0

دلیل چاق شدن من (قسمت پنجم)

دلیل چاق شدن من
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط دو حالت رو می‌شناختم: سیر یا خفه. اصلاً نمی‌دونستم گرسنگی واقعی چه حسیه. اگه بعد از ناهار به حالت خفگی نمی‌رسیدم، به مادرم اعتراض می‌کردم که «غذا کم بود، سیر نشدم». سال‌ها بعد فهمیدم دلیل چاق شدن من نه شکمم بود و نه غذاهای مادرم؛ دلیلش باوری بود که از بچگی در ذهنم ساخته شده بود.

این نوشته جلسه پنجم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه چهارم (عادت‌های چاق‌کننده) دیدیم که عادت‌ها از باورها ساخته می‌شن. امیدوارم جلسه‌های قبل رو چند بار دیده باشی. چون هر بار که تکرارشون می‌کنی و به زندگی خودت فکر می‌کنی، مانع‌های متناسب شدن رو بهتر پیدا می‌کنی. در این جلسه می‌خوام از مهم‌ترین موضوع چاقی صحبت کنم: باور کردن چاقی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🧠 مهم‌ترین دلیل چاق شدن: باور کردن چاقی

وقتی کسی باور کنه که چاق شدن براش طبیعیه، ذهنش فرمول‌هایی می‌سازه و بر اساس همون فرمول‌ها رفتارها و عادت‌هایی در اون ایجاد می‌کنه که به سمت چاقی می‌برنش. این کار اصلاً به تصمیم اون آدم ربطی نداره. همه‌اش ناخودآگاهه.

خیلی ساده‌ترش اینه که همین ذهنی که توانایی چاق کردن ما رو داشته، توانایی متناسب کردن ما رو هم داره. فقط باید همون‌طور که برای چاقی ازش استفاده کردیم، برای لاغری هم ازش استفاده کنیم. ولی اول باید بفهمیم این باور از کجا و چطور در ذهن ما شکل گرفته.

🛤️ چهار مسیری که آدم‌ها رو به چاقی رسونده

از نوشته‌ها و پیام‌های اعضای سایت، می‌شه آدم‌هایی رو که اضافه وزن دارن در چند گروه دید. مسیر هر گروه با بقیه فرق داره، ولی نتیجه یکیه: باور کردن اینکه چاق شدن طبیعیه.

۱. کسانی که از بچگی چاق بودن

من خودم از این گروهم. تا جایی که یادمه، حتی قبل از مدرسه، اضافه وزن داشتم و عکس‌های بچگیم هم همین رو نشون می‌ده. برای ما چاق شدن مثل یاد گرفتن زبان مادری بود. همون‌طور که حرف زدن و راه رفتن رو یاد گرفتیم، خیلی ساده چاق شدن رو هم یاد گرفتیم.

بچه رفتار پدر و مادرش رو می‌بینه و یاد می‌گیره. حتی اگه فقط یکی از والدین اضافه وزن داشته باشه، نقش زیادی در یاد گرفتن چاقی داره. گاهی هم پدر و مادر متناسبن، ولی مادر دوست داره بچه‌اش تپل باشه. چون خیلی از مادرها، مخصوصاً در گذشته، تپل بودن بچه رو نشونه‌ی مادر لایق بودن می‌دونستن. مادر من هم از همین مادرها بود.

ما بچه‌ها هم با دیدن رفتار پدر و مادر و شنیدن جمله‌هایی مثل «چاقی در خانواده‌ی ما ارثیه» یا «همه‌مون چاقیم و هر کاری کنیم چاق می‌مونیم»، باور کردیم که چاق شدنمون طبیعیه.

باور کردن چاقی دلیل چاق شدن

۲. لاغرهایی که خواستن کمی تپل بشن

گروه دیگه کسانی هستن که تا یه سنی خیلی لاغر بودن، طوری که گاهی مسخره‌شون می‌کردن. خیلی‌هاشون که برای مشاوره پیش من میان، می‌گن «ما فقط می‌خواستیم یه کم پرتر بشیم تا خوش‌لباس‌تر باشیم و بقیه هم خوششون بیاد». برای همین خودشون رو به پرخوری وادار کردن یا دارو خوردن.

مشکل اینجاست که هیچ‌کدومشون عدد مشخصی تعیین نکرده بودن. یعنی نگفته بودن «می‌خوام ۴ کیلو اضافه کنم». فقط می‌خواستن چاق‌تر بشن. وقتی ذهن فرمول چاق‌تر شدن رو ساخت، دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشه. امروز خیلی از همین آدم‌ها ۳۰ یا ۴۰ کیلو اضافه وزن دارن و از این بابت خیلی ناراحتن.

بنابراین اگه فکر می‌کنی خیلی لاغری و فقط به خاطر حرف مردم می‌خوای تپل بشی، در حالی که خودت با وضعیتت مشکلی نداری، اصرار نکن ذهنت رو در مسیر چاق شدن بذاری. وقتی این اتفاق بیفته، مهار کردنش ساده نیست.

۳. وقتی پزشک گفت «این دارو چاقت می‌کنه»

کسی به خاطر یه مشکل پیش پزشک می‌ره و پزشک دارویی تجویز می‌کنه و می‌گه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه و چاقت می‌کنه». چون همه‌ی ما به پزشک‌ها اعتماد داریم، همین یه جمله شاید به اندازه‌ی یک سال تکرار یه جمله در ذهن ما اثر بذاره.

از همون روز اون آدم، با اینکه نگرانه، در ذهنش منتظره که چاق بشه. چون با خودش می‌گه «دکتر گفته و من هم دارم قرص رو می‌خورم». کم‌کم رفتارهای غذاییش عوض می‌شه و اضافه وزن پیدا می‌کنه. جالبه که خیلی‌هاشون وقتی پیش من میان، دو ساله دارو رو کنار گذاشتن ولی هنوز چاقن. می‌گن «اون قرص تأثیرش رو گذاشته». در حالی که قرص نبود که اثر گذاشت؛ این خودشون بودن که با باور کردن اون جمله، فرمول چاقی رو در ذهنشون ساختن.

۴. اضافه وزن بعد از بارداری

خیلی از خانم‌ها تا قبل از بارداری اندام متناسبی دارن. ولی وقتی باردار می‌شن، چون تجربه‌ای ندارن، به حرف بزرگ‌ترها گوش می‌دن. هر کسی که چند بار بارداری رو تجربه کرده، یه توصیه می‌کنه: «این رو بخور تا بچه قوی بشه»، «این‌ها رو با هم قاطی کن و بخور تا بچه سالم باشه».

در این گروه، روند برعکسه. یعنی خودشون با بیشتر خوردن، اضافه کردن وعده‌ها و خوردن چیزهایی که قبلاً نمی‌خوردن، فرمول‌های ذهنیشون رو دستی عوض می‌کنن. چون این کار شش هفت ماه ادامه داره، این شکل غذا خوردن برای ذهنشون عادی می‌شه. بعد از زایمان هم خیلی‌ها باور دارن هر چی بیشتر بخورن، شیرشون بیشتر می‌شه. این باور اشتباه هم باعث می‌شه باز بیشتر بخورن.

من که از بچگی کم‌کم و گرم‌به‌گرم چاق شدم، فرصت داشتم خودم رو با چاقی تنظیم کنم. وقتی در نوجوانی حس کردم سنگین‌تر شدم، دیگه با بچه‌ها در کوچه نمی‌دویدم چون زود خسته می‌شدم. استخر نمی‌رفتم چون خجالت می‌کشیدم لباسم رو دربیارم. ولی کسی که در شش هفت ماه ۲۰ یا ۳۰ کیلو اضافه می‌کنه، اصلاً آمادگیش رو نداره. یهو هیچ‌کدوم از لباس‌هاش اندازه‌اش نیست و حال روحیش هم خیلی بد می‌شه.

۴- ازدواج، بلوغ و باورهای دیگه

من وقتی ۱۲ یا ۱۳ سالم بود، زیاد می‌شنیدم که «آدم وقتی ازدواج کنه، چاق‌تر می‌شه». پسر عموهام رو هم می‌دیدم که بعد از ازدواج چاق‌تر شده بود. این حرف و این نمونه اصلاً به من ربطی نداشت، چون هنوز سن ازدواجم نبود. ولی ذهنم همه‌ی این‌ها رو به‌عنوان مدرک ثبت کرد. بنابراین وقتی آدم ازدواج می‌کنه، این فرمولِ از قبل ساخته‌شده فعال می‌شه و رفتار غذاییش کم‌کم تغییر می‌کنه.

باور «بلوغ در دخترها باعث چاقی می‌شه» هم همین‌طور عمل می‌کنه. هیچ‌کدوم از این باورها دلیل علمی ندارن، ولی وقتی بارها شنیده بشن، ذهن باورشون می‌کنه.

📈 ذهن همیشه دنبال «بیشتره»

یکی از ویژگی‌های ذهن ما اینه که همیشه دنبال بیشتر شدنه. کسی که درس خوندن رو دوست داره، می‌خواد ادامه بده. کسی که کسب‌وکارش رو دوست داره، می‌خواد گسترشش بده. کسی که به یه هنر علاقه داره، می‌خواد در اون پیشرفت کنه.

مشکل اینجاست که برای ذهن فرقی نمی‌کنه چیزی که یاد گرفتیم به نفعمونه یا به ضررمون. بنابراین وقتی چاقی رو یاد گرفتیم، ذهن هر روز تلاش می‌کنه کمی بیشترش کنه. یعنی یه ذره چاق‌تر، باز یه ذره چاق‌تر.

دلیل چاق شدن

🧭 مغز فرمانده‌ی خوردن ماست

همه‌ی کارهای بدن ما زیر کنترل مغزه؛ نفس کشیدن، پلک زدن، ضربان قلب و گردش خون. رفتار غذایی ما هم همین‌طوره. خیلی‌ها فکر می‌کنن معده‌شون باعث چاقیشونه و می‌گن «معده‌ام گشاده». بعضی‌ها هم می‌گن «بدنم شیرینی می‌کشه». ولی بدن به‌تنهایی هیچ فرمانی صادر نمی‌کنه. تا وقتی اول در ذهنم تصمیم نگیرم، دستم حتی تکون نمی‌خوره.

بدن آدم‌ها از نظر نیاز به انرژی هم تقریباً فرقی با هم نداره. ورزشکارها با اینکه خیلی فعالیت می‌کنن، این‌طور نیست که خیلی بیشتر از ما غذا بخورن. ولی من وقتی چاق بودم، کافی بود یه روز چند صد متر پیاده‌روی کنم تا حس کنم «امروز خیلی فعالیت کردم و انرژی زیادی از دست دادم». بعد اون روز بیشتر غذا می‌خوردم. این‌ها همه فرمول‌های اشتباه ذهن من بود.

چرا آدم‌های لاغر وزنشون رو از قبل می‌دونن؟

اگه از یه آدم چاق بپرسن «شش ماه دیگه چند کیلو هستی؟»، معمولاً نمی‌تونه با اطمینان بگه همین وزنی که الان داره. ولی خیلی از آدم‌های متناسب رو دیدم که می‌گن «سی ساله هر وقت می‌رم روی ترازو، ۶۴ کیلو هستم».

دلیلش اینه که رفتار غذایی یه آدم متناسب مثل نفس کشیدن و ضربان قلبش خودکاره. ولی رفتار غذایی یه آدم چاق با بقیه‌ی رفتارهای بدنش فرق داره. چون خوردن تنها کاریه که در انتخابش آزادیم. خداوند ما رو در انتخاب غذا آزاد آفریده و برای همین فرمول‌های خوردن قابل تغییرن. هر بار هم که بر اساس یه فرمول عمل می‌کنیم، اون فرمول پررنگ‌تر می‌شه.

🖼️ تصویر ذهنی چاق و جنگ با رژیم

وقتی باور می‌کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، یه تصویر چاق از خودمون در ذهنمون شکل می‌گیره. مغز هم بر اساس همین تصویرها فرمول می‌سازه و فرمان می‌ده. ما فقط اجراکننده‌ی این فرمان‌ها هستیم.

به همین دلیل وقتی با رژیم سخت وزن کم می‌کردم، مطمئن بودم دوباره چاق می‌شم. چون تصویر ذهنیم با فشار به بدن عوض نشده بود. وقتی رژیم می‌گیری، داری با فرمان مغزت مقابله می‌کنی. مغز می‌گه بخور و تو که همیشه اطاعت کرده بودی، حالا نمی‌خوای فرمان رو اجرا کنی. این نافرمانی باعث درگیری ذهنی و عصبی شدن می‌شه و در این درگیری همیشه ذهن برنده است.

یادمه یه بار در برنامه‌ی رژیمم نوشته بودن «۶ قاشق برنج». من قاشق رو از ته دیس پر می‌کردم و آروم بالا می‌آوردم تا روی قاشق یه کوه برنج درست بشه. شش قاشق برمی‌داشتم، ولی اندازه‌ی دوازده قاشق! این یعنی ذهنم داشت فرمان خودش رو اجرا می‌کرد و من فقط ظاهر برنامه رو رعایت می‌کردم.

سیری و خفگی

😮‍💨 من فقط سیری و خفگی رو می‌شناختم

آدم‌های متناسب دو حالت رو می‌شناسن: گرسنگی و سیری. ولی من دو حالت دیگه رو می‌شناختم: سیری و خفگی. یعنی جایی که اون‌ها دست از خوردن می‌کشیدن، تازه شروع من بود. من فکر می‌کردم اون فشاری که در شکمم حس می‌کنم یعنی سیر شدن. بنابراین فرمول ذهن من این شده بود: «خوردن تا وقتی ادامه داره که به حالت خفگی برسم».

ساعت یک یا دو ظهر به حالت خفگی می‌رسیدم و چون سنگین می‌شدم، می‌خوابیدم. ساعت چهار و نیم بیدار می‌شدم و مادرم عصرها همیشه چایی با کلوچه‌های محلی که خودش خیلی خوب درست می‌کرد آماده می‌کرد. چون از حالت خفگی یه کم پایین‌تر اومده بودم، دوباره می‌خوردم. صادقانه بگم، سهم زیادی از چاقی من به خاطر همین کلوچه‌های عصر بود.

خیلی‌ها می‌گن «اشتهای من زیاده». ولی اشتها کجای بدنه؟ ما معده داریم و می‌دونیم کارش چیه. غده‌هایی داریم که آنزیم ترشح می‌کنن. ولی هیچ غده‌ای به اسم غده‌ی اشتها نداریم. اشتها فقط یه فرمول ذهنیه. ما چون پرخوری می‌کنیم فکر می‌کنیم اشتهامون زیاده. در حالی که اشتهامون زیاد نیست؛ فرمول چاق شدنمون قویه.

قدرت باور لاغری

🌳 اول ریشه رو پیدا کن

تا وقتی ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنیم، نمی‌تونیم برای همیشه حلش کنیم. اگه میوه‌های یه درخت آفت زده باشن، هر چقدر به میوه‌ها سم بزنی یا میوه‌ها رو بکنی، میوه‌ی بعدی هم آفت می‌زنه. باید سراغ ریشه رفت. چاقی هم همین‌طوره.

بنابراین در تمرین این جلسه باید بفهمی از چه زمانی و چرا اضافه وزن پیدا کردی. وقتی دلیل واقعی رو پیدا کنی، از سردرگمی و توجیه‌هایی مثل ارث و سوخت‌وساز بیرون میای. می‌فهمی داستان چاقی خودت چیه. بعد وقتی برای حلش اقدام کنی، حس توانایی در تو شکل می‌گیره و باور می‌کنی که واقعاً می‌شه متناسب شد.

📝 تمرین مهم: پیدا کردن دلیل چاق شدن خودت

🌟 مرحله اول: از کی و چرا اضافه وزن پیدا کردی؟

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • جزو کدوم گروهی؟ از بچگی چاق بودی، یا از یه زمانی به بعد چاق شدی؟
  • اگه از بچگی چاق بودی: عادت‌های غذاییت شبیه کیه؟ پدر؟ مادر؟ چقدر شبیه اون‌ها غذا می‌خوری؟
  • اگه از یه زمانی به بعد چاق شدی: اون زمان چه اتفاقی افتاد؟ پزشکی چیزی بهت گفت؟ ازدواج کردی؟ باردار شدی؟ یا جمله‌ای رو از دیگران شنیدی و باورش کردی؟
  • بر اساس این باور، چه عادت‌هایی در تو شکل گرفت؟

مثلاً: «من از بچگی اضافه وزن داشتم و رفتار غذاییم شبیه مادرمه.» یا «بعد از مصرف یه دارو و حرفی که پزشک زد، باور کردم چاق شدنم طبیعیه و کم‌کم به این وضعیت رسیدم.»


🌟 مرحله دوم: سیری یا خفگی؟

  • بعد از غذا واقعاً حس سیری داری یا حس سنگینی و خفگی؟
  • به نظرت نشونه‌های واقعی سیر بودن چیه؟
  • نشونه‌های خفگی و پرخوری چیه؟

✏️ صادقانه بنویس الان در چه وضعیتی هستی.

توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، این ویدیو را تماشا کنید.

در جلسه بعد (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) می‌بینیم ذهن چطور فرمول‌ها رو گسترش می‌ده و این فرمول‌ها چطور عادت‌های پرخوری رو در ما می‌سازن.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. مهم‌ترین دلیل چاق شدن چیه؟

باور کردن چاقی. وقتی باور کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، ذهن فرمول‌هایی می‌سازه که رفتار و عادت‌های ما رو به سمت چاقی می‌بره، بدون اینکه خودمون تصمیمی گرفته باشیم.

۲. چرا بعد از قطع دارو هنوز چاقم؟

چون دارو نبود که اثر گذاشت؛ جمله‌ای که درباره‌ی چاق کردن دارو شنیدی و باورش کردی، فرمول چاقی رو در ذهنت ساخت. این فرمول با قطع دارو از بین نمی‌ره و باید در ذهن تغییر کنه.

۳. چرا بعد از بارداری چاق می‌شیم؟

چون در دوران بارداری با توصیه‌ی دیگران بیشتر و متنوع‌تر غذا می‌خوریم و بعد از زایمان هم فکر می‌کنیم غذای بیشتر یعنی شیر بیشتر. این رفتارها در چند ماه برای ذهن عادی می‌شن و بعد از بارداری هم ادامه پیدا می‌کنن.

۴. چرا باید بفهمم از کی چاق شدم؟

چون تا ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنی، نمی‌تونی برای همیشه حلش کنی. وقتی بدونی چاقیت از کجا شروع شده، از توجیه‌ها بیرون میای و می‌دونی باید کدوم باور رو تغییر بدی.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.02 از 265 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11431
306 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۹ ۲۰:۳۵
      مدت عضویت: 1342 روز
      امتیاز کاربر: 13200 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 779 کلمه

      سلام استاد عطار عزيز

      درباره اين صحبت كرديد كه يك خانم كه در مدت بارداري اضافه وزن زيادي داره چون از نظر روحي آماده گي اون اضافه وزن رو نداره پس دچار افسردگي ميشه 

      ولي در مقابل خودتون رو مثال زديد كه در طول زمان زيادي گرم به گرم اضافه شديد و با هر اضافه وزن جديد خودتون رو با اون شرايط يكي كرديد .مثلا ديگه كمتر ميرفتيد شنا چون روتون نميشد 

      و كليت اين بحث اين بودش كه ذهن يواش يواش ميپذيره چاقي يا لاغري رو.

      و من مبحثي رو ميخوندم كه توضيح ميداد هر عادتي هر رفتاري هر فكري يك سري نرون هاي عصبي رو در مغز ما ايجاد ميكنه 

      درباره چاقي و لاغري هم همين نرون هاي عصبي كارساز هستن و با فايل ديدن ما كمك ميكنيم به ساختن اون نرون هاي عصبي 

      نكته اعجاب انگيز درباره مغز اينه كه نرون هاي قبلي هم سرجاشون هستن 

      فقط ما با ساختن نرون هاي جديد ، دستورات جديد رو در مغزمون اجرا ميكنيم 

      كه در مورد اين لاغري با ذهن و شنيدن فايل ها بايد بگم 

      به محض اينكه فايل ديدن متوقف بشه 

      اون نرون هاي قبلي چاقي كه از قديم بودن در ذهن ما چون ريشه دار تر هستن 

      دوباره شروع ميكنن به روي كار اومدن و دستورات چاقي رو اجرا ميكنن

      من به اين نتيجه رسيدم كه :

      من كه يكسال و نيم پيش وزنم رو با رژيم كتوژنيك كم كردم و تقريبا نزديك به وزن ايده الم شده بودم ولي در اون وزن نموندم

      الان با توضيحات شما درباره اينكه خانمي كه در دوران بارداري اضافه وزن پيدا ميكنه و مقايسه اش با خودتون متوجه شدم من هم كه لاغر شده بودم در مدت زمان كوتاه، اون لاغري برام نموند 

      چرا ؟

      چون مغز من نمي پذيرفت اون لاغري رو 

      مغز من احساس ميكرد از نقطه امن خودش خارج شده و من رو با فشار هاي عصبي كه در اون رژيم برام پيش آورد ، هدايت كرد به سمت روش كهنه قديمي خودش

      همون روش بخور بخور

      فرمول هايي كه ساخته ميشه با تاييد كردن ما ثابت ميشه

      وقتي باور ميكنيم باورهايي كه چاق كننده هستن مثل چاقي ارثي ، پس چاق ميشم

      من خيلي زياد باور داشتم كه مزاج بدن من سردي و بلغمي هست و تا آخر عمرم هميشه چاق خواهم بود 

      يك دكتر گياهي حرفه اي  هم به من همين رو گفته بود 

      و در چند سال گذشته تمام ذهن من رو اين موضوع پر كرده بود

      كلي درباره بلغمي ها و اونهايي كه سردي داره بدنشون ميخوندم

      و وقتي مهاجرت كردم دقت كردم بين مردم از كشورهاي مختلف 

      و چيزي كه خيلي برام بولد بود اين بود كه افراد از كشورهاي مختلف موهاي سفيدشون كم هست 

      چيزي كه در مزاج بلغم و سردي موهاي سر و بدن به شدت  سفيد ميشه 

      من كه آمدم اينجا گفتم چطوره اينا انقدر موهاي سفيد كمي دارن 

      خلاصه اش اينه كه انقدر من باور داشتم به اون باور بلغم و سردي نتونستم به مغزم ثابت كنم باور من غلطه و نتيجه اش اين همه آدمه كه دارم با چشم ميبينم

      اين موضوع رو براي اين گفتم كه هي با فايل گوش كردن يه باور جديد توي خودم پيدا ميكنم (باور جديد به اين معني كه ، براي من جديد هست از اينرو كه نميدونستم ريشه در چاقي من دادره)

      باورهايي كه در متن خوندم در من اونقدر قوي نبود 

      قبلا بودها ولي به مرور ضعيف شده بودن 

      مثلا من ديگه به ژنتيك و تاثيراتش باور ندارم 

      بيماري ها رو قبول ندارم كه درمان نداره

      همونطور كه شما اشاره كرديد چاقي در خانم هاي باردار ايران و اروپا و آمريكا اصلا قابل مقايسه نيست 

      و من اينجا ميبينم كه خانمها به شكل عادي باردار ميشن و ده كيلو اضافه وزن دارن و كه بعد از زايمان اون از بين ميره 

      پس من اين موضوع رو هم باور نداشتم

      و در كل باورهام رو هر چي ميگشتم ، چيزي كه بولد باشه برام و باعث چاقيم شده باشه رو پيدا نميكردم …يه چيزهاي ريزي پيدا ميكردم…اما همونطور كه شما داريد آموزش ها رو پيش ميبريد و مارو ميبريد به درون خودمون براي پيدا كردن راه حل ، من امروز به نكته جديدي رسيدم كه به نظرم خيلي هم ريشه اي و قوي هست 

      چون اعتقاد من بهش خيلي خيلي زياده

      امروز متوجه شدم كه اين باور قوي توي ذهن من بوده كه من مزاج بلغم و سردي دارم و هميشه اضافه وزن داشتم

      استاد من خيلي خيلي زياد به موضوع چاقيم فكر كردم

      نميتونم بگم چقدر وقتم و ذهنم هميشه پر بوده از اين موضوع

      من هر كلاس و دوره اي شركت كردم كه اوضاع زندگيم و وضع ماليم بهتر بشه ولي انقدر ذهنم درگير اين چاقي بوده كه هيچ كدوم اون دوره ها برام نتيجه نداشته 

      توي داستان هدايتم هم گفتم كه الان فهميدم اين نشتي انرژي در من از كجاست …و فهميدم اول بايد چاقيم رو رفع كنم بعد برم سراغ كلاس ها و دوره هاي ديگه

      بسيار سپاسگذارم از خدا و شما كه اين شرايط رو برام بوجود آورديد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۲/۰۱/۰۹ ۰۵:۳۰
      مدت عضویت: 2037 روز
      امتیاز کاربر: 14650 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,486 کلمه

      بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان

      سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن 

      دلیل چاق شدن (قسمت پنجم)

      مهمترین شروع رهاشدن از چاقی و لاغری اطلاع داشتن ازدلیل چاق شدن است 

      مابرای بر طرف کردن هر مشکلی که داشته باشیم اول باید دلیل اون مشکل را پیداکنیم وقتی دلیل بوجود آمدن مشکل را بدانیم شروع کردن برای برطرف کردن اون خیلی راحت تر از وقتی هستش که دلیل مشکل را ندانیم وبخواهیم ازروش و ازمون وخطا برای رفع مشکل اقدام کنیم

      این در مورد چاقیمان هم صدق می‌کند 

      کسی که چاق هستش در چاقی خودش هردفعه برای لاغرشدنش شروع کرده از روش‌های مختلف برای رهاشدن از چاقی خودش استفاده کرده است ولی هیچ نتیجه خوبی بدست نیاورده است روش‌هایی که برایمان گفته شده برای لاغریمان بدونه اینکه به دلیل چاقیمان توجه بشه واز روش تغییر دادن عاملهای بيروني مثل تغییر در میزان مواد غذایی مصرفیمان، بیشتر کردن فعالیت بدنمان، وبالا بردن سوخت وساز بدن و….که هر کدام حکم ازمون و خطا کردن برای برطرف کردن چاقیمان بود 

      علت نادرست بودن روش‌های لاغری عدم اطلاع اونها از دلیل چاقی فردبود دلیل چاق شدن عده‌ای نوعی بیماری مثل پرکاری تیروئید وکم کاری تیروئید، مصرف دارو های خاص و یا هرعاملی معرفی بشه ولی در آخر راهکارهای که گفته شده توسط اونها منجر به بدست نیاوردن نتیجه دائمی و همیشگی نمی شود 

      مهمترین دلیل چاقی من چیست؟

      مهمترین و بارزترین دلیل چاقی من باورکردن چاقی بود وقتی به جملاتی که استاد گفتن فکر می کنم می بینم که در من تاثیر داشتن 

      ۱. چاقی در خانواده ما ارثی است وبه همین دلیل چاق شدم 

      یعنی همیشه بارها شنیده بودم وحتی در چند سال قبل که از روش‌های مختلف نتیجه ای کسب نمی‌کردم به من می گفتند که تو چاقیت ارثی و ژنتیکی است من هم باورکرده بودم که‌ واقعا من ژنتیکی چاق هستم وبه همین خاطر چاقی خودم را طبیعی می دانستم یعنی قبول کرده بودم که من همیشه چاق خواهم بود و لاغر بشو نیستم وفقط کاری می کردم که زیاد وزنم اضافه نشه 

      ۲. چاقی من به خاطر کم تحرکی است 

      همه به من می گفتند که باید تحرک داشته باشم ویک برادرداشتم خودش خیلی لاغر و متناسب بود هر وقت خانه مان می‌آمد همیشه با عصبانیت می گفت که پاشو اجرهای حیاط راتمیز کن اینقدر از حرفش بدم می آمد و حالم را بد می کردوقتی بهم میگفتندکه صبح زود بیدار شو ورزش بکن خونه رو تمیز بکن یه جورایی می خواستندبهم بفهمانندکه من تنبلی می کنم ولی واقعا بااون وزن بالا نمی توانستم کارزیادانجام دهم یاوزش کنم. پیاده روی کنم وبه خودم قبولانده بودم که من این کار ها را انجام نمی دهم پس چاق ترمیشوم 

      ۳. من پرخوری عصبی دارم به همین دلیل چاق هستم. 

      وای نگم از پرخوری عصبی که وقتی اعصابم خراب می شد دیگه نمی‌دانستم که چه میخورم چه جوری می خورم وچقدر می خورم هرچه‌قدر می خوردم سیرمونی نداشتم انگار معده ام را با قاشق قاچ قاچ می کردند وسرسفره بااینکه نصف بشقاب غذایم رامیخوردم اختیار نداشتم بقیه اش را بخورم اینقدر ضعف داشتم که نمی‌توانستم قاشق رابه دهانم ببرم یعنی یک اشتهای کاذب پیدا می کردم که اصلآ حالم دگرگون می شد

      ۴. سوخت وساز بدنم پایین است و به همین علت چاق هستم. 

      این سوخت ساز نمی دانم که چگونه بگویم بهم میگفتن باید اینقدر ورزش کنی پیاده روی کنی کند.تند.سریع که سوخت وسازت بالا بره و چربی هایت آب بشه.

      ۵. من بخاطر بارداری چاق شدم. 

      تنهاچیزی که من رو چاق نکرد همین بارداری بوداین قدر که ویارم شدید بود نمی‌توانستم غذابخورم یعنی تا ۹ماه حاملگیم یک بشقاب پر غذانتونستم بخورم

      من دردومین حاملگیم که دکتر رفتم درابتدا ۷۳کیلووزن داشتم و تا۶ماه حاملگیم به ۷۶کیلو رسیدم ودرسه ماهگی اخربارداریم۷۴کیلووزن داشتم یعنی درواقع یک کیلو اضافه کرده بودم ولی مطمئن بودم که وقتی بچه ام بدنیا میاد دوباره چاق خواهم شد

      ۶. استرس داشتن زیاد دلیل چاقی ام شده بود. 

      استرس واضطراب باعث چاقیم شده بود که هر چه بگم کم گفتم یعنی به این باور رسیده بودم که من با داشتن استرس واضطراب زیاد روزبه روز وزنم زیاد تر میشوددراین استرس بود که من اون اشتهای کاذب شدید روپیداکردم وقتی استرس داشتم یا می خوردم یامیخوابیدم که درهردوصورت من چاق ترمیشدم

      ۷. من پرخوری می کنم به این دلیل چاق هستم.

      پرخوری کردن برایم یک موزل شده بود هرکاری می کردم کم بخورم نمیشدکه نمیشدفقط موقعی ای که رژیم بودم من به اندازه غذامیخوردم يعني خودم را مجبور می کردم که کم بخورم 

      ۸. ریزه خواری وناخنک زدن دلیل چاقی ام بود. 

      من همیشه ریزه خواری داشتم و هر چیزی بدستم میرسید هرجا هم بود میخوردم اگه چیزی هم پیدا نمی کردم سراغ یخچال میرفتم وباید یه چیزی پیدا می کردم ومیخوردم حتي شده يکی دو قاشق مربا. 

      ناخنک زدن. من موقع پختن غذا.مثلا آش می پختم از همون ابتدای پخت تا پخت کامل میخوردم وقتی کوکو میپختم چند تا فال میخوردم یعنی خلاصه‌ تاغذاپخته بشه کشیده بشه سرسفره برده بشه از سفره جمع بشه درحال خوردن بودم‌ 

      ۹. شیرینی.بیسکوییت.شکلات.و….

      باعث چافیم بودند.

      من اینقدر عاشق شیرینی بودم که اگه یک قوطی شیرینی جلوم میگذاشتند باورکنید نصفش میرفت اگه خجالت نمیکشیدم بقیه اش راهم میخوردم

      ۱۰. فست فودباعث چاقیم بود.

      من عاشق ساندویچ .پیتزا.لازانیا.و….هستم من خیلی مواقع یک پیتزای کامل رو می‌خوردم ومیگفتم که من سیر نشدم ودوست داشتم که بازهم بخورم وساندویچ بقیه چیزها هم همینطور.

      این باور اینقدر قدرت داردکه خودش قادر استکه مارادرحالت چاقی نگهداردوتمام تلاش وکوشش مان رابرای لاغرشدنمان ازهرروشی را خنثی کند 

      اگه باورکنیم که چاقیمان طبیعی است انتظار چاقی در ماصورت می‌پذیرد وقتی این انتظار چاقی تکرار بشه تصویرهای چاقی از خودمان در ذهن‌مان صورت می‌گیرد ونشانه بوجود آمدن این تصویر ها حس ترس از چاقی ویا چاق تر شدن هستش.

      اگر تصویرهای چاقی در ما ثابت بمانند سبب بوجود آمدن فرمولهای چاق کننده در مغزمان میشود واین فرمولهای چاق کننده به فرمانهای مغزی برای عوض شدن واکنشهای  کسی که چاق است درمواجه شدن به موادغذایی مبدل میکند 

      همینطور این فرمولها به فرمانهای مغزمان برای ذخیره شدن چربی و زیاد شدن سايز و وزن فردتبدیل میشود وچون جسممان تحت فرمانهای مغزمان است به آسانی وضعیتش عوض میشودوازحالت لاغری به چاقی تغییر وضعیت می‌دهد

      باورکردن چگونه برماتاثیر میگذارد 

      باورکردن چاقی مهمترین عامل چاق شدن افراد است.

      به اون مقداری که ماباورکرده باشیم که چاق هستیم ما در معرض چاقی زیاد تری قرار می گیریم

      وقتی ماازطرق مختلفی برای لاغریمان استفاده کردیم ونتیجه خوبی بدست نیاوردیم باعث شده بود که باورمان نسبت به چاقیمان وچاق ماندن پررنگتر شودوبه این خاطر وزنمان هر روز زیاد ترمیشد

      پس اگه بخواهیم لاغر شویم ومهمترازاون برای همیشگی لاغر بمانیم بایدازروش کنترل ذهن‌مان وآموزش لاغری باذهن شروع کنیم تابه صورت خیلی خوب در مسیر تناسب اندام و لاغری قرار بگیریم و در درست کردن این باوراثرگذار ومخرب را آموزش ببینیم.

      حالاما به این اطمینان رسیدیم که دلیل چاقیمان ناشی از فرمولهای ذهنیمان است ودرک کردن این مسئله به هممون اثبات می‌کند که قدرت ذهن‌مان در چاقیمان چقدر اهمیت داشت و حالا به این باور رسیدیم که می توانیم از قدرت ذهن‌مان در لاغر شدنمان هم استفاده کنیم واین ذهن مثل یک وسیله کارامدی که میتوانیم با اون هر کاری را انجام دهیم ما تابه امروز از ذهن‌مان برای چاقی استفاده کردیم وحالا می توانیم از ذهن‌مان برای لاغریمان هم استفاده کنیم 

      وقتی ماتوانستیم چاق شدن رااموزش ببینیم ودر طول زمان توانستیم به این مقدار چاقی پیدا کنیم بنابراین میتوانیم لاغری راهم آموزش ببینیم وبا استمرارداشتن و عمل کردن به اموزشها به لاغری وتناسب انداممان که رویای تک تکمان است برسیم

      چون چاقی مانند زبان مادری است که مایاد گرفتیم وزبان لاغری راهم مانند زبان مادریمان یادمیگیریم 

      وامروزمیخواهیم زبان لاغری رااز فایل هاومطالب آموزش استادمان را  یادمیگیریم وبه‌ تناسب اندام ایده آل خودمان میرسیم مابا توجه کردنمان و به متفاوت بودن عملکرد ذهن افراد متناسب وافراد چاق به این آگاهی رسیدیم که می توانیم با تغییر دادن محتوای ذهنیمان مانند کسی که لاغر ومتناسب است رفتار کنیم ودر شرایط جسمی متناسبی باشیم 

      وماامروزیاد گرفتيم که فرمانده جسممان ذهن‌مان است وهمیشه پیروزاین میدان ذهن‌مان است که فرماندهی میکند ماباید جسم و ذهن‌مان را

      هماهنگ کنیم تابه نتیجه خوبی برسیم

      همیشه ذهن‌مان دنبال زیاد کردن موضوعی است که در فکرمان داریم وحالا چون ما لاغری رایادگرفتیم ذهن اون رو گسترش می‌دهد وامروز لاغری راگسترش می‌دهد

      من یک برنامه لاغری به اسم مانکن نسب کرده بودم میدانم برای شما هم آشنا است

      واین کالری شمار داشت ومن وقتی استخر و باشگاه میرفتم چون کالری شماری می کرد اون اندازه ای که‌ خورده بودم را کم میکرد ومن فکر می کردم که اون ها سوختن و تمام شدن وفکر می کردیم پس میتونم بازم بخورم چون فکرمیکردم خیلی فعالیت انجام داده بودم وحالا می فهمم که فرمولهای اشتباه رفتاری ذهنی ام بودومن را به‌ طرف چاقی حل میداد 

      مغزمان برپایه تصاویر ذهن‌مان فرمانهایی صادر می کند وماهم همیشه اجرایش کردیم من همیشه وقتی به خونه مادرم میرفتم توی یخچالشان شیرینی بود تامیرسیدم به‌ طرف یخچال میرفتم وشیرینی می خوردم که این هم از فرمانهای اشتباه ذهنی در رفتارمان بود 

      من تازمانی که با این سایت آشنا نشده بودم مغزم همیشه فرمان خوردن میدادیعنی هرچی خوردنی بودند من وصدامیکردند

      ولی بودن دراین سایت دیگه مغزم فرمان خوردن نمیده که هیچ وقتی هم که میخوام کمی بخورم بهم هشدار‌میده دیگه ادامه نده واین باورهستش که فرمولهارافعال میکنه وافکارورفتارهایمان راتغییرمیدهد

      واین نوشتنها ادامه دارد

      استادخداهمیشه پشت وپناهتان باشد وسایه تان همیشه بالای سرخانواده تان باشد دوستان همیشه سربلندوپیروز باشید

      خداقوت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۸ ۱۵:۲۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      سلام 

      من امروز فقط توضیحات این جلسه رو و تعدادی از کامنت هارو خوندم و هنوز به  جلسه ی پنجم این دوره گوش نکردم ولی واقعا دلم خواست که تجربه ام رو بنویسم .

      من وقتی جلسه ی دوم رو گوش دادم ، یک ماه به خودم فرصت دادم تا برام حل بشه مسائل بیان شده و بهشون فکر کنم .

      و همین فکرکردن و بی علت دونستن اون همه عاملی که توی ذهنم بود، واقعا جواب داده. 

      من شنیده بودم که همه ی خانوم ها چربی شکمی دارن ،

      بعد غذا حتما شکم آدم بزرگ تر میشه 

      ما فقط صبح شکممون خوبه و بعد از صبحانه و تا آخر شب قراره هی بزرگ تر و بزرگ تر بشه 

      ما همه خانوادگی از بچگی چربی شکمی داشتیمو طبیعیه .

      من واقعا اندام متناسبی دارم و وزن خوبی هم دارم ، اما چربی شکمی و چاقی مرکزی دارم و سعی کردم تمام این یک ماه به این عوامل هیچ ارزشی ندم .

      و واقعا توی این یک ماه که فقط همین کار رو کردم واقعا دیدم که چقد تاثیر داشته و چقد تفاوت دارم با قبل از اشنایی با استاد و عمل کردن به حتی یک جلسه از دوره ی ایشون .

      واقعا ممنونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۵ ۱۵:۳۰
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 630 کلمه

       با سلام و احترام و البته تشکر

      دلایل چاق شدن من:

      ۱. می دیدم و می شنیدم که مادرم خیلی چاق بود. ولی در عکسهای جوانی اش بسیار لاغر بود.

      ۲.قبل از ازدواج شنیده بودم آبمیوه و فست فود و غذای بیرون و نوشابه، مضر و چاق کننده است و خانواده هم اصلا تهیه نمی کردند ولی بعد از نامزد کردن خوردن این ها برنامه روتین ما در طول هفته شد.

      ۳. در خانه پدری برادرهایم همیشه مثل جارو برقی ته سفره و یخچال را می خوردند ولی بعد ازدواج همسر من این کار را نمی کرد و انگار این یک وظیفه بود که باید انجام می شد و افتاد رو دوش من.

      ۴. چند سالی خیلی عصبی بودم و گرفتاریهای ذهنی زیادی داشتم و فکر می کردم پرخوری عصبی دارم.

      ۵. قبل ازدواج خیلی لاغر بودم و ضعف می کردم و حتی غش می کردم و همیشه نگران بودم که برای همسرم و خانواده اش این عیب باشه و توی زندگی مشترک از این بابت سرکوفت بشنوم برای همین دوست داشتم قوی بنیه تر باشم و فکر می کردم اگه وزنم بیشتر باشه پرانرژی تر هم می شوم.

      ۶. اینقدر انگشتانم و سایز پاهام کوچیک بود که هیچ حلقه و انگشتری اندازه دستم پیدا نمی شد و کفش زنانه اندازه پایم نبود و آرزو داشتم یک کم پرتر بشم تا این دوتا مشکلم حل بشه.

      ۷. دوران شیردهی خیلی همه چیز می خوردم که بچه تپل و قوی بشه ولی بعد از پایان شیردهی عادتش روی من ماند.

      ۸. داروهای هورمونی مصرف می کردم یا داروهای تقویتی مصرف می کردم و دکترها می گفتند افزایش وزن میاره.

      ۹.برای اینکه اسراف نشه ته مانده همه خوردنیهای خونه را می خوردم که هدر نره و این درحالی بود که می دانستم ریزه خواری چاق کننده است.

      ۱۰.  توی کشوی میزم تنقلات مفید داشتم ولی اصلا سراغش نمی رفتم و فقط اگر مهمان برام میومد رنگ و وارنگ پذیرایی می کردم ولی همه می گفتند خوبه که اینقدر تنقلات داری چاق نشده ای و من نگران می شدم که نکنه چاق بشوم.

      ۱۱. دلستر و آب و دوغ وسط غذا می خوردم  ولی من چاق نمی شدم. اما همه می گفتند چاق کننده است و شکم بزرگ میشه.

      ۱۲. شنیده بودم در بارداری همه چاق می شوند و شکمشون شل میشه برای همین خیلی می ترسیدم و مواظب بودم.

      ۱۳. شنیده بودم که با بالا رفتن سن همه آدمها چاقتر می شوند.

      ۱۴. شنیده و دیده بودم که اکثر خانمهای فامیل با هر بارداری و زایمان از دفعه قبلشون چاقتر می شوند.

      ۱۵. شنیده بودم همه آدمهایی که رژیم می گیرند بعد از رژیم وزنشون برمی گرده و حتی چاقتر می شوند.

      ۱۶.شنیده بودم که کم تحرکی باعث چاقی میشه .

      ۱۷. شنیده بودم اونهایی که با وسیله شخصی و ماشین و راحت تردد می کنند چاق می شوند.

      ۱۸. شنیده بودم قند و شکر و برنج و نون و ماکارونی و ساندویچ و پیتزا و روغن و کربوهیدرات چاق می کنه.

      ۱۹.  شنیده بودم فست فود و هله هوله چاق می کنه و همه چیزهای خوشمزه مضره و هر وقت می خوردم می ترسیدم که چاق بشم.

      ۱۹. شنیده بودم شام خوردن باعث چاقی میشه.

      ۲۰.شنیده بودم غذا بخوری و بخوابی چاق میشی.

      ۲۱. شنیده بودم با غذا ترشی و شور و سالاد بخوری چاق کننده است.

      ۲۲.َ شنیده بودم اونهایی که درسشون تموم میشه چاق می شوند.

      ۲۳. شنیده بودم خانمهایی که سرکار می روند، در تعطیلات عید و تابستون که خونه نشین می شوند، چاق می شوند.

      ۲۴. شنیده بودم معده با یک رشته به پلک وصله. معده که سنگین میشه پلک بسته میشه. خواب بعد غذا هم که چاق کننده است.

      ۲۵. شنیده بودم آدمها زمستانها چاق می شوند.

      ۲۶. شنیده بودم بیشتر از مقداری که که محاسبات نشون میده اگه کالری مصرف بشه چاق کننده است.

      ۲۷.شنیده بودم کمپوت برای مریض خوبه ولی چاق کننده است.

      ۲۸.شیرینیجات چاق کننده است.

      ۲۹. شنیده بودم بعضیها آب می خورند هم چاق می شوند.

      ۳۰.شنیده بودم آدمهای چاق بامزه و مهربون هستند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      ۱۴۰۱/۱۱/۳۰ ۲۱:۰۹
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 400 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم 

      از کی چاقی شروع شد؟

      از موقع بلوغ 

      یادم نمیاد که آیا واقعا با باور چاقی بعد بلوغ وزنم اضافه شد یا اینکه  چون از بچگی بهم میگفتن سارا تو خیلی لاغری تو درست غذا نمیخوری و اینا که با خودم فکر کردم چاقی خوبه و باید اضافه وزن داشت  دقیق یادم نمیاد ولی خب از بلوغ به بعد کم کم بدنم شروع کرد به پر شدن و اضافه وزن همه به میگفتن سارا داری چاق میشی من تا راهنمایی اهمیتی نمی‌دادم ولی انگار هم وزنم داشت بیشتر می‌شد هم بقیه باز بیشتر میگفتن به حساب خودشون خیلی نگرا بودن ولی نمیدونستن که من اصلا دوست ندارم همچین چیزی رو بشنوم البته‌ ممکنه اونا واقعا از سر دلسوزی گفته باشن ها در هر صورت گذشته رو بیخیال مهم الانه  خلاصه توی راهنمایی من چون خیلی فعالیت داشتم خیلیم غذا میخوردم ولی خب واسه انرژی بدنم لازم داشت آنا توی خوابگاه هم باز کسانی بودن که بگن سارا الان دیگه خوبی دیگه از این چاقتر بشی بدنت بهم میریزه  و من نگران از اینکه نکنه بهم بریزه  از یه طرفم فکر کنم باور غلطی داشتم که هر کسی خوشحال و شاد و خندون هست چاقه و یکی دیگه اینکه افراد چاق مهربونن باعث چاقی در من شده  چون من هم دوست داشتم خوشحال و شاد باشم هم مهربون و انرژی بخش  ولی الان بهتر میبینم کسی هست که با وجود وزن متناسب مهربونه کسی هست که خوشحال و شاد و خندونه و متناسبه  دیگه اینا باورهای مسخره بی اساس بقیه بوده که روی ناخودآگاه زود باور من اثر گذاشته بوده ولی الان دارم روی عکسش رو و  روی رد کردنش کار میکنم   

      و بعد از اون من فکر میکردم  آدم هر چقدر تحرک زیاد  باشه لاغر تر میشه و یه باور اشتباه دیگه داشتم اینکه من بدنم سفته و سخت چربی هام آب میشه و من روز به روز چاقتر شدم مخصوصا موقع کرونا کلی وزنم اضافه شد  و حالا خداروشکر میکنم خداروشکر میکنم که بهم با زبون بی زبون با وجود دستی از دستان قدرتمندش آقا عطار روشن بهم میگه سارا بیخیال گذشته بهترینها رو بساز چون من تو رو صاحب اختیار زندگیت قرار دادم تا هرچی میخوای رو داشته باشی خدایا شکرت خدایا شکرت 

      و اینکه خداروشکر که این تمرین رو انجام دارم حس میکنم پاشنه آشیلم رو پیدا کردم 😍😍😍

      لاغری طبیعی ترین کار دنیاست 😃

      برای هر مسئله ای خدا راهی به بهترین شکل قرار داده😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ ۰۰:۰۵
      مدت عضویت: 2323 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 358 کلمه

      سلام! 

      چه کارخوبی انقد ازگفته هاتون مبنی براینکه استارت تغییر فرمول درذهنم ایجاد شده احساس خیلی عالی بهم دست داد موتورش روشن شده پس تااینجا رسیدم و تغییر باورهام هرچند کوچک ایجاد شده شاید کاملاً پررنگ نشده  خیلی لذت بردم مثل یک سورپرایز عالی و جایزه احساسی فوق‌العاده و جادویی دریافت کردم

      احساس اینکه من یک قدم جلو هستم کسب کردم 

      ومن به این فایل رسیدم و تاثیردر نگرش و رفتارم و آرامش در بزرگترین سوال ذهنم

      من چطور متناسب بشم؟ 

      برام باورپذیرتر شده و گفتگوی ذهنم خیلی آروم شده 

      اینجا مثل خونه و دوستانم مانند خونوادم هستن 

      طریقه آشناییم با دوره شگفت انگیز تناسب رو تو داستان هدایت من نوشتم

      دقیقاً استاد من بایک حالت تسلیم شده در برابر خداوند عاجزانه ازش خواستم یکبار درحال نیایش یکبار جلوی آینه تو چشام خیره شدم و گفتم وبه این مسیر هدایت شدم

      وخداوند هیچ‌گاه اشتباه نمیکنه

      ومن ب خودم و خدای مهربانم اطمینان کامل دارم  

      استاد حالا من از گفته های شما بیشتر لذت میبرم دیگه دوست ندارم بخاطر مهمونی ،سفر ، تفریح ، فایل ها و تمریناتم رو عقب بندازم

      من دیگه قید همه چیز رو زدم مگه دیوونه م سایت به این خوبی رو که کلی حالمو خوب میکنه ازدست بدم درکمال آرامش و اشتیاق دارم دوره هامو سپری میکنم

      وبی نهایت خوشحالم و از لحظه لحظه زندگیم لذت میبرم

      حالا بیشتر همه چیزو میبینم و عشق می ورزم الهی شکر 

      دلیل چاقی من چیه؟ 

      من از وقتی یادم میاد کاملاً متناسب بودم هیچ ترسی از چاقی نداشتم

      و سال های کمی هست که اضافه وزن پیدا کردم

      من بااینکه پدرومادرم چاق هستن حتی بادیدن رفتارهاشون هم متناسب بودم

      و وقتی به عکس های جوونیشون نگاه میکنم وقتی من کودک بودم بعداز زایمان هم مادرم متناسب بوده

      ولی خوب من بعد از ازدواج مخصوصا ازاون دسته افراد که در دوران بارداری شروع کردم به بیشتر خوردن برام فرقی نداشت چه زمانی باچه مقدار غذا، خوراکی ، میوه ، هله هوله، مصرف کنم ودقیقا استاد تنوع خیلی بیش از حد برنامه می ریختم فرمول های جدید

      شاید قبلاً فقط شنیده بودم

      وهمین رفتارهام باعث عادت شد ودر مغزم دیگه عادی شد

      من متوجه شدم متناسب شدن یک مهارت و توانایی که باید یاد بگیرم و کافی اول دلیلش رو پیدا کنم واز سردرگمی دربیام وگام های کوچک و موثر بردارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۶ ۲۱:۳۲
      مدت عضویت: 2323 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      سلام! 

      چه کارخوبی انقد ازگفته هاتون مبنی براینکه استارت تغییر فرمول درذهنم ایجاد شده احساس خیلی عالی بهم دست داد موتورش روشن شده پس تااینجا رسیدم و تغییر باورهام هرچند کوچک ایجاد شده شاید کاملاً پررنگ نشده  خیلی لذت بردم مثل یک سورپرایز عالی و جایزه احساسی فوق‌العاده و جادویی دریافت کردم

      احساس اینکه من یک قدم جلو هستم کسب کردم 

      ومن به این فایل رسیدم و تاثیردر نگرش و رفتارم و آرامش در بزرگترین سوال ذهنم

      من چطور متناسب بشم؟ 

      برام باورپذیرتر شده و گفتگوی ذهنم خیلی آروم شده 

      اینجا مثل خونه و دوستانم مانند خونوادم هستن 

      طریقه آشناییم با دوره شگفت انگیز تناسب رو تو داستان هدایت من نوشتم

      دقیقاً استاد من بایک حالت تسلیم شده در برابر خداوند عاجزانه ازش خواستم یکبار درحال نیایش یکبار جلوی آینه تو چشام خیره شدم و گفتم وبه این مسیر هدایت شدم

      وخداوند هیچ‌گاه اشتباه نمیکنه

      ومن ب خودم و خدای مهربانم اطمینان کامل دارم  

      استاد حالا من از گفته های شما بیشتر لذت میبرم دیگه دوست ندارم بخاطر مهمونی ،سفر ، تفریح ، فایل ها و تمریناتم رو عقب بندازم

      من دیگه قید همه چیز رو زدم مگه دیوونه م سایت به این خوبی رو که کلی حالمو خوب میکنه ازدست بدم درکمال آرامش و اشتیاق دارم دوره هامو سپری میکنم

      وبی نهایت خوشحالم و از لحظه لحظه زندگیم لذت میبرم

      حالا بیشتر همه چیزو میبینم و عشق می ورزم الهی شکر 

      دلیل چاقی من چیه؟ 

      من از وقتی یادم میاد کاملاً متناسب بودم هیچ ترسی از چاقی نداشتم

      و سال های کمی هست که اضافه وزن پیدا کردم

      من بااینکه پدرومادرم چاق هستن حتی بادیدن رفتارهاشون هم متناسب بودم

      و وقتی به عکس های جوونیشون نگاه میکنم وقتی من کودک بودم بعداز زایمان هم مادرم متناسب بوده

      ولی خوب من بعد از ازدواج مخصوصا ازاون دسته افراد که در دوران بارداری شروع کردم به بیشتر خوردن برام فرقی نداشت چه زمانی باچه مقدار غذا، خوراکی ، میوه ، هله هوله، مصرف کنم ودقیقا استاد تنوع خیلی بیش از حد برنامه می ریختم فرمول های جدید

      شاید قبلاً فقط شنیده بودم

      وهمین رفتارهام باعث عادت شد ودر مغزم دیگه عادی شد

      من متوجه شدم متناسب شدن یک مهارت و توانایی که باید یاد بگیرم و کافی اول دلیلش رو پیدا کنم واز سردرگمی دربیام وگام های کوچک و موثر بردارم ❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۴ ۰۲:۴۵
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      سلام به همه دوستای گلم 

      خب من وقتی بچه بودم کم خونی داشتم مامانم اینا تقویت میکردن منو لاغر بودم 

      تا بعد از دوازده سالگی اینا چاقی من شروع شد عامل اصلی چاقی من پرخوری بود بعد ک کم کم سنم رف بالاتر همه جا تو رسانه پدرم میگفتن ک شکر بده نمک بد روغن بد برنج بده سرخ کردنی بد 

      یعنی چنان دیکته شده بود ک من تو رژیمم فراری بودم دوستام منو ب زور میبردنم بستنی بخورم من میگفتم نه من با چربی ها و قند ها قهر کردم🤣

      واقعا بدنمو برده بودم تو یه قحطی ک بیا و ببین  شده بود داستان بکش ولی لاغرم کن زیاد گشنه نمیموندم ولی غذاها 

       همه آبپز 

      خب منکه اون همه چاق نبودم ک بخوام بترکم ولی تو مرض چاقی بودم 

      عامل اصلی من ترسه از چاقی زیاد بود 

      من نمیخواستم به اونجا برسم ک بترکم بدم میومد وحشت داشته و دارم 

      حالام ک نگم براتون خیلی ذهنم خسته میشه انقد ب لاغری و برطرف کردن ریزش مو و لاغری فک میکنم ک هیچی پوووف… 

      به هر حال من اومدم اینجا ک لاغر بشم 

      ذهن من مجبوره ک مثل لاغرها فکر ورفتار کنه من باید لاغر بشم من عاشق لاغریم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۱/۱۰/۰۸ ۱۴:۳۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام

      در مورد چاق شدن خودم ،این که تا نوجوانی‌ام لاغر بودم یعنی معمولی بعد که دانشگاه رفتم در آن چند سال وزنم اضافه شد شاید بیشتر می خوردم ولی این موضوع برایم اهمیتی نداشت بعد که ازدواج کردم خوب چون با هم سفر می رفتیم ،زیاد بیرون می رفتیم یا مهمانی بیشتری داشتیم فکر می کردم به همین خاطر اضافه وزن پیدا کردم ولی در حد چند کیلو اما در تولد دخترم که فرزند دوم من بود وبعد از شیردادن بچه که مدام می گفتند باید زیاد غذا بخوری واقعا غذایم دوبرابر شد بعد که این دوران تمام شد من نتوانستم کمتر بخورم وچاق شدم وبه وزن ۷۰ کیلو رسیدم بعد در طول یک سال غذایم رو کم کردم وشدم ۵۸ حدود ۱۳ سال این وزن را نگه داشتم البته نه همیشه تا ۶۲ هم می رسیدم ولی بیشتر نمیشدم الان خیلی دوست دارم به وزن ۵۵ کیلو برسم که وزن ایده آل من هست وترس از چاق شدن نداشته باشم چون با این که رژیمی ندارم ولی این ترس رو دارم که من خیلی راحت چاق میشم چون زیاد نمی خورم و هروقت گرسنه میشم غذا میخورم ولی اگر سیر بشم حتما به زودی چاق خواهم شد امیدوارم از این افکار به زودی رها شوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پریسا رهام
      ۱۴۰۱/۰۸/۲۴ ۱۲:۲۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 11 کلمه

      سلام میشع راجب این فایل بهم توضیح بدید من متوجه نمیشم😕🙁

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        سلام و درود
        دیدگاه های دوستان رو مطالعه کنید خیلی به درک بهتر مطلب کمک میکنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم