🌧️ تصور کن… سالهاست داری تلاش میکنی؛ رژیمهای رنگارنگ، ورزشهای سخت، حذف غذاهای موردعلاقهت… اما هر بار، بعد از مدتی، وزن برمیگرده و تو میمونی و یه دل خسته 😞
📍 این جلسه ادامه گام ۸۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است. اگه هنوز این دوره رو از اول شروع نکردی، پیشنهاد میکنم اول یه سر به مقدمهی دوره رایگان ۱۲ گام لاغری با ذهن بزنی.
و درست همونجا، وسط ناامیدی و خستگی، یه سؤال آشنا توی ذهنت میچرخه: چرا لاغر نمیشم؟! 🤯 این سؤال فقط یه جمله ساده نیست… یه درد قدیمیه که هر بار با هر شکست دوباره زنده میشه. گاهی میشه «با اینکه رژیم گرفتم چرا لاغر نمیشم؟»، گاهی «چرا با این همه پیادهروی وزنم تکون نمیخوره؟»، گاهی هم فقط یه آه بیصدا.
اینجا دقیقاً همون نقطهست که خیلیها به دو راهی میرسن: بعضیا تسلیم میشن و باور میکنن که قراره همیشه همینطوری بمونن؛ ولی یه عده دیگه بازم بلند میشن، دنبال یه جواب که اینبار واقعاً درست باشه 🔍 اگه تو هم دنبال همون جوابی، جای درستی اومدی. بیا با هم ببینیم چرا لاغر نمیشم و چطور میشه ورقو برگردوند 💪🌱
در این جلسه میآموزیم:
چرا لاغر نمیشم؟!
🧠 این سؤال ساده به نظر میرسه، ولی برای ماهایی که سالها با چاقی زندگی کردیم، یه جملهی معمولی نیست… مثل یه سایه همیشه باهامون بوده؛ گاهی آروم، گاهی فریاد 😞
رژیم گرفتم، ورزش کردم، دمنوش خوردم، حتی کلی سختی تحمل کردم… اما آخرش چی؟ هیچچی جز ناامیدی، خستگی، و شاید چند کیلو وزن بیشتر! و این سؤال هنوز همونجا بود: چرا لاغر نمیشم؟! 🤯
ولی نقطه عطف زندگی من از سال ۹۳ شروع شد؛ وقتی با قانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم، فهمیدم پشت این سؤال یه چیز پنهان شده: 🔑 پاسخ سؤال چرا لاغر نمیشم؟ توی ذهن خودم پنهان شده بود… نه توی رژیمها و ترازوها.

یافتن جواب واقعی
🎯 امروز که به تناسب اندام رسیدم، میفهمم این اتفاق هیچ ربطی به رژیم یا ورزش نداشت. جواب رو نه توی آشپزخونه، نه توی باشگاه، بلکه توی ذهنم پیدا کردم! راهی که منو به جواب رسوند، از دلِ یادگیری قوانین ذهن، تمرینات روزانه، و از همه مهمتر اشتیاق و استمرار گذشت.
💡 وقتی بازخورد هزاران نفر که این آموزشها رو دیدن بررسی کردم، به ۳ راز مهم رسیدم که فرمول موفقیت من (و همه شگفتیسازها) بود:
- 🌱 باور به لاغری با ذهن
- ✨ انجام تمرینات با اشتیاق و انگیزه
- 🔁 استمرار در یادگیری و تکرار محتوای ذهنی
فرمولی که اگر اجراش کنی، دیگه هیچوقت نمیپرسی: چرا لاغر نمیشم؟!
🔍 ۵ حقیقت پنهان درباره چرا لاغر نمیشم
خب بیا از کلیات بیایم بیرون و صادقانه با هم مرور کنیم. این ۵ تا رو خودم، توی مسیر خودم و توی حرفزدن با صدها نفر دیگه دیدم. شاید یکیدوتاشون رو توی خودت هم پیدا کنی:
1️⃣ داری با اراده میجنگی، نه با باور. رژیم گرفتن یعنی هر روز با خودت بجنگی که «نخور، نخور، نخور». ولی اراده یه منبع محدوده؛ یهجایی ته میکشه. کسی که واقعاً لاغر میمونه، دیگه با خودش نمیجنگه، چون باورش عوض شده.
2️⃣ دنبال نتیجهی فوری بودی، نه تغییر ریشهای. اگه بعد از دو هفته، ترازو عدد قشنگتری نشون نده، خیلیمون ول میکنیم. همون تصمیم عجولانه، چرخهی «شروع کن، ول کن» رو نگه میداره.
3️⃣ با استرس و حس گناه غذا میخوری. خیلی وقتا موضوع فقط «چی میخوریم» نیست؛ با چه حالی میخوریم مهمتره. غذا خوردنی که همراه با سرزنش خودت باشه، بدنت رو توی حالت استرس نگه میداره.
4️⃣ خودت رو با بقیه مقایسه میکنی. «فلانی همین رژیم رو گرفت و ۱۰ کیلو کم کرد، پس چرا من نه؟» این مقایسهها فقط ناامیدی میسازن. بدن و ذهن هر آدم داستان خودش رو داره.
5️⃣ یکبار امتحان کردی، نه بارها. تغییر ذهنی، مثل یادگیری هر مهارت دیگهای، با یکبار گوشدادن یا خوندن جا نمیافته.
💛 خبر خوب اینه که هیچکدوم اینها یه نقص همیشگی نیست؛ فقط عادتهای ذهنیان، و عادتهای ذهنی رو میشه عوض کرد.
🌟 چرا نتیجه برای همه یکی نیست؟
تا حالا شده تعجب کنی چرا بعضیها با همین آموزشهای ذهنی واقعاً لاغر میشن، ولی بعضی دیگه هیچ تغییری نمیکنن؟ چرا بعضیا شگفتیساز میشن و بعضیا همچنان سرگردون میمونن؟
🟥 گروه اول، فقط وارد سایت میشن، یکیدو فایل گوش میدن، ولی واقعاً باور نمیکنن که بشه با ذهن لاغر شد. ذهنشون هنوز رژیم و دویدن رو «راه واقعیتر» میدونه.
🟧 گروه دوم، با انگیزهی زیاد شروع میکنن، ولی بعد از چند روز شورشون کم میشه و نجواهای ذهنی («اینم مثل بقیه جواب نمیده») برشون میگردونه به همون دور باطل قبلی.
🟩 اما یه گروه سوم هم هست؛ اونایی که حتی وقتی انگیزهشون پایین میاد، ادامه میدن، تمرینها رو با تعهد تکرار میکنن و وقتی ذهنشون وسوسهشون میکنه رها کنن، برعکس عمل میکنن. اونا همون شگفتیسازا هستن؛ نه چون خاصترن، فقط چون ادامه دادن، جا نزدن، و با دل و جون رفتن دنبال جواب سؤال پرتکرار ذهنشون. نتیجهش؟ حالا توی رویای تناسبی زندگی میکنن که یه روز فقط تصورش میکردن… و تو هم میتونی یکی از اونها باشی 🌟



🦋 چگونه شگفتیساز شویم؟
✨ شگفتیساز شدن یه استعداد ذاتی نیست که فقط نصیب بعضیها بشه. اونایی که بالاخره به جواب واقعی میرسن، فقط یه تفاوت مهم با بقیه دارن: ادامه دادن. بله، همین. تصمیم گرفتن که تسلیم نشن، به ندای درونیشون اعتماد کنن و به راهشون ادامه بدن 💫
اونایی که مسیر لاغری با ذهن رو نصفه رها میکنن، معمولاً از هیچ روش دیگهای هم جواب نگرفتن؛ چون هنوز یاد نگرفتن که بدون استمرار، هیچ تغییری ماندگار نیست. حتی تو مسیر اشتباه هم اگه ادامه بدی، نتیجهی بهمراتب بهتری میگیری از کسی که وسط بهترین مسیر رها میکنه 😓
🗝️ وقتشه تو هم شگفتیساز بشی!
اگه دلت میخواد یه بار برای همیشه راه درست رو بری، دو تا قدم پیش رو داری:
📌 اگه تازهکاری، از مقدمهی دوره رایگان ۱۲ گام لاغری با ذهن شروع کن؛ همونجایی که پایههای اصلی این مسیر رو قدمبهقدم یاد میگیری.
🎁 و اگه آمادهای مسیر رو کامل و عمیق بری، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً برای همینه؛ قدمبهقدم یاد میگیری چطور با ذهنی رها و باورهایی تازه، پایههای تناسب ماندگارت رو بسازی.
🟢 آمادهای؟ سرزمین لاغرها منتظر توئه!
✍️ در ادامه هم توی گام ۸۵ سراغ «برنامهریزی ذهن برای لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.59 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان که من را به سمت متناسب شدن ولاغری هدایت کرد و همیشه برای من بهترین ها و زیبا ترین ها را میخواهد.
سوال چرا لاغر نمیشم همیشه در ذهن افراد چاق هست و بسته به قدمت چاقی پر رنگ تر هست ومن تنها در مسیر لاغری با ذهن جواب آن را پیدا خواهم کرد.
من باید اول از روشی که انتخاب کردم برای کاهش وزن اطمینان داشته باشم تا در طول مسیر دچار تردید نشم و گام های محکمی بر دارم که من لاغری با ذهن را انتخاب کردم و به آن اطمینان دارم و شروع کردم.بعد. از آن باید با اشتیاق و انگیزه تمرینات لاغری با ذهن را انجام بدم و بعد از آن لاغری را یاد بگیرم و تکرار کنم و در این مسیر استمرار داشته باشم که نکته مهم هست چون ذهن انسان سریع تغییر می کند ولی جسم برای تغییر کردن زمان بیشتری میخواهد واگر من در مسیر استمرار نداشته باشم ذهن و جسم همسو نمیشوند و در تغییر کردن ذهن چون تغیرات زیاد مشخص نیست اگر رها کنیم جسم از تغییر باز می ماند ومن به هدف اصلی خودم که تغییر جسم هست نمی رسم پس باید در مسیر متناسب شدن استمرار در یادگیری و تکرار لاغری با ذهن داشته باشیم.
اراده انسان خیلی قوی تر از نجوا های شیطانی هست ذهن منفی باف فقط پیشنهاد می دهد و قدرت تصمیم گیری در دست ماست پس به آن توجه نکنیم و فقط ادامه بدهیم.
من برای لاغر شدن ورزش کردم رژیم هم گرفتم بله فکر می کردم لاغر بشم و لاغر هم شدم و لی ماندگار نبود چون ذهن من متناسب نشده بود.
من برای لاغر ماندن باید مسیرم را ادامه بدم و چون مسیرهای قبلی سخت و رنج آور بود ادامه ندادم پس نتیجه ی بدست آمده هم از دستم رفت.
مسیر لاغری با ذهن چون آسان هست میشود آن را ادامه داد و با لذت و حال خوب لاغر شد پس مناسب ترین مسیر برای لاغر شدن هست.
نشان های دریافت شده
به نام خدای یکتا که من را دوست دارد و همواره من را به سمت متناسب شدن هدایت می کند.
سلام بر استاد توانمند امیدوارم که همیشه حال دلتون خوب باشه.
جمله چرا لاغر نمیشم در ذهن همه ی افراد.چاق همیشه تکرار می شود و فقط قدمت آن در افراد متفاوت است و آن هم بسته به سالهای چاقی و شکست خوردن در ماسیر لاغری دارد.ما باید در مسیر لاغری با ذهن به پاسخ این سوال برسیم وگرنه در هیچ روش لاغری دیگری جواب آن را پیدا نخواهیم کرد.
نشان های دریافت شده
صبح ک از خواب بیدار شدم اصلا حال نداشتم چن مجبور بود برای مدرسه دختر از خواب بیدار شدم مدام خانم منفی گو میگفت برو بخواب حال نداری چن روز ی بود ک اصلا اون حس وحال رو نداشتم واین برمیگرده ب توجه من ب شرایط اکنونم ب شرایط اطرافیانم وجوری من انرژی نداشتم و زود جسمم نشونش رو نشون دادک حد نداره این رو هم متوجه شدم ک چقدر نسبت ب قبل جسمم زود نشون میده واین شاید برمیگرده ب این ک بدنم میخواد من زود خودمو جمع کنم ویروس رو شناسایی میکنه هشدار میده گرسنم شد رفتم صبحانه بخورم ک بعد گفتم تا چای دم میکشه بزارظرفها رو بشورم اینطور اینطور گفتم بزار بالشم رو بدوزم ودیدم کلا اون حال جسم من اون وجودم شارژ شد انرزی پیدا کردم انگارک پای ی گل اب دادی و دیدم ک واقعا ک استاد میگه اون وجه منفی باف هیچ قدرتی نداره پیشنهاد میده واقعا درسته ما گاهی اونقدر غرق اون پیشنها دمیشیم ک نمیبینم میتونه جور دیگه هم باشه و من خیلی حسم بهتر شد از این ک اون حال رو پذیرفتم وادامه دادم خیلی بر ام خوب بود خیلی درسها داشت اونقدر گاهی حرفهای منفی باف رو گوش میدم اونقدر باورش،میکنم ک انگار رمقی برای ادامه زندگی ندارم واسه همون قضاوت کردن ادمها رو میزارم کنار چن من ک از درون اون خبری نداری از ریسمانی ک در دورنش اونو گره زده اگاه نیستم والا هیچکس دوس نداره زندگی نکنه گاهی پوست تنم درد میکنه از افکاری در ذهنم مرور میکنم حسش میکنم باورش میکنم انگار ک کوه کنده باشم در باتلاق بقیه میافتم و جون میکنم تا بیرون بیام میدونم ک من در حال یادگیری ام و رفته رفته تموم ابعاد وجودمو دوباره میسازم تا زندگی رو بهتر زندگی کنم دیروز ک میل نداشتم کیک خوردم و ذهنم میگفت ببین نتونستی ولی گفتم فریبا تو از ظهر اون کیکه هس الان ک شب اون کامل نخوردی یا شام خورید اما تا حد سیری خوردی میوه نخوردی همه اینها تغییره و تو قبلا اینو نمیتونستی ودیدم چقدر حسم بهتر شو حالم بهتر شد ومیبینم ک اون منفی باف جوری شرایط رو برات توصیف میکنه ک انگار هیچ نوری توش نیس اما وقتیت و باورش نکنی وبخوای مثبت ببینی مطمئن باش میبینی کلا نوره با ی نقطه تاریک من کل اون سفیدی رو نمیینم ک وتموم تمرکزم روی اون نقطه تاریکه واین من رونابود میکنه جوری ک جسمم واکنش میده جوری ک انگار تمام شبانه روز بیداربودم کار کردم وحتی بخوابم هم اسیب میزنهبخاطر خودمون هم شده سفیدی ها رو باید بببینم هر موقع از این ب بعد حالم بد شد زود مینویسم ک الان چ سفیدی تو این ماجراست و اینجوری میدونم ک کلا تعییر میکنم فک کن اونقدر توجم ب نقطه تاریک میره ک ذهن بیچاره همش پیشنهاد عدا خوردن میده تا اون نجات رو برای من انجام بده ومن ادمهایی رو میبینم اطرافم ک تو بدترین مشکلی ک میتونه باشه شناورند غرق نشدند ومیبینم ادمهایی و روک غر ق مشکل شدند من هم میخوام ی شناور باشم خداوندا خودت کمکم کن ی شناور باشم تو بخش حالم خوبه ک زدم این اگاهی بزام باز شد اولش گفتم این کجا برایمن خوبه من هزار بار اینو گوش دادم من میخوام ی فایلی باشه ک حسم خوب بسه و اما این منفی باف بود ومن الان اینو درک میکنم ولی من گوش دادم ودیدم ک چقدر برای من اگاهی داشت چقدر این حرف درسته ک ما نباید خودمون رو با حرفهای منفی باف عجین کنیم باهاش یکی بشیم ابنجوری غرق میشیم ومعلومه انرژی ندا یم برای اهداف بدن با همون انرزی ک ما از توجهمون ب بخش منفی داریم اونجا صرف میکنه و بااینک کتک نخوردی اما درد داری وجسم ب دنبال ترمیم هس من حافظ انرزیم باید باشم تا زندگی کنم نشت انرزی ک این روز ها داشتم این بود ک شرایط الان رو پذیرفتم اما گذر ا بودنش رو ن و انگار باورم شده بود ک این شارایط منه وتعییر نمیکنه با بحث کردن ب دنبال تغییر ادنها بودم و اونها تغییر نکردند ومن بیشتر ضعیف شدم من تو میدان انرزی افراد وارد شدم و خودم تو باتلاق اونها انداختم یا با توجه ب شرایط یک طرف مقابلم تجربه میکنه وحرف زدن درم وردش انرزی خودمو بیشتر ب تاراج بردمبا توجه ب شرایط اکنونم بیشتر بیشترخودم اسیب زدم فرمولهای قبلی درمن ریشه دارند من جوانه هایی ک کاشتم رو اب ندادم و پرورش ندادم در حالیک باید تموم توجهم ب اینها بود اما خدا بهم گفته باز ای من توبه میکنم انا ادامه میدم برمیگردم چن خوای من بخشایشگر چن من در حال یادگیری هستم من میتونم شناور باشممثل حضر ت ابراهیم ک در دل اتش گلستان ور تجربه کرد اون شناور بود اون ادنها وقدر تیک ندارند رو قبول نکرد اون خداشو دید ایمانشو حفظ کرد واین شد در اوج جهنم بهشت رو تجربه کرد ایمان بزرگترین ثروتی ک میتونه تو رو نجات بده حتی زمان مرگ بزرگترین چیزی ک تو میتونی ببریش برات ماندگاره
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم…..
لاغری با ذهن آسون ترین کار دنیاست. هر چه بیشتر پیش میرم بیشتر متوجه اشتباهاتم در گذشته میشم. به نظر من هر روز با آموزش فایل ها در مسیر جدیدتری قرار میگیرم. من این روزا متوجه شدم با زور و احبار نمیشه لاغر شد. لاغری با ذهن یعنی هماهنگی جسم با ذهن. هر چه بیشتر یاد بگیرم ذهنم با جسمم هماهنگ تر میشه. این روزا یاد گرفتم می تونم پرخوری هامو کنترل کنم. من می تونم به جسم متناسبی که خدا برام در نظر گرفته برسم. از اول اون جسم متناسب رو داشتم ولی آگاهی های غلط و تکرار اون باعث شد فرمول های جدیدی جایگزین بشن و به مرکر زمان من چاق و چاق تر بشم. ولی اینجا یاد گرفتم به تمام اون آگاهی ها پوزخند بزنم و آگاهی جدید یادبگیرم و با گذشت زمان و استمرار اون به رفتار های درستی دست پیدا کنم و بعد جسمم متناسب بشه.
هر روز یه مطلب جدید هر بار خودمو به چالش می کشم. قبلن هر چی میدیدم ناخنک میزدم. ولی الان نه. سریع یه دستور میاد و میگه صبر کن. اگه گرسنه باشم میخورم اگه ضعف داشته باشم میخورم. در غیر این صورت غذا یا خوراکی رو کنار میزارم. من عادت کرده بودم به پرخوری. همون ریزه خواری ها باعث شده بود من هر یه ساعت دهنم بجنبه. همون کوچولو کوچولو ها باعث شده بود من نگاهم به همه چی تغییر کنه. اگر هر روز راس ساعت ۵ عصر یه چای با بیسکویت بخوری بعد یک هفته، تبدیل به یک عادت میشه و راس ساعتش دلت میخواد. ولی اگه به مرور اون چای بیسکویت رو کمش کنی یا ساعتشو تغییر بدی، بعد چند وقت، اون عادت اشتباه از بین میره..
متناسبها همیشه یه شکل رفتار می کنن. البته منظورم اون افرادی هست که رفتار درست دارن. اونا پرخوری و ریزه خواری ندارن. هر زمان گرسنه باشن میخورن. هر وقت سیر باشن، نمی خورن. چند وقته من مقدار غذام رو کم کردم و بعد چند روز ناخودآگاه غذا کم می کشم. با همون مقدار هم سیر میشم.
یه مشکلی که من الان دارم، توجه ام به شکمم زیاده. بدنم متناسب شده ولی حس می کنم شکمم نه. مدام این افکار در سرم میچرخه که شکمت لاغر نمیشه. ولی اینجا می خوام بنویسم. که چربی شکم جزء چربی چند روز گذشته هست و برای چند سال پیش نیست. همون طور که چربی کل بدن آب میشن پس چربی شکم هم آب میشه. چربی شکم هیچ تفاوتی با هیچ جای دیگه نداره. متناسب شدن برای کل بدن هست نه برای جای خاصی. میخوام توجه ام رو از شکمم بردلرم و به آینه نگاه نکنم بلکه به سایر قسمت های بدن که متناسب شدن نگاه کنم. میخوام با شکمم به صلح برسم و دوستش داشته باشم. می خوام بدونه که من دوستش دارم. من چربی هامو دوست دارم.
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
گام بعدی در مسیر تناسب فکری
چرا لاعر نمیشم
من وقتی بر میگردم وبه پشت سرم نگاه میکنم .البته این برگشت به قبل به خاطر حضور در سایت تناسب فکری لیست والا من اصلا فکر نمیکردم که من مشکل داشتم که باعث این اضافه وزنی شدم که الان باهاش راحت نیستم …میگم یعنی آگاهی من الان به این حد رسیده
من بعد از به دنیا آوردن دو فرزندم یه مقدار برام اضافه وزن باقی موند ..ولی متاسفانه اینقد به این اضافه وزن بها دادم وباهاش با انواع روشها جنگیدم که هر سال بیشتر شد ….من ۶۹ کیلو بودم رفتم باشگاه …ورزشهای ایروبیک یک ساعت وشاید بیشتر وان موقع بچه هام کوچیک بودن واونا رو هم میبردم یه کم سایز کم میکردم دوباره مثل اول سالهای بعد دیدم شدم ۷۳ با ترس ونگرانی رفتم مثل رژیم دوستم گرفتم ونتونستم اجراش کنم …
ولش کردم وبارها دیدم وزنم رفت بالاتر..دمنوش گرفتم
دباره ورزش دوباره تلاش ووقت وبیوقت
بعد قرص لاغری و اینکه هر که میگفت این روش خوبه منم یه سرکی میکشیدم ولی بگم من خیلی غرق نمیشدم تو این روشها فقط کمی میرفتم دباره بر میگشتم ولی ورزش رو کلا چون برای سلامتی هم مفید میدیدم خیلی پشتکار داشتم از سر کار خسته میومدم میرفتم ورزش الانم دوسش دارم
ولی نتیجه عکس میداد وبه قول استاد افرادی که وارد سایت میشن اول تعداد بالاست وکم کم اشتیاق وایتمرار کم میشه ورزش پیدا میکنه منم اومدم ودیدم دیر نتیجه میده لیز خوردم دباره ترک کردم ولی درونم اینو باور داشتم که این درست ترین وتنها راحل برای لاعریه
ولی دباره از اسفند ۱۴۰۲ بر گشتم یه دوره کنترل اشتها گرفتم دباره رفتم دوباره برگشتم
من اوایل دیدگاه نمینوشتم چون نمیدونستم که واقعا چه تاثیری داره ولی الان هر گامی که میام جلو با دقت به حرفای استاد گوش میدم ودیدگاهها رو میخونم
والان تازه به این درک رسیدم که چطور جانانه باید در این مسیر باشم .وورودیهام رو کنترل کنم
به قول نوشته ی آقا عطا ما هنوز زور چاقیمون زیاده ودرختش تنومندی دوباره برمیگردیم به تنظیم اون کارخونه
با با من میگم خدایا چرا من این ذهن رو با این ورودیهاش باور کردم چرا بهش گوش دادم کی گفته که بعد از زایمان باید چاق بشی مگه اون همه آدم نیستن متناسبن ..کی به من گفت تو سوخت وسازت پایینه
کی به من گفت چون مثل بقیه اراده نداشتی لاعر نشدی
چرا من اینا رو قبول کردم وهر فردی اومد ومنو تحت تاثی قرار داد همش کار ذهنه میدونم ..دیگه گوشش نمیدم باورش ندارم ..خودمو باور دارم میگه نتیجه نگرفتی میگم من ۴۴ سالمه هر سال یه کیلو اضافه کردم والان شدم این والان عجله ندارم تو کار نداشته باشی درس میشه
واقعا الان دیگه خودمو به خاطر غذا سرزنش نمیکنم وغذاها برام مثل غول نیستن لاعری ولاعر شدن دات منه پس بالاخره لاعر میشم
مطمئنم
مطمئنم
ایمان دادم
چون برا افراد شده برا منم میشه
ممنون استاد عزیز
به نام خدا
امروز تمام کارهایی که برای لاغری تو بیست سال گذشته انجام دادم رو لیست کردم و نتیجه جالبی گرفتم اولین بار خیلی سریع لاغر شدم چون باور من هر کار کنم لاغر نمیشم نداشتم دفعه دوم بعد از تولد بچه دومم بوده و من این باور رو داشتم بعد از زایمان دوم چاق میشی و تلاش ها دوبرابر و نتیجه هیچی انواع ورزش دمنوش داروی طب سنتی حتی متفورمین نتونسته منو لاغر کنه و هر بار یه باور محکم که من هر کار کنم لاغر نمیشم شکل گرفته من از رژیم میترسم و همیشه میگم من میتونم نخورم ولی نمیتونم کم بخورم و این باعث شده همیشه خودمو سرزنش کنم اگه رژیم میگرفتی لاغر میشدی زمانی بود که من اصلا چاق نبودم ولی خودمو زشت وبیریخت میدونستم ولی الان آرزوی اون هیکل و وزن رو دارم و خودم رو کمتر از اون روز چاق میدونم و با هیکلم بیشتر اوکی هستم دوبار تا حالا یکم نتیجه گرفتم و هر دو بار لاغری با ذهن بود دفعه اول یکم لاغر شدم ولی وسط راه بیخیالش شدم و به شدت چاق شدم و دوباره ورزش دارو نتیجه نداد ولی لاغری با ذهن خیلی روی افکارم تاثیر داشت و روی جسمم هم یکم تاثیر داشته و من میدونم با ادامه دادن این مسیر به نتیجه ایده آلم میرسم فقط باید ادامه بدم و اسیر منفی باف ذهنم نباشم
من اوایل که چاق شده بودم خیلی منتظر این بودم که دوباره بصورت طبیعی به حالت متناسبم برگردم،ولی متاسفانه نشد و من همچنان چاق موندم و هر چی زمان می گذشت و من می دیدم که وضعیتم ثابت شده و از لاغری فاصله گرفتم ،ناامیدتر میشدم .
یه زمانی به این نتیجه رسیدم که نخیر تو هم باید شروع کنی به رژیم و ورزش که لاغر باشی و از لاغری طبیعی دیگه خبری نیست ،رژیم خودسرانه میگرفتم ،البته بیشتر کم خوری بود تا رژیم ،ورزش و پیاده روی میرفتم اما فایده ای نداشت و من همچنان دنبال یه روش لاغری خوب و مطمئن بودم که با سایت آشنا شدم .
این سوال چرا لاغر نمیشم ،یا چرا چاق شدم خیلی ذهنم رو درگیر کرده بود و همش دنبال دلیل چاقیم بودم و برای لاغر نشدنک هم به این نتیجه رسیدم که خب سنم هم به بالای سی رفته پس طبیعیه که چاق بشم و نتونم خودم رو لاغر کنم .
اما از وقتی با سایت آشنا شدم خیلی چیزا برام عوض شده ،شما به من ثابت کردین که لاغری ربطی به سن نداره و فهمیدم که چرا چاق شدم و برعکس سری های قبل چرا چاق موندم .
و سایت خیلی برام جالب تر شده از وقتی از زبون دو سه نفر شنیدم که لاغر شدم .
بنظر خودم زیاد تغییر محسوسی نکردم اما همین که آنقدر بوده که دیگران متوجه بشن برای من دنیایه ،و به من ثابت می کنه که من میتونم دوباره مثه سابق یه آدم متناسب بشم.
نشان های دریافت شده
استاد عزیز چقدر قشنگ توضیح دادین من متوجه شدم که وقتی ذهن تغییر نکنه به هیچ وجه جسم تغییر نمیکنه
یه دوستی داشتم رفت عمل لاغری انجام داده بود ومن در داروهاش قرص های ضد افسردگی دیدم نفهمیدم چرا
پیش خودم گفتم ایشون داره لاغر میشه و این رسیدن به آرزویش هست حالا چرا باید افسرده بشه
الان با گوش دادن به فایل متوجه داستان شدم که ایشون تونسته تو جسم خودش تغییرات انجام بده و ذهن هنوز درگیر هست و هر روز ترس از خوردن دوباره چاق شدن بازهم میتونه جسمش به خطر بندازه
ولی در کل زندگی همه ما به امید هست افرادی که لاغر نمیشن امید ازشون گرفته شده انگیزه شون کمشده
باید قبل از هر چیزی و آموزشی اول امید در خودشون زنده کنن و با قدرت شروع کننن تا ذهن خودشون رو با جسمشون یکسو کننن اونوقت هست که موفقیت بدست میاد
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
اشتیاق+استمرار=نتیجه گرفتن
فرمول موفقیت در هر زمینه ای که لاغری و تناسب اندام رو هم شامل میشه . این دو گزینه یعنی اشتیاق داشتن و استمرار داشتن لازم و ملزوم همدیگه هستن یعنی اشتیاق داشتن خالی بدون استمرار داشتن باعث از بین رفتن اشتیاق میشه و اصلا استمرار داشتن بدون اشتیاق امکان پذیر نیست .بنظر من اشتیاق داشتن به این معنی نیست که باید همیشه با شور و هیجان و حال صد در صد خوب با خوشحالی سرشار مسیر لاغری با ذهن رو طی کرد. اشتیاق داشتن یعنی دنباله رو همون نور امیدی که در ابتدا در وجودت شکل میگیره باشی هروقت نا امید بشی یه صدای خیلی ضعیف بهت میگه ادامه بده شاید شد ،شاید هنوز اونقدری که باید ادامه میدادی ندادی ،شاید هدفت خیلی بهت نزدیک باشه ،شاید بهش رسیدی و فقط کافیه چند قدم دیگه به سمتش برداری بنظر من اشتیاق یعنی همین صدای ضعیف که باعث شده من نه ماه بدون نتیجه ادامه بدم یعنی همون صدایی که موقع ناامیدی و نجواهای ذهنی تنهام نمیزاره و همش بهم گوشزد میکنه که توهم لیاقت متناسب زندگی کردن رو داری،واسه تو هم میشه شاید صداش ضعیف باشه ولی من بهش گوش میدم چون میدونم اونه که داره درست میگه ،میدونم اگه بهش گوش بدم منو به اون جایی که میخوام میرسونه .همه کسایی که این مسیر رو شروع میکنن و بعد از مدتی رها میکنن بنظر من هیچ وقت اشتیاق شون رو از دست ندادن این صدا همیشه هست ولی بعضی ها تصمیم میگیرن که به این صدای ضعیف گوش ندن و اون هیاهو و سروصدای بلند ذهن رو ترجیح میدن و مسیرشون رو رها میکنن .این صدا تیکه گم شده روح و فطرت ماست پس وقتی راه درست رو پیدا کنه ول کن قضیه نیست پس همیشه برای همه هست ولی افراد تصمیم میگیرن که بهش گوش بدن یا نه بخاطر همینه که میگن ایمان داشتن و توکل کار سختیه .اشتیاق به معنی شور و هیجان نیست هیچ وقت اشتیاق رو به حال خوب و بد ربط ندیم که وقتی حال مون بد شد دست از تلاش برای رسیدن به هدف مون برداریم .اشتیاق یعنی حتی اگه حالتم بد بود باز بتونی به اون صدا گوش بدی و پیش بری .
وقتی تو بخش نظرات دیدگاه چند ماه قبل خودم رو دیدم اونموقع هم مثل الان نتیجه نگرفته بودم ولی نوشتم که اگه سه ماه که هیچ سه سال هم طول بکشه ولی باز ادامه میدم تا به نتیجه برسم .مطمئنا درک الآنم از اون روز خیلی بیشتر شده و میدونم که با ناامیدی باید ادامه داد باید زمین خورد و باز بلند شد ادامه داد چون میدونم اون صدا منو به جایی که میخوام میبره چون وقتی بهش گوش میدم آرامش دارم دیگه اون سروصدای ذهن اذیتم نمیکنه.من دنباله رو این صدا هستم تا زمان رسیدن به هدفم که میدونم نزدیکه
نشان های دریافت شده
سلام ودوست هممسیر جوان شادب خودم
وفتی نوشته شما روخواندم
اشتیایق + انگیزه + امورش درست وکسب اگاهی درست وکامل + عمل کردن = نتبجه رو تواولین نگاه توذهنم برای نوشته شما دیدم
این سه بخش
افکار+ گفتار + عمل کرد = نتیحه حتمی
تونوشته شما این بخش عمل کرد اصلا نبود
وبه شکرخداوند اون عجله رو ندارید واین تونگاه نقطه قوت شما هست
من هم توبخش و،رایگان توهمین حس حال بودم از هدایت خداوند تو بخش جالش،من این نخوردم وتغییر توزندگی اونتحول خوب روبرام من ایحاد گرد
جون اشتیاق داری وانگیزه داری دلمنیومد این نوشته
برای شما ننویسم انشالله کمک کننده باشه واون نتیجه که من توهمین مسبر رایگان تاوحدودی گرفتمو بعضی ازدوستان تا حدو ۲۵ کیلو شاهد بودم ولی اون افراد هم این ۳ بخش رو واقعا اجرا کردن حتما یادگرفته وهم زمانعمل هم کردن منتاواین زمان انچه یادگرفتم روبه عمل تبدیل کردم که نتیجه گرفتم واین نتبجه مراحل داره
تندبل کنید به امبدخداوند شما هم نتیجه رو دریافت خواهید کرد
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دادتون
نشان های دریافت شده
سلام خدمت شما دوست عزیز و هم مسیر گرامی
خدارو واقعا شکر میکنم بابت بودن در این سایت و داشتن دوستان مشابه شما
جا داره ازتون تشکر کنم بابت پاسخ به دیدگاه من و در وهله دوم بخاطر بازگو کردن تجربیات خودتون و راهنمایی و توصیه ای که برای من داشتین .
متقابلاً برای شما آرزوی کامیابی و بهترینها هارو دارم
سلام و درود
از خوندن نوشته شما و تعریف خوش احساسی که از اشتیاق داشتید لذت بردم
چقدر عالی اشتیاق داشتن را توصیف کردید و موقع خوندن عمیقا باهاش موافق بودم و لذت بردم
سپاسگزارم از شما
نشان های دریافت شده
سلام به شما استاد عزیز و گرانقدر
من هم از شما بی نهایت سپاسگزارم که وقت گذاشتید و دیدگاه منو خوندید .ممنون که با پاسخ دادن به دیدگاه های ما باعث انگیزه و اشتیاق در ما میشین و خوشحالم که دیدگاه من باعث به وجود اومدن حس خوب در شما شده