0

آیا چربی های قدیمی واقعاً دیرتر آب می‌شن؟ (گام ۱۸)

چربی های قدیمی
اندازه متن

بعضی وقتا این فکر میاد سراغمون که:

«چربی‌های بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اینا تکون نمی‌خورن! اگه بخوام آبشون کنم، باید جون بکنم، عرق بریزم، خودمو بکشونم باشگاه، رژیمای سخت بگیرم…»

تصور می‌کنی این چربی‌ها مثل سیمان خشک‌شده به بدنت چسبیدن و فقط با تیشه از جا کنده می‌شن! 🪓😅

ولی واقعاً اینطوریه؟

نه دوست عزیز! این فقط یه باور غلط و قدیمیه، درست مثل خود اون چربی‌ها 😄

بدن تو می‌تونه حتی چربی های قدیمی رو هم آروم‌آروم، با یه تغییر ذهنی درست و سالم، رها کنه و بسپره به جریان سوخت‌وساز. نه نیازی به شکنجه‌ست، نه دویدن روی تردمیل تا مرز سکته. 🏃‍♀️💥

❗نقش چربی های قدیمی در سخت شدن لاغری

یه زمانی که اضافه‌وزن داشتم، هرچی سنم بالاتر می‌رفت، حس می‌کردم لاغر شدن داره برام محال می‌شه 😓

با خودم می‌گفتم:

«هم سنم بالا رفته، هم این چربی‌های بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اگه بخوام آبشون کنم، باید حسابی به خودم فشار بیارم! باید ورزش سنگین برم، عرق بریزم، رژیم بکشم تا شاید یه ذره بسوزن!» 🏋️‍♀️🔥

تصورم از چربی های قدیمی این بود که مثل لکه‌ی قدیمی روی لباسن؛ هرچی هم بسابی، پاک نمی‌شن! 🧽😵

اما یه نکته‌ی مهم هست که خیلیا ازش غافل می‌مونن:

🧠 اگه ما توی ذهنمون، رسیدن به هدفی رو سخت و دردناک تصور کنیم، ناخودآگاهمون شروع می‌کنه به فرار کردن ازش!

نه به این خاطر که اون هدف واقعاً سخته، فقط چون ما خودمون تو ذهنمون سختش کردیم.

آدمیزاد ذاتاً دنبال آسونیه… دنبال راحتیه.

اگه لاغری تو ذهنت مساوی با زجر و سختیه، مطمئن باش مغزت هزار تا بهونه می‌تراشه که نری سمتش 🤯

و اینجاست که کم‌کم از خواسته‌ت دست می‌کشی…

📌 چربی های قدیمی یکی از بزرگ‌ترین بهونه‌های ذهنی برای لاغر نشدنه

ما با افزایش سن، یه عالمه باور درباره بدنمون توی ذهنمون ذخیره کردیم:

  • 🧓 «با افزایش سن، سوخت‌وساز بدن کم می‌شه»
  • 💉 «سلامتی کم می‌شه، بیماری‌ها زیاد می‌شن»
  • 🚶‍♀️ «بدن دیگه زور سابق رو نداره»
  • 🧊 «چربی های قدیمی دیگه تکون نمی‌خورن»

و مشکل اینه که ذهن ما طبق همین فرمول‌ها زندگی می‌کنه.

📊 تحقیقات علمی به روشنی نشان داده‌اند که چربی‌های بدن تنها به عنوان بافت‌های ذخیره‌کننده انرژی عمل نمی‌کنند؛ بلکه نقش بسیار مهمی در تنظیم فرآیندهای متابولیکی و هورمونی بدن دارند.

جالب است بدانید که حتی پس از کاهش وزن، حافظه چاقی سلول همچنان باقی می ماند و این می تواند عامل محرک برای ترغیب شدن به تکرار افکار و رفتارهای گذشته و زمینه ساز افزایش وزن مجدد شود. 🔄🧬

به همین دلیل است که همیشه بر استمرار و تکرار کردن آموزش های لاغری با ذهن حتی پس از کسب نتایج عالی تاکید کرده ام.

🧠 افرادی که بر این باورند که لایه‌های چربی های قدیمی‌تر به سختی آب می‌شوند، ممکن است به صورت ناخودآگاه از ادامه مسیر لاغری با ذهن برای کاهش وزن منصرف شوند.

🔍 باورهای ذهنی مانند «چربی‌ های قدیمی سخت‌تر آب می‌شوند» می‌توانند به طور ناخودآگاه افکار و رفتارهای روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهند.
لذا توجه و تلاش برای اصلاح این نگرش‌ها، گامی موثر در جهت تسهیل فرآیند لاغری خواهد بود. 🌱💪

✅ خبر خوب اینه:

همون‌طور که چربی‌هات در طول سال‌ها آروم‌آروم به‌وجود اومدن، می‌تونن با یه نگرش تازه، یه ذهن متفاوت و باورهای درست، به همون آرومی و بدون زجر از بین برن 🧘‍♀️✨

یادت نره، چیزی که جلوی لاغر شدن خیلیا رو می‌گیره، چربی نیست…

باور سفت و کهنه‌ایه که به چربی چسبیده! 😉

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

✨ برداشت من از چربی های قدیمی

حالا که به سال‌های چاقی خودم نگاه می‌کنم، خیلی واضح می‌فهمم که باورم درباره‌ی چربی های قدیمی، چقدر رو ذهن و رفتارم تاثیر گذاشته بود 😔

از اونجایی که از بچگی اضافه‌وزن داشتم، توی ذهنم این تصویر شکل گرفته بود که:

«خب، چربی‌هام دیگه حسابی قدیمی شدن… اینا مثل سنگ شدن! آب نمی‌شن به این راحتیا» 🪨💭

و همین باور باعث می‌شد که هر بار رژیم می‌گرفتم، یه سناریوی تکراری اتفاق بیفته:

🍽 توی هفته‌ی اول، با کلی ذوق، ۵ کیلو کم می‌کردم و کلی خوشحال می‌شدم.

💀 اما از اون‌جا به بعد، انگار وارد منطقه‌ی خطر می‌شدم! ۵ کیلو بعدی خیلی سخت پایین می‌اومد،

با خودم می‌گفتم: «این دیگه اون لایه‌های قدیمی چربیه… همونا که از دوران راهنمایی به یادگار موندن!» 🙈

تصورم این بود که:

  • چربی‌های رویی تازه‌ن، پس راحت‌تر آب می‌شن 💧
  • چربی‌های وسطی یکی‌دو سال قدمت دارن، یه کم سخت‌ترن 😬
  • اما چربی‌های زیرین؟! قدیمی، سفت، چسبیده به استخون! کار حضرت فیله بخوای آبشون کنی 🐘🔥

با همین ذهنیت، هیچ‌وقت نتونستم بیشتر از ۱۰ کیلو کم کنم…

نه چون بدنم نمی‌تونست، بلکه چون ذهــنم باور نمی‌کرد!

🧠 فرمول ذهنی = سرنوشت جسمی

ما توی ذهنمون، برای هرچیزی یه داستان ساختیم.

درباره‌ی سن چاقی، درباره‌ی چربی های قدیمی، درباره‌ی اینکه آب کردنشون سخت و زمان‌بره… و این داستان‌ها شدن یه نقشه‌ی اشتباه برای رسیدن به لاغری! 🧭❌

وقتی ما مدام توی ذهنمون صحنه‌هایی می‌سازیم از سختی و زجر کشیدن برای آب کردن چربی های قدیمی، بدنمون دقیقاً طبق همون فیلم عمل می‌کنه.

یعنی انگار خودمون با دستای خودمون داریم لاغر شدن رو سخت می‌کنیم 😵‍💫

📌 از وقتی شروع کردم ذهنمو تغییر بدم، دیدم لایه‌لایه نه چربی، بلکه ترس و باور اشتباه از بدنم جدا می‌شه 💛

و اون موقع بود که فهمیدم: «برای آب کردن چربی های قدیمی، اول باید فکرهای قدیمی رو رها کرد» 🕊️✨

چربی های قدیمی

🧠 فرمول‌های ذهنی درباره چربی‌سوزی

تا حالا دقت کردی توی خیلی از تبلیغات لاغری، چربی‌ها رو مثل یه تیکه کره نشون می‌دن که با یه حرکت خاص یا قرص جادویی آب می‌شن؟ 🧈💨

یا تصویرهایی از بدن‌هایی که انگار لایه‌لایه چربی از روشون کنده می‌شه؟

همه‌ی این تصاویر باعث شده یه فرمول اشتباه تو ذهن ما شکل بگیره:

«چربی‌ها، مخصوصاً چربی های قدیمی، خیلی سخت و دیر آب می‌شن… باید کلی زحمت بکشی تا شاید یه‌ذره ازشون کم شه!» 😮‍💨

و جالب اینجاست که ما تصور می‌کنیم هرچی بیشتر چاق بودیم، لایه‌های چربی‌مون کهنه‌تر و سفت‌تر شدن، پس لاغر شدن سخت‌تره!

در صورتی که این باور، دقیقاً یکی از موانع اصلی لاغر شدنه! 🚫

❗ سن چاقی واقعی، سن فرمول‌های ذهنیه!

بیایم یه لحظه منطقی بهش نگاه کنیم:

🔹 چربی های قدیمی وجود ندارن، چیزی که «قدیمی» شده، باورهای ما درباره‌ی چاقیه.

🔹 اگه هم چیزی به اسم سن چاقی وجود داشته باشه، مربوط می‌شه به وقتی که اون چندتا فرمول چاق‌کننده توی ذهنمون شکل گرفتن.

و این فرمول‌ها معمولاً توی همون ماه‌های اول اضافه‌وزن میان و بعدش فقط دارن تکرار می‌شن مثل یک حلقه‌ی معیوب 🎞️

🔍 سن چاقی و سن تکرار چیست؟

خیلی‌ها فکر می‌کنن سن چاقی یعنی چند سالی که چاق هستن، اما حقیقتش اینه که:

سن چاقی واقعی ما، خیلی کمتر از سن تکرار چاقیه!

اما اغلب ما اشتباهاً سن تکرار رو به جای سن چاقی واقعی می‌گیریم 😕

یه مثال بزنم:

من خودم فهمیدم که:

سن چاقی من کمتر از یک سال بود، اما سن تکرار چاقی من حدود ۳۵ سال! 🕰️😲

پس برای لاغر شدن، نیازی نیست با اون ۳۵ سال مقابله کنم، بلکه باید روی همون یک سال تمرکز کنم و «سن چاقی واقعی» رو تغییر بدم.

🌱 تولد و پرورش لاغری با ذهن

آموزش‌های لاغری با ذهن، مثل کاشتن یک نهال لاغری هست؛ نهالی که باید بزرگ بشه و ریشه بگیره تا بتونه با سن چاقی مقابله کنه.

هر روزی که تو سایت تناسب فکری هستی، اگر با اشتیاق و انرژی مثبت باشی، داری فرمول‌های لاغری با ذهن رو یاد می‌گیری و سن لاغری‌ات رو قوی‌تر می‌کنی 💪✨

حالا فقط کافیه که سن تکرار لاغری خودت رو بالا ببری.

⚠️ چرا بعضی‌ها تو مسیر لاغری لیز می‌خورن؟

بعضی از دوستان وقتی بعد از مدتی تغییر جسمی نمی‌بینن، فکر می‌کنن آموزش‌ها براشون جواب نداده و ناامید می‌شن 😞

اما واقعیت اینه که:

هر کسی که آموزش‌های لاغری با ذهن رو جدی گرفته باشه، تغییرات احساسی و رفتاری زیادی تجربه می‌کنه 💖

این نشونه‌ی رشد و تکامل «نهال لاغری» تو ذهنه 🌳 و میوه‌ی واقعی این نهال، کاهش وزن و لاغری جسمیه که زمان می‌خواد 🍏⌛

✍️ تمرین آموزشی 📖

اگر موانع ذهنی چاقی را از ذهن خود پاک کنیم، چربی های قدیمی هم به‌راحتی شروع به آب شدن می‌کنند! 😍

این جمله فقط یک شعار نیست، بلکه نتیجه سال‌ها تجربه و آموزش لاغری با ذهن است.

در این جلسه، با موضوع سن چاقی و مفهوم سن تکرار چاقی آشنا شدیم. این مفاهیم به ما کمک می‌کنند تا بفهمیم ریشه بسیاری از چاقی‌ها، نه در جسم بلکه در تکرار سال‌ها باورهای غلط درباره چربی‌های قدیمی است.

لطفاً پس از مطالعه و تماشای ویدیو:

  • ✏️ بنویسید نگرش شما درباره سن چاقی چیست؟ در گذشته چه چیزهایی درباره‌اش شنیده بودید؟
  • 🏃‍♀️ درباره ارتباط بین چربی های قدیمی و لاغر شدن با کمتر خوردن یا بیشتر ورزش کردن بنویسید.
  • 🧠 برداشت خود را از ارتباط فکر و عمل در لاغری با ذهن شرح دهید.
  • 🤔 آیا کسی با اضافه وزن می‌تواند فقط با رفتار افراد متناسب لاغر شود؟ نظرتان را توضیح دهید.
  • 💡 تاثیر لاغری با ذهن را در تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی خود شرح دهید.
  • 📌 در پایان، تمرینی که از محتوای ویدیو برداشت کردید را در قسمت نظرات یادداشت کنید.

یادت باشه! ✨ تغییر باورها درباره چربی های قدیمی، اولین قدم برای آب شدنشونه! 😇

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.16 از 79 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=26353
105 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۱۴:۲۲
      مدت عضویت: 721 روز
      امتیاز کاربر: 9180 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,241 کلمه

      سلام بر استاد روشن و دوستان آگاه و مهربانم 

      روز دوم از ماه دوم حضورم در این یهشت

      یادمه قبلا من هر وقت رژیم یا ورزش میکردم  و لاغر میشدم یکی از خواهرام که ۲۵ سال از من بزرگتر بود می‌گفت که ببین هنوز به چهل سالگی نرسیدی بعد چهل سالگی  لاغرکردن سخت میشه سوخت و ساز بدنت پایین  میاد پس تا چهل سالت نشده خودتو لاغر کن 

      آقا می‌گذشت و من چهل سال رو رد کرده بودم بازم با رژیم و ورزش لاغر میکردم یه مدت و باز خواهرم که به سن یائسگی رسیده بود می‌گفت ببین اگه پنجاه سالگی رو رد کنی اصلا دیگه به راحتی چربی ها آب نمیشن با نزدیک شدن به یائسگی سوخت و ساز خیلی بیشتر پایین میاد 

      از طرفی من همیشه تو باشگاه ده پونزده کیلوی اول رو به راحتی تو دوماه کم میکردم و مربی م بمن می‌گفت دیگه  رسیدی به چربی های کهنه 

       وقتی روند کاهش وزن من کم میشد ربطش میداد که ببین این چربی ها کهنه و قدیمی ان و به پوستت چسبیده و آب کردنش خیلی سخته

      مربی م می‌گفت منم چون قبولش داشتم  اینو تو ذهنم قبول میکردم

       ناخودآگاه هم همین نتیجه رو می‌گرفتم دیگه نمی‌تونستم تو دو ماه بعدی پانزده کیلو کم کنم و نتیجه لاغریم خیلی کمتر میشد

      این باور چنان تو ذهن من قدرت می‌گرفت که از یه جایی به بعد من هر چی رژیم سخت‌تر و ورزش بیشتر انجام میدادم وزنم استپ میکرد

      حالا دیگه رژیم شوک میدادند بهم 

      یک هفته تا میتونی بخور دوباره از اول نخور 

      ازین مزخرفات که منم به شدت میترسیدم تو اون یک هفته که می‌گفت آزادی هر چی میخوای بخوری بخور و من باز  از ترس چاقی نمی‌خوردم یکم چیزهای سالم رو بیشتر میکردم همین ،اصلا سمت ناسالم ها و هله هوله نمی‌رفتم 

      بازم هر کاری میکردیم وزن من تو استپ میموند

      و اینجا بود که همیشه اون چرخه معیوب چاقی لاغری دوباره مسیر جدید چاقتر شدن رو در پیش می‌گرفت 

      هی نمی‌خوردم میرفتم رو ترازو می‌دیدم تغییری نکردم یا تازه چند گرمی اضافه هم کردم 

      خدا نمی‌کرد وزنکشی من دوران پریودم اتفاق می‌افتاد یهویی تا سه کیلو وزن من رو بیشتر نشون میداد 

      ببینید چنان غم بزرگی در من شکل می‌گرفت چنان اندوهگین و افسرده میشدم میخواستم به همه تو خونه حمله کنم یعنی منتظر یه بهونه ی کوچیک بودم که به پسرم و همسرم یپرم

       بعضی وقتا بهشون میگفتم بینید من پریودم اصلا نزدیک من نشید حالم خوب نیست تازه شکمم هم کلی تو اون دوران ورم میکرد

      بعد هی می‌دیدم همسر و پسرم هر چی دوست دارند میخورند و اصلا مثل من چاق نیستند و متناسبن ،همسر من یک بشقاب پر ناهار برنج میخورد اونوقت من پنج تا قاشق میشمردم پسر من هر روز چیپس میخورد 

      خسته و افسرده و ناامید میشدم یهو قید همه چیز رو میزدم 

      منم پا به پای اونا شروع به خوردن و ریزه خواری و هله هوله خوردن میکردم

       و ته ذهنم میگفتم من که چه تلاش کنم چه نکنم وزنم کم نمیشه پس چرا نخورم و همش تو عذاب و رنج و سختی ورزش باشم 

      یهو ورزش و رژیم و باشگاه رو تعطیل میکردم 

      بسرعت برق و باد پانزده کیلویی که با اون همه زحمت کم کرده بودم تو ده بیست روز برمیگشت به آسانی آب خوردن

      حالا ولی من تغییر کردم دیگه به هر مزخرفی که اطرافیانم بگن گوش نمیدم باورش نمیکنم چون آگاه شدم و فقط ته دلم میخندم و می‌گذرم و میگم باشه تو راست میگی حتی باهاشون بحث نمیکنم

       در مورد هر مسئله مربوط به چاقی لاغری با کسی صحبت  نمی‌کنم 

      آقا من به این روش لاغری با ذهن ایمان دارم به استاد روشن که همسن خودم و یه دهه شصتیه نازنینه

      و راهش ایمان دارم دیگه راه و روش جدید خودمو میرم 

      اطلاعات جدیدی که یاد میگیرم رو جایگزین اشتباه هایی که سالها تو مغزم کردم و نتیجه نداده میکنم 

      من دیگه چیکار دارم چربی من چطوری آب میشه چه اهمیتی داره اصلا 

      کلی هم تو وویس استاد تو این قسمت خنده م گرفت طرف نگران بوده و چندشش می‌شده چربی هاش که آب میشده چرا از طریق مدفوع دفع می‌شده

      بابا تروقرآن چربی های من 

      شما آب بشید از هرجا عشقتون می‌کشه برید بیرون ،اصلا میخواهید بیل و کلنگ و وانت بیارم از بدنم بکنم بریزمتون دور 

      اصلا تبخیر بشید بخار بشید دود بشید ذوب بشید 

      هر کوفت و زهر ماری که میخواهید بشید برای من فرقی نمیکنه

      من فقط از دیدن هر روزه باریک شدن  کمرم و صاف‌تر شدن شکمم لذت میبرم 

      چه فرقی می‌کنه مکانیسم دفع شما رو بدونم یا بخوام تحقیق کنم مگه دیوونه ام وقتم رو به جای تمرکز رو تمرینات و لاغری بزارم از کار شما سر در بیارم 

      اصلا میخواهید از بالا به پایین آب شید یا از پایین به بالا 

      والا بوخودا چه فرقی بحال من می‌کنه

       من نتیجه لاغری و تناسب برام مهمه حالمو خوب می‌کنه

      من وقتی میام گروه اونهمه دوست بهم پیام محبت آمیز میدن هر روز استادم بهم یه عالمه مدال داده که تازه اونم نمی‌دونم چی به چیه اینا حالمو خوب می‌کنه

      من وقتی میام جواب کسی رو یا محبت پاسخ میدم حال خوب و انرژی مثبت به هم گروهی هام میدم حال خودمم خوب میشه

      چرا الکی برای خودم سوژه بتراشم که مغزم درگیر اون بشه 

      والا یه عمری همه به مادر من گفته بودند این دختر آخریت یعنی من(مژگان ) چون تو سن ۵۶ سالگیه مادرم بدنیا اومدم میگفتند عقب افتاده میشه 

      والا من نه تنها عقب افتاده نشدم تازه تو فرزانگان تهران تیزهوشان درس خوندم و با مریم میرزاخانی خدابیامرز تو آمریکا هم مدرسه ای بودم و چندین مدال المپیاد ریاضی آوردم تازه باهوش تر از بقیه بودم 

      مامان من ۱۶ شکم زاییده بود و هفت تای ما زنده مانده بود که آخرین بچه و ته تغاری من بودم 

      منم بدنیا اومدم خیلی زود پدرو مادرم چون پیر بودند فوت شدند تازه هر دو بیسواد بودند و اصلا نمیدونستند تیزهوشان چی هست تازه الآنم پسرمم تیزهوشان درس میخونه

      پس ول کنیم این افکار کهنه ی قدیمی رو ،هر کی هر چی میگه زود باور نکنیم 

      من از وقتی اومدم اینجا هر حرفی رو براحتی از دیگران ناآگاه نمی‌پذیریم 

      الآنم بهتون ثابت میکنم دیگه با ۴۳ سال سن ،ماه اول که هفت کیلو کم کردم 

      الان ماه دوم هستم بهتون ثابت میکنم که کم کردن وزن من ربطی به اینکه ماه چندم هستیم نداره

      تازه زمانی که من تمریناتم رو انجام بدم تجسم شبانه یادم نره به سایت سر بزنم عمل کنم استمرار و تمرین داشته باشم باور داشته باشم این نکاتی که استاد میگه رو 

      من مثل آب  خوردن  لاغر خواهم شد

       همون طوری که دارم میشم 

      دوستتون دارم و امیدوارم همه ی دوستانم مثل خود من که اینقدر. قشنگ لاغر شدنم رو پذیرفتم و باورش کردم و روز به روزم دارم لاغر میشم باور و عمل کنند

      من نمیگم و نمی رسم چرا فقط میبینم که تمایلات خوردن من زمین تا آسمان تغییر کرده قبلا از خوردن یسری آت آشغال لذت می‌بردم الان از خوردن یکسری چیزهای دیگه 

      به اندازه میلم از هر چیزی میخورم هیچ غذایی ممنوع نیست ولی بعد ۴۳ سال فهمیدم فرمان سیری چیه و کی سیر میشم 

      قبلا شکم من ته نداشت تو عمرم نفهمیده بودم سیری چیه و چه حسی داره 

      چیزی که الان به وفور تجربه ش میکنم 

      مثلا همین دیشب اناربزرگی نصف کردم نصفش رو خوردم دیدم دیگه میلی ندارم سیر شدم گذاشتمش تو یخچال امروز خوردمش 

      در صورتی که قبلاً پنج تا انار بزرگ دوم میکردم با قاشق و گلپر میافتادم به جونش ،حریصانه می‌خوردم چون عاشق انار بودم و هستم 

      خدایا فقط تورو شکر میکنم 

      خدایا قربونت برم 

      خدایا مرسی که دست ما آدم معمولیا گنه کارها رو هم میگیری 

      خدایا تو چقدر خوب بودی چقدر نعمت به من دادی و من کور بودم و شکرت نمی‌کردم و همش احساس افسردگی میکردم و دنبال فقط مهاجرت بودم 

      فکر میکردم مهاجرت کنم همه چیز تغییر می‌کنه 

      الان دیدم این ذهن کنه که باید تغییر میکرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۵۹
      مدت عضویت: 721 روز
      امتیاز کاربر: 9180 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 31 کلمه

      سلام فاطمه جان 

      چقدر نکات ارزشمندی رو گفتی 

      برای لاغری با ذهن باید هم رو ذهن کار کنیم هم رو رفتار تا به تعادل برسیم 

      استمرار تا ابد تا ذهن متناسب جسم متناسب بسازه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۴۰
      مدت عضویت: 721 روز
      امتیاز کاربر: 9180 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 60 کلمه

      تازه آخر پیامت فهمیدم اسمتون عادله است 

      عادله من کاملا درکت میکنم که چقدر سپاسگزار استاد و این آگاهی هایی که به ما دادند هستی 

      چون منم همون قدر قدردانم 

      چقدر خوشحال شدم که مثل من رقاص شدی و می‌رقصی 

      و چقدر بیشتر خوشحال شدم که مثل من رنگی رنگی می‌پوشی و دنیات رنگی تر شده 

      و چقدر خوشحالم راحت میگی میلی به شیرینی ندارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۳۵
      مدت عضویت: 721 روز
      امتیاز کاربر: 9180 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 30 کلمه

      باید از شادی آگاهی هایی که می‌رسن رقصید 

      نیمی از استرس های ما از زمان دادن است 

      وای که چقدر با این دو تا جمله ت عشق کردم 

      دمت گرم بابت متن قشنگت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۳۲
      مدت عضویت: 721 روز
      امتیاز کاربر: 9180 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 15 کلمه

      درود بر ذوق و شوق تو دوست متناسب شادم

      پس تو بودی هی پیگیری میکردی 

      دمت گرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 9