💫 آنچه باقی میماند، خودِ ما هستیم و دنیای درونمون!
سالهای زیادی فکر میکردم اگه فقط فلان چیز رو داشته باشم، خوشبختترین آدم روی زمین میشم…
🚗 یه ماشین مدل بالا
🏡 یه خونه رویایی
💰 یه حساب بانکی پُر و پیمون
هر بار چیزی به دست میآوردم، یه ذوق چندروزه داشتم، ولی بعدش؟ دوباره یه حس خالی… یه سوال درونی: “پس اون حس خوشبختی همیشگی کو؟”
✨ به لطف خدا مسیرم عوض شد و کمکم زندگیم شروع به تغییر کرد.
🧹 چیزهایی که نمیخواستم، خودشون از زندگیم رفتن
🎁 چیزهایی که میخواستم، بیدردسر وارد شدن
ظاهر زندگیم خیلی فرق کرد… ولی یه چیز هنوز همون بود: دنیای درونم.
هر چی بیشتر توی شرایط جدید زندگی کردم، بیشتر فهمیدم که شادی و آرامش درونی، با چیزای بیرونی نمیسازه. 🙃
💡 فهمیدم که:
دنیای درون، جنسش از جنس ماده نیست…
پس ماشین و خونه و پول، نمیتونن شادیِ ماندگار بسازن.
🌈 حس خوب پایدار، فقط وقتی میاد که “هنر زندگی در دنیای درون” رو یاد بگیریم.
دنیای درون هم قانون داره! درست مثل دنیای بیرون…
🗑 همونطور که رها کردن زبالهها توی خیابون باعث بیماری میشه، رها کردن افکار منفی توی ذهن هم باعث بههمریختگی درونی و احساس بیحوصلگی میشه.
🎒 من قدیما حتی قبل از رفتن به مسافرت، نگران روز برگشت بودم!
هی فکر میکردم: “بعدش چی؟ دوباره همون روزمرگی؟”
اینطوری اصل سفر رو نمیدیدم! 😞
اما این بار، با دوستانی همراه شدم که سالهاست میشناسمشون…
و وسط همین سفر، انگار یه آینه گذاشتم جلوی خودم.
👀 دیدم چقدر فرق کردم… چقدر نگاهم به زندگی تغییر کرده.
💭 فهمیدم که:
وقتی افکار و احساساتت رو مدیریت نکنی، حتی وسط یه منظره قشنگم حالت گرفتهست.
📘 حالا دارم با فرمولهای ذهنی جدید زندگی میکنم و دنیام واقعاً تغییر کرده.
و میخوام این تجربه رو با شما به اشتراک بذارم. 🌱
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.64 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام
قبلا هی میگفتم چن من خونه ندارم و مجبورم اینجا زندگی کنم ارامش ندارم نمیتونم ازاد باشم هر کاری دوس درم بکنم
یک درصد فک نمیکردم من تو این خونه باشم حالم خوب باشه
میگفتم چن فلانی فضوله من نمیتونم تو خونم راحت باشم هی میرسه ب همه چی
هی میگفت فلانی اومد من از زندگی افتادم کی بشه خدا برن
وای باز مهمون شدم رژیم چی میشه همیشه میرفتن سفر اولش برا خودم خط نشون مکشیدم ولی میرفتم پرخوری میکردم هی میگفتم میرم جبران میکنم من اصلا از اون سفر اون لذت رو نمیبردم همش ب فکر خوردن و نخوردن حسرت بودم
از وقتی هم میومدم اون سفر ب خودم زهر میکردم
یا تو دوره همی ها همش ب فکر خوردن نخوردن بودم ازاون دوره هیچ لذتی نمیبردم
من احساسم تو همه اینها بد بود چرا چن درگیر بودم
قبلا میگفتم اگه لاغر شم فلان لباسو میگیرم
اگه لاغر شم فلان رنگ میپوشم اگه لاغر شم همش درگیر قبل و بعد بودم لذتی برا من نبود
وقتی میخواستم ی چیزی بپزم اونقدر نگرانش بودم ک چی میشه چقدر بخورم بخورم اینو از اینور نخورم بجای شام بخورم ناهار بخورم.
اما وقتی وارد لاغری با ذهن شدم رها کردم و من الان تو همون خونه با همون جسم دارم لذت میبرم دنیای بیرون من تغییر نکرده خودم درونم تغییر دادم تغییر باید از خورم باشه درونم باشه ن
ب امید تغییر بیرون موندم و زندگی کردن مثل این میمونه ک میگن اونقدر بایست زیر پات علف سبز شه
حتی اگه درونت زیبا باشه حتی اون سرکار ک میری بعد سفر اونم برات شیرینه چن قبولش کردی
من یک روز محال میدونستم تو این خونه باشم با همسرم خوب باشم همسر من سیگار بکشه من خوب باشم اما الان خوبم چن حال خوب ن ربطی ب اطرافم نداره چرا باید ب خاطر اطرافم حالمو بد کنم اونها درست میشن ن
فقط منم ک زندگی نمیکنم
قبلا وصل بودم ب ی واگن پر از حسرت نگرانی و خشم کینه انتظار
تشنه توجه بودم توجهی ک همسرم بهم نداشت محتاج بودم ی ادم ضعیف ک هرکی میرسید ی لگد بهم میزد
اما الان تو همین خونه دارم هرروز قوی و قوی میشم من محتاج هیچکس نیستم من افریده خدام خدا رو دارم
قبلا پول دوره از همسرم میخواستم اونم شرایطشو نداشت و من چن روز ناراحتش بودم اما الان ن انتظاری از اونم ندارم انتظارم از خداست اون راهنمایی میکنه شاید ب همسرم بده تا اون دست خدا بشه برای من نمیدونم ولی من میدونم ک میشه من چ از دوره از رایگان چ دوره بالاخره میرسم ب لاغری چن مسیرم درسته نگرانش نیستم
من تغییر کردم در حالی ک اطرافم همونه پس میشه همیشه حسرت دختر دایی میخوردم ک چجوری بیخیاله چجوریه انقدر هر چی دوس داره میخره لاغره و یعنی بچش چی بگم خوب درس میخورنه همیشه همه کارهاش ب راحتی انجام میشه چرا
چن احساسش تحت کنترل خودشه چون خودشو دوس داره و خودشو مسئول هیچکس نمیدونه
پس مشکل از خودمونه در بیرون از خودمون دنبال مقصر نباشم
ازادی و رهایی از زندان ک زندانبانش خودمونیم جسارت میخواد
من اون جسارت دارم من توانشو دارم قدرتشو دارم ب راهم ادامه میدم تااخرین نفسم
و ب زودی میام میگم دوستان عزیزم من فلان تغییرات رو داشتم من متناسب شدم