علت اصلی چاقی موضوعی بسیار مهم است که شناخت آن میتواند بسیاری از ابهامات ذهنی دربارهی چرایی چاق شدن و لاغر نشدن را روشن کند.
برای بسیاری از افرادی که دچار اضافه وزن هستند، پاسخ به این سوال کلیدی که «چرا چاق میشویم» کاملاً مشخص نیست. آنها حتی اگر دلایل مختلفی برای افزایش وزن خود پیدا کنند، باز هم درک دقیقی از ریشه اصلی مشکل ندارند
دقیقاً چرا چاق میشویم و علت اصلی آن چیست؟! 🤔🍔
همهمون کلی دلیل برای چاقیمون داریم، اما اغلب این دلایل از حرفای دیگرونه یا دیدن آدمای اطرافمون شکل گرفته. ولی واقعیت چیز دیگهست! 🙄

من وقتی چاق بودم، همیشه فکر میکردم علت اصلی چاقیم ژنتیکه، چون همه میگفتن تو خونوادهمون چاقی هست و من شبیه عموهامم. حتی از بچگی میگفتن طاسی هم به خاطر شباهته! 😂
درست است که علم پزشکی گاهی از “ژن چاقی” صحبت میکند، اما تحقیقات جدید نشان میدهد که سبک زندگی و الگوهای ذهنی ما میتوانند حتی بیان ژنها را تغییر دهند. پس ژنتیک بهانه خوبی برای تسلیم شدن نیست!
هر کی اضافه وزن داره دلایل خودش رو داره، ولی این دلایل باعث میشه تو ذهنمون فکر کنیم قراره همیشه چاق بمونیم و بیشتر چاق بشیم.
وقتی میخواستم لاغر شم، قبلش تو دلم میدونستم که لاغر نمیشم یا اگرم لاغر شم دوباره چاق میشم. با این حال، درد و رنج چاقی باعث میشد بارها و بارها با ناامیدی تلاش کنم. 😞
جالبه بدونی هر بار که تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم، مادرم هفته اول میپرسید: «تو که لاغر نمیشی، چرا داری رژیم میگیری؟!» 😑
این حرفا باعث شده بود فکر کنم لاغر شدن خیلی سخته و شاید اصلا دست نیافتنی باشه. اما وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهنم برای کاهش وزن استفاده کنم، در جواب به این که چرا چاق میشویم فهمیدم ذهن من یاد گرفته است که چاق بماند! 🤯 یعنی من خودم کاری نکرده بودم که ذهنم چاقی رو یاد بگیره و اصلا خبر نداشتم.
چرا با وجود کمخوری باز هم چاق میشویم؟
شاید برات پیش اومده باشه که با کلافگی به خودت بگی: «من که این روزا خیلی کم غذا میخورم، پس چرا بازم وزنم کم نمیشه یا حتی دارم چاقتر میشم؟!» 🤷♀️
دلیلش دقیقاً برمیگرده به همون آموزشهای ذهنی. وقتی ذهن روی حالت “چاقی” تنظیم شده باشه، تمام سیستم بدن رو بر اساس همون فرمان قبلی هدایت میکنه.
وقتی تو با رژیمهای سخت سعی میکنی به زور به بدنت گرسنگی بدی، در حالی که ذهنت هنوز چاقی رو یاد گرفته، تو بدن یه اتفاق عجیب میفته! ذهنت احساس خطر میکنه و فکر میکنه قحطی اومده. 🚨
وقتی ذهن درگیر استرسِ گرسنگی کشیدن یا ترس از چاق شدن میشه، کورتیزول تو بدن ترشح میشه. کار این هورمون چیه؟ به بدن دستور میده: «خطر در راهه! همین مقدار کم غذایی که وارد میشه رو نسوزون، تبدیلش کن به چربی و برای روز مبادا ذخیره کن!» 🍔➡️📦
یعنی بدن به جای اینکه چربی بسوزونه، محکمتر به چربیهاش میچسبه تا بتونه از تو در برابر این “خطر خیالی” محافظت کنه.
اینجاست که میفهمیم فقط نخوردن کافی نیست؛ چون تا وقتی ذهن در حالت دفاعی و استرس باشه، حتی همون یه پر کاهو هم ممکنه به عنوان چربی ذخیره بشه! 🤯
حالا تصور کن که تو یاد گرفتی چاق باشی! 😌 این طبیعیست که ذهنت انتظار چاق بودن داشته باشد. پس اگر هنوز میپرسید چرا چاق میشویم، باید بدانید دلیل اصلی آن آموزش دیدن ذهن برای چاقی است، نه فقط ژنتیک یا کند بودن سوخت و ساز بدن. 😌

چرا چاق میشویم و علت تداووم آن چیست؟!
واقعیتش اینه که ما نمیتونیم چیزی رو که یاد گرفتیم، فراموش کنیم! این دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه چاقی ادامه داشته باشه و در واقع علت اصلی چاقی همینه. 🧠⛔
نقش پنهان استرس و خستگی ذهنی در تداوم چاقی
تا حالا دقت کردی روزایی که خیلی خستهای یا فشار کاری و روانی زیادی روت هست، بیشتر دلت هلههوله یا شیرینی میخواد؟ 🍩🤦♀️
وقتی درگیر فشارهای روزمره، دغدغههای زندگی یا حتی بحث و جدلهای ساده میشیم، انرژی روانی ما به شدت تخلیه میشه. تو این حالتِ «خستگی ذهنی»، ذهن دیگه توان و انرژی لازم برای مقاومت یا گرفتن تصمیمهای جدید (مثل رعایت رژیم) رو نداره.
پس چیکار میکنه؟ خیلی سریع پناه میبره به راحتترین و آشناترین واکنشی که از قبل بلده: همون عادتهای قدیمی! . 🍕💆♀️ یعنی ذهن برای فرار از آن فشار و خستگی، شما را به سمت «پرخوری عصبی» سوق میدهد. این یکی از دلایل مهمی است که نشان میدهد چرا چاق میشویم.
از طرفی، همین استرسهای مداوم باعث ترشح پیدرپی همون هورمون کورتیزول میشه. و میدونی بدترین کار کورتیزول چیه؟ این هورمون متخصصِ تلمبار کردن چربی دقیقاً تو ناحیه شکم و پهلوئه!
ییعنی خیلی وقتا اون چاقی شکمیِ سرسخت که با هیچ ورزشی آب نمیشه، فقط به خاطر زیاد خوردن نیست؛ بلکه نتیجهی مستقیم همون فشارهای روانی و استرسهاییه که ذهن برای مقابله باهاشون، سیستم ذخیره چربی رو فعال کرده. 😣
وقتی یه موضوعی رو مدام تکرار کنی، مثل چاقی که بارها و بارها تو ذهنت بوده، ذهن خیلی راحت یادش میمونه. به همین خاطر، موضوعاتی که زیاد باهاشون سروکار داری، راحتتر یادته و همیشه تو ذهنت هستن. 🔄💡
اما موضوعایی که کمتر بهشون فکر میکنی یا کمتر استفاده میکنی، باید کلی دنبالشون بگردی تا یادت بیاد. این یعنی ذهن باید بین انبوه اطلاعات، جستجو کنه و این کار انرژی میخواد.
به همین دلیل میگوییم کلید حل معمای اینکه چرا چاق میشویم این است که ذهن ما چاقی را آموزش دیده است و برای رسیدن به کاهش وزن ماندگار، باید اول ذهنمان را دوباره آموزش دهیم. 💪🧘♂️
1. مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری 🚲
وقتی بچه بودی، دوچرخه سواری رو یاد گرفتی، دیگه نمیتونی اون مهارت رو فراموش کنی. هر وقت بخوای سوار شی، بدن و ذهنت سریع واکنش نشون میدن.
حالا فرض کن ذهن ما اضافه وزن پیدا کردن را هم همینجوری یاد گرفته است. وقتی میپرسیم چرا چاق میشویم، جواب همین مهارت ریشهای است که ذهن نمیتواند آن را فراموش کند!
2. مثل عادت به خوردن شیرینی بعد غذا 🍰
شاید چندین بار به خودت قول دادی بعد غذا شیرینی نخوری، ولی ذهنت یادش داده که بعد غذا شیرینی خوردن عادیه و حتی دوست داشتنی!
پس وقتی میخوای لاغر بشی، باید اول این عادت ذهنی رو تغییر بدی، وگرنه دوباره سراغ شیرینی میری.
3. مثل رانندگی با ماشین اتوماتیک 🚗
وقتی رانندگی با ماشین اتوماتیک یاد میگیری، دیگه نیازی نیست به تک تک کارها فکر کنی. این یعنی ذهنت یه سری کارها رو به صورت اتوماتیک انجام میده.
ذهن ما هم چاق شدن رو مثل رانندگی اتوماتیک یاد گرفته؛ یعنی بدون اینکه خودمون بخوایم، دست به رفتارهایی میزنیم که باعث چاقی میشه.

تاثیر محیط و سبک زندگی مدرن بر برنامهریزی ذهن
شاید الان با خودت بگی: «آخه من کی نشستم به ذهنم آموزش چاق شدن بدم؟ من که همیشه دلم میخواست لاغر باشم!» حق داری! خیلی از این آموزشها اصلاً آگاهانه و دست خود ما نبوده. واقعیت اینه که ما تو دنیایی زندگی میکنیم که انگار طراحیش برای چاق کردن ماست! 🌍❌
محیط اطراف ما مدام داره به ذهن ما پیام میده که: «اگه خوشحالی غذا بخور، اگه ناراحتی غذا بخور، برای تفریح غذا بخور، اگه حوصلهت سر رفته بازم غذا بخور!» این دسترسی آسون و اون تبلیغات جذاب، مثل یه معلم بیصدا و پنهان، سالهاست دارن به ذهن ما برنامهی “چاقی” رو آموزش میدن. ما فقط تو این محیط بزرگ شدیم و ذهنمون این الگوها رو مثل یک اسفنج جذب کرده.
تنها راه ممکن برای لاغر شدن چیه؟! 🤔💡
ذهن یاد گرفته که چگونه وزن اضافه کنه و جسم فقط دارد آن الگو را اجرا میکند. این چرخه دقیقاً به ما نشان میدهد چرا چاق میشویم و چرا رژیمها موقتی هستند.
وقتی رژیم تموم میشه یا ورزش رو کنار میذاری، دوباره برمیگردی به همون عادتهای قبلی و چاق میشی. سوالی که همیشه میمونه اینه: «چرا با این همه تلاش، لاغر نمیشم؟!» 🤷♀️
یادگیری واقعی از ذهن شروع میشه، نه فقط از جسم! ذهن یاد میگیره و جسم تمرین میکنه. مثل درس خوندن، اول باید بفهمی، بعد تمرین کنی تا توی کار مهارت پیدا کنی. 📚💪
به همین خاطر این محتوای آموزشی را آماده کردم تا با هم بررسی کنیم که واقعاً چرا چاق میشویم و به شما یاد بدهم چطور روند کاهش وزن را از ذهن شروع کنید. دوست دارم با هم این راه را برویم! 💖🚀



قدم بعدی چیه؟ (از اینجا شروع کن) 🚀
اگه تو هم از رژیمهای سخت و بینتیجه خسته شدی و حس میکنی وقتشه که ذهن و جسمت رو برای همیشه با هم آشتی بدی، جای درستی اومدی. ما اینجا در کنار هم یاد میگیریم که چطور این تغییر بزرگ رو از درونمون استارت بزنیم.
برای شروع این مسیر جذاب و تغییر الگوهای ذهنی، پیشنهاد میکنم همین الان دوره آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» رو تهیه کنی و قدم در مسیر یادگیری اصولی لاغری با ذهن بذاری.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای اینکه بهتر علت چرا چاق میشویم را بفهمی، یه نگاه دقیق بنداز به مهارتهایی که تو زندگیت یاد گرفتی. چاقی هم مثل خیلی چیزهای دیگه، مهارتیه که با تکرار و تمرین بهش رسیدیم؛ ولی چون آگاهانه نبوده، معمولاً فکر میکنیم دلیلش چیزای دیگهست.
- ✅ چه مهارتهایی رو تا حالا تو زندگیت یاد گرفتی؟ (مثل رانندگی، آشپزی، زبان و…)
- ✅ بعد از یادگیری، چطوری با تمرین کردن مهارتت بهتر شد؟
- ✅ چاق شدن چه شباهتی با اون مهارتها داره؟
- ✅ چطور مهارتت در چاق شدن بیشتر و بیشتر شده؟
- ✅ نظرت درباره یادگیری مهارت لاغری چیه؟
- ✅ آیا با روشهای قبلی، واقعاً لاغر شدن رو یاد گرفته بودی؟
- ✅ بنویس چطوری با تمرینکردن میتونی مهارت لاغر شدنت رو قویتر کنی تا به نتیجه برسی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.03 از 211 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام به استاد عزیزم آنقدر هر فایلی رو میبینم ذوق زده میشم چون دارم هر روز بهتر و بهتر مهارت لاغری رو یاد میگیرم وقتی وارد سایت شدم بیشتر هدفم این بود ازتون قوانین رو یاد بگیرم چون خیلی روان و ساده توضیح میدینو الان دارم چه چیزهایی رو یاد میگیرم خدارو شکر .سعی کردم تو این چند روز که گام ها رو شروع کردم حتما متن قبل فایل ر بخونم چون نکاتی توش هست که خیلی بهم کمک میکنه ما نمیتوانیم آنچه آموخته ایم را فراموش کنیم این جمله خیلی کلیدی بود برام من مهارت چاقی رو یاد گرفتم و یاد آوری این جمله بهم باعث میشه همیشه یادم بمونه که باید رو مهارت لاغری تا آخر عمرم کار کنم و از جنبه ی دیگه هم نگاه کنم باز یاد آوری این جمله باعث دلگرمی ام میشه که من اگه مهارت لاغری رو یاد بگیرم دیگه هیچ راهی بای فراموش کردنش نیست و همیشه در ذهنم باقی میمونه البته که یاد گرفتن با دانستن فرق داره و این فاصله با تکرار پر میشه میتونیم بی نهایت مهارت یاد بگیریم و هر کدوم رو که دوست داریم انتخاب کنیم من خود آموز مهارت چاقی رو یاد گرفتم بدون اینکه کلاسی برمولی برای اونم آموزش دیدم بالاخره از مادرم از اطرافیانم همیشه یادم میاد تو زمان بچگی خاله هام بهم میگفتن تو داری هر روز بیشتر شبیه مامانت میشی و بارها مادرم میگفت هیکل تو مثل من مواطب باش زایمان کردی چاق نشی چون من از بچه دوم به بعد چاق شدم و این ترس سالها با من بود و این لطف خدا شامل حالم شد بعد زایمان دوم دقیقا وقتی خیلی نا امید بودم و خودمو داشتم برای چاقی آماده میکردم با این مسیر آشنا شدم یه نکته ی خیلی مهمی که تو این فایل گفتید چرا ما لاغر نمیشیم ؟چون از روش هائیکه لاغر ها استفاده کردن برای لاعر شدن استفاده نکردیم اون روش هم چیزی جز روش ذهنی نیست چند مدت پیش یکی از یه خانم خوش اندامی پرسید چیکار میکنی آنقدر خوش اندامی گفت بخدا من کاری نمیکنم من حتی ورزش نمیکنم و رژیم ندارم من خدادادی این اندام رو دارم و عمرا چاق بشم و دیدم هیچ کدوم از کارهایی که خیلی ها میگن که باید داشته باشی برای اندام خوب رو نداره در صورتی که من خیلی از آدم های خوش اندامی که دیدم میگفتن سخت ورزش میکنیم و چند سال تو این کار هستیمولی این خانوم میگفت من هیچ کاری نمیکنم و کارش هم اتفاقا پشت میزی بود بعد که تو اطرافیانم گشتم دیدم بله خیلی ها هستن که زایمان کردن ولی به همون اندام قبل برگشتن و بدون حتی ورزش و رزیم خاصی و این بخاطر اینه که اونا از روش ذهنی استفاده کردن زن عموی من اندام خوبی داره با اینکه سنش هم نسبتا بالاست و تمام بچه هاش اندام مناسب دارن چون همیشه میشنیدم که زن عموم میگفت ما خانوادگی لاعر هستیم و هیچ وقت اون درگیری های ذهنی که ما داشتیم رو ندارن درک نمیکنن اصلا این موضوع رو یه بار داشتم با یه آدمی که موفق صحبت میکردن و از ترس هام و گفتگو هام برای شروع کاری میگفتم اصلا درک نمیکرد براش خیلی طبیعی بود شروع یه کسب و کار جدید و میدیدم چقدر موفق عمل میکنهچون اون گفتگو هایی که من داشتم اون نداشتچرا چون اون باورهایی که من دارم اون نداره و همه این گفتگو ها از این باورها میاد اینا که درست شه و روی ذهنیت که کارکنیم ما هم میتونیم مثل اون افراد متناسب برخورد کنیمبه مهارت هایی که این مدت کسب کردم دقت زیادی کردم مدت طولانی انجامشون ندم ولی وقتی بازم بعد یه مدت شروع میکنم به استفاده کردن ازش خیلی سریع یادم میادو چه قدرت عظیمی خدا بهمون دادههر روز که داره میگذره بیشتر دارم ایمان میارم که تنها راه لاغر شدن همین روش ذهنی
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
من رویای تغییر کردن دارم و در بهترین حالت خودم شاد و پرانرژی دارم حرکت میکنم .
من با تمام وجودم خوشحالم که دارم به سمت بهتر شدن در تمام جنبه ها تغییر میکنم .(خدایا شکرت )
چرا آدمها راحت چاق میشن و با زجر لاغر میشن ؟؟ دقیقا مثل گذشته ی خودم که همینطور بودم به قول استاد من باید قبول کنم مدرک دکترا و فوق دکترا و حتی مدارک بالاتر رو در چاقی دارم .
من خودم یادم میاد حدودا ۲۰ سال درگیر لاغر شدن خودم بودم و این نشون میده در گذشته من در چاقی مهارت داشتم اما در لاغری مهارت نداشتم .
مهارت در هر کاری با اموزش دیدن و تکرار اونها به دست میاد پس باید در این سایت باشم لاغری رو اموزش ببینم و اونها رو تکرار کنم تا مهارت لاغری رو مثل هر مهارت دیگه یاد بگیرم و در اون مدرک فوق دکترا بگیرم .چقدر خوبه که در این سایت تناسب فکری هستم و خدا من رو برای لاغری به اینحا هدایت کرده تا من خیلی راحت و با یک زندگی عادی لاغر بشم درسته برای خودم این روش لاغری عادی شدهو سبک زندگی من شده اما وقتی یه شخص چاقی در اطرافم رو میبینم که با زور و جنگ و نخوردن خودش رو به سختی داره لاعر میکنه اون وقت قدر این هدایت خداوند رو بیشتر میدونم واقعا از این افراد چاق در اطراف من کم نیست و هر از گاهی اونها تلنگر خوبی برای من میشن که من از کجا به کجا هجرت کردم خدایا شکرت .
یکی از خانم های چاقی که پیجش رو دارم چهار روزی هست به قول خودش اراده کرده که لاغر بشه اونم از طریق روزه گرفتن و فقط،مایعات خوردن و نمیدونم چی که من دیگه دنبال نکردم و به قول خودش ۱۱۷ کیلو بوده بعد از چند روز شده ۹۷ کیلو و واقعا ذوق داشت و من با شنیدن این راه ها وحشت میکنم چه برسه اجرا کنم و در دلم میگم چقدر فشار و سختی بلخره کم میاری و رها میکنی و دوباره وزنت برمیگرده اما این شخص هدفش وزن ۷۰ کیلو هست و به قول خودش داره زجر میکشه تا لاغر بشه و اما من با عشق و لذت هر انچه بخوام میخورم و ازادی در تمام جنبه ها دارم و بسیار هم از خیلی ها و گذشته ی خودم لاغر تر هستم برای همین این راه برای من بسیار مقدس و ارزشمند هست .
من یادم میاد در اون دوران چاقی که برای لاغری تلاش میکردم و بعد کمی که رها میکردم و خسته میشدم همیشه در حال سرزنش خودم بودم و عداب وجودان از خوردن داشتم چون داشتم چاقتر میشدم .اما هیچ وقت نمیدونستم راه من غلط هست و من خودم مشکلی ندارم بلکه راه لاغری من غلط هست .
ما باید بدونیم ذهن ما در زمان تولد پاک و سفید هست و هیچ برنامه ای روی اون نیست فقط برنامه های اولیه برای زنده ماندن رو داره مثل نفس کشیدن و ضربان قلب و گردش خون و …برای همین افراد در جاهای مختلف دنیا طبق اون سبک و زبان اون منطقه اموزش مبینن و بزرگ میشن و تنوع زبانها و فرهنگ ها به وجود میاد .
من بارها در طول زندگیم یه سری مهارتها یاد گرفتم مثل رانندگی و اشپزی و خانه داری و بچه داری و ارایشگری و یا گل سازی و یا کامپیوتر و …و تمام اینها رو با رفتن سر کلاس و گوش دادن به اموزشها و عمل کردن به اونها یاد گرفتم پس چاقی رو هم من در گذشته شنیدم و یاد گرفتم و به اونها عمل کردم تا جسمم چاق شده .و حالا هم میتونم مهارت لاعری رو یاد بگیرم
من چون بارها شنیده بودم افراد بعد از ازدواج چاق میشن و نمونه های زیادی هم دیده بودم دقیقا یادم میاد خودم به محض اینکه نامزد کردم این فرمول در ذهن من روشن شد و من که زیر ۶۰ کیلو بودم کلی اضافه وزن پیدا کردم در حدی که دقیقا در شب ازدواجم ۱۲ کیلو اضافه وزن پیدا کردم و بالای هفتاد کیلو شدم و چقدر همه از قیافم راضی بودن اما یک سال بعد ازدواجم این اصافه وزن خیلی بیشتر شد و من در زمان کمی حدودا بیست کیلو اضافه وزن داشتم چرا ؟؟؟ چون انتظارم از خودم بعد از ازدواج چاقی بود پس چاقی هیچ ربطی به جسم و ژنتیک و ازدواج و قرص و د ارو و …نداره در ذهن ما فرمولهایی ایجاد میشه که نتیجه ی تمام اونها میشه چاقی و ما این فرمولها رو از اطرافیان و خانواده و رسانه و مدرسه و دوستان و فامیل و … یاد گرفتیم پس باید حسابی مراقب ورودی های ذهنم باشم و بارها به خودم بگم من انتطارم از جسمم لاغری هست و طبیعت جسم من لاغری هست و من باید هماهنگ با هدفم حرکت کنم تا لاغر بشم .
چقدر به من گفتن کم کاری تیرویید باعث چاقی تو میشه و اصلا این دارو ها نمیزاره که تو لاغر بشی اما خود من با همین دارو ها به محض ورودم به سایت کلی کاهش وزن داشتم و مدتها ثابت بودم تا چند وقت پیش که دوباره به خاطر یه قضیه ای کمی نگران بودم و هیچ غدا نمیخوردم و وحشتناک وزن کم کردم پس این حرفهای نادرست که میگن کم کاری تیرویید باعث چاقی میشه از کجا میاد ؟؟
من خودم دیگه هر حرفی رو باور نمیکنم و تمام دلایل چاقیم رو مثل ازدواج و قرص تیرویید و هورمونی و اشتها و کم فعالیتی و مواد عدایی و بارداری و زایمان و …رد میکنم و میگم من بدون هیچ مانعی به سمت لاغری حرکت میکنم و جسم من خودش هوشمند هست و بدون هیچ کار خاصی خودش رو لاغر میکنه .
من در خانواده ای بودم که تمام خواهر و برادرها با هم لاغر بودیم اما به شدت این باور رو داشتم بعد از ازدواج من چاق میشم و من خیلی راحت بعد از ازدواج چاق شدم .
من باور داشتم کم فعالیتی باعث چاقی من میشه و من بعد از ازواج چون خانه دار بودم چاقتر شدم.
من باور داشتم مواد غدایی غیر رژیمی باعث چاقی من میشن و چون از اونها میخوردم فکر میکردم باعث چاقی بیشتر من میشدن .
تمام اینها با هم جمع شدن و من رو چاق کردن .
افراد لاغر هیچ منطقی برای چاقی ندارن اما افراد چاق کلی منطق برای چاقی دارن یعنی افراد چاق کلی فرمولهای چاقی دارن مثلا غدا زیاد هست بخور غدا خوشمزه هست بخور عذا جدید بخوره غدا فست فودی بخور و یا همین یه امشبه بخور و یا میخوای خوش بگذره بخور و …من کلی فرمول داشتم که من رو وادار به خوردن میکردن و من رو به خوردن دعوت میکردن اما یک فرد لاغر اینطور نیست خیلی راحت خودش رو کنترل میکنه و میگه من الان نمیخوام . من در اون دوران چاقی به زور یه مدت رژیم کلی غدا نمیخوردم اما وقتی رژیمم تموم میشد با این ذهن چاق سخت بود لاغر بمونم چون از صبح تا شب بهم میگفت بخور و من چقدر بهش میگفتم نمیخوام بلخره در این کلنجار ذهنم پیروز میشد چون قدرت داده و من رو وادار به خوردن چیزهایی میکرد که نباید طبق رزیم میخوردم و به شدت حس نگرانی و ترس از چاقی داشتم و چاق هم میشدم .
این رو بگم در زمان خوردن حس لذت و خوشحالی داشتم و اما بعدش ناراحتی و ترس و گریه داشتم .
چقدر ذهنم من رو وادار میکرد بخور چون فقط یه امشبه چون اومدی دبیرون چون گوشت که دوست داری و یا چون خونه مامان هستی و الان بقیه میخورن و تو جا می مانی و همون نجوا که من رو وادار به خوردن میکردن بعد میگفت خاک به سرت خوردی الان چاق میشی الان سه کیلو اضاف میکنی و …. و این همان زبان بین المللی چاقی هست .
من چقدر راحت زبان فارسی رو یاد گرفتم بدون زحمت و تمرین کردن و نوشتن و … من این زبان رو یاد گرفتم اما همین من که میخوام انگلیسی رو یاد بگیرم دیگه یکم سخته باید بخونم و بنویسم و گوش بدم و … چون دیگه من در فضای انگلیسی نیستم .در فضای فارسی زبان ها هستم پس برای یاد گیری انگلیسی باید تلاش کنم .و زبان لاعری هم مثل یاد گیری زبان انگلیسی هست چون کل ذهن من پر از زبان چاقی هست .پس زبان لاغری رو باید یاد بگیریم .
تمام افراد لاغر فابریک از هیچ کدوم از این روشهای لاغری استفاده نکردن که لاغرن اونها هیچ کار خاصی نمیکنن و لاغر هستن اونها هر گز از ورزش،و رژیم و قرص و دمنوش و … استفاده نکردن پس ما هم نباید استفاده کنیم .
افراد لاعر چاقی رو یاد نگرفتن اما ما چاقی رو یاد گرفتیم در حالی که پیش فرض همه ی انسانها لاغری هست همانطور که خدا به همه دو گوش و د چشم و یک دماع و … داده هیچ وقت از دستش در نمیره بعضیها رو چاق کنه و بعضی ها رو لاعر کنه پیش فرض ذهن همه ی ما ادم ها لاغری هست .
من خودم باور داشتم فعالیت نکنم چاق میشم اما دخترم که هیچ فعالیتی نداره و همش داخل خونه هست و همسرم که کارش پشت میزی هست به شدت لاغر هستن
من خودم باور داشتم ازدواج در خانواده ی ما باعث چاقی میشه اما خواهر خودم که سالها هست ازدواج کرده به شدت لاعر هست یا خواهر همسرم یا دوستم و ….
من خودم باور داشتم مواد غدایی باعث چاقی من میشن اما همسرم و دخترم و پسرم از همین مواد عدایی میخورن اما به شدت لاعر هستن .
من خودم باور داشتم قرصهای من باعث چاقی من میشن اما من با همین قرصها کلی وزن کم کردم و دیگه این حرف رو قبول ندارم .
من باور داشتم اشتها دارم و اون من رو وادار به خوردن میکنه و من نمیتونم کاری کنم اما دیگه میدونم خودم مسول جسم و زندگی خودم هستم و چیزی به این نام در جسم من وجود نداره .
من باید با رفتارهای متناسب گونه و افکار متناسب گونه به خودم و جهان ثابت کنم که من احساس لیاقت برای لاغری دارم
من احساس لیاقت برای لاغری در جسمم دارم پس به زور میوه نمبخورم .
من احساس لیاقت برای لاغری دارم پس به زور خونه مادرم از روی گاز غدا نمیخورم .
من احساس لیاقت برای لاغری دارم پس از روی اینکه عدای امروز خوشمزه هست عدا وارد جسمم نمیکنم .
من احساس لیاقت برای لاعری دارم پس باقی مانده ی عذای بچم رو داخل ظرف نمیخورم
بنام خدا.
سلام خدمت استاد عطار روشن و دوستان عزیز.
امروز یاد گرفتم چرا چاق شدم و چرا لاغر نمیشم و کلا دلیل اصلی چاقی ما چی هست و چطور میتونیم لاغر بشیم و لاغر بمونیم؟ این فایل رو چندین بار دیدم و گوش کردم تا فهمیدم چی باید اصلا امروز به عنوان تمرین انجام بدم ما هرچیزی رو که در حال حاضر بلدیم قبلا یاد گرفتیم از محیط خانواده و طبیعت آموزش دیدیم بدون اینکه کتابی خونده باشیم یا تلاش زیادی کرده باشیم مثل حرف زدن راه رفتن غذا خوردن و خیلی کارهایی که همه انسان های دنیا از یک سالگی هم یاد میگیرن و به مرور ماهر میشن و کسی برای این کارهای ما مدال افتخار نمیده چون در مورد همه یکسان هست ولی بعضی چیزها رو آموزش دیدیم و یاد گرفتیم و تلاش کردیم که در این کار مهارت داریم و انجامش دادیم مثلا همه خانم ها از سن پایین آشپزی رو یاد میگیرن چون بیشتر با مادر ارتباط دارند یا پسرا زودتر از دخترا موتور سواری یا رانندگی کردن پشت فرمون رو بیشتر تسلط دارند به دلیل آموزش از پدر و هم جنس های اطراف خودش من خودم علاقه ای به آشپزی نداشتم اما از ۱۷ سالگی دیگه همه غذایی بلد بودم و مادرم میگفت باید بلد باشی فردا ازدواج کردی بدردت میخوره اما به اندازه برادرم مهارت نداشتم که موتور سواری کنم کلاس های متعددی رفتم و یاد گرفتم مثل زبان خارجه کامیپوتر بستکبال رانندگی بافتنی که یکی از درسهای حرفه و فن دبیرستان بود مثلا یک موضوعی که خانمها خیلی زیاد درونش مهارت دارند آرایش کردن صورت و موها هست که پسرا خیلی کمتر شاید اصلا خیلی از اون ها کلا بلد نیستن چرا چون خانم ها توی محیط خونه توی مجالس عروسی و زنانه فهمیدن لوازم ارایشی برای استفاده خانم ها هست حتی از سن خیلی پایین وقتی مادر کنار آینه آرایش میکنه و فوتبال بازی اونقدر که پسرا درونش مهارت دارند و با توپ حرکت های جالبی انجام میدن شاید ده تا خانم بلد نباشه و تمایلی هم به یادگیری نداره من و داداشم اکثر چیزهایی که باور کردیم بخاطر حرفایی بوده که از مادرم شنیدیم و اونقدر باور کردیم که حتی من خیلی هاشو هنوزم هم باور دارم مثال میزنم مادر من تپل و پدرم لاغر بود در خوردسالی هم من تپل بودم هم داداشم و چهره من بیشتر سمت مادرم کشیده شده بود و برادرم کپی پدرم بود و یکمی که بزرگتر شدیم و من خیلی خیلی شدید تپل شدم و داداشم کلا از غذا افتاد و اولین چیزی که از مادرم یاد گرفتیم این بود که تو به خانواده من رفتی و داداشت به بابات اینا همشون لاغر استخونی هستن با اینکه اینقدر میخورند تو نه مثل ما هستی و تا حدی رسید که منو داداشم به هم گفتیم ما از یک خون هستیم ولی تو به خانواده بابا رفتی من مامان و اون لاغر استخونی شد و من تپل که چه عرض کنم خیلی شدید چاق شدم از نظر استعداد هوش بابام همیشه میگفت تو و داداشت این هوش زیادتون روی مادرتون رفته و همیشه از زرنگ بودن و استعداد ما صحبت میشد و ما همچنان دست از درس خواندن و تلاش و یادگیری بیشتر قافل نشدیم چون باور داریم که استعدادشو داریم و میتونیم تا هر سنی دانش زیاد داشته باشیم من بیشتر چیزی که از بچگی باهاش درگیر بودم چاقی بود همون مامانم که ذوق منو میکرد که خوشگلی بامزه هستی شبیه ما هستی توی سن بالاتر میگفت تو تنبلی تو بی اراده هستی خیلی میخوری خیلی میخوابی اینجوری باشی ازدواج هم کنی چاق تر میشی و از این مورد حرفا و من مدام تلاش میکردم که هیکلی که از بچگی بدون تلاش و آموزش فقط یادگرفتم بطور طبیعی و باور کردم رو با زحمت زیاد لاغر کنم و هیچوقت نتیجه قابل توجهی نمیگرفتم و الان که خوب فکر میکنم با توجه به صحبت های شما من زبان خارجه رو آموزش دیدم کار با کامپیوتر رو آموزش دیدم آشپزی و رانندگی رو آموزش دیدم و درسته چاقی رو من آموزش دیدم اما بدون تلاش یاد گرفتم فقط خوردم و باور کردم که من چه بخورم چه نخوریم چاق میشم پس میخورم که حداقل زورم نیاد و مدام خاله خودم بهم میگفت تو مثل من چاقی و هرچیزی بخوریم چاق میشیم تلاش الکی نکن خاله و تا حدودی من هم اینو باور کرده بودم که من ژن چاقی دارم ارثی مادری دارم و الان دارم یاد میگیرم همانند چاقی لاغری رو یاد بگیرم الان هم آموزش میبینم این بار با حرفای استاد عطار روشن بدون تلاش و بدون گرسنگی بدون ورزش های سخت من با ورزش چاق نشدم که الان لاغر بشم من با با برنامه غذایی و لیست غذایی اندازهگیری شده یاد نگرفتم که چاق بشم که الان با رژیم لاغر بشم من لاغری رو یاد میگیرم باور میکنم به ذهن میسپارم و لاغری رو حق طبیعی خودم میدونم من دیگه چاقی رو ارثی نمیدونم ژن مادرم نیست بخاطر خوابیدن زیاد نیست بخاطر پرخوری نیست بخاطر کم تحرکی نیست بخاطر استرسم نیست چرا نیست چون نمونه هایی دیدم که باور کردم که چاقی رو یاد گرفتم و الان هم لاغری یاد گرفتنی هست عروس عمه من تیرویید کم کار داشت اما اندام بسیار متناسبی داشت فقط قرص مصرف میکرد برادر خودم مدام پشت میز بود و همچنان هست و اندام متناسب و فیتی داره همسر خودم خانواده اش در دوران نامزدی بهش میگفتن اینقدر به لاغریت نناز زن بگیری چاق میشی و همسر من زن گرفته و همچنان لاغر مونده و باور نداره که یک روزی قراره چاق بشه یکی از دوستانم خیلی زیاد میخوابه مخصوصا دورانب دانشجو بودیم نه زیاد راه میرفت نه فعالیتی داشت تا غذاشم میخورد فوری جلو سفره دراز میشکید اونقدر لاغر بود که لباس به تنش زار میزد و اعتقادی به اینکه زمانی چاق بشه نداشت و خیلی از خانواده هایی دیدم که پدر مادر هردو تپل بودن و فرزندان یکی چاق و یکی لاغر بوده همه این دلایل باعث شده که من باور کنم و ادامه بدم که من لاغری رو یاد میگیرم و انشاالله به تناسب اندام میرسم و ماندگار خواهد ماند.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان💖
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری.
گام هشتم : علت اصلی چاقی چیست؟؟
علت اصلی چاقی موضوع مهمیه که درک اون میتونه جواب خیلی از ابهامات ذهنی درباره چرا چاق شدن و لاغر نشدن رو واضح کنه،هر فردی که اضافه وزن داره برای وضعیت خودش دلایل زیادی داره، که مجموع این دلایل باعث ایجاد انتظار چاقی و چاقتر شدن میشه.
افرادی که اضافه وزن دارن، وقتی که میخوان از هر روشی برای لاغری استفاده کنن قبل از شروع فکرشون اینه که من لاغر شدنی نیستم، حتی اگه لاغر هم بشم دوباره چاق میشم،خیلی از اطرافیان هم بهشون میگن که تو که لاغر بشو نیستی چرا داری رژیم میگیری و شنیدن این جمله از زبان دیگران باعث میشه که لاغر شدن در ذهنشون کار واقعاً سخت و دست نیافتنی باشه.
ما ذهنمون چاقی رو یاد گرفته و برای این یادگیری کار خاصی انجام ندادیم و اصلاً از این موضوع هم اطلاعی نداریم،اما در مقابل همیشه برای لاغر شدن این ما بودیم که تصمیم میگرفتیم لاغر بشیم و این تصمیم همیشه برای ما با زجر و ناراحتی همراه بود.
همه ما در زندگی برای یادگیری موضوعهای مختلف تحت آموزش قرار گرفتیم،این کاملاً طبیعیه که وقتی تحت آموزش قرار میگیریم، انتظار یاد گرفتن در ما ایجاد میشه،پس وقتی هم چاق شدن رو از اطرافیانمون یاد گرفتیم، این طبیعیه که انتظار چاق شدن در ما ایجاد بشه،پس علت اصلی چاقی ما همین آموزش دیدن چاق شدنه،نه ژنتیک و سوخت و ساز، یا هر دلیل دیگهای.
من میتونم به ذهنم موضوع جدیدی رو آموزش بدم و از طریق تکرار و تمرین، آموختههام رو به مهارت در زندگی تبدیل کنم،من هر چقدر تلاش کنم نمیتونم مهارتم رو از یاد ببرم و به طور کامل اونو فراموش کنم.
من نمیتونم اونچه رو که یاد گرفتم، فراموش کنم،این تنها دلیل تداوم چاقی و در واقع علت اصلی چاقیه،
روشی برای فراموش کردن اونچه یاد گرفتم وجود نداره،
ذهن مثل یک جاده یک طرفه است که فقط میتونه یاد بگیره و نمیتونه فراموش کنه،توانایی مغز برای آموختن بینهایته،نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بدم اینه که من انتخاب میکنم که چطور از اطلاعات ذخیره شده در مغزم استفاده کنم.
میتونم اطلاعات زیادی رو در مغزم ذخیره کنم،اما فقط از اونچه که دوست دارم استفاده کنم،استفاده کردن از اطلاعات، باعث در دسترستر بودن اونا در مغزم میشه،
برای همینه که موضوعات تکرار شونده در زندگی رو به خوبی به یاد میاریم،اما موضوعی که کمتر مورد استفاده قرار میگیره رو اگه بخواهیم به یاد بیاریم، باید کمی فکر کنیم،که این فکر کردن همون جستجو کردن در بین انبوه اطلاعات ذخیره شده در مغزه.
وظیفه هدایت من توی زندگی به عهده ذهنه،ذهن با استفاده از آموزشهایی که یاد گرفتم، مسیر حرکتم در زندگی رو مشخص میکنه،چاق شدن موضوعی بوده که از گذشته اونو یاد گرفتم و در به کارگیری اصول اون به درجه استادی رسیدم،و نتیجه این آموزش هم جسمیه که الان دارم،پس علت اصلی چاقی، خودم هستم، حتی اگه اطلاع نداشته باشم.
چاق شدن از معدود آموزشهایی هست که نیاز به بازنگری و به روزرسانی نداره،
چون ذهنم بر اساس همون آموختههای قبلی خودش عمل میکنه،علت اصلی چاقی مداوم و مرحلهای اینه که برای چاقتر شدن نیاز به آموزش جدید و یادگیری مهارتهای بیشتر ندارم،فقط با تکرار کردن همون آموختههای قبلی میتونم بارها چاقتر بشم.
توی تموم روشهایی که برای لاغری استفاده میکردم،
با این کار فقط جسمم رو تحت فشار فیزیکی قرار میدادم،چون فکر میکردم علت اصلی چاقی من جسممه، با این کار میخواستم تا از طریق محروم کردن خودم از دریافت مواد غذایی، یا تحت فشار گذاشتن از طریق ورزشهای سنگین مقداری از وزنم رو کم کنم،
باید بدونم همونطور که با تحت فشار گذاشتن خودم نمیتونم رانندگی کردن، خیاطی کردن، نقاشی کشیدن، و یا هر دانش دیگهای رو فراموش کنم،با تحت فشار گذاشتن جسمم، نمیتونم چاق شدن رو فراموش کنم،چون من برای کم کردن وزن و سایزم، لاغر شدن رو یاد نگرفتم،پس بعد از تموم شدن مراحل رژیم یا ورزش، به وزن قبلی خودم برمیگردم،
چون مجدداً بر اساس آموختههای قبلیم برای چاق شدن رفتار میکنم.
یاد گرفتن یا آموختن از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام میشه و جسم هم نمایش دهنده میزان مهارتمون در یادگیریه،
همچنین میتونم از طریق جسم، با تکرار و تمرین اونچه یاد گرفتم، مهارتم رو در اجرای آموختهها بیشتر کنم.
پس از طریق جسم به تنهایی نمیتونم مهارتی رو یاد بگیرم و حتماً باید یادگیری از طریق ذهن صورت بگیره،بعد هم با جسم اون چه آموختم رو تکرار و تمرین کنم تا یادگیریم کاملتر و مهارتم در اجرای آموختهها بیشتر بشه.
در فرایند چاق شدن،دقیقاً این پروسه رو طی کردم،علت اصلی چاقی اینه که اول چاق شدن رو از طریق ذهن و توسط اطرافیان یاد گرفتم،بعد جسمم با تغییر وضعیت دادن و چاق شدن،اونچه آموختم رو به معرض نمایش و تمرین قرار داده و با تکرار چاقتر شدن، مهارتم در چاق شدن هر روز بیشتر و بیشتر شده،
پس اگه میخوام لاغر بشم و لاغر بمونم باید لاغر شدن رو اول از طریق ذهن یاد بگیرم و بعد با جسمم لاغر شدن رو تمرین کنم و در این کار هم استمرار داشته باشم، تا اونچه درباره لاغر شدن یاد گرفتم در جسمم نمایان بشه،هیچ راه دیگهای هم برای لاغر شدن وجود نداره.
همونطور که من چاق شدن رو از والدین و رسانهها یاد گرفتم،که این علت اصلی چاقیه، الان هم باید لاغر شدن رو یاد بگیرم،با این تفاوت که لاغر شدن رو خودم باید یاد بگیرم،اونایی که به من چاق شدن رو یاد دادن، توانایی آموزش لاغر شدن به من رو ندارن.
چاق شدن یه مهارته که اونو به خوبی یاد گرفتم و در چاق شدن هم به استادی رسیدم.حالا باید لاغر شدن رو یاد بگیرم،که اینم نیاز به استادی داره،نیاز به کسب مهارت داره،و اصلاً هم به این فکر نکنم که میتونم یه هفتهای، ۱۰ روزه، لاغر شدن رو یاد بگیرم.
پس اگه به این سایت هدایت شدم و با شنیدن این صحبتها حالم بهتر میشه، باید بدونم که دارم مهارت کسب میکنم، و به اندازهای که تکرار کنم و تمرین کنم و ادامه بدم،درجه استادیم بیشتر میشه،و یه اتفاق طبیعی و خود به خودی در من رخ میده و اونم لاغر شدنه،
وقتی که دارم تلاش میکنم برای لاغر شدن، و نتیجه نمیگیرم،یه چیزی توی ذهنم شروع میکنه به حرف زدن، شروع میکنه منو تخریب کردن،
یعنی همون چاقیه که منو چاق کرده،
همون افکار،همون نگرشی که باعث چاقیم شده و اصلاً دلیل اینکه دارم تلاش میکنم برای لاغر شدن،
همون چاقیه هست،وقتی هم نتیجه نگیرم،دوباره همون میاد میزنه تو سرم،که آره تو بیعرضهای،تو اراده نداری، تو آدم بشو نیستی،تو نمیتونی جلوی خودتو بگیری.
و اگه راه صحیحش رو بلد نباشم، اونوقت بهش اعتبار میدم و میگیم،آره راست میگی،من نتونستم رژیمم رو درست ادامه بدم، نتونستم خوب ورزش کنم،کوتاهی کردم،آره عرضه ندارم،نتونستم خوب عرق کنم،من از عرق کردنم راضی نبودم،رژیم رو درست نگرفتم،و همیشه هم کاری میکنه که خودمو سرزنش کنم،اینجور موقع ها حتی دیگران هم ما رو سرزنش میکنن،اونا هم چون اطلاع ندارن، آگاهی ندارن، میگن آره دیگه، عرضه نداری،اراده نداری،نمیتونی جلوی خودتو بگیری،نمیتونی لاغر بشی و لاغر بمونی.
اونا هم راه درست رو بلد نبودن،آگاهی از این موضوع نداشتن،چیزی بوده که از گذشته شنیده بودن، که اگه کسی میخواد لاغر بشه باید رژیم بگیره و ورزش کنه،و حتماً توی ذهنش تشخیص داده که ما نتونستیم خوب رژیم بگیریم و ورزش کنیم،پس اراده نداریم.
دلیل چاق شدن ما اینه که ما وقتی به دنیا میآییم مغزمون خالیه،یه سری اطلاعات رو خودش داره برای اینکه کارهاش رو خودش انجام بده،مثل یه دستگاه موبایلی که تازه میخریم و برای بار اول روشنش میکنیم،هیچ عکس و فیلم و شماره تماسی توش نیست،یه سری پیش فرضهایی هست که خود شرکت در نظر میگیره،بعد دیگه ما خودمون میتونیم ازش استفاده کنیم،هرجا دوست داشتیم عکس بگیریم، فیلم بگیریم، هر شمارهای رو که دوست داشتیم روش قرار بدیم، حتی هیچ دو تا موبایلی هم مثل هم نیست،عکسهایی که ما روش میذاریم با محتواهایی که یه نفر دیگه توش داره خیلی فرق میکنه،ما در بدو تولد هم دقیقاً مثل یک موبایل هستیم که الان تازه روشن شده، هیچی روش نیست،یه برنامه اولیه داره،مغز ما هم در هنگام تولد یه برنامه اولیه داره که قلب رو کنترل میکنه،تنفس رو کنترل میکنه،سلول سازی رو انجام میده،رشد و نمو رو داره انجام میده،یه سری کارها رو که نیازه که ما زنده باشیم رو انجام میده،اما این مغز خالیه،هر چیزی رو میتونه یاد بگیره،برای همینه که انسانها در مکانهای مختلف که به دنیا میان همه چیزشون با هم فرق میکنه،زبان گفتاریشون با هم فرق داره، فرهنگشون، عادتهاشون، شخصیتها، همه با هم فرق میکنه،چون مغز ما خالیه،یه سری از چیزهامون هم مثل همه، مثل ضربان قلب، هضم غذا، دفع مواد زائد،که اینا دستورات مغزِ، سیستم بدنه،اما از نظر اون چیزایی که اون فرد یاد گرفته و در معرض یادگیریش بوده، بسیار با هم متفاوتیم.
آموزش فقط سر کلاس نشستن نیست، ما همینجور که داریم بزرگ میشیم، از طریق چشم و گوش، مغزمون در حال یادگیریه،برای همینه که افرادی که ناشنوا هستن، به حالت عادی نمیتونن با دیگران ارتباط برقرار کنن،چون نمیشنون،برای همین حرف زدن رو بلد نیستن،یاد نگرفتن،اونها رو به شکلهای خاص خودشون بهشون آموزش میدن که بتونن با دیگران ارتباط برقرار کنن،چون گوششون صداها رو نشنیده،حرف زدن رو یاد نگرفته،ولی همون فرد میتونه مثلاً از همون ابتدا مهارت کار کردن با ابزار رو یاد بگیره، چون از طریق چشم میبینه،پس اونو میتونه انجام بده،ولی چیزی که مهارت صدایی باشه رو شاید نتونه،باید یاد بگیره،به طریق خودش باید بهش یاد بدن. بنابراین مغز ما همیشه در حال یادگیریه،
هر کدوم از ما به طریقی اضافه وزن پیدا کردیم،یا از بچگی اضافه وزن داشتیم،یا در سنین مختلف دچار اضافه وزن شدیم،خیلیها تا سن بلوغ متناسبن،اما از سن بلوغ اضافه وزنشون شروع میشه،چون از زمانی که کوچکتر بودن بارها شنیدن که فلانی به سن بلوغ رسید چاق شد،و این به عنوان یک فرمول خاموش توی مغزش ذخیره میشه،و وقتی که فرد به سن بلوغ میرسه روشن میشه،و فرد وقتی به سن بلوغ رسید، چون از قبل هزاران بار شنیده که سن بلوغ باعث چاقی میشه، یواش یواش انتظارش از خودش، از زندگیش، اینه که دیگه طبیعیه چاق شدن،خیلی از افراد هم فکر میکنن ازدواج باعث چاقی میشه و اینو بارها قبل از ازدواج میشنون و یک فرمول بسیار قوی در ذهنشون شکل میگیره و وقتی ازدواج میکنن، این روشن میشه،فرد انتظار داره از خودش،و چون عقیدهاش این بود که بعد از ازدواج چاق میشم، برای همین چاق میشه،در صورتی که این یک نگرشه،افرادی هم هستن که این نگرش رو ندارن،اونا هم این جمله رو شنیدن، ولی تاثیری روشون نداشته،باورش نکردن،نمونه ندیدن،بنابراین ازدواج کردن و هیچ تاثیری هم روشون نذاشته و چاق نشدن،اینقدر این ذهن قدرت داره که وقتی رویایی رو براش بسازیم، اون توانمنده که ما رو به رویامون برسونه،و انتظاری که ما در خودمون به وجود میاریم، مثل یک رویا و آرزو در مغزمون ذخیره میشه و مغز دستوراتی رو میده به بدن که در نهایت رویای ما به واقعیت تبدیل بشه،و این پروسه چاق شدنه،چاق شدن یاد گرفتنی بوده،نه شانسی، نه ژنتیکی، نه اختلال عجیب و غریب، نه اینکه یک بیماری بتونه باعث چاقی بشه،خیلیها عقیدهشون اینه که به خاطر کم کاری یا پرکاری تیروئید چاق شدن،این یک نگرشه،اونی که باورش میکنه، علاوه بر اینکه تیروئید داره چاق هم میشه،یه سری افراد اینو باور نمیکنن،اصلاً اینو قبول نمیکنن،اصلاً اینو نشنیدن،یا میشنون براشون اهمیتی نداره و میبینیم حتی با اینکه تیروئید دارن ولی متناسبن.
حالا اون دکتری که رفته مطالعه کرده، درباره چاقی تحقیق کرده، کتاب خونده، این اصلاً نمیدونه گفتگوی ذهنی درباره چاقی چیه،وقتی که ما به یه فرد متناسب میگیم برم این شیرینی رو بخورم راحت بشم، میگه یعنی چی،تو چرا اینجوری،چرا بهش فکر میکنی،هرچی هم که بگیم، من نمیتونم فکر نکنم، نمیتونم جلوی خودمو بگیرم،فقط میگه تو بیعرضهای، یعنی چی جلوی خودت رو نمیتونی بگیری،و اون اصلا نمیدونه که یه چیزی توی ذهن ما همش میگه برو بخور، اینو بخور، اونو بخور تا نخوردن، انگار هدایت میشیم به سمت خوراکیا، انگار ما رو صدا میزنن،باهامون حرف میزنن،یعنی توی ذهنمون انگار اینا ارتباط داره، یعنی اون ماده خوراکی باهامون ارتباط داره، ما رو میکشونه به سمت خودش،و اینو یک فرد لاغر نمیفهمه، نمیدونه اصلاً چیه،و اون پزشکی هم که متناسبه و میخواد به ما راهکار بده، اصلاً این چیزا رو نمیدونه،اون فقط حرف از اراده میزنه که نه باید اراده کنی، اگه میخوای لاغر بشی باید کمر همت رو ببندی، باید اراده داشته باشی،و اصلاً نمیدونه که اینا اراده نیست،یه چیزی دائماً به ما میگه که بیا اینو بخور، بیا اونو بخور،مگه ما چند تاش رو میتونیم بگیم نمیخورم،بالاخره شکست میخوریم.
ما با آرامش و با لذت و شادی چاق شدیم، درسته بدمون میومد از چاقی،ولی با لذت چاق شدیم،هیچ کدوم با گریه غذا نخوردیم،اگه زمانی که داشتم پرخوری میکردم، گریه میکردم که دیگه نمیتونستم پرخوری کنم،پس همش با شادی بوده،همون افکاری که منو دعوت میکنه به پرخوری،هی میگه اینو بخور، اونم بخور،از اینم بخور خوبه، اینو بخور دیگه گیرت نمیاد،همین یه امشبه،همونی که منو دعوت میکنه که شکمم رو پر کنم که جای نفس کشیدن هم نباشه،همون چند دقیقه بعدش شروع میکنه که خاک تو سرت،بازم نتونستی،ببین چقدر چاقتر شدی،اینجوری پیش بری از در رد نمیشی،و این دفعه شروع میکنه برعکس تحقیر کردن و سرزنش کردن. و این زبان چاقیه.
هیچ فرد متناسبی با این زبان آشنایی نداره،هیچ اهمیتی نداره که فرد متناسبی که داره در مورد لاغری صحبت میکنه، پروفسور، دکتر یا متخصص باشه، یا چند تا مدرک دانشگاهی داشته باشه،اگه اضافه وزن نداشته و نداره هرگز نمیدونه چاقی یعنی چی،کسی باید ذهن رو بشناسه و چاقی رو هم تجربه کرده باشه که بتونه بگه ارتباط بین چاقی و ذهن چیه.
حالا چرا لاغر نمیشیم؟؟برای اینکه تلاش ما برای لاغر شدن با تلاشمون برای چاق شدن تفاوت داره، یعنی ما به روش بومی، به روش روزمره خودمون چاق شدیم،حالا میخواهیم به روش ورزش، به روش رژیم لاغر بشیم.
مثل زبان آموزیه،ما هرگز برای یادگیری زبان فارسی زحمت نکشیدیم،به راحتی، بدون زحمت، بدون حتی یک بار تمرین کردن، بدون حتی یک بار نوشتن، ما فارسی صحبت کردن رو یاد گرفتیم،اما اگه میخواهیم زبان انگلیسی یاد بگیریم به این راحتی نیست،اینو دیگه ما میخوایم یاد بگیریم،دیگه این تمرین داره، تکرار داره،باید مغز رو در فضای صداهای انگلیسی قرار بدیم تا مغز یاد بگیره و عادی بشه براش،ما همه به صورت پیش فرض همه مون توی محیطهایی زندگی کردیم که همه فارسی صحبت میکردن، دیگه به راحتی فارسی صحبت کردن رو بلدیم، یاد گرفتیم،اما انگلیسی صحبت کردن رو دیگه به این راحتی نمیتونیم یاد بگیریم،باید تلاش کنیم،لاغری هم همینه، وقتی میخوام لاغر بشم،مثل اینه که بخوام انگلیسی یاد بگیرم،کل محتویات ذهن من چاقیه، کل پیرامون من چاقیه، کل سر و صداهای ذهن من چاقیه، باید خودم رو در معرض لاغری قرار بدم، و یواش یواش یادش بگیرم،اینجوری نیست که برم ورزش کنم لاغر بشم،مثل اینه که طرف میخواد انگلیسی یاد بگیره یه آمپولی چیزی بخوان بهش بزنن تا یاد بگیره.مثل این میمونه که به یه فردی بگن بیا این ۵۰ تا جمله رو تکرار کن تا دیگه زبان انگلیسی یاد بگیری و اونم میگه خب چه اشکالی داره انجام میدم،بعد میبینه فایده نداره،یعنی همون روشهایی که توی لاغریه،
که افرادی پیدا میشن و راهکارهایی میدن برای لاغر شدن که رژیم بگیر، ورزش کن،
این توی زبان آموزی هم هست،توی هر چیز دیگهای که قراره یادش بگیریم، یه سری افراد یه راهکارهایی میدن عجیب غریب،پس به همون اندازه که تکرار کردن ۵۰ تا جمله باعث یادگیری زبان نمیشه،به همون اندازه هم استفاده از یه برنامه رژیمی هم باعث لاغری نمیشه، پس اگه این سوال نوی ذهنمه که چرا لاغر نمیشم؟؟جوابش اینه کهروشی که میخوام باهاش لاغر بشم روشیه که هیچ لاغری ازش استفاده نکرده برای لاغر شدن،بعد چطور من میخوام که از اون روشها لاغر بشم.
کدوم فرد لاغر با رژیم لاغر شده، یا لاغر مونده؟؟اون فرد لاغر فابریک نه اون فردی که جسمش لاغره ولی مغزش چاق شده، ذهنش درگیر چاقیه که همش میگه اینو نخورم، این کارو نکنم،یه سری از افراد هستن که اینجورین، جسمشون متناسبه اما درگیر ترس از چاقی شدنن،چرا؟؟چون شنیدن، رسانهها گفتن، حالا یه جورایی یه چیزایی شنیدن و باور کردن که مثلاً خوردن فلان ماده غذایی باعث چاقی میشه،تحرک از این مقدار کمتر، چاقیه. فلان چیز باعث چاقیه،اینا لاغرن ولی متناسبن،ولی ترس از چاقی دارن،یه اقدامات عجیب و غریبی هم میکنن، ولی در نهایت اضافه وزن پیدا میکنن،
اینها نه،اون افرادی که متناسبن و هیچ کار خاصی نمیکنن برای متناسب بودنشون،نه ورزش میکنن،نه رژیم میگیرن،هیچ فرد متناسبی که از اون اول متناسب بوده تا الان هرگز از رژیم و ورزش و کرم و کمربند و دستگاه،از هیچی استفاده نکرده برای لاغر شدن.
حالا من چطور انتظار دارم که با استفاده کردن از چیزایی که هیچ کسی برای لاغری استفاده نکرده، لاغر بشم.اصلاً نمیشه.
پس برای اینکه تا الان از روشهایی برای لاغری استفاده کردیم که هیچ فرد لاغر و متناسبی از این روشها استفاده نکرده برای لاغری،پس هیچ موفقیتی هم در اینها نیست.
لاغری با ذهن چیه؟؟دقیقاً روشیه که همه افراد متناسب دارن و از همین روش استفاده میکنن، اونا پیش فرضشون همینه،اونا چاقی رو یاد نگرفتن،ولی من چاقی رو یاد گرفتم،همه آدمها با هر رنگ و نژاد و کشور و محیط پیش فرضشون از طرف خداوند تناسب اندامه،همونجور که خداوند دو چشم، یه بینی، دهان، دو تا گوش، همه چیز رو داره درست مدیریت میکنه،در تولد میلیاردها انسان قطعاً اشتباه نمیکنه که بخواد بعضیا رو از دستش در بره که اینا چاق و نامتناسب باشن.
پس دیگه این حرفها رو ول کنم که ژنتیکه، تیروئیده، سوخت و سازه، سن بلوغه،کربوهیدراتهاست،اینها نیست،پیش فرض وجود همه ما تناسب اندامه، همه اونایی که چاقن، چاقی رو یاد گرفتن،وگرنه پیش فرضشون تناسب اندامه.
روش لاغری با ذهن دقیقاً روشیه که همه لاغرهای دنیا دارن ازش استفاده میکنن،
نه خواب رو عامل چاقی میدونن،نه کار رو عامل چاقی میدونن،نه خوردن رو عامل چاقی میدونن،نه هیچی رو عامل چاقی میدونن،اصلاً چیزی به اسم چاقی توی مغزشون نیست،هیچ نگرشی درباره چاقی توی ذهنشون نیست،پس منم در لاغری با ذهن، باید به اون سمت حرکت کنم،زمان میبره،
اما نتیجهاش فوق العاده است، آرامش ذهنی برام میاره،سلامت روحی، سلامت جسمی، شادی درونی،همه چیز رو متحول میکنه،چون با این کار اساس و اصول رسیدن به پیش فرض ایده آلم رو یاد میگیرم،با کنترل ذهن،شناسایی فرمولهای اشتباه و اصلاح کردنش،تکرار، تمرین و نتیجه.
بینهایت از شما سپاسگزارم استاد عزیزم.
فایلهاتون واقعا عالی و بینظیرن🌼🌼🪴🪴🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
پیرامون مبحث امروزمان در مورد یادگرفتنی بودن چاقی من یاد صحبتهای مادرم افتادم که چند روز پیش بهم گفته بود که زن عموی تو که دوتا دختر داره و هم عمو و هم زن عموی من هر دو معلم بودن .
و بنا به شغل معلنی شان مجبور بودن فرزندانشان رو در دوران کودکی پیش مادراشون بفرستند تا ظهر پیششان باشه و زن عموی من به مادرم گفته دختر اول من چون پیش مادربزرگش بزرگ شده کلا رفتار اون شبیه مادربزرگش شده و اهل تمیزی زیاد هست ولی دختر دومش پیش مادرجونش بزرگ شده ولی اون زیاد به تمیزی اهمیت نمیده و رفتار اون رو داره .
همون چیزی که ما میگیم یاد گرفته .
یا در مبحث تربیت فرزند همش ما مراقب بچه ها هستیم که باهرکسی دوست نشه چرا؟ چون معتقدیم یک بچه بی تربیت در رفتار فرزند ما تاثیر نامطلوب میزاره و این رو بارها شنیدیم که اکه بچه ای بی ادبی میکنه میگیم بچه مقصر نیست حتمن یه جایی دیده و شنیده ویادگرفته و داره تکرار میکنه .
اما در موضوع لاغری استاد نمونه خوبی برای نقض باورهام برای چاق بودنه :
معتقد بودم بخشی از چاقی ارثیه چون خودم قدم بلنده وقتی چاق شدم مادرم مرتب میگفت به فلان عمه ات رفتی .
اما به استاد هم میگفتن طایفه شما عطار روشن ها چاقه و چاقیتون ژنتیک هست اما استاد ثابت کرد که این فقط یک توهم محض هست .
یا خودم شنیدم کار پشت میز نشینی و کم تحرکی باعث چاقی هست باز هم استاد که کارش پشت میزنشینی وکار باسایت هست و نقض این باور هست .
یا در فیلم ها میدیدم که فردی که وضع مالیش خوبه اون چاقه مثل سریال خانه به دوش ونقش اصلان ولی استاد باز نسبت به گذشتش که درقرض وبدهی بود الان درآمد خوبی داره اما متناسبه .
یا شنیدم که غذاخوردن باعث چاقی میشه و من باز دیدم استاد آبگوشت رو با برنح صرف میکنند وباز هم متناسبند .
یاآرامش باعث چاقی میشه و وقتی خودم تو کنکور سراسری که دغدغه زندگیم بود یا موضوعات دیگه وقتی حل میشد من جسمم به سمت چاقی میرفت اما من دیدم که استاد بالای چهل کیلو وزنش کم شد و وضعیت مالیش بهتر شد و روابط خوبی با خانوادش داره و آرامش روحی خوبی داره اما باز هم متناسبه.
یا فرد خوش مشرب و خوش اخلاق وخانواده دوست ومهربان چاقه مثل دایی ام . ومن همش تو خونه میگفتم من شبیه دایی هستم .اما من شوهر عمه ام مرد فوق العاده مهربان وخوش مشرب وخانواده دوست هست اما متناسبه ولاغره.
یا فردی که اعتماد به نفس و خودباوری بالایی داره چاق هستند وچهار شونه وقوی و دوره ای که روی اعتماد به نفسم کار کردم و اعتماد به نفسم بالاتر رفت روند چاقیم بیشتر شد اما افرادی دوربرم هستند که اعتماد به نفس بالایی داره ولی متناسبند.
پس نه محیط ونه شغل ونه درآمد و نه ویژگی شخصیتی هیچکدوم قدرت چاق کردن منو ندارن بلکه این منم که با این نوع افکارم باعث چاقیم شدم و با تغییر افکارم متناسب بودن رو خلق میکنم .
سلام و درود
سوال اول:کار با دستگاه بدنسازی اول به من یاد داده شد
اموزش حرف زدن به فارسی در کودکی اموزش خواندن و نوشتن
سوال دوم: با تمرین زیاد تکرار و پشتکار در طی زمان این عادت نهادینه شد
سوال سوم:توجه به چاق تر شدن هر روز باعث شده ما هر چه بیشتر و بیشتر تحقیق کنیم و راه های چاق شدن رو در اینترنت پیدا کنیم و هر روز بیشتر چاقی رو یا گرفتیم
سوال چهارم: توجه به چاقی هر روز بیشتر از دیروز
سوال پنجم:در این دوره ما ارام ارام یاد میگیریم به جسم خود احترام بزاریم و زبان اون رو بفهمیم و بدن ما با ما حرف بزنه وقتی که اون واقعا نیاز به غذا داره ما متوجه بشیم و به اون غذا برسونیم و این عادت انسان های متناسبه
سوال ششم: خیر
سوال هفتم: ما میایم و این بار ذهنمون و طرز فکرمون رو تغییر میدیم و این اموزش رو اگه کامل و درست ببینیم باعث میشه تا اخر عمر مشکل پرخوری و اضافه وزنمون حل بشه فقط باید ثابت قدم باشیم و عین همیشه جا نزنیم و یه چیز رو تا اخرش بریم🌹
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام
من یقین دارم توانایی تغییر کردن و دارم که خداوند منو به این مسیر هدایت کرده چون خداوند کار بیهوده انجام نمیده پس پر انرژی و قدم قدم و بدون کوچکترین عجله جلو میرم حالا که با آموزشهای غلط استاد چاقی شدم توی این مدرسه تمام تلاشم و میکنم شاگرد نمونه باشم و مهارت لاغری و یاد بگیرم هر چقدر هم طول بکشه که نتیجه بگیرم مهم نیست کسب این مهارتها ارزش بینهایت داره یه عمر عجول بودیم و رژیم و ورزش پشت هم برای کسی نتیجه و همش تو فکر نتیجه بودیم هر روز وزن کشی مدام سایز گیری تا کمی برای خودمون قابل تحملتر میشدیم رها میکردیم و حالا روز از نو و روزی از نو ،الان دیگه راه درست و یاد گرفتم مسیر و پیدا کردم راهنمای الهی خودم و پیدا کردم پس عجله بی عجله وزن کردن و سایز کردن مال ذهن چاقه
چرا من چاق شدم ؟
دلیل چاق شدن من که واضحه برام ورودی های اشتباه که به مرور زمان روی عادتهام تاثیر گذاشت و ذهنم و چاق کرد و جسمم چاق شد و مدام گول مافیای چاقی و خوردم از انواع و اقسام رژیمها تا وسایل لاغری و داروهای لاغری و پزشکان لاغری بگیر تا فشار آوردن به جسم بینوای خودم با این تکنیکها،وقتی یادم میاد چه بلاهایی سر بدنم آوردم تا لاغر بشه گریه ام میگیره دلم برای بدنم میسوزه چقدر بهش ظلم کردم امیدوارم جسمم و خدایی که این جسم و به من امانت داده منو ببخشن تمام تلاشم و میکنم تا جبران کنم
الان من دارم آموزش میبینم با تکرار و تمرین روشهای صحیح و یاد میگیرم عادتهای بد ذهن چاقم و کم کم با عادتهای ذهن لاغر جابه جا میکنم آموزشهای ذهن چاقم و با آموزشهای ذهن لاغر جایگزین میکنم من توانمندم و بارها و بارها در شرایط مختلف زندگی این توانایی ها رو دیدم من در توانایی هام مثال و زبانزد همه کسانی هستم که میشناسنم اگر اتفاقی افتاده و اشتباهی کردم و ذهنم و چاق کردم برای این بوده که بلد نبودم الان دیگه با افتخار میشینم توی این مدرسه و یاد میگیرم خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر راهنمایی من به این مسیر الهی شکرت
چرا لاغر نمیشم ؟
اتفاقا من به توانایی چاقها برای لاغری ایمان دارم چون ما انسانهای چاق بسیار با اراده و قوی هستیم چون بارها و بارها کلی وزن کم کردیم ولی چون راه و اشتباه رفته بودیم و بلد نبودیم مسیر صحیح و دوباره چاق شدیم بعد خسته شدیم و یه تایمی رها کردیم همه چیز و،بعد گله و شکایت و افسردگی که چرا منو اینجوری خلق کردی و باقی مسائل که هممون درش استادیم ما لاغر نمیشیم چون کلی بهانه داریم برای چاق بودن خودمون ژنتیک ،سن،کم تحرکی،پرخوری و………
اینقدر طی سالها شنیدیم و دیدیم که تک تک این بهانه ها رو برای خودمون به یه باور تبدیل کردیم برای اینکه نمیخوایم قبول کنیم که دلیل چاقی امروزمون بخاطر رفتارهای غلط خودمون و ذهن چاقمون بوده تا زمانی که نپذیریم که شرایط موجود و خودمون بوجود آوردیم نمیتونیم تغییرش بدیم تا به اشتباهاتمون توجه نکنیم نمیتونیم جبرانشون کنیم و روشهای صحیح و جایگزینشون کنیم از قدیم گفتن کسی که خوابه میشه بیدارش کرد ولی کسی که خودش و به خواب زده نمیشه بیدارش کرد پس تلاش کنیم فرمولهای غلط و شناسایی کنیم و اونها رو با فرمول درست لاغری جایگزین کنیم نه نیاز به رژیم داریم نه ورزشهای طاقت فرسا نه داروهای مختلف و تکنیکهای متفاوت واقعا کدوم لاغر فابریکی اینجوری لاغر مونده که ما بخوایم اینجوری لاغر بشیم کافیه دل بدیم و تلاش کنیم آفتهای ذهن چاقمون و شناسایی کنیم در مسیر باقی بمونیم هر روز تمرین و تکرار کنیم فایلها رو ببینیم و گوش کنیم کامنتهای بچه ها رو بخونیم و اجازه ندیم چیزی ما رو از مسیر خارج کنه به صدای ذهن چاق توجه نکنیم یه تایمی خود خواسته صدای ذهن چاق و سایلنت کنیم تا صدای ذهن متناسب شروع کنه به رشد کردن در ذهن ما ،و اونقدر صدای ذهن لاغر بلند بشه که دیگه صدای ذهن چاق هر چقدرم فریاد بزنه شنیده نشه و تمام اینها نیاز به زمان داره و تلاش خودمون برای آموزش دیدن و استمرار داشتن در مسیر صحیح لاغری با ذهن ،طبیعت خلقت ما انسانها تناسب اندامه پس من به طبیعت خودم برمیگردم و شگفتی ساز میشم به یاری خداوند و آموزشهای استاد عزیزم الهی به امید تو
سلام خدمت استاد عزیز
علت چاقی من آن است که در این کار استمرار داشته ومهارت کافی پیدا کردم و ذهن من فرمول چاقی را به خوبی یاد گرفته است و علتهایی که خودم برای خودم تصورکرده بودم
چاقی من ژنتیکی است
چاقی براثر بی تحرکی
نداشتن رژیم خیلی خوب
خوردن شیرینی و نان و برنج
سوخت وساز پایین بدنم
استخوان بندی درشت
کارمند بودن
ترس از چاقی بعد از خوردن غذا
وچرا لاغر نمیشوم
من به خاطر اینکه فرمول ذهن خودم را به سمت متناسب شدن نبردم و هنوز هم از چاق شدن مترسم لاغر نمیشوم پس باید که ذهن خودمان را به سمت لاغر شدن ببریم و اگر هرروز فواید لاغری که سلامتی – اعتماد به نفس بالا – آزاد بودن در انتخاب برای خوردن و پوشیدن لباس – شرکت بیشتر درگروه های جمعی و خیلی از موارد دیگر را برای خودمان یاداوری کنیم و واقعا اشتیاق داشته باشیم و تمریناتی که استاد گفتند را موبه موانجام دهیم برای لاغر شدن ،ما هرروز به سمت لاغر شدن حرکت میکنیم انشاالله که بعد از طی کردن مراحل 100گام جزء شگفت انگیزان باشیم .
سلام وعرض ادب
چرا چاق شدم ؟ چرا لاغر نمیشم ؟؟؟
سوالی ک منم سالها توی ذهنم مروزش میکردم ؟ برای قسمت اول ک چرا چاق شدم و چرا دارم چاق میشم کلی دلیل داشتم ، دارم چاق میشم چون من رژنتیکم چاقیه ، چون سوخت و سازم پایینه ، چون کمتحرکم، استخون بندیم درشته ، چون غذا زیاد میخورم ، از نوع غذاهاییه کمیخورم ، چون افسردم الان وناراحتم پس دارم چاق میشم ، چون ورزشو گذاشتم کنار بس چاق میشم چون الان رژیم ندارم بس چاقتر میشم و کلی دلیل و فرمول ونگرش در ذهنم داشتم ک از خودم انتظاری جز چاق شدن نداشتم ، وهر چی ک از بیرون جسممو تحت فشار رژیم و ورزش قرار میدادم و یا از دمنوش و داروهای لاغری استفاده میکردم باز هم نتیجه مطلوب وپایدار نداشتم ، چون در اون شرایطم تمام اون فرمول های چاقی در ذهن من بود، ی مدت ک وزن کم میکردم بعذش انتظار استپ بدن رو داشتن بعد یهو مشکلی پیش میومد و میگفتم ناراحتی و افسردگی منو چاق میکنه ، خلاصه ک هر چی ک تلاش میکردم برای لاغری ، ناموفق تر از قبل بودم چون همراه این تلاشها ی سری فرمول هام بهماضافه میشد ، میرفتم باشگاه میگفتن باید عرق کنی پس عرق نمیکردم لاغرمنمیشدم ، رژیم میگرفتم میگفتم باید اینارو محدود کنی ، وقتی وسط رژیم ی خطا داشتم پس انتظار لاغری همنداشتم ، وهمه ی تلاش هام برای لاغری بی نتیجه میشد ؛ چون ذهنم پر از چاقی ها بود ، نگرش وفرمول و اطلاعاتی ک منو فقط ب سمت چاقی میبرذ ،
من سالها چاقی رو یاد گرفته بودم و رفتار و عملم همسو با چاقی بود وبا فشار جسم نمیشد ک ذهن روخالی کنم ، اونفرمول ها هر لحظه کار میکرذن ودر ذهنم مرور میشدن ؛ نمیشد انچه رو ک سالها از بچگی یاد گرفتم و باورشون کردم رو چند روزه و چند ماهه با رژیم و ورزش ودارو فراموش کنم ، سالها بهم گفتن ژنتیکی چاق میشی ، وقتی ک ب سن بلوغ برسی چاق میشی ، تحرک نداشته باشی مساوی چاقیه ، غذا خوردن و مقدار و و نوعش باعث چاقی میشه ، استخون بندی درشت یعنی هیکل بزرگ و درشت پس تو لاغر نمیشی ، ارثی ما سوخت و سازمون کمه وهر چی ک بخوریم بصورت چربی وگوشت میچسبه بهمون، غذاها حیفه ، اصراف میشه ، گناه داره ، خوشمزه اس باید خورده شده ، مهمونیه دیگه بعدش از اینا نیست باید بخوریم ، تارف کردن دستشو رد نکن، این مفیده ، میوه خوبه و …. کلی دلیل برای اضافه خوردن و رفتارهای چاقی وعمل ب چاقی رو من هر روز تکرار میکردم و همین هم علت تداوم چاقی در من بود، حتی وقتایی ک وزنم و سایزم زیاد در حد چاقی نبود ولی ذهنم چاق چاق بود، شاید خودمو کنترل میکرذم ودچار کلی همکشمکش و تنش میشدم ولی تناسب فقط در اون موقع در جسمم بخاطر فشار ها بود ولی ذهنم چاق بود و پر از فرمول چاقی ، ک الان با این لقمه توجاق میشی الان ورزش نکردی چاق میشی و یا بخور یه بار مهمونیه، پولشو دادی ، حیفه ، شادی بخور، عصبی بخور ، و همین ها خیلی زود باعث تغییر جسم هم میشد چون ذهن ومغزم فقط اون چاقی رو داشت و رفتارهای چاقی هم در جسمم نمایان میشد چون در ذهنمو مغزم فقط تصاویر چاقی بود ؛
پس راهش چی بود ؟؟؟ چطوری باید لاغر میشدم ؟؟؟ تنها و تنها راه ممکن برای لاغری ومتناسب شدن ومتناسب زندگی کردن فقط اموزش به ذهنه ، من چاقی رو از ذهنم شروع کردم اونوقتی ک بچه بودم و اون اطلاعات و اموزش های چاقی رو یاد میگرفتم وباور میکردم ، از بیرون هیچ فشاری ب خوردمنمی اوردم و با لذت روز ب روز چاق میشدم ،ذهنم منو خیلی راحت و اسون ب سمت چاقی میبرد ، الانم باید ذهنمو اموزش بدم ، فرمول های لاغری ، باور اینکه جسممن توانایی تناسب رو داره و لاغری رو برای جسمم طبیعی بدونم ، هیچ ژنتیکی نمیتونه منو چاق کنه ، هیچ بی تحرکی باعث چاقی من نمیتونه باشه کلی ادم ک حتی نیمساعتم طاقت رژیم گرفتن ها و ورزش وتمرین های ورزشی منو ندارن و متناسب لاغرن حتی کسایی ک لاغرن و افراد نزدیک و دوست من هستن ،رو دیدم ک هیچ تلاشی برای لاغر شدن خودشون انجام نمیدن و خیلی متناسب و لاغرن هیچوقت امار غذاشون دستشون نیست کچی خوردن چقدر خوردن ولی لاغر ومتناسبن ، هیچوقت تلاش نکردن ک پیاده روی کنن، هیچوقت پانشدن برن ساعت ها توی باشگاه وزنه بزنن و تحرک داشته باشن ولی لاغرن ، ندیدم ک چشمشون ب این باشه ک چقدر از غذامو خوردم ایا این مقدار بسه یا زیاده ، هیچوقت ندیدم نوع غذاهارو انالیز کنن چون چاقی رو یاد نگرفتن و برای جسمشون باورش نکردن، اونها فقط تناسب و لاغری رو از جسمشون انتظار دارن ، تنها راه لاغر شدن و متناسب زندگی کردن اموزش ب ذهنه ، همانطور ک اشپزی رو یاد گرفتیم ، همانطور ک رانندگی رو یاد گرفتیم ، باید مهارت لاغری رو یادم بگیرم ، در اینصورته ک مثل اب خوردن خیلی اسون و راحت لاغر ومتناسب میشم ، من وقتی وارذ سایت شدم و تحت اموزش لاغری قرار گرفتم ، هیچ کار خاصی انجام ندادم ، فقط یاد گرفتم فهمیدم ک کدوم فرمول ها و نگرش های من مربوط ب چاقیه ، و در مقابلش چ نگرش و اطلاعاتی راجب لاغری هست ، پذیرفتم ک من مسئول بوجود اومدن چاقیم بودم ن هیچ دلیل و علت دیگه ، و قبول کردم ک من فقط میتونم لاغری رو یاد بگیرم ، و بعد از اون ب مرور جسم من شروع ب تغییر کرد ، چون ذهنم داره تغییر میکنه ، من یه ماهه و ی ساله چاق نشدم ، ذهن ومغز برای اینکه اموزش های جدید رو ب ناخوداگاه بده و تثبیت بشه و تبدیل ب رفتار و عمل بشه ب زمان نیاز داره ، و تکرار و تکرار ، هر چقد ک تکرار باشه اون مقدار راحت تر و سریعتر میشه ، مثلا همون اموزش رانندگی من بخوام دوبار ماشینو بردارم و چرخ بزنم نمیتونم ب اون همه مهارت برسم و دست فرمون خوب رو در شرایط مختلف داشته باشم ، ولی وقتی هر روز دارم تکرار میکنم ودر شرایط و موقعیت های مختلف قرار میگیرم ، مهارتم بیشتر وبیشتر میشه ودر موقعیت های مختلف میدونم ک چه عکس العملی رو انجام بدم لاغری هم همینجوریه ، همونطور ک چاقی رو سالها در شرایط مختلف انجام دادیم وادامه دادیم ، بایداموزش لاغری رو هم ادامه بدیم و تکرار کنیمو در این راه در شرایط مختلفی قرار میگیریم و وقتی ک هر روز در مسیر اموزش هستیم بهتر میتونیم در شرایط مختلف عکس العمل درست رو انجام بدیم و مهارت لاغری رو کسب کنیم و خیلی اسون مثل اب خوردن هر روز متناسب تر و لاغرتر از قبل میشیم ، صبر و تکرار و استمرار داشتن در اموزش هست ک نتیجه رو فراتر از انتظارمون میکنه
سلام روزبخیر
استاد عزیزم و دوستان و هم مسیریای مهربونم
سوال چرا چاق شدم؟
خب تاقبل از اینکه از آگاهی ذهن وباورهای ذهن چاق مطلع بشم
همیشه دلیل اصلی چاقیمو عواملی مثل پر خوری زیاده روی در غذا حتا تفکیک های غذایی که همگی میدونیم اخبار و رسانه و اطرافیان میگفتن ، دلیل چاقی خودم میدونستم ،
استعدا. و ارث چاقی اینکه چون مادر بزرگمون شکم داشته ما هم به اون رفتیم
که خوردن باعث میشه روی چاقی شکممون تاثیر بزاره
سوال چرا لاغر نمیشم ؟
خب رفتارهای پر خوری ،سریع غذا خوردن ، ناتوانی و کم اراده بودن از اینکه به موقع دست از غذا خوردن بکشم ،
وحالا با اینآگاهی که کسب کردم فهمیدم همین توجه کردن به پرخوریم و سر زنش کردن خودم بعد خوردن زیاد غذا وسرعت در خوردن و سرزنش خودم که من چرا اراده ندارم وهمین باورها باعث شده نتنها همچنان به رفتاری که دوست ندارم ادامه بدم بلکه چاقتر هم بشم
اما حالا دیگه قدم به قدم با دوره های استاد پیش میریم و اعتماد میکنم به این آگاهیا و نتیجه اش هم اول توی ذهنم بعد توی جسمم میبینم ، تا دیروز توقع داشتم حالا که توی مسیر هستم پس چرا رفتارغذا ییم تغییر نکرده یا چرا لاغر نشدم (جسم)اما حالا میدونم و به خودم قول میدم اول باید ذهنم لاغریو یاد بگیره من دارم ذهنمو لاغر میکنم کاری به ظاهر جسمی که الان دارم نداشته باشم و دیگه هم در مورد جسم الانم که چقدر چاقه نه با خودم نه با دیگران هیچ حرفی نزنم دیگرانی که توی این مسیر لاغری باذهن نیستن و حتا بهشم اعتقادی ندارن که اول باید ذهنتو لاغر کنی تا جسمت خودش خودشو به پیش فرض الهیش که لاغری و تناسب دائمی هست نشون بده ،
خدایا شکرت
من ادامه میدم