بعضی وقتا این فکر میاد سراغمون که:
«چربیهای بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اینا تکون نمیخورن! اگه بخوام آبشون کنم، باید جون بکنم، عرق بریزم، خودمو بکشونم باشگاه، رژیمای سخت بگیرم…»
تصور میکنی این چربیها مثل سیمان خشکشده به بدنت چسبیدن و فقط با تیشه از جا کنده میشن! 🪓😅
ولی واقعاً اینطوریه؟
نه دوست عزیز! این فقط یه باور غلط و قدیمیه، درست مثل خود اون چربیها 😄
بدن تو میتونه حتی چربی های قدیمی رو هم آرومآروم، با یه تغییر ذهنی درست و سالم، رها کنه و بسپره به جریان سوختوساز. نه نیازی به شکنجهست، نه دویدن روی تردمیل تا مرز سکته. 🏃♀️💥
❗نقش چربی های قدیمی در سخت شدن لاغری
یه زمانی که اضافهوزن داشتم، هرچی سنم بالاتر میرفت، حس میکردم لاغر شدن داره برام محال میشه 😓

با خودم میگفتم:
«هم سنم بالا رفته، هم این چربیهای بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اگه بخوام آبشون کنم، باید حسابی به خودم فشار بیارم! باید ورزش سنگین برم، عرق بریزم، رژیم بکشم تا شاید یه ذره بسوزن!» 🏋️♀️🔥
تصورم از چربی های قدیمی این بود که مثل لکهی قدیمی روی لباسن؛ هرچی هم بسابی، پاک نمیشن! 🧽😵
اما یه نکتهی مهم هست که خیلیا ازش غافل میمونن:
🧠 اگه ما توی ذهنمون، رسیدن به هدفی رو سخت و دردناک تصور کنیم، ناخودآگاهمون شروع میکنه به فرار کردن ازش!
نه به این خاطر که اون هدف واقعاً سخته، فقط چون ما خودمون تو ذهنمون سختش کردیم.
آدمیزاد ذاتاً دنبال آسونیه… دنبال راحتیه.
اگه لاغری تو ذهنت مساوی با زجر و سختیه، مطمئن باش مغزت هزار تا بهونه میتراشه که نری سمتش 🤯
و اینجاست که کمکم از خواستهت دست میکشی…
📌 چربی های قدیمی یکی از بزرگترین بهونههای ذهنی برای لاغر نشدنه
ما با افزایش سن، یه عالمه باور درباره بدنمون توی ذهنمون ذخیره کردیم:
- 🧓 «با افزایش سن، سوختوساز بدن کم میشه»
- 💉 «سلامتی کم میشه، بیماریها زیاد میشن»
- 🚶♀️ «بدن دیگه زور سابق رو نداره»
- 🧊 «چربی های قدیمی دیگه تکون نمیخورن»
و مشکل اینه که ذهن ما طبق همین فرمولها زندگی میکنه.
📊 تحقیقات علمی به روشنی نشان دادهاند که چربیهای بدن تنها به عنوان بافتهای ذخیرهکننده انرژی عمل نمیکنند؛ بلکه نقش بسیار مهمی در تنظیم فرآیندهای متابولیکی و هورمونی بدن دارند.
جالب است بدانید که حتی پس از کاهش وزن، حافظه چاقی سلول همچنان باقی می ماند و این می تواند عامل محرک برای ترغیب شدن به تکرار افکار و رفتارهای گذشته و زمینه ساز افزایش وزن مجدد شود. 🔄🧬
به همین دلیل است که همیشه بر استمرار و تکرار کردن آموزش های لاغری با ذهن حتی پس از کسب نتایج عالی تاکید کرده ام.
🧠 افرادی که بر این باورند که لایههای چربی های قدیمیتر به سختی آب میشوند، ممکن است به صورت ناخودآگاه از ادامه مسیر لاغری با ذهن برای کاهش وزن منصرف شوند.
🔍 باورهای ذهنی مانند «چربی های قدیمی سختتر آب میشوند» میتوانند به طور ناخودآگاه افکار و رفتارهای روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهند.
لذا توجه و تلاش برای اصلاح این نگرشها، گامی موثر در جهت تسهیل فرآیند لاغری خواهد بود. 🌱💪
✅ خبر خوب اینه:
همونطور که چربیهات در طول سالها آرومآروم بهوجود اومدن، میتونن با یه نگرش تازه، یه ذهن متفاوت و باورهای درست، به همون آرومی و بدون زجر از بین برن 🧘♀️✨
باور سفت و کهنهایه که به چربی چسبیده! 😉

✨ برداشت من از چربی های قدیمی
حالا که به سالهای چاقی خودم نگاه میکنم، خیلی واضح میفهمم که باورم دربارهی چربی های قدیمی، چقدر رو ذهن و رفتارم تاثیر گذاشته بود 😔
از اونجایی که از بچگی اضافهوزن داشتم، توی ذهنم این تصویر شکل گرفته بود که:
«خب، چربیهام دیگه حسابی قدیمی شدن… اینا مثل سنگ شدن! آب نمیشن به این راحتیا» 🪨💭
و همین باور باعث میشد که هر بار رژیم میگرفتم، یه سناریوی تکراری اتفاق بیفته:
🍽 توی هفتهی اول، با کلی ذوق، ۵ کیلو کم میکردم و کلی خوشحال میشدم.
💀 اما از اونجا به بعد، انگار وارد منطقهی خطر میشدم! ۵ کیلو بعدی خیلی سخت پایین میاومد،
با خودم میگفتم: «این دیگه اون لایههای قدیمی چربیه… همونا که از دوران راهنمایی به یادگار موندن!» 🙈
تصورم این بود که:
- چربیهای رویی تازهن، پس راحتتر آب میشن 💧
- چربیهای وسطی یکیدو سال قدمت دارن، یه کم سختترن 😬
- اما چربیهای زیرین؟! قدیمی، سفت، چسبیده به استخون! کار حضرت فیله بخوای آبشون کنی 🐘🔥
با همین ذهنیت، هیچوقت نتونستم بیشتر از ۱۰ کیلو کم کنم…
نه چون بدنم نمیتونست، بلکه چون ذهــنم باور نمیکرد!
🧠 فرمول ذهنی = سرنوشت جسمی
ما توی ذهنمون، برای هرچیزی یه داستان ساختیم.
دربارهی سن چاقی، دربارهی چربی های قدیمی، دربارهی اینکه آب کردنشون سخت و زمانبره… و این داستانها شدن یه نقشهی اشتباه برای رسیدن به لاغری! 🧭❌
وقتی ما مدام توی ذهنمون صحنههایی میسازیم از سختی و زجر کشیدن برای آب کردن چربی های قدیمی، بدنمون دقیقاً طبق همون فیلم عمل میکنه.
یعنی انگار خودمون با دستای خودمون داریم لاغر شدن رو سخت میکنیم 😵💫
📌 از وقتی شروع کردم ذهنمو تغییر بدم، دیدم لایهلایه نه چربی، بلکه ترس و باور اشتباه از بدنم جدا میشه 💛
و اون موقع بود که فهمیدم: «برای آب کردن چربی های قدیمی، اول باید فکرهای قدیمی رو رها کرد» 🕊️✨

🧠 فرمولهای ذهنی درباره چربیسوزی
تا حالا دقت کردی توی خیلی از تبلیغات لاغری، چربیها رو مثل یه تیکه کره نشون میدن که با یه حرکت خاص یا قرص جادویی آب میشن؟ 🧈💨
یا تصویرهایی از بدنهایی که انگار لایهلایه چربی از روشون کنده میشه؟
همهی این تصاویر باعث شده یه فرمول اشتباه تو ذهن ما شکل بگیره:
«چربیها، مخصوصاً چربی های قدیمی، خیلی سخت و دیر آب میشن… باید کلی زحمت بکشی تا شاید یهذره ازشون کم شه!» 😮💨
و جالب اینجاست که ما تصور میکنیم هرچی بیشتر چاق بودیم، لایههای چربیمون کهنهتر و سفتتر شدن، پس لاغر شدن سختتره!
در صورتی که این باور، دقیقاً یکی از موانع اصلی لاغر شدنه! 🚫
❗ سن چاقی واقعی، سن فرمولهای ذهنیه!
بیایم یه لحظه منطقی بهش نگاه کنیم:
🔹 چربی های قدیمی وجود ندارن، چیزی که «قدیمی» شده، باورهای ما دربارهی چاقیه.
🔹 اگه هم چیزی به اسم سن چاقی وجود داشته باشه، مربوط میشه به وقتی که اون چندتا فرمول چاقکننده توی ذهنمون شکل گرفتن.
و این فرمولها معمولاً توی همون ماههای اول اضافهوزن میان و بعدش فقط دارن تکرار میشن مثل یک حلقهی معیوب 🎞️
🔍 سن چاقی و سن تکرار چیست؟
خیلیها فکر میکنن سن چاقی یعنی چند سالی که چاق هستن، اما حقیقتش اینه که:
سن چاقی واقعی ما، خیلی کمتر از سن تکرار چاقیه!
اما اغلب ما اشتباهاً سن تکرار رو به جای سن چاقی واقعی میگیریم 😕
یه مثال بزنم:
من خودم فهمیدم که:
سن چاقی من کمتر از یک سال بود، اما سن تکرار چاقی من حدود ۳۵ سال! 🕰️😲
پس برای لاغر شدن، نیازی نیست با اون ۳۵ سال مقابله کنم، بلکه باید روی همون یک سال تمرکز کنم و «سن چاقی واقعی» رو تغییر بدم.



🌱 تولد و پرورش لاغری با ذهن
آموزشهای لاغری با ذهن، مثل کاشتن یک نهال لاغری هست؛ نهالی که باید بزرگ بشه و ریشه بگیره تا بتونه با سن چاقی مقابله کنه.
هر روزی که تو سایت تناسب فکری هستی، اگر با اشتیاق و انرژی مثبت باشی، داری فرمولهای لاغری با ذهن رو یاد میگیری و سن لاغریات رو قویتر میکنی 💪✨
حالا فقط کافیه که سن تکرار لاغری خودت رو بالا ببری.
⚠️ چرا بعضیها تو مسیر لاغری لیز میخورن؟
بعضی از دوستان وقتی بعد از مدتی تغییر جسمی نمیبینن، فکر میکنن آموزشها براشون جواب نداده و ناامید میشن 😞
اما واقعیت اینه که:
هر کسی که آموزشهای لاغری با ذهن رو جدی گرفته باشه، تغییرات احساسی و رفتاری زیادی تجربه میکنه 💖
این نشونهی رشد و تکامل «نهال لاغری» تو ذهنه 🌳 و میوهی واقعی این نهال، کاهش وزن و لاغری جسمیه که زمان میخواد 🍏⌛
✍️ تمرین آموزشی 📖
اگر موانع ذهنی چاقی را از ذهن خود پاک کنیم، چربی های قدیمی هم بهراحتی شروع به آب شدن میکنند! 😍
این جمله فقط یک شعار نیست، بلکه نتیجه سالها تجربه و آموزش لاغری با ذهن است.
در این جلسه، با موضوع سن چاقی و مفهوم سن تکرار چاقی آشنا شدیم. این مفاهیم به ما کمک میکنند تا بفهمیم ریشه بسیاری از چاقیها، نه در جسم بلکه در تکرار سالها باورهای غلط درباره چربیهای قدیمی است.
لطفاً پس از مطالعه و تماشای ویدیو:
- ✏️ بنویسید نگرش شما درباره سن چاقی چیست؟ در گذشته چه چیزهایی دربارهاش شنیده بودید؟
- 🏃♀️ درباره ارتباط بین چربی های قدیمی و لاغر شدن با کمتر خوردن یا بیشتر ورزش کردن بنویسید.
- 🧠 برداشت خود را از ارتباط فکر و عمل در لاغری با ذهن شرح دهید.
- 🤔 آیا کسی با اضافه وزن میتواند فقط با رفتار افراد متناسب لاغر شود؟ نظرتان را توضیح دهید.
- 💡 تاثیر لاغری با ذهن را در تغییر باورها و فرمولهای ذهنی خود شرح دهید.
- 📌 در پایان، تمرینی که از محتوای ویدیو برداشت کردید را در قسمت نظرات یادداشت کنید.
یادت باشه! ✨ تغییر باورها درباره چربی های قدیمی، اولین قدم برای آب شدنشونه! 😇
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.16 از 79 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
سلام استاد….. منم تمام مواردی که شما در زمان چاقی گفتین رو تجربه کردم، ینی تمام چاق ها حسشون و رفتارشون مشترکه. انگار جنس ادمای چاق یکیه.. اینقدر در تمام عمرم رژیم گرفتم. به قول شما تو هفته ی اول خوشحال بودم که مقدارو حجم غذامو کم کردم.ولی بعد یه هفته دقیقا همون یه ذره چیزیم که میخوردم برام انگار حجمش زیاد بود و ترس داشتم از خوردنش.. ولی خداروشکر این تنها مسیریه که بدون ترس و نگرانی از خوردن، هر ادم چاق رو به خواسته و ارزوی قلبیش که لاغری هس، میرسونه… فقط این مسیر خیلی صبوری میخواد. درکنار تغییر فرمول های ذهنی باید صبر هم داشته باشیم. حداقل به همون اندازه که بذرچاقیمون رو کاشتیم و تکرارش کردیم و رشدش دادیم، به همون اندازه بذر لاغری بکاریم و ریشه ساز کنیم در وجودمون. و با تکرار برسیم به تناسب انداممون…. بنظر من استاد هرکس که میگه اشتیاقم کم شده و هر دلیل دیگه میاره برای لاغریش، فقط و فقط بهانس. چون عاشق لاغری نیست. دوست داره لاغر بشه ولی عشقش کمرنگه. در حد خواستنه و گفتنه. نه در حد عمل.. عشق ینی عمل. منم تا به الان با تمرکز روی خوردن هام و نخوردن هام، دارم اموزش های شمارو و بذر لاغری رو در وجودم نهادینه میکنم تا ترسی که هنوز توی وجودم حسش میکنم رو کامل ازبین ببرم…. ترسم خیلی کمرنگ شده ولی میخوام برای همیشه ازبین ببرمش… حتی ترسی که خیلی از ادم های متناسب دوروبرم دارن رو من نداشته باشم. چون به ادم های متناسب توجهمو بیشتر کردم. دیدم گاهی همین ادما از ترس اینکه اندامشون تغییری نکنه، مراعات در خوردن مواد غذایی دارن. بااینکه هنوز میل به خوردن دارن. خداروشکر که منم دراین مسیر الهی قرار گرفتم. تنها مسیری که هر عاشقی رو به عشق لاغری و تناسب میرسونه همین جاس….. عمرتون بابرکت… یاعلی
سلام به مشتاقان لاغری با ذهن با گوش دادن به این فایل متوجه شدم موانعی که من برای لاغری در ذهنم احساس میکنم یعنی همان فرمولهای چاقی، جمله هایی هستند که به دلیل بارها تکرار شدن در ذهن من تثبیت شده اند.یکی از این جمله ها اینکه بعد از ازدواج به دلیل تغییرات هورمونی چاق شدن طبیعیه و من که تا قبل از ازدواج متناسب بودم بعد از ازدواج شروع کردم به چاق شدن و جالب اینجاست که خودم رو عامل چاقیم نمیدونستم و فکر میکردم طبیعیه. جمله یا فرمول بعدی چاق شدن و بزرگ موندن شکم بعد از زایمان بود که اینم در ذهن من به علت بارها شنیدن و تکرار در ذهن عادی شده بود و من خودم رو مقصر نمیدونستم پس به رفتارهای اشتباه غذاییم بی توجه بودم. جمله دیگه ای که من رو به سمت چاقی سوق داد واز تناسب اندام دور کرد اینکه بعد از یائسگی سوخت و ساز بدن کم میشه .جمله بعدی حرفی بود کا از دکتر ارتوپدی که برای کمردرد پیشش رفته بودم شنیدم و در ذهن من حک شد و تبدیل به فرمول شد اینکه همین الان ازنت رو کم کن اگه به ۴۰ سال برسی سوخت و ساز بدنت کم میشه نمیتونی لاغر بشی.و این جمله مثل جملات دیگه بارها و بارها در ذهن من تکرار و تثبیت شد و تبدیل به سوی محکم در برابر لاغری شد. و اشتها و رفتار سیری ناپذیر من باعث شد روز به روز به وزنم اضافه بشه و طی ۲۰ سال ۳۰ کیلو اضافه کنم . اما زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شدم بعد از گوش دادن به چند فایل متوجه تغییر رفتار در خودم شدم منکه هرلحظه در حال خوردن بودم دیدم میلم به خوردن کمتر شده برای اولین بار بود بعد از سالها نسبت به خوردن شیرینی بی میل شده بودم.بنابراین تصمیم گرفتم از دوره رایگان لاغری با ذهن استفاده کنم. با علاقه به فایلها گوش دادم و تمرینها رو در دفترم نوشتم و به طرز باور نکردنی وزن کم کردم طی ۲ ماه ۸ کیلو کم کردم و ماه غذا ۲کیلو جمعا ۱۰ کیلو با ذوق و شوق لباسهای قدیمی رو می پوشیدم و از خوشحالی به وجد میومدم همه لباسهام گشاد شده بود و تقریبا ۲ سایز کم کرده بودم . تا اینکه پیش دکتر آنکولوژیستم رفتم اونکه هر دفعه میگفت باید وزن کم کنی این چربی های شکمی برات ضرر داره وقتی دید طی ۳ ماه ۱۰ کیلو کم کردم هشدار داد مراقب باش سریع وزن کم نکنی چون بدنت ضعیف میشه و بیماری بر میگرده (چون من ۳ سال پیش به سرطان مبتلا شده بودم) این جمله کار خودش رو کرد ترس از لاغر شدن روز به روز در من بیشتر شد رفتاری قدیمم به مرور برگشت دوباره شروع به خوردن کردم منکه واقعا میلم به خوردن شیرینی و سرخ کردنی از بین رفته بود دوباره شروع به خوردن کردم دیگه کم کم سرزدن به سایت رو هم کم کردم نتیجه اینکه دیگه وزنم کم نشد.اما این جمله استاد که اگه به روش لاغری با ذهن وزن کم کنی دیگه برنمیگرده یکجوری توی ذهنم حک شده و همیشه با خودم تکرارش میکنم که تبدیل به یک فرمول لاغری برای من شده با وجود اینکه دوباره شروع به خوردن کردم اما وزنم اضافه نشده. همیشه به خودم میگفتم این ۱۰ کیلو که با این روش کم کردی قابل برگشت نیست. حالا بعد از چند ماه میخوام دوباره شروع کنم به گوش دادن فایل ها،البته دراین مدت چند بارجسته و گریخته به سایت سر میزدم نوشته رو میخوندم بعضی فایلها رو گوش میدادم و همیشه دلم میخواست دوباره شروع کنم اما تاثیر یک جمله و ترس از اون شاید بزرگترین مانع من برای شروع دوباره بود . امیدوارم خدا کمکم کنه تا در این راه ثابت قدم باشم و بتونم ۱۰ کیلو دیگه از وزنم رو کم کنم و به تناسب اندام برسم. از استاد عطار روشن بخاطر فایل های بی نظیرشون تشکر میکنم. خداوند همه ما رو در این راه ثابت قدم بدارد. آمیناز همه برای طولانی شدن نوشته ام عذر خواهی میکنم.
سلام دوستان عزیز. وقتی دلیل چاقی رو سعی کنیم بشناسیم یعنی چیزهایی که باعث چاقی ما میشدند چه فکری چه جسمی انوقت که میتونیم موانع رو از سر راه برداریم .یکی از این موانع برای من سن بود چون فکر میکردم که با افزایش سن حتما چاق میشم و کسی که سن بالا داره اصلا نمیتونه لاغر بشه ولی از وقتی که این افکار غلط رو کنار گذاشتم وایمان پیدا کردم که لاغری بسته به ذهنمون داره و نه به افزایش سن خیلی کمک کرد به متناسب شدنم خیلی جالب بود برام که من به این جمله من میل ندارم رسیدم بدون اینکه از شما شنیده باشم خیلی خوشحالم فکر می کنم دارم مسیر رو درست میرم ممنونم از شما استاد که همراه همیشگی ما هستید
نشان های دریافت شده
در خدمتتون هستم باادامه ی شرح😍
ما اگ بتونیم موانع لاغر شدن رو شناسایی کنیم و سعی در پاکسازی آنها (موانع)داشته باشیم.چ بخاهیم ، چ نخاهیم ما هود ب خود لاغر میشیم..
واگرنع ک جسم ما هیچ مشکلی در کم کردن وزن و سایز ندارع …این همه راه غلط و اشتباه رفتیم تونست بازم کم کنه پس ببینیم ک در راه درسه و صحیح چ کم کردنی هایی رو میخاد انجام بده انشاالله 🙏😍💪🤲♥️
ووقتیک روند متناسب شدن شروع بشه مثل ترمیم یک زخم ک اتوماتیک بدن مار خودش و انجام میده .جسممون هم برای لاغرشدن ،سلامتی، سفت شدن پوست .وغیره کاره خودش رو ب نحوه احسنت برای ادامه حیاات و کارهای فیزیکی انجام میده ..پس چرا ازروی بیکاری بشینیم برای خودمون مانع و دست انداز درست کنیم و بجای قدم ب قدم جلو رفتن خودمون رو از مسیرمون هی باز داریم .
وقتیک یک تصمیم میگیریم باید قاطع و صربح باشه بدون هنقولت اوردن و بهانه جویی ..بدون امروز و فردا و شک و تردید..ی بسم الله و یاعلی بگیم و شروع کنیم ، بریم تو دل ماجرا و راه و روش درست…حتی اگ ی روزایی رو روز خودمون ندونستیم ک بی شک همه ی روزاهای خدا برای ماست و این بستگی ب افراد داره ک چطور شروعش کنن..ما فقط باید ادامه بدیم..و رها نکنیم..
فردی ک لاغری رو دوست دارع عاشق لاغر شدن و متناسب شدنه دیگ ب شلی پوست و زردی صورت و باریکی چهره کاری نداره ک اگ داشته باش حکم حرف دیگران رو داره ک دیگرانم مانعی بودن برای لاغر شدن نشدنهای افراد چاق…ک اگ بگ چاقی چی؟چاقترشدی چی؟تو نمیتونی و فلان،،پس لاغر شدن ومتناسب شدن رو اصلا چیز بدو بدحالی ندونیم..ک اگ میخایم بدونیم ادامه ندیم و سر بقیه رو هم درد نیاریم ک ی میخایمممم ومیگیم هزارانننننن ولییی..
میخایم یکیه اما ولی هاااا هزارتا…لاغر بشم لباس قشنگ نی بهم ،لپم میره تو ،صورتم دراز میشه ،رنگم زرد نیشه و فلان😐☹️و چون افکار منفی و محدود همیشه پیش و پا افتاده ترین حرف و کارهاست ..و افکار مثبت کمتری در ذهن میپرورانیم مسلما پیروزی با افکار محدوده😐 نکنیم اینکارارو…نکنیم🙏
همه ی تصمیم ها ، انجام کارها، یادگرفتن شغل ، هنر ،مهارت ب زمان نیاز داره ، ب یادگیری نیاز داره ، ب شوق علاقه استمرار،عشق نیاز داره ب تمرین و تکرار نیاز داره لاغر شدن هم یک هنر و یک مهارته ک ب یادگیری شوق و انگیزه ،عشق واستمرا و ادامه وانجام تمرینات و مرور نیاز داره…رمان لازمه و باید براش وقت بزاریم..ب فایل های زیادی گوش دادن نیست ، ب یکی دوفایل نیست ، ب یکی دوماه نیست ..ب درک و باور افراد بستگی داره، یکی دیر ،یکی زود نتیجه میگیره..ب خدا خدا کردن و معحزه نیست….باید عادی بشه برامون متناسب شدن ،طبیعی بشه برامون مثل پلک زدن و نفس کشیدن ،باید هروز باهاش زندگی کنیم و براش برنامع ریزی داشته باشیم مثل هروز نماز خوندن ،حمام کردنن ،دستشویی رفتن ،غذا درست کردن….لاغرشدن رو کم ندونیم🙏
ما برای چاق شدن هیچ رژیم غذایی یا ورزشی رو انجام ندادیم ک لاغر شدن رو توی رژیم وورزش بدونیم…اگ کسی جز سگفتی شدن میشه چ برای خودش چ برای سایت استاد عزیزمون ..براثر تغییر رفتار،افکار و باورهاش بوده ک نتیجه گرفته نگرشش نسبت ب عادتهاش تغییر کرده ..ن چیزی خورده .و ن چیزی نخورده…متوجع بشیم این حالات رو😉
بعضی از افراد دچار شک و شبهه میشن تواول مسیر وهمچنین دچار تناقص حرفای استاد عزیز ک چون افراد متناسب هرچی ک بخان میخورن ولی چاق نمیشن….پس چرا ماهرچی ک میخایم بخوریم مثل متناسب هالاغر نمیشیم😐
قبلش این سوال رواز خودشون بپرس شماالان متناسبی؟؟شما هر چی ک میخای بخوری اندازه نیاز بدنته یا میخوری ک تموم بشه اون مقدار غذا؟؟
اگ اول راهی ادامه بده جواب سوالاتت رو میگیری….عجله نکن….منظور استاد اینه ک هرکسی اندازه نیاز بدن روزانه اش غذا بخوره چاقتر نمیشه ،هرکسی از معده اش بعنوان یخچال استفاده نکنه چاقترنمیشه هرکسی هر آشغالی رو وقتی. نیاز بدنش نیست رو وارد جسمش نکنه چاقتر نمیشه ،اگ نمیگم چاق نمیشه.چون در حال حاضر ماهنوز دچار چاقی و اضافه وزنیم…چاقتر نمیشیم و اگ این رفتارها رو نداشته باشیم ..چاقتر دیگ نمیشیم و روند متناسب شدنمون شروع میشه و ماازهمون مسیری ک چاق و چاقتر شدیم برمیگردیم انشاءالله 🙏😍
خیلی بهتره برای ادامه دادن در مسیر لاغری باقدرت ذهن درکمون رو بالاتر ببریم و خیلی زود قضاوت نکنیم حرفا و مثال های استاد عزیرمون رو.
استاد هیچگونه مسیولیتیی در قبال افکارو رفتار افراد ندارع .همین ک ی راه شسته روفته ای رو سرراه مسیر زندگیامون قرار داده باید روزی هزاران بار خدامون روشکر کنیم و سجده شکر بجا بیاریم..ک هستن انسانهایی دراین کره ی خاکی ک دستی میگیرن ، میبخشن و توانمندن و هیچ گونه چشم داشتی از فردی ندارن پس باحرفامون افکار سطحی و بی منطقمون نزاریم خستگی بمونه تو تنشون..هرچند استادمون فارق ازین خستگیاست چون عاشق کارشونن،مطمین براه و روششونم هستن ولی انسانن، دل دارن ،
پس ما سعی در برداشتن مانعی داشته باشیم در ذهن ، و درزندگیهامون
ب امید موفقیت دوستان عزیز و همسیر🙏😍
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همسیر😍
درک ، برداشت و تحلیل از فایل سن چاقی و موانع ذهنی🙄
ما در فایل های آموزشی یاد گرفتیم ک سن فقط یک عدده ، و برای عده ای از افراد محدودیت .
الان مواجه شدم با سن چاقی 🤔🙄🧐
نظر من احتمالا قبل از آشنایی با مسیر لاغری با قدرت ذهن ،: سن چاقی دیگ چیه ؟🤔 چاقی سن داشته ؟🤔 پس چرا من هرسال ک شمع تولدم رو فوت میکردم چرابرای چاقیم تولدی نگرفتم مثلا تولد یکسالگی چاقی ،۲سالگی،۵سالگی،۱۰سالگی،🙄🧐☹️
چاقی مگ سن و سال داره .⁉️ چرا من هیچ وقت نشنیدم و ندیدم کسی برای چربی های اضافه بدنش تولد بگیره ، 🧐😊
چند سال بعد و آشنایی من با سایت تناسب فکری 😍💃
چاقی یک یا چند رفتاره ک ما براثر تکرار رفتار-یا رفتارها باعث بوجود آمدن جسممون شدیم ،،، چاقی سنی نداره ،ما چاقیمون رو هرساله اضاف نکردیم ک قدیمی و جدید باشه مافقط ی سری فرمول های غلط و اشتباه رو یاد گرفتیم ، دیدیم ، شنیدیم تقویتش کردیم درنهایت باورما شده و تکرار باورمون رفتارمارو شکل داده ،
ما اگ فقط یک رفتار چاق کننده داشتیم برای چاقیمون برای موانع بعدی و بیشترش خودمون مقصر بودیم برای اینک یک کلاغ ، چهل کلاغ میکردیم 😐
همین سن چاقی 🤔🙄😐 مثلا ما ده ساله ک چاق واضافه وزن داریم و فقط چاقیمون رو توی یک رفتار پرخوری میدونیم فقط یدونه حالا برای کم کردنش ببینید چقدر خودمون بافکر کردن ب کم کردنش چند مانع رو سرراه خودمون میزاریم…
1️⃣من ده سال خوردم حالا چطور بایک ماه کم خوردن یا نخوردن لاغر بشم.
2️⃣من ده سال خوردم وچربی ذخیره کردم چطور با یک ماه ورزش و تحرک چربی سفت شده رو آب کنم
3️⃣من ده سال بالذت خوردم چاق شدم چطور بالذت لاغر بشم
4️⃣من ده سال چاقم ،کنارم عمو ،مادربزرگمم چاقن پس ارثیه و نمیشه لاغر شم و خیلییییی دیگ ازین افکارهای ک خودمون ب خودمون میگیم حتی اگ نشنویم و نبینیم…در حالی ک ما سالهااا اگ چاق بودیم فقط یک رفتار شاید اشتباه داشتیم ک اون رو مثلا ده سال تکرار کردیم و باافکار خودمون اون رو هی پرنگ و پرنگتر کردیم ..برای یک رفتار هزاران مانع میشه اورد دیگ وای بحال چندین رفتار اشتباه و غلط ک ملیون ها بار میشه براش مانع تراشی کرد برای پرنگتر کردن هر روزه ی چاقتر شدنمون….
سن چاقی ما همون یکساله اوله بقیه اش تکرار همون یکساله.و ما هم لاغر شدن رو باید اول مثل چاقی ک آموختیمش یادش بگیریم و بعد مثل تکرار کردن فرمول های غلط و اشتباه چاقی و چاقتر شدن با جایگزین کردن .فرمول های درست و صحیح و تکرار کردن فرمول های صحیح مسیر ش رو ب امید خدا طی کنیم .و در ما روند متناسب شدن شکل بگیره …
درباره ی فکر کردن ب آب کردن چربی های بدن در حوضه ی تخصصی من نیست .من لاغر بشم کمر باریک ، شکم صاف ،پاها باریک ، دستها ظریف ، صورت شادابترو جوانتر ، چشما درشت دیده شده تر ،گونه ها برجسته .ب من چ میخاد چربیهام چطور آب بشه ، بخار بشه ،دود بشه ،دفع بشه ، محو بشه ،ناپدید بشه ، اصلا ب من چ ، مگ من دستم زخم میشه میشینم ببینم یا صبح تااشب شب تا صبح چشم از زخمم برندارم ک ببینم چطور میخاد خوب بشه ،والا ی وقتایی هم چسب زخم نمیزنم و تو همون چند ساعت اول حداقل دردش یادم میره😂 حالا مگ بیکارم بشینم ببینم چربی شکمم کجا میره ،یا نمیره ..بره ک دیگ برنگرده همه بگید (انشاءالله)🙏
والا😂😂😂
استاد بزرگوار و دوستان گلم من تا ده دقیقه اول این فایل رو دیدم و ذهن عزیزم هی میگفت اینو اینجوری بنویس هی گفتم آخر فایل شرح کامل قبول نکرد..هواسمو هی پرت میکرد…و نمیذاشت متوجه ادامه فایل بشم…
ادامه شرحم انشالله در دیدگاه بعدی
بازم ببخشید 🙏🌷
ادامه دارد……😉🙃🤗
نشان های دریافت شده
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان و استاد عزیز
من وقتی لایو رو دیدم که مرتب قطعی داشت خیلی ناراحت شدم ولی وقتی دیدم استاد اون رو داخل سایت گذاشتن خیلی خوشحال شدم . درمورد موضوع سن چاقی باید بگم که من بهمن امسال بیشتراز یک ساله که با سایت و استاد آشنا شدم سه تا از محصولات سایت رو هم خریدم اول دوره ورود به سرزمین لاغرها رو خریدم و با وجود این که لاغر نشده بودم دوتا دیگه از محصولات سایت رو یه مدت بعد خریدم دلیلش هم این بود که بعد از خرید اول با این که نتیجه که تناسب بود هنوز حاصل نشده بود ولی از نظر روحی اول و دوم از نظر خوردن خیلی تغییر کرده بودم و مطمئن بودم که به نتیجه ایی که می خوام میرسم و اگر تا حالا نرسیدم بخاطر فرمولهای اشتباهی هست که در ذهنم ذخیره شده و یکی از اونا عجله کردن برای نتیجه است که فکر می کنم همه اون رو دارن ،فقط این که بعضی از عکس های شگفتی سازانی که در سایت هست هم مزید بر علت میشه منظورم اون عکس هایی که زیرشون نوشته که هنرجو در عرض ۶ ماه ۳۰ کیلو و یا ۸ ماه ۵۰ کیلو کم کردند .به نظر من اگر تاریخ در این عکس ها حذف بشه بهتره چون یکی از علت های عجله من انتظار خودم از لاغر شدن همین عکس ها بود و فکر می کردم که من مشگل دارم و نمی تونم لاغر بشم و مرتب ناامید می شدم تا این که به طور جدی با خودم خلوت کردم و به خودم قبولوندم که بهتر از این راه برای لاغری نیست و حتی اگر چند سال طول بکشه من این راه رو ادمه میدم و کم کم حس عجله کم شد .
درمدت این یک سال بارها میزان غذای من کم شد و هر دفعه فکر می کردم که به کمترین حد خودش رسیده ولی با کمال تعجب میدیم باز هم حجم غذا و هم عادت های غذایی من تغییر می کرد و فهمیدم که آموزش لاغری زمان خودش رو می خواد وهنوز مغز من در حال پردازش و آموزش هست و تازه بعد از آموزش نوبت به عمل کردن و انجام اون عادت صحیح در زندگی روزمره است .البته بگم که من برای هیچ کدوم از این کارها هیچ اجباری برای خودم در نظر نگرفتم یعنی پیغام سیری رو دریافت می کنم دیگه غذا نمیخورم و به خیلی چیزهایی که قبلا می تونم بگم اعتیاد داشتم میلم نمیکشه مثل نوشابه و تنها کاری که با فکر کنترل کردم این بود که تا گرسنه نشم چیزی نخورم مثل بعد از ظهرها که بدون گرسنگی باید چیزی می خوردم و خدا رو شکر این عادت تا حد زیادی از بین رفته و تازه فهمیدم که خیلی از عادتهای غلطم رو شناسایی کردم چون کم کم دارم می بینم که وزنم داره کم میشه در تمام این یک سال واندی هر چیزی رو که حوص
کردم و دوست داشتم خوردم ولی به اندازه نیاز بدنم و نتونستم بیشتر بخورم نه این که جلوی خودم رو بگیرم و خودم رو محدود کنم .
در باره چربیهای بدن چند وقت پیش مطلبی خوندم که خالی از لطف نیست برای شما بگم در تحقیقات معلوم شده که سلولهای چربی در بدن هر شخص به تعداد مشخصه مثلا ده هزار سلول و وقتی کسی چاق میشه این تعداد بیشتر نمیشه ولی یک خاصیتی که سلول های چربی دارن اینه که تا ۵۰ برابر می تونن بزرگ بشن فکرش رو بکنین ۵۰ برابر و هر چه قدر که لاغرتر بشیم این سلول ها کوچیکتر میشه ولی از بین نمیره. پس کار نداشته باشیم که این سلولها چطور کوچیک میشن اصل اینه که کوچیک بشن اون هم کار خداست ما کار خودمون رو انجام میدیم و بقیه کار رو به خدا که خالق این سلولهاست بسپریم.
و حرف آخر این که اگر واقعا بخوایم لاغر بشیم و تا حالا از هزار راه رفتیم و به نتیجه نرسیدیم باید فهمیده باشیم که با وجود نتایج روحی و عادتهای غذایی کهبا این روش تا به حال گرفتیم تنها راه لاغر شدن اصولی فقط و فقط از طریق ذهنه و هیچ راه دیگه ای دائمی و همیشگی نیست و هر چه قدر هم طول بکشه باید ادامه بدیم و من با کمال افتخار میگم که تو این مدت هر دفعه ناامید شدم و زمین خوردم با قدرت بیشتر بلند شدم و ادامه دادم و دارم نتیجه اش رو در جسمم می بینم و تا وقتی که به وزن ایده ال خودم نرسم دست از تلاش بر نمی دارم و هر روز از خدا به خاطر آشنا کردن من بااین سایت و آقای عطار روشن تشکر می کنم و سال نو رو به تمام دوستان و استاد عطار روشن عزیز تبریک می گم و سال خوبی رو براتون آرزو دارم.🧡🧡🧡🧡
نشان های دریافت شده
سلام استاد . خدا قوت . چقدر این فایل خوب بود .
هر وقت میام فایلی از شما گوش بدم فکر می کنم نشستم پشت فرمان ذهن و دارم رانندگی می کنم .
مربی آموزش میده . نکات رو میگه و من اجرا می کنم . خدا می دونه حسم نسبت به یادگیری لاغری و لاغری کردن از یادگیری رانندگی و رانندگی کردن خیلی بهتره .
بله ما افکارمون خیلی خرابه . خیلی . چه راهکار خوبی فرمودید ما باید برای لاغری با ذهن هم روی ذهن کار کنیم هم روی رفتار تا به تعادل برسه .
ذهن تمام افراد چاق درست عین همه . ما فقط باید حرکت داشته باشیم . چقدر خوب مراحل ذهن چاق رو گفتید .
وقتی که گفتید هرچقدر غذا رو کم میکنی باز فکر می کنی زیاده باز کمترش می کنی .
ولی باز ذهن همون مقدارم میگه زیاده . هی میگیم زیاده زیاده . تا یه مدتی به این شیوه عمل کردن ذهن رو آروم نگه میداره و اون فشار افکار چاق کننده ی
چقدر میخوری . انقدر نخور . حالم از خودم به هم میخوره . خاک بر سرت و …..دست از فعالیت می کشن . خب مرحله ی بعدی کم کردن غذا این افکار رو به ذهن میاره خب حالا داری کم میخوری ضعف می کنی . احساس ضعف داری . به بدنت غذا نمیرسه . ضعیف میشی . موهات میریزه و …. و حالا در این مرحله عمل فعلی رو رها می کنم میگم بابا ولم کن میخوام بخورم اصلا گوربابای چاقی .
اصلا میخوام بخورم چاق بشم و شروع می کنیم به خوردن تا اون افکار خاموش بشن .
یعنی ما فقط برای آروم کردن افکارمون میخوریم یا نمیخوریم .
و تمام افکار ما چاق کننده هستند و بعد هم میبینیم هیچ تغییری نکردیم .
چقدر جالب گفتید یه آدم لاغر اصلا به این فکر نمیکنه خوردنهاش پرخوریه و دقیقا از وقتی توسط اطرافیان ملامت میشه که چقدر میخوری چاق میشی کم کم این فرمول در ذهنش شکل میگیره و شروع می کنه به چاق شدن و وقتی این فرمولها شروع به کار می کنند دیگه چاقی شروع میشه .
اما در مورد اینکه ما باید هم روی فکرمون کار کنیم هم روی عملمون تا به تعادل برسیم خیلی نکات ارزنده ای داخلش داشت .
استاد من این همکاری فکر و عمل رو خیلی دوست دارم . نوعی بازی با ذهنه . مثل کسی که توپ زیر پاشه و هی میده این پا و هی میده اون پا . درست مثل فوتبالیستها .
من تا حالا چنین مثالی در ذهنم نیومده بود .
البته خیلی به فوتبال وارد نیستم ولی تا همون حد کمی که میدونم شخص برای گل زدن دریبل میزنه . وقتی یه حریف میاد جلو هی توپ رو این پا و اون پا میکنه یه جایی پاس میده به یار کناریش .
مهم رسیدن به هدفه و همکاری تیمی .
وقتی فرمولهای ذهنی چاقی میان اول اینکه همین که ما این جرات رو پبدا کردیم که در مقابلشون فن پیاده کنیم جای بسی شکر داره . اول که اصلا نمیشناختیمشون . فقط میدیدیم حالمون داره روز به روز بدتر میشه . پس ما نسبت به قبل خیلی پیشرفت داشتیم .
یادمه بچه که بودیم اولین کارتون فوتبالیستهایی که دیدیم پسری بود به نام کاکرو که اومد و تیمی رو که خیلی ضعیف بود هدایت کرد کلی تمرین کردن تا راههای برد رو یکی یکی یاد گرفتن و به مقام نائب قهرمانی رسیدن . البته کارتون فوتبالیستهایی که نقش اصلیش سوباسا بود رو نمیگما . اون به نظر من خیلی جالب نبود ولی قبل از اون اولین فوتبالیستهایی که اومد و دروازه بان اسمش ماسارو بود وقتی آموخته های شما رو گوش میدم دقیقا یاد همون کارتون می افتم . همون لذت از اموزش بهم دست میده . جزئیاتش اصلا یادم نیست ولی حسی که در وجودم با دیدن هر قسمت می نشست اونقدر مارو مشتاق می کرد و روزهای هفته رو به عشق دیدن کاکرو می گذروندیم . الان دقیقا لاغری با ذهن هم همون حس لذتبخش اون کارتون رو در ذهنم میاره . و واقعا الان نسبت به اون زمان چقدر دستیابی به موارد مورد علاقه راحتتر شده . ما اون زمان برای دیدن کارتون مورد علاقمون باید یک هفته صبر میکردیم در حالیکه الان فقط کافیه اراده کنیم به راحتی محتویات آموزشی دلخواه میاد روی صفحه و خیلی راحت هرچی بخوایم راحت در دسترس قرار میدیم و این یعنی گستردگی و راحتتر شدن مسیر زندگی با گذر زمان و واقعا لاعری با ذهن هم دقیقا همینه .
برگردیم به مثال قبلی یادگیری لاغری با ذهن هم به نظر من دقیقا مهارت بازی با توپ هست . ما باید اونقدر یاد بگیریم و ماهر بشیم که دقیقا بدونیم چه زمانی باید پاس بدیم چه زمانی شوت بزنیم چه زمانی دریبل کنیم تا به گل برسیم . ده تاش گل نمیشه ولی یهو یکیش گل میشه و دوباره و دوباره . این روند بازیه .
لاغری با ذهن هم دقیقا مثل یک بازیه .
اونقدر فرمول چاق کننده داریم که هر کدومش رو بهشون قدرت دادیم که واقعا تمام فکر و اندیشه ی مارو احاطه کردن .
ما باید بدونیم یه زمان کار رو به فکر پاس بدیم یه وقت به عمل . یه وقت عمل دوباره فکر چاق کننده ایجاد می کنه دوباره بریم سراغ فکر بعد فکر جدید دوباره عمل جدید میاره و باز افکار چاقی دوباره میان .
و ما از همین شیوه یاد میگیریم و فرمولهای لاغری رو تکرار می کنیم تا خود لاغریمونم قوی و قویتر بشه .
ما ادامه میدیم به مسیر . تک تک جملاتتون طلاییه استاد . اونقدر عالی هستین که واقعا جمله به جمله بیاناتتون انسان رو به وجد میاره و اشتیاق لاغر شدن رو در وجودمون بیشتر میکنه . اشتیاق توانایی برای لاغر شدن . اینکه من میتونم ادامه بدم . اینکه روند لاغری من هرگز متوقف نمیشه .
چقدر جالب گفتید که افکار چاق کننده از طرفی باعث چاقی میشن و از طرفی آدم رو هل میدن سمت متناسب شدن .
دقیقا مثل افکار لاغرها . از طرفی لاغرشون می کنه و از طرفی هلشون میده سمت چاقتر شدن .
تنها چیزی که این وسط باعث موفقیت و رسیدن به گل میشه اینه که از حرکت باز نایستیم و ادامه بدیم به تمرین کردن . ما گلهای زیادی تا حالا زدیم . درسته گل هم خوردیم و حتی گل به خودی هم زدیم ولی تعداد گلهایی که به دروازه رسوندیم خیلی زیاد بوده . بازم تلاش می کنیم که گل بزنیم . البته تلاشی همسو با ذهنمون .
یه وقت با عمل یه وقت با فکر . یه وقت هردوباهم . خلاصه فقط استمرار داشته باشیم تا ابد
تا ذهن متناسب ما جسم متناسبمون رو خلق کنه .
امروز دوباره یه فرمول پیدا کردم .
افکار ضعف آفرین . دیدم از صبح امروز ذهن چاقم میگه خونه تکانی میکنی دلت ضعف میره ضعیف میشی . خب برو بخور و امر به خوردن رو هی صادر می کنه .
استاد من تا حدودی متوجه شدم که خوردنم دستور ذهن چاقه یا دستور ذهن لاغر .
نخوردنم دستور ذهن چاقه یا دستور ذهن لاغر .
افکاری مربوط به ضعف کردن فرمولهایی در ذهن چاق است که با کم کردن غذا بعد از چند روز شروع میکنه به فعالیت . گفتگوهای ذهنی حول این محور می چرخه تا مسیر لاغر شدن رو رها کنیم . این فرمولها میاد
لاغری = فکر ضعف = احساس ضعف = پرخوری
در حالیکه دقیقا ذهن چاقه که این افکار رو در سرمون ایجاد می کنه . پس چاقی = ضعف هست نه لاغری
ذهن چاق ما داره به لاغریمون تهمت میزنه . لاغری احساس ضعف نمیاره . چاقی دهنه که احساس ضعف رو پدید میاره .
. وقتی از ذهن لاغرمون فاصله میگیریم و توجهمون بهش کم میشه ذهن چاق دوباره شروع می کنه به فعالیت . پس میخواد لاغر شدن رو در ذهنمون خراب کنه . ذهن چاقمون حسادت داره . چاقی ذهنه که احساس ضعف رو میاره احساس کمبود رو میاره احساس زشت شدن رو میاره و اینا همش از حسادته .
در حالیکه اگه ذهن لاغر شروع به تابش کنه افکار و گفتگوهایی که در سر ایجاد میشن سرشاراز حس لذته . سرشار از حس توانستن . قوی بودن . نیرومند بودن . زیبا بودن و بعد ادامه دار که میشه حساسیت به عملکردمون پایین میاد سرزنش و خود درگیری به مرور میره . آرامش فکری و احساسی پدید میاد و اون احساس بد ولع و سیر نشدن از بین میره ما با دوتا لقمه سیر میشیم و وقتی به ذهن لاغر عادت کنیم میبینیم احساس وابستگیمون به مواد غذایی از بین میره . هر چی هم که بخوریم تعبیرها و تعریفهای لاغر کننده بهش میدیم .
چقدر ضرب المثل با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن رو قشنگ بیان کردید .
ما از فرمولهای چاقی برای خودمون فرمولهای لاغری ایجاد می کنیم و به این ترتیب چاقیمون رو به لاغری تبدیل می کنیم . از یه عمل چاق کننده که اومده و حالمون رو گرفته چند روز میشه افکار و عمل لاغر کننده تولید کرد و حالمون رو خوب کرد .
جایی میرسه که حتی فرمولهای چاق کننده ی ما هم باعث لاغریمون میشن .
مثال دین رو کاملا عالی فرمودید .
بله ما چاقی ذهن رو یاد گرفتیم و حالا میخواهیم لاغری با ذهن رو یاد بگیریم .
چقدر نکته داره این فایل و متن . واقعا دوست ندارم هیچیش از ذهنم رد بشه . دوست دارم تک تک جملات رو بنویسم تا بیشتر درک کنم .
اصل آموزش این فایل در مورد سن چاقی بود . چقدر خوب گفتید بله دقیقا درسته چاقی ما سنی نداره ما یکسال یاد گرفتیم و ما بقی عمر فقط چند تا فرمول رو تکرار کردیم بازم درست مثل رانندگی . کسی که گواهینامه میگیره راننده نیست . او فقط مجوز پشت فرمون نشست رو گرفته همین وگرنه فقط با تمرین و تکرار هست کا او روز به روز در رانندگی ماهرتر میشه . ما فقط رانندگی رو دو سه ماه یا نهایت شش ماه یاد گرفتیم و مابقی اون فقط تکرار کردیم اون اموزه ها رو تا کاملا ماهر شدیم در رانندگی ضمن اینکه با هربار تمرین یه نکته ی جدید یاد میگرفتیم که مثلا هنگام دور زدن چطور کنیم بهتر دور بزنیم یا پارک کردن اگه این فرمول رو به کار ببریم پارک قشنگتری میشه و .…
یا مثل سایر آموزشها . حتی دانشگاه هم همینطوره ما الفبارو در یک سال یاد میگیریم و در سالهای بعد فقط تکرار می کنیم . ریاضی و جمع و منها و …. رو یکبار یاد می گیریم و در سالهدی بعد فقط تکرار می کنیم و در طی ایام تحصیل ما از اونها استفاده می کنیم تا به مهارتهای دیگه هم برسیم .
پس چاقی ما هم دقیقا همین بوده و ما به تعداد سالهای چاقی فقط فرمولهارو تکرار کردیم . پس باید بپذیریم لاغر کردن ۵ کیلو با ۵۰ کیلو هیچ فرقی برای ذهن ما نداره و این فرمول که ما مثلا ۳۰ ساله که چاقیم یه فرمول کاملا اشتباهه .
چاقی ما سن و سالی نداره چون بدن ما همواره تغییر می کنه و سلولهای قدیمی جاشون رو به سلولهای جدید میدن . سلولهای جدید بنا به الگوی فکری همون چند روز اخیر در بدن ما شکل میگیره . همونجور که ما الان افکار ۲۰ سال پیش خودمون رو نداریم قطعا سلولهای ما هم سلولهای ۲۰ سال پیش ما نیستن . ما کلا متحول شدیم . حتی ذهنیت و محتوای ذهنی الان ما هم ذهنیت ۲۰ سال پیش ما نیست و بنا به الگوهای همون آموزشهایی که میبینه ذهنیتش تغییر می کنه منتها راجع به موضوعی که هیچ اموزشی در مورد اون نمیبینیم دهنیت الان ما همون ذهنیت ۲۰ سال پیش ماست و باز همون حالتها در ما ایجاد میشه .
مثلا ذهنیت اینکه با بالا رفتن سن ما پیر میشیم . کسی که برای جوان شدن اموزش ندیده باشه مسلما ذهنیتش تغییر نمیکنه در این مورد و وقتی سنش بالا میره پیر میشه . یا کسی که مثلا تحصیلاتش رو ادامه نداده باشه دستخطش همون کلاس اول می مونه . خودش بزرگ میشه ولی دستخطش بچه گانه است چون دیگه اموزش ندیده . یکی از فرمولهای ذهن ناخوداگاه دستخطه ما هر زال کا مدرسه میریم دستخطمون در حال تغییره ولی به محض اینکه مدرسه نمیریم دستخطمون همون نقطه می مونا و دیگه تا بزرگسالی تغییر نمیکنه .
لاعری با دهن هم دقیقا همینه وقتی ما تمارین رو انجام ندیم یادگیری لاغریمون ادامه دار نمیشه و واکنط اون که مثلا تغییر شیوه ی افکار و رفتار و عادات و شخصیت و جسم هست همونجا متوقف میشه و جالبه چون چاقی رو زیاد تکرار کردیم اون دوباره شروع می کنه به کار و باز تکرار فرمولهای چاقی ارام و آهسته شروع می کنه به کار .
ما فقط باید مستمر ادامه بدیم . اشتیاق ایجاد کنیم . هر خط یه نکته داره . فکر کنیم . عمیق بشیم . لذت ببریم . حتی عقب و جلو کردن فایل انقدر لذت داره . یعنی همون پاسکاری و این پا و اون پا کردن اینموری ذهنم رو میپیچونم و محتوای اموزشی رو تحویلش میدم تا برام لدتبخش بشه بعد دوباره مشتاق میشم از اول گوش بدم ببینم خب اینجا قبلش چی بود . یعنی یه وقتهایی حتی از این کار هم لذت میبرم .
ولی بیشترین کاری که واقعا بهم لذت میده و نقطه ای رو در ذهنم فعال می کنه و به ارامش میرسونه اینه که خط به خط بنویسم و در ذهنم تجزیه تحلیل کنم .
الان این فایل سرشار از اگاهی بود .
واقعا حیفم میاد فقط یه بار گوش بدمش . الان یه بار گوش دادم . مثلا دوست دارم الان ده دقیقه ده دقیه اش کنم . نکات مربوط به ده دقیقه اول رو بنویسم چون زیاد که بشه باز با نوشتن تنبلیم میاد . ولی ده دقیقه ده دقیقه بیشتر بهم لذت میده . البته فعلا حالا تا بعد باز ببینیم چه ایده ای بهم پیشنهاد میشه .
خلاصه به فرمایش شما باید خودمون اشتیاق رو در خودمون ایجاد کنیم تا مستمر ادامه بدیم و ذهنمون رو در مسیر نگه داریم .
استاد چقدر دقیق ذهن چاق رو توصیف کردید . هرچقدر کم میخوریم بازم میگه نه این زیاده چاقت می کنه . هنوزم فعالیت می کنه . منتها ما هم فعالیت می کنیم تا ذهن لاغرمون بیشتر فعال بشه . خب ذهن لاغرمون رو کم به کار بستیم خیلی در وجودمون مانور نداده . هی تکرارش که کنیم ضخیم میشه و خودبخود افکار لاغر کننده زور افکار چاقی رو می گیرند و کم کم همون طور که تا الان کلی تغییر داشتیم از حالا به بعد هم خواهیم داشت .
بابت این فایل عالی سپاسگزارم .
البته نکته برداری از فایل و متن دلم میخواد بزارم که به مرور این کارو انجام میدم .
از لطف شما بابت این آگاهیها سپاسگزارم .
افرین عالی بود
نشان های دریافت شده
سلام فاطمه جان
چقدر نکات ارزشمندی رو گفتی
برای لاغری با ذهن باید هم رو ذهن کار کنیم هم رو رفتار تا به تعادل برسیم
استمرار تا ابد تا ذهن متناسب جسم متناسب بسازه
نشان های دریافت شده
سن چاقی یکی از موانع لاغر شدن
سلام وقت بخیر
اکر موانع ذهنی خود را شناسایی و برداریم لاغری ما خودبخود انجام میشود ،چقدر این جمله قشنگه،حس خوب داره،حس اصمینان،حس ظرافت ،آرامش
سن چاقی من ۴۵ ساله یعنی از بدو به دنیا اومدنم که انگ تپل بودنو به من زدن و کم کم چاقتر شدم،خودم عکس های تا زیر ۷ سال خودمو میبینم ،متوجه میشم که من چاق نبودم یکمی توپر تر بودم ولی انقدر بمن القاب لپی و خپل دادن که من پذیرفتم چاق هستم ،هر چقدر بزرگتر شدم شنیدم که چربی ها کهنه بشن ، دیرتر آب میش، یا شنیدم که چربی بعضی قهوه ایه و دیرتر آب میشه و چربی های سفید زودتر ،
منم وقتی رژیمیو شروع میکردم اولش اشتیاق لاغر شدن داشتم و بیشتر وزن کم میکردم و به مرور کم و کمتر میشد ،گفته بودن اولش بدن پف داره پس زودتر چربی ها آب میشه ولی به مرور هر چقدر چربی ها کهنه تر میشه سختر آب میشه ،و بعد از یه مدت هم بدن میره تو استپ وزنی و بسختی میشه لاغر شد یا باید شوک های سختری به بدن وارد کنیم و من همیشه در حال شوک دادن بودم،
بر اثر زیاد لاغر شدن و چاق شدن های پی در پی و غیر اصولی
قسمت هایی از نسوج بدنم ، شل شد و همیشه ترس از شلتر شدن بدنم باعث میشد خوشحال نباشم حتی زمانیکه لاغر میشدم،فکر میکردم چاق و سفت بودن بهتر از لاغر و شل بودنه، در حال حاضر هم یکی از ترمز های لاغر نشدنم ،شلتر شدن بدنمه ، ممکنه با لاغری با ذهن بدنم قشنگ لاغر بشه و شل نشه ولی شلی های قبل که ترمیم نمیشه و چونکه وقتی لاغرتر میشم بدنم آویزونتر میشه مخصوصا در بازو و ران پا ،همش نگرانم که چه فایده من لاغر میشم ولی نمیتونم دامن کوتاه بپوشم بخاطر از بین رفتن نسوج بدنم ، خیلی هم با خودم صحبت میکنم ولی انگار اون فرمول ها در من قویتر عمل میکنن
منم فکر میکردم برای آب شدن چربی هام باید جوری ورزش کنم که بدنم داغ بشه ،یا برم تو سوناهای داغ ،ساعتها بشینم تا شاید با عرق کردن لاغر بشم
لاغر شدن برای من در قبل برابر بود با ضعف،گرسنگی،رنج،ورزش های سخت،خشم،استرس،رژیم ،شل شدن بدن،زشت شدن صورت،استخونی شدن دست ،چروک شدن،بی حالی ،زرد شدن پوست
یکی از سخنان گهربار دختر خالم که همیشه میگفت،این بود که چند کیلو چربی باید تو بدن باشه که وقتی مریض میشیم آب بشه ،چند ماه پیش که کسالتی داشتم ،در دوران بیماری ،بدنم ریخته بود و یدفعه یاد این کد در ذهنم افتادم و چونکه این فرمول هم در ذهنم داشتم که وقتی سالم بشم مجدد توپر میشم ،دقیقا بعد از بهبودیم احساس کردم بدنم پر تر شد ،یعنی این کد ها مثل مین عمل میکنن ،برسی بهشون منفجر میشن ،
خدارو شکر میکنم که ۱۳ ماهه در دوره ها هستم ،هر روز آگاهی هایی در مورد لاغری با ذهن با دیدن و گوش دادن به فایلها ،نوشتن و خوندن نظرات دوستانم وارد وجودم میشه
با بودن در مسیر لاغری با ذهن، با گوش دادن ،با طی کردن پروسه دوره ها ،پازل های ذهنیمون کامل میشه ،برای منهم سئوالاتی بوجود میومد،انگار گیج میشدم ،با اینکه سالها در حال آموزش مطالب ذهنی بودم ولی تا بتونم فهم و درکم بالاتر بره ،یه زمانی طول کشید
دقیقا تفکرات من در مورد غذاها بسیار مخرب بود،هیچ ماده غذایی وجود نداشت که در نظر من چاق کننده نباشه بغیر از مواد سالاد و سبزیجات ،هر خوراکی میخوردم با یه عالمه ترس و استرس بود و بعدش هم چاقی بیشتر ،ولی افراد متناسب مثل من فکر و عمل نمیکنن،معلومه من نمیتونم رفتار اونهارو داشته باشم
اوایل دوره که مطالبو بلد نبودم ،خیلی دوست داشتم با این موضوع مخالفت کنم که چرا استاد میگن ،به اندازه نیازت بخور،چرا نمیتونم بیشتر از نیازمم بخورم، ولی به مرور که آزادی عمل و آرامش در خوردن داشتم ،متوجه شدم نیازی ندارم تا احساس خفگی بخورم و آرام آرام بسمت عمل کردن تمرینات هدایت شدم،
چه مثال واضحی زدید استاد در مورد فرهنگ یه شخص آلمانی با یک ایرانی ،افکار و محتویات ذهنی منیکه ۴۵ ساله اضافه وزن داشتم ،ترسیدم،خجالت کشیدم،بی اعتمادبنفس بودم،نخوردم ناراحت شدم،خوردم عذاب وجدان گرفتم،از خودم متنفر بودم،خودمو هیچی حساب نکردم تا شخصی که همیشه راحت تو جمع ها درخشیده،لذت برده، براش فرقی نداشته چقدر خوراکی بخوره،استرس های مارو نداشته،در اصل دنیای متناسب ها با دنیای ما متفاوته ، به قول استاد انگار اونا طبقه اول یک ساختمون زندگی میکنن ما طبقه دوم ،آیا ما همدیگه رو میبینیم؟ آیا ما خبر داریم الان در طبقه پایین آپارتمانمون چه اتفاقی برای همسایمون افتاده؟
پس من نمیتونم هر کاری اونا انجام میدن منم تقلید کنم ،
با بودن و گوش دادن ،تمرین کردن و رفتار کردن میتونیم راه های ذهنی لاغری در خودمون بسازیم
با دیدن عکس دوست عزیزمون که در عرض کمتر از ۲ ماه ۱۰ کیلو وزن کم کردن ،این اطمینان در من بیشتر شد که منم میتونم مثل دوستانم نتایج عالیتری بگیرم ،قبلا میگفتم پس چرا من نتونستم انقدر کم کنم و حالم بد میشد یا ناامید میشدم ولی الان خوشحال میشم و میگم برای دیگران شد برای من هم میشود
این فایل عالی بود و ۳بار گوش دادم و هر بار بیشتر مطمئن شدم ،منم جزء اون هنرجوهایی هستم که نیازی به تشویق ندارم ،هیچ وقت مشوقی در زندگیم برای هیچ کاری نداشتم ،تازه همیشه همه باد ناموافقم بودن و من تنها به مسیرهام ادامه دادم،اینجا هم به کمک و هدایت خداوند اومدم،با آموزش های استاد ،تغییر کردم و با تلاش خودم به هدفم میرسم،هر زمان هم که بی انگیزه بشم،یاد اون روزهای سخت رژیم و چاقیم میفتم و تازه میفهمم که الان در چه موقعیت بهشتی هستم پس قویتر ادامه میدم
با سلام وقت بخیر
استاد عزیزم کاش جمله ای بتونم بگم که نشون بده که چقد دوستون دارم و چقد قدردانتونم… سپاس از این همه لطفتون.
زمانیکه لایو گذاشتین و قطع میشد من دعا کردم که کاش کامل این لایو رو کامل میدیدم و بازم شکرگزارم خدا و شما این فرصت رو برام مهیا کردین.
من 31 سالمه و 16سال هستش که اضافه وزن دارم، و همیشه فکر کردم که انباشت چری به صورت لایه لایه صورت میگیره.. و همیشه میگفتم که اوایل من خوب کم میکنم و سختی بعد از چند کیلو اول شروع خواهد شد.. که من با گوش کردن فایل هاتون به این نتیجه رسیده بودم که اشتباه و امروز با شنیدن نکته جالب «تکرار سن چاقی» به باورش رسیدم… نکته ای که من فهمیدم با گذر زمان و شنیدن فایل های مختلف “دادن زمان ” هستش… بله در پروسه ها باید زمان داد ولی در خیلی از مواردباید به مرور زمان بدست آورد.. مثل شناخت، آموزش… شما نمیتونی بخوای که یه نرم افزار یاد بگیری و زمان بدی که من اینو باید تا فردا یا هفته و ماه آینده یاد بگیرم… بستگی به نوع نرم افزار و توان یادگیری داره… آموزش لاغری با ذهن هم همینه چون ما واقعا داریم برنامه اضافه میکنیم و با دادن زمان کارمون خیلی سخت و تا خدی غیر ممکن میشه و ممکن نتیجه عکس بده… من یه فایلی تحت عنوان “استرس” از دکتر *** گوش میکردم که ایشون میگفتن که بیش از نیمی از استرس های ما بخاطر عامل زمان هستش..باید از مسیر لذت برد.. باید از شادی آگاهی هایی که میرسن رقصید، گاهی اوقات باید بال عقل رو باز کنیم از بالا به موضوغات نگاه کنیم، ببینیم چی بدست آوردیم و اون موقع نگاه عقاب وار احساس رو شکوفا کنیمف وسعت بدیم به همه آگاهی ها…. چند روز پیش یه جدالی بین من و ذهنم داشتیم با هم.. من بهش گفتم تو چرا عادت دار ی که همیشه اون چیزاییکه من دوست ندارم به من بگی و یادآور شی؟؟ چرا از خوبی ها و از موفقیت هایی که تا الان بدست آوردم نمیگی؟؟ چرا نمیگی با چه چیزایی جنگیدم تا اینی که هستم باشم؟ چرا هرچی ته ذهن و بدردنخوره و داره نمیتوانم ها و نمیدانم ها رو بالا میاره؟؟ درگیرم باهاش خوبیای منو یادم بیار…من تو این مسیر خیلیلذت میبرم از همه چیز خصوصا از اشتراک احساساتم و شکرگزارم شما و این سایت و استادمو دارم… قدردانم چون میدونم چه زورهای الکی برای لاغر شدن زدم که بدتر از همه نتیجه نداشت… اصلا چرا بگم نتیجه نداشت؟؟ نتیجش آشنایی با شما بود.. من زمان نمیدم فقط اشتیاقمو برای ادامه مسیر زیاد میکنم.. ماشینم داره با سرعت میره خدارو شکر تو این سایت میتونیم سوپر بنزین بزنیم.. چیکار داریم چجوری لاغر میشیم..فقط لاغر شدن مهم واسم چون حق طبیعیم متناسب شدن… من تا چندماه پیش نمیتونستم بگم که من کیک نمیخورم با اینکه واقعا شیرینی خامه ای دوست نداشتم، میترسیدم بگم..ولی الان خیلی راحت میگم و نمیخورم.. من نمیتونستم بگم میل ندارم ولی الان میگم.. من نمیگم من الان کامل کامل شدم.. ولی بسیار بسیار بسیار شکرگزارم از خدا و استاد و خودم که یک پله بالا رفتم اینکه چقد زمان میبره مهم نیست.. مهم مسیر من که همه چیز منو تغییر داد من بزور کلمه “نمیتوانم” رو میتونم درک کنم چون مطمئنم انسان قادر و تواناست چون من از روح خداوندم پس توانام من این مسیر رو با شادی، رقص و لبخند ادامه میدم
یه اتفاق خیلی جالب رو براتون میگم.. من هیچ وقت نمیتونستم برقصم.. چون از تو جمع رقصیدن خجالت میکشیدم،، ولی الان یاد گرفتم که برقصم
من از پوشیدن مانتوهای رنگ قرمز شرم داشتم ولی الان شدم جوجه رنگی…
این همه تغیییرررر.. اگه بهشون زمان میدادم نه درکشون میکردم و نه لذت میبردم…
خیلی ها هم به من گفتن عادله چاق تر شدی ولی اهمیت نمیدم من مطمئنم از مسیرم.. چون تغییراتمو دارم میبینم با این تفاوت که نه استرس حرف دیگران رو دارم مثل قبل نه برام مهم که چی میگن… استاد عزیززم خیلی دوستون دارم و خدا قوت.
نشان های دریافت شده
باید از شادی آگاهی هایی که میرسن رقصید
نیمی از استرس های ما از زمان دادن است
وای که چقدر با این دو تا جمله ت عشق کردم
دمت گرم بابت متن قشنگت
نشان های دریافت شده
تازه آخر پیامت فهمیدم اسمتون عادله است
عادله من کاملا درکت میکنم که چقدر سپاسگزار استاد و این آگاهی هایی که به ما دادند هستی
چون منم همون قدر قدردانم
چقدر خوشحال شدم که مثل من رقاص شدی و میرقصی
و چقدر بیشتر خوشحال شدم که مثل من رنگی رنگی میپوشی و دنیات رنگی تر شده
و چقدر خوشحالم راحت میگی میلی به شیرینی ندارم
نشان های دریافت شده
سلام استاد مهربانم ،موضوع سن چاقی یکی از موانع ذهنی من هم بوده یعنی من در تمام این سالها شاید فقط پنج کیلو وزن کم کردم چون همیشه توی ذهنم این بوده که سه ،چهار کیلوی اول که کم میکنم آبهای میان بافتی و اضافه است و پفی که بدن من داره و بقیه چربی ها سالهاست کهنه و سفت شدن و خیلی سخت آب میشن و امروز با دیدن این فایل فهمیدم این یکی از موانع ذهنی من بود و کلی خندیدم و حالم خوب شد از اینکه فرمودین ما چکار داریم که چربی ها چگونه آب میشن بدن ما خودش رو ترمیم میکنه یکی دیگه از موانع ذهنی من همین بود که لاغر بشم صورتم لاغر میشه و از امروز میگم من لاغر بشم هر چی که پیش آید خوش آید به قول شما ما داریم لاغر میشیم و توی ذهنمون هزار تا ایراد از لاغری میگیریم و خیلی این فایل مثل همیشه بجا و مهم بود و افراد چاق فکرشون خرابه و برای اینکه مثل یک فرد متناسب فکر کنندخیلی باید کار کنن تا رفتارشون در خوردن مثل اونها بشه من در مدت دو ماهه که واقعا در این مسیر هستم هر روز بصورت ناخودآگاه رفتاری از من سر میزنه که خودم متعجب میشم اصلا دوست ندارم پرخوری کنم خودم دوست ندارم شیرینی بخورم من قبلا در هفته دو بار باقلوا درست میکردم و همیشه توی یخچال باید شیرینی می بود اصلا حرص و ولع به موادغذایی ندارم چای مو تلخ می خورم و واقعا لذت می برم سایزم کمتر شده همسرم میگن خیلی لاغر شدی چون من قبل از ازدواجم خیلی متناسب بودم تو این مدت بدون اینکه فکر کنم خاطرات اون موقع در ذهنم تداعی میشه و احساس میکنم. فرمولهای لاغری داره پررنگتر میشه و من مطمئنم این بخاطر این هست که قدم به قدم پیش می رم و شما استاد دانای من می دونید کدوم موضوع رو کجا و کی عنوان کنید من دارم نتیجه میگیرم چون با استمرار و علاقه پیش می رم و با عمل کردن این فایل های ارزشمند در زندگیم لاغر میشم مطمئنم، کاری ندارم چطوری ولی نتیجه از الان برای من مشخصه ، من یک محصول از شما خریداری کردم بسیار تکنیک کاربردی از اون فایل یاد گرفتم ولی همچنان دوره مسیر لاغری من رو دارم ادامه میدم چون موانع بسیار زیادی در ذهنم هست که باید حل بشه و وقتی افکارم با رفتارم متعادل شد تازه می تونم تو این مسیر بگم کاری انجام دادم البته این حرفم به این معنی هست که هنوز باید با عشق و با تمام وجودم در این مسیر بمونم و. من هر روز نسبت به روز قبل اشتیاقم بیشتر میشه چون میخوام خودم زندگی جدیدم رو خلق کنم و با افتخار دوست دارم تا آخر عمرم شاگرد شما باشم و هر روز یک چیز جدید یاد بگیرم خدایااااااااااا شکرت