آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
1️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
2️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
3️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
4️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
5️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
6️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
7️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
تفاوت مسیر لاغر شدن و مسیر چاقتر شدن ⚖️
| 🔴 مسیر چاقتر شدن | 🟢 مسیر لاغر شدن |
|---|---|
| تکرار افکار منفی درباره بدن | تقویت افکار مثبت درباره تناسب اندام |
| ترس از چاقی و احساس ناتوانی | اعتماد بهنفس و احساس توانمندی در لاغر شدن |
| تمرکز روی رژیمهای سخت و محرومیت | تغییر نگرش ذهنی نسبت به غذا و بدن |
| سرزنش خود بعد از خوردن | درک نیاز بدن و انتخاب آگاهانه |
| عدم آگاهی از مسیر ذهنی چاقی | شناسایی و اصلاح مسیر ذهنی چاقی |
| زندگی در حالت قربانی بودن | پذیرفتن مسئولیت تغییر و اقدام آگاهانه |
| بیتوجهی به گفتوگوی ذهنی | اصلاح گفتوگوی ذهنی روزانه |
| تکرار رفتارهای اشتباه بدون آگاهی | انجام تمرینات ذهنی روزانه با آگاهی |
فقط آرزوی لاغر شدن کافی نیست… 🚫
آرزوی لاغری داشتن شما را لاغر نمیکند، اما
حرکت کردن در مسیر لاغر شدن
حتماً شما را به نتیجه میرساند. 💪✨
اگر واقعاً خواهان تغییر هستید، باید
مسیر ذهنیتان را تغییر دهید.
من چگونه مسیر لاغر شدن را ساختم؟ ✨
✨ من به لطف خدا، تونستم مسیرم رو از چاقی به سمت مسیر لاغر شدن تغییر بدم.
نه با رژیمهای سخت، نه با ورزشهای طاقتفرسا…
بلکه با روشی که اسمش هست: لاغری با ذهن 🧠💫
توی دورهی «🎯 ورود به سرزمین لاغرها»، به شکل کامل و قدمبهقدم توضیح دادم که چطور از این مسیر استفاده کردم، چطور ذهنم رو بازسازی کردم و چطور به تناسب اندامی رسیدم که همیشه دلم میخواست 👗💃
🌈 خبر خوب اینه که تنها من نبودم!



دوستان زیادی با من همراه شدن، قدم در مسیر لاغر شدن گذاشتن، و حالا هر کدومشون یک شگفتیساز هستن… آدمهایی که با ذهنشون آشتی کردن، خودشون رو دوباره ساختن، و به رویای لاغریشون رسیدن. 🌟
🚦 چطور وارد مسیر لاغر شدن بشی؟
تو میتونی همین امروز یه تصمیم جدید بگیری:
🔁 تغییر مسیر بده… وارد مسیر لاغر شدن شو.
توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» یاد میگیری:
🔹 چطور مسیر ذهنیت رو عوض کنی
🔹 چطور افکار جدید بسازی
🔹 چطور با تمرینات ذهنی و تکرار، یه جادهی جدید برای زندگیت بسازی
🔹 و مهمتر از همه: چطور هر روز، آموختههات رو به عمل تبدیل کنی 💪
🎢 روند مسیر چاقی همیشه سراشیبی داره، و هر چی جلوتر بری، سرعت چاقتر شدن بیشتر میشه.
ولی برعکس، مسیر لاغر شدن مثل بالا رفتن از یه کوه آرومه…
اگه صبور باشی، با ثبات قدم برداری و از مسیرت لذت ببری، بالاخره به قله میرسی 🏔️🎯
✅ واقعیت اینه:
اگر در مسیر لاغر شدن باشی، 🌟 نمیتونی لاغر نشی!
همونطور که کسی که توی مسیر چاقی میمونه، ⛔ نمیتونه چاقتر نشه!
✨ تمرین ذهنی امروز: انتخاب مسیر ✨
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدی، خودت رو سر یک دو راهی تصور کن: 🛤️
- ✅ مسیر لاغر شدن: پر از آگاهی، انتخابهای آگاهانه، احساس خوب نسبت به بدن، گفتگوهای ذهنی مثبت
- ❌ مسیر چاقتر شدن: پر از سرزنش، ترس، اضطراب، رژیمهای سخت و تکرار اشتباههای گذشته
حالا از خودت بپرس:
- 📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
- 📌 آیا آگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟
- 📌 آیا گفتوگوی ذهنیم منو به سمت تناسب اندام برد یا به سمت چاقی؟
اگر پاسخهات مسیر لاغر شدن رو نشون میده، به خودت افتخار کن! 💖
اگر نه، نگران نباش… همین الان تصمیم بگیر راهتو تغییر بدی و قدم اول رو برداری. 👣
💬 تمرین امروزت رو بنویس:
امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم چون…
🧠 هر قدم کوچیک ذهنی = یک گل در مسیر زیبای لاغری 🌸
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.07 از 165 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
گام 12 (تکرار 1)
بنام خدا
اگر ارزوی چیزی رو داریم باید به دنبال پیداکردن مسیرش باشیم و یافتن و پایدار بودن اون موفقیت ،در صورتی است که هرروز در مسیر آن حرکت کنیم.
ما در زندگی هر روز در دو حالت هستیم ، یا در حال صعود کردن و رسیدن به موفقیت هستیم ، یا در حال سقوط کردن و شکست خوردن.
حالت ساکن و ایستا یی در جهان وجود نداره.
مسیر موفقیت وپیشرفت مارو به سوی تجربه خواسته ها و آرزوهایمان هدایت میکند .
مسیر ناکامی و شکست هم مارا به سوی تجربه ناخواسته و مشکلات هدایت میکند.
و این ما هستیم که هر روز و هر لحظه انتخاب میکنیم که به کدام سمت حرکت کنیم.
نکته مهم و البته جالب اینه که ، برای بودن در مسیر موفقیت ، باید کاری انجام بدیم اما برای بودن در مسیر شکست ، فقط کافیه کاری انجام ندهیم .پس برای لاغرشدن باید کاری انجام بدیم و اگر هم میخوایم که چاق بشیم ، نیاز به انجام هیچ کاری نداریم ، فقط کافی است که به روش خودمون ادامه بدیم و چاق تر بشیم.
به عبارت دیگه برای شکست خوردن راهی وجود ندارد و فعالیتی نیست که بتوان انجام داد و شکست خورد ، فقط کافیه کاری که باید برای موفق شدن انجام بدیم و انجام ندهیم!
این شکلی ما خودبخود شکست میخوریم .
وضعیت جسمی الان ما هم این و صدق میکنه.
اگه ما الان چاقیم چون مدت ها بود که در مسیرچاقی قرار گرفته بودیم و اگه میخوایم که لاغر بشیم باید کاری متفاوت از انچه که اکنون و هر روز انجام میدیم و انجام بدیم .و اگه هیچ کاری نکنیم در مسیر چاقی در حال حرکت هستیم .
همه کسانی که چاق هستند و اضافه وزن دارند ، در مسیر چاق تر شدن هستند. ، مسیر چاق شدن ، ارتباطی با مسیر لاغرشدن نداره و به لاغری نمیرسه ، پس اگر که میخوایم لاغر بشیم ، باید مسیر خودمون و تغییر بدیم .
تمام افرادی که چاق هستند و دوست دارند لاغربشن ،در مسیر چاق شدن هستن و فقط آرزوی لاغر شدن دارن .در صورتی که مسیر انها با رویای انها همسو نیست .
فقط ارزوی لاغرشدن داشتن مارو لاغر نمیکنه ، بلکه قرارگرفتن در مسیر لاغرشدن مارو به سوی لاغری هدایت میکنه و سبب تحقق رویای لاغری ما میشه .
مسیر لاغر شدن ، مسیر کاملا ذهنی است و احتیاجی به اقدام و تلاش فیزیکی نداره.
اگر در مسیری که ما هستیم هر روز گفتگوی ذهنی ما با خودمون درباره چاقی و چاق تر شدن باشه و به هر اندازه که از رفتار غذایی و واکنش خود نسبت به مواد غذایی و خوردن ، عذاب وجدان و پشیمانی باشه ، ما در حال عمل کردن به چیزی هستیم که برای چاق شدن ضروریه و این همون نقشه مسیر چاقی است .
امکان نداره کسی که در مسیر لاغرشدن باشه ، لاغر نشه !چون همانطور که در مسیر چاقی، نتونستیم چاق تر نشیم .
فقط استمرار و تکرار و بودن در مسیر لاغری ، مارو به سمت لاغری هدایت میکند.
برای موفقیت و تغییر شرایطی که دوست داریم داشته باشیم ، باید هر روز حواسمون به هدفمون باشه و هر روز درمسیر اون حرکت کنیم .
ما هر روزی که داریم روی خودمون ، باورهامون ، هدفهامون کار میکنیم ، در حال صعود به سمت موفقیت و رسیدن به خواستمون هستیم.ولی اگه روزی این کارارو انجام ندیم ، در حال سقوط کردن هستیم .
من خودم ، اگه یک روز نتونم در این مسیر ی گام جدید بردارم و یا گام های قبلی رو برای یاداوری تکرار کنم ، چون بعضی اوقات اونقدر کار دارم که نمیتونم به خودم برسم ! ولی هر روز باید تو مسیر باشم و اگه یروز نتونستم ، ارامش ندارم و خیالم راحت نیست و احساس هم میکنم که خیلی عقب افتادم ، مثلا این گام 3 ماهه رو من الان تا گام 36 رو تو 4 ماه برداشتم و هنوز هم 64 گام دیگه دارم ! بعضی وقتا به این فکر میکنم که این 100 گام و باید تو 3 ماه تموم میکردم ، ولی تو تکرار این گام 12 متوجه شدم که نباید زیاد به زمانش اهمیت بدم و نتیجه به اندازه تلاشم دریافت میکنم و مزد من محفوظه و به من داده میشه .و خدارو شاهد میگیرم که درسته یزره طولانی شد ولیی تو تمام این مدت 4 ماه ، هر روز تمام فکر و ذکر و توجهم رو لاغری بود و در مسیر لاغری بودم و به خودم افتخار میکنم .
یعنی نبوده اگه یک روز و سپری کرده باشم و برای خودم کاری نکرده باشم .
به خودم افتخار میکنم که اگه یجاهایی خسته شده بودم بجای اینکه پس بزنم ، استراحت کردم و دوباره با قدرت بیشتری شروع کردم .
به خودم افتخار میکنم که به هدفم پایبندم و برام واقعا اهمینت داره .
به خودم افتخار میکنم که وقتی در وضعیت جسمی چاق تری نسبت به الان بودم و با وجود رفتار های نادرست غذایی و پرخوری هام جا نزدم و حسمو بد نکردم و میگفتم ، ان نیز بگزرد و با مقداری صبوری کردن ، امروز که دارم مینویسم ، حتی یک ذره هم پرخوری نکردم و رفتارهام خیلی تغییر کرده و مطمعنم که وزنم هم مقداری پایین اومده ، ولی فعلاا دوست ندارم که برم رو ترازو خودمو ببینم .
در واقع پاداش صبوری و ارامش و استمرارم و الان دارم میبینم و واقعا خوشحالم و مطمعنم که خیلییی بهتر هم میشم .
الان یچیز جالب با گفتن ترازو یادم افتاد! من خب به مدت دوسال یا شاید هم کمتر فقط به ترازو و عددی که نشون میداد وصل بودم و یادمه که رو وزن 66 کیلو قفل کرده بودم وخیلیی بدم میومد و اعصابم خورد شده بود که هر دفعه میرفتم بالای ترازو باز هم وزنم رو 66 کیلو میدیدم ، جالب تر اینکه من بازهم رژیم و ورزش و ادامه میدادم و شاید هم سخت ترشون میکردم و با وجود اینکه خیلی سایزم کم میشد و سبک تر میشدم و اصلاا مطمعن بودم که خیلیی لاغر تر شده بودم بازم بالای ترازو همون وزن و میدیدم و تا همین مدت پیش هم که گفته بودم سایزم کم شده بود و کاملا مطمعن بودم که مقداری کاهش وزن داشتم دقیفا رو ترازو همون وزن و دیدم!
و بهش گفتم تو دروغگویی چون واقعا هم بود!
چون دقیقا من یادمه که برای عمل بینیم که قراربود معاینه بشم ، قبل از اینکه برم بیمارستان برای تشکیل پرونده قبل از عمل ، خودم رو که خونه وزن کردم 65 کیلو بودم و ولی وقتی رفتم بالای ترازو بیمارستان ، 59 کیلو نشون داد! و اصرار هم داشتم بهشون که مطمعنین ترازوتون درسته ؟ اونا هم منو قانع کردن ، با توجه به جسم خودمم هم مطمعن بودم کع وزنم پایین تر از 65 کیلوعه ولی بعد متوجه شدم که ترازو خونمون میدونه نقطه ضعف من چیه ، منو اذیت میکنه و واقعا همینطوره ، دقیقاا متوجه شدم .
تمرین کردن به نوشتن نیست که !برای یادگیری بهتر توصیه شده که بعد از طی هرگام بنویسیم .اما نکته ی مهم تکرار کردن این تمرین ها در زندگی روزمره است !
توجه کردن به اطراف و انفاقات دور و برمون ، باعث موندن در مسیر خواسته مون و تغییر رفتارمون میشه .
درسته که گاهی اوقات وقت نمیکردم بنویسم و فقط میتونستم فایل هارو ببینم و دیدگاه دوستان و بخونم و نوشتن دیدگاه خودم برای اون گام ممکن بود با توجه به شرایط روزانم ، زمان ببره و تا 2 /3 روز زمان ببره ، ولی مینوشتم ، حتی 1 خط نوشتن من هم نشونه وجود در مسیر لاغری بود.
و وقتی به رفتار مادرم دقت میکردم که میگفت ، سیره ولی همش ذهنش دوست داره بخوره و یا میدیم که وقتی ناهارمون تموم میشد و مادرم که داشت غذاهارو مرتب میکرد که بزاره یخچال برای روز بعد یا وعده بعد ، همینطوری اضافه خورشا رو میخوردد و حتی ته قابلمه ها هم با انگشتش میاورد بیرون تا بخوره ولی انگار خودش حواسش نبود و نمیتونست جلوی خودش و بگیره و….
در تمام این مدت من همه ی حواسم به دیدن رفتارهای افراد متناسب و تفاوتشون با افراد چاق بود ، این که اونا راجع به چه چیزهایی فکر میکردن و حتی راجع به چیزهایی صحبت میکردن ، خیلییی جالب بود برام !
و من خیلی دوست داشتم که وقتی که این اموزش هارو یا دگرفتیم و اونقدر تکرارشون کردیم تا به واقعیت زتدگی ما تبدیل شد . و برامون عادت شد که چجوری فکر کنیم ، چجوری رفتار کنیم که همیشه متناسب بمونیم. و وقتی دیگه مطمعن شدیم که کاملا تغییر کردیم دیگه احتیاج به یاداوری و تکرار کردن نداشته باشه و ما تا اخر عمرمون دیگه هی فایل گوش ندیم. چرا؟
چون ما وقتی چاق شدن رو یاد گرفتیم با دیدن و شنیدن و … و جسممون تغییر کرد و کاملا مطمعن شدیم دیگه دوباره اون اموزش هارو تکرار نکردیم و یا یاداوری نکردبیم ، در واقع واقعیت زندگی ما تبدیل به چاقی شد ، در اون سولو شده بودیم و میدونستیم که دیگه همینطوریه و دیگه هیچ احتیای به دقت کردن در اون نداشتیم ، پس خیلی خوب میشد که لاغری هم اینشکلی بود و حداقل ما در مسیر لاغری ، انقدر در اون سولو بشیم مثل چاقی که دیگه احتیاجی به دقت کردن به اون نداشته باشیم .
مثل افراد متناسبی که از ابتدای عمرمشون متناسبن و دیگه به رفتار ها وعملکرد های خودشون دقت نمیکنن و چون میدونن لاغرن دیگه احتیاجی به تمرین و تکرار کردن اون ندارن !
ولی بازهم میگم باید انقدر این تکرار تمرین ها انجام بشه که ذهن خودش ناخوداگاه وقتی لاغر شد و استاد لاغری شد دیگه احتیاجی به تکرار و تمرین کردن نبیبنه !
بستگی به باورهامون داره، بستگی به جایگزینی رفتار و افکار قبلی ما داره .
هرچه بیشتر ما روی خودمون کار کنیم ، به لایه های پایین تر باورهامون دسترسی پیدا میکنیم و اینبار باید اونهارو تغییر بدیم.و هرچی بیشتر به ریشه نزدیک تر بشیم ، محکم تر و سخت تر میشه و نیاز به کار بیشتری داره
برای تغییر افکار نمیشه تاریخ تعیین کرد!
ملاک تاثیر گذاشتن روش ذهنی ، عمل کردن به آموزش هاست ، نه تاریخ و پرداخت هزینه اموزشی!
مهم اینه که چقدر رفتار و طرز فکرمون تغییر کرده ! و این تغییرات با عمل کردن به تمرینات در ما بوجود میاد.
من هم خودم از اون افرادی بو دم که اواعل نمیدونستم باید چیکار کنم و به خاطر همین ی مقدار نتیجم دیر تر شروع شد
کسی نتیجه میگیره که :
همه ما سالهاست اضافه وزن داریم و سختی های زیادی هم متحمل شدیم ، ضربه های زیادی در اعتماد بنفسمون در روابطمون و… خوردیم و همیشه هم عوامل مختلفی رو مقصر و بهانه ی چاقی خودمون میدونستیم ، اشتها ، پرخوری ، و…
و الان هم طبیعیه که این افکار قدرتمند باشند و هر کاری و که انجام میدیم ، تحت الشعاع قرار بدن ، پس ما باید بیشتر روی خودمون کار کنیم تا این افکار قدرتمند ریشه شون از بین بره .
مثلا ترس از خوردن!
ریشه ی این باور خیلیی عمیقه و ممکنه مدت ها طول بکشه تا تغییر پیدا کنه ، مواد غذایی ترسی ندارن !ضربه ای به ما نمیزنن این ما هستیم که با استفاده ی اشتباه از اونها به خودمون ضربه میزنیم !
این رفتار ما با مواد غذایی باعث شده که ما چاق بشیم ، نه مواد غذایی !
بدن ما برای زنده بودن نیاز به انرژی داره و این انرژی از مواد غذایی که میخوریم ، به دست میاد ، پس حق طبیهیه منه که به مقدار مورد نیازم غذا بخورم .
این باید برای ما عادی باشه و باید به مقدار مورد نیاز بخوریم. نه اینکه بگیم حالا که غذاها باعث چاقی من نمیشن ، پس هرچقدر میخوام میخورم! قانون رو نمیشه با باور تغییر داد! همونطور که نمیشه وقتی خودمون رو از بالای ساختمون پرت کنیم پایین ، چیزیمون نشه ، واقعیت نداره !
تغییر باور یعنی همسو کردن افکار و باورها با با قانون .
ما میخوایم باور صحیح رو با قانون همسو کنیم !
باور اشتباه باعث میشه که نتیجه از قانون متفاوت باشه
مثلا خیلی افراد متناسبی هستند که از غذاها استفاده میکنن ولی چاق نمیشن ولی ما چون باوراشتباه داریم ، نتیجه از قانون ما متفاوته و هرچی میخوریم ، چاق میشیم.
موردی که من توش لیز خورده بودم ! اوایل که با قدرت ذهن اشنا شده بودم و قبل از اینکه با این روش اشنا بشم ، اینکارو کرده بودم.
باور اشتباه میتونه قانون رو تغییر بده و نتیجه صحیح رو نگیریم ولی تغییر باور هم به این معنا نیست که با تغییر باورهامون ما بتونیم قانون رو تغییر بدیم.
میشه نتیجه متفاوت بگیریم ولی نمیتونیم با باورمون قانون رو عوض کنیم.
قانون میگه که غذا باعث چاقی نمیشه ولی رفتار ما ، مصرف بی رویه بوده نه در حد نیاز بدن و ما چاق شدیم
قانون میگه ، به اندازه مورد نیاز بدنت غذا مصرف کن ،ولی ما بیشتر مصرف کردیم و قانون دیگه برای ما جواب نمیده ، ما فراتر از قانون بودیم و بدن ما هم چاق میشه .
در واقع ما داریم از غذا برای چاق کردن خودمون استفاه میکنیم ! چون غذا مارو چاق نمیکنه این ماییم که غذارو برای چاق کردن خودمونیم استفاده میکنیم .
مثل مواد مخدر که باعث اعتیاد افراد نمیشه ، اما یسری از افراد تصمیم میگیرن که از مواد برای معتاد کردن خودشون استفاده کنن ، و موفق هم میشن .
من فکر میکنم که انساتها از هرچیزی استفاده ابزاری میکنند و به این شکل فرمول هاش و در ذهن خودشون مینویسن و بعد ها دچار مشکل میشن.
استمرار داشته باشید .
یک فرد متناسب کل زندگیش رو متناسب بوده، یک روز و دوروز نبوده، اون تحت آموزش چاقی قرار نگرفته .
ولی ما ها چاقی رو یادگرفتیم ، از خانواده ، اجتماع و…، اما میشه تغییرش داد.
درواقع خانواده میخواسته چیزی که بلده و به قول خودشون به صلاحه ماعه و به ما اموزش بدم در بعضی از جنبه ها خوب بوده ولی در بعضی دیگر آموزش ها صحیح نبوده و اشتباه بوده ، پس انها مقصر نیستند.چون خودشان هم اینطوری آموزش دیده شده بودن .
ما باید آگاه باشیم و دیدآگاهانه داشته باشیم که چه چییزی و یادبگیریم و چه چیزهایی رو در زندگیمون داشته باشیم و….
طبیعت انسانها اینه که دوست دارن مثل هم باشن و سریع یک رفتاری و تکرار میکنند ولی باید متفاوت از دیگران رفتار کرد ، سخت هست اما نتایج نیز ، از نتایج دیگران متفاوت است.
خوبی تولد آگاهانه اینه که ، میدونیم میخوایم به کجا برسیم ، تلاشمونو و شروع میکنیم و رسیدن به هدف لذت بخشه .ولی در روند تولد عادی ما اینطوری نیس، ما متولد شدیم و همه چی به ما تحمیل شد، افکار ، رفتار دین ، اداب و…و برای تغییر دادن اینها خودمون باید تلاش کنیم ، کس دیگه ای نیست که بیاد بهمون آموزش بده ، چون ما هر چی بزرگ تر میشیم ، آموزش پذیریمون از طریق دیگران سخت تر میشه
چون فکر میکنیم همه چیو میدونیم و عقل کلیمو و….
تلاشی که ما برای تغییر جسم خودمون انجام میدیم ، نشان دهنده ی مقدار تصمیم آگاهانه ماست که میخوایم انسان جدیدی از خودمون بسازیم .
پس بیایم خودمون و با ورژن جدیدی که از خودمون دوست داریم ، آپدیت کنیم J
استمرار ما در تکرار و یادگیری و عمل کردن نشون میده که چقدر برای خودمون ارزش قایلیم !
تشخیص رفتار های اشتباهی که مناسب یک فرد متناسب نیست و تغییر انها ، شگفتی که ما میخوایم رو برامون رقم میزنه .
و همیشه *کار به عمل براید نه به حرف !*
پس تکرار و استمرار داشتن باعث بودن ما در مسیر میشه .
عجله کردن مانع لاغری ماست .
برای دیگران لاغر شدن ، مانع لاغری ماست .
ذهن برای خوشحالی دیگران کاری انجام نمیده و این موضوع براش غیر منطقیه !
چون ذهن خودماست و برای خودما میتونه تصمیم بگیره ، نمیشه ذهن ما بیاد کاری رو که کس دیگه ای خوشش میاد ، انجام بده.
و همیشه هم خودمون کاری و انجام نمیدیم و مقاومت ذهنی و بهونه میکنیم .
شاد و پیروز و متناسب باشید .
نشان های دریافت شده
سلااام
این ازون فایلایی بود که رفت توی لیست فایلای انگیزه دهندم .
چقدر فوق العاده بود این فایل .
موضوعی درش گفته شد که همیشه روش تاکید داشتید ولی من خودم به شخصه خیلی بهش توجه نمیکردم . یعنی نا خودآگاه انجامش میدادم ولی از اهمیتش خبر نداشتم و اون عمل کردن به آموزش هاست. من همیشه چیزی رو که میگفتید انجام میدادم چه تمرین نوشتنی بود و چه تمرین عملی و خداروشکر نتایج خیلی عالی هم کسب کردم ولی الان خیلی آگاه تر شدم ،فهمیدم اینکه فقط آرزو کنیم یه چیز خیلی قشنگیه و خدا توانایی آرزو کردن رو برای ما قرار داده چون ما انسانیم و میتونیم با قدرته رویا و آرزو ، خواستمون رو در ذهنمون واقعی کنیم و بعد اون رو در زندگیمون تجربه کنیم اما امروز من فهمیدم تنها آرزو کردن و امید داشتن کافی نیست بلکه باید کوله بار سفرم رو جمع و به راه بیوفتم . به این میگن هماهنگی . تمام جهان هستی بر اساس یه نظم و هماهنگی ای برپاست و همه چیز مکمله خودش رو داره حتی رنگا ، آدما و… و به نظر من کامل کننده ی موفقیت اینه که ما از جامون بلند شیم و برای هدفمون قدم برداریم . نباید انتظار داشته باشیم دعا و آرزو و تجسم وانرژی مثبت فرستادن ما رو به ایده آلمون برسونه چون اینا همشون زیر ساخت های رسیدن به موفقیتن که اگه اونا درست نباشن ما امکان نداره به موفقیت برسیم مثلا باید فرمول ها و باور های درست نسبت به جنبه ای که میخوایم توش موفق بشیم داشته باشیم و ایمانمون به خدا کامل باشه که همه ی این زیر ساخت ها عالی و ضرورین اما چیزی که باعث تمایز افراد موفق نسبت به افراد ناموفق میشه اینه که اونا تمام این زیرساخت ها رو دارن یا در طول مسیرشون به دستشون میارن و مهم تر از همه چیز ، دست به عمل میزنن. خدا ، هیچ چیزی بیرون از ما نیست! اگه ما برای هدفمون تلاش نکنیم خدا هم کاری برای ما انجام نمیده چون در واقع فرکانسی از ما دریافت نمیکنه.
پس مهم ترین بخش این فایل برای من این بود که باید به چیزایی که یاد میگیریم عمل کنیم. استاد هر راهی رو اول خودشون امتحان میکنن و بعد به ما آموزشش میدن پس من همیشه به خودم میگم این راه یه دور تست شده و از طرف خدا مهر تاییدی به پاش زده شده. خب منم باید دنباله روی این مسیر باشم وقتی توی این مسیری که استاد میگن قدم بر ندارم پس قطعا دارم توی یه مسیر دیگه ای قدم بر میدارم که اون از طرف خدا و استاد تایید نشده پس اون مسیر ، مسیره سقوطه. ما به هر حال داریم توی یه باندی حرکت میکنیم مثل توپ بولینگ که ما سرش میدیم به سمت بولینگا ولی بعضی وقتا توپ میره توی اون مسیری که کنار مسیر اصلی هست و جدا کننده ی باند هاست اسمش رو نمیدونم ولی میدونم که اون مسیر درستی نیست چون در نهایت توپ به بولینگ ها برخورد نمیکنه و ما امتیازی نمی گیریم .
ولی ما نمتونیم بگیم وقتی توپ توی مسیر اصلی نیست پس توپ کلا وجود نداره و معلوم نیست کجاست. نه! کاملا مشخصه که اگه توپ توی مسیر صحیح نباشه پس توی مسیر انحرافیه.
این به من یاد میده توی زندگی دو تا مسیر بیشتر وجود نداره . یه مسیر صعود و دیگری مسیر سقوط. این زندگی مثل یه بازیه . رقابتی توش وجود نداره اما طعم برد بهترین و راضی کننده ترین طعمیه که توی این بازی میشه چشیدش. پس چرا برای به دست اوردن این طعم تلاش نکنم؟ دقت نکنم؟ به حرف های درست توجه نکنم؟
من بردنو دوست دارم و مطمعنم بازی زندگی رو با احساس عالی میبرم همونطور که هر کس تلاش کنه و استمرار داشته باشه این اتفاق براش میوفته.
همچنین توی فایل درباره ی طرز نگاه ما به غذا ها و قانون هایی که وجود داره اشاره کردید.
من قبلا ها خیلی پرخوری میکردم و امکان نداشت چیزی بخورم و بعدش دلم باد نکرده باشه از شدت حجم زیاد غذاهایی که توش میرختم.
به نظرم این خیلی بی احترامیه. مثله اینه که من برم مهمونی و خونه ی میزبانم رو تبدیل به آشغال دونی کنم. اما الان خیلی چیزا تغییر کرده من خیلی کمتر پرخوری میکنم و ترسم نسبت به مواد غذایی ریخته. میدونم اگرم پرخوری کنم دفع میشه چون دلیلی نداره بدنم اون مقدار اضافه رو توی خودش و سلولاش نگه داره. الان هم از پرخوری بدم میاد ولی نه به این خاطر که منو چاق میکنه. نه! چون پرخوری باعث چاقی نمیشه بلکه به این خاطر ازش بدم میاد چون از فشار شکمی که بعدش برام اتفاق میوفته ، احساس بدی بهم دست میده. در واقع اومدم فرمول های ذهنیم رو عوض کردم. من از اینکه چکش رو محکم بکوبم روی دستم میترسم و خوشم نمیاد نه به این خاطر که منو چاق میکنه چون خیلی مسخرست که یه نفر از ضربه ی چکش بترسه به خاطر اینکه فکر میکنه هر وقت چکش خورد روی دستش چاق میشه. نه در واقع به این خاطر از ضربش بدم میاد چون اون احساس درد رو دوست ندارم و نمیخوام به بدنم آسیب برسه. پرخوری هم همینطوره . برای بدنمون ضرر داره و باعث میشه احساس بدی پیدا کنیم پس نباید پرخوری کنیم چون بدن ما لایق همچین احترامی از طرف ما هست.
خدایا شکرت به خاطر این آگاهی ها
ممنونم استاد عطار روشن
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! به سمت چاقی حرکت می کنید یا لاغری؟ اینکه در حال حاضر بدون توجه به وضعیت جسمی تان چه احساسی دارید مشخص می کند در مسیر لاغری هستید یا چاقی! اگر برای موفق شدن(لاغری) سعی کنید، شما در مسیر موفقیت خواهید بود و اگر سعی نکنید شما در مسیر شکست(چاقی) هستید. برای بودن در مسیر موفقیت باید کاری انجام دهید ولی اگر هیچ کاری نکنید برای بودن در مسیر شکست کافی است! فقط آرزوی لاغر شدن داشتن، شما را لاغر نمی کند. بلکه قرار گرفتن در مسیر لاغر شدن است که شما را به سمت لاغری هدایت می کند. برای رفتن به مسیر لاغری با ذهن ابتدا مسیر چاقی ذهنتان را پیدا کنید و بعد آن را با فرمولهای لاغری جایگزین کنید. رفتار غذایی افراد متناسب را بررسی کرده و مثل آنها رفتار کنید. باید آموزههاي تئوری را به عملی تبدیل کنید. ترس از خوردن یک باور ریشه دار در چاقی است و اصلاح کردن آن مدت زمان زیادی طول می کشد. الان میدانیم رفتار غذایی ما باعث چاقی ما شده نه نوع غذایی که میخوریم! این جمله را تکرار کنید که بدن برای سوخت و ساز و انجام فعالیت هایش به غذا احتیاج دارد، بنابراین باید به اندازه مورد نیاز بدنم بدون ترس غذا بخورم. نکته اینجاست که با باور نمی توان قانون را عوض کرد مثلا باور کنیم که هر چه بخوریم چاق نمیشویم ولی قانون این است که اضافه تر غذا خوردن باعث چاق شدن میشود. اگر میخواهید نتیجه بگیرید باید باورتان را با قانون همسو کنید یعنی به اندازه مورد نیاز بدنتان غذا مصرف کنید. باید در مسیر لاغری استمرار داشت تا به صورت عادت در بیاید و جایگزین عادت های چاقی بشوند. باید مجددا آگاهانه متولد شوید و به چیزهایی که تاکنون از زمان تولد آموزش دیده اید توجه نکنید و خودتان به ذهنتان آگاهی های صحیح را بدهید. باید متفاوت از سایر انسانها رفتار کنید. در این حالت از اول میدانید قرار است که به کجا برسید و روی هدفتان تمرکز می کنید. اگر چیزی که الان هستی را دوست نداری، پس همت کن و یک ورژن جدید از خودت را به نمایش بگذار. استمرار شما در یادگیری و عمل کردن به آموزش ها نشان می دهد که چقدر به خودتان اهمیت می دهید و چقدر موفق خواهید شد. میزان تفاوتی که در شما ایجاد می شود نشانگر موفقیت شما در دوره است. توجه داشته باشید که ماهیت ذهن و تمایل آن لاغر بودن است بنابراین چیزی به اسم مقاومت ذهنی وجود ندارد، با این عناوین خودتان را فریب ندهید و تنبلی خودتان را توجیه نکنید.
نشان های دریافت شده
سلام و درود به شما استاد عزیز و دوستان گرامی
این فایل چیزی را که مسلم و واضح هست را تاکید مجدد کرد
عمل کردن به آموزشهاست که نتیجه میدهد نه گوش دادن و نوشتن و کاغذ سیاه کردن
انجام تمرینات در زندگی روزمره توجه به آموخته هایمان میباشد
زیر نظر گرفتن رفتار اشخاص متناسب با اشخاص چاق در شرایط مشابه
وقتی به رستوران هایی که سلف سرویس بود میرفتم و از کنار میزهای مختلف رد میشدم بخوبی مقدار غذایی که افراد چاق در بشقابشان داشتند نسبت به افراد متناسب چشمگیر بود
جالب اینجاست که آنها میتوانستند هرچند بار که میخواهند سر میز غذا بروند و غذا بردارند اما در همان بار اول بقدری بشقابشان را پر میکردند که سرریز میکرد
در صورتیکه اشخاص متناسب بشقابشان پر هم نبود
من در چنین مواردی افراد متناسب را الگوی خود قرار میدادم و وقتیکه اطرافیانم می گفتند چرا اینقدر کم غذا برداشتی می گفتم اگر سیر نشدم دوباره میرم بر میدارم
از این رفتار خودم احساس رضایت میکردم و آموزش به اندازه نیاز بدنم غذا مصرف کنم را به عمل تبدیل میکردم
بیشتر مواقع نیازی به دوباره سر میز غذا رفتن پیدا نمی کردم
موضوع تولد دوباره خیلی عالی بود
تولد آگاهانه و اینکه ما تصمیم میگیریم که چه چیزهایی یاد بگیریم و به آن عمل کنیم
استمرار داشتن واقعا کلید موفق شدن است
سلام ، تا قبل دوره درحال سقوط بودیم چون فکر میکردیم سرنوشتمون چاقیه، اما حالا در حال صعود هستیم چون فهمیدیم سونوشت ما اندامی متناسب وزیباس، اما فردی همچنان در این صعود باقی می مونه که به قانون وآموزشا عملو کنه در زندگیش. باگوش دادن به فایلا انجام تمارینش وتکرار وتکرار. قانون درمورد غذا میگه غذاچاق نمیکنه . به اندازه نیازت بخور.بدن برای زنده بودن به انرژی نیاز داره واین انرژیو از غذاها تامین میکنه، ولازمه که به مقدار نیازمون از این انرژی استفاده کنیم. اگه بیشتر از نیازمون مصرف کنیم این یعنی فراتر از قانون. نکته مهمی که درک کردم ، پر خوری یکی از رفتارای ذهن چاق هست در حالی که ذهن متناسب به اندازه نیازش غذا میخوره .
نشان های دریافت شده
سلام
حسم عالیه و تصمیم گرفتم همین الان بنویسم
چقدر حرفای استاد مال من بود، با من داشتن حرف میزدن، به من میگفت چرا نتیجت اونجوری نیست که دلت میخواست باشه، گفت چرا دوستای دیگت از این روش نتایج بهتری و سریعتری گرفتن، بهم گفت اگه میخوای عوض بشی حد اقل باید 2 سال هر روز در مقابل هر وعده غذایی درست رفتار کنی و به خودت این زمان و بده که البته نتایج خیلی زودتر ازین زمان حاصل میشه این برای تغییر شخصیته از چاق به متناسب، بهم گفتین مهم نیست دو ساله عضو سایتی ببین چف مدته عمل میکنی، نتایج رو فقط عمل حاصل میکنه نه نوشتن و گوش دادن و از بر شدنش، بهم گفتیم اگه اون اندام دلخواه و میخوای راهی جز عمل و استمرار نداری بیخود خودتو خسته نکن، بهم گفتین مسیرتو عوض کن برو تو جاده لاغری و اونجا مسیرتو ادامه بده نتایج خودش فریاد میزنه مسیر درسته، ادامه زندگیتو تو جاده تناسب حرکت کن که لاغری و آرامش و اهتماد به نفس و شادی و لذت و حس میکنی یه جاده سرسبز با درختای زیبا و باد خنکی که به صورتت میخوره و بوی خوش گل ها و لذت رسیدن به آرزوهات، جادتو عوض کن، خیلی راحته، زندگی باید سراسر لذت باشه، آسانی باشه، شادی باشه، اگه اینو میخوای باید عمل کنی به دانسته هات که اگه عمل نکنی حذف میشی از بازی، آب پاکی رو با این فایل ریختین رو دستم استاد، اتمام حجت کردین هم با من همه همه اونهایی که خوب گوش میدن خوب مینویسن ولی خوب عمل نمیکردن و منتظر نتایج عالی بودن، خداروشکر که تقریبا 10 روزه من سرم به سنگ خورده و هر روز استاد در فایلها بهم گوشزد میکنن که باید عمل کنی و ادامه بدی، خدایا فقط میتونم فریاد بکشم شکرت قبل اینکه از این بازی حذف بشم برم گردونی به اینجا
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز
با تمام پستی و بلندی هایی که تا بحال پشت سر گذاشتم الان اینجام گام دوازدهم .
طبق معمول جزوه رو شروع کردم به خوندن
به سمت چاقی حرکت می کنید یا لاغری ؟
اگه الان بخوام جواب بدم ،به سمت چاقی
چرا ؟
چون توی مسیر لاغری نیستم
چرا ؟
دلیلش با متن جزوه کاملا هماهنگ است ما در زندگی دو راه داریم
توی این چند وقت من کاری انجام ندادم پس در مسیر شکست حرکت کردم .
باید برای در مسیر قرار گرفتن کاری کرد
فقط آرزو داشتن ما رو به هدفمون نمی رسونه
چه روزهای زیبایی از عمرم رو با داشتن آرزوهای قشنگ از دست دادم ،چون من فقط و فقط آرزو داشتم و هیچ کاری برای رسیدن به آرزوهایم انجام ندادم .
ولی دیگه بسه اگه از شرایط زندگی امروزم راضی نیستم پس باید کاری بکنم .
الان باید راه درستی رو که انتخاب کردم بشناسم پس اول مسیر چاقی و اشتاباهاتم رو شناسایی می کنم بعد مسیر تازه ای برای رسیدن به تناسب رسم می کنم .
مسیری که نه تنها مقصدش زیبا و قشنگ است بلکه راهی رو براش می کشم پر از زیبایی ،پر از نشاط و شادابی ،پر از آرامش درونی .
شناختن مسیر چاقی
این قدر رفتارهای غذایی اشتباهی دارم که نگو و نپرس
فرمول های اشتباهی که اینهمه سال با خودم حمل کردم
فرمول هایی که می دونم اشتباهه ، رفتارهایی که نادرست است
توجهی که هنوز به چاقی دارم
ترس از خوردن
ترس از نخوردن
اگه خودمو از اینهمه توجه به چاقی رها نکنم ،نمی تونم مسیر تناسب رو شروع کنم
نوبت به فایل صوتی می رسه
چه موزیک زیبا و آرامش بخشی ،بارها و بارها این فایل رو گوش کردم خیلی لذت بردم و البته خیلی چیزها یاد گرفتم .
بسیار زیبا بود توجه هر روز به هدف
آیا ما هر روز در حال صعودیم یا سقوط
درسته روزی که گام بر می داریم برای رسیدن به هدفمون، همون صعود است چطوری ؟
باید هر روز روی خودم و رفتارم و باور برای رسیدن به تناسب کار کنم
هر روز رو باید مراقب خودم باشم.
باید بدونیم که اگه خواسته ای داریم باید و باید هر روز برای رسیدن به اون گامی برداریم حالا این تلاش حتما نباید نوشتن و خوندن باشه ،گاهی توجه کردن به اطراف و آموزش عملی خیلی تاثیر بیشتری داره .
درست مثل کلاس تئوری با عملی می مونه خیلی از درس ها رو لازمه برای آموزشش دست بکار شد مثل مکانیکی تا حالا دیدید که مکانیک دست به آچار نشه
خوب اگه بگه دستم روغنی میشه و دست نزنه با ایستادن کنار استاد که چیزی یاد نمی گیره
باید هممون بیایم داخل گود و آموزش های تئوری رو به عملی تبدیل کنیم .
این قدر روش کار کنیم تا بتونیم درست انجامش بدیم .
می دونید مشکل همه ی ما آدم ها اینه که تلاشی رو که افراد موفق در زندگی برای رسیدن به خو استه خودشون انجام دادن رو نمی بینیم فقط نتیجه رو می بینیم
و فکر می کنیم فرد موفق همین طوری و به سادگی به موفقیت رسیده در حالی که اون تلاش زیادی کرده و شکست هایی زیادی رو پلی کرده برای رسیده به موفقیت
پس ما باید در مسیر رسیدن به موفقیت همیشه در تلاش باشیم و از اون تلاش لذت ببریم .
توی فایل صوتی صحبت از زمان رسیدن میشه
برام خیلی مهم نیست که کی برسم فقط دوست دارم یاد بگیرم مثل افراد متناسب زندگی کنم .
می دونم راهم طولانیه چون ۴۲ ساله دارم درختی رو آبیاری می کنم که به جای سیب خوش عطر و خوش مزه داره سیب کرم خورده میده .
پس حالا قرار نیست ۴۲ سال اونو تقویت کنم برای دادن سیب سالم بلکه چند سالی اگه خوب و با آرامش اشکالات کارش رو برطرف کنم حتما میوه ی سالمی به من میده .
میوه ی تناسب در صورتی به بار میشینه که :
بعد از آموزش دیدن و کسب مهارت و رفع باورهای اشتباه حالا بتونیم اونا رو به صورت عملی در زندگی خودمون پیاده کنیم .
توی این دوره ی زیبا یاد گرفتم که هیچ دلیلی برای چاق شدن ندارم و هیچ کس دیگه مقصر چاقی من نیست
الان که گاهی زیاد می خورم به خودم میگه ببین خودت خواستی ،هیچ کس منو مجبور به خوردن نمی کنه
هیچ کس به من نمی گه نرو فایل ببین ،افراد متناسب رو بررسی نکن ،هیچ کس از من نمی پرسه ،هیچ کس منو مجبور نمی کنه .
پس اگه اشکالی وجود داره و کم کاری و تنبلی وجود داره این منم که مقصر هستم .
اینجا یاد گرفتم هیچ غذایی اگه به اندازه ی نیازم بخورم منو چاق نمی کنه .
یک قانونی وجود داره ،اونم اینه که یاد بگیری به اندازه ی مورد نیاز بخوری .
قانون میگه، اگه به اندازه ی نیاز بدنت بخوری چاق نمی شی و نباید از غذاها بترسی .
ولی یادت باشه اگه این قانون رو رعایت نکردی و فقط از غذا نترسیدی و زیادی خوردی منتظر رسیدن به تناسب نباش .
چون تکرار این مسئله که من از غذا نمی ترسم هر چی دوست دارم می خورم و باور این موضوع ،باعث نمی شه قانون به اندازه خوردن و به تناسب رسیدن تغییر کنه .
حالا نوبت اون رسیده که من باورم با قانون جهان یکی بشه
استمرار ،استمرار ،استمرار
مهم ترین و کلیدی ترین واژه ی موفقیت است .
الان ما همه یک خواسته داریم و رسیدن به تناسبه
کلی باور اشتباه و فرمول های اشتباه داریم
کلی رفتارهای غذایی اشتباه داریم
پس ما باید کم کم و با آرامش و شادی به کلید موفقیت دست پیدا کنیم .
باید آگاهانه گام برداریم و استمرار داشته باشیم .
تاریخ تولد آگاهانه
چقدر این قسمت فایل رو دوست داشتم
چه نکته ی زیبا و دلنشینی داشت .
الان موقع شروع دوباره است .
الان من می دونم چی می خوام و می خوام چکار کنم .
پس من تازه متولد شدم .
هر چی بوده گذشته و گذشته ها فقط باید درس عبرتی باشن و اونهمه اشتباه الان برای من درس های زیادی داره ،همون یاد گرفتن ها درسته اشتباه بوده ولی منو اینجا رسونده .
الان می خوام بقیه روزهای طلایی زندگیم رو خودم با دست خودم و با لطف پروردگارم بنویسم.
الان می خوام برای رسیدن به خواسته های خودم تلاش کنم و از زندگیم لذت ببرم
تمام شد روزهایی که بقیه مهم بودن ،تمام شدن عجله رسیدن ،تمام شدن منتظر تعریف دیگران بودن .
فقط من حق دارم درباره ی خودم نظر بدم و مسیر راهم رو مشخص کنم ،فقط من باید از خودم راضی باشم ،من باید از معدل عملکرد خودم راضی باشم نه نتیجه ،اگه منتظر نتیجه بمونم شاید زمان طولانی منو خسته کنه پس یادم میمونه که از معدل زندگیم راضی باشم ،از مسیرم ،از راهم .
کلاس فوق العاده زیبایی بود با یک دنیا آموزش جدید .
بسیار سپاسگزارم از استاد گرامی که به جز تناسب راه و رسم زندگی بهتر رو هم به ما نشان میدن 🙏🙏🌹🌹
برای همه ی دوستان عزیز آرزوی بهترین ها رو دارم .
در پناه حق باشید ❤💖
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز و همراهان پرتلاش
واقعا فایل تاثیر گذاری بود برای من
و فوق العاده لذت بخش بود شنیدنش مخصوصا با اون آهنگ پس زمینه چون کلا آهنگهای ملایم به من حس فوق العاده ای القا میکنه
فردا تولد من هست
زادروزی که خدا مرا به این دنیا آورد و تا الان سی و دوسال از عمر من میگذره عمری که نا آگاهانه گذشت ولی بابت تک تک روزهاش از خداممنونم چون خدا به واسطه اونروزها و درک اون مشکلات به من آگاهی داد و خیلی چیزا برام روشن شد .
ولی از فردا که تولدم هست میخوام تولد آگاهانه زیستن من باشه میخوام آگاهانه به این دنیا و زندگی بیام میخوام همه چیز و خودم تعیین کنم میخوام بهترین خودم رو برای خودم رقم بزنم بهترین داستان خودم رو بنویسم
من همیشه از روزهای تولدم بدم میومد به خاطر اتفاقای بدی که هر سال توش میفتاد و دوست داشتم تاریخ تولدم رو از تمام تقویمها پاک کنم چه جالبه که این حرف و چندروز پیش داشتم گریان میگفتم
والان با بهترین حال دارم میگم فردا تولد زندگی آگاهانه من خواهد بود و دلم میخواد این و فریاد بزنم تا به گوش کل جهان برسه و من از فردا صعود را انتخاب خواهم کرد در همه موارد و البته لاغری
فردا بهترین روز تولد من خواهد بود
واقعا سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
باسلام خدمت دوستان عزيز و استاد مهربان و گرامي
گام دوازدهم :صعودددددددد ميكنيد يا سقوطططططططط
همه جي در جهان دو وجهيه
ما در زندگي يا در حال سقوط هستيم يا صعود زندكي حالت ايستاده نداره
خب من قبلا (منظورم قبل از دوره هس )در حال سقوط بودم و روز به روز حال خراب و داغوني رو سپري ميكردم و به اخر خط رسيده بودم وته باتلاق بودم كه نجات پيدا كردم
خيلي صداش زدم كه خداي مهربون دارم نابود ميشم يه كاري برام بكن نجاتم بده خداوند صدايم رو شنيد و مرا نجات داد و دست مرا گرفت و مرا به بالا كشيد و الان به مرور زمان ،در حال پيشرفت هستم و روزي يه گام به سوي متناسب شدن برميدارم
من دوست دارم روزي يه اگاهي رو در زندكي به عمل در بيارم تا بتونم اين باورهاي صحيح و درست رو قوي و پر رنگ كنم
قبلا كه در اين دوره ها نبودم بيشتر اوقاتم ناراحت بودم و از خودم بدم مي اومد متنفر بودم اعتماد به نفس نداشتم از ادم و عالم گله مند بودم خدا رو مقصر ميدونستم كه جرا مرا اينجوري افريده و همجينين پدر و مادرم و اطرافيان رسانه و مواد غذايي و …..عامل جاقي خودم ميدونستم و خلاصه در حال سقوط بودم
كه به وسيله ي يه بنده از طرف خداوند هدايت شدم به سمت صعود 🙏🏻
و الان كه به سمت بالا در حركت هستم بيشتر اوقات حالم خوبه
خوشحالم اعتماد به نفس دارم كسي رو مقصر جاقي خودم نميدونم خودم رو دوست دارم از پوشيدن لباس هاي رنگ شاد لذت ميبرم
هر روز فايل گوش ميدم حس خوبي دارم شكر گزارم
شايد هر روز تمرين ننويسم ولي نشده تا الان روزي بياد و من فايل گوش ندم اطمينان دارم و مطمينم كه به ايده الم ميرسم
خيلي رفتارم نسبت به قبل زيبا شده عاشق اين رفتارهام هستم خيلي تغيير كردم و خودم رو با شروع دوره مقايسه ميكنم خيلي پيشرفت كردم
پس اين نشون ميده كه روز به روز پيشرفت ميكنم ودر حال صعود هستم قبلا كه ما ارزوي لاغر شدن داشتيم ارزومون با رويامون با هم همسو نبودن بخاطر همين به ارزومون كه متناسب شدنه نميرسيديم بايد در مسير لاغر شدن حركت كنيم و ارزوهامون رو با روياهامون همسو كنيم تا به متناسب شدن برسيم
خيلي خوشحالم از اينكه در مسير درست هستم
درسته جند ساله در اين دوره ها هستم ولي هنوز به ايده الم نرسيديم
جون اين تولد اگاهانه من بيش از ٣/٤سال نيس كه قدمت داره
من تازه متولد شدم و در اين چند سال در حال يادگيري هستم و روي خودم كار ميكنم
براي رسيدن به موفقيت اسانسور وجود نداره بايد پله ها رو يكي پس از ديگري طي كنيم تا به ارزومون دست پيدا كنيم
براي من مهم نيس جقدر اهسته دارم پيش ميرم مهم اينه كه از خيليا كه اصلا هيج كاري نكردن خيلي خيلي جلوترم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
برداشت من از فايل صوتي:(باور)🍀🍀🍀🍀🍀
من جه باوري نسبت به مواد غذايي دارم
باور من اينه كه غذا براي بدن نيازه و من بايد به اندازه ي نياززززززززز بدنم بخورم
بدن من براي زنده موندن به انرژي نيازززززز داره و اين انرژي از طريق مواد غذايي تامين ميشه
خب حالا باور يعني چه؟
يعني فكر و باور صحيح >يعني باور صحيح كه من دارم با قانون همسو باشه
قانون جي ميكه؟قانون هم ميكه مواد غذايي به بدن ما ضرر نميرسونه كه هيج، بلكه براي بدن مفيد هم هس و نيازه البته به مقدار نياز
خب فكر صحيح جيه :اينه كه من هر غذايي كه ميخام به اندازه ي نيازززززز بدنم ميخورم و به بدنم ضربه نميزنم اين يك باور صحيح هستش و با قانون همسوهه
من نميتونم با باور اشتباه قانون رو عوض كنم و بكم غذا براي بدن مفيده و تا جايي كه مي تونم غذا بخورم اين باور با قانون همسو نيس و ما رو به نتيجه نميرسونه
همه ي افراد متناسب باورهاشون متناسبه و همسو با قانونه
پس خيلي مهمه قانون رو درك كنيم و رفتارمون رو براساس قانون تنظيم كنيم تا به نتيجه برسيم
باور صحيح =مطابق قانون >نتيجه عالي
خدايا شكرت بابت اين اگاهي ها
استاد عزيزم من در اين دوره ها استمرار دارم و تا زنده هستم در اين دوره ها باقي مي مونم جون در اين دوره ها حالم خوبه و احساس خوبي دارم و جرا نخوام به اين حال خوب ادامه بدم من اكه اين دوره رو ادامه ندم باز اون منفي باف و اون حال بد و حس بد به سراغم مياد
نه نه نه من نميخام اون حس و حال قبل از دوره رو ☹️
من حس خوب و حال خوب اين مسير زيبا رو دنبال ميكنم
خدايا از صميم قلب سپاسگزارم بابت اين اگاهي ها 😍😍😍😍
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
چقدر فایل صوتی باور رو قشنگ باز کردید چیزی که همش در اون مشکل داریم .
هرچی تو اینستا وفضای اینترنتی میبینیم اساتید موفقیت فریاد میزنن تغییرکن . ایمانت رو زیاد کن و…
کاری بکن حالا نمیگن چی جوری ؟ تغییرکنم .
من تواین فضا سالها زندگی کردم .
پاشم شغلم رو عوض کنم ؟ خب اون موقع بیکاری هم به بدبختیم اضافه میشه . و…
دیگه ازبس فضای اینترنت وارد میشیم بمباران کلیپ انگیزشی میشیم که به جایی اینکه حس مونو خوب کنند حسمون بدمیشه .
چقدراستاد عالی توضیح دادن این بخش رو مثل همیشه و چقدر شما خوب به تصویر کشیدید . ممنونم از کامنت مفیدتون که جزئیات رو باز کردید.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 💖❤
الان خیلی وقته ،دقیقا دوهفته ی پیش آخرین کلاس رو در گام یازدهم انجام دادم
البته گاهی مطلب گوش کردم و گاهی برای خودم نوشتم ولی کلا از هدفم دور شدم .
خودم باورم نمی شه چطور میشه انسان با وجود اینکه از کاری لذت می بره و حس خوبی داره بازم اونو رها می کنه و به سمت راهی میره که توی اون راه اذیت میشه .
من دقیقا این دوهفته باز برگشتم به اون جایی که دوسش نداشتم .
تنها تفاوت من این بوده که من با آگاهی بودم و این آگاهی خیلی خوب بود .
این چند روز خدا منو به یک جای خوب دعوت کرد و اونجا مطالب خوبی یاد گرفتم .
با خداشناسی عرفانی آشنا شدم .
فهمیدم اولین چیزی که منو برگردوند به جایگاه قبلم ،کمال گرایی غیر واقعی منه که اینم برمی گرده به دوران کودکی ،اینکه من دوست دارم همیشه ممتاز باشم .
این باعث شد توی نوشتن دیدگاه خیلی به خودم سخت بگیرم و نتونم بنویسم، آخه دیدگاه های من خیلی طول می کشه حدودا نزدیک به دوساعت زمان برای نوشتن میذارم و این باعث شد کم کم بخاطر این اشکال دور شدم هی گفتم فردا ،فردا .
با اینکه مطلب می خوندم ولی نشد بنویسم و من توی این گام موندم و از راهم دور شدم .
با اجازه استاد می خوام ساده و کوتاه بنویسم بایداین کمال گرایی رو درمان کنم .
اینکه منتظر مدال بودن و اینکه دیگران بگن عجب نوشته ای .
یکی از مطالبی که این چند روز یاد گرفتم اینه که آدم های کمال گرای غیر منطقی همه کار رو برای تشویق دیگران انجام میدن ،یکی از اون مطالبی که استاد بهش اشاره کردن که نمی شه برای کسی لاغر شد یا برای تشویق کسی .
نکته جالبی که یاد گرفتم این بود که کمال گرا ها کسانی هستند که مسیر راه اصلا براشون لذت نداره و فقط نتیجه رو می بینند .
مثلا اگه ۴۰ کیلو اضافه داره و ۳۰ کیلو کم کرده اصلا خوش حال نیست و لذت نمی بره باید موفقیت براش کامل باشه ،راهکاری که برای این وجود داشت این بود که هدف بزرگ رو به اهداف کوچک تبدیل کنیم و برای رسیدن به هدف کوچک خودمون رو تشویق کنیم تا بفهمیم که چقدر فرق کردیم و موفق بودیم .
مثل اینکه استاد گفتن ببینید از اول شروع تا اینجا چقدر موفق بودید و به نتیجه فکر نکنید .
حالا مایی که وزن نمی کنیم ،می تونیم سایز کنیم و برای هر سایز خودمون رو تشویق کنیم و برای خودمون هدیه بگیریم به نسبت هر گام موفقیت باید هدیه رو بزرگ تر کنیم و از مسیر لذت ببریم .
مطلب مهم دیگه ای که یاد گرفتم و می دونم برای همه ی شما می تونه مفید باشه اینه که عرفا هر روز یک کار برای رسیدن به حق انجام میدن و اونم اینه که اول صبح مشارطه می کنند در طول روز مراقبه و در انتهای شب محاسبه بسیار زیباست این کار برای ما بسیار سودمند است .
هر روز صبح که بیدار میشم مشارطه می کنم یعنی شرط می بندم با خودم که امروز مثل یک متناسب رفتار کنم ،در طول روز مراقبه دارم یعنی مواظب رفتارم هستم و با توجه و آگاهی عمل می کنم و قبل از خواب محاسبه می کنم که چقدر موفق بودم یا نه .
این کار هر روز توجه منو بیشتر و بیشتر می کنه و مهم ترین بخش این سه موضوع محاسبه ی عملکرد است اینکار توجه منو جلب می کنه و کم کم به خودم میگم بسه دیگه تا کی می خوای خرابکاری کنی و شروع به خودسازی می کنی .
دیشب مطلب جالبی رو گوش میدادم و اون نوشتن بود اینکه خداوند به قلم قسم خورده و نوشتن چقدر تاثیر در رفتار ما داره .
مطلب این بود که نوشتن رذائل اخلاقی و آگاهی به اون و توجه به اونها باعث میشه توجه کنی به رفتارت و کم کم درستشون کنی .
الان می فهمم چرا نوشتن این قدر جایگاه والایی در کار ما داره و البته آگاهی به رفتارمون و تلاش برای درست کردن اون .
نکته ی جالب فایلی که گوش کردم این بود ، شروع می کنی اول می نویسی و به آنچه می خوای توجه می کنی
روزهای نخست فقط نظرت به عملکرد جلب می شه ولی نمی تونی اون کار بد رو مثلا پرخوری رو انجام ندی ،همین طوری ادامه میدی و تو کم کم کار بد رو با اینکه میدونی بد است مثل پرخوری و بد خوری ولی با آگاهی انجامش میدی ،جالب بود توی فایل گفت فقط ادامه بده خودش درست می شه و کم کم وجدانت بیدار میشه و روزی می رسه که تا بخوای انجامش بدی خودت می گی بسه دیگه ،دیگه این کارو نکن و با استمرار تو دیگه اون کار رو ترک می کنی .
دقیقا تمام راه ما مثل راه عرفان و رسیدن به عشق الهی می مونه .
با اینکه اینجا نبودم ولی چیزهای زیادی یاد گرفتم که به لطف خدا به من کمک کرد تا اشکالات کارم برام روشن تر بشه .
الان میدونم که :
تمام مطالبی رو که توی این دوهفته آموختم خیلی خیلی خلاصه براتون نوشتم چون می دونم همه ی ما مثل هم هستیم و احتیاج به همدیگه داریم .
دوست داشتم مطالب خوبی رو که یاد گرفتم با شما قسمت کنم .
ببخشید استاد الان اومدم دفترم رو باز کردم تا گام دوازدهم رو بنویسم ولی نشد به طور ناگهانی شروع کردم به نوشتن این مطالب و چون نوشته ام طولانی شد گام دوازدهم رو در یک دیدگاه دیگه میذارم .
از لطف شما بسیار سپاسگزارم و برای همه ی عزیزان در این سایت عالی بهترین ها رو آرزو می کنم .
در پناه حق باشید .