تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجله ها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که می خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
💬 چرا اشتباه در انتخاب روش لاغری، هی تکرار میشه؟
چون ته دلمون یه صدای آشنا زمزمه میکنه:
«تو نمیتونی… تو بازم شکست میخوری.»
و وقتی بارها تجربهی تلخ شکست رو چشیدیم، ذهنمون سریعتر جذب وعدههای قشنگ و توخالی میشه.
☠️ اینجاست که میافتیم توی تلهی خطرناکِ تلاش برای نجات فوری؛ همون لحظههایی که فقط دنبال یه راهحل سریع و قشنگ میگردیم، نه راهی درست.
🔍 ولی اگه فقط یه لحظه مکث کنیم، یه قدم عقب بیایم، احساساتمون رو ببینیم و ذهنمون رو آموزش بدیم، اون وقت دیگه نیازی به نجات فوری نداریم…
چون خودمون، با آگاهی، داریم خودمون رو از تکرار اشتباه در انتخاب روش لاغری نجات میدیم. از ریشه. از درون. 🌱
🧘♀️ لاغری واقعی یعنی آرامش ذهن + تغییر تدریجی
همهی اون روشهایی که قبلاً امتحان کردی، یهجورایی فقط به بدن فشار میآوردن، ولی روحت رو فراموش میکردن.
🌈 اما روش ذهنی، دقیقا برعکسه:
اول روحتو آروم میکنه، عزتنفس رو برمیگردونه، بعد کمکم تغییرات رفتاری و جسمی خودشون ظاهر میشن.
❓اگه روشی باعث بشه جسمت لاغر شه ولی روحت زخمی بشه، واقعاً ارزش داره؟
جواب واضحه: نه.
🔁 نذار اشتباه در انتخاب روش لاغری، تبدیل بشه به تکرار زخمهای قدیمی.
اینبار از خودت شروع کن. از ذهنی که تو رو واقعاً درک میکنه، نه قضاوتت.
🧡 دعوت به تغییر
تو هم میتونی مثل من، از اون چرخهی اشتباه در انتخاب روش لاغری بیرون بیای.
کافیه تصمیم بگیری، فقط یه بار، یه جور دیگه نگاه کنی.
👣 شروع کن به بازبینی مسیرهای قبلیت، احساساتت رو بشناس، ذهنت رو آروم کن.
و مطمئن باش که تو هم میتونی از اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و وارد مسیری بشی که پایدار، واقعی و خوشحالکنندهست.
✍️ تمرین آموزشی 📖
بیایید با هم یه نگاه واقعی بندازیم به اشتباه در انتخاب روش لاغری گذشتهمون:
- چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداد؟
- چرا اون روش رو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی یا فقط ترسیده بودی؟
- بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
- آیا حاضری به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنی؟
🪞 یادت باشه: روشی که انتخاب میکنی باید هم جسمت رو درمان کنه و هم احساست رو. اگه فقط یکی رو خوب کنه ولی اون یکی رو خراب، دوباره چاقی برمیگرده؛ شاید هم بدتر از قبل…
📝 در بخش نظرات بنویس:
- تو چند بار گول روشهای لاغری رو خوردی؟
- از کدوم اشتباه بیشتر ناراحت شدی؟
- آیا آمادهای با ذهن، لاغری رو از درون بسازی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.84 از 292 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



به نام خدای مهربان
سلام و درود بی کران خدمت استاد عطار روشن عزیز
و دوستان هم مسیر سایت تناسب فکری
یه زمانی از یادآوری حماقت هام وقعا ناراحت میشدم و اشک میریختم ولی خدا رو هزاران هزار بار شکر باور دارم در مسیری هستم که برای همیشه متناسب میمونم
من مثل خیلیا از تبلیغات اینستا و تعریف دور و بر گول خوردم
یکی از اشتباهاتم این بود که در اینستا گفتن روش لاغریه که دو هفته ای پنج کیلو کم میکنی بدون شل شدن پوست و ریزش مو تازه تاکید میکردن که این روش ما صورت شما رو هم پرتر و شاداب تر میکنه
من واقعا خسته بودم اضافه وزن زیادی نداشتم امااا ذهنم همش درگیر پوست شل شکمم بود
تو پی وی شماره ام رو گذاشتم و باهام تماس گرفتن من اونروزا خیلی احساس تنهایی میکردم و از اینکه آدما به راحتی گولم میزدن خودمو سرزنش میکردم
طرف باهام صحبت کرد و گفتم مبلغ زیادیه و من شرایط پرداخت ندارم بهم گفت در چهار مرحله پرداخت کن هر دفعه پرداخت کردی من برات ارسال میکنم اینقدر درمانده بودم که باورش کردم بهش گفتم از دمنوشها متنفرم و خیلی صمیمی صحبت کرد و گفت وقتی لاغر بشی دعام میکنی پول رو واریز کردم و وقتی بسته به دستم رسید به قدری عصبانی بودم که فقط خودمو سرزنش میکردم از حماقتم ، از ذلیل بودنم ، از سادگیم ، از احمق بودنم و وقتی تماس گرفتم و اعتراض کردم گفت این فرق داره و بعد با گستاخی تمام جوابم رو داد و بلاکم کرد و دنیا رو سرم خراب شد
من دلم میخواست لاغر بشم ولی چون احساس ناتوانی داشتم دنبال کمک گرفتن بودم احساس میکردم باید یکی دستمو بگیره ولی کسایی دستام رو میگرفتن که برای پر شدن جیب خودشون از من میخواستن بالا برن
برای رژیم گرفتن هم پیش دکتر تغذیه رفتم ولی یه سری غذاهایی تو برنامه بود که منو از زندگی کردن متنفر میکرد واقعا وقتی کنار وایمیستم و به خودم نگاه میکنم میبینم برای حل مشکل چاقی به همه جا چنگ انداختم و از همه کمک خواستم الا از خودم
( آب در کوزه و ما گرد جهان میگردیم )
بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
صد در صد خودم رو چون اینقدر ساده لوح بودم که اجازه داده بودم اون فرد به راحتی ازم سوءاستفاده کنه
و برای اینکه تو این مسیر برای خودم شریک جرم داشته باشم طرف مقابل رو هم مقصر میدونستم که آدم نامرد و بد ذاتیه که برای پول دست به هر کاری میزنه
آیا حاضری به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنی؟
من اگر الان اینجا هستم و هر روز مشتاقانه فایل گوش میدم و ذهنم آزاد و رهاست برای اینه که اولا قبول کردم که اشتباه از ذهن منه و من قبلا مسیر اشتباهی رو طی کردم و سایت تناسب فکری تنها ترین راه رسیدن من به تناسب اندام ایده الم هستش
و با تمام وجودم تو این مسیرم که با ذهنم ، لاغری رو از درون بسازم و با حمایت خدای مهربون میسازم🧜✨️
سلام استاد عزیز و بقیه عزیزان
تو این فایل من از اونجایی به فکر فرو رفتم که گفتین چاقی یاد گرفتنیه
من از بچگی یعنی نوزادی تپل نبودم! یعنی حتی تا 3 سالگی اینا که عکس دارم لاغر بودن هر موقع که تپل بودن میرفتم میدیدم خودم رو خیره میشدم به عکس و خودم رو سرزنش میکردم میگفتم چرا همون رو ادامه ندادی چرا یکدفعه چی شد همه بهم میگفتن تو ژنتیکی چاقی و بعدش من میگفتم اما من توی عکس بچیگیم لاغر بودم باز میگفتن نه تو الان بزرگ شدی ژنتیکیت به خانواده ی پدریت رفته! اصلا الان خندم گرفت
یعنی یک حرف های استاد من میشنیدم که اصلا یعنی اصلا قابل باور نیستند اما من باور میکردم خوب میگفتم اونا درست میگن بزرگترن
با ولی استاد مخصوصا یک فرد چاق اگه میگفت آره من ژنتیکی چاقی یا به خاطر برنجه و… من بیشتر باور میکردم !
من بارها هم خودم رو سرزنش کردم هم میگفتم این مسیر و رژیم واسه یه من نیست اما خوب گاهی اوقات میگفتم مشکل امن الان مدتی هست که در سایت هستم و خبر فوق العاده اینکه نتیجه هم گرفتم و اصلا هم خودم رو وزن نکردم و دارم به اندام مورد علاقم و متناسبم نزدیک و نزدیکتر میشم و من دارم الان نتیجه میزنم اما به این معنی نیست که ذهنم ساکته هنوزم حرف میزنه که بگه نه نمیشه اما هر بار که میگه میگم ببین نتیجه داده ها ببین تو سختی کشیدی تو دمنوش تلخ خوردی ( آنقدر تلخ بوده هنوز یادمه ( آنقدر تلخ بود که هنوز یادمه😅)
مثلاً ۹ و ۱۰ سالگی یادمه شروع کرده بود به رژیم های سخت من خیلی از روش های برای لاغری رفتم که نتیجه ها پایدار نبود و آنقدر سخت بود که دیگه نمیشد ادامه داد هنوز وقتی یادم میاد تعجب میکنم که چطوری میتونیم اون همه سختی رو تحمل کنم و واقعان رژیم گرفتن سخته و هم علکی سال های سال گول خوردیم که هر رژیمی و هر سبکی میگفت بیا اینو امتحان کن دیگه وزنت بر نمیگرده و اتفاقا بیشتر از قبل برمیگشت !
اما هر بار خداروشکر میکنم که منو با سایت تناسب فکری و استاد مهربانی مثل شما و دوستانی که در مسیر متناسب و اندام مورد علاقشون هستن آشنا کرد
🦋 به نام خداوند بخشنده مهربان 🦋
**فرانک: مسیری پر فراز و نشیب به سوی سلامتی و تناسب اندام**
**مقدمه: شروعی تلخ در جوانی**
سلام استاد عطاروشن گرامی و عزیز
امروز اینجا هستم تا داستانی را با شما در میان بگذارم؛ داستانی که شاید برای بسیاری آشنا باشد، داستانی از تلاشهای بیپایان برای رسیدن به وزنی ایدهآل که همیشه دستنیافتنی به نظر میرسید. از سن ۱۷ سالگی، زمانی که نوجوانیام تازه شروع شده بود، تا سن ۴۰ سالگی، زندگی من با چرخهی معیوب رژیمهای لاغری گره خورده بود. هر بار که در آینه به خودم نگاه میکردم، تصویری از آنچه که باید باشم را نمیدیدم و این حس ناخوشایند، انگیزهای برای شروع یک رژیم جدید میشد؛ رژیمی که قولِ رسیدن به ایدهآل را میداد، اما در نهایت، جز ناامیدی و اضافهوزن بیشتر، چیزی به همراه نداشت.
**فصل اول: تنوع رژیمها، یکسان بودن نتیجه**
یادم میآید اولین تجربهی جدیام، حذف صبحانه و شام و خوردن فقط یک وعده ناهار بود. فکر میکردم با کم خوردن، وزنم کم میشود، اما حقیقت این بود که نه تنها لاغر نشدم، بلکه گرسنگی دائمی، تمام انرژیام را میگرفت و تمرکزم را از بین میبرد. انگار بدنم در حال اعتصاب بود.
بعد از آن، به سراغ رژیم “ستمسم” رفتم. این رژیم دنیای عجیب و غریبی داشت: روز اول فقط سیبزمینی پخته، روز دوم فقط تخممرغ، روز سوم فقط مرغ پخته، روز چهارم سبزیجات خام و روز پنجم بادام درختی و زمینی. شاید یک سال تمام این چرخه را تکرار کردم. تنها نتیجهاش کاهش وزن ۶ کیلویی بود که آن هم پایدار نبود و بعد از مدتی، وزنم بازگشت. تصور کنید چه عذابی بود که هر روز فقط یک طعم و یک بافت را تجربه کنی!
رژیمهای معروف هم از قلم نیفتادند. یادم هست دکتر معروفی که سمینارهای پر سر و صدایی داشت، با تاکیداتش روی «کالری شماری» و «ترس از غذا»، استرس وحشتناکی به من وارد کرد. احساس میکردم هر لقمهای که میخورم، گناه بزرگی مرتکب میشوم. این استرس، خودش باعث پرخوری عصبی میشد.
و اما رژیم شیر و دارچین؛ تنها یک لیوان شیر داغ که با دارچین و کمی عسل طعمدار شده بود، تنها خوراک من در طول روز بود. گرسنگی در این رژیم، عذاب واقعی بود. گویی بدنم از درون در حال تحلیل رفتن بود.
رژیم سوپ هم بخشی از این ماجرا بود. مخلوطی از سبزیجات در آب مرغ که تنها غذایم بود. طعمش بعد از مدتی تکراری و خستهکننده میشد و اشتیاقی برای ادامه باقی نمیگذاشت.
رژیم شربت، شاید یکی از عجیبترینها بود. مقدار زیادی آب را با عسل، آبلیمو، دارچین و زنجبیل مخلوط میکردم و تمام روز فقط همین نوشیدنی را میخوردم. بدن در این شرایط، به شدت احساس کمبود مواد مغذی میکرد.
رژیم «رویین دوژ» از نظر سختی، تجربهای وحشتناک بود. یک روز فقط آب میخوردی، روز دوم فقط پروتئین و روز سوم فقط سبزیجات. این چرخه تکرار میشد و تحملش به شدت طاقتفرسا بود. احساس میکردم بدنم را شکنجه میدهم.
رژیم خام گیاهخواری، که در آن فقط مجاز به خوردن سبزیجات خام بودم، نیز گرچه سالم به نظر میرسید، اما به دلیل محدودیت شدید و عدم پخت غذا، برایم قابل تحمل نبود و احساس میکردم بدنم مواد مغذی کافی را دریافت نمیکند.
و در نهایت، رژیم کانادایی؛ گرسنگی در این رژیم بیداد میکرد. بعد از آن، نه تنها احساس سیری نمیکردم، بلکه بیاشتها، خسته و افسرده میشدم. انگار تمام انرژیام تحلیل رفته بود و لذتی از زندگی باقی نمانده بود.
**فصل دوم: امیدهای واهی و سقوطهای دردناک**
در کنار این رژیمهای سخت، همیشه به دنبال راهحلهای سریع و آسان بودم. قرص سرکه سیب یکی از این امیدهای واهی بود. ساعتها در عطاریها و داروخانههای تهران و کرج دنبالش گشتم، اما نه تنها اشتهایم را کم نکرد، بلکه هیچ تغییری در سوخت و ساز بدنم ایجاد نکرد. فقط قرص میخوردم و هیچ اتفاقی نمیافتاد. یک هزینهی اضافی و یک ناامیدی بیشتر.
اما تجربهی قرص «ونوستات» از همهی اینها بدتر بود. این قرص، بدن را دچار اسهال شدید میکرد و مجبور بودم مدام به دستشویی بروم. بله، وزن کم کردم، اما این کاهش وزن، سالم و پایدار نبود. به محض قطع مصرف قرص، تمام وزن برگشت و انگار تمام آن تلاشها و سختیها دود شده و به هوا رفته بود. حس میکردم عمری تلاش کردهام و نتیجهاش این شده که دوباره به نقطه اول برگردم، یا حتی بدتر.
**فصل سوم: ترس از غذا، ریشهی چاقی**
شاید عجیب باشد، اما ریشهی اصلی مشکلات من، نه فقط خودِ غذا، بلکه «ترس از غذا» بود. هنوز هم این ترس تا حدی با من هست. احساس میکنم اگر غذا بخورم، چاق میشوم، مریض میشوم و حتی ممکن است بمیرم. نخوردن غذا برایم به نوعی «خطا» تبدیل شده بود؛ گویی خوردن، گناه است. این چرخه معیوب ترس و گناه، خودم را در دام اضافه وزن و احساسات منفی گرفتار کرده بود. هر بار که شکم دردم میگرفت یا احساس سیری میکردم، بلافاصله خودم را سرزنش میکردم که چرا این غذا را خوردم.
**فصل چهارم: تولدی دوباره با «تناسب فکری»**
تمام این تجربههای تلخ، مرا به این نقطه رساند که بفهمم تمرکز صرف بر جسم، بدون توجه به ذهن، محکوم به شکست است. فشارهای جسمی و محدودیتهای غذایی، نه تنها مرا لاغر نکرد، بلکه سلامت روانم را نیز به شدت تحت تاثیر قرار داد.
امروز، من آمادهام تا رویکردم را کاملاً تغییر دهم. دیگر به دنبال کاهش وزن سریع و راههای میانبر نیستم. میخواهم با رویکرد «تناسب فکری»، ذهن خودم را تربیت کنم. میخواهم یاد بگیرم که چطور با غذا آشتی کنم، چطور ترس از غذا را کنار بگذارم و چطور بدنم را دوست داشته باشم. میخواهم بدانم که سلامتی واقعی، تنها با کاهش وزن به دست نمیآید، بلکه با آرامش درونی، تغذیه سالم و متعادل، و پذیرش خود حاصل میشود.
البته، اعتراف میکنم که هنوز هم گاهی آن ترس قدیمی به سراغم میآید. احساس میکنم اگر کمی از رژیمم منحرف شوم، همه چیز از دست میرود. اما این بار فرق دارد. این بار میدانم که این ترس، فقط یک فکر است و نباید کنترلم کند. با کمک شما و با تمرکز بر ذهن، امیدوارم بتوانم این آخرین مانع را هم پشت سر بگذارم و به آرامش و تناسب اندام پایدار دست پیدا کنم.
هدف من دیگر فقط لاغر شدن نیست؛ بلکه رسیدن به سلامتی، آرامش، زیبایی و حفظ آن در طول عمر است. میخواهم احساس خوبی نسبت به خودم داشته باشم و به خاطر انتخاب این راه درست و اصولی، به خودم افتخار کنم. 💯💪✨
**۱. آیا هنوز هم ترس از غذا داری و چگونه با آن مقابله میکنی؟**
بله، همانطور که در متن هم گفتم، هنوز هم گاهی این ترس با من هست. این ترس ریشه در سالها تجربهی رژیمهای سخت و ارتباط منفی با غذا دارد. احساس میکنم اگر غذا بخورم، دوباره چاق میشوم یا سلامتیام به خطر میافتد. اما نکتهی مثبت این است که الان این ترس را *شناختهام*. قبلاً ناخودآگاه عمل میکردم، اما حالا میدانم که این یک فکر است، نه یک واقعیت مطلق.
مقابلهام با این ترس در چند مرحله است:
***آگاهی:** اولین قدم، آگاهی از زمانهایی است که این ترس سراغم میآید. وقتی احساس اضطراب میکنم، از خودم میپرسم: «چه فکری باعث این احساس شده؟»
* **به چالش کشیدن فکر:** بعد، آن فکر را به چالش میکشم. آیا واقعاً خوردن یک وعده غذای سالم باعث مرگ من میشود؟ آیا تمام کسانی که غذا میخورند، چاق یا بیمار میشوند؟ جواب مشخص است: خیر.
* **تمرکز بر نیاز بدن:** سعی میکنم به جای فکر کردن به “چاق شدن”، روی نیاز واقعی بدنم تمرکز کنم. آیا گرسنهام؟ آیا بدنم به انرژی نیاز دارد؟
* **انتخابهای آگاهانه:** به جای حذف کامل غذاها، سعی میکنم انتخابهای سالم و متعادل داشته باشم. میدانم که بدن من به انواع مواد مغذی نیاز دارد.
* **پذیرش و مهربانی با خود:** مهمترین بخش، این است که با خودم مهربان باشم. اگر گاهی از برنامه خارج شدم، خودم را سرزنش نکنم، بلکه بپذیرم و دوباره به مسیر برگردم. این فرآیند زمانبر است و نیاز به صبر دارد.
**۲. مهمترین درسی که از تمام این رژیمها و تجربهها گرفتی چیست؟**
مهمترین درسی که گرفتم این است که **تناسب اندام واقعی و پایدار، از ذهن شروع میشود، نه از جسم.** رژیمهای سخت و محدودکنندهی غذایی، تنها راه حل موقتی هستند و در نهایت به جسم و روان آسیب میزنند. سلامتی واقعی، یک رویکرد جامع است که شامل تغذیه متعادل، ورزش منظم، مدیریت استرس، خواب کافی، و مهمتر از همه، **رابطهی سالم و عاشقانه با خود و بدنمان** میشود.
یاد گرفتم که بدن ما هوشمند است و نیازهایش را بیان میکند؛ ما باید یاد بگیریم که به این نیازها گوش دهیم، نه اینکه با دستورالعملهای خشک و بیروح، آن را سرکوب کنیم. همچنین فهمیدم که «کامل بودن» و «بینقص بودن» در لاغری، یک توهم است. مهم این است که در مسیر سلامتی قدم برداریم، با تمام چالشها و افت و خیزهایش، و از هر قدم، درس بگیریم.
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیز
سپاسگزارم از شما بابت این سایت تناسب فکری
چاقی من از موقعی که شروع شد یسری دلیل و حرف از بقیه شنیدم که بعد از چند وقت به باورهام تبدیل شدکه تا الان یسریاشون رفع شده و تغییر کرده ولی یسریاشون هنوز پاشنه آشیل منه که تلاش میکنم تغییر کنن.به طور کلی به ردیف زیر مینویسم:
۱_ از خوردن مواد غذایی تقریبا هر مواد غذایی، خوراکی ها ، برنج ، نون ، ماکارونی ، مواد روغنی ، شیرینی جات ، تخمه ، آجیل ، مواد چرب، و هر چی که از دهن میرفت پایین تو ذهنم ترس ایجاد میکرد که چاق کننده هستش موقع خوردن کلا حواسم به ذهنم بود و قدرتی که اون مواد خوراکی برای چاقی دارن تو ذهنم میچرخید. این مورد هنوز رفع نشده و پاشنه آشیلمه
۲_بعد از ازدواج چاق میشم. رفع شده.
۳_ناهار و شام اگر هر دو وعده رو کامل بخورم چاق میشم و حداقل باید یک وعده رو سبک بخورم تا لاغر بمونم این تفکرم بود، موقعی که ۷۳ کیلو بودم. اخه من از بچگی تپل بودم و تا ۸۵ کیلو شدم ولی تو چند سال قبل از ازدواج تو ۷۳ کیلو مونده بودم که بعد از ازدواج وزنم رسید به ۹۵ کیلو که یکی از دلیل چاقیم همین بند ۳ بود که الان باورش ندارم و رفع شده.
۴_ بعد از غذا بخوابی چاق میشی و شکمت بزرگ میشه. خدارو شکر باورش تغییر کرده.
۵_ بعد از غذا با همسر رابطه زناشویی داشته باشی شکمت میاد جلو (خداوکیلی باور رو ببین تو مخم کرده بودم) خدارو شکر رفع شده.
۶_بعد از غذا برم حمام و دوش بگیرم شکمم میاد جلو. خداروشکر رفع شده.
۷_ تحرک نداشته باشم چاق میشم چونکه کلا ادمی هستم که کارهای تحرکی کم انجام میدم و باشگاه و سالن نمیرم اینو میگفتن و باورم شده بود. خداروشکر الان باورش رو تغییر دادم.
۸_سس مایونز زیاد بریزی روی سالاد باعث چاقی میشه. خداروشکر باور ندارم.
۹_هر لقمه ای که میخوری باید به اندازه دندونات بجویی و اگر غذا رو کامل قورت بدی باعث چاقی میشه. خداروشکر رفع شده.
۱۰_ دیر وقت غذا بخوری اخر شب غذا بخوری بعدش بخوابی چاق میشی و شکم در میاری. اینم خداروشکر رفع شده.
استاد شما ژنتیک رو گفتید من اینا رو یادم اومد و نوشتم.دو تا عامل مهم در مورد اینکه چاق میشیم و نمیتونیم لاغر شیم:
۱_ شنیده های ما درباره دلیل چاقیمون
۲_ تلاش شخصیمون برای لاغری شدن و نتیجه نگرفتن ، پذیرش چاقی بخاطر شکست از تلاشهای قبلی.
وقتی برای چاقی خودم دلیل داشته باشم (همونایی که بالا گفتم )که چرا چاقم و چرا چاق موندم و چاق شدم و نتونم لاغر بشم و این مساله رو حل کنم میرم سراغ کسایی که این مساله رو برام حل کنن که توی لاغری دنبال هزار و یک روش و رژیم لاغری رفتم.وقتی که بپذیرم چاقم و نمیتونم لاغر بشم میرم سراغ راه و روش های دیگه یجورایی واقعا وقتی در مونده میشم ، خسته میشدم و زود میخواستم لاغر شم میرفتم دنبالشون.
اولین کار اینکه باید به خودت بگی من میتونم لاغر بشم باید این نگرش رو ایجاد کنم که من میتونم لاغر بشم.
روشهایی که برای لاغری استفاده کردیم تعیین کننده صلاحیت یا لیاقت ما برای لاغر شدن نیست بلکه یک روشی بود که بخاطر ضعف و عدم اطلاع ما از لاغر شدن بوجود اومده.همه روشها داره تاکید میکنه که این فرد چاق خودش قادر به لاغر شدن نیست و نمیتونه لاغر بشه مگر اینکه از این روش یا وسیله یا کرِم استفاده کنه و لاغر بشه ولی می بینین که این همه انسان متناسب در دنیا وجود داره که هرگز از این وسایل، داروها قرص ها، دمنوش ها استفاده نمیکنن و سالهاس متناسب هستن و جالبتر اینکه از همون مواد غذایی که چاق هااستفاده میکنن لاغر ها هم استفاده میکنن ولی لاغرها لاغر هستن و چاق ها بهونه دارن که اون مواد باعث چاق شدن اونها شده.تموم حرف و حدیث های پیرامون خودمون بابت چاقی رو باید فراموش کنیم و آن چیزی که باعث لاغر شدن میشه فرمول ها و نگرشی که در ذهن ما وجود داره و فرمان هایی که در مغزمون ثبت شده و داره هر روز و هر روز صادر میشه که اگر تغییر کنه خود به خود لاغر میشیم و تغییر دادن اون چیزی که توی ذهن هست با ورزش و کرِم مالیدن، مواد غذایی و خوردن قرص انجام نمیشه و تغییر نمیکنه و برای تغییر انچه در ذهن هست و انچه که تا حالا یاد گرفتیم با شنیدن ، دیدن، لمس کردن، بوده مثل یاد گرفتن زبان مادری چونکه میشنیدم تونستیم یاد بگیریم اگر ناشنوا بودیم نمیتونستیم زبان مادری یاد بگیریممغز وقتی مسیر ها رو دریافت می کنه( حالا چه شنوایی چه دیداری و یا لمس کردن) بعدش برای استفاده ما فعال میکنه مثلا مسیرهای رانندگی چونکه با چشم میبینین و چند بار از اون مسیر استفاده میکنیم توی ذهن ذخیره میشه و بعدش قابل استفاده هستش.چاقی هم یاد گرفتنی بوده، چاقی مجموعه ای از افکار و نگرِشِ که از طریق شنیدن، دیدن،بارها تکرار کردن اونها رو یاد گرفتیم و به شکلی زندگی میکنیم که نتیجش چاقی شده بشکلی داریم فکر میکنیم، در مورد خودمون و وضعیتمون و آیندمون که نتیجش برامون شده چاقی ،داریم به شکلی در مورد غذاها فکر میکنیم که نتیجش برای ما چاقی هستش.
ما هر لقمه که توی دهنمون میذاریم انتظار چاق شدن داریم این یک نگرشه واقعا هر لقمه ای که ما میخوریم قدرت چاقی کنندگی نداره اما ما میتونیم با فکرمون هر لقمه رو که توی دهن میزاریم با فکر کردن به این که این لقمه میخواد منو چاق کنه یا این غذا منو چاق میکنه یا من الان مستعد چاق تر شدن هستم به هزاران شکل میتونه فکر چاقی توی ذهن مرور بشه در واقع ما داریم تجسم چاقی انجام میدیم و در جسم ما نشون میده و این بخشیه که در افراد متناسب وجود نداره و موقع غذا خوردن فقط غذا میخورن و اصلا نگرشی در مورد اینکه این ماده غذایی چاق میکنه ندارن اونا تصویر سازی ذهنی چاقی ندارن ولی فرد چاق موقع غذا خوردن تنها چیزی که نمیخوره غذاست، حرص میخوره فکر میکنه به چاقی و اعصابش بهم ریخته هست که الان چاقتر میشم و به همه چیز داره فکر میکنه و خیلی چیز های بیشتری رو ما از طریق مغزمون میخوریم از طریق ذهنمون میخوریم نه از طریق دهنمون.
ما کلا نهایت شاید نیم یا یک کیلو غذا فیزیکی بخوریم ولی با ذهن اون یک کیلو رو می تونیم تا صد کیلو تاثیرش رو زیاد کنیم .قدرت مغز اینه که می تونه تصاویر رو به واقعیت تبدیل کنه مغز خودش بیرون رو نمی بینه و ارتباط نداره ولی از طریق چشم گوش لامسه می تونه با بیرون ارتباط برقرار کنه و درک کنه بعدش اون تصویر به واقعیت تبدیل بشه مثل دست زدن به کتری داغ اولش اطلاعاتی در مورد داغی وجود نداره ولی وقتی دست می زنیم و می سوزه درک می کنیم که کتری داغه .ما چاقی رو یاد گرفتیم و به هیچ عاملی مثلا ژنتیک بستگی نداره و الان لاغری رو هم می تونیم یاد بگیریم و لاغری رو با رژیم و قرص و ورزش نمی شه یاد گرفت و لاغری کاملا درونیه و با وسایل پیرامون نمی شه وارد مغزمون کنیم من روش های خیلی زیادی برای لاغر شدن استفاده کردم نتیجه هم گاهی گرفتم ولی دوباره روند چاقی برگشته
کارایی که من کردم لاغر بشم یکی یکی می گم:
۱_ اولش کار سنگین بودیادمه یه تابستون کامل سه ماه سخت کار ساختمانی انجام دادم و از هشتاد و پنج کیلو به هفتاد و سه کیلو رسیدم چند وقتی تو اون وزن هفتاد و سه بودم ولی دوباره به وزن نود و پنج کیلو قبلی برگشت خوردم .
۲_خوردن قرص زیره که عاقبتش با یه دل درد شدید خاتمه پیدا کرد ولی نتیجه ای نداشت.
۳_ مالیدن کرم و روغن مخصوص که هیچ نتیجه ای نداشت اصلام معلوم نبود که از چی درست شده بود.
۴_پوشیدن پلاستیک بزرگ زیر لباس و طناب زدن و عرق کردن شدید که نتیجه اش فقط کلی درد و بیرون اومدن سنگ کلیه بود که البته این قسمتش خوب بود سنگم رو انداخت بیرون.
۵_ خریدن تردمیل و ورزش و دویدن و فقط وقتم را صرف دویدن کردم و نتیجه ای نداشت.
۶_ پیاده روی روزانه تقریبا روزی دو ساعت که بعد از قطع کردن اون دوباره وزنم برگشت .
۷_خریدن وسیله ی دراز نشست مثل شما استاد ولی هیچ نتیجه ای برام نداشت .
۸_خوردن سرکه قبل از غذا که دچار معده درد شدم.
۹_ قانون سلامتی و کم کردن وزن از نود و پنج تا هفتاد پنج کیلو ولی دوباره بعد از ترک دوره برگشت وزن تا نود و پنج کیلو شد جالب تر اینه که من اون نود و پنج کیلو رو توی سی و پنج سال چاق شده بودم ولی بعد اینکه قانون سلامتی رو کنار گذاشتم از هفتاد و پنج کیلو به نود و پنج کیلو خیلی سریع برگشتم چونکه ذهنم راه رو بلد بود و به راحتی مسیر رو طی کرد.
۱۰_ رفتن به باشگاه بدنسازی و کلا دو جلسه ولی بی تاثیر بود.من بابت این ده روش واقعا گول خوردم و تمام روش ها دروغی بیش نیست من فقط راه بیهوده رو رفته بودمو تمام روشها دروغ بود و الان از طریق ذهن میخوام ادامه بدم و تمام راهها رو رها میکنم.
من گول خوردم،من از بچگی گول خوردم که چاقی ارثیه، چاقی بخاطر سوخت و سازه، چاقی بخاطر غذاهاست، چاقی بخاطر تمام اون دلایلی که اول کامنت نوشتم و الان فریاد میزنم چاقی فقط بخاطر انچه در مغز من ثبت شده بود و باعث شکل گیری اندامم شده بود ولی الان با مطالب سایت تناسب فکری دارم نتیجه چاقی رو به لاغری تبدیل میکنم
به نام آن خدایی که از چشم هایم بیشتر بهش اعتماد دارم ♥️
1/۱۰۰
🟣چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداد؟
همه کسایی که از اضافه وزن خودشون ناراضی هستن یا بهتره اینجور بگم که هیچکس تو هیچ جای دنیا از اضافه وزن و چاقی خودش راضی نیست بنابراین همیشه نسل انسان به دنبال راهی بوده که در کوتاه ترین زمان ممکن مقدار زیادی از از اضافه وزن رو بشه برطرف کرد
منم یکی ازین افراد بودم همیشه دنبال راهی بودم که خیلی اذیت نشم یا بهتر بگم اصلا اذیت نشم و سریع لاغر بشم و مهمتر از همه دیگه چاق نشم و همچنین چیزی امکان نداشت
رایج ترین راه و روش های دنیا برای لاغر شدن ورزش و رژیمه
حالا هزار تا رژیم و ورزش تا به امروز توی دنیا برای لاغری مطرح شده
من بیشتر مواقع دنبال این بودم که با ورزش کردن لاغر بشم حقیقتش زیاد نتونستم با رژیم گرفتن پیش برم
یادم هست چنده سال پیش یجا دیدم که داشت میگفت با روزی چند دقیقه حلقه زدن ازین حلقه هایی که چند کیلو وزن دارن و یسری لقمه های سفت داخلش هست میشه لاغر شد
منم وسوسه شدم و دنبال این بودم که سریع تر لاغر بشم تصمیم به انجام دادنش گرفتم و تصمیم گرفتم روزی ۱ ساعت بدون وقفه حلقه بزنم و در کمال تعجب موفق شدم حتی بیشتر از یک ساعت بدون توقف اینکار رو انجام بدم
و بعد دو هفته درد کشیدن عرق ریختن چند کیلو خیلی کم وزنمو پایین بیارم ولی این روش دردناک و طاقت فرسا بود و دیگه نتونستم ادامه بدم
این یکی از چندین روشی بود که در پیش گرفتم و در نهایت با شکست مواجه شد
میگفتن اگر روزی ۸ ۹ لیوان آب بخورین و کمتر غذا بخورین قطعا لاغری میشین که دروغی پیش نبود
دمنوش ها ، رژیم ها ،ورزش های رایج زیادی رو در پیش گرفتم ولی تاثیری نکرد
دویدن های طولانی مدتی که نفسم بالا نمیامد و جز خس خس کردن سینم و در پاهام چیز دیگری برام نداشت
🟣چرا اون روش رو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی یا فقط ترسیده بودی؟
اگر بخوایم منطقی به این قضیه فکر کنیم هیچ کس از رنج کشیدن خوشش نمیاد ذهن هم در برابر انجام کار سخت بشدت مقاومت میکنه
رژیم گرفتن ورزش کردن هم از حق نگذریم واقعاً کار سختیه
مقاومت کردن در برابر مواد غذایی،شیرینی ها و…اصلا کار لذت بخش و راحتی نیست
پس دلیل لذت بخشی وجود نداره و کسی هم تن میده به این روش ها بخاطر رنج و تنفرش از چاقیه که قبول میکنه این سختی رو به جون بخره
من ورزشکارم ولی این دلیل نمیشه که من از قائده چاقی مستثنی باشم من از نوجوانی درگیر کم کردن وزنم و لاغر شدم بودم
مسلماً برای ی فرد ورزشکار ورزش کردن لذت بخش ترین کار دنیاست تا زمانی که به اجبار چیزی نخواهد ورزش کنه
من هیچوقت از ورزش کردن فراری نبودم تا وقتی که مجبور شدم بخاطر لاغر شدن یکسری تمرینات خاص چربی سوزی انجام بدم اونجا بود که دیگه به هر روشی دنبال دور زدن بودم چون ذهن نمیپذیره به اجبار کاری انجام بده
نخوردن بخاطر لاغر شدن به هیچ وجه کار لذت بخشی نیست
پس جواب این سوال اینه
من بخاطر ترس از چاق تر شدن یا چاق موندن به هر دری میزدم که لاغر بشم من به اجبار برای لاغر شدن ورزش میکردم یا رژیم میگرفتم
🟣بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
من وقتی تصمیم میگرفتم که از یک روشی برای لاغر شدن استفاده کنم قطعا اونو بجایی دیدم یا شنیدم
کسایی رو دیدم که ازون روش استفاده کردن نتیجه گرفتن نتایجی رو دیدم که وسوسه شدم ازش برای تحقق آرزوی لاغری استفاده کنم
وقتی در مورد روشی قبل از استفاده کردنش تحقیق میکردم که مطمئن بشم جواب میده وقتیکه میدیدیم تمام کسایی که ازش استفاده کردن واقعا نتیجه گرفتن و من نتیجه نگرفتم از خودم ناامید میشدم به خودم میگفتم این همه آدم استفاده کردن نتیجه گرفتن ولی من نگرفتم حتما من درست انجامش ندادم شاید من ایرادی دارم شاید سرنوشت من اینجوریه و باید باهاش کنار بیام
هیچوقت نشد که بگم مشکل از اون روشه نه من شاید مناسب من نیست
🟣آیا حاضری به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنی؟
بدون شک بله 👍
مدتی میشه که فهمیدم و باور کردم که ذهن انسان چقدر شگفت انگیز و پیچیده هست
من بخاطر اینکه حسرت و آرزوی لاغر شدن داشتم بار ها و بار ها تصمیم گرفتم که لاغر بشم با استفاده از روش های مرسوم و رایج در دنیا ولی هربار نتیجه ای جز ناامیدی و شکست برام نداشتن
این بار میخوام تصمیمی متفاوت از قبل بگیرم و مطمئن هستم که اینبار چیزی به جز پیروزی بدست نمیارم 💪
ذهن واقعا قوی تر و شگفت انگیز تر از تصور ماست
من مدت ها پیش در این سایت فعالیت داشتم اما متاسفانه مدتی ازش دور موندم من در تلاش قبلیم موفق شدم به همراهی ذهنم حدود ۱۰ کیلو کم کنم پس اینبار همه بدون شک موفق میشم
به امید روز های قشنگ تر🪻
۱۸/۱۲
نشان های دریافت شده
سلام به زیباترین خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد و خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی رایگان لاغری با ذهن (۱۰۰گام)
لاغر شدن یا گرفتار شدن در چرخه اشتباه (گام ۱)
شما هم گول خورده اید؟
من از همان کودکی خیلی زیاد گول خورده ام به جای اینکه با بچه های دیگر مشغول بازی باشم گول حرفها و روشهای اشتباه می شدم چون من عاشق لاغری بودم و خیلی روشهای زیادی را امتحان کرده بودم و هیچ وقت نتیجه خوبی از اون روشهایی که انتخاب می کردم نمی گرفتم یا اگر هم برخی مواقع نتیجه ای هم می گرفتم برایم ماندگاری نداشت و دوباره برمیگشتم سر جای اولم و من همیشه خودم را ناتوان می دیدم و همیشه خودم را سرزنش می کردم و همیشه خودم را مقصر می دانستم و ناامید ومایوس می شدم و همیشه فکر میکردم که من توانایی نداشتم بخصوص زمانی که می دیدم یکی بهتر از من نتیجه گرفته بود اون موقع باورم می شد که من بلد نبودم اون روش را خوب انجام دهم و هر دفعه یک روش جدیدی را امتحان می کردم و انجامش می دادم و همیشه هم شکست می خوردم و در باتلاق چاقی گیر کرده بودم و من فقط می خواستم که از چاقی خودم رهایی پیدا کنم و همیشه در چاقی و لاغری در رفته آمد بودم
و هر موقع روش جدیدی را انتخاب می کردم اولش خیلی شوق و اشتیاق داشتم و می گفتم که این روش دیگه آخرش است و من می توانم با این روش به آرزوی لاغری خودم برسم اما همیشه یک ترس توی دلم بود که من اگر این روش را رها کنم باز برمیگردم به چاقیم و همینطور هم می شد و چون همیشه این چرخه تکرار می شد همیشه انتظار چاقی از خودم داشتم و می دانستم که دوباره چاق خواهم شد
من همیشه در حال رژیم گرفتن بودم تا همه من رو لاغر ببینند چون در واقع من بخاطر دیگران خودم را لاغر می کردم چون وقتی اطرافیانم من رو چاق می دیدند همیشه به من می گفتند که یک فکری به حال خودت بکن خیلی داری چاق می شوی یعنی هر موقع که مرا می دیدند یک حرفی برای گفتن داشتند و من هم همیشه می خواستم وزنم زیاد نشه و همیشه با شکستهای مکرر رو به رو می شدم و ناامید و دلسرد می شدم اما هیچ وقت از رو نمی رفتم و همیشه یک روشی تازه را شروع می کردم و حالا می بینم که من خیلی با اراده بودم البته همه من رو با اراده می دانستند اما من خودم را بی اراده می دانستم و همیشه ته دلم می گفتم که من اراده ضعیفی دارم و هیچ وقت نتوانستم تا آخرش این روش را ادامه دهم
و همیشه این باور را داشتم که خدا سرنوشتم را اینطوری نوشته است تا وقتی که زنده هستم چاق باشم و چاق بمانم من فقط با رژیمهای گوناگون می خواستم زیادتر ازحد چاق نشوم و با نخوردن، محروم بودن، و با محدودیتهای زیاد وبا فشار وارد کردن به جسمم وزنم را کاهش دهم
من همیشه از خوردن ترس داشتم و خیلی چیزها را استفاده نمی کردم و اگر در حال رژیم گرفتن بودم که کلا چیزی نمی خوردم و همیشه حسرت می خوردم و از خدا گله و شکایت می کردم که چرا منو چاق خلق کرده است و من نمی توانم چیزهای را که دوست دارم را بخورم اما بقیه هر چیزی که دوست دارند می خورندومتناسب هم هستند اما من حتی با دیدن غذاها وحشت داشتم
۱_آیا شما هم در استفاده از روشهای لاغری گول خورده اید؟
اوه تا دلتان بخواهد من گول خورده بودم آره من گول روشهای زیادی را خورده بودم مثل روش ۵ روزه، ۲۱ روزه، حذف کردن بعضی از مواد غذایی، خوردن یک ماده غذایی به مدت چند روز، و…..من گول خیلی از روشهای مختلفی را خورده بودم و وقتی انجامشان می دادم و نتیجه ای نگرفته بودم فکر می کردم که من مشکلی دارم و نمی توانم با این روشها خودم را لاغر کنم و اگر هم کمی لاغر می شدم نمی توانستم نگهش دارم
اما هیچ وقت فکر نمی کردم که مشکل از من نیستش بلکه از روشهای اشتباهی بود که من انتخاب می کردم و انجامشان می دادم و هیچوقت موفق نمی شدم و شکست می خوردم
من همیشه فکر می کردم که اگر یکی باشه و به من بگه که چه چیزی بخورم و چه چیزی نخورم براین خوب خواهدبود وبخاطرهمین من همیشه پناه می بردم به رژیم گرفتن، ورزش کردن، قرص خوردن، دمنوش خوردن، افشرده و…..
اما با این حال وزنم برمیگشت و دوباره چاق می شدم و همیشه خودم را سرزنش می کردم و ناامید ومایوس می شدم و هر کاری که می کردم نتیجه اش یکی بود اون هم چاقی دوباره چون همیشه راههای اشتباهی را انتخاب می کردم
و حالا که من چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام و دارم این مسیر زیبا را طی می کنم که لاغر شدن هم مثل خیلی چیزهای دیگر یاد گرفتنی هستش مثل چاقیمان که سالها یادش گرفته ایم و در این راه به استادی رسیده ایم و یاد گرفته بودیم که چگونه خودمان را چاق کنیم ما هیچکدوممون برای چاقیمان هیچ کار خاصی انجام نداده ایم اما زمانی که می خواستیم لاغر شویم فکرها و کارهای عجیب و غریب انجام می دادیم
و حالا باید به این فکر کنیم که چاقیمان بصورت طبیعی و عادی و بدون سر و صدا انجام شده بود و لاغریمان هم باید بدون سر و صدا و بصورت طبیعی و عادی و خود به خودی اتفاق بیافتد و حالا باید فرمولهای لاغری را جایگزین فرمولهای چاقیمان قرار دهیم چون طبیعت ما لاغری هستش و بدنمان دوست دارد که همیشه خودش را ترمیم کند و متناسب باشد این ما هستیم که بدنمان از حالت نرمال خارج کردیم و حالا وقتش است که به حالت نرمال خودمان برگردیم
استفاده از روشهای لاغری چه تاثیری بر جسم شما می گذارد
من خیلی از روشهای مختلفی استفاده کرده بودم و از ۴ کیلو تا ۴۰ کیلو کاهش وزن داشتم اما همشون مقطعی بودند فقط جسمم را تحت فشار قرار می دادم تا لاغر شود و زمانی که رهایشان می کردم دوباره چاق می شدم و به زمان قبلی ام برمیگشتم چون ترموستاتم روی چاقی تنظیم شده بود و هر چقدر زور می زدم فایده ای نداشت
۲_استفاده از روشهای لاغری چه تاثیری در احساس شما داشت؟
زمانی که دوباره چاق می شدم و وقتی می خواستم یک روش جدیدی را شروع کنم خیلی برایم سخت بود باید از خیلی چیزهایی که دوست داشتم می گذشتم مثل شیرینی، سرخ کردنی، پیتزا، ساندویچ و……..
و باید همیشه خودم را محدود ومحروم می کردم و وقتی که لاغر می شدم به این فکر می کردم که وقتی رهایش کنم باز چاق خواهم شد و این احساس همیشه در من بود و حالم را همیشه بد می کرد من همیشه پیاده روی می کردم و فشار زیادی به بدنم وارد می کردم و حالا بخاطر پیاده روی های طولانی
و رژیمهای سخت دچار آرتروز شدیدی شده ام و راه رفتن ساده را هم نمی توانم انجام دهم و من اصلا هیچ وقت از هیچ روشی احساس خوبی نداشتم
۳_به نظر شما توجه کردن به اثر گذاری روشهای لاغری بر احساس چه اهمیتی دارد؟
ما باید از روشی که چاق شده ایم خودمان را لاغر کنیم چون ما بخاطر چاقیمان عذاب نکشیدیم و همیشه لذّت بردیم و حالا باید بخاطر لاغر شدنمان عذابی نکشیم و با لذّت لاغر شویم و زمانی که احساسمان خوب باشد ذهنمان هیچ مقاومتی نشان نخواهد داد و با ما هماهنگ خواهد شد و ما به اندام ایده آل خودمان خواهیم رسید و هيچگاه نباید عجله داشته باشیم
و حالا خالق یکتا من رو به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایتم کرده و من انتخاب شده ام که در این مسیر با لذّت خودم را به اندام ایده آل خودم برسانم و با آرامش داشتن و آگاهی پیدا کردن توسط استاد عزیزمان در این مسیر به حرکت خودم ادامه دهم و خواهم داد و با انجام دادن تمریناتم و خواندن مطالب آموزشی و گوش کردن به فایلهای آموزشی و استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن به اون هدف زیبای خودم برسم من در این مسیر زیبا به احساس خوب و آرامش ذهنی و جسمیم رسیده ام و شکر گزار خالق بی همتا هستم که مرا به احساس خوب رسانده است و مرا با استادی آشنا کرده است که با آگاهیهای ناب خودش ما را آگاه می کند و مسیر را برایمان هموار می سازد خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلاممم…
پیاده روی، قرص چربی سوز، تمرین ایروبیک و کار کردن با دستگاه، رژیم سبزیجات. اونقدر باور نمیشه لاغر شد، نمیتونم، ارثی چاقم و بی اراده ام قوی بود که این روش ها رو خیلی سریع رها کردم. فقط میتونم بگم سمتشون رفتم و انجامشون خیلیی سخت بود همین. نمیتونم بگم جواب میداد یا نمیداد. جالبه افکار درونیم باعث شد روش های عملی رو انجام ندم. با اینکه موضوع به سال های خیلی دور برمیگرده اما فشاری که ذهنم بهم میاورد رو قشنگگگ یادمه.
حس حسادت به بقیه، عقب موندن از بقیه، طرد شدن از جنس مخالف، حسرت و ترس از بیماری، اضطراری که مامانم بهم وارد میکرد، تنفر از سایز نشدن لباس. ذره ای احساس خوب وجود نداشت.
خودم، کل فامیلمون بخاطر ژنم و خدا
شروع کردم مدتیه راضی هستم. ادامه دادن روش ذهنی زمانی سخته که از درون نخوای ادامه اش بدی باهاش مشکل داشته باشی و دید بدی بهش داشته باشی. وقتی دلی بپذیریش، دلی حق رو بهش بدی خیلی راحت میشه. بنظرم روش های جسمی سختی خودشونو دارن و تغییر دادن عقیده هم سختی خودش رو داره حتی بیشتر. خیلی راضی ام از روش ذهنی و برام خیلی راحت شده. حس میکنم لاغرتر شدم.
همین چند وقت پیش مامانم داشت ترقیبم میکرد برای جراحی معده. منم هیچی نگفتم و با خودم گفتم پرقدرت ادامه میدم مطمئنم مسیرم درسته و یه مدت دیگه متوجه میشی پیشنهادت اشتباه بوده. من به جسمم ضرر نمیزنم.
اگه ادامه شون میدادم بیشتر از قرض چربی سوز و رژیم سبزیجات ناراحت میشدم چون متوجه شدم بدن هوشمنده، برای سلامتی به مواد غذایی احتیاج داره و موادغذایی خیلی سود دارن برای بدن.
ازونجا که یه مدته لیز نخوردم و دارم ادامه میدم، عملی بهم ثابت شد واقعا آماده ام. ذهنی هم خیلی دوسش دارم، موادغذایی رو دوست دارم، با خیال راحت میخورم، هر بار به بشقابم نگاه میکنم خواصش رو میشمارم.
نشان های دریافت شده
به نام حضرت دوست… که هر چه دارم از اوست…
با عرض سلام خدمت استاد ارجمند و همراهان عزیز سایت تناسب فکری
من گول خوردم
خیلی بیشتر از اونکه فکرش رو بکنید
از بچه گی گول خوردم چون شنیدم چاقی ارثیه!
وقتی فکر کردم دیدم مامان و بابام و خواهرام و بیشتر افراد فامیلشون چاق هستند همه ی خانواده من این ارث رو برده بودن پس من هم قطعا ارث می برم!
پس جرقه ی اول در ذهن من از ۱۰سالگی زده شد و از همون موقع هر وقت میدیدم که خواهر بزرگترم رو به خاطر چاقی سرزنش می کردن با خودم می گفتم این آینده ی منه برای همین ترس از چاق شدن در من شدت گرفت و چون خیلی می ترسیدم چاق بشم و مثل خواهرم تحقیر بشم تلاش می کردم که یاد بگیرم چکار کنم که من چاق نشم که به این سرنوشت دچار نشم سعی می کردم کمتر بخورم و تحرکم رو بیشتر کنم چون همش به خواهرم می گفتن اینقدر نخور دو روز دیگه از این در تو نمیری من یه نگاه به در می کردم و وحشت می کردم با خودم تصور می کردم خواهرم از هر دری می خواد رد بشه پشت سرش چند نفر ایستادن و هولش میدن که بتونه به زور از در رد بشه!
بعد از همون موقع همه به من هشدار میدادن که تو مواظب باش مثل اینا چاق نشی چون شما ژنتون چاقه و استعداد چاقی دارید وقتی این حرفا رو می شنیدم بیشتر می ترسیدم و الکی بپر بپر می کردم پله ها رو چند تا یکی می پریدم که مثلا تحرکم بیشتر بشه چون گول خورده بودم و گفته بودن پرخوری و کم تحرکی دلیل اصلی افراد چاقه
این افکار در ذهن من پر رنگ و پر رنگتر میشد تا وقتی کلاس سوم راهنمایی بودم که از طرف بهداشت اومدن مدرسه مون و قد و وزن همه رو اندازه گرفتند
من حدود ۴۴ کیلو بودم بچه ها منو مسخره کردند و می گفتند چقدر تو چاقی و این در حالی بود که بچه های لاغر بین ۳۸ تا ۴۲ کیلو بودند و من نهایتا ۲ کیلو از اونا بیشتر بودم و جز چاقها محسوب نمی شدم ولی اینقدر که منو مسخره کردند من فکر کردم خیلی چاقم
و از اون زمان ترسم مرتب بیشتر شد و با وجود تلاشهایی که می کردم وزنم هر سال کمی بیشتر میشد تا زمانی که ۱۸ سالم بود وزنم به ۷۵ کیلو رسیده بود
و تا اون زمان مرتب پیاده روی می کردم و چندین رژیم گرفته بودم ولی زیاد تاثیری نداشت تا اینکه با خواهربزرگم تصمیم گرفتیم بریم باشگاه که لاغر بشیم و من با ورزش سنگین به وزن ۶۸ کیلو رسیدم
و دو سال بعد ازدواج کردم و از استرس شدید در عرض ۹ روز ۶ کیلو کم کردم ولی خیلی زود به وزن قبل برگشتم یک سال و نیم عقد بودم و مرتب تلاش می کردم و رژیم می گرفتم که لاغر بشم ولی هیچ فایده ای نداشت چون مرتب کمی از وزنم کم میشد ولی دوباره به وزن قبل بر می گشتم
اون زمان یکی از دوستان خواهرم به دیدنمان اومده بود و کلی به من سفارش کرد که خیلی مواظب باشم چون خودش بعد عروسی در عرض یک ماه ۱۰ کیلو چاق شده بود به من گفت مواظب باش تو مثل من نشی
من از شنیدن حرفش خیلی ترسیدم هی می گفتم نکنه منم یهو ۱۰ کیلو زیاد کنم که دقیقا همینطور شد و چیزی نگذشت که باردار شدم و دیگه زمانی برای رژیم گرفتن نداشتم ولی از اونجایی که بارداری بسیار سختی داشتم به خاطر ویار شدید مرتب ماهی ۴ کیلو کاهش وزن داشتم و هیچی نمی تونستم بخورم و هیچ غذایی دوست نداشتم برای همین دکترم بعد از اینکه تمام قرصهای تقویتی خارجی و ایرانی رو برام تجویز کرد که همه رو بالا میاوردم به زور آمپولهای تقویتی تونستم تا آخر بارداری ۴ کیلو زیاد کنم
و بعد زایمان چون شیرم به شدت کم بود دوباره تا مدتها داروهای تقویتی به صورت قرص و آمپول و پودر های مکمل شیر افزا مصرف می کردم که همه اینها فقط باعث چاقی بیشتر من شد و من به وزن ۹۰ کیلو رسیدم!
بعد از زایمان اولم که این بلا رو سرم آوردند با اصرار خیلی زیاد همسرم رو راضی کردم که پیش دکتر تغذیه برم و با مادر و خواهرانم پیش دکتر رفتیم و من با تلاش بسیار زیاد با رژیم و پیاده روی زیاد موفق شدم در عرض سه ماه ۱۵ کیلو از وزنم رو کم کنم و به وزن ۷۵ کیلو رسیدم
ولی چون خیلی خسته شده بودم یکباره همه چیز رو کنار گذاشتم و طولی نکشید که دوباره ۱۰ کیلو از وزنم برگشت و دوباره چاق شدم و بعد از اون دوباره باردار شدم و تمام اتفاقات بارداری اولم تکرار شد و حتی بعد از زایمانم هم دوباره تمام همون اتفاقات تکرار شد
و من دوباره به فکر راهی برای لاغری بودم و از اون به بعد انواع رژیم و ورزش و قرص و داروی شیمیایی و داروهای گیاهی و دمنوش و…. و هر روش لاغری که فکرش رو بکنید امتحان کردم
ولی هیچ کدوم نتیجه دائم و ماندگاری نداشت فقط باعث شد من انواع مریضی ها رو بگیرم و کبد و گوارش و ریه ام به مشکل خود و در آخر بیماری نارسایی شدید قلبی گرفتم و مدتها در بیمارستان بستری بودم
با تمام تجربیاتی که در این زمینه بدست آوردم متوجه شدم فقط یک راه برای لاغری وجود داره و اون هم تناسب فکریه و بس
دنبال راه دیگه ای نرید چون من همه راهها رو رفتم و نتیجه ای ندیدم
حالا اومدم که اینبار اگه بشه بمونم تا نتیجه بگیرم و دیگه گول هیچ تبلیغ و روشی رو نمی خورم چون دیگه صد در صد مطمئنم هیچ راهی غیر از این وجود نداره
دیگه گول خوردن بسه!
من اگر این همه روش لاغری رو امتحان کردم و نتیجه نگرفتم دلیلی نمیشه که من ناتوان بودم نتیجه میگیرم که اون روشها اشتباه بودند
من توانایی متناسب شدن رو دارم و با این روش که تنها راه متناسب شدن و متناسب موندنه صد در صد نتیجه می گیرم
یک نتیجه درست و ماندگار
من مطمئنم که اینبار به یاری پروردگار و استاد عزیز موفق میشم چون این راه هدایت معجزه وار خداست برای من و خدا هیچ وقت اشتباه نمی کنه پس شک نکنید که هر کس وارد این سایت شده از لطف و کمک و هدایت خدا بوده
امیدوارم که همه ی اعضای گروه تناسب فکری به رویای خودشون برسن و تمام افرادی که به دنبال راه مطمئن و درست برای لاغری هستند هر چه سریعتر هدایت بشن
با آرزوی موفقیت برای همه ی شما عزیزان
خدانگهدار
باسلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی وهمراهان عزیز
از اینکه در این مسیر قرار گرفتم خداوند را بسیار شاکر هستم
سپاس بیکران خدمت استاد عزیز و گرامی که چراغ هدایت را بر دست گرفته وما گمگشتگان مسیر تناسب فکری رو رهبری میکند
استاد گرامی سخن دل ما رو آنچنان فسیح و روشن بیان میکند که گویی تمام سخنان از بند بند وجود ما برمیآید
بله همگی ما گول خوردیم بارها و بارها گول خوردیم
همگی ما رژیم های متعددی گرفتیم همه میدانند وقتی وارد رژیم میشویم با چه سختی وچه ستمهایی روبرو میشویم.
داستان من بعداز بارداری و زایمان هایم بود و به این باور نادرست بودم که نتیجه باید همین اضافه وزن شود پس بخوبی براین باور با سر سختی بودم
تا اینکه سخنان استادمرا هشیار کرد که این همه خانم در روی کره زمین هستن که همگی زایمان داشتن پس نباید کسی اندام متناسبی داشته باشد.
باور دوم اینکه با گذشت سن متابولیسم کند میشود
باور سوم حالا که به این مرحله رسیدم با این سن چگونه میتونم وزنم رو پایین بیارم ؟
جواب همه اینها رو استاد بخوبی بهم داد همه باورهای نادرست هستن
با این همه باور نادرست چندین بار رژیمهای سختی گرفتم .
وزنم به ۱۰۵ کیلو رسیده بود با مراجعه به کارشناس تغذیه وزنم رو به ۷۲ کیلو رساندم .همگی خوب میدانیم با چه مشقتی .بعداز آن باید وزنم تثبیت میشد .وزنم تثبیت که نشد کم کم به وزنم اضافه میشد خیلی از خوراکیها رو کنار گذاشته بودم وبا حسرت به آنهانگاه میکردم وبه خودم اجازه نمیدادم که از آن خوراکی ها بخورم مثل تمام شیرینجات ….
وزنم کم کم بالا رفته تا به ۹۲ میرسیدم دوباره به خودم نهیب میزدم و دوباره رژیم…
و این داستان بارها و بارها تکرار شد الان در وزن ۸۲ هستم وتمامی رژیم های خود رو کنار گذاشتم .اکنون تمام قد ایستاده ام تا با نگرشی نو به تناسب اندام برسم
نشان های دریافت شده
Zary.Ahmadi
لاغر شدن یا گرفتار شدن در چرخه اشتباها گام (۱)
اولین اشتباه ترس: ترس از چاق شدن باعث می شه که بدون شناخت از خودمون راه و روشهایی را به اشتباه انتخاب کنیم و انتظار لاغر شدن داشته باشیم مثلا خودم وزن اضافی که دارم زیاد نیست و همین مقدار کم سالها مرا درگیر داره چرا چون ترس از چاقتر شدن باعث انتخابهای اشتباه در من شده چجوری ؟! مرتب رو ترازو می رفتم و با دیدن عدد ترازو دگرگون می شدم و برای رهایی از استرس چاقی و ترس از چاقتر شدن می رفتم سراغ فضای مجازی بدنبال یک روش و راه حلی برای کم کردن مقدار اضافی که داشتم بدون اینکه متوجه باشم این روشها فقط فشار به جسم و روح من است و همیشه یک دردی در دل من سنگینی می کرد ،و الان می فهم ،که اونون حس «ترس از چاقی و نا امیدی از لاغر نشدن بود »الان که با قرار گرفتن در این مسیر هستم ،بمتوجه ام که اونون حس را ندارم بلکه به آرامش رسیدم و ادامه می دهم تا زمانی که لازم هست تا زمانی که عادتهای درست جزه شخصیت من بشه اونون موقع موقعی است که ذهن من باجسم من هماهنگ و مسیر لاغری در من جریان خواهد داشت بدون هیچ مانعی
اشتباه دوم گول خوردن : گول خوردن از تبلیغات در فضای مجازی که در اصل برای فروش محصولاتشان کلی تبلیغ همرا با خانمهای خوش هیکل نشون می دهند و ما هم که دچار استرس چاقی و لاغر نشدن هستیم در اونون لحظه فقط تیپ آنها را می بینیم و فکر می کنیم پیداش کردیم یادم هست یک مدتی تو ایستاگرام تبلیغ قهوه قارچ را راه انداخته بودند و خانم های سن بالا و جوان را نشون می دادند با بدنی زیبا و خوش اندام و می گفتند اگر از این قهوه بخورید نتیجه اش اینه و چنان وارد هستند که برای فروش محصولشان از ترفندی که لاغر می شوید استفاده می کنند البته نه تنها می گویند لاغر می شی بلکه برای خیلی مسایل دیگر در کنارش تبلیغ می کنند و مهمترین نکته ایی که روی بیندگان تاثیر می زاره همین قسمت لاغریش است و من هم جزه گول خوردنها بودم و از طرف دیگه با این تبلیغاتی که راه می اندازند اونون محصول را خیلی گران تر می فروشند یک روز با همسرم رفتیم خونه همسایه و اتفاقا همون قهوه را توی اشپزخا نه آش دیدم و گفتم : شما هم از این قهوه استفاده می کنید همسایه گفت اره چند وقته اما هنوز وزن کم نکردم و به امید این بود که لاغر بشه
اشتباه سوم:سرزنش خودمون به جای اصلاح روش :وقتی انتخاب می کنیم رژیم بگیریم و ورزش انجام بدهیم اولش با عشق و پر انرژی شروع می کنیم و بعد از مدتی نتیجه عایدمون نمی شه فکر می کنیم مشکل از ماست حتمی درست انجام ندادیم یا فکر می کنیم این روش با بدن ما سازگار نیست باید روش دیگری را پیدا کنیم .برای همین سالها در حسرت آنچه که دوست داریم باشیم موندیم
اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن : طبیعی است که بر اثر نا آگاهی و انجام کلی روشها هیچوقت به فکر مون نرسیده که به ذهن قدرتمندمون فکر کنیم همیشه به جسممون فکر کردیم و نمی دانستیم این ذهن ماست که باید در زمینه لاغری تربیت بشه تمام رژیم های پشت سر هم همراه با ورزش و دمنوش های متفاوت و انواع و اقسام قرص ها و حتی امپول هایی که مخصوصا این روزها در امریکا خیلی ها استفاده می کنند همه این موارد فقط فشار روحی و جسمی به همراه داره چون با ذهن همخوانی نداره و برای همین موقتی است و تمام قرص ها و آمپولها کلی عوارض دارند که کاهی جبران ناپذیر هست و هر کدوم را استفاده کنید باید تا آخر عمر استفاده بشه به محضی ول کنید دوباره بر می گردید و استفاده همیشگی آن هم مشکلات بسیاری داره پس به این نتیجه می رسیم که بهترین و سالمترین و آسون ترین روش روش لاغری با ذهن است روشی با آرامش بی سر و صدا اما درست و ریشه ای
چه روش هایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداده؟ روش های زیادی انجام دادم که نتیجه همیشه موقت بوده رژیم های مختلف همراه با ورزش تمام روش هایی که برای لاغری انجام می دادم بخاطر این نبود که علاقه به رژیم دارم (البته به ورزش علاقه دارم ) انجام می دادم که چاق نشم دررواقع ترس از چاقی وچاقتر شدن بود .یک موقع مربی زیبایی اندام داشتم همراه با رژیم و ورزشهای طولانی و سخت و همون موقع که در حال انجام دادنش بودم از طرف خوشحال بودم چون خیلی خوب شده بودم و می شدم و از طرفی خیلی نگران که تا که می شه ادامه داد و وقتی رهاش کنم حتما دوباره اضافه می شم همه روش ها همین بود و چرخش برای سالها ادامه داشت تا زمانی که با لاغری با ذهن آشنا شدم
اخرین روشی را هم که انتخاب کردم و دوست داشتم به وزن ایده الم برسم که باز هم گول تبلیغات را خوردم و این روش هم فستینگ بود که لاغر نشدم بلکه از همیشه عمرم بیشتر شدم
ایا آماده ام با ذهن لاغری رو از درون بسازم؟ صد در صد آمادهام چون بارها و بارها بر من معلوم شد که لاغری واقعی از تغییر درون شروع می شه از افکار و باورهای درستی که آموزش می بینم شروع می شه و وقتی فکرم و باورم متناسب باشد جسم هم متناسب می شه زمانی که افکار و باور تغییر کند روحم و جسمم هم تغییر می گند ذهنم با جسمم همسو می شه و روند لاغری جریان پیدا می کند همرا با آرامش و در سکوت و پایدار و ریشه ایی خیلی خوشحالم چون آرامشی که دارم ارزش داره دیگه ترس از چاقی ندارم ترس از خوردن ندارم همچی در آرامش و در سکوت پیش می ره خدایا شکرت
استاد سیاسگزارم از شما