تا حالا شده وسط رژیم باشی، همه چی رو مو به مو رعایت کنی، اما ترازو یه ذره هم تکون نخوره؟ 😩 یا بدتر از اون، عددش بره بالا؟!
شاید وقتشه یه لحظه نفس عمیق بکشی 😮💨 و نگاهت رو از روی ترازو برداری… بیاری سمت چیزی که دیده نمیشه ولی روی همهچی اثر میذاره: ذهنت 🧠✨
آرامش ذهنی در لاغری، همون قطعه گمشدهایه که بدون اون حتی لاغری با ذهن هم برات کار نمیکنه 💔
🧠 چرا با ذهن شلوغ، بدن چاق میمونه؟

تا حالا شده یه روز پرتنش داشته باشی و بدون اینکه واقعاً گرسنه باشی، یهو خودتو جلوی یخچال یا فستفود فروشی پیدا کنی؟ 🤯
ذهن شلوغ، درست مثل یه ریموت کنترل نامرئیه که دست ما نیست، اما همه دکمههای پرخوری رو یکییکی فشار میده. و بله… نتیجهش میشه یه بدن خسته و یه عدد لعنتی روی ترازو که پایین نمیاد! 😩
آرامش ذهنی در لاغری دقیقاً همون پیوندیه که اینجا نقش نجاتدهنده رو بازی میکنه.
📈 کورتیزول: هورمون استرس و چاقی
وقتی ذهنت توی حالت استرس و تنش دائمیه، بدن فکر میکنه قراره با یه بحران بزرگ (مثل جنگ یا قحطی!) روبهرو بشه. پس چی کار میکنه؟
یه هورمون به اسم کورتیزول ترشح میکنه که باعث میشه:
- 🔹 اشتها زیاد بشه
- 🔹 بدن چربیها رو نگه داره (مخصوصاً دور شکم 😬)
- 🔹 میل به غذاهای چرب و شیرین بالا بره
در واقع بدن فکر میکنه لازمه انرژی ذخیره کنه تا زنده بمونه… ولی ما فقط توی ترافیک گیر کردیم یا رئیسمون بداخلاق بوده! 😅
وقتی ذهنمون پر از فکره—چه نگرانی، چه استرس، یا حتی خوشحال شدن، مغز فوری میره دنبال یه پناهگاه امن.
و خب… چی امنتر و آشناتر از یه کاسه بزرگ بستنی شکلاتی؟ یا مثلاً یه بسته چیپس خوشمزه که با هر «کِررانچ»ش صداش آدمو آروم میکنه؟ 🍫🍟
اینجا دیگه قضیه گرسنگی فیزیکی نیست. پای خوردن هیجانی وسطه.
مغز دنبال یه راهحل سریع برای خاموش کردن سروصدای احساساته… و غذا تو این لحظهها دقیقاً مثل قرص آرامبخش عمل میکنه.
🧠 آرامش ذهنی در لاغری یعنی چی؟
یعنی وقتی یاد بگیریم چطور با احساساتمون روبهرو بشیم، دیگه لازم نیست به خوراکیها پناه ببریم.
تحقیقات نشون میده بیشتر افرادی که پرخوری هیجانی دارن، دچار آشفتگی ذهنی هستن و اونقدر درگیر احساسات درونیان که بدنشون رو نمیشنون.
یه مقاله توی ویکیپدیا، خوردن هیجانی رو اینطوری تعریف میکنه: «تمایل به خوردن در واکنش به احساسات مثبت یا منفی.» یعنی هم وقتی ناراحتی ممکنه پرخوری کنی، هم وقتی خیلی خوشحالی!
جالبه بدونی ذهنی که به آرامش نرسیده، نهتنها با غم و استرس بلکه حتی با شادی زیاد یا بیحوصلگی هم دنبال خوراکی میگرده:
- 🔹 نگران شدی؟ شیرینی بخور!
- 🔹 عصبانیای؟ چیپس تند برات تجویز میشه!
- 🔹 بیحوصلهای؟ یه سر به یخچال بزن!
- 🔹 خیلی خوشحالی؟ پیتزا برای جشن آمادهست! 🍕
بهجای اینکه احساساتمون رو در آغوش بگیریم و ببینیم چی ازمون میخوان، تبدیلشون میکنیم به دستور غذایی!
📌 اما راه حل چیه؟
آرامش ذهنی در لاغری یعنی اینکه قبل از اینکه دستمون به سمت غذا بره، یه مکث کوچیک کنیم…
نه برای شمردن کالری، نه برای سرزنش کردن خودمون، نه حتی برای کنترل نفس! بلکه برای یه چیز خیلی مهمتر: گوش دادن به خودمون. 🎧
آیا واقعاً گرسنهایم؟ یا داریم دنبال یه راه فرار میگردیم؟
فرار از استرس کار؟ از تنهایی؟ از یه گفتوگوی سنگین؟ از یک خاطرهی تلخ؟
این همون لحظهی طلاییه که توش آرامش ذهنی در لاغری معنا پیدا میکنه. یعنی جایی که ما، به جای اینکه مثل یه ماشین برنامهریزیشده سراغ غذا بریم، در لحظه میمونیم… با خودمون، با احساسمون، با انتخابمون.
💚 در دوره «ورود به سرزمین لاغرها»، تمرینهای دقیقی طراحی شده برای همین موضوع.
تمرینهایی که یادمون میده:
- چطور صدای واقعی بدنمونو از صدای ذهن پرحرفمون تشخیص بدیم؟
- چطور ذهنِ همیشه عجول رو آروم کنیم تا بتونه صبورانه تصمیم بگیره؟
- و چطور آگاهانه غذا بخوریم، نه برای فرار، بلکه برای زندگی؟
🌀 آرامش ذهنی در لاغری دقیقاً یعنی همین:
بازگشت به لحظه حال.
جایی که تو با خودت در صلحی، بدون جنگ با غذا، بدون استرسِ وزن، بدون قضاوتهای سنگین.
من اعتقاد دارم که حتی اگر سنگ هم از دورههای لاغری با ذهن استفاده کند، لاغر خواهد شد!
بنابراین، نسبت به لاغری خود مطمئن باشید و بدون عجله در این مسیر ادامه دهید. 🌟

چرا دوباره به مسیر ذهنی برمیگردیم؟ 🌱
(پاسخ ساده: چون دنبال آرامش ذهنی در لاغری هستیم!)
یکی از جالبترین نشانههای موفقیتآمیز بودن روش لاغری با ذهن اینه که خیلی از دوستانی که یه زمانی این مسیر رو شروع کرده بودن، ولی بهخاطر عجله رهاش کرده بودن، دوباره برمیگردن به همین مسیر ذهنی.
چرا؟ چون تجربه بهشون یاد داده که راه دیگهای جواب نمیده. 😌🔁
✅ خیلی وقتها بعد از رها کردن این روش، میرن سراغ رژیمهای سخت و ورزشهای سنگین. از اونایی که هم حالِ جسم رو میگیرن، هم حالِ روح رو. اما نتیجهش چیه؟
خستگی، بیحوصلگی، وزن برگشتی، و یه ذهن پریشون بدون آرامش…
❌ همین تجربههای تلخ باعث میشه بفهمن که بدون آرامش ذهنی در لاغری، هیچ تلاشی موندگار نیست. بدن وقتی متناسب میمونه که ذهن، آرام باشه. نه مضطرب، نه درگیر، نه توی حالت جنگ و گریز!
💚 بههمین دلیله که توی هفتههای ابتدایی دوره «ورود به سرزمین لاغرها»، تمریناتی طراحی شده که اول از همه روی آرام کردن ذهن کار میکنه. چون ما ایمان داریم که آرامش ذهنی در لاغری مثل یه سکوی پرتابه؛ پُرقدرت، نرم، و مطمئن.
🧠 توی مراحل بعدی دوره هم حسابی با نجواهای ذهن چاق کار میکنیم. همون صداهایی که زیر گوشمون میگن:
«خیلی طول میکشه!» یا «ولش کن بابا، یه رژیم بگیر راحت شو!»
اما وقتی با ذهن آگاه بشی، این صداها فقط یه شوخی بامزه میشن که دیگه جدیشون نمیگیری.
✨ بهت اطمینان میدم:
فقط کافیه اجازه ندی عجله، آرامش ذهنی در لاغری رو ازت بدزده.
همین یه کار کوچیک، خودش بدنتو آرومآروم وارد مسیر متناسب شدن میکنه—طبیعی، لذتبخش، و بدون برگشت.
🌿 تجربهی یک هنرجوی لاغری با ذهن: وقتی آرامش ذهنی در لاغری مسیر را روشن میکند…
یکی از بزرگترین درسهایی که توی مسیر لاغری با ذهن گرفتم اینه که:
عجله، صدای ذهن ناآرومه…
ذهنی که بلد نیست صبر کنه، که نمیتونه زیبایی مسیر رو ببینه، که فقط دنبال نتیجه فوریه. دقیقاً همون ذهنیه که آرامش ذهنی در لاغری رو بهم میزنه و سعی میکنه با فریب، منو از این مسیر شیرین بیرون بکشه. 😶💭
یه نمونه واضحش دخترعمویمه…
دختری که میتونست مثل من وارد دنیای زیبای ذهن و آگاهی بشه، اما عجله کرد. انقدر بیحوصله بود که حتی حاضر نشد یک فایل آموزشی رو تا آخر گوش بده. فقط چون میخواست زود لاغر بشه، رفت سراغ عمل معده! ✂️🩺
یکی از اعضای سالم بدنشو قربانی کرد، فقط برای اینکه ترازو زودتر یه عدد خوشحالکننده نشون بده…
اما کاش میدونست که لاغری واقعی، با تیشه زدن به بدن نمیاد، با ساختن ذهن میاد.
اگه مثل من این مسیر آرام، آگاهانه و پر از عشق رو انتخاب میکرد، الان نهتنها سلامت بدنش حفظ شده بود، بلکه با آرامش ذهنی در لاغری، میتونست خودش رو از درون تغییر بده. 🌈🧠
من نزدیک به دو ساله که توی مسیر لاغری با ذهن هستم. لاغر شدم، بله… ولی چیزی خیلی عمیقتر از عدد وزن برام اتفاق افتاده:
دارم آرامش ذهنی در لاغری رو زندگی می کنم.
بدون اضطراب، بدون عجله، بدون فریب دادن خودم. ✨
دیگه به غذا به چشم دشمن نگاه نمیکنم. با عشق غذا میخورم، از بدنم مراقبت میکنم و با خیال راحت، چیزهایی که دوست دارم رو میخورم—نه با احساس گناه، نه با شمردن کالری. این یعنی آزادی واقعی.
در مقابل، دخترعمویم بعد از عمل ۱۶ کیلو وزن کم کرد… ولی حتی نمیتونست یه قاچ هندونه بخوره. میدونی چرا؟ چون ذهنش تغییر نکرده بود. فقط جسمش ناقص شده بود.
و من همون لحظه، از ته دل فقط یه جمله گفتم:
«خدایا شکرت… که منو به این مسیر زیبا و پر از آرامش ذهنی در لاغری هدایت کردی.» 🌺🙏
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔑 رمز موفقیت: درک عمیق تاثیر آرامش ذهنی در لاغری
اگر واقعاً درک کنید که لاغری با ذهن چگونه عمل میکند، آنوقت دیگر نه عجله میکنید، نه ناامید میشوید.
درک دقیق از این مسیر باعث میشود با آرامش ذهنی در لاغری، انگیزه و اشتیاق بالا ادامه دهید تا به تناسب اندام رویاییتان برسید.
پس بیایید کمی با خودمان صادق باشیم و با پاسخ به سؤالات زیر، درک خود از لاغری با ذهن را عمیقتر کنیم:
- لاغری با ذهن چیست و چگونه به شما کمک میکند تا لاغر شوید؟
- تفاوت لاغری با ذهن با روشهایی که قبلاً امتحان کردهاید چیست؟
- از زمانی که با این روش آشنا شدهاید، چه تغییراتی در خود احساس میکنید؟
- در روشهای دیگر چه چیزهایی را از دست دادهاید؟ (مثلاً آرامش ذهنی در لاغری، سلامتی، شادی…)
- با لاغری با ذهن چه چیزهایی بهدست آوردهاید؟
- چرا باور دارید که لاغری با ذهن تنها راه لاغری برای همیشه است؟
نوشتن پاسخ این پرسشها نهتنها به شما کمک میکند تا آرامش بیشتری در مسیر داشته باشید، بلکه مثل چراغی درونی راهتان را در روزهای چالشی روشن میکند. ✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🎧 نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
امتیاز 4.30 از 169 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
قدم یازدهم – (دیدگاه من )
سلام
لاغری با ذهن ،ارتباط با ذهن ناخوداگاه است . یعنی استفاده کردن از ابزار خلق که در تو هست ولی تو نمیشناسیش . چون قابل شناسایی نیست . مثلا من نمیدونم چطور قلبم میتپد ،ولی یک ابزاری اون رو از پیدایش ما شروع به تنظیم کرده و چون اون برای بقای تو لازمه اجازه ی دست کاری نمیده . اجازه ی دخالت به کارش را نمیدهد. خب ما این قدرت غیر ارادی را نمیبینیم . هیچ ابزار درکی وجود ندارد . با کدام سیستم میخوای فهمش کنی ؟ لاغری با ذهن هم اینگونه است . هیچ فرد چاقی از اینکه چطور خلق چاقی کرد را نمیداند . فقط وقتی در جسمم پدیدار شد ،متوجه شد که مشکلی است و عدم شناخت و احساس نکردن حضور او ، باعث شد دنبال سرنخ هایی از بیرون برای رفع مسائلی که دوست نداریم بگردد . ناخوداگاه، بخش پررنگ زندگی ماست که ما به حضور آن آگاهی نداریم . بعضی مفاهیم را نمی توان در دنیای مادی درک کرد ،نمی توان دید ، نمی توان مقیاس آورد ، هیچ راه و ابزاری برای ان نیست . ما ابزارهای کمی(قابل اندازه گیری) را خلق کردیم تا بتوانیم محیط پیرامون را درک کنیم . مثلا ترازو ! عدد ترازو فاکتورهای زیادی داره که میتواند عدد خاصی را نشان دهد . تمام ابزار ها و سیستم ها جهت شناسایی و درک بیشتر بودند . لاغری با ذهن برای من مفهوم آگاهی بود و من در قدم یازدهم هستم . چون مشتاق لاغری هستم و چون قدم هایی میره که حس میکنی این جنس را شاید نفهمیده برای خلق مسیری دیگر رفتی یا میتوانی این ابزار را در قسمتهای مختلف زندگیت هم استفاده کنی ، به نظرم شگفت انگیز است . درک از چیزهای ناشناخته مثلا کیفیت ! چطور کیفیت یک محصول را میسنجی ؟ کیفیت پارامتری نداره ! کیفیت وجود داره و ما برای ارزیابی آن ، با ابزار کمی که بتوانیم درک بیشتری داشته باشیم میسنجیم. یا مثلا زیبایی ! هیچ پارامتری جهت اینکه چه کسی زیباست وجود ندارد و علم خیلی سعی میکند این پارامتر کیفی را بتواند تجزیه و تحلیل کند و با عدد و کمیت، بتواند درک و مقایسه کند . ذهن ناخوداگاه هم رد و نشانه ای ندارد و تنها ابزار شناخت آن ،دیدن رفتار و نتیجه ی آن است . من به قدرت ذهن ناخوداگاه اعتقاد دارم . او برای بقای ما نقش حیاتی دارد .
خب اگر این 11 روز که 11 قدم مرا ساخته باید بگم که چون من هرروز درگیر نوشته ها م و تحلیل بودم ، بخش بزرگی از روز من در آن حال و هوا بود و چون هرروز قدمی به آن اضافه میشد ،انگار یک تیکه پازل دیگر هم به این آگاهی اضافه میشد . میدونی حال و هوات عوض شده ، چون افکارت عوض شده ،من با انجام دادن هر قدم ، اول علم و آگاهی را یاد میگیرم ولی چون مقیاس کمی نیست ، من باید حضور آن را با ذهن اگاه ببینم . وقتی فکری وارد ذهنت میشود و برات مهم هست ،حال و هوای آن روزت را میسازد و تو میدانی که حضور آن فکر و حال و هوایی که داری ، باعث به واکنش رفتاری و حال امروزت شده ،ولی تا زمانی که در هوشیارت هست . مثلا من حس میکنم و میبینم که جمله ی لاغری آسانترین کار دنیاست ،درذهن من میچرخه ! چون حضورش را حس میکنم و چون به درونم عمیق شدم ،چون عاشق لاغری هستم ، هر فکری که از جنس تناسب اندامه ،ذهن من جذبش میکنه . افکاری هم هستند که در ذهن ناخوداگاه هستند و راهی برای دیدنشون نیست . چون حضورش را حس نمیکنی و ان ها انقدر تکرار و تمرین شده اند که دربخشی از ذهنت ذخیره شدند که دسترسی نداری . چون ما ابزاری برای سنجش یا وارد شدن نداریم . ما فقط با آگاهی وتمرکز و تجزیه و تحلیل میتوانیم بخش هایی از باورها را از دل نااگاه در بیاریم . واسه همینه اسمش نا آگاه هست و ما چیزی را میبینیم که در آگاه هست .
از مزیت هایی که در این سایت میبینم ، تمام این فرمول ها را استخراج کرده . در آوردن ریشه و فرمول هایی که در ذهن ناخوداگاه ما نقش بسته ،کار بسیار زمان بریه و به راحتی در اختیار ما گذاشته و بخش شناسایی که زمانبره را ما نداریم . خیلی از این فرمول ها اشتباه هستند و خیلی از افکار ما درست نیستند و هر افکاری که قدرت بگیرد ، خودش را با احساس عرض اندام میکند . خیلی از احساسات بد داریم که نمیدانیم منشا آن چیست و ما فقط درد فیزیکی و حال بد را تجربه میکنیم . بدون آن که علت آن را بدانیم . نوشتن در استخراج این افکار به شدت کمک کننده ست . میتوانم مثال بزنم . مثلا رانندگی ، اینقدر در آن حاذق هستیم که در حین رانندگی فکر میکنیم و میتوانیم در عالم خیال بریم ولی به راه ادامه بدیم و حواسمون هر طرف هم باشه . این کار ناخوداکاه انجام میشه و ما زحمتی براش نمیکشیم . در این میان یک ماشین میپیجه و ما سریع روی ترمز میزنیم . همه ی اینها سلسله افکارند و اونقدر تکرار شدند که تو از حضورش خبر نداری ولی آنی انجام میدهی .این مثال ساده ای برای درک بود .
سختترین بخش ،به نظرم کار با ذهن ناخوداگاه است و ما داریم از طریق ذهن آگاه ، هر فکری را که در حال چرخش است که بیشترش با نوشتن میتوان استخراج کرد میقاپیم و یا رفتارها که ابزاری برای دیدن هستند را با ذهن آگاه پیدا میکنیم و شروع به تجزیه و تحلیل ،درستی و نادرستی آن میکنیم و اگر مشتاق کاری باشی و منتظر آن باشی ، هر فکری که در مسیر خلق کمکت میکنه ذهن به سرعت برمیداره تا بتونه از آن فرمول ها استفاده کند . خب من دید عمیقتری به این مساله دارم ،چون حسش کردم و هر مرحله که برمیگردم عمق بیشتری از مسیرم درک میکنم.
من الان میدانم که مواد غذیی و ورزش و تمام ابزارهایی که برای متناسب شدنم استفاده کردم ،جهت دستکاری در محصولم بوده ولی درخت من برای چاقی تنظیم شده و چون در ذهن ناخوداگاهم بود ، من به آن دسترسی نداشتم و شروع کردم با ابزارها و روشهایی که خلاف برنامه ی ذهنم بود ، تناسب اندام را خلق کردن ولی درخت من چاقی است و وقتی اهرم فشار بیرونی را برداری دوباره چاقی خلق میشود و ما هیچ دلیل و علتی برای چاقی نداشتیم . ذهن هوشیار ما که منطق ما هم در آن است ، شروع کرد با ابزارهایی که میداند و درک کرده است برای ما راه حل نشان دادن . به خاطر همین آموزش و آگاهی و درک آن مهمترین بخش است ،چون ما از طریق خوداگاه میتوانیم افکار ذخیره شده در ناخوداگاه را بیابیم و شروع به اصلاح آن کنیم .
میخوام به زبان ساده تر بیان کنم که به زبان ساده این مسیر را طی کنیم 🙂 :
لاغری با ذهن یعنی شناسایی افکار اشتباه در ذهن ناخوداگاه ، شناسایی آن ،تجزیه و تحلیل آن و قدرتمند کردن باور جدید و توجه به آن . همین که شروع به تجزیه و تحلیل میکنی ، یعنی توجه کردی و رفته رفته فرمول های چاقی کمرنگتر شده و فرمولهای جدیدی که جهت درک بیشتر گرفتی و یک فکر با بار احساسی برای تو به وجود می آورد ، در ذهنت شروع به چرخش میکند و چون تو میخواهی بیشتر بدانی ، بیشتر بهش فکر میکنی و چون ذهن میتواند هرچیز را بزرگتر و گسترش میدهد ، تو وقایع و افکار و حرفهایی میزنی که در جهت تایید این فکر باشی و اونقدر تکرار میشود که تبدیل به باور میشود .باور خلق تصویر میکندو دستور را میگیرد و براساس تصویر ذهنی ،شروع به خلق رفتار میکند ( رفتاری که در حوزه ی اختیارات ما نیست ) و ما آن واکنش رفتاری را میبینیم و از تکرار این رفتار ،عادات ما به وجود می آید که دیگر کاملا در بخش ناخوداگاه ما ذخیره شود . گرچه خیلی از افکار اشتباه که به باور تبدیل شده و ابتدای پیدایش رفتار ما و خلق بیرونه با کمرنگ تر شدنش ، ما به تناسب اندام نزدیکتر میشویم . چون ما خود تناسبیم و فقط تنظیماتمون دستکاری شده که با افراد متناسب در زمینه ی خوردن متفاوت عمل میکنیم و اصلا دست ما نیست و فرمان ذهن براساس تصویر ذهنیش است که افکار ما به وجود آوردتش .
2. تفاوت روش لاغری با ذهن با روش های قبلی که استفاده کردید چیست؟
در این روش ما کاری به ابزارهای بیرونی نداریم . ما الان این اگاهی را داریم که منشا مشکلات ما که ریشه ی اختلال چاقی شده است ، فکر است . ما برروی باور کار میکنیم . و باور را کمرنگ و با باور صحیح اصلاح میکنیم . و چون شوق و اشتیاق داریم و باور داریم که ما متناسبیم ، ذهن ما به سرعت ان فکر را میگیرد و شروع به چرخش میکندو در آن چرخش که از فهم و پذیرش ما به فکر می آید ، حال و هوای روانی ما را به سمت خوب میبرد و چون لاغری در ما حس خوب ایجاد میکند . ذهن هرچیزی که در ان انرژی زیاد که از جنس حس خوب باشد یا لذت ، سریع بر میدارد. چون ذهن عاشق لذت است و لاغری هم برای او از این جنس هست . واسه همینه نباید از انرژی حسرت به لاغری نگاه کنیم ، چون آن جنس متفاوتی دارد و کلا مبنا و ریشه ش اینه من چاقم و تناسب ندارم که از پایه این فکر اشتباه هست و ما از طریق احساس میتوانیم متوجه شویم درچه مرحله ای از مسیر هستیم . در این مسیر رژیم غذایی ، ورزش و هر عاملی که از بیرون و اقدامات بیرونی قراره جسم چاق مرا که محصول ذهن چاق منه را تغییر بده ، نداریم . من در این 12 گام فهمیدم که من مسئول پرخوری خودم نبودم و این رفتار ذهن ناخوداگاه من برای خلق چاقیست و من اشرافی به خوردنم ندارم و تا زمانی که باور من درست نشود ، ذهن من از آن مکانیسم برای خلق چاقیم استفاده میکند . من مسئول اطلاعات و داده های مغزم هست و مسئول توجه کردن به آن هستم و از این طریق این مکانیسم خوردن که فرمان ذهنی من است ، شروع به تغییر میکند و من ارادی در میزان خوردن آن نقشی ندارم و هر برنامه ی غذایی که مقدار آن را به من نشان میدهد . در آخر محکوم به شکست است . چون ریشه چاق است و ما از چارچوب برنامه که با حس بد و محدودیت واردش شدیم در آخر شکست میخورد .
3.از زمانی که با روش لاغری با ذهن آشنا شده اید چه تغییری در خود مشاهده می کنید؟
4.در روش های مختلفی که برای لاغری استفاده کردید چه مواردی را از دست دادید؟ (وزن، آرامش ذهنی، سلامتی، شادی و …)
کشمکش های زیاد ذهن و گفت و گوهای منفی زیاد درونی در زمان های حال
زندگی در حس حسرت
احساس درماندگی
احساس خستگی ناشی از درماندگی معضل اضافه وزن
مشکلاتی در سفر رفتن یا قرار با دوستان ، چون من محدودیت داشتم و باعث میشد ، فکر کردن به قشنگترین رویدادهای زندگیم در من حس بدی دهد.
5. در روش لاغری با ذهن چه مواردی را به دست آوردید؟
طبیعتا کشمکش های ذهنم که به خاطر استفاده از ابزارهای بیرونی کردم و خلاف جهت مسیر ذهنم بوده ، راحت شدم .
احساس و پذیرش بهتری نسبت به مساله ی چاقی و اضافه وزن دارم
واکنش های احساسیم در مورد مواد غذاییم و مساله ی خوردن کمرنگ شده .
افکار ذهنم سبکتر شده
ذهنم تصویر لاغری را گهگاهی در ذهنم میاره ( احساس خوب و احساسی از جنس امیدواری دارم ) ،در روشهای قبلی هر لحظه ترس از چاقی و احساس بد داشتم و معضل چاقی را بزرگنر از توانایی خودم در تناسب اندام داشتم که به واسطه ی اگاهی و فهم و درک، این حس را ندارم .
6.چرا لاغری با ذهن تنها روش لاغر شدن برای همیشه است؟
چون اصلاح ریشه میکند و ذهنی که به واسطه ی تصویرهای ذهنیش فرمان خوردن را میدهد، اینبار با داشتن تصویر جدید ، فرمان خلق آن را میدهد .( به همین راحتی ) ! در این روش هیچی زورکی نیست و من در مسیر احساس خوشحالی ، صلح پذیرش و احساس بهتری دارم .
سیستم عجله کردن
فکر میکنم سیستم عجله کردن را ما از محیط پیرامون یاد گرفتیم ، چون با پیشرفت تکنولوژی و ایجاد احساس رقابت و ترس از حذف شدن ، باعث شد که ما با سرعت بیشتری بخوایم نتیجه رو خلق کنیم در مورد تناسب اندام سرعت تغییر و ترمیم بدن که به واسطه ی اضافه وزن بهش وارد شده طبیعیه و هرگونه دستکاری در این سیستم که کارکرد طبیعی بدن است ،میتواند اثرات جبران ناپذیری را به بار اورد . چون اضافه وزن ، یک اختلال است و همانطور که زخمی در بدن ما هست و ما بدون اگاهی در مورد مکانیسم ترمیم زخم بعد از مدت زمانی ،بدون درگیری ذهنی و توجه ما به زخم ، متوجه میشیم خوب شده . زمانی که فرمولهای چاقی از ذهن برداشته بشود ، جسم به طور خود به خود شروع به ترمیم شدن و برگشت میکند ،بدون درگیری ذهنی و توجه ما . یک علتی که میتوانم حس عجله کردن را درخودم حس میکنم ، بخشیش به خاطر عدم اطمینان به نتیجه ی لاغر شدن است و زمانی اقدام میکنیم ، که به واسطه ی این روش افراد زیادی را میبینیم که به تناسب رسیدن و این خودش محرک زیادی درجهت حرکت است و چون پروسه ی لاغری در روش های دیگر ، یک پروسه ی پر زحمت که با مقاومت ذهنی زیادی همراهه ، هر شخصی دوست دارد اون پروسه ی مسیرش کوتاه تر باشه تا سریع از محدودیت خلاص شه ویکی از علتهایی که باعث میشه دنبال عجله کردن باشیم ،چون در ذهن ما این باور نقش بسته که این مسیر هم ،مثل سایر روش های دیگر پر از حال بدومحدودیت است .
من سعی کردم هر آنچه را که در این 11 گام در خودم حل و درک کردم را مختصر و کلی بنویسم ،گرچه این افکار درذهنم میچرخد و من با نوشتن ، آن ها را از ذهنم استخراج میکنم و تکرار نمیکنم و زمانی تکرار میکنم که خوب درک نکردم و همین تکرار یعنی توجه و توجه کردن ، ذهن دلایلی پیدا میکند که درک کنیم و نباید به چشم ناامیدی یا وسواس نگاه کرد، فقط درلحظه هر آنچه را که فهمیدیم باید برداشت کنیم و رفته رفته اگاهی ما بیشتر میشود و مفاهیم عمیقتری را درک خواهیم کرد .
ممنون از همه ی دوستان که با حوصله افکار ذهنی مرا خواندند و امیدوارم در این مسیر کمک بزرگی در فهم بیشتر از طریق خودتان بکند .
به نام خدای عزیزم
با سلام خدمت استاد عزیزم
لاغری با ذهن روشی است که ما رو هدایت میکنه خودمون رو بیشتر بشناسیم رفتارمون رو عوض کنبم
تفاوتش با روشهای دیگه این هست که آرامش داریم استرس ندارم احساس خوب داریم و به جسممون آسیب نمیزنیم خدای مهربان رو بیشتر حس میکنیم در زندگیمون
از زمانی که با این روش آشنا شدم اینقدر احساس خوبی دارم اینقدر آرامش دارم اینقدر رفتار درست غذایی دارم که توی عمرم نداشتم و دارم جسم زیبای خودم رو پیدا میکنم
در روشهای زیادی که استفاده کردم وزن از دست دادم ولی موی سرم ریخت پوستم داغون شد و روحم رو آزار دادم جسمم رو تحت فشار قرار دادم
من در این روش لاغری با ذهن به یه آرامشی رسیدم که تو عمرم نداشتم دارم سایز کم میکنم با خدای خودم بیشتر آشنا شدم رفتار غذایی درستی پیدا کردم و صبور تر شدم و عجله که کار من بود خیلی خیلی کم رنگ شده الهی شکر
روش لاغری باذهن برای اینکه فرمول های ذهن مارو برای همیشه عوض میکنه پس روش ثابتی هست چون دیگه ما نمیتونیم این فرمول هارو عوض کنیم آنها رو واردروح و روانمون کردیم
روشی که من اینقدر آرامش دارم رو توی عمرم ندیدم و نخواهم دید این تنها روش لاغری من است و من تا اخر عمرم در این روش هستم و لاغر میشوم و از زندگی لذت میبرم و بل خدای خودم دوست هستم
نشان های دریافت شده
سلام مهمترین ویزگی لاغری باذهن عدم وجود محدودیت وفشار برسم وروان ما آزادی است رها بود ن است بدون استرس خوردن واینکه بدن خودش تصمیم میگیره مامجبورش نمکنیم ما ازروی حس بیزاری ورزش نمی کنیم رژیم نمی خوریم حسرت دیگران رانمی خوریم به آینده درخشان امید واریم وتصویر دهنی زیبایی از آینده داریم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان.
امروز من که از تاریخ ۱۲,۳,۱۴۰۳ این دوره را شروع کرده بودم و چندین بار اصولی رفتم جلو و مرور کردم اخرین جلسه را هم گوش دادم امروز پانزده مرداد هست و من متوجه تغییرات رفتاری و ارامش ذهنی خودم هستم. من قبل از این دوره رژیم خیلی سخت کیتو یا بدون کربن هیدرات را گرفته بودم و روزی فقط یک وعده غذا میخوردم متاسفانه ریزش موی شدیدی پیدا کردم اگر یک قند شیرینی یا یدونه پفک میخوردم خودم را بارها سرزنش میکردم که تو حق خوردن این چیزها را نداری، خب با شروع این دوره من این رژیم را رها کردم و خوردن کربن هیدرات و همه نوع مواد غذایی را شروع کردم اما باور چاق کننده کربن هیدرات باعث شده در این دو ماه چاق بشم جوری که همه به زبون امده اند و میگیوند مراقب باش باز که داری چاق میشی اما خودم میدونم که دیگه باید صبر کنم و ادامه بدم تا به اون ارامش و باورهای ذهنی درست دست پیدا کنم.
الان غذا میخورم آرامش دارم، هنگام غذا تمرکزم روی ان هست به ارامی غذا را میجوم و میخورم و در خیلی از مواقع راحت میکشم کنار و میگم میل ندارم. میدونم الان از نظر همه و حتی خودم چاق شدم اما میدونم با استمرار و تلاش میتونم برای همیشه و بدون نگرانی به اندام دلخواهم برسم . تا عید نوروز ۱۴۰۴هر روز این آموزش ها ی رایگان را دنبال میکنم تعهد میدم و اگر به لطف خداوند شرایط مالی ام جور شد شاید تا اونموقع دوره ها را نیز خریداری کردم اگر از فایلهای رایگان نتیجه بگیرم که کمی گرفتم میتوانم از فایلهای فروشی هم نتیجه بگیرم.
من تا اول شهریور ماه یکبار دیگر این دوره دوازده قدم را مرور میکنم کامنت بچه ها را میخونم و خودمم کامنت میزارم و تمرینات را انجام میدم و به امید خدا از اول شهریور دوره صدگام لاغری با ذهن را شروع میکنم.
آرامشی که الان دارم و بدون استرس زمانی که نیاز دارم میخورم واقعا قابل توصیف با گذشته نیست.
هر چه لاغرتر شادتر ، مهربانتر ، توحیدی تر ، با محبت تر، ثروتمندتر،
لاغرشدن آسانترین کار دنیاست.
سپاس از شما بزرگوار.
خدایا شکرت بابت این سایت زیبا و این فایلهای زیبا
با درود و احترام به استاد عزیز و هنرجویان راه دلنشین لاغری با ذهن .
با توجه به اینکه چند سالی هست که با قانون جذب و آموزش ذهن از طریق تغییر باورها آشنا هستم ، یک نقطه مشترک و بسیار مهم که تمام اساتید و مدرسان در این زمینه بسیار روی اون تاکید می کنند اینه که تغییر باورها و جذب خواسته ها از این روش در گام اول باید باعث ایجاد احساس عالی و آرامش در شما بشه .
اگر این احساس در شما ایجاد شد یعنی انتخاب تون درست بوده .
نکته ی مهم دوم اینه که در این مسیر شما باید فقط و فقط روی آموزش ذهن کار کنید، عجله نداشته باشید و به این فکر نکنید که نتیجه مد نظر شما قراره چه جوری ایجاد بشه . فقط باید با استمرار ، آرامش و بدون عجله در مسیر خودآگاهی گام بردارید .
استاد کاملا با شما موافقم که آموزش ذهن در مسیر لاغری ، یا جذب ثروت و یا هر چیز دیگه ای که مربوط به تربیت مجدد ذهن هست نه تنها در اون مورد خاص ، بلکه در تمام زمینه ها دیدگاه آدم رو عوض می کنه .
مثالی در مورد خودم می زنم ، من عقیده داشتم که پوشیدن دستکش هنگام شستن ظرف مانع تمیز شدن ظرف ها میشه و این باور سال های سال با من بود ، حتی وقتی به قول معروف جو گیر میشدم و دستکش می خریدم و با خودم می گفتم این دفعه دیگه از دستکش استفاده می کنم نهایت یکبار این کار رو انجام می دادم و دستکش اوووونقدر می موند تا می پوسید و راهی سطل آشغال میشد .!
اما با شرکت در دوره لاغری با ذهن که با شخص دیگه ای بود به صورت کاملا ناخودآگاه استفاده از دستکش برای شستن ظرف ها تبدیل به عادت همیشگی من شد، بدون هیچ تلاش آگاهانه و ارادی، به سادگی و بسیار دلنشین . عادتی که هیچ ارتباطی با لاغری نداشت اما در دیدگاه مندر خصوص احترام به جسمم و خود دوست بسیار موثر بود .
همچنین به من کمک کرد که آدم های سمی از زندگی و مسیر من حذف بشن . 🥰
خدای مهربان رو سپاسگزارم که هر بار که در مسیر ذهن آگاهی قرار گرفتم و آموزش جدیدی در این زمینه دیدم بخشی از زندگی و عادات دیگه ای هم که داشتم دستخوش تغییرات مثبت و جذابی شد و زیبایی این مسیر همینه .
الان حس می کنم که وقتی آرامش دارم انگار یکی جلوتر از من همه چیز رو برام فراهم میکنه تا با کمترین دغدغه به آنچه که مد نظرم هست برسم ، همون طوری که در گذشته ی نه چندان دور وقتی ناراحت و عصبی بودم و یا عجله داشتم انگار زمین و زمان دست به دست هم می دادن تا گره روی گره بندازند تا من نتونم اون چیزی رو که میخوام به درستی انجام بدم . 😐
البته واقعیت مهم اینه که جهان بیرون ما ، بازتاب و آیینه ی تمام نمای درون ماست .
به قول مولانا :
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
من در این لحظه هیچ عجله ای برای رسیدن به هیچ چیزی ندارم چون بارها و بارها بهم ثابت شده که اگر چیزی رو از اعماق وجود خواستم شرایط به گونه ای برام مهیا شده تا اون خواسته برآورده بشه . 💖😌 خدای مهربانم سپاسگزارم . 🙏🌈💖
و باز هم به قول مولانا :
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
اخدایا سپاسگزارم که بودن من در این لحظه و در اینجا موهبتی بزرگ و دوست داشتنی است . 🤩
من هیچ عجله ای ندارم ، برای هیچ چیز ، چون به زمان بندی خدا اطمینان دارم . من دارم زندگی رو زندگی می کنم و دارم تمرین می کنم که با غم گذشته و ترس از آینده لحظه ی حال رو نابود نکنم چون عمیقاً به این جمله اعتقاد دارم که گذشته ، آینده ای است که در لحظه ی حال بی صبرانه منتظر رسیدنش بودیم . 😌
بی نهایت خوشحالم که به این مسیر هدایت شدم و هر روز حس بهتری نسبت به روز قبل دارم . 🥰
برای تک تک تون بهترین ها رو خواستارم . 🤲
در نور و آرامش جاری باشید 💜 💖
نشان های دریافت شده
به نام الله مهربان
سلام و هزاران سلام آرزوی سلامتی
الهی شکر که با این گام حالم خوب شد
استاد واقعا ممنونم که این حال عالی رو به ما هدیه کردین
راستش منم واقعا برای لاغری عجله داشتم و حتی همین موقع ها که دارم گام برمیدارم همش عجله دارم
اما با دیدن این گام و گوش دادن به صدای خانم سادات واقعا حالم عوض شد
و همراه ایشون گریه شدم و با حرف هایی که زدن اطمینانم بیشتر شد
اصلا من یک بار با. شک این گام هارو رفتم و دیدم نتیجه اضافه وزن بیشتر شد
این بار نمیخوام با شک برم و از خدا کمک میخوام که این باور قلبی من رو به این سایت قوی تر کنه
حالم بد بود اما با اون گریه ها و حرف ها آروم شدم و فهمیدم که دیگه نخیر مثل اینکه خبراییه
اصلا مگه همش با گریه به خدا التماس نمیکردی که خدایا کاش لاغری بودم بدون سختی؟!
خب تو از خدا خواستی و خدا همون موقع ها تورو هدایت کرد اما قدر ندونستی
امروز با صدای خانم سادات این اطمینان رو درتو پررنگ تر کرد
مگه آیندمو به اون نسپردم ؟!
پس دیگه نگران چیم؟!
اون هدایتم کرده ، منو توی راه غلط نمیبره که…
وای که چقدر اون حرف ها بدلم نشست
ممنونم واقعا ممنونم استاد مهربون که صدای هنرجوهارو گذاشتین
علاوه بر این صدا ، فایل عااالی شما…
خدایا من به تو سپردم پس جایم درسته وگرنه منو بیرون میاوردی
پس کمکم کن این اطمینانی که به دوره کردم قوی تر بشه چون لاغری با شک به وجود نمیاد
اصل مطلب عجله کردنه که باید ازش حرف بزنم؛
آره من خیلی عجول بودم اما الان به ذهنم این سناریو رو میدم که
با صبر چاق شدم وحالا باصبر و لذت لاغر میشم انشالله
امیدم فقط به خداست
چون اگه اون بخواد شیشه را دربغل سنگ نگه میدارد
توی دفترم دوباره بهش پاسخ میدم اما این جا هم میگم
لاغری باذهن مسیری هست که ما رو از همون دور برگردون چاقی لاغر میکنه
یعنی یک مسیر صاف و هموار که خیلی راحت دقیقا مثل چاقی اما این بار درخلاف جهت مارو پیش میبره
البته اینم بگم که نیاز به همت و استمرار خودمون داره وگرنه یکهویی معجزه رخ نمیده
این مسیر با جایگزین کردن فرمول های درست به جای فرمول های چاقی در ذهن
و اصلاح باور های اشتباه ما، ما و در مسیر متناسب شدن میگذارد
و ما اول کم کم از درون تغییر میکنیم (چون یک کار ذهنی و درونیه)و بعدش تازمانی که فرمول لاغری باشه یک جسم لاغر داریم
پس این جا زمان معنی نداره
پس کسی نتیجه میگیره که با صبر و حوصله و کاملا اصولی قدم برداره و یادبگیره
که انشالله ما از این هنر جوها هستیم
در این روش سراسر لذت میبری و بدون محدودیت و زجر لاغر میشی عین یک فرد متناسب( آزادی )
اما در اون روش ها حال بد ،محدودیت و… کلی چیزی دیگه بود که بهت حس( زندانی) بودن بده
و این به نظرم خیلی مهمه
خب ظاهر که چون اول دفعه با شک وارد شدم فعلا تغییر ی نداره
اما اما اما …
از کدوم تغییر درونی بگم؟!
اول دفعه که اومدم توی این گام موندم چیزی بنویسم آخه متوجه تغییرم نبودم اما با دیدن فایل و شنیدن حرف استاد دیدم که ،نه انگار منم درونم یک خبرایی هست
تغییرات حس میشه اما چطور بیان کنم؟!
مثلا درسته که الان ها پرخوری میکنم اما واقعا برام لذت نداره و میفهمم که این بار اشتباهه
اما وقتی که غذا تموم شد دیگه مثل قبلا نیستم که سرزنش کنم و بگم چرا اینکارو کردی و…
میگم اشکال نداره،و من سعی خودم رو میکنم
واقعا نمیدونم چطور توضیح بدم آره من درونم تغییر کرده و من واقعا متوجه هستم
که چقدر سرزنش، حال بد، تنفر ،و عذاب وجدانم کم شده
اما واقعا این تغییرات فقط حس میشه و نمیشه درست ازشون حرف زد
من عاالی دارم تغییر میکنم
درونم غوغاست😍
و انشالله در جسمم هم دگرگونی میاد🥰
تمام این مثال هایی که در سوال زدین را از دست دادم و حتی بعد از لاغری هم دیگه خوشحالی زیادی نداشتم ، و همش در نگرانی اینکه مراقب باشم که چاق نشم بودم
و الان که فکر میکنم ، اون مسیر علاوه بر اضافه وزن خیلی چیزی ها ازم گرفت
لذت زندگی کردن ، لذت خوردن بدون نگرانی، لذت گذراندن وقت با هر کاری که دلم میخواد
انگار امیدم برای زندگی یانبود با اگه بود، خیلی کمرنگ بود
همه اون هایی رو که روش های اشتباه گرفتن این مسیر داره یکی بعد از دیگری بهم برمیگردونه
و میخواد اینقدر لذت ببرم که تمام اون سالهای بدون لذت جبران بشه
الهی شکر
اما یک دلیل محکم و مهم :
چون ما در این روش فرمول ذهن مو نو عوض میکنیم و مغز که فرمانده کل جسمه ، تحت کنترل ذهنه و این یعنی تا زمانی که ذهن با اون فرمول ها پیش میره ما لاغر هستیم
و هیچ عمل فیزیکی نمیتونه جلوی دستور مغز ایستادگی کنه و مغز همیشه پیروز میدانه.
جسم نمیتونه از دستور مغز سرپیچی کنه ، پس خیلی راحت به همونی تبدیل میشه که مغز میخواد
یعنی ما با یک فرمول خیلی راحت که به ذهن دادیم به خواستمون میرسیم
پس با فرمول درست دادن به ذهن آینده زیبایی برای جسممون بسازیم
نه تنها جسم بلکه برای زندگیمون
الهی شکرتکه به این آگاهی رسیدم
کمکم کن که از ته قلبم به این مسیر اعتماد کنم و باور داشته باشم
الهی شکر
ممنون استاد ،یک دنیا ممنون
زندگیاتون خدایی
یاحق مدد
نشان های دریافت شده
لاغری با ذهن چیست و چگونه با شما کمک می کند تا لاغر شوید؟
لاغری با ذهن امن ترین ، مطمئن ترین، بهترین ، راحت ترین و مناسب ترین راه برای رسیدن به تناسب اندام ایدهآل و همیشگی است.
در واقع با شناخت خودمان و افکار و به تبع آن رفتاری که نتیجه ی فرمول های ذهنی بوده ما میتوانیم به تناسب اندام برسیم .
لاغری با ذهن همان مسیر برگشت از چاقی است چون برای چاقی هم با از مسیر ذهنی بی آنکه خبر داشته باشیم به اضافه وزن رسیدیم پس برای رسیدن و تجربه ی لاغری هم بهترین راه همین است.
تفاوت روش لاغری با ذهن با روش های قبلی که استفاده کردید چیست؟
در این روش هیچ زور و اجباری برای خوردن یا نخوردن ورزش کردن یا مصرف قرص و دارویی وجود ندارد.
لازم نیست که به زندگی روزمره ی خودمان دستی بزنیم حتی خبری از تغییر در برنامه ی غذایی نیست فقط لذت بردن، فایل گوش دادن، در معرض اطلاعات لاغری قرار گرفتن، خود دوستی و احساس خوب است که قرار اسن با خودمان همراه کنیم.
واقعا خداروشک می کنم که هر وعده هرچی دلم بخواهد می توانم بخورم ..
خبری از یک دست نان، یک قوطی کبریت پنیر، و سالاد نیست ..
لازم نیست هرروز به پیاده روی بروم یا ورزش کنم اصلا هیچ حرکت فیزیکی پیشنهاد نمی شود و این فوقالعاده است.
از زمانی که با روش لاغری با ذهن آشنا شده اید چه تغییری در خود مشاهده می کنید؟
احساس آرامش اولین چیزی بود که تجربه کردم . اینکه قرار نبود در جای دوری دنبال لاغری ام باشم، تناسب اندام من در دست هیچ کسی نبود اینکه به این نتیجه رسیدم لاغری همینجاست کنار من و هیچ عامل بیرونی برای تجربه ی لاغری دخیل نیست حس فوقالعاده زیبایی بود برای من.
قبلا لاغری را در سرزمینی دور می دیدم که حتی راه رسیدن به آن را هم نمی دانستم.
اما لاغری با ذهن به من اثبات کرد که من فاصله ای با لاغری ندارم ، به من آموخت که لاغر شدن آسان ترین کار دنياست، اینکه خودم را همینطور که هستم دوست بدارم و حس تحقير و بدبینی را از خودم دور کنم.
لاغری با ذهن زندگی، افکار، جهان بینی وجسم مرا دگرگون کرد و مرا با خودم آشتی داد.
در روش های مختلفی که برای لاغری استفاده کردید چه مواردی را از دست دادید؟ (وزن، آرامش ذهنی، سلامتی، شادی و …)
وزن کم ترین عاملی بود که از دست میرفت ولی اعصاب کاملا نابود می شد . شاید برای من اینجوری بود ولی من بعد از هر رژيم یا در حین اجرای اون به شدت بد اخلاق، دم دمی مزاج و زود جوش می شدم طوری که هیچ کس جرئت نمی کرد با من حرف بزنه.
یکی از عمده مشکلات منم عجله در لاغر شدن بود اوایل خیلی عصبی و مضطرب میشدم سر این موضوع و شدت رژیم و. ورزشم را افزایش میدادم اما وقتی با لاغری ذهن پیش رفتم شدتش خیلی کمتر شد این اواخر هم اگر به این فکر میکردم که کی لاغر میشم میگفتم من در مدت 5 سال اینقدر وزن اضافه کردم کلید برق هم به این سرعت عمل نمیکنه که من میخوام لاغر بشم .
لاغری با ذهن آسان ترین راه لاغری است ، بدون آسیب به بدن و با آرامش روان ، که این راه با صبوری به یک نتیجه خیلی زیبا و جاوید خواهیم رسید چیزی که شاید با جراحی و رژیم و ورزش بدست بیاد اما بسیار موقتی و آسیب زاست . دوست دارم هروز راجب لاغری با ذهن فکر کنم راجب عادت های خوبی که میتونم برای خودم ایجاد کنم تصویری از بدن متناسب خودم را تصویر سازی کنم من دفتری دارم که نکات و جملات را با خودکار رنگی مینویسم و اکثر اوقات آنها را مرور میکنم و این قدم خیلی تاثیر گذاره در روند اثر گذاری اینکه هروز خودتو توی آینه ببینی و به خودت لبخند بزنی و خدا را شاکر باشیم .
من با رژیم وزن کم کردم اما موهام بشدت ریزش پیدا کرد و داشت وزن سابقم برمیگشت اما به لطف این راه خیلی آسان دارم لاغرتر میشم و به راحتی به وزن هدفم نزدیک میشم ، شاید با رژیم و ورزش لاغر بشم اما موقتی و با استرس و کلی افکار مزاحم که نکنه چاق شم و … و بعد از مدتی آدم خسته میشه و رهاش میکنه هر چقدرم که آدم با اراده باشه بالاخره هرکس تا یه جایی میتونه ادامه بده اما این راه تغییر اساسی و بنیادی از ذهن است و با استمرار و تمرین و تکرار به یک عادت اصلی و مهم در ذهن میشه و ذهن میفهمه که میتونه متناسب باشه و برای مدتی طولانی متناسب خواهیم ماند. پس از امتحان کردن چندین موضوع در رابطه با فروانروایی مغز به این پی بردم کنترل همه کار ها و تصمیمات ما با ذهن ماست حالا تصور کنید یک تغییر عظیم مثل متناسب شدن از ذهن شروع بشه این خیلی عالیه قطعا برای مدتی طولانی متناسب میمانیم.
یه چیزی جدیدا متوجه شدم و اکثر افراد اطرافم هم بهم گفتن که از بعد از عید لاغر تر شدم خودمم احساس میکنم لاغر تر شدم و مثل قبل اصلا احساس ناراحتی و عذاب وجدان و چاقی ندارم خیلی سرحال تر شدم ، من در قسمت پا ها قبلا خیلی چاق بودم اما جدیدا خیلی تغییر کردن و لاغر شدن مخصوصا قسمت ساق پام خیلی تغییر خوبی داشته و واقعا راضیم ، اونقدری که با ذهن آسان و بدون استرس لاغر شدم با رژیم و ورزش لاغر نشدم و بهتر اینکه بدون اسیبی به بدنم و بدون مدت زود گذر بودن این مدت خیلی خوشحالم سر این قضیه . عادت هام و افکارم خیلی تغییر کردند وبا ارزش ترینش اینه که خیلی از ذهنی بدون استرس و دغدغه ام خیلی خوشحالم و البته لذت میبرم از این مسیری که هستم ، خدا را شاکرم بابت این راهنمایی بزرگ به من .
در موارد بالا هم اشاره کردم من از نظر ذهنی خیلی اذیت شدم شبانه روز افکارم درگیر (نکنه چاق بشم) بود به حدی که هروز چندین مرتبه از هخانواده میپرسیدم (چاق نشدم؟ ولی فکر کنم چاق شدم ) مدتی بعدش هم وزن اضافه کردم ، بدون داروی خواب آور نمیتونستم بخوابم ، بسیار مضطرب تر شده بودم و دارو مصرف میکردم ، ریزش شدید مو به حدی که همه میگفتن کف سرت مشخصه ، چندین مرتبه تا مرحله غش کردن و بیهوش شدن بخاطر افت قندخون رفتم .
در روش لاغری با ذهن چه مواردی را به دست آوردید؟ وزن کم کردم و اعضای بدنم متناسب تر شدند مثل پاهام ، آرامش روانی و احساس سرحالی و نشاط و سرزندگی و فعال بودن و زیبایی و درخشش پوست.
چرا لاغری با ذهن تنها روش لاغر شدن برای همیشه است؟ چون آسان ترین راه برای لاغر شدن ، لاغری با ذهن است . همه اتفاقات زندگی انسان حول فرمان های مغز است و اساسی ترین و بنیادی ترین تصمیمات در ناخودآگاه انسان ثبت می شود و لاغری با ذهن این ساختار های اشتباه را برای همیشه تغییر می دهد و فرد تا همیشه متناسب خواهد ماند .
نشان های دریافت شده
عجله کردن در تمام مواردی که بدنبال لاغری بودم تاثیر گذارترینش برای من ورزش و رژیم بود اون هم به سنگین ترین روش ممکن یادم میاد برای اینکه زودتر جواب بگیرم روزی ۵ ساعت ورزش سخت انجام میدادم چون در ذهنم حک شده بود که هر چقدر تلاش کنی و البته تلاش فیزیکی جواب میگیری از روشهای دیگه استفاده کرده بودم مانند قرص های لاغری یا پمادهای لاغری و یا ویبره ولی هیچ کدوم در ذهن من تاثیر گذار نبودند و برای من همیشه تلاش فیزیکی ملاک بود حتی رژیم گرفتن تنها ملاک نبود اگر در کنارش ورزش نبود اصلا نمیتونستم ادامه دهم در این موقعیت هم مدتی بود ورزش بدنسازی البته به سبک خودم در خونه با شنا و حرکات قدرتی انجام میدادم که حدود یک ماهی میشه که طبق اون نظم انجام نمیدادم که حدود ۱۰ روز بود یه نجواهای چاقی در من شروع شده بود و دلیلش را نمیدونستم تا به لطف خدا امروز هدایت شدم و ندای درونم طنین انداز شد و
بهم گفت بخاطر ورزش بود
و در پاسخ گفتم که من برای حجم عضله تلاش میکردم
که پاسخ اومد که تمرکزت روی شکمت برای سیکس بود و الان که انجام نمیدی این حس درونت ایجاد شده
و کلا این یک ماه هم به قول شما استاد فعالیت رومیزی هم ندارم اینقدر در آرامش با جسمم هستم
ولی یه نجواهایی دلیل بر فعالیت شروع شده بود که اولین اقدام قطع ورزش بود و تمرکز بر روی تناسبی که بدنبالش هستم و بدست آوردن اون چیزی که میخوام با تمرکز لیرزی و بعد ورزش را شروع کنم و چقدر با همین اقدام فکری آرامش ذهنی ام برگشت و پاشنه آشیلم را کاملا شناختم چه در لاغری و چه در کسب درامد و یا هر کاری که ذهنم فعالیت فیزیکی را دلیل بر بدست آوردنش میدونه که با لطف الهی راه را شروع کرده ام برای حرکت به سمت ایجاد باوری کاملا بنیادین
و به عنوان ثبت و نگهداری از لاغری هم در من این باور شدید وجود داشت چون زمانهایی که از طریق ورزش لاغری میکردم و یه جاهایی بدنم استپ میکرد دیگه هر کاری میکردم هیچ اتفاقی نمیوفتاد و دست به دامان قرص های لاغری بدنسازی میشدم که به اصطلاح به بدن شوک بدهم و الان این در همان موقعیت ها هستم و این حالت هم برای ذهنم پیش اومده و با این جمله راحت منطقی کردم ولی کار داره که من نه در ورزش و نه در رژیم هستم که بخواهم کار خاصی انجام بدهم
این هوشمندی جسم من را میرسونه که کار خودش را بلده من با ورودی های اشتباه سد راهش نشم خودش کار خودشو بلده و داره به زیبایی انجام میده همانطور که با ورود اطلاعات درست هماهنگ با هم شدیم (من و ذهنم) و خیلی راحت در مسیر تناسب افکار و اندام قرار گرفتیم و آنالیز کردن افکار در روند اونچه که میخواهیم باشیم حرکت میکنیم و هر روز قدم به قدم به سمت موفقیت روز افزون.
من با جرات میگم تموم دوره های آموزشی لاغری با ذهن را پاس کردم و الان که دقت میکنم در تموم اونها من عجله کردم
عجله برای کسب آگاهی عجله ای که بدنبال این بودم و هنوز هستم که چی میخواد گفته بشه بدنبال اینکه دنبال عصای موسی میگردم اینکه با یک جمله یک آگاهی تنلگری بهم بخوره و یک اتفاقی بیوفته
ولی اتفاق خیلی وقته افتاده چون من در مسیر هستم برای اینکه میتونم بگم برای اولین بار در عمرا کاری را برای بار دوم و شروع مجدد با عشق دارم انجام میدم
با تموم وجودم و این نشان از عشق هست و طبق هدایت های خدایم دارم حرکت میکنم
درسته بازم کمی دارم عجله میکنم ولی روندم با آرامش بیشتری همراه هست با درک بیشتری و آگاهی های آپدیت شده ای نسبت به فرکانس الانم
پس میدانم این مسیر تا ابد برایم ادامه داره و سراسر عشق هست
خداوندا سپاسگذارم
و خدایی که به شدت کافیست
لاغری با ذهن یه تکنیکه که اگه یادش بگیریم و روش تمرکز کنیم برای همیشه متناسب میمونیم ،یک لایف استایل هست که ما رو تغییر میده و حتی ذهنیت ما نسبت به خودمون رو عوض می کنه.
لاغری با ذهن از ریشه و درون آدم رو متحول می کنه و تفاوتش با بقیه روش های لاغری همینه.
بقیه روشها ظاهری هستند و فقط ظاهر ما رو جلا میدن و تا وقتی باشن ظاهر زیبایی برامون می سازند و همین که رهاشون بکنیم اون ظاهر زیبا هم ما رو رها میکنه !
اما لاغری با ذهن چون ریشه رو پربار می کنه ریشه رو تقویت می کنه کم کم روی ظاهر تاثیر میذاره .
و چون ریشه و ذهن دستکاری شده و ذهن این خاصیت رو داره که وقتی چیزی رو یاد میگیره دیگه فراموش نمیکنه پس اگر ما بعد از مدتی این روش رو هم رها کنیم ظاهر ما بدون تغییر میمونه ،چون تغییرات اصلی در ذهن و ریشه ما نهادینه شده.
از زمانی که لاغری با ذهن رو شروع کردم عادتهای من تحت تاثیر قرار گرفته و در حال تغییر کردنه.
از وقتی فایلهای مربوط به حال خوب و زندگی با کمک خدا رو گوش میدم ،بعضی روزا حالم خوب نیست و افکار منفی گذشته میاد سراغم اما من این رو هم به فال نیک گرفتم و حس میکنم در شرف یک تغییر بزرگتر هستم چون هر شخم زدنی نوید رویش سرسبزی تازه رو میده، امیدوارم بتونم این نوسان حالم رو مدیریت کنم و اجازه ندم مثه سابق منو از پا دربیاره.
وویس خانم فروزان رو گوش دادم به دلم نشست و بنظرم دلیل اینکه شما تونستین کاری که دکتر باید انجام میداده رو برای ایشون انجام بدین ،فقط همزاد پنداریه!
شما خودتون چندین سال در چاقی بسر بردین بنابراین تمام چاله هاپ فراز و فرود های یک ذهن چاق رو می شناسید .
درسی که زندگی به آدم میده رو هیچ دانشگاهی نمیتونه بده و شما تمام درسهایی که بلدید رو از زندگی گرفتید و این برای ما که پیرو و شاگرد شما هستیم خیلی با ارزش و دلگرم کننده ست!
واقعا همینطوری هست که میگید چاق شدن بالذت هست!
یادمه اوایل که افتاده بودم تو مسیر چاقی با مادرم و خواهرم رفتیم مغازه یکی از فامیلامون که لباس فروشی داره مجبور بودم یکی دو سایز بزرگتر از همیشه بردارم و وقتی پرو میکردم با لذت خودم رو توی آینه نگاه کردم و گفتم اااا چه خوبه چاقیم بد نیستاااا انگار خوش تیپ تر شدم! 😅
آبجیم که همیشه از چاقیش ناراحته گفت اااا حالا بذار خبرت میکنم .
من از یه کم چاقی و تپلی خودم کیف میکردم جلو آینه اون حرص میخورد!😂🤦