تا قبل از آشنایی با قوانین جهان هستی، مفهوم شاد بودن را نمیدانستم و نگرش من به زندگی اینگونه بود:
چگونه به آرزوهایم دست پیدا کنم؟
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.
امتیاز 4.28 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

درود پادشاه ،فرمانروا،رب من
سلام استاد عزیز و دوستان
تجربه را میشود با عمل کردن بدست آورد ،از زمانی که من کمی از قانون را یاد گرفتم و فهمیدم باید عمل کنم خدا بگونه دیگر وارد شد .مثلا ترس از خرج کردن )همیشه از کارت کشیدن هراس داشتم ،زمانی فهمیدم باید ب کارتم عشق و برکت الهی را بدهم و شجاعانه و شکرش کارت بکشم و با اطمینان از آن که خودش ب تمام نیازهایم آگاه است ،برکت ب زندگیم سرازیر شد،زمانی که با هر بیماری و نشانه از بیماری با شجاعت عمل میکنم و
میگویم (گر نگهدار من آن است که من میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد) ترسها فرو میریزد و شکست میخورد.تجربه میکنم.
وقتی دریخچال و فریزرم را باز میکنم و با شادی و فراوانی خداوند میگویم من بر میدارم و تو هزارانش را واردش میکنی.تجربه میکنم.وووووو
مهربانی)
وقتی من دیگر از نبودن کسی و تنهایی نمیترسم و میگویم خداوند تنهایی من را پر میکند و در خانه ،شهر غریب با خودشناسی خودم ب عرش سفر میکنم و لذت میبرم ،تجربه کسب میکنم.خیلی چیزها را رها میکنم و خودش با عشق درست میکند ،تجربه میکنم.
وقتی با عشق مهربانی میکنم و نه از روی اجبار و وظیفه،و خودم را شخم میزنم و پی خودم هستم و دیگران را رها کردم ،دیگران برای راهنمایی گرفتن
ب سراغم می آیند و زبانم ب حکم خداوند گویا میشود.
و امااااا من هستم و پاشنه آرشیل خودم.دوست داشتن خودم و دارم روی خودم کار میکنم که هر روز بهتر و بیشتر از بیشتر )خودم را دوست بدارم
که هیچکس با شکوه تر ازمن نیست ،من عزیز خدا هستم ،من نظر کرده خداهستم،من ارزشمند هستم.تاباید ارزش خودم را بدانم تا ب دیگران ارزش
بدهم.سالها ب خودم آسیب زدم و آثارش مانده ..تا با عنایت خداوند حل شود.
به به جمله تاکیدی استاد
(من بخشی از قدرت اراده خداوند هستم و تکه ای از قدرت خداوند در وجود من نهفته شده است
من رابطه خوبی با خودم و خداوند دارم ،زیرا هر آنچه که خداوند آفریده خوب است
من آفریده ی خداوند هستم و همین دلیل کافیست با خودم مهربان باشم و خوب رفتار کنم
من قصد کرده ام در تمام تصمیمات روزمره ام نسبت ب خودم مهربان باشم )
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
تو مرا خوانده ای پس وظیفه داری راه های آسان را برایم آشکار و چراغانی کنی ، و من برایت بنده گی میکنم.
من ب دستان خدا خیره شدم ،معجزه کرد
باسلام خدمت شما استاد عزیز
من هم برای این که بتونم به ارزو ها و خواسته های خودم برسم تصمیم گرفتم تا در این راه قدم بزارم و اگاهی در رسیدن به خواسته هام رو به دست بیارم ،
پس تصمیم گرفتم که همیشه سعی کنم در شرایط اون کاری رو انجام بدم که احساس خوبی دارم،
اگر از انجام یک کار لذت نمیبرم انجامش ندم و با خودم روراست باشم و به اهداف خودم با حس خوب و متعهد بودن فکر کنم،
چون که همه چیز از افکار و ذهن ما شروع میشه،وقتی درباره آرزوهای خودمون با احساس خوبی در ذهنمان فکر میکنیم جهان هستی با قوانینی که ما اسمش رو میذاریم جذب همون آرزوها رو برای ما تبدیل به اتفاقهای خوب زندگیمون میکنه ،
لازم نیست که کار سختی انجام بدین یا هر روز یک ساعت خاصی از خواب بیدار بشین یا یک جمله خاصی رو مدام تکرار کنیم،
کافیست که با احساس خوب درباره هدفمون فکر کنیم و از خدا بخواهیم که طعم جدید رو وارد زندگیمون بکنیم تا از تجربه کردن اون لذت ببریم،
و مهربانی که درون همه انسانها وجود دارد خیلی زیباست اما در بعضی انسانهایی که مهربانی بیشتر ریشه دارند انها را متفاوت میکند،
با خودمون باید مهربان باشیم اول از همه خودمون رو دوست داشته باشیم تا بتونیم به دیگران هم مهربانی کنیم و عشق بورزیم،
زمانی که من همه دور و وریام رو مقصر میتونستم در تنها بودنم و احساس بدی که داشتم خودم رو هم دوست نداشتم و نامهربان درباره خودم فکر میکردم،
پس این مهمه که اول با خودمون مهربان باشیم و مهربانی رو گسترش بدیم تا عشق بورزیم و زیبا ببینیم و من از زمانی که شروع کردم به گسترش مهربانی در خود همه اطرافیانم رو بخشیدم و دوست داشتم،
راضی بودن و احساس خوب داشتند بالاترین سپاسگزاری و بهترین تفاوت برای من است که این تغییر خیلی در وجود من ریشه زده و دیگه من رو به انسان اوتتر و مهربانتر از قبل تبدیل کرده،
با آگاهیهای ذهنی که دارم تمرینها و هدفهای خوبی که در زندگی دوست دارم تجربهشون کنم،
پس من هم تصمیم میگیرم که از امروز باز هم هر روز خودم رو با احساس خوب تکرار کنم شروع کنم و مهربانی رو گسترش بدم تا جهان با مهربانی به من و خواستههایم پاسخ بده،
و من برای اینکه در این مسیر هستم سپاسگزارم چون این خواسته خدای مهربان بوده تا زندگی رو تجربه کنم که آرامشو احساس خوب بهتری دارم و زیر سایه اون به خوبم میرسم و من ایمان دارم ،
باتشکر از شما
سلام استاد
خدایا شکرت مورخ 1402/07/04 توانستم گام چهاردهم زندگی با اراده خداوند را بخوانم
من دراین فایل تازه متوجه شدم تفاوت بین موضوع “نگرش” یا “عقیده”
درک کردم برای رسیدن به خواسته ها باید سعی کنم نگرش خودم را از “رسیدن به خواسته ها” به “تجربه کردن خواسته ها” تغییر دهم.
و یاد بگیرم جمله ” چگونه به آرزوهایم دست پیدا کنم؟” را به عبارت “چگونه آرزوهایم را تجربه کنم” تغییر دهم و چقدر این آگاهی برای من شگفت انگیز بود و نمی دانستم که راه را اشتباه میرفتم و توقع داشتم آرزوهایم برآورده شود و اصلا متوجه نبودم که درمسیر نیستم پس از مدتی نسبت به عدالت خداوند دچار شک و تردیدمی شدم که خداوند هم من را دوست نداردببین به فلانی چطور با اینکه خیلی ازمن کوچکتر است خانه ، ماشین ، همسرخوب ، باغ وشغل خوب داده بدون اینکه زیاد گریه و زاری والتماس به خدا کنه درحالی که تمام این برکات را فقط از طریق احساس خوب اول به خودش و بعد از خداوند و کائنات کسب گرده چون اون زودتر از من به این آگاهی رسیده بود چون خوب یاد گرفته بود که احساس خوب داشتن یک عامل درونی و خواسته های ما عوامل بیرونی هستند و هرگز عوامل بیرونی برطرف کنده یا اصلاح کننده عوامل درونی نیستند بلکه تسکین یا تشدید کننده هستند.و چقدر این اگاهیها برای ما مفید است برای رسیدن به خواسته هایمان و درطول عمرمان از انها غافل بودیم به خاطر جهل از یادگیری ولی به قولی هروقت ماهی را ازآب بگیری تازه است الان هم دیر نیست و باید خدا را شاکر باشیم که با این جهالت از دنیا نرفتیم و هنوز تا فرصت عمر باقی است استفاده کنیم
رسیدن، تصاحب کردن و مالک شدن از فرمول های ذهنی تشکیل دهنده منیت یا اراده شخصی است اما تجربه کردن و لذت بردن از آنچه هست، از فرمول های ذهن ناخودآگاه و همسو با قدرت اراده خداوند استو چقدر دراین جملات مفاهیم باارزشی نهفته است که ما اصلا نمی دانستیم
پس بیشتر از آنکه مراقب و نگران برخورد خودمان با دیگران باشیم، نگران نوع افکاری باشیم که نسبت به خودمان درذهنمان ایجاد میکنیم . که چقدر زیبا گفتید مهربان بودن با خودمان چون افرادی که درابتدا با خودشان مهربان نباشند نمیتوانند با دیگران نیز مهربان باشند ولی نمیدانم چرا و چگونه شده است که نسب جدیددر جامعه الان زیاد مهربان بودن و مهربانی کردن را قبول ندارند و بیشتر مردم فکر خودشان هستند و میگویند نباید مهربان باشی چون از شما سوء استفاده میکنند بایدفقط به فکر خودت باشی مگه چند با ربدنیا می آیی که به خاطر دیگران و کمک کردن باید از خوشی خودت بگذری و جالبه میگویند کسی که دربرابر دیگران نمیگوید محکم نه من این کاررا نمیکنم اعتماد به نفس نداره و در ارتباط درجامعه درآینده به مشکل برخورد خواهد کرد. گذشت روزهایی که هر دم میگفتند بنی ادم اعضای یکدیگرند ، که درآفرینش زیک گوهرند
ولی من این را قبول ندارم من درطول 47 سال ازعمرم هرکجا که بوده مهربانی به دوستان و حتی غریبه کردم و دیدم که خداوند دربعضی از جاها کسانی را نمیشناختم تا به من کمک کنند کارمن به راحتی توسط یکی از بندگان خداوند حل شده و من خدا راشکر کردم وجالبه وقتی که ب دیگران کمک میکنی چقدر احساس شاد بودن و سبکی میکنی و خداوند را شکرگزاری که توانستم کاری برای بنده ای انجام بدهم .
من امسال از خودم یک تجربه بگم .
امسال یکماه مانده به شروع مدارس یک روز پنج شنبه خواستم برای پدرم خیرات بدهم دخترم گفت مامان به نظر من بیا به جای شیرینی به آشنایان که همه دیابتی هستند و الحمدالله وضع خوبی هم دارند مقداری پک نوشت افزار برای بچه های بی بضاعت تهیه کنیم چون هم دل بچه ها شاد میشه ، هم پدربزرگ و خداوند از تو راضی ترند اول گفتم مادر با این مقدار من چقدر میتوانم نوشت افزار بخرم دخترم گفت به قول حافظ قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود . من این پیشنهاد دخترم را ازطرف خداوند مهربان قبول کردم و ابتدا خودم و بعد به آشنایان در گروها اعلام کردم که من میخواهم امسال برای خیرات اموات نوشت افزار بخرم هرکس تمایل دارد کمک کند باورکردنی نبود به مدت 10روز مبلغ 13.000.000 میلیون جمع شد من توانستم 68 بسته نوشت افزار که هر پک شامل 32 قلم بود را با کمترین قیمت ممکن در سطح شهرتهیه کنم و به دست نیازمندان از یک موسسه برسانم و چقدر ابتدا خود و خانواده و دل بچه ها شاد شد و میدانم که نتیجه این کار در زندگی من برمیگرددو مسئول موسسه گفت چقدر بچه ها و خانواده ها شما را دعا کردند و من میدانم این پیشنهاد از طرف خداوند برای بچه ها به ذهن دخترم رسید وچقدر خداوند به فکر بندگانش هست و ما نمیدانیم
پس من دراین فایل یاد گرفتم ابتدا با خودم مهربان باشم و از مهربانی و کمک به دیگران دریغ نکنم که خداوند به وسیله دیگران آرزوهای من را برآورده خواهد کرد نه به اراده شخصی
از شما استاد عزیزممنون که این اطلاعات ناب و مفید را دراختیار ما میگذاریدتا شناخت ما نسبت به خداوند تغییر کند و زندگی را با اراده خداوند جلو ببریم نه اراده شخصی
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم به استاد عطار روشن عزيز
“باید عواملی که کوله بار ما را سنگین می کنند رها کنیم تا از این طریق تمرکز ما برای رسیدن به خواسته ها از فرمان های اراده شخصی برداشته شود و با گوش جان دستورات الهی را برای تجربه خواسته هایمان شنیده و به آن عمل کنیم.”
استاد عطار روشن عزيز من با گوشت و خونم اين جمله شما رو درك ميكنم ، ولي اين درك كردن هنوز منجر به عمل كردن نشده
شايد دليليش اينه كه فرصتش نشده
شايد هنوز خيلي خسته نشدم
و شايدهاي ديگه
ولي كاملا ميدونم كه كدوم قسمت زندگيم رو بايد مهره هاش رو جابه جا كنم تا بازي تغيير كنه
نميدونم اين حرف هاي من باعث تعجب شما ميشه يا شما هم اين شرايط رو داشتيد
فقط ميدونم
از عيد امسال كه در اين بخش سايت دگرگون شدم، تغييرات زيادي كردم
زياد سرچ كردم
زياد گشتم تا جواب سوالاتم رو پيدا كنم
و اگر الان توي مرحله اي هستم كه ميدونم كدوم مهره بايد تغيير كنه تا بازي تغيير كنه ،
ولي
با اين حال هنوز اون مهره رو تغيير نميدم
اين موضوع من رو ناراحت نمي كنه
خودم رو به خاطرش سرزنش نمي كنم
چون
همونطور كه گفتم تغييراتم انقدر ريشه اي بوده كه از اون به اندازه كافي خوشحالم
و ميدونم حتما اين مهره رو هم جابه جا مي كنم
مثل معماري كه مياد ظاهر يه ساختمون رو ترميم كنه و ميگه اين ساختمون مشكلات جدي تري داره تا تعمير ظاهرش
صاحبخونه انقدر به معمار مطمئنه ميگه از جايي كه مهم تره شروع كنه تا بعدش برسيم به ظاهرش
منم الان توي اون مرحله هستم
توي جمله بعدي شما ميگم كجام
“بسیاری از انسانها تصور می کنند با رسیدن به خواسته های خود دچار تحول عظیم در صفات درونی خواهند شد و شاد بودن را تجربه خواهند کرد و از آن پس زندگی زیبا و سرشار از احساس خوشبختی خواهند داشت.”
اين جمله شما اون جايي بود كه من بعد از كندو كاوهاي فراوان فهميدم بايد درستش كنم
من از درون شاد نبودم
من خودمو دوست نداشتم
من جلوي آينه نمي تونستم قربون صدقه خودم برم
با خودم انقدرررر غريبه بودم
ولي به لطف الله مهربان
اين سد رو شكستم
الان در مرحله هستم كه هر جا آينه ميبينم بي درنگ به خودم كه در آينه ميبينم لبخند ميزنم
از خودم تشكر ميكنم
قربون صدقه خودم ميرم
خيلي وقتا از خودم معذرت خواهي ميكنم
و خودم رو بغل ميكنم و ميگم ديگه تنهات نميزارم
اين مرحله بسيار براي من ارزشمند هست
چون خيلي زياد درباره اش خونده بودم و شنيده بودم كه تمام تغييرات از اون جايي شروع ميشه كه با خودت مهربان باشي
از اونجايي كه خودت رو دوست داشته باشي
الان ديگه موقع غذا خوردن سرپا توي آشپزخونه چيزي نمي خورم
به خودم ميگم خدا درون منه
بايد به خودم احترام بزارم و بشينم پشت ميز و غذا بخورم
اين ادا در آوردن نيست
مطمئنم شما ميتونيد درك كنيد كه
كسي كه خودش رو دوست نداره حتي نمي تونه اداش رو هم در بياره انقدر كه با خودش غريبه ست
ولي الان من بصورت كاملا آگاهانه صداهاي نجوا گر ميشنوم كه ميگه حالا وايساده غذا خوردن چه منافاتي داره با دوست داشتن خودت
ولي من آگاهانه ميگم بي احتراميه به خودم
مگه مهمون مياد من وايميستم جلوش غذا بخورم
همونطور كه خودمو جلوي غريبه ها نشون ميدادم بايد الان همون رفتار رو در تنهايي با خودم داشته باشم
تا به قول شما دروني بشه
مطلبي خوندم كه ميگفت
شخصيت شما از توي خونتون شكل ميگيره
از اونجايي كه كاملا تنها هستيد
چه شخصيتي دوست داريد داشته باشد
همونو اگر توي تنهاييت تونستي باشي
قطعا در بيرون برات پر رنگ تر ميشه
و اين درس ، خيلي براي من كليك كرد
“مهربانی را از افکار خود آغاز کنید. این عمیق ترین نوع دوست داشتن خودتان است. هرچه بیشتر خودتان را دوست داشته باشید کمتر نیاز به دوست داشته شدن توسط دیگران خواهید داشت.
من بخشی از قدرت اراده خداوند هستم و تکه ای از قدرت خداوند در وجود من نهفته شده است.”
تمام توضيحات بالا در تاييد اين حرف شما بود كه بگم خواستم كه عميقا خودم رو دوست داشته باشم
از خدا درخواست كردم
و هدايت شدم
مثل پرنده اي كه از كوچ برمي گرده و دونه دونه چيله هاي كوچيك چوب رو جمع مي كنه تا براي خودش لونه بسازه
منم دونه دونه درسها رو از اينطرف و اونطرف برداشتم و گذاشتم كنار هم
درسهايي كه هر كدوم با الهام و هدايت خدا به قلبم گفته شد ، همينه بردارش
بماند به يادگار از اين تغيير بزرگم
سپاس از شما
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم و خوشحالم احساس بهتری داری😊
در بیشتر مواقع وقتی به اندازه کافی به خودمون رسیدگی کنیم و افکار و نگرش مناسب در خودمون ایجاد کنیم نیاز به جابجایی مهره ها نمیشه
اون مهره سره جاشه ولی ما انقدر زیبا و خوش نقش و لعاب می شیم که دیگه مزاحمت یا سرجای خودش نبودن هر مهره ای به چشم نمیاد و مساله ای ایجاد نمیکنه
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام و درود استاد عطار روشن عزیز
خیلی زیاد دلگرم میشم وقتی پیام های شما رو میخونم
برام یک سدی میشکنه وقتی پیامی از شما میخونم یک کدی برام باز میشه
آخرین کامنت شما که هفته پیش گذاشتید در جواب به عزیزی در سایت استاد عباس منش هم یک کلید بزرگ برای من داشت
از خدا سپاسگذارم برای حضور شما در زندگیم
خیلی ازتون یاد گرفتم
و برای تشکر فقط میتونم هر روز توی دفتر سپاسگذاریم اسم شما رو هم بنویسم
پاینده باشید
نشان های دریافت شده
سلام برنهربان عالم انکه مهربانیش شامل حالم شده ای عزیزم من تورو می پرستم ازتومهربانی دریافت میکنم پس باید خودم هم مهربان باشم
سلام بر اقای عطارروشن وهمه دوستان
من طی این سالهای دایمدرحال مهربانی کردن بودم ولی اگه با دیگران برخوددی داستماون برخورد به دوستی ختم می شد
چون دوست داشتم به دیگران محبت کنم بب دلیل انتژار باز برکست اون مخبت به شکل کلی نداستم این شد که حتی تا زمانی که فرزندانمکوچکبودن این نهربانی زیاد ادامه داشت اون زمان احساسمنهم خیایخوب بود برام مهم نبود دیگران ازمهربانی من سواستفاده کنن چون با این کارمن به ارامش بیشتری می رسیدم
ولیاززمانی که فرزندانم بزرگ شدن حی تکرت که متمان چرا انقدر داری مهرابنی میکنی دیگران مت جه نیستی ازمهربانیت سواستفاده میکن باعث شد این توجه درمن بوجود بیارن که من دارم استباه میکنم ولی بازم تومکانی که قرا میگرفتم تمتوایتم اون بخش از وحودمرو مهارکنم اون بخش کاروشو انجام میداد براش اصلا پنود که دیگران چی درمورد من فکرمینن
منتکحیاط منزلمون هر یکی ازهمسایه منزل من باره شده که گلادنی رو دوست داستم ولی تهیه نکروم برتم به سکل پیس کش اوردن یی روز توحیاطمنزل داستم به گیاهان حیاط رسیدگی امیکردم دختر همسایه امد من مقداری قلمه از گلدانه هاحیط بهش دادم اون دربرخودربااین مسئله به منگفت مبره یز گیاه براپ میاره وفتی اون ازمنزل خونه خودسون یی گلان به اون برزگی رو بر اماور خودم متعحب که من فقط بهش قلمه دادموفتی اینکار اون خان رو دیدم فوری یی گلان ازهمون قلمخهایکه بهس داده بودم دادم اون روز فکرم ابن بود کهمحلتش ر جبران کردم ولی امروز متوجه نشدم اون بخشش منیت بودکه جبران گردم اون پشناهد داد که من به شکل بزرکتری اون بخو ام جبرانکنم
پس متوجه میشیم مهربانی که درونش منیت باشه درست نیست اگه کاری یاعملی رو انجام نیدیم فقط نیت مهربانیباشه کنارش منیت نداسته باسه اون مهربانیهست حتیتثور اشتباه درکنرس بازم منیت هست دراین ثورت اون ارتباط که باید با خداوند داته باشیم دچاراشکال میشه
من برایتغیی نکرس اول باید تغییر افکار تغییر توجه وتغییر عنل کرد بدم کارز که تولاغریی انجام میدم رو به شکلی دبگه تو ارتباطدبا اراده الهی باید انجام بشه بعنی ییجای گزینی خوب بحای همه مراحل بالا که دچاراشکال هست
بعنی اموختهای دورهای تناسب فکری درزمینه لاغریی رو توبخش خداوند با یی تغییر درنکرش به شکل کامل انجام بشه
پس اون امورزشی که شماباره طی این مسیر می گفتیید اون یادگیری به شکل کامل انجام بشه
توهرمسبر حواب گو هست رو به شکل عملی امرورمن مشاهده کردم
افکاربا مرک کردن به سکل افکارناهربانی وافکار مهربان انجام میشه درست مثل بخش مثبت وبخش منفی ذهن تو ِلاغریی
اونجا با مرو کردن خومدن رو به کناررفتن ازمسبر وماندن ادامه دادن تشویق میکنیم اونجا مانع رو برطرف می کنینم ابنجه اون افکار رو برطرف کرده ارتباط با خداوند برقرارمیکنیم خبلی جالب شده من دارم جابگزین میکنم همه مراحل لاغریی با ذهن رو این بخش
یعنی اگاهی اون بخش رو با کمی تغییر درنکرش به شکل کامل توابن بخش کابرداره پس به این نتیجه میرسم که اگه اگاهی اون بخش روبه شکل کاملبا تحلیل وصبحت هرروز با بخش مثبت به شکل هرروز وکامل انجام بشه تواین نخش اون به شکل مهرابنی خودش نشون میده چون افکاراشتباه بخش لاغریی رو اگه بر طرف نشه تواین بخش نمشه کاره به صورت تجربهای ارتباط با خداوند رو انجام داد چون ابن افکارباید درست بشه که ارنباط برقررار بشه این مراحل درست مثل رنخیر که به هم وصل هست عمل مبکنه اگه توبخش لاغریز اون زنجیر به شکل پاره ودرهم برهم باشه چطور تواین بخش کارامد باشه
من اون اگاهی بخش رو دارم به شکل خوبتری متوجه میسم اون درک رک به دست اودرم امیدداررم اون ارتباط عالی رو با خداوند بر قرار کنم
من هفته پیس توعروسی یی درس بزرگ رو گرفتم که دوست داشتم اون اینجا مطرح کنم شاید به کمک بعًضی از هم مسیران بیاد
وفتز ما به ابن عروسی با اون همه تشریفات سنگین رفتیم ازانواع دسر انواع میوهای استوایی خلاصه هرانجه که توذهن شما ومن تو محیط اطراف خودم بود اون به شکل قارهای بو د اونواع غذاهی فرنگی اروپایی خلاصه کسترش نعمت خداوند به شکل خیلی زیادتواین عروسی بود برام خیلی سوال برانکیز شد که جرا به این شکل این خانواده رفتارکردن جرا ابن همه نوع رو اجرا کردن مگه همه ابن غذاها رو مبشد میل کرد چرا این همه تعارف این همه پذیرایی بهدقدری من حواب میل ندارم به این پش خدمتها دادم که داشتم واقعا خسته میشدم دیگه دلم نمبخواست به طرف من بیان ولی تا اخر مجلس فبل شام این تعارفها ادامه داست
وفتی روزگذشته داشم اون ارتباط رو میخواست با خداوند برقرا کنم یی لخظه متوجه شدم اون کسترس نعمت رو من به هیچ عنوان با این وضعیت جسم وحرکتی نمیتواستم به اون تهیه کنم و درک بهش برسم خداوند من رو دراین محیط قرا داد از همه هدیه که خداوند درحهانی هستی افریده دریی سینی به شکل تعارف جلوی من باره این عمل انجام شد ومن اون نعارف هارو ازبعضی میل کردم درکل بیشتر دیدن بود تا میل کردن امروز به خودم میگم اون بخش که منتوش دارم ازکسترش نعمت الهی حرف میزنم خداومد همه رو دریی عروسی به من نشون دا دکه بفهم اون بخش غذا که من درش افرراط کردم کنهکارنبوده خودم توان بخش خودم دچار مشکل کردم
من به هیچ عنوان این همه نعمت رو در ییجای نمتواستم ببینم خداوند تواین عروسی که همه مشغول رقصیدن میل کردن بودن اوم تغییر نکرش رو به من هدیه داد این اولین هدیه تواین بخش هست که من به رسیدم
همه تواین عروسی جمع شدن برای یز جیزی دیگه ولی این عروسی برای من یی درک دسیت ازنعمتهای خداوندی شد
چقدرتغییر توافکارانجام شده که من به این درک رسیدم اگه سابق براین بود کل اون مهمانی رو اسراف کاری تودید من بود ولی یی باره هم توعروسبی از کوشه ذهنم گذشت ولی روزگذشته متوجه این تغییر نکرش شدم که خداوند همه چیزه رو به هم وصل کرده که برای من تواون عروسی فقط عروسی نباشه یی دید جدید باشه یادکاری که شاید درهیچ جای اون تمتواستم داشته باشم
ا
خدا پشت وپنا هتون یاحق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
من هم تا قبل از اینکه با نوشتهای باور ساز آشنا بشم همش سوالم این بود که چطور میتونم خونه رویایی بدست بیارم چطور میت نم در سلامتی ماوراطبیعی زندگی کنم چطورمیتونم ماشین ۲۰۶ سفید بدستش بیارم چطور میت نم یه رابط خوبی با خانوادهام داشته باشم و کلی چطورهایدیگه
من به این درک رسیدم که تغییر نگرش خیلی تفاوت داره در سخن گفتن با زبانم همه چیز میگم عقیده دارم من خیلی خدای خودم میشناسم اینجوری فکر میکردم هفته پیش میخواستم برم باغ که همسرم آبیاری کنه تنها نباشه صبح زود بیدار شدیم به محص اینکه چشمام باز کردم کلی باورهایی که داشتم اومد جلوی چشام چقدر ترسیدم
اینکه حالا میخوای بری باغ همسرت میره دنبال آب تا آب راهی کنه بیا تو باغ تو تنها هستی اونجا یکی بیاد یه حیوانی بیاد صبح زود نزدیک به کوه تو تنهایی چکار میکنی خلاصه بحدی ترسیدم که میخواستم بگم نه نمیام گفتم عه زشته گناه داره همسرم تنهاست بهتر که یکی پیشش باشه تازه کلی خودم آروم کردم که خدا هست مراقبته زشته بعد از سه سال عصو سایت بودن تازه داری میگی میترسم با خودم میگفتم که ترس ابزار شیطان اون میخواد کاری کنه تو رو از خدا دور کنه خلاصه کلی حرف با خودم زدم راه افتادم حتی زمانیکه داشتم میرفتم باغ بازم میترسیدم گفتم خیلی زشته تو الان غرق در خدایی هر چیزی نگاه میکنی تجلی خدا ند اونوقت از چی میترسی خلاصه خودم آروم کردم خدا هم کمک کرد که ما رفتیم یه آقایی قبل از ما زحمت کشیدن آب تا باغ خودش کشیده بود
تا باغ ما راهی نبود پن تنها تو باغ نموندم این نشون میده که از حرف تا عمل خیلی راهه تا موضوعی درک نکنی در حد یه حرف یه آموزش تو دهن تو میمونه
من فیلم راز نمیدونم جند سال پیش ولی خیلی وقت پیش دیدم خیلی نتونستم ازش چیز یاد بگیرم تصمیم دارم یک بار دیگه ببینم ببینم این دفعه چقدر با دفعه قبل تفاوت داره
من قبلا شنیده بودم که نگرشتو به هر چیزی تغییر بدی اون چیز برای تو تغییر میکنه و من از این موصوع هم استفاده کردم برای بدست آوردن سلامتی که برای تمرکز روی بیماری به سلامتی شفا تمرکز کنم و خدا رو شکر موفقم شدم و الانم یاد گرفتم بجای آرزو کردن بگم پن چی میخوام بگم من دوست دارم خونه رویایی تجربه کنم دوست دارم ماشین ۲۰۶ سفید تجربه کنم
من از دیروز نا حالا دیگه آرزو نمیکنم میگم دوست دارم تجربش کنم ه آرزویی
دوست دارم لاغر شدن تجربه کنم
دوست دارم سلامتی ماورا طبیعی تجربه کنم
دوست دارم پولدار شدن ثروتمند بودن تجربه کنم
دوست دارم روابط عالی با انسانها رو تجربه کنم
کاملا قبول دارم از اینکه جملهای بالا پس و پیش بگم من لاعر نمیشم یا پولدار و سلامت نمیشم زمانی من به خواستم میرسمکه باور کنم هر چیزی که من نیاز دارم بشکل فراوان و وفور نعمت در انبار خداوند یا دایره قدرت خداوند به وفور یافت میشه و هر کس بخواد میتونه ازش استفاده کنه منم یکی از اونها
من دوست دارم سلامتی ماورا طبیعی تجربه کنم
من دوست دارم پولدار بورن و ثروتمند بودن تجربه کنم
من دوست دارم روابط عالی با انسلنها رو تجربه کنم
حالا یاد گرفتم چطور میتونم به آرزوهام برسم با استفاده از قدرت ارداده خداوند که مسئول آفرینش تمام مخلوقات من میتونم آرزوهام تجربه کنم وقتی خدا ند مسئول آفرینش پس مُیول زندگی من هم هست من میخوام با استفا ده از قدرت اراده خداوند و همسو شدن با اون به آرزوهام برسم چند روز که دارم هواسم جمع میکنم که الهامات خدا رو دریافت کنم همسو با اراده خداوندم بشم آرزوهام تجربه کنم لدت ببرم سپاسگزار خدا ندم بشم خدایا شکرت که منو با نوشتهای باور ساز آشنا کردی و ممنونم استاد گرانقدر عالی مقام که من رو هدایت کردی تا از این مسیر بتونم زندگیم تغییر بدم خدایا شکرت همیشه زنده باشید
من این کار و انجام میدادم که هر آرزویی میکردم دیگه به چطور فکر نمیکردم میگفتم توپ ميندازم تو زمین خدا و قدرت هم در دستان خداوند
بخش منفی وجودمان همیشه میخواد کاری کنه که ما منصرف بشیم تو نمیتونی لاغر بشی مگه لاغر شدن به این سادگیها ست مگه مشکلدار شدن الکی و کلی مگه های دیگه وکه بر اساس اراده شخصی ما صورت میگیره اما برای اینکه با اراده خداوند همسو باشیم از خلاقیت خداوند استفاده میکنین و خلاقیت خداوند یعنی اینکه به هدفت اعتماد کن تمرکزم بدار روی تجربه کردن اهدافت
خداوند خلاقیت لازم برای هدایت مت به سمت خواستهام داره
و من برای رسیدن به آرزوهام از مهربانی خدا استفاده میکنم تا اراده شخصی کمرنگ کنم اراده خداوند پرنگ
من به خدا ایمان دارم که مرا در جهت گسترش زندگی و تجربه کردن آرزوهایم هدایت میکند خدایا شکرت
من گفتم که به نطرم من آدم مهربانی هستم و همیشه سعی میکنم با مهربانی زندگی کنم و الان سعیم بیشتر میکنم تا همسو با اراده خداوندم باشم از صفات خدادندم بیشتر بهرمند بشم
منهم کاملا قبول دارموقتی من فرد سلامتی نباشم فرد مهربانی و شاد ی نیاشم تصور کنم هر آنچه نیاز دارم در بهترین و بالاترین حد خودش دارم چه لدتی برای من داره اون زمان برام ارزشی نداره چون قط استفاده میکنم اما هیچ لدتی نمیبرم در نتیجه سپاسگزار دریافت نعمت هم نیستم پس آن چیز از من باز پس گرفته خواهد شد
یعنی اگر فکری که در سر دارم احساس منو خوب کنه اشتیاق و انگیزه شادی و نشاط در من ایجاد کنه فکر من مهربانانه است و فکر من به واقعیت زندگیم تبدیل میشه آرزوی من تجلی پیدا میکنه و اگر فکری که در سر دارم سراسر خشم ک کینه نفرت و بدی باشه فکر من نامهربانی ست باعث میشه من دیرتر به آرزوم برسم
امشب متوجه شدم کهدمهربانی را باید از افکارم شروع کنم که این عمیق ترین نوع دوست داشتن خودتان است فکرش و هم نمیکردم که فکرم مهربان باشع یعنی من خودم بیشتر دوست دارم اینو کاملا قبول دارم یکم درکش کردم که خودتو دوست داشته باشی نیاری نداری دیگران دوستت داشته باشن من فکر میکنم هنوز ب ه حد کافی خودم دوست ندارم چون احساس میکنم نیاز دارم منو دوست داشته باشن
.
من بخشی از قدرت اردداه خداوندم هستم و تکه ای از قدراگت اراده خداوند در وجود من نهفته است
من رابطه خوبی با خودم و خداوندم دارم زیرا هر آنچه که خداوندم آفریده خوب است
من قصد کردهام در تمام تصمیمات روزمره نسبت به خودم مهربان باشم
من آفریده خداوند هستم همین دلیل کافی که با خودم مهربان باشمو خوب رفتار کنم
میدونید استاد از بچگی تو گوش من خوندن که رفتی مدرسه خوراکی نداشتی از دوستت چیزی نگیری چون فکر میکنن ما گدا هستیم همین یک جمله کافی تا آخر عمرم دیگه کمک کسی رو قبول نکنم الانم همین طور کلی وسیله دستم یکی از مردان ساختمان بنا بر وجدان میخواد کمک کنه وسیلها رو اما من قبول نمیکنم جون میکنم دیگه نفسم قفس میشه تا طبقه شگسوم بیام اما حاصر نمیشم کسی کمکم کنه ولی الان فهمیدم که کمک کردن یکی از اصول معاشرت کردن و همیشه هم شنیدم که اگر تو آپارتمان زندگی میکنی فقط با افراد اون ساختمان سلام و علیک همین بست چون از رازت سر در میارن علیه تو استفاده میکنن الان دیگه سال که تو این ساختمان زندگی میکنم فقط سلام علیک میکنم با اهالی ساختمان
اراده شخصی من تاکید داره که این همه زمان میذاری مینویسی بجاش خونتو تمیز کنم
اراده شخصی من میگه مهربان نباش درب پارکینگ برای خانمی که کوچکتر از توعه باز نکن پرو میشه
اراده شخصی من یاد آوری میکنه به هر کسی زیادی مهربانی کنی فکر میکنه نادانی ازت سوی استفاده میکنه
اراده شخصی من میگه هواست به دخترت باشه به فکر جهیزیه اش باش
که خدای من چقدر بزرگ و مهربان که انسانهارو برای کمک کردن به من قرار داده تا دستان خدا ند برای کمک کردن به من باشن تا من به آرزو هام برسم اونها رو تجربه کنم
خدایا ممنون و سپاسگزارم که انسان شریف و علیقدری چون استادم برام فرستادی تا دستان تو باشه برای کمک کردن به من تا منو به هدفهای برسونه خدایا ممنون و سپاسگزارم.زارم برای استادم و خدایا ممنون و سپاسگزارم که استادم همیشه سلامت زنده شاد توانمند دستان خودت قراردادی تا به ما کمک کنه خدایا شکرت استاد فگعزیزم بینهایت سپاسگزارم
خیلی لذت بخش با مهربانی کلی چیز بدست آوردم در همین یک متن که درسته بخاطر ندارم ولی نوشتم اونها رو و با مهربان بودن که فقط یکی از ویزگی خداوند کلی چیز دریافت کردم اگر کل خصوصیت خدا ند درک کنم چیمیشم خدایا شکرت
خیلی لدت بردم که وقتی نوشتهای باور ساز این آگاهی ها وارد دهنم میشه به شکل ا لیه خودم تبدیل میشم بینهایت سپاسگزارم برای تک تک کلمات این نوشتها برای تک تک کلماتی که از فایلها شما کسب کردم بینهایت بینهایت بینهایت سپاسگزارم
با سلام خدمت شما
بالاترین قدرت اراده خداوند در جهان مهربانی است که در ذات انسان قرار داده تا از آن به خوبی استفاده کنیم و به خواسته هایمان برسیم،با مهربانی با انسان ها برخورد کنیم و همسو با اراده خداوند به دلیل و بدون شک انتخاب کنیم که در رابطه با خودمان و دیگران مهربان باشیم به این خواسته ها هم خواهیم رسید عشق مهربانی ثروت زیرا که تمام صفات خوب اول درون مهرت از ذهن ما باید شکل بگیرد و با احساس خوب میتونیم به آرزوهایمان برسیم،
وقتی در رابطه با یک آرزوی خودمان احساس خوبی داریم و مطمئن هستیم که با قدرت اراده خداوند باب سعی و تلاش و در مسیر بودند و مهربانی و عشق می توانیم به مسیر خودمان ادامه بدهیم و به آرزوی ها۳ مان برسیم چرا ان تماس کنیم چرا تعهد خودمان را از خدا با گریه و اجزا ناله انجام دهیم چرا با احساس خوب مهربانی انجام ندهیم،
از نظر من بالاترین قدرت می توان مهربانی باشه زیرا اگر یک انسان ذات مهربانی داشته باشد و ذات مهربان در همه انسانها است اما گاهی ما آگاهی کامل را نداریم و از اون استفاده نمیکنیم اما انسان هایی هم هستند که ذات مهربانشان قوی تر است بر حجم و نفرت و کینه آنها و همیشه مهربانی می کنند بدون انتظار از کسی،
من هم از امروز تصمیم گرفتم که در همه رفتار و اعمال خود با مهربانی و با دوست داشتن و عشق برخورد کنم تا همسو با اراده خداوند به آرزوها و خواسته های خودم برسم و در جهان مادی اونها رو تجربه کنم و از زندگی لذت بیشتری ببرم،
با تشکر از شما
سلام به همه عزیزان همراه
خدایا شکرت برای این آگاهی های امروز
سپاس آقای عطار روشن
شاید یکی از سخت ترین کار دنیا برای من اگر نخواهم بگویم که سخت ترین کار دنیا برای من دوست داشتن خودم وقت گذاشتن برای خودم و خرید کردن و انجام کاری برای دل خودم هست
وقتی خوب نگاه میکنم می بینم همیشه بی کیفیت ترین وقت،زمان و پول رو برای خودم اختصاص داده ام
آنقدر که دیگه وجودم به گورستانی از آرزوهایم تبدیل شده چون مدام منتظرم اتفاقی بیفته و من به آرزوهام برسم غافل از اینکه تا زمانی که من برای خودم ارزش قایل نباشم دنیا هم مرا به خداسته هایم نخواهد رساند
یادمه یک روز رفته بودم برای ارتباط گیری با کودک درونم مداد رنگی بخرم و از قضا باید چیزی رو میخریدم که واقعا دوستش دارم یادمه اونقدر دلشوره گرفته بودم که به سختی نفس میکشیدم ولی همون موقع دخترم یک دفتر خاطره خواست بخره بدون تعلل براش خریدم
من اعتراف میکنم بعد ۵۰ سال زندگی بلد نیستم برای خودم وقت و انرژی و پول صرف کنم و شاید این مهم تریم علت نا کامی های مکرر من هست
ثروت و شادی از انرژی های لطیف و زیبای کاینات هستند ولی بی احترامی و بی توجهی به خود انرژی مخالف ثروت و شادی هستند
من سالهای سال به اسم گذشت به اسم احترام به مادر و پدر به بهانه حفظ رابطه و صله ارحام خودم رو له کردم و انتظار داشتم خدا به خیر و نیکی برامجبران کنه من فکر میکردم احترام به پدر و مادر یعنی به توهینها و طعنه و کنایه های اونها چیزی نگفتن و به رابطه بیمار ادامه دادن
فکر میکردم رابطه خانوادگی را هر طور هست باید حفظ کرد نباید قطع رحم کرد .و احازه میدادم خواهرم هر طور دوست داره با خودم و بچه هام حرف بزنه و رفتار کنه مثلا هر وقت حوصله نداره سر بچه هام داد بزنه با لحن بد صحبت کنه یا کممحلی کنه و واقعا بلد نبودم چنین رابطه ای را مدیریت کنم
من اونموقع بلد نبودم و البته فکر میکردم دختر فداکار خونه منم ولی دست آخر چشم باز کردم دیدم در نهایت بی عزنی دارم به اون روابط ادامه میدم و زندگیم اصلا زیبا نیست و بچه هام دارند عزت نفسشون رو از دست می دهند
من دچار شرکبودم و هستم من نا خوداگاه در مقابل ادمهای پولدار و شیک پوش و به ظاهر موفق و با سواد خودم رو گممیکنم و جلوشون احساس ناخوبی به خودم دارم
من خودم و دستاوردهایم را همیشه دست کممیگیرم
من خودم تمام تحقیر های اطرافیانم رو ادامه دادم و خودم شدم بدتر از اونها
مدتی ست آگاهی پیدا کرده ام و واقعا دارم تلاش میکنم که به خودم و خواسته هام احترام بگذارم خیلی کار دارم ولی چاره ای جز صبر و تلاش مداوم ندارم
من سالهای سال فکر میکردم داشتن احساس گناه مداوم کمک میکنه که دیگه اشتباه نکنم و خدا هم اینطوری من رو بیشتر دوست داره.تقوا برای من مساوی بود با احساس گناه مداوم داشتن و اعتماد نکردن به خودم .همیشه قکر میکردم اگه من خیلی به خودم اعتماد داشته باشم مغرور میشم و منکر خدا میشم
ولی الان معنی غرور و منیت و احساس گناه رو فهمیدم و می دانم داشتن اعتماد به نفس متیت نیست داشتن عزت نفس به معنی غرور و….نیست
من الان باور دارم که نحوه ارتباط و احترام من با خودم مشخص کننده رابطه دنیا با من هست
سلام خدمت دوستان و استاد بزرکوارمان جناب آقای عطار روشن عزیز ممنونم بابت این همه اگهی های که به ما در این دوره ها می دهی که باعث می شوند صفت مهربانی و مهربان بودن در دنیا گسترش پیدا کنه که همین امر باعث عدالت در دنیا و ظهور سریعتر آقا امام زمان عج در دنیا می شود .
بله ابتدا باید اول مهربانی و مهربان بودن را از خودمان و از افکارمان شروع کنیم که این یک اصل هست که اگر هر کسی مهربان بودن را از افکار و خودش شروع کند باعث ایجاد مهربانی و گسترش دوست داشتن هم نوع می شود و وقتی افکارمان را سالم کردیم و افکار منفی را از ذهنمان کم کردیم و افکار مهربانانه را در خودمان تقویت کردیم باعث میشود که ابتدا با خودمان در صلح باشیم و بالطبع با بقیه افرادی که با ما در ارتباط هستند مهربان باشیم و باعث شادی درونی خودمان و بقیه افراد می شود .
نشان های دریافت شده
به نام خدای بی نهایتی که از عشق و مهربانی زندگی مرا گسترش میدهد ♥️.
تقدیم درود و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر در آکادمی بهشت تناسب🌷
چقدر ما خوشبخت و پر از نیک فرجامی هستیم که در مسیر تغییر قرار گرفتیم و این آگاهی های ناب و نو رو می آموزیم.
شاید خیلی از ما معنا و کاربرد درستی برای معنای مهربانی تاکنون یاد نگرفتیم. شاید در ذهن بسیاری از ما اینطور جا افتاده باشه که مهربانی یک عمل و فعل هست نه یک تفکر … و یا سطحی بالاتر از اون : یک سبک زندگی.
پس ما بسیار خوشوقتیم که دیدگاههای تازه و نو در این مسیر می آموزیم و به سمت کمال نزدیک و نزدیک تر میشیم.
و بسیار زیباست که ما مهربانی رو در همه جنبه های زندگی مون حتی انتخاب فکر هامون به کار ببریم. واقعا من تا قبل از خوندن مطالب این جلسه کاربرد و معنای مهربانی رو در فکر و احساسم نمیدونستم و انگار میکردم مهربانی یک عمل و فعل هست. یا حتی مهربانی با خود یعنی عدم سرزنش خود. اما اینکه حتی به چه موضوعی فکر کنیم و فکرهای مثبت در ذهنمون پرورش بدیم یک درس بزرگ بود که اموختم. و همینطور میشه که وقتی مهربانی در فکرمون گسترش و افزایش پیدا میکنه بر تمام زندگی مون محیط میشه چون تمام زندگی تحت تاثیر فکر ما هست. و وقتی فکرهای مهربان انتخاب میکنیم باورهامون و تمام فضای درونمون هم مهربان و لطیف میشه و این انرژی گرم و مهربان از درون ما به بیرون منعکس میشه.
تجربه شخصی که من در این زمینه دارم این هست که اوایل استخدامم که تازه تدریس رو شروع کرده بودم بسیار با دانشحویانم جدی و سختگیر بودم گرچه در دل بی نهایت دوستشون داشتم و براشون وقت و انرژی میگذاشتم اما همیشه شیطنت و رفتاری نشون میدادن که من عصبانی بشم. چندین مورد هم کار به گروه و یا کمیته لنضباطی کشیده شد حتی، رفته رفته با حقایق و اگاهی های بیشتری که در زندگی و شغلم مواجه شدم به این درک رسیدم که باید این محبت رو که در قلبم نسبت بهشون دارم در رفتارم هم بیشتر ابراز کنم. کم کم سختگیری و جدیت م رو به تعادل رسوندم. و عشق و مهربانی بیشتری در رفتار و گفتارم بهشون نشون دادم و واقعا الان به وضوح دارم می بینم که خیلی ساله هیچ مساله و دلخوری و عصبانیتی باهاشون ندارم با عشق درس میخونن با انگیزه سر کلاسم میان و با اشتیاق کلاسها رو دنبال میکنن. و حتی الان دانشجویانی دارم که حدودا ده سال پیش در کلاسم حضور داشتن و هنوز که هنوز هر چند وقت تماس میگیرن و حالم رو می پرسن. و یا مسائل شخصی شون رو صادقانه به عنوان یک معتمد و محرم با من درمیون میگذارن و مشورت میکنن.
این یک بعد از تاثیر مهربانی در زندگی من بوده. و حالا که بعدهای تازه ای از مهربانی رو دریافتم پس میتونم براحتی وارد فصلی جدید و مهربان از زندگیم بشم که نتایج و ثمره های بیشتر و دلنشین تری به دنبال داشته باشه. و از اونجا که خداوند ِ بی نهایت ِ گستراننده همیشه از روی عشق و مهربانی زندگی ما رو گسترش میده، وقتی در همه جنبه های زندگیم مهربانی رو افزایش بدم خداوند هم پاداش این افزایش رو به من میده. و من بیش از قبل مورد نیروی بی نهایت و گستراننده ی خدواند قرار میگیرم و نعمت و فراوانی بیشتری در زندگی من جاری میشه
پس از این لحظه به بعد نسبت به آگاهی جدیدم مسئولم و در ازای این مسئولیت مهربانی بیشتری خواهم داشت 🙏🕊️