۳۵ سال با چاقی زندگی کردم، سالهایی که بیشترشون با نارضایتی و خجالت گذشت 😔 بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، وزن کم کردم… ولی همیشه برگشتم سر جای اول یا حتی بدتر.
📍 این جلسه ادامه گام ۲۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم. تازه فهمیدم مسیر لاغر شدن فقط عدد ترازو نیست، یه راه درونی و پُر از چالشهای مسیر لاغریه. مسیری که باید قدمبهقدم با آگاهی طی بشه، نه با عجله و اجبار 💫
در این جلسه میآموزیم:
🌧️ چرا فکر میکردم بیارادهام؟
بارها و بارها برای لاغری تلاش کرده بودم، اما هر بار با شکست روبهرو میشدم.
رژیم میگرفتم، ورزش میکردم، امید میساختم… اما خیلی زود همهچی برمیگشت سر جای اول 😞 و من میموندم و یه ذهن پر از شک:
🔁 «من نمیتونم لاغر بشم» 🔁 «من اصلاً اراده ندارم» 🔁 «من لاغربشو نیستم»

یکی از بزرگترین چالشهای مسیر لاغری برای من همین باور نداشتن به خودم بود. حتی وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین و سختترین قدمم، باور کردن این بود که من میتونم. 🧠
ذهنم پر از صداهای محدودکننده بود:
🗣️ «تو نمیتونی!» 🗣️ «چاقیات ارثیه!» 🗣️ «سوخت و ساز بدنت پایینه!» 🗣️ «اصلاً بیفایدهست!»
و از اون طرف، اطرافیان هم با لبخندهای مسخرهکنندهشون آتیشی میریختن روی این ذهن پُر از تردید 😐
میگفتن: «بازم رژیم گرفتی؟»، «تو که لاغر بشو نیستی!»
و من؟ فقط دلم میخواست باور کنم میشه… حتی اگه سخته.
💪 اما میدونستم اگه بخوام توی مسیر بمونم، باید با این صداهای محدودکننده مقابله کنم. باید توی این یکی از سختترین چالشهای مسیر لاغری، قوی ظاهر بشم.
برای همین، روزهای اولم توی مسیر لاغری با ذهن فقط به یه چیز فکر میکردم:
«چطور میتونم باور کنم که توانایی لاغر شدن را دارم؟»
این باور مثل یه ریشهی قدیمی بود توی ذهنم که باید با تمرین، آبیاری و صبر تغییرش میدادم 🌱
چالشهای مسیر لاغری خیلی زیادن، اما اولین و شاید مهمترینش همینه:
✳️ «باور کنیم که میتونیم.»
گاهی پیامهایی در سایت میخونم که توش از ناامیدی نوشتن.
🔸 اینکه یه مدت تلاش کردن، اما شور و شوقشون کم شده…
🔸 انگیزهشون پایین اومده…
و این دقیقاً همون چیزیه که باید یادمون بمونه:
چالشهای مسیر لاغری تموم نمیشن، اما با آگاهی، تمرین و باور به خودمون، میتونیم ازشون عبور کنیم 🌈

🌪️ خارج شدن از مسیر لاغری؛ وقتی انگیزهمون ته میکشه…
یکی از مهمترین چالشهای مسیر لاغری با ذهن، اینه که گاهی اشتیاقمون کم میشه، انگار باتریمون خالی میکنه 🔋😞
اما چرا؟
دو دلیل اصلی داره:
1️⃣ توجه به چاقی و عوارضش
وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن میشیم، جسممون هنوز چاقه. یعنی هنوز با اضافه وزن، بیماریها، نگاه سنگین دیگران و خستگیهای روحی درگیریم.
هر روز با این واقعیتها زندگی میکنیم و در عین حال داریم آموزش میبینیم و تمرین میکنیم.
⚠️ این همزمانی میتونه ذهن ما رو منحرف کنه…
وقتی هنوز هر روز خودتو توی آینه با همون اندام قبلی میبینی، خاطرات تلخ شکستهات دوباره زنده میشن.
و این یکی از سختترین چالشهای مسیر لاغریه:
اینکه با وجود وزن فعلی، خودتو در مسیر باور لاغر شدن نگه داری 💭
2️⃣ توجه به حرف دیگران
😓 یکی دیگه از پرتکرارترین چالشهای مسیر لاغری، حرفای دیگرانه!
اونایی که سالها مارو چاق دیدن، هنوز هم بهجای حمایت، سعی میکنن چاق بودنمون رو یادآوری کنن:
👄 «بازم چاق شدی!»
👄 «اینهمه رژیم گرفتی چی شد؟!»
و اینجا یه اشتباه معمول رخ میده:
🔊 بهشون میگیم که داریم روی ذهنمون کار میکنیم!
نتیجه؟
مسخرهمون میکنن، ناامیدمون میکنن، و حتی باعث میشن به خودمون شک کنیم 😔
و شک… یعنی سقوط از مسیر لاغری!

🌨️ مراقب باشید زمین نخورید!
اگه تصمیم گرفتی از مسیر لاغری با ذهن بری بهسمت تحقق رویات، باید همیشه حواست به چالشهای مسیر لاغری باشه.
ذهن چاق بیکار نمیشینه! 🤯 چون سالها به چاق بودن عادت کرده، دائم دنبال فرصته که تو رو از تصمیمی که گرفتی، منحرف کنه.
🎢 هرچی بیشتر پیامهای شرکتکنندهها رو میخونم، بیشتر این تصویر برام روشن میشه:
مسیر لاغری با ذهن مثل یه جاده یخزدهست، لیز و لغزنده… و هر لحظه ممکنه سُر بخوری و بیافتی!
و خب… هر زمین خوردنی ممکنه باعث بشه نتونی راحت بلند شی و ادامه بدی. 😔
🎒 از چالشهای مسیر لاغری اینه که توی این مسیر، یه کولهبار سنگین به دوش داری؛ که اسمش هست: کولهبار چاقی!
چی توشه؟ مثلاً اینا:
- ترس از اینکه نکنه چاقتر بشم 😨
- خاطره شکستهای قبلی با رژیم و ورزش 🥀
- حرفهای ناامیدکنندهی اطرافیان 😒
- تبلیغهایی که قول لاغری سریع میدن 🧃
- پیشنهادهایی از دیگران برای امتحان راههای جدید ⚠️
همهی اینا وزنههاییان که توی مسیر همراهتن، و وقتی مسیر لیز هم هست، احتمال سُر خوردن و افتادن خیلی بیشتر میشه.
📉 اما یه نکته مهم اینه: حتی اونهایی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردن و نتایج شگفتانگیزی گرفتن، ممکنه بعد از مدتی دوباره سُر بخورن!
پیامهایی داشتم از هنرجوهایی که دوره رو کامل تموم کردن، کلی سایز کم کردن، کلی انرژی گرفتن، ولی بعد از چند ماه دوباره رفتن سراغ یه روش دیگه؛ مثلاً یه رژیم خاص یا یه برنامه ورزشی سخت.
چرا؟ چون هنوز عمق مفهوم لاغری با ذهن رو درک نکرده بودن.
🧠 اگر کسی واقعاً درک کنه که لاغری از ذهن شروع میشه، دیگه نمیره دنبال روشهای دیگه!
چون میفهمه هر راهی بهجز تغییر ذهن، یه دور باطل دیگهست…
✨ پس یادت باشه: یکی از مهمترین چالشهای مسیر لاغری اینه که ذهن چاق با روشهای ظاهراً منطقی، تو رو از مسیر خارج کنه.
❓لاغری بیشتر یعنی چی واقعاً؟
💡 اگه میخوای این لغزشها رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم مدیریت کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ اینکه لاغری بیشتر واقعاً یعنی چی؛ در ادامه هم توی گام ۲۶ سراغ «موانع ذهنی کاهش وزن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 118 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام
لاغری با ذهن مثل پیامبرانی هس ک ب مسیرشان ادامه دادن با اینک
اطرافیان مسخرشان میکردند ب راهشان ادامه میدادن
من فقط همسرم اونم ب خاطر پول محصول گفتم واون هم مسخرم کرد و گف اینهامسخره بازیه و من لاغر نمیشم یجوری محکم گف لاغر نمیشم انگار ک خداست
و من چن روز اونقدر ناراحت بودم ک اصلا از همه چی زده شده بودم دوبار این اتفاق افتاد حتی باهمسرم دعوا کردم
اخرش تو اینستا استاد ی استوری گذاشتن ک از طریق دوره رایگان لاغر شده بود و اون موقع من درک کردم ک اول واخرش این ذهن من هس ک باید درک کنه و محصول باعث میشه من از ی کوچه دیگه شایدم مسیر نزدیک جلو برم ولی خب ندارمش چیکار کنم
سپردمش ب خدا و گفتم من این راه ادامه میدم خودت محصول رو هم ب من برسون و از اون روز ادامه میدم و هر روز تشنه تر ازقبل هستم بایدمطالب این سایت هستم و این دور دوم هس ک شروع کردم و چقدر لذت میبرم اصلا برام تکراری نیس انگار ک بار اول میشنومش یچزایی ک اصلا انگار نشنیدم
الان در تمام جاهایی ک میرم همش از چاقی و لاغری ک دغدغه همه هس صحبت میشه و من تمام سعیم اینک مشارکت نکنم
ووانرژیم رو هدر ندم
برای بودن در ایم مسیر باید کورو کر بود برای هرانچه در این مسیر نیس
مثلی اینکه بخوای بری مشهد و میدونی ک میری مشهد و اونی ک میره منم و استاد یک نقشه راهنماهستن و بقیه رو باید ول کرد
من ب خودم ب قدرت ذهنم ایمان دارم
رفتار بقیه برام مهم نیس
من تموم سعی خودمو میکنم ک عقاید خودمو حفظ کنم ب بقیه چیکار دارم
بقیه هر کار کنی باز ناراضین
نشان های دریافت شده
سلام و درود موفق باشی عالی بود.
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
باور کردن اینکه می تونیم از این مسیر لاغر بشیم مهمترین گام هستش و اینکه متناسب شدنش دایمی هست . اتفاقا فکر کنم پارسال بود یه پلور قرمز پوشیده بودم من رفته بودم خونه مامانم گشاد هم بود ولی مامانم بهم گفت چاق شدی دوباره منم اولش ترسیدم بعد درش اوردم بلوز زیریم چسبون تر بود گفتم ببین گفت نه این پلیوره چاقت کرده بود همون موقع اومدم خونه اونو در اوردم و گذاشتم کنار که دیگه نپوشم .در هرصورت ولی دیگه کسی از این حرفها بهم نزد و هر وقت کسی منو می بینه بهم می گه چقدر کوچیکتر شدم . من اوایل خیلی اشتیاق داشتم خیلی شور و اشتیاقم زیاد بود تا ۲ سال واقعا ولی این تابستون یه ذره کم کاری کردم به دلایلی ولی نتونستم فایلهام و هر روز گوش بدم ولی از مسیر خارج نشده بودم هیچ وقت تبلیغات و رژیمهای دیگه منو تحریک نکرد هر وقت دیدم گفتم به خودم اره من همه اینها رو استفاده کرده بودم الان یادم میاد یه ظرفهایی خریده بودم مال رژیم بود رنگی بود مثلا رنگ بنفش مال میوه رنگ سبز مال سبزی همه کوچیک کوچیک .همشم گشنه بودم .
و اتفاقا دیروز صبح به همسرم می گفتم که از وقتی اومدیم اینجا تقریبا ۲۱ ساله ولی سایز شلوارش عوض نشده شاید یه سایز و بعد می گفت اره همه می گفتن هر کی بره امریکا چاق می شه همه چاقن اونجا دیدم این فرمول برای منم بوده اومد بالا یادم افتاد اره مامانم می گفت چون اینجا غذاهاش هورمونیه گوشت و مرغاش اینه و اونه همه چاق می شن حالا یکی از فرمولهای که من اصلا یادم رفته بود کشف شد خدا رو شکر .
می گم من لیز نخوردم خدا رو شکر همیشه ادامه دادم به روشهای دیگه توجه نمی کنم دیگه برای اینکه روش عالی و پیدا کردم هدایت شدم .
مثلا من یه وقتا صبح دیر صبحونه می خورم بعد دیگه شب شام می خورم ولی الان دیر هم صبحونه خوردم بعد از پیاده روی تقریبا ساعت ۱۱ بود حالا ساعت ۳ ست ولی من یه خورده احساس گرسنگی می کنم روزها به بدنم گوش می دم یه وقت گرسنه هستم یه وقت نیستم ولی هیچ وقت گرسنگی نکشیدم خدا رو شکر خدا رو شکر.
نشان های دریافت شده
سلام براستادعزیز و دوستان همراه
مسیر لاغری با ذهن واقعا لیز است این تجربه ای است که در ۵ ماهی که مستمرا آموزشها رو دنبال میکنم بهش برخوردم .
اینکه طی دوماه اول شروع آموزشهام خوب چون هنوز تغییرات درجسمم شروع نشده بود مرتب از طرف اطرافیانم مورد سرزنش قرارمیگرفتم و منم لاغری با ذهن رو به اونها میگفتم واونها هم روش خودشون رو پیشنهاد میدادن .
البته اینها زیاد برام مهم نبود و من باایمانی که نسبت به این دوره داشتم واستاد بارها تجربیاتش رو میگفت به حرفشون اهمیت نمیدادم وگاها حتی با دل شکسته ادامه میدادم .
به لطف خدا که الان تو این ۵ ماهی اخیرا کلی کاهش وزن داشتم و احساسم هر دفعه بهتر وبهتر میشه .
اما یه چیزی همش برام سوال بود که استاد دریکی ازفایل ها که درمورد ورودی منفی صحبت میکرد و از وضعیت کارهای اون روزش صحبت کرد که یک ساعت روی تردمیل بودم و یک ساعت ونیم پیاده روی کردم و تازه قهوه هم خورد .
آخه این کارها رو افراد چاق برای لاغرشدن استفاده میکنند .
پس چرا استاد خودش درکنارلاغری باذهن خودش این کارها رو میکنه .ولی به ما میگه اصلا این کار رو نکنید حتی از دوست عزیزی که خواستند بعد اتمام دوره یکساله ونتیجه گرفتن گیاه خواری رو ادامه بده.
مگه تردمیل یا گیاه خواری فرقی دارند . هر دو ابزار و روشهای لاغری موقتی هستند .
مگه پیاده روی اونهم یک ساعت ونیم مگه میشه پاهات بعدش درد نگیره؟
خوب اینها همش تو فکرم بود و بار دوم که دوباره دوره را شروع کردم با آگاهی بیشتر ارقبل . وچند روز پیش متوجه شدم که استاد منظورشون اینه که در سری قبل ما موافقت ذهن ناخودآگاه را نداشتیم و با رنج وسختی این کار رو میکردیم ولی الان موافقت ذهن ناخودآگاه رو داره و با احساس خوب این کارها روانجام میده وقانع شدم .
ولی باز ذهنم بهم میگه خوب چرا تردمیل اون ابزار لاغریه هرچند موقت ؟ چرا حتمن اصرار داره حتی با احساس خوب از تردمیل استفاده بکنه .
خیلی چیزها تو این مسیر ما رو میخاد منصرف کنه .و حواسمون باید خیلی جمع باشه .
ولی من با اینکه جوابشو نگرفتم ولی آنقدر به این روش اطمینان دارم میگم حتمن من خوب گوش ندادم آموزشها رو
و بایستی ادامه بدم وادامه میدم .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
تجربه خودم رو میخوام بگم از استفاده از دوره لاغری میدونید من قبل دوره آدم تنبل وبی انگیزه بودم کارهام رو به تعویق می انداختم کارهای خونه رو قشنگ انجام نمی دادم مدتها هم بود دیگه ورزش نمیکردم چون دیگه از لاغری ناامید بودم ولی بعد دوره خیلی پرانرژی شدم سرحال شدم خیلی فعال ترم دوست دارم همش کار کنم سر پا باشم تنبلی نمیکنم دیگه با اشتیاق و عشق کارهام رو انجام میدم مجبوری انجام نمیدم دوست دارم عاشق فعالیت شدم قبلا ورزش رو فقط برای لاغری میکردم لذتی هم برام نداشت همه چی زوری بود ولی حالا نه من دوست دارم کار کنم فعالیت داشته باشم لذت میبرم از پیاده رفتن اومدن ظرف شستن لباس شستن دوهفته هست بیمار شدم ولی بااینکه حالم خیلی بد بود ازاینکه نمی تونستم کار کنم خونه روحیه م خراب بود یه ذره حالم بهتر میشد پا میشدم حتی اگر چند دقیقه بود یه کاری می کردم غذامو خودم درس میکردم ظرفم رو خودم میشستم نامرتب بودن خونه آزارم می داد قبلا اینطور نبودم خونه نامنظم ناراحتم نمیکردم راحت بودم
خلاصه آدم تو لاغری با ذهن خود به خود عاشق فعالیت میشه نه اینکه زوری مجبوری پاشه ورزش کنه یا فعالیتی انجام بده من که اینطوری شدم ساعات خوابم هم کم شده قبلا یه ساعت ورزش یا فعالیتی میکردم خسته بودم باید استراحت میکردم ولی حالا صبح تا شب هم سرپا باشم نیم ساعت ظهر بخوابم کافیه دیگه زیاد نمیتونم بخوابم
خداروشکر
در آخر برای همه آرزوی سلامتی میکنم قدر سلامتی تون رو.بدونید اگر سالم باشید می تونید هر کاری انجام بدید فایل گوش بدی بنویسی کار کنی پول دربیاری به بچه ت تودرس کمک کنی بدون سلامتی هیچ یک ازین کارها رو نمی تونی انجام بدی روحیه ت خرابه احساس منفی میشه از زند گی متنفر میشی من تو مدت بیماریم بدترین احساسات روحی و جسمی رو تجربه کردم این همه فایل گوش دادن و کنترل ذهن یاد گرفتن نتونست حالم رو خوب کنه خیلی سعی کردم ولی در ساعاتی آرزوی مرگ کردم پس سلامتی رو قدر بدونید یه چیز دیگه بگم بویا یی چشایی تون رو هم بینهایت قدر بدونید من درین دو هفته هیچ مزه و بویی احساس نمی کردم خوشمزه ترین غذاها بدون طعم بود این موضوع واقعا برام آزار دهنده بود این همه نعمت داریم بهترین طمعها غذاها رو می خوریم و بهترین بوها رو استشمام میکنیم ولی شکر نمیکنیم خیلی ناشکریم همش دنبال پول لاغری هستیم درحالیکه سلامتی میلیاردرها ارزش داره
خیلی چیزها از مریضی آموختم سعی میکنم یادم نره هیچ وقت
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
ممنونم که تجربه ات رو بهم گفتی .
خوشحالم که هم سلامتیت رو به دست آوردی و هم نتیجه خوبی از این دوره گرفتی.
من هم علاوه بر اینکه خیلی وزن کم کردم . تونستم برای کلی از بیماریهام راه حل پیدا کنم که بهترین دکترها هم نتونستن پیدا کنن .
با آرزوی تندرستی وموفقیت برای استاد عزیز وهمراهان مسیر تناسب فکری .
نشان های دریافت شده
آفرین عزیزم تبریک میگم بهتون
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری دارید و نتایج خوبی گرفتید
از سوالی که در ذهنت ایجاد شده معلومه که خیلی خوب داری از آموزشها استفاده می کنی و از همه مهمتر اینکه باتوجه به نداشتن پاسخ قانع کننده برای سوال ذهنی ات باز هم ادامه دادی
تردمیل برای من فرصت مناسبی برای گوش دادن یا تماشای فایل هایی است که در حالت نشسته پشت میز نمی تونم یک ساعت یا بیشتر اونها رو ببینم
وقتی روی تردمیل هستم انگار یه کاری دارم انجام میدم و حوصلم سر نمیره و با دقت و تمرکز بیشتری روی موضوع مورد علاقم تمرکز دارم
ضمنا با همه علاقه ای که به تردمیل دارم فکر کنم بیش از دو هفته است که اصلا استفاده نکردم
تردمیل در ذهن افراد چاق وسیله ای برای لاغر شدنه در حالی که فلسفه ساختن این وسیله لاغر شدن نبوده بلکه یکی از وسایل ورزشی برای کمک به انجام فعالیت های ورزشکاران ای در محیط بسته است.
هرچه مشکل چاقی گسترده تر شد و توانایی بشر در کنترل یا برطرف نمودن این مشکل کمتر شد وسایل و روش های بیشتری به عنوان راهکار مبارزه با چاقی ارائه شد مثل گیاهخواری که اصل و اساس شکل گیری این سبک زندگی اصلا لاغری نبوده بلکه حمایت از حیوانات بوده ولی به مرور به عنوان یکی از روش های لاغری شناخته شد.
هرچه ذهن شما برای لاعر شدن آماده تر بشه و فرمول های چاقی بیشتری را در ذهن خود شناساسی و پاکسازی کنید اطمینان شما از ناکارآمد بودن هر روش یا وسیله ای که برای لاغر شدن پیشنهاد یا توصیه می شه بیشتر خواهد شد.
موفق باشید
بسیار فوق العاده بود😍 هرکسی با یک چیزی خودش رو سرگرم میکنه شما هم با تردمیل سرگرم میکنید
نشان های دریافت شده
برداشت من از گام ۲۵
با سلام
دیگر فکر می کنم همه ی ما بدانیم برای لاغر شدن و تغییر در شرایط زندگی باید از تغییرات ذهنی شروع کنیم همانگونه که از قبل زندگی فعلی خود و اندام فعلی خود را ساختیم
اما در اینجا یک نکته ی مهم و جود دارد و آن هم این است که مابرای ساخت شرایط قبل تنها نبودیم ، رسانه و کلی دکتر و افراد به ظاهر کار دان و کاربلد و با تجربهبا در اختیار گذاشتن تجربه هاشون. افکاری در ما ایجاد کردن و ما با پذیرفتن آن اطلاعات به ظاهر درست زندگیمان را ساختیمو واضحه باورایی که کل جامعه مرتب در موردش حرف می زنند و قبولش دارند ، مورد قبول ذهن من هم قرار میگیرد ، بدون هیچ سُر خوردنی بدون هیچ عامل منفی 😁 ازآنها تبعیت میکند
چون بارها آنها را از زبان انسانهای مختلف شنیده براش کاملا منطقیه و طبیعیه
مثلا در مورد چاق شدن وقتی کل جامعه و حتی ادمای به اصطلاح متخصص میگن که غذا عاملیست واسه چاقی خب ما هم قطعا باور میکنیم و بدون هیچ مانعی این باور و تو ذهن گسترش میدیم. و چاقی رو در جسممون خلق می کنیم به همین راحتی
از طرفی وقتی کل جامعه و اطرافیان می گن که واسه لاغر شدن حتما باید رژیم بگیری و کالری شماری کنی و ورزشای انچنانی کنی خب ذهن میگه درسته و قبولش میکنه چون همه فقط این عوامل و واسه لاغری صحیح میدونن و و هیچ مقاومتی از هیچ کس وجود نداره .من اصلا یاد ندارم در گذشته برای لاغر شدنم به کسی می گفتم رژیم دارم یا در فلان باشگاه ثبت نام کردم یا فلان دمنوش و میخورم و با مخالفتی روبرو می شدم
اتفاقا همه تایید می کردند و از من ادرس اون باشگاه یا نوع رژیم و دمنوش و طلب میکردندبا اینکه اکثر افراد حتی از این مسیرها هم بارها شکست خورده اند ولی باز برای امتحان کردن این روشها مشتاقند چون این باوریست که در سطح جامعه پخش شده و مورد تایید اکثریت هست ، پس مقاومت و سرزنشی وجود ندارد
اما وای از آن روزی که فردی بخواهد باوری بر خلاف باورای قبلی و راهی غیر از راهی که اکثر جامعه می پسندند را انتخاب کند
هزاران هزار جور فکر متضاد و منفی به سراغ فرد می آید
نکنه دارم اشتباه میرم ✖️نکنه این همه رژیم گرفتم و لاغر شدم از بین بره✖️ نکنه این حرفا همه پوچ و بی اساسه ✖️وای فلان دکتر گفت باید فلان رژیم و بگیری و حرفهای اینچنینی ✖️
و کلا چون اکثر ادما تا چیزی رو با چشم سر نبینن باور کردنش براشون سخته و غیر واقعیه لیز میخورن و تسلیم عوامل بیرونی و حتی ذهن منطقی خودشون میشن و از مسیر منحرف میشوند .
یا در مورد این روش لاغر شدن با دیگران وارد بحث و جدل میشوند . و انرژی که می شود صرف اموختن و لاغر شدن کنند را صرف این گونه مسائل میکنند
که یکی دیگه از عوامل انحراف در این مسیر هست و دیدیم
که استاد مرتبا تکرار میکنن *مراقب ورودیهای خود باشید* تا وقتی از محکم شدن باورای جدید و حرفای جدیدی که راجع به لاغر شدن میشنویم مطمئن نشدیم باید خیلی مراقب اینجور ورودیها باشیم تا تغییر احساسی در ما ایجاد نشه و ما رو در مسیر درست سست نکنه
در ادامه برای خودم یادآور میشوم کههر راهی که اکثریت جامعه میروند ممکن است درست نباشد متاسفانه اشتباه بیشتر ما اینه که هر چیزی که از کسی میشنویم مخصوصا اگر آن شخص خودش را متخصص معرفی کنه بدون فکر و خیلی راحت قبول میکنیم و از حرفها و باورهاشون تبعیت میکنیم
در حالیکه در مسیر لاغری با ذهن اصلا اینگونه نیست و تمام سخنان و حرفهایی که راجع به لاغری میشنویم همان چیزهایی ست که ما را چاق کرد و دقیقا همان مسیر رفتن است اما در جهت لاغر شدن و به دلیل اینگونه موارد هست که من این مسیر رو کاملا صحیح و درست میدانم
متاسفانه در جامعه ی ما این مطلب جا افتاده هر مسئله ی غلطی رو اگر بخواهیم درست کنیم باید یه کار بیرونی و یه کار سخت و طاقت فرسایی را انجام بدهیم
در حالی که این بزرگترین باور اشتباه ماست هر شرایط اشتباهی اگر در زندگی ما رقم خورده دقیقا باید از همون راه برای درست کردن شرایطش استفاده کنیم وقتی من براحتی با قبول یکسری حرفا از اطرافیانم چاق شدمپس دقیقا میتوانم با برگشتن همان مسیر و باور کردن یکسری حرفای درست و فرمول سازیهای درست لاغریم را نیز خلق کنم به همین راحتی
اما تا وقتی یک ایمان محکم و یک قدرت عظیم هدایتگر و یک احساس خوب وجود نداشته باشد محاله ممکنه در برابر عوامل منفی که ما در مسیر لاغری با ذهن داریم موفق شویم عواملی که چون کوله باری بر دوش ما سنگینی میکند و مانع تراشی میکند اضافه وزن کنونی
افکار و باورای غلطی که برای لاغر شدن از قبل در ذهن داریم و گهگاهی خودنمایی میکنند و مرتب توسط رسانه ها و افراد مختلف تکرار میشوند سرزنشهای دیگران و گفتگوهای ذهن منطقی خودمون از طرف دیگر واقعا شرایط و واسه لیز خوردن و نماندن مهیا میکنند که باید خیلی حواسمون باشه
البته نیروی ایمان و شور و اشتیاق و از همه محمتر آرامش و احساس خوب این مسیر فراتر از همه ی این عوامل خواهد بود . همین نیروهای مثبت در من وجود داشت که با اینکه یکبار لیز خوردمو این روش را کنار گذاشتم باز مرا به سمت مسیر اصلی کشاند
و کلام آخر
لاغر شدن من باید از ذهن من آغاز شود همانگونه که برای چاق شدنم از ذهنم شروع کردم پس محکم و استوار بدون توجه
به هیچ عامل منفی چه از بیرون از خودم ، چه درون خودم. در این مسیر سراسر لذت می مانم و مطمئنم لاغری پاداش کسانی است که ماندند و مصمم و با اراده تغییر را از ذهن خود شروع کردند
متشکرم استاد متشکرم ذهن قهرمانم
نشان های دریافت شده
سلام همه دوستان همراه! مسیر لاغری با ذهن گرچه آسان است ولی به شدت لیز است و احتمال زمین خوردن در این مسیر بسیار زیاد است، که یکی از دلایل آن بارش افکار منفی است. برای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن باید به توانایی مان برای لاغر شدن باور داشته باشیم و اگر در مسیر لاغری با ذهن به دو عامل توجه نکنیم به راحتی از مسیر خارج می شویم: اول توجه به چاقی و عوارض آن که در هنگام شروع مسیر و در زمان انجام مراحل همچنان با ما است و دوم توجه به حرف دیگران که باعث ناامیدی ما در ادامه دادن مسیر میشوند.
در حالت اول چون انتظار سریعتر جواب گرفتن و لاغر شدن داریم ولی هنوز در طی کردن مسیر این چاقی با ما همراه است و دقت نکردن به این موضوع که چاقی ما یک شبه به وجود نیامده که یک شبه هم از بین برود، دلسرد می شویم و انگیزه لازم و شور و اشتیاق قبلی برای ادامه دادن را نداریم. بنابراین باید توجه خود را از چاقی برداریم و در عوض به مسیر آسان و شادی که پیش رویمان هست، توجه کنیم، که برخلاف سایر روشهای لاغری در این مسیر آرامش داریم و نتیجه این روش برخلاف سایر روش ها، ماندگار و همیشگی است. برای مشکل دوم بهتر از ابتدا با اطرافیان در این مورد صحبت نکنیم و در جریان روش لاغری با ذهن نباشد، چون از نظر خیلیها این چیزها خرافات و بی فایده است و با حرفهایشان سعی میکنند ما از این مسیر ناامید کنند و با توجه به تعداد دفعاتی که ما برای لاغر شدن تلاش کردیم و نتیجه پایدار نداشته، آنها سعی می کنند به ما یادآوری کنند که این بار هم نتیجه نخوایم گرفت و فرمول های ذهنی ما را دستکاری می کنند.
به طور کلی ذهن ما خودش دربرابر تغییر مقاوم است و به دنبال بهانه می گردد تا ما را از تغییر کردن منصرف کند. بنابراین باید مواظب لیز خوردن در این راه باشیم چرا که ممکن است بلند شدن بعد از آن به راحتی ممکن نباشد و دیگر نتوانیم به ادامه راه بپردازیم. باید به خاطر داشته باشیم که کوله بار چاقی همراه ما خواهد بود. این کوله بار شامل موارد زیادی از جمله ترس چاق تر شدن، شکست خوردن در سایر روشهای لاغری، حرف و حدیث دیگران، تبلیغات لاغری، پیشنهادات دیگران و… است. سنگینی این کوله بار و لیز بودن مسیر احتمال زمین خوردن را بیشتر میکند و باید خیلی مراقب باشیم. حتی کسانی که این دوره را تمام میکنند و دوباره برای کسب نتایج بهتر و لاغری بیشتر به دنبال سایر روشها میروند هم، لیز خورده اند. یعنی اینکه اصلاً این دوره را درک نکردهاند و اگر کسی بتواند با این روش به نتایج خوبی برسد تنها با ادامه دادن همین مسیر است که میتواند نتایج عالی تری کسب کند. این لاغری با ذهن روش لاغری همیشگی است، فقط باید آموزشها را درک کنیم و این زمانی رخ می دهد که شخصیت ما تغییر کرده باشد وگرنه اگر بعد از پایان دوره دوباره دنبال امتحان کردن سایر روشهای لاغری باشیم یعنی به این دوره هم فقط به عنوان یک برنامه رژیمی کوتاه مدت نگاه کرده بودیم و اینکه ما به یادگیری لاغر شدن از طریق ذهن اطمینان نداشته ایم. بنابراین باز هم تاکید میکنم به کوله بار چاقی مان توجه کنیم و بدانیم که چه چیزهایی را با خود حمل می کنیم و بدانیم این مسیری که شروع کرده ایم، یک سربالایی با شیب زیاد است و هرچه بارمان سنگین تر باشد یعنی هرچه فرمولهای چاقی در ما بیشتر باشد و هرچه مسیر لغزنده تر باشد یعنی عوامل تحریک کننده بیرونی بیشتری وجود داشته باشد و اطرافیان سمی بیشتری داشته باشیم، امکان لیز خوردن مان در این مسیر بیشتر است.
ولی اگر بتوانیم مقاومت را ادامه بدهیم جاده لاغری برایمان ابتدا هموار میشود و سپس در یک سراشیبی قرار می گیریم که رسیدن به خواسته هایمان بسیار راحتتر میشود.
درمورد خودم، از بخش پرسش و پاسخ دوستی سوالی مطرح کرد و استاد هم عالی جواب شان را دادند که دقیقا مشکل من بود البته هنوز هم کمی مشکل دارم در این زمینه، اولین تمرینی که استاد این چند جلسه گذشته دادند این بود که به علائم گرسنگی خودتان توجه کنید و بعد به اندازه ای که نیاز دارید غذا بخورید، من این تمرین را شروع کردم و مثلا قار و قور کردن شکم و معده درد و ترشح اسید معده یا سردرد را برای خودم به عنوان علائم نیاز بدن به غذا در نظر گرفتم ولی به دلیل اینکه بدنم ذخیره چربی زیاد دارد شرایط به گونهای پیش رفت که صبحها اصلا علائمی دریافت نمیکردم و غذای که برای صبحانه برده بودم را ساعت یک یا دو ظهر میخوردم و آن هم به صورت خودکار و آگاهانه مقدار کمتری می بردم که کمتر مصرف کنم. حالا وقتهایی که صبحها گرسنه می شوم بدون اینکه علائم گرسنگی ببینم احساس نگرانی می کنم و سعی می کنم چیزی نخورم یا در حد یکی دو تا بیسکویت یا مقداری آجیل و به خودم میگویم این شرایط باز هم تصمیم آگاهانه من است و ذهن ناخوداگاهم احتیاج به خوردن دارد و نگران بودم نکند دوباره مجبور به صبحانه خوردن بشوم چون این تغییر را در خودم به عنوان یک تغییر از تاثیرات دوره در نظر گرفته بودم و حالا سوالم این است، حتی در شرایطی که علائم گرسنگی از بدنم دریافت نمیکنم ولی ذهنم گرسنه است باید چه کار کنم؟ و می دانم این طور محدود کردن خودم یعنی توجه کردن به چاقی و نتیجه ای برایم ندارد. ولی اگر هیچ چیزی هم در روند عادی زندگیم تغییر نکند چطور می خواهم لاغر شوم؟! استاد عزیز لطفا به این سوال پاسخ بدهید و آدرس صفحه اینستاگرام را هم بفرمایید چون یک صفحه به اسم شما در اینستا پیدا کردم ولی صفحه شخصی بود و درمورد لاغری با ذهن مطالبی داخل آن قرار داده نشده بود. با تشکر از شما🌹
نشان های دریافت شده
به نام خدا
توی این فایل گفتین مسیر لاغری با ذهن لیزو روغن ریختن .سر می خورید.
بله شاید گاهی وقتها منفی باف اذیت کرد. شاید حرف های دیگران دلمونو شکسته باشه شاید نا امید شده باشیم ولی همه اینا فقط برای چند روزه دوباره برمیگردیم.
چون انقدر تو این مسیر انرژی و انگیزه گرفتیم انقدر بهمون منطقی اعتماد به نفس داده که خیلی زود پا میشیم دوباره برمی گردیم .
واقعاً الان نمی تونم تصور کنم که کسی بتونه برای همیشه غیر از این روش لاغر بشه و اگر کسی لاغر شده و مونده باشه با خودم میگم حتما ذهنش رو تغییر داده وگرنه زندگی تا آخر عمر با رژیم و ورزش محاله.
من که هیچکدوم از اونها رو هیچ وقت موفق نمیشدم و ادامه نمی دادم ولی الان خیلی راحت ۱۵ ماهه با عشق تو مسیرم و همش فکر می کنم وای چقدر فایل های مختلف مونده که هنوز گوش نکردم و دوست دارم همه رو گوش کنم تا کی و کجا نمی دونم فقط دوست دارم تو این مسیر باشم حتی اگه هنوز به ایده آل خودم نرسیدم دست از تلاش و در این مسیر بودن برنمیدارم.
درود و خداقوت گام بیست و پنجم:
نکته این فایل و اموزش امروز مسیر لاغری با ذهن مانند مسیر یخ زده است هر ان ممکنه من لیز بخورم مراقب باشم در مسیر لاغری با ذهن لیز نخورم من قبلا بارها از روشهای مختلفی برای لاغر شدن استفاده کردم و بارها تجربه کردم هر بار که نتیجه خوبی ندیدم و با شکست مواجه شدم یاس و ناامیدی و احساس بد شکست نصیب من شده و باعث شده فقط خودم رو سرزنش کنم که من اراده ندارم توانایی ندارن چاقی با منه و حتی هر بار خواستم از روش جدیدی استفاده کتم حرف و حدیث اطرافیان من را ناامید کرد و سرزنش کرد که فایده نداره برای تاثیری نداره باز بر میگردی .خودت رو اذیت نکن و تنها راه موفقیت من لاغری از طریق ذهن است .چیزی که باعث میشه من در این مسیر انگیزه خودم رو از دست بدم ۱ حرف اطرافیان ۲ عوارض چاقی و جسم چاق و نا متناسبی که همراه من است .من در این مسیر قدم به قدم دارم میرم جلو محتوای اموزشی رو گوش میدم و تمرین میکنم و همزمان عوارض چاقی با من است.همان لوح ذهنی که دیگر سفید نیست ممکنه حرف دیگران باعث نا امیدی و بی انگیزگی من شود و به این روش شک کنم شک کردن به این روش همانا و رها کردن همانا .و از انجا که ذهن پر از فرمولهای چاقی است و تمایلی برای تعغیر فرمول ها ندارد راه اسونتر رو انتخاب میکنه و روش رو رها میکند اینجا با این موضوع من هر وقت با حرف اطرافیانم برخورد کردم میتوان با یک لبخند از کنارشان رد شوم و به مسیر خودم ادامه دهم و اصلا نیازی نیست که به ان ها تو ضیح دهم و از روش لاغری با ذهن برای ان ها چیزی بگوییم .چون ممکنه باز با نپذیرقتن ها شک سراغم بیایید از این رو باید در این روش مراقب باشم تا لیز نخورم در این مسیر کوله باری از چاقی افکار چاقی .اضافه وزن .حرف دیگران و عوارض چاقی با من همراه است ترس از چاقی و تبلیغ سایر روشهای لاغری .نکته بعدی لاغر تر شدن مساوی با ادامه دادن این مسیر هست نه در کنار این روش روشهای دیگه مثل گیاه خواری و رژیم و ورزش باشه کسی که کاملا درک کنه تنها روش موفقیت روش لاغری با ذهن است به هیچ عنوان سایر روشهای دیگر نمیپذیره و تجربه نمیکنه درک کردن به معنای صرفا فایل گوش دادن و تمرین انجام دادن نیست به معنای ان است که وقتی من کاملا در ک میکنم تنها این مسیر مسیر درست متناسب شدن هست دیگر هیچ روش و رژیم و تبلیغ لاغری روی من تاثیر نمیگذارد و من برای لاغر تر شدن تحریک نمیکند هرگاه مسیر لاغری با ذهن را پرقدرت پر انگیزه و با اشتیاق ادامه دادم و تمرینات را عملی انجام دادم و هیچ چیز نظر من رو نسب به روش لاغری با ذهن تعغییر نداد درک کامل و درست من از این مسیر است
با ارزوی موفقیت برای همه دوستان
سلام من از وقتی اومدم تو سایت سعی کردم تمام تمرکز روی لاغری باشه و همیشه به خودم حس های خوب دادم که خدایی نکرده لیز نخوردم من بس که این روش رو دوست دارم اوایل کسی را که می دیدم داره با رژیم گرفتن خودش را عذاب می ده می خواستم این روش را بهش نشان بدم ولی با حرف هایی که می شنیدم اصلا پشیمون می شدم که بهش گفتم برای همین با خودم قرار گذاشتم که این روش را برای خودم یه راز نگه دارم تا کسی نظر بیهوده ای نده من که با این روش حال می کنم وبرای لاغری هم هیچ عجله ای ندارم و حرف های کسی را هم نمی شنوم و کار خودم را می کنم این قدر با خودم آرزوی لاغری خودم را تمرین کرده ام که خودم را یک آدم بسیار لاغر حس می کنم و همین برام خیلی خوبه .
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
من تک تک این حرفها رو با گوشت و پوست تنم درک میکنم چون من چندین سال رژیم داشتم ولی نمیتونستم نخورم ، نمیتونستم بگم سیرم همیشه گرسنه بودم و همیشه حرص،و ولع داشتم همبشه حسرت متناسبهای اطرافم رو میخوردم که کم غدا میخورن و همیشه میگن سیر هستم حالا من خود من مثل متناسبها دارم رفتار میکنم شاید هم خیلی بهتر از اونها رفتار میکنم و من ارزش این رفتارهای درست رو میدونم و من ارزش این تغییرات رو میدونم نه کسی که از اول اینجور بوده و.حالا درسته هنوز چاقی تا حدودی همراه من هست و در جسم من مشاهده میشه اما برام مهم نیست مهم اون تغییرات رفتاری هست چون میدونم در نهایت منجر به تغییر جسمی در من میشه و من با بودن در این سایت و با مرور این اگاهی ها هر روز احساس بهتری از دیروز خودم دارم پس تمام اینها باعث میشه من با وجود چاقی که میبینم در خودم اما لیز نخورم و به شدت حرف دوستم ر و قبول دارم که م نه تنها مسیر لاغری برای من لیز نبوده بلکه به مسیر لاغری به شدت چسبناک هست و من هر روز مشتاقتر میشم که در این دوره ها باشم ..
من الان تقریبا ۲۲ ماه هست که در این سایت هستم و خیلی تغییرات جسمی و رفتاری و احساس عالی داشتم ولی هنوز به ایده ال خودم نرسیدم اما ناامید نمیشم و هر روز ادامه میدم مثل استاد که دقیقا در این زمینه الگو و نمونه هستن من باید ادامه بدم و کاری به حرف هیچ کس نداشته باشم که بابا تا کی بسه ؟؟خسته نشدی ؟؟ انگار دیگه جواب نمیده و … ندارم من محکم هر روز با تعهد قدم بردارم و حرکت میکنم تا به هدفم برسم هر چند که این مسیر به قول استاد لیز باشه و من زمین بخورم ولی من دوباره بلند میشم و ادامه میدم که من در این مدت عضویت در سایت نشده حتی یک بار بگم که انگار این راه جواب نمیده و برای مدتی اون رو رها کنم هرگز نشده و داشتم یه نجواهایی در سرم که انگار هنوز چاقی و یا اینکه انگار لاغر نمیشی و … و اما خودم از پسشون براومدم و اونها رو با صدای مثبت درونم کنترل کردم و ادامه دادم .
پس مراقب باشید گول نخورید این چاقی مربوط به خودته خودت به وجود آوردیش و حالا هم باید خودت برطرفش کنی من مدتها هست در مورد این روش با کسی حرف نمیرنم و هیچ حرف منحرف کننده ای هم نمیشنوم و اینقدر این کار برام آرامش داره و بینظیر هست که نگو چون منم اوایل راه لاهری از شدت خوشحالی اشنایی با این مسیر جز اون افرادی بودم که میخواستم به هر فرد چاقی که رسیدم اون رو به این روش آشنا کنم اما اصلا اونها حرفهای من رو نمیشنیدن و متوجه نبودن که من چی میگم و من رو مسخره میکردن یا از مسخره بودن این مسیر گفتن و .. و دیگه برام درس عبرتی شد ه که به هیچ کس هیچ حرفی نزنم و هر کس در مسیر درست باشه خودش به این راه هدایت میشه .
نکته :
*اگر همه بگن تو خوش اندامی ولی تو خودت رو چاق میبینی به خاطر وجود فرمولهای چاقی در ذهن تو هست و بقیه که خبر ندارن از ذهن تو و فقط خودت خبر داری از ذهنت .
*هرکس در این مسیر باشه و فایل بنویسه و بخونه و گوش بده چه بخواد چه نخواد لاغر میشه و این یک روند طبیعی هست برای کسی که در این مسیر هست .
*هر وقت دیدی انگیزه ی شما در این مسیر کم شده بدون موضوعاتی رو دنبال کردی که حالت رو بد کرده و اونها رو دنبال نکن خود به خود انگیزه ات برمیگرده .
*بچه هایی که در این مسیر هستن به هیچ وجه گرسنگی نباید بکشن و اگر در مسیری و گرسنگی دارین بدونین در مسیر غلطی و این نیاز خوردن یک نیاز اولیه هست مثل رفتن به دستشویی و یا آب خوردن و باید این نیاز رو برطرفش کنی و اگر نیازت رو برطرف نمیکنی معلوم هست هنوز در ذهن شما خوردن =چاقی هست و این بسیار بد هست مثل این هست دستشویی داری ولی بگی نه من نمیرم دستشویی خوب به مشکل برمیخوریی و نمیشه و اینها همه فرمولهای ذهنی اشتباه هست که به خودت فشار میاری و این کار میبره و باید فرمولهای ذهنی رو تغییر بدین .
*من وقتی در مسیر درست باشم فرمولهای ذهنی من تغییر میکنه و تصویرهای ذهنیم هم تغییر میکنه و بعد جسم من تغییر میکنه .
*من هم باید بگم دارم هر روز با لذت غذا میخورم و در آرامشم و واقعا از بودن درراین مسیر خوشحالم و برای من این دوره ارزشمند هست .
*تنها چیزی که در جهان برای هر شخص مقدس هست خود خودش هست نه هیچ چیز دیگه .
*روی اشتباهاتت تمرکز نکن که بخوایی از بین ببرییش ولش کن و بیا روی فکر خوب تمرکز کن و اونها رو پررنگ کن تا موفق بشی .پس اگر ترمزت رو پیدا کردی به اون ترمزت توجه نکن و هر وقت اون ترمز در ذهن تو اومد تو اون رو عوض کن و دیگه تحلیلش نکن و خودش خود به خود حل میشه .
*به دنبال حال و هوای خوب و احساس خوب باشید به دنبال مرده ها و بازماندگان اونها نباشید که چه حالی دارن به دنبال حال خوب باشید که امید و انگیزه در شما میره بالا و شما موفق میشید .
*بهای رسیدن به خواسته ها سوخت نمیشه و اونها برمیگرده پس با اشتیاق بها پرداخت کردن جه بهای زمانی و مکانی و مالی و چه توجه نکردن به افکار منفی این ها بها هست که پرداخت کردی و قطعا به خودت دوباره بر میگرده .
سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد
استاد من تا قبل دوره برام خیلی مهم تر از لاغر شدن کم شدن اشتهام بود یعنی از خوردن خسته شده بودم از اینکه میدیدم اطرافیانم چه قدر رو خوردن تسلط دارن حسرت میخوردم و الان خیلی اسون سیر میشم و این برام دنیا دنیا ارزش داره اوایل همه به من میگفتن چاق تر شدی و اصلا نابود میشدم و الان همه به من میگن چه قدر لاغر شدی
موضوع دوم اینکه اتفاق خیلی خیلی بزرگ در من رها شدن از انواع رژیمها یعنی من به روز ترین رژیم ها رو میدونستم اما الان کم کم کلمه رژیم داره تو ذهنم کم رنگ میشه
و به جز لاغری دارم تو زمینه های دیگه زندگیم کار میکنم استاد اصلا لاغری حق من از زندگی و هر روز گرم گرم کم میکنم ببینید منکه رو ترازو نمیرم و خیلی هم خوش تیپ شدم خوب پس دیگه عجله چه معنایی داره گیرم من اصلا وزن کم نکردم الان که همه مانتو ها و شلوارهام اندازم شده خوب پس ادامه میدم تا بتونم سایزهای کوچک تر هم بخرم استاد من روی قله بودم و چند روز حدودا پنج روز فایل گوش نکردم عالی بودم عملکردم عالی بود و کم کم دارم یاد میگیرم که قدرت تو خودم ببینم نه در فایل ها استاد شاید جالب باشه که من شدیدا به سمت سالم خوری رفتم و نمیدونم واقعا نمیدونم چرا به قدری اشپزیم خوب شده و از خوردن لذت میبرم هر روز برای صبحانه نان تازه میگیرم برنجی که قبلا شفته یا دون درست میکردم چنان عالی میپزم انگار مهمان دارم بله استاد من مهمان خودمم چون نمیتونم برنج شفته و شور و دون بخورم مهمانی که خیلی هم خوش سلیقست
خونه مادرم اینها نذری یکی از همسایه ها کارامل زعفرانی اواردن و من اصلا نخوردم استاد همه خوردن و کلی به به چهچه کردن ولی من سیر بودم سیر سیر سیر سیر من سیرم من من من استاد مگه میشد مگه سیری برای من معنا داشت یادم همیشه به همسرم نگاه میکردم و تعحب میکردم که چه طوری سیر میشه مثلا از پلو و خورشت کرفس چه طوری سیر میشه استاد من هم مثل شما کیک پیتزا همبرگر خودم درست میکنم گاهی با همسرم و خیلی لذت بخش منی که همیشه قبل خوردن پیتزا ماتم داشتم که وای چه جوری خودم کنترل کنم و بعد خوردنش هم عذاب وجدان داشتم الان با سه برش پیتزا به لذتی میرسم که اون موقع با دو تا پیتزا به اون لذت نمیرسیدم دیگه به جسمم نگاه نمیکنم گاهی یک لباس پرو میکنم و خیلی لذت میبرم ولی در کل جسمم رها کردم چون بی نظیر
استاد شما تاکید کردید که مسیر لاغری با ذهن خیلی لیز ولی منی که تمام حرفهای شما رو قبول کردم میخوام این رد کنم
ببینید استاد تمام مسیرها لیز جز لاغری با ذهن
من الان بیشتر از دو سال تو این مسیرم ولی هنوز هستم شاید نتیجه ای که انتظار دارم هنوز کامل نگرفتم ولی هستم استاد
استاد ببینید اون رژیمها مثل کتو مثل گیاه خواری مثل ورزش
مثل کانادایی مثل قرص کجان؟
تا اخر عمرم هم برنمیگردم انشاالله مثل یک خواب بود یا شاید یک کابوس باورم نمیشه وقتی هوا انقدر الوده بود که مدارس تعطیل بود من دختر دو سالم تا وسط شهر میبردم که یک دکتر تغذیه قد بلند و لاغر که ادعا داشت بیست کیلو با قرص هاش کم کرده و یک منشی گردالوی چاق پر مدعا که اون هم ادعا داشت با همین قرص ها بیست کیلو کم کرده من قد و وزن کنه و یک مشت قرص به من بده و چندین ساعت تو مطبش بمونم منی که برای چکاب غذه تیروییدم وقت نداشتم برم دکتر و کلی پول بابت قرص ها بدم که هر دفعه هم گرون تر میشد و بعد میرفتم خونه خواهرم چون نزدیک تر بود و کلی کیک و اش و خوراکی میخوردم استاد ایا من دوباره به اون مسیر برمیگردم هرگز
اما در مسیر تناسب ذهنی اگر بارها با شکست مواجه شم دوباره اینجا هستم چون از جنس روحم روح من میخواد ازاد باشه و اینجا ازادی موج میزنه هر روز هر وقت گرسنه شدی هر چی دلت میخواد بخور تا سیر شی و هر صبح در اینه شاهد لاغرترشدنت باش لاغر شدن به این اسانی
استاد این مسیر نه تنها لیز نیست بلکه چسبناک
فکر نمیکنم واقعا کسی باشع که دوره رو تهیه کرده باشه و رفاه باشه حاجی حاجی مکه
اصلا شما به قدر فایل میزارید و دوره را به روز رسانی میکنید ادم روش نمیشه نیاد فایل گوش نده تمرین انجام نده روش نمیشع چاق بمونه و لاغر نشه مدیون میشه اگر لاغر نشه تا به بقیه هم بگه بیاین بیاین اینجا
تو کوچمون یک دختر چاق که همیشه هم کلی خرید کرده و داره رد میشه نوشابه و پفک تو سبد خریدش به وفور دیدم دوست دارم زود لاغر لاغر شم و بهش بگم برو دوره رو بخر
استاد من هر وقت میرفتم دکتر تغذیه مثلا فکر کنید هشت ماه منظم میرفتم و هر ماه هم خیلی خوب کم میکردم و دیگه نمیرفتم به هر دلیلی استاد همیشه برام سوال بود که چرا یک زنگ نمیزنن که بگن خانم چرا نیومدی خوب شما هم هیچ وقت پیام نمیدید مثلا فلانی چرا نیستی ولی انقدر فایل میزارید که ادم میگه وای عقب افتادم زودتر برم
استاد مثلا گاهی گرسنه میشم ولی زمان گرسنگیم نیست مثلا یک ساعت بعد نهار و به راحتی میرم و میخورم چون اموزش دیدم استاد اتفاق خیلی جالبی میوفته و من مثلا تا فردا میلم به هیچ غذایی نمیبره و بیشتر درک میکنم که چه قدر خوب به بدنم احترام بزارم
وای استاد عجب حرفی زدین که گفتید نخوردن و گرسنگی باعث چاقی میشه و بدن چربیها رو ذخیره میکند عالی بود عالی
استاد فایلهای شما جون میده به ادم و تو تمام وجودم انگیزه موج میزند
استاد من سوخت و ساز بدنم خیلی بالاست و این باور در دوره شما پیدا کردم
و جای داره که از شما تشکر کنم که میتونم صبح نان تازه بخورم ظهر برنج بخورم استاد یک موضوع خیلی مهم قبلا من همیشه به بقیه تعارف میکردم که بخورن و با خودم میگفتم کاش یکی هم به من تعارف میکرد که بخورم خوب من اتقدر میخوردم که جایی برای تعارف نمیزاشتم فقط جا میزاشتم که بقیه به من بگن نخور
ولی استاد الان دیگران به من تعارف میکنند و مثلا همسرم میگه یکم میوه بشین بخور استاد و من اصلا خوشحال نمیشم و سریع میگم نه نمیتونم
یادم یک بار که رفته بودیم دکتر یک زوج جوان اومده بودن که خانم چاق بشه و اتفاقا لاغر تر هم شده بود و همسرش تو مطب دعواش کرد یاد خودم افتادم که هر بار که وزن کم نمیکردم همسرم چه قدر خودش برام میگرفت یادم خواهرم گفت چه قدر هم خوب ولی خیلی بد لباس پوشیده یادم تو باشگاه تخم مرغ و سیب زمینی اب پز میخوردن وقتی ظرف غذاشون باز میکردن بوش من که چاق بودم اذیت میکرد چه برسه با لاغرها
استاد واقعا اون هم دوره ایم تو باشگاه لاغر و زیبا بود و بهلصرار خانواده همسرش اومده بود چاق شه وای استاد چرا ادم بلید به خاطر دیگران خودش عذاب بده به جای اینکه با قدرت بگه که من از خودم راضی هستم و خودم دوست دارم دقیقا مثل من که همیشه میخواستم به خاطر همسرم خودم لاغر کنم و وقتی با هم بحثمون میشد میکفتم من بگو به خاطر کی انقدر به خودم عذاب میدم و میزفتم و کلی میخوردم و رژیم رها میکردم
ممنون استاد عالی بود
سلام خانم منیره ی عزیز
چقدر عالی گفتین چقدر منم همینطور هستم چقدر تغییرات ما بچه های این دوره مثل هم هست چقدر موافقم که این دوره نه تنها برای من هم لیز نبوده بلکه چسبناک هم بوده و بارها من در کامنتم هم نوشتم که من تا حالا که زک سال و نیم بیشتر گدشته حتی یک بار از دوره خارج نشدم و لیز نخوردم هیچ با اشتیاق بیشتر هم ادامه دادم چقدر هر روز قشنگتر رفتار میکنم و واقعا با شما موافقم چقدر عالی گفتین هر وقت خواستم خوردم حتی سه ساعت بعد از ناهار بوده خوردم اما دیکه تا فردا صبح نتونستم هیچ چیز بخورم دقیقا من دیروز همین تجربه رو داشتم اگر قبلا خودم بود که محال بود ۵ بعد از ظهر من غدا بخورم و یا گرسنگی میکشیدم یا سالاد و میوه میخوردم ولی دیروز گفتم بابا این خلاف اموزشهای استاد هست جسم من داره آلارم میده منم باید جواب بدم فارغ از زمان و نوع غذا و … من دقیقا خوردم اونم با لذت و دیگه خداشاهده تا فردا صبح گرسنه نشدم حتی شب خونه ی مادرم سوسیس بود نخوردم نخواستم چون سیر بودم و این همون احترام به جسم خودم هست چقدر دوست دارم چیزهای با کیفیت و عالی بخورم و چقدر غذاهای خوشمزه تری درست میکنم دقیقا منم همینطور هستم و دقیقا منم بر عکس گذشته خودم که همیشه گرسنه بودم و میل به غدا داشتم حالا بیشتر اوقات سیرم و حتی میگم دیشب در جمع خانواد ه ی مادرم خواهرم گله میکرد چقدر دوست دارم نخورم ولی نمیشه همینطور ازسر شب دارم میخورم و احساس ناراحتی میکرد و به من تعارف میکرد که سوسیهای نخورده ی دخترش رو من بخورم ولی من خیلی راحت اونم سوسیس که قبلا و هنوزم خیلی علاقه دارم رو نخوردم و گفتم سیر سیر هستم و یاد گذشته ی خودم افتادم که هر چی در اطرافم بود باید میخوردم و بعدش ناراحت میشدم ولی حالا نمیتونم اینطور باشم و هر وقت میلم نکشه و نخوام غذا نمیخورم و هر وقت هم گرسنه باشم در هر زمانی راحت میخورم و با لذت میخورم .
خوشحالم که در مسیر هستم و منم بارها دلیل چاقی خودم رو اشتهای زیاد میدونستم و اما حالا که در دوره ها هستم همیشه میگم پس اون اشتها کجا هست چرا خبری ازش نیست ؟؟؟؟؟و منم در گذشته همیشه حسرت افرادی رو میخوردم که به اندازه میخورن و هر وقت سیر میشن غذا رو ادامه نمیدن ولی من اگر قبلا غدایی رو دوست داشتم ول کن نبودم و اکثر غذاها هم که مورد علاقه ی من بودن پس تا حد خفگی میخوردم و من همیشه در زجر و ناراحتی بودم که چرا اینقدر خوردم حالا چه کنم و عذاب وجدان داشتم و اگر هم نمیخوردم بازم ناراحت بودم که چه کنم و یه جاهایی تلافیش رو در میوردم و توجیه این پرخوری خودم رو اشتها میزاشتم و به کارم ادامه میدادم اما همیشه هم ناراحت بودم اما حالا رفتارم شده عین اون متناسبها که در اطرافم هست بسیار عالی رفتار میکنم و خدا شاهده فیلم و ادا هم نیست من از درون متناسبم و به زودی از بیرون هم متناسب میشم واقعا حالا میفهمم که چقدر ذهن قدرت داشته .و واقعا قبول دارم در این دوره ها آزادی موج میزنه هر چند منم هنوز یک مقدار با تناسب کامل خودم فاصله دارم ولی همچنان در مسیر میمونم و ادامه میدم تا به تناسب کامل برسم .
سلام دوست عزیز و متعهدم ممنون از این همه لطف و نوشته عالیتون
واقعا این همه تشابه در رفتار و افکار ما و نوشته هامون و احساسمون بیشتر و بیشتر ثابت میکنه که چاقی و لاغری از یکسری فرمول ذهنی تشکیل شده و نیاز به اموزش دارد درست مثل مراحل نقاشی یا موسیقی چند روز پیش در بیمارستان پزشکهایی با شکم های برامده دیدم که یاد حرف استاد افتادم که تمام افراد چاق عملکردی یکسان دارند در هر موقعیت اجتماعی که باشند شاید نوع مواد غذاییشون فرق کنه ولی رفتارشان در برخورد با غذا یکی و به همسرم گفتم نگاه کن طرف جراح پزشک تخصص گرفته ولی در مورد تناسب خود وامانده چه کسی از تناسب بدش میاید پزشکی که به بیماران خود توصیه با سالم خوری و کاهش وزن میکند خود اسیر چاقیست
همسرم گفت خوب چون همت ندارند تا لاغر شن خندیدم و بهش گفتم مشکل افراد چاق ها همین است که لاغرها بهشون میگن باید چی کار کنید لاغرها مگه میدونند جنس چاقی را و زبان چاقی را فردی باید درباره تناسب صحبت کند که خود قبلا این مسیر را رفته باشد مگه شما برای لاغری و تناسل همت میکنی مگه نه اینکه هر وقت هر چی بخوای میخوری پس چرا اون پزشک بیچاره باید همت کند نه عزیزم لاغری فقط در نتیجه برداشتن گام های درست و مستمر و باور ذهنی به دست می اید که متاسفانه ما تا حالا ازش بیخبر بودیم و هر فرد چاقی به اندازه موهای سرش برای لاغری همت کرده و چاق تر شده
دوست عزیزم همیشه پایدار باشید و شاد و متناسب
ممنون استاد اینها همه به لطف خدا و زحمات شما والبته استمرار خودم سپاسگزارم به خاطر دوره بی نظیرتون
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
این نتیجه استمرار و ادامه دادنه
کیفیت این نوشته شما به مراتب از نوشته های قبلی بالاتره
تبریک میگم