0

آیا چربی های قدیمی واقعاً دیرتر آب می‌شن؟ (گام ۱۸)

چربی های قدیمی
اندازه متن

بعضی وقتا این فکر میاد سراغمون که:

«چربی‌های بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اینا تکون نمی‌خورن! اگه بخوام آبشون کنم، باید جون بکنم، عرق بریزم، خودمو بکشونم باشگاه، رژیمای سخت بگیرم…»

تصور می‌کنی این چربی‌ها مثل سیمان خشک‌شده به بدنت چسبیدن و فقط با تیشه از جا کنده می‌شن! 🪓😅

ولی واقعاً اینطوریه؟

نه دوست عزیز! این فقط یه باور غلط و قدیمیه، درست مثل خود اون چربی‌ها 😄

بدن تو می‌تونه حتی چربی های قدیمی رو هم آروم‌آروم، با یه تغییر ذهنی درست و سالم، رها کنه و بسپره به جریان سوخت‌وساز. نه نیازی به شکنجه‌ست، نه دویدن روی تردمیل تا مرز سکته. 🏃‍♀️💥

❗نقش چربی های قدیمی در سخت شدن لاغری

یه زمانی که اضافه‌وزن داشتم، هرچی سنم بالاتر می‌رفت، حس می‌کردم لاغر شدن داره برام محال می‌شه 😓

با خودم می‌گفتم:

«هم سنم بالا رفته، هم این چربی‌های بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اگه بخوام آبشون کنم، باید حسابی به خودم فشار بیارم! باید ورزش سنگین برم، عرق بریزم، رژیم بکشم تا شاید یه ذره بسوزن!» 🏋️‍♀️🔥

تصورم از چربی های قدیمی این بود که مثل لکه‌ی قدیمی روی لباسن؛ هرچی هم بسابی، پاک نمی‌شن! 🧽😵

اما یه نکته‌ی مهم هست که خیلیا ازش غافل می‌مونن:

🧠 اگه ما توی ذهنمون، رسیدن به هدفی رو سخت و دردناک تصور کنیم، ناخودآگاهمون شروع می‌کنه به فرار کردن ازش!

نه به این خاطر که اون هدف واقعاً سخته، فقط چون ما خودمون تو ذهنمون سختش کردیم.

آدمیزاد ذاتاً دنبال آسونیه… دنبال راحتیه.

اگه لاغری تو ذهنت مساوی با زجر و سختیه، مطمئن باش مغزت هزار تا بهونه می‌تراشه که نری سمتش 🤯

و اینجاست که کم‌کم از خواسته‌ت دست می‌کشی…

📌 چربی های قدیمی یکی از بزرگ‌ترین بهونه‌های ذهنی برای لاغر نشدنه

ما با افزایش سن، یه عالمه باور درباره بدنمون توی ذهنمون ذخیره کردیم:

  • 🧓 «با افزایش سن، سوخت‌وساز بدن کم می‌شه»
  • 💉 «سلامتی کم می‌شه، بیماری‌ها زیاد می‌شن»
  • 🚶‍♀️ «بدن دیگه زور سابق رو نداره»
  • 🧊 «چربی های قدیمی دیگه تکون نمی‌خورن»

و مشکل اینه که ذهن ما طبق همین فرمول‌ها زندگی می‌کنه.

📊 تحقیقات علمی به روشنی نشان داده‌اند که چربی‌های بدن تنها به عنوان بافت‌های ذخیره‌کننده انرژی عمل نمی‌کنند؛ بلکه نقش بسیار مهمی در تنظیم فرآیندهای متابولیکی و هورمونی بدن دارند.

جالب است بدانید که حتی پس از کاهش وزن، حافظه چاقی سلول همچنان باقی می ماند و این می تواند عامل محرک برای ترغیب شدن به تکرار افکار و رفتارهای گذشته و زمینه ساز افزایش وزن مجدد شود. 🔄🧬

به همین دلیل است که همیشه بر استمرار و تکرار کردن آموزش های لاغری با ذهن حتی پس از کسب نتایج عالی تاکید کرده ام.

🧠 افرادی که بر این باورند که لایه‌های چربی های قدیمی‌تر به سختی آب می‌شوند، ممکن است به صورت ناخودآگاه از ادامه مسیر لاغری با ذهن برای کاهش وزن منصرف شوند.

🔍 باورهای ذهنی مانند «چربی‌ های قدیمی سخت‌تر آب می‌شوند» می‌توانند به طور ناخودآگاه افکار و رفتارهای روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهند.
لذا توجه و تلاش برای اصلاح این نگرش‌ها، گامی موثر در جهت تسهیل فرآیند لاغری خواهد بود. 🌱💪

✅ خبر خوب اینه:

همون‌طور که چربی‌هات در طول سال‌ها آروم‌آروم به‌وجود اومدن، می‌تونن با یه نگرش تازه، یه ذهن متفاوت و باورهای درست، به همون آرومی و بدون زجر از بین برن 🧘‍♀️✨

یادت نره، چیزی که جلوی لاغر شدن خیلیا رو می‌گیره، چربی نیست…

باور سفت و کهنه‌ایه که به چربی چسبیده! 😉

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

✨ برداشت من از چربی های قدیمی

حالا که به سال‌های چاقی خودم نگاه می‌کنم، خیلی واضح می‌فهمم که باورم درباره‌ی چربی های قدیمی، چقدر رو ذهن و رفتارم تاثیر گذاشته بود 😔

از اونجایی که از بچگی اضافه‌وزن داشتم، توی ذهنم این تصویر شکل گرفته بود که:

«خب، چربی‌هام دیگه حسابی قدیمی شدن… اینا مثل سنگ شدن! آب نمی‌شن به این راحتیا» 🪨💭

و همین باور باعث می‌شد که هر بار رژیم می‌گرفتم، یه سناریوی تکراری اتفاق بیفته:

🍽 توی هفته‌ی اول، با کلی ذوق، ۵ کیلو کم می‌کردم و کلی خوشحال می‌شدم.

💀 اما از اون‌جا به بعد، انگار وارد منطقه‌ی خطر می‌شدم! ۵ کیلو بعدی خیلی سخت پایین می‌اومد،

با خودم می‌گفتم: «این دیگه اون لایه‌های قدیمی چربیه… همونا که از دوران راهنمایی به یادگار موندن!» 🙈

تصورم این بود که:

  • چربی‌های رویی تازه‌ن، پس راحت‌تر آب می‌شن 💧
  • چربی‌های وسطی یکی‌دو سال قدمت دارن، یه کم سخت‌ترن 😬
  • اما چربی‌های زیرین؟! قدیمی، سفت، چسبیده به استخون! کار حضرت فیله بخوای آبشون کنی 🐘🔥

با همین ذهنیت، هیچ‌وقت نتونستم بیشتر از ۱۰ کیلو کم کنم…

نه چون بدنم نمی‌تونست، بلکه چون ذهــنم باور نمی‌کرد!

🧠 فرمول ذهنی = سرنوشت جسمی

ما توی ذهنمون، برای هرچیزی یه داستان ساختیم.

درباره‌ی سن چاقی، درباره‌ی چربی های قدیمی، درباره‌ی اینکه آب کردنشون سخت و زمان‌بره… و این داستان‌ها شدن یه نقشه‌ی اشتباه برای رسیدن به لاغری! 🧭❌

وقتی ما مدام توی ذهنمون صحنه‌هایی می‌سازیم از سختی و زجر کشیدن برای آب کردن چربی های قدیمی، بدنمون دقیقاً طبق همون فیلم عمل می‌کنه.

یعنی انگار خودمون با دستای خودمون داریم لاغر شدن رو سخت می‌کنیم 😵‍💫

📌 از وقتی شروع کردم ذهنمو تغییر بدم، دیدم لایه‌لایه نه چربی، بلکه ترس و باور اشتباه از بدنم جدا می‌شه 💛

و اون موقع بود که فهمیدم: «برای آب کردن چربی های قدیمی، اول باید فکرهای قدیمی رو رها کرد» 🕊️✨

چربی های قدیمی

🧠 فرمول‌های ذهنی درباره چربی‌سوزی

تا حالا دقت کردی توی خیلی از تبلیغات لاغری، چربی‌ها رو مثل یه تیکه کره نشون می‌دن که با یه حرکت خاص یا قرص جادویی آب می‌شن؟ 🧈💨

یا تصویرهایی از بدن‌هایی که انگار لایه‌لایه چربی از روشون کنده می‌شه؟

همه‌ی این تصاویر باعث شده یه فرمول اشتباه تو ذهن ما شکل بگیره:

«چربی‌ها، مخصوصاً چربی های قدیمی، خیلی سخت و دیر آب می‌شن… باید کلی زحمت بکشی تا شاید یه‌ذره ازشون کم شه!» 😮‍💨

و جالب اینجاست که ما تصور می‌کنیم هرچی بیشتر چاق بودیم، لایه‌های چربی‌مون کهنه‌تر و سفت‌تر شدن، پس لاغر شدن سخت‌تره!

در صورتی که این باور، دقیقاً یکی از موانع اصلی لاغر شدنه! 🚫

❗ سن چاقی واقعی، سن فرمول‌های ذهنیه!

بیایم یه لحظه منطقی بهش نگاه کنیم:

🔹 چربی های قدیمی وجود ندارن، چیزی که «قدیمی» شده، باورهای ما درباره‌ی چاقیه.

🔹 اگه هم چیزی به اسم سن چاقی وجود داشته باشه، مربوط می‌شه به وقتی که اون چندتا فرمول چاق‌کننده توی ذهنمون شکل گرفتن.

و این فرمول‌ها معمولاً توی همون ماه‌های اول اضافه‌وزن میان و بعدش فقط دارن تکرار می‌شن مثل یک حلقه‌ی معیوب 🎞️

🔍 سن چاقی و سن تکرار چیست؟

خیلی‌ها فکر می‌کنن سن چاقی یعنی چند سالی که چاق هستن، اما حقیقتش اینه که:

سن چاقی واقعی ما، خیلی کمتر از سن تکرار چاقیه!

اما اغلب ما اشتباهاً سن تکرار رو به جای سن چاقی واقعی می‌گیریم 😕

یه مثال بزنم:

من خودم فهمیدم که:

سن چاقی من کمتر از یک سال بود، اما سن تکرار چاقی من حدود ۳۵ سال! 🕰️😲

پس برای لاغر شدن، نیازی نیست با اون ۳۵ سال مقابله کنم، بلکه باید روی همون یک سال تمرکز کنم و «سن چاقی واقعی» رو تغییر بدم.

🌱 تولد و پرورش لاغری با ذهن

آموزش‌های لاغری با ذهن، مثل کاشتن یک نهال لاغری هست؛ نهالی که باید بزرگ بشه و ریشه بگیره تا بتونه با سن چاقی مقابله کنه.

هر روزی که تو سایت تناسب فکری هستی، اگر با اشتیاق و انرژی مثبت باشی، داری فرمول‌های لاغری با ذهن رو یاد می‌گیری و سن لاغری‌ات رو قوی‌تر می‌کنی 💪✨

حالا فقط کافیه که سن تکرار لاغری خودت رو بالا ببری.

⚠️ چرا بعضی‌ها تو مسیر لاغری لیز می‌خورن؟

بعضی از دوستان وقتی بعد از مدتی تغییر جسمی نمی‌بینن، فکر می‌کنن آموزش‌ها براشون جواب نداده و ناامید می‌شن 😞

اما واقعیت اینه که:

هر کسی که آموزش‌های لاغری با ذهن رو جدی گرفته باشه، تغییرات احساسی و رفتاری زیادی تجربه می‌کنه 💖

این نشونه‌ی رشد و تکامل «نهال لاغری» تو ذهنه 🌳 و میوه‌ی واقعی این نهال، کاهش وزن و لاغری جسمیه که زمان می‌خواد 🍏⌛

✍️ تمرین آموزشی 📖

اگر موانع ذهنی چاقی را از ذهن خود پاک کنیم، چربی های قدیمی هم به‌راحتی شروع به آب شدن می‌کنند! 😍

این جمله فقط یک شعار نیست، بلکه نتیجه سال‌ها تجربه و آموزش لاغری با ذهن است.

در این جلسه، با موضوع سن چاقی و مفهوم سن تکرار چاقی آشنا شدیم. این مفاهیم به ما کمک می‌کنند تا بفهمیم ریشه بسیاری از چاقی‌ها، نه در جسم بلکه در تکرار سال‌ها باورهای غلط درباره چربی‌های قدیمی است.

لطفاً پس از مطالعه و تماشای ویدیو:

  • ✏️ بنویسید نگرش شما درباره سن چاقی چیست؟ در گذشته چه چیزهایی درباره‌اش شنیده بودید؟
  • 🏃‍♀️ درباره ارتباط بین چربی های قدیمی و لاغر شدن با کمتر خوردن یا بیشتر ورزش کردن بنویسید.
  • 🧠 برداشت خود را از ارتباط فکر و عمل در لاغری با ذهن شرح دهید.
  • 🤔 آیا کسی با اضافه وزن می‌تواند فقط با رفتار افراد متناسب لاغر شود؟ نظرتان را توضیح دهید.
  • 💡 تاثیر لاغری با ذهن را در تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی خود شرح دهید.
  • 📌 در پایان، تمرینی که از محتوای ویدیو برداشت کردید را در قسمت نظرات یادداشت کنید.

یادت باشه! ✨ تغییر باورها درباره چربی های قدیمی، اولین قدم برای آب شدنشونه! 😇

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.16 از 79 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=26353
105 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,950 کلمه

      به نام خدا

      ردپای من در گام 18 مسیر لاغری من

      اول از همه دوست داشتم اون چکیده ای از فایل رو که استاد گذاشتن و برای خودم توی دفترم نت برداری کردم برای شما به اشتراک بزارم 

      با برداشتن موانع لاغری خود به خود لاغر میشیم

      افراد چاق فکر میکنن دارندر مدت زمان بسیاری روند چاقی رو طی میکنن در صورتیکه اگر ما بخوایم مدام مطالب جدید و دیدگاه های جدید در ذهنمون جای بدیم در مورد چاقی… خب به مرحله ترکیدن میرسیم   ما یکبار چاق میشیم و من بعد  اون رو تکرار میکنیم (منظور از اون افکار و نگرشی هستند که توی مرحله اول یادگرفتیم)

      مثله اینه برنامه ریزی یکساله رو هرروز انجام بدی   و برای سالهای اتی هم از همون استفاده کنی و خب نتیجه ای که هرسال میگیری چاقیه یا حتی یکم بیشتر!

      چربی کهنه وجود نداره 

      مسیر لاغری هم همینطوره شما اول یاد میگیریدش و برای کل عمرتون ازش استفاده میکنید اما قبلش باید موانع ذهنی رو که باعث چاقی میشن رو در ذهنتون شناسایی کنین و وقتی درستشون کردین خود به خود لاغر میشین

      اصلا وارد پروسه چگونه اب شدن چربی ها نشید چون با ذهن منطقی که براساس خاطرات گذشته تصمیم گیری میکنه و اطلاعات چاقی فقط توش ضبط شده نمیتونین پاسخ درستی پیدا کنین

      شما فقط موانع خودتون در لاغر رو بردارید 

      استاد هم در فایلهاشون سعی کردن مانع جدید نتراشن و خوب عمل کردن  پس شما وقتی موانع رو برمیدارید و به ته ماجرا مطمئن هستید همه چی تمومه

      حتما لاغر میشید

      واسه خودتون و افکارتون دست انداز نسازید مانع تراشی نکنید 

      به عمل جسمت کار نگیر کارنگیر کارنگیر  جسم نتیجه است  اصل ذهن توعه

      نگرشهات ترسهات و افکار اشتباهت

      وقتی میخوایم لاغر بشیم و اصل کار کردن روی افکارمونه دیگه به ما چه که جسم میخواد چجوری چربیها رو نابود کنه 

      هرچقدر بیشتر به چجوریش فکر کنی موانع بیشتر برای خودت میتراشی

      ( درست مثل وقتی که من میخواستم زبان یاد بگیرم و اونقدر به سختیاش فکر کردم که دیگه دست و دلم به کار نرفت همونقدریم که روزانه یادمیگرفتم دیگه حس انجام دادنشو نداشتم)

      وقتی همش فکرت رو مشکلات بعد از لاغر شدن باشه(که البته اینا فقط افکار و نگرش اشتباهه و بانمونه های عینی میتونیم ردشون کنیم) دیگه انگیزه ای واسه لاغر شدن میمونه؟؟

      تفاوت نگرش افراد متناسب وقتی زیاد غذا میخورن با افراد چاق

      فرد متناسب وقتی کلی مواد غذایی میخوره تو ذهنش این رژه نمیره که وای من خیلی پرخوری کردم چه بلایی قراره سرم بیاد اتفاقا میگه خب این نیاز بدنمه میخوام بخورم که سیر بشم و اصلا ترس و واهمه ای از غذا نداره اون کلا دیدگاهش زمین تا اسمون فرق میکنه نسبت به لقمه هاش  ولی یه فرد نا متناسب غذا زیاد بخوره یا حتی اصلا غذا رو ببینه کلی افکار و نگرش چاقی ذهنش رو میگیره که وای این غذا حتما هر لقمه اش فلان قدر کالری داره با کلی سناریو درمورد اینکه چجوری بخوره چقدر بخوره ذهنشو درگیر میکنه 

      اصن وقتی تعریف ها در ذهن اشتباه ثبت شده باشه هر چقدرم بیایم عملمون رو تغییر بدیم جواب نمیده

      شما به یه المانی بیا درمورد فرهنگ حجاب توی ایران بگواصن طرف کپ میکنه چرا؟ چون با اداب و رسوم و شرایط ما اشنایی نداره چون موقعیت ما نبوده که بخواد درک کنه و نگاهش کلا به این مقوله متفاوته  اما الان با یه فرد ایرانی حرف بزنی کاملا درکت میکنه حتی اگه خارجم رفته باشه چون قبلا تو این شرایط بوده حتما میتونه درک کنه

      این درمورد افراد متناسب و نامتناسبم صدق میکنه  افراد متنتاسب از شرایط و موقعیت یک فرد نامتناسب خبر ندارن و نمیتونن اون رو درک کنن و حرفش رو بفهمن  اما با همنوع و هم شرایط خودشون کاملا همذات پنداری دارن و کار ما توی این مسیری که قدم برداشتیم تا به سرزمین لاغر ها برسیم اینه که باهم دیدگاه ها و نگرش های افراد متناسب رو پیدا کنیم ببینیم این نوع دیدگاهشون از کجا اب میخوره ما وقتی یه غذا رو میبینیم چه واکنشی داریم و اونا چه مدلی ؟ تا ببینیم کجاها ندونسته یا حتی دونسته جلوی پای خودمون سنگ انداختیم  از نعمتی ک حق زندگیمون هست دور موندیم

      دوتا موضوع مهمی که باید درما تغییر کنه تا متناسب بشیم:

      1. افکار و نگرش ما نسبت به تناسب و نامتناسب بودن

      تعریف هایی که درمورد واکنشهای غذایی یا خود غذاها داریم

      مورد دوم به این دلیل مهمه که ما حتی اون زمانی که رژیم میگرفتیمم اعصابمون خورد میشد که ای بابا من چند روزه غذام رو انقدر کم کردم ولی باز میخوام کمتر بخورم  این نگرش درما هست که اصلا نباید هیچی بخوری کلا خوردن رو مساوی با چاقی میدونیم ولی خب این از ریشه اشتباهه اخه اگه هیچی نخوریم که میمیریم باید غذا بخوریم که انرژی دریافت کنیم برای فعالیت های روزانه و زندگی اما فقط زیاده روی نکنیم همین 

      حالا درمورد احساس خودم بگم من به سن چاقی اعتقاد داشتم قبل از اینکه با سایت اشنا شم فکر میکردم چربیهام سفت شده خیلی وزنم جهشی زیاد نشده بود هی تو همون قدر کم و زیاد میشد واسه همون احساس میکردم مونده شدن من نسبت به اطرافیانمم بدنم درکل سفت تره به همین دلیلم عمه ام میگفت تو یکم برات مشکلترم هست بخوای وزن کم کنی و خب منم قبول کرده بودم تا قبل رسیدن به این فایل خیلی راجبش فکر نکرده بودم که قراره سخت لاغر بشم یا اینکه اضافه وزنمو بزرگ ببینم چون سعی میکنم خودمو درگیر اعداد نکنم مخصوصا وقتی میگین اصلا وزن نکن اصلا متر نگیر خودتو کنکاش نکن و وسواس نگیر که خب الان تا کجا پیش رفتم واسه همون منم نمیخوام توی کار جسمم دخالت کنم هی تو ذهنم مرور میکنم سارا کار تو که اصل ماجرا است اطلاعات جدید و درستی هستن که استاد توی فایلها بهشون اشاره کردن و هر فایل دریچه مخفی و ارزشمندی از اگاهی رو برات باز میکنه و تو اگه میخوای تو مسیرت لذت ببری درگیر چگونگی و شک و تردید نشی خودتو تحت فشار ذهن منطقی قرار نده و به جا ور رفتن با اطلاعات اشتباه قبلی اینهمه مطالب جدید رو دریاب و حقیقت رو پیدا کن تو که قرار نیست یه مقطعی لاغر شی بعد بری 

      قراره این چیزایی که یاد میگیری برای همیشه به دلت بشینه و یاد بگیری که تو هر لحظه ازشون بهره ببری من واقعا دلم نمیخواد به هوای یکی دو روز خوشگذرونی لاغر بشم یا چندتا مطلب ببینم میخوام زندگی من اساسش تناسب باشه کلا

      درسته هر روز داریم زائده های بدنمون رو میبینیم و این نجواهای ذهنی ممکنه درگیرمون کنه اما جسم که کار کردش اینجوری نیست یه ادم متناسب خودشو عذاب نمیده واسه وزنش و.. اون خیالش راحته  این خیال از کجا میاد؟ از نوع نگاهی که به خودش داره دیگه   مثلا نمیاد بگه چاقی ارثی تو خانواده پس من از الان بترسم که وای نکنه چاق شم یا هر نگرش دیگه  ما نگرشهامون کار دست جسممون میده  شما حساب کنین مدت زیادی رو بایه متناسب نشست و برخواست میکنین تو حرفاش تو عملکردش تو واکنش هاش یاد میگیرین و اگاهی هایی که دریافت کردین روتون تاثیر مثبت میذاره و تغییر میکنید  دیگه اونجا جسم کار خودشو بلده و براساس اطلاعات جدید جواب جدیدم میده دیگه   فقط بحث سن چاقی ام نیست این موضوع درمورد ورزش و غذا ام صدق میکنه مثلا من امروز بیرون بودم یادمه قبلا تند راه میرفتم که انرژی بسوزونم و به حساب خودم لاغر شم اما امروز کاملا برعکس بود با خودم گفتم الان تند بری چیکار پاتم درد میگیره خسته ام میشی نتیجه اش برات چی میشه ؟ هیچی همون غذایی که خورده بودی و انرژی روزانه ات رو تامین میکرد اینجا سوزوندی 

      حالا اگه دویدن دوست داری بحثش جداست ولی وقتی نه اثری به جسم داره و ن حوصله داری   وقتتم براش نزار  چون واقعا راهش این نیست تا سرت پر از مانعه هر عملی انجام بدی جسم از مرکز فرماندهی دستور خودشو میگیره و به اون عمل میکنه پس اصرار کردن جایز نیست چاره چیه؟

      ذهنمون رو درست کنیم و به بدنمون اعتماد کنیم 

      چه در مورد مقدار غذایی که میگه همینقدر خوبه و سیر شدم چه درمورد چربی سوزی و چه درمورد عوامل تحرکی 

      ادم با خوابم لاغر میشه فقط باید نگرششو درست کنه و مرور کنه

      حالا یه وقتی ام میشه ما با افراد متناسب هم سفره میشیم و باهاشون زمان زیادی از روز رو میگذرونیم  قرار نیست هر کار اون کرد ما ام نجام بدیم بعد لاغر شیم ها تو فکر ما یه چیزه تو فکر اون یه چیز دیگه 

      اون مثلا فلان غذا رو خیلی دوست داره ولی برای ما حکم اژیر خطر داره  اون اکثر روزا از همون غذا میخوره ولی این درمورد ما حس ناراحتی ایجاد میکنه و نگرانی های بعدش رو هم برامون به بار میاره ما هر چقدرم سعی کنیم شبیه یه ادم متناسب رفتار کنیم که باهاش همسفره ایم بازم نمیتونیم شبیه اون شیم چون به رفتار که نیست  اصن ما یه مدت که بگذره خسته میشیم   مثلا من الان به دختر عمه ام نگاه میکنم و وعده های کل روزشو حساب کردم نصف یه وعده منم نمیشه میدونمم مثل اون بخوام رفتار کنم خیلی دوام نمیارم و برمیگردم ب رویه قبلیم یا مثل کسایی که رژیم فلان میگیرن و بعد یه مدت فراری میشن ازش     من خیلی به دختر عمم فکر کردم و با خودم گفتم این ادم چی تو سرشه که با این قدر غذا یه روز رو راحت سر میکنه و بخواد اضافه ام بخوره نمیتونه   اون اعتقاد داره من با اینقدر غذایی که دریافت میکنم انرژی روزانه ام تامینه و به همه کارامم میرسم احساس خوبی دارم یعنی سیر باشه هرکارم بکنه بیشتر نمیتونه بخوره اصلا کلا براش غذا اولویت نیست و وقتی گرسنه اش بشه تازه یادش میاد راستش برای من جالبه این بی دغدغگی درمورد غذا ها و تفکری که پشت هر عمل یه فرد متناسبه

      وقتی به دغدغه های ذهنی وبه سبک نگرشها فکر میکنی و اونها رو با اموزه های جدیدی که توی این مسیر یاد گرفتی تطابق میدی ذهنت بهتر قبول میکنه و حتی چیزهای جدیدی کشف میکنه اما قبل پیدا کردن نمونه های تایید کننده به اصل اموزش بپردازیم اینکه بارها استاد تاکید کردن نگرش اول باید تغییر کنه و موانع برداشته بشه تا لاغری خود بخود شکل بگیره    این نگرش ها چه شکلین ؟؟  من دقیقا تو فایلی که استاد گفتن لاغری طبیعته جسمه!     وبدن به طور پیش فرض روی لاغری تنظیم شده و ما با یه برنامه اضافه براساس اطلاعاتی که از اطراف گرفتیم چاق شدیم با خودم گفتم واقعا چرا تا قبل این حق خودم نمیدونستم ؟؟ چرا گاهی دلم میشکست که یعنی این چیزیه که من مجبورم به عنوان سارا تو کل زندگیم بپذیرمش؟؟ همینکه من دیگه در وجود خودم لاغری رو میبینم و درک میکنم لاغری حق مسلم منه و من متناسب بودم اصن ولی حالا یه دستکاری دستی ذهنم باعث شده چاق شم  عیب نداره امید هست به لاغری   و شدنیه      دقیقا همین یه نگرش عالیه

      یا مثلا نگرش چاقی سن نداره اصن سن یه مفهوم ریاضی برای حساب کردن تعداد دفعات گردش زمین به دور خورشیده    اما چاقی یه برنامه اضافه ذهنیه و با مانع برداری خود ب خود برنامه لاغری توی ذهن و جسممون اجرا میشه همون طور که اشاره کردم ما پیش فرض از طرف خدا متناسب خلق شدیم و مانعی نباشه به راحتی متناسب زندگی میکنیم و جالبه همونطور که خورد خورد موانع رو شناسایی و حذف میکنیم خورد خورد لاغر میشیم :)))

      این نگرش های مهم و ارزشمند ار ابتدا تا انتهای راه حامی ما هستن و به سمت خواسته امون هدایتمون میکنن و ما هستیم که با ادامه دادن و مرورشون به رویامون میرسم

      من از استاد هم تشکر میکنم که این گام رو هم برامون عالی تهیه کردن و کلی اطلاعات و اگاهی های ارزشمند قرار دادن که میشه علاوه بر حذف موانع تناسب اندام با کمی تفکر به جنبه های دیگه زندگیمون و با نمونه های بیشتری که میبینیم ارتباط بدیم و چرخه ذهنی مثبتی رو توی ذهنمون و بعد اون به زندگی به جریان دربیاریم

      خدایا شکرت 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم رمضاني
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۳ ۱۲:۴۸
      مدت عضویت: 2112 روز
      امتیاز کاربر: 46930 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 465 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      چقدر خوشحالم که به این آگاهی (حالمو بهتر کن) هدایت شدم ،استاد من مدتی پیش دوست داشتم همیشه حال خوبم رو حفظ کنم و سعی می‌کردم هر روز بیام تو سایت و آگاهی خوب به خودم بدم و سعی می‌کردم افکار منفی م رو کنترل کنم و یه روز که وارو سایت شدم با این گزینه مواجه شدم حالمو بهتر کن !

      و الان یکماهه که هر روز با اشتیاق میام تو سایت و به هدایتم گوش میدم و هر روز مشتاقتر میشم حالمو بهتر کنم 

      استاد بینهایت سپاسگزارم 🙏😍😊

      من بی‌نظیر آفریده شدم و آنچه نیاز دارم برای تجربه خواسته هام در وجودم قرار داده شده 

      ولی من طی سالهای عمرم چیزایی یاد گرفتم و باورشون کردم که حالا مثل یه سد جلوی رسیدنم به خواسته هام رو گرفته ،مانع رسیدن من به تناسب اندام و آزادی مالی و سلامتی و شادی شده 

      پس حالا کی مقصره ؟ 

      خودم مقصرم ولی اینو خوب میدونم که میتونم تغییر کنم و دنیای خودم رو تغییر بدم پس به هدایت خداوند اینجا هستم و دارم یاد میگیرم که لاغر بشم و به خواسته هام برسم 

      چقدر این آگاهی رو لازم داشتم ؛

      من چیکار دارم که چطور لاغر میشم 

      من چیکار دارم که چطور چربی‌های آب میشه 

      من چیکار دارم که چطور خونه و ماشین میخرم 

      من چیکار دارم که مغزم و ذهنم چطور در من آرامش و شادی عمیق میاره 

      من چیکار دارم که چطور سالم میشم 

      همین چطورها موانع ذهنی هستند ،همش با خودمون فکر می‌کنیم که چطور میشه که خواسته‌ام رو تجربه کنم !

      من اومدم اینجا که موانع ذهنیم رو بردارم تا خداوند منو قدم یه قدم هدایت کنه تا جسمی متناسب و سالم رو تجربه کنم 

      پس من هر روز مشتاقانه تمرین میکنم تکرار میکنم و ادامه میدم و به خداوند اعتماد می‌کن خداوندی که این دنیا رو با این عظمت خلق کرده و داره مدیریتش میکنه خیلی راحت میتونه زندگی منو مدیریت کنه تا من از بهترین راه خواسته هام رو خلق کنم همینطوری که یه روز منو آورد تو سایت لاغری با ذهن گفت مریم اینجا جائیه که تو میتونی لاغری رو یاد بگیری و من یواش یواش با ادامه دادن متوجه شدم که اینجا بهترین جاست برای رسیدن به تناسب فکری ،لاغری زندگی بهتر 

      من اینجا فهمیدم که هر چی هست تو وجود ماست هم راه رسیدن به خواسته هامون و هم موانع نرسیدن به خواسته هامون 

      پس ادامه میدم تا موانع(چطور لاغر میشم،چاقی من ارثیه،خوردن منو چاق میکنه ،غذاها چاق کننده هستند و…) رو یکی یکی از سر راهم بزنم کنار تا مسیر برام قدم به قدم مشخص بشه و ادامه میدم تا تناسب اندام و زندگی بهتر از هر نظر رو تجربه کنم 

      خدایا خوشحالم و بینهایت سپاسگزار  که منو خلق کردی و هدایت و حمایتم میکنی 😍😍😍

      استاد بینهایت از شما سپاسگزارم که هستین و مسیر رو از طریق انتقال آگاهی های خدایی برای ما روشن میکنین 😊🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه
      ۱۴۰۲/۰۶/۰۸ ۱۱:۵۴
      مدت عضویت: 1113 روز
      امتیاز کاربر: 11320 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 447 کلمه

      به نام خدای زیبایی ها

      سلام به استاد عزیز و دوستان سایت تناسب فکری

      گام 18 :سن چاقی و آب شدن چربی ها

      من هم مثل همه افراد چاق این طرز فکر رو قبل از گوش دادن این فایل داشتم که هرچه سن چاقی بالاتر میره درنتیجه سن چربی ها هم بالاتر میره و سخت تر میشن و آب شدن اونها خیلی سخته و باید برای آب شدنشون خیلی تلاش کنم . من هم دقیقاً عین شما استاد هروقت شروع میکردم به رژیم گرفتن هفته اول خیلی خوب نتیجه میگرفتم و چهار پنج کیلو کم میکردم و هرچه جلوتر میرفتم وزن کم کردن سخت تر میشد تا جایی که دیگه استب میشد وزنم و دیگه هر کاری میکردم وزنم پایین تر نمیومد ، من قبل از گوش دادن این فایل نمیدونستم کهاین روند کم کردن وزن من در گذشته بخاطر این باور من بوده که هرچی چربی ها کهنه تر باشه آب شونشون سخت تره ، ولی امروز با شنیدن این فایل این رو متوجه شدم از این بابت از شما استاد عزیز بسیار ممنونم که این آگاهی ها رو به ما منتقل می کنید . و آگاهی امروز من این شد که  سن چاقی ما بیشتر نمیشه در واقع این سن تکرار ماست که روز به روز بیشتر میشه یعنی ما هروز یه سری افکار چاق کننده رو داریم تکرار میکنیم . درمورد خوردن و نخوردن من خودم وقتی تازه وارد سایت تناسب فکری شدم و چندتا از فایل های رایگان رو گوش دادم به این تناقض رسیدم که چرا استاد شما در بعضی از فایل ها میگید که میل ندارم رو تمرین کنید پس منظورتون اینکه خوردن به چاقی ربط داره ، ولی در بعضی از فایلای دیگه میگید اصلا چاقی به خوردن ربط نداره که شما در جواب من گفتین که افراد متناسب خوردن رو عامل چاقی شون نمیدونن راستشو بخواین اون موقع درست متوجه این قضیه نشدم ولی با توضیحات امروزتون متوجه شدم که چقدر طرز فکر ما میتونه تأثیرگزار باشه رو چاقی و لاغریمون ، اینکه افراد متناسب وقتی یه مواد غذایی رو مصرف میکنن به هر اندازه ای که دوست دارن اصلا این دیدگاه رو در مورد خودشون ندارن که پرخوری کردن ، ولی در عوض ما چاق ها با هر لقمه غذایی که میخوریم هزارتا فکر چاق کننده و بعد از خوردن هزارتا فکر ترس از چاقی و عذاب وجدان میاد سراغمون که درواقع این همه فکر باعث چاقی ما میشه نه اون غذایی که میخوریم ، عوض کردن این همه باور با یه روز دو روز و فقط عوض کردن افکارمون امکان پذیر نیست باید در ابتدا هم افکار هم عملکرد خودمون رو تغییر بدیم و پیش بریم تا به جایی  که به تعادل برسیم یعنی در واقع به آرامش برسیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۶/۰۲ ۰۸:۰۸
      مدت عضویت: 1876 روز
      امتیاز کاربر: 7897 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,539 کلمه

      به نام خدای مهربان🌼

      سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی سایت تناسب فکری🦋

      گام ۱۸: سن چاقی و آب شدن چربی‌ها🌸🌸

      خیلی از افراد چاق عقیده دارن که سن چاقی من زیاده، یا چربی‌های بدن من کهنه شده،برای همینه که لاغر نمیشم،اگرم بخوام لاغر بشم، باید با انجام ورزش‌های سنگین و تحمل سختی زیاد لاغر بشم،هر چقدر که سن ما بیشتر میشه تصور ما از لاغر شدن هم تغییر میکنه و فکر می‌کنیم که کار سخت‌تر شده،که چون سنمون بیشتر شده چربی‌های بدنمون هم کهنه شده،و برای سوزوندن چربی‌های کهنه باید با فعالیت‌های شدید، سوخت و ساز بدنمون رو بالا ببریم.

      باید بدونم که اگه انجام کار یا رسیدن به هدفی رو در ذهنم سخت و طاقت فرسا کنم، هرگز به اون هدف نمیرسم،و یا اون کارو انجام نمیدم،نه به خاطر اینکه واقعاً انجام اون کار یا رسیدن به اون هدف سخت یا غیر ممکنه، بلکه فقط به این دلیل که خودم ناآگاهانه رسیدن به اون موقعیت رو در ذهنم سخت می‌کنم.

      انسان‌ها به صورت پیش فرض یاد گرفتن که از انجام کارهای سخت خودداری کنن،و برای همین اگه انجام کاری در ذهنم سخت بشه،اونوقت توی ذهنم اونقدر بهانه و دلیل برای انجام ندادنش ایجاد میکنم، تا بالاخره از خواسته خودم دست بکشم و هدفم رو رها کنم.

      توجه به سن چاقی یکی از موانع بزرگ لاغر شدن در ذهن افراد چاقه،

      ما درباره افزایش سن انبوهی از عقیده‌ها و دیدگاه‌ها داریم که نه میتونیم ادعا کنیم صحیح هستن و نه اشتباه،چون میتونیم انسان‌های زیادی رو ببینیم که تایید کننده عقیده ما هستن،و همچنین می‌تونیم افراد زیادی رو ببینیم که نقض کننده عقیده و انتظار ما از افزایش سن هستن،

      تعریف‌های زیادی درباره افزایش سن در ذهنمون ذخیره شده،و این اطلاعات انتظار ما از بالا رفتن سن رو مشخص میکنه،مثلا با افزایش سن، سوخت و ساز بدنم کم میشه،با افزایش سن، سلامتی انسان کاهش پیدا میکنه،با افزایش سن احتمال بروز مشکلات جسمی افزایش پیدا میکنه.

      از اونجایی که فرمول‌های ذهنی در جنبه‌های مختلف زندگی ما تاثیر گذارن، فرقی نداره به چه دلیل نگرش در ذهنم ایجاد بشه،اون فرمول یا نگرش در تموم جنبه‌های زندگیم تاثیر میذاره.

      بنابراین فرمول‌هایی که در رابطه با افزایش سن در ذهنم ایجاد شدن بر موضوع لاغر شدن هم تاثیر میذارن،برای همینه که همه افراد چاق فکر میکنن همونطور که با افزایش سن طبیعیه که مشکلاتی برای اونا ایجاد بشه، هر چقدر که سن چاقی اونا هم بیشتر بشه، لاغر شدن سخت‌تر و غیر ممکن‌تر میشه براشون.

      دیدگاه‌هایی که ما درباره چربی‌ها، سن چاقی، و چگونگی ایجاد لایه‌های چربی در ذهنمون ایجاد می‌کنیم، همون موانع لاغر شدن هستن،اینکه به چگونگی آب شدن چربی‌ها فکر کنم و طریق اون رو در ذهنم بارها مرور کنم و تصویرسازی کنم، باعث میشه که کار چربی زدایی از بدنم رو با اختلال مواجه کنم،خیلی از افراد چاق هستن که فکر می‌کنن که چون سن چاقی در جسم اونا زیاد شده، همین باعث میشه که لایه‌های چربی که سال‌های قبل ایجاد شدن، هرگز آب نشن و این دیدگاه باعث میشه که هر بار که رژیم لاغری رو شروع می‌کنن، در هفته‌های اول کمی از وزن اون‌ها کم بشه،ولی در هفته‌های بعد با سختی وزن کم میکنن،که دلیل اون هم به خاطر وجود فرمول‌های اشتباه زیاد در رابطه با لاغر شدنه،که از سال‌ها قبل در ذهن اونا ایجاد شده و عقیده‌شون اینه که چربی‌های لایه‌های بالایی تازه‌ان و خیلی سریع و راحت آب میشن،و هر چقدر که به لایه‌های زیرین چربی برسم، این چربی‌ها چون قدمت چندین ساله دارن،در بدنم آب نمیشن و کار ساده‌ای نیست و نیاز به زحمت و تلاش زیادی داره،باید بدونم که این‌ها همه موانع لاغر شدن هستن.

      دیدن تصاویری که در رسانه‌ها برای تبلیغ روش‌های مختلف لاغری ارائه میشه،باعث ایجاد فرمول‌های ذهنی اشتباه  در ما میشه،و فکر می‌کنیم که واقعاً روند آب شدن چربی به شکلیه که توی رسانه‌ها نمایش میدن،برای رفع این مانع بزرگ لاغر شدن باید برای خودم منطقی کنم که سن چاقی من نه تنها بسیار کمه،بلکه کلاً این نگرش درباره چاقی نادرسته، اگر هم سن چاقی در روند لاغر شدن موثر باشه،مربوط به لایه‌های چربی نمیشه،بلکه به ریشه‌دار شدن فرمول‌های ذهنی چاقی در ذهن ارتباط داره،سن چاقی فرمول‌های ذهنی، در حد همون چند ماه، یا یک ساله که فرمول‌های چاق کننده در ذهن ما ایجاد شده،بقیه سال‌های چاقی در حال تکرار همان چند فرمول سال اول بودیم،ولی به اشتباه فکر می‌کردیم که هر سال سن چاقی مون بیشتر شده و لاغر شدن هم سخت‌تر میشه.

      سن چاقی ما بسیار کمتر از سن تکرار اونه،ولی به اشتباه سن تکرار رو به عنوان سن چاقی در نظر می‌گیریم،آموزش‌های لاغری با ذهن در واقع تولد لاغری و پرورش اون برای مقابله کردن با سن چاقیه،هر چقدر که از زمان حضورم در سایت تناسب فکری میگذره و اگر در این مدت با اشتیاق و با احساس خوب باشم و در حال یادگیری فرمول‌های لاغری با ذهن باشم، سن لاغری فرمول‌های جدید من، به حد کافی توان مقابله کردن با فرمول‌های سن چاقی منو دارن.

      الان فقط باید سن تکرار لاغری خودم رو افزایش بدم،عدم آگاهی از این موضوع باعث لیز خوردن عده‌ای از دوستان مسیر لاغری میشه،اینکه پس از مدتی به خاطر تغییر نکردن جسمشون احساس بد پیدا می‌کنن، و به راحتی لیز می‌خورن،اینه که فکر می‌کنن لاغری با ذهن روی اونا تاثیر نداره،این در حالیه که هر فردی که از آموزش‌های لاغری با ذهن استفاده کرده باشه،تغییرات احساسی و رفتاری زیادی رو در خودش مشاهده میکنه،این تغییرات مربوط به تکامل سن لاغریه،و نشانه واضح از رشد کردن نهال لاغری در ذهن ماست.

      لاغر شدن جسم در واقع میوه یا محصول نهال لاغریه که نیاز به افزایش سنِ تکرار داره،هر نهالی که کاشته بشه حداقل ۲ تا ۳ سال بعد، اولین محصول خودش رو ارائه میده که قطعاً محصول درشت و درجه یکی نیست،این روند در نتیجه محصولِ نهال لاغری هم صادقِ،پس از روزی که وارد سایت تناسب فکری شدم و شروع به یادگیری لاغری با ذهن کردم، بذر لاغری رو در ذهنم کاشتم و با نگهداری و رسوندن آب و نور کافی به اون از نهال لاغری خودم مراقبت کردم.

      نشانه‌های مفید بودن تلاشم برای کاشت و داشتن نهال لاغری،تغییرات احساسی و رفتاری که در من ایجاد شده،آرامش و اطمینانیه که در خودم مشاهده می‌کنم،کاهش حرص و ولع خوردن و رها شدن از ترس از خوردن و ترس از چاق‌تر شدنه،

      ولی انتظار محصول لاغری در این مدت کوتاه رو داشتن یه انتظار اشتباهیه که باعث دلسرد شدن و لیز خوردنم در مسیر لاغری با ذهن میشه،نهال لاغری من نیاز به مراقبت داره تا سن تکرار اون افزایش پیدا کنه،هر چقدر که سن تکرار فرمول‌های لاغری در ذهنم افزایش پیدا کنه،مثل افزایش قطر ساقه نهال که باعث محکم شدن و مقاومت اون در برابر باد و بارون خواهد شد،نتیجه تکرار فرمول‌های لاغر کننده به محصول لاغری تبدیل میشه،که این پروسه زمان مورد نیاز خودشو داره،و با عجله و تلاش بیشتر برای رشد دادن بیشتر نهال لاغری،باعث خستگی و ناامیدی خودم میشم،

      علاوه بر مانع سن چاقی که به راحتی میتونه تلاشم رو برای لاغر شدن از بین ببره،توجه کردن و مقایسه کردن رفتارم با افراد متناسب  هم میتونه به عنوان مانعی برای لاغر شدنم محسوب بشه.

      تنها دلیل چاقی افراد، فرمول‌های ذهنی اون‌هاست و در صورت پاکسازی فرمول‌های چاقی ذهن،روند لاغر شدن بدون هیچ گونه کار خاصی انجام میشه،

      برای پاکسازی فرمول‌های چاقی ذهن باید از طریق خوندن و شنیدن آگاهی‌های صحیح،اول مهارت شناسایی فرمول‌های چاقی ذهن رو کسب کنم،بعد با شناسایی اون‌ها از طریق انجام تمرینات نوشتاری، از طریق منطقی کردن،اشتباه بودن اون فرمول‌ها رو اثبات کنم.

      اونقدر باید این فرایند رو ادامه بدم تا شاهد شروع تغییر خود به خودی شرایط جسمی خودم باشم.

      اگر موانع لاغر شدن رو از ذهنم پاک کنم، روند متناسب شدنم خود به خودی صورت میگیره،یکی از بزرگترین موانع لاغر شدن در ذهن افراد چاق اینه که چاقی اونا قدمت چندین ساله داره و برای همین فکر می‌کنن که به راحتی لاغر نمیشن،وفکر میکنن که لاغر شدن سخت‌ترمیشه،در صورتی که اینجوری نیست.

      و سن چاقی ما اضافه نمیشه،یعنی اگه ما ۲۰ سال چاق بودیم به این معنا نیست که ۲۰ سال افکار چاق کننده ما زیاد شده،در واقع تکرار سن چاقی ما به خاطر تکرار همون چند تا فرمول ذهنیه که در ذهن ما ایجاد شده.

      مثل این میمونه که ما در طی یک سال ذهنمون برای چاقی برنامه‌ریزی شده باشه و بعد دیگه ۲۰ سال همون داره تکرار میشه.

      خیلی‌ها هم توی ذهنشون اینه که چربی‌های کهنه اون پایین هستن و اونا دیرتر آب میشن.

      خیلی از افراد چاق عقیده‌شون اینه که چربی‌های لایه‌های بیرونی جدیدن،اینا زودتر آب میشه،ولی به محض اینکه اون چربی‌های رویی آب شدن، دیگه چربی‌های زیری به راحتی آب نمیشن و این یکی از موانع ذهنی توی ذهن همه افراد چاقه،برای همینه که خیلی از افراد در مسیر لاغری که هی پیش میرن،خودشون انتظارشون اینه که سخت‌تر لاغر بشن،بعد هم تعجب می‌کنن که چرا لاغرتر نمیشم،خب دلیلش همینه که فکر می‌کنیم وقتی داریم لاغر میشیم لایه‌های چربی زیرین دیگه اینا به راحتی آب نمیشن و باید سختی بکشیم.

      و اینقدر هم قشنگ توی ذهنمون تصویرسازی کردیم که چربی‌های بالا آب شده به راحتی،و چربی‌های عمیق‌تر سفتن و آبنمیشن،اینا همش توی ذهن ماست وگرنه اینجوری نیست.

      سن چاقی ما همون یه سال اوله،بقیه‌اش تکرار همون یک ساله،

      لاغری هم به همین شکل به وجود میاد. باید بدونم وقتی که مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم،همون مدت اول که دارم فرمول‌ها رو یاد می‌گیرم،من دارم چیز جدیدی یاد می‌گیرم، بقیه‌اش تکرار همون‌هاست.

      پس این اشتباهه که فکر کنم ۲۰ ساله چاق بودم، حالا باید ۲۰ سال هم تلاش کنم برای لاغر شدنم،نه اینجوری نیست،اگه ۲۰ سال چاق بودم، تمام ۲۰ سال رو داشتم یه سری افکار و رفتارها رو تکرار می‌کردم،به این معنا نیست که ۲۰ سال چاقی من قوی‌تر شده،یا قدرتمندتر شده،اینجوری دارم فکر می‌کنم،وگرنه توی واقعیت ‌که اینجوری نیست.

      موانع ذهنی خیلی زیادن،یه مقداریش در ذهن همه ما هست،یه بخشیش هم مربوط میشه به فرهنگ یک منطقه،یه بخشیش مربوط میشه به آداب و رسوم اون خانواده،که دیگه اینا ممکنه مشترک نباشه،ولی بخش زیادیش مشترکه.

      باید بدونم که اینا همش فرمول‌های ذهنیه که مثلاً چون من عقیده دارم و باور کردم که چربی‌های لایه‌های پایین‌تر سخت‌تر آب میشه،اون وقت برای من سخت‌تر آب میشه،

       اصلاً نباید کاری به چربی‌های بالا و پایین داشته باشم،من چیکار دارم که اینا چه جوری میخواد آب بشه،اصلاً وارد پروسه آب شدن چربی‌ها نشم که چه جوری می‌خواد آب بشه،به من که ربطی نداره،خب اگه من فکر کنم که چربی‌های پایین سخت هستن،اون وقت ذهنم هم میگه خب باید بیشتر تلاش کنی،باید کمتر بخوری،باید بیشتر فعالیت کنی،اون وقت هی میاد و ادامه اش میده،اینا هم وقتی که با هم ادغام بشن میشن یه مانع بزرگ،اصلاً فکر نکنم به اینکه چطور می‌خوام لاغر بشم،همین فکر کردن به چطور لاغر شدن،کارو سخت میکنه.

      وقتی که به این اطمینان برسم که من دیگه حتماً لاغر میشم،دیگه نباید فکر کنم به اینکه چطور میخواد چربی‌ها آب بشه،چطور بازوهام آب میشه،چطور شکمم آب میشه،اول کدوم  قسمتم آب میشه،حالا این چربیه چه جوری میخواد آب بشه،چربی سوزی رو چیکار کنم،از این فکرها اگه بخوام بکنم دست انداز برای خودم درست می‌کنم.

      تموم رسانه‌ها و تبلیغات هم روی این موضوع دست گذاشتن که میخوان به ما نشون بدن که چربی‌ها چه جوری آب میشه،یه فیلمی، تصویری درست کردن، نشون میدن این سلول‌ها، این مولکول‌های چربی شروع می‌کنن به جوش زدن و قل قل کردن و بعد هم آب میشن،اون وقت هم میگن که با مصرف این دارو متابولیسمت رو میبری بالا،حتی در خواب هم لاغر میشی،بعد هم نشون میدن که حرارت بدنت رفته بالا،این چربی‌ها داره اینجوری آب میشه،مثل اینکه یک کره رو انداخته باشی توی ماهیتابه اون وقت نشون میده که چربی‌های شما هم اینجوری آب میشه، بعد این توی ذهن ما تبدیل میشه به یه طریقه آب شدن چربی،از اونور هم ۱۰۰ بار تا حالا شنیدیم که چربی‌های سخت، چربی‌های پایین، چربی‌های لایه‌های زیرین سخت آب میشن،بعد اینا وقتی با هم ترکیب میشه،چربی سخت، خب باید حرارت بیشتری ببینه، زمان بیشتری باید ببره،و چقدر از این بایدهای اشتباه توی ذهنمون ایجاد میشه،پس به اینکه چطور میخوام لاغر بشم،یا چه اتفاقی توی بدنم میفته،اصلاً کاری نداشته باشم.

      هر چقدر که بیشتر به این فکر کنم که چطور چربی‌های من میخواد آب بشه،اون وقت دارم یک مانع درست میکنم برای خودم،اینا موانع لاغر شدنه،

      من در این چند سالی که در حال چاق و چاق‌تر شدن بودم، داشتم موانع به وجود می‌آوردم،و الان که می‌خوام لاغر بشم همین موانع نمیذاره که لاغر بشم،و مسیر لاغری با ذهن بهم یاد میده که موانع رو از سر راهم بردارم،همش هم ذهنیه،وگرنه جسم من هیچ مشکلی برای لاغر شدن نداره،جسم من هیچ مشکلی برای دفع چربی نداره،مشکلی برای رسیدن به سلامتی،به تناسب اندام،به سفت کردن پوست نداره،اون کار خودش رو میتونه انجام بده،اما وقتی که من همش دارم به این فکر می‌کنم که من حالا اگه لاغر بشم، پوستم شل بشه چی؟؟خب دارم مانع درست می‌کنم،

      پوستم چطور میخواد جمع بشه؟؟دارم مانع درست می‌کنم،

      اگه پوستم ترک بخوره چی؟؟دارم مانع درست می‌کنم،

      اگه به این چیزا فکر کنم، دارم مانع درست می‌کنم توی مسیر لاغر شدن.

      باید تصمیمم رو بگیرم که میخوام لاغر بشم یا نه؟؟اگه آره که دیگه باید برم،اینکه دیگه چه اتفاقی میفته،چی خواهد شد،فلان میشم،پوستم چی میشه،صورتم لاغر نشه،شکسته نشم،اینا همه موانع لاغری میشه.

      فقط باید تصمیم بگیرم که لاغر بشم،و بگم دیگه هرچه پیش آید خوش آید،من استقبال می‌کنم،اینکه بخوام تفکیک کنم نه، من دوست دارم لاغر بشم اما دوست ندارم لپ‌های من بره،دوست ندارم فلان بشم،دوست ندارم اینجوری بشه،این‌ها همه موانع لاغریه،در صورتی که هیچ ارتباطی نداره لاغر شدن به این مسائلی که من دارم توی ذهنم پرورش میدم.

      این همه آدم متناسب هست، اینقدر آدم‌های زیبایی هستن،اینقدر پوست‌های شفاف، زیبا،لذت بخش،همه چیزشون فوق العاده است،و متناسب هم هستن، لاغرم هستن،

      اصلاً همین کلمه لاغر رو  اگه توی ذهنم اصلاح کنم کلی جلو میفتم،چون توی ذهن آدم‌های چاق لاغر شدن برابر با کلی بدبختی،که زشت میشم، پوستم زرد میشه،چروک میفته،کشیده میشم،صورتم پیر میشه،مریض میشم.

      من که این همه دوست دارم لاغر بشم،چرا دیگه اینقدر هم از بدی‌های لاغری توی ذهنم ساختم، از اون جایی هم که همیشه تمرکزم روی بدی‌هاست،پس لاغری شکست می‌خوره،لاغر نشدن پیروز میشه،

      مثلاً این همه دوست دارم لاغر بشم،اون وقت ۱۰ برابر اون، افکار توی ذهنم دارم که لاغری خوب نیست،لاغری باعث مریضی میشه،زردی پوست میاره،فلان میشه،بهمان میشه،اینا همه موانع دهنیه.

      و باید بدونم که کار به عجله نیست،کار به زور گوش دادن و زیاد گوش دادن و شب تا صبح ۱۰ قسمت گوش دادن نیست،باید اینقدر این مسیر رو ادامه بدم،اینقدر باید فایل‌ها رو تکرار کنم،که قشنگ در من نفوذ کنه،درک کنم و اصلاً کلاً نگرشم  باید اصلاح بشه.

      خیلی از دوستان میپرسن که استاد شما میگی که خوردن باعث چاقی نمیشه، خیلی از آدمای متناسب بیشتر از ما میخورن،یه جایی اینو میگی،یه جای دیگه داری میگی من خوردنم رو باید تغییر بدم،باید بگم من میل ندارم،پس چرا من باید بگم میل ندارم،اما اونا دارن می‌خورن و چاق نمیشن،ولی من نباید بخورم؟؟

      استاد میگه که اولاً تعریف‌هامون اشتباهه در مورد افراد متناسب،یعنی ما خودمون اشتباه تعریف‌هایی رو توی ذهنمون ایجاد کردیم،بعد میگیم چرا اونا اینجورین،مثلاً دارم میگم توی ذهن یک فرد متناسب به هر اندازه‌ای که داره میخوره، هیچ وقت این نیست که اون فرد داره پرخوری میکنه،اما همه افراد چاق از عبارت پرخوری استفاده میکنن،میگن منم دوست دارم هر چقدر که دوست دارم بخورم، پرخوری کنم،

      پس تعریف اشتباهه،اون فرد متناسب از لحاظ مقدار، هر چقدر داره میخوره،هیچ وقت توی ذهنش این تعریف رو نداره که من الان در حال پرخوری کردن هستم،بعدش هم هیچ تعریفی نداره که حالا اینا رو خوردم قراره چی بشه،هیچ عذاب وجدانی نداره،هیچ ترسی از خوردنش نداره،اینو نمی‌تونی شما بیای مقابل بزاری با یک فرد چاقی که هر لقمه‌اش رو داره میخوره میترسه،با فرد چاقی که کیک میخوره ترس داره،

      نون میخواد بخوره ترس داره،شیرینی میخواد بخوره ترس داره، 

      ساندویچ میخواد بخوره ترس داره،از پیتزا وحشت میکنه،از سس وحشت میکنه،یعنی در تمام مدت خوردنش با ترس داره می‌خوره،قبل از اینکه شروع کنه به خوردن با ترس می‌خواد شروع کنه به خوردن،که وای امروز من می‌خوام بخورم، الان باز چاق‌تر میشم،بعد از اینکه میخوره هم کلی توی سر خودش میزنه که چرا اینقدر خوردم،عذاب وجدان میگیره که الان من چاق‌تر میشم.

      چه جور میخوای محتویات ذهنی این فرد رو برابر قرار بدی با یه فرد متناسب،شما فقط یه مقدار رو می‌خوایی مقایسه کنی هنگ می‌کنی، قاطی می‌کنی،که چرا اون آدم زیادتر از من خورد،

      یا یه جایی میگی استاد گفت اونا بیشتر می‌خورن لاغرن،یا یه جایی میگه تو نباید اونجوری بخوری.

      هر وقت تونستی مثل اون فکر کنی، برو هر چقدر دوست داری بخوری، بخور.خب تو نمی‌تونی اونجوری فکر کنی،تو فکرت خرابه،از یه جایی باید شروع کنی اصلاح کردن، وقتی فکرت در مورد خوردن اینقدر خرابه، تو نمی‌تونی بیای فقط فکرت رو عوض کنی،اما عملت رو عوض نکنی،چون شما به اندازه‌ای که چاق بودی از عمل خوردن وحشت داشتی، می‌ترسیدی،حالا چه جور می‌خوای بیای عملت رو دست نزنی، فقط فکرت رو عوض کنی، نمی‌تونی،پس مجبوری که یه جایی  دست به عملت هم بزنی،عملت  رو هم تغییر بدی،تا یه جایی عملت رو تغییر میدی،یه جایی فکرت رو تغییر میدی،یواش یواش اینا وقتی تغییر میکنه،شما به یک تعادل می‌رسی.

      اونی که چند هفته از این آموزش‌ها استفاده کنه،من فکر نمی‌کنم دیگه علاقه داشته باشه  به اینکه نه دوست دارم پرخوری کنم و چاق نشم،یا هر چقدر دوست دارم بخورم و چاق نشم،امکان نداره شما از آموزش‌های لاغری با ذهن استفاده کنی، بعد از دو سه هفته این خواسته رو داشته باشی،چون فرمول‌ها وقتی عوض میشه، تعریف‌های شما هم از خودتون، از خوردن، از رفتارتون عوض میشه،وقتی تعریف اشتباست،نمی‌تونی عملت رو مثل اون فردی که تعریف‌های ذهنش درسته انجام بدی.

      آدم چاق کلاً طرز فکرش، نگرشش در مورد خوردن،در مورد غذا،در مورد همه چیز مربوط به خوردن و چاقی و غذا تفاوت داره با محتویات ذهنی یک فرد متناسب،پس نمیشه اینا رو با هم مقایسه کرد که تو بگی مثلاً استاد گفت که چون افراد چاق هرچی می‌خوان میخورن چاق نمیشن، پس منم دیگه هرچی می‌خوام می‌خورم،با این فکر که منم چاق نمیشم،مگه تغییر فکر به همین راحتیه که حالا استاد گفت پس منم اینجور.

      فردی که متناسبه اصلاً از این حرف و حدیث‌هایی که توی ذهن افراد چاق هست خبر ندارن،مثل یه آلمانی در مورد موضوع حجاب نسبت به یک ایرانی،چقدر راحته از لحاظ خودش،از لحاظ کاری که انجام میده،بهش بگی یه فرد ایرانی هست اینجوری داره میکنه، می‌خنده،حتی اگه نخنده هم تعجبش میشه که چرا داری این کارو انجام میدی،

      در مورد چاق و لاغری هم همینه.

      حالا شما اگه به یه فرد متناسب بگی که من از خوردن این غذا میترسم که وای نکنه چاق بشم،خب چی میگه؟؟اصلاً نمیدونه که تو داری در مورد چی حرف میزنی،مثل خیلی از آدم‌ها که ما رو نصیحت می‌کردن که یکم رعایت خوردنت رو بکن،هرچی هم می‌گفتیم نمی‌تونم دست خودم نیست،می‌خندید که یعنی چی دست خودم نیست،نخور مگه مجبوری،میگفتیم آره مجبورم،اون که چاق نبوده که بدونه داستان چیه، این افکار توی ذهنش نبوده،بلد نیست اصلاً که بدونه جریانِمجبورم که می‌خورم، یعنی چی،یا نمی‌تونم نخورم یعنی چی،یا نمی‌دونم سیرم یعنی چی،

      حالا چطور ما می‌خواهیم که این آدم متناسب رو با یکی دو بار فایل گوش دادن بیایم مقایسه کنیم  که چرا اون هرچی دوست داره می‌خوره،ولی اینو اینجا استاد گفت چالش من اینو نخوردم که مگر نه اینکه ما هرچی می‌خوایم می‌خوریم و لاغر می‌شیم،یا غذاها قدرت چاق کنندگی ندارن،پس چرا یه جایی میگی نخور،

      ما مجبوریم این کارها رو انجام بدیم تا یاد بگیریم،

      دو تا موضوع توی افراد چاق درب و داغونه،یکی افکارشون در مورد خوردن و موضوعات چاقیه،یکی رفتارهاشونه،

      رفتارهامون رفتارهای وحشیانه و خیلی دور از انسانیت نیست،اما تعریف‌هامون در مورد رفتارهامون مشکل داره،وگر نه مگه ما چقدر می‌تونیم بخوریم، مگه یه آدم چقدر می‌خواد بیشتر بخوره،یه جایی دیگه  از گلوش پایین نمیره،اما  تعریف‌هایی که ما در مورد خوردن داریم اینقدر اشتباهه،اینقدر خرابه که هرجوری ما خوردنمون رو تغییر بدیم،باز احساسمون بده.

      رژیم گرفتیم و حتی توی رژیم هم فکر می‌کنیم همونی که داریم می‌خوریم هم چاقمون می‌کنه،و میگیم کاش اینم می‌تونستم نخورم، بعد هی کمتر می‌خوری، دو روز بعد می‌بینی همونم که داری می‌خوری حس می‌کنی داره چاقت می‌کنه،چرا ؟؟چون توی ذهن ما خوردن کلاً اشتباه تعریف شده ،فکر می‌کنیم خوردن یعنی چاقی،وقتی توی ذهن شما خوردن یعنی چاقی باشه دیگه تفاوتی نداره شما چه مقدار می‌خوری.

      خیلی از افراد چاق هستن که رژیم می‌گیرن،در حالت بدون رژیم که همیشه پر می‌خوردن،بعد رژیم میگرفتن یهو غذاشون عوض میشد،بیشتر سالاد و پختنی می‌خوردن و دیگه سرخ کردنی نمی‌خوردن،چند روز اول احساس خیلی خوبی داشتن که رفتارهاشون عوض شده و کلاً غذاشون عوض شده،بعد از چند روز همون غذاهای عوض شده براشون دردسر میشد و حس می‌کردن که نه همونم زیاده رویه،

      و فکر می‌کردن که این پختنی و سالاد هم باید همونم کم کنن،دوباره چند روز بعد همون مقدار کمتره  هم خوردنش اذیتشون می‌کرد،تا یه جایی میرسیدن که این دفعه دیگه نمی‌خوردن،چندین ساعت نمی‌خوردن بازم اذیت میشدن،چرا ؟؟چون کلاً این فرمول‌ها خراب بود.

      پس وقتی که دارم از آموزش‌های لاغری استفاده می‌کنم،هی نیام مقایسه کنم که چرا اینجا استاد اینو گفت،اونجا اینو گفت،در مورد لاغرها چرا اینجوری گفت،در مورد چاق‌ها چرا اونجوری گفت،

      وقتی که تعریف ذهنم رو می‌خوام عوض کنم،یه جایی شاید بخوام رفتارم رو دستکاری کنم،یه جایی باید افکارم رو دستکاری کنم ،یه جایی باید تعریف‌هام رو در مورد رفتارم دستکاری

      کنم،همه اینا باید انجام بشه تا یواش یواش ذهنم درست برنامه‌ریزی بشه،و روی غلطک درست و حسابی قرار بگیرم،و دیگه مسیرم مشخص بشه،و این کار می‌بره،باید آموزش‌ها رو دنبال کنم،باید خودم عشق و علاقه داشته باشم،

      باید سعی کنم که خودم به خودم ذوق و شوق و انرژی بدم و بعد هم انجامش بدم،و به هیچ وجه هم منتظر نباشم که کسی بخواد به من ذوق و شوق بده،یا بهم انرژی بده،خودم مسئولیت خودم رو به عهده بگیرم و قدم بردارم،از آموزش‌ها استفاده کنم و اینو هم مطمئن باشم که تغییر خواهم کرد، 

      مطمئن باشم که هیچ راه در رویی نداره، هیچ راه میانبری نداره،فقط با استفاده کردن از مطالب آموزشی و تکرار کردن،یواش یواش محتویات ذهنم تغییر می‌کنه،شخصیتم تغییر میکنه،اعمالم تغییر میکنه،افکارم تغییر میکنه،اون وقت یه آدم دیگه میشم،به اندازه‌ای که ذهنم تغییر کنه،شخصیتم تغییر کنه،جسمم هم بعدش تغییر میکنه.

      سپاسگزارم از شما استاد عزیز🦋🌼🌼🙏🙏🪴🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 271 کلمه

      سلام و وقت بخیر به استاد عزیز و کاربران عزیز سایت در گذشته همیشه می‌شنیدم که تا قبل از ۱۸ سالگی لاغر شدن راحت تر است و هرچه سن بالاتر بره چربی ها سفت تر و سوخت و ساز بدن هم کاهش پیدا میکنه و اینکه اگه یک یا چند بار رژیم گرفته باشیم و بعد از مدتی بیش از وزن از دست رفته اضافه کرده باشیم این چربی ها هم به سختی از بین می‌روند و راه حل در ذهن همه خوردن کمتر و ورزش شدید تر بود

      درباره ارتباط بین فکر و عمل باید تعادل و هماهنگی ایجاد کنیم یعنی در عین حال که روی ذهن خود کار می‌کنیم روی عمل هم کار کنیم و تمرین کنیم تا به یک تعادل برسیم اگه بخوایم رفتار فرد متناسبی که کمتر از ما می‌خورد را انجام دهیم مانند همان  رژیم های غذایی عمل کرده ایم که بدون اینکه فرمول های ذهنی خود را تصحیح کنیم بدن خود را تحت فشار قرار می‌دهیم و بعد از مدتی دوباره به رفتار قبلی برمیگردیم و اگه فرد متناسب بیشتر از ما بخورد هم ممکن است آن مقدار از میزان مورد نیاز بدن ما بیشتر باشد و چون باز هم باور های ما تغییر نکرده اند لاغر نمی‌شویم 

      در عین حالی که آموزش های لاغری با ذهن رو یاد میگیریم و تمرین میکنیم به مرور فرمول های لاغری جایگزین فرمول های چاقی ذهن می‌شوند  و باور های غلط کمرنگ و کمرنگ تر می‌شوند و نتیجه تغییر باورها تغییر رفتار ما و در نهایت لاغری خود به خودی است

      امیدوارم که برداشت درستی کرده باشم و بینهایت از شما استاد تشکر میکنم که آرامش ذهنی در من ایجاد کردید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۹ ۲۲:۵۴
      مدت عضویت: 2032 روز
      امتیاز کاربر: 10620 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,324 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️

      سلام

      مسیر لاغری من : گام 18 : سن چاقی و آب شدن چربی ها 

      تمرین آموزشی ✍️

      در گذشته که از روشهای مختلف برای رسیدن به لاغری استفاده می کردم باورهای نادرست زیادی در ارتباط با موضوع چاقی و لاغری داشتم و اتفاقا یکی از باورهام این بود که با افزایش سن اضافه وزن و چاقی بیشتر میشه و دیگه آب کردن چربیها و کاهش وزن به سختی اتفاق میوفته و اتفاقا تو خانواده و اقوام مون زیاد دیده بودم که افراد وقتی سن شون از سی سال که  رد میشد افزایش وزن شون شروع میشد و جالبه که برای همه مون داشتن اضافه وزن در سن بالا و در کل بعد از ازدواج کاملا عادی و طبیعی بود و هنوزم هست و در مورد باورها و فرمول های چاقی زیاد در فامیل مون صحبت میشه و افراد فامیل  با نشون دادن الگو به هم و تایید کردن صحبت ها شون نگرش و باورها شونو پر رنگ تر میکنن ولی من دیگه وارد بحث و گفتگو ها شون نمیشم و زمانی که درباره این مسایل صحبت می کنند یا اون مکان و ترک میکنم یا خودمو مشغول کارای دیگه می‌کنم تا با هاشون هم صحبت نشم . منم بعضی وقتا به این فکر می‌کردم که چربی های قدیمی سفت شدن و افزایش سن باعث میشه که چربی هام دیرتر آب بشن یا اصلا آب نشن . و یا یکی دیگه از باور های اشتباهی که داشتم این بود که زایمان باعث میشه که شکم آدم چاق و آویزون بمونه و چون من سه تا بچه دارم آب نشدن چربی‌های شکم مو طبیعی میدونستم 

      ولی امروز با گوش دادن به فایل این گام با حرفای استاد مدام مادر همسرم تو ذهنم می‌آمد که حرفای استاد و تایید میکرد که ایشون 8 شکم زایمان داشته و با این حال اندام شون کاملا مناسب و دخترونه ست و اصلأ یک گرم اضافه وزن ندارن و شکم شونوم کاملا تخته و این باور در ذهنم شکسته شدکه بارداری و زایمان و افزایش سن هیچ ارتباطی با چاقی و اضافه وزن نداره که اگه این طور بود الان مادر همسرم باید با وجود 8 بار زایمان چاقی و اضافه وزن غیر طبیعی می‌داشت در صورتی که کاملا متناسب و زیبا هستند و یک چیزی که الان به ذهنم رسید اینکه رفتار و افکار ایشون  کاملا متناسب و دست کاری نشده ست . ایشون بیشتر مواقع سیر هستن و همیشه در مواجه با مواد غذایی و خوراکیها که بهشون تعارف میشه از کلمه میل ندارم استفاده میکنند و من خیلی کم ایشونو در حال خوردن دیدم قبل از آشنایی با مسائل ذهنی از بعضی از رفتارای ایشون ناراحت  میشدم  مثلا بعضی مواقع که به خونه شون می‌رفتیم و براشون شیرینی و کیک و… می بردیم و باز میکردیم همه می خوردند ولی ایشون همیشه میگن میل ندارم و من ناراحت میشدم و با خودم می گفتم حالا یک دونه شیرینی دیگه چیه که نمی‌تونه بخوره میل ندارم نداره که بهت تعارف میشه بر دار بخور دیگه و زمانی که بچه ها زیاد اصرار می‌کردند می‌گفت باشه بر می‌داشت ولی بازم همون یه دونه تو ظرفش می موند و نمی‌خورد و اصلأ برایش مهم نبود که بقیه می‌خوردند و میگفتن تازه ست یا خیلی خوشمزه ست اصلا تحریک به خوردن نمیشد فقط می‌گفت نوش جون تون و اینم بگم که( ایشون خیلی خانم خوب و مهربونی هستن برداشت من از رفتار ایشون اشتباه بود )

       آخرم که ظرفا رو جمع میکردیم شیرینی ایشون تو ظرف شون بود یا یک ذره از کنارش خورده بود اون زمان رفتارای ایشون برای منی که ذهن چاق داشتم قابل هضم نبود ولی الان با آموزش هایی که دیدم و تغییر افکار و نگرش و باورهای نادرستم کاملا ایشونو درک میکنم و میفهمم رفتار  ایشون کاملا درست بوده و هست بلکه این رفتار من بوده که اشتباه بوده و ایراد داشته و به لطف خدا و آموزشهای استاد و همت خودم رفتار و عادات و افکار نادرست منم در حال اصلاح و درست شدنه .

      .و یا همسرم کاملا متناسبه اصلا غذاها در ذهنش دسته بندی شده نیستند همه چیز میخوره کنار غذاش حتماً باید نوشابه باشه سر میز غذا هم دوست داره همه چیز مرتب و منظم و با مخلفات کامل باشه ولی اصلا در خوردن غذاها زیاده‌روی نمی‌کنه یا از خوردن مواد غذایی پشت سر هم به شدت بدش میاد و تا زمانی که کاملا گرسنه نباشه چیزی نمیخوره و به محض اینکه پیغام سیری و دریافت کرد دست از خوردن می‌کشه حالا میخواد ظرف غذاش خالی شده باشه یا حتی یک لقمه مونده باشه دیگه ادامه نمیده ،و  چون خودم هنوز ترسم از یه سری از مواد غذایی به طور کامل از بین نرفته و دارم روی خودم کار میکنم و نوشابه هم یکی از هموناست بارها ازش پرسیدم که نظرت در مورد نوشابه چیه ؟ جواب داده نوشابه برای هضم غذا خوبه . و من بهش میگم ن نمی ترسی این قدر نوشابه میخوری ؟ میگه نه چرا ؟ من بهش میگم نوشابه پر از قند و شکره و چاق کننده ست . ولی همسرم میگه من زمانیکه با غذام نوشابه میخورم اصلا به این چیزا فکر نمی‌کنم من نوشابه میخورم چون از غذام لذت بیشتری ببرم و در ضمن به هضم غذام کمک می‌کنه تازه میگه واسه معده خوبه تازه میخوره به خاطر مزیتش در صورتیکه ما افراد چاق همون مقدار کمی که میخواییم بخوریم به خود مون زهر میکنیم من خودم هنوزم نوشابه رو با احتیاط میخورم ولی خیلی بهتر از قبل شدم چون قبلاً هم زمان خوردن و هم بعدش به چاق کننده بودن نوشابه فکر میکردم ولی الان اگه دوست داشتم و میلم کشید میخورم و دیگه بهش فکر نمیکنم و مثل همسرم میگم واسه هضم غذا خوبه اگه همسرمو چاق نمیکنه منم نمیتونه چاق کنه مشکل از نوشابه نیست مشکل از نگرش من در مورد نوشابه ست و من باید نگرش مو تغییر بدم و دارم روی این موضوع کار می کنم و تا اندازه زیادی موفق عمل کردم و ادامه میدم تا به نحو احسن عمل کنم و به قول استاد ما هر وقت تونستیم مثل افراد متناسب فکر کنیم و نگرش مون در مورد مواد غذایی و خوراکی ها مثل اونا بود هر چه قدر دوست داریم بخوریم پس تا زمانیکه افکار و نگرش و باورها مون تغییر نکرده باید در مسیر باشیم تکرار و تمرین داشته باشیم و ادامه بدیم تا بذر لاغری که کاشتیم رشد کنه و قوی بشه 

      همان طوری که یک نهال وقتی کاشته میشه نیاز به مراقبت و نگهداری داره تا رشد کنه و بزرگ بشه و به میوه بشینه و طبیعیه که یکی دو سال اول خوب محصول نمیده و باید چند سال از سن کاشتش رد بشه  تا درخت قوی و شاخ و برگ هایش بزرگ بشه تا محصول بهتر و بیشتر و با کیفیت تری بده

      من خودم عاشق گل و گیاه هستم دیروز رفتم داخل حیاط سراغ گلهام و یکی از گلدونام نظر مو به خودش جلب کرد خیلی پر گل شده بود از دیدنش خیلی لذت بردم بعد دیدم که جاش تنگه و احساس  کردم که نمیتونه نفس بکشه رفتم چند تا گلدون کوچک آوردم و از توی اون گلدون چندین گلدون گل دیگه درست کردم و چقدر از دیدن شون لذت بردم امروز که از خواب بیدار شدم دیدم داره بارون میاد به سرعت رفتم تو حیاط و از همسرم  که داخل حیاط بود خواستم سریع اون چند تا گلدون گلی که دیروز کاشته بودم از زیر بارون برداره همسرم می‌گفت باشه خب چرا این قدر نگرانی گفتم آخه اینا رو تازه دیروز کاشتم هنوز خوب خودشونو نگرفتن ممکنه که خراب بشن و همسرم اونا رو از بارون برداشت بعدش که به خونه برگشتم و مشغول کارام بودم به فکر فرو رفتم که بذر لاغری منم هنوز خیلی تازه ست و حالا حالا ها نیاز به مراقبت و نگهداری داره و  باید ازش مواظبت کنم و حواسم بهش باشه تا بزرگ و قوی بشه و با هر باد و بارانی از بین نره پس در مسیر می مونم حرکت میکنم و ادامه میدم تا انشاالله به مقصد برسم 

      با تشکر از زحمات بیدریغ استاد بزرگوار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۸ ۱۶:۰۹
      مدت عضویت: 2286 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 387 کلمه

      سلام و درود بر استاد عزیز ودوستان همراه

      در مورد سن که انگار قدمت چندین ساله در ذهنمون داره در ارتباط با چاقی. ازدواج . سلتمتی . ثروت و…. 

      من یادم میاد که پنج سال پیش میرفتم کلاس پوست و زیبایی . اونجا بهمون آموزش میدادن که پوست هم به چندین لایه تقسیم میشه و انواع کرم مربوط به هر پوست و به ما آموزش میدادن که کرم تا در پوست اثر کنه کمش چند ماه میگذره چون لایه اول که نزدیک به پوست هست و زود درآن نفوذ میکنه و لایه دوم کمی دیرتر و لایه سوم بیشار زمان میبره تازه بعد چند ماه که تغییرات خودش رو نشون داد تا آخر عمر باید از اون کرمها استفاده کنی تا پوست تمیزی داشته باشی و من یه مدت چندماهه استفاده کردم و دیدم تاثیری نداشت و برام خسته کننده بود و رهاش کردم .

      در مورد چاقی هم همینطوره که سالهای سال شنیدم که چربیهای بدن هم سن دارند و هرچه قدیمی تر باشند آب شدن آن سخته و ممکن نیست .

      به همین دلیل حتی مدتی که با روشهای فیزیکی سعی در کاهش وزنم داشتم نهایت ۵ کیلو تونستم کم کنم و البته برام طبیعی بود و به خودم میگفتم که من سالها این چربی رو در بدنم ذخیره کردم ومی بایست تمریناتم شدیدتر باشه و بیشتر و من چون بعد مدتی خسته میشدم و رهامیکردم خودم رو مستحق اینقدر وزن باقیمانده میدیدم .

      الان که باقدرت ذهن آشنا شدم و متوجه شدم من با کانون توجهاتم و باورهام این جسمم رو ساختم و سالیان سال این باورها رو تکرار میکردم و برای خودم شاهد جمع میکردم وسن  چاقی من همون تکرار این باورهای چاقی بود .

      و در مورد آب شدن چربی ها مگر من تلویزیون یا کولر یا… رو روشن میکنم به اینکه چه اتفاقی می افته و اونها روشن میشه دارم . یا وقتی سرمون درد میکنه وقرصی رو میخوریم فکرمون درگیره که چه اتفاقی می افته و من حالم خوب میشه دارم یا چطور یک تخم مرغ تبدیل به جوجه میشه دارم وهزاران مثال اینچنینی .

       حالا چرا من باید به روند آب شدن چربی فکر کنم . 

      در مورد ذوق وشوق داشتن منم جزو افرادی بودم که اگه سایت قطع میشد سریع پیام میدادم و انگار یه چیزی رو گم کرده باشم  دنبال گمشده ام بودم  و به محض اینکه سایت وصل میشد فایلهای روزانمو گوش میدادم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار مژگان نوحی
        ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۳۲
        مدت عضویت: 721 روز
        امتیاز کاربر: 9180 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        درود بر ذوق و شوق تو دوست متناسب شادم

        پس تو بودی هی پیگیری میکردی 

        دمت گرم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۲/۰۴/۲۶ ۱۴:۵۱
      مدت عضویت: 1143 روز
      امتیاز کاربر: 68840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 410 کلمه

      با سلام به استاد گرامی و دوستان خوبم

      گام ۱۸سن چاقی و آب نشدن چربی ها

      نگرش شما در باره سن چاقی چیست در گذشته چه اطلاعاتی داشته اید ؟منم این عقیده رو داشتم چربی های که زمان زیاد در بدن جا خشک کردن خیلی سفت شده براحتی آب نمی شن واطلاعات در جامعه پزشکی و عامه مردم همین رو القا می کردن که چربی ها کهنه با عمل جراحی میتوان ازبین بردن و لاغر شدن رو به کمتر خوردن و بیشتر ورزش کردن ربط’میدادن 

      ولی’من دیگه این نظریه رو در ذهنم رد کردم چون وقتی میبینم استاد توانسته چربی هاشو آب کنه پس ماهم می تونیم 

      به نظر شما فرد چاق فقط با تکرار رفتار یک فرد متناسب می تواند لاغر شود ؟

      خیر چون فرد متناسب از طریق ذهن ناخودآگاه اون رفتار نسبت به غذا داره خود آگاه نیست .چون اول فرمول ذهنی لاغری روی در ذهنش داشتته ماکه’فرمول چاقی داشته ایم اول باید ما فرمول لاغری رو در ذهن ایجاد کرده بعدرفتار ماهم ناخود آگاه شبیه اونا میشه 

      تاثیر لاغری در ذهن بر محتوای ذهن خود وچگونه تغییر می کنه به فرمول های ذهن و تاثیر آن بر تغییر رفتار ودرنهایت تجربه لاغری میشه ؟

      من با دیدن فایل آموزشی ونوشتن تمرین ها و دیدن تصویر شگفت انگیزاند ووخوندن دیدگاهها نا خودآگاه و تنظیم می کنم به خواسته لاغری و اونم من هدایت می کنه به رفتار درست در راستای توجه ام به لاغری 

      نکته :فرمول درست بدنم که لاغری بوده رو جایگزین فرمول اشتباه چاقی میکنیم 

      بعد همین فرمول با تکرار قوی تر شده ورفتار درست از خودمون به نمایش می ذاره

      وبعد ما در جسممون معجزه باورهای درستمون مبینیم ومتناسب میشیم ۰😍

      چون ما لایق بهترین ها هستیم چون ما فرمول لاغری دوباره کاشتیم برگشتیم به اصلمون 

      اول این که بدنمان از اول متناسب بوده لایق متناسب شدن هست کل انسانها ژن متناسب شدن دارن 

      ۲-چون خدامنشه خیر هست پس تمام مواد غذای خیر مطلق هستن جز دادن انرژی به بدن و وظیفه خدمت به انسان ها هدفی دیگر ندارند در کل خیروبرکت رزق از طرف خداهستن

        وقتی در مرحله اول 

      افکارتان درست شدباور کنی تو در اصل متناسب بودی ومتونی دوبار متناسب بشی

      مرحله دوم

       کردار و واکنش ما به غذا و زمان و مکان درست شدغذاها برای دادن انرژی هستن وخیرند 

      مرحله سوم 

      دیگه در این مرحله رفتارمان درست میشه نا خود آگاه هوشمند دانه عمل می کنیم مثل افراد متناسب 

      جهان هستی به افکار و کانون توجه همون لاغری هست جواب می ده وما روبه خواستون می رسون

      از استاد عزیز سپاس گذارم 🙏🏻🌹و آرزوی متناسب شدن تمام دوستانم رو دارم 🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 791 کلمه

      به نام خدای مهربانم

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام 

      امروز هم به لطف خداوند به یکی دیگر از موانع لاغری در ذهنم پی بردم همیشه تصور می‌کردم چون من سه قلو به دنیا آورده ام و شکمم آویزان شده و چربی های زیادی دارد تنها راه کوچک شدن آن چربی های کهنه عمل جراحی است تا اینکه یکی از دوستان باشگاهم را دیدم که وزن او ۱۱۴ کیلو بوده و تعریف می‌کرد که شکمم از شکم تو هم آویزان تر بوده و بعد دو سال تلاش الان شکمی کاملا تخت داشت بدون شل شدن پوست و این فرد و صحبت‌های مفید شما باعث شد که این مانع ذهنی ام را تلاش کنم رفع کنم زمانهایی که رژیم میگرفتم و ورزش‌های طاقت فرسا انجام می‌دادم در هیچ کدام از آن اقدامات هرگز وزنم به قبل بارداری نرسید چند کیلوی اول را سریع و راحت کم میکردم و دقیقا درست فرمودید هرگز پنج کیلوی چهارم اتفاق نمی افتاد و چربی های شکمم کاملا از بین نمی رفت و فقط صورتم داغون میشد و عدد وزنی من همیشه در یک حدی استاپ می‌کرد و همین نگرش‌ها باعث شده بود که فکر کنم که این چربی ها بدون جراحی از بین نمی‌رود و مانع بزرگی برایم شده بود تا اینکه خداوند مرا به سایت هدایت کرد و از روزی که قدم در این سفر هیجان انگیز گذاشته ام با تغییر نگرش‌ها و به طبع آن تغییر رفتارهایم اطمینان و یقین صد در صدی دارم که این چربی ها کاملا از بین می روند حالا چطور می‌روند به من ربطی ندارد فقط میدانم من در مسیر تناسب فکری گام های درست برمیدارم و گام‌های اشتباه را حذف یا کمتر میکنم تا به آن طبیعت ناب جسمم که خداوند به من عنایت کرده برسم مگر وقتی قسمتی از بدنم زخم می‌شود به این فکر میکنم که چطور این زخم خوب می‌شود به من چه؟بدنم خود به خود کار درست را انجام می‌دهد الان هم ميدانم بدنم خود به خود به سمت تناسب می‌رود اگر من تناسب فکری را خوب یاد بگیرم و خوب به آموخته هایم عمل کنم در این مسیر زیبای تناسب زمان مطرح نیست سایز و وزن مطرح نیست اول باید ذهن یاد بگیرد تا آموخته ها در جسم نمایان شود من مثالی بزنم از کسی که ذهنش چاق بوده و به زور جراحی جسمش را متناسب کرد 

      زندایی همسرم معده اش را جراحی کرد خیلی خیلی چاق بود وقتی بعد جراحی او را دیدم تعجب کردم بی نهایت لاغر و متناسب شده بود چند ماهی گذشت عید دیدنی منزلشان رفتیم دیدم که چنتا نون خامه ای خورد آجیل و میوه و یه عالمه غذا و …..و باز چند ماه بعد او را دیدم که باز هم چاق شده بود و دلیل همه اینها این بود که او فقط جسمش را تغییر داده بود نه نگرش‌ها و ذهنش را مثل دفعات قبلی که همه ما رژیم گرفته بودیم و کلی وزن و سایز کم کرده بودیم اما چون ذهن ما و به طبع آن رفتار ما چاق شونده بود خیلی سریع به چاقی قبل یا حتی بیشتر برمیگشتیم و همه اینها بدلیل ذهن چاق است فردی که متناسب است و بی ترس هر ماده غذایی میخورد او اصلا در افکارش پرخوری و چاقی وجود ندارد ما در حال حاضر چاق هستیم و باید اصلاح شویم فکرمان خراب است تا فکر درست نشود تا عمل درست نشود نمی‌توانیم خودمان را با اشخاص متناسب مقایسه کنیم نمی‌شود با رفتار کردن مثل شخص متناسب انتظار تناسب جسمی داشته باشیم ابتدا باید ذهنمان را مثل شخص متناسب کنیم بعد آن ذهنیات در رفتارمان نمایان شود و بعدها به مرور در جسممان هویدا می‌شود ؛ ما هر روز باید گام‌های درست برداریم و گام‌های اشتباه را کنار بگذاریم تا متناسب شویم تناسب اول باید در فکر باشد بعد در جسم  

      من قبلا معنی سیری را نمی‌دانستم یک روز دو تا ماکارونی پخته بودم و زنداداشم که متناسبه روبروی من نشسته بود و من مدام داشتم صحبت می‌کردم و ماکارونی میخوردم یک لحظه نگاه کردم دیدم زنداداشم با تعجب داره منو نگاه میکنه فکر کردم حرف بدی زدم گفتم چی شده ؟گفت هیچی منتظرم ببین کی سیر میشی وای من کل اون ماکارونی ها رو خورده بودم بدون اینکه بفهمم چیزی به اسم سیری وجود داره زمانهایی که رژیم بودم همش عصبی بودم دوست داشتم بخورم ولی نمیشد ولی الان که به لطف خداوند و استاد روشن ضمیرم در حال تغییر نگرش‌هایم هستم و نقطه سیری را در جسمم پیدا کرده ام اندازه یک قاشق اضافه تر بخورم همش حس میکنم الان استفراغ میکنم و چقدر این احساس سیری و گفتن جمله میل ندارم لذت بخشه، الهی شکرت بخاطر هدایتم من مسئولیت چاقی خودم و پذیرفتم و مطمئنم تغییر خواهم کرد چربی نو و کهنه و استاپ وزنی هم هیچ معنا و مفهومی در ذهن من ندارد  الهی به امید تو  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۴/۰۴ ۱۰:۳۰
      مدت عضویت: 1227 روز
      امتیاز کاربر: 10205 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 630 کلمه

      سلام استاد خسته نباشید 

      استاد ممنون که به یکی دیگر از موانع چاقی درذهن اشاره کردید و چقدر شفاف آن را توضیح میدهید دقیقا دریک فایلی گفتید که باید یک بچه 6 ساله هم متوجه بشود که کار چگونه انجام میشود و چقدر ما افراد چاق در سالیانی که چاق بودیم با موانع چاقی برخورد داشتیم و آنها را نمی دانستیم و فقط خود را سرزنش میکردیم که چرا اراده نداریم و متناسب نمی شویم و یا همین توجه به سن لاغری که من 46 سال چربی در بدنم ذخیره کردم مثل برفهایی که روی هم انباشته بشه و شما انها را با یک چوب محکم بکوبید و لایه های محکمی درست می شود و خیلی دیرتر از برفهایی آب میشود که به تازگی باریدند . از شما استاد عزیز ممنون که درمورد چالش من سیرم و خوردن در لاغرها که چرا چاق نمی شوند را توضیح دادید و این واقعا سوال من هم بود و جواب درست را دریافت کردم که مربوط به ذهن است افراد لاغر اصلا خوردن را پرخوری نمی دانند و از خوردن برای چاق شدن ترسی ندارند . و وقتی با لذت میخورند وقتی که سیر شدند دست از غذا میکشند و نمیخورند حتی به اندازه یک قاشق غذاخوری ولی افراد چاق اصلا با کلمه سیرم و یا میل ندارم غریبه هستند و تعجب میکنند که چطور آنها میگویند از گلویمان پایین نمیرود درحالی که افراد چاق وقتی به اندازه همیشگی خوردند و غذای مورد علاقه آنها را دوباره سرو کنند به اندازه یک کفگیر از آن غذا را جا دارند بخورند و اصلا به چند ساعت بعد هم موکول نمی کنند و سریع آن را میخورند که خدای نکرده کسی دیگری آن را نخورد و در مورد اینکه گفتید سعی میکنید درتمام فایلها در 3 مورد صحبت نکنید برایم جالب بود و توجه نکرده بودم 

      1- اصلا حرف درمورد خوردن و یا نخوردن غذایی نمیزنید 

      2- مانع جدید ایجاد نکنیم و تصورات لاغر شدن در ذهن خود را برداریم و فقط با اطمینان کامل بگوییم لاغر می شویم و به چگونگی آب شدن و دفع چربیها کار نداشته باشیم و در مورد آن پرس و جو هم نکنیم 

      3-باید تصمیم بگیرم که لاغر می شویم و عجله نکنیم و به هیچ چیز فکر نکنیم که مانع برای ذهن خود درست نکنیم 

      و یک چیز جالب که زیاد از کلمه لاغر شدن استفاده نکنیم که ذهن برای ما مانع ( زشت شدن – ناتوان شدن – شل شدن پوست – زرد شدن رنگ پوست – ریزش مو- لاغر نشدن بعضی قسمتها از بدن و … رابرای ما ایجاد کند به نظر خودم از این موقع به جای لاغر شدن کلمه متناسب شدن را به کار ببریم و بیشتر در رفتار افراد متناسب با دقت نگاه کنیم تا رفتارمان مثل انها شود .

      و یا افراد متناسب کلمه پرخوری درذهنشان مثل افراد چاق نیست و ترسی از زیاد خوردن و یا کم خوردن برای چاقی ندارند .

      و درمورد اینکه گفتید 2 چیز در افراد چاق دربو داغون است و نیاز به اصلاح دارد هم عالی بود .

      1- افکارمان درمورد خوردن و موضوعات چاقی 

      2- رفتارمان یعنی تعریف های خودمان در مورد خوردن اشتباه است چون خوردن در ذهن ما اشتباه تعریف شده خوردن در ذهن افراد چاق یعنی چاق شدن بیشتر حتی اگر سالاد هم باشه که کالری نداره و در ذهن افراد متناسب یعنی زنده ماندن و رساندن انرژِی به بدن 

      و یک  دیگر مزیت چاقی را مطرح کردید که مثل ضرب المثل با دست پس میزنه با پا پیش میکشه واقعا درسته ذهن ناخودآگاه ما را به سمت لاغری میبره بعضی مواقع و وقتی که مقداری جواب گرفتیم و خوشحال هستیم و اشتیاق داریم میاد سراغمون و میگه بسه لاغر شدن تورا زشت میکنه و….. مانع ایجاد میکنه .و ما را به سمت چاقی میکشانه 

      از استاد عزیز ممنون که در همهی فایلها به خوبی به موانع چاقی اشاره میکنید . بازم تشکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم