0

علت اصلی چاقی چیست؟ (گام ۸)

علت اصلی چاقی
اندازه متن

علت اصلی چاقی موضوعی بسیار مهم است که شناخت آن می‌تواند بسیاری از ابهامات ذهنی درباره‌ی چرایی چاق شدن و لاغر نشدن را روشن کند.

برای بسیاری از افرادی که دچار اضافه وزن هستند، علت اصلی چاقی برایشان کاملاً مشخص نیست.

آنها نمی‌دانند چرا چاق شده‌اند. حتی اگر دلایل مختلفی برای افزایش وزن خود داشته باشند، اما واقعاً نمی‌دانند علت اصلی چاقی آنها چیست!

علت اصلی چاقی من چی می‌تونه باشه؟! 🤔🍔

همه‌مون کلی دلیل برای چاقیمون داریم، اما اغلب این دلایل از حرفای دیگرونه یا دیدن آدمای اطرافمون شکل گرفته. ولی واقعیت چیز دیگه‌ست! 🙄

من وقتی چاق بودم، همیشه فکر می‌کردم علت اصلی چاقی‌م ژنتیکه، چون همه می‌گفتن تو خونواده‌مون چاقی هست و من شبیه عموهامم. حتی از بچگی می‌گفتن طاسی هم به خاطر شباهته! 😂

هر کی اضافه وزن داره دلایل خودش رو داره، ولی این دلایل باعث می‌شه تو ذهنمون فکر کنیم قراره همیشه چاق بمونیم و بیشتر چاق بشیم.

وقتی می‌خواستم لاغر شم، قبلش تو دلم می‌دونستم که لاغر نمی‌شم یا اگرم لاغر شم دوباره چاق می‌شم. با این حال، درد و رنج چاقی باعث می‌شد بارها و بارها با ناامیدی تلاش کنم. 😞

جالبه بدونی هر بار که تصمیم می‌گرفتم رژیم بگیرم، مادرم هفته اول می‌پرسید: «تو که لاغر نمی‌شی، چرا داری رژیم می‌گیری؟!» 😑 این حرفا باعث شده بود فکر کنم لاغر شدن خیلی سخته و شاید اصلا دست نیافتنی باشه.

اما وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهنم برای لاغر شدن استفاده کنم، فهمیدم علت اصلی چاقی اینه که ذهن من یاد گرفته چاق باشه! 🤯 یعنی من خودم کاری نکرده بودم که ذهنم چاقی رو یاد بگیره و اصلا خبر نداشتم.

ولی همون‌طور که همیشه خودم تصمیم می‌گرفتم لاغر شم، این تصمیم همیشه با درد و ناراحتی همراه بود. 😓

همه ما تو زندگی چیزهای مختلفی یاد می‌گیریم و این کاملا طبیعیه که وقتی آموزش می‌بینیم انتظار یاد گرفتن داشته باشیم.

حالا تصور کن که تو یاد گرفتی چاق باشی! این طبیعی‌ست که ذهنت انتظار چاق بودن داشته باشه. پس علت اصلی چاقی آموزش دیدن چاق شدنه، نه ژنتیک یا سوخت و ساز بدن و این حرفا. 😌

تو تحقیق‌هام فهمیدم ما می‌تونیم به ذهنمون چیزای جدید یاد بدیم و با تکرار و تمرین، اون آموخته‌ها رو به مهارت‌هامون تبدیل کنیم. اما هر چقدر هم تلاش کنیم، نمی‌تونیم مهارتی که یاد گرفتیم رو کامل فراموش کنیم! 🧠✨

علت اصلی چاقی

علت تدام چاقی چیست؟

واقعیتش اینه که ما نمی‌تونیم چیزی رو که یاد گرفتیم، فراموش کنیم! این دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه چاقی ادامه داشته باشه و در واقع علت اصلی چاقی همینه. 🧠⛔

ذهن ما مثل یه جاده‌ی یک‌طرفه‌ست؛ فقط می‌تونه یاد بگیره، ولی نمی‌تونه فراموش کنه. یعنی هر چی یاد بگیری، همیشه همراهته!

مغز ما کلی ظرفیت داره واسه یاد گرفتن، اما نکته مهم اینه که ما خودمون انتخاب می‌کنیم چجوری از این اطلاعات استفاده کنیم. 🤔

می‌تونی کلی اطلاعات تو ذهنت ذخیره کنی، ولی فقط همون چیزایی رو به کار می‌گیری که بهش علاقه داری یا برات مهمه.

وقتی یه موضوعی رو مدام تکرار کنی، مثل چاقی که بارها و بارها تو ذهنت بوده، ذهن خیلی راحت یادش می‌مونه. به همین خاطر، موضوعاتی که زیاد باهاشون سروکار داری، راحت‌تر یادته و همیشه تو ذهنت هستن. 🔄💡

اما موضوعایی که کمتر بهشون فکر می‌کنی یا کمتر استفاده می‌کنی، باید کلی دنبال‌شون بگردی تا یادت بیاد. این یعنی ذهن باید بین انبوه اطلاعات، جستجو کنه و این کار انرژی می‌خواد.

پس دلیل اینکه چاقی ادامه داره اینه که ذهن ما یاد گرفته چاق باشه و این یادگیری، توی ذهن ما ریشه داره و فراموشش سختِ سخت!

به همین دلیل میگیم علت اصلی چاقی اینه که ذهن آموزش دیده چاقی رو یاد بگیره و اگر بخوایم واقعاً لاغر بشیم، باید اول ذهنمون رو دوباره آموزش بدیم. 💪🧘‍♂️

چند مثال ساده برای درک بهتر علت اصلی چاقی 🍕🧠

۱. مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری 🚲
وقتی بچه بودی، دوچرخه سواری رو یاد گرفتی، دیگه نمی‌تونی اون مهارت رو فراموش کنی. هر وقت بخوای سوار شی، بدن و ذهنت سریع واکنش نشون میدن.
حالا فرض کن ذهن ما چاق شدن رو هم همین‌جوری یاد گرفته، یه مهارت ریشه‌ای شده که نمی‌تونه فراموشش کنه! این دقیقاً علت اصلی چاقی هست.

۲. مثل عادت به خوردن شیرینی بعد غذا 🍰
شاید چندین بار به خودت قول دادی بعد غذا شیرینی نخوری، ولی ذهنت یادش داده که بعد غذا شیرینی خوردن عادیه و حتی دوست داشتنی!
پس وقتی می‌خوای لاغر بشی، باید اول این عادت ذهنی رو تغییر بدی، وگرنه دوباره سراغ شیرینی می‌ری.

۳. مثل رانندگی با ماشین اتوماتیک 🚗
وقتی رانندگی با ماشین اتوماتیک یاد می‌گیری، دیگه نیازی نیست به تک تک کارها فکر کنی. این یعنی ذهنت یه سری کارها رو به صورت اتوماتیک انجام میده.
ذهن ما هم چاق شدن رو مثل رانندگی اتوماتیک یاد گرفته؛ یعنی بدون اینکه خودمون بخوایم، دست به رفتارهایی می‌زنیم که باعث چاقی میشه.

حالا که فهمیدی علت اصلی چاقی آموزش ذهن ما برای چاق شدن بوده، وقتشه با آموزش‌های جدید، ذهن رو آماده کنی که لاغری رو یاد بگیره و همینطور جسمت رو همراه کنی تا نتیجه واقعی بگیری.

ذهنمون چه نقشی تو زندگی‌مون داره؟ 🧠✨

راستش رو بخوای، هدایت ما تو مسیر زندگی به عهده ذهنمونه. ذهن مثل یه راهنما یا حتی بهتر بگم، مثل یه GPS عمل می‌کنه که مسیرمون رو بر اساس چیزهایی که یاد گرفتیم مشخص می‌کنه. 📍🚗

ما چاق شدن رو یه زمانی یاد گرفتیم، شاید خیلی قبل‌تر از اینکه اصلاً حواسمون باشه چی داریم یاد می‌گیریم. کم‌کم با تکرار اون رفتارها، عادت‌ها و دیدگاه‌ها، تو این مسیر ماهر شدیم! 🎯

الانم اگه نگاهی به بدن‌مون بندازیم، نتیجه‌ی همون آموزش‌هاست. پس واقعاً علت اصلی چاقی خودمون هستیم، حتی اگه ندونیم که چطور به این نقطه رسیدیم! 😅

فرق چاق شدن با خیلی چیزهای دیگه اینه که لازم نیست هی بریم بروزرسانی‌ش کنیم یا چیزی جدید یاد بگیریم. ذهن‌مون با همون اطلاعات قدیمی هم کارشو عالی بلده! 🤖📦

و اینجاست که دلیل چاق شدن‌های مرحله‌به‌مرحله و تکراری مشخص میشه:

برای اینکه چاق‌تر بشیم، کافی‌ه همون رفتارها و باورهای قبلی رو تکرار کنیم. نیازی به یادگیری چیزی تازه نیست. چون ذهن‌مون یه بار برای همیشه اون دستورالعمل چاق شدن رو گرفته و داره خوب اجراش می‌کنه! 🔁🍩

تنها راه ممکن برای لاغر شدن چیه؟! 🤔💡

خیلی از ما وقتی دنبال لاغری می‌ریم، فقط جسممون رو زیر فشار می‌ذاریم؛ یا غذامونو کم می‌کنیم، یا ورزش سنگین می‌کنیم. چون فکر می‌کنیم «علت اصلی چاقی» فقط همینه، یعنی جسم چاق شده و با این کار می‌خوایم وزن کم کنیم. 🏋️‍♀️🥗

اما واقعیت چیه؟! مثل این می‌مونه که بخوای رانندگی یا خیاطی رو با زور فراموش کنی! 🚗✂️ بدن ما که نمیتونه خودش چاقی رو فراموش کنه؛ چون چاق شدن یه مهارت ذهنیه که ما یاد گرفتیم.

ذهن یاد گرفته چطور چاق بشیم و جسم فقط داره اون رو اجرا می‌کنه. 😕

وقتی رژیم تموم میشه یا ورزش رو کنار می‌ذاری، دوباره برمی‌گردی به همون عادت‌های قبلی و چاق می‌شی. سوالی که همیشه می‌مونه اینه: «چرا با این همه تلاش، لاغر نمی‌شم؟!» 🤷‍♀️

یادگیری واقعی از ذهن شروع میشه، نه فقط از جسم! ذهن یاد می‌گیره و جسم تمرین می‌کنه. مثل درس خوندن، اول باید بفهمی، بعد تمرین کنی تا توی کار مهارت پیدا کنی. 📚💪

تو مسیر چاقی هم همین اتفاق افتاده؛ ذهن چاق شدن رو یاد گرفته و جسم هر روز بیشتر تمرینش کرده.

پس اگر می‌خوای لاغر بشی و تا همیشه لاغر بمونی، اول باید ذهن‌ت رو آموزش بدی که لاغری رو یاد بگیره، بعد جسم‌ت رو همراهی کنی تا اون تغییرات تو بدن‌ت ظاهر بشن. 🧠➡️🏃‍♂️

هیچ راه دیگه‌ای نیست! 👈

همه ما چاق شدن رو یاد گرفتیم از خانواده، اطرافیان، رسانه‌ها و … این دقیقاً «علت اصلی چاقی» ماست. حالا نوبت ماست که لاغر شدن رو یاد بگیریم. 😊✨

یادت باشه، کسانی که ما رو چاق کردن، نمی‌تونن لاغر کردن رو به ما یاد بدن.

اما افراد زیادی با قدرت ذهن، لاغری رو یاد گرفتن و تونستن زندگی‌شون رو عوض کنن. این یعنی همه چیز از ذهن شروع میشه! 🌟🧘‍♀️

به همین خاطر این فایل آموزشی رو آماده کردم تا باهات درباره علت اصلی چاقی صحبت کنم و بهت یاد بدم چطور لاغر شدن رو از ذهن شروع کنی. دوست دارم با هم این راه رو بریم! 💖🚀

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای اینکه بهتر بفهمی علت اصلی چاقی چیه، یه نگاه دقیق بنداز به مهارت‌هایی که تو زندگیت یاد گرفتی. چاقی هم مثل خیلی چیزهای دیگه، مهارتیه که با تکرار و تمرین بهش رسیدیم؛ ولی چون آگاهانه نبوده، معمولاً فکر می‌کنیم دلیلش چیزای دیگه‌ست.

  • ✅ چه مهارت‌هایی رو تا حالا تو زندگیت یاد گرفتی؟ (مثل رانندگی، آشپزی، زبان و…)
  • ✅ بعد از یادگیری، چطوری با تمرین کردن مهارتت بهتر شد؟
  • ✅ چاق شدن چه شباهتی با اون مهارت‌ها داره؟
  • ✅ چطور مهارتت در چاق شدن بیشتر و بیشتر شده؟
  • ✅ نظرت درباره یادگیری مهارت لاغری چیه؟
  • ✅ آیا با روش‌های قبلی، واقعاً لاغر شدن رو یاد گرفته بودی؟
  • ✅ بنویس چطوری با تمرین‌کردن می‌تونی مهارت لاغر شدنت رو قوی‌تر کنی تا به نتیجه برسی.
  • ✅ از ویدئوی آموزشی تمرین مخصوص خودت رو بنویس و تو بخش نظرات با ما به اشتراک بذار 💬

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.06 از 209 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10111
338 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سمیرا
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۷ ۲۰:۵۵
      مدت عضویت: 2479 روز
      امتیاز کاربر: 7544 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      چرا چاق شدیم چرا لاغر نمیشوم؟
      ما همیشه برای یاد گرفتن هر چیزی به دنبال اموزش دیدن اون موضوع هستیم تا ان را یاد بگیریم پس ما همانگونه که زبان های مختلف و رانندگی و خیاطی و اشپزی را اموزش دیدیدمباید لاغری را هم اموزش ببینیم تا بتوانیم با استمرار داشتن و تکرار کردن یواش یواش لاغر بشیم .ما همیشه برای لاغری جسم خود را تحت فشار قرار میدادیم برای همین بعد از گذشت مدتی دوباره به وزن قبلی برمیگردیم .ما باید از طریق اموزش های ذهنی فرمول های اشتباه ذهن را شناسایی کنیم و بعد تصویر سازی مناسب را انجام دهیم و بعد ذهن و جسم در هماهنگی باهم قرار میگیرن و ما خود به خود چاق میشویم.
      فرمول های اشتباه رو از اطرافیان و خانواده که مدام انها را شنیدیم وباور کردیم در ذهن خود با تایید نمونه ها یی از انها در ذهن خود تصویر سازی کردیم و وقتی در موقعیت قرار گرفتیم فرمول ها تبدیل شدن به رفتار و رفتار ما تبدیل میشه به عادت و ما از تکرار یک عادت اشتباه خود به خود چاق میشویم تا به اون تصویری که در ذهن داریم برسیم.
      خدارو سپاسگزارم که در این مسیر زیبا برای اموزش لاغری با ذهن قرا گرفتم تا بتونم رویای لاغری رو خیلی زیبا تجربه کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۸ ۰۱:۳۸
      مدت عضویت: 2387 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      سلام‌ وقت بخیر استاد و دوستان همراهم‌
      خدارو شکر میکنم که در مسیر لاغری با ذهن هستم و تونستم هم از لحاظ جسمی وهم درونی تغییرات زیادیو داشته باشم ،،،ما از بدو بدنیا اومدن وحتی زمانیکه در شکم مادر بودیم در حال ضبط برنامه های ذهنیمون بودیم،،همونطوری که رشد میکردیم ،باورهای ما هم شکل گرفتند،،من در بچگی زیاد شنیدم که چاقی تو ارثیه و در کل ما همگی ارثی چاق هستیم و اون وقت ها واقعا خانواده چاقی داشتیم بغیر از پدرم وخواهر بزرگم که متناسب بودن ،،البته خواهران دیگه هم لاغر بودن وهمگیشون بعد از ازدواج دچار اضافه وزن شدند ولی من از بدنیا اومدن توپر بودم ،پس محتویات آلوده ذهنی من بیشتر بود،یه خصوصیت بدی که از بچگی داشتم این بود که دوست داشتم دیگران تاییدم کنن اونم بخاطر عزت نفس پایینم بود که احساس میکردم کسی دوستم نداره و مجبور بودم نقش دختر حرف گوش کن رو بازی کنم و از اونجاییکه زیاد به من برچسب بی عرضه احمقو زده بودن،خودم باور کرده بودم که باید حرف گوش کن باشم که کمتر اشتباه کنم و انقدر دیگران بهم نگن بی عرضه و من از همون موقع ها تمام حرف هایو که دیگران میگفتنو باور میکردم ومیپذیرفتم ومدام بهم میگفتن تو ساده لوحی تو زود باوری و من تمام این القاب رو پذیرفته بودم پس کارهایو انجام میدادم در راستای باورهام ، من شده بودم دختر تایید طلبی که هر حرفیو میپذیرفتم،احساس میکردم از دیگران و اطرافیانم خیلی کمتر هستم واین احساسات بد ادامه پیدا کرد و تمام اون باورها مثال مین هایی که در من کاشته شده بودن به موقع منفجر میشدن،،مثلا من شنیدم که خانم ها ازدواج میکنن چاق میشن و من زمانیکه ازدواج‌ کردم ،اون مینی که در ذهن من کاشته بودن منفجر شد ،وقتی زایمان کردم همینطور،منیکه پر از فرمول های اشتباه بودم با برخورد با هر کدومشون ،چاقتر وچاقتر میشدم ،من قبل از آشنایی با این سایت متقاعد شده بودم که من مسئله ذهنی دارم ،بنابراین با اطمینان وارد دوره شدم و ادامه دادم،به اندازه ای که اجازه دادم ،داده های جدید بر ذهنم اثر کنه نتیجه میگیرم ،هر چقدر بیشتر در تمرینات باشم ،در حال ساخت ذهنیت لاغر هستم ومن از این کار لذت میبرم و با اشتیاق در حال تعویض باورهای قدیم با جدید هستم ،خدارو شکر تغییرات سایزی خوبی داشتم که این نشان دهنده تغییرات باوری منه ،الان داشتم به دوستم پیشنهاد میدادم که بیاد تمریناتشو در سایت بنویسه ،چونکه مقاومت نوشتن داره و کلی در رابطه با این موضوع باهاش صحبت کردم،از مزایای لاغر شدن گفتم از مضرات چاقی گفتم و تمام این زمان هاییکه دارم حرف میزنم،مینویسم،گوش میکنم در حال ساختن مسیرهای لاغری هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 338 کلمه

      با سلام 🍃🍃🍃🍃
      چرا چاق شدیم وچرا لاغر نمیشویم ؟
      هر چه بیشتر فایلها رو گوش میدم به این نکته بیشتر پی میبرم که من چاقی رو اموختم نکته به نکته وچقدر هم سریع وراحت آموختم مثلا آموختم که چاقی ارثی وبه شدت باور کردم ،آموختم که چاقی ژنتیکی وباور کردم، آموختم که آدم بعد از ازدواج خواهی نخواهی چاق میشه وباور کردم ،وباز هم آموختم که تا یه سنی چربیها اب میشن وبعد از اون دیگه آب کردن چربیها سخت میشه وفقط با ورزش کردن وسختی کشیدن ونخوردن میتونم به اندام متناسب برسم وهمه اینها رو باور کردم، حالا باید چه کرد باورهام که از بین نمیرن ولی راهی هست که جایگزین بشه با باور درست میخوام لاغری رو یاد بگیرم وآموزشهای اون رو به کار ببرم وتا ابد لاغر بمونم اخه خیلی لذت بخش که وارد یه بوتیک لباس بشی وهرچی دوست داری بدون استرس ومحدودیت پرو کنی وهر غذایی که دوست داری رو بدون غذاب وژدان بعدش بخوری ومطمئن باشی که اون غذا تو رو چاق نمیکنه تنهالذت چاق بودن همونطور که استاد گفتن همینه ،که دوباره متولد میشی یه تولد آگاهانه هیچکس موقع تولدش رو یادش نیست ولی این تولد فرق داره چون خودت تولدت رو یادته فقط باید صبور باشم همونطور که برای هر آموزشی کلی وقت گذاشتم برای یاد گرفتن لاغری هم باید وقت بزارم وعجله نکنم مگه من چاقی رو چند ماهه یاد گرفتم که بخوام لاغری رو هم چند ماهه یاد بگیرم من به شخصه خیلی به بدنم ظلم کردم ولی خودم رو میبخشم چون از سر نا اگاهی بوده حالا میدونم که من در هر وعده ،غذای کمی احتیاج داشتم ولی به خاطر لذت خوردن مقدار زیادی غذا وارد بدنم میکردم بدون توجه به نشانه گرسنگی فقط میخوردم سر سفره باید حتما از همه مواد غذایی موجود در سفره تست میکردم وبعد از خواب بعد از ظهر باوجود سیری هر چی دم دستم میومد میخوردم خدا رو شکر به خاطر این آگاهی ارام ارام به اشتباهاتم پی میبرم واونها رو رفع میکنم
      لاغری اسانترین کار دنیاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۵ ۰۵:۵۵
      مدت عضویت: 2480 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 372 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان
      استاد می خواستم بگم اگه شما بتونین PayPal درست کنین حالا نمی دونم از ایران می شه یا نه ولی خیلی خوب می شه برای ماها که خارج کشور هستیم می تونیم با خیال راحت هر چی می زارین و تهیه کنیم لطفا ببینن می شه کاری کرد خیلی ممنون می شم!
      لاغری و باید یاد بگیرم همونطور که چاقی و سریع یاد گرفتیم من همیشه متناسب بودم تا زمان بارداری فکر کنم این فعال شدن همه چی می خوردم نمی دونم میوه سبزی و حبوبات و لبنیات و nut همه چی البته من همش پیاده روی می کردم ولی به زور اخراش سنگین شده بودم ولی شنا و یوگا می کردم
      خلاصه اونها و خودم در آورده بودم که از همه چی باید بخورم که به بچه برسه مامانمم می گفت البته اگه هم نخوری بچه از بدنت ویتامیناتو می گیره ولی مثلا موهات می ریزه و …..
      خلاصه دخترم که به دنیا اومد خدا رو شکر من فکر کردم که دیگه اوکی شدم و مثل قبلم شدم😂😂😂
      بعد بعد از زایمان موقع شیر دهی مامانم هر روز صبح شیر موز توت فرنگی به قول معروف اسموتی یه لیوان بزرگ هر روز باید می خوردم می گفتن بخور شیرت میاد برا بچه خوبه البته پشیمون نیستم خوب بود اون هم دورانی بود ولی شاید اگه مامانم نبود من طور دیگه ای بودم اقلا می رفتم پیاده روی و کارهای دیگه ای می کردم …..
      خلاصه شنیده بودم هر کی شیر می ده سریعتر لاغر می شه که من بعدش به دفعات و لاغر و چاق شدم و دیگه شیر دادن هم تموم شده بود سنم هم کم بود ولی بعد از چهل سالگی هم من این باور و داشتم که سوخت و سازم میاد پایین خلاصه همه اینها بود و همه رژیم‌ها و ورزشها ولی به قول شما چاق شدن و فراموش نکرده بودم همش مامانم می گفت که من هم بعد از زایمان چاق شدم !
      یکی از فرمولهاشم این بود که ورزشکارا اگه دیگه ورزش نکنن چاق می شن خودش حرفه ای بود پینگ پنگ من اینو خیلی شنیده بودم و من که همیشه ورزش می کردم ولی بعد از زایمان هیچ کاری نکردم تا چند وقت خیلی زیاد
      منتظر تولد دوباره خودم هستم که از همه چی لذت ببرم انشالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام دوست عزیز
        انشاالله به زودی امکان تهیه دوره های آموزشی از طریق پرداخت پی پل برای عزیزان خارج از کشور فراهم می شه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mv.abtahi
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۳ ۱۲:۱۹
      مدت عضویت: 2403 روز
      امتیاز کاربر: 250 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,569 کلمه

      به نام خداونده بخشنده مهربان
      سلام
      اول می خوام تشکر کنم از تکنیک تایید کردن که یکی از تکنیک هایی بود که شما گفتین که برای نشون دادن به ذهن و یادگیری خوبه که اون آموزش رو به روشی، تایید کنیم. برای همین موقع گوش دادن فایل سعی کردم که طوری که بشنوم همراه با شنیدن صحبت های شما بگم درسته بله و اگر سوالی رو مطرح می کردین من زودتر اون جواب مورد تایید رو بگم ……..خیلی برام جالب و جدید بود و ماندگاری آموزش رو در ذهنم پایدارتر کرد
      اما این فایل الماسی ( از طلایی گذشت )
      من خیلی چیزا رو از بچگی آموزش دیدم که به هیچ عنوان فراموش نکردم مثل دوچرخه سواری، آشپزی، بافتنی، خواندن و نوشتن، نماز خوندن، مرتب کردن خونه و زندگی، اتو کردن، ظرف شستن، عکاسی کردن، صحبت کردن به صورت رسمی یا به صورت شوخی یا معمولی، من خیلی از واکنش هامو هم یاد گرفتم مثل ترسیدن از تاریکی، چندش آور دیدن سوسک، دلهره از امتحان، در عزاداری ها احساس بسیار بد داشتن، در عروسی ها و جشن ها سرو سنگین بودن و بیش از حد نرقصیدن، تا قبل از اذدواج با انگیزه به خود رسیدن و بعد از اذدواج خود رو فراموش کردن، تنهایی از زندگی لذت نبردن، حتما بچه دار شدن چون حتما هم باید اذدواج می کردم، و اگر بخوام بگم این داستان آموزش های من ته نداره از همه ی آدم ها آموزش هاشون بی نهایته
      حالا که دارم آموزش متناسب شدن از طریق ذهن رو می بینم با خودم فکر می کنم که چقدر آموزش هایی که دیدم اصلا کسی با من راجع بهش صحبت نمی کرد.من فقط با دیدن الگوی ذهنیشو ثبت می کردم و این الگوها در زمان خودش فعال می شدند .
      مثل مثالی که شما زدین راجع به چاقی بعد از اذدواج …..چقدر این مثال ها ذهنم رو برای من روشن میکنه
      آموزش زبان فارسی و در من لحجه ی اصفهانی واقعا میتونه کارکرد ذهنم رو بهم نشون بده من واقعا براش تلاش نکردم و فقط در محیطی با این آموزش ها زندگی کردم . با اینکه ما قم زندگی می کردیم ولی چون تو خونه مامانم و بابام مخصوصا مامانم با لحجه اصفهانی صحبت می کرد ما هم لحجه داشتیم…….یادمه هر جا تو بچگی می رفتم خرید خوششون میومد و ادامو در میاوردند و میگفتند یکم اصفهانی حرف بزن……من گیج می شدم که خب یعنی چیکار کنم ؟ حاالا می فهمم اونا مهارتی رو از من می خواستند که من باهاش یکی شده بودم و جدا از خودم نمیدونستمش و اصلا هم متوجه ذوق اونا نمی شدم …….تا اینکه بزرگتر شدم و بهم فهمیدن تو تهران همه یه جور دیگه صحبت می کنند که بهش میگم تهرانی بهش یه جورایی میگند بی لحجه حرف زدن و من با تمرین تونستم جوری تقلید کنم که حالا وقتی بی لحجه صحبت می کنم اصلا کسی متوجه نمیشه من اصفهانیم یه جاهایی تو اصفهان بعضی از هم دانشگاهیام که از شهرستانای دیگه اومده بودند می گفتند اصلا بهت نمیاد اصفهانی باشی
      خب من از این الگو خوشم اومد و تمرین کردم که لحجه مو هر موقع دوست دارم تغییر بدم……….حالا یه عالمه مورد دیگه هم دخیل بود ولی توجه و خواسته ی من باعث شد تا من تمرین کنم نمی گم براش وقت گذاشتم بیشتر تقلید کردم
      این شاید مثال زندگی سازی نیست ولی برام کارکرد ذهن رو بسیار واضح تر می کنه
      اینکه من در بچگی چقدر آموزش چاق شدن دیدم و چه تصاویری در ذهنم نقش بست
      مادرم همیشه برامون خیاطی می کرد و ژرنالای لباس داشت من همیشه از دیدن اون ژورنالا لذت می بردم و همیشه از حتی شکل های کارتونی مانکن ها خوشم میومد که اینقدر باریک وشیک بودند ولی تصاویر نمی تونست اونقدر برام قوی باشه چون مدل زندگیمون بخور بخور بود……….به هر دلیلی خوردن بود و اونقدر لذت خوردن بزرگ و شگفت انگیز و رویایی بود که جایی برای الگوی ذهنی متناسب شدن باقی نمیگذاشت………
      عاشق این عبارتم ” الگوی ذهنی”
      چون منو میبره به مسیرهایی که ببینم آخه چی تو مغزم شکل گرفت که من به این جسم رسیدم
      مادرم میگفت تو همیشه خوب شیرمی خوردی خوب غذا می خوردی و یه جورایی انگار بهم افتخار میکردند که من دردسر غذا خوردن نداشتم…….این خودش یکی از امتیازایی بود که به خوردنه هر چند الکی هم داده می شد خب
      من دقیقا میتونم بررسی کنم که چه الگوهای چاق کننده ای دارم چون اگه خوب بررسی کنم متوجه می شم که چطور نوشتن رو آموزش دیدم ……..با کشیدن ساده ترین خط به اسم آ بی کلاه
      الان که می بینم مامانم چطور به نوه های کوچیکمون وقتی ماماناشون از کم خوراکی بچه ها مینالند ، غذا میده میبینم عجب تفریحی مامانم درست میکرده ها
      با بازی به بچه غذا دادن، با پرت کردن حواس بچه و بهش غذا دادن، با وعده و وعید و بهش غذا دادن، با تشویق کردن با حمایت کردن با برطرف کردن خواسته اش به شرطی که یه قاشق دیگه بیشتر بخوره
      یعنی ماشالا آموزش
      که اگه اینجوری باهامون ورزش یا زبان یا موسیقی کار می کردند الان هممون پروفسور همون رشته بودیم
      الان تو این دوره موتجه شدم که هدایت من به عهده ی ذهنمه
      و مقابله با ذهن هم که امکان پذیر نیست
      ولی توانایی آموزش نامحدود به ذهنمون رو داریم
      این آگاهی باعه میشه که من بخوام با تکرار تمرینات این دوره در ذهنم الگوی سازی کنم و مسیر ذهنی براش بسازم
      به طور مثال من الگوی ذهنی چاقی در ذهنم دارم که میشه برای اینکه می خوای خوش بگذرونی باید یه چیزی بخوری الگه میخوای شاد بشی باید بخوری، اگه ناارحتی و میخوای ناراحتیت تسکین پیدا کنه باید بخوری ، اگه می خوای دل دیگران رو به دست بیاری باید بخوری و هزاران الگوی ذهنی که من فقط و فقط آموزششون رو دیدم
      حالا می خوام آموزش جدید رو عملی کنم
      اول صبح می گم و میشنو م که من از غذا به عنوان لذت استفاده نمی کنم و فقط برای برطرف کردن نیازم غذا می خوردم
      خب اینو باید تو ذهنم مسیرشو اونقدر الگو سازی کنم که وقتی به هر هیجانی میرسم نخوام با غذا و خوردن برطرفش کنم
      مثلا اگر در مراستم ختم هستم و احساساتی شدم خب بدونم شاید اگه دوست دارم گریه کنم همین کافیه نیازی نیست برای آرامش خودم و روح اون مرحوم من یه عالمه حلوا و خرما بخورم و بعد نهار چرب بخورم
      و بیام ببینم که اصلا اینا همه خرافاته که من با یک کاری که در یک فرکانس زمینی هست بخوام برای کسی در یک فرکانس خارج از زمان مادی کاری بکنم ……..همینطور بفهمم و بدونم که آرامش با غذا بدستم نمیرسه با درست فکر کردن که هر اتفاقی خارج از من و حتی درون من چه ربطی داره به خوردن
      من یک خاله ای دارم که ایشون سه تا بچه داره و خودش و سه تا بچه هاش بی نهایت متناسب و زیبا هستند و همسرش هم کمی چاقه
      من دیدم که بچه هاش وقتی گرسنه هستند چقدر مشتاق غذا خوردنند و با شور احساس عالی غذا می خوردند و هیچ وقت چاق نمی شند…..چون خاله ی من که مادرشون باشه هیچ وقت خودش الگوی های چاق کننده نداشته که بخواد همونو به صورت ناخودآگاه به بچه هاش آموزش بده ……..یعنی به اندازه نیازش خورده و وقتی احساس کرده که سیر شده دست از غذاش کشیده و اصلا هم معیار سیری خودش رو خارج از خودش ندیده
      اونا هم آدمند و غذا می خوردند و گرسنه شون میشه ، مهمونی میرند و میخورند، تو عروسی م خورند تو عزا می خورند و مثل من دارند زندگی می کنند ولی تفاوت من با دخترخاله هام تو آموزشمون بوده
      خداروشکرمی کنم که هر روز این آموزش در ذهنم داره واضحتر میشه و برام سوالاتی به همراه داره که جواب هاش برام راهگساست

      من در سن ۱۷ سالگی فرزندم رو با در وزن بارداری ۱۱۰ کیلویی به دنیا آوردم
      یعنی الان که بهش فکر می کنم میبینم چیکار که نکردم با خودم………..من چون از قبلش همه ی لذت ها رو در خوردن می دیدم ، و در جامعه دیده بودم و شنیده بودم که زن باردار اگه چیزی دلش خواست حتما براش فراهم کنید نکنه یه وقت ناراحت بشه و هوسش برآورده نشده، من یه جوری از اون شرایط سواستفاده کردم که دیگه دکترم سرم داد زد که اینقدر نون و برنج نخورد دیگه حق نداری اینجوری بخوری………خب دکترم نگران شده بود چون فشارم داشت بالا می رفت و منم که در دوران نوجوانی بودم اصلا متوجه نمی شدم و خطری احساس نمی کردم ……….من با این الگوی ذهنی که خب حالا تو دوران بارداری آزاد آزادم که هر چی رو هر چقدر دلم خواست بخورم ، به معنای واقعی بیش از نیازم خوردم و چنان اذیتی شدم بعد از زایمان که زحمت و رنجش بیچاره ام کرد

      اینکه چرا باید اون فرمول اون زمان عمل می کرد؟ چون من آموزش قبلیشو دیده بودم و آماده بودم در زمانش که برسه این الگوی ذهنی رو به رفتار تبدیل کنم
      یواش یواش تا اینجای زندگیم دیدم دارم به آدمایی تبدیل میشم که خیلی برام آشنا هستند و البته دوست داشتنی ولی من نمی خوام مثل اونا باشم ……….دوست دارم زندگی شکوهمندی داشته باشم و باید تغییرکنم ……از تلاش های فیزیکی که بگذریم ، که هیچ سودی نداشتند که هیچی بسیار خطر آفرین بودند به لطف خدا به این مرحله ی اصولی رسیدم که روش درست و واقعی و قطعی متناسب شدنه
      خیلی ممممنونم بی نهایت ممنونم ……….
      من به الگو سازیم ادامه می دم من تمام سعی و تلاشمو می کنم من باز هم تعهد میدم من می خوام متناسب باشم میخوام اون جسمی رو که دوست دارم تو آینه ببینم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سمیرا
        ۱۳۹۹/۰۹/۱۶ ۰۰:۳۵
        مدت عضویت: 2479 روز
        امتیاز کاربر: 7544 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 51 کلمه

        من هم دیدگاه شمارو تایید میکنم و چقدر از خوندن نوشته شما لذت بردم.درسته ما وقتی چیزی رو اموزش ببینیم و به دنبال نتیجه باشیم از هدف دور میشیم پس همانطور که با چاقی زندگی کردیم باید با لاغری هم زندگی کنیم تا نتایج خود به خود ایجاد بشن.افرین به شما👏👏👏🌹🌹🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار الهام خوشبخت
        ۱۳۹۹/۰۹/۱۶ ۱۰:۱۲
        مدت عضویت: 2479 روز
        امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        سلام دوست عزیزم! من خیلی نظرات شما رو دوست داشتم ودارم. تو دوره لاغری با هم بودیم ولی تو دوره تکرار دیگه نظراتونو ندیدم. امروز که دیدگاهتون رو دیدم خوشحال شدم. خداروشکر بازم هستین. موفق باشی گلم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۰ ۱۱:۲۵
      مدت عضویت: 2125 روز
      امتیاز کاربر: 12145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 735 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
      باور های چاق کننده من
      من چاقی رو از خانوادم یادگرفتم من پدر ومادر چاقی دارم که الانم هر دو دست به گریبان این آموزش غلط هستند اما چون در مدار این دوره نیستن دو سه باری که بهشون گفتم ودیدم بازم درمدار خودشونن رهاشون کردم تا خودم متناسب شم واون زمان خودشون دنبال روشم بیان اما چیزی که جالبه هم مادرم وهم پدرم درجوانیشون بسیار لاغر بودن واونا هم با آموزش چاق شدن مثلا مادرم همیشه میگفت ازدواج که کنی چاق میشی یا بلوغ بعضیا رو چاق میکنه همش تو خونه میگفت ارث چاقی داریم وباباتم ارث چاقی داره تو میکس چاقی خاندان من وباباتی ویا اینکه میگفت آدم حامله بشه مخصوصا بچه دومشو حتما چاق میشه ودیگه لاغر نمیشه ویا اینکه آدم برای اینکه چاق نشه باید رژیم بگیره وسالم بخوره وکم وکالری شماری کنه وتحرکشو بالا ببره وقتی بهش میگفتم مامان تحرک خودمو بالا ببرم یعنی چی میگفت حتما باید ضربان قلبت بالا بره وورزش کنی وکمتر از ۲۰ دقیقه هم فقط قند میسوزونی ویا اگه غذاهای پرکالری وفست فودی وچرب وشیرینی وشکلات بخوری هیچ وقت لاغر نمیشی اونقدر این باورهای غلط کرده بود تو مغز من که همش پیاده روی های طولانی مدت میکردم با احساس بد ورزش های سخت میکردمو خودمو با رژیم های مختلف شکنجه میکردم ماهها از خوردن خوراکی های مورد علاقم خودمو محروم میکردم و هر بار که یه ذره میخوردم چنان احساس گناهی میومد سراغم که خودمو با پرخوری شکنجه میدادم اما الان متوجه شدم متناسب شدن هم آموختنیست الان متوجه شدم که هیچ غذایی بد نیست وقصد چاق کردن منو نداره وهیچ ورزشی هم منو لاغر نمیکنه وباعث کاهش وزن من نمیشه حتی پیاده روی های طولانی هم منو لاغر نمیکنن چیزی که اهمیت داره اینکه من مثل همه انسان های متناسب هستم وهرچقدر که فعالیت کنم در طول روز که باعث بشه من سرحال باشم وخوشحال باشم از میزان فعالیتم همون برای بدنم عالیه ومن رو متناسب میکنه وهمه کاری فعالیت محسوب میشه حتی خوابیدن ومن هیچ وقت بدنم از فعالیت نمیایسته چون درآن صورت میمیرم پس نیازی نیست به فعالیت شدید وآزار دهنده زمانی ورزش وپیاده روی خوبه که لذت بخش باشه وحالمو جا بیاره در غیر این صورت اگه نباید انجامش بدهم به جاش بینهایت فعالیت دیگه وجود داره در زندگی من من متوجه شدم زیباترین انسان جهانم وباید هر کاری کنم تا به خودم بیشتر برسم وعشق بورزم وباعث شادی وخوشحالی خودم بشم ومتوجه شدم چون لیاقت بهترین زندگی رو دارم باید با تلاش خودم ولطف خدا وکمک فرشته مهربان بهترین زندگی رو برای خودم فراهم کنم ودقیقا از جایی شروع میشه این بهترین زندگی که هر روز یک قدم برای خواسته هام بردارم نظم رو در ذهنم وبیرون ذهنم ایجاد کنم خونه تمیز وباشکوه درست مناسب من و وقتی با لذت تمیزش کنم دقیقا متوجه میشم که چقدر خونه تمیز داشتن لذت بخش ومرتب بودنش چقدر حالمو خوب میکنه در حالی که قبلا فکر میکردم به هم ریخته بودن بهم آرامش میده وهنوزم قدری این باور در من وجود داره که اینجوری آدم راحت تره چرا باید همه جا رو مرتب کنی در حالی که دوباره بهم ریخته میشه اما الان قدری در باورام تغییر ایجاد شده که ۱من لیاقت خونه وزندگی تمیز ومرتب دارم ولباس های تمیز واتو کشیده وهر چیزی رو بتونم سریع پیدا کنم ودوما اینکه اگه محیط اطرافت مرتب باشه فکرتم نظم بیشتری میگیره ووقتمو میتونم به جای سابیدن کثیفی های کهنه وجمع وجور کردن وسایل خرواری که مدت هاست بهم ریختست میتونم هر روز کلی کار کنم برای خودم وکلی چیز مفید مثل تناسب اندام وبعدا هم رسیدن به هدف های دیگم وقت بگذارم در ضمن من باور داشتم خوردن لذت وتفریح وحالا که ما مردم ایران کاری نداریم مثل خارجی ها بریم خوشگذرونی وورزش واستخر ودریا وخیلی جاهای دیگه در نتیجه فقط میمونه خوردن اما الان از وقتی دارم متناسب شدن یاد میگیرم متوجه شدم بینهایت لذت در دنیا وجود داره وبینهایت تفریح مثل یادگیری چیزای جدید ومورد علاقم مثل پیشرفت و رسیدن به خواسته هام مثل بازی های فکری در خانه ومثل گل کاری ونگهداریش مثل فیلم وموسیقی دیدن وگوش کردن مثل پیاده روی وگشتن در طبیعت وخلاصه هستن کلی چیز دیگه جالبه که چقدر تغییر کرده باورام وچقدر خوشحالم که بالاخره متوجه شدم که با استمرار ونگه داشتن خودم در حال خوب ودوست داشتن خودم میتونم هر کاری رو امکان پذیر کنم با آرزوی موفقیت روز افزون برای خودم وهمگی شما💐💐💐💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azita
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۴ ۱۳:۴۹
      مدت عضویت: 2463 روز
      امتیاز کاربر: 7923 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      سلام استاد هروقت به این فایل می رسم چندبارگوشش میدم چون واقعا اطلاعات بسیارمفیدی بهم میده و برام تکرار می کنه و احساس می کنم بهتر توذهنم جا می گیرن خدا رو شکر من یک ساله و دو سه ماه میشه در این دوره هستم و دارم مرتب یاد می گیرم دارم اموزش لاغری را یاد می گیرم میخوام فایل گوش بدم تمرینات دوستان را بخونم تا بهتر وبهتر یاد بگیرم من تا سن ۲۶سالگی واقعا لاغر بودم و هیچوقت فکر نمی کردم یه روزی چاق بشم اما به راحتی تحت تاثیر حرف بقیه قرار گرفتم و با ازدواج و پذیرفتن این باور که ازدواج باعث چاقی میشه، بارداری باعث میشه دیگه نتونی وزنتو بیاری پایین، سنت که به ۴۰ برسه دیگه نمی تونی وزن کم کنی و کلی باوراشتباه که دونه دونه پذیرفتمشون و نتیجه اش شد چاقی من چون تموم اون حرفا مثل آموزش بودن و منم همه رو پذیرفته بودم ولی خدا را سپاسگزارم که با شما و دوره لاغری با ذهن اشنا شدم و هر روز دارم تکرار می کنم و فایل گوش میدم واطلاعات غلط واشتباه را دارم با باورهای صحیح جایگزین می کنم و میخوام اینقدر تکرار کنم که ملکه ذهنم بشن و مطمئنم که تواین مسیر به تناسب دلخواهم میرسم چون الان دارم از سایز کم کردن خودم لذت می برم از پوشیدن لباس هایی که توی کمدم برداشته بودم می پوشم و لذتش برام وصف نکردنی هست من میخوام به سایز۳۸ برسم وحتما به این تناسب اندام دست پیدا می کنم🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۳۹۹/۰۸/۲۶ ۲۰:۵۲
      مدت عضویت: 2136 روز
      امتیاز کاربر: 1405 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 841 کلمه

      فایل “چرا چاق شدم ؟ چرا لاغر نمیشم ؟”

      به نظر من این فایل شامل ۴ قسمت زیرميباشد :

      ۱. من از دوران بارداری چاق شدم:

      متاسفانه من به خاطر اعتماد و اطمينان به حرف بزرگان فامیل شروع کردم به اندازه دو نفر خوردن در دوران بارداریم تا پسرم درشت تر به دنیا بیاید. تاسف دوم من این است که به خاطرحرف پزشک از لذتم که پیاده روی هر روزه بسیار تند من در صبح زود بود دست برداشتم تا به جنین صدمه نرساندم. من الان میفهمم چقدر نااگاهانه خودم بیشتر خوردن و عدم تحرک داشتن را به خودم تحمیل کردم. چون من قبل از بارداریم در تمام دورانهای زندگیم همواره لاغر ، متناسب و راحت و شاد بودم. تنها دلیل پزشک من این بود که میخواست من پول بیشتری برای سزارین شدن بهش پرداخت کنم. من خودم خیلی خوب و متناسب تونسته بودم در ۳ ماه اول بارداری ام هم لاغر و متناسب باشم و هم مثل قبل از بارداری بودنم، فرز ولي متاسفانه حرفهای اطرافیان و پزشکم باعث شد من زیاد خوردن و تحرک نداشتن را باور کنم چون خیلی به دنیا امدن سالم و درشت بودن پسرم برایم مهم بود. من با باورکردن ان باورهای جدید اشتباه ، حدود ۳۵ کیلو روی خودم بعد از به دنیا امدن پسرم وزن گذاشتم. الان میفهمم که باورهای اشتباه من که فقط ۶ ماه اخر بارداریم اتفاق افتاد ، من را ۱۶ ساله است که از ان سبکی و فرزی و شادابی دور کرده است. زندگی من ، جسم من و روح من از تعادل خارج شد تا اینکه الان حدود ۱۰۰ روز است دارم دوباره به ان زندگى شاد و سرحال گذشته بر میگردم و هر روز تمرین میکنم تا از زندگیم لذت بیشتری ببرم. 😊

      ۲. من روی تجسم لاغر شدنم کار نکردم:

      تا جاییکه یادم میاد من روی افرینش خواسته زندگیم که لاغری بود کار نکردم چون ازش اگاهی نداشتم ،که تا این حد موثر است. من اصلا به نیروی خیالم فکر نکرده بودم ، در طول این سالها یا رژيم گرفتم یا تا سر حد مرگ ورزش کردم و جسم بیچاره ام را از پا دراوردم .من اصلا فکر نمیکردم تکرارفرمولهای اشتباه ذهنی است که من را دارد چاق نگه میدارم و من هم فقط مرتب روی جسم خودم فشار میگذاشتم. من اگاهی در این زمینه نداشتم ولی الان به اگاهی رسیدم و خیلی خوشحالم که در حال یادگیری هستم.😀

      ۳. لاغری را باید اموزش دید :

      من هيچوقت در عمرم تا قبل از این دوره نمیدونستم که من چاقی را اموزش دیده ام و یا اینکه باید لاغری را اموزش ببینم. من اگاهیم در این سطح بود که فقط باید مثلا برای زبان انگليسي یا المانی ، مجسمه سازی یا زدن ساز ، مکانیکی یا حتی دوره های دانشگاهی اموزش دید. من باشرکت در این دوره پی به این مطلب بردم و شروع کردم به یاد گرفتن این اموزشها . الان که فقط ۱۰۰ روز حدوداً از این دوره گذشته و بسیار زمان کوتاهی است من با اموزش گرفتن تونستم که بلوز و تیشرت سایز S که در کمد لباسهایم از قبل داشته ام را بپوشم. من جعبه ای اهدا یی را درست کردم که دارم هر هفته به مرور لباسهایم را که گشاد شده در ان میاندازم. من لباسها ی شسته شده و تمیز را فقط چون برایم گشاد شده داخل ان میگذارم تا به مرور وقتی پر شد به ادمهای نیازمند ببخشم بعضی از انهابسیار نو هستند. مهمترین نکته این است که من به عشق اموزش بیشتر این دوره هر روز از خواب بیدار میشوم. من مطمئنم با اینکه استاد قصد ندارند برای ما فایل جدیدی بگذارند ولي چون قدم در راه مسیر به سوی خدا برداشته اند همچنان مهربانی و بخشش ایشان بسیار به دانشجويان این دوره زیاد است و من هر روز در گوشی خود وقتی به واتس اپ یا تلگرام نگاه میکنم ، مطلبی یا ویدیویی جدید برای تماشا دارم. این حالت خیلی انگیزه روزانه خوبی به من در مسیر امتداد میدهد. من خیلی از این زندگی در حال یادگیری لذت میبرم. از استاد هم بسیار ممنونم که همه نظرات ما را ميخوانند با اینکه بسیار وقت گیر است.

      ۴. تولدی دوباره بعد از رسیدن به لاغری باذهن:

      احساس دوباره متولد شدن یعنی فرصتها ی جدید را تجربه کردن برای شادتر و خوشبخت تر بودن. به نظر من این مساله خیلی جذاب است. من میتونم دوباره نشو و نما کنم و یک زندگی کاملاً جدید را تجربه کنم. من میتونم به حقایق و ارزشها ی جديد زندگیم جور دیگر و نوع دیگری بنگرم. برای چیزهای متفاوت دیگر ، اهداف دیگر و کلا زندگی دیگری ارزش قایل شوم. من میتونم خلاقیت داشته باشم و از نظر جسمانی ، روحانی و معنوی کاملا متفاوت باشم. این تولد دوباره عصای جادویی را در اختیار ما قرار میدهد که فقط و فقط و فقط ما که میخواهیم با این دوره از چاقی به لاغری برسیم در دست داریم. دیگر چه انتطاری دیگری از زندگى دارم. پس پیش به سمت تناسب. من که خیلی اماده ام ، شما دوستان من چطور ؟😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار H&M
      ۱۳۹۹/۰۷/۰۷ ۱۳:۲۳
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      دقیقا درسته که ما چاقی رو مثل حرف زدن یاد میگریم حالا ممکنه این چاق شدن در یک سالی از سن شخص باشه مثل من که تا زمان دبیرستان لاغر بودم ولی نمیدونم چی شد که چاقی رو از کی و چه کسی یاد گرفتم با الگو قرار دادن افراد خانواده که چاق هستن که بطور ناخوداگاه رفتارشون رو میبینیم و برامون عادی میشه این رفتار چاق کننده و به مرور زمان این رفتارها در ما هم شکل میگیره و باعث چاق شدن ما میشه برای همقن اگه ما بیایم رفتار افراد متناسب رو مدام ببینم و برای خودمون تکرار کنیم به مرور زمان حتما لاغر میشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Razi
      ۱۳۹۹/۰۷/۰۳ ۱۸:۰۴
      مدت عضویت: 2372 روز
      امتیاز کاربر: 711 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 303 کلمه

      ما در اثر آموزش دیدن چاقی چاق شدیم همونطور که ناخودآگاه زبان مادری را آموختیم زبان چاقی راهن از همان ابتدای کودکی به ما باد دادند.با گفتن غذا بخور تا زودتر بزرگ بشی .تپل خوبه و جملاتی از این دست سپس در اثر دوست دلشتم چاقی ذهنمان برای چاقتر شدن برنامه ریزی شد و بعد از چاقی در اثر نفرت از چاقی مجدد ذهن مارو به همون سمت برد.
      ذهن قادر نیست آموخته ها را فراموش کند و جاده یکطرفه ایست که فقط میشه وارد اون شد و برگشت نداره. همونطور که با عمل جراحی نمیتونیم زبان رو از بین ببریم با جراحی هم نمیشه چاقی رو از بین برد. همانطور که سر ساعت مشخصی زبان جدید رو تمرین کنیم نمیشه زبان قبلی رو فراموش کرد پس با رژیم و سر ساعت مشخص غذا خوردن نمیشه لاغر شد.
      تنها راهی که وجود داره اینه که چاقی رو‌کمرنگ ‌و زبان لاغری رو آموزش ببینیم. این یه خبر خوبه که لاغری آموختنی است و همونطور که هر چیزی رو قبلا آموزش دیدیم یادش گرفتیم و‌ مهارت پیدا کردیم پس باید مطمین باشیم که اگه لاغری رو هم آموزش ببینیم براحتی لاغر میشیم و‌مهارت پیدا می کنیم در لاغری.
      فرمول های چاقی همیشه تپ ذهن ما باقی میمونه ‌نمیتونیم فراموششون کنیم فقط باید کمرنگ شون کنیم با تمرین زبان لاغری.بلید رفتارهای آدم های متناسب رو الگو قرار بدیم و در زندگی روزمره مثل اونها فکر و رفتار کنیم تا در زبان لاغری مهارت پیدا کنیم و‌خودبخود زبان چاقی کمرنگ میشه
      همونطور که با فقط آموزش دیدن خیاطی و بدون تمرین ‌‌تکرار آموخته ها نمیشه خیاطی رو یاد گرفت پس باید باندازه کافی تمرین لاغری و تکرار کنیم تا ملکه ذهنمون بشه..
      وقتی با آموزش رانندگی میشه راننده شد وقتی با آموزش خیاطی میشه خیاط شد پس جزا فکر می کنیم با آموزش لاغری ممکنه لاغر نشیم؟!!!!!
      همه چیز آموختنی است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا