0

در مسیر لاغری با ذهن، مراقب لغزش‌های پنهان باش! (گام ۲۵)

چالش های مسیر لاغری با ذهن
اندازه متن

۳۵ سال با چاقی زندگی کردم، سال‌هایی که بیشترشون با نارضایتی و خجالت گذشت 😔 بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، وزن کم کردم… ولی همیشه برگشتم سر جای اول یا حتی بدتر.

تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم. تازه فهمیدم مسیر لاغر شدن فقط عدد ترازو نیست، یه راه درونی و پُر از چالش های مسیر لاغریه. مسیری که باید قدم‌به‌قدم با آگاهی طی بشه، نه با عجله و اجبار 💫

🌧️ چرا فکر می‌کردم بی‌اراده‌ام؟

بارها و بارها برای لاغری تلاش کرده بودم، اما هر بار با شکست روبه‌رو می‌شدم.
رژیم می‌گرفتم، ورزش می‌کردم، امید می‌ساختم… اما خیلی زود همه‌چی برمی‌گشت سر جای اول 😞 و من می‌موندم و یه ذهن پر از شک:

🔁 «من نمی‌تونم لاغر بشم» 🔁 «من اصلاً اراده ندارم» 🔁 «من لاغربشو نیستم»

یکی از بزرگ‌ترین چالش های مسیر لاغری برای من همین باور نداشتن به خودم بود. حتی وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین و سخت‌ترین قدمم، باور کردن این بود که من می‌تونم. 🧠

ذهنم پر از صداهای محدودکننده بود:

🗣️ «تو نمی‌تونی!» 🗣️ «چاقی‌ات ارثیه!» 🗣️ «سوخت و ساز بدنت پایینه!» 🗣️ «اصلاً بی‌فایده‌ست!»

و از اون طرف، اطرافیان هم با لبخندهای مسخره‌کننده‌شون آتیشی می‌ریختن روی این ذهن پُر از تردید 😐

می‌گفتن: «بازم رژیم گرفتی؟»، «تو که لاغر بشو نیستی!»

و من؟ فقط دلم می‌خواست باور کنم می‌شه… حتی اگه سخته.

💪 اما می‌دونستم اگه بخوام توی مسیر بمونم، باید با این صداهای محدودکننده مقابله کنم. باید توی این یکی از سخت‌ترین چالش های مسیر لاغری، قوی ظاهر بشم.

برای همین، روزهای اولم توی مسیر لاغری با ذهن فقط به یه چیز فکر می‌کردم:

«چطور می‌تونم باور کنم که توانایی لاغر شدن را دارم؟»

این باور مثل یه ریشه‌ی قدیمی بود توی ذهنم که باید با تمرین، آبیاری و صبر تغییرش می‌دادم 🌱

چالش های مسیر لاغری خیلی زیادن، اما اولین و شاید مهم‌ترینش همینه:

✳️ «باور کنیم که می‌تونیم.»

گاهی پیام‌هایی در سایت می‌خونم که توش از ناامیدی نوشتن.

🔸 اینکه یه مدت تلاش کردن، اما شور و شوقشون کم شده…

🔸 انگیزه‌شون پایین اومده…

و این دقیقاً همون چیزیه که باید یادمون بمونه:

چالش های مسیر لاغری تموم نمی‌شن، اما با آگاهی، تمرین و باور به خودمون، می‌تونیم ازشون عبور کنیم 🌈

فشار چاقی

🌪️ خارج شدن از مسیر لاغری؛ وقتی انگیزه‌مون ته می‌کشه…

یکی از مهم‌ترین چالش های مسیر لاغری با ذهن، اینه که گاهی اشتیاقمون کم می‌شه، انگار باتری‌مون خالی می‌کنه 🔋😞

اما چرا؟

دو دلیل اصلی داره:

۱️⃣ توجه به چاقی و عوارضش

وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شیم، جسم‌مون هنوز چاقه. یعنی هنوز با اضافه وزن، بیماری‌ها، نگاه سنگین دیگران و خستگی‌های روحی درگیریم.

هر روز با این واقعیت‌ها زندگی می‌کنیم و در عین حال داریم آموزش می‌بینیم و تمرین می‌کنیم.

⚠️ این هم‌زمانی می‌تونه ذهن ما رو منحرف کنه…

وقتی هنوز هر روز خودتو توی آینه با همون اندام قبلی می‌بینی، خاطرات تلخ شکست‌هات دوباره زنده می‌شن.

و این یکی از سخت‌ترین چالش های مسیر لاغریه:

اینکه با وجود وزن فعلی، خودتو در مسیر باور لاغر شدن نگه داری 💭

۲️⃣ توجه به حرف دیگران

😓 یکی دیگه از پرتکرارترین چالش های مسیر لاغری، حرفای دیگرانه!

اونایی که سال‌ها مارو چاق دیدن، هنوز هم به‌جای حمایت، سعی می‌کنن چاق بودنمون رو یادآوری کنن:

👄 «بازم چاق شدی!»

👄 «این‌همه رژیم گرفتی چی شد؟!»

و اینجا یه اشتباه معمول رخ می‌ده:

🔊 بهشون می‌گیم که داریم روی ذهنمون کار می‌کنیم!

نتیجه؟

مسخره‌مون می‌کنن، ناامیدمون می‌کنن، و حتی باعث می‌شن به خودمون شک کنیم 😔

و شک… یعنی سقوط از مسیر لاغری!

چالش های مسیر لاغری

🌨️ مراقب باشید زمین نخورید!

اگه تصمیم گرفتی از مسیر لاغری با ذهن بری به‌سمت تحقق رویات، باید همیشه حواست به چالش های مسیر لاغری باشه.

ذهن چاق بی‌کار نمی‌شینه! 🤯 چون سال‌ها به چاق بودن عادت کرده، دائم دنبال فرصته که تو رو از تصمیمی که گرفتی، منحرف کنه.

🎢 هرچی بیشتر پیام‌های شرکت‌کننده‌ها رو می‌خونم، بیشتر این تصویر برام روشن می‌شه:

مسیر لاغری با ذهن مثل یه جاده یخ‌زده‌ست، لیز و لغزنده… و هر لحظه ممکنه سُر بخوری و بیافتی!

و خب… هر زمین خوردنی ممکنه باعث بشه نتونی راحت بلند شی و ادامه بدی. 😔

🎒 از چالش های مسیر لاغری اینه که توی این مسیر، یه کوله‌بار سنگین به دوش داری؛ که اسمش هست: کوله‌بار چاقی!

چی توشه؟ مثلاً اینا:

  • ترس از اینکه نکنه چاق‌تر بشم 😨
  • خاطره شکست‌های قبلی با رژیم و ورزش 🥀
  • حرف‌های ناامیدکننده‌ی اطرافیان 😒
  • تبلیغ‌هایی که قول لاغری سریع می‌دن 🧃
  • پیشنهادهایی از دیگران برای امتحان راه‌های جدید ⚠️

همه‌ی اینا وزنه‌هایی‌ان که توی مسیر همراهتن، و وقتی مسیر لیز هم هست، احتمال سُر خوردن و افتادن خیلی بیشتر می‌شه.

📉 اما یه نکته مهم اینه: حتی اون‌هایی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردن و نتایج شگفت‌انگیزی گرفتن، ممکنه بعد از مدتی دوباره سُر بخورن!

پیام‌هایی داشتم از هنرجوهایی که دوره رو کامل تموم کردن، کلی سایز کم کردن، کلی انرژی گرفتن، ولی بعد از چند ماه دوباره رفتن سراغ یه روش دیگه؛ مثلاً یه رژیم خاص یا یه برنامه ورزشی سخت.

چرا؟ چون هنوز عمق مفهوم لاغری با ذهن رو درک نکرده بودن.

🧠 اگر کسی واقعاً درک کنه که لاغری از ذهن شروع می‌شه، دیگه نمی‌ره دنبال روش‌های دیگه!

چون می‌فهمه هر راهی به‌جز تغییر ذهن، یه دور باطل دیگه‌ست…

✨ پس یادت باشه: یکی از مهم‌ترین چالش های مسیر لاغری اینه که ذهن چاق با روش‌های ظاهراً منطقی، تو رو از مسیر خارج کنه.

❓لاغری بیشتر یعنی چی واقعاً؟

آیا غیر از اینه که همون مسیر لاغری با ذهن که تا الان باعث کاهش وزن و سایزت شده، باید با تمرکز بیشتری ادامه پیدا کنه؟ 🤔

💡 لاغری بیشتر یعنی ادامه دادن همون راهی که جواب داده، نه پریدن به روش‌های دیگه!

اما اینجا یکی از مهم‌ترین چالش های مسیر لاغری ظاهر می‌شه…

😮‍💨 خیلی وقت‌ها عوامل بیرونی مثل حرف اطرافیان، تبلیغات وسوسه‌انگیز یا مقایسه با بقیه باعث می‌شن آدم از مسیر اصلی منحرف بشه.

و متأسفانه، تاوان این اشتباه چیزی نیست جز برگشت دوباره به چاقی، و حس یأس و ناامیدی عمیق‌تر از قبل. 💔

یادت باشه: یکی از حساس‌ترین چالش های مسیر لاغری با ذهن اینه که وقتی به نتایج خوب رسیدی، فریب نخوری و فکر نکنی یه روش دیگه «لاغری بیشتر» رو برات می‌سازه.

🌟 تجربه لاغری همیشگی واقعاً ممکنه؟

بارها و بارها گفتم و باز هم می‌گم:

لاغری با ذهن یعنی تجربه لاغری همیشگی.

و این فقط یه شعار قشنگ نیست!

من و خیلی از همراه‌های مسیر لاغری با ذهن، مدت‌هاست که به این تجربه رسیدیم. نه فقط توی عدد ترازو، بلکه توی فکر، احساس، سبک زندگی و نگاه‌مون به خودمون 🍃

اما یه نکته خیلی مهم وجود داره…

🎯 تجربه لاغری همیشگی فقط برای اونایی اتفاق می‌افته که آموزش‌ها رو درک می‌کنن، نه فقط گوش می‌دن.

اگه کسی با آموزش‌های مسیر لاغری با ذهن وزن کم کرده، ولی بعد دوباره وسوسه شده بره سراغ یه رژیم یا روشی دیگه، نشون می‌ده هنوز به عمق آموزش‌ها نرسیده و درک صحیحی از چالش های مسیر لاغری نداره…

فقط تمرین کرده، شنیده، نتیجه دیده – ولی هنوز “درک” نکرده که لاغری با ذهن یعنی تغییر شخصیت، نه فقط کاهش عدد وزن. 🔄

🧠 وقتی درک واقعی اتفاق می‌افته، دیگه ذهن نمی‌تونه گول تبلیغات لاغری سریع رو بخوره. دیگه آدم دنبال روش‌های موقتی نمی‌ره. چون می‌دونه:

«تجربه لاغری همیشگی» فقط توی همین مسیر ذهنیه که اتفاق می‌افته، نه جایی دیگه! ❤️‍🔥

✍️ تمرین آموزشی 📖

نوشتن درباره آنچه در گذشته برای لاغری انجام داده‌اید و مقایسه آن با شرایط فعلی  سبب می‌شود که درک و عملکرد بهتری از چالش های مسیر لاغری با ذهن داشته باشید.

شاید از نظر شما نتیجه فقط لاغر شدن باشد اما از گذشته این تجربه را دارید که فقط لاغر شدن نمی‌تواند نتیجه نهایی باشد چون لاغر شدن به شکل‌های مختلفی به دست می‌آید ولی به راحتی از دست می‌رود.

بنابراین درک چالش های مسیر لاغری با ذهن بر ریشه فرمول‌های ذهنی شما تأثیر می‌گذارد و باعث تغییر همیشگی نگرش و رفتار شما خواهد شد.

برای تمرین این جلسه ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و سپس به سوالات مطرح شده به شکل انشایی پاسخ دهید.

  1. تجربه خود در گذشته که از روش‌های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.
  2. چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن می‌گرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها می‌کردید؟
  3. فکر می‌کنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می‌شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید.
  4. به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول‌های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید.
  5. با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید در نظر بگیرید؟ شرح دهید.
  6. از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.53 از 116 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=24998
152 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۷ ۱۹:۴۶
      مدت عضویت: 2389 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,716 کلمه

      گام‌ ۲۵

      سلام‌ وقت بخیر

      لاغری با ذهن برای منهم تولدی دوباره بوده ،این روزها که در ایام عید هستیم و مدل خوراکی های فرهنگ ما متفاوت تر از بقیه ایام ساله و بیشتر ما این باورو داشتیم که عید چاقتر خواهیم شد ،خدارو شکر که این فرموله مخربو در ذهنم نقض کردم ،قبلا مدام تو ترس و استرس بودم و الان بسیار آرامتر شدم‌،شیرینی خوردم،آجیل خوردم ،این چند روز مهمان داشتیم ولی من اون فریده گذشته ترسو نیستم، پارسال با هر کسی هم صحبت میشد از چاق شدنش بخاطر موندن تو خونه صحبت میکرد ولی من در حال سایز کم کردن بودم ،بودن در مسیر و عمل به دانسته ها یعنی همین ،وگرنه ما فقط فایل گوش کنیم که اثری نداره ،آیا به دانسته های خود عمل هم میکنیم ،،از زمانیکه وارد دوره ها شدم ،به اعمال و رفتار و گفتار آدم ها دقت میکنم ببینم چه چیزهایی در مغزشون میگذره،،مثلا خواهرم من برای تعطیلات عید اومدن ایران و چند روز اول عید منزل ما بودن،،این خواهرم از بچگیش لاغر بود و مدام بدنبال یکمی چاقتر شدن‌ بود ،تا اینکه چندین سال پیش یکمی توپر شد و انگار ترسید از چاقتر شدن ،سریع شروع کرد به نخوردن بعضی خوراکی ها ،مخصوصا سس مایونز که بنظرش خیلی چاق کننده است، ولی معمولا روی سایز ۴۰ فیکسه ،این دفعه که دیدمش متوجه شدم خیلی لاغرتر شده ،شاید سایزش ۳۶ یا ۳۸ شده بود ،همه ارش میپرسیدن چکار کردی ؟ ایشون میگفت :چونکه تصمیم داشتم بیام ایران یه ورزش روزانه انجام دادم و برنجمو خیلی کمتر کردم ،بیشتر سبزیجات خوردم ،البته این کاهش سایزش در ۳ ماه بوده ،من متوجه شدم خواهرم باور داره که اگر برنجشو کمتر کنه خیلی زود لاغر میشه یا اگر چند ورزش کنه سریع بدنش آب میشه و چونکه باور قوی داره روی خواهرم اثر میکنه ،

      دلیل ورزش کردن من برای این بود که چاقتر از اون نشم

      دلیل ورزش کردن خواهرم این بود که مطمئن بود چند سایز کم خواهد کرد و چونکه خواهرم فرمول های مخرب زیادی نداره خیلی بسرعت سایز کم میکنه

      با بودنم در مسیر رژیم های اشتباه و انجام هر ورزش سختی ،در من باور ناتوانی شکل گرفت ،آخه مگه تو بدن من چی بود که متناسب نمیشد؟ کلافه بودم ،تمام اعتماد بنفسمو از دست داده بودم ،حس بدم تو تمام جنبه های زندگیم اثر مخرب گذاشته بود ،خودمو ضعیف میدیدم

      مسئله الان من هم همینه که من اول باور کنم که میتونم لاغر بشم ،و بعد انتخاب کنم که لاغر بمونم و لذت ببرم‌ ،جالبه با اینکه لاغر هم شدم ولی بازم مقاومت میکنه

      یادمه دیگه آخراش به اطرافیانم نمیگفتم چه مدل رژیمی دارم ،انگار مسخرم میکردن ،یه مدت کوتاه با فایلهای هیپنوتراپی در گوش غذا میخوردم ،همه میخندیدن ،میگفتن فریده دوباره چه کاری داره انجام میده

      بودن در این مسیر مستلزم اینه که مرتب خودتو تو آینه و لباسات چک نکنی و به حرف های مردم توجه نکنی چونکه معمولا حرف های امیدبخش نخواهند زد

      وقتی این دوره رو شروع کردم به هیچ کس جز دوستم نگفتم،ایشون هم راضی نبود و باور نداشت بشه لاغر بشم ،ولی من دوره هارو تهیه کردم و وارد دوره شدم ،۲ماه ونیم گذشت و با هم مسافرت ۲۱ روزه ای رفتیم ،زمانیکه داشتیم برمیگشتیم و داشتم خرید لباس میکردم ،متوجه شدم سایزم کم شده،همونجا که یه کاپشن کرم‌ رنگ خریدم پوشیدم و از خودم عکس گرفتم که اتفاقا همون عکسمم در آلبوم شگفتی سازان هست ،دوستم بهم‌ گفت انگار تو لاغر شدی ،با اینکه یکمی اضطراب داشتم که اگر کم نکنم دوستم سرزنشم میکنه ،خوشحال شدم از اینکه داشتم سایز کم میکردم برگشتم خونه دخترم تعجب کرد ،گفت مامان چقدر کوچولو شدی و شروع ریزش سایز من بود و بعد از اون دوستمم وارد دوره شد

      دقیقا تو این مسیر لیز بارها سر خوردم ،ناراحت شدم،ناامید شدم‌ ولی دوباره برگشتم به مسیر ،نه اینکه فایل گوش نکنم ،منفی بافم اذیتم کرده و منم گاهی بهش توجه کردم

      خدارو شکر نشده که حتی به روشی بغیر از لاغری با ذهن توجه کنم

      تمام مسئله من ولعی بود که نسبت به مواد غذایی ممنوعه داشتم ،دوست داشتم تمام اون اشتیاق و ولعم از بین بره و زمانی اون اشتیاق کاذبم کمتر شد که خیالم از بابت لاغر شدن و رژیم‌ گرفتن راحت شد ،دیگه از خوردن ترس زیادی نداشتم،آزاد بودم ،حالم خوب بود پس هر زمانی دوست داشتم میتونستم هر چیزی علاقه و میل داشتم بخورم و این اطمینان باعث شد دیگه به خوراکی ها فکر نکنم ،حسم بد نشه ،اعتمادبنفسم بالا رفت که منم میتونم مثل آدم های نرمال رفتار کنم

      استاد من زمان هاییکه زیاد توی آینه خودمو چکاپ میکنم و شروع به ایراد گرفتن میشم ،سر میخورم ،چند وقتیه که خودمو زیاد نگاه نمیکنم ،به خودم میگن ،فریده به من نگاه نکن تا زمانیکه منو زیبا ببینی ،نگاه میکنی که فقط ازم ایراد بگیری ،

      چه تشبیه قشنگی ،جاده سربالایی یخ زده سری که ما با کوله بار سنگینی روی اون در حرکت هستیم ،یعنی باید خیلی مراقب همه چیز باشیم ،مدام خودمون خودمونو تحریک نکنیم که ببینیم لاغر شدیم یا نه ؟آیا دیگران بهمون میگن که لاغر شدیم؟ یا توجه کردن و دنبال کردن منفی باف که چپ و راست میزنه ،باید مثل یه نوزاد که در شکم مادره و مادر ۹ ماه ازش مراقبت میکنه تا بدنیا بیاد و بازم مراقبشه تا بزرگ بشه ،مواظب خود جدید متناسبمون باشیم تا جون بگیره و قدرتمند بشه

      استاد حسم بهتر شد که گفتید یه مدت که تو مسیر باشید جاده صاف میشه و بعد سرپایین میشه ، شنیدن این جنس فایلها مثل زمانیه که به ماشینت سوخت میرسونی ،یدفعه شتاپ میگیره و قدرتمندتر حرکت میکنه ،

      سالها مراقبه لاغری گوش میدادم ،مراقبه ثروت گوش میدادم،ای اف تی میکردم ولی هیچ تاثیری نداشت

      از وقتیکه یه فایلیو گوش کردم که استاد میگن این طبیعی نیست که ما چاق باشیم ،اینو تعمیم دادم به هر چیزی ،وقتی داره سرم درد میگیره به خودم میگم استاپ کن استاپ ،این طبیعی نیست که سر درد بشم طبیعیش اینه که سلامت باشم و چقدر این موضوع تو سلامتی بمن کمک کرده ،مخصوصا برای من که پذیرفته بودم ،شخصی چند سال پیش منو ناراحت کرد و سرم از همون زمان درد گرفت و خوب نشد ،پس چند روز یکبار سردرد شدم تو این چند سال ،ولی با بودن در مسیر تمرینات ذهنی و توجه بر سلامتی و انجام این تمرینی که شرحش دادم ،بمن خیلی کمک شده که خیلی خیلی کمتر سر درد بشم البته که من در مورد سلامتی هم تمرین دارم و در حال شناسایی و برداشتن موانع ذهنیم هستم

      استاد گفتید اگر در دوره هستید و نگران چاقتر شدنتون هستید یعنی لاغری با ذهنو هنوز درک نکردید ،انگار بهم برخورد ،واقعا چرا من باید فکرهای زیباتری نداشته باشم؟چرا من نمیتونم زیاد مطمئن در مورد لاغریم فکر کنم؟ یعنی هنوز جا داره که این روشو بفهممش و خوشحالم که با شنیدن این آگاهی ها خط هایی در ذهنم انداخته میشه و مطمئن تر به مسیرم ادامه میدم

      پارسال که از مسافرت اومدم ،دخترم گفت مامان چقدر لاغر شدی ،مادرم گفت آخه تو سفر پیاده روی زیاد داشته لاغر شده ،در صورتیکه من از عید ۹۹ تا آذر که تو دوره ثبت نام کردم ۵ تا مسافرت خارجی سنگین داشتم که پیاده روی زیادی داشتم ولی لاغر نشده بودم،مثلا در سفرم به روسیه از صبح ساعت ۸ تا شب ما ههمراه لیدرمون فقط در حال پیاده رفتن تو جاهای تاریخیشون بودیم یا تو کاخ های بزرگشون که دیگه

      شب مثل جنازه میخوابیدیم ،ولی من لاغر نشدم ،پس مسئله پیاده رویه نبوده

      عید امسال هم که خواهرم اومد ایران ومنو دید ،با اینکه متوجه شدن من تو دوره لاغری با ذهن هستم و حتی عضو سایت هم شد ولی چونکه اطلاعی نداره ،میگه فریده تو بخاطر پیاده روی هم بوده که لاغرتر شدی ،یکمی واسش توضیح دادم دیدم مدام براش سئوال پیش میاد و نمیخواد بپذیره ،ترجیح دادم دیگه بهش چیزی نگم ،اگر خودش خواست پیگیری میکنه ،اتفاقا بهشون گفتم ،که من هیچ وقت مشوقی برای هیچ کاری نداشتم،خودم به تنهایی اقدام کردم

      ولی من برای تمام اعضای خانواده م سالهاست مشوقم، هولشون میدم بسمت تغییر ولی هیچ حرکتی ندارن

      یکی از آپشن های این دوره که نظر منو جلب کرد ،نداشتن رژیم و محدودیت بود ،خدارو شکر گرسنگی در این متد معنا نداره و مثالی که استاد زدن بسیار بجا و قابل فهم بود که آیا ما وقتی نیاز به سرویس بهداشتی داریم ،نمیریم ؟یا وقتی خوابمون بیاد نمیخوابیم؟ چند روز میتونیم مقاومت کنیم و نخوابیم،دستشویی نریم ؟ پس وقتی هم گرسنه هستیم باید انرژی لازم بدنو بهش برسونیم‌

      اتفاقا امروز یه نهار خوشمزه پختم ،به اندازه سیر شدنم خوردم و عصر یدفعه دلم شیرینی تر خواست ،با دوستم بودیم ،من رفتم آشپزخونه چای درست کنم که بعد پشیمون شدم و ۲ تا نسکافه درست کردم و آوردم که بخوریم دوستم گفت نخور سفارش چیز کیک دادم ،خلاصه یه ۱۰ دقیقه ای طول کشید که شیرینی هم رسید و من با لذت چندتا چنگال چیز کیک که مورد علاقمم هست با قهوه خوردم ،لذتشم بردم،آخه چرا من نباید چیزیو که هوس کردم نخورم؟ چونکه برای من شیرینی جات چاق کننده تعریف شده ،پس چرا تو این ۱۳ ماه که همه چیز خوردم چاق نشدم؟ چونکه تعریف های من عوض شد ،محتویات ذهنم تغییر کرد ،چونکه نوع نگاه من عوض شد ،وگرنه منکه همون آدم قبلی هستم ،شخصیت من در حال تغییره ،بعد از خوردن اون قهوه شیرینی به دوستم توضیح دادم ،گفتم ببین من سالهاییکه در حسرت و رژیم و غم و ناراحتی گذشت ،مدام دلم خوراکیو خواسته ،منم بهش ندادم،منعش کردم،ترسوندمش ،،،، در انتها که اون خوراکیو نخوردم ولی چونکه مدام تو فکرش بودم ذهنم فکر میکرده من دارم اون خوراکیو میخورم ،اونم مدام میخورم چونکه مدام تو فکرش بودم و چونکه نگاه من چاق کننده بوده من چاق و چاقتر میشدم ،،تازه ولع من بیشتر و بیشتر میشد،هرچقدر فشار بیرونی بر من زیاد ولع من خطرناکتر میشد ،خب منم آدم بودم ،کودک درونم خوراکی هایو هوس میکرد اگر یکمی بهش میدادم اونم آروم میشد ولی من مدام زدم رو دستشو دعواش کردم ،انگار وجود من در قحطی دائمی بود که وقتی جایی میتونست شبیه خون بزنه میترکوند ،عقده ای شده بود،تلافی سالها رژیمو در میورد و حق هم داشت ،الان یاد گرفتم وقتی دلم چیزی میخواد بهش میرسونم ،بخاطر همینه که دیگه ولعی ندارم ،انگار از زندان آزاد شدم ،رها شدم ،چونکه بهم حق انتخاب داده شده ،بهم احترام گذاشته میشه و من اینهارو نیاز داشتم که سالها ازشون محروم بودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۲/۳۰ ۱۲:۴۷
      مدت عضویت: 2470 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,351 کلمه

      مسیر لاغری با ذهن بسیار لیز است .
      سال نو مبارک چند دقیقه ای مانده به سال نو . ولی خدا میدونه از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم که سه ماه دیگه حدودا ۳ سال میشه دیگه سال نو برام شده روز نو هر روز برای من عیده و هر روز طعم زیبای حال خوش رو می چشم .

      خدای من که با چه دنیایی اشنا شدم و چقدر دنیا برایم زیباتر شده . تلویزیون رو که روشن می کنی همش که میگن سالی که گذشت سال بدی بود ان شاء الله امسال سال خوبی باشه . جالبه اولش همه میگن سال خوبی باشه آخرش همه میگن سالمون بد بود . چون بازم کارهای سال قبل رو تکرار کردن . تعجب میکنم سال رو خودمون با دستای خودمون میسازیم پارسال این موقع هم دقیقا همین حرفا رو میزدند و چقدر مسخره است این دیدگاه که میگن روزها رو کسی دیگه خراب می کنه و مسئولیتش رو نمیپذیریم . مایی که تغییر زاویه ی دید دادم تغییر عملکرد دادیم سالمون رو اینقدر عالی خلق کردیم و قطعا سالها و روزهای بعدی رو هم عالیتر رقم میزنیم .
      بله ما تغییر طبقه دادیم و از طبقه ۱ اومدیم طبقه ی ۲ و دقیقا بهشت رو هم که میگن طبقه طبقه است همینه ما در بهشتی داریم زندگی میکنیم که واقعا دیگران نمیبینندش و شما این بهشت رو به ما معرفی کردید و روح و جان ما که تشنه ی این بهشت بود لبریز شد از حس خوب .

      لبریز شد از توانمندی . این بهشت رو ما خودمون با دستان خودمون ساختیم و معاشرت با دیگران و گفت و شنود با اونها واقعا روی من تاثیر میزاره و من اونقدر زمین خوردم که داد درونم اومد .

      و فقط تنها راه رو پرهیز دونستم . بله خداوند وقتی میگه تقوا پیشه کنید دقیقا همینه . چه بسا انسانهایی که با نام دین به روح و جان ما ضربه زدند .

      استاد من در این مسیر خیلی لیز خوردم و خیلی درد کشیدم چون با دنیایی آشنا شدم که برای خیلی ها نا آشنا بود و حالا علتش رو درک کردم . تعجب می کردم چرا نمیبینند . چرا هرچی میگم که همچین دنیای لذتبخشی هست کسی نمیبینه .

      و روح من ضربه های زیادی از این قضیه خورد مدتیه تلگرام و واتساپ و تلفن رو کنار گذاشتم خیلی کم با دیگران صحبت میکنم . حتی عزیزترین اشخاص نزدیکم هم محتوای ذهنی منو تغییر میدن . حالا میفهمم چرا در ادیان دیگه برای اینکه میخواستن در راه تکاملشون بکوشند تنهایی رو انتخاب می کردند . چون ما با حرف زدن از موضوعات طبقه ۲ با دیگران نمیتونیم اونها رو بالا بکشیم ولی اونها با حرف زدن با ما می تونند مارو پایین بکشن حتی از فکر کردن راجع به موضوعات طبقه ۱ هم باید پرهیز کنیم و به جای اون فقط همینجا بنویسیم و بخونیم و گوش بدیم .

      مسیر لاغری با ذهن بسیار لیز است .

      وفکر میکنم بهترین جمله ای که میشه در این مورد گفت اینه :

      آنکه را اسرار حق آموختند .
      مهر کردند و دهانش دوختند .

      آخه استاد راه ما اینه که باز به طبقه ۲ قانع نیستیم لذت آگاهی اونقدر زیاده که باز هم دوست داریم بریم طبقات بالاتر بریم بالاتر و این راه تا بی نهایت ادامه داره .
      یعنی حتی به طبقه ۲ هم نمیشه عادت کرد
      چون خداوند و آگاهی انتها نداره . وقتی واردش میشی دوست داری فقط بری بری بری . ته نداره . تموم نمیشه نمیتونی بگی خب این و دونستم دیگه تمام . نه تمام نمیشه .
      خب حالا از این راه ناتمام میخوای برای کسانی بگی که در یک سطح آگاهی گیر کردن و مدام میخوان همه رو در سطح خودشون نگه دارن .
      این آدما هستن که میمیرند . به خدا که مرگ برای چنین انسانهاییه که نمیخوان تغییر کنند و منم اگه بخوام با این ادما زندگی کنم میمیرم .
      ولی من هدفم اینه که به جاودانگی برسم که رسیدم من جاودانگی رو درک کردم منتها فقط باید اون رو در عملکرد روزانه حفظش کنم . باید تکرارش کنم تا عناصر مرگ آفرین طبقه ۱ این دیدگاهها رو از بین نبره .

      البته لیز خوردن همیشه هست
      اینجا مینویسم چون میدونم کم هستند کسانی که بخوان قضاوت کنند و دوباره فکر من و که خودم اجازه میدم ببرند سمت طبقه ای که خودشون داخلش هستن .

      ولی خوشحالم که تا این اندازه تغییر کردم .
      استاد من به شما خیلی مدیونم چون من معنای زندگیم رو از شما آموختم

      خیلی خوشحالم که خداوند منو به اینجا هدایت کرد تا بتونم روزهایی رو بسازم که نسبت به قبل کلی تغییر رو در وجودم پدید بیارم .

      خدایا صد هزار بار شکر ‌
      من حتی دیگه نمیخوام از این گفته ها برای کسی بگم چون من حتی اگه برای کسی می گفتم به این نیت بود که خودم بالاتر برم . خداییش خودم خیلی لدت میبردم و ذهنم همون لحظات کلی اگاهی دریافت میکرد ولی خب چون زمین زیاد خوردم از همون کسانی که میدونم چقدر دوسم دارن و فقط تنها مساله ای که بین ما جدایی انداخته اینه که نه اونها مثل من میشن و نه من میخوام که مثل اونها فکر کنم ولی اونقدر ذهنم رو به خاطرشون اسیر کردم که حتی سرنوشتم رو مثل اونها رقم زدم واسه همین جدا شدم .

      خیلی کم کردم رابطه ام رو از اونهایی که خودم با انتخاب خودم میخواستم در طبقه ی فکریشون بمونم .

      البته به هیچ عنوان اونها رو مقصر نمیدونم بلکه خودم رو مسئول می دونم که وطیفه و رسالت من فقط خودم هستم نه دیگران . اونها خودشون خدا دارن . من فقط میخوام خودم رو حفظ کنم تا به رسالت خودم برسم . حالا اگه این رسالت با رسالت اونها همسو بود خب صحبتهامون کلی گل میندازه و کلی ترقی میکنیم ولی اگر ناهمسو بود ترجیح میدم سکوت کنم و چیزی نگم .

      لاغری با ذهن فقط لاغری با ذهن نیست .
      زندگی با ذهنه .
      عشق با ذهنه
      آگاهی با ذهنه
      خداشناسی با ذهنه
      لذت بردن با ذهنه
      و کلی سرنوشت خوب دیگه که میشه از این طریق رقم زد وقتی من خودم این همه کار دارم که با خودم انجام بدم چرا باید وقتم رو برای کسانی بزارم که اگه بزرگتر از من هستند غرورشون اجازه نمیده که حرفام رو بپذیرن و اگه کوچکتر هستن اونقدر خودشون رو مشغول چیزهای دیگه کردن که اصلا متوجه این صحبتها نمیشن .

      گرچه شاید این نگرش من نوعی نگرش منفی باشه ولی من میخوام خودخواه باشم چون میخوام فقط روی سرنوشت خودم کار کنم میخوام روی خودم کار کنم . چون هیچ کس مسئول من نیست .
      بله مسیر لاغری با ذهن خیلی لیز است و من تمام تلاشم رو میکنم که دیگه لیز نخورم و بازم بیشتر مراقب ورودیهام باشم .
      خدارو شکر تغییرات عالی در من بوجود اومده .
      و من دقت کردم وقتی از آگاهیهام مراقبت کنم اتفاقات مثبت بیشتری در من ایجاد میشه . در جسمم .

      به امید خدا میخوام این موقعیت خودساخته که رسم و رسوم و فرهنگ در ما ایجاد کرده رو به جای چاق شدن فرصتی برای لاغر شدن ترتیب بدم ‌
      و تنها کار من اینه مطالبی که دارم می آموزم رو به عمل در بیارم .
      روی رفتار کار کردن رو برای خودم تبدیل به لذت کنم که لدت هست و واقعا دیگه نخوام اعمال طبقه ۱ رو انجام بدم .

      اعمال طبقه ۲ رو انجام بدم و برای اینکه بخوام اعمال طبقه ی ۲ رو انجام بدم لازمه اش اینه محتوای ذهنیم رو در طبقه ی ۲ هدایت کنم .

      به امید خدا هر روز یک گام بر میدارم تا همونطور که خانه تکانی رو تبدیل به فرصتی برای لاغر شدن کردم این دو هفته رو هم فرصتی برای لاغر شدن بسازم و
      باید استفاده کنم از اگاهیها در عملکرد روزانه .

      سال نو مبارک .
      سالی پر از لاغر کردن رو برای همه ی دوستان ارزومندم .
      ما لاغر نمیشیم ما لاغر می کنیم .
      به نظرم کلمه لاغر کردن برای الان من شاید لذتبخش باشه ولی برای ذهن چاق و تنبلم که همیشه منتظر این بود که از اسمون و زمین براش نعمت بیاد لاغرشدن لذت بخش تر باشه به هر حال تا ما به این نکته نرسیم که خودمون خالق زندگی خودمون هستیم نمیتونیم بپذیریم که لاغر کردن لذتبخش تر از لاغر شدن هست ولی با خودمون راه میاییم فعلا ارام ارام حرکت می کنیم تا باورهامون عمیقتر بشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۷ ۲۰:۳۱
      مدت عضویت: 2079 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 763 کلمه

      بنام خدا 🌸
      لیزخوردن درزندگی اشکال مختلفی داره هر کدوم ازمابه شکل مختلفی درمسیری دچارلغزش میشیم به انواع مختلف و اعتبار های مختلف برای همه‌ی ما لغزیدن وجودداره درطی مدتیکه دارم دراین مسیرقرارمیگیرم به خوبی درک کردم که لیزخوردن چه شکلیه وچطورادم ازمسیرش منحرف میشه درطی زمانیکه من شروع کردم به این تمرینات هربار که عکس شگفتی سازی بچه ها رومیدیدم ببشترباورم میشدکه منم میتونم لاغربشم وبه نتیجه برسم اماواقعیت امراین بود که تلاش من به اندازه ی خواستم نبودلاغری برای من یک خواسته بوداماهمیشه درحدخواسته وارزوهام درحدارزوباقی میموندن به این فکرافتادم که چراحالاهم که در مسیر هستم امالذتی ازاون نمی‌برم وبرام کاملا روشن شد.که چرامن دراین حالت هستم من لیزخوردم ‌.

      زمانیکه من رژیم میگرفتم ولاغرمیشدم همه ی حواسم به این بود که من چرالاغرنشدم وهرروزمیرفتم سراغ آینه وگاهی اصلا نمی‌رفتم سراغ آینه شایدتعجب کنین تو زمانیکه دبیرستانی بودم و همیشه مسخره میشدم توسط دوستام هیچ وقت حاضرنشدم سراغ آینه برم وتوی مدرسه یک آینه قدی بودومن همیشه طور ی ردمیشدم که خودموتواون آینه نبینم وازدیدن خودم دراینه هاهراینه ای نفرت داشتم .وحالامیخواستم که لاغربشم این بارهرروزمیرفتم سراغ آینه بااینکه دردوره مازمان تعیین نمی‌کنیم ولی ته دلم این بود که من بچه دار بشم لاغرباشم این هم یک جورلیزخوردن بود چون معلوم نبود کی وچطورزمانی که می‌نشستم ودیدکاه می‌نوشتم فقط دوروزمنتظرتاییدشدندیدگاهم می‌نشستم وفهمیدم که لاغری سخت نیست اونی که سخت پیش می‌بره اون منم درحالیکه تمام دیدگاه رومینوشتم اماهیچ وقت ننشستم که درست بهش فکرکنم وراه حلی برای خودم پیش بگیرم یکی ازموانعی که وجود داشت هم عدم اطمینان به خودم بودوهمبشه من می‌گفتم نمیتونم .یه مانع دیگه این بود که من مسولیت پذیری رویادنگرفته بودم سالهای زیادی من تحت مسولیت خونوادم قرارگرفتم دربچگیم مادرم مسولیت منوبه عهده می‌گرفت مسولیت کارهامووخیلی ازکارهای منوبرام انجام میدادن خونوادم وخواهرم امابزرگ که شدم بهم گفته شد که مسولیت توباهمسرته ومن هم به همسرم متکی شدم و هیچ وقت یادنکرفتم که مسولیت خودم وزندگیموبه عهده بگیرم و همیشه برای اشتباهات خودم کسی روداشتم که گردنش بندازم مثل خونوادم ویاهمسرم واگرنمیتونستم گردن خدا مینداختم درنهایت من هم هیچ وقت آدم مسولیت نبودم زمانی هم که چاق شدم مسولیت لاغرکردن خودموب عهده نگرفتم ومسولیت چاقی روبه عهده نگرفتم وبههمین خاطر که بلدنبودم مسولیت پذبرباشم مسولیت روگردن غذاهامینداختم که منوچاق کرده واین هم لیزخوردم بوددرزمانیکه لاغری با ذهن روداشتم انجام میدادم هرروز به میزان غذام نگاه میکردم که پس چرا هیچ تغییری نکردوبعدمیگفتم توی ذهنم جواب نمیده زمانیکه بهم میگفتن بهتره بازورزش کردن روشروع کنی به تمرین کردن باوحالم بدمبشدیادرباره اندامم بهم میگفتن واحساسم بدمیشد من هرروزدرمسیرلاغری لیزمیخوردم هربار که فایل هاروچندبارتکرارمیکردم نه برای اینکه بفهمم چراچاق شدم بلکه به خاطر ترس از اینکه چاقترنشم من ازمسیرخودم لیزمیخوردم ومدام تکرارکردن افکاروواقعیت چاقی به خودم وترجیخ دادن لذت غذاخوردن ولذتهای زودگذربه لذت های لاغری و تناسب اندام زمانیکه می‌نشستم وفکرمیکردم به اینکه اونها چطورتونستن لاغربشن پس من چطورنتونستم وبه فکردستکاری کردن غذام میفتادم من ازمسیرداشتم درمسیراشتباه میرفتم سالها به خاطر این که درمسیرلاغری مجبور بودم ورزش ونخوردن واجبا ر روتحمل کنم حالا باورم نمیشد که بشه بانوشتن وتمرین کردن اونها به زندگی واقعی لاغرشدوواقعیت هم این بود که من درتمام این سالهای چاقی به چاقی انس گرفته بودم وعادتهام به زندگیم تبدیل شده بود وبه همین خاطر هرزمانیکه عادت‌ها سراغ من میومدن درهرزمانی من تصمیم می‌گرفتم که اونهاروعملی کنم لیزخوردن درمسیرلاغری من برای من یک هشدار بود .وفهمیدم که قذمهامونبایدسنگین وبلندبردارم زمانیکه من گام هاروسنگین برمیدارم نمیتونم به خواستم برسم ومن هم چون میخواستم که لاغربشم وفقط به نتیجه چسبیده بودم این هم یک جورلیزخوردن بود چون نبایدبه نتیجه کار داشت امامن هرروزمنتظرنتیجه می‌بودم ویادگرفتم مسولیت منوکسی قبول نمیکنه این منم که بایدمسولیت خودموبپذیرم چه جسمی وچه روحی واینم یادگرفتم که فقط به حرف نیست وبایدعمل کردواینم یادگرفتم که تعهد فقط به نوشتن نیست بلکه تعهدبایددرذهن شکل بگیره . الان هم یادگرفتم که باورهای که دارم برای رسیدن به خواسته ام هم میتونن باعث لیزخوردم من تولاغری بشن ومن ندونسته باعثشون میشم اماالان می‌خوام ازنوشروع کنم به دیدگاه نوشتن وتمرین کردن مهم نیست چقدزممکنه ازدوستان هم مسیرم عقب بمونم مهم اینه که یادبگیرم که عمل کنم و نتیجه کسب کنم وبرای خودم این بارنه برای رضایت دیگران ویاتاییدشدن وگرفتن مدال من مدال زندگی ومسولیتم روبایدگردن بندازم نه مدال فقط برای تأییدشدن چون این طورنبودچیزی به دست نمیاوردم چیزی که براش ارزش قائل شدم این بارخودمم و تصمیم گرفتم که دوباره به سمت لاغری حرکت کنم وبه قله که رسیدم همه ی اون موانع روزمین گذاشته باشم وبه مسیرصاف وهمواررسیده باشم ولذت ببرم ولیزنخورم مسیر لاغری با ذهن لیزه به خاطر همین بایدمراقب باشم ومن این بارباتمام وجودم میام وارداین مسیرمیشم وازنووازگامهای اول شروع میکنم و همزمان بادوستانم ادامه میدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار من میتوانم
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۵ ۰۴:۳۵
        مدت عضویت: 2310 روز
        امتیاز کاربر: 18063 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 78 کلمه

        سلام دوست عزیزم من از خواندن کامنت شما واقعا لذت بردم . خیلی عالی لیز خوردن هایتان را شرح داده اید. من هم بعضی از آنها را داشتم مثل حساسیت روی مدال گرفتن کامنت هایم که باعث شد چند وقتی هم چیزی ننویسم اما به قول شما باید مدال موفقیت زندگی خودم را به گردن بیاویزم. بنابراین برگشتم و خوشحالم که بعد از لیز خوردن ، بلند شدم و  دارم ادامه میدهم . برای شما آرزوی موفقیت میکنم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۴ ۰۹:۲۲
      مدت عضویت: 2147 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 695 کلمه

      .
      با سلام :گام ۲۵ مسیر لاغری با ذهن لیز آست —زمین نخورید
      استاد این فایل خیلی عالی بود .انشالا همیشه خوب و خوش در کنار خانواده باشید🙏
      لاغر شدن یک نوع تغییر است تغییری که باید در شناخت موانع ذهنی هوشیار باشیم هیچ تفاوتی نداره که در مسیر تغییر جسممون باشیم و یا در مسیر تغییر روابطمون
      در مسیر تغییر کردن معمولا تحت تاثیر منطقمون قرار می گیریم که فایده ندارد و نتیجه نمی گیریم و اگر هوشیار نباشیم لیز می خوریم و برای اینکه لیز نخوریمباید آگاهی های لازم را آموزش ببینیم ‌و بکار بگیریم در این روش اول تغییرات رفتاری در ما شکل می گیرد و بعد تغییرات جسمی و از زمانی که با این روش هستم خدا را شکر تغییرات جسمی احساسی و افکاری متفاوتی دارم دیگر نگران لاغر شدن نیستم و لازم نیست که مرتب دنبال رژیم های مختلف و یا ورزش کردن همراه با عرق کردن فراوان باشم تمام این افکار اشتباه از ذهن من رها شده و رفتار غذا خوردنم خیلی تغییر کرده و حتی زمان غذا خوردنم تغییر کرده هر زمانی که گرسنه باشم و با لذت و احساس خوب بدون نگرانی از چاقی غذا می خورم در صورتی که قبلا همیشه دلهره داشتم که چی بخورم که چاق نشم چی درست کنم که چرب نباشد و یا از چه روغنی استفاده کنم و یا نون و برنج را خیلی با اعتیاد می خوردم ولی الان به شکر خدا هیچ دلهره ای ندارم و تغییرات تا جایی پیش رفته که وقتی غذا تو بشقاب می ریزم چشمم مقدار نیاز مرا تشخیص می دهدو شاید گاهی یک قاشق بماند و یا یک قاشق بیشتر بخورم و هرروز تغییرات بیشتر و بهتر مشاهده می کنم به گفته استاد امکان ندارد که کسی در این مسیر باشد و تغییری حاصل نشود
      اما افرادی که در این مسیر هستند و نتیجه هم می بینند و باز به دنبال روش دیگری می روند مشخص است که درک درستی از مطالب نگرفته اند گوش دادند تمرین کردند نتیجه هم داده باز هم وارد مسیر دیگری می شوند معلوم است که شخصیت آنها تغییر نکرده برای همین راحت گول خورده و لیز می خورند.باید در این روش استمرار و عشق و علاقه باشد تا عادتها و فرمول های جدید جزه شخصیت ما بشه برای رسیدن به مقصد عجله نداشته و زمان هم تعیین نکنیم همراه با آرامش آموزش ها را دنبال کنیم من هیچ عجله ای ندارم خیلی وقت ها یک فایل را چند روز گوش می کنم به آن می اندیشم فکر می کنم و آنچه را درک می کنم می نویسم و خوبی نوشتن اینه که استاد از لابه لای نوشته هایمان اونون اشتباه ها و چالش های ذهنی که ما را درگیر می کند و از دید ما پنهان هست شناسایی و ما را راهنمایی م کنند ممنونم
      به گفته استاد تمام تمایلات آدم نسبت به مواد غذایی تغییر می کندمهم نیست که چقدر اضافه داریم چون ممکن است چاقی در جسم نداشته باشیم مثل خودم جسم من هیچوقت چاق نبود در چاق ترین حالت ۵۸کیلو بودم و همیشه همه حسرت تیپ من را خوردنده اند و می خورند ‌بارها به من گفتند چکار می کنی که همیشه متناسب هستی حتمی غذا دوست نداری ولی ذهن من چاق است 😇چرا؟؟؟چون دایم در حال رژیم و ورزش و تمام روش هایی که همه ما با آن آشنا هستیم و ترس از خوردن و…….
      هدف من از این دوره تغییر ذهن من است و خدا را شکر که تا حالا تغییرات زیادی در من شکل گرفته و نکته مهم اینه که این روش لاغری با ذهن دایمی است چون از پایه برنامه ریزی می شود نکته دیگه: لاغر شدن آسان است اما خیلی لغزنده است باید مواظب باشیم که لیز نخوریم —چگونه؟؟؟
      باید به قدرت ذهن ایمان و باور داشته باشیم عجله نداشته باشیم آرامش و حس خوبی داشته باشیم یکی دیگر از عوامل لیز خوردن حرف و حدیث مردم است که اگر لاغری را برای خودمون نخواهیم حرف مردم سریع در ما اثر کرده و از جاده لغزنده خیلی سریع و راحت سر می خوریم ولی اگر هدف از لاغری برای خودمون باشد امکان ندارد که سر بخوریم چون حرف و حدیث‌ها در ما نفوذ نمی کند . پس باید هوشیار باشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار من میتوانم
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۵ ۰۴:۴۰
        مدت عضویت: 2310 روز
        امتیاز کاربر: 18063 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 56 کلمه

        سلام دوست عزیز من هم این تغییری که شما نوشتید را تجربه میکنم هرروز >>>تغییرات تا جایی پیش رفته که وقتی غذا تو بشقاب می ریزم چشمم مقدار نیاز مرا تشخیص می دهد.

        خیلی احساس خوبی دارد که خودت برای خودت تصمیم بگیری و انتخاب کنی چه قدر و چه چیزی برای تو مناسب است .

        موفق باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,129 کلمه

      (َشرح عالی بر اساس محتوا، ذکر مثال برای شرح بهتر)
      .
      سلام دوستاد واستاد گرامی گام ۲۵ در مسیر تغییر کردن هر تغییری باشه تغییر در شرایط کاری باشه در روابط باشه فرد تحت تاثیر منطقش قرار میگیره مثلا برای چاقی همش منطقم میگه ببین تو چند ماهه که داری فایل گوش میدی تمرین میکنی تو این دوره هم که شرکت کردی به چه نتیجه رسیدی اصلا تغییر کردی بعد ی مدت دیگه میگذره ی سری رفتارهات تغییر میکنی ولی انقد اروم پیش میره که اصلا متوجه نمیشی که چه تغییراتی کردی وبه چشاتم نمیاد البته برای من کوچکترین تغییرم شکر میکنم هر روز که فایل گوش میدم خیلی خوشحال میشم که امروز ی چیز جدید یاد گرفتم وهواسمون نیست که اینهمه تغییرات در ذهن ما در احساس ما در رفتار گفتار وکردار در طرز فکر ما ایجاد شده اصلا ندیدیمش ووامکان نداره کسی از این محتوا استفاده کنه درکش کنه تمرین انجام بده تغییر نکرده باشه بقول استاد ودور از جون شماها مگه کر باشه وقتی اگه ی سنگ اگه میتونست گوش بده فقط گوش بده تغییر میکنه وبه نتیجه میرسه ما نرسیم مثل اون دوست عزیزی که سواد نداشت وفقط با گوش کردن و تو ذهنش تمرین کردن که اگه سواد داشتم اینو مینوشتم واونو مینوشتم تونسته به نتیجه رسیده چه برسه بما که تمرین میکنیم مینویسم گوش میدیم درکش میکنیم به عمل تبدیلش میکنیم پس ما نرسیم کی برسه تغییرات از ذهن ما شروع میشه وتمایلات درونی ادم تغییر میکنه وما نمیفهمیم که چی شد چجوری شد که ما شگفتی ساز شدیم ما باید فکر کنیم اون روزی که شروع کردیم شرایطمون چجوری بود حالا بدون در نظر گرفتن جسممون حال روحی احساسی اینا چجوری بود خلاصه در شرایطی بودی که راضی نبوده حالا که ۲۵ جلسه گذشته فکر کنیم ببینیم الان شرایمون چجوریه منکه خدارو شکر حالم خوب بود بیماریم که خدارو شکر خیلی کم شده این بزرگترین تغییرمه اون موقعه سرگیجه حالت تهوع وفشارخون پایین داشتم بعلاوه چند بیماری دیگه خدارو شکر وبه لطف استادم الان خیلی بهترم وبعضی ادمهارو دیدید از نظر ما لاغرن اما گله وشکایت وفغان دارن گه وای اینجام چاق شده اینها هم مثل ما ذهنشون پر از فرمولهای چاق کننده ست وباید با گذروندن دوره وتمرین به نتیجه دلخواهشون برسن وحالا با هر شرایطی چاق هستی چه از لحاظ جسمی یا ذهنی چاق باشی ودر مییر قرار بگیری اون فکرهای چاق کننده جسمت حرف وحدیثها رساناها هر روز همه اینها مثل ی کوله بار همراه مونه وما باید خیلی هواسمون باشه گول اینها رو نخوریم وپامون لیز نخوره وقتی از جلوی اینه رد میشیم واگر لاغری با ذهنو درک نکنی پات لیز میخوره همین چند روز پیش داشتم با خواهرم حرف میزدم ی دوستی داشت که رژیم میگرفت واونو به خواهرمم داده بود میگفت که خیلی رژیم خوبیه وهمه چیز داره و …بعد گفت ی روزدر هفته ازاد هر چی دوست داری میخوری گفتم خوب اونجوری زحمت که هفته ای که هدر میره گفت نه مگه تو اون روز چقد میخوای چیز بخوری یعنی خدا شاهده که ی لحظه تو فکرم اومد که بهش بگم بمنم بده اون رژیمو که یکدفعه یادم اومد با خودم گفتم ای وای این چه حرفیه تو ی چیزی داری خیلی بهتر از رژیم وچقدر خودمو سرژنش گردم که چرا این فکر کردی منم اینجوری پام لیز خورد بارها اونقد شدید لیز خوردم که بخدا ی دفعه ش دنیا رو سرم خراب شد وگفنم حالا که نمیتونم اینکار بکنم زنده بمونم برای چی که چی بشه اصلا تمام بدنم ی لحظه سرد شدو دوباره بعد از چند ساعت بخودم اومدم دوباره فایل گوش دادم وکم کم اروم شدم خیلی بد لیز خوردم براتون تعریف کنم اینجوری کنجکاو میشین که چی شد رفتم ی جایی وصاحب خونه داشت صحبت میکرد و که انقد مردم بد شدن وبهم بدی میکنن من با خودم میگفتم استادم انقد اقا با معرفت و…هست که برای ما دوره رایگان بااون همه فایل رایگان گذاشته وبد شدن وخدا هم کرونا رو اورده بعد گفت که ما بدنیا نیومدیم که خوش بگذرونیم اومدیم چونکه ادم وحوا حرف خدا رو گوش نکردن وبه زمین فرستاده شدن ما باید ادم بشیم تا مقع مرگمون قبول نداشتم بمن چه ربطی داره که خدا منو بخاطر اونا مجزات کنه واون طوری حرف میزد ومن خلاصه براتون گفتم که بدنم سرد شد وی لحظه میخواستم بیخیال همه چیز بشم اما یادم افتاد که چرا باید اینجوری باشه وقتی خوا خودش منو انتخاب کرده وهدایت کرده واستادم وسر راه من قرار داده اینها خرافاته ومن قبول ندارم ومن این دفعه طوری لیز خوردم که داشتم مرگ مغزی میشدم خوب اگه ادامه ندم ی جور مرگه دیگه به نظر من ووقتی تو مسیر قرار میگیری حواست باشه که علاوه بر اضافه وزنت افکار چاق کننده درد وبیماری مربوط به چاقیت اینهارو تو کوله پشتیت داری که بایدم از سربالایی لاغری با ذهن طی کنی باید حواست به شنیدهات وپیشنهادات دیگرانم باشی که باعث لیز خوردنت میشن اینکه هم مسیر یخ زده وهم روغن ریخته میکنه وما با توکل به خدا ادامه میدیم وقتیکه اینکارا رو انجام میدیم سربالای به سطح صاف وبعدش به سرازیری میرسیم واونوقته کم کم تغییرات میتونیم با چشممون ببینیم وامید مون بیشتر بشه وبا شوق وذوق زیاد ادامه بدیم تا شگفتی ساز بشیم فقط باید لاغری با ذهن درک کنیم که هیچ روشی بهتر از این روش نیست وما همه هم به این نتیجه بارها رسیدیم چون ما داریشم مشکلمونو از ریشه واساس درست میکنیم ووقتی ذهنمون تغییر کنه دیگه به اون سرازیری رسیدبم ومنم هنوز به کسی نگفتم که دارم چکار میکنم لزمی نداره کسی بدونه اگر خدا میخواست که هر کسی بدونه خودش به ی روش خاص خودش هدایتش میکنه بارها ادم چاق چاق دیدم تو خیابون چقد دلم میخواست بهشون بگم که برن از فلان سایت استفاده کنن اما هر دفعه یکی همراهم بود ونتونستم بگه چون واقعا مردم قبول نمیکنن که میشه از طریق ذهنم هم لاغر شد منم داشتم سرج میکردم وشنیده بودم که با ذهن میشه بیماریهای خاص مثل سرطان درمان کرد منم دنبال اون بودم که با فایل لاغری با دهن رسیدم ومن به دخترهامم نگفتم چکار میکنم چون میدونم که شاید نپذیرن ومنو منصرف کنن ومن یواشکی اینکارو میکنم بهشون گفتم بموقش بهشون میگم ولی مطمئا باشن که کار اشتباهی نمیکنم وانها هم مادرشونو میشناسن که چه جور ادمیه خوشبختانه واما موضوع ترمز خیلی جالب بود برام وخیلی خوشحالم برای دوستانم که دوره تهیه کردن موفق باشن فهمیدم که ترمز یعنی افکار چاق کننده وافکار اشتباه ووقتی ما بشدت خودمونو در گیر اینها میکنیم وبهشون توجه میکنیم باعث پر رنگتر شدن اونها میشیم وباید بهشون توجه نکنیم وقتی فکری میاد تو سرمون که حال مارو بد میکنه یعنی ترمز باید پاهاتو بذاری روش و فکرتو رد کنی وبهش فکر نکنی اینجوری کرنگ وکمرنگتر میشه وبرای همیشه از بین میره وممنونم از اسنادم که این توضیح برای ما نبود ولی ایشون برای ما هم توضیح دادن ی دنیا ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ ۱۷:۴۹
      مدت عضویت: 2440 روز
      امتیاز کاربر: 434 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,601 کلمه

      باسلام گام ۲۵ : مسیر لاغری با ذهن لیز است زمین نخورید
      تقریبا دوسال پیش که با روش لاغری با ذهن اشنا شدم حدود ۷ ماه با شوق فایلهای رایگان ۱۲ جلسه ای رو گوش دادم وتمرینات انها رو انجام دادم تا جلسه ۹ ان وحدود یک ونیم کیلو کم کردم اما وقتی نگاه به عکس شگفتی سازان می کردم ومیدیدم که در مدت مثلا ۸ ماه ۵۰ کیلو کم کردند وانها از فایلهای هزینه دار استفاده کرده بودند از خودم نا امید شده بودم که چون من از فایلهای رایگان استفاده می کنم نمی توانم نتیجه بگیرم وبرای مدت ۸ ماه ادامه ندادم که این توقف ناامیدی لیز خوردن من بعد از مدتی در مسیر قرار گرفتن بود بعدشروع به ورزش ورژیم گرفتن کردم وفکر میکردم که این روش همان رژیم گرفتنه فقط با رضایت ذهن که دراین مدت فقط یک کیلو کم کردم ولی خسته شدم چون مانع ذهنی اینکه فقط با خرید می‌کنم می توانم به شگفتی سازان برسم اما استاد درفایلها شون گفتند که اینطور نیست اگه درک کنی لاغری را میتوانی از این فایلهای رایگان نتیجه بگیری وخواندم دوستانی که دوره را خریداری کردند نوشتند که الان که دوره های رایگان رو گوش میدهند استاد دراینجا مطالبی رو بیان کردند که در دوره خریداری شده بیان نکردند  این مطالب باعث شد که بیشتر متوجه درست بودن راه ورفع ترمزهای ایجاد شده در ذهن که موجب لیز خوردن وتوقع من هست شدم . در همین زمان بطور اتفاقی لایوی در اینستا را دیدم که درباره دوره مسیر لاغری با ۱۰۰ گام بود در سایت پیداش کردم وخیلی خوشحال وبا انگیزه بیشتر وشوق شروع کردم تا گام ۶ ولی باز ترمز هر روز در اینه نگاه کردن که تغییری نکردم انگار اینها فایده نداره کاش می رفتم ودوره را می خریدم کم کم داشت باعث لیز خوردن مجدد من برای نا امیدی از ادامه مسیر می شد که به لطف خدا چند فایل استاد را در اینستا که درمورد عجله کردن واینکه به این زودی چاق نشدیم که بخواهیم به همین زودی لا غر شویم وگام ۶ که در مورد نقاط سیری وگرسنگی بود باز باعث امید به ادامه راه شد از اون موقع واقعا وبا اطمینان کامل تری در این دوره حرکت کردم وهمینکه تغییرعادتهای رفتار غذایی را در خودم دیدم بیشتر متوجه حرف استاد شدم که این دوره اصلا هم رایگان نیست وبسیار با ارزش وگرانبهاست چون نه سختی نخوردن ونه فشار بر جسم وروح را برایم ندارد .فایل امروز هم که واقعا ابهامات را برطرف وبیشتر شوق ادامه دادن وماندن در مسیر را برایم به دنبال دارد .به لطف خدا ضمن اینکه همه فایلها کمبودها وابهامات ذهنی ما رو برطرف می کنه هر فایل هم در زمانی که نیاز برای برطرف کردن ابهامات را احساس میکنیم درست در همان وقت به ما می رسد وما ان را گوش می دهیم خدایا شکرت که می دانی نیاز هر لحظه ما را. ازوقتی که دراین مسیرلاغری با ذهن وزندگی با طعم خدا هدایت شدم تا حالا هرچه که بیشتر گذشته با توضیحاتتان درکم از مسیر بیشتر شده وهمینطور که گفتید علاوه برتوجه به لاغری ، درتغییر وتصحیح رفتار غذایی من و ارامش خاطر وسکوت وکمتر شدن نشخوارهای ذهنی وتوجه به طعم های خوب در زندگی وباشوق منتظر فردا برای گوش کردن به گام بعدی یعنی درجهات دیگر زندگی نیز موثر بوده که قبلا توجهی نداشتم .اینها تغییرات درونی احساس ورفتاری است که بدون تحمل زحمت وهزینه کردن وتلاش وسختی ورنج  درمن ایجاد شده که قبلا از هر روشی استفاده میکردم به ان نه توجه داشتم ونه رسیده بودم . نفهمیدن بوجود امدن همین مقدار کم ،اتفاقهای خوب به علت انجام ارام ارام تغییرات بااحساس خوب در ما بوده که ان تغییرات درونی را ندیده وفقط توجه به تغییر جسم داریم .نمیدانیم تا اموزشها درونی نشود ودر ذهن ذخیره نشود وبصورت رفتار درست در نیاید با تمرین وتکرار بعد نتیجه در جسم نمایان می شود. همیین تغییرات درونی هرچند کم نشان از ورود اطلاعات صحیح وشروع به تغییر در مسیر لاغری وتغییر در جنبه های دیگر هم هست .وقتی فقط به جسم نگاه می کنیم ومی گوییم تغییری پیدا نشده ودردوره شرکت کردیم تا لاغر شویم اما هنوز که اتفاقی نیوفتاده مشخصه که حواسمون نبوده که این همه تغییر در طرز فکر واحساس ورفتار غذایی ما ایجاد شده که نتیجه این تغییرات همین عوض شدن نگرش درچاقی ولاغری وتمایلات درونی ماست که دراثر گوش دادن ما به فایل ومحتوای اموزشی وانجام درست تمرینات بوجود امده. ایجاد این تغییرات فقط دراثر استفاده از فایلهای اموزشی وانجام تمرینات بدست امده وگرنه از هر روشی که ما برای لاغری استفاده کردیم هیچکدام از این دستاوردها را برایمان نداشت با تمام هزینه و وقت وسختیهایی که در ان راهها صرف کردیم . هنگام استفاده از محتوای اموزشی نوشتن نقش زیادی در بهتر ذخیره شدن وتوجه وتمر کز ما برای استفاده از محتوا ودرمسیر بودن را برایمان دارد اما اگر کسی عذری دارد که نمی تواند بنویسد می تواند هنگام استفاده از محتوای فایل اموزشی بجای انجام تمرینات نوشتن در ذهن خود به انچه را که می خواهد بنویسدفکر کند🏵
      وباگوش کردن با دقت وتوجه به تمرینات محتوای ذهن را تغییر دهیم . مثل خانمی که فقط با گوش دادن با دقت به چند فایل اموزشها را در ذهن ذخیره کرده وبا فکر کردن به انچه می خواهد بنویسد تمریناتش را در ذهن انجام داده وموفق شده به تغییرات فرمولهای ذهنی خود شده و هر روز یک نان کمتر بخورد‌وبه اندازه نیاز بدنش بخوردودرمدت چند ماه به همین راحتی از طریق ذهن به میزانی از تناسب رسیده .در روشهای غیر از ذهن با صرف وقت وهزینه زیاد هرچه تلاش کردیم برای مدتی توانستیم به تناسب برسیم وبه محض رها کردن انها بعد از مدتی دوباره به شکل اول برمی گشتیم اما در روش ذهن با تصمیمات ذهنی درست تمایلات تغییر می کند .تغییرات درونی وبعد بیرونی که در روش ذهن در ما بوجود امده خود بخودی نیست بلکه دراثر اموزشها وتمرینات تغییرات از ذهن شروع می شود اما چون ما متوجه نیستیم ونفهمیدیم که چه اتفاقی افتاده ،پس تغیبرات تمایلات درونی خود را هم نمی فهمیم . در شرکت در دوره میزان رضایت وشوق وانگیزه در دوره بودن بیشتر از میزان وضعیت فعلی ما مهم است.فردی که ۵ کیلو اضافه وزن دارد از ان کسی که ۴۰ کیلو اضافه وزن دارد بیشتر ناراحت رفع اضافه وزن خود است .اگر به فردی که ۴۰ کیلو اضافه وزن دارد بگوییم ۵ کیلو کم کن راحت می گوید کاری که نداره اما اگر به فردی که ۵ کیلو اضافه وزن دارد بگوییم می گوید فکر نمی کنم بتوانم وزن کم کنم این تفاوت درافکار ذهنی انهاست که برای یکی ۵ کیلو کم کردن وزن چیزی نیست ودیگری برایش ممکن نیست .اگر از خود راضی نیستیم ودوره ومسیر لاغری با ذهن را شروع کنیم حتی اگر متناسب باشیم واطرافیان بگویند متناسبی چرا می خواهی لاغر شوی مهم این مطلب است که ما در ذهنمون خود را از نظر جسمی وروحی چاق می بینیم و ان وقت هرچه فایل رو گوش دهیم وتمرین انجام دهیم چون افکار وباورهای چاق کننده در ذهن ماهست وهرروز انرا مرور می کنم قطعا نتیجه بخش نخواهد بود .همینطور توجه به حرف وحدیث اطرافیان وتلقینات خودکه این جسم چاق رو داری حمل می کنی درمسیر لاغری با ذهنم می خوای حرکت کنی ؟ و…….وهرچه افکار وباورهای چاق کننده وجسم چاق وحرفهای مردم را با خود دراین مسیر به همراه داشته باشیم همه اینها عامل لیز خوردن واز مسیر منحرف شدن وسرخوردن ودرنهایت زمین خوردن ما در مسیر لا غری است .باید مطمئن سویم که مسیر لاغری با ذهن بسیار اسان وراحت است ولی به شدت لغزنده وسر خوردن سریع دارد.نباید به ظاهر جسم چاق خود خیلی ومرتب نگاه کنیم وعجله کنیم که طی دو یا سه هفته تغییر نکردیم پس این راه هم فایده ندارد این افکار همه لیز خوردن وزمین خوردن رادارد .انقدر باید حواسمان باشد که گاهی افرادی که در دوره شرکت کرده اند و حتی نتایج خوبی هم گرفته اند بعد از گرفتن نتیجه رو به گیاه خواری یا خام خواری می کنند اینها افرادی هستند که لاغری با ذهن را نفهمیده ودرک نکرده اند .کسانی که در دوره شرکت می کنند علاوه بر جسم چاق خود افکار وروش های چا ق کننده وتبلیغات ورسانه ها وپزشکان وروزنامه هایی که برای لاغری تبلیغ می کنند وحرفها وحدیثهای مردم و…….که همراهشان دراین مسیر قرار دارد و همه اینها عواملی هستند که باعث هر لحظه لیز خوردن وزمین خوردنشان می شود.این عوامل مثل بار و وزنه سنگینی است که ما به خود بسته ایم ومانع حرکت وپیشرفتمان می شود.درمسیر لاغری باید هوشیار باشیم که تبلیغات وتلقینهای جذب نمی تواند ما را به لاغری برساند بلکه باید فرمولهای ذهن تغییرکرده ودرست شود تا همیشه فرمان رفتار صحیح بدهد .وقتی رفتار از اساس که ذهن است اصلاح شود مهم نیست چقدر زمان ببرد وما نگران نتیجه نیستیم چون درک درستی از مسیر داریم وشخصیت ما ورفتارهای ما از ریشه وبنیان تغییر کرده و درست شده وبا ما شادی واحساس خوب واعتماد به نفس وامیدوسلامتی واطمینان به نتیجه می رسیم نتایجی که با انهمه روشهای هزینه وزمان بر وسخت به نتیجه نرسیدیم . توضیح ودفاع وتبلیغ برای لاغری ذهن برای کسانی که درک درستی از ان ندارند خود یک عامل لیز خوردن است نیازی به اثبات درست بودن این مسیر برای اشخاص چاق دیگر نیست چون این افراد درسطح یک وپایین تر از ما هستند وما یک پله بالاتر از انها درسطح بالاتر دو قرارداریم وممکن است با تمسخر ودلایل خود مارا به پایین بکشند ولی ما نمی توانیم با توضیح ودفاع ودلایل وتبلیغ انها را به بالا بکشیم .کسانی که در مسیر لاغری با ذهن هدایت شدند نباید به حرفهای منفی دیگران توجه کنند وبه هر اندازه چیزهای منفی در جلوی راهشان می اید چند برابر ان ّباید در گوش کردن به محتوای اموزشی وانجام تمرینات وتکرار واستمرار درعمل باعشق وشور وانگیزه برای تغییر افکار وباورهای غلط به صحیح تلاش کنند.
      خدایا بابت همه چیز سپاسگزارم وازشما استاد گرامی نیز متشکرم🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 44 کلمه

      سلام دوست عزیز الان داشتم نظر یکی از دوستان میخوندم که نوشته بودند که چون خانمها کار نمیکنن پول نداان دوره تهیه کنن کفتم بهش فکر نکن توچه نکن خودش از بین میره واین فکر حذف میشه خیلی خوشحال شدم وانگیزه گرفتم ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 93 کلمه

      سلام دوست عزیز من دیدگاه شما رو خوندم ولی ی جمله نوشته بودی که خیلی ناراحت شدم اسمتونم نتونستم بخونم گفته بودید این اخر عمری حیف نیست تازه داریم بعد از سالیان سال کم کم به ارزوی چندین وچند سالمون میرسیم خوب وقتیکه رسیدیم میخوایم ی زندگی جدید نو تازه وبا تمام شگفتیهارو با تمام دوستان گروه تجربه کنیم حیف نبست پس چه بدرد میخوره که به
      مقصد برسیم وبمیریم نه نا امید نباشید میخوایم هر سال تولد دوباره مونو با هم در کنار خداوند واستاد عزیزمون جشن بگیریم به امید اون روز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ainakaveh@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۲/۲۴ ۱۶:۲۹
        مدت عضویت: 1941 روز
        امتیاز کاربر: 77454 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 80 کلمه

        سلام به شما دوست عزیز وبا تشکر از محبتتون

        شما کاملا صحیح میفرماید.خدا رو شکر که در این سن وسال از ماجرای شگفت انگیز ذهن آگاه شدم وتاسفم برای اینه که اگه زودتر از این راز آگاه میشدم چقدر اوضاع تغییر میکرد.ولی  بازم خدا رو شکر وبقول شما امیدوارم که  با آگاهیهای جدید بتونیم تجربه های خوبی برای خودمون رقم بزنیم وهر سال جشن تولد آگاهی بگیرم.ازتون سپاسگزارم واقعا خیلی امیدوارشدم.به امید موفقیتهای روز افزون برای همه افراد مستقر در گروه🙌💓

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ainakaveh@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۲ ۱۲:۳۲
      مدت عضویت: 1941 روز
      امتیاز کاربر: 77454 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 198 کلمه

      با سلام
      آقای روشن عزیز سالهاست که بدنبال اون شاه کلید عرفان هستم..که عارفان ایرانی ازش حرف زدند ونتوانستند خوب وروشن توضیح بدهند.ویا نوسینده های خارجی..جو ویتالی..نیل دونالد والش…جو دیسپنزا و….اما
      شما با این توضیحات روان وآسان وبدون خستگی تکرار ومثالها.. چشم من رو به حقایق باز کردید.واقعا ازتون سپاسگزارم.
      و تازه در این سن وسال متوجه شدم که طرف
      حساب من..خدای درون خودم یعنی ذهنم است که تا الان چه بلاهایی که سرش نیاوردم با افکار پوسیده…قبول حرفهای دیگران بدون تحقیق و
      دیدن چیزهایی که نباید میدیدم وشیندن حرفهایی که نباید گوش میکردم و….
      درسته که سر خورده شدم از خودم که کل عمرم رو چهار نعل مثل اسبی که در حال مسابقه طرفین چشمهاشم میپوشونند میتاختم ولی بازم
      خوشحال هستم که در سالهای پایانی عمرم متوجه شدم…درک کردم که باید از دوباره شروع کنم.به تمامی مسائل به دیده شک نگاه کنم خودم تحقیق کنم و وقتی برایم اثبات شد قبول کرده وبه ذهن نازنین وخسته خودم بسپارم.وشاید زمان برای جبران موجود باشد.
      سرشار از ذوق وشوق هستم از درک حقیقت وزبانم کوتاه از تشکر وسپاس از شما..
      به امید روزی که جهانیان به درک وآگاهی راستین وحقیقی برسند که آن زمان هم به امید خدا نزدیک است.
      به امید جهانی پر از صلح ودوستی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6631 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 38 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خدا رو شکر می کنم برای داشتن دوستان عالی در مسیر لاغری با ذهن
        خوشحالم که احساس بهتری دارید
        خداوند زمان و مکان ندارد پس همیشه فرصت برای درک و تغییر کردن وجود دارد
        منتظر خبرهای عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۱/۳۰ ۱۸:۵۵
      مدت عضویت: 2423 روز
      امتیاز کاربر: 5130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,269 کلمه

      اگر در مسیر تغییر کردن باشی هیچ تفاوتی نداره تغییر جسمتون باشه یا تغییر شرایط مالی یا تغییر روابطتون باشه در این مسیر تغییر کردن به شدت تحت تاثیر منطقتون قرار میگیرید که فایده نداره و نتیجه نمیگیری وممکنه در زمینه لاغری چند ماه باشی ولی تغییرجسمی نکنی ولی خیلی تغییر رفتاری داشته باشی که خیلی از افرادی که رژیم و قرص و دمنوش داشتن آرزوی داشتن این تغییرات رفتاری شما رو دارن مگه یادت رفته قبلا چقدر دوست داشتی اشتهات کم بشه و چون کم کم اینطور میشی و براش برنامه ای نداشتی احساسش نمیکنی و میگی من میخوام لاغر بشم (شاید باور نکنید ولی من واقفم که چقدر رفتار غذاییم تغییر کرده و خودم بعد غذا خوردنم یا همون موقع متوجه میشیم که این خود من هستم اینقدر تغییر کردم و یه جاهایی باورم نمیشه هرچند هنوز جسمی باید تغییر کنم همین امروز قبل از ناهار من خیلی گرسنه بودم وهنوز غذا آماده نبود و من هم خیلی راحت با لذت ۴ عدد خرما گردو که برای من خیلی طعم فوق العاده ی داره و دوستش دارم رو خوردم وانگار سیر سیر شدم و دیگه ناهار نخوردم و رفتم بیرون و یه ساعت بعد موقع ناهار یه قرص و نصفی ماهی خالی خوردم بدون نون و برنج و تازه خیلی هم سیر شدم و گفتم کاش نصفه رو هم نمیخوردم و این صفه مطمعنم همون چند لقمه ی اضافه هست که دوست دارم هر روز نخورمش،ولی میخورم و منی که قبلا یکی از علتهای اصلی چاقیم اشتهای زیاد بوده الان با این رفتارها خیلی احساس متناسب بودن میکنم و دقیقا احساس میکنم که لاغرم و اونم به صورت اتوماتیک نه فیلم بازی کردن )

      .

      خیلی از تمایلات درونی و رفتارها و احساس های کسی که در این دوره ها هستن تغییر میکنه و امکان نداره تغییر نکنه و اگر کسی فایلها رو گوش میده و تمرینها رو انجام بده امکان نداره تغییر نکنه (بله من هم کلی در زمینه ی خوردن تغییر داشتم مثلا دیگه هر شیرینی رو که ببینم نمیخورم و دوست ندارم خیلی شیرینی بخورم و یا کلوچه بخورم مگر یه مدل خاصی از شیرینی و کلوچه هست که اونم در حد نیازم میخورم و واقعا تمایلم به شیرینی خیلی کم شده و اصلا در هر شرایطی خوردن رو انتخاب نمیکنم فقط برای رفع نیاز جسمم میخورم و بارها برای خوردن از خودم سوال میکنم واقعا گرسنه هستی؟؟ و اگر گرسنه بودم میخورم و واقعا من ترس از خوردن رو ندارم و خیلی راحت مثل بقیه افراد خانواده شام و ناهار و صبحانه و یا هر چیزی که میل داشته باشم میخورم و وزن و سایزم هم هر روز بهتر از روز قبل دارن میشن ).
      حتی کسی که قدرت دیدن نداره اما قدرت شنیدن داره اونم میتونه نتیجه بگیره .به جای نوشتن میتونه به موضوعات فکر کنه و داخل ذهنش مرور کنه در این صورت هم بازم نتیجه ی عالی میگیره (بله درسته چون شنیدین هم یکی از راه های آموزش به ذهن هست و تحلیل کردن و فکر کردن به موضوعها باعث میشه عالی داخل ذهن ما بشینه )
      پس تمایلات درونی ما به غذا کم میشه و ما با این دوره ها تغییر رفتار غذایی داریم اما بدون رژیم داشتن چون نه گشنگی داره نه محدودیت داره .و این خیلی تفاوت داره ( دقیقا من الان مدتها هست در این حالت هستم و بارها که رفتار غذایی عالی از خودم میبینم اول خودم رو تحسین میکنم که چقدر به اندازه خوردم و پرخوری نکردم و بعد استاد عطار رو روشن عزیز رو در دلم تحسین میکنم که چطور دارن لاغری رو به ما آموزش میدن و واقعا ما داریم از سطح خیلی بالایی به این لاغری نگاه میکنیم و اون رو زندگی میکنیم مثلا همین امروز که داشتم ماهی میخوردم کاملا با آگاهی برخورد کردم که سیرم چرا بخورم همین مقدار که خوردم کافیه و همسرم اصرار داشت که بخورم ولی من با تعجب گفتم نه الان سیرم و هیچ لذتی نمیبرم هر وقت گرسنه بودم حتما میخورم و دیگه ادامه ندادم و اما اطرافیان خودم که هنوز در رژیم هستن رو میبینم با اینکه خوب نتیجه گرفتن ولی بعد از مدتی انگار خسته شدن و شروع کردن به همه چیر خوردن و زیاد خوردن که من نمیتونم الان اینطوری بخورم )

      افراد ممکنه در مقدار های متفاوت بخوان کم کنن یکی ۵ کیلو و یکی ۵۰ کیلو بخواد کم کنه و برای هر دو کم کردن وزن سخت هست و لی اون فرد چاق که ۵۰ کیلو اضافه داره بهش بگی ۵ کیلو کم کن میگه ۵ کیلو که چیزی نیست ولی همون فرد ی که ۵ کیلو اضافه داره بهش بگی ۵ کیلو کم کن میگه نمیتونم چرا ؟؟ چون ذهنشون تفاوت داره .(منم الان دوست دارم ۵ یا ۶ کیلویی کم کنم و شاید خیلیا بگن تو که متناسبی ولی من دوست دارم هنوزم متناسب بشم و یه مقدار اضافه دارم ولی دقیق نمیدونم چند کیلو هست و لی بارها به خودم میگم سخت نیست چون خودم تا حالا کلی کم کردم و دوباره هم میتونم کم کنم و استاد و دوستان شگفتی ساز تونستن ۴۰ کیلو کم کنن پس منم میتونم این اضافه رو کم کنم و این که چیزی نیست )

      ما ممکنه از جسم خودمون راضی نباشیم و چاق باشیم و یا اینکه جسممون خوب باشه ولی از لحاظ ذهنی چاق باشیم و این دو فرد ناراحتن چون افکار چاق کننده دارن و اذیت میشن و حالا فردی که هم جسم چاق داره هم افکار چاق داره کارش سخت تر هست (من خودم با رژیم بارها متناسب میشدم اما هنوز ذهنم چاق بود و در مسیر چاقی بود و این خیلی اذیتم میکرد و رفتارهای غذایی ناجور داشتم و پرخوریهای زشتی داشتم و هر تفریحی رو فرصتی برای خوردن میدونستم و بعدش هم عداب وجدان داشتم و همین ذهن چاق باعث شکست من در نهایت میشد و من رو چاق میکرد و خیلی ناراحت میشدم و همیشه به دنبال راهی برای رهایی از چاقی بودم ).

      مسیر لاغر شدن خیلی آسان هست ولی به شدت لیز هست و باید مواظب باشین لیز نخوریم ممکنه ما مدتها در این مسیر باشیم ولی یکی به ما بگه وای چقدر چاقتر شدی ما دیگه روحیمون خراب میشه و کار رو ول میکنیم (خدا رو شکر من مدتها هست در این مسیرم و هر کس من رو میبینه میگه چقدر متناسب شدی ولی خیلی برام اهمیت نداره حالا خوشحال میشم که میگن ولی اگر هم نگن مهم نیست چون تمام روشهای گدشته مثل رژیم و ورزش برام خنده دار و مسخرن و یا قرص و دمنوش،و …. ولی گاهی اوقات نجوای ذهنی دارم که تو داری همه چیز میخوری حتی در شب فست فود میخوری و فعالیتم نداری پس لاغر هم نشدی ولی صدایی خیلی بلند تر دارم در ذهنم که میگه این راه درست هست و تو داری لاغری رو یاد میگیری و صبر کن تا حالا که هرچی خواستی خوردی و دیدی وزنت هم بهتر شده و آرامش،و آزادی در خوردن و سبک شدن رو و کلی چیزای دیگه رو هم به دست آوردی و روحیه ات هم بهتر شده پس برو جلو و ادامه بده و حقیقتا اینقدر در این مسیر روحیم و آرامشم و شادیم بهتر شده که اگر همه هم بهم بگن چاق شدی ولی بازم دوست ندارم دوباره به دوران رژیم و اون سختیهاش برگردم و از بودن در این مسیر لذت میبرم و ادامه میدم)

      در مسیر لاغر شدن جسم چاق و افکار چاق همراه ما هست و همه ی اینها باعث لیز شدن مسیر میشه که ما بخوریم زمین (من همین الان در مقایسه با دختر خودم و خواهر خودم و یا خواهر شوهر خودم و یا دوست صمیمی خودم و یا همسایه ی روبه روی خودم ممکنه چاقتر باشم و چاقی هنوز در شکم و در رانها با من باشه ولی من خودم رو با فروغ یه سال پیش مقایسه میکنم نه این افراد و میگم چون تونستم یه مقدار لاغر بشم پس بیشتر هم میتونم لاغر بشم و من موفق میشم چون فقط خودم رو با خودم مقایسه میکنم و میبینم که خیلی کاهش وزن داشتم و اونم از روی لباس میگم نه ترازو و به تعهدم هنوز پایبندم و خودم رو وزن نمیکنم پس ممکنه هنوز چاقی همراه من باشه ولی من تمام تمرکزم رو میزارم روی لاغری خودم :اینکه ساعتم برام گشاد شده مانتوهام آزاد شدن و یا کفشام سایزشون تغییر کرده و لباس سایز لارج خریدم و لباسهای گذشته ام که مال دوران تناسبم بودن رو میتونم بپوشم و دستبندم خیلی برام گشاد شده ).

      .
      من باید در مسیر تغییر شرایط مالی و کسب و کار و جسمی روی خودم کار کنم ولی ممکنه بارها بخوری زمین چون صدای طلب کارها در میاد و قرضها هستن و قسط بانک ها هستن ولی من باید روی خودم کار کنم و چاقی من ممکنه تا مدتها با من باشه ولی باید روی خودت کار کنی در حالی که سرزنش و حرفهای بقیه هم هستن ولی باید حواست رو بدی زمین نخوری .(حقیقتا خیلی از این سرزنشها ی اطرافیان هست که تا حالا که اینقدر گوش دادی چی شد به جز اینکه خودت رو گول زدی و از من میخوان که ساده نباشم و گول این حرفها رو نخورم ولی چنان شیفته ی این مسیرها و دورهای کنترل ذهن شدم که انگار وقتی اطرافیان میگن من بیشتر دلم میخواد بیام و گوش بدم و این حرفها رو بشنوم و مواظبم که لیز نخورمو از مسیر دور نشم )

      پس در این مسیر لاغری با ذهن خودت رو مثل یه آدمی بدون که کوله باری داری که درون اون کلی افکار و حرفهای چاقی هست و روی دوش تو هست و بیماری هست و حرف و حدیث مردم هم هستن و ممکنه مسیر لبز باشه و هر روز بخوری زمین ولی باید هر روز ادامه بدی حتی اگر عصبی بشی و بی انگیزه بشی ولی باید ادامه بدی و تمام کوله بار سنگین هم که طی سالهای چاقی روی دوشت هست با خودت حمل کنی واین مسیر به شدت لیز هست چون هم روغن ریخته و هم یخ زده هست ولی باید ادامه بدی ( ولی من در این مسیر نجواهای مثبتم خیلی بلندتر از منفی حرف میزنن و همیشه منفی باف یه حرفی میزنه ولی درونم صدایی بلندتر گفته راهت درسته و برو و ادامه بده و اما تنها صربه ای که خوردم همون گفتن این راه به اطرافیان بوده که دیدم و متوجه شدم که چقدر بحث کردن با این افراد بی فایده هست چون هم قبول نمیکنن چنین چیزایی رو هم اینکه اگر ادامه بدم من رو هم از مسیر منحرف میکنن و چند باری هم با بحث کردن با اطرافیان برای لاغری از این طریق صدای منفی باف رو شنیدیم که گفت ببین چی میگن راست میگن ولی بازم لیز نخوردم و به راهم دارم ادامه میدم و دلسرد نشدم و مطمعنم بهای این همه پشتکار و تعهد و انگیزه و اشتیاقم رو دریافت خواهم کرد )

      هر جا ناامید شدی ولی باید دوباره ادامه بدی اینها لیز خوردن هست ولی برای ادامه دادن باید حواست روبد ی که مسیر تغییر کردن با بشکن زدن نیست و یا با موسیقی گوش دادن نیست و یا با رژیم نیست اینها بهانه هست مراقب باش گول نخوری .
      کسی که این مسیر رو درک کنه حاضر نیست حتی یه لحظه ی زندگیش رو با روش دیکه ای ادامه بده .(منم همین احساس رو دارم و تا زندم در این مسیر میمانم )

      هر کس این روش رو درک کنه نگران چاقی دوباره اش نیست و کسی که نگران هست شخصیتش هنوز تغییر نکرده وحالا هر کس در این دنیا یه مشکلی داره و ما هم مشکلمون چاقی هست و میخواییم لاغر بشیم و خیلی راحت هست درون خودمون هست و میخو اییم برطرفش کنیم .(من هیچ وقت نگران چاقی دوباره نیستم چون دارم یاد میگیرم لاعری رو دارم یادمیگیریم سیری چی هست و گرسنگی چی هست و پرخوری جی هست و غذا چی هست و من چی هستم و …. کلی موضوعهای دیگه که محال دیگه من پرخوری کنم ومثل فروغ سابق که هیچ آشنایی نداشت غدا بخورم و هر وقت که در خوردن عالی عمل میکنم خودم یاد گذشته ی خودم میفتم و تعجب میکنم که اون موقع چطور تونستم اون همه بخورم و دیگه اون سبک زندگی برام سخت شده و همین تفاوت لدت بخشه و معلومه شخصیت من داره متناسب میشه )

      چقدر قبلا ما مشکلات جسمی و بیماری داشتیم ولی حالا با این دورها داره همه به لطف خدای مهربونم بر طرف میشه .

      ما نیاز نیست این لاغری با ذهن رو به کسی اثبات کنیم چون با این کار لیز میخوریم چون اگر به کسی بگی حتی ممکنه ما رو هم مسخره کنن پس نگو چرا توصیح بدی ؟
      اگر توصیح بدی اونها میگن چرت میگی و ممکنه تو رو هم منحرف بکنن فرض کن من و بقیه ی اطرافیانم در طبقیه ی یک هستیم ولی من روی خودم کار کردم و رفتم طبقه ی دو و حالا من متو جه میشم که در طبقه ی اول افراد چه کار اشتباهی دارن میکنن و تا میام گوشزد کنم اونها میگن چرت میگی و من رو هم به طبقیه پایین میکشونن ولی من نمیتونم اونها رو به طبقه ی بالا ببرم چون با هم آگاهی های مشترک در طبقه ی اول داریم نه در طبقه ی دو (چقدر من اون اوایل میگفتم و دوست داشتم به هر فرد چاقی بگم که همچین راهی هست حتی تا چند هفته پیش هم نخواستم حرف بزنم ولی از زبونم در اومد ویه چیزی گفتم و اما اطرافیان واقعا قبول ندارن و مسخره میکنن و اونها هنوز دارن رژیم میگیرین و به زور میخوان خودشون رو لاغر کنن و اصلا در مدار شنیدن این آگاهی ها نیستن و من هر وقت حرفی میزنم پشیمون میشم و میگم من مسول هیچ آدمی نیستم و فقط در مقابل خودم مسولم و بازم نمیزارم لیز بخورم هر چند که به شدت مسیر لیز هست )

      مسیر لاغری با دهن خیلی لیز هست حواست رو بده حرف و حدیث دیگران و روشهای مختلف لاغری مثل گیاه خواری و خام خواری و …. هست ولی امکان نداره تا ذهنت تغییر نکنه جسمت هم تغییر بکنه .(من خودم مصداق این حرف بودم که جسمم با رژیم بارها لاغر شده اما ذهنم چاق بوده و همش به دنبال تموم شدن رژیم بودم که بتونم سیر بخورم و حتی بارها به دکتر تغدیه این حرف رو میزدم که دلم شیرینی میخواد و یا فست فود و هله هو له میخواد و دکتر میگفت چطور مگر معده ات جمع نشده ؟؟؟ معلوم بوده که ذهنم چاق بوده )

      نکته های مهم :

      هر کس لاغره ولی خودش احساس چاقی میکنه چون تو ذهنش پر از فرمولهای چاق کنتده هست ولی بقیه اونها رو نمیبینن .

      هر وقت میبینی انگیره ات کم شده ببینید در چند وقت گدشته چه موضوعاتی رو دنبال کردید ؟؟چه اخباری رو دنبال کردی ؟؟اونها رو انجام نده خود به خود خوب میشی

      هر کس در این دوره هست هیچ وقت گرسنگی نمیکشه و امکان نداره گرسنه باشه و نخوره مثل این هست که دسشویی داریی و بگی نه من نمیریم به خودم فشار میارم و حالا اگر گرسنه هستی و نمیخوری داری به خودت فشار میری واین علط هست چون شما خوردن رو مساوی با چاقی میدونی که این صد در صدر غلط هست تا وقتی که بدن شما احساس قحطی بکنه در غذا امکان نداره شما لاغر بشید پس بدن شما غدا میخواد و شما بهش میگی نیست پس بدن شما هم احساس کمبود میکنه و چربیها رو مصرف نمیکنه و نمیزاره آب بشه و شما از وزنتون تکون نمیخورید .

      دوست داری شیرینی بخوری خوب بخور در این دوره زجر و گرسنگی معنا نداره و اگر نخوری یعنی در ذهن شما این هست که شیرینی بخورم من چاق میشم .و این غلط هست و باید لاغری رو آموزش ببینیم .

      وقتی فرمو لهای ذهنی تغییر کنه تصاویر ذهنی شما هم تغییر میکنه .

      هر روز در این دنیا تعدادی میمیریند و عده ای رسانه ای میشن چون رسانه از این طریق نون میخورن و باید فوت فرد آشنا رو نشون بدن ولی سراع فوت بقیه نمیرن که مردم عادی هستن و اما همه میمیرن ما هم یه روز میمیریم و مردن هیچ فرقی نداره فقط ما آدمها در بد کردن حال همدیگه داریم سبقت میگریم و داریم تلاش میکنیم حال همدیگه رو بد کنیم هر کس به دلیلی اومده در این دنیا و به دلیلی هم از این دنیا میره ولی چرا بعضیا آهنگ میزارن و به بقیه عداب وجدان و حال بد میدن چرا ؟؟؟؟؟.

      من در این مسیر که هستم کل زندگیم با لذت و آرامش و حال خوب شده و من عاشق این مسیریم و من چاق ارزش این مسیر و دوره رو میدونم و من چاقی خودم رو دوست دارم که بهانه ی شد برای رسیدن به خیلی چیزا یعنی اومده بودم برای برطرف کردن اضافه وزنم به کجاها رسیدیم که خودم باور نمیشه و دیگه الان کلی خواسته دارم وایمان بهتر و توکل بهتر دارم و ….

      هر کس خودش مقدس ترین چیز در این دنیا هست و بس و بقیه چیزا رو هم کاری نداریم .

      هر آدم لاعری که دوست داره چاق بشه به خاطر این هست که با خودشون در صلح نیستن و اعتماد به نفس ندارن و فکر میکنن زشتن و لباس به تنشون قشنگ نیست

      و این افراد باید نگاهشون رو تغییر بدن وکاری به تغییر افکارشون نداشته باشن که چاق بشن چون بی نهایت خطر ناک هست وشما اگر بتونید خودتون رو چاق کنید معلوم نیست تا کجا پیش برید و چقدر چاق بشین ؟؟

      آدم لاعر تو باید نگاهت رو به خودت تغییر بدی و دیگه مشکلی نداری و فکر میکنی چاق بشی خوشگل میشی و یا لباس به تنت قشنگ میشه ؟؟؟اشتباه هست و نکنید این کار ها رو .

      روی ترمزهای خودتون کار نکنید واونها رو ول کنید و شما روی فکر خوب کار کنید و این قدرتش صدبرابر فکر بد هست و فرد چاق اینقدر تمرکزش روی چاقی هست که نمیتونه لاعر بشه پس وقتی چیزی رو پیدا کردید به عنوان ترمز خودتون .حالا چطور میخوایین رفعش کنید ؟؟من در خودم این ترمز رو پیدا کردم که خانما پول ندارن و نمیتونن در دورها شرکت کنن چون دستشون تو جیب خودشون نیست و لی اصلا نباید بهش فکر کنی و تحلیلش نکن و بهش فکر نکن خود به خود از بین میره
      یا یه تمز دیگه که آقایون پول دارن ولی وقت ندارن و لی به این فکر بال و پر نده و بهش فکر نکن و تحلیلش نکن خودش حدف میشه و اگر به فکری گیر ندی خود به خود رفع میشه .

      دنبال حال وهوای خوب باشین و به دنبال مردگان و باز ماندگان نباشید دنبال موصوعاتی باشین که حالتون خوب باشه امید به زندگی در شما افزایش پیدا میکنه و انگیزه در شما بالا میره .
      از هزینه کردن برای موضوعای مفید نترسید دوباره به خودتون برمیگرده و بهای پرداختی سوخت نمیشه و دوباره برمیگرده .
      همین توجه نکردن به حوادث و اخبار بد بها هست که من پرداختش کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا