0

آیا چربی های قدیمی واقعاً دیرتر آب می‌شن؟ (گام ۱۸)

چربی های قدیمی
اندازه متن

بعضی وقتا این فکر میاد سراغمون که:

«چربی‌های بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اینا تکون نمی‌خورن! اگه بخوام آبشون کنم، باید جون بکنم، عرق بریزم، خودمو بکشونم باشگاه، رژیمای سخت بگیرم…»

تصور می‌کنی این چربی‌ها مثل سیمان خشک‌شده به بدنت چسبیدن و فقط با تیشه از جا کنده می‌شن! 🪓😅

ولی واقعاً اینطوریه؟

نه دوست عزیز! این فقط یه باور غلط و قدیمیه، درست مثل خود اون چربی‌ها 😄

بدن تو می‌تونه حتی چربی های قدیمی رو هم آروم‌آروم، با یه تغییر ذهنی درست و سالم، رها کنه و بسپره به جریان سوخت‌وساز. نه نیازی به شکنجه‌ست، نه دویدن روی تردمیل تا مرز سکته. 🏃‍♀️💥

❗نقش چربی های قدیمی در سخت شدن لاغری

یه زمانی که اضافه‌وزن داشتم، هرچی سنم بالاتر می‌رفت، حس می‌کردم لاغر شدن داره برام محال می‌شه 😓

با خودم می‌گفتم:

«هم سنم بالا رفته، هم این چربی‌های بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اگه بخوام آبشون کنم، باید حسابی به خودم فشار بیارم! باید ورزش سنگین برم، عرق بریزم، رژیم بکشم تا شاید یه ذره بسوزن!» 🏋️‍♀️🔥

تصورم از چربی های قدیمی این بود که مثل لکه‌ی قدیمی روی لباسن؛ هرچی هم بسابی، پاک نمی‌شن! 🧽😵

اما یه نکته‌ی مهم هست که خیلیا ازش غافل می‌مونن:

🧠 اگه ما توی ذهنمون، رسیدن به هدفی رو سخت و دردناک تصور کنیم، ناخودآگاهمون شروع می‌کنه به فرار کردن ازش!

نه به این خاطر که اون هدف واقعاً سخته، فقط چون ما خودمون تو ذهنمون سختش کردیم.

آدمیزاد ذاتاً دنبال آسونیه… دنبال راحتیه.

اگه لاغری تو ذهنت مساوی با زجر و سختیه، مطمئن باش مغزت هزار تا بهونه می‌تراشه که نری سمتش 🤯

و اینجاست که کم‌کم از خواسته‌ت دست می‌کشی…

📌 چربی های قدیمی یکی از بزرگ‌ترین بهونه‌های ذهنی برای لاغر نشدنه

ما با افزایش سن، یه عالمه باور درباره بدنمون توی ذهنمون ذخیره کردیم:

  • 🧓 «با افزایش سن، سوخت‌وساز بدن کم می‌شه»
  • 💉 «سلامتی کم می‌شه، بیماری‌ها زیاد می‌شن»
  • 🚶‍♀️ «بدن دیگه زور سابق رو نداره»
  • 🧊 «چربی های قدیمی دیگه تکون نمی‌خورن»

و مشکل اینه که ذهن ما طبق همین فرمول‌ها زندگی می‌کنه.

📊 تحقیقات علمی به روشنی نشان داده‌اند که چربی‌های بدن تنها به عنوان بافت‌های ذخیره‌کننده انرژی عمل نمی‌کنند؛ بلکه نقش بسیار مهمی در تنظیم فرآیندهای متابولیکی و هورمونی بدن دارند.

جالب است بدانید که حتی پس از کاهش وزن، حافظه چاقی سلول همچنان باقی می ماند و این می تواند عامل محرک برای ترغیب شدن به تکرار افکار و رفتارهای گذشته و زمینه ساز افزایش وزن مجدد شود. 🔄🧬

به همین دلیل است که همیشه بر استمرار و تکرار کردن آموزش های لاغری با ذهن حتی پس از کسب نتایج عالی تاکید کرده ام.

🧠 افرادی که بر این باورند که لایه‌های چربی های قدیمی‌تر به سختی آب می‌شوند، ممکن است به صورت ناخودآگاه از ادامه مسیر لاغری با ذهن برای کاهش وزن منصرف شوند.

🔍 باورهای ذهنی مانند «چربی‌ های قدیمی سخت‌تر آب می‌شوند» می‌توانند به طور ناخودآگاه افکار و رفتارهای روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهند.
لذا توجه و تلاش برای اصلاح این نگرش‌ها، گامی موثر در جهت تسهیل فرآیند لاغری خواهد بود. 🌱💪

✅ خبر خوب اینه:

همون‌طور که چربی‌هات در طول سال‌ها آروم‌آروم به‌وجود اومدن، می‌تونن با یه نگرش تازه، یه ذهن متفاوت و باورهای درست، به همون آرومی و بدون زجر از بین برن 🧘‍♀️✨

یادت نره، چیزی که جلوی لاغر شدن خیلیا رو می‌گیره، چربی نیست…

باور سفت و کهنه‌ایه که به چربی چسبیده! 😉

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

✨ برداشت من از چربی های قدیمی

حالا که به سال‌های چاقی خودم نگاه می‌کنم، خیلی واضح می‌فهمم که باورم درباره‌ی چربی های قدیمی، چقدر رو ذهن و رفتارم تاثیر گذاشته بود 😔

از اونجایی که از بچگی اضافه‌وزن داشتم، توی ذهنم این تصویر شکل گرفته بود که:

«خب، چربی‌هام دیگه حسابی قدیمی شدن… اینا مثل سنگ شدن! آب نمی‌شن به این راحتیا» 🪨💭

و همین باور باعث می‌شد که هر بار رژیم می‌گرفتم، یه سناریوی تکراری اتفاق بیفته:

🍽 توی هفته‌ی اول، با کلی ذوق، ۵ کیلو کم می‌کردم و کلی خوشحال می‌شدم.

💀 اما از اون‌جا به بعد، انگار وارد منطقه‌ی خطر می‌شدم! ۵ کیلو بعدی خیلی سخت پایین می‌اومد،

با خودم می‌گفتم: «این دیگه اون لایه‌های قدیمی چربیه… همونا که از دوران راهنمایی به یادگار موندن!» 🙈

تصورم این بود که:

  • چربی‌های رویی تازه‌ن، پس راحت‌تر آب می‌شن 💧
  • چربی‌های وسطی یکی‌دو سال قدمت دارن، یه کم سخت‌ترن 😬
  • اما چربی‌های زیرین؟! قدیمی، سفت، چسبیده به استخون! کار حضرت فیله بخوای آبشون کنی 🐘🔥

با همین ذهنیت، هیچ‌وقت نتونستم بیشتر از ۱۰ کیلو کم کنم…

نه چون بدنم نمی‌تونست، بلکه چون ذهــنم باور نمی‌کرد!

🧠 فرمول ذهنی = سرنوشت جسمی

ما توی ذهنمون، برای هرچیزی یه داستان ساختیم.

درباره‌ی سن چاقی، درباره‌ی چربی های قدیمی، درباره‌ی اینکه آب کردنشون سخت و زمان‌بره… و این داستان‌ها شدن یه نقشه‌ی اشتباه برای رسیدن به لاغری! 🧭❌

وقتی ما مدام توی ذهنمون صحنه‌هایی می‌سازیم از سختی و زجر کشیدن برای آب کردن چربی های قدیمی، بدنمون دقیقاً طبق همون فیلم عمل می‌کنه.

یعنی انگار خودمون با دستای خودمون داریم لاغر شدن رو سخت می‌کنیم 😵‍💫

📌 از وقتی شروع کردم ذهنمو تغییر بدم، دیدم لایه‌لایه نه چربی، بلکه ترس و باور اشتباه از بدنم جدا می‌شه 💛

و اون موقع بود که فهمیدم: «برای آب کردن چربی های قدیمی، اول باید فکرهای قدیمی رو رها کرد» 🕊️✨

چربی های قدیمی

🧠 فرمول‌های ذهنی درباره چربی‌سوزی

تا حالا دقت کردی توی خیلی از تبلیغات لاغری، چربی‌ها رو مثل یه تیکه کره نشون می‌دن که با یه حرکت خاص یا قرص جادویی آب می‌شن؟ 🧈💨

یا تصویرهایی از بدن‌هایی که انگار لایه‌لایه چربی از روشون کنده می‌شه؟

همه‌ی این تصاویر باعث شده یه فرمول اشتباه تو ذهن ما شکل بگیره:

«چربی‌ها، مخصوصاً چربی های قدیمی، خیلی سخت و دیر آب می‌شن… باید کلی زحمت بکشی تا شاید یه‌ذره ازشون کم شه!» 😮‍💨

و جالب اینجاست که ما تصور می‌کنیم هرچی بیشتر چاق بودیم، لایه‌های چربی‌مون کهنه‌تر و سفت‌تر شدن، پس لاغر شدن سخت‌تره!

در صورتی که این باور، دقیقاً یکی از موانع اصلی لاغر شدنه! 🚫

❗ سن چاقی واقعی، سن فرمول‌های ذهنیه!

بیایم یه لحظه منطقی بهش نگاه کنیم:

🔹 چربی های قدیمی وجود ندارن، چیزی که «قدیمی» شده، باورهای ما درباره‌ی چاقیه.

🔹 اگه هم چیزی به اسم سن چاقی وجود داشته باشه، مربوط می‌شه به وقتی که اون چندتا فرمول چاق‌کننده توی ذهنمون شکل گرفتن.

و این فرمول‌ها معمولاً توی همون ماه‌های اول اضافه‌وزن میان و بعدش فقط دارن تکرار می‌شن مثل یک حلقه‌ی معیوب 🎞️

🔍 سن چاقی و سن تکرار چیست؟

خیلی‌ها فکر می‌کنن سن چاقی یعنی چند سالی که چاق هستن، اما حقیقتش اینه که:

سن چاقی واقعی ما، خیلی کمتر از سن تکرار چاقیه!

اما اغلب ما اشتباهاً سن تکرار رو به جای سن چاقی واقعی می‌گیریم 😕

یه مثال بزنم:

من خودم فهمیدم که:

سن چاقی من کمتر از یک سال بود، اما سن تکرار چاقی من حدود ۳۵ سال! 🕰️😲

پس برای لاغر شدن، نیازی نیست با اون ۳۵ سال مقابله کنم، بلکه باید روی همون یک سال تمرکز کنم و «سن چاقی واقعی» رو تغییر بدم.

🌱 تولد و پرورش لاغری با ذهن

آموزش‌های لاغری با ذهن، مثل کاشتن یک نهال لاغری هست؛ نهالی که باید بزرگ بشه و ریشه بگیره تا بتونه با سن چاقی مقابله کنه.

هر روزی که تو سایت تناسب فکری هستی، اگر با اشتیاق و انرژی مثبت باشی، داری فرمول‌های لاغری با ذهن رو یاد می‌گیری و سن لاغری‌ات رو قوی‌تر می‌کنی 💪✨

حالا فقط کافیه که سن تکرار لاغری خودت رو بالا ببری.

⚠️ چرا بعضی‌ها تو مسیر لاغری لیز می‌خورن؟

بعضی از دوستان وقتی بعد از مدتی تغییر جسمی نمی‌بینن، فکر می‌کنن آموزش‌ها براشون جواب نداده و ناامید می‌شن 😞

اما واقعیت اینه که:

هر کسی که آموزش‌های لاغری با ذهن رو جدی گرفته باشه، تغییرات احساسی و رفتاری زیادی تجربه می‌کنه 💖

این نشونه‌ی رشد و تکامل «نهال لاغری» تو ذهنه 🌳 و میوه‌ی واقعی این نهال، کاهش وزن و لاغری جسمیه که زمان می‌خواد 🍏⌛

✍️ تمرین آموزشی 📖

اگر موانع ذهنی چاقی را از ذهن خود پاک کنیم، چربی های قدیمی هم به‌راحتی شروع به آب شدن می‌کنند! 😍

این جمله فقط یک شعار نیست، بلکه نتیجه سال‌ها تجربه و آموزش لاغری با ذهن است.

در این جلسه، با موضوع سن چاقی و مفهوم سن تکرار چاقی آشنا شدیم. این مفاهیم به ما کمک می‌کنند تا بفهمیم ریشه بسیاری از چاقی‌ها، نه در جسم بلکه در تکرار سال‌ها باورهای غلط درباره چربی‌های قدیمی است.

لطفاً پس از مطالعه و تماشای ویدیو:

  • ✏️ بنویسید نگرش شما درباره سن چاقی چیست؟ در گذشته چه چیزهایی درباره‌اش شنیده بودید؟
  • 🏃‍♀️ درباره ارتباط بین چربی های قدیمی و لاغر شدن با کمتر خوردن یا بیشتر ورزش کردن بنویسید.
  • 🧠 برداشت خود را از ارتباط فکر و عمل در لاغری با ذهن شرح دهید.
  • 🤔 آیا کسی با اضافه وزن می‌تواند فقط با رفتار افراد متناسب لاغر شود؟ نظرتان را توضیح دهید.
  • 💡 تاثیر لاغری با ذهن را در تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی خود شرح دهید.
  • 📌 در پایان، تمرینی که از محتوای ویدیو برداشت کردید را در قسمت نظرات یادداشت کنید.

یادت باشه! ✨ تغییر باورها درباره چربی های قدیمی، اولین قدم برای آب شدنشونه! 😇

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.16 از 79 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=26353
105 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۶/۰۲ ۰۸:۰۸
      مدت عضویت: 1876 روز
      امتیاز کاربر: 7897 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,539 کلمه

      به نام خدای مهربان🌼

      سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی سایت تناسب فکری🦋

      گام ۱۸: سن چاقی و آب شدن چربی‌ها🌸🌸

      خیلی از افراد چاق عقیده دارن که سن چاقی من زیاده، یا چربی‌های بدن من کهنه شده،برای همینه که لاغر نمیشم،اگرم بخوام لاغر بشم، باید با انجام ورزش‌های سنگین و تحمل سختی زیاد لاغر بشم،هر چقدر که سن ما بیشتر میشه تصور ما از لاغر شدن هم تغییر میکنه و فکر می‌کنیم که کار سخت‌تر شده،که چون سنمون بیشتر شده چربی‌های بدنمون هم کهنه شده،و برای سوزوندن چربی‌های کهنه باید با فعالیت‌های شدید، سوخت و ساز بدنمون رو بالا ببریم.

      باید بدونم که اگه انجام کار یا رسیدن به هدفی رو در ذهنم سخت و طاقت فرسا کنم، هرگز به اون هدف نمیرسم،و یا اون کارو انجام نمیدم،نه به خاطر اینکه واقعاً انجام اون کار یا رسیدن به اون هدف سخت یا غیر ممکنه، بلکه فقط به این دلیل که خودم ناآگاهانه رسیدن به اون موقعیت رو در ذهنم سخت می‌کنم.

      انسان‌ها به صورت پیش فرض یاد گرفتن که از انجام کارهای سخت خودداری کنن،و برای همین اگه انجام کاری در ذهنم سخت بشه،اونوقت توی ذهنم اونقدر بهانه و دلیل برای انجام ندادنش ایجاد میکنم، تا بالاخره از خواسته خودم دست بکشم و هدفم رو رها کنم.

      توجه به سن چاقی یکی از موانع بزرگ لاغر شدن در ذهن افراد چاقه،

      ما درباره افزایش سن انبوهی از عقیده‌ها و دیدگاه‌ها داریم که نه میتونیم ادعا کنیم صحیح هستن و نه اشتباه،چون میتونیم انسان‌های زیادی رو ببینیم که تایید کننده عقیده ما هستن،و همچنین می‌تونیم افراد زیادی رو ببینیم که نقض کننده عقیده و انتظار ما از افزایش سن هستن،

      تعریف‌های زیادی درباره افزایش سن در ذهنمون ذخیره شده،و این اطلاعات انتظار ما از بالا رفتن سن رو مشخص میکنه،مثلا با افزایش سن، سوخت و ساز بدنم کم میشه،با افزایش سن، سلامتی انسان کاهش پیدا میکنه،با افزایش سن احتمال بروز مشکلات جسمی افزایش پیدا میکنه.

      از اونجایی که فرمول‌های ذهنی در جنبه‌های مختلف زندگی ما تاثیر گذارن، فرقی نداره به چه دلیل نگرش در ذهنم ایجاد بشه،اون فرمول یا نگرش در تموم جنبه‌های زندگیم تاثیر میذاره.

      بنابراین فرمول‌هایی که در رابطه با افزایش سن در ذهنم ایجاد شدن بر موضوع لاغر شدن هم تاثیر میذارن،برای همینه که همه افراد چاق فکر میکنن همونطور که با افزایش سن طبیعیه که مشکلاتی برای اونا ایجاد بشه، هر چقدر که سن چاقی اونا هم بیشتر بشه، لاغر شدن سخت‌تر و غیر ممکن‌تر میشه براشون.

      دیدگاه‌هایی که ما درباره چربی‌ها، سن چاقی، و چگونگی ایجاد لایه‌های چربی در ذهنمون ایجاد می‌کنیم، همون موانع لاغر شدن هستن،اینکه به چگونگی آب شدن چربی‌ها فکر کنم و طریق اون رو در ذهنم بارها مرور کنم و تصویرسازی کنم، باعث میشه که کار چربی زدایی از بدنم رو با اختلال مواجه کنم،خیلی از افراد چاق هستن که فکر می‌کنن که چون سن چاقی در جسم اونا زیاد شده، همین باعث میشه که لایه‌های چربی که سال‌های قبل ایجاد شدن، هرگز آب نشن و این دیدگاه باعث میشه که هر بار که رژیم لاغری رو شروع می‌کنن، در هفته‌های اول کمی از وزن اون‌ها کم بشه،ولی در هفته‌های بعد با سختی وزن کم میکنن،که دلیل اون هم به خاطر وجود فرمول‌های اشتباه زیاد در رابطه با لاغر شدنه،که از سال‌ها قبل در ذهن اونا ایجاد شده و عقیده‌شون اینه که چربی‌های لایه‌های بالایی تازه‌ان و خیلی سریع و راحت آب میشن،و هر چقدر که به لایه‌های زیرین چربی برسم، این چربی‌ها چون قدمت چندین ساله دارن،در بدنم آب نمیشن و کار ساده‌ای نیست و نیاز به زحمت و تلاش زیادی داره،باید بدونم که این‌ها همه موانع لاغر شدن هستن.

      دیدن تصاویری که در رسانه‌ها برای تبلیغ روش‌های مختلف لاغری ارائه میشه،باعث ایجاد فرمول‌های ذهنی اشتباه  در ما میشه،و فکر می‌کنیم که واقعاً روند آب شدن چربی به شکلیه که توی رسانه‌ها نمایش میدن،برای رفع این مانع بزرگ لاغر شدن باید برای خودم منطقی کنم که سن چاقی من نه تنها بسیار کمه،بلکه کلاً این نگرش درباره چاقی نادرسته، اگر هم سن چاقی در روند لاغر شدن موثر باشه،مربوط به لایه‌های چربی نمیشه،بلکه به ریشه‌دار شدن فرمول‌های ذهنی چاقی در ذهن ارتباط داره،سن چاقی فرمول‌های ذهنی، در حد همون چند ماه، یا یک ساله که فرمول‌های چاق کننده در ذهن ما ایجاد شده،بقیه سال‌های چاقی در حال تکرار همان چند فرمول سال اول بودیم،ولی به اشتباه فکر می‌کردیم که هر سال سن چاقی مون بیشتر شده و لاغر شدن هم سخت‌تر میشه.

      سن چاقی ما بسیار کمتر از سن تکرار اونه،ولی به اشتباه سن تکرار رو به عنوان سن چاقی در نظر می‌گیریم،آموزش‌های لاغری با ذهن در واقع تولد لاغری و پرورش اون برای مقابله کردن با سن چاقیه،هر چقدر که از زمان حضورم در سایت تناسب فکری میگذره و اگر در این مدت با اشتیاق و با احساس خوب باشم و در حال یادگیری فرمول‌های لاغری با ذهن باشم، سن لاغری فرمول‌های جدید من، به حد کافی توان مقابله کردن با فرمول‌های سن چاقی منو دارن.

      الان فقط باید سن تکرار لاغری خودم رو افزایش بدم،عدم آگاهی از این موضوع باعث لیز خوردن عده‌ای از دوستان مسیر لاغری میشه،اینکه پس از مدتی به خاطر تغییر نکردن جسمشون احساس بد پیدا می‌کنن، و به راحتی لیز می‌خورن،اینه که فکر می‌کنن لاغری با ذهن روی اونا تاثیر نداره،این در حالیه که هر فردی که از آموزش‌های لاغری با ذهن استفاده کرده باشه،تغییرات احساسی و رفتاری زیادی رو در خودش مشاهده میکنه،این تغییرات مربوط به تکامل سن لاغریه،و نشانه واضح از رشد کردن نهال لاغری در ذهن ماست.

      لاغر شدن جسم در واقع میوه یا محصول نهال لاغریه که نیاز به افزایش سنِ تکرار داره،هر نهالی که کاشته بشه حداقل ۲ تا ۳ سال بعد، اولین محصول خودش رو ارائه میده که قطعاً محصول درشت و درجه یکی نیست،این روند در نتیجه محصولِ نهال لاغری هم صادقِ،پس از روزی که وارد سایت تناسب فکری شدم و شروع به یادگیری لاغری با ذهن کردم، بذر لاغری رو در ذهنم کاشتم و با نگهداری و رسوندن آب و نور کافی به اون از نهال لاغری خودم مراقبت کردم.

      نشانه‌های مفید بودن تلاشم برای کاشت و داشتن نهال لاغری،تغییرات احساسی و رفتاری که در من ایجاد شده،آرامش و اطمینانیه که در خودم مشاهده می‌کنم،کاهش حرص و ولع خوردن و رها شدن از ترس از خوردن و ترس از چاق‌تر شدنه،

      ولی انتظار محصول لاغری در این مدت کوتاه رو داشتن یه انتظار اشتباهیه که باعث دلسرد شدن و لیز خوردنم در مسیر لاغری با ذهن میشه،نهال لاغری من نیاز به مراقبت داره تا سن تکرار اون افزایش پیدا کنه،هر چقدر که سن تکرار فرمول‌های لاغری در ذهنم افزایش پیدا کنه،مثل افزایش قطر ساقه نهال که باعث محکم شدن و مقاومت اون در برابر باد و بارون خواهد شد،نتیجه تکرار فرمول‌های لاغر کننده به محصول لاغری تبدیل میشه،که این پروسه زمان مورد نیاز خودشو داره،و با عجله و تلاش بیشتر برای رشد دادن بیشتر نهال لاغری،باعث خستگی و ناامیدی خودم میشم،

      علاوه بر مانع سن چاقی که به راحتی میتونه تلاشم رو برای لاغر شدن از بین ببره،توجه کردن و مقایسه کردن رفتارم با افراد متناسب  هم میتونه به عنوان مانعی برای لاغر شدنم محسوب بشه.

      تنها دلیل چاقی افراد، فرمول‌های ذهنی اون‌هاست و در صورت پاکسازی فرمول‌های چاقی ذهن،روند لاغر شدن بدون هیچ گونه کار خاصی انجام میشه،

      برای پاکسازی فرمول‌های چاقی ذهن باید از طریق خوندن و شنیدن آگاهی‌های صحیح،اول مهارت شناسایی فرمول‌های چاقی ذهن رو کسب کنم،بعد با شناسایی اون‌ها از طریق انجام تمرینات نوشتاری، از طریق منطقی کردن،اشتباه بودن اون فرمول‌ها رو اثبات کنم.

      اونقدر باید این فرایند رو ادامه بدم تا شاهد شروع تغییر خود به خودی شرایط جسمی خودم باشم.

      اگر موانع لاغر شدن رو از ذهنم پاک کنم، روند متناسب شدنم خود به خودی صورت میگیره،یکی از بزرگترین موانع لاغر شدن در ذهن افراد چاق اینه که چاقی اونا قدمت چندین ساله داره و برای همین فکر می‌کنن که به راحتی لاغر نمیشن،وفکر میکنن که لاغر شدن سخت‌ترمیشه،در صورتی که اینجوری نیست.

      و سن چاقی ما اضافه نمیشه،یعنی اگه ما ۲۰ سال چاق بودیم به این معنا نیست که ۲۰ سال افکار چاق کننده ما زیاد شده،در واقع تکرار سن چاقی ما به خاطر تکرار همون چند تا فرمول ذهنیه که در ذهن ما ایجاد شده.

      مثل این میمونه که ما در طی یک سال ذهنمون برای چاقی برنامه‌ریزی شده باشه و بعد دیگه ۲۰ سال همون داره تکرار میشه.

      خیلی‌ها هم توی ذهنشون اینه که چربی‌های کهنه اون پایین هستن و اونا دیرتر آب میشن.

      خیلی از افراد چاق عقیده‌شون اینه که چربی‌های لایه‌های بیرونی جدیدن،اینا زودتر آب میشه،ولی به محض اینکه اون چربی‌های رویی آب شدن، دیگه چربی‌های زیری به راحتی آب نمیشن و این یکی از موانع ذهنی توی ذهن همه افراد چاقه،برای همینه که خیلی از افراد در مسیر لاغری که هی پیش میرن،خودشون انتظارشون اینه که سخت‌تر لاغر بشن،بعد هم تعجب می‌کنن که چرا لاغرتر نمیشم،خب دلیلش همینه که فکر می‌کنیم وقتی داریم لاغر میشیم لایه‌های چربی زیرین دیگه اینا به راحتی آب نمیشن و باید سختی بکشیم.

      و اینقدر هم قشنگ توی ذهنمون تصویرسازی کردیم که چربی‌های بالا آب شده به راحتی،و چربی‌های عمیق‌تر سفتن و آبنمیشن،اینا همش توی ذهن ماست وگرنه اینجوری نیست.

      سن چاقی ما همون یه سال اوله،بقیه‌اش تکرار همون یک ساله،

      لاغری هم به همین شکل به وجود میاد. باید بدونم وقتی که مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم،همون مدت اول که دارم فرمول‌ها رو یاد می‌گیرم،من دارم چیز جدیدی یاد می‌گیرم، بقیه‌اش تکرار همون‌هاست.

      پس این اشتباهه که فکر کنم ۲۰ ساله چاق بودم، حالا باید ۲۰ سال هم تلاش کنم برای لاغر شدنم،نه اینجوری نیست،اگه ۲۰ سال چاق بودم، تمام ۲۰ سال رو داشتم یه سری افکار و رفتارها رو تکرار می‌کردم،به این معنا نیست که ۲۰ سال چاقی من قوی‌تر شده،یا قدرتمندتر شده،اینجوری دارم فکر می‌کنم،وگرنه توی واقعیت ‌که اینجوری نیست.

      موانع ذهنی خیلی زیادن،یه مقداریش در ذهن همه ما هست،یه بخشیش هم مربوط میشه به فرهنگ یک منطقه،یه بخشیش مربوط میشه به آداب و رسوم اون خانواده،که دیگه اینا ممکنه مشترک نباشه،ولی بخش زیادیش مشترکه.

      باید بدونم که اینا همش فرمول‌های ذهنیه که مثلاً چون من عقیده دارم و باور کردم که چربی‌های لایه‌های پایین‌تر سخت‌تر آب میشه،اون وقت برای من سخت‌تر آب میشه،

       اصلاً نباید کاری به چربی‌های بالا و پایین داشته باشم،من چیکار دارم که اینا چه جوری میخواد آب بشه،اصلاً وارد پروسه آب شدن چربی‌ها نشم که چه جوری می‌خواد آب بشه،به من که ربطی نداره،خب اگه من فکر کنم که چربی‌های پایین سخت هستن،اون وقت ذهنم هم میگه خب باید بیشتر تلاش کنی،باید کمتر بخوری،باید بیشتر فعالیت کنی،اون وقت هی میاد و ادامه اش میده،اینا هم وقتی که با هم ادغام بشن میشن یه مانع بزرگ،اصلاً فکر نکنم به اینکه چطور می‌خوام لاغر بشم،همین فکر کردن به چطور لاغر شدن،کارو سخت میکنه.

      وقتی که به این اطمینان برسم که من دیگه حتماً لاغر میشم،دیگه نباید فکر کنم به اینکه چطور میخواد چربی‌ها آب بشه،چطور بازوهام آب میشه،چطور شکمم آب میشه،اول کدوم  قسمتم آب میشه،حالا این چربیه چه جوری میخواد آب بشه،چربی سوزی رو چیکار کنم،از این فکرها اگه بخوام بکنم دست انداز برای خودم درست می‌کنم.

      تموم رسانه‌ها و تبلیغات هم روی این موضوع دست گذاشتن که میخوان به ما نشون بدن که چربی‌ها چه جوری آب میشه،یه فیلمی، تصویری درست کردن، نشون میدن این سلول‌ها، این مولکول‌های چربی شروع می‌کنن به جوش زدن و قل قل کردن و بعد هم آب میشن،اون وقت هم میگن که با مصرف این دارو متابولیسمت رو میبری بالا،حتی در خواب هم لاغر میشی،بعد هم نشون میدن که حرارت بدنت رفته بالا،این چربی‌ها داره اینجوری آب میشه،مثل اینکه یک کره رو انداخته باشی توی ماهیتابه اون وقت نشون میده که چربی‌های شما هم اینجوری آب میشه، بعد این توی ذهن ما تبدیل میشه به یه طریقه آب شدن چربی،از اونور هم ۱۰۰ بار تا حالا شنیدیم که چربی‌های سخت، چربی‌های پایین، چربی‌های لایه‌های زیرین سخت آب میشن،بعد اینا وقتی با هم ترکیب میشه،چربی سخت، خب باید حرارت بیشتری ببینه، زمان بیشتری باید ببره،و چقدر از این بایدهای اشتباه توی ذهنمون ایجاد میشه،پس به اینکه چطور میخوام لاغر بشم،یا چه اتفاقی توی بدنم میفته،اصلاً کاری نداشته باشم.

      هر چقدر که بیشتر به این فکر کنم که چطور چربی‌های من میخواد آب بشه،اون وقت دارم یک مانع درست میکنم برای خودم،اینا موانع لاغر شدنه،

      من در این چند سالی که در حال چاق و چاق‌تر شدن بودم، داشتم موانع به وجود می‌آوردم،و الان که می‌خوام لاغر بشم همین موانع نمیذاره که لاغر بشم،و مسیر لاغری با ذهن بهم یاد میده که موانع رو از سر راهم بردارم،همش هم ذهنیه،وگرنه جسم من هیچ مشکلی برای لاغر شدن نداره،جسم من هیچ مشکلی برای دفع چربی نداره،مشکلی برای رسیدن به سلامتی،به تناسب اندام،به سفت کردن پوست نداره،اون کار خودش رو میتونه انجام بده،اما وقتی که من همش دارم به این فکر می‌کنم که من حالا اگه لاغر بشم، پوستم شل بشه چی؟؟خب دارم مانع درست می‌کنم،

      پوستم چطور میخواد جمع بشه؟؟دارم مانع درست می‌کنم،

      اگه پوستم ترک بخوره چی؟؟دارم مانع درست می‌کنم،

      اگه به این چیزا فکر کنم، دارم مانع درست می‌کنم توی مسیر لاغر شدن.

      باید تصمیمم رو بگیرم که میخوام لاغر بشم یا نه؟؟اگه آره که دیگه باید برم،اینکه دیگه چه اتفاقی میفته،چی خواهد شد،فلان میشم،پوستم چی میشه،صورتم لاغر نشه،شکسته نشم،اینا همه موانع لاغری میشه.

      فقط باید تصمیم بگیرم که لاغر بشم،و بگم دیگه هرچه پیش آید خوش آید،من استقبال می‌کنم،اینکه بخوام تفکیک کنم نه، من دوست دارم لاغر بشم اما دوست ندارم لپ‌های من بره،دوست ندارم فلان بشم،دوست ندارم اینجوری بشه،این‌ها همه موانع لاغریه،در صورتی که هیچ ارتباطی نداره لاغر شدن به این مسائلی که من دارم توی ذهنم پرورش میدم.

      این همه آدم متناسب هست، اینقدر آدم‌های زیبایی هستن،اینقدر پوست‌های شفاف، زیبا،لذت بخش،همه چیزشون فوق العاده است،و متناسب هم هستن، لاغرم هستن،

      اصلاً همین کلمه لاغر رو  اگه توی ذهنم اصلاح کنم کلی جلو میفتم،چون توی ذهن آدم‌های چاق لاغر شدن برابر با کلی بدبختی،که زشت میشم، پوستم زرد میشه،چروک میفته،کشیده میشم،صورتم پیر میشه،مریض میشم.

      من که این همه دوست دارم لاغر بشم،چرا دیگه اینقدر هم از بدی‌های لاغری توی ذهنم ساختم، از اون جایی هم که همیشه تمرکزم روی بدی‌هاست،پس لاغری شکست می‌خوره،لاغر نشدن پیروز میشه،

      مثلاً این همه دوست دارم لاغر بشم،اون وقت ۱۰ برابر اون، افکار توی ذهنم دارم که لاغری خوب نیست،لاغری باعث مریضی میشه،زردی پوست میاره،فلان میشه،بهمان میشه،اینا همه موانع دهنیه.

      و باید بدونم که کار به عجله نیست،کار به زور گوش دادن و زیاد گوش دادن و شب تا صبح ۱۰ قسمت گوش دادن نیست،باید اینقدر این مسیر رو ادامه بدم،اینقدر باید فایل‌ها رو تکرار کنم،که قشنگ در من نفوذ کنه،درک کنم و اصلاً کلاً نگرشم  باید اصلاح بشه.

      خیلی از دوستان میپرسن که استاد شما میگی که خوردن باعث چاقی نمیشه، خیلی از آدمای متناسب بیشتر از ما میخورن،یه جایی اینو میگی،یه جای دیگه داری میگی من خوردنم رو باید تغییر بدم،باید بگم من میل ندارم،پس چرا من باید بگم میل ندارم،اما اونا دارن می‌خورن و چاق نمیشن،ولی من نباید بخورم؟؟

      استاد میگه که اولاً تعریف‌هامون اشتباهه در مورد افراد متناسب،یعنی ما خودمون اشتباه تعریف‌هایی رو توی ذهنمون ایجاد کردیم،بعد میگیم چرا اونا اینجورین،مثلاً دارم میگم توی ذهن یک فرد متناسب به هر اندازه‌ای که داره میخوره، هیچ وقت این نیست که اون فرد داره پرخوری میکنه،اما همه افراد چاق از عبارت پرخوری استفاده میکنن،میگن منم دوست دارم هر چقدر که دوست دارم بخورم، پرخوری کنم،

      پس تعریف اشتباهه،اون فرد متناسب از لحاظ مقدار، هر چقدر داره میخوره،هیچ وقت توی ذهنش این تعریف رو نداره که من الان در حال پرخوری کردن هستم،بعدش هم هیچ تعریفی نداره که حالا اینا رو خوردم قراره چی بشه،هیچ عذاب وجدانی نداره،هیچ ترسی از خوردنش نداره،اینو نمی‌تونی شما بیای مقابل بزاری با یک فرد چاقی که هر لقمه‌اش رو داره میخوره میترسه،با فرد چاقی که کیک میخوره ترس داره،

      نون میخواد بخوره ترس داره،شیرینی میخواد بخوره ترس داره، 

      ساندویچ میخواد بخوره ترس داره،از پیتزا وحشت میکنه،از سس وحشت میکنه،یعنی در تمام مدت خوردنش با ترس داره می‌خوره،قبل از اینکه شروع کنه به خوردن با ترس می‌خواد شروع کنه به خوردن،که وای امروز من می‌خوام بخورم، الان باز چاق‌تر میشم،بعد از اینکه میخوره هم کلی توی سر خودش میزنه که چرا اینقدر خوردم،عذاب وجدان میگیره که الان من چاق‌تر میشم.

      چه جور میخوای محتویات ذهنی این فرد رو برابر قرار بدی با یه فرد متناسب،شما فقط یه مقدار رو می‌خوایی مقایسه کنی هنگ می‌کنی، قاطی می‌کنی،که چرا اون آدم زیادتر از من خورد،

      یا یه جایی میگی استاد گفت اونا بیشتر می‌خورن لاغرن،یا یه جایی میگه تو نباید اونجوری بخوری.

      هر وقت تونستی مثل اون فکر کنی، برو هر چقدر دوست داری بخوری، بخور.خب تو نمی‌تونی اونجوری فکر کنی،تو فکرت خرابه،از یه جایی باید شروع کنی اصلاح کردن، وقتی فکرت در مورد خوردن اینقدر خرابه، تو نمی‌تونی بیای فقط فکرت رو عوض کنی،اما عملت رو عوض نکنی،چون شما به اندازه‌ای که چاق بودی از عمل خوردن وحشت داشتی، می‌ترسیدی،حالا چه جور می‌خوای بیای عملت رو دست نزنی، فقط فکرت رو عوض کنی، نمی‌تونی،پس مجبوری که یه جایی  دست به عملت هم بزنی،عملت  رو هم تغییر بدی،تا یه جایی عملت رو تغییر میدی،یه جایی فکرت رو تغییر میدی،یواش یواش اینا وقتی تغییر میکنه،شما به یک تعادل می‌رسی.

      اونی که چند هفته از این آموزش‌ها استفاده کنه،من فکر نمی‌کنم دیگه علاقه داشته باشه  به اینکه نه دوست دارم پرخوری کنم و چاق نشم،یا هر چقدر دوست دارم بخورم و چاق نشم،امکان نداره شما از آموزش‌های لاغری با ذهن استفاده کنی، بعد از دو سه هفته این خواسته رو داشته باشی،چون فرمول‌ها وقتی عوض میشه، تعریف‌های شما هم از خودتون، از خوردن، از رفتارتون عوض میشه،وقتی تعریف اشتباست،نمی‌تونی عملت رو مثل اون فردی که تعریف‌های ذهنش درسته انجام بدی.

      آدم چاق کلاً طرز فکرش، نگرشش در مورد خوردن،در مورد غذا،در مورد همه چیز مربوط به خوردن و چاقی و غذا تفاوت داره با محتویات ذهنی یک فرد متناسب،پس نمیشه اینا رو با هم مقایسه کرد که تو بگی مثلاً استاد گفت که چون افراد چاق هرچی می‌خوان میخورن چاق نمیشن، پس منم دیگه هرچی می‌خوام می‌خورم،با این فکر که منم چاق نمیشم،مگه تغییر فکر به همین راحتیه که حالا استاد گفت پس منم اینجور.

      فردی که متناسبه اصلاً از این حرف و حدیث‌هایی که توی ذهن افراد چاق هست خبر ندارن،مثل یه آلمانی در مورد موضوع حجاب نسبت به یک ایرانی،چقدر راحته از لحاظ خودش،از لحاظ کاری که انجام میده،بهش بگی یه فرد ایرانی هست اینجوری داره میکنه، می‌خنده،حتی اگه نخنده هم تعجبش میشه که چرا داری این کارو انجام میدی،

      در مورد چاق و لاغری هم همینه.

      حالا شما اگه به یه فرد متناسب بگی که من از خوردن این غذا میترسم که وای نکنه چاق بشم،خب چی میگه؟؟اصلاً نمیدونه که تو داری در مورد چی حرف میزنی،مثل خیلی از آدم‌ها که ما رو نصیحت می‌کردن که یکم رعایت خوردنت رو بکن،هرچی هم می‌گفتیم نمی‌تونم دست خودم نیست،می‌خندید که یعنی چی دست خودم نیست،نخور مگه مجبوری،میگفتیم آره مجبورم،اون که چاق نبوده که بدونه داستان چیه، این افکار توی ذهنش نبوده،بلد نیست اصلاً که بدونه جریانِمجبورم که می‌خورم، یعنی چی،یا نمی‌تونم نخورم یعنی چی،یا نمی‌دونم سیرم یعنی چی،

      حالا چطور ما می‌خواهیم که این آدم متناسب رو با یکی دو بار فایل گوش دادن بیایم مقایسه کنیم  که چرا اون هرچی دوست داره می‌خوره،ولی اینو اینجا استاد گفت چالش من اینو نخوردم که مگر نه اینکه ما هرچی می‌خوایم می‌خوریم و لاغر می‌شیم،یا غذاها قدرت چاق کنندگی ندارن،پس چرا یه جایی میگی نخور،

      ما مجبوریم این کارها رو انجام بدیم تا یاد بگیریم،

      دو تا موضوع توی افراد چاق درب و داغونه،یکی افکارشون در مورد خوردن و موضوعات چاقیه،یکی رفتارهاشونه،

      رفتارهامون رفتارهای وحشیانه و خیلی دور از انسانیت نیست،اما تعریف‌هامون در مورد رفتارهامون مشکل داره،وگر نه مگه ما چقدر می‌تونیم بخوریم، مگه یه آدم چقدر می‌خواد بیشتر بخوره،یه جایی دیگه  از گلوش پایین نمیره،اما  تعریف‌هایی که ما در مورد خوردن داریم اینقدر اشتباهه،اینقدر خرابه که هرجوری ما خوردنمون رو تغییر بدیم،باز احساسمون بده.

      رژیم گرفتیم و حتی توی رژیم هم فکر می‌کنیم همونی که داریم می‌خوریم هم چاقمون می‌کنه،و میگیم کاش اینم می‌تونستم نخورم، بعد هی کمتر می‌خوری، دو روز بعد می‌بینی همونم که داری می‌خوری حس می‌کنی داره چاقت می‌کنه،چرا ؟؟چون توی ذهن ما خوردن کلاً اشتباه تعریف شده ،فکر می‌کنیم خوردن یعنی چاقی،وقتی توی ذهن شما خوردن یعنی چاقی باشه دیگه تفاوتی نداره شما چه مقدار می‌خوری.

      خیلی از افراد چاق هستن که رژیم می‌گیرن،در حالت بدون رژیم که همیشه پر می‌خوردن،بعد رژیم میگرفتن یهو غذاشون عوض میشد،بیشتر سالاد و پختنی می‌خوردن و دیگه سرخ کردنی نمی‌خوردن،چند روز اول احساس خیلی خوبی داشتن که رفتارهاشون عوض شده و کلاً غذاشون عوض شده،بعد از چند روز همون غذاهای عوض شده براشون دردسر میشد و حس می‌کردن که نه همونم زیاده رویه،

      و فکر می‌کردن که این پختنی و سالاد هم باید همونم کم کنن،دوباره چند روز بعد همون مقدار کمتره  هم خوردنش اذیتشون می‌کرد،تا یه جایی میرسیدن که این دفعه دیگه نمی‌خوردن،چندین ساعت نمی‌خوردن بازم اذیت میشدن،چرا ؟؟چون کلاً این فرمول‌ها خراب بود.

      پس وقتی که دارم از آموزش‌های لاغری استفاده می‌کنم،هی نیام مقایسه کنم که چرا اینجا استاد اینو گفت،اونجا اینو گفت،در مورد لاغرها چرا اینجوری گفت،در مورد چاق‌ها چرا اونجوری گفت،

      وقتی که تعریف ذهنم رو می‌خوام عوض کنم،یه جایی شاید بخوام رفتارم رو دستکاری کنم،یه جایی باید افکارم رو دستکاری کنم ،یه جایی باید تعریف‌هام رو در مورد رفتارم دستکاری

      کنم،همه اینا باید انجام بشه تا یواش یواش ذهنم درست برنامه‌ریزی بشه،و روی غلطک درست و حسابی قرار بگیرم،و دیگه مسیرم مشخص بشه،و این کار می‌بره،باید آموزش‌ها رو دنبال کنم،باید خودم عشق و علاقه داشته باشم،

      باید سعی کنم که خودم به خودم ذوق و شوق و انرژی بدم و بعد هم انجامش بدم،و به هیچ وجه هم منتظر نباشم که کسی بخواد به من ذوق و شوق بده،یا بهم انرژی بده،خودم مسئولیت خودم رو به عهده بگیرم و قدم بردارم،از آموزش‌ها استفاده کنم و اینو هم مطمئن باشم که تغییر خواهم کرد، 

      مطمئن باشم که هیچ راه در رویی نداره، هیچ راه میانبری نداره،فقط با استفاده کردن از مطالب آموزشی و تکرار کردن،یواش یواش محتویات ذهنم تغییر می‌کنه،شخصیتم تغییر میکنه،اعمالم تغییر میکنه،افکارم تغییر میکنه،اون وقت یه آدم دیگه میشم،به اندازه‌ای که ذهنم تغییر کنه،شخصیتم تغییر کنه،جسمم هم بعدش تغییر میکنه.

      سپاسگزارم از شما استاد عزیز🦋🌼🌼🙏🙏🪴🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 9