تا قبل از آشنایی با قوانین جهان هستی، مفهوم شاد بودن را نمیدانستم و نگرش من به زندگی اینگونه بود:
چگونه به آرزوهایم دست پیدا کنم؟
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.
امتیاز 4.28 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
من هم تا قبل از اینکه با نوشتهای باور ساز آشنا بشم همش سوالم این بود که چطور میتونم خونه رویایی بدست بیارم چطور میت نم در سلامتی ماوراطبیعی زندگی کنم چطورمیتونم ماشین ۲۰۶ سفید بدستش بیارم چطور میت نم یه رابط خوبی با خانوادهام داشته باشم و کلی چطورهایدیگه
من به این درک رسیدم که تغییر نگرش خیلی تفاوت داره در سخن گفتن با زبانم همه چیز میگم عقیده دارم من خیلی خدای خودم میشناسم اینجوری فکر میکردم هفته پیش میخواستم برم باغ که همسرم آبیاری کنه تنها نباشه صبح زود بیدار شدیم به محص اینکه چشمام باز کردم کلی باورهایی که داشتم اومد جلوی چشام چقدر ترسیدم
اینکه حالا میخوای بری باغ همسرت میره دنبال آب تا آب راهی کنه بیا تو باغ تو تنها هستی اونجا یکی بیاد یه حیوانی بیاد صبح زود نزدیک به کوه تو تنهایی چکار میکنی خلاصه بحدی ترسیدم که میخواستم بگم نه نمیام گفتم عه زشته گناه داره همسرم تنهاست بهتر که یکی پیشش باشه تازه کلی خودم آروم کردم که خدا هست مراقبته زشته بعد از سه سال عصو سایت بودن تازه داری میگی میترسم با خودم میگفتم که ترس ابزار شیطان اون میخواد کاری کنه تو رو از خدا دور کنه خلاصه کلی حرف با خودم زدم راه افتادم حتی زمانیکه داشتم میرفتم باغ بازم میترسیدم گفتم خیلی زشته تو الان غرق در خدایی هر چیزی نگاه میکنی تجلی خدا ند اونوقت از چی میترسی خلاصه خودم آروم کردم خدا هم کمک کرد که ما رفتیم یه آقایی قبل از ما زحمت کشیدن آب تا باغ خودش کشیده بود
تا باغ ما راهی نبود پن تنها تو باغ نموندم این نشون میده که از حرف تا عمل خیلی راهه تا موضوعی درک نکنی در حد یه حرف یه آموزش تو دهن تو میمونه
من فیلم راز نمیدونم جند سال پیش ولی خیلی وقت پیش دیدم خیلی نتونستم ازش چیز یاد بگیرم تصمیم دارم یک بار دیگه ببینم ببینم این دفعه چقدر با دفعه قبل تفاوت داره
من قبلا شنیده بودم که نگرشتو به هر چیزی تغییر بدی اون چیز برای تو تغییر میکنه و من از این موصوع هم استفاده کردم برای بدست آوردن سلامتی که برای تمرکز روی بیماری به سلامتی شفا تمرکز کنم و خدا رو شکر موفقم شدم و الانم یاد گرفتم بجای آرزو کردن بگم پن چی میخوام بگم من دوست دارم خونه رویایی تجربه کنم دوست دارم ماشین ۲۰۶ سفید تجربه کنم
من از دیروز نا حالا دیگه آرزو نمیکنم میگم دوست دارم تجربش کنم ه آرزویی
دوست دارم لاغر شدن تجربه کنم
دوست دارم سلامتی ماورا طبیعی تجربه کنم
دوست دارم پولدار شدن ثروتمند بودن تجربه کنم
دوست دارم روابط عالی با انسانها رو تجربه کنم
کاملا قبول دارم از اینکه جملهای بالا پس و پیش بگم من لاعر نمیشم یا پولدار و سلامت نمیشم زمانی من به خواستم میرسمکه باور کنم هر چیزی که من نیاز دارم بشکل فراوان و وفور نعمت در انبار خداوند یا دایره قدرت خداوند به وفور یافت میشه و هر کس بخواد میتونه ازش استفاده کنه منم یکی از اونها
من دوست دارم سلامتی ماورا طبیعی تجربه کنم
من دوست دارم پولدار بورن و ثروتمند بودن تجربه کنم
من دوست دارم روابط عالی با انسلنها رو تجربه کنم
حالا یاد گرفتم چطور میتونم به آرزوهام برسم با استفاده از قدرت ارداده خداوند که مسئول آفرینش تمام مخلوقات من میتونم آرزوهام تجربه کنم وقتی خدا ند مسئول آفرینش پس مُیول زندگی من هم هست من میخوام با استفا ده از قدرت اراده خداوند و همسو شدن با اون به آرزوهام برسم چند روز که دارم هواسم جمع میکنم که الهامات خدا رو دریافت کنم همسو با اراده خداوندم بشم آرزوهام تجربه کنم لدت ببرم سپاسگزار خدا ندم بشم خدایا شکرت که منو با نوشتهای باور ساز آشنا کردی و ممنونم استاد گرانقدر عالی مقام که من رو هدایت کردی تا از این مسیر بتونم زندگیم تغییر بدم خدایا شکرت همیشه زنده باشید
من این کار و انجام میدادم که هر آرزویی میکردم دیگه به چطور فکر نمیکردم میگفتم توپ ميندازم تو زمین خدا و قدرت هم در دستان خداوند
بخش منفی وجودمان همیشه میخواد کاری کنه که ما منصرف بشیم تو نمیتونی لاغر بشی مگه لاغر شدن به این سادگیها ست مگه مشکلدار شدن الکی و کلی مگه های دیگه وکه بر اساس اراده شخصی ما صورت میگیره اما برای اینکه با اراده خداوند همسو باشیم از خلاقیت خداوند استفاده میکنین و خلاقیت خداوند یعنی اینکه به هدفت اعتماد کن تمرکزم بدار روی تجربه کردن اهدافت
خداوند خلاقیت لازم برای هدایت مت به سمت خواستهام داره
و من برای رسیدن به آرزوهام از مهربانی خدا استفاده میکنم تا اراده شخصی کمرنگ کنم اراده خداوند پرنگ
من به خدا ایمان دارم که مرا در جهت گسترش زندگی و تجربه کردن آرزوهایم هدایت میکند خدایا شکرت
من گفتم که به نطرم من آدم مهربانی هستم و همیشه سعی میکنم با مهربانی زندگی کنم و الان سعیم بیشتر میکنم تا همسو با اراده خداوندم باشم از صفات خدادندم بیشتر بهرمند بشم
منهم کاملا قبول دارموقتی من فرد سلامتی نباشم فرد مهربانی و شاد ی نیاشم تصور کنم هر آنچه نیاز دارم در بهترین و بالاترین حد خودش دارم چه لدتی برای من داره اون زمان برام ارزشی نداره چون قط استفاده میکنم اما هیچ لدتی نمیبرم در نتیجه سپاسگزار دریافت نعمت هم نیستم پس آن چیز از من باز پس گرفته خواهد شد
یعنی اگر فکری که در سر دارم احساس منو خوب کنه اشتیاق و انگیزه شادی و نشاط در من ایجاد کنه فکر من مهربانانه است و فکر من به واقعیت زندگیم تبدیل میشه آرزوی من تجلی پیدا میکنه و اگر فکری که در سر دارم سراسر خشم ک کینه نفرت و بدی باشه فکر من نامهربانی ست باعث میشه من دیرتر به آرزوم برسم
امشب متوجه شدم کهدمهربانی را باید از افکارم شروع کنم که این عمیق ترین نوع دوست داشتن خودتان است فکرش و هم نمیکردم که فکرم مهربان باشع یعنی من خودم بیشتر دوست دارم اینو کاملا قبول دارم یکم درکش کردم که خودتو دوست داشته باشی نیاری نداری دیگران دوستت داشته باشن من فکر میکنم هنوز ب ه حد کافی خودم دوست ندارم چون احساس میکنم نیاز دارم منو دوست داشته باشن
.
من بخشی از قدرت اردداه خداوندم هستم و تکه ای از قدراگت اراده خداوند در وجود من نهفته است
من رابطه خوبی با خودم و خداوندم دارم زیرا هر آنچه که خداوندم آفریده خوب است
من قصد کردهام در تمام تصمیمات روزمره نسبت به خودم مهربان باشم
من آفریده خداوند هستم همین دلیل کافی که با خودم مهربان باشمو خوب رفتار کنم
میدونید استاد از بچگی تو گوش من خوندن که رفتی مدرسه خوراکی نداشتی از دوستت چیزی نگیری چون فکر میکنن ما گدا هستیم همین یک جمله کافی تا آخر عمرم دیگه کمک کسی رو قبول نکنم الانم همین طور کلی وسیله دستم یکی از مردان ساختمان بنا بر وجدان میخواد کمک کنه وسیلها رو اما من قبول نمیکنم جون میکنم دیگه نفسم قفس میشه تا طبقه شگسوم بیام اما حاصر نمیشم کسی کمکم کنه ولی الان فهمیدم که کمک کردن یکی از اصول معاشرت کردن و همیشه هم شنیدم که اگر تو آپارتمان زندگی میکنی فقط با افراد اون ساختمان سلام و علیک همین بست چون از رازت سر در میارن علیه تو استفاده میکنن الان دیگه سال که تو این ساختمان زندگی میکنم فقط سلام علیک میکنم با اهالی ساختمان
اراده شخصی من تاکید داره که این همه زمان میذاری مینویسی بجاش خونتو تمیز کنم
اراده شخصی من میگه مهربان نباش درب پارکینگ برای خانمی که کوچکتر از توعه باز نکن پرو میشه
اراده شخصی من یاد آوری میکنه به هر کسی زیادی مهربانی کنی فکر میکنه نادانی ازت سوی استفاده میکنه
اراده شخصی من میگه هواست به دخترت باشه به فکر جهیزیه اش باش
که خدای من چقدر بزرگ و مهربان که انسانهارو برای کمک کردن به من قرار داده تا دستان خدا ند برای کمک کردن به من باشن تا من به آرزو هام برسم اونها رو تجربه کنم
خدایا ممنون و سپاسگزارم که انسان شریف و علیقدری چون استادم برام فرستادی تا دستان تو باشه برای کمک کردن به من تا منو به هدفهای برسونه خدایا ممنون و سپاسگزارم.زارم برای استادم و خدایا ممنون و سپاسگزارم که استادم همیشه سلامت زنده شاد توانمند دستان خودت قراردادی تا به ما کمک کنه خدایا شکرت استاد فگعزیزم بینهایت سپاسگزارم
خیلی لذت بخش با مهربانی کلی چیز بدست آوردم در همین یک متن که درسته بخاطر ندارم ولی نوشتم اونها رو و با مهربان بودن که فقط یکی از ویزگی خداوند کلی چیز دریافت کردم اگر کل خصوصیت خدا ند درک کنم چیمیشم خدایا شکرت
خیلی لدت بردم که وقتی نوشتهای باور ساز این آگاهی ها وارد دهنم میشه به شکل ا لیه خودم تبدیل میشم بینهایت سپاسگزارم برای تک تک کلمات این نوشتها برای تک تک کلماتی که از فایلها شما کسب کردم بینهایت بینهایت بینهایت سپاسگزارم