0

علت اصلی چاقی چیست؟ (گام ۸)

علت اصلی چاقی
اندازه متن

علت اصلی چاقی موضوعی بسیار مهم است که شناخت آن می‌تواند بسیاری از ابهامات ذهنی درباره‌ی چرایی چاق شدن و لاغر نشدن را روشن کند.

برای بسیاری از افرادی که دچار اضافه وزن هستند، علت اصلی چاقی برایشان کاملاً مشخص نیست.

آنها نمی‌دانند چرا چاق شده‌اند. حتی اگر دلایل مختلفی برای افزایش وزن خود داشته باشند، اما واقعاً نمی‌دانند علت اصلی چاقی آنها چیست!

علت اصلی چاقی من چی می‌تونه باشه؟! 🤔🍔

همه‌مون کلی دلیل برای چاقیمون داریم، اما اغلب این دلایل از حرفای دیگرونه یا دیدن آدمای اطرافمون شکل گرفته. ولی واقعیت چیز دیگه‌ست! 🙄

من وقتی چاق بودم، همیشه فکر می‌کردم علت اصلی چاقی‌م ژنتیکه، چون همه می‌گفتن تو خونواده‌مون چاقی هست و من شبیه عموهامم. حتی از بچگی می‌گفتن طاسی هم به خاطر شباهته! 😂

هر کی اضافه وزن داره دلایل خودش رو داره، ولی این دلایل باعث می‌شه تو ذهنمون فکر کنیم قراره همیشه چاق بمونیم و بیشتر چاق بشیم.

وقتی می‌خواستم لاغر شم، قبلش تو دلم می‌دونستم که لاغر نمی‌شم یا اگرم لاغر شم دوباره چاق می‌شم. با این حال، درد و رنج چاقی باعث می‌شد بارها و بارها با ناامیدی تلاش کنم. 😞

جالبه بدونی هر بار که تصمیم می‌گرفتم رژیم بگیرم، مادرم هفته اول می‌پرسید: «تو که لاغر نمی‌شی، چرا داری رژیم می‌گیری؟!» 😑 این حرفا باعث شده بود فکر کنم لاغر شدن خیلی سخته و شاید اصلا دست نیافتنی باشه.

اما وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهنم برای لاغر شدن استفاده کنم، فهمیدم علت اصلی چاقی اینه که ذهن من یاد گرفته چاق باشه! 🤯 یعنی من خودم کاری نکرده بودم که ذهنم چاقی رو یاد بگیره و اصلا خبر نداشتم.

ولی همون‌طور که همیشه خودم تصمیم می‌گرفتم لاغر شم، این تصمیم همیشه با درد و ناراحتی همراه بود. 😓

همه ما تو زندگی چیزهای مختلفی یاد می‌گیریم و این کاملا طبیعیه که وقتی آموزش می‌بینیم انتظار یاد گرفتن داشته باشیم.

حالا تصور کن که تو یاد گرفتی چاق باشی! این طبیعی‌ست که ذهنت انتظار چاق بودن داشته باشه. پس علت اصلی چاقی آموزش دیدن چاق شدنه، نه ژنتیک یا سوخت و ساز بدن و این حرفا. 😌

تو تحقیق‌هام فهمیدم ما می‌تونیم به ذهنمون چیزای جدید یاد بدیم و با تکرار و تمرین، اون آموخته‌ها رو به مهارت‌هامون تبدیل کنیم. اما هر چقدر هم تلاش کنیم، نمی‌تونیم مهارتی که یاد گرفتیم رو کامل فراموش کنیم! 🧠✨

علت اصلی چاقی

علت تدام چاقی چیست؟

واقعیتش اینه که ما نمی‌تونیم چیزی رو که یاد گرفتیم، فراموش کنیم! این دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه چاقی ادامه داشته باشه و در واقع علت اصلی چاقی همینه. 🧠⛔

ذهن ما مثل یه جاده‌ی یک‌طرفه‌ست؛ فقط می‌تونه یاد بگیره، ولی نمی‌تونه فراموش کنه. یعنی هر چی یاد بگیری، همیشه همراهته!

مغز ما کلی ظرفیت داره واسه یاد گرفتن، اما نکته مهم اینه که ما خودمون انتخاب می‌کنیم چجوری از این اطلاعات استفاده کنیم. 🤔

می‌تونی کلی اطلاعات تو ذهنت ذخیره کنی، ولی فقط همون چیزایی رو به کار می‌گیری که بهش علاقه داری یا برات مهمه.

وقتی یه موضوعی رو مدام تکرار کنی، مثل چاقی که بارها و بارها تو ذهنت بوده، ذهن خیلی راحت یادش می‌مونه. به همین خاطر، موضوعاتی که زیاد باهاشون سروکار داری، راحت‌تر یادته و همیشه تو ذهنت هستن. 🔄💡

اما موضوعایی که کمتر بهشون فکر می‌کنی یا کمتر استفاده می‌کنی، باید کلی دنبال‌شون بگردی تا یادت بیاد. این یعنی ذهن باید بین انبوه اطلاعات، جستجو کنه و این کار انرژی می‌خواد.

پس دلیل اینکه چاقی ادامه داره اینه که ذهن ما یاد گرفته چاق باشه و این یادگیری، توی ذهن ما ریشه داره و فراموشش سختِ سخت!

به همین دلیل میگیم علت اصلی چاقی اینه که ذهن آموزش دیده چاقی رو یاد بگیره و اگر بخوایم واقعاً لاغر بشیم، باید اول ذهنمون رو دوباره آموزش بدیم. 💪🧘‍♂️

چند مثال ساده برای درک بهتر علت اصلی چاقی 🍕🧠

۱. مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری 🚲
وقتی بچه بودی، دوچرخه سواری رو یاد گرفتی، دیگه نمی‌تونی اون مهارت رو فراموش کنی. هر وقت بخوای سوار شی، بدن و ذهنت سریع واکنش نشون میدن.
حالا فرض کن ذهن ما چاق شدن رو هم همین‌جوری یاد گرفته، یه مهارت ریشه‌ای شده که نمی‌تونه فراموشش کنه! این دقیقاً علت اصلی چاقی هست.

۲. مثل عادت به خوردن شیرینی بعد غذا 🍰
شاید چندین بار به خودت قول دادی بعد غذا شیرینی نخوری، ولی ذهنت یادش داده که بعد غذا شیرینی خوردن عادیه و حتی دوست داشتنی!
پس وقتی می‌خوای لاغر بشی، باید اول این عادت ذهنی رو تغییر بدی، وگرنه دوباره سراغ شیرینی می‌ری.

۳. مثل رانندگی با ماشین اتوماتیک 🚗
وقتی رانندگی با ماشین اتوماتیک یاد می‌گیری، دیگه نیازی نیست به تک تک کارها فکر کنی. این یعنی ذهنت یه سری کارها رو به صورت اتوماتیک انجام میده.
ذهن ما هم چاق شدن رو مثل رانندگی اتوماتیک یاد گرفته؛ یعنی بدون اینکه خودمون بخوایم، دست به رفتارهایی می‌زنیم که باعث چاقی میشه.

حالا که فهمیدی علت اصلی چاقی آموزش ذهن ما برای چاق شدن بوده، وقتشه با آموزش‌های جدید، ذهن رو آماده کنی که لاغری رو یاد بگیره و همینطور جسمت رو همراه کنی تا نتیجه واقعی بگیری.

ذهنمون چه نقشی تو زندگی‌مون داره؟ 🧠✨

راستش رو بخوای، هدایت ما تو مسیر زندگی به عهده ذهنمونه. ذهن مثل یه راهنما یا حتی بهتر بگم، مثل یه GPS عمل می‌کنه که مسیرمون رو بر اساس چیزهایی که یاد گرفتیم مشخص می‌کنه. 📍🚗

ما چاق شدن رو یه زمانی یاد گرفتیم، شاید خیلی قبل‌تر از اینکه اصلاً حواسمون باشه چی داریم یاد می‌گیریم. کم‌کم با تکرار اون رفتارها، عادت‌ها و دیدگاه‌ها، تو این مسیر ماهر شدیم! 🎯

الانم اگه نگاهی به بدن‌مون بندازیم، نتیجه‌ی همون آموزش‌هاست. پس واقعاً علت اصلی چاقی خودمون هستیم، حتی اگه ندونیم که چطور به این نقطه رسیدیم! 😅

فرق چاق شدن با خیلی چیزهای دیگه اینه که لازم نیست هی بریم بروزرسانی‌ش کنیم یا چیزی جدید یاد بگیریم. ذهن‌مون با همون اطلاعات قدیمی هم کارشو عالی بلده! 🤖📦

و اینجاست که دلیل چاق شدن‌های مرحله‌به‌مرحله و تکراری مشخص میشه:

برای اینکه چاق‌تر بشیم، کافی‌ه همون رفتارها و باورهای قبلی رو تکرار کنیم. نیازی به یادگیری چیزی تازه نیست. چون ذهن‌مون یه بار برای همیشه اون دستورالعمل چاق شدن رو گرفته و داره خوب اجراش می‌کنه! 🔁🍩

تنها راه ممکن برای لاغر شدن چیه؟! 🤔💡

خیلی از ما وقتی دنبال لاغری می‌ریم، فقط جسممون رو زیر فشار می‌ذاریم؛ یا غذامونو کم می‌کنیم، یا ورزش سنگین می‌کنیم. چون فکر می‌کنیم «علت اصلی چاقی» فقط همینه، یعنی جسم چاق شده و با این کار می‌خوایم وزن کم کنیم. 🏋️‍♀️🥗

اما واقعیت چیه؟! مثل این می‌مونه که بخوای رانندگی یا خیاطی رو با زور فراموش کنی! 🚗✂️ بدن ما که نمیتونه خودش چاقی رو فراموش کنه؛ چون چاق شدن یه مهارت ذهنیه که ما یاد گرفتیم.

ذهن یاد گرفته چطور چاق بشیم و جسم فقط داره اون رو اجرا می‌کنه. 😕

وقتی رژیم تموم میشه یا ورزش رو کنار می‌ذاری، دوباره برمی‌گردی به همون عادت‌های قبلی و چاق می‌شی. سوالی که همیشه می‌مونه اینه: «چرا با این همه تلاش، لاغر نمی‌شم؟!» 🤷‍♀️

یادگیری واقعی از ذهن شروع میشه، نه فقط از جسم! ذهن یاد می‌گیره و جسم تمرین می‌کنه. مثل درس خوندن، اول باید بفهمی، بعد تمرین کنی تا توی کار مهارت پیدا کنی. 📚💪

تو مسیر چاقی هم همین اتفاق افتاده؛ ذهن چاق شدن رو یاد گرفته و جسم هر روز بیشتر تمرینش کرده.

پس اگر می‌خوای لاغر بشی و تا همیشه لاغر بمونی، اول باید ذهن‌ت رو آموزش بدی که لاغری رو یاد بگیره، بعد جسم‌ت رو همراهی کنی تا اون تغییرات تو بدن‌ت ظاهر بشن. 🧠➡️🏃‍♂️

هیچ راه دیگه‌ای نیست! 👈

همه ما چاق شدن رو یاد گرفتیم از خانواده، اطرافیان، رسانه‌ها و … این دقیقاً «علت اصلی چاقی» ماست. حالا نوبت ماست که لاغر شدن رو یاد بگیریم. 😊✨

یادت باشه، کسانی که ما رو چاق کردن، نمی‌تونن لاغر کردن رو به ما یاد بدن.

اما افراد زیادی با قدرت ذهن، لاغری رو یاد گرفتن و تونستن زندگی‌شون رو عوض کنن. این یعنی همه چیز از ذهن شروع میشه! 🌟🧘‍♀️

به همین خاطر این فایل آموزشی رو آماده کردم تا باهات درباره علت اصلی چاقی صحبت کنم و بهت یاد بدم چطور لاغر شدن رو از ذهن شروع کنی. دوست دارم با هم این راه رو بریم! 💖🚀

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای اینکه بهتر بفهمی علت اصلی چاقی چیه، یه نگاه دقیق بنداز به مهارت‌هایی که تو زندگیت یاد گرفتی. چاقی هم مثل خیلی چیزهای دیگه، مهارتیه که با تکرار و تمرین بهش رسیدیم؛ ولی چون آگاهانه نبوده، معمولاً فکر می‌کنیم دلیلش چیزای دیگه‌ست.

  • ✅ چه مهارت‌هایی رو تا حالا تو زندگیت یاد گرفتی؟ (مثل رانندگی، آشپزی، زبان و…)
  • ✅ بعد از یادگیری، چطوری با تمرین کردن مهارتت بهتر شد؟
  • ✅ چاق شدن چه شباهتی با اون مهارت‌ها داره؟
  • ✅ چطور مهارتت در چاق شدن بیشتر و بیشتر شده؟
  • ✅ نظرت درباره یادگیری مهارت لاغری چیه؟
  • ✅ آیا با روش‌های قبلی، واقعاً لاغر شدن رو یاد گرفته بودی؟
  • ✅ بنویس چطوری با تمرین‌کردن می‌تونی مهارت لاغر شدنت رو قوی‌تر کنی تا به نتیجه برسی.
  • ✅ از ویدئوی آموزشی تمرین مخصوص خودت رو بنویس و تو بخش نظرات با ما به اشتراک بذار 💬

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.06 از 209 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10111
338 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار maryamzadk
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۸ ۲۲:۱۸
      مدت عضویت: 2303 روز
      امتیاز کاربر: 48065 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      با سلام
      گام هشتم: چرا لاغر نمیشوم؟ در کودکی چیزهای زیادی یاد گرفتم که انتخابی در مورد یادگیری انها نداشتم مثل صحبت کردن احترام گذاشتن به بزرگترها یادگرفتن خانه داری وخیلی چیزهای دیگر و همچنین یاد گرفتن چاقی
      من این باور رو داشتم که ازدواج باعث چاقی میشه و من هم که یه مقدار اضافه وزن داشتم بعد از ازدواج و بارداری وزنم بیشتر شد و هر موقع برای لاغری اقدام میکردم بعد از مدتی دوباره برمیگشت چون در ذهن من لاغر شدن خیلی سخت بود و همه میگفتن بعد از ۴۰ سالگی دیگه نمیشه وزن کم کرد چون سوخت و ساز بدن کم میشه .
      در طول یک سال و خورده ای که عضو این سایت هستم به لطف خدا یاد گرفتم اگه بخوام متناسب بشم باید لاغری رو یاد بگیرم مثل تمام آموزش هایی رو که یاد گرفتم مثل آشپزی و بافتنی و پته دوختن و خیلی کارهای دیگر که با شور اشتیاق یاد گرفتم و وقتی تصمیم گرفتم لاغری رو یاد بگیرم باید با علاقه و اشتیاق به فایلهای استاد گوش بدم تمرین ها رو انجام بدم .من روزها که مشغول انجام کارهای خونه هستم به فایلهای استاد گوش میدم . در این مسیر نباید عجله داشت چون ما یه دفعه چاق نشدیم که الان بخوایم یه شبه لاغر بشیم همونطور که گرم به گرم وزن اضافه کردیم الان هم باید همونطور کم کنیم در این مسیر اول از همه آرامش رو یاد میگیریم دیگه مثل قبل از حرفهای دیگران ناراحت نمیشم حس و حال خوبی دارم استرس و ترس از خوردن رو ندارم و همه اینها رو مدیون آموزش های استاد هستم و شکرگزار خداوند که من رو به این مسیر هدایت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۵ ۲۳:۰۴
      مدت عضویت: 2387 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      گام‌ هشتم

      سلام وقت بخیر به همه

      وقتیکه ما بدنیا اومدیم راه ارتباط برقرار کردنو با گریه کردن یاد گرفتیم،آرام‌ آرام در کنار پدر ومادر اموزش های اولیه زندگیو یاد گرفتیم،اونها از همه چیز برای ما گفتن و ما هم‌ بدون مقاومت پذیرفتیم چونکه بهشون ایمان داشتیم و قهرمان های زندگیمون بودن،به ما یاد دادن که حرف گوش کن باشیم و من دختر حرف گوش کنی شدم،زبان مادریمو یاد گرفتم و فکر کردم با دانستن زبان مادری میتونم با تمام دنیا ارتباط برقرار کنم ،مادرم بهم یاد داد که چطور با آدم ها ارتباط بگیریم،در مورد خوردن بهم آموزش داد،از پول برام گفتن،از دنیا گفتن و من سالها فقط گفتگوهای مخرب شنیدم،من پر بودم و پر هستم از افکار وترس های ضعیف کننده

      به من آموختن که ،چاقی در ما ارثیه ،ژنتیکه ،منم چشم بسته گفتم اوکی پس من چاق خواهم ماند و اولین قفل من زده شد ،به من گفتن تو استخون بندیت درشته ،درست بشو نیستی،من تو تمام لحظات عمرم احساس خوب نبودن و ناکافی بودن داشتم،برای من طبیعی بود که چاق باشم،من چاق شدم چونکه به عمه م رفتم،شکل دختر عمه پدرم بودم،چونکه پرخورم،ذاتم چاقه، تحرکم کمه،شام میخورم،برنج استفاده میکنم،شیرینی جات میخورم،بلوغ شدم،ازدواج کردم،باردار شدم،سنم بالا رفته، کود های شیمیایی توی غذامونه،هورمون میخوریم،قرص های تقویتی میخورم،سزارین شدی،یبوست داری

      قبلا که لاغر نمیشدم چونکه اصلا باور نمیکردم که منم‌ میتونم متناسب باشم ،در تمام طول رژیم چندین سالم ،فقط ۱بار تونستم به وزن ۶۷ کیلو برسم اونم برای ۳ماه با فشار قرص چربی سوز و ورزش سخت،حتی زمان هایی که در رژیم و ورزش بودم هم همیشه ۱۰ کیلویی اضافه داشتم و نمیتونستم خودمو لاغر تصور کنم ،مدام تو بالا پایین شدن سایزم بودم

      واقعا نمیدونستم چرا اینجوری میشد ،همیشه تو رژیم بودم همیشه هم توپر بودم ،برای من‌ چاقی طبیعت بدنم بشمار میرفت،خودمو لایق هیچ چیزی نمیدونستم،من با تنفرم هر لحظه در حال پیام چاقی به جهان بودم چطور انتظار لاغر شدن داشتم ،در تمام‌ مدتی که من زجر چاقیو میکشیدم ،محتویات ذهنیم در حال آپ دیت خودشون بودن ،باید پذیرش خودمو زیاد کنم وقبول کنم که منم مثل همه آدم ها باید نرمال ولاغر باشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ریحانه عطریزاده
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۳ ۱۴:۳۱
      مدت عضویت: 2433 روز
      امتیاز کاربر: 3381 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم🌹
      گام هشتم🌹
      من وقتی متولد شدم از پدر و مادرم حرف زدن را آموزش دیدم مادرم چاق بود ولی من چاقی را یاد نگرفتم و لاغر بودم ولی وقتی باردار شدم شنیده بودم وقتی باردار بشم چاق می شم حتما باور کرده بودم که چاق می شم و می گفتن باید اندازه دو نفر باید غذا بخورم و غذام زیاد شد و عادت کردم به پرخوری چون سه بار پشت سر هم باردار شدم بعد می خواستم لاغر بشم دیگه لاغر نمی شدم🌹
      حالا باید لاغری را یاد بگیرم مثل آموزش های دیگه مثل نقاشی یا خیاطی یا قالی بافی که یاد گرفتم و زمان می بره ولی لاغر می شم و به هدفم میرسم 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamramezani6262@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ ۲۳:۲۵
      مدت عضویت: 2035 روز
      امتیاز کاربر: 46780 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      سلام😊
      چقدر فايل عالي بود ممنون استاد 👌👌👌
      ما در كودكي چيزاي زيادي ياد گرفتيم كه براي ياد گيري اونها تصميم نگرفته بوديم. مثل چاقي كه بدون سختي و خيلي راحت بدون اينكه متوجه بشيم اونو از والدين و اطرافيان و جامعه و رسانه يادگرفتيم و اونقدر تكرار كرديم كه ملكه ذهنمون شد 👌هر چقدر تلاش كنيم نميتونيم چيزي رو كه ياد گرفتيم فراموش كنيم ،ما نميتونيم چاقي رو كه ياد گرفتيم فراموش كنيم ولي ميتونيم با ياد گيري لاغري و تكرار آموخته ها ،متناسب بشيم و فرمولهاي چاقي رو كمرنگ كنيم. در سنين پايين ميشنيدم كه بچه ها توي سن بلوغ چاق ميشن و يا بعد از ازدواج چاق ميشن و نمونه هاش رو هم ميديدم و باور كردم و تصاوير و باورها ي توي ذهنم منو به سمت چاقي برد. تنها تفاوت من و افراد متناسب در نحوه آموزشها مونه 👏👏👏
      در قانون جذب تجسم رسيدن به خواسته ها خيلي مهمه و ما دقيقا طبق قانون عمل كرديم يك جمله رو شنيديم توي ذهنمون بهش توجه كرديم و منتظرش بوديم و بهش رسيديم البته براي ذهن مون كاملًا عادي و طبيعيه چاق شدن ولي براي خودمون نه و ما توانايي مقابله با ذهنمون رو نداريم. ما با نخوردن نميتونيم چاق شدن رو فراموش كنيم ما با مصرف دارو يا دمنوش نميتونيم چاقي رو فراموش كنيم حتي با عمل جراحي هم نميتونيم چاقي رو فراموش كنيم و تنها از طريق آموزش ديدن ميتونيم لاغري رو ياد بگيريم و متناسب بشيم و لا غير 👌👌👌
      تمام تلاشهايي كه براي لاغري ميكردم بيهوده بود چون من چاقي را ياد گرفته بودم و با رژيم و ورزش اونو فراموش نميكردم. چقدر گوش دادن اين فايل روند آموزش و تكرار و براي من طبيعي كرد و خيلي حس خوبي پيدا كردم و حالا ميدونم كه با آموزش و تكرار مثل همه كارايي كه ياد گرفتم ميتونم لاغري رو هم ياد بگيرم و يواش يواش متناسب بشم 😍😍😍😍😍😍😍خدايا شكرت ❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ ۰۱:۳۷
      مدت عضویت: 1956 روز
      امتیاز کاربر: 4430 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,095 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست….
      گام هشتم مسیر لاغری من…
      چرا چاق شدیم؟ چرا لاغر نمیشیم؟
      من چاق شدم چون در خانواده ای متولد شدم که همه چاق هستند. چون چاقی رو از اونا یاد گرفتم ، چون دوستشون دارم ،حرفاشونو قبول دارم ،چون وقتی که اونا میگفتن چاقی توی خونواده ما ارثی من باور کردم که اونا درست میگن ، چون خیلی قبولشون دارم ،
      اصلأ فکر نمی‌کردم که اونا خودشونم علت چاقی شونو نمی‌دونستم منم با باورهای نادرستم وتوجهم به چاقی وانتظاری که از جسمم داشتم طبق قانون جذب چاقی رو جذب کردم بدون اینکه خودم بفهمم که چه اتفاقی داره برای من رقم میخوره،
      چاقم چون نمیدونستم که چاقی و لاغری هم مثل هر هنر دیگه ای آموزشی یه ومن بیخبر از همه جا چاقی رو آموزش دیدم و چقدر در دیدن این اموزش اشتیاق و استمرار داشتم و هرروز درس‌هایی رو که می‌گرفتم رو خیلی خوب پس میدادم درست مثل یک شاگرد اول کلاس حتی یه واو انوهم جا نمی انداختم و چقدر استادانه خانواده و اطرافیان چاقی رو امورش دادن حالا که تو این مسیر از زبان استاد عزیز این آگاهی ها رو کسب می‌کنم چقدر دلم واسه خودم میسوزه
      آخه چرا من حتی یه بار تو این همه سال تحقیق نکردم که ایا واقعا چاقی ارثی یا نه؟ چرا این قدر راحت این باور قدرتمند و مخربو پذیرفتم؟ چرا ؟
      چاقم چون قبول داشتم که بعد از ازدواج چاقی طبیعیه، وبعد از زایمان وبه خصوص سزارین چاقی بدتر میشه ،واز اون غم انگیز تر پذیرفتم که دیگه چاقیت ماندگار میشه، و شکم تخت داشتن دیگه میشه برات یه رویا. چاقم چون پذیرفتم که بعد از سی سالگی دیگه اصلا وزن ادم خصوصاً خانوم ها پایین نمیاد تازه اگرم بشه یا باید همیشه تو رژیم باشی ، یا همیشه ورزش کنی.چاقم چون فکر میکردم که من چون تحرکم کمه و غذا زیاد میخورم پس طبیعی که متناسب نباشم،،یا فکر می‌کردم که چون ریزه خوری دارم و مصرف چاییم زیاده و حتما باید اونو با چیزای شیرین بخورم پس طبیعی که چاق باشم ، چاقم چون چاقیم رو پذیرفته بودم وانتظارم از جسمم فقط چاقی بود ، ولی حالا فهمیدم که چاقی و لاغری آموزش دیدنیه مثل هر هنر دیگه ای که اگه بخوای یادش بگیری حتما باید اون هنر رو آموزش ببینی ، مثل هنر خیاطی، آرایشگری،نوازندگی، نقاشی، آشپزی…… مثلاً اگه بخوای نوازنده بشی میتونی با آموزش دیدن و تکرار و تمرکز روی آموخته هات نوازنده بشی و هر چقدر هم که بیشتر تمرین کنی ماهرتر میشی پس وقتی که آموزش دیدی دیگه نگران نیستی که نتونی از عهده این هنر بر نیایی، دیگه خیالت راحته که هروقت دلت خواست میتونی از هنرت استفاده کنی و هیچ وقتم فراموشش نمیکنی، خب همه مون زبون مادری مونو خیلی راحت بدون کمترین سختی یادگرفتیم وخیلی راحت صحبت میکنیم همسر من خیلی راحت به دو زبون صحبت میکنه بدون اینکه رنجی بکشه
      چون از بچگی تو خونواده آموزش دیده و یاد گرفته در صورتی که واسه من خیلی سخته مثلاً وقتی که با خونوادش صبحت میکنه من خیلی سخت متوجه میشم که در مورد چی صحبت میکنن،. حالا اگه همه ما افراد چاق قبول داشته باشیم که چاقی روهم مثل همون زبون مادری و فارسی امورش دیدیم دیگه دونستن علت اینکه چرا لاغر نمیشیم خیلی سخت نیست در واقع خیلی روشنه.من واسه لاغری و به دست آوردن تناسب اندامم خیلی تلاش کردم ، من عاشق لاغریم اصلأ به خاطر همینه که الان اینجام ودارم سعی و تلاش میکنم که این هنر رو یاد بگیرم و اگه تا الان لاغر نشدم بخاطر اینه که من لاغری رو بلد نبودم واین هنر رو به ذهنم اموزش نداده بودم و همه اون زمانایی که داشتم از روشهای دیگه واسه لاغری استفاده میکردم داشتم تلاش بیهوده میکردم وبا فشار آوردن به جسمم لاغر که نمیشدم هیچ تازه چاق‌تر م شدم ،مثال همون یادگیری زبون فارسی . یعنی ما بستن دهنمون نمی تونیم صحبت کردن به زبون فارسی رو فراموش کنیم. پس ما با نخوردن غذا نمی تونیم چاق شدن رو فراموش کنیم. ما با تکرار سر ساعت جملاتی از هر زبونی نمی تونیم زبون فارسی رو فراموش کنیم، ما با خوردن بعضی از غذا ها سر ساعت خاصی نمی تونیم چاق شدن رو فراموش کنیم ، ما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنیم نمی تونیم زبون فارسی رو فراموش کنیم، پس ما با مصرف هر ماده ای نمیتونیم چاق شدنمونو فراموش کنیم، ما با عمل جراحی فک و زبون مون نمی تونیم فارسی حرف زدن رو فراموش کنیم پس با عمل هر قسمت از بدن مون نمی تونیم چاق شدن رو فراموش کنیم. حالا من میتونم با آموزش دیدن و تکرار تمرین و ممارست هر زبون دیگه ای رو یاد بگیرم و علاوه بر زبون فارسی به زبون دیگه هم صحبت کنم پس می‌تونم با آموزش دیدن لاغری وتکرار آموزه‌ها متناسب بشم وهمین طور بازم میتونم با تکرار آموزش های قبلیم دوباره چاق بشم ، پس وقتی که لاغرشدن رو آموزش دیدی دیگه مطمئنی که متناسب میشی و پروسه لاغرشدن زمانبره یعنی با یاد گیری و آموزش دیدن وتکرار و تمرین یواش یواش لاغر و متناسب میشی نه اینکه یهویی این اتفاق بیوفته نه، ما هیچ چیزو تو زندگی یهویی بدست نیاوردیم که حالا بخواییم یهویی لاغر بشیم همانطور که وقتی می خواییم یه هنریو یاد بگیریم مثلاً نوازندگی وقتیکه هیچ چیزم از نوازندگی نمی دونیم از خود مون انتظار نداریم که همون یکی دو ماه اول نوازنده بشیم و از ما بخوان که توی کنسرت های موسیقی اجرا داشته باشیم، لاغرشدن همین طور وقتی کسی که بیست ساله چاقه نباید توقع داشته باشه که تو دوماه به وزن ایده‌آل خودش برسه و هر روز هی بره روی ترازو ببینه وزن کم کرده یا نه ، خوشبختانه خبر خوب اینه که لاغرشدن خیلی زودتر از چاق شدن واسه جسم اتفاق میوفته واین منو خیلی خوشحال می‌کنه ودیگه اینکه متناسب شدن نعمتی که واسه افرادی که از اول متناسبن طبیعیه وشاید موقع خرید لباس یا کارای دیگه زیاد از داشتن این نعمت لذت نبردن ولی ما وقتی که به این نعمت برسیم و لطف خداوند شامل حالمون بشه انگار که دنیا رو به همون دادن وای چه لذتی داره خرید لباس و مانتو سایز کوچیک و هر رنگی که دوست داری ، خرید بلوز و شلوار ورزشی، خرید کفش پاشنه بلند مجلسی. وما همه این لذت ها و خوشبختی‌هارو که نصیب مون میشه رو مدیون استاد هستیم انشالله که هر ارزویی که دارن خداوند در زندگی بهشون بده و با آرزوی متناسب شدن واسه همه ببخشید که متمم طولانی شد این قدر که نوشتم باطری گوشیم خالی شد فعلا خدا حافظ برم گوشیمو بزنم به شارژ….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۳۹۹/۱۲/۲۶ ۲۲:۵۰
        مدت عضویت: 2027 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        عالییییییی بود دوست عزیزم👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        واقعا من چاقی رو جوری یاد گرفتیم که همیشه توش شاگرد اول و در نهایت استادش شدیم، و حالا ان شاءالله لاغری رو یاد میگیریم طوری که شاگرد اول و در نهایت استادش بشیم💪💪💪💪
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۷ ۱۰:۲۴
      مدت عضویت: 1956 روز
      امتیاز کاربر: 4430 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      سلام استاد چرا من اینقدر وقت میزارم وبا وجود سه تا بچه دیدگاه می‌نویسم ولی ثبت نمیشه ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار monagahandideh2
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۷ ۱۲:۲۱
      مدت عضویت: 2064 روز
      امتیاز کاربر: 900 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام

      همانطورکه استاد قبلاً گفتن ذهن فرق بین واقعی غیرواقعی بودن رو نمفهمه واین احساس ماهست ک به ذهنمون دستور میده تا همه چیز رو برای ما خلق کنه
      یعنی اینکه من هرروز می‌شنوم ک فلان ماده غذایی چاق کننده است و به این موضوع واکنش احساسی نشون میدم وتا زمانیکه اون ماده رو استفاده نکنم اتفاقی نمیوفته ولی هنگامیکه اونو مصرف کنم طبق الگوی ذهنیم ک قبلاً بهش دادم چاق میشم
      وتمام باورهایی ک سالها دیدیم و شنیدیم وبراحتی قبولش کردیم فکرنمیکردیم روزی برسه ک خودمون هم درگیرش بشیم
      واین موضوع ثابت می‌کنه ک ما همواره چه بدونیم و ندانیم ازاین قانون طبیعت ک قانون جذب هست استفاده میکنیم
      و چه خوبه ک حالا ک داریم آموزش میبینیم ذهنمون رو درراه بهتر هدایت کنیم
      وحالا ک درک کردیم و فهمیدیم مشکل چاقی ما از کجاست بهترمیتونیم درمانش کنیم ما با قدرت ذهن چاق شدیم پس با ذهنمون هم با ید لاغربشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۴ ۱۵:۲۸
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,000 کلمه

      سلام مجدد 

      دیشب گام هشت رو انجام دادم نصفه خوابم برد 

      امروز دوباره اومدم تا دوباره از ذهنم اطلاعات بکشم بیرون 

      چرا چاق شدیم و چرا لاغر نشدیم ؟ 

      ما شاید بهانه بیاریم و بگیم خودمون چاق نشدیم و مقصر رو والدین و یا اطلاعات موجود در ژن بدونیم که البته یاد گرفتیم این یک باور بسیار غلط است . 

      ولی قطعا لاغر نشدنمون یک انتخاب هست . 

      یعنی شاید ما بتونیم مسئولیت چاق شدنمون رو به عهده ی دیگران بزاریم ولی قطعا مسئولیت لاغر نشدنمون به عهده ی خودمونه . 

      چرا چاق شدم ؟ چون باورش کردم . 

      چون دوسش داشتم چون تا یه سنی حس میکردم چاقی زیباییه . 

      چون اون زمان همه چاقی رو مزیت می دونستند . هرکی چاقتر بود زیباتر بود . 

      آیا پدر و مادرمون زورمون کردند که چاقی رو باور کنیم ؟ 

      آیا ژنتیکمون زورمون کرد که چاقی رو باور کنیم ؟ 

      نه . 

      پس مسئولیت چاق شدن هم به عهده ی خودمون هست . 

      ما چاقی رو در سر نوشتیم . 

      تکرارش کردیم . عادت کردیم . 

      و در اون ماهر شدیم . 

      مهارت در چاق شدن باعث شد ما باورهای جدیدی رو از چاقی بپذیریم . مثل اینکه ما مثل آب خوردن چاق میشیم . مثل اینکه چاق شدن چقدر راحته . 

      و ….

      ما اون زمان نمیدونستیم چرا چاق میشیم . چاقی رو طبیعت بدن خودمون می دونستیم . و میگفتیم ما خانوادگی چاقیم . ژن چاقی داریم . غذامون زیاده که چاقیم . نمیتونیم کم بخوریم . از حال میریم . موهامون میریزه . وای چقدر فرمول که باعث میشد چاقی برامون راحت تر و لاغری برامون زجر آور بشه . ما ریشه ی چاقی رو نمیدونستیم . که دقیقا همین باورهاست که ذهنیت ما رو نسبت به جسممون شکل میده . 

      چرا چاق شدم ؟ 

      چون بهش توجه کردم . چه توجه خیر و چه توجه شر . 

      ازش متنفر شدم . 

      میخواستم ازش فرار کنم . 

      غافل از اینکه اون با این کارا پررنگ تر و پررنگ تر میشد و مسیر چاقی روز به روز قدرت بیشتریدر ذهنم می گرفت . 

      هنوزم چاقی برام تلخه . 

      اینکه چرا بهش عادت کردم . 

      چرا چاق شدم ؟ چون اولش لذت بردم و بعدش رنج و سرزنش و تحقیر ‌ 

      چرا چاق شدم ؟ چون احساس شکست کردم . 

      چرا چاق شدم ؟ چون چاق بودن رو نوعی احساس کمبود برای خودم می دونستم . احساس بدهکار بودن به زمین و زمان . 

      من به چاقیم ایمان داشتم . 

      هنوزم دارم . هنوزم فرمولهاش فراموشم نشده . 

      استاد چاقی برام رنجه . ناسلامتیه . دلم نمیخواد مرورش کنم . رنج می کشم . من دوست دارم لاغر بشم . 

      من دوست دارم ذهنم مسیر لاغری رو بره . من از لاغر شدن لذت میبرم . 

      تناسبی که لذتبخشه . 

      تناسبی که آرام آرام اون رو در جسمم مشاهده می کنم . 

      تناسبی که دوست دارم همیشه انتخابش کنم . 

      چرا چاق شدم ؟ بریم سراغ فرمولهای خوردن 

      چون خوردن رو برای خودم مساوی لذت و نخوردن رو برای خودم مساوی رنج قرار داده بودم . 

      چون احساس گرسنگی دائمی رو به خودم تلقین می کردم 

      چون خوردن تمام زندگی من بود و خوردن مساوی با چاقی ‌ 

      هنوزم در ذهن خیلی از ما خوردن مساوی با چاقیه 

      حتی یه لقمه هم که میزاریم دهنمون مساوی با چاقی 

      دیگه وای به لقمه های اضافه 

      چه قدرتی بهشون میدیم .

      چرا چاق شدم ؟ 

      چون خوردم و خوردم و خوردم . 

      چرا خوردی ؟ 

      چون لذت میبردم . 

      چون دوست داشتم . 

      چون به خوردن معتاد شده بودم . 

      خوردن یعنی چی ؟ 

      خوردن یعنی لذت . تو از درون احساس رنج داری خالی بودن می کنی . انرژی نداری . ناراحتی . اندوهناکی و دنبال لذت می گردی و از اول برای اینکه گریه نکنیم یه چیزی دادن بخوریم و حواسمون رو پرت کردند با خوردن و الگوی اولیه شکل گرفت . 

      خوردن مساوی با لذت .

      خوردن مساوی با چاقی 

      لذت مساوی با چاقی 

      وای که این فرمولها هنوزم هستن . وقتی بهشون توجه میکنم هست . اما دیگه جولان نمیدن . 

      چون یه درخت جوان در کنارش داره رشد میکنه . درختی که روز به روز باراورتر میشه . 

      چرا چاق شدم ؟ چون بلد نبودم . چون نمیدونستم . چون خبر نداشتم . احساس میکردم نیرویی داره منو چاق می کنه ولی نمیدونستم اون نیرو چیه . 

      چون خودم رو نمیشناختم . چون نمیشناختم کار با ذهن رو . 

      چرا چاق شدم ؟ چون چاقی رو برای خودم نوشتم و نوشتم و نوشتم و نوشتم . 

      چرا چاق شدم ؟ چون از خوردن ترسیدم . هنوزم میترسم . چون از پرخوری ترسیدم . هنوزم می ترسم . 

      خب پرخوری چاقم میکنه . 

      خب چرا چاقم میکنه چون وقتی پرخوری میکنه احساس سنگینی می کنی . اون سنگینی . حال بد . پر بودن شکم حالت رو تا مدتی بد میکنه .

      میخوابم که حال بدم احساس نشه . 

      بعد از اینکه از خواب بیدار میشم حالم به شدت بده . یا عمل زشتم می افتم . احساسم بد میشه . 

      پرخوری احساس منو تا مدتها بد می کنه . منو از مدار تناسب ذهنی خارج می کنه . 

      و دوباره احساس چاقی میکنم . 

      چون در ذهن من به اندازه خوردن مساوی با تناسب هست . 

      ولی چرا پرخوری می کنم . چون پرخوری مساوی با لذت موقت هست . 

      چون نمیتونم از اون لذت موقت بگذرم

      تا لذت دائمیم بیشتر بشه . 

      چون ذهنم هنوز متقاعد نشده این فرمول رو تغییر بده . چون ذهنم در لحظه زندگی میکنه . 

      چون ذهنم در هم اکنون زندگی میکنه . آههههاااااااا

      من باید فرمول لذت لحظه ای رو تغییر بدم . 

      وااااای خدایا شکرت . خدایا شکرت . 

      در ذهن من پرخوری = لذت لحظه ای تعریف شدهههههههه . 

      خدایا شکرت پیداش کردم . 

      علت اینکه نمیتونم از پرخوری ذهنی بگذرم لذت لحظه ای هست . 

      همون لحظه . همون مکان . همون جا . من با خوردن لقمه های اضافه در اوج لذت غرق میشم . 

      من از خود بیخود میشم . 

      من از اگاهی خارج میشم و همون لحظه به لذت بیکرانه ها متصل میشم و میخوام این حالت رو هی تکرار کنم . پس هی میخورم و هی میخورم تا به اون لذت ادامه بدم ولی اون لذت درست مثل جرقه های اول آتیش که یهو شعله می کشن و یهو خاموش میشن گذرا هستن و بعد خاکستر حال بده که با من می مونه . 

      چرا چاق شدم ؟ 

      خب با همه ی این تفاسیر و پیدا کردن ریشه ی عمیقتری از چاقیم و اینکه بهش آگاه شدم حالا می تونم صد درصد بگم علت چاقیهای من خوردنم بود . زیاده خوری و وابسته شدن به خوردن و ترس از دست دادن اون لذت کاذب هرگز نذاشت من فرمول خوردن رو تغییر بدم . 

      خوردن من ذهنیه . عشق به خوردن در من ذهنیه . 

      اعتیاد به خوردن در من ذهنیه . 

      رفتار بیرونی فقط یک نمایشگره که خیلی اوقات با گرفتن جلوی خودم اون نمایشگر و تغییر میدم . ولی من همیشه دنبال ریشه بودم . 

      وای خدا یه بار بزرگی از روی دوشم برداشته شد . 

      نمیدونم چطور حسم و بگم . 

      استاد ازتون ممنونم که با این تمرینات عالی مارو مشتاق می کنید که بگردیم ریشه های چاقی رو پیدا کنیم . 

      لذت لحظه ای و غرق شدن در بیکران لذت . لذت بردن از این لذت موقت . وای خدا چه توهماتی در ذهن من هست ‌ . 

      چاقی تا عمق وجودم ریشه دوانیده . 

      و من امروز یک ریشه ی ضخیم را از خاک ذهنم بیرون کشیدم . 

      خدایا حس خارج کردن یک تومور مغزی رو از ذهنم دارم . 

      من یک ریشه ی دیگه رو هم خارج کردم . 

      دلم میخواد بازم به کندوکاو ادامه بدم ولی حس میکنم باید همینجا متوقف کنم و به سوال بعد برم .

      چرا لاغر نشدم؟ 

      لاغر نشدم چون ترسیدم . ترسیدم که لذت خوردن رو از دست بدم . ترسیدم چون نمیخوام لذت خوردن برام از بین بره . نمیخوام لذت حرکت نکردن و استراحت برام از بین بره . 

      من خوردن و خوابیدن رو دوست دارم . چون خوردن و خوابیدن بزرگترین لذت یک انسان است . 

      ولی همه ی اینها اندازه داره . 

      چرا ذهن نمیفهمه همین استراحت کردن زیاد حال آدم رو بد میکنه . چون اون فهم نداره . ذهن فقط حس رو میفهمه . قدرت تجزیه و تحلیل کردن نداره . اون فقط حس مارو میگیره و همون رو تحویل میده . 

      پس ما باید حس لذت کاذب رو برای ذهن تبدیل به رنج کنیم . 

      باید به ذهن دیکته کنیم لذت لحظه ای رو باور نکنه و بر عکس لذت دائمی رو باور کنه . 

      ولی حتی برای ذهن من اون لذت کاذبه لذت حقیقی معنا پیدا کرده . 

      یعنی چون در اون لحظه به ابدیت متصل میشه دیگه هیچی نمیفهمه و اون فرمول رو لذت ابدی میدونه حتی اگه بعدش کلی حال بد بیاد سراغم 

      استاد واقعا چطور میشه این حس رو پاکسازی کرد ؟ 

      فکر میکنم علت لاغر نشدن من دقیقا همین حس باشه . 

      نمیخوام از این لذته که وصل میشه به ابدیت جدا بشم و ذهنیتم رو نسبت بهش تغییر بدم . 

      درست مثل قاتلی که از قتل لذت میبره .اون با کشتن آدما به لذتی وصف نشدنی متصل میشه وبازم تکرار میکنه فارغ از مجازاتش و حتی نابودی خودش یا شهوترانی که در اوج شهوتش به ابدیت متصل میشه و برای اینکه دائما اون لذت رو به همراه داشته باشه بازم اون کارو  ادامه میده . یا مثل معتادی که با مصرف مواد مخدر به اوج لذت میرسه و اون لحظه حس وصل شدن به ابدیت رو داره یا فرمول مرگ که آدما موقع مرگ درست حس وصل شدن به ابدیت رو دارند برای همین میمیرند و مردنشون ادامه دار میشه .

      اینا در ذهن منه و شاید شما و یا دوستان دیگه این باورها رو نپذیرید . 

      به هر حال علت لاغر نشدن من ریشه های چاقیه که تا عمق جانم نفوذ کرده و باید شناخته بشن تا بتونم برطرفشون کنم . 

      حالا اینکه این واکاوی ذهنی چقدر زمین ذهنم رو خراب میکنه مهم نیست . چون حس کشاورزی رو دارم که زمینش رو شخم میزنه تا اون رو آماده کنه برای ساختن بذرهای جدید و لذت بخش . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ 

      چون فرمولهایی از چاقی هنوزم در ذهنم هست که نمیزارن درخت لاغریم جون بگیره . چون آبش رو می دزدن . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ 

      چون هنوزم نیاز به واکاویه نیاز به تلاش ذهنیه . نیاز به اینه که بری تا عمق . بری و بری و بری تا آگاه بشی . آگاه و آگاه تر . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ چون قدرت آفریینش هنوز دست چاقیه و خدای تو هنوز خدای چاقیه . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ چون هنوزم خدای لاغریت اونقدر قدرتمند نشده . خدای چاقی پرررنگتره . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ چون توجهت به خدای چاقیه هنوزم باورت اینه اون

      قویتره چون هنوزم ایمانت به خدای چاقی بیشتره . 

      ولی من ایمان دارم به خدای لاغری . بله ولی باید بیشترش کنی . بیشتر . بیشتر . تو باید در لاغری به ابدیت وصل بشی . تو باید جای ریشه هایی که امروز پیدا کردی و کشیدی بیرون بذر لاغر شدن بکتری . تو باید لذت لحظه ای رو تبدیلش کنی برای لاغری . تو باید دقیقا از نخوردنهات احساس لذت لحظه ای کنی و به بی نهایت متصل بشی تا ریشه ی لاغریت عمیق و عمیقتر بشه . 

      تو باید لاغر شدنت رو بازم عمیقتر و عمیقتر و عمیقتر کنی . بذرها رو ته ذهنت بکار . 

      لاغر شدن وصل شدن به ابدیت . 

      در لحظه باید ازش لذت ببری . باید لاغر شدن و عشق به لاغرشدن و مهمتر از اون لذت لاغری رو جایگزین اون ریشه ی ضخیمی که پیدا کردی کنی . این بذر درست مثل همون ریشه قوی میشه . تکرارش کنی . در لحظه و آگاهانه باید از نخوردن و انتخاب نکردن اون لقمه های اضافه لذت ببری . همون لحظه از انتخاب نکردنش به لذت ابدی متصل شو . تو میدونی لذت ابدی چیه . فقط کافیه به جای خوردن اون لقمه هایی که تورو به لذت ابدی متصل میکنه نخوردن اون رو انتخاب کنی . درسته شاید نخوردن چون چیز بیرونی نیست حسش نکنی . ولی می تونی یه چیزی جاش بزاری . البته باید بگردیم ببینیم چی میشه جاش گذاشت . شاید دوقدم بیشتر شاید ظرف شستن . شاید نوشتن در دفتر . شاید نوشتن در ذهن . قطعا میتونی پیدا کنی . البته پیدا کردی . خیلی وقته پیدا کردی . 

      میدونی باید چیکار کنی . تو خالق عادات خودت هستی . مهم پیدا کردن ریشه بود . 

      خدایا سپاسگزارم . 

      گرچه دلم میخواد بازم ادامه بدم ولی فکر میکنم دیگه همینجا کافی باشه . من امروز در نوشتن به ابدیت متصل شدم . پس نوشتن بهترین جایگزین برای خوردن برای اتصال به ابدیت هست . 

      خدایا سپاسگزارم .

      استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 76 کلمه

        سلام دوست عزیز
        بخشی از سوال شما: “ولی حتی برای ذهن من اون لذت کاذبه لذت حقیقی معنا پیدا کرده .
        یعنی چون در اون لحظه به ابدیت متصل میشه دیگه هیچی نمیفهمه و اون فرمول رو لذت ابدی میدونه حتی اگه بعدش کلی حال بد بیاد سراغم
        استاد واقعا چطور میشه این حس رو پاکسازی کرد ؟ ”

        پاسخ در وجود شماست فقط کلیدش رو بهت میدم خودتون پیداش کنید

        لذت، شما رو چاق نمیکنه
        مشکل از تفسیر لذته

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۰/۰۲/۰۱ ۲۱:۴۱
          مدت عضویت: 2467 روز
          امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          مدال طلایی
          محتوای دیدگاه: 435 کلمه

          سلام استاد پاسخ شمارو الان دیدم . بله تفسیر لذت مشکل داره . ما تا قبل از آشنایی با روش تناسب فکری اون چیزی که همه بهمون یاد داده بودن این بود که لذت ها گناهه . لذتها حرامه . البته بعضی لذتها حلاله ولی اونا هم فقط توی بعضی موقعیتها حلاله . 

          به نظر من همه ی مشکلات جوامع مذهبی تفسیر دین هست . 

          تفسیر همین لذتها . شاید من تا الانم معنی دقیق لذت رو ندونم یعنی اگه همه ما معنی اصلی لذت رو درک میکردیم با زیاده رویها مواجه نمیشدیم . 

          ما بواسطه ی تفسیر ادیانمون از خدا دور شدیم . دین برای ما راه خدا نبود راه جدا شدن از خدا بود . ما بوسیله ی دین از خدا جدا شدیم و هرکسی بیشتر از این دینها داره بدبختتره . واسه همینه جوامع مسلمان و بالصطلاح مومن این همه دارن بدبختی میکشن . 

           

          من شاید به واسطه ی اینکه یک عمر باورهای مذهبی داشتم خودم رو از خیلی لذتها محروم کردم . بله من معنای درست لذت رو نمیدونم فقط میدونم لذت خداست . وقتی بهش وصل بشی به همه چیز میرسی ولی خیلی از اوقات مارو ترسوندن از لذت بردن و هرچقدر بیشتر به خودمون رنج دادیم و ترسمون بیشتر شد از خدا دورتر و دورتر شدیم و مدارمون پایین افتاد و سنگین شدیم . 

           

          نمیدونم شاید همین حالا هم دارم اشتباه میگم ولی حالم خوبه و همین حال خوبم نشون میده دارم درست عمل میکنم حتی اگه  خیلی از باورهای گذشته ام رو زیر سوال میبرم . 

          لذت یعنی آرامش یعنی به بُعد الهی وجودمون نزدیک شدن . یعنی راحتی یعنی رهایی یعنی عشق  و تمام احساسات خوب دیگه و اگه ما هیچ وقت لذت بردن رو غلط تفسیر نمیکردیم الان این همه مشکلات در جوامع مسلمان نداشتیم . 

          اگه گفتم در خوردن به لذت ابدی متصل میشم دروغ نگفتم البته الان دیگه نه . چون الان که خودمو منع نمیکنم . وقتی  راحت لذت خوردنمو میبرم  پس این لذت یه لذت بی پایانی میشه که همیشه هم در دسترسمه . ولی  الان که به گامهای بالاتر رسیدم دیدم خوردن هم نمیتونه احساس خلاء درونی انسانها رو پر کنه . احساس خلاء درونی انسانها فقط با آگاهی پر میشه . هرچقدر آگاهی در راهم بیشتر بشه لذت من بیشتر و درک و معنای من از لذت بیشتر میشه . نیاز من به غذا  تموم میشه ولی نیاز من به کسب آگاهی همیشه هست بدون اینکه احساس گناه کنم ‌ چون کسب معرفت و آگاهی همواره برام خوب معنی گرفته پس  من خودم شخصا بیش از سایر لذتها این لذت رو برای خودم انتخاب می کنم چون نیاز من به بی نهایت رو برطرف میکنه . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Salimeh
        ۱۳۹۹/۱۲/۲۶ ۲۳:۱۷
        مدت عضویت: 2027 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 156 کلمه

        بسیار عالییییییییی بود فاطمه سادات جان👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        من فکر میکنم درسته که من با خوردن زیاد یا همون اضافه خوردن و پرخوری همون لحظه لذت موقت و لحظه ای میبرم ولی مشکل اصلی بخاطر تکرار و مداومت در این کار هست
        و من بیشتر علت اینه رو بیشتر تکرار و عادت و اعتیاد پیدا کردن بهش میدونم تا دریافت لذت لحظه ای
        درسته پرخوری و لقمه های اضافه همیشه برام لذت بخش بوده اما
        من به پرخوری عادت کردم
        من به پرخوری اعتیاد پیدا کردم
        مثل فرد معتادی که میدونه عواقب مواد مصرف کردن چیه، دفعه اول ممکنه برای کنجکاوی، تعارف دوستان و… اینکارو انجام بده و لذت لحظه ای هم ببره و بار دوم و سوم و… درسته لذت اون کار هنوز هم هست اما به نظرم کمرنگ تر میشه و جای خودشو میده به عادت
        من همچین تحلیل و برداشتی از این موضوع دارم، حالا استاد عزیز در صورت صلاحدید اصلاح بفرمایند
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikia4040
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۴ ۱۲:۱۰
      مدت عضویت: 2127 روز
      امتیاز کاربر: 417 سطح ۱: کاربر مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      چرا چاق شدم ،چرا لاغر نمی شوم من زمان کودکی بچه تپلی بودم و چون ته تغاری بودم همه دوستم داشتن ،در زمان نوجوانی بسیار متناسب بودم ولی چون شنیده بودم بعد از ازدواج و بارداری دخترهای فامیل چاق می شوند و الگوهای زنده ای در اطرافم بودن اطمینان داشتم بعد از ازدواجم چاق میشم و منتظرش بودم چون به نظرم طبیعی بود و من چاق شدم و هنوز نتونستم لاغر بشم چون چاقی رو یاد گرفتم و اونقدر در رفتارم تکرار کردم که ملکه ذهنم شد و نتیجه در جسمم پدیدار شد و چرا لاغر نمیشم چون با وجود اینکه متناسب بودم ولی لاغری در ذهنم کمرنگ شده طوریکه یک تصویر گنگ ازش دارم و الان باید لاغری رو آموزش ببینم که ملکه ذهنم بشه و با تکرار رفتارهای لاغر شونده در جسمم نتیجه رو ببینم و به قول استاد چاقی یک مزیت داره و اینکه دو باره متولد میشم و پوشیدن لباسهای رنگی با اندامی متناسب رو تجربه میکنم سبکبار ،شاد ،سالم و مورد تحسین همگان شدن خدایا حتی تصورش آدم رو به وجد میاره چه برسه که متناسب شدن رو زندگی کنم خدایاشکرت که در این مسیر قرارم دادی ممنونم استاد گرامی که به ما احساس خوبی رو هدیه می دین ،ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۴ ۰۳:۲۰
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      سلام .
      به به .
      چرا لاغر نمیشم ؟ 🤔
      چرا لاغر نمیشم ؟ 🤔
      این سوال رو از ذهنم میپرسم تا ببینم چه جوابی داخلش ذخیره است ؟
      سلام ذهن خوبم . چرا لاغر نمیشم ؟
      وا !!!
      تو مگه چاقی ؟
      نه چاق نیستم .
      لاغرم ‌.
      پس از این سوالا نپرس چون جوابش اینه که همین سوال و سوالاتی از این دست داره نشون میده آقا من چاااااقممممممم . 😭😭😭😭😭😠😠😠😠😳😳😳
      پس این سوال یعنی ارتعاش چاااااقییییی .
      ما با ارتعاشات محتویات ذهن خودمون داریم جهان بیرون از خودمون رو خلق می کنیم .
      خب چرا ارتعاش چاقی میدی وقتی باور داری ارتعاشات ذهنت باعث خلق چاقیت شدند ؟
      😓😓😓😓
      حالا غصه نخور . هدایت در حال انجامه .
      چطوری ؟
      ما هرگز آموزشهای خودمون رو فراموش نمی کنیم . اما میتونیم از این آموزشها دیگه استفاده نکنیم .
      هرچیزی که بهت حس چاق بودن متبادر کرد بدون که اون ارتعاش چاقیه و داره نشون میده ذهنت در کدوم مداره .
      خب این سوال نشون میده ذهن ما هنوز داره در مسیر چاقی دور میزنه .
      چرا لاغر نمیشم ؟
      چون هنوزم باور داری که چاقی .
      چون هنوزم خودتو سرزنش میکنی .
      چون بعد از این همه کاهش وزن هنوزم به قدرت چاقیت بیش از لاغریت ایمان داری .

      چرا لاغر نمیشم ؟
      چون تو با همین سوال بازم داری چاقی رو برای خودت رقم میزنی .
      در دل این سوال
      اندوه هست .
      سرخوردگی هست .
      ناتوانی هست .
      خشم هست .
      فحش دادن به زمین و زمان و خدای بی گناه هست.
      سرزنش و ملامت هست .
      قهر کردن با خودمون هست .
      نفرت هست .
      توجه به چاقی هست .
      حال بد هست ‌.
      افسردگی و رخوت هست ‌.
      تمام این احساسات و شاید احساسات دیگری که میشه از همین یک جمله کشید بیرون نشون از این داره که این جمله چاقی رو بارداره ‌
      پس باید افکارمون رو هدایت کنیم تا طور دیگه بیندیشیم تا جواب دلخواه بگیریم ‌.
      خیلی خوابم گرفته ‌ داره خوابم میبره در فرصتی دیگه ادامه میدم . به لطف خدا یاعلی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا