0

رهایی از افکار منفی (قسمت اول)

رهایی از افکار منفی و احساس بد
اندازه متن

نمی‌توانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی‌ تان جستجو نمایید! و این مسیر از رهایی از افکار منفی آغاز می شود.

اگر تصور می کنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست اشتباه می کنید.

من هم تا ۳۳ سالگی این تصور را داشتم که زندگی را باید سپری کرد و نمی توان زندگی را به شکلی که مورد علاقه ات است تجربه کرد.

افکار منفی

آیا افکار منفی بر زندگی شما سایه انداخته است؟ آیا احساس می‌کنید که این افکار مانع پیشرفت و خوشبختی شما می‌شوند؟ اگر پاسخ شما مثبت است، بدانید که تنها نیستید. بسیاری از افراد با این چالش دست و پنجه نرم می‌کنند. اما خبر خوب این است که رهایی از افکار منفی کاملاً امکان‌پذیر است.

رهایی از افکار منفی

افکار منفی چیست؟

افکار منفی، الگوهای فکری منفی و خودویرانگری هستند که می‌توانند بر احساسات، رفتارها و در نهایت کیفیت زندگی ما تاثیر بگذارند. این افکار اغلب به صورت تعمیم‌دهی بیش از حد، نگرش ذهنی منفی، برچسب‌زنی و پیش‌بینی بدبینانه ظاهر می‌شوند.

افکار منفی می‌توانند به مشکلات روحی و روانی مانند اضطراب، افسردگی و کاهش اعتماد به نفس منجر شوند. همچنین، این افکار می‌توانند روابط بین فردی را تحت تاثیر قرار دهند و مانع از دستیابی به اهداف شوند.

افکار منفی چیست و چرا به وجود می‌آیند؟

افکار منفی، همانند ابرهایی هستند که گاهی اوقات آسمان ذهن ما را می‌پوشانند. این افکار می‌توانند در مورد گذشته، حال یا آینده باشند و اغلب با احساسات منفی مانند اضطراب، غمگینی و خشم همراه هستند.

دلایل مختلفی برای ایجاد افکار منفی وجود دارد که برخی از آن‌ها عبارتند از:

استرس و فشارهای روزمره: استرس و فشارهای زندگی روزمره می‌توانند بر سلامت روان ما تأثیر گذاشته و افکار منفی را تشدید کنند.

تجربیات گذشته: رویدادهای منفی گذشته می‌توانند الگوهای فکری منفی را در ما ایجاد کنند.

باورهای نادرست: باورهایی که درباره خودمان یا دنیای اطرافمان داریم، می‌توانند منجر به افکار منفی شوند.

خبر خوب این است که می‌توان با استفاده از روش‌های مختلف، افکار منفی را مدیریت کرده و بر آن‌ها غلبه کرد.

تغییر شرایط زندگی

تغییر شرایط زندگی

به عنوان فردی که توانسته‌ام از شرایطی سخت زندگی خود را تغییر دهم به شما می گویم که نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنید، چون شما هم می توانید زندگی فوق العاده ای را تجربه کنید اگر مهارت رهایی از افکار منفی را کسب کنید.

هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست که شما نتوانید به اندازه‌ی او خوشبخت شوید…

سالهای زیادی از زندگی ام را با ناراحتی و مشکلات زیادی سپری کردم اما همیشه اشتیاقِ فراوان برای تغییر زندگی را داشتم و به دنبالی راهی برای رسیدن به خواسته هایم بودم، در جستجوی مهم‌ترین عامل تغییر زندگی بودم و به لطف خدای مهربان در مسیر یادگیری قوانین جهان هستی برای تغییر زندگی قرار گرفتم.

کتاب های زیادی را مطالعه کردم، از آموزش های اساتید مطرحی بهره بردم و در نهایت به روشی دست یافتم که تغییر زندگی را برایم آسان کرد و توانستم درک کنم چگونه خالق زندگی خود باشم.

دوره رایگان رهایی از افکار منفی، قدم اول برای تغییر شرایط زندگی، حاصلِ نتایج بخشی از این سالها است. برخی از این آگاهی ها در هیچ کتابی یافت نمی شود و شامل تجارب موفقیت آمیز خودم می باشد.

مأموریت این دوره، آموزش چگونه تغییر دادن زندگی به هر فردی است، که تصمیم گرفته و متعهد شده تا نه تنها فردی باشد که تغییر کرده است بلکه قادر باشد شرایط خانواده اش را تغییر دهد.

زیرا همه ما وظیفه داریم که تغییر کنیم و زندگی را آنگونه که خداوند برای ما مقدر کرده است تجربه کنیم.

ما به این جهان فرستاده شدیم تا بتوانیم همه‌ی زیبایی‌های جهان را تجربه کنیم، تا آزادانه برای خودمان زندگی کنیم، تا تجربه یک زندگی پر از رفاه و آسایش را تجربه کنیم.

زیرا این توانایی و لیاقت به همه ما داده شده است تا بتوانیم تجربه زندگی موفق و سرشار از شادی و احساس خوب و عشق و علاقه به دیگران را داشته باشیم. و مسیر رسیدن به این شرایط رهایی از افکار منفی است.

ما وظیفه داریم از  توانایی که خداوند به ما داده است استفاده کنیم تا  در لحظه مرگمان، “بدون حسرت آنچه که می‌توانستیم انجام دهیم اما ندادیم”، در آرامش و زیبایی این جهان را ترک کنیم.

تا بتوانیم به همه بگوییم، خوب زندگی کردن، نه تنها آسان، بلکه طبیعی‌ترین نوع زندگی است زیرا ما ذاتاٌ و طبیعتاٌ خوشبخت هستیم. چون بنده خدا هستیم.

خدا را شکر می‌کنم که مرا در این مسیر شگفت انگیز قرار داد.

خدا را شکر می کنم که توانستنم با ارائه آنچه که زندگی خودم را از بدترین شرایط، به شرایطی مطلوبی که هر روز در حال بهتر شدن است رساند، در دوره خدا هرگز دیر نمی کند به شما و افرادی زیادی در سراسر جهان کمک کنم تا با باورکردن خود و توانایی بهتر زندگی کردن تغییرات شگفت انگیزی در جهان پیرامون خود ایجاد کنند.

تغییر نگرش های درونی

اگر بخواهیم تغییری در روند ناخواسته های زندگی ایجاد کنیم، چاره ایی نداریم مگر این که افکار و باورهایی که از گذشته درباره زندگی کردن در وجود خود ذخیره کرده ایم را تغییر دهیم. به همین منظور برای تجربه زندگی بهتر نیاز به آموزش هایی داریم که متاسفانه نه در کتاب های درسی وجود دارند و نه از طریق خانواده به ما منتقل شده اند.

چرا افرادی در جامعه هستند که کاملا از هر نظر احساس خوشبختی ویا حتی بدبختی دارند؟

تمام خوشبختی و یا بدبختی انسان ها بسته به نگرش آنها و باورهایی است که در ذهن خود ذخیره کرده اند.

این باورها میتواند مثبت و یا منفی باشد و در نتیجه این باورها می توانند انسان را به سمت خوشبختی و یا حتی بدبختی ببرد چون ریشه این افکار در ذهن انسان است و برای تغییر آن باورها نیاز به آموزش دیدن دارد تا با جایگزین کردن باورهای صحیح به سمت آرمان خود گام بردارد.

با آموزش درست حتی می تواند شرایط خانواده خود وانسانهای پیرامون خود را تغییر داد.

خداوند جهان هستی را بر طبق قانون زیبایی، سلامتی، خوشحالی، ثروت و خوشبختی بنا کرده و ما هم به عنوان انسان از این قانون نه تنها مستثنی نیستم بلکه هم سو با این قوانین آفریده شده ایم، پس حق طبیعی ما خوشبختی، خوشحالی، سلامتی، ثروت و…. است.

رهایی از افکار منفی

رهایی از افکار منفی

چه موقعی انسان از حق های طبیعی خود محروم می شود؟

زمانی انسان از این حق های طبیعی محروم می شود که افکارش هم سو با جهان هستی نباشد یعنی دچار افکار منفی گردد ودر یاس ونامیدی بسر برد

چه زمانی انسان موفق می شود؟

زمانی که افکارش همسو با قوانین جهان هستی باشد. یعنی دارای افکاری از جمله عشق، امید، شادی و احساس خوب داشته باشد یعنی انسان به لیاقتی که خداوند در او نهادینه کرده پی برده و از طریق کنترل ذهن از آن برای بهبود شرایط زندگی خود و تجربه خوشبختی بهره ببرد.

از این طریق می تواند به لیاقت به توانایی هایی که حق طبیعی اش است دست پیدا کند. در این صورت انسانی موفق در امور زندگی خود می شود.

اولین قدم برای تجربه این شرایط رهایی از افکار منفی است.

ریشه‌های افکار منفی

افکار منفی از کجا می‌آیند؟ دلایل مختلفی برای بروز افکار منفی وجود دارد، از جمله:

  • تجربیات گذشته: تجربیات تلخ و شکست‌ها می‌توانند باعث ایجاد الگوهای فکری منفی شوند.
  • تلقین‌های اطرافیان: حرف‌ها و قضاوت‌های دیگران می‌تواند بر روی باورهای ما تأثیر بگذارد.
  • تکامل ناقص الگوهای فکری: برخی از ما الگوهای فکری منفی را از والدین یا اطرافیان خود یاد گرفته‌ایم و هنوز نتوانسته‌ایم آن‌ها را تغییر دهیم.
  • استرس و فشارهای زندگی: مشکلات و چالش‌های زندگی می‌توانند باعث ایجاد افکار منفی شوند.

تأثیر رهایی از افکار منفی بر زندگی

رهایی از افکار منفی، تأثیرات شگفت‌انگیزی بر زندگی ما دارد. برخی از این تأثیرات عبارتند از:

افزایش موفقیت: افکار مثبت، شما را به سمت اهداف‌تان سوق می‌دهند و به شما کمک می‌کنند تا به موفقیت‌های بزرگتری دست پیدا کنید.

افزایش اعتماد به نفس: با تغییر افکار منفی به افکار مثبت، می‌توانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و به توانایی‌های خود ایمان بیاورید.

بهبود روابط: افکار مثبت باعث می‌شوند که روابط بهتری با دیگران برقرار کنید و ارتباطات موثرتری داشته باشید.

افزایش خلاقیت: افکار مثبت، ذهن شما را باز می‌کنند و به شما اجازه می‌دهند تا ایده‌های جدید و خلاقانه تولید کنید.

کاهش استرس و اضطراب: با رهایی از افکار منفی، می‌توانید استرس و اضطراب خود را کاهش داده و به آرامش درونی دست پیدا کنید.

نتیجه‌گیری

اگر انتظار داشته باشیم که شرایط فعلی ما با این افکاری که داریم تغییر کند بسی خیال بیهوده است چون ۸۰٪ آن با افکار منفی است و همش در این شرایط منتظر شانس می مانیم تا به شرایط بهتر و یا طبقه بالاتر برویم و زهی خیال باطل و این راهی ندارد جز رهایی از افکار منفی و جایگزین کردن آنها با افکار مثبت.

رهایی از افکار منفی، یک فرآیند تدریجی است و نیاز به تمرین و پشتکار دارد. با استفاده از روش‌های ذکر شده در این مقاله، می‌توانید به تدریج بر افکار منفی خود غلبه کرده و به زندگی شادتر و موفق‌تری دست پیدا کنید. به یاد داشته باشید که شما لایق بهترین‌ها هستید و شایسته آن هستید که زندگی‌تان را با شادی و آرامش پر کنید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.15 از 241 رای

صوتی رهایی از افکار منفی 1

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11052
154 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار طاهره فروغی
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۱ ۲۰:۰۰
      مدت عضویت: 1781 روز
      امتیاز کاربر: 5975 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 891 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خداوندا حالم رو بهتر کن 

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم 

      و این بار دکمه خدایا حالمو بهتر کن رو زدم و این فایل عالی رو از طرف خداوند در یافت کردم 

      رهایی از افکار منفی

      دیگه نیاز نیست به زندگی دیگران با حسرت نگاه کنم 

      نیاز نیست به اندام دیگران با حسرت نگاه کنم 

      من میتونم زندیگمو تغییر بدم و اسیر سرنوشتم نیستم 

      من میتونم زندگی فوق العاده ای داشته باشم 

      من میتونم حتی بهتر از افراد متناسب باشم 

      من میتونم خوشبخت باشم و 

      من  به لطف خدا به این مسیر راه پیدا کردم چون خدا  صدای دلم رو شنیدم و منو لایق تغییر و تغییر مدار دونست و هدایت شدم به این مسیر 

      توانایی تغییر کردن یکی از الطاف خداست که به انسانها عطا کرده تا بتونن از شرایطی که در اون هستن و راضی نیستن خارج بشن ولی متاسفانه سالهای عمرم رو فکر میکردم خدا منو در این شرایط خواسته و من به عنوان بنده خوب خدا باید تحمل کنم و صبر کنم تا از این امتحان الهی موفق بیرون بیام و پیش خدا سربلند ولی نمیدونم چرا خدا همش در حال امتحان من بود این چه دنیایی که اومدی  روی اون و باید همش امتحان پس بدی 

      ولی حالا میفهمم و از زمان ورودم به سایت فهمیدم که افکارم و باورهای منه که زندگی و شرایط منو الان ایجاد کرده 

      تمام شرایط فعلی من مربوط به طبقه ایست  که در اون هستم  و طبقه ای که در اون هستم از افکار من در ذهنم ایجاد میشه

      عدالت خدا چیست ؟

      ایا خدا در خانواده ای در زیر فقر و خانواده ای در اوج ثروت هست ؟

      ایا عدالت  خداوند در من چاق و همسر لاغرم هست ؟

      و این جز افکار قدیم من بود که از یک طرف خداوند رو عادل میدونستم و از طرفی خودم رو با دیگران مقایسه میکردم و به این عدالت شک میکردم 

      ولی یاد گرفتم در این دوره در هر شرایطی از زندگی و اندام هستم واقعا حق منه و خداوند اشتباه نمیکنه 

      قبلا فکر میکردن دعا کنم و در مراسمات خاص شرکت کنم و در اون مراسم گریه کنم به خواسته خودم میرسم ولی اتفاقات بد برام پبش میومد و ذهنم رو به عنوان مخزنی داشتم و در اون منفی و حال بد و کینه و حسرت و فقر و فناعت وارد میکردم و توقع داشتم خروجی من خوشبختی و ثروت و حال خوب و ارامش و تغییر دیگران در جهت حال خوب من باشه 

      و اگر در یک مخزن لجن بریزیم ایا خروجی اون اب زلال و قابل خوردن میشه مشخصه که نه 

      وردی این مخزن رو من مسعولش هستم و خروجی رو خداوند و کائنات به من میدن 

      پس باید من ورودی رو مثبت کنم خود به خود خروجی خوب و مثبت نصیبم میشه

      خدایی که حتی بدون اذن اون برگی از درخت نمی اوفته چطور میتونه حواسش به بنده هاش نباشه که بندش در چه وضعیتی هست 

      پس من اگر در زبان میگفتم خدا عادل است الان در قلبم  میپذیرم  که خدا عادل است 

      و من در هر شرایطی هستم مسعولیتشو به عهده میگیرم و من الان در هر شرایطی هستم برای ورودی هایی بوده که داشتم 

      پس من با پذیرش جایگاه فعلیم و پذیرش عدالت خداوند پس من میتونم طبقه ای که در اون هستم رو تغییر بدم و به طبقات بالا برم و به ارزوهام برسم و میتونم سرنوشتم رو از سر بنویسمد

      من میپذیرم که عدالت خدا ایجاب میکنه من در بهترین شرایط خودم باشم و حقم رو از دنیا بگیرم و همین عدالت خدا میگه من اگر تلاش کنم میتونم تغییر کنم و طبقه خودم رو ببرم بالاتر 

      و از عدالت خدا به دوره  که من تلاش کنم ولی خدا نخواد که شرایطم تغییر کنه 

      طبقه من در جهان هستی توسط پارامترهای ذهنی تعیین میشه 

      این افکار منه که شرایط منو میسازه و من میتونم با کنترل افکارمدبه بهترین و بالاترین طبقه برسم 

      من قبلا افکار منفی داشتم و خروجی مثبت میخواستم  ولی غافل از این که ورودی منفی باعث خروجی منفی میشه نه خروجی مثبت

      من وقتی مدام با کینه و حسرت و حال بد و چهار شاخ زدن  گذشته  رو زیرو رو میکنم و مدام دنبال اخبار منفیم که کجا چی شده و حتی فیلمی که میبینم همش نربوط به مشکلات جامعه و خانواده است خب چطور خدا و کائنات به من رابطه خوب و حال خوب و ارامش و ثروت و خوشبختی عطا کنه 

      و از خصوصیت این مخزن محدود بودنش هست یعنی ننیشه هم افکار منفی و هم مثبت در اون باشه اکر پر بشه از افکار منفی جایی برلی مثبت نیست و طبق قانون جهان که هر چیزی ۲ وجه داره پس در مقابل شب روزه و در مقابل منفی مثبت 

      شرایط من با مخزنم در ارتباطه و ۳بلا که پر از افکار منفی بود خروجیهای منفی داشت و حتی تا پای مرگ رفتم و لی از وقتی با ورود به دوره و سایت ورودیهای منفیم کم شد داره یکی یکی ااتقاقات مثبت و حال خوب و ارامش و رها کردن تمام گذشته و بدیها و از دست دادن حال بد رو داشتم 

      پس باید جلوی ورودی منفی رو بگیرم و مخزنم رو با افکار مثبت پر کنم اتفاقات خوب و حال خوب و ارامش خود به خود سر راهم قرار میگیره و خداوند بهترین و راحت ترین راه رو سر راهم میزاره 

      پس باید هر روز افکار منفی رو باید بنویسیم و شرح بدیم  و با این کار منفی ها رو خارج میکنیم و وقتی مخزن خال از منفی ها بشه پس خروجی مثبت هم خواهم داشت 

      خداوندا برای این همه ظرافت در دنیا و کائنات شکر 

      خداوندا تو بی نظیری 

      در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۶/۱۳ ۱۷:۳۹
      مدت عضویت: 1798 روز
      امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,993 کلمه

       به نام خدای مهربان

       سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری

       رهایی از افکار منفی قسمت اول

      انسان‌ها در جهان هستی در طبقه‌های مختلفی دارن زندگی می‌کنن،و من در حالت فعلی خودم در یک طبقه‌ای هستم که تمام شرایطی که در زندگی تجربه می‌کنم مربوط به این طبقه است،تا وقتی که در این طبقه هستم نمیتونم شرایط طبقه دیگه رو تجربه کنم،تغییر دادن طبقه زندگیم در جهان تنها با تغییر افکارم امکان پذیره،برخلاف هر تغییری در جهان هستی که نیاز به تلاش و صرف انرژی داره،این تغییرِ جایگاه و رفتن به طبقه بالاتر نیاز به کار جسمی نداره و فقط از طریق تغییر ذهن و افکار میتونم این کارو انجام بدم.

      جایگاه من و طبقه من در زندگی بر اساس شرایطی تعیین میشه و عدالت الهی حکم میکنه که هر کسی در نهایت عدالت در طبقه‌ای که حقشه حضور داشته باشه،

       باید اینو بپذیرم که الان در هر شرایطی که هستم حق من همینه و اشتباهی رخ نداده.

      اگه خدا رو به عنوان حاکمی قدرتمند و عادل در جهان پذیرفتم و می‌دونم که برگی بدون اذن اون از درخت جدا نمیشه،

       پس باید بدونم که حتماً حواسش به بنده‌ای که سر چهارراه داره  شیشه ماشین پاک می‌کنه هم هست،

       به اونی که بچه‌اش رو توی پیاده رو روی زمین خوابونده تا پول به دست بیاره هم هست،

       حواسش به اونی که در بدترین شرایط در حال زندگی کردنه هم هست،

      پس باید بپذیرم که هر کسی رو در هر وضعیتی که می‌بینم، اون در بهترین وضعیت خودشه،

       عدالتش اینو حکم می‌کنه که جهان تحت امر او اینطوری باشه.

      خیلی از ما  خدا رو قبول داریم ولی حد و حدودش رو نمی‌دونیم،

       چون از بچگی بهمون یاد دادن که عدالت خدا در عذاب دادن و به سزای اعمال رسوندن بنده‌هاشه،

       برای همینه که همیشه عدالت خدا رو در این موضوع جستجو می‌کنیم،

       باید بدونم که عدالت خدا در همه چیزه و وضعیت زندگی افراد هم جزء این عدالت محسوب میشه،

      پس باید بپذیرم جایگاه هر شخصی در زندگی عین ایمان به خدا داشتنه،

       و اگه نسبت به جایگاه فردی دلسوزی کردم یا شک کردم که چرا این شخص در این وضعیته، من به عدالت خدا شک کردم و این اصلاً کار صحیحی نیست،

      پس برای تغییر دادن جایگاهم و طبقه خودم در زندگی باید اینو بپذیرم که الان در هر جایگاهی هستم حق من همینه و عدالت الهی این رو حکم می‌کنه،

       ولی بازم این حق بهم داده شده که من می‌تونم طبقه خودم رو تغییر بدم و این طبقه‌ای که الان هستم برای من از اول نوشته نشده که تا آخر باید همین باشه، سرنوشت من این طبقه نیست،

      اگه مثلاً دارم در طبقه سوم زندگی می‌کنم، اینو خدا برام تعیین نکرده،

       خدا فقط طبقه‌ها رو تعیین کرده،

       ولی تصمیم نگرفته که من در این طبقه باشم، باید اینو بپذیرم تا توان و انرژی و انگیزه جابجا شدن در طبقات جهان هستی رو پیدا کنم،

      خیلی‌ها اینو فرض محال میدونن که بشه خودت رو ارتقا بدی و میگن امکان نداره، خدا اینجوری برام خواسته، چه جور با خدا مبارزه کنم،

       من که نمی‌تونم سرنوشتم رو عوض کنم،

       تقدیر من این بوده، من که انتخاب نکردم توی این کشور به دنیا بیام،

       توی این شهر، توی این خانواده،

       این‌ها به هیچ وجه نمیتونن طبقه خودشون و جایگاه خودشون رو در جهان هستی تغییر بدن،

       چون خودشون رو ناتوان می‌بینن،

      پس قدم اول برای ایجاد توانایی در خودم جهت تغییر طبقه و سطح کیفیت زندگیم پذیرفتن این مسئله است که عدالت خداوند ایجاب می‌کنه که من در بهترین شرایط خودم باشم و حقم رو از دنیا بگیرم و عدالت خداونده که ایجاب می‌کنه که هر انسانی بخواد و تلاش کنه بتونه طبقه خودش رو تغییر بده.

      اگه تلاش‌هام، انگیزه، تفکر و هدفم برای جابجا شدن در طبقات جهان هستی بی فایده و بدون نتیجه باشه، اینم از عدالت خداوند به دورِ،

       که من تلاش کنم، ولی چون خداوند نمی‌خواد تغییری در زندگیم ایجاد نشه.

      طبقه و جایگاهم در جهان هستی به واسطه پارامترهایی تعیین میشه که تمامی اون‌ها ذهنیه،

       این افکار منه که در زندگی طبقه منو تعیین می‌کنه ،

      نکته مهم اینه که من می‌تونم با داشتن افکار مثبت، افکار متفاوت، افکار بهتر، طبقه بالاتری در جهان هستی رو انتخاب کنم،

       و باز میتونم با داشتن افکار منفی، افکار بدتر، افکار محدود کننده، در طبقات پایین‌تر جهان هستی زندگی کنم و محدودیتی خدا براش قرار نداده،

       من تا بی‌نهایت می‌تونم طبقه خودم رو پایین ببرم در فقر، بیچارگی، فساد و بدبختی زندگی کنم،

       و تا بی‌نهایت می‌تونم طبقه خودم رو بالا ببرم، در خوشبختی، در ثروت، در سلامتی زندگی کنم و این عدالت خداونده که هر بنده‌ای هر جوری که بخواد زندگی کنه،

       باید شرایط برای اون مهیا بشه.

      مسئله خیلی مهم‌تر این فرایند اینه که اگه من ذهنم رو از مجموعه افکار مثبت پر کنم جا برای حضور افکار منفی باقی نخواهد موند،

       و اگه از افکار منفی پر کنم، جا برای حضور افکار مثبت نخواهد بود،

       احساس گناه، خشم، شک، نگرانی، نفرت، کینه، غیبت، نمونه‌هایی از افکاریه که تعیین کننده طبقه من در جهان هستیه،

       و به هر اندازه از فضای ذهنم رو با این افکار پر کنم، جا برای حضور افکار مثبت کمتر خواهد بود.

      باید ذهنم رو مثل یک مخزن بدونم که یک ورودی داره و یک خروجی،

       ورودی رو من براش تعیین می‌کنم خروجی رو جهان هستی مشخص می‌کنه،

       یعنی شرایطی که من در جهان هستی تجربه می‌کنم، خروجی همین ورودی‌های ذهن منه.

      اگه ورودی ذهنم مثبت باشه، خروجی اون در زندگیم میشه لذت، آرامش، ثروت، اعتماد، خلاقیت،

       و اگه ورودی ذهنم منفی باشه خروجی اون در زندگیم میشه ناراحتی، استرس، شک، تردید، شکست، فقر،

      خداوند همه شرایط رو به صورت دو وجهی در این جهان قرار داده و این خودم هستم که انتخاب می‌کنم کدوم وجه از هر شرایط وارد زندگیم بشه،

       دو وجهی یعنی هم روز داریم هم شب،

       بالا پایین،

       زوج فرد،

       چپ راست ،

       همه چیز دو وجهیه، هیچ چیزی توی این جهان یک وجهی نیست،

       سرد با گرم، خشم با محبت،

       شرایط هم همینه،

       ثروت با فقر، شادی با ناراحتی، گریه و خنده، همه چیز دو وجهیه،

      پس این منم که می‌تونم انتخاب کنم کدوم وجه باید وارد زندگیم بشه،این عدالته،

       اگه من در انتخاب مختار نباشم و قابل تصمیم گیری نباشه زندگیم، من در جبر زندگی خواهم کرد، و این با گفته خداوند منافات داره که یه نفر دوست داشته باشه شاد باشه ولی شرایط زندگیش همیشه طوری باشه که اونو غمگین کنه، این برخلاف عدالت الهیه،

       اگه من اجازه بدم نگرانی وارد زندگیم بشه، خود به خود آرامش در زندگیم محو میشه، از آرامش محروم میشم، این یکی از شرایط این مخزنه، محدوده،

      نمی‌تونم دو عامل مخالف همدیگه رو با هم در مخزنم داشته باشم به یک اندازه،

       اینجوری نیست،

       وقتی که اجازه بدم ناامیدی وارد مخزنم بشه دیگه فضای کافی برای داشتن امید وجود نخواهد داشت، چون پر شده، دیگه ظرفیتش محدوده،

       وقتی وجودم رو از احساس گناه و پشیمونی پر کنم دیگه نمی‌تونم انتظار داشته باشم که اعتماد به نفس داشته باشم، اینا ضد هم هستن و نمیشه هر دو رو با هم داشت،

       به هر مقدار که هر کدومش بیشتر بشه سمت مخالفش کمتر می‌شه،

      پس شرایط من در زندگی که در حال تجربه کردنش هستم ارتباط مستقیم داره با مخزنم،

       اگه مخزنم رو با افکار نامناسب پر کرده باشم و در مقابل انتظار شرایط خوب در زندگی رو داشته باشم این تنها یک تصور باطله،

      خیلی از انسان‌ها ۲۰ درصد مغزشون رو با نگرانی پر کردن،

       ۱۰ درصد استرس از آینده،

       ۱۰ درصد احساس گناه،

       ۱۰ درصد حسادت،

       ۱۰ درصد کینه،

       ۱۰ درصد پشیمانی از رفتار گذشته و فقط ۳۰ درصد از مخزن اونها باقی مونده برای پر شدن با سایر افکار مثلاً افکار خوب،

       در این شرایط انتظار حضور داشتن در طبقه‌های بالای جهان هستی فقط یک رویا می‌تونه باشه و تا ابد هم در حد یک رویا باقی می‌مونه،

      خیلی‌ها توی زندگی منتظر یک اتفاقن، یک شانس، برنده بشن توی قرعه کشی، خدا بهشون رحم کنه، زندگیشون از این رو به اون رو بشه، یه دری به تخته بخوره، یعنی اینجوری فکر می‌کنن و منتظر یک اتفاقن که مثلاً یه خونه‌ای رو برنده بشن، یه ماشین رو ببرن، یه سفری رو ببرن، و اصلاً نمی‌تونن فکر کنن که خودشون میتونن به این خواسته‌ها برسن ،

      و این‌ها همه تصورات بیهوده است، خیال‌های واهیه،

      شاید خیلی از افرادی رو در زندگی دیدیم که با بدبختی زندگی کردن و در شرایط بدی هم از دنیا رفتن و با خودمون گفتیم چرا خدا با این فرد اینجوری رفتار کرده، چرا این شرایط رو داشت توی زندگیش،

       در صورتی که با توجه به گفتار و رفتار اون می‌تونیم به راحتی به محتویات مخزنش دسترسی داشته باشیم،

      خداوند بارها توی قرآن ما رو به یاد خدا بودن دعوت کرده و مومن  و شخص با ایمان رو فردی معرفی کرده که نه غم داره و نه اندوه،

       و گفته که برای برخورداری از یک زندگی خوب، از یک شرایط ایده‌آل در دنیا باید مخزن رو با چی پر کنی،

       اخلاق نیکو، عمل صالح، انفاق، گذشت،

       اصلاً نگفته اضطراب آینده رو داشته باش تا نعمت‌های بیشتری به تو داده بشه،

       نگفته احساس گناه و پشیمونی داشته باش تا سعادتمند بشی،

       هیچ عبارت منفی رو به کار نبرده و عدالت الهی حکم می‌کنه که من اختیار پر کردن مخزنم رو داشته باشم، یعنی انتخاب کنم که چه چیزی وارد بشه، چه چیزی وارد نشه،

      خودم انتخاب می‌کنم که ناراحتی وارد بشه، ترس، نگرانی، شک، احساس بد، اون وقت در نهایت انتظار دارم که زندگی خوبی داشته باشم و فکر می‌کنم که مورد غضب خدا هستم که زندگی پر از مشکلات و سختی رو دارم سپری می‌کنم،

       اصلاً اینجور نیست،

       این خودمم که انتخاب می‌کنم چه چیزی وارد مخزن زندگیم بشه و خروجی مخزن  هم مطابق با ورودی انتخاب منه،

       و همین خروجی‌های مخزنِ که طبقه منو در جهان هستی تعیین می‌کنه.

      پس اگه می‌خوام زندگیم رو تغییر بدم باید تصمیم بگیرم که محتویات مخزنم رو تغییر بدم، تنها راهش همینه،

       باید آگاه باشم که به حسادت، غم، خشم، کینه، نفرت، استرس، فضای با ارزش مخزن خودم رو اختصاص ندم، باید از ورودی مخزنم محافظت کنم، باید اینقدر کنترلم بر ذهنم زیاد باشه که بتونم مانع از ورود افکار منفی به مخزنم باشم.

      خیلی از انسان‌ها سال‌هاست که مخزنشون رو با این گونه افکار پر کردن،  سالها کینه داره از یه نفر،

       با چند نفر قهره، مشکل داره، ناراحتی داره، فرزندش رو از دست داده، سال‌هاست ناراحته، غم و اندوه داره، مشکی پوشیده، مخزنش رو با این چیزا پر کرده، اخبار بد، حوادث، اتفاقات ناگوار و با توجه کردن به این موارد داره مخزنش رو پر می‌کنه،

       باید خیلی مراقب باشم در روز توجهم به چه چیزهاییه، چه اتفاقاتی بر من اثر میذاره،

       منو تحریک می‌کنه،

       تحریک احساسی می‌کنه،

       اون لحظه دارم مخزنم رو پر می‌کنم،

      باید بتونم مانع از ورود افکار منفی به مخزنم بشم و اجازه ندم هر فکری وارد مخزنم بشه،

      برای تمرین این قسمت باید هر روز افکار منفی که وارد ذهنم میشه رو یادداشت کنم،

       انجام این تمرین به تنهایی باعث ایجاد آرامش در من میشه،

       چون هر فکر منفی رو وقتی یادداشت می‌کنم یه جورایی درگیری ذهنیم با اون فکر رو کاهش دادم،

       خروجی شده رفته،

       نوشته شده روی کاغذ،

       دیگه لازم نیست توی ذهنم ذخیره‌اش کنم،

       مخزنم رو نمیخواد باهاش پر کنم، ثبتش کردم ،

      پس تمرین این قسمت نوشتن افکار منفیه که در طول روز بهم هجوم میاره،

       هر فکری رو که در ذهنم مرور کردم، دنبال کردم و بهش توجه کردم رو بنویسم، با توضیحات

       که اون فکر منفی چی بود ،

      مثلاً بنویسم من درباره صحبتی که هفته قبل همکارم بهم گفت فکر کردم و احساس بدی بهم دست داد، دوست داشتم اون روز جواب دندون شکنی بهش می‌دادم، حیف شد بهش نگفتم،

       به این ترتیب افکاری که در ذهنم مرور می‌کنم رو یادداشت کنم.

      ممکنه فکر منفیم در برابر همسرم باشه، شک داشته باشم به همسرم،

       دائم یه فکری توی ذهنم میاد نکنه داره خیانت می‌کنه، نکنه با کسی ارتباط داره، نکنه منو دوست نداره، این فکرها رو بنویسم،

       یکی از مزایای این تمرین توجه من به شناسایی افکار منفیه،

       چون در حالت عادی ما تفکیکی برای افکارمون  و برای ورودی‌هامون قائل نیستیم و به عبارتی هرچه پیش آید خوش آید با موضوع برخورد می‌کنیم،

       ولی وقتی تصمیم بگیرم که افکار منفی رو شناسایی و ثبت کنم، آگاهی من بیش از پیش خواهد بود،

      و قدم اول که شناسایی افکار منفی هستش رو به خوبی برمی‌دارم،

      دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش

       سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش

       یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری

       راضی به همین چند قلم مال خودت باش

       دنبال کسی باش که دنبال تو باشد

       این گونه اگر نیست به دنبال خودت باش

       پرواز قشنگ است ولی بی‌غم و منت 

      منت نکش از غیر و پر و بال خودت باش 

      صد سال اگر زنده بمانی گذرانی

       پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش

      سپاسگزارم از شما استاد مهربانم💖💖💖🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 118 کلمه

      سلام دوست متناسبم 

      باعث افتخار منه که وقت گذاشتید و کامنت من و خوندید و خداوند و شاکرم که تونستم به کمک آموزش‌های بی بدیل استاد روشن وارد زندگی جدیدی بشم که در هر لحظه اون شاکر خداوند مهربانم هستم .

      بله به شکرانه پروردگارم من بدون عجله و با فرمول دو درجه دو درجه کلی تغییرات مثبت از روابطم با اطرافیان و همچنین  مسیر تناسب کسب کردم و از خداوند میخوام هر لحظه درک و پذیرش من و گسترش بده تا مطالب آموزشی و بهتر درک کنم و تمامی اون آموزش‌ها رو به کمک رب قادرم به عمل در زندگیم تبدیل کنم .

      براتون دوست خوبم زندگی سرشار از شادی و سلامتی و آرامش و تناسب از خداوند خواستارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 670 کلمه

      به نام خالق هدایتگرم

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      دیوانه و دلبسته ای اقبال خودت باش 

      سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش

      یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری

      راضی به همین چند قلم مال خودت باش

      دنبال کسی باش که دنبال تو باشد

      اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش

      پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت

      محنت نکش از غیر و پروبال خودت باش

      صد سال اگر زنده بمانی، گذرانی

      پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش

      (اقبال لاهوری)

      عجب شعر زیبایی عجب فایل بی نظیری و باز هم عجب هدایتی و چه آگاهی الهی شکرت استاد واقعا نمیدونم چطور تشکر کنم و چطور شکر گزار هدایت امروزم باشم چند روزی بود که احوالات روحی ام به هم ریخته بود و امروز در سایت دنبال یک چیزی بودم تا احوالم تغییر کنه و به این فایل رسیدم چقدر حالم بهتر شد من در این مدت حس‌های بد زیادی و وارد مخزن خودم کرده بودم و خروجی اون هم مسلما حال بد و خوابهای پریشان بود ؛

      چقدر قشنگ یاد گرفتم که دلسوزی برای دیگران شرک و شک کردن به عدل الهیه ،تا قبل ورودم به سایت همیشه تلاش میکردم تا حد امکان مشکلات اطرافیانم و رفع و رجوع کنم و یه جورایی خودم و موظف میدونستم برای یاری دیگران ،و خودم و قربانی کرده بودم و واقعا اذیت بودم و معتقد بودم خوب خدا خواسته که من بتونم به بنده اش کمک کنم و کلی درگیری ذهنی پیدا میکردم و به آب و آتش میزدم خودم و تا مشکل اون آدم حل بشه و الان که اومدم تو سایت و دارم یاد میگیرم فهمیدم چقدر در گذشته رفتارها و افکار و نگرش‌های اشتباه داشتم ،

       همسرم و دخترام همیشه بهم میگفتن که اینقدر نزار بقیه از مهربونی تو سو استفاده کنند ولی من احساس گناه میکردم که اگه الان کسی کمک بخواد ازم من رد کنم و به داد اون آدم نرسم گناه کردم و خداوند و از خودم ناراحت کردم ؛

      این ماجراها اینقدر ادامه پیدا کرد تا کمک کردن‌های من تبدیل شد به وظیفه و اگر زمانی بیمار هم بودم اونا درک نمیکردن و به فکر خودشون بودن فقط و فقط، و من باید با حال بد مشکل اونها رو حل میکردم ؛

      حتی زمان که جلوتر رفت من تبدیل شدم به پرستار به پزشک و حالا دیگه مریض هم میشدن من باید خوبشون میکردم و بارها شد که یک ماه ،یک ماه پرستاری میکردم از اطرافیان و هیچ کس درک نمی‌کرد من هم خسته میشم آیا ثروت من به معدنش وصله که این همه انتظار دارید ؟آیا به این فکر نمی‌کنید که من بیمار بشم کی میخواد مراقب من باشه ؟زیر فشارهای اطرافیان له له له شدم و اینها فقط گوشه ای از این ورودی های منفی زندگی منه ؛

      خونه ما همیشه پر از مهمان بود و پذیرایی های آنچنانی که من از مهمانهام میکردم و به کل جای صاحب خانه و مهمان عوض شده بود و مهمان های من زیر یک هفته از خونه ما نمی رفتن و من مدام در حال قربانی کردن خودم برای دیگران بودم اما الان دارم یاد میگیرم دو ماهه دو درجه دو درجه دارم تغییر میکنم به کمک آموزش‌های استاد و تغییر نگرشهام و جالبه همه اونهایی که بار گرفتاری هاشون و روی من خالی میکردن براشون خیلی خیلی سخته پذیرش این من جدید و دارن آزارم میدن، میدونن من چقدر مهربونم و دارن اذیتم میکنن تا من دست از تغییر بردارم و همون خر مهربون قبل بشم اما من پا پس نمیکشم من یاد میگیرم انجام میدم و تبدیل میشم به انسانی که معقول و منطقی رفتار میکنه و اجازه نمیده دیگران از مهربونی و قلب و ذات پاکش سو استفاده کنند من به یاری خدا بهترین ورژن خودم و می‌سازم هنوزم دیر نیست برای تغییر ،من مخزن خودم و پر از عشق و شادی میکنم و اجازه نمیدم مخزن من و با غم ،ترس،بیماری،….خراب کنند من میخوام زندگی خودم و تغییر بدم تا از بودن در کنار همسر مهربونم و دخترای نازنینم اوج لذت و ببرم من عاشق این من جدیدم الهی شکرت  

      چرخ فلک چه بچرخد چه نچرخد،توبخند

      مشگلی گرسرراه توببند،توبخند

      غصه هافانی،باقی،،توبخند

      گردلت ازستم غصه برنجد،،،توبخند

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
        ۱۴۰۲/۰۶/۱۲ ۲۱:۱۳
        مدت عضویت: 1798 روز
        امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 69 کلمه

        سلام دوست عزیز 

        ممنون بابت کامنت عالیتون.

        دوست داشتم از شما تشکر کنم

        این قسمت کامنتتون رو خیلی دوست داشتم و واقعا برام خیلی آموزنده بود که اصلا توی هیچ کاری عجله نکنم.اینجا که گفتین دو درجه دو درجه دارم تغییر میکنم،

        من مدام در حال قربانی کردن خودم برای دیگران بودم اما الان دارم یاد میگیرم دو ماهه دو درجه دو درجه دارم تغییر میکنم به کمک آموزش‌های استاد و تغییر نگرشهام

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 118 کلمه

          سلام دوست متناسبم 

          باعث افتخار منه که وقت گذاشتید و کامنت من و خوندید و خداوند و شاکرم که تونستم به کمک آموزش‌های بی بدیل استاد روشن وارد زندگی جدیدی بشم که در هر لحظه اون شاکر خداوند مهربانم هستم .

          بله به شکرانه پروردگارم من بدون عجله و با فرمول دو درجه دو درجه کلی تغییرات مثبت از روابطم با اطرافیان و همچنین  مسیر تناسب کسب کردم و از خداوند میخوام هر لحظه درک و پذیرش من و گسترش بده تا مطالب آموزشی و بهتر درک کنم و تمامی اون آموزش‌ها رو به کمک رب قادرم به عمل در زندگیم تبدیل کنم .

          براتون دوست خوبم زندگی سرشار از شادی و سلامتی و آرامش و تناسب از خداوند خواستارم .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۴/۱۸ ۰۷:۳۷
      مدت عضویت: 1150 روز
      امتیاز کاربر: 7025 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 375 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی

      خیلی خوشحال هستم که خداوند به من توفیق داده که بتوانم این فایلها را گوش بدهم .

      استاد خیلی برام جالب بود که کل دنیا دو وجهی است یعنی حال بد نقطه مقابل حال خوب است و افکار منفی نقطه مقابل افکار مثبت و من همیشه فکر میکردم که خداوند این را برایمان رقم زده و گله مند و ناراضی بودم که چرا من که این همه به همکاران محبت میکنم و کاری به کار دیگران ندارم با من دشمنی میکنند ،چرا یک تعدادی از همکاران همیشه درمحل کارشان پیشرفت دارند و یک تعدادی پیشرفت ندارند من افکار منفی که ذهن من را مشغول کرده مربوط به مدیریت جدید هست که باعث شده همدلی و محبت درمحل کار بین همکاران خیلی کم رنگ بشه چون خیلی به افرادی که اخبار اداره و همکاران را برایشان ببرند بها میده  و اصلا کاری به دروغ و یا راست بودن موضوع نداره و جالب اینکه خودش هم خیلی هم دروغ میگه و وعده وعید به همکاران میده من چندین بار شاهد بودم و به به ایشان گوشزد کردم که فلان حرفی را شما گفتید جالب اینکه با اینکه در جلسات و درجمع مطرح میکرد حرف خودش را قبول نداشت و حاشا میکرد و چقدرمن را عصبانی میکرد که مجبور میشدم ثابت کنم که گفتید و جالب اینکه تمام کسانی که به نوعی درانجا بودند وقتی متوجه می شدند که مدیر حرفی را که زده حاشا کرده همگی میگفتند ما هم یادمان نیست و یا میپیچوندن ، و من طبق آموزش پدرو مادرم یاد گرفتم همیشه درزندگی راستگو باشید حتی اگر به ضررخودتان باشد و متاسفانه به نظر من الان درجامعه اگر توانستی دروغ بگی و نتوانند ثابت کنند تو ادم زرنگه هستی و خیلی تحویل میگیرند و من  از آدم دورنگ و دروغگو بدم میاید و چقدر از خدا ممنونم که با این مدیریت من نتوانستم کار کنم و از پست مدیریتی عزل شدم چون من با آدم دروغگو اصلا نمی توانم همکاری داشته باشم و حداقل از خودم راضی هستم که حق کسی را ناحق نمیکنم و از اخرتم هم بیم ندارم و خدا را شاکرم که الان با این سایت اشنا شدم و انشاالله هرروز به اگاهی من افزوده میشه و از استاد هم ممنون که ما را راهنمایی میکنند .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Bahar
      ۱۴۰۲/۰۲/۰۶ ۱۵:۴۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 183 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و‌مهربان 

      این چند ماه اخیر من حالم خیلی بد بود اتفاقاتی افتاد که سیستم زندگیم بهم ریخت اصلا حال و حوصله هیچ کس وهیچ چیز وهیچ کار رو نداشتم شده بودم منفی باف مدام تو ذهنم منفی می بافتم ‌اون اتفاق دایم تو زندگیمم هست اگه تلاشی هم می‌کردم که فراموش کنم بازم نمی‌شد ودایم میگفتم چرا من چرا این اتفاق برای من افتاد چقدر من بدبختم پرشدم از خشم وکینه ونفرت تا اینکه دوباره یه چیز دوست داشتنی رو از دست دادم من ‌موندم با گریه و ‌حسرت حالا من اینجا هستم  من خیلی وقته که میخواستم تغییر کنم اما هربار ادامه ندادم اما این اتفاقات افتاد که من بخودم بیام یاد بگیرم ببخشم صدقه بدم سپاسگزار باشم از خداوند حالا که تو این مدارقرار گرفتم فقط از خدا می‌خوام اراده قوی بده وپشتکار تا تهش ادامه بدم 

      خدایا مثل همیشه مواظبم باش من تو رو یادم رفته بود من ناسپاس بودم من گاهی کفر گفتم چیزای دوست داشتنی مو از دست دادم مطمئنم که چند برابرشو بهم برمیگردونی خدایا حواست به من باشه دوستت دارم خداجونم بنده ناسپاس تو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ابراهیمی
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۸ ۱۳:۲۹
      مدت عضویت: 1585 روز
      امتیاز کاربر: 4275 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 824 کلمه

      با سلام و درود فراوان 

      از خدای مهربانم که با دستان خودش  استاد عز یز و بزرگوار  این همه اطلاعات عالی در اختیار من قرار میدهد سپاسگزارم و همیشه از خودش در انجام تمریناتم کمک میگیرم.

      من از وضعیت فعلی خودم راضی نیستم که میخوام به لطف خدای مهربان با این سمینار و دوره خدا هرگز دیر نمیکند در این سال جدید تغییرش بدم 

      خداوند به بنده ای که بچه اش رو سر چهاراه خوابونده هست  حواسش به کسی که داره کنار چهاراه شیشه ماشین پاک میکنه  هم هست .خیلی جالبه من همبشه میگفتم خدایا چرا راضی میشی بنده ات بچه اش رو سر چهاراه بخوابونه خودت راهی رو جلوش بزار که این کار رو نکنه نمیدونستم دارم با این افکار در عدالت خدا شک میکنم یا اینکه مگه فلانی چکار کروه که اینقدر وضع مالیش خوبه اما من مرتب باید زجر بی پولی در کل ماه بکشم باید چکار کنم تا به من هم توجه کنی و دستم رو بگیری و به من هم پول بدی تا هر بار که به سفر میخوام برم پول قرض نکنم وام نگیرم برا رفتن به سفر که هنگام برگشت تا یکسال بعدش باید قسط خرج سفر رو بدم و پشیمون بشم که رفتم تا مشهد یا اصفهان .

      همیشه  با ناراحتی میگفتم با اینکه خودن و همسرم کارمند هستیم اما  لیاقت من فقط سفر به مشهد و یا قم و یا اصعهان  اون هم قسطی هستش !!!!!!!!!!

      الان که با این فایل خدا توفیق داده  فکر کنم میبینم تمام ذهنم رو  افکار  منفی گرفته بوده و انتظارم رو خودم  سرکوب کردم

      بله استاد واقعا عدالت خداوند رو در عذاب کردن و به سزای اعمالم رسوندن میدونستم و گاهی به خدا میگفتم من که اومدم عذاب بکشم و برم پس این دنیا عذاب و اون دنیا هم عذاب پس چه کسانی میرن بهشت و راحت هستن یعنی واقعا همه خوبن به جز من من چکار کنم آرامش داشته باشم فقط باید بشینم و نماز بخونم و گریه کنم خوب نمیشه وووووو من همیشه تلاش میکردم اما میگفتم چون خدا نمیخواد وضع مالی من خوب نمیشه لابد من نباید خونه و ماشین داشته باشم اگه داشته باشم ممکن غرور بگیرم و خیلی خوشحال بشم و خودم رو گم کنم و فقرا رو فراموش کنم . در حالی که میدیدم اون هایی که این آموزش ها رو به من دادن خودشون چند خون و چند ماشین دارن و حتی عروسی هم میرفتن در حاای که به من گفته بودن عروسی نباید بری چون موسیقی که اونجا میزنه حرام . لعنت به همه شون خدا لعنتشون کنه که یک عمر من رو با این آموزش ها از زندگی انداختن  اببته چرا من چشم و گوش بسته میپذیرفتم و خودم تحقیق نمیکردم و قرآن رو فقط روخوانی کردم تا فقط چند بار ختم کنم نمیدونم!!!!

      مخزن من تماما ناامیدی و احساس گناه و پشیمونی از رفتار گذشته و نگرانی از آینده گرفته بود یادم نیست افکار خوب من چی بوده اصلا افکار خوب در ذهن من بوده یا نه ؟ از هر کی هم که ناراحت و گلایه داشتم برای اینکه همه چی مثلا فراموش بشه  مرتب خرج میکردم و دعوتی میدادم شام و ناهار که همه از من راضی باشن وای وای وای چه کار با خودم کردم !!! بیشترین ظلم و بدی رو در حق خودم داشتم !!!!خدایا خودت توفیق تغییر در افکار و شرایط زندگی ام را به من بده و در این مسیر کمکم کن .

      نوشتن افکار منفی  بهترین و عجیبترین تمرین

      من از رفتار خانواده همسرم بخصوص خواهر شوهرام بسیار بسیار بسیار منقلب و داغون میشم به طوری که دقیقا و به تمام معنا من رو از پا درمیاره و بیمارم میکنه اما متاسفانه چون رودروایسی دارم نمیدونم شاید هم توان جواب دادن رو ندارم تو صورتم همه چی بهم میگن اما من فقط گوش میدم و بعدش ناراحتی برا خودم و زندگی خودم میمونه و باز سری بعد که با آن ها روبرو میشم مثلا جواب آماده کردم اما باز نه تنها جواب نمیدم بلکه حرفهای دیگه ای رو هم باید تحمل کنم و گوش بدم و  همین منوال چند سال هست ادامه داره تا اینکه تصمیم گرفتم دوری کنم و الان که دوری کزدم تا حدودی ایندفعه حرفهای دیگه اونها داره اذیتم میکنه که همین الان دارم این دوران رو سمری میکنم و همین امروز صبح روز جمعه مورخ  ۱۴۰۲/۱/۱۸ با افکار گذشته و حرفهایی که به من زده بودن و من  به قول و نظر خودم توان وعرضه جواب دادن رو نداشتم بیدار شدم با اعصاب خورد بعد مرتب با خودم تکرار کردم فکری که تکرار نشود نابود میشود و  به فرشته مهربون گفتم تو رو خدا بزن تو سر منفی باف . به لطف خدا با این فایل مواجه شدم هر چی فکر میکنم به جز این افکار منفی و رفتار خواهر شوهرام چیز دیگه ای به ذهنم نمیاد یعنی کاملا در ذهنم غالب شدن چون چند ساله دارم باهاشون دست و پنجه نرم میکنم .وقتی پیش اون ها مبشنم حتی حرف هم نزنن انرژی و توانم رو از من میگیرن امیدورام بتونم برا همیشه از اون ها دور بشم.

      .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۸ ۰۰:۴۱
      مدت عضویت: 1201 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 419 کلمه

      سلام خدمت استاد عطار روشن عزیز

      من امروز که به یک مانع برخورد کردم توی زندگیم اومدم توی سایت و شروع کردم این فایل رو دیدم 

      کاملا حق با شماست که ما ممکنه به موانع  و تضادهای دیگری برخورد کنیم ولی چون زورمون به اونا نمیرسه ،میام ناراحتیمونو سر یک موضوعی که احساس میکنیم زورمون بهش میرسه خالی میکنیم 

      مثلا اینکه ما توی محل کار با رئیس بحثمون میشه ،و میام خونه ناراحتی رو سر بچه مون خالی میکنیم 

      یا اینکه الان که ما در مسیر تغییر و تناسب اندام هستیم ،تا از یه چیزی ناراحت میشیم که خیلی برامون اون موضوع ناراحت کننده بوده و تاثیرش برامون خیلی بزرگ بوده میاییم و کلا این سایت و لاغری و تغییر فکر و انرژی رو میزاریم کنار 

      همین امروز من و همسرم به موضوعی برخورد کردیم که ابعاد مختلفی از زندگی ما از اون تاثیر میگرفت اگر امروز انجام میشد

      خوب امروز انجام نشد 

      من توی اون لحظه که اون خبر نشنیدن اون کار رو شنیدم ،، هر چی درباره قانون شنیده بودم مثل قطار از توی ذهنم گذشت 

      گفتم خوب حالا باید چیکار کنیم 

      باید ببینیم میوه این تضاد چیه 

      و گفتم ،این درس بزرگی بود از طرف جهان هستی که ما شادی رو به وقت دیگه موکول نکنیم 

      چون ما خیلی از کارهامون رو موکول کرده بودیم به بعد از این موضوع 

      و بلند شدم شروع کردم به نظافت خونه 

      و میخوام کارهایی که قرار بود بعد از این کار انجام بدم رو الان انجام بدم و منتظر نمونم تا بعد از اون اتفاق 

      یاد حرف شما افتادم که توی دوره بی نظیر زندگی با طعم خدا گفتید که ،بیاییم کاری رو انجام بدیم که یه پله از شرایط فعلیمون بهتره 

      و همینطور یه پله یه پله شرایط رو به سمت چیزی که میخواهیم تغییر بدبم 

      زندگی سرشار از تضاد هست 

      که هر چی ما روی خودمون کار میکنیم ،قوی تر میشیم و دیگه با هر تضادی به هم نمیریزیم و راحت حلش میکنیم 

      اصلا ما برای حل کردن این تضادها به این دنیا اومدیم 

      چون با حل کردن هر تضاد ما بزرگتر میشیم 

      بزرگ شدن ما اعتماد به نفس ما رو افزایش میده و افزایش اعتماد به نفس در ما ،منجر خواهد شد که دست به تصمیم های بزرگتری بزنیم

       و خوب این تصمیم قطعا در گسترش جهان تاثیر خواهد داشت 

      من امروز متوجه این تغییر بزرگ و ارزشمند توی خودم شدم که چطور کسی که داره آموزش میبینه ،میتونه در مقابله با مشکلات عملکرد بهتری داشته باشه نسبت به کسی که این آموزش ها رو نمیبینه و اصلا خودشو نمیشناسه 

      این فایل سند محکمی بود برای من که امروز بهترین تصمیم رو گرفتم 

      استاد عطار روشن سلامتی و شادیتون مستدام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۷ ۱۶:۲۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,033 کلمه

      سلام و درود .

      من در هر طبقه ای هستم حقم بوده و عدالت خداست 

      عدالت خدا در همه چیزه .

      دلسوزی یعنی تو به عدالت خدا شک کردی .

      سرنوشت من این نیست که در طبقه ی خاصی بمونم .

       عدالت خداوند ایجاب می کنه  من در بهترین طبقه باشم پس  این اختیار به من داده شده . 

      افکار ما طبقه ی ما رو تعیین میکنه .

      اگر ذهن خودمو  با افکار منفی پر کنم جا برای افکار مثبت کم میشه  و برعکس …

      همه چیز در جهان دو وجهیست 

      نوشتن و شناسایی افکار منفی 

      اصلا افکار منفی چی هست ؟ 

      فکر منفی یعنی گفتگوهای ذهنی که با خودمون داریم و حالمون رو بد می کنند . 

      باید یاد بگیریم به خودمون امید بدیم . به خودمون عشق بدیم . 

      خودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم .

      بدیها رو نبینیم .

      هیچ کاری رو سخت ندونیم و اگه واقعا کاری برامون سخته اون کارو به خودمون تحمیل نکنیم .

      خودمون رو با تمام عاداتی که داریم دوست داشته باشیم . 

      در این صورت فکر منفی هی در ما ایجاد نمیشه .

      اگه مدام کاری رو به خودمون تحمیل کنیم واکنش فکر ما میشه اه این چیه چرا سخته نمیخوام انجامش بدم دوسش ندارم حوصله ندارم و خلاصه در کاری که دلخواه ما نیست ما مرتبا افکار منفی داریم .

      باید یاد بگیریم در هر لحظه مطابق دلخواهمون عمل کنیم تا همیشه افکار عشق آفرین داشته باشیم. 

      در عین حال کار دلخواهمون رو به حضور و وجود شخص دیگه وابسته نکنیم چون در شورت نبود اون شخص ما باز دچار افکار منفی میشیم . 

      باید روی پای خودمون بایستیم . عزت نفس بزرگترین حامی ماست . ما باید خودمون رو دوست داشته باشیم . 

      وقتی افکار منفی اومد سراغمون باهاش نجنگیم . ما یه کاری با خودمون کردیم که فکرمون منفی شده اون کار رو دیگه نکنیم . یا اگه مربوط به دیگرانه سعی کنیم ازشون دور بشیم اخبار منفی نبینیم . 

      فکر ما در شرایط عادی مثبته . قطعا یا خودمون یا عوامل بیرونی یه کاری کردن که فکر منفی شده و حسمون بده . 

      باید سعی کنیم کاری کنیم که حالمون خوب بشه . 

      پس اگه خودمون عاملشیم دست از لجاجت با خودمون برداریم اگه دیگران عاملشن ازشون دور بشیم . 

      به همین راحتی میشه فکر رو مثبت نگه داشت . 

      با کنترل کانون توجه  میشه افکار منفی رو از سرمون دور کنیم . 

      چرا وقتی چیزای خوب هست به چیزای بد فکر کنیم ؟ 

      چرا وقتی میشه بازی قشنگتری کرد بازی اعصاب خوردکنی رو انتخاب کنیم ؟ 

      چرا ارامش خودمون رو وابسته به حضور دیگران کنیم که تازمانیکه خودشون هستن فکرمون مثبته اما وقتی پیشمون نیستن فکرمون منفی میشه . 

      سعی کنیم در شرایط عادی و بدون وابستگی به چیزی  همیشه خوبیها رو در هر شرایطی ببینیم . 

      شناسایی افکار منفی 

      افکار منفی توی هر سری هست . من خودم اونها رو  برانگیخته می کنیم توسط ورودیهای منفی که به خودم میدم .

      خب خشم همیشه در من هست . 

      یا نفرت 

      یا کینه 

      یا حسادت 

      خودکم بینی 

      و …

      ولی من خودم یه کاری می کنم که اونها رو برانگیخته می کنم . 

      مثلا وقتی زیاد غذا میخورم حس نفرت رو برانگیخته می کنم چون باور دارم از پرخوری متنفرم . 

      یا وقتی خودمو جلو آیینه نگاه می کنم از اندام چاقم متنفر میشم چون باور دارم از چاقی متنفرم . 

      من با چاقی و پرخوری همیشه جنگ دارم و همیشه هم بیشتر انجامشون میدم و گرفتارشونم . 

      انگار که هر چی بیشتر باهاشون میجنگم و میخوام بردارمشون بیشتر تکرارشون می کنم . 

      خب من خودم اینا رو برانگیخته می کنم و کار من اینه هم با پرخوری و هم با چاقی به صلح برسم . 

      آخه بدیش اینه وقتی هم از در صلح باهاش وارد میشم انگار که پررو میشم و بیشتر پرخوری رو تکرار می کنم .

      یعنی در هر دوصورت چه جنگ چه صلح پرخوری برای من تکرار میشه چون من بهش توجه دارم . 

      این درس درمورد شناسایی افکار منفیه . 

      پس من با خیال راحت از افکار منفیم می نویسم .

      من از  خاله ی دومم خیلی بدم میاد . اون رو مسبب چاقی خودم می دونم . اون مامان منو مجبور می کرد که تو کوچیکی بده بخورم . 

      انقدر حسش منفیه هرکی پیشش میشینه ازش حس منفی میگیره . 

      خودشم بدبخت عالمه . داره توی بدبختی غوطه میخوره ولی  هر وقت میریم پیشش میخواد مارو نصیحت کنه . 

      ازش بدم میاد و این نفرت در وجودم نسبت بهش هست . 

      حتی یه لحظه نمیتونم فکر کنم که دوسش داشته باشم  و به خاطر همین افکار منفی که بهش دارم هر وقت حرف باهاش میزنم حسم بد میشه . 

      از دو نفر دیگه هم خیلی بدم میاد . ازشون حس منفی می گیرم . و نسبت بهشون دیدگاهم منفیه . 

      اونا هم خیلی رو مخم هستن و تا جاییکه میتونم ازشون دوری می کنم .

      از هر سه شون . 

      حالم بد میشه وقتی بهشون فکر می کنم . 

      از ماشین بابام خیلی بدم میاد یه پراید داغون که دلش نمیخواد ببره تعمیرش کنه . تودوزیش افتضاحه . 

      انقدم همه چی گرونه همین یه پراید داغون حدودا ۴۰۰ -۵۰۰میلیون شده .

      از سران مملکت بیزارم با اینکه فردی نسبتا  مذهبی هستم ولی هیلی ازشون بدم میاد معلوم نیست چه کار می کنند . کی میشه از یه طریقی  ارزش پول ما زیاد بشه  تا انقدر هر روز  شاهد گرونی و بی ارزش شدن واحد پولمون نباشیم .

      سکه شده ۳۰ میلیون . خب خواسته ی دخترا هم که فراوون . من ۱۴ سکه هم بخوام مهر یه دختر کنم بازم ۴۰۰ میلیون هزینه اش میشه فعلا . خب با این گرونی من چجوری فکر ازدواج کنم . 

      استاد اوضاع خیلی بیریخته . اگه بخوام منفی باشم یعنی به نظرم بهتره همین الان خودکشی کنم . چون منفی ها خیلی زیادن . 

      من افکار منفیمو شناسایی کردم ولی ترجیح میدم توجهم رو ببرم سمت مثبتها . 

      چون دلم نمیخواد با تفکر روی نبودن چیزهایی که میخوام فکر منفی رو در وجودم بیشتر کنم . 

      سعی می کنم حال خودمو در هر شرایطی خوب نگه دارم و به مسائل منفی توجه نکنم . 

      سعی می کنم خوش بگذرونم برم طبیعت  کارای مورد علاقمو کنم . به نقطه سیری و گرسنگی فکر کنم . به این فکر کنم که من یک انسان متناسبم . 

      خودمو متهم به پرخوری و چاقی نکنم . من واقعا از رفتار متناسب لذت میبرم . دوسش دارم . پس همین نشون میده شخصیت من یک شخصیت متناسبه و با همین شخصیت آروم آروم شخصیت چاقمو  و عادات چاقیمو کنار میزارم . 

      من  سعی می کنم همیشه با خودم و اطرافیانم در صلح زندگی کنم  و از زندگیم لذت ببرم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 233 کلمه

      سلام خدمت همه عزیزان همراه

      خدایا شکرت برای موفقیت امروز

      یک آرایشگاه هست که صاحبش مثل من متارکه کرده و شرایطی شبیه من داشته هر وقت میرم پیشش ناتوداگاه خودم صحبت از خاطرات تلخ اون دوران به میون می اوردم و تا وقت خدا حافظی در یک فضایرپر از رنجش و حس قربانی صخبت می کردیم و همیشه بلافاصله بعد خداحافظی و بیرون اومدن از آرایشگاه خودم رو سرزنش میکردم که چرا این کار رو کردم و خلاصه کلی انرژی منفی برلی خودم ایجاد میکردم

      خدایا شکرت امروز وقتی رفتم آرایشگاه دیدم یک مشتری دیگه غیر من هم هست اون خانم داشت با گوشیش در اینستا چرخ میزد تا آرایشگر کار من رو شروع کته رفتم به گلدونهای کنار پنجره نگاه انداختم و و جوونه های تازه اونها رو دیدم و کلی ذوق کردم  و  به آرایشگرم خبر دادم که گلهات جوونه تازه زدند 

      یه دفعه اون مشتری دیگه یه خبر قتل اومد بخونه که من بلافاصله صحبت از گلها رو بدوباره ه میون اوردم و چند دقیفه دیگهم از گل و گل کاری حرف زدیم

      بعدش دوباره اون خانم یه خبر دیگه رو مطرح کرد که این دفعه یک جوک بود بعدشم  صحبت از گربه های پسر آرایشگر و ….شد وقتی داشتم از آرایشگاهدخارج میشدم در پوستم نمی گنجیدم چون اولین بار بود که صحبت از گذشته و رنجشهای قدیم نکرده بودیم و به جاش انرژی نثبت هم گرفته بودم

      خدایا شکرت این پیروزی خیلی بهم مزه داد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا