0

زندگی با اراده خداوند (قسمت اول)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

زندگی با اراده خداوند نوشته ای است که زمانی فقط به صورت یک عقیده یا انرژی در قلمرو نامرئی (انرژی پاک) قرار داشت.

خواست خداوند بر این قرار گرفت تا این آگاهی به صورت نوشته ای قابل خواندن و درک شدن در دنیای مادی متجلی شود.

نتیجه زندگی با اراده خداوند

بعد از خواندن این نوشته شما دیگر انسان اکنون نخواهید بود چرا که آگاهی جدید از طریق خواندن این نوشته از دنیای بی شکل وارد دنیای شکل یافته ذهن شما خواهد شد. بنابراین شما تغییر خواهید کرد و این تغییر در نگرش، می تواند باعث شروع تغییر در زندگی شما شود.

آنچه می خوانید باعث شکل گیری نگرش های جدید در ذهن شما می شود، سپس در افکار و رفتار شما تغییر ایجاد خواهد شد و اراده ای همسو با اراده خداوند در شما برای تغییر زندگی شکل خواهد گرفت.

من، شما، همه انسانها و به طور کلی همه زندگی از میدانی به وجود آمده ایم که دیده و شنیده نمی شود و آن میدان “قدرت خداوند” است.

اگر با این نگرش زندگی کنید، قدرتی را در خود احساس خواهید کرد که همان قدرت خداوند است و مصداق وعده او که در قرآن کریم می فرماید: من از خود در شما دمیدم.

“پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید. (۷۲ سوره ص)”

برای درک قدرت خداوند باید به قدرتی که در وجود ما نهفته است توجه کرد.

همه ما قدرت خود را با “اراده” می شناسیم.

  • من انسان با اراده ای هستم
  • من انسان بی اراده ای هستم
  • من اراده کرده ام
  • من اراده ندارم
  • من اراده دارم و …
  • کلمه “اراده” تعریف ما از قدرتی است که در خود سراغ داریم.

معنی کلمه “اراده” چیست؟

اراده همان دنبال کردن هدف یا انگیزه ای نیرومند به همراه عزم و تصمیم برای ایجاد نتیجه ای مطلوب به شمار می رود.

از نظر ما افراد با اراده، افرادی هستند که برای رسیدن به خواسته های خود تلاش می کنند و هیچ نیرویی نمی تواند مانع رسیدن آنها به هدفشان شود.

اگر انسانی هستید که هرگز تسلیم نمی شوید و رویایی درونی (تصویری ذهنی) شما را به سمت تحقق رویاهایتان ترغیب می کند خود را انسانی با اراده می دانید.

اما نکته ای در نقش اراده در زندگی ما وجود دارد که معنی و مفهوم اراده داشتن را تغییر می دهد.

بارها در زندگی خود شاهد مسائل و موضوعاتی بوده اید که بدون اینکه تصمیم به تجربه آنها گرفته باشید وارد زندگی شما شده اند.

این موضوع را به شکل کمک هایی که انتظار دریافت آنها را نداشته اید اما در زمان مناسب از طریق انسانها به شما داده شده اند نیز تجربه کرده اید.

در شرایطی که هیچ راهی برای تغییر شرایط یا رسیدن به خواسته ای نداشته اید، اتفاقاتی رخ داده است که مسیر رسیدن شما به خواسته هایتان را هموار کرده است.

در اینجا نیروی اراده شما منجر به تغییر شرایط و رقم زدن اتفاقات نشده است بلکه نیرویی بسیار قدرتمندتر باعث ایجاد همزمانی هایی در زندگی شما شده است که شرایط شما را دگرگون کرده است و نتیجه اراده شما فراتر از انتظارتان رقم خورده است.

من برای رها کردن شغل ابزار و یراق تصمیم قاطع نگرفته بودم، همچنین برای آموزش دادن لاغری با ذهن برنامه ریزی نکرده بودم، حتی برای نوشتن این کلمات به دنبال یکدیگر هیچ تصمیمی نگرفته ام.

زمانی که ارتباطم با معنویت (قدرت اراده خداوند) را بیشتر کردم این رویدادها به صورت عملکردی طبیعی و ساده در زندگی من رخ دادند.

من سال ها شغل های مختلف داشتم که همه آنها مستلزم حضور فیزیکی در محل کار و رعایت اصول حضور و غیاب و سایر قوانین اداری بود و من بعد از آشنایی با قدرت خداوند دوست داشتم در شرایطی کار کنم که آزادی زمانی و مکانی داشته باشم.

آزادی در انتخاب محل انجام کار، آزادی در انتخاب زمان انجام کار و از همه مهمتر آزادی مالی را تجربه کنم.

دقیقا به خاطر دارم در یک روز از زندگی ام احساس کردم باید شغل ابزار و یراق را رها کرده و مشغول آموزش لاغری از طریق قدرت ذهن شوم.

آن لحظه برای اولین بار بود که این فکر در ذهن من مرور شد و بلافاصله به یک تصمیم برای اجرایی شدن تبدیل شد.

تصمیم (اراده) خود را با همسرم مطرح کردم.

تصور می کنم در آن لحظه همسرم نیز مطیع و فرمانبردار آن نیروی عظیم و قدرتمند شد و با تصمیم (اراده) من موافقت کرد. این در حالی است که هیچ نشانه منطقی یا دلیل قانع کننده ای نداشتیم که اثبات کند رها کردن شغل ابزار و یراق که شش سال بود آن را با هر سختی و زحمتی انجام داده بودم و تازه به شرایطی رسیده بود که احساس می کردم در حال نتیجه دادن است را رها کرده و مشغول کاری شوم که هیچ تضمینی برای نتیجه دادنش وجود نداشت.

اراده خداوند، فراتر از اراده من برای ادامه دادن شغل ابزار و یراق بود.

اراده خداوند در جهت تحقق رویای من (آزادی زمانی، مکانی و استقلال مالی) بود اما اراده من در جهت ادامه دادن شرایطی بود که مرا به رویایم نمی رساند.

جمله قبل را با دوباره با دقت بخوانید و الگوی آن را در زندگی خود یا دیگران جستجو کنید.

توکل کردن و نقش آن

توکل کردن در این مرحله از تحقق رویاها تاثیر فوق العاده ای در فعال شدن اراده خداوند در جهت تحقق خواسته های ما دارد.

با توکل کردن شما تصمیم می گیرید که از اراده خداوند برای تحقق آرزوهای خود استفاده کنید و این در حالی است که ممکن است همچنان در حال عمل کردن بر اساس اراده شخصی باشید که نتیجه زندگی شما را تا آن زمان رقم زده است.

در این صورت اراده خداوند وارد عمل شده و اراده شما را تحت تاثیر قرار داده و در ذهن و قلب شما تمایل برای انجام اعمالی را ایجاد می کند که هم جهت با اراده قبلی شما نیست بلکه همسو با اراده خداوند و در مسیر تحقق رویاهای شما می باشد.

پس از درک (اراده من) و (اراده خداوند) و نقش هر کدام در شکل دهی نتیجه زندگی، این عقیده در من شکل گرفت که: اراده، بسیار فراتر از یک تصمیم منطقی بر اساس داده های دریافتی از دنیای پیرامون است.

تعریف اراده واقعی تقریبا در تضاد با تعریف قبلی من و احتمالا اکثر انسانها درباره اراده می باشد.

کارلوس کاستاندا در آخرین کتابش، اراده خداوند را اینگونه تعریف می کند:

اراده خداوند، همچون نیرویی است که در جهان وجود دارد. افرادی که در ارتباط با منبع و منشاء وجود، زندگی می کنند قدرت خداوند را فرا می خوانند. این قدرت در دسترس آنها قرار می گیرد و راه فضیلت و کمال را برایشان هموار می کند. یعنی آنها هرآنچه را که بخواهند انجام می دهند.

بر اساس این آگاهی، اراده کاری نیست که ما انجام می دهیم یا قصد انجامش را داریم، بلکه نیرویی است که به صورت میدان انرژی نامرئی در جهان وجود دارد.

من تا قبل از این هرگز چنین تصویری درباره نیروی اراده نداشتم.

برای بهره بردن از قدرت اراده خداوند باید خودمان را غرق آن کنیم، از طریق توکل کردن، ایمان داشتن و اعتماد کردن به خداوند و قدرت بی نهایتش در شکل دهی جهان هستی.

این نکته برای من کاملا آشکار شده است که از طریق تلاش های طاقت فرسای فیزیکی (ظاهری) برای رسیدن به آرزوها با استفاده از اراده ی شخصی، امکان دست یابی به قدرت اراده خداوند کاهش می یابد.

به این معنی که هرچه بیشتر بر نیروی اراده خود برای تحقق رویاهایمان متکی شویم از نیروی اراده خداوند در جهت خلق رویاها کمتر بهره مند می شویم.

از آنجاکه خداوند منبع و منشاء تجلی جهان هستی می باشد، قدرت اراده ما در برابر قدرت اراده او بسیار ناچیز است اما استفاده از کدام اراده (اراده شخصی یا اراده خداوند) برای تحقق رویاها به عهده انسان می باشد. این معنای واقعی آزادی در زندگی دنیایی است.

ما می توانیم انتخاب کنیم با اراده شخصی خود و بر اساس افکار منطقی و منیتی خود در جهت رسیدن به آرزوهای خود تلاش کنیم.

همچنین می توانیم انتخاب کنیم با استفاده از اراده خداوند زندگی کرده و از قدرت هدایت او بهره مند شده و در مسیر رسیدن به رویاهای خود حرکت کنیم.

به اندازه ای که بتواینم دیدگاه خود درباره اراده انجام کارها را تغییر داده و برای انجام امور زندگانی به اراده خداوند متکی و متصل شویم شرایط ما در زندگی تغییر می کند.

زندگی با اراده خداوند
پاتانجالی

پاتانجالی بیش از بیست قرن پیش توصیه کرده است:

“نیروهای خفته، قابلیت ها و استعدادها شکوفا می شوند و شما خودتان را به صورت انسانی بسیار برجسته تر و بزرگ تر از آنچه که حتی در رویاهای تان می دیدید کشف می کنید.”

نیروی خفته در سخن پاتانجالی همان اراده خداوند است. همان اراده ای که سبب شد من از حرفه چندساله ام دست کشیده و مشغول حرفه ای شوم که هیچ دانش و تجربه ای درباره آن نداشتم.

همان نیرویی که سبب شد من تمایل پیدا کنم از قدرت ذهن برای رهایی از چاقی و خلق رویای لاغری استفاده کنم و نه تنها من بلکه بی نهایت افرادی که رویای لاغر شدن دارند را به سمت سایت تناسب فکری هدایت کرد تا مسیر خلق رویای لاغر شدن را به آنها نشان دهد.

نیروهای خفته

شاید تصور عموم از عبارت “نیروی خفته” در سخن پاتانجالی، نیروهایی هستند که وجود ندارند یا به صورت انسان های مرده هستند اما واقعیت امر این نیست بلکه نیروی خفته، اراده ای است که در وجود انسان پس از اینکه در معرض وحی و الهام قرار می گیرد ایجاد می شود.

در واقع خداوند به وسیله الهام کردن به انسانها از طریق آنها مشغول انجام کارها می شود. اگر تا به حال درباره هدف یا ایده ای به شما الهام شده است و آن را انجام داده اید بهتر مفهوم انجام کارها از طریق خود با اراده خداوند را درک خواهید کرد.

مدت طولانی است این موضوع ذهن مرا به خود مشغول کرده است که چطور می توانم به این نیروهای به ظاهر خفته دسترسی پیدا کنم تا در لحظات حساس زندگی از آنها کمک گرفته و به آرزوهای خودم برسم.

این نیروهای خفته چه نیروهایی هستند؟

در کجا قرار دارند و چه کسی می تواند از آنها استفاده کند؟

چه کسی نمی تواند از این نیروها بهره مند شود و چرا؟

این سوال ها سبب شد تا اشتیاق بیشتری برای درک نیروی خفته (اراده خداوند) در من ایجاد شود و نتایج زندگی من گواه تغییر نگرش من درباره نیروی اراده شخصی و سعی در بهره مند شدن و استفاده از نیروی اراده الهی برای رسیدن به رویاهاست.

امروز می دانم که اراده، همچون نیرویی است که همه ی ما آن را در وجود خود داریم. قدرت اراده خداوند میدانی از انرژی است که به صورت نامرئی و ماورای الگوهای تکرار شونده روزمره و طبیعی ما جریان دارد.

این نیرو حتی قبل از بسته شدن نطفه هر یک از ما نیز در آنجا وجود دارد.

ما دارای ابزاری هستیم که می توانیم این نیرو را جذب کنیم و زندگی را به شیوه ای جدید و مهیج تجربه کنیم.

اراده خداوند در کجا قرار دارد؟

برخی از پژوهشگران اعتقاد دارند که هوش، خلاقیت و تصورات ما در نتیجه ی واکنش به اراده خداوند به وجود می آیند و صرفا افکار و عناصری در مغز نیستند.

دیوید بوم معتقد است: “همه ی تاثیرات و اطلاعات منظم در قلمرو نامرئی یا در حقیقتی متعالی تر وجود دارند و به هنگام نیاز می توانیم از آن ها دعوت کنیم.”

در پاسخ به این سوال که میدان انرژی اراده خداوند در کجا قرار دارد؟ باید بگویم هیچ مکانی را نمی توان یافت که این انرژی در آن نباشد، زیرا هر چیزی که در جهان موجود است در درونش هدف و انگیزه ای دمیده شده است.

این حقیقت درباره همه صورت های زندگی مانند یک اسلحه، یک غنچه گل رز و یا یک کوه صحت دارد. یک پشه نیز در تجربه  ی زندگی دارای هدف و انگیزه است.

یک دانه لوبیا که به نظر می رسد قدرت فکر کردن و عمل کردن ندارد نیز تحت مدیریت اراده خداوند عمل می کند.

تنها کافی است دانه لوبیا را در خاک مرطوب بکارید، چند روز بعد شاهد قدرت و عظمت موجود در دانه لوبیا خواهید شد.

اگر دانه سیب را بشکافید درخت سیب را در آن نمی بینید اما می دانید که درخت سیب از دل این دانه به وجود خواهد آمد.

هر شکوفه ای که در فصل بهار بر شاخه درخت سیب می روید فقط یک گل کوچک و زیبا است اما در حقیقت هدفی درون آن دمیده شده است که باعث می شود در زمان مقرر به صورت میوه سیب متجلی شود.

خداوند اشتباه می کند؟!

در دایره اراده خداوند هرگز اشتباهی صورت نمی گیرد.

دانه سیب هرگز به گلابی تبدیل نمی شود و تخم یک کبوتر هرگز به یک مار تبدیل نمی شود.

هر بخش از طبیعت بدون استثنا داری هدف و انگیزه است و چیزی در طبیعت وجود ندارد که به هدف خود از بودن در دنیا شک کند.

ما انسانها نیز جزئی از این طبیعت هستیم و داری هدف و انگیزه برای بودن در دنیای مادی هستیم.

همانگونه که تولد یک شکوفه در فصل بهار بدون هدف و برنامه نیست، تولد هر انسان در جهان مادی بدون هدف و برنامه نمی باشد.

تفاوت انسان با سایر موجودات در پیگیری هدف و انگیزه خود از زندگی این است که انسان تنها موجودی است که قدرت ذهن دارد، توانایی اندیشیدن و انتخاب کردن و تغییر کردن دارد.

هیچ موجودی به جز انسان در جهان مادی در طول حیات خود قادر به ایجاد تغییر در شرایط زندگی خود نیست و فقط بر اساس غریزه خود زندگی می کند.

اما انسانها می توانند در مدت زمان حیات خود در دنیای مادی بارها شرایط زندگی خود را دگرگون کنند.

من تا سن ۳۵ سالگی چاق بودم و اکنون چند سال است که متناسب هستم.

این یک تغییر است که من در شرایط زندگی خود ایجاد کرده ام.

تا سن ۳۵ سالگی از نظر مالی در شرایط بسیار نامناسب بودم اما در طی چند سال شرایط مالی خود را به طور کامل تغییر دادم.

هر فردی که این نوشته را می خواند در طول عمر خود بارها شرایط زندگی اش تغییر کرده است حتی اگر نداند یا قبول نداشته باشد که خودش مسبب تغییر در زندگی اش بوده است اما این از توانایی های منحصربفرد انسان است که در هیچ موجود دیگری یافت نمی شود.

نکته جالب توجه این است که قدرت اراده خداوند در تمام اجزای هستی جریان دارد بنابراین هر تغییری که انسان در شرایط زندگی خود ایجاد می کند تحت مدریت و کنترل قدرت اراده خداوند است.

در لحظه ای که نطفه ما بسته می شود زندگی در معنا و مفهوم واقعی شروع می شود و قدرت اراده خداوند مراحل رشد و نمو را مدیریت می کند.

در لحظه ای که نطفه بسته می شود ساختار جسمانی، ویژگی های ظاهری، زمان مناسب تشکل شدن قلب، چگونگی شکل گیری استخوان ها و هزاران موضوع دیگر در همان لحظه اول و شروع زندگی تعیین می شود.

ما فقط به عنوان یک شاهد در حال نظاره کردن مراحل رشد و نمو جسم خود هستیم.

می بینیم که موهایمان رشد می کند و می توانیم آنها را کوتاه کنیم بدون اینکه بتوانیم رنگ، صاف یا فر بودن آنها را تعیین و انتخاب کنیم.

قدرت اراده خداوند را نمی توان با کلمات توصیف کرد چون همین کلمات هم از این قدرت سرچشمه می گیرند.

قدرت اراده خداوند قلبم را به تپش در می آورد، غذایم را هضم می کند، پاهایم را کنترل می کند، نوشته هایم را می نویسد و حرف هایم را می زند و این کارها را برای هر چیزی که در جهان وجود دارد انجام می دهد.

قدرت الهی همه چیز را در جهان تعیین می کند و در همه جا حضور دارد یعنی جایی را نمی توان یافت که قدرت اراده خداوند در آن جا نباشد، اما اغلب اوقات احساس می کنیم از خدا جدا شده و دور افتاده ایم.

نکته مهم تر و قابل توجه این است که اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا اکثر انسانها بیشتر آنچه که دوست دارند داشته باشند را ندارند؟

پاورقی:

این نوشته ادامه دارد، برای کسب نتیجه بهتر از مطالعه کردن، در همین لحظه که مشغول نوشتن هستم به من الهام شد که نوشتن را متوقف کرده و از خواننده بخواهم یک بار دیگر این نوشته را بخواند و به سوال مطرح شده در انتهای نوشته پاسخ دهد.

ایمان دارم اراده خداوند این نوشته و نوشته های بعدی را مدیریت می کند و اراده او هدایت ما برای درک بهتر و افزایش نیروی اراده در وجود ماست که زندگی خود را تغییر دهیم.

سوال: اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟


منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 280 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=29480
139 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Bahare
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۰ ۰۱:۰۰
      مدت عضویت: 2200 روز
      امتیاز کاربر: 2211 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد عزیزم 

      من دوباره شروع کردم از اولین جلسه این باورهای قشنگ و زندگی ساز رو میخونم وبرای خودم نت برداری میکنم چون هر سری که من این نوشته هارو میخونم کامل درک میکنم مفهوم تک تک جملاتتون رو بعضی وقتها از هیجان فهمیدن موضوعی غرق شادی میشم عاشق خوندن این نوشته هام.

      استاد اگه ممکنه یه امکانی در سایت فراهم کنید که بتونیم قسمتهایی از نوشته هارو برای خودمون هایلاتش کنیم.البته من همین کارو توی دفترم انجام میدم ولی توی سایت هم این امکان فراهم بشه عالی میشه 

      باز هم خداوند رو بابت وجود شما استاد نازنین که مسیر منو نورانی کردید شکر میکنم و از خداوند برای شما بهترینهارو میخوام . سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marzieh753@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۹ ۲۰:۴۴
      مدت عضویت: 1791 روز
      امتیاز کاربر: 6612 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 52 کلمه

      سلام خدمت دوستان قبل از اینکه بقیه نظرها رو بخونم نظر خودم رو مینویسم، جواب سوال از نظر من اینه که چون خواسته ما با اراده خداوند همسو نیست خدا میخواد که ما از قدرت اراده مخفی او استفاده کنیم ولی ما با افکار منفی آن موهبت ها را رد می کنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۲ ۱۴:۴۲
      مدت عضویت: 2465 روز
      امتیاز کاربر: 7923 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 507 کلمه

      با یاد و نام خدای مهربان و با سلام

      آهنگ آرام و ملایم بخش به متن نوشته شده روح بیشتری داده ممنون از حسن انتخابتون .

      اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر ما انسانها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟

      این سوالی بود که شاید قبل از اینا چندبار درخلوت خودم پرسیده بودم اما خیلی جرات به زبان آوردنش را نداشتم. چون طبق چیزی که از بچگی بهمون یاد دادن که راضی باش به رضای خدا، خدا نخواسته که بهت بده و… 

      همیشه برام سوال بود که پس عدالت خدا چی میشه؟ چرا فقط به یه عده میده؟؟

      گاهی فکر می کردم که حتما بنده ی خوبی واسه خدا نیستم که نمیده. واسه هر فکری هزار تا دلیل توی ذهن خودم می تراشیدم و اونوقت خدا را  طبق همون افکار اشتباه و اطلاعاتی که به اشتباه از اطرافیان وجامعه و حتی کتابای درسی توی ذهنم داشتم قضاوت می کردم. خدایی که فکر می کردم مثل یک معاون سخت گیر مدرسه منتظر یه خطا واشتباه ماها میمونه تا به شدیدترین شکل ممکنه تنبیه مون بکنه. یادمه از بچگی فقط ترس از خدا در دلمون کاشته شد این کارو نکن خدا دوست نداره، اینو نگو خدا غضب می کنه، اینجا اشتباه کردی تو آتش جهنم می سوزی… و چه خدای وحشتناکی توی ذهنم جا گرفته بود تو بچگی همیشه از مردن وحشت داشتم تموم بچگی کابوس پل صراطی رو میدیدم که باریک تر از مو هستش و با یه خطا ولغزش قرار به ته اون سقوط کنم.

      پس این خدای رحمان وبخشنده ای که تو کتابا ازش اسم می برن کجاست؟ چرا فقط از خشم وغضبش برا ما گفتن؟؟ تو تمام این سال ها اگه موفقیتی بدست میوردم فکر می کردم با تلاش خودمه و هرجا شکست میخوردم فکر می کردم خودم کوتاهی کردم.

      خدایا چرا هیچوقت نتونستم اون ارتباطی که دلم میخواد را باهات برقرار کنم؟؟

      یادمه یه جای دوره استاد گفته بودن هیچوقت نگید خدایا به داده و نداده ات شکر چون در ذات خدا ندادن معنی نداره وهرجا که نتونستیم به دست بیاریم حتما ظرفیت وجودی خودمون کم بود و از خدا نخواستیم.

      استاد خیلی خوشحالم که توی این دوره هستم ودر این مدت تقریبا دو سال کلی اطلاعات جدید به دست آوردم، دیدم بازترشده و به قدرت ذهنم ایمان کاملی پیدا کردم می دونم تو هرکاری که اراده خودم را در راستای اراده خداوند قرار بدم کارم بهتر پیش میره و موفقیت های بهتری به دست میارم.

      از دیروز تا الان سه بار این فایل را خوندم و هر بار تمرکز کردم وتموم سال های زندگیم از جلو چشمم رژه می رفت و به فرصت هایی که از دستم رفت و کارهایی که فقط می خواستم با اراده خودم انجام بشه و نشد فکر می کردم ولی باز هم خدا رو شکر می کنم که منو به این راه راست هدایت کرد تا در این مسیر درست زندگیمو ادامه بدم. تا بدونم که اگه در تمام این سالها اراده خداوند را در کارهام قرار می دادم و من همسو با اون اراده حرکت می کردم چه نتایج خارق العاده ای می توتستم در زندگیم بدست بیارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار monagahandideh2
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۶ ۰۰:۳۷
      مدت عضویت: 2065 روز
      امتیاز کاربر: 900 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام 

      همیشه خودم رو تسلیم زندگی میدیم چیز جذابی توی وجودم و لحظه هایی ک داشتم نمیدیم احساس میکردم درون زندانی هستم ک هرگز رهایی وجود نداره 

      حالم هروز بدترازدیروز بود وهمیشه با خودم میگفتم ک حالا همه چیز به خواست و اراده خداوند چرا پس زندگی وجود داره چرا من بدبختم و دیگری خوشبخت و همیشه گلایه های من ازخداوند بی نتیجه بود ولی الان به این باور رسیدم ک خدا خیرمطلق وهمه خوبیها ازسمت خداست و اگربدی درزندگی من است ازسمت خودمه وحالا ک به این مفهوم اززندگی رسیدم میفهمم این قانون الاهیه خدا اراده کرده زندگی من برمبنای اختیار باشه و هرجورک دوست دارم بسازمش و حالا چرا من به همه اون چیزی ک میخواستم نرسیدم مقصرش منم ک با ذهنم خودم رو محدود کرد وعملم و خواسته هام و ذهنم دریک ورودی نبودن وهمونطورک گفتم خدا خیر مطلق و صاحب و اختیار ما وبراهمه بندهاش یه چیزیو میخاد ارامش و خوشی و تمام 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۳ ۰۳:۱۸
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      اگر قدرت خداهمه چیز را تعیین می کندچرا بیشتر ما انسان‌ها بیشتر آنچه را که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟

      واقعا سوال سختیه ولی من فکر می کنم چون هیچ وقت خودمون نخواستیم و در خواست نکردیم از خدا به دلایلی که مثلا خودمون و شایسته اون چیز نمی دونستیم  فکر می کردیم که چون بنده خوبی نبودیم از خدا دور افتادیم  . اتفاقا چند روز پیش داشتم فکر می کردم چرا من این چیزها رو خیلی شنیدم یا حالا شاید خودم هم اینطوریم که مثلا نمازتو خوندی راحت شدی یا حالا پاشم برم نمازم و بخونم راحت بشم نمی دونم خیلی فکر کردم وقتی این مطرح شد نمی دونم حالا توی کدوم فایل صحبت شده بود دیدم واقعا چرا ما باید این حرف‌ها و بزنیم چرا این عبادت ها و با عشق انجام نمی دیم …..

      من هم بیشتر روزها الان که همیشه از صبح ذکرم اینه که من به خدا ایمان دارم خودم و وصل به قدرت و اراده خدا می دونم 

      و خدا کمک می کنه تا همه کارها روبراه بشه.

      این روزها من یک سری چیزها رو نگفتم به کسای نزدیکم نمی دونم حالا دروغ حساب می شه ولی به دلیل اینکه خیلی سوال می کنن نگفتم من چند وقتی هست که دیگه سرکار نمی رم تصمیم گرفتم مدتی خونه باشم مخصوصا که الان تابستونه و دخترم هم اومده  دوست داشتم با هم باشیم بیشتر . بعضی وقتها حس خوبی ندارم از اینکه باید این مسلیله و قایم کنم  .

      و اینو یاد گرفتم که برای هر مسیله ای نباید انقدر بی خودی آدم بدو بدو کنه و بسپر به خدا ‌خدا راهاشو نشون می ده و اون و در همزمانی های مناسب قرار می ده .

      البته این مسیله کارم هم یه روز که تو خونه بودم انگار یه الهام بود که من شنیدم و سریع به منیجرم گفتم که دیگه نرفتم . 

      خدا انشالله منو می بخشه یه سری چیزها رو هم آدم نمی تونه به همه بگه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار razieemohammadi
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۵ ۱۹:۴۸
      مدت عضویت: 2270 روز
      امتیاز کاربر: 8788 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 625 کلمه

      سلام استاد و دوستان عزیزم

      اینکه قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین میکنه ولی چرا به خواسته هامون نمیرسیم من فکر میکنم به علت داشتن ذهنیه که با نمیشه ها پر شده 

      و به خاطر بیشتر بها دادن به نمیشه های ذهنمون،بنظر خودمون خیلی هم منطقیه که به خیلی از خواسته هامون نرسیم

      شاید درک کامل نداشتن از اون نیروی درونی که همواره به سمت خیر و خوبیه و به سمت پیشرفت و موفقیته ما بر طبق مشیت الهیه که بهش بها نمیدیم به این قسمت از وجودمون و اون رو نادیده گرفتیم ولی با این وجود همیشه اشتیاق اینکه بسمت موفقیت و کسب موفقیت رو داریم که اینهم به فرموده استاد همون بذر درونیه منه،همون نیروی خفته،که اومده به این جهان تا لذت ببره از نعمت‌ها و خوبیها،و با گوش دادن به این آگاهی‌ها دارم بهش آب و نور میرسونم تا رشد کنه بهش بها میدم تا رید کنه

      من تا حدوداتی متوجه شدم که تمام این افکار نمیشه،یا منفی،یا افکار استرس زا،افکاری که میگن احتیاط کن تا فلان آسیب رو نبینی،افکاری که میگم کودک درونم آسیب دیده،یا من توانایی ندارم و….همه و همه از بیرون به من القا شده و من خیلی راحت پذیرفتمشون،و فکر میکنم واقعی اند

      استاد من یکبار از اولین نوشته تا نوشته آخر باورساز،رو نطالعه کردم ،و برای اولین بار این حس و حال قشنگ رو تجربه کردم و به این درک رسیدم که تمام افکار منفیه من همون جاده خاکی و بیراهه هست ولی اگه یکم حواسمو بدم و بدونم که نسیر دیگه ای هم هست که وقتی آگاهانه واردش میشم به یه حس آرامش عمیق و حال خوبی میرسم یه حس و حالی که اصلا نگرانی معنایی نداره،استرس جایی نداره،ترس نیست ،غصه نیست،دغدغه نیست بلکه حس امنیته،آرامشه،حس خوبه،خودبخود لبخندم شکوفا میشه،چشم امید از تمام جهان و جهانیان برداشته میشه و میره به سمت یکی،یکی که تمام جهان رو داره مدیریت میکنه به همون شکلی که من میبیننم و انتطار دارم بهم نشون میده 

      من دیدم وقتی آگاهانه توجه کنم به افکار همین لحظه و دونستن اینکه این افکار ساخته پرداخته ذهنه منفی بافه منه که از جهان بیرون پذیرفتم و قدرتی نداره مگر اینکه من باورشون کنم و بعد یکم فرمون توجهم رو میچرخونم سمت دیگه،سمتی که خداست ،اون جاده ای که همواره ،پارو ها زمین گذاشته میشه،توکل هست و اعتماد و اطمینان به نیرویی که منبع تمام خواسته هامه(اوایل این حرف استاد رو درک نمیکردم که منبع آرزوهاست،یعنی چی،ولی الان به این درک رسیدم که یعنی وقتی من کاری دارم که باید انجامش بدم و نمیدونم چطوری اول میام از خدا میپرسم،درونا از خدا طلب میکنم از اگاهی کل ،و تا حدی که حالم و آرامشم خوب بوده و خودم رو لایق جواب گرفتن دیدم ،خیلی واضح و طبیعی جواب به من داده شده و در مرحله دوم طبق جوابی که گرفتم از بیرون کمک میگیرم) 

      من تو این جاده،نگران هیچ چیزی نیستم،نگران چطور انجام شدن کارها نیستم،تو این جاده منم با یه راننده شخصی،که اون نیروی قدرتمند و آگاه به همه چیزه،که من بیخیال نشستم با خیال راحت نشستم و فقط شاهد خوبیها و زیبایی ها هستم و از مسیر لذت میبرم ،مسیری که این راننده شخصی برام تعیین میکنه از کجا منو ببره،چطوری منو ببره و من در حس امنیت و آرامش. از روزی که این نوشته ها را شروع به خوتدن کردم تونستم این مسیر رو تجربه کنم هر چند زیاد نتونستم خودمو ثابت نگه دارم و خیلی زیاد به جاده خاکی زدم ولی تا جایی که میشه برمیگردم به مسیر درست ،همون جاده همواری که اون نیروی قدرتمند درونم اونجاست منتظره منه،کاری به گذشته من و اینکه چه جور بنده ای بودم نداره،قضاوتم نمیکنه و هر لحظه ای که من توجهم رو بهش میدم میبینم که بنده نوازی خوب بلده،این منم که باید هنر ثابت بودن در این مسیر رو یاد بگیرم با تمرین کردم،درک بیشتر این نیرو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 770 کلمه
      • سلام دوستان واستاد گرامی زندگی با اراده خداوند اول میخواستم بگم کاشکی این نوشته ها هم ویدیو داشت چون یا من عادت کردم به ویدیو یا این نوشته ها برام سنگین بود خیلی خوندم ومفهومشو فهمیدم که باید برای زندگی بهتر از قدرت اراده خداوند استفاده کنیم ومن سعی میکنم استفاده کنم اما یادم میره          ومن با خوندن این نوشته فرمولهای جدید در ذهنم ایجاد کردم واین فرمولها باعث تغییر افکار ورفتار من خواهند شد                                                        ومن بسیار خوشحالم که تونستم ی چیز جدید دیگه یاد بگیرم وخدای مهربانم بیشتر بشناسم وبفهمم که قدرت اراده خداوند چیه                                          ما بارها در زندگیمون شاهد مسائلی بودیم که تصمیم نگرفتیم که اون چیز وارد زندگیمون کنیم اما اون چیز به شکل خارق العاده ای وارد زندگی ما شده مثلا من دوست داشتم ی  تیشرت گشاد وبلندی داشته باشم که  دامادم میاد راحت باشم ونمیشد که بخرم ی وقت بود که من پول داشتم نشد که برم خرید ی وقتم بود که میرفتم خرید ولی پول تیشرت نداشتم ولی چند روز بعد دخترم اون چیز به مناسبت روز مادر یا تولدم بهم هدیه میداد واین میشه همزمانی که تو زندگی من زیاد رخ نداده                                                                برای بهر بردن از قدرت خداوند باید خودمونو غرق در اون کنیم با توکل کردن ایمان داشتن اعتقاد داشتن به خداوند وقدرت اراده بی نهایتش                              ومن از وقتی این قدرت فهمیدم سعی کردم ازش استفاده کنم چون تا حالا استفاده نکرده بودم از چیزهای کوچیک استفاده کردم وایشالا برای چیزهای بزرگم استفاده میکنم                                              من ی روز داشتم میرفتم دنبال دخترم ساعت ُه بعداز ظهر بود ومن سوار ی ماشین خطی شدم که سه تا مرد بودن ومن تنها خیلی ترسیدم وهمونجا سریع توکل کردم به قدرت اراده خداوند که خدایا تو با قدرت اراده ایکه داری از من محافظت کن واحساس بدی داشتم نسبت به اون مردها واز ترس در سفت نگه داشتم که راننده دکمه شیشه رو بالا نکشه خلاصه وقتی توکل کردم ی حس عجئبی بهم دست داد احساس کردم که اون مردها دیگه حس بدی نسبت به من ندارن ومنم خوشبختانه رسیدم وپیاده شدم واز خداوند متغعالم بخاطر سالم رسییدنم تشکر کردم               

            ومن میدونم که با قدرت من نبود که ساتم رسیدم فقط باقدرت خداوند بود که به مقصد رسیدم            ومیدان انرژی خداوند در همه جا هست چون هر چیزی که در جهان وجود داره در درونش هدف وانگیزه ای دمیده شده است                                             ی دانه لوبیا به نظر میرسه که قدرت فکر کردن وعمل کردن نداشته باشه امآ تحت مدیریت اراده خداوند قرار دارهدفقط کافیه لوبیا رو در خاک بکاری وابش بدی بعد شاهد قدرت وعظمت موجود در دانه لوبیا میشیم        اگر ساقه نیشکر بشکافیم هیچ قندی در اون نیست اما میدونیم که قند رو از نیشکر بدست میارنودر حقیقت هدفی در اون دمیده شده که باعث میشه در موقع مقرر بتونن از اون قند بدست بیارن                                 وهر کس در طول زندگی خودش تغییراتی بوجود اورده ومنم خیلی تغییر کردم سلامتیمو بدست اوردم احساس خوبی دارم ارامش دارم اعتماد به نفسم بالا رفته و…      نکته جالبتر اینکه قدرت اراده خداوند در تمام اجزای هستی جریان داره بنابراین هر تغییری که ما در زندگی خود ایجاد میکنیم تحت مدیریت وکنترل قدرت خداوند هست واما سوال که چقدرت اراده خداوند همه چیز رو تعیین میکنه چرا بعضی ها از نعمتهای کمی بهره مندن بعضی ها از نعمتهای زیادی بهرمند هستند به نظر من اینکه اونها یاد گرفتن که چجوری درخواست کننچجوری سپاسگزاری کنن واینکه خداوند به احساس موسعی ما پاسخ میده اگه فکر خوب داشته باشیم فکرهای بعدی وبعدی خوب وخوبتر میشن ونتایج انها هم خوب وخوبتر میشه واگر فکر بد داشته باشیم فکرهای بعدی هم بد میشه وتایجشم مشکلات سختیها ورنج وناراحتی غم و…میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tahere.norani
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۵ ۰۱:۱۷
      مدت عضویت: 2062 روز
      امتیاز کاربر: 1025 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 430 کلمه

      به نام خدا
      سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان
      سوال: اگر قدرت اراده ی خداوند همه چیز را تعیین میکند، چرا بیشتر ما انسانها بیشتر انچه را که دوست داریم داشته باشیم نداریم؟
      جواب من این است چون ما از قدرت اراده ی خداوند استفاده نمیکنیم. ما بیشتر روی قدرت اراده ی خود استفاده میکنیم، و به اطلاعات و دانسته ها و شنیده های خود از طریق پدر و مادر و معلم و رسانه و مجله و ….. عمل میکنیم، ما نمیتوانیم به ندای درونمون گوش بدهیم چون اصلا اطلاعی از داشتن ان نداریم ما از نااگاهی و نادانی رنج میبریم. از یک طرف شناختی از نیروی خفته نداریم و از طرف دیگر هر انچه میبینیم و میشنویم از اطرافیانمان و رسانه هاست و چون اعتمادی به خود و نیروی درون خود و قدرت اراده ی خداوند نداریم به دانسته ها و اطلاعات و دیگران متوسل میشویم انهت را میبینیم و از انها یاد میگیریم و تلاش میکنیم مثل انها عمل کنیم، و قطعا هم مثل انها نتیجه میگیریم، به نظر من بیشتر ما انسانها به وجود این نیروی خفته و قدرت اراده ی خداوند اگاه نیستیم و ان را نمیشناسیم پس اگر صدایی هم از ان بشنویم نادیده اش میگیریم، و فکر میکنیم تنها تصورات ماست و حنی حاضر نیستیم بهش گوش دهیم. مثلا خود من زمانی که میخواستم وزن کم کنم اطلاعات زیادی جمع اوری کردم من تقریبا کالری تمام مواد غذایی را میدانستم حتی با چشمم میتوانستم بگویم این خوراکی ها چند کالری دارند!!! اطلاعات تغذیه ایم هم کتمل و جامع بود میتوانستم برای خودم و هر کسی درستترین رژیم را بنویسم رژیمی که تمام گروه های غذایی با نسبت درست در ان باشد، ولی نمیتوانستم به دانشم عمل کنم، نمیتوانستم عادت های چاق کننده ام رو ترک کنم، نمیتوانستم از خوردن خوراکی های خوشمزه و مورد علاقه ام دل بکنم، بنابراین خودم را انسانی شکمو و کم اراده میدانستم من با اراده ی خودم نتیجه ای نگرفتم و تنها زمانی که تسلیم شدم به خداوند توکل کردم و ارامش خاصی داشتم و دیگر روی دانسته های خودم پافشاری نکردم و از خداوند هدایت خواستم با یه حالت خوبه توکل و ارامش انوقت به سایت شما هدایت شدم جایی که نه خبری از کالری شماری است و نه قرار است که رژیم بگیری، و نه قرار است خوراکی های مورد علاقه ات را نخوری. و انفاقا قرار است با روند تدریجی و با لذت و اسانی لاغر شوی. و غیر از لاغری خیلی اگاهی های ناب دریافت کنی این تنها یک مثال از حساب کردن روی قدرت اراده ی خداوند در زندگی من است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اشرف مخلوقات
      ۱۴۰۰/۰۴/۳۱ ۱۶:۱۲
      مدت عضویت: 2461 روز
      امتیاز کاربر: 2677 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 676 کلمه

                             بنام یگانه خالق هستی 

      اگر قدرت اراده ی خداوند همه چیز را تعیین می کند،چرا بیشتر ما انسانها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم ؟

      هنگامی که به زندگی خود نگاه می کنم می بینم جای بسیاری ازچیزهایی که دوست دارم  خالی هست وبه زندگی خانواده ام هم نگاه می کنم همینطور هست خیلی از خواسته هایم را در زندگیم یا آنها را دور از خود می بینم وبسیاری از آنها را غیر قابل دسترس .

      واقعا چرا ؟

      از وقتی که در این مسیر قدم گذاشتم وکمی درکم نسبت به مسائل ذهنی بالا رفت الان بهتر می فهمم که چه دیوارهایی بین من وخواسته هایم هست وهمه ی اینها فرمول های ذهنی هست که در وجودم هستن.

      وقتی به کلمه اراده نگاه می کنم می بینم که من در گذشته  در ساختن زندگی خودم وخواسته هایم نقشی نداشتم وهرچه بود خواست خدا بود واگر خدا صلاح میدانست به من داده میشد واگر نه هیچی به من داده نمی شد .

      واینجا اراده وانتخاب من معنایی پیدا نمیکرد وتمام نداشته ها ونداری های من از اراده ی آن نیرو بود وبر عکس در زندگی برخی از مردم تمام دارایی ها وخوشی های آنها باز با اراده ی این نیرو بود.

       خداوند را همیشه بعنوان یک عادل به من معرفی میکردند عادلی که در این دنیا کاری نداره فقط در آخرت با بررسی به پرونده ی اعمالم ،عدالت را در جهانی که من ندیده ام و در روز محشر و روز ترس و روز وحشت و روز برملا شدن همه چیز اونجا عدالت اصلی بر قرار می شود،واونجا مشخص میشد جزو کدام دسته هستم .

      وقتی اراده ی خودم را اینجوری دیدم دیگه من باور کردم که من توانایی تغییر ندارم وخودم را یک انسانی ضعیف و ناتوان دیدم برای همین هرچه تلاش جسمی وفیزیکی می کنم باز نتیجه ایی نداره و تسلیم شدم .

      تسلیم چی ؟

      تسلیم چیزی که خودم هم درکش نکردم 

      تسلیم یک چیزی که در برابرش قدرتی ندارم اون میخواد ومیشه ومن توانایی ندارم .

      همه چیز در جهان بر اساس غریزه عمل می کنه بجز من انسان که بر اساس اختیار . اختیاری که بیشترش دست کس دیگه ایی هست ومن اختیاری ندارم ،پس چرا میگن انسان صاحب اختیار هست !

      شب گذشته خیلی در مورد خودم و وجودم فکر میکردم که یک آگاهی جدیدی را درک کردم اینکه منم مثل خدا فقط یک دونه ام در این جهان تا حالا با اینکه علم این همه پیشرفت کرده تا حالا نشنیدم که دو نفر را در این دنیا پیدا بشه که یک اثر انگشت داشته باشن ومثل هم باشن حتی همون دو قلوها که از یک مکان تغذیه می کنن وهم زمان رشد می کنن وهم زمان بدنیا میان باز هم مثل هم نیستن تازه این در مورد جسم من هست چه برسدبه روح  . 

      این ویژگی خیلی منو متحیر خودش کرد ،واز طرفی منو اشرف مخلوقات خودش معرفی کرد ودستور سجده را داد ،سجده در برابر روح الهی خودش چون روح هستم و وجودم از خداست قابل ستایش هستم .

      واگر به صفات و ویژگی های خداوند توجه کنیم می بینیم چه بسیار صفات مشترکی بین ما هست.

      یک لحظه از نوشتن اینها ترس تمام وجودم را گرفت ولی آنها را پاک نکردم چون اینها واقعیت من هستن می دونم ترس اسلحه ی شیطان هست ،من تسلیم خدام و سر در برابر قدرت وعظمت این پروردگار  فرود میارم .

      اگر بتوانم نیروی خود را با نیروی خدا واراده ی او همسو کنم که برای درک آن وهمسو شدنش نیاز به هماهنگی وصلح درونی با خدای درونم هستم اون وقت هیچ خواسته برای من دور وغیر قابل دسترس نیست .

      در این مسیر باید دیوارها ودرها وپرده هایی که بین من واین نیرو هست را از بین ببرم وهمه ی اینها دقیقا مثل فرمول های چاقی که در ذهنمون هست وقتی اونها را بر میدارم خود به خود جسمم متناسب میشه اینجا همینه ،این نیرو قدرتش توی زندگی من بیشتر وبیشتر میشه وهر آنچه را میخوام در زندگی ام ظاهر میشن به سادگی وطبیعی اگر نیست به معنا نیست که وجود ندارن بلکه هست من تا حالا در را باز نکردم که دریافتشون کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۹ ۲۰:۵۹
      مدت عضویت: 2309 روز
      امتیاز کاربر: 18063 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 487 کلمه

      با سلام .

      خواندن متن احساس خیلی خوبی به من داد.

      وقتی به سوال رسیدم و دوباره متن را خواندم برداشت های جدید و متفاوتی از نوشته داشتم.

      بخش اول سوال که اگر قدرت اراده ی خداوند همه چیز را تعیین میکند ….

      خواندن ادامه ی سوال برای من سخت بود چون فکر میکردم نباید در اراده ی خداوند دخالتی کرد بنابراین شجاعتی بود که تا پایان سوال را خواندم..

      به نظر من دو بخش سوال هیچ ارتباطی بهم ندارند..

      چون این کاملا درست است که قدرت اراده ی خداوند همه چیز را تعیین میکند ولی آیا آن چیزی که کاملا به میل من باشد ، اسمش میشود اراده ی خداوند؟؟

      قطعا نه 

      چون هر چه قدر که در کنترل ذهن مهارت پیدا میکنیم باز نیرویی بسیار قوی تر به نام خداوند وجود دارد بنابراین مقایسه اراده ی خداوند و این پرسش که چرا زندگی بیشتر ما آنچیزی که دوست داریم ، نیست سوال درستی نیست..

      همین اراده ی خداوند ، نیروی اراده را در انسان قرار داده است که انتخاب کند و هر انتخابی انجام بدهد در جهت اراده ی خداوند است ..چون همه جا این نیرو وجود دارد .حتی بدی را نیز همان خدایی آفریده که خوبی های را آفریده است..

      یک گل نمیتواند تبدیل به خورشید شود و خورشید هم نمیتواند هیچ گاه مکانی برای زندگی موجودات زنده باشد به جهت ویژگی هایی که خداوند در وجود آنها نهاده است..این ویژگی ها ، تمام آفریده های خداوند را منحصر به فرد میکند و وجود گل ، خورشید ، درختان ، باران و.. همه مهم هستند..

      در انسان نیز ویژگی هایی قرار داده شده تا در مدت زمان حضورش در دنیا منحصر فرد باشد.

      منحصر به فرد بودن برای من همیشه به معنای معروف شدن در حد حافظ و مولانا بود..

      ولی شاید منحصر به فرد یعنی مفید بودن برای خودت ، برای خانواده ات ، تلاش برای بهتر کردن زندگی خودت ،کمک به دنیا برای بهتر شدن حتی اگر گام کوچکی باشد.

      اما اینکه چرا بیشتر ما آنچه که دوست داریم را نداریم: 

      باید به این فکر کرد که الان که بیشتر ما خیلی از چیزهایی را که دوست داریم ، داریم چه کاری انجام میدهیم؟؟

      آیا ارتباطی بین آنها و اراده ی خداوند میدهیم یا بودنشان را طبیعی و کم ترین حق خود میدانیم؟؟

      خیلی از ما از جسم سالمی برخوردار هستیم، دو دست و دو پای سالم داریم، هردو چشم ما سالم است ، قلب ما سالم است و بخوبی کار میکند..

      چرا هیچ وقت نمیگوییم اراده ی خداوند بر این بوده که من جسم سالمی داشته باشم؟؟؟

      بسیار افرادی را دیده ام که نقص عضو داشته اند ولی هزاران برابر من و بقیه خداوند را دوست داشته و سپاسگزار بوده و راضی بوده اند..

      آنها هم دوست داشته اند که جسم کاملی داشته باشند ولی ندارند..

      اعضای بدن چیزی نیست که با قدرت ذهن دوباره به دشت آورده شود ولی قطعا شرایط زندگی را میتوان تغییر داد ..

      شرایط زندگی ما به نظر من انتخابی بوده که توسط ما یا خانواده ی ما اتخاذ شده و هر وقت اراده کنیم میتوانیم تغییرش بدهیم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا