرمول ذهنی = سرنوشت جسمی
ما توی ذهنمون، برای هرچیزی یه داستان ساختیم.
دربارهی سن چاقی، دربارهی چربی های قدیمی، دربارهی اینکه آب کردنشون سخت و زمانبره… و این داستانها شدن یه نقشهی اشتباه برای رسیدن به لاغری! 🧭❌
وقتی ما مدام توی ذهنمون صحنههایی میسازیم از سختی و زجر کشیدن برای آب کردن چربی های قدیمی، بدنمون دقیقاً طبق همون فیلم عمل میکنه.
یعنی انگار خودمون با دستای خودمون داریم لاغر شدن رو سخت میکنیم 😵💫
📌 از وقتی شروع کردم ذهنمو تغییر بدم، دیدم لایهلایه نه چربی، بلکه ترس و باور اشتباه از بدنم جدا میشه 💛
و اون موقع بود که فهمیدم: «برای آب کردن چربی های قدیمی، اول باید فکرهای قدیمی رو رها کرد» 🕊️✨

🧠 فرمولهای ذهنی درباره چربیسوزی
تا حالا دقت کردی توی خیلی از تبلیغات لاغری، چربیها رو مثل یه تیکه کره نشون میدن که با یه حرکت خاص یا قرص جادویی آب میشن؟ 🧈💨
یا تصویرهایی از بدنهایی که انگار لایهلایه چربی از روشون کنده میشه؟
همهی این تصاویر باعث شده یه فرمول اشتباه تو ذهن ما شکل بگیره:
«چربیها، مخصوصاً چربی های قدیمی، خیلی سخت و دیر آب میشن… باید کلی زحمت بکشی تا شاید یهذره ازشون کم شه!» 😮💨
و جالب اینجاست که ما تصور میکنیم هرچی بیشتر چاق بودیم، لایههای چربیمون کهنهتر و سفتتر شدن، پس لاغر شدن سختتره!
در صورتی که این باور، دقیقاً یکی از موانع اصلی لاغر شدنه! 🚫
❗ سن چاقی واقعی، سن فرمولهای ذهنیه!
بیایم یه لحظه منطقی بهش نگاه کنیم:
🔹 چربی های قدیمی وجود ندارن، چیزی که «قدیمی» شده، باورهای ما دربارهی چاقیه.
🔹 اگه هم چیزی به اسم سن چاقی وجود داشته باشه، مربوط میشه به وقتی که اون چندتا فرمول چاقکننده توی ذهنمون شکل گرفتن.
و این فرمولها معمولاً توی همون ماههای اول اضافهوزن میان و بعدش فقط دارن تکرار میشن مثل یک حلقهی معیوب 🎞️
🔍 سن چاقی و سن تکرار چیست؟
خیلیها فکر میکنن سن چاقی یعنی چند سالی که چاق هستن، اما حقیقتش اینه که:
سن چاقی واقعی ما، خیلی کمتر از سن تکرار چاقیه!
اما اغلب ما اشتباهاً سن تکرار رو به جای سن چاقی واقعی میگیریم 😕
یه مثال بزنم:
من خودم فهمیدم که:
سن چاقی من کمتر از یک سال بود، اما سن تکرار چاقی من حدود ۳۵ سال! 🕰️😲
پس برای لاغر شدن، نیازی نیست با اون ۳۵ سال مقابله کنم، بلکه باید روی همون یک سال تمرکز کنم و «سن چاقی واقعی» رو تغییر بدم.



🌱 تولد و پرورش لاغری با ذهن
آموزشهای لاغری با ذهن، مثل کاشتن یک نهال لاغری هست؛ نهالی که باید بزرگ بشه و ریشه بگیره تا بتونه با سن چاقی مقابله کنه.
هر روزی که تو سایت تناسب فکری هستی، اگر با اشتیاق و انرژی مثبت باشی، داری فرمولهای لاغری با ذهن رو یاد میگیری و سن لاغریات رو قویتر میکنی 💪✨
حالا فقط کافیه که سن تکرار لاغری خودت رو بالا ببری.
⚠️ چرا بعضیها تو مسیر لاغری لیز میخورن؟
بعضی از دوستان وقتی بعد از مدتی تغییر جسمی نمیبینن، فکر میکنن آموزشها براشون جواب نداده و ناامید میشن 😞
اما واقعیت اینه که:
هر کسی که آموزشهای لاغری با ذهن رو جدی گرفته باشه، تغییرات احساسی و رفتاری زیادی تجربه میکنه 💖
این نشونهی رشد و تکامل «نهال لاغری» تو ذهنه 🌳 و میوهی واقعی این نهال، کاهش وزن و لاغری جسمیه که زمان میخواد 🍏⌛
✍️ تمرین آموزشی 📖
اگر موانع ذهنی چاقی را از ذهن خود پاک کنیم، چربی های قدیمی هم بهراحتی شروع به آب شدن میکنند! 😍
این جمله فقط یک شعار نیست، بلکه نتیجه سالها تجربه و آموزش لاغری با ذهن است.
در این جلسه، با موضوع سن چاقی و مفهوم سن تکرار چاقی آشنا شدیم. این مفاهیم به ما کمک میکنند تا بفهمیم ریشه بسیاری از چاقیها، نه در جسم بلکه در تکرار سالها باورهای غلط درباره چربیهای قدیمی است.
لطفاً پس از مطالعه و تماشای ویدیو:
- ✏️ بنویسید نگرش شما درباره سن چاقی چیست؟ در گذشته چه چیزهایی دربارهاش شنیده بودید؟
- 🏃♀️ درباره ارتباط بین چربی های قدیمی و لاغر شدن با کمتر خوردن یا بیشتر ورزش کردن بنویسید.
- 🧠 برداشت خود را از ارتباط فکر و عمل در لاغری با ذهن شرح دهید.
- 🤔 آیا کسی با اضافه وزن میتواند فقط با رفتار افراد متناسب لاغر شود؟ نظرتان را توضیح دهید.
- 💡 تاثیر لاغری با ذهن را در تغییر باورها و فرمولهای ذهنی خود شرح دهید.
- 📌 در پایان، تمرینی که از محتوای ویدیو برداشت کردید را در قسمت نظرات یادداشت کنید.
یادت باشه! ✨ تغییر باورها درباره چربی های قدیمی، اولین قدم برای آب شدنشونه! 😇
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.16 از 79 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
راستش تا این ویدیو رو ندیده بودم خیلی به قضیه ی سن چاقی فکر نکرده بودم ..الان که بهش فکر میکنم می بینم که چرا قطعا که فکر میکردم همیشه دیگه آدم میفته تو سرپایینی سن وزن کم کردن خیلی سخت تر و پیچیده تر میشه…زیاد شنیده م میگن آدم سنش بره بالا سوخت و سازش میاد پایین…ولی تا دلتون بخواد مثال نقض دارم براشون…حتی تو خانواده ی خیلی نزدیک..پدر و مادرم هر دو متناسبن و هیچکدومشون متابولیسمشون کند نشد با بالا رفتن سنشون…اتفاقا برعکس…لاغرتر شدند. برای شخص خودم خیلی جالبه! هفته ی پیش داشتم به خواهرم می گفتم که حالا لاغر شم تازه زشت میشم! (مدتیه فکر میکنم به خاطرچاقی زشت و دفرمه شده م و فکر میکنم حالا لاغر شم تازه چین و چروک و پیری خودش رو نشون میده!!!) مغز انسان واقعا!در حالیکه ۳۵ سالمه و پیر نیستم که همچین فکری بکنم ولی قطعا ذهنم به دنبال بهانه های جدید گشته که مانع راهم باشه!
درباره ارتباط بیت لاغر شدن چربی های کهنه هیچوقت ذهنیت خاصی نداشتم ولی شدیدا فکر می کنم غذا باید کمتر بخورم و باید خیلی تحرکم زیاد باشه و دایما درحال سرزنش کردن خودم هستم که چرا زیاد خوردی(در حالیکه واقعا خیلی نمیخورم ولی وحشت از خوردن دارم) یا با خودم کلنجار می رم که چرا ۵ روز پشت هم ورزش نکردم یا چرا کم تکون می خورم …تا جایی که مشکلات عدیده ای با خوردن پیدا کرده م …معده م خیلی غذاها رو نمی پذیره و تقریبا مطمینم دلیلش ذهنیه …ذهنم داره قانع میکنه بدنم رو که ازینم باید کمتر غذا بخورم…یا اگر چیزی بخورم که به نظرم چاق کننده س توجیح می کنم خودم رو که بدنم و معده م اون رو پس می زنه و همینطورم میشه….قدرت ذهن واقعا خیلی خیلی خیلی زیاد و عجیبه!
درباره ارتباط بین فکر و عمل درک و برداشت خود را بنویسید
درباره ی ارتباط فکر و عمل باید بگم که فکرم ارتباط مستقیم با عملم داره…در بسیاری مواقع فکر نکرده و بر حسب عادت رفتار غذایی اشتباه رو تکرار می کنم…در مواردی که فکرم رو روی موضوعی عوض میکنم هم مستقیما و به صورت مثبت روی رفتارم نه فقط روی غذا بلکه درتمام جنبه های دیگه ی زندگی هم اثرگذاره…در همه چیز نه فقط نحوه ی غذا خوردنم!
همین الان در فاصله ی بین نوشتن جوابها باید یه توقف میدادم و دیرتر ادامه می دادم…در این فاصله غذا هم خوردم و بعد به نوشتن ادامه دادم…متوجه شدم که وقتی ذهنم درگیر نوشتن جوابها و دیدن مطالبه خود به خود خیلی رفتارم متناسب تر و درست تره.. بیشتر به نحوه ی برخوردم با غذا و گشنگی واکنش نشون می دم و چون بیشتر فکر میکنم راجع به این مباحث خود به خود رفتار و عملکردم هم سنجیده تره! البته به نظر خودم!
در پاسخ به این سوال که انجام دادن رفتار یک فرد متناسب در تناسب اندام کافی هست باید بگم فکر میکنم فقط انجام دادن رفتارهاشون کافی نیست…مسایل بسیار زیادی در پس ذهن چاق من وجود دارند که خود به خود در من وحشت از خوردن ایجاد می کنن و این وحشت تصویری در ذهن من از خودم تشکیل می ده که به این راحتی قابل تغییر نیست. مثلا می بینم که دوستهای متناسبم به راحتی چیپس یا شکلات می خورند و همیشه برام سواله که چطور اونها می خورند و چاق نمیشن؟ پس منم اگر بخورم و بهش فکر نکنم نتیجه باید یکسان باشه ولی اینجور نیست! اول اینکه من اصلا نمی تونم بدون نگرانی بخورم…دوم وقتی مثلا تنقلات میخورم حد و اندازه ی زیادی برای خودم تعیین نمی کنم و معمولا در انتها عذاب وجدان شدیدی تا ساعتها همراهمه…خودخوری و خودتحقیری باهاش میاد…حال روحیم خراب میشه از کاری که کردم و درنهایت با حال بد انتظار لاغری و متناسب شدن فقط خنده دار به نظر می رسه! اول باید افکارمون عوض شن بعد باید رفتارمون عوض شه و درنهایت بدنمون…تا دو پله ی اول نباشه سومی حاصل نمیشه مگر موقت و گذرا..
تاثیر لاغری با ذهن برای من خیلی زیاد بوده! هنوز جسمم اونقدری تغییر نکرده ولی به لطف این فایلها و مطالبی که میخونم و گوش می کنم احساس می کنم بسیاری از رفتارهای پرخوریم رو تصحیح کرده م. یکی از موفق ترین نتایجم این بوده که دیگه نمی ترسم برنج بخورم…دیگه نمی ترسم مواد تشکیل دهنده ی یک خوراکی من رو مانع از خوردنش کنه! ولی هنوز ترس از مقدار غذا رو دارم…هنوز فکرهایی دارم که مثلا کم کردن این مقدار وزن باید کار سختی باشه و غیره ولی شدیدا حس می کنم در طول روز و درحال مرور فکرهام بسسسسیار چیزهایی که به خودم می گم جنسشون عوض شده ن. مطمینم تنها راه متناسب شدنم از راه ذهنیه!این رو دیگه مطلقا شک ندارم…اگر یک سال پیش شک داشتم الان دیگه ندارم! احساس می کنم دانه هایی که کاشته بودم کم کم دارن جوانه می زنن! به امید رسیدن به هدف نهاییم که زیبایی و تناسب و خوشحالیه!
مرسی از این فایل فوق العاده!
من یه تمرین برای خودم ساخته م..اونم اینه که فقط وقتی گشنه هستم چیزی بخورم…به مقداری که می خورم توجه کنم..از خودم سوال بپرسم الان سیرم یا خفه!!!؟؟؟ و مدام حرفهاتون رو مرور می کنم و سعی می کنم در طول روز برای خودم موضوعات جدید مطرح کنم..باز هم می گم این فایل و این گفته ها در تمام جنبه های زندگی موضوعیت دارند و این خیلی قشنگه!
باسلام خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
وای چقد عالی بود …این فایل موضوع مهمی داشت در مورد یکی از موانع لاغری وچقدر آروم گرفتم واحساس خوبی پیدا کردم…در مورد این که ما یا من هر چه سن چاقی بیشتر شده لاغری هم بیشتر شده ….در این مورد ذهن من چیزی نمیگفت بهم وفکری نمیکردم
چرا،،در مورد این که سن برسه به چهل دیگه سوخت وسازت میاد پایین وپایینترمن گفتگوی ذهنی داشتم
من خیلی هم رژیم نتونستم بگیرم چون اصلا از رژیم خوشم نمیاد
طبق اون فیل قبلی که احساس میکردم یکی داره کنترلم میکنه ومن اصلا گوش نمیدادم..
میگفتم خدایامن دوست دارم یه چیزی از درون بهم بگه
چقد بخورم وچقدر نخورم..کی بخورم واحساس سیری زود کنم….
والان که متوجه شدم که اینا تکرار یه سری مکررات وعادتهای فرمول ذهنی ایست ..تو ۲۰ سال مثلا تکرار کردیم…نمیدونم چرا اینقد فکرای اشتباه تو ذهنمون هست .اینا کی جا خوش کردن تو ذهن من..بابا من با خودم میگم من اثلا پرخور نیستم ..فقط وفقط من تصویر خود چاقی رو تکرار کردم وتکرار کردم واون فکرای مسخره راجع به عذاها منو به این وزن درآورد واصلا نفهمیدم چطور این چربیها اضافه شدن
تصویر سازی وتصویر سازی وذهن قدرتمندم منو تغییر داد
ترس از نون .برنج.پیتزا.شکلات.شیرینی.کیک تولد.از سر کار میومدم وگرسنه بودم وبیشتر از نیازم میخورم وبعد استراحت میکردم ..فکر میکردم این مشکل منه…من نباید این کار رو کنم
ولی همه ی اینا فرموله که خودم بهشون بها دادم ارزش دادم.ترسیدم.توجه کردم..تعریف کردم..
چربیها م به من ربطی نداره چطور آب میشن
من از خدا خواستم که مسیر درست رو بهم نشون بده
اینجا رو نشون داده وراه آب شدن هم به من ربطی نداره
اون چگونگی رو میسپارم به دنیا وخدا وطبیعی زندگیم
وخدا رو شکر دارم میبینم هرروز داره افکارم تغییر میکنه
همبن آگاهی ها وتکرارشون منو به راحتی واسونی بیشتر به سمت اصلم
میبره ..من به اصلم برمیگردم ..چون حالم خوبه
بازم فرمولها میاد تو ذهنم ولی یه هو متوجهشون میشم
واست میکنم میگم این فکر نادرستی متوجه باش
آگاهانه میخورم
آگاهانه در مورد غذاها فکر میکنم
واگاهانه رفتارم رو کنترل میکنم
وعالی لاغر میشم
شکر خدای مهربان با این ذهن قدرتمند که به من داده
من سلامت وزیبا ومتناسب میشم
با پوست زیبا وسبکی زیاد
ممنون از استاد گرامی
راستش تا این ویدیو رو ندیده بودم خیلی به قضیه ی سن چاقی فکر نکرده بودم ..الان که بهش فکر میکنم می بینم که چرا قطعا که فکر میکردم همیشه دیگه آدم میفته تو سرپایینی سن وزن کم کردن خیلی سخت تر و پیچیده تر میشه…زیاد شنیده م میگن آدم سنش بره بالا سوخت و سازش میاد پایین…ولی تا دلتون بخواد مثال نقض دارم براشون…حتی تو خانواده ی خیلی نزدیک..پدر و مادرم هر دو متناسبن و هیچکدومشون متابولیسمشون کند نشد با بالا رفتن سنشون…اتفاقا برعکس…لاغرتر شدند. برای شخص خودم خیلی جالبه! هفته ی پیش داشتم به خواهرم می گفتم که حالا لاغر شم تازه زشت میشم! (مدتیه فکر میکنم به خاطرچاقی زشت و دفرمه شده م و فکر میکنم حالا لاغر شم تازه چین و چروک و پیری خودش رو نشون میده!!!) مغز انسان واقعا!در حالیکه ۳۵ سالمه و پیر نیستم که همچین فکری بکنم ولی قطعا ذهنم به دنبال بهانه های جدید گشته که مانع راهم باشه!
درباره ارتباط بین لاغر شدن چربی های کهنه هیچوقت ذهنیت خاصی نداشتم ولی شدیدا فکر می کنم غذا باید کمتر بخورم و باید خیلی تحرکم زیاد باشه و دایما درحال سرزنش کردن خودم هستم که چرا زیاد خوردی(در حالیکه واقعا خیلی نمیخورم ولی وحشت از خوردن دارم) یا با خودم کلنجار می رم که چرا ۵ روز پشت هم ورزش نکردم یا چرا کم تکون می خورم …تا جایی که مشکلات عدیده ای با خوردن پیدا کرده م …معده م خیلی غذاها رو نمی پذیره و تقریبا مطمینم دلیلش ذهنیه …ذهنم داره قانع میکنه بدنم رو که ازینم باید کمتر غذا بخورم…یا اگر چیزی بخورم که به نظرم چاق کننده س توجیح می کنم خودم رو که بدنم و معده م اون رو پس می زنه و همینطورم میشه….قدرت ذهن واقعا خیلی خیلی خیلی زیاد و عجیبه!
درباره ارتباط بین فکر و عمل درک و برداشت خود را بنویسید
درباره ی ارتباط فکر و عمل باید بگم که فکرم ارتباط مستقیم با عملم داره…در بسیاری مواقع فکر نکرده و بر حسب عادت رفتار غذایی اشتباه رو تکرار می کنم…در مواردی که فکرم رو روی موضوعی عوض میکنم هم مستقیما و به صورت مثبت روی رفتارم نه فقط روی غذا بلکه درتمام جنبه های دیگه ی زندگی هم اثرگذاره…در همه چیز نه فقط نحوه ی غذا خوردنم!
همین الان در فاصله ی بین نوشتن جوابها باید یه توقف میدادم و دیرتر ادامه می دادم…در این فاصله غذا هم خوردم و بعد به نوشتن ادامه دادم…متوجه شدم که وقتی ذهنم درگیر نوشتن جوابها و دیدن مطالبه خود به خود خیلی رفتارم متناسب تر و درست تره.. بیشتر به نحوه ی برخوردم با غذا و گشنگی واکنش نشون می دم و چون بیشتر فکر میکنم راجع به این مباحث خود به خود رفتار و عملکردم هم سنجیده تره! البته به نظر خودم!
در پاسخ به این سوال که انجام دادن رفتار یک فرد متناسب در تناسب اندام کافی هست باید بگم فکر میکنم فقط انجام دادن رفتارهاشون کافی نیست…مسایل بسیار زیادی در پس ذهن چاق من وجود دارند که خود به خود در من وحشت از خوردن ایجاد می کنن و این وحشت تصویری در ذهن من از خودم تشکیل می ده که به این راحتی قابل تغییر نیست. مثلا می بینم که دوستهای متناسبم به راحتی چیپس یا شکلات می خورند و همیشه برام سواله که چطور اونها می خورند و چاق نمیشن؟ پس منم اگر بخورم و بهش فکر نکنم نتیجه باید یکسان باشه ولی اینجور نیست! اول اینکه من اصلا نمی تونم بدون نگرانی بخورم…دوم وقتی مثلا تنقلات میخورم حد و اندازه ی زیادی برای خودم تعیین نمی کنم و معمولا در انتها عذاب وجدان شدیدی تا ساعتها همراهمه…خودخوری و خودتحقیری باهاش میاد…حال روحیم خراب میشه از کاری که کردم و درنهایت با حال بد انتظار لاغری و متناسب شدن فقط خنده دار به نظر می رسه! اول باید افکارمون عوض شن بعد باید رفتارمون عوض شه و درنهایت بدنمون…تا دو پله ی اول نباشه سومی حاصل نمیشه مگر موقت و گذرا..
تاثیر لاغری با ذهن برای من خیلی زیاد بوده! هنوز جسمم اونقدری تغییر نکرده ولی به لطف این فایلها و مطالبی که میخونم و گوش می کنم احساس می کنم بسیاری از رفتارهای پرخوریم رو تصحیح کرده م. یکی از موفق ترین نتایجم این بوده که دیگه نمی ترسم برنج بخورم…دیگه نمی ترسم مواد تشکیل دهنده ی یک خوراکی من رو مانع از خوردنش کنه! ولی هنوز ترس از مقدار غذا رو دارم…هنوز فکرهایی دارم که مثلا کم کردن این مقدار وزن باید کار سختی باشه و غیره ولی شدیدا حس می کنم در طول روز و درحال مرور فکرهام بسسسسیار چیزهایی که به خودم می گم جنسشون عوض شده ن. مطمینم تنها راه متناسب شدنم از راه ذهنیه!این رو دیگه مطلقا شک ندارم…اگر یک سال پیش شک داشتم الان دیگه ندارم! احساس می کنم دانه هایی که کاشته بودم کم کم دارن جوانه می زنن! به امید رسیدن به هدف نهاییم که زیبایی و تناسب و خوشحالیه!
مرسی از این فایل فوق العاده!
من یه تمرین برای خودم ساخته م..اونم اینه که فقط وقتی گشنه هستم چیزی بخورم…به مقداری که می خورم توجه کنم..از خودم سوال بپرسم الان سیرم یا خفه!!!؟؟؟ و مدام حرفهاتون رو مرور می کنم و سعی می کنم در طول روز برای خودم موضوعات جدید مطرح کنم..باز هم می گم این فایل و این گفته ها در تمام جنبه های زندگی موضوعیت دارند و این خیلی قشنگه!
با سلام
در مورد سن چاقی واقعا همینطوری هست که میگین،این اعتقاد بین افراد چاق هست که میگن چربیا دیگه موندگار شدن،سفت شدن و ازین عبارات،
یه چیزی که همین الان یادم اومد اینه که علاوه بر سن چاقی،ما جنسیت چاقی هم داریم که اونم یک مانع بزرگ هست .
وقتی صحبت از چاقی میشه میگم:« مردا از زنا زودتر میتونن لاغر کنن ،همیشه میگم مردا شانس دارن دیر چاق میشن زود لاغر میشن بخاطر بافت بدنشون که با ما زنا فرق داره،
خوش بحال مردا نه پریودی دارن نه بارداری نه زایمان ،انگار بدنشون همیشه دست نخورده باقی می مونه و سالم ترن . زندگیشان با دوران مجردیشون هیچ تفاوتی نمیکنه،فقط از سر کار همیشه می رفتن خونه بابا ،بعد ازدواج میان خونه خودشون 🤭».
همیشه دیدم نسبت مردا اینطوری بوده،مخصوصا راجع به تناسب اندامشون،و این خودش بنظرم یه مانع هست که سر راه من قرار گرفته و بهانه ای شده برا چاق شدن و لاغر نشدنم.
چقدر خوبه که راجع به تمام جزییات تفکر افراد چاق صحبت می کنید و ما رو هم به کنکاش ذهمنون وادار می کنید، ممنون واقعا🌹🌹
چند سال پیش که افتاده بودم رو دور لاغری و حسابی لاغر شده بودم ، اصلا به این فکر نکردم که چربیهایی که داشتم کجا رفتن و چجوری رفتن ،آخه من هیچ دخالتی و تلاشی برای بیرون کردنشون از بدنم نکردم
باز چند سال بعدش چربیا بدون این که ازشون بخوام و راهشون بدم خودشون وارد بدن من شدن باز هم بدون دخالت من !
البته خودم دخالتی نداشتم همه کاره ذهنم بود. !و من با اومدن توی سایت حالا بعد چند سال متوجه این قضیه شدم.
همونطور که برای چاق شدن فکر نکردیم که امروز قراره چربی بره فلان قسمت بدنم و برا خودش جا باز کنه،برای لاغر شدن هم درست نیست که فکر کنیم مثلاً امروز چربی دور قلبم آب شد و …!
فقط کافیه تمرینات رو انجام بدیم،بهشون عمل کنیم ،توی ذهنمون به خودمون مدام لاغری رو یادآوری کنیم نه چاق بودن و چاق تر شدن رو تا در مسیر لاغری قرار بگیریم .
توی فایلهای جذب ثروت میگن تو تمرینات و انجام بده،شکرگزاریت رو انجام بده و خودت رو با ثروت هم مسیر کن ،و به بقیه ش کار نگیر،این که از چه راهی و به چه وسیله ای ثروت بهت میرسه دیگه به تو ربطی نداره،بسپار به خدا ،خدا خودش راه و روش رو از ما بهتر بلده!
خب در مورد لاغر شدن هم همینه ،این که چجوری و از کجا چربیها از بدن حذف میشن به من ربطی نداره، من فقط وظیفه ام اینه که تمرینات رو درست انجام بدم ،تغییرات رو در خودم بوجود بیارم و نتیجه رو بسپارم به خدای مهربونم .
بنظر من این که رفتار یه فرد متناسب رو انجام بدیم و به عبارتی ادای متناسب بودن رو در بیاوریم دردی از ما دوا نمیکنه،وقتی ما یک رفتار رو فقط تقلید میکنیم حتی اگه اون رفتار درست باشه ،فقط ظاهر قضیه رو خوش آب و رنگ کردیم ،از یه زمانی به بعد ازین تقلید و از اینکه خودمون نیستیم خسته میشیم و جا میزنیم،
اول باید ببینیم تفکر فرد متناسب چجوریه که اون رفتار رو از خودش بروز میده ،هر وقت تونستیم تفکرمون رو مثل فرد متناسب بکنیم ،ناخودآگاه رفتارمان هم متناسب میشه.
چند وقت پیش یه کتاب به اسم چگونه متعادل باشیم خوندم که مبحث جالبی داره و در مورد لاغری میگه وقتی جسم و ذهن با هم در تعادل باشم به لاغری میرسیم .
خیلی کتاب جالبی هست ،،الان با خوندن و شنیدن این فایل ترغیب شدم دوباره بخونمش چون فک می کنم یه خوندنش یه کلاس خصوصی میشه برای درک بهتر این فایل و چند تا فایل دیگه ای که تو این چند روز از شما شنیدم!
بنام خدای یکتا
اول از همه باز خدا رو شاکرم که منو در این مسیر قرار داد .جمله های مثل چاقی من کهنه است یا چربی های من دیر آب میشه یه این قسمت از بدن دیر تر از قسمت دیکه آب میشه و خیلی از جمله های دیگه درباره آب شدن چربی ها در لاغری با ذهن همه اشتباه هستن که همینا باعت موانع لاغری ما میشوند اگه دقت کنید که بعضی از افراد از بچگی چاق بودن ولی بعضی افراد به تازگی چاق شدن هر دو اضافه وزن دارن و در این مسیر لاغری با ذهن اصلا تفاوتی بینشون نیست برای آب کردن چربی هاشون اگر ذهنشون رو با افکار درست برای ِلاغری پر کرده باشن.
ما برای چاق شدن اصلا فکری نکردیم که الان اینجامون چاق میشه الان چقدر چاق میشیم الان چاق بشیم چی میشیم ما اصلابه این چیزا فکر نمیکردیم همین طور طبیعی بدون دخالت فکر چاق شدیم چون رفتار های غلط در ذهن باعث شده بودن که ما چندین سال آنها رو تکرار کنیم که الان نتیجه آن رو میبینیم .
پس الان هم برای لاغری خودمون اصلا به فکر کردن نیاز نداریم ما اگه فرمول های جاقی ذهنمون رو بشناسیم و به فرمول های لاغری تبدیل کنیم و آنها رو تکرار کنیم که در ذهنمان جا پیدا کنه و دیگه خارج نشه باعث لاغریمان میشه پس اصلا دیگه نگران نیستیم از اینکه چقدر بخوریم چی بخوریم کی بخوریم .پس ما فقط باید لاغری رو تکرار کنیم تکرار تکرار تکرار .
از شما استاد عزیز هم تشکر میکنم که یک گام دیگه با ما همراه بودین 😍
به نام الله یکتای مهربان
درود خداوند بر شما استاد ارجمند و گرامی ،
استاد در مورد یادگیری و اشتیاق فرمودید:
استااسدر موردتاد اشتیاق همیشگی ن بست نظمو تعهد و انجام یک کار به تدریج عادت میشه و اون عادت در مغز ما خودش دیگه لذت و انگیزه میاره ،و
انسان واقعا هرچیزی رو که بخواد از ته دلش برای وسواس فکری اصلا پیدا میکنه یعنی همون اشتیاقی سوزان درونش مدام روشن می مونه تشنه هست همیشه ،
ولی اشتیاق با جو گیر بودن هم در لحظه فرق میکنه اشتیاق مدام و پیوسته و قلقلک میده خنده های ریز امیدواری درونت زنده نگه میداره مثل شمع روشن گرم و آرام و شادی آور ،
،بعد کلا میگن تو شروع کن اشتیاق هم میاد ولی اگر چرخه رو قطع نکنید و متعهد بمانی که واجبتر اشتیاق و تعهد اشتیاق رو زنده نگه میداره و شما با
نظم مستمر و تمرین و تکرار ه ست که به نتیجه میرسونیش و موفق میشی ،
و دیگه مغزت عادت جدید براش به وجود بیاد خود ب خود ب هدنبال ایجاد و انجاماون کار خوب رو میخواد بره تا لذت ببره،
و دیگه برات فرقی نداره یادگیری جدید باش میخواد تکراری باش مثل مثلا ورزش هر چند باز تو همه اون تکرارها بازچیز های جدید یاد میگیری مثل تکرار روز و شب اما همیشه یک کار و اتفاق جدید داره
و این ذهنیت هم که واقعا پیشرفت نهایت ندارد میشه بهتر تر از قبل باش خود به خود دوست داری مدام یاد بگیری به روز باشی تو همه چیز کیفیت بهتری داشته باشی این از بحث اشتیاق و حتما هم درونی هست این موضوع ومجیط تاثیر گذار و مشوق تو هست اما نه اندازه درون،
در مورد یادگیری هم دقیقا وقتی کم کم بتونم درست بخورم نتیجه عملی رو در جسمم ببینم کم کم تبدیل میشه به باورم و ذهنمم تغییر میکنه که خیلی مهمه عمل و فکر یکی باش،
اونموقع با حال خوب بدون هیچ فکری خوب میخوریم لاغر هم می مانیم .
در پناه حق باشید از خداوند و استاد ممنونم
سلام بر استاد عزیز و دوستان عزیزم من تا حالا فکر نکردم که قدمت چربی چقدره ولی وقتی روزه میگیرم مثلا خواهرم میگفت شکم من چربیاش شله زود آب میشه منم میگفتم مال من سفته کلی طول میکشه آب شه همیشه اون شکمش زودتر از من آب میشد من همیشه تو ذهنم میگم ورزش شکمی کنم شکمم تخت میشه واقعا همینطوری هست ورزش میکنم شکم تخت میشه ولش میکنم بعد از یه مدت دوباره شکمه بر میگرده الان به لطف خداوند کانال خوبتون احساس میکنم حالم خیلی خوبه شکمم آب شده سایز ۴۴ بود الان ۴۲ در عرض یک هفته خیلی خوشحالم خدا رو شکر کردم از شما استاد گرانقدرم کمال تشکر دارم که دلسوزانه توضیح میدن که آدم درک میکنه میفهمه بعضیا پیچیده توضیح میدهند مثلا میخواد راننده گی یاد بده از همون اول میگه لای بکش منی که چیزی بلد نیستم ولی شما خیلی خوب توضیح میدهید همون اول میگید بشین کمربند ببند ادامه کار واقعا ممنونم ازتون
به نام خداوندم که قاضی الحاجات است
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات سن چاقی
به نام خدای مهربان که هر لحظه هادی و حامی من هست .
سلام و درود
بازم به خودتون بگین اگر موانع لاغری رو از ذهنتون پاک کنید روند متناسب شدن شما خود به خود شکل میگیره من خودم زمانی که با این راه آشنا شدم همون اوایل ، مقدار زیادی از اضافه وزنم رو خیلی راحت کم کردم اما یه فاصله ی کوچک تا ایده الم داشتم. و مدتها بود که دیگه تغییری نمیکردم و روندم ثابت شده بود یعنی ثایت که نه بلکه قدرت ترمیم و تخریب در بدن من برابر شده بودن و برای همین بدن من تغییر نمی کرد .یعنی مانع های ذهنی داشتم که اونها روند تناسب من رو کند کرده بودن مثلا یکی از مانع های بزرگ ذهنی من این بود که دیگه این یه ذره اخر چاقی خیلی سخته از بین بره و الکی نیست و یا اینکه میگفتم تیرویید من هم قطعا یه تاثیر کم ممکنه داشته باشه و هر چقدر من تلاش کنم بلخره یه ذره اضافه وزن با من بماند تا اینکه دو ماه پیش یا سه ماه پیش به خاطر یه موردی که خیلی اذیت روحی شدم غدا نمیتونستم درست بخورم خیلی روزها شاید فقط اب یا اب میوه که دم دستم بود میخوردم که انرژی داشته باشم بتونم سر پا باشم بعدها که خیلی گرسنه میشدم در حد دو قاشق شاید در یک وعده میخوردم که بتونم سر پا بشم خلاصه خیلی کم میخوردم و واقعا وزنم و سایزم دوباره تغییر کرد و من خیلی لاغر شدم و همه میگفتن فلانی خیلی لاغر شدی بعدا که اون قضیه حل شد خدا رو شکر همه چیز به حالت عادی برگشت بارها به خودم گفتم ببین بدن من چقدر توانایی کم کردن وزن و سایز رو به راحتی داشت و کاری به قرص و دارو و هیچ چیزی نداشت و چون من از فکر لاعری اومده بودم بیرون خیلی راحت من لاغر شدم و چون خیلی کم خوری داشتم در ذهن من یه فرمول قدیمی شکل گرفت که خوردن مساوی هست با چاقی و اما خیلی روی خودم دوباره کار کردم تا اسیر فرمولهای چاقی نشم و مهمترین دستاورد این قضیه برای من این بود که من به راحتی باور کنم بدن من در این سن با این حد چربی و با این دارو ها بازم می تونه به راحتی لاغرتر بشه اگر هماهنگ با هدفم رفتار کنم یعنی میخوام بگم مانع ذهنی که من داشتم ( که من بیشتر از این لاغر نمیشم یا این که سخته این چند کیلو اخر رو کم کنم و یا اینکه اونها به سختی از من جدا میشن و یا اینکه مانع ….) همه از ذهن من حدف شدن و من حس میکنم با همان رفتارهای غذایی گذشته اما الان سایز و وزن بهتری پیدا کردم در واقع لاغر تر شدم که همش به خاطر این هست که من مانع رو از سر راهم برداشتم و بدنم خود به خود داره به سمت تناسب حرکت میکند .
پس هر چقدر می گفتم اول راه لاغری اسونه و اما اخر راه دیگه سخته در ذهن من با همون قضیه که تعریف کردم از بین رفت و نقض شد .
سن چاقی اصلا ربطی به چاقی و لاغری نداره چون دوست خودم که هم سن خودم هست و از راه ورزش و رژیم داره لاغر میشه هر دفعه که میبینمش کلی لاغر تر شده و میگه اره بازم رژیمم رو جدی گرفتم و بسیار هم لاغر و خوش اندام هست پس اصلا سن من مانع لاغری من نیست .
من خودم در گذشته که در همین مسیر بودم اما این انتطار رو داشتم که من از الان به بعد سخت تر لاغر میشم و من ثابت مونده بودم و فکر میکردم اب کردن چربی های اخر خیلی سخت هست اما بارها به خودم میگم اگر دو ماه پیش در بدن من همه اب شدن پس حالا هم میتونن اب بشن و اصلا برای بدن من سخت نیست من دیگه همچین مانعی ندادم .
من با این فایل متوجه شدم کلی فرمولهای نادرست تا دو سه ماه پیش در ذهنم داشتم که اونها نمیزاشتن من لاغر تر بشم در حالی که دوست داشتم لاغر بشم و تلاش هم می کردم اما خب مانع های ذهنی نمیزاشتن به هدفم برسم اما حالا برطرف شدن و من بارها میگم باید خود به خود به تناسب بیشتر برسم .چون من درک کردم چرربی های لایه های پایین بدنم به راحتی اب خوردن بدون کمترین فعالیتی و بدون کاری اونها اب شدن پس بارها میگم بدنم توانمند هست و خیلی راحت اگر من درست رفتار کنم جسمم اونها رو اب میکنه و من نباید کاری داشته باشم چطور اونها اب مبشن ؟؟ همین فکر کردن مانع از اب شدن اونها میشن به ما چه که چطور اونها اب میشن .
همین حللا ذهنم میگه خب اگر میخوای مثل سه ماه پیش لاغر بشی باید هیچ چیزی نخوری اما من خیلی بلند و قوی بهش میگم نه باید درست و به اندازه بخورم که بدنم زنده و سالم و پرانرزی و جذاب و زیبا باشه و اگر اینطور رفتار کنم هیچ غدایی به عنوان چربی در جسم ما ذخبره نمیشه اگر درست غدا بخورم بدنم من رو به راحتی مثل سه ماه پیش لاغر میکنه و جسم من خالی از هر چربی میشه حالا چطور این چربی ها اب میشه به ما هیچ ربطی نداده و فقط بگو این چربی های اخر در جسم من به راحتی اب میشن .
من در این مدت که وزنم ثابت بود و لاغر تر نمیشدم چون موانعی داشتم که نمیزاشت لاغر بشه مهمترینش هم این بود که بدنم سخته براش این چربی های اخر وزنم رو کم کنه و اما دیگه این رو. باور ندارم و اما ممانع دیگه ی ذهنی هم داشتم که وقتی لاغر بشم خیلی پوستم و صورتم زشت میشه اما دیگه نباید اینطور فکر کنم و بگم هر چه پیش اید خوش اید و من منتظرم تمام و کمال لاغر بشم .
چون اگر بگی زشت می شم و صورتم کشیده میشه و پوستم خراب میشه و شل میشه اینها همه مانع لاغری میشن و چون همیشه تمرکز ما بر نازیبایی ها هست این موانع نمیزارن لاغر تر بشیم پس ببین چقدر تغییر ذهن کار داره من باید موانع ذهنی رو کامل بردارم خود من بعد از چهار سال هنوز دارم اونها رو کشف میکنم که من چه موانع ذهتی داشتم که مانع ثابت شدن وزن من شده بود اتفاقا در همین چند ماه پیش که خیلی لاغر شده بودم وقتی میرفتم داخل ایینه و یا عکس های اون موقع خودم رو الان می بینم در دلم میگم چقدر صورتم لاغر و تکیده شده به زبون نگفتم بده اما ته ذهنم اون صورت لاغر و کشیده رو دوست نداشتم اما در اون دوران سخت من وقت نداشتم به این مسایل فکر کنم و من خود به خود لاغر میشدم اما حالا که بیکار شدم و دیگه در گیر اون قضیه نیستم با نگاه کردن به عکسهام خود به خود این حرف رو می زنم پس معلومه این مانع ذهنی در ته ذهن من هست که اگر لاغر تر بشم صورتم کشیده و دراز میشه صورتم زشت میشه اما دیگه این حرف رو نمیرنم و میگم بزار هر جای بدنم میخاد لاغر بشه من همه ی قسمت های بدنم رو لاعر دوست دارم و اینقدر تکنیک های جدید زیبایی اومده که به راحتی میشه اون رو هم درست کرد یادم هست بعد از اون کاهش وزن دو ماه پیش با دیدن چهره ی لاعر خودم اینقدر ناراحت شدم که رفتم کرم های مراقبتی گرون قیمت چند میلیونی خارجی برای خودم تهییه کردم که شاید کمکی به شادابی و بهتر شدن چهره ام کرده باشم یعنی مطمعنم من این مانع ذهنی رو در ته ذهنم تا حدودی دارم که وقتی خیلی لاغر میشم صورتم کشیده و زشت میشه و پوستم خراب میشه اما چون اگاهم به خودم میگم اینطور نیست من با لاغری ایده الم که جسمم بسیار زیبا تر میشه صورتمم هم بسیار زیباتر خواهد شد و جای نگرانی نداره
من یادم میاد در گذشته که در همین راه بودم و روند کاهش،وزنم ثابت شده بود همچنان زیاد فایل گوش میدادم و حرفهای استاد رو مو به مو مینوشتم و هر روز اگر فرصت نمیکردم تا اخر شب اگر شده بود از خوابم میزدم اما کامنت مینوشتم اما به این تقلا ها چیزی درست نمیشه باید نگرشم رو درست کنم تا خود به خود و راحت لاعر بشم .
من کلی ادم متناسب در اطرافم هست که زیاد غدا میخورن اما لاغر هستن مثل همسرم مثل خواهر زاده ها ی همسرم واقعا هر چه بخوان میخورن و لاغر هست اما باید بدونم اون. ا فراد متناسب هیچ وقت این تعریف های چاقی رو در ذهنشون ندارن که من الان پرخوری کردم اونها میگن به اندازه خوردم و اونها هیچ وقت ترس از چاقی و از عذاب وجدان ندارن در مقابل فرد چاقی که برای هر لقمه خوردن ترس داره بعنی تمام خوردنش با ترس هست و بعد از خوردن هم همش در سر خودش میزنه که چرا خوردم الان چاق میشم قطعا جسمشون متفاوت هست و افراد دوم افراد چاقی هستند اتفاقا برای مثال دیشب در جمعی بودم که فرد لاغر با لذت و عشق تعریف میکرد من دیروز برای صبحانه خامه و عسل با نون گرم خوردم و اینقدر دوست داشتم و اینقدر چسبید که فکر کنم نصف بیشتر خامه رو خوردم و چیزی از اون نموند و دقیقا یه فرد چاق بهش گفت خامه کالریش بالاس نخور اما یه فرد لاغر دیگه بهش گفت نه خوشمزس،من هم خیلی دوست دارم بخور اینطور نیست و خود طرف که بسیار لاغر. بود اصلا دنبال این حرفها نبود دنبال طعم خوب اون غدا بود و برای ما تعریف میکرد که چقدر لذتبخش بود و دنبال هیچ فکر چاقی نبود فکر نکنم چاق ها هیچ وقت مثل اون فرد لاغر فکر کنن پس به خودم میگم هر وقت تونستم مثل لاغرها فکر کنم مثل اون ها هم بخورم ما چاق ها هنوز فکرمون خراب هست پس نمیشه عملمون هم مثل اونها کرد پس باید و مجبورم به جاهایی عمل خودم رو تغییر بدم تا فکر من هم تغییر کنه .
من خودم بعد از مدتها در مسیر بودن به طرز عجیبی به دنبال به اندازه خوردن و سالم خورای هستم و به دنبال افکار سالم هستم که فقط از غدا لذت ببرم .
افراد چاق باید اول فکرشون تغییر کنه تا لاعر بشن و به دنبال تغییر افکار تغیبر رفتار هم می اید افراد لاغر هیچ وقت افکار چاق ها رو ندارن اصلا زبون ما چاق ها رو بلد نیستن و نمیدونن ما چی میگیم مثل این هست یک فرد المانی بخواد درمورد حجاب بدونه خب نمیدونه حجاب چی هست
اصلا چاق ها نمیدونن سیری یعنی چه ؟ در حالی که متناسب ها به راحتی میگن من سیرم و میل ندارم یعنی اونها به محض غدا خوردن دیگه احساس،سیری میکنن و سمت غدایی نمیرن تا دوباره گرسنه بشن اما چاق ها با هزارتا فرمول جاقی غدا میخورن .
ما چاق ها تعریف های بدی در مورد خوردن داریم و همون مانع لاغری ما میشه وگرنه مگر چقدر میخوریم خب از یه جایی دیگه نمیتونین بخورین اما چون تعریف های بدی داریم چاق میشیم چون در ذهن ما خوردن یعنی چاقی هست و در این حالت اصلا فرقی نداره چقدر بخوری هر چقدر رعایت کنی اما بازم حس بدی از خوردن داری من خودم یادم میاد اوایل رژیمم هر چی میخوردم خوب بودم اما کم کم به همون مقدار هم بدبین میشدم میرفتم دکتر و رژیم جدید میگرفتم و بعد از مدتی بازم به اونم حسم بد بود و هی دکتر مقدارها رو کمتر میکرد و هی محدودیتام رو بیشتر میکرد و من با وسواسی بیشتری غدا میخوردم و اینقدر نمیخوردم که همه مسخرم میکردن و میگفتن بدنت رو حساس کردی و هی اذیت بودم از خوردن .و ترسم بیشتر بود
اما لاعرها هیچ وقت مثل ما فکر نمیکنن و اصلا این تعریفها رو بلد نیستن .
من با بودن در این مسیر و استمرار در مسیر فرمولهای چاقی ذهنی من کمرنگ شدن و فرمولهای لاغری من پررنگ تر شدن پس هر کس علاقمند هست باید ادامه بده من عاشق لاغری بودم و هستم و با عشق دارم لاغری با ذهن رو ادامه میدم .هیچ وقت نیاز به پیام انگیزشی نداشتم و نیاز نداشتم کسی هلم بده خودم به طرز ر عجیبی در این مسیر عشق و علاقه و استمرار دارم برای همین هر روز وارد سایت میشم و برای خودم کاری انجام میدم .من همین الان نمیدونم برای بار چندم هست که دارم این صدگام رو تکرار میکنم و این به خاطر ذوق و شوق من هست در حالی که کسی نبوده در اطرافم که من رو ذوق و شوق بده همش خودم بودم و نتایج بزرگی که گرفتم اونها برام ذوق و شوق ادامه ی راه شدن یعنی با نگاه کردن به نتایجم انرزی گرفتم و راهم رو ادامه دادم همین چند روز پیش در کافه با دوستی بعد از چند سال زیاد قرار گداشتم و وقتی اون من رو دید گفت فقط بگو عمل چی کردی که اینقدر لاغری در حالی که خودش تپلی بود و به شدت از اون رنج می برد و تنفر داشت .و من اتفاقا ادرس سایت رو دادم و گفتم از این راه دارم لاغر میشم نمیدونم دیگه چقدر در مدار شنیدن این اگاهی ها هست و اصلا دنبال میکنه یا نه .
سلام فروغ جان عکستون تو البوم شگفت انگیزان هست؟
سلام منیره جان صبح قشنگت بخیر و خوشی
متاسفانه نه عکس من در آلبوم نیست اما با دوره ی جدید ورود به سرزمین لاغرها که تازه خریدم اگر شگفتی ساز بشم که مطمعنم میشم قصد دارم عکس خودم رو ارسال کنم .
به امید موفقیت تمام بچه های سایت