تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
یه نکته خیلی مهم!
خیلی از آدمها وقتی برای اولین بار با مفهوم لاغری با قانون رهایی آشنا میشن، یه سوال مهم براشون پیش میاد:
«اگه قرار نیست رژیم بگیرم و محدود باشم، پس یعنی هر چی دلم خواست بخورم؟! یعنی بیخیالی مطلق؟» 🤷♀️
📍 لاغری با قانون رهایی بههیچوجه یعنی بیخیالی نسبت به بدنت. برعکس! یعنی رسیدن به یک رابطه سالم، آگاهانه و صادقانه با غذا و خودت.
فرق رهایی با بیخیالی چیه؟ 👇
🚫 بیخیالی یعنی پر کردن هر حس خالی با غذا
✅ رهایی یعنی شناخت احساسات واقعی و احترام به نیازهای واقعی بدنت
🚫 بیخیالی یعنی غذا خوردن از روی استرس، خشم یا بیحوصلگی
✅ رهایی یعنی آگاهی از احساسات، بدون سرکوبشون با خوراکی
🚫 بیخیالی یعنی خوردن بیمرز، بیتوجه به نشونههای سیری
✅ رهایی یعنی توانایی متوقف کردن خوردن وقتی بدنت میگه: “من دیگه کافیمه!” ✋
چرا این تمایز مهمه؟ 🎯
چون لاغری با قانون رهایی فقط در صورتی اتفاق میافته که تو بتونی فرمان رو بهدست خودت بگیری — نه با اجبار، بلکه با عشق. ❤️



جمعبندی رهاگونه 😄
(یا به عبارتی: وقتی لاغری میشه یه سفر عاشقانه با خودت! 💖)
لاغری با قانون رهایی یعنی شروع یک رابطهی تازه… رابطهای پر از عشق، احترام و آرامش با خودت، بدنت و غذایی که میخوری 🍽️🧡
✅ یعنی خودتو همونطوری که هستی، با تمام فراز و نشیبها بپذیری
✅ یعنی انتخابهات از عشق باشه، نه از ترس یا وسواس
✅ یعنی غذا خوردن برای لذت، نه برای تنبیه یا پاداش
🌈 با قانون رهایی دیگه:
❌ غذا دشمنت نیست
❌ ترازو باعث استرس نمیشه 😩⚖️
❌ هر لقمه همراه بغض و اضطراب نیست
💫 حالا وقتشه سبک زندگی بسازی که نه فقط بدن، بلکه قلبت هم سبکی و آرامش داشته باشه.
از امروز یه تصمیم جدید بگیر… 🕊️✨
🌟 بذار لاغری با قانون رهایی بیاد سراغت… نرم، آرام و بیدردسر، مثل نسیم صبحگاهی 🍃🌞
🎁 نکته مهم: تو قرار نیست لاغر بشی تا خودتو دوست داشته باشی. تو خودتو دوست داری، برای همینه که اجازه میدی بدنت برگرده به حالت طبیعی خودش 💛
💡 و حالا، اگه میخوای یاد بگیری چطور ذهن و اشتهای خودت رو برای همیشه برنامهریزی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقا مسیر درستش رو بهت نشون میده.
این دوره کمک میکنه با ذهن خودت دوست بشی، وسوسهها رو مدیریت کنی و لاغری با آرامش و لذت واقعی رو تجربه کنی. 🧠✨
🎯 بخش تمرینی امروز: تجربهات از رها کردن وسوسهها! 🎯
📝 سؤال امروز:
تا حالا پیش اومده که موقع خوردن یه خوراکی وسوسهانگیز، تصمیم بگیری رهاش کنی و بهجای خوردن، به احساس واقعیت گوش بدی؟
چی شد که تونستی رها کنی؟ یا اگه نتونستی، چه چیزی باعث شد سمتش بری؟
👇 همین حالا پایین همین صفحه، توی بخش دیدگاهها بنویس:
- چه احساسی داشتی وقتی خواستی رها کنی؟
- نتیجهاش چی شد؟
- اگه نتونستی رها کنی، دوست داری دفعه بعد چی کار کنی؟
🧠 چرا نوشتن مهمه؟
وقتی تجربههات رو مینویسی، ذهنت از حالت مبهم درمیاد و آگاهتر میشی. نوشتن باعث میشه قانون رهایی رو بهتر درک کنی، اشتباهاتت رو ببینی و به خودت فرصت رشد بدی. هر کلمهای که مینویسی، یه قدم به آگاهی و آزادی ذهنی نزدیکترت میکنه.
✨ تو با نوشتن، در حال ساختن نسخهی آزادتر و سبکتر خودت هستی…
🌱 همین الان بنویس و به مسیر لاغری با ذهن، قدرت بیشتری بده!
📌 ما دیدگاههات رو میخونیم و با عشق همراهت هستیم 💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.21 از 146 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
تا حالا پیش اومده که موقع خوردن یه خوراکی وسوسهانگیز، تصمیم بگیری رهاش کنی و بهجای خوردن، به احساس واقعیت گوش بدی؟بله از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم بارها و بارها تجربه ش کردم.خیلی هم اون لحظه از تصمیم خودم لذت بردمچی شد که تونستی رها کنی؟ یا اگه نتونستی، چه چیزی باعث شد سمتش بری؟ فکر میکنم اون لحظه به این سوال فکر کردم که اگه بخورم شاید لذتی توش نباشه یا اینکه ممکنه اونجوری که تصور خوشمزه بودند ازش داشتم اصلا خوشمزه نیومده به دهنم.به خودم گفتم حالا این خوراکی یا غذا رو نخورم بهتره و احساس رضایت از کارم بیشتر بشه بهم حس قشنگترین میده تا از خوردنش.
به نام یگانه هستی بخش
با سلام واحترام خدمت استاد عزیزو دوستان گرامی
وقتی برای اولین بار توی دوره سرزمین لاغرها شرکت کرده بودم یه فایل حالا نزدیک فایلی که اینجا هست توی دوره بود تا رسیدم به اون گفتم عههههه این که شد همون رژیم من میخواستم رژیم نگیرم اگه به رژیم گرفتن بود که چه فرقی میکرد خلاصه یکی دوروز با خودم هی غر غر کردم ولی ادامه دادم گفتم خوب دیگه حالا پول دادم بزار برم تا تهش ببینم چی میشه بعد از اینکه مدتی گذشت دیدم عه دارم غذا میخورم از یه جایی به بعد انگار یکی بهم بگه بسه ،بهم میگفت خوب دیگه کافیه و من راحت میگفتم باشه چشم و هر جای بشقاب بودم فرقی هم نداشت قاشق چندم بودم اولین قاشقها یا قاشق یکی به اخر راحت قاشق و میگذاشتم کنار و میگفتم خدایا شکرت ،همین تمام وباز فرقی هم نداشت که چی میخورم منم کنار خانواده ام همون غذایی رو میخوردم که بقیه میخوردن اصلا هم گرسنه کنار نمینشستم خوب سیر میشدم اما اینکه میگم انگار یه حسی میگفت بسه وقتی بود که سیر شده بودم ودیگه از اون به بعدش میخواستم قاشقهای اضافی رو بردارم در حد شکم درد بخورم درحد خفه شدن در حد اینکه نتونی تکون بخوری .واین عالی بود بچه ها به خدا نتیجه میگیرید ادامه بدین من خودم قبلا توی دوره ها بودم و نتیجه هم گرفتم خیلی از سایزمن کم شده بود خیلی عالی شده بودم ولی وسط راه رها کردم به امید اینکه خوب حالا امروز اشکال نداره وفردا هم که خوب طوری نیست بابا من دیگه دارم لاغر میشم ذهنم دیگه یاد گرفته و همین یک روز یک روز انجام ندادن دوره به خودم اومدم دیدم دوره رو کامل رها کردم وچون هنوز باورها درست در ذهنم جا نگرفته بود دوباره برگشتم والان حدود دو هفته اس که دوباره شروع کردم ولی باورتون نمیشه این بار خیلی زودتر نشونه های لاغر شدن رو در خودم دیدم تا اولین باری که دوره رو شروع کرده بودم .اولین نشونه ایی که داشتم تو دوره قبل این بود که انگشترم به دستم بند نمیشد ودر میومد به استاد زنگ زده بودم برای یه موضوعی گفتم استاد من از جمله نشونه هایی که دیدم یکیش اینه اخه تو دوره یه سری نشونه هایی هست که باید بهش توحه کنیم و درموردش بنویسیم و از این حرفا اون موقع استاد گفت نه اینکه دیگه نشونه نیست این شروع تناسبت هست و خوب واقعا هم بود اما الان یک هفته بعد از شروع دوباره دوره دیدم دوباره انگشترم به دستم بزرگ شده و داره از دستم در میاد و خوشحال شدم .
از موضوع اصلی دور شدم ،
اینکه استاد میگن رهایی با ولنگاری فرق داره همینطور که رژیم هم با رهایی متفاوته ،تفاوتش چیه الان من چتد نمونه که برام پیش اومد رو میگم .
من امروز میخواستم با پسرم شیر وبیسکویت بخورم پسرم میخواست بیسکویت های بای بخوره و من یه بیسکویت سبوس دار چند غله که عاشقش هستم البته های بای هم دوست دارم .پسرم گفت مامان های بای میخوری گفتم یه دونه برام بگذار بعد میرم از بیسکویتهای خودم برمیدارم پسرم گفت مامان ۳ تا بگذارم گفتم نه همون یکی میخوام برم از اونها بخورم پسرم دو تا های بای برام گذاشت ورفت تو اتاقش و من خوب قرار بود از بیسکویتهای چند غله هم بیارم و بخورم وقتی دوتا های بای رو خوردم دیگه دلم نخواست گفت بسه همون ومن دیگه بیسکویت دیگه ایی نخوردم اگه میرفتم اون بیسکویت رو هم می اوردم و میخوردم میشد ولنگاری ،واگه اصلا بیسکویت های بای رو هم جرات نمیکردم با شیر بخورم میشد رژیم .
پریروز موقع ناهار چند تا قاشق مونده بود انگار یه حسی بهم گفت بسه ومن بلافاصله نشستم کنار این رهایی هست درصورتیکه توی رژیم من فقط اجازه ۴،۵ تا قاشق برنج خوردن رو دارم و بقیه راه رو باید با حسرت فقط بقیه رو نگاه کنم و از گرسنگی معده ام به هم بماله به قول قدیمیا .
دیروز قرمه سبزی داشتم من عاشق قرمه سبزیم چند تا قاشق که مونده بود دوباره اون حسه بهم گفت بسه اما این بار میدونی چیکار کردم گفتم خوب نه حالا این یه روزه این قرمه سبزیه بگذار بخورم و اون دوسه تا قاشق اضافه رو خوردم و این ولنگاری بود ولی اکه همون حس رو بهش گوش داده بودم رهایی بود .
من فکر میکنم به عیر از باورهایی مثل اینکه چاقی من ارثی هست و نمیدونم اینجور چیزا که همه در موردش میدونیم تو فایلهای قبلی استاد راجب اون صحبت کردن یه سری باورهای رفتاری رو هم باید تو خودمون اصلاح کنیم مثلا من برا خودم میگم ،من بوی قرنه سبزی که بهم میخوره دستو پاهام میلرزه من عاشق قرمه سبزی ام .
یا من وقتی ماکارونی میخورم زود گرسنه ام میشه ودوباره یه چیزی باید بخورم .
یا من ماهیچه رو خیلی دوست دارم و نمیتونم به همون اندازه بخورم باید بیشتر بخورم .با مثلا ماهیچه دیگه غذایی نیست که هرروز گیرت بیار دیگه هر چند وقت یکباره دیگه حالا بخور .یا حالا این مهمونیه دیگه ،عروسیه ،همه دارن میخورن دیگه یه شبه بخور،یا الان اومدی رستوران اخه دیگه هرروز که رستوران نیستی پول بالاش دادی بخور
همچین برا رستوران میگیم پول بالاش دادیم بخور انگار مثلا شام وناهارهای خونه مون رو هرروز یکی مجانی میاد بهمون میده 😂😂والا 😂
خلاصه که راه راه درستیه خدادوشکرمیکنم که به این راه هدایت شدم و خداروشکر میکنم که در مسیر تناسب هستم
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر
افکار وذمرور و فشار ذهنی وجسم که داشتم وزندگی من دجار اشکال کرد بود نگاه به از عشق به چاقی مزاحمت تغییر کرد و برام شرایط زندگیم سخت ناراحت کننده کرد بود خودم با خودم مشکل داشتم تمام سعی ام گزاشتم برای برطرف کردن چاقی بارها وبارها با روش اشتباه خواستم این مشکل رفع کنم ولی نشد که نشد
حالا که تومسیر تناسب فکری هستم هدایت و حمایت شدم از طرف خدایی عزیزم اولین نیازم داشتن لاغری هست و بهش عشق ورزیدن درخواست فرستادن به سمت خدایی عزیزم و بودن و استمرار داشتن اون نقطه پایان شروع یکی هست حالا دیدن شرایط امروزم با فبل از زمان شروع حساب میکنم تغیبرات کوچک کوچک کلی حال خوب بهش میدم وزنم داره کم میشه قبلا قادر نبودم اگه هرچند کلیویی که کم کردن با چه سختی و ناراحتی همراه بود فشار ذهنم احساسم خوبی نداشتم بخصوص این چندسال اخر و برکشت زیادتر داشتم
حالا کهتومسیر تناسب فکری هستم تو این مدت وزنم که زباد نشده و کلی وزن که نمیدپنم جندکیلو کم کردم برکشت به شکرخدا ندارم و عادت رفتارم و ذهنم تغیبر خوب داشتم پس من تا حالا که به هدف نرسیدم همین زمان هم موفق هستم با ادامه دادن شرایط هی بهتربهتر میشه ووزنم کاهش پیدا میکنه
اویل ملاک لاغری کامل بود با آموزش خوبم وفتی تغییر جسمی هم همراهش شد بعضی زمان ذهن چاقم این مرور داشت هی خودم با نقطه پایان مقایسه می کردنو وزنی کم کردم ملاک نمیدن این نقطه پایان ملاک تغیبر با شکوه برام بود ولی به مرور یاد گرفتم با نغیبرات کم کم وعادت رو کاهش دادن تمرین کردن ردریافت کم خودم رو بهش نکاه با کلی تغییر عالی دیدن وحال خوب شدن وزنم کم بشه ملاک رپ تغیرات چندکلیو چند کلیو قرارش دادم نه همه وزن یی حا این براممسبررپ بازم سخت میکرد وحتی با این مفایسه یی زمانی احساس کرذم وزنماصلا کم نمیشه وفتی اینمقایسه تغیر دادم کردمش جندکیلو چندکلیو وتجسم عالی رپ هک بهش با حس خوب اضافه کردم حالا گتوحه میشم اول وزنمداره کم مبشه وخس سبکی دارموفتی لباس تنکم بعضی زمان میپوشم انها کهداندزه بود کشادتر وانها که اندزع نبودم اندازم شده کردن روز فبل داشتممیرفتم بیرون یی لباس سریع پوشیدموفتی تنمکرذم ازکشادی لباش حسابی خابمعالی داشتم انکار لباس یی فرد دیکه پوشیدن حسابی توش میجرهیدم کیف داشت این همونلباس دپسال پیش بپد که قالب بود این بار یقه کشاد لباس آزاد وخودم با نکاه تواینه لذت بردموگفتماین باز حالا بلوز یی مانتو کشاد برام شده وکیف ازاین بیشتر درست من همه وزنم گم نکردم ولی ازدوسال پیشم تغیبرات دورنی بیرونی ارتباطی تغیبرات خوبی داشته
رها کردن و نخوردن غذایی اضافه با حس خوب ?
اول نیاز به آموزش تمرین درک تحلیل تکرار مرتب هر انجه که یادگرفتم وانجامش دادم وتغیبر کوچک کوچک دیدن خودم تشویق کردم مرور خوب تو ذهن داشتن و اشتباهات کم کردن دلسرد نشدن شور شوق داشتن وکلی احساس خوب همراهش برای من مهیا شد
چند روز پیش من غذا درست کرده بود برنج داشیتم برنج داغ کردم با بادمجان و شروع به خوردن شدم حسابی گرسنه بودم وای از مزه برنج واقعا لذتی نبردم یه تا قاشق به زور میل کردم ولی فوری بلند شدم تمام برنج خالی کردم توسط زباله جون از طمع برنج که داغ شده بود هیج لذتی نبردم خودم دیگه مجبور به خوردن نکردم
چند وقت پیش من برای بار اول مربای بالنک خونگی درست کردم با سختی زیاد با چندین بارجوشوندن مربا درست کرده بودم گلی براش زمان گذاشته شکر ریخته وفتی ازش میل میکردم یی تلخی ناخوشایندی داشت جند بار امد برزیم توسطل زباله ولی زمان وفتی که براش گذشته بودن مانع میشد این هفته باشحاعت خوب ازاپن مربا بالنکی که با این شرایط،درست کرده بودن گذشتم با راحتی خیال تو سطل زباله ریختم و خودم از این طمع ناخوشایند رها کردم
این کار من بود کسی که ازیی تکه نان هم نمی گزشت باید به هرشکلی مواد که حتی خشک شده بود به شکلی مصرف میکرد نون خشکی نیود که دور بریزم هیج موادی دور ریخته نمیشد ولی حالا بعضی غذاها رو که دوست ندارم یا میل نمیکنم ویا اکه دیدم دوستش ندارم دور میریزم
اولین کارم تهیه مواد مرغوب تهیه غذا که واقعا مصرف بشه و من محبور نباشم دور ریزی داشته باشم میزان غذا کاهش پیدا کرده پس بعد از مصرف جیزی برای دور ریختن نیست تعداد این کار کاهش پیدا کرده دیگه مثل فبل نیست میزان پخت پزم کاهش دادم ظرف غذام کوچکتر شده نه بزرگتر سابق یادم هست یی فابلمه بزرگ برنج درست میکردم که تا ته ظرف میخوردم با این کار اجبار برای خوردن داشتم با این رها کردن آزاد شدن ذهنم از کلی باور اشتباه به جسم ارزش بیشتری قائل هستم من با آموزش درست برای وجودم و بودن و زنده بودن ارزش زیادی میزارم و برای خودم احترام واقعی که نیاز وحودم هست رو قرار دادم
من وفتی وارد سایت شدم همه افکار فقط لاغر شدن بود ولی با طی کردن همه دوهاری تکرار و تمرین جنبه های دورنی من خیلی تغییر کرده و حس های بد ومنفی دورنی که به مرور کاهش پیدا کرده بود و بعضی بخش های خیلی زمان بود که فکر می کردم در من نیست به وجودم برکشت داده شد
شاید در ظاهر هیج رابطی به لاغری نداره ولی نه من برای جاقی کلی اسیب ذهنی جسمی روحی با هم داشتم که با برطرف کردن یی بخش هیج دزمان توانی لاغرشدن واقعی و ماندکار برای خودن نداشتم ازخدایی خودم بی نهایت تشکر میکنم وسپاس گزارهستم که من به اینمسیره درست هدایت کرد که همه جنبه وجودی خودمترمیم کنمنه فقط لاغری بشم وزنم رو پاک سازی کنم بلکه اول ذهنم پاکش کنم واز بودن لذت ببرم
حسم برطرف کردن رها کردن همه جنبه رو داشته باشه صبح داشتم برای همسرم صبحانه تهیه میکردم دستم رفت سمت نون تست در پلاستیکی باز کردم یی تکه لمس کردم که میل کنم فوری ذهنم به من یاداوری کرد آیا گرسنه هستم یا تشویق شدم فوری در پلاستیک بستم و به کارهای دیگه رسیدم یی ساعت گذشت کرسنگی علامتش امد با خیال راحت همون نون خوردم و نه مرور و نه حرف اضافه نداشتم و با خیال آسوده همون نون خوردم و این عمل کرد نتیجه کلی تمرین اکاهی درست تکرار دوره برای من ایجاد شد
پس اکه مثل سابق عمل نمیکنم دلیش تغیبرات توبخش رفتار کفتار عمل کرد و تغیبر باورهای ذهنی کم رنگ کردن فرمول های ذهنی و تغییر تصویرهای ذهنی خودم هست برکشت به اصل طبیعی جسم و وجودم هست
که تو هر بخش داره بهترین رفتار وعمل کرد برام مهیا میکنه اشتباه داشتم ولی یادگرفتم از اشتباهم بگزرم و تعدادش کاهش بدم و با خیال راحت فقط ادامه بدم برای بهبود بخشی هر چه بیشتر
خدا پشت و پنا همون یا حق حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام اززمانی که ماواردسایت تناسب فکری شدیم خیلی بایدمواظب باشیم لیزنخوردیم مااگرازبرنامه های گذشته راضی بودیم واردسایت تناسب فکری نمیشدیم چاقی که باعث ازارمامیشد منکه همیشه نارام بودم نه یه لباس اندازم بودنه سلامت بودم پس دیدیم همش حس وحال من بده رژیم ورزش نمیتونست علاج مشکل چاقی من باشه وهمیشه میگفتم من چرالاغرنمیشم وهمیشه دعامیکردم راهی پیدابشه من ازشرچاقی خلاص بشم وبلطف خداباسایت اشناشدم اصلا نه عجله دارم نه زمان تعیین میکنم باهمین فایل خیلی تونستم موفق بشم درمسیرلاغری هدفم بهبوداوضاعم هست همینکه حالم خوبه اعصاب خوردی ندارم لباس دلخواه رومیپوشم همچی بدون ترس میخورم دنبال نمیکنم افکارمنفی رو
بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده
گام نهم باقانون رهایی لاغرشوید
سلام به استاد ودوستان هم مسبرم
ازچهسنی دچار اضافه وزن شده اید واز جه زمانی باچاق بودن خود مشکل داشتید؟ من از بچگی توپل بودم اما از ۹سالگی کلاس سوم بودم متوجه شدم از دوستانم چاق هستم ودوستان همش از چاقی من خرب میزدناما اصلا باچاقی خودم مشکل نداشتم تا ۱۵سالگی که چاقی من زیاد شد تصمیم کرفتم لاغربشم
چه مشکلی باچاقی یا وصیعت فعلی خود داریدکه تصمیم گرفتید لاغرشوید؟ چاقی خودش یه بیماری هست واز چاقی بیماری هایی سراغ ادم میاد من از چاقی زانو درد گرفتم کمر درد گرفتم ومن هر جا میرفتم همه درمورد چاقی من حرف میزند ومیگفتن چاقی به فکر خودت باش وهروقت خودم را دراینه میدیدم میگغتم باید لاغربشم لباسهلی که دوست داشتم نمیتونستم بپوش همش رنگ تیره میپوشیدم وقتی راه یا پیاده روی میکردم تنکه نفس میشدم از پله ها نمیتونستم براحتی بالا برم چاقی خوشی های مرا کرفته است من هر کاری میخواهم بکنم چاقی مانع من میشه وخیلی چیزهای دیگه
دریافت خوددرباره فاصله بین وضیعت قبلی تا شروع تغییرات راشرح دهید. من باید لاغرشدن را رها واصلا به لاغری فکر نکنم تا لاغری یواش یواش درحسم من به وجود میادواموزش ها وفایلها راببینم وتمرین وتکرارکنم وازاین مسیرلذت ببرم ترس از چاق شدن نداشته باشم ترس از خوردن نداشته باشم ورها کنم حرف دیگران برام مهم نباشه
انتخاب هدف صحیح درموضوع لاغرشدن چیست وشما چه اهدافی راانتخاب مکنید. اینکه حالم بهتر بشه وزندگی لذت ببرم از طبیعت لذت ببرم همش درخودم نباشم واین مسیر راادامه بدموازاین مسیر لذت ببرم
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست
یکی از موضوعات در این مسیر که باعث میشه ما خیلی لیز بخوریم این هست که من تمام تمرکزم روی به دست آوردن نتیجه باشه اینطور من امید و انگیره و اشتیاقم رو از دست میدم و دیگه ادامه نمیدم .
من اگر از شرایطم راضی نباشم میخوام تغییر کنم و چون اون مشکل به من فشار میاره من میخوام تغییر کنم .
من وقتی میخوام مساله ای رو تغییر بدم چون به مشکل برخورد کردم .
من باید بدونم در حین حرکت در این مسیر هر روز مشکل چاقی با من هست و در این مدت زمان تا تاثبر کردن فایلها باید من همه چیز رو مدیریت کنم تا از مسیرر لیز نخورم
مشکلات چاقی هر روز با من در این مسیر هست و برای همین من فکر میکنم من لاغر بشو نیستم ولی مهمترین موضوع این هست که من تا به نتیجه برسم هر روز کلی رنج چاقی همراه من هست وو من چربی های اضافه رو در لباس و آینه می بینم ولی من باید این مسیر رو رها نکنم و ادامه بدم پس اگر هر روز مساله و درد دارم و چاقی رو در وجودم لمس میکنم عیب نداره باید ادامه بدم .
من اطمینان دارم این راه درست هست پس راهی ندارم و فقط باید ادامه بدم ولی باید تمرکزم رو از روی چاقی خودم بردارم وگرنه خسته میشم و این راه رو رها میکنم .
من زمانی که درراین راه اومدم فقط با این نیت اومدم که هر ماه وزنم بیشتررنشه و دیگه وزنم ثابت بمونه ولی بعد ارزمدتی متوجه شدم چقدر کاهش وزن و سایز داشتم و چقدر جمع تر شدم و همچنین در خیلی از جنبه ها ی دیگه هم تغییر کردم و خود به خود شرایط بهتری رو تجربه کردم .
من به امید دیدن نقطه پایان نباید هر روز قدم بردارم اینطور شکست میخورم .
من اگر هدفم لاغری باشه ولی به اون نچسبم و هدفم رو رها کنم ولی هر روز فعالیت های لازم رو در سایت داشته باشم و خودم رو بپذیرم و با خودم حالم خوب باشه و تمرینها رو عملی کنم خود به خود جسمم بهتر میشه
من در تمام این شش سال که در این مسیرم در خیلی از جنبه ها عالی هستم و در جسمم بهترم ولی هنوزم به ایده ال نرسیدم و من میتونم نگاهم رو بر تغییرات عالی که داشتم حتی تغییرات ریز و کوچک که داشتم بزارم و حالم رو خوب کنم و میتونم به اون لاغری ایدال که به دست نیوردم توجه کنم و حالم رو بد کنم و این غلطه و باعث لیز خوردن من میشه
من بارها به خودم میگم جقدر عالیه اگر ده کیلو کم کنم ولی اگر خیلی بهش فکر کنم این مقدار اضافه وزن میتونه به اندازه صد کیلو روی من فشار ذهنی داشته باشه ولی در این دوره یاددگرفتم رها کنم و از همین جسمم با همین اضافه وزن که دارم حالم خوب باشه و لذت ببرم و خوب لباس بپوشم و خوب زندگی کنم و اما در کنار اینها حرفها و آموزشهای استاد رو عملی کنم و اینطور خود به خود جسم من هم درست میشه
من این ده کیلو کاهش وزن رو برای خودم آسان میکنم و میگم بابا این که چیزی نیست برای بدنم بدن من خیلی توانمند هست و اگر درست فکر کنم و درست رفتار کنم اون راهی جز تناسب اندام نداره
من نباید این ده کیلو اضافه وزن روی اعصابم باشه و به من فشار بیاره من باید بگم این ده کیلو که چیزی نیست من در مسیر درست هستم و به بدنم فرصت میدم تا چربی ها رو از جسم من پاک کنه چون بدن من خیلی هوشمند و توانا هست و بسیار تمایل داره که دوباره به تناسب اندام برگردم .
من دوست دارم هر روز وارد سایت بشم چون اینطور وقتم رو به جای بطالت و بی هدف بودن با دریافت آگاهی و اطلاعات خوب میگذرونم و رشد و پیشرفت پیدا میکنم و. سطح اگاهی من بالاتر میره و من از وقتی در این راه الهی برای تناسب اندام هستم افکارم و رفتارم و عادتهام عوض شده و این برای من خیلی ارزشمند هست من هدفم بهتر کردن شرایط خودم هست نه رسیدن به نقطه پایان همینکه رابطم با مواد غذایی بهتر شده لذت میبرم همینکه سبک زندگیم عوض شده و دنبال پرخوری و اَشغال خوری نیستم لذت میبرم همینکه میرم مهمانی و بدون حالت حرص و ولع با سفره برخورد میکنم و در نهایت هم بدون فشار شکم برمیگردم این برام ارزشمند هست .حالا لاغر شدم شدم اگر نشدم هم نشدم مهم زنده بودن و سلامتی من هست مهم این هست که به این راه هدایت شدم و این اگاهی ها رو دریافت کردم و در خیلی از جنبه ها تغییر کردم و چقدر این به من حس خوبی میده که من توسط خدا انتخاب شدم پس خدا مراقب من هست و من رو به آرزوم میرسونه
من هر وقت خودم رو با بقبه مقایسه کردم و توجهم به سمت چاقی اندام ها م رفت حالم بد شده و از حال بدم متوجه شدم در مسیر درستی نیستم و دوباره چاقی و لاغری رها کردم تا به آرامش برسم .
من هر وقت یه صدایی میگه بابا چند ساله داری فایل گوش میدی ول کن دیکه بسه بهش میگم اخه من که کاری ندارم جز اینجا بودن نیام اینجا کجا برم و چطور به آگاهی درست دست پبدا کنم و چطور حالم رو خوب کنم اصلا وقتم رو با چی پر کنم و دوباره میگم هیچ جای برای من مثل اینجا نیست غنی و پر بار و پر از آگاهی درست نیست و من نیاز دارم که هرروز خودم رو با این آگاهی ها آپدیت کنم وهر بار که فایل گوش میدم انگار آماده تر میشم برای بودن در مسیر لاغری و از خیلی از حرکات نادرست که ممکنه داشته باشم دوری میکنم حللا طوری تغیبر کردم که عین متناسبها رفتارر میکنم پس قطعا لاغری تمام اندام ها حق من هست خلاصه هر روز که اینجا میام لذت میبرم و اگر اینطور نبود قطعا نمی اومدم .
جواب سوالات دوستان :
چربی سازی رو متو قف کنید به این معنی نیست که غذای چرب نخوریم بلکه باید فرایند چربی سازی رو متو قف کنیم به نظرم همون اضافه خوری ها میشه چربی سازی پس باید من تمام تمرکزم رو بزارم روی اندازه های خوردم و درست و به اندازه نیاز بخورم تا اون سوخت بشه و اگر اضافه تر بخورم اون در بدن تبدیل به چربی میشه اگر من تفکیک غدایی کنم که غذاهای چرب نخورم با این کار چربی سازی رو متوقف نکردم بلکه اگر من از هر چبزی به اندازه نیازم بخورم اون موقع چربی سازی رو متوقف کردم .
*من نباید بگم کنترل روی خوردنم ندارم
خوردن یک فرمان مغزی هست که با آموزشهای لاغری اون درست میشه و دیگه در جهت تناسب فرمان میده و این فرمانها هیچ ربطی به توانایی و اراده نداره وقتی با آموزشها ی درست لاغری مغزم در مسیر درست باشه درست هم پیام میده .و جسم من درست میشه
هر روز هر چی دوست داشتین بخورین ولی رفتار شما باید درسته باشه یعنی اگر عالی رفتار کنین شما لاغر خواهین شد .
هر وقت از روز هر مدل عدایی بخوایی میتونی بخوری و هیچ ربطی نداره اگر ظهر برنج باشه شب دیگه نباشه این کار ها رو بچه های این دوره انجام نمیدن و لاغری با ذهن کاملا متفاوت هست .
من مدتها به خیلی از چیزها بی علاقه شدم مثل شیرینی و نون و …ولی محدودیتی در غذاها ندارم و هر وقت هر چی میلم باشه میخورم خیلی حالبه امروز با خانوادم رفتم رستوران و من و همسرم اشتر اکی یه پیتزا سفارش دادیم ولی عجیب دلم دیگه پیتزاها رو نمیخواست چون نونش زیاد بود و من به نون بی علاقه شدم و زیاد خوشم نیومد با اینکه مزش هم بد نبود ولی گفتم کاش چیز دیگه سفارش میدادم
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام و درود خدمت استاد عطار روشن و به تمام عاشقان تغییر زندگی🧁
الهی شکر که باز هم گامی دیگر برداشتم
اونم چه گامی ..
چقدر لذت بخش بود🥲
این که بفهمی این همه وقت به اشتباه تمام توجهت به روی چاقی بود🍓
اینکه بفهمی این همه وقت تلاشهای اشتباهی کردی🍒
اینکه بفهمی واسه رسیدن به هدفت باید اون را رها کنی🍇
اینکه بفهمی تو تمام تلاشهایی که کردی بابت این بود که از وضعیتت ناراضی بودی ولی الان باید بدونی که اگه میخوای به یک تناسب اندام و روح ابدی برسی باید بپذیری که الان رو داری و نمیتونی
الان خودت رو دور بریزی
باید بپذیری که تو الان به خاطر فرمولهای گذشتت چاق هستی پس میپذیری و درستش میکنی این بار اصولی و با زمان!!
تو نباید نقطه پایان هدف اولت باشه!!!
اصلا تو اینجا نیستی که لاغر بشی!!
تو اینجایی که به طبیعت و تناسب اندام و روح برسی ،این دو با هم هستند
تو برای تغییر دادن زندگیت اینجا هستی
پس باید کوچکترین تغییر که از اول مسیر تا الان کردی چه رفتاری ،چه افکاری و چه حتی توی حالت باید اونا رو جشن بگیری🫐
کلی نکات ریز و درشت توی این فایل بود که اگه بخوام بنویسم خیلی طولانی میشه اما اونها رو توی دفترم نوشتم🥰
الهی شکرت بابت این آگاهی ها🥲🥰
🔶 از چه سنی دچار اضافه وزن شده اید و از چه زمانی با چاق بودن خود مشکل داشتید؟
🔶چه مشکلی با چاقی یا وضعیت فعلی خود دارید که تصمیم گرفتید لاغر شوید؟
میدونم که این نگرش درستی نیست اما واقعاً از نگاه بقیه یا تصوراتشون در مورد خودم اذیت میشم
اما به هر حال نظر خودمم مهمه دیگه!
🔸دوست ندارم وقتی که میخوام بدوم اندامم بلرزه 🔸دوست ندارم اندام شل و افتادهای داشته باشم
🔸دوست ندارم یک لباس رو به خاطر تنگش نتونم بپوشم و همش لباسهای گشاد و زشت بپوشم و اصلاً از مدل وایسادنش روی بدنم خوشحال نباشم
🔸دوست ندارم دائماً ذهنم بگه بخور و بعد از خوردن تحقیرم کنه
🔸دوست ندارم پرخوری کنم
🔸چاقی خیلی معایب داره که هرچی ازش بگم کم گفتم و میدونم اگه چاقو رو از بین ببرم زندگی من خییییییلی زیباتر میشه
🔶دریافت خود درباره مدیریت فاصله بین وضعیت فعلی تا شروع تغییرات را شرح دهید.
من
فهمیدم که اگر بخوام الان خودم رو با ون دختری که تازه این مسیر رو شروع کرده بود مقایسه کنم میبینم که بابا دمم گرم تغییر کردم خیلی بهتر شدم
خیلی راحتتر میتونم صدای چاقی رو ساکت کنم
خیلی راحت تر احساس خودم رو خوب میکنم و نسبت به الانم که این جسم رو چاق کردم میتونم بیتوجه باشم
نمیگم بیتوجهم نه اما نسبت به گذشته کمتر ترس دارم
به من کلی تغییر کرد و به خاطر همین تغییرها باید به خودم بگم بابا دمت گرم خدا ازت راضی باشه اصلاً دم خدا گرم که تو رو گذاشت تو همچین مسیری
نشان های دریافت شده
من از سن ۱۲ سالگی اضافه وزنم شروع شد استارتش زده شد. و از ۴۵ کیلو رسیدم ۷۹ کیلو شدم ۱۵ سالم که شد دیدم واقعا چاق شدم دقیقا اول دبیرستان بودم ولی من چون خواهرای بزرگترم همه چاق بودن و این براشون دغدغه شده بود و مدام در موردش حرف میزدن از همون دوازده سالگی احساس میکردم چاقم و باید از خودم خجالت بکشم من کاملا متناسب بودم ولی احساس چاقی میکردم و بابت چاق بودنم خجالت هم میکشیدم.
واقعا ما چقدر شبیه گذشته خانوادمون میشیم بدون این که بدونیم وقتی بزرگ میشیم دقیقا رفتارها و حرکات اونها رو داریم بدون اینکه بهش اگاه بشیم یه صحنه از کودکیم یادم اومدم جمع های خاله زنکی که چاق های یک خانواده با هم دارن و هی از بدی های چاقی میگن و گله و شکایت می کنند یه لحظه با خودم فک کردم من دقیقا توی همین جمع های خاله زنکی خانوادگی نشستم و از چاقیم گله و شکایت کردم.
به نظرم فقط اگاه شدن به این الگوها هستش که باعث میشه ما اونا رو بشناسیم و طبق معمول رفتار نکنیم و کارای متفاوت بکنیم. متفاوت از کارایی که ازمون انتظار می ره رو انجام بدیم راه حلش فقط آگاه شدن هست.
خیلی مشکل دارم با چاقی خودم این که سیاتیکم درد میکنه و در ۳۱ سالگی دیسک کمر دارم منو ناراحت میکنه بیشترین مشکل من این هست که چاقی سلامتی منو به خطر می ندازه و من میخوام تا روزی که زنده هستم سالم و سرپا باشم. در هر برخوردی با هر فردی اولین چیزی که من ازش میترسم اینه که این فرد منو بخاطر چاقیم قضاوت کنه. یا تاییدم نکنه یا دوستم نداشته باشم یا اینکه به اندازه ی کافی خوب به نظر نرسم. خیلی دوست داشتم یه بلاگر بشم اما چون چاقم جرئت نمیکنم برم جلوی دوربین و خجالت میکشم. لباس و کفش به سختی گیرم میاد. خلاصه از بودن دراجتماع خوشم نمیاد چون چاقم و همیشه حس میکنم از سنم بیشتر از چیزی که هست نشون داده میشه چون چاقم.و تمام اینا یعنی من به خودم اعتماد ندارم و چاق بودن باعث شده اعتماد بنفسم بیاد پایین.
هر چی هم استاد بگن تقصیر دیگران نیست اما به نظرم واقعا چاقی دست من نبود تلقین ها و باورهای غلطی که در من کاشته شدن مسبب چاقی و ترس از چاقتر شدن بودن درسته که من لقمه ها را خوردم اما باور و نکرش توسط دیگران درما کاشته شده اما اما این باعث نمیشه نگرش یک قربانی رو داشته باشیم دیگه برای من کافیه در زمینه ی چاقی میخوام خودم سکان رو بدست بگیرم و درستش کنم. وو من مجبور نیستم اونطور رفتار کنم من میتونم تغییرش بدم و لاغری رو یاد بگیرم اون دست مندنبود اما این دست منه.
هر تغییری تا زمانی که نتیجه رو عینی ببینیم یه زمانی طول میکشه و تا زمانی که نتیجه دیده نشده ما باید امیدوار بمونیم یا اصلا اینطور فک کنیم که من یه بارم که شده به قلبم گوش میدم اعتماد میکنم به خودم به این اموزشها تا نتیجه رو با چشمام ببینم و این واقعا هیچ هزینه ای برای هیچ کسی نداره و میخوام بگم من خودم نتیجه اش رو دیدم و چند کیلویی باهاش کم کردم اما بعد رها کردم الان برگشتم تا متعهد بمونم و به ارزوم که لاغریه برسم. درسته این مسیر نیاز به تعهد زیادی داره اما لذت بخش هست.
هدف من رسیدن به سلامتی بیشتر هست اینکه دیگه پاهام درد نکنه هدف من اینه که بتونم توی کارخودم مدل بشم و نیاز نباشه دنبال مدل راه بیافتم چون خودم چاقم هدف من لاغر شدن و رسیدن از وزن ۹۸ کیلو به وزن ۶۵ کیلیو هستش اخرین باری که وزن کردم ۹۸ بودم و الانم از روی نشانه های جسمی میفهمم که لاغر شدم یا نه راستش همین چند روزی که شروع کردم یبوستم درمان شده خیلی خوشحالم تنها چیزی که تونسته یبوست منو درمان کنه همین روش ذهنی هست😎 همه ی ما میدونم که اکثر چاقا یبوست دارن خب منم این یه معضل برام بوده و الان میبینم که دیگه وجود نداره. خب اتفاق دیگری که افتاده این هست که من ولع سابق رو ندارم و کمی ارام تر غذا میخورم و فکرم کمتر مشغول خودن هست و یه کم تونستم بگم میل ندارم بابت تمام این تغییرات ممنون و متشکر هستم بی صبرانه منتظرم که دوره ی رایگان تموم بشه تا دوره ی ورود به سرزمین لاغرها رو بگیرم خیلی خوشحالم و وقتی از تغییرات و پیشرفت هام رو می نویسم خوشحال ترینم
با تشکر فراوان
نشان های دریافت شده
ولی مشکل زیاد باهاش نداشتم که هر روز ذهنمو درگیر کنه
تا دوران دبیرستان
که چاق نبودم و حتی متناسب بودم ولی چون کمی شکمم برجسته بود
به من میگفتن حیفه از الان
در صورتیکه اونقدری نبود که بهش توجه بشه
ولی به من خیلی احساس بد و چاق بودن داد
که با خودم معذب بودم
شروع کردم به ورزش کردن که لاغر بشم و شکمم تخت بشه
و بعد ازدواجم مشکلم خیلی حاد شد
و ترس از چاق شدن داشتم و می خواستم کمی کاهش وزن داشته باشم و دلم نمی خواست چاق بشم برعکس دوران عقد به خاطر چالشهایی که داشتم
پرخوری عصبی داشتم
همینجوری وزنم بالا می رفت افزایش وزن از ۶۲ به ۷۰ رسیدم
و بعد به خاطر غرض ورزی یه عده که خودشون بالای ۳۰ کیلو اضافه وزن داشتند
درصورتیکه برای من اهمیتی نداشت که چه اندامی دارند و بهشون بازخورد بدم که چقدر چاق هستید
اونها
به من حس بد و چاقی میدادن
که دیگه حاضر بودم به هر قیمتی لاغر بشم
که در سه ماه ۱۲ کیلو کم کردم
ولی ترس از چاقی و غذا خوردن را از دست ندادم
و به خاطر اینکه لاغر بمونم و کسی نگه چاق شدی
چه رنجهایی به خودم دادم و اعصابم تحت فشار بود
دلم میخواد جمع و جور بشم راحت هر مدل لباسی بخرم. احساس سبکی بکنم شکمم تخت بشه و سایزم کوچک بشه
و کمردرد و پادردم کم بشه و راحت و سبک راه برم.
اینکه فکر کردن به لاغر شدن و چقدر کاهش وزن داشته باشم رها کنم
طبق قانون رها کردن
به هدفم نچسبم
فقط مورد آموزش قرار بگیرم و استمرار داشته باشم و صبر پیشه کنم
حالا گیرم لاغر بشوم و به هدفم برسم
وقتی در مسیر از زندگیم لدت نبرم
و هی نگران باشم کی به مقصد می رسم
و زمان حال از دست بدم
و زندگی را فراموش کنم همانطور هم بعد لاغری از رسیدن لذت نمی برم و چقدر تجربه کردم
که ترس از دوباره چاق شدن و غذا خوردن داشتم و هیچوقت لز زندگیم لذت نبردم
موقعی که وزنم بالا بود دغدغه ی لاغر شدن
و موقعیکه لاغر شدم دغدغه ی دوباره چاق شدن
این آگاهی در مورد قانون رها کردن عالی بود
و بارها تجربه کردم
و خواسته ای که داشتم را رها کردم
و بدون چسبیدن بهش
به اون خواستم رسیدم
در مورد کاهش وزن هم این قانون به خاطر شرایطم و بدون اینکه اگاهانه بخوام این قانون اجرا کردم
در ۵ ماه در دوران مهاجرت بدون گرفتن رژیم و سختی دادن فقط با رها کردن و توجه نکردن به چاقی ۳ کیلو کم کرده بودم.
و وقتی خودم را وزن کردم اصلا انتظار کاهش وزن نداشتم
و حالا که فکرش می کنم متوجه شدم
اون ۵ ماه به خاطر شرایطم و نداشتن ترازو
دیگه توجهی به لاغر شدن نداشتم
و هر وقت گرسنه بودم می خوردم
یک راز رسیدن به خواسته قانون رها کردن هست
که با حفظ آرامش و در لحظه بودن و بدون فشار و استرس و کم کم به خواستت می رسی
هوالرزاق
چه قدرزیباکه فرمودید
لاغری رورهاکن وبه آن برس
ودوست عزیزمون که نوشته بودنمازرورهاکن وبه اون برس..پس درهرزمینه ای اول رهایی وپافشاری بیجاکنارگذاشته بشه تا به او چه میخوایم برسیم .درهرحوزه ای
من اولین باروقتی بلوغ شدم شروع شدبه گفتن اینکه چقدرداری چاق میشی وبعددوسال رژیم گرفتم و۱۰کیلوکم کردم
بعدکه تا۶سال وزنم ثابت بودوزایمان کردم که چاقی دوباره رخ داد ودرطی ۱۵سال هی کم وزیادمیشد
تاوقتی که عروسی دادشم بود وفقط بایدلباسهای سن بالامیخریدم که اندازم بشه واونجاتصمیم جدی گرفتم
وبعدشم هدایت شدم به دوره تناسب فکری
مشکل من
من بااینکه میدونم اضافه وزن ندارم اماحسم خوب نیست برای همین صدگام روشروع کردم
میدونستم یه جایی مشکلی هست وباشروع دوره حسام داره بهترمیشه
هدف من رسیدن به آرامش وحس خوب هست
میخوام بااستمراردرتمرینات به این هابرسم
ودرکنارش لاغری هم خودبه خودرخ میده
نشان های دریافت شده
از چه سنی دچار اضافه وزن شده اید و از چه زمانی با چاق بودن خود مشکل داشتید؟
ازسن ۲۸ سالگی چاق شدم وهمواره با چاقیم مشکل داشتم
چه مشکلی با چاقی یا وضعیت فعلی خود دارید که تصمیم گرفتید لاغر شوید؟
من بهرحال برای سلامتیم اهمیت قائلم ودوست دارم خوش فرم وخوش استیل ودرفرم عالی بدنی باشم
دریافت خود درباره مدیریت فاصله بین وضعیت فعلی تا شروع تغییرات را شرح دهید.
خب وضعیت فعلی من که صددرصد ایده آل من نیست اما تصمیم گرفته ام ازمسیر لذت ببرم وحالا اززمانی که استارت زده ام تغییرات باورنکردنی وغیرقابل وصفی دراحساساتم ورفتارم حاصل شده که اصلا باورم نمیشد پس ازنزدیک به ۲۰سال تکرارآن عادتهای رفتاری روزی بتوانم آن را به حداقل برسانم
انتخاب هدف صحیح در موضوع لاغر شدن چیست و شما چه اهدافی را انتخاب می کنید؟
هدف صحیح ونهایی باآرامش واحساس خوب وایجادباورهای جدید و کمرنگ کردن باورهای مخرب قبلی بدون عجله خواه ناخواه پدیدارخواهد گشت
.احساس من تغییر کرده است پس به همان اندازه موفق هستم
ونگرانی من از لاغر نشدن به اطمینان به لاغر شدن تبدیل شده است به همان اندازه موفق هستم
وترس از خوردن مواد غذایی من تغییر پیدا کرده است به همان اندازه موفقم هستم
وارتباط من با خودم تغییر کرده است به همان اندازه موفقم هستم