✨ تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی مثل عینکیست که روی چشمهایمان میزنیم! 🕶️
یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که میتونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطبنما مسیر زندگیمون رو تعیین میکنن. 🧭
پس وقتی نگرشمون رو با فرمولهای ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگیمون رو با دست خودمون میسازیم! 💪✨
تاثیر فرمول های ذهنی
حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.
اگر شما عینکی با شیشه های آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی می بینید که رنگ آبی آن غلیظ تر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشه های رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.
دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشه های رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما می رسد می گذارند.

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشه های رنگی تغییر رنگ می دهد، تصویری که توسط شما دیده می شود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 🧠⚖️
فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن میبینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که میبینیم رنگ همان شیشه را میگیرد.
در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.
این مثال روشنی از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونهای برنامهریزی شده که نتیجه نمیگیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل میگیرد.
✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمولهای ذهنی رقم میخورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.
مثال دیگر تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی میشود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.
این فرمول آنقدر قدرتمند است که میتواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫
دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم میگذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده میشود، فرمولهای ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر میدهند.
وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث میشود ذهنت آن باور را پررنگتر کند و آنجاست که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️
مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅
مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاقکنندگی دارد»، هر بار که نان میخورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگتر میکند و پیشاپیش قبول کرده که چاق میشود! 🤯 این دقیقا نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است.
اما واقعیت چیست؟ خیلیها نان میخورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمیشود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که میتواند چاقمان کند.
اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، میبینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آنها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن میبینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاقکننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟
راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️♂️
وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق میشوند و برخی نه؟
تنها تفاوت، فرمولهای ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن میشود.
جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه میکنید، بدون اینکه بخورید، ذهنتان افکاری را مرور میکند که از همان فرمولهای ذهنی ناشی میشود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که فکر میکنیم!
نتیجهگیری 🌟
اگر میخواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمولها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین میکنند.
مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همانطور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمول های ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨
از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچههای خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بینظیر بود!
اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاقکننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه میخوردم، مطمئن بودم دارم چاقتر میشوم.
وقتی رژیم میگرفتم، تلاش میکردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام میشد یا عصبی میشدم، اولین چیزی که سمتش میرفتم همان کلوچه بود! 🍪😅
حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچهفروشی رد میشدم و بوی کلوچهها به مشامم میرسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاقکننده بودنش فکر میکرد؛ نمونهای واضح از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.
این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجهی فرمولهای ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️
این تجربه نشون میده که فرمولهای ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر میگذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمیکنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنشهای ذهن و بدن ما رو شکل میده.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠
نکته جالب این است که یکی از دوستان متناسب من، درست مثل من عاشق کلوچه بود، اما هرگز باورهای ذهنی من درباره چاقکننده بودن کلوچه را نداشت! 🤔
نه تنها فرمولهای ذهنی ما درباره کلوچه فرق داشت، بلکه نحوه خوردنمان هم کاملاً متفاوت بود.
دوستم همیشه کلوچه را بعد از ناهار و فقط برای لذت بردن با چای میخورد، اما من سالها همین کار را تکرار میکردم، حتی زمانی که واقعاً سیر بودم! 🍽️🍪
او هر وقت کلوچه میخورد، میگفت: «من کلوچه خوردم، سیرم!» و دیگر غذای اضافه نمیخورد، اما من کلوچه را اصلاً به عنوان غذا حساب نمیکردم؛ فقط یک خوراکی خوشمزه بود که برای تفریح و لذت بردن میخوردم. 😋
ترکیب فرمول های ذهنی و تاثیر آن بر اضافه وزن ⚖️
فرمولهای ذهنی ما مثل قطعات یک پازل هستند که وقتی کنار هم قرار میگیرند، رفتار و احساس ما را شکل میدهند.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار مهم است و میتواند حتی روی کوچکترین انتخابهای غذایی ما اثر بگذارد.
من باور داشتم که کلوچه غذا نیست، بلکه فقط یک خوراکی خوشمزه و تفریحی است، اما همزمان باور داشتم که «کلوچه خاصیت چاقکنندگی دارد».
این دو باور با هم ترکیب شدند و باعث شد بارها کلوچه را حتی وقتی سیر بودم بخورم، و هر بار این باور تقویت شود که چاق شدن من طبیعی و اجتنابناپذیر است. 😞🍪
راهکار من در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» 🎯
اولین قدم این است که هنرجوها یاد بگیرند فرمولهای چاقکننده ذهنشان را شناسایی کنند. اینجا دقیقاً همان جایی است که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی خودش را نشان میدهد.
بعد از آن، فرمولهای صحیح و متناسبکننده را جایگزین کنند.
مثل اینکه عینک چاقی را از چشمان خود بردارند و به جای آن عینک تناسب اندام را بزنند! 👓💚
وقتی این کار را انجام دهید، به تدریج تجربه تناسب اندام در زندگیتان شروع میشود.
این اتفاق برای من و همه دوستانی که با اشتیاق و انگیزه مسیر آموزشی را طی کردهاند، رخ داده است. 🙌😊
چرا این فایل برای شما مفید است؟
در این فایل، تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به زبان ساده و روشن توضیح دادهام.
بعد از مطالعه این توضیحات، کاملاً متوجه میشوید که چطور فرمولهای ذهنی در نتایج زندگی شما نقش دارند.
این آگاهی به شما کمک میکند که در مسیر تناسب اندام، دقیقتر به فرمولهای ذهنی خود توجه کنید و برای تغییر آنها قدم بردارید. 🚀✨
✍️ تمرین آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 📖
بارها تاکید کردهام که با رفع موانع ذهنی برای لاغر شدن میتوانید لاغر شوید. بنابراین شناسایی موانع ذهنی اهمیت بسیار زیادی دارد.
موانع ذهنی بر اساس فرمولهای ذهنی ایجاد میشوند، بنابراین برای شناسایی موانع ذهنی باید مهارت شناسایی فرمولهای ذهنی را کسب کنید. پس با دقت تمرینات مربوطه را انجام دهید.
ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.
- درک و نگرش شما از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی چیست؟ شرح دهید.
- مواردی از تاثیر فرمولهای ذهنی در جنبههای مختلف زندگیتان را نام برده و شرح دهید.
- تاثیر فرمولهای ذهنی در روند چاق شدن خود را شرح دهید.
- اگر از روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده کردهاید، تاثیر فرمولهای ذهنی در نتیجهای که کسب کردید را شرح دهید.
- آیا استفاده از روشهای قبلی برای لاغر شدن باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما شدهاند؟
- لاغری با ذهن چگونه میتواند باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما و تغییر نتیجه جسمی در شما شود؟
- درک خود از توضیحات ویدیوی آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به صورت انشایی شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 87 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
فایل “گام بیست و هفتم “:من امروز سر کارم موقع زمان استراحت اولم که 15 دقیقه بود و موقع صرف ناهارم که 30 دقیقه بود وقت کردم که live یه هویی یک شنبه و live یه هویی نیمه شب دوشنبه را که راجع به “ایا من درمسیر صحيح هستم ؟” را ببینم.من فکر میکنم که این فایل گام 27که من قبلا هم دیده بودم، کاملاً مرتبط به این دوتا فایل live است. من توصیه میکنم که دوستانی که هنوز این دو live را نديده اند، از طریق تلگرام حتما این دو ویدیو را دنبال کنند، چون خیلی برای من جذاب بود و کاربردی است.من بعد از یک سال از خانه کار کردن ، حدود سه هفته پیش تونستم در محل کارم حضور پیدا کنم و از انجا کار کنم.بعد از یکی دو هفته متوجه شدم که بعد از شستن دستهایم به خاطر اینکه مرتب باشم خودم را در اینه قدی مرتب چک میکنم.بعد متوجه شدم که ديگر اطرافیانم به من نمیگویند که من در حال لاغر شدن هستم. بعد از اندیشیدن متوجه شدم من به خاطر متوجه شدن و چک کردن خودم که ایا مرتب هستم یا نه ، مرتب جسم خودم را اسکن میکرده ام ،بنابراین نا خوداگاه من در حال نگاه در اینه قدی به شکم ، پهلو و قسمتهای دیگر جسمم توجه میکنم.وقتی متوجه شدم تصمیم گرفتم که روش خودم را عوض کنم. هر روز در خانه که برای رفتن به محل کارم اماده میشوم ، پشت به اینه لباس میپوشم و بعد که اماده می شوم به صورت خودم نگاه میکنم و میگویم “دوستت دارم! ” بعد یک نگاه سریع به سر تا پای خودم میکنم و خانه را ترک میکنم.در محل کارم هم وقتی دست های خودم را روزانه میشویم ،فقط به صورت خودم نگاه میکنم ، لبخند میزنم و میگویم “دوستت دارم! ” ، بعد هر از گاهی نه همیشه یک نگاه گذرا به سر تا پای خودم میاندازم و محل را ترک میکنم.خوب حالا نتیجه را بشنوید.: اطرافیان من شروع کردند دوباره به من هر روز بگویند که چقدر خوش تیپ ، لاغر و خوش اندام شدی. چرا ؟چون من عینک لاغری را روی چشمم زدم ، من چون دوره ورود به سرزمین لاغرها را تمام کردم ، من در گروه شگفتی سازانی بودم که چاقی خودم را در قرن گذشته جا گذاشته ام ، والان من در حال گذراندن دوره پاکسازی چاقی ذهن هستم.من در حال استفاده از پیاده روی موثر در کنار دوره “مسیر لاغری من” هستم. پس من در مسیر هستم ، ديگر جای نگرانی نیست و نباید من نگرانی داشته باشم.من از پسرم و همسرم که همیشه در تمام عمرشان متناسب بوده اند ، متناسب تر غذا میخورم. همسر من به دفعات در حال خرید کردن مواد غذایی است در حالیکه من لیست انچنانی برای خرید هفتگی ندارم.همسرم یک هفته پیش یک بسته کیک خامه ای خرید، من فقط دیشب یک مقدار خیلی ناچیز از یکی از انها خوردم و مایل به ادامه خوردن ان هم نبودم.من امشب شام یک برش پیتزا با یک کاسه سوپ خوردم و سیر شدم. من ساعت خاصی غذا نمیخورم ، با اشتیاق غذا نمیخورم ، حتی برای یک قلپ اضافه چای ، ذهن من فورا من را از نوشيدن بیشتر باز میدارد.من برای رفتن به پارک اینقدر اشتیاق دارم که اگر همسر من خانه باشد تا پارک با من میاید و بعد هر کدام جداگانه در پارک پیاده روی میکنیم.من ميخواهم بگم که من فقط از خودم خواسته ام برای اولین بار در عمرم ، این بار صبورانه تمرینها و فایلها را ببینم ، دنبال کنم ، انجام دهم و به انها عمل کنم و به انها بیندیشم.من الان کاملاً حس میکنم که استمرار در این راه چقدر به موفقیت من کمک کرده است. تعداد افراد ی که برای من ،برای نوروز پیغام تبریک عید گذاشته بودند خیلی بیشتراز قبل بود ،چون ما در خارج از ایران فقط در خانه بوی عید را حس میکنیم و در خارج از خانه نه تعطیلات نوروزی هست و نه شور و هیجانی.برای من همه این تغییرات رو به زیبایی بوده ، منظورم زیبایی درون است نه زیبایی مثل عمل زیبایی و غیره. این زیبای درون، ماندگار است و نتيجه ان ارامش است که در هرکجای دنیا که ما باشيم ،به ان نیاز داریم.شاد بودن ، غذا ی سالم خوردن ، دوست داشتن ، در مسیر کمال بودن و احترام گذاشتن به خود ،از مواردی بوده است که من تاکنون به انها در این سایت تناسب فکری دست یافته ام.هر چه بیشتر ميگذرد ، بیشتر لذت میبرم. از استاد گرامی ، صميمانه سپاسگزاری میکنم بابت این فضای زیبایی که برای ما فراهم کرده اند.براي ایشان و همه شما عزیران ارزوی بهترینها را دارم. ممنونم از همه که همه با هم در این مسیر هستیم. 😇😇😇روز چهارشنبه 18 فروردین ماه سال 1400
نشان های دریافت شده
گام ۲۷
سلام وقت بخیر
تسلیت به استاد عزیز ،روح مادر گرامیتون شاد
پارسال وقتی میخواستم دوره هارو شروع کنم و با خودم فکر میکردم که ممکنه ۱ سال هم بیشتر طول بکشه که من نتیجه بگیریم ، ذهنم میترسید و میگفت ۱ سال خیلی زیاده ،ولی انقدر سریع گذشت ،به خودم اومدم دیدم ۱۳ ماه گذشته ،منم برای شروعم با خودم میگفتم ۲۸ کیلو باید کم کنم و بنظرم زیاد بود ولی به مرور که وارد دوره شدم تمام این مسائل حل شد
مهم اینه که من در این مسیر قرار گرفتم و این متدو باور کردم و با این اشتیاق ادامه میدم ،به محض ساخته شدن فرمول های جدید جسم من واکنش جدید نشون میده هر چند تا الان هم نتیجه داده ،با بودن در مسیر و شناسایی باورهای مخرب قدیم و نقض اونها یواش یواش جسم من بسمت رفتارها و جواب های متناسب کننده هدایت خواهد شد
باورهای ما مثل فیلترهایی عمل میکنن ،فیلتر آبی همه چیزو آبی نشون میده ،قرمز برنگ قرمز
باورهای ما هم در ذهن ما مثل عینک های رنگی هستند ،اگر باورهای چاق کننده در من زیاد باشه من جهان و بدن خودمو با فیلتر چاقی میبینم، یا با فیلتر کمبود و فقر با فیلتر بیماری میبینم
در ذهن من فیلترهای بیشماری بود که جسم خودمو هر روز با یه رنگ فیلتر میدیدم ،لحظه ای با فیلتر چاقی من ژنتیکه ،لحظه ای با فیلتر چاقی من ارثیه ،خدا خواسته چاق باشم ،استخون بندیم درشته ،قرص های هورمونی میخورم،ازدواج کردم، باردار شدم ،برنج میخورم،شام میخورم،کم تحرکم وووووو و تا زمانیکه این فیلترها جلوی چشمان ذهن منه ،دنیا و اتفاقاتش برای من رنگی و چاق کننده است
بدلیل رژیم های طولانی مدت و سختی که میگرفتم مجبور بودم در کنار رژیمم قرص های مولتی ویتامین هم مصرف کنم ،همون متخصصی که بهم رژیم میداد پیشنهاد قرص ویتامینه هم میداد و بهم گوشزد میکرد که قرص های ویتامینه خیلی چاق کننده هستن و چونکه من این باورو پذیرفته بودم ،اون باور هم برای اثبات خودش ،منو چاق و چاقتر میکرد و من این موضوعو به همه با لذت میگفتم که من ویتامینه مصرف میکنم پس چاقتر میشم و تمام تقصیرهارو گردن قرصا مینداختم و خودم با خیال راحت به ادامه کارهام مبپرداختم
ورزش کردن در ذهن من مساوی بود با چاقتر نشدن نه لاغر شدن
من از ترس به ورزش زیاد معتاد شدم ،مجبور بودم بیشتر ساعات روزو در باشگاه ها بگذرونم ،هر لحظه در حال وزن کردن بودم و مراقب بودم مبادا ۱۰۰ گرم چاق بشم ،گاهی پلاستیک دور شکم و پای خودم میبستم که حسابی عرق بریزه و زودتر جمع بشه در انتها بعد از انجام کارهای زیادی که فکر میکردم درست و صحیحه ،به ناکامی های زیادی برخوردم ،خسته شدم و عاجزانه از خداوند درخواست کمک کردم و خداوند هم جواب من را به بهترین صورت داد و الان در حال تجربه کردن مسیر جدید و زیبایی هستم
ه
نشان های دریافت شده
سلام .
گام ۲۷: فرمولهای ذهنی و تاثیر آن بر چاقی
برداشت من از این گام مربوط میشود به فرمول ذهنی زمان مصرف مواد غذایی .
علاوه براینکه خوردن مرا چاق می کند .
چگونه خوردن مرا چاق می کند .
چقدر خوردن مرا چاق می کند .
چه نوع خوردن مواد غذایی مرا چاق میکند
چه زمان خوردن مرا چاق می کند نیز جزء فرمولهای ذهنی ماست .
مثلا ما اذعان داریم اگر در مواقع سیری غذا بخوریم مارا چاق میکند اگه حتی فقط این یک عینک چاقی رو داشته باشیم خیلی راحت باز چاق شدن بعد از خوردن در هنگام سیری را تجربه می کنیم . مگر اینکه تصمیم بگیریم آگاهانه هنگام سیری چیزی نخوریم که البته چون این رفتار راحتتره میشه با رفتار صحیح تاثیر این نوع نگرش رو تا حدی خنثی کرد .
ولی احساس می کنم بیشتر باید این فرمول رو تجزیه و تحلیل کنم و این عینک رو هم بردارم .
من از رفتار اشتباه غذایی حالم بد میشه . وقتی سیرم یه چیزی بخورم حالم بد میشه . اولویت در وجود من حال خوبمه . دلم میخواد حال خوبم با من باشه . من از وقتی با تناسب فکری آشنا شدم چیزی که باعث شده من در این راه استمرار داشته باشم حال خوبمه . حال سبک بودن .
من واقعا دیگه دوست ندارم بخورم . نه به خاطر پیوندش با چاق شدن در ذهنم . به خاطر سنگین شدنش . به خاطر فشاری که بهم میاد . به خاطر اینکه خوردن حال منو بد میکنه و حال بدم باعث ایجاد درد در اندامهام میشه . درد زانو . درد دندان . درد شکم . حال بد و افکار بدم در بدنم احساس درد میاره .
من درد رو به خاطر انتخاب حال بدم در وجودم حس میکنم و برام یه نشونست که بگه حالتو خوب کن فکرتو آروم کن .
من زیاده خوردن رو به خاطر احساس بدی که بعد از سیری همراهمه دوست ندارم . شاید قبلها خودم رو در این احساس اسیر میدیدم ولی واقعا الان اونقدر در دنیای لاغری لذت دیدم که واقعا به جرات میتونم بگم من دیگه دنیای چاقی و پرخوری و حال بد و سنگینش رو دوست ندارم .
من دیگه دوست ندارم زیاده بخورم .چقدر این حسمو دوست دارم . لذت نمیبرم از زیاده خوری . زیاده خوردن حالم رو بد می کنه و من اونقدر در این راه حال خوب رو تجربه کردم که واقعا دیگه دوست ندارم با زیاده خوردن حال خوب خودمو تبدیل به حال بد کنم . من وقتی پیاده روی میکنم اونقدر لذت میبرم و از اون حال سبکم اونقدر شادمیشم که دلم میخواد همیشه این حال خوب رو موقع پیاده روی داشته باشم . من پیاده روی رو به خاطر حال خوبی که بهم میده دوست دارم .
لاغر شدن در ذهن من برابر احساس سبکی و حفظ حال خوب هست . حسی که وقتی توی خیابون راه میرم دیگه نفس نفس نمیزنم و به راحتی راه میرم .
من از لاغر شدنم به خاطر حال خوبم لذت میبرم و چاق شدنم رو به خاطر حال بد و سنگینی و راه نرفتن و لذت نبردنم دوسش ندارم .
من دلم نمیخواد با چاق شدن و پرخوری و بی زمان خوری و …. به خودم آسیب بزنم .
جالبه من یه فرمول توی ذهنم ساختم
من هر وقت که دلم میخواد به هر اندازه که دلم میخواد از هرچی که دلم میخواد و با هر شکل و نوع خوردن (تند و کند) که دلم بخواد میخورم و لاغر میشم .
هر وقت که از این عینک به جهان نگاه می کنم جمله دلم میخواد به من احساس آزادی میده و این احساس آزادی من و از چی بخورم ها و چه زمان بخورمها و چقدر بخورمها و …. رها می کنه و راه منو برای ثبت فرمولهای دیگه ی لاغر شدن باز می کنه .
هر وقت از این فرمول استفاده می کنم اصلا دیگه دلم نمیخواد چیزی بخورم فارغ از اینکه اون خوردنه در ذهن من چاقی تعریف شده باشه یا لاغری اصلا دوسش ندارم بخورم .
من حال بد بعد از پرخوری رو دوست ندارم .
من حال بد و بیخوابی بعد از پرخوری رو دوست ندارم .
اون سنگین شدن معده و فشار شکم که به شلوارم فشار میاره که مجبور میشم دکمه اش رو باز کنم تا شکمم آزاد بشه دوست ندارم خدای من چقدر این صحنه ها رنج اوره . چقدر دلم به حال خودم و جسمم میسوزه وقتی خودم این بلارو سر خودم میارم . واقعا اون خوردن چه لذتی به من میده ؟؟؟ حالا دنیا هم با خودم بگم خوردن و چگونه خوردن و این حرفها برای من آزاده ولی وقتی رنجم میده انتخابش نمی کنم .
چقدر ما جرات پیدا کردیم به راحتی بگیم دوست ندارم . اون زمان که اسیر چاقی بودیم تا می گفتیم بابا این وضعیت رو دوست ندارم هزار تا فکر می اومد توی سرمون که برو بابا تو کی هستی که اصلا دوست داشته باشی یا نداشته باشی . تو اصلا نمیتونی از چاقی رها بشی . تو سرنوشتت چاقیه و هزااااارتا عینک سیاه دیگه . ولی حالا به راحتی میگیم من دوست ندارم پرخوری کنم و ذهنم خیلی راحت میپذیره تازه بهم کمک میکنه اون حسهای بد رو دیگه تجربه نکنم .
واقعا چقدر این دوست داشتن زیباست .
من خودم رو دوست دارم . بدنم رو دوست دارم . من حال خوبم رو دوست دارم . وقتی میتونم با انتخابهام به راحتی به حال خوبم برسم چرا باید خوردن رو انتخاب کنم .
اینجا اصلا بحث من در مورد خوردن و چاق شدن نیستا . در مورد خود خوردن هست اینکه واقعا من از زیاده روی در خوردن رنج می کشم . اینکه من واقعا از احساس سنگین شدن و فشار شکمم رنج می کشم . اینکه دلم نمیخواد چنین تجارب رنج اوری رو هی تکرار کنم .
من لاغری رو اگه دوس دارم به خاطر همین حس سبکبالیشه . به خاطر حس فرز بودنمه . به خاطر حس تند راه رفتن و سریع نشست و برخاستمه .
چاقی رو دوست ندارم . چاقی رنجم میده . احساسم بد میشه . خوردن زیاد هم دقیقا همین حس رو بهم میده . به نظر من چاق شدن نمایشگر حس سنگینی خوردن هست . برای اینکه ما زیاده روی اونقدر حالمون بد میشه این حال بد هی انباشته میشه و این حال بدمون مارو چاق می کنه .
خوردن زیاد حس سنگینی در ما ایجاد می کنه و این حس سنگینی هی تکرار میشه هی حالمون بدتر میشه . نمایشگر این حال بد چاقی بیرونیه .
اگه عینک چاقی رو از چشممون برداریم اون وقت میبینیم چاقی در جای خودش یه نعمته . اومده بهمون بگه بابا حالت بده . دنیات سیاهه . رنج آوره . بردار این عینک رو حالت رو خوب کن . حال درونت رو خوب کن . اندامت داره حال درونت رو نشون میده . واسه همینه وقتی نگاه به آدمای چاق می کنیم حالمون بد میشه چون حال بد اونها از اندام و افکارشون به ما انعکاس داده میشه .
در حالیکه لاغر شدن پاداشه . پاداش یعنی نتیجه ی استمرار حال خوب . حال خوب یعنی استمرار رفتار خوب و رفتار خوب یعنی استمرار فرمولهای خوب . چرا از دیدن اندام آدمای لاغر شاد میشیم چون حال خوبشون رو دریافت می کنیم . چون ضمیر ناخوداگاه ما حال خوب رو درک می کنه .
اون رو دریافت میکنه .
البته اگه کسی خودشو برای لاغر شدن ناتوان ببینه نمیتونه از اندام متناسب بیرونی لذت ببره از اون رنج می کشه و بهش حسادت می کنه و با اینکار حال بد خودشو بدتر می کنه و چاقی خودش رو روز افزونتر می کنه .
نباید دلمون برای افراد چاق بسوزه . چون تنها دلیل چاقی اونها حال بدیه که دارن . اونها حال بد رو دائما انتخاب می کنند و اگه بدونند تنها و تنها دلیل چاق شدن انتخاب حال بد هست حال بد رو انتخاب نمیکنند .
در حالیکه اگه تنها دلیل لاغر شدن ، بیشتر کردن حال خوبه من به جرات اون رو انتخاب می کنم حالا فارغ از سایر نتایج لذتبخشی که لاغر شدن برام به همراه داره . هرچقدر حال خوبمون رو بیشتر در وجودمون گسترش بدیم احساس سبکی بیشتری می کنیم . احساس لذت احساس رها بودن از بار سنگینی خوردن یا حال بد یا اضافه وزن .
یه فرد لاغر واقعا رهاست . واقعا احساس آزادی داره . این احساس آزادی واقعا قابل درکه . من این احساس آزادی رو دوست دارم . من میخوام حالم خوب باشه همین و چون میدونم زیاده خوردن حال منو بد می کنه و روزگارم رو سیاه میکنه و این یک مثل نیست من با زیاده خوردن عینکم سیاه میشه و دنیام رو به معنای واقعی سیاه میبینم . وقتی چشمام رو میبندم آنچه میبینم سیاهی و حال بده . دیگه زیباییهای دنیای درون و بیرونم رو نمیبینم پس چرا باید انتخابش کنم .
پس به راحتی این عینک رو از چشمام برمیدارم تا چشمان زیبای تناسب بین خودم دنیای زیبام رو زیباتر ببینه . وای که چه لذتی داره دیدن دنیای تناسب .وای که چه لذتی داره انتخاب دنیای تناسب . وای که چه لذتی داره وصل شدن به اصل افرینش که بر اون مبنا خلق شدیم و اجازه میدیم در وجودمون جاری بشه و چه لذتی داره درک این جاری شدن . استاد ازتون ممنونم . واقعا نمیدونم چقدر ازتون تشکر کنم بابت آشنا کردن ما با این دنیای عالی . بابت آشنا کردنمون با اصل وجودمون . استاد زیبابینیتون روزافزون . دنیای زیباتون زیباتر و دنیای شادتون شادتر و شادتر و شادتر .
من در این تمرین عینک فرمولهایی که دنیام رو سیاه میکرد از دیدگانم دراوردم و دنیا رو با چشمان زیبابین خودم دیدم . وای که چه حال خوبیه دارم . من این حال رو میخوام . من طالب این سبکبالی و لذت هستم . من طالب رها بودن هستم . هرچقدر سبکتر بشم حالم بهتره . هرچقدر حالم بهتره سبکترم . وای که سبک بودن چه دنیای لذتبخشیه . وای که حال خوب داشتن چه نعمت بزرگیه و این نگاه چقدر زیباست . وای که انتخاب حال خوب چقدر لذتبخشه و انتخاب این نوع نگرش چقدر به انسان آرامش میده .
من عینک چاقی رو از دیدگانم برمیدارم چون واقعا دنیا رو با این عینک تیره و تار میبینم و با چشمان طبیعی و تناسب بین که خدا به هممون داده دنیام رو با دستای خودم میسازم .چقدر این دنیای تناسب زیباست .
خدایا سپاسگزارم .
استاد سپاسگزارم .
فاطمه سپاسگزارم .
سلام دوست متناسبم
از خواندن دیدگاه پر احساس و پر از انرزی مثبت و آگاهی شما بسیار لذت بردم چقدر زیبا گفتید آنجا که گفتید واسه همینه وقتی نگاه به آدمای چاق می کنیم حالمون بد میشه چون حال بد اونها از اندام و افکارشون به ما انعکاس داده میشه خیلی برام نگرشتون جالب بود و واقعا متوجه این شدم که دور تا دور ما فرکانسهایی جذب میشه و قرار میگیره که درباره اونها در ذهنمون بهشون باور داریم و دلیل تمام مشکلات اخیرم و در همین یک جمله متوجه شدم ممنونم که چشم و فکر من و باز کردید براتون بهترینها رو خواستارم
پاینده و متناسب و شاد باشید
نشان های دریافت شده
سلام :گام۲۷
اصلا مهم نیست که من چقدر تا شرایط ایده الم فاصله دارم مهم اینه که فرمول های ذهنی من چی هست آنها را شناسایی و اقدامات لازم در جهت تحیصح فرمول ها بردارم چون یک روزی در شرایط ایده ال بودم و تمام مقدار اضافه را گرم به گرم بدست آوردم و چون حالت عادی من این نیست می توانم گرم به گرم آن را از دست بدهم !!چگونه؟؟از طریق لاغری با ذهن ،با تغییر فرمول ها می توانم آنچه را که از حالت طبیعی من بیشتر است از دست بدهم و جای امیدواری است که تغییر شرایط ایده ال خیلی سرعت آن بیشتر از تغییرات غیر ایده ال است .قبل از آشنایی با این مسیر مثال:باید سخت ورزش کرد همرا با عرق که نتیجه بهتر بشه —یا باید هر روز خودم را وزن کنم که بفهم هر روز چقدر تلاش کنم یا اینکه باید رژیم بگیرم که لاغر بشم یا چاقی ارثی است و خیلی فرمول های دیگری که از طریق های مختلفی در ذهن من یا ما نهادینه شده و همین فرمول ها بودند که نتیجه را رقم می زدند
کدهای ذهنی یا باورهای ذهنی خیلی مهم هستند وقتی فرمول ذهنی این باشه که چاقی ارثی است دیگه فرقی نمی کند که چقدر تلاش کنیم نتیجه نهایی را اونون فرمول رقم می زند .
یک دلیل واضح من دارم :زن داداش من خیلی لاغر و خوش تیپ بود دچار افسردگی شد و رفت دکتر و شروع کرد به خوردن دارو جالب است که به همه می کفت دکتر گفته خوردن دارو باعث اضافه وزن می شه و هر وقت من او را می دیدم متوجه چاقی او می شدم و از جایی که به دکتر اعتماد داریم برای من هم باور شده بود که حتمی چون دکتر گفته درسته واین فرمول در ذهن او نهادینه شده و نتیجه هم رقم خورده بطوری که میگه من هر کار کنم فایده ای نداره مگر اینکه دارو نخورم که اونون امکان ندارد متاسفانه این از شانس من است این باوری است که در ذهنش سالهاست ملکه شده چون جهان هستی بر اساس فرمول های هر فردی به او پاسخ می دهد و هدف ما در مسیر لاغری با ذهن اینه که تمام فرمول های قدرتمند و تاثیر گذار را شناسایی کنیم و فرمول. های صحیح را جایگزین کنیم وقتی این کار انجام بشه طبیعی است که من متناسب بشم درست مثل فیلتری که استاد مثال زدند زمانی که فرمولهای ذهنی را تغییر بدهیم عینک چاقی را از روی ذهن خود بر می داریم و آن موقع است که بدن ما به سمت متناسب شدن حرکت می کند مثل عینک وزنه کاملا از ذهن من براشته شده یا عینک تعیین کردن صبحانه نهار شام از ذهن من برداشته شده و به جاش عینک هر موقع گرسنه شدم فرقی نمی کند صبح باشه یا وقتی از شب پس به همین شکل ادامه می دهم تا به واقعیت برسم و وقتیکه به واقعیت رسیدم باید همچنان حواسم باشه که لیز نخورم .متشکرم استاد
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۲۷ این گام مهمترین گامیکه ما با در نظر گرفتن اون میتونیم در تمام جهات زندگی از اون استفاده کنیم وتمام مشکلاتی که ما داریم در واقع اینکه اینو نمیشناسیم اون چیزی نیست چون فرمولهای ذهنی وما در ذهنمون فرمولهای ذهنی اشتباه زیادی داریم که نان بخوریم چاق میشیم ساعت ۱۲ شب چیزی بخورم چاق میشم وخوراکیهای ناسالم وفست فود ادم چاق میکنه غذای سرخ کردنی ادم چاق میکنه برنچ ادم وچاق میکنه وکلا خوردن ادم چاق میکنه اینها فرمولهای چاق کننده اشتباه هستند که تو ذهن ما ذخیره شدن وباور اینها باعث اضافه وزن ما شدن وهمینطور چاقتر شدن ما وبدن ما طبیعتش لاغر بودن وما از اول که چاق نبودیم واین چیزیه که خودمون کم کم وگرم به گرم بهمون اضافه شده واینکارم خودمون کردیم وخودمونم اونو از بین میبریم ودوباره متناسب میشیم تا اخر عمرمون وامیدوار کنندش اینکه تغییر کردن به شررایط ایده ال خیلی سرعتش بیشتر از تغییر کردن غیر ایده اله ومنم خیلی خوشحالم که افراد جدیدی وارد سایت شدن ولاغری با ذهن باور دارن ومنم انقدر اطمینان دارم که همه افرادی که وارد سایت میشن متناسب میشن مهمم نیست که چند کیلو هستند وچند کیلو اضافه وزن دارن واصلا مهم نیست به چه دلیل اضافه کزن دارن یا در چه شرایطی هستند مهم اینکه تصمیم میگیریم ومیخوایم شرایطمونو تغییر بدیم وذهنمونو در مسیر لاغر شدن قرار بدیم واولین ومهمترین قدمم اینکه باورش کنیم که میتونیم با لاغری با ذهن لاغر بشیم مردم با ذهنشون سرطان درمان کردن نمیدونم تو کلیپ دیدم یا تلوزیون اما واقیته ووقتی عکسای دوستان شگفتی ساز میبینیم باورمون قویتر میشه که اینها تونستن پس منم میتونم وقتی سنگ اگه گوش داشت واین حرفا رومیشنید ودرکش میکرد لاغر میشد ما که انسانیم واشرف مخلوقات وفرمولهای ذهنی اصل واساس لاغری واز طرفی اصل واساس چاقی هستند که اگه ما اونهارو بشناسیم وتغییرش بدیم اساس لاغری وبرعکسش اساس چاقی هستش ودر تمام جنبه های زندگی تاثیر گذاره که وقتی فکر میکنیم برای منکه کار نیست منکه لاغر نمیشم من نمیتونم من ادم بد شانسی هستم من اعتماد بنفس ندارم منکه نمیتونم همسر خوبی باشم منکه مادر خوبی نیستم هیچکس منو دوست نداره پول سخت بدست میاد من باید چقدر کار کنم چندر قاز بهم پول میدن منکه خونه دار هستم من نمیتونم برم سر کار من از عهده هیچ کاری بر نمیام اینها همه فرمولهای ذهنی اشتباهای هستند که در ذهن ما ذخیره شدن واین ی قانونه که نتیجه نهایی رو فرمولهای ذهنی رقم میزنن وقتی ی تلق کوچیک چقدر تغییر ایجاد میکنه وقتی که ادم فکر میکنه که ادم از درس خوندن به جایی نمیرسه هر چقدر هم درس بخونه به جایی از طریق درس خوندن نمیزسه جهان بر اساس فرمولهای ذهنی بما پاسخ میده واون تصویر ی که ما از منظره میبینیم ی تصویر واقیه ولی به محض اینکه ی تلق کوچیک روی لنز گذاشتیم همه چیز تغییر کرد مهم نیست ما چی فکر میکنیم واهمیت نداره که از نظر ذهن ما طبیعی نباشه اون فرمول کهنتیجه رو عوض میکنه وقتی ما فرمولهای دهنی تغییر میدیم عینکچاقی از ذهن وچشممون برمیداریم وذهنمون دیگه میتونه لاغری رو ببینه وما بخاطر همین فرمولهای ذهنیه که اینهمه تلاش کردیم ونتونستیم لاغر بشیم واما حرف پزشک یا شنیدن از کسی من نمیدونم الان چند وقته که تیوئید کم کادر دارم ی مدت بی حوصله بیحال بودم دکتر برام ازمایش ننوشت وگفت که تئروئید داری ومنم قبلا شنیده بودم که تیروئید کم کار ادم چاق میکنه خدا شاهده که روز به روز چاقتر میشدم با ی قرص ریزی که ناشتا میخوروم اخه مگه میشه این قرص چیه که ادم و انقد چاق کنه اما در عرض ۱۰۰روز چون دوره قرص خوردن صد روزه ست من از ۵۹ کیلو به ۷۸کیلو رسیدم دیگه نا امید وخسته شده بودم که خدارو شکر با سایت اشنا شدم وکم کم تغییرات شروع شدخلاصه حرف پزشک که از طریق دوستم بهم گفت منو ۱۷ کیلو چاقتر کرد ومن خیلی خوشحال شدم از زمانیکه ورزش میکنید وفرمولهای ذهنیتونو تغییر دادید تاثیر زیادی گذاشته وخوشحال شدم که تلافی ۲۰ سال ورزش که دور از شهر انجام دادید در اورده تبریک میگم وخلاصه بگم که ی فرمول اشتباه ذهنی مثل خوردن باعث چاقی میشه کاقیه فرد رو تا اخر عمرش چاق نگه داره
(شرح براساس محتوا، اشتیاق و انگیزه، منطقی کردن لاغر شدن)
.
باسلام گام ۲۷ :فرمولهای ذهنی وتاثیر ان درچاقی
یادگیری نکات اموزشی برای تغییردادن فرمولهای ذهنی بکار میرود که درنتیجه ان رفتار های ماتحت تاثیر فرمولها وباورهای جدید وفرمان ذهن به انجام این رفتارها یی که تغییر کرده عوض می شود.
اینکه ما از فرمول ذهنی برای لاغری استفاده کنیم ولی مرتب موانع لاغری را در ذهن پرورش دهیم ویا به انها عمل کنیم قطعا جواب نمی گیریم .
خود من وقتی مسیر لاغری را شروع کردم تا دوهفته اول هر روز دراینه نگاه میکردم ببینم چقدر تغییر کردم بی خبر از اینکه اولا مگه من دو هفته ای چاق شدم که دو هفته ای هم لا غر شوم دوم اینکه متوجه نشده بودم که درمسیر لاغری با ذهن اول باید اگاهیهای ذهن تغییر کند واصلاح شود ودر ابتدا اثر این روش بر ذهن است وبعد درمدتی شاید طولانی براساس درک وعملکرد من برجسم مشاهده می شود .
تاوقتی که ذهن موانع رانشناسد وروشهای برطرف کردن این موانع را جستجو وبرطرف نکند وبجای انها باورهای صحیح جایگزین نکند جسم تغییر نمی کند با تغییر ذهن رفتارهای درست درما بروز می کند وتا من رفتار صحیح غذایی را اجرا نکنم چطور جسمم تغییر کند .
وقتی دقت نداشتم از جسم خودم انتظار زود تغییر کردن را داشتم فکر میکردم مثل داروی دکتر است که بخوری چند روزه خوب می شوی وهمین طرز فکرم کمی مرا سست کرده بود که پس کی نتیجه میگیرم هرچه در ایینه نگاه می کنم که همان هستم ..اگر به نکات اموزشی خوب دقت وعمل کرده باشم تغییر شرایط جسم ایجاد می شود .
داشتن انگیزه برای امدن درمسیر وماندن وادامه دادن مسیر اساس موفقیت وبه نتیجه رسیدن را در بردارد. زمانی که من فقط به رسیدن به لاغر شدن فکر میکردم ونتیجه، نه تغییر اگاهی های ذهن یعنی هنوز انگیزه لازم برای حرکت درمسیر را نداشتم.واقعا شیطان سعی در انحراف کردنمان در هنگام تصمیم به هر کار خوبی که میخواهیم انجام دهیم دارد برای همین وقتی تصمیم به لاغر شدن میگیریم ودرمسیر حرکت می کنیم فاصله راه رابرایمان با موانع بیشتر می کندومارا مادار می کند که به بیشتر به فاصله رسیدن به ایده ال خود تمرکز کنیم .
درصورتیکه باید توجه کنیم که ما روزی لاغر بودیم وکم کم بدون اینکه خودمان بفهمیم چاق شدیم واز شرایط عادی اولیه خود خارج شدیم پس می شود دوباره لاغر شد. انگیزه وباور مثبت واطمینان به مسیر اصلی ترین عامل رسیدن به خواسته تناسب است . اطمینان واعتقاد کامل به درست بودن مسیر است که مارا به انچه می خواهیم در مدت زمان کم می رساند چون لاغر شدن اسانتر ودر مدت زمان کمتر از چاق شدن اتفاق می افتد 🏵چاق شدن و زیاد شدن وزن ما طی زمان طولانی چند ساله اتفاق افتاده اما به نتیجه رسیدن شگفتی سازان همانطور که در عکسهایشان نوشته اند در مدت بسیار کوتاهی صورت گرفته .
به همین دلیل است که می گوییم لاغر شدن اسانتر وسریعتر از چاق شدن است .
باور مثبت به این راه خیلی مهم تر از این مطالب است که بگوییم وای وزنمان خیلی زیاده وبه چه دلایلی چاق شدیم ویا الان چه وضعیتی داریم.مهم این است که ازچه زمانی تصمیم به تغییر شرایط فعلی خود میگیریم وخودمان را دراین مسیر قرار دهیم که قدم اول اینکار هم ایمان واطمینان وباور به این مسیر است .
بیشتر هدف اموزش فایلهای اولیه همین مطلب است یعنی ایجاد باور درست وانگیزه خوب برای شروع وحرکت درمسیر.گوش دادن به فایلها وخواندن نوشته هاودیدن عکسهای شگفتی سازاندر ترغیب این باور وایجاد انگیزه کمک موثری است چون درما احساس خوب ایجاد می کند واین احساس خوب زمینه شوق واشتیاق وانگیزه بیشتر ما شده وحرفها ونجواهای منفی ذهن را که نمی تونی لاغر بشی وادامه نده را برای شرکت کنندگانی که امیدوار به موفقیت دراین راهند وسعی درانجام تکالیف دارند را خنثی می کند .
خود من وقتی فایلهای رایگان ۱۲ قسمتی را گوش میدادم با اینکه تا قسمت ۹ ان که هفت ماه طول کشید حدود ۳ کیلو کم کردم ولی چون خیلی اشنا به کار کرد ذهن نبودم فکر میکردم کند پیش می روم واین روش همان روش رژیم گرفتن است فقط ذهن را اماده می کنی که راحت نخوری ومحروم از غذا شوی وهمین نجواهای منفی باعث ناامیدی من در ادامه راه شد و مسیر را بعد از مدت ۹ ماه رها کردم ودوباره ورزش ورژیم کوچکی را شروع کردم ولی خسته شدم تا اینکه فکرم ارامش پیدا کرد که همین راه درست و به خودم گفتم گوش کن به حرف استاد وتمام کارهای ورزش ورژیم را برای سه ماه کنار بگذار همه راهها را که رفتی این یکی رو هم برو ببین چی میشه فوقش دوباره اضافه وزن پیدا میکنی وبرمیگردی دوباره رژیم و ورزش را انجام میدی.
زیربنای چاق شدن یا لاغر شدن همین باور کامل ذهن است که کسانی که باور نکنند به مسیر خود هدایت شده اند انهالاغر نمی شوند ولی کسانی که باور به تغییر رفتار ذهن وکار روی ذهن برای لاغر شدن دارند میتوانند متناسب شوند.وقتی اطلاعات خوب وصحیح را اموزش دیده ووارد ذهن کنیم ودرک درستی از انها داشته باشیم وبه انها عمل کنیم واستمرار داشته باشیم خیلی عالی درذهن ما ذخیره می شود.قانون تغییر جسم تغییر باورهای ذهن است وکسانی که بعد از وزن کم کردنشان با روشهای دیگر بعد از مدتی برمیگردد به علت استفاده نکردن از همین قانون هست .
مهم نیست ما از چه روشهایی وچقدر تلاش کردیم برای لاغر شدن ویا چقدر لاغر شدیم بلکه مهم فرمولهای ذهنی ما است که چقدر درست شده اندچون فرمولهای ذهنی ونوع رفتار ذهن است که کدنویسی ذهن و مسیر حرکت وبه نتیجه رسیدن ما را مشخص می کند.بعنوان مثال وقتی ما دراتاق خود لامپ قرمز رنگ روشن کنیم همه چیز رابه رنگ قرمز میبینیم درصورتی که حقیقت رنگ اشیاء موجود دراتاق چنین نیست وهر کدام رنگ خاص خودشان را دارند .
فرمول ذهنی چاقی ارثی است یک فرمول ویک کد غلط ذهنی ودرواقع همان لامپ قرمز است که اشیاد داخل اتاق راواقعی نشان نمی دهد.وقتی کد وفرمول ذهنی ما این باشد که چاقی ارثی است ما هرچه تلاش کنیم از هر روشی چون فرض ذهن ما غلط است که چاقی ارثیه نتیجه ای از تلاشها نمی گیریم ولاغر نمی شویم ودرواقع لامپ قرمز ذهن ما که فرمولهای غلط است واقعیت را به ما نشان نمی دهدوباعث تغییر نادرست به نتیجه رسیدن می شود. تعریفهای ما از هرچیز فرمولهای ذهنی ما نسبت به ان چیز را در ذهن ما نقش میدهد.فرمولهای ذهنی درتمام امور زندگی ما ارتباطات فرهنگ ازدواج درامد کسب و کار و…… موثر است وتمام اتفاقهای موفقیت یا عدم موفقیت زندگی مارا تعیین می کند. به هرچه اعتقاد داشته باشیم ودر ذهن ما باشد ما در همان مسیر در زندگی حرکت می کنیم .مثلا وقتی در ذهن ماباشد که دست به هر کاری بزنم نمی شود دقیقا شرایط کارهایی برایمان پیش می اید وتا نتیجه پیش میرویم ولی لحظه اخر باز می مانیم .ذهنی بسیار موزیانه ودقیق عمل میکند که اصلا متوجه نمی شویم🌻چون جهان هستی براساس باورهای ما که فرمولهای ذهنی ماست شرایط رابرایمان فراهم می کند وما رابه انچه می خواهیم میرساند .
ذهن ماشفاف است اما باورها وفرمولهای غلط واشتباه ذهنی ماهست که باعث می شود به طبیعت واصل درست وطبیعی چیزی نمی رسیم .درروش لاغری با ذهن شناسایی فرمولهای اشتباه تاثیر گذار برذهن وتغییر ان فرمولها به فرمولهای صحیح کار رسیدن به تناسب وطبیعی شدن را انجام میدهد. مثلا من خودم تیرویید وفشار خون دارم قبلا درد مفاصل رو هم داشتم وقتی به پزشک مفاصل مراجعه کردم گفت باید وزنت را کم کنی تا فشار برزانوها کمتر باشد گفتم رژیم و ورزش دارم ولی موثر نیست پرسید چه داروهایی مصرف می کنی نشانشون دادن قرص تیرویید وفشارخونم رو دکتر بهم گفت متاسفانه علت خیلی لاغر نشدنتون مصرف همین قرصهاست چون هم بیماری تیرویید وهم فشار خون هر دو باعث کار نکردن قسمتهایی که سوخت وساز را انجام می دهند شده و باعث چاقی شماست . این حرف ساده سالهاست درذهنم مانده بود که یکی از مانعهای لاغری من این بیماریها ومصرف داروهایشان است وباعث تغییر درفرمولهای ذهنی است که اینها هم باعث اضافه وزن من هست .
حرفهای ساده برروی فرمولهای ذهنی بسیار موثر است برای همین است که کسی که ۴۰ کیلو اضافه وزن دارد کم کردن ۵ کیلو از وزنش برایش ساده تر است از من که ۱۲ کیلو اضافه وزن دارم .علت در تفاوت فرمولهای ذهنیمان می باشد که ذهن من می گفت نمی توانی لاغر شوی اما ذهن فردی که ۴۰ کیلو اضافه دارد می گوید کاری ندارد اسان است .این باور درونی ما وذهن ما است که توانایی ما را برای لاغر شدن وایجاد شرایط بهتر زندگی برایمان می سازد . شیطان درونی ما جلو تصمیمات خوب مارا میگیرد چون قسم خورده که ما راحت زندگی نکنیم برای همین نجواهای ذهنی منفی درما میدهد که نمی تونی تلاش نکن
خدایا بابت تمام نعمتهایش متشکرم واز شما استاد گرامی نیز سپاسگزارم 🌷
نشان های دریافت شده
با سلام
در جهت تایید حرف جناب روشن باید عرض کنم که من با وجود سه سزارین وسن بالا سایز سی وشش .وزن ۵۲ بودم .
.تا وقتی که دکترم که یک جراح بسیار حاذق ومدارک از آمریکا بودند تشخیص فیبروم وعمل هیسترکتومی رو دادند.خلاصه بعد کش وقوسهای فراوان روز عمل دکتر از همسرم علاوه بر رضایت برای عمل یک رضایتنامه جدا گرفتند که بعد از این عمل اضافه وزن حتمی است.و وقتی بعد عمل از این موضوع با خبر شدم.مثل اینکه این آیه باشه..منتظر چاقی بودم.که اونم منو زیاد در انتظار نگذاشت.
بگذریم که بعدها با تلاش ورعایت فراوان ورزش خلاصه به سایز سی وهشت رسیدم.ولی چند کیلو اضافه وزن همچنان درشکمم بامن همراه است.که به امید خدا و آشنا شدن به سایت تناسب لاغری بسیار امیدوارم که بالاخره دست از سرم بر میدارد.از استاد روشن بخاطر زحمات فراوانشان بسیار سپاسگزارم وهمچنین از دوستان عزیزم که تک تک نوشته هاشون رو میخونم و آگاهتر میشوم.به امید روزی که همگی به تناسب اندام دلخواه برسیم.
من تمام تمرکزم روی آموزشها هست و گام به گام به سمت خلق خواشته ام قدم برمیدارم .
و من میخوام یه زندگی جدید رو تجربه کنم و کاری به شرایط جسمی الانم ندارم که چقدر من با شرایط ایده آل فاصله دارم در صورتی که خیلیها همش به کل اضافه وزن فکر میکنن که وای من ۵۰ کیلو اضافه وزن دارم و حالا چطور کمش کنم؟؟؟ و این از حربه های شیطان هست که میخواد ما رو ناامید کنه و هدف رو برای ما سخت و بزرگ کنه .(اما من هر روز به خودم میگم میخوام هفته ای ۱۰۰گرم کم کنم و در ماه میشه ۴۰۰ گرم و ماه بعد میخواهم هفته ای ۲۰۰ گرم کم کنم و در ماه میشه ۸۰۰ گرم و ماه بعد میخوام هفته ای ۲۵۰ گرم کم کنم و در ماه میشه یک کیلو اینجور هدفم رو ریز میکنم تا برای ذهنم وخودم آسان بشه ولی هر ماه کمی بیشترش میکنم تا روند جسمم کند نباشه وقتی ذهنت یه عددی رو پذیرفت و براش عادی شد کم کم باید بیشترش کنیم و اصلا به کل اضافه وزنت توجه نکن به این توجه کن که میخواهی هفته ای ۲۰۰ گرم کم کنی )
همه ی ما باید فکر کنیم ما یه روزی در شرایط ایده ال وزنی بودیم ولی خودمون وزنمون رو گرم به گرم زیادش کردیم و چاقی رو ایجاد کردیم و باید امیدوار باشیم که دوباره ایده آل میشیم و سرعت ایده ال شدن در بدن ما و زندگی ما چندین برایر زمانی هست که ما چاق شدیم (من هم در دوران قبل از ازدواجم وزن ۵۹ یا نهایت ۶۰ کیلو بودم شایدم اوایل دوره نوجوانی خیلی کمتر بودم و اما این اواخر در وزن ۵۹ کیلو بودم و اما خودم با باورهای غلط که ازدواج =چاقی هست اون رو از دست دادم و اما دوباره در سال ۹۳ تونستم با رژیم و ورزش شدید به دستش بیارم اما جون ذهنم مملو از افکار و باورهای غلط بود دوباره از دستش دادم و اما ایندفعه از راه صحیح به دستش میارم و همیشه هم متناسب میمونم و لذتش رو میبرم پس وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸اصلا چیز محالی برام نیست قبلا مال من بوده ولی از دستش دادم چون راهم و افکارم غلط بوده و دوباره به دستش میارم )
. و مدت زمانی که ما صرف میکنیم که از این راه ذهنی لاغر بشیم خیلی کمتر از مدت زمانی هست که ما چاق شدیم
مثلا استاد در سی و پنج سال چاق شد ولی در دوسال به راحتی لاغر شد و خیلیها تعجب میکنن ولی باید هر کس که میخواد وارد این سرزمین بشه هر روز یک گام برداره تا لاغری رو تجربه کنه .(من هر روز دارم در این مسیر حرکت میکنم تا نتیجه رو ببینم دیدگاه های من گواه این حرفم هستن )
تمام افرادی که به این سایت هدایت میشن قطعا لاغر میشن پس اصلا نباید به اضافه وزنشون توجه کنن و یا اینکه چرا چاق شدن ؟؟(من هم فقط انتظار لاغری از جسمم دارم و از جسمی که الان دارم نهایت لذت رو میبرم و اصلا کاری ندارم چه قرص و یا چه ِدارویی میخورم و یا چند کیلو اضافه دارم و وزنم چقدر هست و … فقط و فقط به لاغری که ایده ال هست و دوستش دارم توجه میکنم و به لاغری خودم توجه میکنم مثلا به انگشترم که داخل انگشت من دور میخوره توجه میکنم که اگر دستم خیس باشه از انگشتم میفته و خیلی لذت بخش هست و هر جا انسان متناسبی دیدم تحسینش میکنم و و مطمعنم بهش میرسم و از اینی که الان هستم بازم متناسبتر میشم )
پس گام اول باور کردن مسیر هست که میشه نتیجه بگیریم (من هم باور دارم لاغر میشم چون دارم لاغری رو آموزش میبینم و یاد میگیریم و میبینم که رفتارهام تغییر کرده و از درون متناسب شدم پس قطعا از بیرون که جسم من هست هم تغییر خواهم کرد )
دوستانی که وارد سایت میشن با دیدن شگفتی سازان میتونن بیشتر امید و انگیزه و اشتیاق پیدا کنن برای ادامه ی راه و دیگه نجواهای منفی خیلی کمرنگ میشه .
(منم قبلا خیلی استاد رو و دوستان شگفتی ساز رو نگاه میکردم و امید پیدا میکردم ولی حقیتا حالا که یک سال و چند ماهی میشه در سایتم و خودم تونستم مقدار زیادی نتیجه بگیریم دیگه خیلی برام شفاف شده که میتونم به بقیه راهم برم و به وزن دلخواهم برسم و هر کس از اطرافیان من رو میبینیه میگه چقدر لاغری شدی و بیشتر مطمعن میشم که اشتباه نمیکنم و از روی لباس و مانتو هام متوجه میشم که برام گشاد شدن و از همه مهم تر اول زمستان برای خرید پالتو و لباس و بوت رفته بودم که دیدیم فقط به من سایز یک و لارج و سایز مانکن رو حتی میدادن و اینقدر ذوق کردم و خرید کردم که همون شب به استاد پیام دادم که خیلی از لحاظ جسمی تغییر کردم و ایمانم به این راه و خودم و خودم و خودم چندین برابر شد که میتونم میتونم فقط باید ادامه بدم پس جدیدا بیشترین انگیزه و امید رو از خودم میگیریم که چون تونستم تا حالا کم کنم پس دوباره هم میتونم کم کنم و هنوزم متناسبتر میشم و هر چند از دیدن هر دوستی که شگفتی ساز بشه کلی لدت میبرم و اشتیاق من رو برای لاغری بیشتر میکنه )
خیلیها میگن ما بارها با ورزش و رژیم لاغر شدیم ولی نتیجه ماندگار نبوده .پس نتیجه رو چی رقم میز ینه ؟؟نتیجه رو اون فرمولها ی ذهنی و کدهاو باورها رقم میزنن .
مثال استاد برای درک بهتر این فرمولهای ذهنی :اگر ما یه عینک با شیشه های آبی بزنیم تمام دنیای اطرافمون رو آبی میبینیم و یا گذاشتن یه فیلتر آبی روی لنز موبایل باعث میشه که تمام تصاویر رنگش آبی بشه که واقعیت تصاویر این رنگی نیست ولی این عینک و فیلتر آبی مثل همون فرمولها و کدها و باورهای چاقی هستن که باعث میشه نتیجه ی نهایی رو رقم بزنن و تغییر بدن .
فرمول ذهنی :چاقی من ارثی هست و نتیجه =چاقی هست .
و هر چقدر ما تلاش کنیم برای لاغر شدن هیچ اهمیتی نداره و نتیجه رو اون فرمول رقم میرنه و این حرفها در تمام جنبه های زندگی هست مثلا کسی که فرمول ذهنی و باور داشته باشه :درس خوندن آدم رو به جایی نمیرسونه حتی اگر دکتری بگیره ولی بازم این فرد از طریق درس به جایی نمیرسه و در نهایت نتیجه ی زندگی اون فرد مناسب نیست چون جهان بر اساس فرمولهای هر فرد به اون فرد پاسخ میده عین اون فیلتر که استاد روی لنز دوربین گداشت و نتیجه رو عوض میکنه و ممکنه طبیعی نباشه ولی مهم نیست چون فرمول غلط داری نتیجه هم تغییر میکنه .پس منم ممکنه سالها رژیم بگیریم و برامون طبیعی نباشه چاقی ولی مهم نیست چون نتیجه رو فرمولها رقم میزنه .(من هم خیلی از این فرمولهای غلط داشتم که چاقی من به خاطر اشتهای زیاد هست و یا چاقی من به خاطر غذا ها و بی تحرکی من هست و یا چاقی من به خاطر قرص هورمونی من هست و یا چاقی من به خاطر کم کاری تیرویید من هست و دیگه هر چقدر تلاش میکردم به زور در یه مقطعی لاغر میشدم و دوباره چاق میشدم چون با ذهن چاق داشتم زندگی میکردم یعنی ذهنی که عینک چاقی بر چشمم داشت ودر واقع پر از فرمولهای چاقی بوده )
وقتی اون عینک چاقی روی ذهنت باشه بازم شما چاقی رو میبینین و نتیجه چاقی میشه و اگر عینک رو برداری ذهنت لاغری رو میبینه و لاغر میشی چرا؟؟ چون اون لنزهای رنگی رو برداشتی و واقعیت رو میبینی پس باید فرمولهای غلط رو برداریم (من خودم یه باور غلط داشتم که نتیجه اش چاقی زیاد و همیشگی در من بود که فکر میکردم من یه چیزی درونم هست به نام اشتهای زیاد که من رو وادار به خوردن میکنه که من دارم اما بقیه ی لاغرها ندارن و اشتهای زیادم باعث میشه که همیشه من غذا بخورم و این دست خودم نیست و همیشه گرسنه هستم و احتیاج به غذا دارم و باید کلی چیز کم کالری مثل میوه و سبزیجات و سالاد و … دم دستم باشه که سریع بخورم چون اگر خیلی گرسنه ماندم و چیزی نخوردم بعدش خیلی زیاد میخورم و دیگه نمیتونم خودم رو کنترل کنم )
پس اون فرمولهای چاقی حتی نتیجه ی ورزش ما رو تغییر میده و ورزش تاثیر آن چنانی نداره چون ذهن ما مملو از فرمولهای چاق کننده هست و نمیزاره ما لاغر بشیم .پس همین فرمولها مثل فیلترهایی هست که روی لنز گذاشتیم ( منم ذهنم خیلی چاق بوده و نمیزاشت که من لاغر بشم و اصلا هیچ وقت من از ورزش به تنهایی نتیجه نگرفتم و در کنارش باید حتما رژیم میگرفتم که نتیجه میداد و اما در این اواخر من با ورزش همش اضافه می کردم در حالی که مرتب سر ساعت هفته ای سه بار باشگاه میرفتم و ۷ سال پشت سر هم باشگاه رفتم ولی نتیجه ی لاغری نمیداد اما خواهرم که چند ماهی اومد و دیگه ادامه نداد رفت حتی لاغرتر از قبلش هم شد بدون رژیم و ورزش اما من با اون همه فشار و سختی هر روز چاقتر میشدم و همیشه میگفتم چرا ؟؟ ولی حالا خوب میدونم چون تو جهم به چاقی بوده چون ترس از چاقی داشتم چون ذهنم چاق بوده چون ذهنم پر از فرمولهای غلط بوده چون تنفر از چاقی داشتم و ورزش باعث تشدید تمام این موارد شده بود و در کنار همه ی اینها زانو درد و کمر درد شدید هم گرفتم چون ورزش سنگین میکردم که ضربان قلبم بره بالا و عرق کنم و اما نتیجه هیچ وقت برای من با ورزش ایده آل نشد مگر اینکه پیش دکتر تغذیه میرفتم ویه رژیم سخت میگرفتم که به محض تموم شدن دوباره چاق میشدم و بسیار ناراحت و خسته بودم تا با این مسیر آشنا شدم . )
و اما حرف پزشک چقدر روی ما تاثیر میزاره وبارها شده ما در وضعیت خوبی بودیم ولی تجویز یه دارو باعث شد که ما خیلی چاقتر از گدشته بشیم و فقط به حرف اون دکتر بوده و باور ما این بوده چون دکتر گفته پس تیرویید باعث چاقی ما میشه و ما با یه حرف فرمولهای ذهنی خودمون رو تغییر دادیم و ما چاق شدیم (بازم من مصداق همین حرفها بودم چون من با رژیم دکتر تعذیه عالی کم کردم و تونستم ۳۵ کیلو کم کنم و شدم ۵۹ کیلو که اما در ماه اخر رژیمم بودم که با ازمایش متوجه شدم من کم کاری تیرویید و مشکل هورمونی دارم پس به دکتر مراجعه کردم و هم زمان سه دکتر به من گفتن بله با خوردن این قرصها یه مقدار اضافه وزن پیدا میکنی و انگار من دیگه روند کاهش وزنم استپ شد و بلعکس هر ماه چاقتر شدم و چقدر ناراحت بودم و غصه میخوردم ولی اطرافیانم میگفتن چاقی توطبیعیه دیگه بپذیر و خودت رو ناراحت نکن و من چقدر در اینترنت تحقیق کردم چقدر از منشی دکتر تغذیه پرسیدیم که واقعا وزنم اضافه میشه ؟؟ .ولی جواب همه مثبت بود و من در در ته قلبم به دنبال راهی بودم در حالی که خیلی برای رهایی از چاقی تلاش میکردم اما نتیجه چاقی بیشتر بود چون پدیرفته بودم چاقی خودم رو تازه کنار این باورهای غلط کلی باور غلط هم از گذشته داشتم که همه ی اینها با هم من رو چاق میکردن )
پس هر چقدر تلاش کنی هیچ نتیجه ای نداره چون فرمولهای ذهنی شما اشتباه هست .
وقتی ما فرمولهای ذهنی خودمون رو تغییر بدیم و ذهن رو تغییر بدیم و برای نتیجه آماده کنیم خیلی نتیجه های بهتر و عالیتری میگیریم و نتایجی که این افراد میگیرین خیلی عالیتر هست چون ذهن و روح در هماهنگی کامل هستن و نتیجه فوقالعاده میشه .
فرمولهای ذهنی جدید میتونن تلاشهای دوساله ی یه فرد رو به نتیجه بر سونن و فرمولهای غلط یه فرد میتونن نتیجه ی در طی ۲۰ سال یا حتی بیشتر رقم بزنن.
هر چقدر مسیر رو با فرمولهای صحیح طی کنید نتیجه رو زودتر میبینید پس اول باید فرمولهای ذهنی تغییر کنه تا نتیجه ی قابل لمس رو ببینید و هر چقدر جلو برید نتیجه بزرگتر و بزرگتر میشه .
بخدا لاغر شدن خیلی اسان هست حتی خیلیا باور نمیکنن
ولی برو جلو واینقدر با فکر و منطقت به اون فکر نکن و بزار نتیجه به تو نشون بده که این مسیر درسته یا نه اما چون فرمولهای ذهنی تو غلط هستن پس مغز تو خطا میده که نمیشه و همچین راهی درست نیست و شیطان درون هم همیشه میگه نمیشه و تو نمیتونی و هیچ وقت نمیگه فرمولهای ذهنی تو اشتباه هستن نه نمیگه و به جاش میگه تو نمیتونی و راه غلطه و یا اد امه نده و نمیخواد وضعیت ما بهتر بشه چون قسم خورده آب خوش از گلوی ما پایین نره و اما خداو ند در قرآن گفته تو بر بنده های من هیچ تسلطی نداری و هر کس من رو باور کنه زندگی خیلی خوبی داره و این نشان از ایمان به خودمون هست وما میتونیم لذت بیشتری از زندگیمون ببریم (و من هم به خودم ایمان دارم که میتونم موفق بشم و آینده ی خوبی دارم و کلی موفقیت و نعمتها رو قراره از خدای خودم دریافت کنم و به من داده میشه مطمعنم به من داده میشه به شرطی که همیشه در مسیر باشم و روی خودم کار کنم تا با الهامات و ایده ی الهی پیشرفت کنم )
نشان های دریافت شده
(درک و شرح عالی، ذکر مثال برای درک بهتر، منطقی کردن لاغر شدن، زیبا نویسی)
.
سلام فروغ جان . ممنون از متن عالیتون .
قسمت اول نوشته ی شما توجهم رو جلب کرد .
خیلی جالب بود که گفتید هدفمون رو ریز ریز کنیم مثلا بگیم هفته ای ۱۰۰ گرم و بعد هفته ی بعد بگیم ۲۰۰ گرم و بعد کم کم زیادترش کنیم .
جدیدا من هر وقت تصمیم آگاهانه میگیرم برای کاهش وزن مقاومت در وجودم ایجاد میشه . جستجو کردم و سعی کردم فرمولش رو در ذهنم پیدا کنم متوجه شدم وقتی میگم کاهش وزن انگار که وزن الان من اضافه است و من میخوام کمش کنم در حالیکه برای ذهن ما وزن ما همیشه در شرایط ایده آله . یعنی چه من ۹۰ کیلو باشم و چه ۷۰ کیلو باشم این وزن بر اساس فرمولهای ذهن من بهترین و ایده ال ترین وزن هست . وقتی میگم کاهش وزن باز هم توجهم میره سمت جسم و میخوام چاقی رو به واسطه ی تلاش از جسمم برطرف کنم .
ولی وقتی فرمول ذهنم تغییر کنه این کاهش وزن خودبخود اتفاق می افته .
مثلا ما برای چاق شدن هیچ وقت با خودمون نگفتیم خب من میخوام این هفته ۱۰۰ گرم اضافه کنم هفته ی بعدش ۲۰۰ گرم و …. ما فرمولهایی رو در سرمون ایجاد کردیم بدن ما مطابق فرمولها شکل گرفت و خودبخود گرم به گرم اضافه شد تا مطابق فرمولهای ذهنیمون باشه .
به نظرم اصلا به کاهش وزن نباید فکر کرد . بلکه باید بگردیم ببینیم چه فرمولی در ذهن داریم که مثلا هنوز شکم داره تشکیل میشه . هنوز چربیهایی که به نظر ما زائده داره تشکیل میشه .
مثلا من یکی از فرمولهای نگهدارنده ی شکمم بارداری هست . چون بارداری در ذهن همه ی ما مساوی با بزرگ شدن شکم هست و من سالهاست که چنین ذهنیتی در سرم دارم و قصد باردار شدن دارم و این فرمول رو تغییر ندادم این فرمول ذهنی باعث میشه همه جای من لاغر بشه ولی شکمم بزرگ بمونه . تازه فقطم این نیست . یه فرمول دیگه دارم میگم چربی شکم خیلی سخت تر از جاهای دیگه آب میشه .
خب طبق آموزش های استاد این فرمولها دست به دست هم میدن و سلولهای جدید بر اساس این فرمولها ساخته میشن واسه همین دو فرمول و اگه بگردم حتما فرمولهای دیگه هم هست این فرمولها باعث شده سلولها در هنگام ساخته شدن طبق همون الگوی قدیمی ساخته بشن .
حتی دی ان ای ما بر اساس ذهنیت ما ساخته میشه . چون دی ان ای مولکول درشتیست که از اتم تشکیل شده و اتم هم از هسته و هسته ی اتم کانون انرژیست و این انرژی با افکار و رفتار و عادات (ذهنیت) ما شکل میگیره و خاصیت جذب و دفع داره و سبب میشه مطابق عادات و رفتارهای ما ملکولهایی جذب دی ان ای بشن و ژنتیک مارو تغییر بدن . واسه همینه دو تا خواهر دوقلوی همسان که ژنتیک یکسانی دارند هرکدوم علائق مختلفی دارند و رفتارهاشون مطابق ذهنیتهایی که هرکدوم برای خودشون ساختن باعث میشه شغلهای متفاوتی انتخاب کنند یا تصمیمات مختلفی برای زندگی بگیرند و روحیات و خلقیات و حتی کم کم اندام ظاهریشونم با هم متفاوت باشه .
ما دوست داریم کاهش وزن پیدا کنیم ولی ذهن ما دوست نداره از وضعیت خودش تکون بخوره چون ذهن ما تعادل مارو در هر شرایطی طبق فرمولهایی که درونش وجود داره حفظ می کنه .
ما باید فرمول رو شناسایی کنیم و منطقی کنیم و تغییرش بدیم و فرمولهای جدید رو براش شاهد پیدا کنیم و تاییدش کنیم تا کم کم فرمولهای ذهنی ما تغییر کنند . به میزانی که فرمولهای ما تغییر میکنند کاهش وزن ما هم اتفاق می افته . در حقیقت برای ذهن کاهش وزن نیست . چون اگه کاهش وزن باشه اون میخواد کاهش وزن رو جبران کنه و به تعادل برسونه ولی وقتی فرمولها تغییر کنند شرایط جسمی بیرونی و فرمولهای ذهنی تطابقشون از بین میره . تازه ذهن یه کار دیگه هم میکنه برای اینکه تعادل رو حفظ کنه اون ابتدا فرمولهای جدید رو حذف میکنه چون پاک کردن فرمولهای جدیدی که هنوز ریشه نکردن خیلی راحته تا دوباره طبق همون فرمولهای قبلی ریشه دار پیش بره ولی وقتی ما در انجام و تایید فرمولهای جدید و ریشه دار کردنشون استمرار داشته باشیم به مرور ذهنیت جدید ذهنیت قدیم رو پاک می کنه و ذهن شرایط بدنی ما رو طبق الگوهای جدید شکل میده .
البته استاد فرمودند کاهش وزن رو برای ذهنتون طبیعی کنید .
با منطقی کردن و تاییدش .
وقتی فرمولها تغییر کنند طبیعیه که ما کاهش وزن داشته باشیم .
چرا ما سینما رفتن رو به چاق شدن نسبت نمیدیم؟
چون توی ذهنمون فرمولی نیست . با خودمون میگیم خب چه ربطی داره ما سینما بریم چاق بشیم . مگر اینکه اونجا زیاد بخوریم چاق بشیم . یعنی باز پیوند خوردن رو برقرار می کنیم تا مثلا سینما رفتن عاملی بشه برای چاق شدن و فرمولش شکل بگیره . ولی اگه خوردن رو ازش برداریم بین سینما رفتن و چاق شدن هیچ پیوندی نمیبینیم
ریشه ای ترین فرمول در ما باور (خوردن مرا چاق می کند) است
اینکه چطور این فرمول در ما شکل گرفته واقعا نیاز به بررسی داره .
ما زمانیکه کوچیک بودیم ارتباط بین خوردن و چاقی توسط ذهنیت والدینمون به ما انتقال داده شد .
هر وقت موقع غذامون بود بهمون گفتن بخور اگه نخوری بزرگ نمیشیا بخور بزار قوی بشی . غذاتو نخوری مریض میشیا و اینارو بارها و بارها تکرار کردند و ذهن متناسب اون زمان ما این پیوندها رو پذیرفت برای خودش منطقی کرد تاییدشون کرد و همه ی اینا ناخوداگاه اتفاق افتاد .
یا مثلا ببین فلانی غذاشو تا ته خورده تپل شده خوشگل شده سفید شده .
یا بخور جون نداری .
آها سحرهای ماه رمضون بخور مامان بتونی روزه بگیری تا شب جون داشته باشی .
یعنی خوردن شد زندگی ما و چاق شدن موهبتی محسوب میشد که نشان از سلامتی میداد . هر چی بچه درشت تر بود یعنی اون مادر خیلی عالی به بچه اش رسیدگی کرده واااای خدای من ما کلی فرمول داریم که ذهنیت ما رو شکل داده اینا رو ما سالها تکرار کردیم و هربار قویتر و قویتر شده .
حالا فقط باید توجه و تمرکزمون رو ازشون برداریم و توجه و تمرکزمون رو بزاریم روی فرمولهای جدیدی که پیوند خوردن و چاق شدن رو قطع می کنند .
مثلا فرمولهای جدید خوردن ورودیست مثل سایر ورودیها تا زمانیکه ذهنیت ما مثل ذهنیت قبلیست لازم است کنترل ورودی انجام شود . همانطور که از شنیدن اخبار بد پرهیز می کنیم تا ذهنیت ما مطابق ذهنیت اصلیمون بشه و فرمولهای غم افرین و رنج افرین و فقر گستر و بیماری گستر از وجودمون پاک بشن ورودی غذا هم باید کنترل بشه و غذایی که احساسمون رو بد می کنه به خودمون ندیم . البته این یه پیشنهاده ممکنه با مقاومت ذهن روبرو بشه ولی ما با ذهنیت چاق مخصوصا با خوردن و یا خود مواد غذایی مسلما بازم چاق میشیم . ما حتی با نگاه کردن به غذا هم چاق میشیم چون حتی اگه نخوریم ذهن تصویر اون غذا رو میبینه و هورمونها رو ترشح می کنه و به اصطلاح دهنمون آب میفته با دیدن غذاهای رنگارنگ و چون فرمولهای خوردن باز شروع به کار می کنند و خوردن هم که مرا چاق می کند پس در نتیجه ما به غذا نگاه هم میکنیم چاق میشیم یعنی این همه باز از همون انشعابات ریشه ای هست که در ذهن منطقی شده .
خبر خوش اینه ما اگه فقط این انشعابات رو از بین ببریم و بهش بی توجه بشیم و سعی کنیم در زندگی روزمره ازشون استفاده نکنیم حتی نیازی نیست فرمول جدید لاغری بسازیم فرمولهایی صحیح در ما جاری هستن و وقتی ما جلوی تخریب رو بگیریم ترمیم کم کم تمام اضافه وزن رو جبران می کنه . ترمیم طبق الگوهای متناسب کننده و متعادل کننده اتفاق میفته و وقتی فرمولهای چاقی در افکار و رفتار تکرار نشن و خودمون رو ریست از کارخانه کنیم کم کم طبیعت اصلی ذهن بیماری چاقی رو از بدن پاک می کنه .
سلام دوست عزیز
از خوندن پاسخ شما لذت بردم
مخصوصا این جمله
“برای ذهن ما وزن ما همیشه در شرایط ایده آله . یعنی چه من ۹۰ کیلو باشم و چه ۷۰ کیلو باشم این وزن بر اساس فرمولهای ذهن من بهترین و ایده ال ترین وزن هست”
چقدر زیبا و صحیح بیان کردید
نشان های دریافت شده
سلام استاد بزرگوار . ممنون بابت اظهار لطفتون . لطف شما همواره بر ما جاریه . درس پس میدم استاد .
نگاه تناسب بین شما این نوشته ها رو صحیح و زیبا میبینه .
ممنون از نگاه متناسبتون . ممنون از نگاه زیبا بینتون . دنیاتون رنگارنگ و سرشار از زیبایی هست . روزافزون باد .
نشان های دریافت شده
سلام و خدا قوت عزیزان…فایل خیلی خوبی بود بله منم خیلی آدم های اطراف خودم رو ک دیدم حالا بعد چند سالی با دیدنشون تعجب میکردم ک چقدر متناسب و خوب بود طرف حالا چرا اینجور شده مثلا می گفتن مشکل اعصاب داره یا تیروئید داره یا مشکل هورمونی یا خیلی چیزهای دیگه ک اینا باعث چاقی میشن من کسی رو میشناسم مشکل اعصاب داره دارو میخوره ولی خیلی لاغره یا تیروئید داره ولی لاغره بنظر من همه چی تو زندگی ما از ذهن ما آدم هاس ان شالله ک من بتونم ب خوبی این راه رو ادامه بدهم
نشان های دریافت شده
💖سلام 💖
خیلی ساده و کامل درمورد باورها توضیح دادید . من کاملا به این موضوع اعتقاد دارم . چیزی جز این باشه باید به عدالت خداوند شک کرد . تنها ایراد کار اینه که دیر این چیزارو متوجه شدیم متاسفانه اکثر آدما دقیقا برعکس میان از قدرت ذهنیشون در جهت صدمه رسوندن به خودشون استفاده میکنن درصورتی که اگه به قدرت درونی خودمون قدرت ذهن این نعمت بینظیر خداوند پی ببریم به تمام خواسته هامون میرسیم . بحث باورها تو تمام ابعاد زندگیم اهمیت بالایی داره بیایم به جای اونهمه زحمتی که کشیدیم برای لاغرشدن یا باقی خواسته هامون و نتیجه ای نگرفتیم تمام توانمون و بزاریم روی شناسایی باورای مخرب و جایگزینی باورهای صحیح . یه شبه و دوشبه هم نتیجه نمیگیریم تکرار تکرار تکرار رمز موفقیت تو هر زمینه ایه. خودم اوایل فکر میکردم که خب باور و شناسایی کردم حالا این باور مقابلشه اما تو شرایط بحرانی و استرس زا میدیدم نه اشتباه میکردم این فرمو ل اصلا حک نشده تو ذهنم وگرنه دیگه استرس و نگرانی شک و تردید نباید میومد سراغم . که با تکرار خداروشکر همین بحث ترس از خوردن آروم آروم تو وجودم نشست و الان اصلا سراغم نمیاد . یا مثلا چیزی که هنوز نیاز به کار داره تو خیلی از افراد چاق اینه که توی جمعی بحث چاقی و لاغریه نباید عکس العملی نشون داد کنجکاوی کرد و تحت تاثیر روشای جدید قرار بگیریم چون ما باورمون اینه جز ذهن خودمون هیچ روش بیرونی نمیتونه مارو دائمی لاغر کنه. باور استخون بندی درشت یه چیزی بود که خیلی سماجت میکرد تو ذهنم هی بخودم میگفتم من اضافه وزنمم کم کنم باز خیلی قلمی و ظریف نمیشم که درحال کار کردن رو این موردم. چون الان شکر خدا که جمع و جور شدم میبینم نه من خیلی بابقیه تفاوتی ندارم و داره کمرنگ میشه این باور. تا صبحم بنویسم کمه در مورد این فایل که خسته کننده میشه برای دوستان .تشکر استاد مهربان 🌷🌷🌷🌷