علت اصلی چاقی موضوعی بسیار مهم است که شناخت آن میتواند بسیاری از ابهامات ذهنی دربارهی چرایی چاق شدن و لاغر نشدن را روشن کند.
برای بسیاری از افرادی که دچار اضافه وزن هستند، پاسخ به این سوال کلیدی که «چرا چاق میشویم» کاملاً مشخص نیست. آنها حتی اگر دلایل مختلفی برای افزایش وزن خود پیدا کنند، باز هم درک دقیقی از ریشه اصلی مشکل ندارند
دقیقاً چرا چاق میشویم و علت اصلی آن چیست؟! 🤔🍔
همهمون کلی دلیل برای چاقیمون داریم، اما اغلب این دلایل از حرفای دیگرونه یا دیدن آدمای اطرافمون شکل گرفته. ولی واقعیت چیز دیگهست! 🙄

من وقتی چاق بودم، همیشه فکر میکردم علت اصلی چاقیم ژنتیکه، چون همه میگفتن تو خونوادهمون چاقی هست و من شبیه عموهامم. حتی از بچگی میگفتن طاسی هم به خاطر شباهته! 😂
درست است که علم پزشکی گاهی از “ژن چاقی” صحبت میکند، اما تحقیقات جدید نشان میدهد که سبک زندگی و الگوهای ذهنی ما میتوانند حتی بیان ژنها را تغییر دهند. پس ژنتیک بهانه خوبی برای تسلیم شدن نیست!
هر کی اضافه وزن داره دلایل خودش رو داره، ولی این دلایل باعث میشه تو ذهنمون فکر کنیم قراره همیشه چاق بمونیم و بیشتر چاق بشیم.
وقتی میخواستم لاغر شم، قبلش تو دلم میدونستم که لاغر نمیشم یا اگرم لاغر شم دوباره چاق میشم. با این حال، درد و رنج چاقی باعث میشد بارها و بارها با ناامیدی تلاش کنم. 😞
جالبه بدونی هر بار که تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم، مادرم هفته اول میپرسید: «تو که لاغر نمیشی، چرا داری رژیم میگیری؟!» 😑
این حرفا باعث شده بود فکر کنم لاغر شدن خیلی سخته و شاید اصلا دست نیافتنی باشه. اما وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهنم برای کاهش وزن استفاده کنم، در جواب به این که چرا چاق میشویم فهمیدم ذهن من یاد گرفته است که چاق بماند! 🤯 یعنی من خودم کاری نکرده بودم که ذهنم چاقی رو یاد بگیره و اصلا خبر نداشتم.
چرا با وجود کمخوری باز هم چاق میشویم؟
شاید برات پیش اومده باشه که با کلافگی به خودت بگی: «من که این روزا خیلی کم غذا میخورم، پس چرا بازم وزنم کم نمیشه یا حتی دارم چاقتر میشم؟!» 🤷♀️
دلیلش دقیقاً برمیگرده به همون آموزشهای ذهنی. وقتی ذهن روی حالت “چاقی” تنظیم شده باشه، تمام سیستم بدن رو بر اساس همون فرمان قبلی هدایت میکنه.
وقتی تو با رژیمهای سخت سعی میکنی به زور به بدنت گرسنگی بدی، در حالی که ذهنت هنوز چاقی رو یاد گرفته، تو بدن یه اتفاق عجیب میفته! ذهنت احساس خطر میکنه و فکر میکنه قحطی اومده. 🚨
وقتی ذهن درگیر استرسِ گرسنگی کشیدن یا ترس از چاق شدن میشه، کورتیزول تو بدن ترشح میشه. کار این هورمون چیه؟ به بدن دستور میده: «خطر در راهه! همین مقدار کم غذایی که وارد میشه رو نسوزون، تبدیلش کن به چربی و برای روز مبادا ذخیره کن!» 🍔➡️📦
یعنی بدن به جای اینکه چربی بسوزونه، محکمتر به چربیهاش میچسبه تا بتونه از تو در برابر این “خطر خیالی” محافظت کنه.
اینجاست که میفهمیم فقط نخوردن کافی نیست؛ چون تا وقتی ذهن در حالت دفاعی و استرس باشه، حتی همون یه پر کاهو هم ممکنه به عنوان چربی ذخیره بشه! 🤯
حالا تصور کن که تو یاد گرفتی چاق باشی! 😌 این طبیعیست که ذهنت انتظار چاق بودن داشته باشد. پس اگر هنوز میپرسید چرا چاق میشویم، باید بدانید دلیل اصلی آن آموزش دیدن ذهن برای چاقی است، نه فقط ژنتیک یا کند بودن سوخت و ساز بدن. 😌

چرا چاق میشویم و علت تداووم آن چیست؟!
واقعیتش اینه که ما نمیتونیم چیزی رو که یاد گرفتیم، فراموش کنیم! این دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه چاقی ادامه داشته باشه و در واقع علت اصلی چاقی همینه. 🧠⛔
نقش پنهان استرس و خستگی ذهنی در تداوم چاقی
تا حالا دقت کردی روزایی که خیلی خستهای یا فشار کاری و روانی زیادی روت هست، بیشتر دلت هلههوله یا شیرینی میخواد؟ 🍩🤦♀️
وقتی درگیر فشارهای روزمره، دغدغههای زندگی یا حتی بحث و جدلهای ساده میشیم، انرژی روانی ما به شدت تخلیه میشه. تو این حالتِ «خستگی ذهنی»، ذهن دیگه توان و انرژی لازم برای مقاومت یا گرفتن تصمیمهای جدید (مثل رعایت رژیم) رو نداره.
پس چیکار میکنه؟ خیلی سریع پناه میبره به راحتترین و آشناترین واکنشی که از قبل بلده: همون عادتهای قدیمی! . 🍕💆♀️ یعنی ذهن برای فرار از آن فشار و خستگی، شما را به سمت «پرخوری عصبی» سوق میدهد. این یکی از دلایل مهمی است که نشان میدهد چرا چاق میشویم.
از طرفی، همین استرسهای مداوم باعث ترشح پیدرپی همون هورمون کورتیزول میشه. و میدونی بدترین کار کورتیزول چیه؟ این هورمون متخصصِ تلمبار کردن چربی دقیقاً تو ناحیه شکم و پهلوئه!
ییعنی خیلی وقتا اون چاقی شکمیِ سرسخت که با هیچ ورزشی آب نمیشه، فقط به خاطر زیاد خوردن نیست؛ بلکه نتیجهی مستقیم همون فشارهای روانی و استرسهاییه که ذهن برای مقابله باهاشون، سیستم ذخیره چربی رو فعال کرده. 😣
وقتی یه موضوعی رو مدام تکرار کنی، مثل چاقی که بارها و بارها تو ذهنت بوده، ذهن خیلی راحت یادش میمونه. به همین خاطر، موضوعاتی که زیاد باهاشون سروکار داری، راحتتر یادته و همیشه تو ذهنت هستن. 🔄💡
اما موضوعایی که کمتر بهشون فکر میکنی یا کمتر استفاده میکنی، باید کلی دنبالشون بگردی تا یادت بیاد. این یعنی ذهن باید بین انبوه اطلاعات، جستجو کنه و این کار انرژی میخواد.
به همین دلیل میگوییم کلید حل معمای اینکه چرا چاق میشویم این است که ذهن ما چاقی را آموزش دیده است و برای رسیدن به کاهش وزن ماندگار، باید اول ذهنمان را دوباره آموزش دهیم. 💪🧘♂️
1. مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری 🚲
وقتی بچه بودی، دوچرخه سواری رو یاد گرفتی، دیگه نمیتونی اون مهارت رو فراموش کنی. هر وقت بخوای سوار شی، بدن و ذهنت سریع واکنش نشون میدن.
حالا فرض کن ذهن ما اضافه وزن پیدا کردن را هم همینجوری یاد گرفته است. وقتی میپرسیم چرا چاق میشویم، جواب همین مهارت ریشهای است که ذهن نمیتواند آن را فراموش کند!
2. مثل عادت به خوردن شیرینی بعد غذا 🍰
شاید چندین بار به خودت قول دادی بعد غذا شیرینی نخوری، ولی ذهنت یادش داده که بعد غذا شیرینی خوردن عادیه و حتی دوست داشتنی!
پس وقتی میخوای لاغر بشی، باید اول این عادت ذهنی رو تغییر بدی، وگرنه دوباره سراغ شیرینی میری.
3. مثل رانندگی با ماشین اتوماتیک 🚗
وقتی رانندگی با ماشین اتوماتیک یاد میگیری، دیگه نیازی نیست به تک تک کارها فکر کنی. این یعنی ذهنت یه سری کارها رو به صورت اتوماتیک انجام میده.
ذهن ما هم چاق شدن رو مثل رانندگی اتوماتیک یاد گرفته؛ یعنی بدون اینکه خودمون بخوایم، دست به رفتارهایی میزنیم که باعث چاقی میشه.

تاثیر محیط و سبک زندگی مدرن بر برنامهریزی ذهن
شاید الان با خودت بگی: «آخه من کی نشستم به ذهنم آموزش چاق شدن بدم؟ من که همیشه دلم میخواست لاغر باشم!» حق داری! خیلی از این آموزشها اصلاً آگاهانه و دست خود ما نبوده. واقعیت اینه که ما تو دنیایی زندگی میکنیم که انگار طراحیش برای چاق کردن ماست! 🌍❌
محیط اطراف ما مدام داره به ذهن ما پیام میده که: «اگه خوشحالی غذا بخور، اگه ناراحتی غذا بخور، برای تفریح غذا بخور، اگه حوصلهت سر رفته بازم غذا بخور!» این دسترسی آسون و اون تبلیغات جذاب، مثل یه معلم بیصدا و پنهان، سالهاست دارن به ذهن ما برنامهی “چاقی” رو آموزش میدن. ما فقط تو این محیط بزرگ شدیم و ذهنمون این الگوها رو مثل یک اسفنج جذب کرده.
تنها راه ممکن برای لاغر شدن چیه؟! 🤔💡
ذهن یاد گرفته که چگونه وزن اضافه کنه و جسم فقط دارد آن الگو را اجرا میکند. این چرخه دقیقاً به ما نشان میدهد چرا چاق میشویم و چرا رژیمها موقتی هستند.
وقتی رژیم تموم میشه یا ورزش رو کنار میذاری، دوباره برمیگردی به همون عادتهای قبلی و چاق میشی. سوالی که همیشه میمونه اینه: «چرا با این همه تلاش، لاغر نمیشم؟!» 🤷♀️
یادگیری واقعی از ذهن شروع میشه، نه فقط از جسم! ذهن یاد میگیره و جسم تمرین میکنه. مثل درس خوندن، اول باید بفهمی، بعد تمرین کنی تا توی کار مهارت پیدا کنی. 📚💪
به همین خاطر این محتوای آموزشی را آماده کردم تا با هم بررسی کنیم که واقعاً چرا چاق میشویم و به شما یاد بدهم چطور روند کاهش وزن را از ذهن شروع کنید. دوست دارم با هم این راه را برویم! 💖🚀



قدم بعدی چیه؟ (از اینجا شروع کن) 🚀
اگه تو هم از رژیمهای سخت و بینتیجه خسته شدی و حس میکنی وقتشه که ذهن و جسمت رو برای همیشه با هم آشتی بدی، جای درستی اومدی. ما اینجا در کنار هم یاد میگیریم که چطور این تغییر بزرگ رو از درونمون استارت بزنیم.
برای شروع این مسیر جذاب و تغییر الگوهای ذهنی، پیشنهاد میکنم همین الان دوره آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» رو تهیه کنی و قدم در مسیر یادگیری اصولی لاغری با ذهن بذاری.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای اینکه بهتر علت چرا چاق میشویم را بفهمی، یه نگاه دقیق بنداز به مهارتهایی که تو زندگیت یاد گرفتی. چاقی هم مثل خیلی چیزهای دیگه، مهارتیه که با تکرار و تمرین بهش رسیدیم؛ ولی چون آگاهانه نبوده، معمولاً فکر میکنیم دلیلش چیزای دیگهست.
- ✅ چه مهارتهایی رو تا حالا تو زندگیت یاد گرفتی؟ (مثل رانندگی، آشپزی، زبان و…)
- ✅ بعد از یادگیری، چطوری با تمرین کردن مهارتت بهتر شد؟
- ✅ چاق شدن چه شباهتی با اون مهارتها داره؟
- ✅ چطور مهارتت در چاق شدن بیشتر و بیشتر شده؟
- ✅ نظرت درباره یادگیری مهارت لاغری چیه؟
- ✅ آیا با روشهای قبلی، واقعاً لاغر شدن رو یاد گرفته بودی؟
- ✅ بنویس چطوری با تمرینکردن میتونی مهارت لاغر شدنت رو قویتر کنی تا به نتیجه برسی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.03 از 211 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
واقعا طبق گفته شما ما چاقی را یاد گرفتیم همونطور که مهارتهای دیگر را یاد گرفتیم مثلا خود من قبلنا یک بار نمیتونستم یک بستنی را بالذت بخورم چون شنیده بودم بستنی خیلی کالری داره خودمم همیشه میگفتم من اگه بستنی خوردن را ترک کنم لاغر میشم ولی الان با خودم میگم بستنی سرشار از کلسیم هست نشاط آور و صد افسردگی هست و کلی خواص دیگر و دائم با خودم میگم که من هر چی بخورم لاغر میشم لاغر شدن راحت ترین کار دنیاست من آب هم بخورم لاغر میشم و استعداد لاغری فراوانی دارم قبلنا آب هم برای من چاق کننده بود مادرم همیشه میگفت شما به عمه هاتون کشید که چاق هستید من دختر بودم لاغر بودم مثل شما نبودم ولی عمه هاتون چاق بودن و این حرفها که به ما یاد داد چاقی ما ارثی هست و بعد ازدواج همینطور دوران کورنا و فعالیت نداشتن همینطور حالا هم مامانم میگه تو از بس میشنی چاق داری میشی ولی من میدونم مثل شما بزرگوار کار رو زمینی هیچ ربطی به چاقی ندارن اتفاقا کار رو زمینی باعث لاغرتر لاغرتر شدن من میشه چون باعث میشه از مغزم خیلی استفاده کنم پاکسازی انجام بدم هزاران هزار کار دیگه خدا را شکر بخاطر داشتن شما
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری قرار داد تا با یادگیری زبان لاغری به سمت متناسب شدن گام بردارم.
قطعا همه ی ما برای یادگیری یه سری آموزش ها رو دیدیم. شبیه خیاطی گلدوزی قلاب بافی آشپزی قالی بافی. منم شبیه همه ی خانم ها یه سری مهارتها رو دارم. اونا رو با کلاس رفتن یا از طریق دیگران یا گوگل یاد گرفتم. در ابتدا ممکنه هر نوع مهارتی سخت باشه ولی بعد چند ماه همه یاد میگیرن حتی به دیگران هم آموزش میدن. ما چاقی رو یاد گرفتیم. همه ی ما از ابتدا که چاق نبودیم. به مرور زمان چاق شدیم. من همین چند سال اخیر چاق شدم. به واسطه حرف اطرافیان. نمیدونم این همه اطلاعات غلط رو از کجا یاد گرفتن. مدام به من می گفتن باشگاه رو کنار بزاری چاق میشی. استخون بندیت چاقیه. تو به ما رفتی…..چون دیدن من متناسبم. هر بار می گفتن بیشتر بخور جون بگیری. بیشتر بخور مریض نشی. زمان کرونا یه عده می گفتن در اثر خونه موندن همه چاق میشن. همه ی این اطلاعات غلط در ناخودآگاه ما ذخیره شد و به مرور زمان ما چاق شدیم. و اون عده الان میگن کم بخور لاغر بشی. همه چیو به خوردن نسبت میدن. نون و برنج رو عامل چاقی میدونن. ازدواج و بچه دار شدن و یه سری داروها رو عامل چاقی میدونن.
از زمانی که با این سایت آشنا شدم متوجه شدم. ماها همه متناسبیم و چاق شدن ما در اثر یادگیری بوده. وگرنه ما در طول این سالها خیلی خوردیم. چند هزار تن. پس باید وزن ماها با توجه به نسبت خوردنمون بیشتر از الان باشه. ما اونچه رو که میخوریم تبدیل به انرژی میشه و مابقی دفع میشن. ماها فکرمون چاق بوده. خدا رو شکر چند وقتیه که فکرم لاغر شده و احساس سبکی دارم. تغییرات زیادی این مدت کم داشتم. من قدرتمند به مسیر لاغری ادامه میدم. افکار چاق کننده رو شناسایی و همه رو رد می کنم و با جایگزین کردن افکار لاغر کننده به سمت متناسب شدن گام برمیدارم. ما نمی تونیم اون آموزش های غلط رو از بین ببیریم. فقط می تونیم از اونا استفاده نکنیم. نه برای خودمون نه برای دیگران.
از زمانی که این مهارت رو یاد گرفتم، رفتار غذایی مناسبی دارم. پرخوری نمی کنم. هر بار با خوندن مطالب سایت و کامنت دوستان، صدای نجواهایی درونی ام کم شده. با ولع غذا نمی خورم. هر آشغالی رو نمی خورم. به اندازه میخورم. اونقد نمی خورم که دل درد بگیرم. هر غذایی رو هم که میخورم با لذت هست. نه با اعصاب خوردی و سرزنش. رژیم ها رو کنار گذاشتم. به بدنم احساس خوبی دارم. خودمو دوست دارم
به نام خداوند آسمان آبی
کمی برای آدم هایی که عضو تناسب فکری نیستند عجیب است اما من اکنون در کلاس درس نشسته ام و در حال نوشتن هستم و همزمان لاغر میشوم.
چاق شدم چون از همان ابتدای زندگی مادرم گفت تو شبیه خانواده پدریت هستی همگی آنها چاق و جثه درشتی دارند در سنین کمتر میگفتم مامان چرا من چاقم؟ میگفت تو بردی به عموهات همگی آنها هم چاق بودند یا همیشه غذا برایم کمتر می گذاشت می گفت چون زیاد غذا بخوری چاق میشی یا اجازه نمی داد تنقلات بخورم همیشه پنهانی میخوردم اگر دعوام میکرد بیشتر غذا میخوردم یا همیشه حتی درحال حاضر بهم سرکوفت میزنه تو تنبلی و کم تحرکی بخاطر همینه چاق شدی یا یک طرز فکر بسیار اشتباه دارد که فکر میکند اگر آدم همیشه رژیم باشد و ورزش های هیجانی انجام دهد زودتر و بیشتر لاغر میشود یا کمی بزرگتر شدم بهم گفتند سوخت و ساز بدنت خیلی کنده برای همین بافت چربی زیادی داری یا همیشه بهم گفتن استخوانبندی درشتی داری که چاق تر بنظر میرسی یا اگر عصرانه ها کیک و چای بخورم چاق میشوم اما آیا واقعا اینگونه است؟ چرا لاغر نمیشم؟! سوالی که تا قبل از تناسب فکری دائم در ذهن من معلق بود اما چه پاسخی داشتم برای این سوال؟ چون رژیمم را رعایت نکردم چون کمتر ورزش کردم چون یک هفته است از خانه بیرون نرفتم چون ژنتیکی چاقم نمیتونم هیچ وقت بدنی همانند متناسب مادرزاد داشته باشم یا متابولیسم کندی دارم یا استخوانبندی درشتی دارم چون دائم درحال فکر به این بودم کی میرسم به ۶۰ کی به شکم تخت میرسم کی سایز شلوارم فلان عدد میشه اما جواب حقیقی آن را پیدا کردم چون تمام مدت به آن فکر کردم بله درسته چون فقط فکر کردم و ترسیدم آن موقع که فکر میکردم که اگر یک تکه کیک را همراه چای عصرانه بخورم چاق میشوم آنجا درحال حرکت به سمت چاقی بودم یا شکمم را به داخل میدم اینجا هم به سمت چاقی حرکت میکنم یا همیشه درحال مقایسه بدن خود با دیگران هستم یا بدن دیگران را آنالیز میکنم یا حتی سعی میکنم رژیم داشته باشم یعنی دارم میگم نمیتونی خودتو کنترل کنی و اینطوری بیشتر نسبت به قبل به غذا حمله میکنم وقتی باور کرده ام متابولیسم بدن من کند است یا ژنتیک درظاهر و بدن تاثیر دارد و باعث چاقی من است ، الان میدونم که راهش رژیم نیست که بخاطر شکستنش عذاب وجدان بگیرم و جمله طلایی استاد پاسخ کاملی به تمام سوالات مبهم من شد ، راه هایی را می رویم که تا به حال هیچ لاغری با آنها لاغر نشده است!
سلام و درود
این طریق عملکرد در انجام تمرینات بهترین روش برای تغییر نگرش و اصلاح فرمول های چاقی ذهن است
به شما دوست عزیز تبریک میگم و خوشحالم احساس بهتری داری😊
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
با سلام خدمت شما استاد عزیز
متشکرم از شما
بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد او می گیرد آرام
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر
ممنون از استاد عزیز بابت توضیح کامل و جامع که در مورد
یادگیری دادید که ادمی که تازه متولد میشه مث یه گوشی
آکبنده ،و به جزءبرنامه اولیش دیگه چیزی درونش نیست
این مآیم که هر کدوم اطلاعات متفاوتی درش می ریزیم
حالا بحث چاقی ام که ما چطور چاق شدیم بر می گرده
به اطلاعات و ورودی هایی ذهن ما که اونا رو پذیرفتیم
وقتی یک حرفی رو بارها میشنویی و بهش توجه می کنی
و می پذیریش ،دیر یا زود در زندگیت نمایان میشه
می تونه در هر زمینه از زندگی ،که ما الان در مورد چاقی
صحبت میکنیم وقتی یک بچه از کودکی بارها این جمله
رو میشنونه که چاقی به عموت رفتی به عمه ات رفتی شبیه
پدرتی ،و کودک بارها خودش رو مقایسه می کنه می بینه
این باور درش به وجود میاد که تو چاقی و هیچ راهی هم
نداره و انتظار چاق شدن درش شکل میگیره و دیگه خدا
میدونه تا کجا پیش میره .ما انسانها توی زندگیم صدها
مهارت یاد گرفتیم که یکی شو بخوایم بگم که در همه
مشترک ،مدرسه رفتن و خواندن و نوشتن ،که اول دونه ،دونه
حرف ها رو با تمرین و تکرار یاد گرفتیم و بعد حرف رو که
از طریق نوشتن ،خواندن ،تصویری ،شنیداری یاد گرفتیم
بعد ارام ارام کلمه ها رو بهمون نشون دادن ،باز اونم با
تکرار تمرین ،اینقدر این عمل در دوران ابتدایی تکرار شده
که ما مهارت لازم رو به دست آوردیم و تونستیم که کامل
خواندن و نوشتن راحت و روان رو یاد بگیریم ،
در مورد چاق شدن هم ما شنیدیم و دیدیم و این انتظار
در ما شکل گرفته که ما چاقیم ،ذهن ما چاقی رو یاد گرفته
و ما با تکرار و ایجاد عادتهایی چاق کننده ،ما هر روز
چاق تر از دیروزمون بودیم .
الان ما خسته ایم از چاقی می خوایم لاغر بشیم باید اول
زبان لاغری رو یاد بگیریم بدونیم چیه و با تکرار اون آموزه ها
عادت ها و رفتار هایی لاغر کننده در ما شکل بگیره و ما
قدم بر داریم به دنیایی لاغری هر چی بیشتر از اون اطلاعات
استفاده کنیم ،بهتر می تونیم بهشون عمل کنیم .
در روشهایی قبلی ما میومدیم ،جسم رو تحت فشار قرار
میدادیم و با ذهن و یادگیری کاری نداشتیم ،این بود که
هیچ رژیمی ماندگار نیست چرا که ذهن چیزی ازش
نمی دونه ذهن میگه که شیرینی بخور ،و ما تصمیم گرفتیم
قند رو کلا حذف کنیم ،و مقاومت می کنیم ، در اخر اینه که
شکست می خوریم،ما اول باید اطلاعات درست رو به
مغزمون بدیم ،دلایل رو رفع کنیم ،اون موقعست که ذهن
خودش به ما دستور میده که چی کار بکن ،چی کار نکن
با تشکر از زحمات استاد عزیز که اینقددانشجوهاشون
براشون مهم هستند و اینقدر زمان میزارن براشون
انشالله که همگی موفق باشید.
نشان های دریافت شده
سلام
من خیلی دلیل برای چاق شدن داشتم و از خودم از کارهام انتطار چاقی داشتم
خودمو چن میگفتم چاقم لایق خیلی چیزها نمیدونستم دلیل وبهانه هاییک فقط شنیدمو باور کردم
اما اومدن ب این سایت اشنایی با این مطالب ب من نشون داد ک جور دیگه هم میشه نگا کرد ولی ومن فهمیدم ک وقتی خداوند میگه چرا نمیاندیشید چرا تعقل نمیکنید یعنی چی
هیچ دلیل برای چاق بودن من وجود نداره
ب جایی رسیدم تموم نشانه ها بهم میگن پاشو خودتی همه چیز خودتی
ب جای فرار از مشکلات یا غرق شدن توشون وایسا و حل کن
کلی من جا میزنم یاد نگرفتم ک زندگی یعنی همین یعنی تضاد ها چالشه ارو ببینی حل کنی
ولی مقایسه رو یاد گرفتم در جازدن ترسیدن غرق شدن رو یاد گرفتم کدوم اینها ب من تا ب الان کمک کرده هیچ کدوم
بیا از اینجای زندگی ب بعد حل کنیم
هر مشکلی گذرا هس میگذره وبعدی شروع میشه تو اگه بمونی توش اخرش میبینی لحطه اخره و تو ب خواست هات نرسیدی
زندگی اصلا یعنی این
چاقی ب من قوی شدن رو داره یا دمیده
ب من میگه فریبا درونت اینها هس
هیچ دلیلی جز خودمون برای چاقیمون برای بیمارهامون وجود نداره
این همه فرد متناسب ک دلیلهای مارو نقض میکنند چرا اونهارو نمیبینیم
همیشه پدرم بچه ک بودیم اونهایی ک سطح مالی از ما پایینتر بود رو برامون مثال میزد ومن میگفتم چرا بالاتر از خودتو نمیبینی
میگفت همیشه باید ب پایینتر از خودت نگا کنی
حالا من برای لاغری نباید ب افراد چاق اطرافم نگا کنم بلکه باید افراد لاغر ببینم و باورهای اونها ور در خودم پرورش بدم خودمو دوباره بسازم
دوباره تربیت کنم دوباره ب خودم داده بدم
مثل باغی ک توش گیاه گل بکارم گلهایی ک دوس دارم درختهایی کدوس دارم میوهای ک دوس دارم رو برداشت کنم حالا میتونم بمونم بگم ن ب این دلیل نمیشه این درخت کاشت و میتونم بکارم وابش بدم ولدتشو ببرم
میتونم بترسم نرم جلو میتونم برم و یبار بخودم بیام ببینم اوه باغ من رشد کرده
من میتونم
اون موقع هس میفهم زندگی چیه
من دوس دارم زیبایی های زنگدی رو ببینم دوس دارم دلیلی برای نرسیدنهام نتراشم بلکه ببینم چجوری حل میشه
واین خود
نشان های دریافت شده
حدود ۱۴ سال پیش کسب و کار خودم را شروع کردم و شروع به کاسبی کردم
بخاطر اینکه افکار مناسبی در مورد توانایی های خودم در مهارتم نسبت به کارم داشتم با اعتماد به نفس فراوان کار میکردم
هر دو هفته یک بار خرید های سطحی و هر یک ماه یا ۲ ماه یکبار خرید کلی داشتم در حدی که در سال ۱۳۹۰ حجم خریدی که عمده ای انجام میدادم حدود ۳ یا ۴میلیون میشد و وقتی اون روز اجناسم را میاوردم و شروع به چیدین در مغازم میکردم پدرم هم میومد که یک سری بهم بزنه همیشه و براساس افکار خودش منو میخواست راهنمایی کنه و عقایدش را بیان میکرد و میگفت
حواست هست
میدونی داری چیکار میکنی
میتونی اینها را بفروشی
یکم کمتر بیار اینها را بفروش و بعد دوباره
و در کل از این افکار و حرفها هر بار در طی چند سالی که کسب و کار خودم را داشتم به من زده میشد
و هر بار که من برای خرید میرفتم این حرف ها تکرار میشد و من بخاطر الگوهایی که دیده بودم این باور را داشتم که میتونم و انجام میدادم اون موقع از هیچ کدوم از قوانین الهی اطلاعی نداشتم ولی دقیقا طبق اصول حرکت میکردم خلاصه هر بار در مورد مراقب بودن به من توصیه میشد و من هر بار با اعتماد به نفس بیشتری حرکت میکردم چون به کارم ایمان داشتم
و حال که نگاه میکنم با اینکه هر بار پدرم میدید که موقعی که میخوام خرید انجام بدم اجناس قبلی کلا تموم شده و بخاطر سودهایی که کرده ام و تغییراتی که از لحاظه مالی برام ایجاد شده چقدر پیشرفت کرده ام ولی باز هم همون راهنمایی ها با شدت بیشتر ارائه میشد و الان میفهم که اگر من واردات و صادرات هم میکردم بازم همین افکار بهم گفته میشد
چون پدرم ۳۰ سال کارمند بود و از نقطه نظر خودش دنیا را میدید زندگی براساس حقوق سرماه و فقط میشود با همون حقوق زندگی کرد بخاطر بودن در منطفه امن و خیال جمعی که من یه پول سر ماه دارم
با اینکه زمانی که من شروع کردم از زیر صفر شروع کردم و دقیقا بعد از ۲ سال خونه ماشین و کلی دارایی داشتم ولی هر روز این در گوشم گفته میشد حالا خوبه به یه چیزهایی رسیدی ولی یه کاری برای خودت پیدا کنم که صبحها بری سر اون کار یه حقوق سرماه داشته باشی که اگر اتفاقی افتاد دستت به همین حقوقه باشه یه بیمه ای هم داشته باشی
هیچ وقت نمیشه یک نگرش را که بهش چسبیدی رها کنی بلکه هر روز تزئینش هم میکنی
اینقدر این حرف ها به من زده شد که ترس وجودم را فرا گرفت و تبدیل به جمع اوری کسب کارم شدم
هدفم از تعریف این داستان این بود که بگم روند چاقی هم در زندگی هم همین طور بود و براساس تعریف هامون چاق شدیم و یا براساس خواسته دیگران هر کسی دنیا را از نگاه خودش میبینه
به من هر روز گفته میشد که خوردن خوب هست و باعث سلامتی و خوشحالی هست از اونجایی که ذهن هم همیشه به دنبال لذت بردن هست تلاش کرد برای کسب خوشحالی پس روند چاقی من شروع شد
حالا هم با نقطه نظر دیگران دارم مواجه میشم که لاغری خوب نیست و اعلام میکنند ما خوشحال نیستیم که اینطوری اینقدر لاغر شدی و باز در تقابل افکار و برخورد با نقطه نظرهای دیگران در کار و شغل داشتن هم همین طور هست حالا که از نگاه اکثریت اینطور هست و این چیزی که من باهاش در ارتباط هستم این اعلام میشه خوبه سرکار هستی و اخر ماه یه دریافتی ای داری بیمه داری خیلی ها همین را هم ندارند
و با یک چیز بزرگتر ترس را بهمون القا کرده اند و تموم این اتفاقات بخاطر قبول کردن اطلاعات و تکرارشون بوده هر بار تلاش کردم از روش های مختلف لاغر بشم و یا به خواسته هام برسم ولی من با فشار فیزیکی و جسمی چاق نشدم که بتونم لاغر بشم ولی بخاطر اینکه با توضیح یک کار عملی و فیزیکی چاقی در ذهنم ثبت شد پس فکر کردم با انجام کاری باید لاغر بشم و یا باید بیشتر کار فیزیکی انجام بدم تا پولدار بشم
هیچ نیازی به کمتر و یا بیشتر خوردن نیست هیچ نیازی به انجام کار خاصی نیست
با ایجاد تعریف های درست و در راستای خواسته خیلی راحت به هر انچه که میخواهیم میرسیم
برای چی میخوام لاغر بشم و به عنوان یک لذت اون خواسته تعریف بشه برای ذهن
اما چطور
از همون روشی که چاقی در من ایجاد شد با آموزش و تکرار لاغری
هزاران بار بهمون گفته شد که چاقی خوب و این کار ثبت شد در منطق ذهنمون
کار ذهن حرکت به سمت لذت بردن و راحتی هست پس هر چیزی را براش به عنوان راحتی و تفریح و لذت تعریف کنم انجام میدهد و هر چیزی را عذاب دهنده باشد رنج مغز من دارم هر روز متناسب تر و خوش هیکل تر میشم برای اینکه در ذهنم لاغری و تناسب اندام لذت تعریف شده
چندین بار بهم گفته شده ما همان رضا قبل را خوشمون میومد لاغری بهت نمیاد ولی من توجهی نکردم و حتی هیچ بحثی را ادامه ندادم چون اگر شروع کنم دارم به چاقی توجه میکنم و میشود دوباره قدرت گرفتن چاقی
من چاقی را رها کردم که در گوشه ای در انباری خاک بخورد
چاقی توقیف شد
مدارک چاقی را تحویل دادم و مانند ماشینی که تحویل پارکینگ میشه و مسئول انبار ماشین را هر جایی که خودش میداند پارک میکند من هم همین کار را کردم و هر روز مدارکی بر علیه چاقی ارائه میدهم و برای ماندن در پارکینگ چاقی خودش
و خوش آمد میگم به لاغری
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
نشان های دریافت شده
عالی بودآقا رضا👏👏👏👏
من در این دوره بارها به سوال چرا جاق شدم و یا اینکه چرا لاغر نمیشیم و یا اینکه از کی چاق شدم پاسخ دادم اکنون دوست دارم به سوالی دیگر پاسخ بدهم چون شرایطم تغییر کرده و خیلی ها ازم میپرسن
چرا لاغر شدم؟
اول از همه اینکه باور کردم لاغری رو فردی به اسم استاد عطار روشن به قدری راحت از لاغری صحبت کردند که پزیرفتم برای اری نیاز بهرشمردن لقمه لقمه ی غذاهام و ورزش سخت نیست اولش دقت بیشتری داشتم و روی کانالهای عصبی خیلی توجه میکردم و کم کم تمام بارهای چاق کننده رو کنار گزاشتم مثل ترس از خوردن و ژنتیک و کم تحرکی بعد به این باور رسیدم که رعایت نکات کوچک من رو به تناسب میرسونه و در بعضی موارد به خودم متعهد شدم مثل نخوردن ته غذای بچم و کم کم تکرار این رفتارها به عادت تبدیل شد تا جایی که اگر غذای بچم باقی میموند فکری برای خوردنش به سراغم نمیومد مثلا بوی غذا من رو گرسنه میکرد گاهی در پاگرد خونه بوی غذای همسایه ها من رو گیج میکرد و به همسرم میگفتم چه غذایی اون میگفت بو رو نمیفهمم بعد تمرین کردم که به ان کانال عصبی یعی بویایی توجه نکنم یه جورایی سریع رد میشدم بهش فکر نمیکردم بو را تجزیه نمیکردم الان اصلا بوی غذا من رو به خوردن تشویق نمیکنه بوی غذا یعنی همسایه ها هستن همین و بس
در واقع لاغری دکمه ای بود که من در خودم روشن کردم به همین راحتی من صبح را با لاغری شروع میکنم لاغری با ذهن مثل نصب یک برنامه میمونه که باعث تغییر عملکردت و در نتیجه تغییر در اندامت میشه به همین راحتی تو زحمتی نمیکشی بلکه تو به رفتار ذهنت پاسخ میدی درست مثل زمانی که برای چاقی زحمتی نکشیدی ولی نتیجه حاصل از رفتار چاق کننده رنج اور و نتیجه حاصل از رفتار لاغر کننده مسرت بخش است
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود
استاد عزیز تو این فایل که من چندین بار گوش دادم چه نکات عالی فرمودین ..نکته های ریزی که شاید ما اصلا به این نکات توجه نمیکنیم..وعلتهای چاقی رو خوب بررسی کردین …واقعا هم همینه که شما میگین اصلا این دنیا واین کائنات همش از یه سیستم خاص با قوانین خاص اداره میشه ..زبان چاقی رو ما یاد گرفتیم والان داریم اجرا میکنیم..ما با ترسهامون ..باورهای الکی که اطرافیان به ما دادن ..که تو چاقی شبیه فلانیه…یا تو بارداری وزنت اضافه میشه یا با ازدواج یا با بالارفتن سن ..یا با کارهای سبک وراحت ..یا خواب بعد غذا..یا نون ..یا برنج ..یا فست فود…یا چربی..یا شیرینی..و……..
هزاران علت دیگه که من قبولش کردم…ویکی قبول نکرده …ویا انتظار چاق شدن از خودم ..بارها وبارها تکرار کردم تا الان اینجام ..ولی به لطف خدا وزحمت شما الان دارم آگاهی کسب میکنم و میفهمم…که علت چاقی من از اینا نیست از زبان چاقی که یاد گرفتم …سپاس از شما
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان 🥰❤
باسلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه✋❤🌹
گام ۸:علت اصلی چاقی چیست 😇
به لطف خداوند من هم فهمیدم دلیل اضافه وزنم چیست من از طریق ذهن چاقی رو یاد گرفته بودم و چاق شدن برام به راحتی انجام میشد و حالا باید لاغری رو با ذهن رو یاد بگیرم به راحتی لاغر میشم
حالا چطور چاقی رو یاد گرفتم ؟از طریق شنیده ها از طریق خانواده و جامعه اطلاعات چاقی رو یاد گرفته و چاق شدیم وتکرار کرده واستاد چاق شدن شدیم باورمون شد که بعد از ازدواج چاق میشم و ژنتیک و زایمان سزارین و کم تحرکی رو باعث چاقی دونستم انتظارم از خودم چاقی شد و تکرار این افکار باعث شد در زمان خودش چاقی در من شروع کرد به نمایان شدن در جسمم شد و بعدش تکرار کردن مهارت چاقی در من بیشتر شد و راحت تر چاق شدم و حالا باید مهارت لاغری رو یاد بگیرم ازطریق بودن در سایت و تکرار فایلها و تکرار آنها و استمرار در ما تازه لاغری رو یاد گرفته و استمرار در این مسیر باعث میشه مهارت لاغری رو تکرار می کنم و مطمئنا لاغر خواهم شد
تمرین
مواردی که در زندگی از طریق آموزش یادگرفته اید را شرح دهید؟خواندن ونوشتن از زمان کودکی یاد گرفته ام و آشپزی رو یاد گرفتم و استفاده از وسایل برقی رو یاد گرفته ایم و هنرهای زیادی رو یاد گرفته ام ودو زبان رو یاد گرفتم رانندگی رو یاد گرفتم و چاقی رو یاد گرفتم و حالا لاغری رو دارم یادمی گیرم
درباره افزایش مهارت خود پس از یادگیری وتمرین آموزشهای شرح دهید؟باتکرارو استمرار در هر زمینه ای باعث می شه که مهارت در اون زمینه بهتر شده و بسته هم می تونم انجام بدم وبدون سختی کشیدن و بدونه تمرکز خاصی راحت می تونم انجام،بدم
شباهت چاق شدن با سایر مهارت که یادگرفته اید شرح دهید
چاق شدن حتی از سایر مهارتها هم راحت تر وبه صورت ناخودآگاه چاقی رو یاد گرفتم وبا انتظارم چاقی شد تکرار این افکار و رفتارها وعادتهای چاقی در من شکل گرفت و استمرار داشتن در این راه باعث،شد که در این مهارت به استادی رسیدم
چگونه مهارت شما درباره چاقی شدن بیشتر شده است ؟با تکرار و استمرار در مسیر چاقی باعث شد که به استادی رسیدیم اول یاد گرفتیم و تبدیل به باور میشه و تکرار کردن باعث،شده مهارت بیشتری پیدا کردیم
دیدگاه خود را درباره یادگیری لاغری شد رابنویسید?باید لاغری با ذهن یادبگیرم همون طور که چاقی رو از ذهن یاد گرفتم واز همون مسیر باید برگردم به سمت باور لاغری برسم فایلها رو گوش بدم وتکراروتمرین کنم واز همه مهمتر استمرار داشته باشم تا لاغری رو یاد بگیرم واز طریق رژیم وورزش نمیشه لاغر شد لاغری باید از ذهن شروع کنی تا به لاغری جسمی برسم
آیا در روشهای،قبلی که برای لاغری شدن استفاده کردیده ایدمهارت لاغرشدن رایاد گرفته اید ؟در تمام روش قبلی نمیشه لاغر شد ونمیشه لاغر موند چون لاغری از طریق جسمم بوده ولی چون چاقی از طریق ذهن یاد گرفته بودم ولی اکنون فهمیدم که باید لاغری از طریق ذهن شروع میشه ودر جسم دوست داشتنی پدید میاد
خدایا شکرت 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
با سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🏻❤🌹
به نام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیز
من تا به این سن برسم خیلی مهارت هارو یاد گرفتم و آموزش دیدم مثل زمان که مجرد بودم تابستونا مادرم ذوق اینو داشت که منو خواهرم گل سازی یاد بگیریم و آموزش دیدیم و تا الان که سالها از،اون آموزش گذشته و هنوز،اون مهارت رو به یاد میاریم و میتونیم گلسازی رو انجام بدیم .
چاقی هم به این گلسازی ،طوری بود که ما آموزش دیدم آموزش فقط کلاس درس نیست ما با شنیدن و دیدن و گوش کردن آموزش میبینیم چاقی رو ما از،شنید نگرش های اطرافیانمون آموزش دیدیم
ما با دیدن چاقی اطرافیانمون که مدام نگرش چاقی ارثی و ما هم جزو اون ارث هستم آموزش چاقی رو به خوبی یاد گرفتیم به قول استاد اگر مدارک وجود داشت برای،آموزش چاقی الان ما دکترا و متخصص چاقی بودیم و ما به خوبی چاقی رو یاد گرفتیم
لاغری هم آموزش داره پس باید یاد بگیریم فرمول های لاغری رو با گوش دادن فایل ها و انجام تمرین ها به یاد گیری لاغری کمک میکنیم و خود خدا هم مارو هدایت کرده پس تو این آموزش قطعا یاری می کنه.
تشکر میکنم از،استاد عزیز و آرزوی سلامتی و شادی دارم براتون 🌹❤️