بعضی وقتا این فکر میاد سراغمون که:
«چربیهای بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اینا تکون نمیخورن! اگه بخوام آبشون کنم، باید جون بکنم، عرق بریزم، خودمو بکشونم باشگاه، رژیمای سخت بگیرم…»
تصور میکنی این چربیها مثل سیمان خشکشده به بدنت چسبیدن و فقط با تیشه از جا کنده میشن! 🪓😅
ولی واقعاً اینطوریه؟
نه دوست عزیز! این فقط یه باور غلط و قدیمیه، درست مثل خود اون چربیها 😄
بدن تو میتونه حتی چربی های قدیمی رو هم آرومآروم، با یه تغییر ذهنی درست و سالم، رها کنه و بسپره به جریان سوختوساز. نه نیازی به شکنجهست، نه دویدن روی تردمیل تا مرز سکته. 🏃♀️💥
❗نقش چربی های قدیمی در سخت شدن لاغری
یه زمانی که اضافهوزن داشتم، هرچی سنم بالاتر میرفت، حس میکردم لاغر شدن داره برام محال میشه 😓

با خودم میگفتم:
«هم سنم بالا رفته، هم این چربیهای بدنم دیگه قدیمی و کهنه شدن… اگه بخوام آبشون کنم، باید حسابی به خودم فشار بیارم! باید ورزش سنگین برم، عرق بریزم، رژیم بکشم تا شاید یه ذره بسوزن!» 🏋️♀️🔥
تصورم از چربی های قدیمی این بود که مثل لکهی قدیمی روی لباسن؛ هرچی هم بسابی، پاک نمیشن! 🧽😵
اما یه نکتهی مهم هست که خیلیا ازش غافل میمونن:
🧠 اگه ما توی ذهنمون، رسیدن به هدفی رو سخت و دردناک تصور کنیم، ناخودآگاهمون شروع میکنه به فرار کردن ازش!
نه به این خاطر که اون هدف واقعاً سخته، فقط چون ما خودمون تو ذهنمون سختش کردیم.
آدمیزاد ذاتاً دنبال آسونیه… دنبال راحتیه.
اگه لاغری تو ذهنت مساوی با زجر و سختیه، مطمئن باش مغزت هزار تا بهونه میتراشه که نری سمتش 🤯
و اینجاست که کمکم از خواستهت دست میکشی…
📌 چربی های قدیمی یکی از بزرگترین بهونههای ذهنی برای لاغر نشدنه
ما با افزایش سن، یه عالمه باور درباره بدنمون توی ذهنمون ذخیره کردیم:
- 🧓 «با افزایش سن، سوختوساز بدن کم میشه»
- 💉 «سلامتی کم میشه، بیماریها زیاد میشن»
- 🚶♀️ «بدن دیگه زور سابق رو نداره»
- 🧊 «چربی های قدیمی دیگه تکون نمیخورن»
و مشکل اینه که ذهن ما طبق همین فرمولها زندگی میکنه.
📊 تحقیقات علمی به روشنی نشان دادهاند که چربیهای بدن تنها به عنوان بافتهای ذخیرهکننده انرژی عمل نمیکنند؛ بلکه نقش بسیار مهمی در تنظیم فرآیندهای متابولیکی و هورمونی بدن دارند.
جالب است بدانید که حتی پس از کاهش وزن، حافظه چاقی سلول همچنان باقی می ماند و این می تواند عامل محرک برای ترغیب شدن به تکرار افکار و رفتارهای گذشته و زمینه ساز افزایش وزن مجدد شود. 🔄🧬
به همین دلیل است که همیشه بر استمرار و تکرار کردن آموزش های لاغری با ذهن حتی پس از کسب نتایج عالی تاکید کرده ام.
🧠 افرادی که بر این باورند که لایههای چربی های قدیمیتر به سختی آب میشوند، ممکن است به صورت ناخودآگاه از ادامه مسیر لاغری با ذهن برای کاهش وزن منصرف شوند.
🔍 باورهای ذهنی مانند «چربی های قدیمی سختتر آب میشوند» میتوانند به طور ناخودآگاه افکار و رفتارهای روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهند.
لذا توجه و تلاش برای اصلاح این نگرشها، گامی موثر در جهت تسهیل فرآیند لاغری خواهد بود. 🌱💪
✅ خبر خوب اینه:
همونطور که چربیهات در طول سالها آرومآروم بهوجود اومدن، میتونن با یه نگرش تازه، یه ذهن متفاوت و باورهای درست، به همون آرومی و بدون زجر از بین برن 🧘♀️✨
باور سفت و کهنهایه که به چربی چسبیده! 😉

✨ برداشت من از چربی های قدیمی
حالا که به سالهای چاقی خودم نگاه میکنم، خیلی واضح میفهمم که باورم دربارهی چربی های قدیمی، چقدر رو ذهن و رفتارم تاثیر گذاشته بود 😔
از اونجایی که از بچگی اضافهوزن داشتم، توی ذهنم این تصویر شکل گرفته بود که:
«خب، چربیهام دیگه حسابی قدیمی شدن… اینا مثل سنگ شدن! آب نمیشن به این راحتیا» 🪨💭
و همین باور باعث میشد که هر بار رژیم میگرفتم، یه سناریوی تکراری اتفاق بیفته:
🍽 توی هفتهی اول، با کلی ذوق، ۵ کیلو کم میکردم و کلی خوشحال میشدم.
💀 اما از اونجا به بعد، انگار وارد منطقهی خطر میشدم! ۵ کیلو بعدی خیلی سخت پایین میاومد،
با خودم میگفتم: «این دیگه اون لایههای قدیمی چربیه… همونا که از دوران راهنمایی به یادگار موندن!» 🙈
تصورم این بود که:
- چربیهای رویی تازهن، پس راحتتر آب میشن 💧
- چربیهای وسطی یکیدو سال قدمت دارن، یه کم سختترن 😬
- اما چربیهای زیرین؟! قدیمی، سفت، چسبیده به استخون! کار حضرت فیله بخوای آبشون کنی 🐘🔥
با همین ذهنیت، هیچوقت نتونستم بیشتر از ۱۰ کیلو کم کنم…
نه چون بدنم نمیتونست، بلکه چون ذهــنم باور نمیکرد!
🧠 فرمول ذهنی = سرنوشت جسمی
ما توی ذهنمون، برای هرچیزی یه داستان ساختیم.
دربارهی سن چاقی، دربارهی چربی های قدیمی، دربارهی اینکه آب کردنشون سخت و زمانبره… و این داستانها شدن یه نقشهی اشتباه برای رسیدن به لاغری! 🧭❌
وقتی ما مدام توی ذهنمون صحنههایی میسازیم از سختی و زجر کشیدن برای آب کردن چربی های قدیمی، بدنمون دقیقاً طبق همون فیلم عمل میکنه.
یعنی انگار خودمون با دستای خودمون داریم لاغر شدن رو سخت میکنیم 😵💫
📌 از وقتی شروع کردم ذهنمو تغییر بدم، دیدم لایهلایه نه چربی، بلکه ترس و باور اشتباه از بدنم جدا میشه 💛
و اون موقع بود که فهمیدم: «برای آب کردن چربی های قدیمی، اول باید فکرهای قدیمی رو رها کرد» 🕊️✨

🧠 فرمولهای ذهنی درباره چربیسوزی
تا حالا دقت کردی توی خیلی از تبلیغات لاغری، چربیها رو مثل یه تیکه کره نشون میدن که با یه حرکت خاص یا قرص جادویی آب میشن؟ 🧈💨
یا تصویرهایی از بدنهایی که انگار لایهلایه چربی از روشون کنده میشه؟
همهی این تصاویر باعث شده یه فرمول اشتباه تو ذهن ما شکل بگیره:
«چربیها، مخصوصاً چربی های قدیمی، خیلی سخت و دیر آب میشن… باید کلی زحمت بکشی تا شاید یهذره ازشون کم شه!» 😮💨
و جالب اینجاست که ما تصور میکنیم هرچی بیشتر چاق بودیم، لایههای چربیمون کهنهتر و سفتتر شدن، پس لاغر شدن سختتره!
در صورتی که این باور، دقیقاً یکی از موانع اصلی لاغر شدنه! 🚫
❗ سن چاقی واقعی، سن فرمولهای ذهنیه!
بیایم یه لحظه منطقی بهش نگاه کنیم:
🔹 چربی های قدیمی وجود ندارن، چیزی که «قدیمی» شده، باورهای ما دربارهی چاقیه.
🔹 اگه هم چیزی به اسم سن چاقی وجود داشته باشه، مربوط میشه به وقتی که اون چندتا فرمول چاقکننده توی ذهنمون شکل گرفتن.
و این فرمولها معمولاً توی همون ماههای اول اضافهوزن میان و بعدش فقط دارن تکرار میشن مثل یک حلقهی معیوب 🎞️
🔍 سن چاقی و سن تکرار چیست؟
خیلیها فکر میکنن سن چاقی یعنی چند سالی که چاق هستن، اما حقیقتش اینه که:
سن چاقی واقعی ما، خیلی کمتر از سن تکرار چاقیه!
اما اغلب ما اشتباهاً سن تکرار رو به جای سن چاقی واقعی میگیریم 😕
یه مثال بزنم:
من خودم فهمیدم که:
سن چاقی من کمتر از یک سال بود، اما سن تکرار چاقی من حدود ۳۵ سال! 🕰️😲
پس برای لاغر شدن، نیازی نیست با اون ۳۵ سال مقابله کنم، بلکه باید روی همون یک سال تمرکز کنم و «سن چاقی واقعی» رو تغییر بدم.



🌱 تولد و پرورش لاغری با ذهن
آموزشهای لاغری با ذهن، مثل کاشتن یک نهال لاغری هست؛ نهالی که باید بزرگ بشه و ریشه بگیره تا بتونه با سن چاقی مقابله کنه.
هر روزی که تو سایت تناسب فکری هستی، اگر با اشتیاق و انرژی مثبت باشی، داری فرمولهای لاغری با ذهن رو یاد میگیری و سن لاغریات رو قویتر میکنی 💪✨
حالا فقط کافیه که سن تکرار لاغری خودت رو بالا ببری.
⚠️ چرا بعضیها تو مسیر لاغری لیز میخورن؟
بعضی از دوستان وقتی بعد از مدتی تغییر جسمی نمیبینن، فکر میکنن آموزشها براشون جواب نداده و ناامید میشن 😞
اما واقعیت اینه که:
هر کسی که آموزشهای لاغری با ذهن رو جدی گرفته باشه، تغییرات احساسی و رفتاری زیادی تجربه میکنه 💖
این نشونهی رشد و تکامل «نهال لاغری» تو ذهنه 🌳 و میوهی واقعی این نهال، کاهش وزن و لاغری جسمیه که زمان میخواد 🍏⌛
✍️ تمرین آموزشی 📖
اگر موانع ذهنی چاقی را از ذهن خود پاک کنیم، چربی های قدیمی هم بهراحتی شروع به آب شدن میکنند! 😍
این جمله فقط یک شعار نیست، بلکه نتیجه سالها تجربه و آموزش لاغری با ذهن است.
در این جلسه، با موضوع سن چاقی و مفهوم سن تکرار چاقی آشنا شدیم. این مفاهیم به ما کمک میکنند تا بفهمیم ریشه بسیاری از چاقیها، نه در جسم بلکه در تکرار سالها باورهای غلط درباره چربیهای قدیمی است.
لطفاً پس از مطالعه و تماشای ویدیو:
- ✏️ بنویسید نگرش شما درباره سن چاقی چیست؟ در گذشته چه چیزهایی دربارهاش شنیده بودید؟
- 🏃♀️ درباره ارتباط بین چربی های قدیمی و لاغر شدن با کمتر خوردن یا بیشتر ورزش کردن بنویسید.
- 🧠 برداشت خود را از ارتباط فکر و عمل در لاغری با ذهن شرح دهید.
- 🤔 آیا کسی با اضافه وزن میتواند فقط با رفتار افراد متناسب لاغر شود؟ نظرتان را توضیح دهید.
- 💡 تاثیر لاغری با ذهن را در تغییر باورها و فرمولهای ذهنی خود شرح دهید.
- 📌 در پایان، تمرینی که از محتوای ویدیو برداشت کردید را در قسمت نظرات یادداشت کنید.
یادت باشه! ✨ تغییر باورها درباره چربی های قدیمی، اولین قدم برای آب شدنشونه! 😇
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.16 از 79 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
خیلی عالی بود این فایل
ما اگر بخواهیم فقط رفتار یک فرد لاغر رو انجام بدیم لاغر نمیشم که مگر با رژیم هامون تقریبا این کار رو انجام میدادیم ولی لاغر نمیشدیم یا لاغر نمیموندیم این ادا در اوردنه ما باید ذهنیت یک فرد لاغر رو به دست بیاریم تا به جسم لاغر برسیم
بیشتر افراد متناسب میگن ما وقتی میخوریم به چیزی فکر نمیکنیم حالا ما میآییم مثل اون آروم میخوریم یا کم میخوریم یا نمیدونم هر چیزی ما به جسم اون نمیرسیم چون ما در موقع غذا خوردن به همه چی فکر میکنم الا لذت اون غذایی که داریم میخوریم
این مورد رو میشه در مورد ادمهای ثروتمند هم مثال زد ما بیاییم ادای ادمهای پولدار و در بیاریم هی بریم خرج کنیم خوب ما ور شکست میشیم چون ما ذهنیت اونو نداریم اون در لحظه ی خرج کردن به چیزی فکر نمیکنه ، حساب کتاب نمیکنه بعد ما با ذهن فقیرمون میخواهیم مثل اون رفتار کنیم که پولدار بشیم که نشدنیه
و این صحبت استاد که چرا مثلا چالش من این و نخوردم یا من سیرم یا میل ندارم رو گذاشتن همه ی اینها به خاطر این هست که نمیدونم این باور از کجا اومده که ما برای رسیدن به هر چیزی باید یه کاری بکنیم مثلا دیگه زیاد دیدید یا شندید که برای رسیدن به خونه فلان ذکر ، زیاد شدن روزی فلان ذکر ، لاغری فلان کار ما باید بدونیم که همین جوری لاغریم، بدون هیچ کاری صاحب رزق زیاد هستیم ولی خوب متاسفانه ذهنمون قبول نمیکنه پس مجبوریم یه کارهایی انجام بدیم تا ذهنمون بپذیره ولی من میگم با ادامه دادن درست میشه بدون تمام این کارها درست میشه فقط استمرار استمرار و استمرار
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام استاد عزیز خیلی خوشحالم که دارید موانع ذهنی لاغر شدن را برای ما آموزش میدهید و چقدر حرفهاتون درسته،چقدر حق میگویید همه چیز را.
تمرین:۱,من خیلی قبل تر ها خیلی با سن چاقی آشنا نبودم تا اینکه تو باشگاه خانومی که خیلی اضافه وزن داشت و چاق بود به تازگی لاغر شده بود اما اضافه وزن داشت هنوز و گفتم اونا را هم خیلی زود اب میکنی،گفت نه اینها چربی های قدیمی هستند خیلی طول میکشه و به سختی آب میشه و واقعا در نهایت نتونست اب کنه. وقتی من اولین بار این را شنیدم گفتم وا چربی مگه جدید و قدیمی داره و بعدها هم از مربی و افراد دیگر شنیدم و کم کم اطلاعات شد باورم که چربی های قدیمی سخت تر آب میشه. و اینگونه شد که من از سن چاقی و چربی اطلاعات پیدا کردم.
۲,بین لاغرشدن چربی های کهنه با ورزش بیشتر و کمتر خوردن هیچ ارتباطی وجود ندارد. ما سن چاقی و چربی نداریم بلکه یک سری فرمولهای ذهنی را تغییر دادیم و تکرار کردیم که چاق شدیم پس با تغییر همین فرمولهای ذهنی و تکرار انهانیز میتوانیم کهن ترین چربی ها را از بین ببریم.
3,فکر و عمل ارتباط مستقیمی باهم دارند. افکار ما هستند که عمل ما را رقم میزنند. حدیثی از حضرت علی هست که میفرماید مراقب افکارت باش که گفتارت میشود و مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود و…. بله افکار ما شخصیت ما را رقم میزند.رفتارها حاصل افکارها ما هستند و جسم حاصل افکار و رفتارهای اشتباه ما
4,خیر.کسی که اضافه وزن دارد فقط با انجام رفتار یک فرد متناسب نمیتواند متناسب شود چون فقط رفتار را از او تقلید میکند نه نگرش و فکر را. چه جالب بود این سوال. یادم افتاد گاهی خودمم رفتارهای دامادمون که متناسب هست را تقلید میکردم. اون میخورد منم میخوردم نمیخورد منم نمیخوردم خخخخخ. بعد میگفتم اون انجام میده چاق نمیشه پس منم چاق نمیشم. چه خوب که متوجه اشتباه خودم شدم. خدایا شکرت. خخخ
5,لاغری با ذهن با ایجاد ابتدا احساس لیاقت و توانمندی در لاغر شدن.دوم شناسایی و رفع موانع ذهنی و تغییر فرمولهای ذهنی از سمت چاقی به لاغری و تکرار بارها بارها آن فرمولها باعث میشود که ذهن و افکار و نگرش ما تغییر پیدا کرده سپس رفتار ما تغییر کند و درنهایت جسم ما نیز تغییر میکند و متناسب میشویم.
6,بارها با خودم تکرار کنم سن چربی های کهنه و چاقی نداریم. مانع ذهنی ها را شناسایی کنم و برطرف کنم. بدونم که موانع ذهنی برطرف بشه خود به خود لاغر میشویم.
نشان های دریافت شده
سلام نگرش مادرباره چاقی : مافکرمیکنیم چربی انباشته شده دربدن باتوجه بن سن مادیراب میشه یا امکان نداره اب بشه درصورتی این افکاراشتباهه ربطی به سن نداره فقط برمیگرده به فرمول اشتباه مغز ما نه اینکه کمترغذابخوریم بیشترورزش کنیم اصلا این روش ها درست نیست افکارفردچاق بالاغرفرق داره یک فردمتناسب همیشه به اندازه نیازبدنش میخوره وهیچ ترس یاافکاراشتباه نداره ولی یک فردچاق همیشه پرخوری وافکاراشتباه داره درکل توذهن ناخوردن برابرباچاقی تعریف شده بایدزیادفایل گوش بدیم وتمرین وتکرارکنیم
نشان های دریافت شده
هر لحظه از زندگیم که چاق بودم رو من فک میکردم که سن چاقی هست . حالا من این سن چاقی رو تو یه کانال دیدم توی تلگرام یه گروه پزشک بودن و یه چیزایی راجع به این میگفتن و من اونجا در موردش شنیدم که میگفت : دلیل برگشت وزن شما در گذشته که رژیم گرفتین این هست که شما تمام اضافه وزنتون رو کم نکردین و بخشی از سلول های چربی که بهشون میگن سلول های مادر مثل انبار چربی ها عمل میکنند تا زمانی که سلول های مادر وجود دارند و حتی شما یک کیلو اصافه وزن دارید این انبار وجود داره و بدن شما تمایل به ذخیره ی چربی ها داره . و اگر اون سلول های مادر رو که همون چند کیلوی اخر هست و به فلاکت و بدبختی آب میشن رو تونستین از بین ببرین اونوقت خانه ی چربی ها رو خراب میکنید . من تا اینو خوندم با خودم گفتم وای دلیل این همه سال بدبختی رو فهمیدم حالا فهمیدم چرا وزنم بر میگشته و کلی ادم که تحت نظر این پزشکان بودن و لاغر کرده بودن و اینا آموزش های خصوصی وقت هاشون پر بود و من ماهها توی کانالشون عضو بودم و بعد لفت دادم . ولی باوری که کاشته بودن ماندگار بود .
مورد بعدی اینکه من شنیده بودم کسی که زیاد رژیم گرفته بدنش به رژیم مقاوم میشه و خیلی سخت این چربی ها آب میشن هر دفعه سختتر میشه .
و جالبه آزمایش هایی که روی مغز انجام شده بود که این وقتی چند کیلو آب میشه وحشت میکنه و فک میکنه ما در حال مرگ هستیم و کاهش وزن رو هر طور شده متوقف میکنه و ما دچار استپ میشیم
جالبه هر بار که میخواستم وزنمو کم کنم من اینا تو ذهنم میمومد و کار رو سخت میکرد و این اواخر به سختیش ایمان اورده بودم میگفتم نمیشه و برای خودم تو ذهنم دلیل می اوردم .
در صورتی که تو امین یک ماه من شاهد تغییرات خودم بودم توی وزنم .
الان که بهش فکر میکنم فقط خنده ام میگیره .
این طرز فکر رو من هنوز تا چند روز پیش به صورت خیلی پنهان و زیرکانه داشتم و دچار یه سری مشکلات شدم توی مسیرم حال بدی داشتم ولی سعیمو کردم دوباره از روی زمین بلند شم و ادامه بدم برای همین به خودم و شجاعتم افتخار میکنم یه شانس عالی که توی این مسیر دارم همسر نازنینم هست که همیشه مشوق من هست و هر وقت ناامید میشم باهاش حرف میزنم .
به هر حال من فک میکردم خب حالا این چند کیلو رو کم کردم الان باید بیشتر تلاش کنم تا یه چیزی میخوردم این وسواس میومد سراغم من تو این چند روز به جایی رسیدم که به شدت از محتویات ذهنم میترسیدم و هر چی بیشتر تمرکز رو روی اشتباهاتم میگذاشتم دومینو وار بیشتر میشدن در حدی که حالم بد بود
واقعا ما به هر چی تمرکز کنیم همون برامون بیشتر میشه . خب حال خرابی چند روز من باعث شد درس بزرگی بگیرم اینکه افکار من هیچ قدرتی ندارن و فقط یک صدا هستن .من هستم که با توجه کردن بهشون و همراهی کردنشون بهشون خوراک میدم تنها کسی که میتونه منو امیدوار یا ناامید کنه فقط خودم هستم انگار دیشب به قدرت خودم بیش از پیش پی بردم و این یعنی تکامل پیدا کردن به مرور زمان و با تجربه .
این باز یه نقطه قوت هست برای من طرز نگاه من عوض شده نسبت به گذشته و بسیار خوشحالم .
تو این مدت سه روز که حال من خوب نبود اما سعیم رو کردم و ادامه میدم .
مخلص کلام اینکه همه چی نگرش انسان هست نه چربی کهنه هست نه چربی جدید نه خوردن و نه نخوردن فقط ذهن هست فقط ذهن به قول استاد هر چی مانع تو این سالها درست کردیم رو باید یکی یکی از بین ببریم و مسیر لاغری رو هموار کنیمو فقط بریم و ادامه بدیم در هر شرایطی حالمون خوب یا بد فقط ادامه بدیم .
ذهنیت فردچاق باید به مرور اصلاح بشه به مرور فرد چاق یاد میگیره که خوراکی ها ترس ندارن به مرور یاد میگیره که غذاها تقصیری ندارن به مرور ولعش درمان میشه به مرور لاغر میشه و همه ی این تغییرات اروم اروم اتفاق می افتن .
و در ابتدا ی مسیر که هنوز چیزی بلد نیستیم ما نمیتونیم فقط رفتار رو تقلید کنیم وقتی ذهنیت بیماری داریم که بیاید درست بشه و خود این ذهنیت منفی ما نسبت به مسئله خوردن و خوراکی ها اون موقع که مثل متناسب ها هم رفتار کنیم میاد سراغمون پس باید ذهن درمان بشه و لاغیر.
ما هزار بار با همون ذهنیت قبلی رژیم گرفتیم و ورزش کردیم اما نتایج دوباره برگشت . ذهن ما همیشه پیروزه نسبت به عملمون پس ما باید این جریان و ذهنیت رو اروم اروم یاد بگیریم .
من همین ابتدای مسیر هستم دو کیلو تا سه کیلو کم کردم و قرار هست دو کیلوی بعدی رو هم کم کنم الان بنا به دو کیلوی دوم رو گذاشتم .
بیشتر تاثیرات درونی داشتارزشمندی داشته برای من از وقتی داخل سایت هستم انسان مثبت تری شدم حال خوبمو مدیون اینجام طرز فکر من عوض شده فهمیدم ولع من به طور کامل درمان نشده اما میدونم که ارتباط مستقیمی بین محتوی ذهن چاق و ولع وجود داره هر وقت من ناامید شدم از لاغری ولع برگشت و هر وقت من امیدوار شدم ولع رفت .
من قبلا خودم رو انسان بی اراده ای می دونستم اما حالا میفهمم که اتفاقا خیلی با اراده هستم .
من هرگز قبل از این نتونسته بودم ذهنم رو اینقد خوب درک کنم و از بالا بهش نگاه کنم گرچه هنوز هم درگیری های خودمو دارم اما تا حدودی فهمیدم ذهن چاق چی میگه .
من هر باور غلطی رو از همونجا که میخواد وارد بشه به همون گوینده اش میگم ببین اینطوری نیست و نه تنها باور نمیکنم تا جایی که اگاه باشم بلکه باورای گوینده اش رو هم نقد میکنم و متوجه شدم هیچکی هیچی نمیدونه اصلا بهش فک نکردن . همون افرادی که حرفاشون برا من مث سند بود الان متوجهم که انسانند و نادان مث خودم پس حرفاشون چشم و گوش بسته قبول نمیکنم .
بسیاری از باور های من مثل لاغری کار سختیه
خوردن باعث چاقیه فلان خوراکی اینطور میکنه و …. دیگه اعتبارشون خیلی کم شده در حال نابودی هستن . من متوجهم که چقدر قدرتمندم فقط کافیه بفهمم همه چی از وجود خودم هست
فهمیدم نوشتن چقد حالمو خوب میکنه عاشق نوشتن شدم تا حالم بد میشه مینویسم و حالم خیلی بهتر میشه .
صدای حمایتگر درونی من پررنگتر شده الان بیشتر به حرف اون گوش میدم وقتی وجه منفی صداش بلنده اون کمرنگه ولی به محص اروم شدنم دوباره حرفای قشنگ قشنگ و امیدوار کننده میزنه .
من همیشه عاشق مسافرت رفتن بودم اما اینکه همیشه مشکل داشتم که چی بپوشم که بهتر به نظر بیام منوازار میداد و حتی خجالت میکشیدم از اینکه به فروشگاه برم و برای خودم لباس تهیه کنم خاطرات دوران های قبل برام زنده میشه که بازار رو شخم میزدم که لباس گیرم بیاد بپوشم و اصلا اعتماد بنفس خرید کردن ندارم و این خیلی حالموخراب میکنه خدا خواست و شده و قرار هست اخر هفته برم شمال و حتی وقت نمیکنم برای خودم اینترنتی لباس سفارش بدم و من مجبورم خودم برم خرید این خیلی منو بهم میریزه میخوام این دفعه یه جور دیگه متفاوت از قبلا باهاش برخورد کنم و حس خوب من نسبت به خودم نباید به لباسایی. که میپوشم وابسته باشم یا به نطر دیگران و تایید اونا وابسته باشه باید با هر چی که میرم حسمو خوب کنم حالمو خوب کنم هر طور شده . تنهایی و تنهایی .امروز هم میخوام بدون ترس برم بازار برای خودم خرید لباس کنم خوشگل مشگل کنم حال ببرم از زندگیم .
سپاس فراوان از استاد عزیزم برای روشن کردن مسیر زیبای لاغری
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به همه دوستان
هر زمانی که برای لاغری برنامه ریزی داشتم تو ذهنم اولین فکر این بود که اوایل وزن کم کردن خیلی راحته چون اون اضافه وزن تازه هست و آب شدن چربی براحتی انجام میشه ولی بعد یه مدت باید خوردنت رو کم و فعالیت بدنی رو زیاد کنی تا لاغر بشی وگرنه غیر ممکنه چربی ها آب بشن و تصورم این بود که چطور چربی با حرارت زیاد تبدیل به آب میشه چربی های بدن من هم همین جوری باید آب بشن
یه توهم خیلی ترسناک هم داشتم که بعد از ورزش اگر تشنه ام میشد نمی تونستم آب بخورم چون فکر میکردم که اگه آب بخورم چربی های آب شده چون از بدنم خارج نشده دوباره جامد میشن و زحمت من به هدر میره پس اگر از تشنگی هم میکردم آب نمیخوردم تا برم دستشویی و بعد یکی دو ساعت آب میخوردم الان که فکر میکنم چقدر مغزم رو با توهمات شستشو داده بودم و به حال اون روزهای خودم تاسف میخورم که با کارهای که میتونستم انجام بدم و زندگی لذت بخشی داشته باشم با عذاب دادن خودم خراب کردم و همش استرس اینکه زودباش بجنب چاقتر شدی چربی های بدنت کهنه تر بشه مار سختتره
لاغری با ذهن دریچه جدیدی به روی من باز کرده که نه تنها در لاغری بلکه در خیلی از رفتارها و تفکراتم تاثیر خوبی گذاشته و دیگه مثل قبل عجول نیستم بنظر من رفتار مثل آدمهای متناسب برای ما چاقها زمانی درست انجام بشه تفکراتی مثل آدم متناسب داشته باشیم تا وقتی فکر و ذهنمون مشغول افکار چاقی باشه نمیتونیم رفتار افراد متناسب رو داشته باشیم
من با هر قدمی که در این مسیر برمیداریم یک مانع ذهنی جلوی روم سبز میشه و فکر میکنم که این آخرین مانع هست ولی روز بعد یک مانع دیگه پیدا میشه اوایل میگفتم که تا کجا میخواد پیش بره ولی الان با هر مانعی که پیدا میکنم خوشحالم که راه برای لاغریم هموارتر میشه و این مسیر روز به روز برام شیرینتر
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد روشن و دوستان آگاه و مهربانم
روز دوم از ماه دوم حضورم در این یهشت
یادمه قبلا من هر وقت رژیم یا ورزش میکردم و لاغر میشدم یکی از خواهرام که ۲۵ سال از من بزرگتر بود میگفت که ببین هنوز به چهل سالگی نرسیدی بعد چهل سالگی لاغرکردن سخت میشه سوخت و ساز بدنت پایین میاد پس تا چهل سالت نشده خودتو لاغر کن
آقا میگذشت و من چهل سال رو رد کرده بودم بازم با رژیم و ورزش لاغر میکردم یه مدت و باز خواهرم که به سن یائسگی رسیده بود میگفت ببین اگه پنجاه سالگی رو رد کنی اصلا دیگه به راحتی چربی ها آب نمیشن با نزدیک شدن به یائسگی سوخت و ساز خیلی بیشتر پایین میاد
از طرفی من همیشه تو باشگاه ده پونزده کیلوی اول رو به راحتی تو دوماه کم میکردم و مربی م بمن میگفت دیگه رسیدی به چربی های کهنه
وقتی روند کاهش وزن من کم میشد ربطش میداد که ببین این چربی ها کهنه و قدیمی ان و به پوستت چسبیده و آب کردنش خیلی سخته
مربی م میگفت منم چون قبولش داشتم اینو تو ذهنم قبول میکردم
ناخودآگاه هم همین نتیجه رو میگرفتم دیگه نمیتونستم تو دو ماه بعدی پانزده کیلو کم کنم و نتیجه لاغریم خیلی کمتر میشد
این باور چنان تو ذهن من قدرت میگرفت که از یه جایی به بعد من هر چی رژیم سختتر و ورزش بیشتر انجام میدادم وزنم استپ میکرد
حالا دیگه رژیم شوک میدادند بهم
یک هفته تا میتونی بخور دوباره از اول نخور
ازین مزخرفات که منم به شدت میترسیدم تو اون یک هفته که میگفت آزادی هر چی میخوای بخوری بخور و من باز از ترس چاقی نمیخوردم یکم چیزهای سالم رو بیشتر میکردم همین ،اصلا سمت ناسالم ها و هله هوله نمیرفتم
بازم هر کاری میکردیم وزن من تو استپ میموند
و اینجا بود که همیشه اون چرخه معیوب چاقی لاغری دوباره مسیر جدید چاقتر شدن رو در پیش میگرفت
هی نمیخوردم میرفتم رو ترازو میدیدم تغییری نکردم یا تازه چند گرمی اضافه هم کردم
خدا نمیکرد وزنکشی من دوران پریودم اتفاق میافتاد یهویی تا سه کیلو وزن من رو بیشتر نشون میداد
ببینید چنان غم بزرگی در من شکل میگرفت چنان اندوهگین و افسرده میشدم میخواستم به همه تو خونه حمله کنم یعنی منتظر یه بهونه ی کوچیک بودم که به پسرم و همسرم یپرم
بعضی وقتا بهشون میگفتم بینید من پریودم اصلا نزدیک من نشید حالم خوب نیست تازه شکمم هم کلی تو اون دوران ورم میکرد
بعد هی میدیدم همسر و پسرم هر چی دوست دارند میخورند و اصلا مثل من چاق نیستند و متناسبن ،همسر من یک بشقاب پر ناهار برنج میخورد اونوقت من پنج تا قاشق میشمردم پسر من هر روز چیپس میخورد
خسته و افسرده و ناامید میشدم یهو قید همه چیز رو میزدم
منم پا به پای اونا شروع به خوردن و ریزه خواری و هله هوله خوردن میکردم
و ته ذهنم میگفتم من که چه تلاش کنم چه نکنم وزنم کم نمیشه پس چرا نخورم و همش تو عذاب و رنج و سختی ورزش باشم
یهو ورزش و رژیم و باشگاه رو تعطیل میکردم
بسرعت برق و باد پانزده کیلویی که با اون همه زحمت کم کرده بودم تو ده بیست روز برمیگشت به آسانی آب خوردن
حالا ولی من تغییر کردم دیگه به هر مزخرفی که اطرافیانم بگن گوش نمیدم باورش نمیکنم چون آگاه شدم و فقط ته دلم میخندم و میگذرم و میگم باشه تو راست میگی حتی باهاشون بحث نمیکنم
در مورد هر مسئله مربوط به چاقی لاغری با کسی صحبت نمیکنم
آقا من به این روش لاغری با ذهن ایمان دارم به استاد روشن که همسن خودم و یه دهه شصتیه نازنینه
و راهش ایمان دارم دیگه راه و روش جدید خودمو میرم
اطلاعات جدیدی که یاد میگیرم رو جایگزین اشتباه هایی که سالها تو مغزم کردم و نتیجه نداده میکنم
من دیگه چیکار دارم چربی من چطوری آب میشه چه اهمیتی داره اصلا
کلی هم تو وویس استاد تو این قسمت خنده م گرفت طرف نگران بوده و چندشش میشده چربی هاش که آب میشده چرا از طریق مدفوع دفع میشده
بابا تروقرآن چربی های من
شما آب بشید از هرجا عشقتون میکشه برید بیرون ،اصلا میخواهید بیل و کلنگ و وانت بیارم از بدنم بکنم بریزمتون دور
اصلا تبخیر بشید بخار بشید دود بشید ذوب بشید
هر کوفت و زهر ماری که میخواهید بشید برای من فرقی نمیکنه
من فقط از دیدن هر روزه باریک شدن کمرم و صافتر شدن شکمم لذت میبرم
چه فرقی میکنه مکانیسم دفع شما رو بدونم یا بخوام تحقیق کنم مگه دیوونه ام وقتم رو به جای تمرکز رو تمرینات و لاغری بزارم از کار شما سر در بیارم
اصلا میخواهید از بالا به پایین آب شید یا از پایین به بالا
والا بوخودا چه فرقی بحال من میکنه
من نتیجه لاغری و تناسب برام مهمه حالمو خوب میکنه
من وقتی میام گروه اونهمه دوست بهم پیام محبت آمیز میدن هر روز استادم بهم یه عالمه مدال داده که تازه اونم نمیدونم چی به چیه اینا حالمو خوب میکنه
من وقتی میام جواب کسی رو یا محبت پاسخ میدم حال خوب و انرژی مثبت به هم گروهی هام میدم حال خودمم خوب میشه
چرا الکی برای خودم سوژه بتراشم که مغزم درگیر اون بشه
والا یه عمری همه به مادر من گفته بودند این دختر آخریت یعنی من(مژگان ) چون تو سن ۵۶ سالگیه مادرم بدنیا اومدم میگفتند عقب افتاده میشه
والا من نه تنها عقب افتاده نشدم تازه تو فرزانگان تهران تیزهوشان درس خوندم و با مریم میرزاخانی خدابیامرز تو آمریکا هم مدرسه ای بودم و چندین مدال المپیاد ریاضی آوردم تازه باهوش تر از بقیه بودم
مامان من ۱۶ شکم زاییده بود و هفت تای ما زنده مانده بود که آخرین بچه و ته تغاری من بودم
منم بدنیا اومدم خیلی زود پدرو مادرم چون پیر بودند فوت شدند تازه هر دو بیسواد بودند و اصلا نمیدونستند تیزهوشان چی هست تازه الآنم پسرمم تیزهوشان درس میخونه
پس ول کنیم این افکار کهنه ی قدیمی رو ،هر کی هر چی میگه زود باور نکنیم
من از وقتی اومدم اینجا هر حرفی رو براحتی از دیگران ناآگاه نمیپذیریم
الآنم بهتون ثابت میکنم دیگه با ۴۳ سال سن ،ماه اول که هفت کیلو کم کردم
الان ماه دوم هستم بهتون ثابت میکنم که کم کردن وزن من ربطی به اینکه ماه چندم هستیم نداره
تازه زمانی که من تمریناتم رو انجام بدم تجسم شبانه یادم نره به سایت سر بزنم عمل کنم استمرار و تمرین داشته باشم باور داشته باشم این نکاتی که استاد میگه رو
من مثل آب خوردن لاغر خواهم شد
همون طوری که دارم میشم
دوستتون دارم و امیدوارم همه ی دوستانم مثل خود من که اینقدر. قشنگ لاغر شدنم رو پذیرفتم و باورش کردم و روز به روزم دارم لاغر میشم باور و عمل کنند
من نمیگم و نمی رسم چرا فقط میبینم که تمایلات خوردن من زمین تا آسمان تغییر کرده قبلا از خوردن یسری آت آشغال لذت میبردم الان از خوردن یکسری چیزهای دیگه
به اندازه میلم از هر چیزی میخورم هیچ غذایی ممنوع نیست ولی بعد ۴۳ سال فهمیدم فرمان سیری چیه و کی سیر میشم
قبلا شکم من ته نداشت تو عمرم نفهمیده بودم سیری چیه و چه حسی داره
چیزی که الان به وفور تجربه ش میکنم
مثلا همین دیشب اناربزرگی نصف کردم نصفش رو خوردم دیدم دیگه میلی ندارم سیر شدم گذاشتمش تو یخچال امروز خوردمش
در صورتی که قبلاً پنج تا انار بزرگ دوم میکردم با قاشق و گلپر میافتادم به جونش ،حریصانه میخوردم چون عاشق انار بودم و هستم
خدایا فقط تورو شکر میکنم
خدایا قربونت برم
خدایا مرسی که دست ما آدم معمولیا گنه کارها رو هم میگیری
خدایا تو چقدر خوب بودی چقدر نعمت به من دادی و من کور بودم و شکرت نمیکردم و همش احساس افسردگی میکردم و دنبال فقط مهاجرت بودم
فکر میکردم مهاجرت کنم همه چیز تغییر میکنه
الان دیدم این ذهن کنه که باید تغییر میکرد
نشان های دریافت شده
سلام فرزانه هستم گام ۱۸از صدگام،منم به شخصه خیلی به نحوه آب شدن و از بین رفتن چربیها فکر میکردم همیشه ،همیشه فکر میکردم من شروع کنم به رژیم گرفتن هفته های اول وزن زیادی رو کم میکنم اما بعدش به سختی وزنم پایین میاد ،از طریق اطلاعاتی که از بیرونم گرفتم همیشه فکر میکردم هرچقدر سنم بره بالا چربی ها کهنه تر میشه و از بین رفتنش سخت تر میشه ،حتی یادمه ی مدتی باشگاه میرفتم زیاد تغییر نکردم دوستم میگفت زمان میبره چربیهات قدیمین ابتدا چربیهات به تکه های کوچیک تبدیل بشه بعد آب بشه 😂😂😂و منم همیشه تصویرسازی میکردم که این چربیها تکه تکه میشن بعد مثل کره ای که میزاری رو اجاق آب میشه ،آب میشه.اینکه سنم بره بالا سوخت و ساز بدنم پایین میادو لاغر شدن سخت میشه.اینکه چربیها هم تکه تکه میشن و از بدن دفع میشن هم خیلی شنیدم و از این واقعا میترسیدم هربار بهش فکر میکردم برام ترسناک بود .راجب ظاهرم و اینکه لاغر شم صورتم زشت میشه صورتم لاغر شه بدشکل میشم ،پوست بدنم شل و افتاده میشه بد شکل میشه 😐😐، ریزش مو میگیرم ،اول بالا تنم لاغر میشه و بد لاغر میشم😐😐خدارو هزار مرتبه شکر که الان آگاه شدم و هرروز آگاهی جدید کسب میکنم و به لطف خدا این افکار مزخرف رو دارم میشناسم و افکارجدید و قشنگتری رو یادمیگیرم و جایگزینش میکنم من تو این راه دارم کلی لذت میبرم ذوق دارم و اصلا عجله ای ندارم برای کم کردن وزن زیاد در مدت کم بنظرم خیلی مهمه آرامش داشته باشیم به بدنمون زمان بدیم عجله داشتن انگار همه چیو خراب میکنه ،وقتی من تو این راهم و حالم خوبه چرا عجله ،اصلا چربیهای من شما آب بشین من اصلا به این فکر نمیکنم شما چجوری از بین میبرینچجوری دفع میشین من اصلا کاریتون ندارم 😂😂میدونم بدن من هوشمنده و خودش کارش و به درستی انجام میده و از طرفی به این راه ایمان دارم به قدرت ذهنم ایمان دارم و میدونم حالت ایده آل بدن من متناسبه .افردا متناسب هرگز همچین افکاری رو در ذهن خود نداشتن ،اونها هرگز زمان خوردن مواد غذایی در ذهن خود آنالیز نمیکنن که این مواد غذایی چاق کنندس خوردنشون این ساعت باعث چاقی میشه و افکاری مثل اینها ،براتون آرزوی بهترینا رو دارم ممنونم که وقت گذاشتین و متن منو خوندین♥️♥️
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر
نشان های دریافت شده
سلام چاقی مابرمیگرده به فرمول اشتباه ذهنی وهمیشه فکرکردیم وقتی سن میره بالا دیگه لاغری امکان پذیرنیست وچربی هاسفت شدن درصورتی تمام این نگرش ها اشتباه بوده ربطی به بالارفتن سن نداره چربی ها طبق لاغری باذهن شروع میشه به ذوب شدن بدوناینکه مامتوجه بشیم وروزبه روز خوش اندامترمیشیم ونبایدبه منطق ذهن همون شیطان توجه کردچون نمیزاره مابه موفقیت برسیم ونباید پرخوری کنیم بعدبگیم لاغرمیشیم اصلا اینجورنیست بایدنیازبدنمونوبشناسیم وهروقت گرسنه بودیم بخوریم وقبل سیری دست ازغذابکشیم وهرروز بایدفایل گوش بدیم وتمرین هاروانجام بدیم تا توذهن مانهادینه بشه وبشه عادت ولاغری باید یادبگیریم نبایددرطی مسیرعجول بودباید باارامش به مسیر پیشرفت ادامه داد وهمیشه درحال یادگیری باشیم همیشه شاگرد یادگیری باذهن باشیم نه تاچندتافایل گوش دادیم بگیم تمام وفوری لاغرمیشم نه اینجورنیست لاغری باذهن دریایی از فرمول هست وما فقط باتمرین وتکرارمیتونیم به موفقیت برسیم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
گام ۱۸ از صد گام
سن چاقی و آب شدن چربی ها
فایل بسیار آموزنده در مورد آب شدن چربی ها البته من خودم در مورد اینکه این چربی ها چطور میخوان آب بشن فکر نکردم ولی شنیدم که قرص های چربی سوز میگرفتن استفاده میکردن و میگفتن که چربی را آب میکنه و از طریق دفع بیرون میاد و خودم هرگز استفاده نکردم اما تا دلت بخواد وقتی تو رژیم بودم به این فکر میکردم که وای پوستم شل شده چروک شده لاغر شده بازوهای من افتاده شدن دستهام لاغر شده خیلی این زیبایی رو مخم بود و مهم بود وهمیشه این مثال را میشنیدم که یک تیکه گوشت صد عیب را بپوش و میگفتن راست میگه من چربی هام آب شدن زشت شدم و دیگه چاره ای نبود چون لاغری را میخواستم به قول استاد به متناسب ها نگاه میکردم که خدایا چرا اینقدر میخورن و لاغر هستن منم نمیخورم چرا چاقم و جواب تمام سوالات خودم را از وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم گرفتم که نگرش من با متناسبها فرق میکنه من میگم پرخوری اما اونا اصلا نمیدونن پرخوری چیه اونا میگن سیری و اینکه از وقتی از تمرینات لاغری با ذهن استفاده میکنم زیباتر شدم جوان تر شدم پوستم سفت تر شده و خیلی تغییرات دیگه
من اصلا دیگه به پوست و اینا فکر نمیکنم چون میدانم تمام اندام ها اصولی لاغر میشن و تنها راه متناسب شدن لاغری با ذهن هست و چقدر اسان لاغر میشیم .
تشکر از استاد عزیز
نشان های دریافت شده
به نامخدای هدایتگرم
سلامی گرم خدمت استاد
گام ۱۸: سن چاقی و آب شدن چربی ها
من با دیدن فایل متوجه شدم این سد رو در ذهنم داشتم
چون دقیقا همین که استاد گفتن ۵ کیلو اول و دوم خیلی راحت کممیشدن ولی بقیه اش به سختی میخورد
.
الان دیگه نمیپذیرم این باور رو
به اینصورت که به خودم گفتم جهان هستی هر لحظه در حال ساخت و ساز و گسترش و پیشرفته
پس از الان به بعد اون باورها پودر میشن میرن چون هم من فهمیدم اشتباه میکردم هم به جهان اعلام میکنم من اشتباه میکردم،شما که قدرت فوق ایدیهم هستی اون باورها رو از من بگیر
من اشتباه کردم
و اعتراف میکنم که اشتباه کردم
اعتراف میکنم چون میدونم تا من اعتراف نکنم که مقصرم ، هیچ نیرویی اجازه دخالت در امور من رو نداره
به من چه که چطور قراره اون باورها پودر بشن
من فقط میدونم خیر پایدار هست و شر پایدار نیس
من فهمیدم چیزی به نام لامپ تاریکی نداریم
ولی لامپ روشنایی داریم
وقتی نور نباشه تاریک میشه
در نبود روشنی ،تاریکی پیش میاد
در نبود دانسته های صحیح درباره تناسب اندام ،اطلاعات غلط اضافه وزن جولان پیدا کردن
الان لامپ روشنایی باور های صحیح تناسب اندام رو روشن کردم ..و دیگه جایی برای اون تاریکی و باورهای غلط نمیمونه
همون مثال رو که استاد گفت چربی ها قل قل میکنن و آب میشن
من اونو واقعا در ذهن خودم میارم و میگم لامپ تناسب اندام رو زدم و چربی ها در این روشنایی ،ذوب میشن و از بدنم خارج میشه..مثل لامپ های گرما دهی که توی کرسی ها قدیم بوده
مثل المنت که گرما میده و اگر روغن جامد کنارش بگیریم ،ذوب میشه
این اطلاعاتی که در این سایت دارم یاد میگیرم مثل همون المنت روشن شده و باورهای قبلی راهی ندارن جز آب شدن و رفتن
تغییر جالبم رو بگم
هر روز قربون صدقه چربی های بدنم میرم و میگم عزیزانم ببخشید این همه سال با باورهام شما رو زندانی کرده بودم در بدنم
شما آزاد آفریده شدید ولی من باعث زندانی شدن شما شدم
الان شما رو آزاد میکنم برید در طبیعت آزاد باشید
.
.
یه نکته طلایی که از این فایل در ذهنم بولد شد این بود که استاد گفت :وقتی شما باورت نسبت به خوردن ،چاقی هست،پس چه تفاوتی برای تو میکنه کم بخوری یا زیاد….و گفتن بارها شده بود رژیم میگرفتیم و بعد از چند روز آنقدر عذاب وجدان داشتیم میگفتیم کاش اینم نخوریم
.
من با این مساله مواجهه بودم …استاد دست میزاره روی واقعی ترین واقعیت های ذهن ما
.
و مثال زدن از اینکه دیدیم افرادی که لاغرن و خیلی هممیخورن و چاق نمیشن و ما میبینیمشون و حرص میخوریم
اینم باز درباره من صدق میکنه
یه اینفلوئنسر خارجیه که من فالو دارمش توی اینستا ،ایشون خیلی معروفه و خودشم محصولاتی داره و درباره مواد غذایی چی مضر چی مضر نیس حرف میزنه و جالبه که هر روز در حال آشپزی
روزی سه وعده غذا میخورن خودش ،خانمش ،بچه اش، دسر درست میکنه میخورن ،آخر شبا دسر میخوره موقع فیلم دیدن
و هر سه نفر خانواده متناسب هستن
خودش و خانمش نزدیک به اسکینی هم هستن …خودش و خانمش پاهای لاغری دارن…و من که ۷ سال این رو فالو دارم و کلا بدی کرب و هیدرات رو ایشون گذاشت توی سر من ،همه اش در عجبم که پس چطور انقدرررر میخورن ولی لاغری
یعنی روزی سه وعده آشپزی میکنه
صبحانه هم مفصل آشپزی میکنه
بعدم ناهار
بعدم شام
و دسر
الان میفهمم که اون اصلا فکر نمیکنه خوردن باعث چاقی میشه .
به همین دلیل هر چقدرم بخوره ،چاق نمیشه
تاااااازه خودش میگه من هر وقت میرم مسافرت لاغرتر میشم
و چون خیلی سعی داره ،ماهیچه زیادی داشته باشه و به قول خودش لاغر شدنش جلوگیری میکنه که قوی ورزش کنه و ماهیچه بسازه ،این نشون میده حتی باورش اینه اگر از سه وعده کمتر بخوره لاغر میشه و این خوب نیس
.
تمام اینا دارن به من میگن باورهای اضافه وزن ،چرت ترینن
اصلا واقعیت ندارن
انرژی خوارن
و من این انگل رو از تنم پاکسازی میکنم تا نعمت تناسب اندام رو نمایان کنم
.
.
خیلی از تغییراتم خوشحالم
استاد مرسی
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد گرامی و محترم وهم مسیری های عزیز
من اوایل که فرد چافی را میدیدم برام عادی بود چون همیشه آن فرد را چاق دیده بودم و فکر می کردم که او برای همیشه چاق می ماند.ولی از زمانی که با روش لاغری با ذهن آشنا شدم دلم میخواد به همه آنها بگم میتونید لاغر شوید ولی از آنجایی که آنها باور ندارند سکوت می کنم.
به نظر من حرف استاد کاملآ درست است من هم به کهنه بودن چربی ها اعتقاد ندارم و این افکار و عادت های اشتباه است که کهنه شده و ما با یاد گرفتن لاغری با ذهن باورهای درست را تبدیل به نگرش می کنیم آنها را تکرار می کنیم تا عادت های درستی داشته باشیم و لاغر شویم.
کمتر خوردن دران قسمت از خوردن که بدن به آن نیاز دارد اصلأ صحیح نیست و عادت های غذایی اشتباه مربوط به آن قسمت از خوردن است که اضافه هست آنجایی که بدن نیاز ندارد یعنی گرسنه نیستی و به زور با دهان چشم و گوش خوراکی وارد بدن میکنی.
اگر افکار ما از اول دستکاری نشده بود ما هر اندازه که غذا نیاز داشتیم می خوردیم و پرخوری نبود و چاق هم نمی شدیم ولی حالا که افکار ما در مورد خوراکی ها دستکاری شده باید زبان بدن را درک کنیم تا عادت های اشتباه ما را وادار به پرخوری نکنند.
فرد متناسب نسبت به بدنش غذا می خورد و فرد چاق هم باید رفتار و افکار خود را کمکم تغییر دهد تا زبان بدن خود را پیدا کند.وفرد چاق نمیتواند مثل یک فرد متناسب باشد میتواند کمی از رفتار درست او کمک بگیرد و لی مثل او نمیشود.من اول لاغری با ذهن را با تمام وجود باور کردم و هر جلوتر میروم میبینم که رفتار غذایی من نادرست است.ودقت می کنم به رفتار افراد متناسب اطرافم امیدوارم بهترین نتیجه را بگیرم من به کمک خدای مهربانم ایمان دارم او مرا یاری می کند و بهترین ها را برایم میخواهد.