❓ سؤال مهم: باید دنبال روش لاغری باشیم، یا اول دلایل چاقیمونو بفهمیم؟ 🤔
راستش رو بخوای…
آگاهی از دلایل چاقی، خیلی وقتها مهمتره از دونستن صدتا روش لاغری! 🧠✨
چرا؟ چون وقتی بفهمی چی باعث شده چاق بشی — ذهن، بدن یا سبک زندگیت — اونوقت خیلی راحتتر میتونی مسیر مناسب خودتو پیدا کنی 🎯💡
🌀 لاغری یه نسخهی یکسان برای همه نیست
هر کسی باید نسخه مخصوص خودش رو پیدا کنه — و اون نسخه، از شناخت ریشهها شروع میشه 🌱
🌟 مهمترین دلایل چاقی: واقعاً کدومه؟!
اگه فکر میکنی باید یه لیست از «دلایل چاقی» تهیه کنی و یکییکی خط بزنی روشون تا لاغر شی…
یه لحظه دست نگه دار! 🛑
واقعیت اینه که همهی دلایل چاقی به نوبه خودشون مهم و تأثیرگذارند 🤯 شاید چیزی که از نظر تو کوچیک و بیاهمیته، همون چیزی باشه که سالها جلوی لاغر شدنتو گرفته! 😬

🔍 یه حقیقت مهم:
دلایل چاقی = موانع ذهنی لاغری! 🧠💣
آره، درست خوندی.
همون چیزایی که باعث شدن چاق بمونی، موانع ذهنی لاغری، دقیقاً هموناییان که نمیذارن لاغر شی!
📌 خیلی از ماها سالهاست رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، کالری شمردیم… ولی چرا نتیجه نمیگیریم؟ چون ذهنمون هنوز باور داره که چاقیمون طبیعیه، یا لاغری غیرممکنه!
🌱 مثال واقعی:
تصور کن باور داری چاقی تو ارثیه 👨👩👧 پس حتی اگه رژیم بگیری یا بری باشگاه، ته دلت همیشه میگه:
«فایده نداره! این ژن لعنتیه!» 🧬😩
همین باور، مثل ریشهای که درخت رو نگه میداره، نمیذاره درخت تناسب اندامت رشد کنه 🌳❌
🧘♀️ چرا باید دلایل چاقیمونو بشناسیم؟
مطالعات علمی نشون دادن که باورها و الگوهای ذهنی، به شدت روی رفتارهای تغذیهای و وزن بدن تأثیر میذارن.
در مقالهای از انتشارات سلامت هاروارد با عنوان عنوان «کاهش وزن با ذهنآگاهی» ذکر شده که یکی از مزایای اصلی رویکردهای ذهنآگاهی برای کاهش وزن، کمک به افراد در شناسایی خوردن احساسی است.
او بیان میکند که بسیاری از افراد نه تنها به دلیل گرسنگی، بلکه برای تسکین اضطراب، ناراحتی یا تحریکپذیری غذا میخورند، که این میتواند منجر به خوردن بیفکرانه شود.

🧠 پیدا کردن دلایل چاقی در ذهن
نقطهی شروع لاغری واقعی ✨
تو جلسه اول، رفتیم سراغ یکی از اون سؤالهایی که تو ذهن خیلی از آدمای با اضافهوزن همیشه تکرار میشه:
«چرا چاق شدم؟!» 🤔
واقعاً چرا؟ چون بیشترمون بهجای اینکه دنبال دلایل چاقی بگردیم، مستقیم پریدیم سراغ رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، دمنوشهای لاغری و… 🍵🏃♀️🥦
اما نتیجه چی بود؟
یا اصلاً نتیجه نگرفتیم، یا نتیجهها موقتی بودن و برگشتن 😓 و این یعنی چی؟ یعنی داشتیم راه رو اشتباه میرفتیم…
🛑 یه لحظه صبر کن…
تا وقتی دلایل چاقیتو واقعاً نشناسی، هر تلاشی برای لاغر شدن مثل اینه که بخوای آب رو توی سبد نگه داری! 🧺💦
آخرش چی میمونه؟ فقط خستگی، ناامیدی و یه حسِ «بازم نشد…» 😞
🔁 تجربهی تکرارشونده خیلیها:
سالهاست بارها تلاش کردیم لاغر شیم… ولی چون فقط ظاهر قضیه رو هدف گرفتیم، نه ریشهشو،
دوباره برگشتیم سر خونه اول!
💡 لاغری با ذهن بهت میگه: «بذار اول ریشه رو پیدا کنیم، بعد بریم سراغ تغییر.»
🧩 این جلسه چی داریم؟
قراره با هم دقیقتر به دلایل چاقیمون نگاه کنیم:
📍 چی باعث شده اضافه وزن بگیریم؟
📍 آیا این دلایل فقط مال ما هستن یا درباره بقیه هم صادقه؟
📍 و آیا اصلاً اون چیزایی که فکر میکنیم دلیل چاقیمونن، واقعاً درستن؟!
😯 یه مثال ساده:
میگی ژنتیک داری؟ خب چرا خیلیا با همون ژن، لاغرن؟
میگی کمتحرکی؟ خب بعضیا کمتحرکن ولی چاق نیستن!
میگی سوختوسازم پایینه؟ ولی یه عالمه آدم هستن با متابولیسم پایین که متناسب موندن!
اینجاست که باید با شجاعت به باورامون شک کنیم 🔍 چون شاید مشکل از جاییه که اصلاً فکرش رو نمیکردیم… یعنی ذهن خودمون!

🧠 چطور باید لاغر بشم؟
یکی از سوالات مهم و پرتکرار اینه که «چطور باید لاغر بشم؟». جواب ساده و واضحی دارم:
من باید لاغری رو به ذهنم یاد بدم!
بله، درست شنیدید؛ باید از صفر شروع کنم تا ذهنم دقیقاً متوجه بشه که چه چیزی برای من خوبه و چرا باید لاغری رو یاد بگیره.
🚫 کنار گذاشتن روشهای غلط گذشته
همهمون بارها برای لاغری تلاش کردهایم، ولی معمولاً نتایج پایدار نداشتیم. چرا؟
چون دلایل چاقی رو درست شناسایی نکردیم و دنبال روشهای غلط رفتیم. الان وقتشه که این مسیر اشتباه رو برای همیشه کنار بذاریم.
نهتنها از رژیمهای سخت و طاقتفرسا دور میمونم، بلکه هر روش عجیب و غریبی که فقط باعث استرس و فشار میشه، برای من مسخره و بیمعنیه.
هدف من اینه که ذهنم رو از باورهای غلط آزاد کنم و با روشهای درست به لاغری برسم.
🧐 دلایل چاقی در ذهن من
من بارها به خودم میگفتم که «چون استخون بندیم درشته، نمیتوانم لاغر بشم.»
یا ممکنه فکر میکردم که «چون همیشه همه بهم میگن از خواهرت چاقتر هستی، هیچ وقت نمیتونم مثل خواهرم لاغر بشم.»
اینها تنها چند نمونه از دلایل چاقی در ذهن من بود. باورهایی که باعث میشد همچنان در یک دایره باطل بچرخم.
اما حالا میفهمم که تمام این باورها اشتباه بودند! چرا؟ چون بارها از همین جسمم وزن کم کردم، پس بدن من توانایی لاغری رو داره.
💪 جسم من توانمند است!
حتی با روشهای اشتباهی مثل رژیمهای سخت و طاقتفرسا، وزن کم کردهام؛ پس میتوانم با روشهای درست و بدون زجر، لاغر بشم.
جسم من مشتاق لاغریه! این جسم قدرت لازم رو داره؛ فقط باید اجازه بدم که این تغییرات رخ بدن.
🌟 لاغری، حق من است!
من لاغری رو حق خودم میدونم و میپذیرم که در این لحظه همچنان چاق هستم، اما این وضعیت تنها یک مرحله از مسیر من است. هیچ گلهای ندارم.
چون میدانم که این تغییر از درون شروع میشود و با این روش شگفتانگیز، میتوانم لاغری را تجربه کنم.
خداوند من را به این راه هدایت کرده و مطمئنم که توانایی طی کردن این مراحل رو دارم. به همین دلیل با تمام وجودم قدم برمیدارم تا لذت زنده بودن رو تجربه کنم.
این یک سفر شگفتانگیز است که به من فرصت میدهد تا با بدن و ذهن خود ارتباطی درست برقرار کنم.
🔑 نتیجهگیری
لاغری نه تنها جسمی است، بلکه ذهنی هم هست. برای اینکه به تناسب اندام برسیم، باید دلایل چاقی رو از ذهن خود پاک کنیم و به جای روشهای غلط، روشهای درست و ذهنی رو انتخاب کنیم.
تنها با تغییر نگرش و باورهای ذهنیمون میتوانیم به نتایج پایدار دست پیدا کنیم.
فراموش نکنید که لاغری با ذهن به شما این امکان رو میده که از درون تغییر کنید و بدن شما به طور طبیعی و بدون فشار به وزن ایدهآل خود برسه.
📝 اگر شما هم میخواهید در این مسیر همراه شوید و لاغری واقعی رو تجربه کنید، همین حالا با روشهای ذهنی شروع کنید و به خودتان اجازه دهید تا تغییرات شگفتانگیز رو احساس کنید.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
در جلسه قبل، شما درباره دلایل چاقی خود صحبت کردید، درست است؟ حالا وقت آن است که با آنها روبرو شویم و شروع کنیم به تغییر ذهنی! 💪
آیا شما آمادهاید که چاقی را برای همیشه پشت سر بگذارید؟ 🚀
اگر تمرین جلسه قبل را کامل انجام ندادهاید، پیشنهاد میکنم ابتدا آن را انجام دهید چون تمرینهای این جلسه بر اساس آن ساخته شده است.
پس آمادهاید که دلایل چاقی خود را دوباره مرور کنید و آنها را برای تغییر دادن تغییر بدهید؟ 🤔
آیا میدانید هرچه دلایل بیشتری برای چاقی پیدا کنید، تمرین این جلسه مؤثرتر خواهد بود؟ هر چقدر ذهن شما بیشتر با این دلایل درگیر شود، راحتتر میتوانید آنها را اصلاح کنید.
شما آمادهاید که بگویید: «نه! این دیگه برای من کار نمیکنه!» 🔥
🟢 مرحله اول: چرا من چاق هستم؟
بیایید صادقانه از خود بپرسیم: «چرا من چاق هستم؟»
آیا دلایل شما منطقی هستند؟
آیا میتوانید دلایل بیشتری پیدا کنید که شما را از چاقی دور نگه دارند؟
این جایی است که میتوانید به راحتی دست به اصلاح افکار بزنید! ✨
حالا تلاش کنیم تا دلیلهای اشتباه را رد کنیم. به دنبال مثالهای متضاد با دلایل چاقی خود باشید.
مثلا اگر کم تحرکی را دلیل میدانید، آیا کسانی را میشناسید که کمتحرکتر از شما هستند ولی متناسباند؟
این مثالها کمک میکند ذهن شما از باورهای غلط آزاد شود. 🧠💡
🟡 مرحله دوم: آیا فقط خودم مقصر چاقی هستم؟
آیا هنوز فکر میکنید عوامل خارجی باعث چاقی شما هستند؟
آیا فکر میکنید افراد یا شرایط شما را به چاقی کشاندهاند؟
وقت آن است که مسئولیت وضعیت خود را به عهده بگیرید. 🙌
وقتی خودتان را مسئول تغییر بدانید، قدرت بیشتری برای اقدام پیدا میکنید.
این یعنی شما توانمند هستید که تغییرات بزرگ ایجاد کنید.
باور کنید، این مسئولیتپذیری اولین گام به سوی آزادسازی شما از چاقی است! 🔑
🔵 مرحله سوم: آیا واقعا توانایی لاغر شدن را دارید؟
حالا به خودتان بگویید: «من توانایی لاغر شدن را دارم!» 💪
آیا تاکنون وزن کم کردهاید؟ حتی اگر موقت بوده، آن تجربه نشان میدهد که درون شما قدرت لاغر شدن هست. 🌟
مهم نیست روشهای قبلی چقدر درست یا غلط بودند،
مهم این است که شما توانستهاید بخشی از وزن خود را کاهش دهید.
پس شما توانمندید و میتوانید از همینجا شروع کنید و تغییرات بزرگتر و ماندگارتر ایجاد کنید. ✨
پس، آیا آمادهاید اولین قدم را بردارید؟
با خودتان تعهد کنید که تغییر میکنید! 🚀
هر چالشی فرصتی برای رشد و یادگیری است. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.09 از 363 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام خدای مهربونم
دلایل چاقیم. همیشه فکر میکردم که ارثی هستدر صورتی که همه توی خونه ما لاغر هستند
پس چرا این ارث ب من رسیده و این کامل رد میشه یا این که فکر میکردم کم تحرکم ولی خیلیا مثل رفیقم از من کم تحرک تر بودند و مدام خواب و لی لاغر بودند
همیشه فکر میکردم من زیاد میخورم ولی بارها دیدم افرادی ک از من بیشتر میخورند ولی لاغرهستند مثل شوهر خواهرم یا خواهرم
همیشه فکر میکردم استخون بندی درشتی دارم ولی خب من از وقتی ب دنیا اومد م اندازه ابجیای دیگ بودم ک پس اینم دلیل درستی نیست من زیاد هله حوله میخورم که اینم سراغ دارم مثلا آقا رضا ک خیلیم چیزای شیرین میخوره ولی همیشه لاغره امشب تمام این افکار اشتباه رو دور میریزم. و میگم من مسئول صدرصد چاقی خودم هستم و همچنین میتونم مسیئول لاغری خودم باشم و شروع میکنم به لاغر شدن مثل اون دفعه که ۳۰کیاو کم کردم پس دوباره میتونم
من همینجا تعهد میدم که از وزن ۹۲کیلو ب وزن دلخواهم یعنی ۵۵میرسم
خدایا همراهم باش
آفرین دختر ۳۰ کیلو کم کرده بودی !!! بابا خیلیه
حتما ایندفعه هم میتونی به امید الله هدایت گر
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان.
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری.
مهمترین دلایل چاقی چیست؟(قسمت دوم)
به جای اینکه دنبال پیدا کردن روش مناسب برای لاغری باشم، باید به دنبال پیدا کردن مهمترین دلایل چاقیم باشم، چون آگاهی از دلایل چاقی بسیار مهمتر و تاثیرگذارتر از چگونگی لاغر شدنه.
هر کدوم از دلایل چاقی به نوبه خود مهم و تاثیرگذارن،به دنبال پیدا کردن مهمترین دلایل چاقیم نباشم، چون اونچه از نظر من شاید دلیل مهمی برای چاقی نباشه دقیقاً به اندازه موضوعاتی که از نظرم دلایل چاقی مهم هستن در وضعیت فعلی جسمی من تاثیر دارن.
دلایل چاقی همون موانع ذهنی لاغر شدن هستن،اگه سالها برای لاغری تلاش کردم اما موفق نشدم فقط به این دلیل بوده که در ذهنم برای دلایل چاقی خودم منطق محکم و تایید شده توسط اطرافیانم داشتم،مثلاً اگه ژنتیک یا ارثی بودن رو یکی از دلایل چاقی خودم میدونم، دیگه اهمیت نداره با چه دقت و چه مدت برنامه رژیمی خودم رو دنبال میکنم، یا چقدر تلاش میکنم تا در زمان کمتر فعالیت بیشتری انجام بدم تا بیشتر عرق کنم،چون نتیجه جسمیه من مطابق با دلایل چاقیم خواهد بود.
تلاش برای رفع مشکل چاقی تا وقتی که علت بروز مشکل چاقی همچنان وجود داره کاری بیهوده و طاقت فرسا خواهد بود،دلیل اینکه بارها در طی این سالها برای لاغری اقدام کردم و نتیجه مناسبی نگرفتم اینه که همیشه سعی در برطرف کردن چاقی داشتم نه اصلاح دلایل چاقیم،
پس باید به دنبال دلایل چاقیم باشم و بررسی کنم که چه عواملی در چاق شدنم موثر بودن و آیا این عوامل برای همه انسانها به یک شکل عمل میکنه یا فقط درباره من به این شکل عمل میکنه،اگه دلایل چاقیم رو عواملی مثل ژنتیک، سوخت و ساز و کم تحرکی میدونم این عوامل باید در همه انسانها به یک شکل تاثیرگذار باشه،
اگه عواملی در من وجود داره که دلایل چاقیم هستن باید در افراد دیگه هم این دلایل باعث چاقی اونها شده باشه، اما اگه به این شکل نیست باید در افکار و عقایدم درباره دلایل چاقی بازنگری گستردهای داشته باشم.
افرادی که اضافه وزن دارن عوامل مختلفی رو دلایل چاقی خودشون میدونن و این در حالیه که اون عوامل در زندگی بسیاری از اون انسانها وجود داره اما باعث چاقی اونها نشده و این موضوع ساده ثابت میکنه چقدر افکار و باورهای اشتباهی درباره چاقی خودمون در ذهنمون وجود داره.
نکته مهم اینه که عواملی که اونها رو دلایل چاقی خودم میدونم اینه که باعث طبیعی شدن چاق شدن و چاق موندن در ذهنم میشن،طبیعی شدن چاقی در ذهن مهمترین عامل دائمی شدن چاقی در انسانهاست و تا وقتی که موفق به برطرف کردن این مانع ذهنی نشم در تلاش برای لاغر شدن به نتیجه مطلوب و پایدار نخواهم رسید.
وقتی در مسیر لاغری با ذهن ادامه بدم و همواره اطلاعات و آموزشهای صحیح درباره دلایل چاقی و لاغری رو به ذهنم وارد کنم به مرور تغییر در سطح افکار و نگرشم ایجاد میشه و باعث تغییر در رفتارها یا واکنشهای من میشه و این تغییر در نهایت باعث تغییر شرایط جسمی من میشه.
این پروسه به این شکله که وقتی من اطلاعات صحیح وارد ذهنم میکنم به صورت خود به خود افکار جدید در ذهنم ایجاد میشه،
سپس افکار جدید به صورت خود به خود در ذهنم مرور و تکرار میشه، بر اثر تکرار شدن افکار، احساس جدید منطبق با این افکار در من ایجاد میشه، اون وقت احساس به شکل رفتار جدید در من نمایان میشه،
پس اگه مشتاق لاغر شدن هستم باید جلسات آموزشی لاغری با ذهن رو با اشتیاق و دقت بالایی دنبال کنم و به خودم اجازه بدم تا برای مدتی اطلاعات و آگاهی صحیح درباره چاقی و لاغری به ذهنم بدم و احساس خودم رو در این مدت بررسی کنم.اگر از شنیدن و انجام تمریناتی که بهم داده میشه احساس خوبی دارم مطمئن باشم مسیر صحیحی رو برای لاغر شدن انتخاب کردم و مطمئن باشم در این مسیر به هر آنچه در زمینه تناسب اندام و سلامتی و شادی نیاز دارم خواهم رسید.
برای لاغر شدن باید از مسیر چاق شدن حرکت کنم،اگه چاقی باعث رنج و ناراحتی و بروز مشکلات فراوان برام شده بنابراین روشی برای لاغری صحیحه که بر خلاف چاقی باشه،روشی که با استفاده از اون شادی، آرامش، سلامتی و هر آنچه برای خوشبختی نیاز دارم رو وارد زندگیم کنه،
با استفاده از آموزشهای لاغری با ذهن میتونم هر آنچه را به خاطر چاق بودن در دوران چاقی از دست دادم به مرور زمان به دست بیارم و خودم رو برای ادامه زندگی با تمام آنچه از دست دادم آماده کنم. تنها رمز موفقیت در این مسیر اشتیاق، تمرکز و استمراره هیچ راه میانبری برای لاغر شدن وجود نداره،
هیچ قرص، آمپول یا روشی که بدون تغییر فرمولهای ذهنی بتونم لاغر بشم وجود نداره.
دلیل چاقی چیست؟؟
در روش لاغری از طریق ذهن میتونم برای همیشه لاغربشم و لاغر بمونم، باید اصولی کارو انجام بدم
نمیشه خیلی عجله و فوری موضوعی رو مطرح کنم و نتیجه گیری کنم.
چون اینجا موضوع آموزش ذهنیه، فشار جسمی نیست که مقدار غذا رو خیلی کم کنم، یا فعالیتم رو خیلی بالا ببرم که جسمم تغییر کنه و لاغر بشم.
موضوع ذهنیه و آموزش ذهنی نیاز به دلیل، برهان، مدرک و حرکت گام به گام داره.
یک موضوع علمی، یک دلیل، یک برهان تا زمانی قابل قبول از لحاظ علمیه که مخالف اون اثبات نشه یا حتی دیده نشه،
یعنی اون قانون نباید نقض بشه وگرنه از اعتبار خارج میشه،
مثلاً قانونجاذبه میگه هر جسمی که رهاش کنم اون جسم به سمت زمین کشیده میشه و به زمین میخوره
این قانون تا زمانی اعتبار داره که همه اجسام به سمت زمین بیان،
اگه روزی یک سیبی رو رها کردم و به سمت هوا رفت بلافاصله این قانون نقض میشه و تمام فرمول های وابسته به اون از اعتبار خارج میشه،
چون مورد مخالف اون رویت شده و این قانون از بین میره ،
این قانون در مورد همه چیز صدق میکنه
پس دلایلی که برای اضافه وزنم نوشتم اگه بتونم مقابل اونو پیدا کنم،
اگه بتونم دلایل دیگه ای رو پیدا کنم که دلیلم رو نقض کنهپس دلیل من برای چاق شدن یک دلیل معتبر نیست،خیلیها ارث رو عامل اضافه وزن میدونن و فکر میکنن که خانوادگی چاقن،
بعضیها شرایط زندگیشون رو عامل چاقی میدونن، مصرف مواد غذایی رو ،مثل مواد شیمیایی که در غذاها مخلوط میکنن،
کود های مختلف میدن و مواد غذایی رو مقصر اضافه وزن میدونن،
عدهای کمتحرکی خودرو عآمل میدونن که چون کم تحرکم یا من چون خانه دارم از خونه بیرون نمیرم،
یا دلایلی که نشان از کم تحرکی اونها باشه رو دلیل اضافه وزن میدونن ،
عدهای مصرف یک داروی خاص رو دلیل اضافه وزنشون میدونن،
یا ابتلا به بیماری خاصی رو دلیل اضافه وزن میدونن،
خیلی ها اختلال در تیروئید رو عامل چاقی میدونن
یا چون سوخت و ساز بدن پایینه،
اگه برای هر دلیلم یک مورد پیدا کردم که خلاف اون رو نشون میده
پس دلیل من از اعتبار ساقط میشه و نمیتونم ادعا کنم که دلیل اضافه وزن من اینه،
اگه فکر میکنم دلیل اضافه وزنم ارثیه
نمونه مخالف اونو چه جوری میتونم پیدا کنم؟؟
اگه در خانوادهای که ۴ فرزند داره و سه تاشون اضافه وزن دارن اگر یکی از فرزندان اضافه وزن نداشته باشه خیلی ساده میشه این قانون رو نقض کرد
که ارث عامل چاقی نیست،
وقتی یک یا دو فرزند لاغر هستن و بقیه چاقن پس نمیشه بگم چاقی ارثیه،
یا در خانوادهای که پدر و مادر چاقن و فرزندان لاغر هستن، یا خانوادههایی که فرزندان چاقن و پدر و مادر لاغرن،
همه اینها ثابت میکنه که اضافه وزن ارثی نیست،
این یک توجیه که وقتی از کودکی بارها اینو میشنوم
یواش یواش برای ذهنم طبیعی میشه که وقتی ارثه
من که کار دیگه ای نمی تونم بکنم
و همین باور باعث میشه که اضافه وزنم یواش یواش بیشتر بشه،
اگه باورم اینه که مصرف مواد غذایی که حاوی مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی هستن باعث چاقیم شده
اگر افرادی رو پیدا کردم که مثل من از همون مواد استفاده میکنن اما متناسبن، این ادعای من از اعتبار ساقط میشه،
دیگه نباید این دلیل رو بیارم که به خاطر این دلیله که اضافه وزن دارم،
اگه فکر میکنم سوخت و ساز بدنم پایینه،باید بدونم که در مورد سوخت و ساز بدن هم اینطور نیست که پایین و بالا باشه
که در من سوخت و ساز یه جور باشه و در نفر دیگه اینقدر متفاوت باشه.
هر کدوم از این دلایل چاقی میتونه بخشی از بار اضافه وزن منو به دوش بکشه.
جسم من مخلوق پروردگاره و همه به یک شکل خلق شدیم و سیستممون یکسانه،
کار بشر نیستیم که بخواهیم متفاوت بشه،
سوخت و ساز نمیتونه عامل باشه که اینقدر اختلاف وزن به وجود بیاره،
سوخت و ساز یک آدم متناسب با سوخت و ساز یک فرد چاق کاملاً یکیه،
چون اعضای بدن همه مشابه است.
اگر نمونهای پیدا کردم در میان دوستان و اطرافیان، هرکجا فردی رو دیدم که شرایط منو داره یا دلیلی که من برای چاقی دارم اونم داره و برای اونم صدق میکنه، اما چاق نیست باید بدونم که دلیلم اشتباهه.
و فقط یک توجیه که مانع از لاغر شدنم میشه،
پس دلایلی رو که برای اضافه وزنم میارم، تحلیل کنم، بگردم ببینم نمونه متضاد اونو پیدا میکنم یانه.
مهم نیست که چند ساله که دلایل چاقی رو دارم که اینم خودش یک مانع به حساب میاد.
در اینجا چون روش لاغری با ذهنه پس کار من دادن اطلاعات صحیح به مغزمه، برای اینکه این مغزه که باید تحلیل کنه،
باید فرمول های جدید رو بسازه و نتیجه جدید رو در جسمم ایجاد کنه.
پس حتماً تمرینات دوره ها رو انجام بدم.
در اینجا سه بخش وجود داشت
من و چاقی و یکسری دلایل،
الان این دلایل رو حذف کردیم
و مونده من و چاقی
الان کی مقصره ؟؟این چاقی مال کیه؟؟مگر غیر از اینه که چاقی مال خودمه.
مگر نه اینکه من زمانی که چاق بودم این وزن اضافه رو خودم حملش میکردم و توی بدن خودم بود.
مگر نه اینکه من چاقم،
پس چطور دلایل چاقی رو، من این همه دلایلی میدونم که همش هم به راحتی رد میشه،
هر دلیلی که من برای چاقی آورده باشم که حتی نتونم نمونه متضاد اون رو هم پیدا کنم بازم توجیهم بی اساسه و بی ارزشه و نمیتونه دلیل چاقی باشه،
“اینها همه باورهای اشتباهیه که بهم گفتن تو به خاطر اینها حقته که چاق باشی،
باید چاق باشی و وقتی در ذهنم چاق شدن طبیعی بشه دیگه نمیشه جلوش رو گرفت،
و جالبه که چاق شدن طبیعی میشه و چقدر چاق شدن رو دیگه خدا میدونه،
پس در مورد این موضوع تحقیق کنم و سطحی نباشم. هر کسی هر چی گفت سریع قبول نکنم و باور کنم و فرمول سازی کنم در ذهنم.
وقتی چیزی میشنوم میبینم و یا درباره اش حرف میزنم، این داره در ذهنم فرمول سازی میکنه، کافیه یه حرفی رو باور کنم مخصوصاً اگه فرد گوینده مورد قبولم باشه
هیچوقت برای چاقی کار خاصی انجام ندادم
پس روشی برای لاغری صحیحه که هیچ کار خاصی براش انجام ندم،
موضوع بعدی که خیلی مهمه اینه که بپذیرم من خودم مقصر اضافه وزنم هستم،
در این سه بخشی که وجود داشت دلایل رو که حذف کردیم و موند من وچاقی
پس من و چاقی تعارفی نیست و این چاقی رو من به وجود آوردم و خودم مقصر اضافه وزنم هستم
تا الان که فکر میکردم یک سری عوامل بیرونی باعث چاقیم شده، شاید الان برام سخت باشه بخوام باور کنم که نه من خودم مقصر چاقیم هستم،اما راهی ندارم اگر میخوام لاغر بشم، اگر میخوام شرایطم رو تغییر بدم، اگر می خوام اون اندام اون زندگی اون وزنی که در رویام دارم رو برای خودم خلق کنم باید بپذیرم که خودم مسئول چاقیم هستم،وقتی اینو پذیرفتم اونوقته که میتونم مسئولیت لاغری خودم رو بپذیرم.
اگه تا حالا هر کاری کردم نتیجه نداده، اگه تا حالا هر کاری کردم یه مقدار نتیجه داده و دوباره از دستش دادم چون خودم رو مسئول چاقیم نمیدونستم.بنابراین خودم رو مسئول لاغریم هم نمیدونستم و با خودم میگفتم من چون این رژیم رو گرفتم لاغر شدم، حالا که ولش کردم پس طبیعیه که چاق بشم،
چون این قرص رو مصرف میکردم لاغر شدم پس چون مصرف نمیکنم حالا پس طبیعیه دوباره برگردم به چاقی
چون مسئولیت رو از اینجا برداشته بودم.چون برای چاقی خودمو مسئول نمیدونستم پس برای لاغری هم نتونستم خودمو مسئول بدونم و از دستش میدادم.
مهمترین گام برای لاغر شدن اینه که مسئولیت چاقی خودمو بپذیرم فقط هم به گفتن نیستکتبی باید تعهد بدم و بنویسم اگر میخوام زندگیم رو تغییر بدم باید از این روش پیروی کنم.
“این کاریه که خودم انجامش دادم پس می پذیرمش و درستش می کنم
برهم زدن صورت مسئله هیچ کمکی بهم نمی کنه.یک بار برای همیشه به خودم بگم من خودم مقصر چاقی خودم هستم الان هم خودم رو مسئول لاغری میدونم.اونوقت اشتیاق و انگیزه در من بیشتر میشه برای این که به این گفته ها عمل کنم و حالم بهتر میشه و در ذهنم افکار دیگه ای مرور میشه، از حالت خودسرزنشی و خودتخریبی دست برمیدارم.
اینکه هی چاق تر میشم و خودمو سرزنش می کنم دیگه میدونم مسئولش خودمم.
ما هیچ کدوم در بدو تولد چاق نبودیم خداوند یک جسم کامل زیبا متناسب رو تحویل ما داده
باید ببینم در طی این چند سال خودم چیکار کردم که در این وضعیت هستم.
همین مغز و جسمی که منو چاق کرده، همین جسمی که این شکل شده میتونه لاغر بشه بدون اینکه نیاز به چیز اضافهای داشته باشه،
اگه این روش رو ادامه بدم معجزه رو در درون خودم میبینم، به خاطر اینکه همه چیز از درون خودمه،چیزی بهم اضافه نمیشه، قرصی مصرف نمیشه،برنامه غذایی داده نمیشه،تنظیمات مغزیم رو درست میکنم همه چی انجام میشه خیلی راحت.
لاغری با ذهن یک هنره باید یادش بگیرم مانند هنرهای دیگه مثل نقاشی کشیدن.
مثلا تصمیم میگیرم نقاشی یاد بگیرم، یا علاقه دارم یا نیاز دارم،پس اول تصمیم میگیرم میخوام نقاشی بکشم و دنبال یادگیری میرم و بالاخره کاری انجام میدم که یاد بگیرم و چیزهایی که یاد گرفتم رو بارها تمرین میکنم اونوقت خیلی خوب میتونم نقاشی بکشم،درباره موسیقی هم همینه، درباره رانندگی، خیاطی، گلدوزی و هر چیزی که میخوام انجام بدم، هرچقدر بیشتر تکرار کنم درجه ام بالاتر میره و استاد میشم،
“پس لاغری رو هم باید به عنوان یک هنر یادش بگیرم. در مورد اینکه چطور باید لاغر بشم باید تمرین انجام بدم برای لاغر شدن و از طریق ذهن باید یاد بگیرم.
در موسیقی از نُت های موسیقی شروع میکنن،در انگلیسی، الفبای انگلیسی رو باید یاد بگیرم،در فارسی اول الفبای فارسی رو بهم یاد میدن،در رانندگی اول الفبای ماشین رو بهم یاد میدن،پس هر آموزشی از بیسش شروع میشه و الفبا داره،
الفبای لاغری با ذهن ایجاد فرمول های صحیح در ذهنه،باید یک فرمول جدید رو به ذهنم بدم،یک نگاه جدید رو ایجاد کنم،یک باور جدید رو ایجاد کنم،مثل بذر کاشتنه،باید از الان بذر لاغری رو در ذهنم بکارم.
گام اول برای اینکه به ذهنم یاد بدم که میتونه لاغر بشه، پذیرفتن مسئولیت لاغریه و تعیین الفبای لاغریه،
مسئولیتش به این شکله که اول باید تعهد بنویسم که من از امروز متعهد هستم که از وزن ۷۸ کیلو خودم رو به وزن ۶۴ کیلو برسونم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سرباز نمیزنم،
و خیلی مهمه که مسئولیت چاقی خودم رو با این تعهد بپذیرم و مسئولیت لاغری هم که میخواد به وجود بیاد رو بپذیرم،این میشه الفبای لاغری.
این تعهد رو که بدم اشتیاق در من شعله ور میشه، و این میشه بذر کاشتن.
اگه بهانه های مختلفی دارم که لاغر نمیشم یا کلی دلیل دارم برای چاق شدنم و اینکه چرا نمیتونم لاغر بشم،
ادغام این ها منو از پا در میاره و باعث میشه که در یک وضعیت اسفباری زندگی کنم.
پس یاد گرفتم که دیگه دلیل اضافه وزنم رو رد کنم،حالا باید دلایل ناتوانی در لاغر شدن رو هم رد کنم،
باز هم قانونه و هیچ فرقی نمیکنه اگه جسمم تونسته حتی یه بار یک کیلو از وزنش رو کم کنه پس یعنی جسمم میتونه کاهش وزن رو داشته باشه،اگه از هر روشی استفاده کردم و از وزنم رو تونستم کم کنم این نشون میده که میتونم متناسب باشم،اگه متناسب نیستم روشم اشتباه بوده، مسیرم اشتباه بوده که منو به نتیجه نرسونده وگرنه جسم من مشکلی نداره،
چون با همون مسیر اشتباه هم تونستم مقداری از وزنم رو کم کنم، باید بدونم که فرمولهای مغز من اشتباهن. وقتی نتیجه در ذهنم چاقی ثبت شده باشه هر فرمولی که من انجام بدم نهایتاً نتیجه میشه چاقی .
پس باید این نتیجه نهایی رو تغییر بدم و این فکری که از قبل در مغزم بوده که نمیتونم لاغر بشم رو باید بشکنم”
وقتی به هر روشی لاغر شدم و دوباره چاق شدم به خاطر اینه که نتیجه نهایی این بوده که من باید چاق بمونم و باید الان این رو عوض کنم باید از الان نتیجه رو تغییر بدم،
باید به گذشته خودم فکر کنم و برای هر دفعه ای که لاغر شدم برای هر کدام یک جمله بنویسم من در فلان تاریخ یا فلان سال یا من در موقعی از فلان برنامه غذایی استفاده کردم و اینقدر کاهش وزن داشتم و دیگه ننویسم که دوباره برگشت چیکار برگشتش دارم.
باید فقط توانایی جسمم رو بشناسم، اینکه دوباره برگشتم به وزن قبلیم کار ذهنه کار جسم بیچاره نیست،جسمم میتونه لاغر بشه، بدنم مشتاق لاغر شدنه،چاقی یک ضایعه اس، یک بیماریه، یک اختلال جسمیه برای جسمم.
و بدنم عاشق لاغریه. من با رفتار و افکار اشتباهم نمیزارم بدنم لاغر بشه
تمرین ::
اول دلایل چاقیم را بنویسم و برای هر دلیل خودم توجیه و دلیل بیارم که دلیل چاقیم رو رد کنم.
مرحله بعد پذیرش مسئولیت چاقیه. طوری که بپذیرم مقصر چاقی خودم هستم،
قسمت سوم باور به توانایی خودم برای لاغر شدن،
به دفعاتی که از روشهای قبلی برای لاغری استفاده کردم توجه کنم و ببینم چه مقدار کاهش وزن داشتم و به خودم تبریک بگم و بنویسم که من تونستم این مقدار رو کم کنم،
اینها همه اطلاعات صحیحی هست که به مغزم میدم و به این شکل مغزم رو هدایت میکنم به مسیر متناسب شدن.
سپاسگزارم از شما استاد عزیز🌼🌼🌼🌼
نشان های دریافت شده
به نام خدا
یکی از دلایل چاقی من ارثی بودن از طرف خانواده مادری هست اما الان که فکر می کنم هیچ کدوم از بچه های خاله هام یا برادر و خواهر هام چاق نیستند پس چطوره که من قبول کردم این ارث به من رسیده
سن بلوغ دلیل دیگرم هست اما با کمی دقت می بینم که خواهر زاده ها و برادرزاده هام در سن بلوغ کاملا متناسب هستند
از دلایل دیگرم جنسیت و زن بودنم هست که بارها شنیده بودم که بدن خانم ها بیشتر غذای مصرفی خود را به چربی تبدیل می کنند اما چرا اکثر خانم های دور و اطرافم متناسب هستند فقط بدن من همه چیز رو به چربی تبدیل می کند؟
بارداری دلیل دیگری برای چاقیم هست ولی همه دوستانم و خواهر شوهرم در زمان بارداری اضافه وزن زیادی نداشتند و بعد از زایمان کاملا متناسب بودند
یبوست از دلایل دیگر چاقیم هست ولی شوهرم فرد کاملا متناسبی و اکثر اوقات یبوست دارد
تند غذا خوردن باعث چاقیم هست دلیل رد این باور هم برادرم هست همیشه غذاش رو تند میخوره اما لاغرها
کم تحرکی دلیل پررنگتری برای چاقیم هست اما مدتی فعالیت اطرافیانم رو زیر نظر داشتم دیدم که فعالیت آنچنانی نداشتند ولی متناسب بودند
مواد غذایی مثل نان و برنج و روغن و شکر باعث چاقی هستند چرا فقط این مواد غذایی فقط منو چاق کرده در حالی که همه خانواده ام از همین غذاها میخورند و متناسبند
خواب بعداز ظهر یا خواب زیاد باعث چاقی میشه خواهر شوهرم و جاریم زیاد میخواین اما لاغر هستند
من با رد اکثر دلایلی که برای چاقی داشتم خودم را مقصر چاقیم می دانم و مسئولیت چاقیم را می پذیرم و اعتراف می کنم که توانایی لاغر شدن را دارم چون بارها برای لاغری از روش های مختلفی استفاده کرده ام و نتایج خوبی گرفته ام اما به دلیل اشتباه و غلط بودن روشن تناسب اندام و لاغری برای من ماندگار نبوده است
باسلام. خداوندا مثل همیشه به من کمک کن تا در این راهی که قدم گذاشتم موفق بشم .آمین گفتید دلایل چاقی خودمون رو بگیم خوب ا- من شیرینی خیلی دوست دارم و بستنی . واقعا در مقابل این دو ناتوان هستم . ۲- بعلت اینکه کارمند هستم تحرک کمی دارم ۳ – غذای اصلی و هر روزه خانواده برنج هست پس مثل کربوهیدرات من بالاست. ۴- کم کاری تیروئید دارم ۵- ریزه خواری زیاد میکنم. و بطور کلی خوردن رو دوست دارم. ۶- هر چیزی رو که میخورم با اشتها و لذت میخورم حتی اگه نون خالی باشه و بقول معروف حسابی به وجودم اثر میکنه. ( شاید شما بگید این درست نیست ولی من فکر میکنم هرچی رو با لذت خوردی بقول قدیمیا گوشت میشه به تنت) ۷- همیشه بعد ناهار میخوابم فکر کنم اینم برای چاقی خیلی بد باشه.خوب در حال حاضر دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه. شما چی ؟؟؟ شما هم همین علائم رو دارید؟؟؟؟؟
سلام عزیزم پس چرا دلایلی رو رد نکردی؟ و تعهد ندادی؟فکنم انقدر مشغله داری یادت رفته . موفق باشید
بنام خداوند قدرتمند
سلام به استاد عزیز وتمام دوستان گلم در این سایت
خداوند را بینهایت سپاسگزارم بابت هدایتهای همیشگی وبه موقع اش
یکی از دلایل چاقی من این بود که من از مامانم میبرم وچاقیم ارثی هست ولی وقتی به آجیم نگاه کردم با خودم گفتم چرا اون از مامانم نبرده وهمچنین داداشم نه تنها چاق نیست بلکه کاهش وزن داره وبرای لاغریش دکتر رفت واین به من ثابت کرد که من اشتباه فکر میکردم خدایا بابت این آگاهی سپاسگزارم
دلیل دوم چاقی من این بود که باور کرده بودم که ازدواج و بارداری آدم را چاق میکنه وبا نگاه کردن به خواهرم وعمه هام وخیلی های دیگه که تعداد بارداری خیلی بیشتری از من داشتند برام ثابت شد که این دلیل هم اشتباهه کم تحرکی و ریزه خواری هم دلیلی دیگر بود که در خودم کشف کردم واون هم با آوردن نمونه های از اطرافیان نزدیکم متوجه شدم که اونم اشتباهه وخداوندم را بینهایت سپاسگزارم و همچنین از استاد عزیزم که منو راهنمای کرد تا متوجه این افکار اشتباه بشم بینهایت سپاسگزارم
من مسولیت صد در صد چاقی خودم را میپذیرم و همچنین مسئول لاغریم، خود خود خودم هستم
یعنی به قولی درد و درمان خودممممممم
من یک بار رژیم لاغری گرفتم و تونستم وزن کم کنم ودر ماه رمضان هم بدنم خیلی وزن کم میکنه و یک بار هم کار ساختمانی داشتیم ومن هم کمک آقامون میکردم اون بار هم خیلی لاغر شده بودم به طوری که همه بهم می گفتن که لاغر شدم واین نشون میده که خداروشکر بدنم توانای لاغر شدن را دارد ومن میتونم به وزن ایده آلم برسم ومن سکینه همین جا تعهد میدهم که وزنم را از ۶۸ کیلو به ۵۵ کیلو برسانم باتوکل بر خداوند وبه کمک استاد عزیزم ،ودر این مسیر تلاش خودم را میکنم تا موفق شوم
نشان های دریافت شده
به نام خدای لاغری وسلام ودرودخدمت استادلاغری وسلام به همسیرهای عاشق لاغری. اگرعلتی باعث چاقی واضافه وزن من میشودبایدبرای تمامی انسانهای دیگرهم صدق کنددرغیراین صورت حتی باوجودیک نمونه نقص وردمیشود. دلایل چاقی من. ۱.من ارثی بودن وژنتیک را دلیل اصلی چاقیم میدانستم درصورتی که دوتا ازبرادرهای من کاملا لاغرهستندپس این دلیل بی اعتبار وباطل است ۲.من بی تحرکی راعلت چاقیم میدانستم درصورتی که برادرمن فعالیت خاصی نداردپس این دلیل هم باطل وبی اعتباراست۳. من خوردن را دلیل اصلی ومهم چاقی ام میدانستم درصورتی که بعضی ازاقوام من پرخورنداما لاغرندپس این دلیل هم باطل است ۴.من علت چاقیم راخوابیدن میدانستم درصورتی که دخترعمو من همیشه خوابه امالاغره پس این دلیل هم بی اعتبار وباطل است ۵.من استخوان بندی درشت راعلت چاقیم میدانستم درصورتی که وقتی ۴۰ کیلووزن کم کردم دیدم اتفاقااستخوان هاو جثه ریزوظریفی دارم پس این دلیل هم باطل است ۶.من کم کاری هورمون های بدنم را دلیل چاقی ام میدانستم درصورتی که آزمایش نشان دادکه من تیروئید ندارم وهمه هورمون های بدنم به اندازه ودرست کارمی کنندپس این دلیل هم باطل وبی اعتبار است ۷.من فکرمیکردم سوخت وساز بدنم پایین است ولی باتوجه به توضیحات استاددراین موردفهمیدم که اشتباه میکردم پس این دلیل هم باطل است ۸.من فکرمیکردم بدنم چربی را ذخیره می کند چربی سازاست ولی الان به این آگاهی رسیدم که کارکردبدن من طوری طراحی شده که توانایی ذخیره کردن چربی رانداردومحلی دربدن من برای ذخیره چربی وجودندارد تمام چربی هاواضافات بدن من ازطریق نفس کشیدن وعرق کردن وادرار و مدفوع دفع می شودپس این دلیل هم باطل وبی اعتباراست ۹.من فکرمیکردم آب مراچاق می کنددرصورتی که برادرکوچک من همیشه آب یخ ونوشابه میخورد متناسب است پس این دلیل هم باطل است ۱۰.من فکرمیکردم سنم که بالارودبدنم کم کار میشود ومن چاق میشوم ولی آدم های مسنی رامی بینم که باکهولت سن بسیارظریف ولاغرهستند پس این دلیل هم بیاعتبار باطل است ۱۱.من فکرمیکردم خدامنوچاق کرده ولی الان به این آگاهی رسیدم که سیستم خداوندبرای همه ادمابه یک شکل عمل می کند این افکاروباورآدم هاست که باعث میشودجسم شان چاق یالاغرشودپس این دلیل هم باطل وبی اعتبارات ۱۲.من فکرمیکردم بعدازبارداری طبیعی است که چاقتر شوم وفکرمی کردم که به دلیل بارداری بدنم بازتر میشودو وزن اضافه میکنددرصور تی که دخترعموم ۴تابچه بدنیاآورده وخیلی اندامی ولاغراست پس این دلیل هم باطل وبی اعتباراست. باتوجه به این توضیحات من به این نتیجه میرسم که چاقی یک توهم ویک حس کاذب است وحقیقت نداردولی من باتلقین خانواده واجتماع آن راباورکردم ودرفکرخودم پرورشش دادم ودرجسمم آن رابدنیا آوردم وبه خودم آویزان کردم ولی حالا بابی اعتبارشدن دلایلم جایی برای ماندن چاقی درفکروجسمم نمی بینم پس براحتی وجودش رانقص و ردمی کنم وازاین لحظه چاقی دیگردرفکروجسم وزندگی من جایی ندارد وفقط یک توهم است که من بابرد اشت اشتباه سالهاآن راباخودم حمل کردم ورنج بردم وهم اکنون خودم راازاین رنج باطل رهامی کنم نفس راحتی میکشم وبالذت به لاغری فکرمی کنم وآن رادرفکروجسمم ودررفتارم تقویت می کنم تادرو اقعیت زندگیم تجربه اش کنم. من اعتراف می کنم که خودم وفقط خودم مسئول چاقی ام بوده ام ومسئولیت چاقیم رامی پذیرم من خودم بااحساس وبرداشت اشتباهم چاقی رادرفکرم بوجود آوردم ودر نهایت درجسمم آن راتجربه کردم والابدن من بارها به من ثابت کرده که توانایی لاغرشدن راداردچون بارها وزن منو کم کرده یکباربارژیم غذایی ۱۰ کیلوکم کرده یکباربارفتن به باشگاه ۱۱کیلوکم کرده یکباربارژیم غذایی ۴۰ کیلو کم کرده وباردیگر باقرص لاغری ۶کیلو کم کرده یک بارباروزه گرفتن ۸ کیلوکم کرده… پس بدن من توانایی لاغرشدن را داردواین من هستم که باتوجه وحس کردن چاقی مانع لاغرشدن جسمم میشوم. پس من همانطورکه خودم رامقصرچاقیم میدانم ومسئولیتش رامیپذیرم خودم رامسئول لاغری هم میدانم ومسئولیتش رامی پذیرم ومتعهدمی شوم تالاغرشدن ورسیدن به وزن ۵۰کیلوگرم دراین راه بمانم وبه این مسیرادامه دهم وایمان دارم همانطورکه بافکرواحساسم چاق شدم میتوانم بافکرواحساسم هم لاغرشوم ومیدانم که ذهن وجسمم ازمن مشتاقترهستندبرای لاغرشدن وبرگشتن به تنظیمات کارخانه پس وقتی من مسئولیت چاقی ولاغریم رابه عهده بگیرم وقبول کنم، این مسئولیت پذیری باعث می شودکه اختیار هر دوی آنهابیفتددست خودم وآنوقت من خیلی راحت می توانم با اختیارخودم چاقی رادرذ هن و وجودم ازدرجه اعتبارساقط کنم ولاغری رادر ذهنم و وجودم تقویت کنم یعنی حق انتخاب می افته دست خودم واین خیلی لذت بخشه که همه چی تحت اختیار قدرت خودم باشه. پس من قدرتمندانه لاغری روانتخاب میکنم ودروجودم براحتی خلقش میکنم.
سلام خدمت استاد گرامی. دلایل چاقی. مانع لاغری هستند چه جمله پر معنای هست وقتی به این جمله فکر میکنم خیلی امید پیدا میکنم که حتما لاغر میشم چو ن با رد کردن تمام دلایل چاقی دیگه راه رسیدن به لاغری نزدیک میشه من دلیلی که خیلی برام منطقی بود که باعت چاقی من هست ارثی بودن چاقی بود وقتی خواستم این دلیل رو رد کنم هرچی در خانواده دنبال یه فرد مناسب میگشتم که خود به خود متناسب باشه پیدا نمیکردم چون اکثر خانواده من یا چاق هستند یا در حال رژیم گرفتن ولی با خوندن نوشته های دوستان وگفته شما استاد عزیزو اینکه بعدا در خانواده های دیگه دیدم که بعضی از اعضای اون خانواده چاق وبعضی لاغر هستندبه این نتیجه رسیدم که ژنتیک نمیتوان دلیل چاقی من باشه من اونقدر این موضوع رو مهم میدونستم که روزی چند بار به بچه ام که تازه وارد بلوغ شده بود وداشت کمی چاق میشود تذکر میدادم که ما ژنتیکی چاقیم وباید خیلی مواظب خودت باشی وخدا و شکر میکنم که هدایت شدم به این سایت واین آگاهی های با ارزش وگر نه معلوم نبود این عقاید تا چند نسل بعد از من ادامه داشت بعد از ژنتیک خوردن رو دلیل چاقی میدونستم ولی فکر کردم که همه آدم ها غذا میخورن وکسی رو تاحالا ندیدم و نه شنیدم که بگه چند روزی یک بار غذا میخوره که لاغره همه آدما روزانه غذا میخورن پس این نمیتونه دلیلی باشه که منو چاق کنه دلیل بعدی سوختو ساز بدن بود چون شنیده بودم و تو مجله های لاغری خوانده بودم که به خاطر رژیم های که میگرفتم بدنم به این نوع خوردن عادت کرده و سوخت وساز بدنت آمده پایین واگه میخوای لاغر بشی باید کالری روزانه رو هر روز کمتر کنی تا بدنت به یه مقدار غذاو کالری مصرفی که داری عادت نکنه ولی الان فهمیدم که سوخت وساز مربوط هست به سلولها و اندام داخلی بدن قلب. کلیه. بینای. شنوای. دستگاه تنفسی من روزانه داره کار میکنه کارایش هم با یه فرد متناسب یکی هست یعنی تعداد ضربان قلب من در یک دقیقه با یک فرد متناسب یکی هست وبا هم تفاوتي نداره پس سوخت و ساز بدن ها با هم تفاوت ندارن دلیل بعدی کم تحرکی هست که اینو میتونم با یک سال پیش خودم که هر روز ورزش میکردم برای لاغر شدن ولی من با تحرک داشتن نتونستم خودم رو لاغر کنم پس تحرک داشتن یا نداشتن نمیتونه باعث لاغر شدن من بشه ولی اینو قبول دارم که ورزش برای سلامتی جسمی خیلی خوبه چون هر وقت ورزش میکنم سر حال ترم ولان تنها چیزهای که برام مونده خودم هستم و چاقی پس به این نتیجه میرسم که تنها کسی که باعث چاقی من شده خودم هستم خودم با افکار نادرست با رفتار های نادرست وبا باور کردن حرفهای دیگران باعث چاق شدن خودم شدم وتنها کسی که میتونه من رو نجات بده باز هم خودم هستم خودم باید به داده خودم برسم نه داروهای لاغری درمانه نه رژیم که دیگه از اسمشم متنفرم نه ورزش نه دکترای تغذیه هیچکدوم نمیتونه به درد من بخوره تنها چیز که درمان جسم وروح من است خودم هستم واین سایت عزیزو دوست داشتنی من چند ماه قبل این فایل رو گوش دادم وتعهد هم دادم در دفتر نه در سایت ودر این مدت از وزن ۷۵ به ۶۵ رسیدم میدونم که نباید خودم رو وزن کنم ولی بعد از چند ماه خودم رو وزن کردم ولی قبلا من روزانه خودم رو وزن میکردم وشاید الان هم که دارم مینویسم بازم وزن کم کرده باشم چون چند هفته قبل خودم رو وزن کردم ووقتی من فهمیدم که این دلایل باعث چاقی من نیست به دنبال این بودم پس چرا چاقم وبه اندازه یک هفته رفتارهای روزانم رو برسی کردم متوجه چیزهای شدم که اصلا قبلادربارشون فکر هم نمیکردم واصلا بهشون توجه نمیکردم اینکه چرا چای داغ میخورم که مجبور باشم با چند تا قند بخورم یا چرا من اضافه غذای بچم میخورم یا وقتی غذا درست میکردم مخصوصا سرخ کردنی چرا اینقدر به غذا ناخونک میزنم وچیزی که زیاد باعث میشد ریزه خواری کنم وقتی حوصلم سر میرفت وکاری نداشتم باید یه چیزی میخوردم و خیلی چیزای دیگه وقتی به این چیزا پی برم گفتم فاطمه تو با این همه رفتار های نادرست چه طور از جسم بیچاره توقع داشتی لاغر بشه ومن با همه این رفتارهای نادرست در زمان های متعددی تونسته بودم لاغر بشم ووقتی به این موضوع فکر میکنم میبینم که این جسم چقدر علاقه منده لاغری هست ولی این من هستم که نمیزارم لاغر بشه ومن تعهد میدم با نیروی که از خداوند دریافت میکنم تمام سعی وتلاشم رو کنم تا جسمم رو به جایگاه اصلیش برگردونم
سلام عزیزم این سطر عالی بود دمت گرم
یه مطالعه ای کردم براساس اون نیاز کالری بدن یه انسان چاق برای انجام کارهای حیاتی بیشتر از نیاز پایه یه انسان لاغره.یعنی اتوماتیک بدن یه انسان چاق بیشتر انرژی میسوزونه.پس این حرف درستی نبود
مواظب کلماتی که بکار میبریم باشیم چرا که با تکرار ذهنیت ما رو می سازد.مواظب ذهنیتمون باشیم که با تکرار رفتار مارو می سازد.مواظب رفتارمون باشیم که با تکرار عادتهای ما رو می سازد و همین عادتها مثل خلبان خودکارمارو هدایت میکنه.میشه فورمول مغزی وسرپیچی ازش مشکله.
وقتی تو تکلیف قبلی دنبال علتهایی که ما رو چاق کرد بودیم،در اصل دنبال موانع ذهنی بودیم که مارو به اینجا رسونده.فورمولهایی که به ذهنمون دادیم و بطور خودکار مارو تو مسیر چاقی میبرده.
وقتی من معتقد باشم وراثت من ،منو چاق کرده_کم تحرکی من منو چاق کرده_سوخت و ساز پایین من منو چاق کرده_خوردن من منو چاق کرده….کار تمومه.چرا که بعد این هر بلایی هم سر جسممون بیاریم ذهنمون نظر دیگه ای داره و البته در بدن ما دست برنده با مغز و ذهنه.
با زور و مقاومت نمیشه با ذهن و فرمانهای مغزی مقابله کرد.سلاح ما متقاعد کردن ذهنه.باید باورش رو عوض کنیم.
مثلا یکی از دلایل من و یا بهتره بگم یکی از باورهای من اینه که سوخت و سازم کمه .البته اینو از زبون یه پزشک شنیدم و همیشه دنبال این بودم که چی بخورم که سوخت و ساز رو زیاد کنه.
یه مطالعه ای کردم براساس اون نیاز کالری بدن یه انسان چاق برای انجام کارهای حیاتی بیشتر از نیاز پایه یه انسان لاغره.یعنی اتوماتیک بدن یه انسان چاق بیشتر انرژی میسوزونه.پس این حرف درستی نبود
یه باور اساسی دیگه که پررنگ تر از باور قبلیه خوردنه.من باورم اینه که هرکی که چاقه بیشتر میخوره.اما بازم افراد زیادی دور و برم هستن که خیلی میخورن و لاغرن و من همیشه حسرتشونو دارم.پس در شرایط مساوی که انسان هستیم و افرینش یکسان نمیشه یکی با غذا چاق بشه یکی نه.
پس این دلیل هم از درجه اعتبار ساقط میشه
الان من اینو به خودم میگم که نه خوردن،نه سوخت و ساز پایین،نه ارث،نه خونسردی،هیچ کدوم عامل چاقی من نیست بلکه باور به این موارده که تمرکز من رو به چاقی بیشتر کرده.
تمرکز من به چاقی ،فرمانهای مغز من،باورهای من منو به سمت چاقی و چاقی بیشتر برد.چاقی من به دست خودم ایجاد شد من با تمرکز مستمر به چاقی خودم رو چاق کردم.
پس اگه من قدرت اینو دارم که با تمرکز به چاقی چاق بشم،قدرت اینو هم دارم که با تمرکز به لاغری و تناسب ،لاغر بشم
این تمرکز قراره از کسب اگاهیها ی ریز ریزی که ازسایت میگیریم و تمرین،اشتیاق و تکرار در سطح رفتارما اثر کنه و بعد اونقدر تکرار بشه که تبدیل به عادت بشه و ما همانطور که ناخود اگاه چاق شدیم،ناخود اگاه لاغر بشیم.
پس من هم اعتراف میکنم چاقی من به دست خودم بوده.
وهم باور دارم توانایی لاغر شدن رو دارم.من توانمندم.من با قدرت ذهنم و تمرکزم بر لاغری به این هدف دسترسی پیدا میکنم و تا اون موقع که این اتفاق ناخوداگاه بیافته تو این مسیر یه گوشه ای از این سایت کمپ کردم وریزریز اگاهی کسب میکنم،ارامش کسب میکنم وبا اطمینان و صبوری منتظرم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
فواید شکر رو سرچ کردم. با اینکه در سایت فقز چند مورد محدود نوشته بود اما اونقدر ارزشمندن و اونقدر در موردش بدگویی شده که بازم باورم نمیشد. به هر حال خیلی خوشحال شدم. یه لحظه با خودم گفتم اینجوری که هیچوقت ادم بیمار نمیشه.
خواص شکر :
جبران کمبود انرژی از فواید شکر
شکر می تواند فواید و تاثیرات مثبتی بر روی متابولیسم بدن داشته باشد. این ماده غذایی دارای کالری بالایی است. همین کالری بالا باعث جبران کمبود انرژی در بدن می شود
سلامت پوست از جمله فواید شکر
اسید گلیکولیک قند می تواند در حفظ سلامت و ظاهر پوست بسیار مفید باشد. از جمله فواید شکر می تواند نقش آن در از بین بردن لکه های پوستی باشد چرا که باعث ایجاد تعادل در روغن های پوست می شود.
درمان زخم های عفونتی با شکر از جمله فواید آن
بعضی از زخم ها در صورت عفونت به سختی با آنتی بیوتیک درمان می شوند. در برخی نقاط جهان حتی مردم پول کافی برای خرید آنتی بیوتیک ندارند. تحقیقات نشان داده از جمله فواید شکر درمان زخم های عفونی است. گفته می شود شکر برای درمان زخم بسیار مفید است. در برخی از مناطق فقیر نشین زیمباوه برای درمان زخم ها روی آن ها شکر قرار می دهند. شکر بر روی زخم مانع از رشد باکتری ها می شود.
مواد مغذی و معدنی در شکر
شکر تولید شده از منابع طبیعی مانند نیشکر یا چغندر حاوی میزان زیادی فسفر، کلسیم، آهن، منیزیم و پتاسیم هستند.
فواید شکر قهوه ای برای سلامتی
در طب سنتی شکر قهوه ای به شکر سرخ نیز معروف است. جدا از مضرات شکر سفید، شکر قهوه ای سرشار از مواد معدنی ضروری برای بدن است. طبع این شکر گرم و تر است. از جمله فواید شکر قهوه ای این است که باعث پیشگیری از ابتلا به آسم می شود. این نوع شکر دارای خواص ضد آلرژیک است. شکر قهوه ای در بهبود علایم سرما خوردگی نقش موثری دارد.
سلام از متن شما خیلی احساس خوبی گرفتم. همیشه از شکر بد گفتن و گفتن نخورین. این اولین باره که دربارهی فواید شکر میشنوم. خیلی ممنون.
نشان های دریافت شده
سلام خانم طلا … خیلی متشکرم ازشما بابت تحقیق جالبی که درباره شکر انجام دادید و به اشتراک گذاشتید …شکرچیز خوبیه ولی چون کالری بالایی داره زیادی خوردنش چه به صورت مستقیم و چه ترکیبی با مواد خوراکی و نوشیدنی خوب نیست و مانع کاهش وزنه …..
البته اونایی که لاغرن و افکار چاق کننده درباره شکر در ذهنشون نیست براحتی در مقادیر زیاد به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مصرف می کنن و چاق هم نمیشن …
ولی برای ماها که سالها بر علیه شکر مطلب خوندیم و شنیدیم مصرفش می تونه مانع کم کردن وزن باشه … و چون خیلی طول می کشه که نگرش کاملا مثبت به مصرف شکر پیدا کنیم پس سعی می کنیم مصرف شکر رو محدود کنیم
اگر کنترل شده مصرف کنیم نه تنها مضر نیست بلکه از فوایدش بهره مند میشیم.
باز هم از شما سپاسگزارم
به نام خدای مهربان
سلام به همه عزیزان
اما این دلیل خیلی بیمنطقه چون انسان برای زنده موندن باید غذا بخوره. هیچکس تو دنیا نیست غذا نخوره. حتی لاغرترین افراد که بسیار سلامت هم هستن هر روز غذا میخورن.
برای مثال افراد پیری هستند که بسیار لاغرند، کاملا سلامتن و صاف راه میرن. مامان مامانبزرگم همیشه لاغر بود حتی با اینکه خیلی پیر شده بود و آلزایمر گرفته بود اما همچنان تا آخر، آزمایشهاش همه سالم بودن. هیییچ بیماری دیگهای نداشت و بسیار لاغر و سالم بود. تازه عاشق دلستر بود و همیشه دلستر میخورد. زمان جونیهاش هم خیلی نون میخورده.
یک دوستی داشتم که انقدر لاغر بود که شکمش مثل کاغذ A4 بود، انگار که شکمش چسبیده بود به کمرش، درحدی که مامانم تعجب کرده بود چطوری همچین چیزی ممکنه. اما تو مدرسه که باهم بودیم هر زنگ تفریح خوراکی میخورد. هر روز بستنی و شکلات میخورد. عاشق شیرینی و هلههوله بود، خیلی وقتها میگفت رفته از سوپری و قنادی خرید کرده. و همیشه از چیزی که میخورد لذت میبرد.
اما تو فیلمهای ژاپنی به خصوص قدیمیهاش، هر سه وعده و برنج میخوردن. تعجب کرده بودم چطور صبحانههم برنج میخورن.
پسر عموم که لاغره همیشه نهار باید برنج میخورد. اگه نهار نونی میبود و برنج نداشتن اصلا غذا براش محسوب نمیشد.
دختر داییم فکر کنم اکثر اوغات نهار برنج میخورن و حتی شام، اما اون هم لاغره و اندام خیلی خوبی داره.
طبیعتا غذای ایرانیها نون و برنجه. شوهر دختر عمم لاغره و همه سر یک سفره غذا میخورن. اما ایشون با اینکه ازدواج کرده و در یک خونه دیگه غذا میخورن اما همچنان لاغره و تغییری نکرده.
یک خواننده و میشناسم که از بچگی و دوران نوجونیش لاغر بوده، خیلی وقتها برنج و نودل و نون میخوره اما لاغره. درسته که این فرد و در زندگی خصوصیش نمیشناسم که چطور غذا میخوره اما هر وقت ازش درباره رژیم پرسیدن هیچوقت حرفی برای گفتن نداشته و تعجب کرده.
یک خواننده دیگه میشناسم که حتما باید برنج بخوره، میگه برنج که میخورم انرژی میگیرم. یکبار براش یه سوپ اوردن که توش برنج نداشت، سوپ و هم میزد که برنج پیدا کنه، و ناراحت شده بود چرا برنج نداره.
یکی از فامیلهای دور با اینکه بقیه اعضای خانوادش چاق هستن اما خودش لاغره.
پسر خالم با اینکه بقیه اعضای چاق هستن اما خودش لاغره و سر یک سفره غذا میخورن.
شوهر دختر عمم هم دیدم که خودش لاغره.
پسر عموم لاغره اما دیگر اعضای خانواده نه. تنها عضو خانوادس که از بقیه بیشتر غذا میخوره و اصلا به رژیم و این و نخور اون و بخور فکر نمیکنه. انگار فقط و فقط غذا میخوره، با فکرش غذا نمیخوره.
پسر عموی دیگم همیشه لاغر بوده، حتی وقتی هم ازدواج کرده تغییری نکرده.
دختر عموم لاغره و همه سر یک سفره غذا میخورن اما فقط اونه که کاملا متناسبه.
همسایمون دوتا دختراش لاغرن.
دوستم همیشه از بچگی لاغر بوده حتی وقتی ازدواج کرده لاغرتر هم شده. با اینکه دیگر اعضای خانواده کمی چاقی داشتن.
یه دوستی داشتم که خودش و داداشش لاغر بودن اما مادرشون چاق بود.
یه دوست دیگه داشتم خودش لاغره اما داداشش چاقه.
یادمه زمانایی که من در حال رفتن به کلاسهای ورزشی مختلف بودم دختر داییم کلا کلاس ورزشی نرفته بود اما لاغر بود. الان هنوز هم لاغره و میره باشگاه اما نه برای لاغری، اون یکسالی و اندی که داشته برای کنکور میخوند خیلی لاغر شده بود، خودش گفت خیلی دیگه بد شده بودم و الان که رفتم باشگاه بدنم پرتر شده.
دوستم که از بچگی باهم دوست بودیم خیلی لاغر بود، حتی زمانی که هیچ چاقی در بدن من ایجاد نشده بود از من لاغرتر بود. اون هم هیچوقت کلاس ورزش یا باشگاه نرفته بود. اتفاقا یه مدت رفت باشگاه که چاقتر بشه، اتفاقا چاق هم شد درحدی که دستاش و مچ دستش هم پف کرده بود. نمیدونم چیکار کرده بود، حتما به زور غذا خورده بوده. اما خیلی سریع برگشت به حالت قبلیش و از اون موقع همین طور لاغر مونده. حتی لاغرتر هم شده. به گفته خودش دوست داشته که چاق بشه چون از لاغری افسردگی گرفته بوده و از خودش که اینقدر لاغره بدش میومده.
پسر خالم اصلا ورزش نمیکنه، همش نشسته پشت میز درس میخونه، یا با PS4 بازی میکنه اما لاغره.
پسر داییم کلا ورزش نمیکرد و همیشه لاغر بود، اتفاقا تازگیها کارش جوریه که باید سرپا باشه، اما یکم چاق شده. که فکر کنم باوراش عوض شده. در حال که قبلا بیشتر درحالت نشسته بود لاغر بود.
پسر عموم لاغره، همیشه هم تو خونه بود و فعالیتی نمیکرد. یا میرفت مدرسه یا مینشست با گوشی و PS4 بازی میکرد.
پسر عموی دیگم هم همیشه لاغر بوده و ورزش نمیکنه.
یکی از آشنایان که کارش پشت میزیه بسیار لاغره. سالهاست که لاغره، اصلا هیچ فعالیت ورزشی انجام نمیده.
یکی از استادامون توی ۴ سالی که میشناختمش لاغر بود، اتفاقا لاغرتر هم شده بود. هر روز هفته یا دانشگاه بود یا سر کارای خودش که پشت میزیه.
یکی از دوستام لاغر بود اما اصلا ورزش نمیکرد و ورزش و دوست نداشت.
یکی و میشناختم که لاغر بود و از لاغریش ناراحت بود، همش میگفت چیکار کنم که چاق بشم؟ برم باشگاه چاق میشم؟. اصلا ورزش نمیکرد و فکر میکرد بره باشگاه میتونه چاق بشه.
زمانی که ۱۸ کیلو کم کردم پوست و استخون شدم پس معلوم میشه که بدنم میتونه لاغر بشه. این چربیها هستن که باعث شدن نتونم خودم و لاغر تصور کنم.
مثالی از خود استاد واضحتر؟ که گفتن ۳۵ سال چاق بودن.
خیلی از دوستان این سایت سنشون خیلی از من بیشتره اما به راحتی بعد از سالها لاغر شدن.
بخوایم یه جور دیگه نگاه کنیم هرکی چاقه قسمتایی از بدنش که چربی داره همشون نرمه، اینطور نیست که مثل سر آدم که از استخونه سفت باشه. پس چجوریه که میگن چربیهای ما سفت شده قدیمی شده آب نمیشه؟ مگه سیمانه؟ مگه سنگ رسوبیه که لایه لایه باشه؟ هرچی لایه قدیمیتر سفتتر؟. عکس چربی بدن و که دیدم یه چیزی شبیه ژله هستش و بافت یکپارچه داره. اینطور نیست که بعضی جاهاش سفت باشه بعضی جاها نرم.
تنها فردی که این باور اشتباه و نقض میکنه پسر داییمه که زمان کوتاهی رفت باشگاه و هیچ تغییری نکرد، همچنان لاغر موند.
درسته که این هم فقط یک باور اشتباهه اما فرد لاغری که دلیلی بر رد این باور باشه نمیشناسم. نمیشه هم ازشون در این باره سوال پرسید.
من فاطمه نیکوزاده فقط و فقط خودم مقصر چاقیام هستم. من فقط بی چون و چرا هرچی بقیه گفتن باور کردم. اگر باور نمیکردم، چاق نبودم پس خودم مقصر هستم. خودم مقصرم که رفتم سرچ کردم و دلایل چاقی بیشتری برای خودم ردیف کردم. خودم تو ذهنم تجزیه تحلیل الکی کردم که فلان چیز باعث چاق شدن میشه یا فلان چیز باعث شده چاق بشم.
من خودم خودم چاق کردم پس فقط خودمم که میتونم خودم و لاغر کنم. خودم قدرت و داده بودم دست غذاها و عوامل بیرونی. خودم خودم و ضعیف میدونستم، ذهنم و بدنم و ضعیف میدونستم.
همهی اینا فقط فکر و توهمات توی ذهنم بود، فقط گفت و گوهای اشتباه با خودم بود، فقط تجزیهتحلیل اشتباه با خودم بود.
من خودم مقصر چاقیام هستم.
۸ سال پیش با فعالیت کردن و اکثر روز سرپا موندن، و با اندازهی گنجشک خوردن به مدت ۵ یا ۶ ماه، ۱۸ کیلو کم کردم. ۱۸ کیلو اون زمان برای بدن من خیلی زیاد بود چون چیزی جز استخون برام باقی نمونده بود. الان که فکرش و میکنم تعجب میکنم چطور انقدر بدنم تونسته لاغر بشه.
یه مدت تونستم ۳ کیلو کم کنم.
یه مدت با ورزش سخت و کم خوردن تونستم ۲ کیلو کم کنم.
یک سال پیش کار خاصی نکردم و در دوهفته از استرس ۵ کیلو کم کردم.
با تناسب فکری خیلی عالی و راحت و سلامت وزن کم کردم که نمیدونم چقدر بوده.
پس نتیجه میگیرم که بدنم خیلی راحت و سریع میتونه لاغر بشه. خیلی سریعتر از چیزی که فکر میکنم لاغر میشه. چون حالت طبیعی بدن متناسب بودنه. چاقی یک جور بیماریه و میخواد چربیهای اضافی و از بین ببره. هیچوقت نشده که دستم ببره و جای زخم بزرگ و بزرگتر بشه و خون بیشتری بریزه، اتفاقا برعکس خیلی سریع مراحل ترمیم و انجام داده.
من قدرت و دست خودم و میدم و به بدنم اعتماد میکنم که کارش و به نحو احسنت انجام میده.
چقدر عالی نوشته بودی.با خوندن نوشته ی شما ،حرفهات استاد جاگیر شد.ممنون
خیلی ممنون از شما 🌻