🧠 تصور کن روی مبل نشستی، یه لیوان دمنوش گرم دستته و تو فکری…
چرا با اینکه بارها رژیم گرفتم، وزنم برمیگرده؟ چرا یه صدایی تو ذهنم همیشه میگه: «بیخیال، نمیتونی!»
🔍 جواب این سوالا تو یه جای پنهونه؛ جایی که اغلب نادیده میگیریم: نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
ذهن ناخودآگاهت مثل یه فرمانده نامرئیه که بدون اجازه اون، حتی بهترین برنامه رژیمی هم به شکست میرسه.
اگه میخوای اینبار ماجرا فرق کنه، باید با ذهن ناخودآگاهت دوست شی… نه دشمن! 🤝✨
🟦 تصمیم برای لاغر شدن از کجا میاد؟ ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه؟
حتماً برات پیش اومده که یه روز از شدت ناراحتی از اندامت، جلوی آینه وایسادی، با دلسردی به شکم و پهلوهات نگاه کردی و با یه بغض در گلو گفتی:
«دیگه بسه! از امروز لاغر میشم!» 😤

با کلی شور و انرژی تصمیم گرفتی زندگیتو تغییر بدی. یه دفترچه برداشتی و برنامه غذایی نوشتی، غذاهای خوشمزه و موردعلاقهت رو خط زدی، حتی رفتی سراغ باشگاه یا قرصهای لاغری.
چند روز اول حس خوبی داشتی؛ احساس میکردی روی مسیر درست افتادی. ولی… چند روز بعد انگار همه چیز برگشت به خونه اول.
انرژیت کمتر شد، انگیزهت تحلیل رفت، دوباره وسوسهها برگشتن، و تو با ناراحتی به خودت گفتی:
«بازم شکست خوردم… من انگار هیچوقت نمیتونم لاغر شم.»
🔁 این داستان تکراریه، نه فقط برای تو، برای هزاران نفر دیگه هم همینطوره. چرا؟ چون همه اون تصمیمها از سمت ذهن خودآگاه گرفته شده بودن. همون بخشی از مغز که منطقپذیره، تحت تأثیر حرف اطرافیان یا فشار لباسهایی که دیگه اندازهات نیستن تصمیم میگیره.
ذهن خودآگاه خیلی زود هیجانی میشه… و خیلی زود هم خسته میشه.
اما بخش عمیقتر ذهن ما – همون که واقعاً زندگیمون رو هدایت میکنه – ذهن ناخودآگاهه.
و اینجاست که باید به طور جدی به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری نگاه کنیم.
چون تا وقتی ذهن ناخودآگاه با مسیر لاغری تو همراه نشه، تو فقط داری با ارادهت برای لاغر شدن میجنگی؛
و واقعیت اینه که هیچ ارادهای زورش به ذهن ناخودآگاه نمیرسه!
نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مثل سیستمیه که سالها اطلاعات و تجربههای اشتباه از خوردن، بدن، احساس گرسنگی و پاداشهای غذایی رو در خودش ذخیره کرده.
تو ممکنه با خودت بگی: «باید شام نخورم»، ولی اون فرمول ذهنی درونت میگه: «شام یعنی آرامش» یا «شب بدون غذا یعنی تنبیه».
و این جنگ بین خواستههای منطقی و برنامهریزیهای ناخودآگاه، باعث میشه مسیر لاغری برات سخت، فرسایشی و خستهکننده بشه.
🔍 در واقع، نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری این نیست که فقط بهت کمک کنه راحتتر رژیم بگیری؛
بلکه کمک میکنه از ریشهی رفتارها، باورها و احساساتی که منجر به چاقی شدن، آگاه بشی و اونها رو اصلاح کنی.
چون تغییر پایدار از عمق ذهن شروع میشه، نه از فهرست رژیم غذایی روی یخچال.
پس اگه بارها و بارها تلاش کردی و به جایی نرسیدی، بدون که اشکال در ارادهت نیست…
🔑 اشکال اونجاست که هنوز نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی نگرفتی.

🟩 ذهن ناخودآگاه کیه؟ چرا اونقدر مهمه؟
ذهن ناخودآگاه یه جورایی مثل یه سیستم خودکار و مخفی پشت صحنه زندگی ماست که همه چیز رو کنترل میکنه، بدون اینکه ما حتی متوجه بشیم.
تصور کن یه کامپیوتر پیشرفته داری، ولی توی تنظیماتش یه برنامه پیشفرض نوشته شده: «برای آرامش باید چیزی بخورم.» یا «هر وقت ناراحتم، باید شکلات بخورم.»
این برنامهها آنقدر قدیمی و جاافتاده هستن که حتی وقتی خودت میگی: «نه، دیگه نمیخورم!» اون برنامهها باز هم فعال و در حال اجرا هستن.
یعنی ذهن ناخودآگاه یه نبرد دائمی بین اون چیزی که تو واقعاً میخوای و اون چیزی که در سالها برات جاافتاده رو داره.
📌 اینجا دقیقاً جاییه که نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری خودش رو نشون میده.
ذهن ناخودآگاه ما مجموعهای از باورها، عادتها و فرمولهایی رو در طول سالها ذخیره کرده که خیلی از اونها باعث چاقی ما شدن. باورهایی مثل:
- «غذا یعنی عشق و محبت»
- «نباید بشقاب رو خالی گذاشت، چون بیاحترامیه»
- «تو مهمونی باید تا ته غذا بخوری وگرنه دیگران فکر میکنن بیادبی»
این باورها اونقدر عمیق و قوی هستن که حتی وقتی تصمیم میگیری لاغر بشی و به ذهن خودآگاهت میگی «دیگه نباید زیاد بخورم»، ذهن ناخودآگاه هنوز هم بر اساس این فرمولهای قدیمی رفتار میکنه و باعث میشه که تغییر سخت و ناممکن به نظر برسه.
ذهن ناخودآگاه مثل سیستمعامل مغزه که همه عملکردها روی اون سوار شده.
اگر بخوای لاغر بشی ولی با این سیستمعامل هماهنگ نباشی، یعنی با یک نرمافزار ناسازگار کار کنی، قطعاً با مشکل مواجه میشی.
برای اینکه واقعاً نتیجه بگیری، باید مستقیماً با ذهن ناخودآگاهت کار کنی و باورها و فرمولهای قدیمی رو تغییر بدی.
این یعنی دقیقاً درک و استفاده از نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری، که اساس تغییر پایدار همینه.

🟥 چرا رژیم گرفتن سخت و بینتیجهست؟
تصور کن ذهن ناخودآگاهت یه مسیر آسفالتشده داره که سالها با افکار چاقکننده ساخته شده. مثل یه اتوبان ۱۰ بانده که خیلی راحت توش حرکت میکنی.
حالا تو یه جاده خاکی جدید میسازی به اسم رژیم، ورزش سنگین یا حذف شام. معلومه که حرکت توی اون جاده سخته، خستهکنندهست و احتمالاً بعد چند روز ازش برمیگردی تو همون اتوبان قبلی!
🧠 ذهن ناخودآگاه مقاومت میکنه، چون هنوز «باور» نکرده که تو واقعاً میخوای تغییر کنی.
این دقیقاً همون نقطهایه که اکثر رژیمها به بنبست میرسن. برنامه غذایی میگه نخور، ذهن ناخودآگاه میگه بخور! نتیجه؟ جنگ درونی، وسوسه، شکستن رژیم، احساس گناه و در نهایت رها کردن مسیر.
پس تا وقتی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو نادیده بگیری، تغییراتت سطحی و موقتی باقی میمونن.
🟪 نقل علمی – ذهن ناخودآگاه چطور رفتار ما را شکل میدهد؟
مطالعات علمی متعدد نشان میدهند که بیشتر رفتارهای ما، بهویژه عادات غذایی و کنترل وزن، به طور عمده توسط ذهن ناخودآگاه کنترل میشود.
طبق تحقیقات منتشر شده درباره نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری در مؤسسه پزشکی دانشگاه هاروارد (Harvard Medical School)، حدود ۹۵٪ از رفتارهای روزمره ما از طریق ذهن ناخودآگاه شکل میگیرند و تنها ۵٪ از آنها توسط ذهن خودآگاه هدایت میشوند.
این یعنی تلاشهای آگاهانه ما برای لاغری، اگر همراه با تغییرات عمیق در ذهن ناخودآگاه نباشند، معمولاً نتیجه پایدار نخواهند داشت.
🔍 اینجا دقیقاً جایگاه مهم نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مشخص میشود؛ زیرا تا زمانی که ذهن ناخودآگاه بر اساس باورهای قدیمی و نادرست عمل کند، تغییرات ظاهری و موقتی باقی میمانند و بازگشت به شرایط قبلی محتمل است.

🟧 لاغری با ذهن؛ راهی بدون اجبار و سختی
لاغری با ذهن یعنی لاغر شدن از درون و فهمیدن عمیق نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
یعنی وقتی به جای رژیم، به خودت آگاهی میدی؛ به جای زور، احساس خوب ایجاد میکنی.
👂 توی این مسیر، خبری از اجبار نیست. نه کسی میگه شام نخور، نه میگه هر روز دو ساعت بدو!
فقط قراره فایل بشنوی، تمرین بنویسی، احساساتت رو بشناسی و کمکم فرمولهای ذهنی رو تغییر بدی.
و اینجاست که جادوی واقعی اتفاق میافته و نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو به چشم خودت می بینی.
وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاه تغییر میکنه، میل تو هم تغییر میکنه.
دیگه اونقدر ولع برای شیرینی نداری.
دیگه شبها بدون غذا خوردن هم آرومی.
دیگه مهمونی نمیشه نقطه شروع پرخوری.
📌 چون نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی گرفتی و با اون هممسیر شدی.
چطور ذهن ناخودآگاه رو برای لاغری کدنویسی کنیم؟
اگه بخوای برای گوشیات یه اپ جدید نصب کنی، اول باید حافظهاش جا داشته باشه و بعد اپ قبلی (اگه ناکارآمده) رو حذف کنی، درسته؟
در مورد ذهن هم همینطوره. برای اینکه فرمولهای جدید لاغرکننده وارد ذهن ناخودآگاه بشه، اول باید فضا باز شه، بعد فرمولهای قبلی رو پاک کنیم و در نهایت نسخه بهروزشده رو جایگزین کنیم. 📲🧠
✅ تمرینهای نوشتاری روزانه
✅ شنیدن فایلهای آموزشی تأثیرگذار
✅ تصویرسازی ذهنی از بدن متناسب
✅ و از همه مهمتر: احساس خوب نسبت به خودت
همه اینها ابزارهایی هستن برای برنامهنویسی جدید ذهن. ذهن ناخودآگاه عاشق تکرار و احساسه.
⬛ نتیجهگیری – چرا اینبار فرق میکنه؟
شاید دهها بار رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، یا با اپهای کالریشمار کار کردی.
شاید بارها هیجانزده شروع کردی و با ناامیدی تموم کردی.
اما اینبار فرق میکنه، چون اینبار فقط از روی اراده نیست، از عمق ذهن ناخودآگاهت شروع شده. 🧠❤️
وقتی میفهمی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری چقدر بنیادیه، دیگه خودتو بابت شکستهای قبلی سرزنش نمیکنی.
میفهمی که اون شکستها نتیجهی ناهماهنگی بین منطق و ناخودآگاه بوده، نه ضعف ارادهت.
✋ دیگه لازم نیست به خودت سخت بگیری.
💡 فقط باید آگاه بشی، با خودت مهربون باشی، و اجازه بدی ذهن ناخودآگاهت هم همراهت بشه.
✍️ بخش آخر: دعوت به مشارکت – حالا نوبت توئه! 💬
🧩 حالا که این مقاله رو تا اینجا خوندی، یه دعوت صمیمانه ازت دارم:
👇 تو بخش نظرات بنویس برام:
- کجای مسیر لاغری برات همیشه سخت بوده؟
- تا حالا به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری توجه کردی؟
- به نظرت کدوم باور ذهنی قدیمی باعث شده متناسب شدن برات دشوار بشه؟
👂 منتظرم تجربهها و افکارت رو بخونم چون باور کن، همین حرفها کمکم مسیر ذهن ناخودآگاهت رو به سمت تغییر هدایت میکنه.
🎯 و اگه واقعاً میخوای این بار مسیر لاغریت متفاوت باشه، دوره ویژه «ورود به سرزمین لاغرها» رو از دست نده.
این دوره تخصصی بهت یاد میده چطور با قدرت و هماهنگی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری موافقت کنی و مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد به نفس طی کنی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.74 از 194 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
بنام خدا 🌸 سلام به همهی دوستان.دیروزاین دیدگاه رونوشتم اماازانجامش راضی نبودم و خواستم دوباره دیدگاهشوبنویسم وانجامش بدم و دوباره بشینم وفایل هارومرورکنم وبرای گام بعدی . عجله نداشته باشم .
درتمام مدت زمانی که من تصمیم میگرفتم که رژیم بگیرم تالاغربشم زشت کنم من فقط از طریق تصمیم گیری میخواستم به خواسته ی خودم که لاغری هست برسم وبه همین خاطر بازورواجبار ادامه میدادم اوایل خوب بودیعنی اشتیاق داشتمامادرنهایت بعدازچندروزیامدتی که میگذشت تصمیم میگرفتم رهاکنم وادامه ندم وخسته میشدم وچاقی رودوباره ادامه میدادم چون فکرمی کردم خیلی راحتتر ازاینه که این همه سختی روبخوام تحمل کنم وبعدبهانم این بود که نشدونتونستم ولی درواقعیت من نمیدونستم بخش ذهن ناخودآگاه من خیلی قدرتمند ه وازاین قدرت ذهنم خبرنداشتم به همین خاطر همه ی تلاش های فیزیکی من به شکست منتهی می شد محدود کردن خودم در حالت خودآگاه برای ذهن ناخودآگاهم که دراون فرمولها نوشته شده بود که چه چیزهای چه علایقی دارم به وسیله ی خوداگاهم منع میشدومن با قرارگرفتن دراین عدم تعادلی که بین بخش خودآگاه و ناخودآگاه بودقرارمیگرفتم ودچاراحساس عصبانیت وخشم میشدم وبعدازمدتی به خاطر عدم هماهنگی که دراین دوبخش ایجادشده بودخسته میشدم وله زندگی قبلی خودم که همون چاقی بودادامه میدادم چاقی من خواسته ی ناخودآگاهم بود و خواسته ی خودآگاه لاغری وعادتهای من هم ناخودآگاه به وجود اومده بودن براساس تکرارکردن وفرمول نویسی ناخودآگاه به همین خاطر وقتی من آگاهانه میخواستم که لاغربشم درنهایت نتیجه شکست بودچون درناخوداگاه من نتیجه چاقی بودوهرتلاشی که میکردم برای اینکه به نتیجه برسم فقط شکست به همراه داشت واین هم باعث می شد که من احساس ناامیدی وناتولنی منم ونجواهای ذهنی که تونمیتونی ونمیشه سرنوشتت اینه رومدام درذهنم مرورکنم وهرباربابیشترشدن این اتفاق وتکرارشدن این اتفاق این نجواهادرذهن من به فرمول ذهنی تبدیل میشدکه لاغرشدن سخت و چاقی آسونه ومشکلات چاقی به خاطر ژنتیک وچیزهای دیگست وبایدبرای لاغرشدن اینکارها سختوانجام داد تالاغرشدامااین هم در ذهن ثبت شده بود که چاقی همیشگی وراحت به دست میادامالاغری سخت بدست میادوراحت ازدست میره .ولاغری مثل چاقی که فرمولهای اون درذهن هست باید جایگزین فرمولهای چاقی بشه تالاغری صورت بگیره لاغری ولاغرموندن یک پروسه ی زمانبرهست مثل چاقی امابه اندازه ی چاقی طول نمی کشه بنابراین لاغری خیلی سریعتر و راحت ترازچاقی بدست میادوبرای همیشه وتاابدماندگاره.وجایگزین کردن این فرمول میتونه کمک به توافق ذهن ناخودآگاه برای لاغری باشه ودرذهن به مرورجایگاه وقدرت چاقی ازبین میره ودرنهایت اثری ازاون درذهن ودرجسم وجودنخواهدداشت فکربرعمل تاثیرمیگذاره هرچقدر ازانجام شدن درست کاری نگران ومضطرب باشم اون کار خوب پیش نمیره ودرموردلاغری هم به همین شکله تاوقتیکه ترس از نگاه های بقیه داشته باشم وتوفکرنظراونهادرباره ی خودم باشم و راه رفتن درمسیرتاییدشدن وتاییدگرفتن ازبقیه به خواستم نمیرسم وازمسیرمنحرف میشم چون طرزفکرادمهابامن فرق میکنه هرکدام ازادمهابرای خودشون زندگی میکنن من هم به تنهایی برای خودم زندگی میکنم درسته که با همسرم واطرافیانم دریک جازندگی میکنم امافکرمن باافکارهمسرم متفاوته وبنابراین رفتارم هم متفاوته ودرنتیجه نتیجه ی زندگیم متفاوته به خاطر همین هم هست که عده ای لاغرن وعده ای چاقن .عده ایپولداروثروتمندن وعده ای فقیروعده ای معتادن وعده ای به دورازدخانیات عدهای مریض وعده ای سالمن وعده ای درخوشبختی وسعادت زندگی میکنن وعده ای بااحساس گناه و پشیمانی.عده ای به خدا اعتقاد دارند و عده ای خیربه خاطراین که افکارفرق میکنه چون آموزش های داده شده به ذهن ناخودآگاه فرق میکنه فکرنه فکری که در سطح خودآگاه هست بلکه در سطح ناخوداگاه ریشه داره ناخودآگاه مجموعه ای از آموزش هاوخاطرات وتصاویروباورهاست ومجموعه ای از بی نهایت عظیم که از بچگی تابه اکنون دراون جمع آوری شدن وکدنویسی های رونوشت شده ازقبل که خداوند درما انجام داده شده توسط خداوند مثل پلک زدن وتنفس کردن وسلولسازی وخونرسانی این مجموعه تقریباً ۹۸درصدبخش زندگیمو نوبه عهده گرفته وتنها۲درصداززندگی به وسیله ی خودآگاه اداره میشه که بهش منطق گفته میشه وبه همین خاطر چاقی ادامه داربودنمیشه با۲درصدازتوانایی خودآگاه به جنگ۹۸درصدازناخوداگاه رفت وبافرکانس هاییک ذهن ناخودآگاه به خودآگاه منتقل میکنه عملیات دربدن شکل میگیره ویک تصمیم تازمانی که لذت بخش باشه وتبدیل به یک خواسته وباتکرارشدن وعمل کردن بارهاوبارها به اون درناخوداگاه ثبت میشه چاقی هم چون ازبچگی مثل حرف زدن ویادگیری حرف زدن به صورت ناخودآگاه شکل گرفته چاقی هم ناخودآگاه درمان خودشوپیداکردهودرواقع پیش فرض ماچاقی شده بود و الگوهای ذهنی موجودبرای ماوالدین واطرافیان بودن و در سطح گسترده تر جامعه ورسانه هاچاقی کاملا ذهنی وناخوداگاه درماشکل گرفته چون یادمون نمیاذکی چاق شدیم وکاملاغیرطببعیه چون همه ی آدمهایی که چاقن یک زمانی لاغربودن وادم لاغری وجودنداشته که ازقبل چاق باشه که الان لا غرباشه پس طبیعی نیس مگراینکه ازطریق ذهن اون فردچاق تونسته باشه لاغربشه یه زمانی درناخوداگاهش چاقی به عنوان علاقه ثبت شده وبازورواجبارتصمیم به چاق کردن خودش گرفته وازطریق این تغییرفکررفتارشورهم تغییرداده واینقدرتکرارکرده که به عمل تبدیل شده و درنهایت ذهن ناخودآگاه پذیرفته چاق شدن روواین چاقی عملی صورت گرفته و لاغری قبلی کاملاناخوداگاه بوده وحالاکه داره چاقی روتجربه میکنه و ازحدگذشته چاقی ومیخوادلاغربشه تصمیم به رژیم و…میگیره چون چیزی ازلاغری قبلی یادش نمیاد که چطور رفتارمیکردچون به صورت فرمولهای ازقبل نوشته شده در ذهن واتوماتیک بودوهمه چیزناخوداگاه بودوبراش مثل پلک زدنش وچاقی به خاطر همین ادامه داره وافرادچاق باهرروش بیرونی نمیتونن ازاون جدابشن مگرازطریق ذهن اقدام کنند به لاغرشدن .لاغرشدن یک پروسه ی زمانبرهست چون قراره ۹۸درصدازبرنامه های ناخودآگاه ماتغییرکنه وبه همین دلیل عجله کردن باعث شکست میشه درمسیرلاغری عمل کردن به آموزش های ذهن وتکرارعمل کردن به اون هاباعث تغییرات و غذارودرست جسم میشه چون به اساس و پایگاه اصلی درون خودمون که ذهن هست دسترسی پیدا میکنیم باید هم روتغییردادوهمه چیزتغییرمیکنه درناخوداگاه همه ی ماافرادچاق لاغری وجودداره امابه خاطرسالهاتکرارکردن چاقی افکارچاق ورفتارچاق مااونویادمون رفته و چاقی ناخودآ گاهمون شده وشخصیت مابه آدم چاق تغییرشکل ورفتارداده ولی زمانی که لاغری با ذهن روانجام میدیم لاغریمون رودوباره به یادمیاریم واین باربرای همیشه لاغرمیمونیم مثل زمانیکه ب ای مدتهاچاق بودیم ودرذهن ماهمیشگی بودچاقی بخش ناخودآگاه شامل تنها لاغری نیس لاغری بخشی کوچک از زندگی ماست ناخودآگاه نقش اون حفظ حیات ماست و به همین خاطر باید مراقب باشیم به اوچه چیزهایی وارد میکنیم چه اطلاعاتی ازطریق دیده هاوشنیده هاوباورکردن اونها به خاطرتکرارشدن بارها به هر دلیلی اگه ناخودآ گاهمون اگرکه باورکنه که همه چیز تمومه .همه چیز به مروردرذهن ناخودآگاه تموم میشه واین روندهم به مرورانجام میپذیره ودرنهایت آنقدر ادامه پیدامیکنه تابه زندگی ماپایان بده لاغری با ذهن میتونه مشکل جسمی و روحی و فکری روحل کنه امالاغری که فقط ازطریق فشار به جسم باشه هیچ مشکلی روحل نمیکنه وبه مشکلات ممکن هم هست اضافه کنه به خاطر فشار زیاد لاغری که شخصیت ادموتغییرنده وفقط جسم لاغربشه لذتی ندارهوفایده ای نداره چون شخصیت تغییری نکرده وکسی که بایدتصمیم بگیره و بپذیره ازدرون اون ذهنه لاغری بایدبایدباذعن ماوشخصیت ذهنی همخوانی داشته باشه ودراین صورت توافق ذهن ناخودآگاه باماشکل میگیره پس فردی که فقط جسمشوبافشارتغییرداده وافکارش ورفتارونگرشش تغییرنکرده براش نتیجه ای حاصل نمیشه نتیجه ای که پایدارباشه وموندگارشدنت ولاغرموندن فقط ازاین طریق امکان پذیره که ذهن وجسم باهم به توافق و هماهنگی برسن وباهم دریک سوحرکت کنن به سمت خواسته وقتی ذهن تصمیم بگیره که من روکمک کنه به خواستم برسم راه همواروهمه چیزلذت بخش میشه.ممنون ازاستادوازدوستان که این نوشته رومبخونن سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
بنام خدا 🌸 نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری:چاقی ولاغری هرکدام خواسته ای هستن که در ذهن من وجوددارن و هرکدام که بیشتر قدرت پیداکرده بیشترمنودرمسیرقرارمیده جهت دهی به وسیله ی ذهن ناخودآگاه صورت میگیره .حالا هر چقدر که بخوام ازطریق عوامل بیرونی نتیجه بگیرم بازهم نتیجه ماندگارترین بود و هرکاری توام با سختی ورنج خواهدبوددرطی زمانهایی که من انتخاب میکردم که به چه شکل عمل کنم تالاغربشم وزورمیزدم وخودمواجبارمیکردم درواقع من هیچ اطلاعی ازاین قدرت ذهن خودم نداشتم و بازهم شکر میکنم که درست وبن به موقع درمسیرصحیح قرارگرفتم توجه ذهن ناخودآگاه به هرچی بیرونی بیشترباشه باعث میشه که دراون سمت قراربگیرم حتی اگه راضی نباشم چون برای ذهن ناخودآگاه رضایت خودش مهمه من درطی مدتیکه اضافه وزن داشتم .به وسیله ی ذهن ناخودآگاه من داشتم برنامه ریزی میشدم .چاقی من ارثی است یک فکری بود که ازطریق عوامل بیرونی بازارها تکرارشدن وشنیدن ودیدن وتوجه کردن به اون به ذهن ناخودآگاه من منتقل شد و من چاق شدم ویاتوجه کردن به شکل غذاهاوتزینات اون هم درمن احساس ایجادمیکردومن بابوکردن ولمس کردن وشنیدن ودیدن دربارهی اونهاباهربارتکرارکردن وتوجه کردن به اون احساس من بیشترمیخوردم وزیاده روی میکردم ودرذهن ناخودآگاه من این کدها نوشته شده بود که در زمان غذاخوردن چطور وبه چه شکل عمل کنم و لذت ببرم ومن هربار چاقترازقبل میشدم.چاقی نه ارثی بودنه به خاطر مسائل بیرونی بلکه به خاطر کدنویسی های ذهن ناخودآگاه من بود زمانیکه من رژیم میگرفتم ومیخواستم خودم رمحدودبه خوردن یکسری غذاهابکنم وعلایق ذهن ناخودآگاه من چیزدیگه ای بود در ذهن ناخودآگاه وخوداگاه من این تعادل به هم میریخت وبعدازعدم هماهنگی که پیش میومدمن خسته میشدم وطبق فرمول های ناخودآگاه خودم عمل میکردم زمانیکه من بهم گفته میشد که من شبیه فلانی هستم و سایه اون رفتم درجسمم ذهن من تمام تلاششومیکردکه منوبه اون شکلی که بهم گفته شده شبیه هستم برسونم وبه خاطربی نهایت بودن ذهن ناخودآگاه من ادامه میدادم و حتی بیشترازون هم چاقترمیشدم واین بی نهایت بودن نه فقط درعملکردمن برای شبیه شدن به کسی بلکه درتمام جنبه های زندگی خودشونشون داد چاقی به خاطر بی نهایت بودن ذهن هست که تامرزنابودی میتونه یک فردروپبش ببره وذهن میتونه یک فرد زشت یازیباکنه بی نهایت بودن ذهن ناخودآگاه میتونه احساس بدازعملکردن درهنگام غذاخوردنوبارهاتکرارکنه واونوبه عادت تبدیل کنه البته عادتی که زمانی لذت بوده و خواسته ای که بهش توجه شده وله ذهن ناخودآگاه منتقل شده چاقی ذهنیه ولاغری هم ذهنیه پس باید هم ناخودآگاه به این برسه که برای لاغرشدن هیچ راهی جز لاغرشدن من نیست وباادامه دادن میشه لاغرشدوکلی لذت کسب کردوازحال خوب لذت برد.
نشان های دریافت شده
گام ۲۳ نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری
سلام به همگی
ذهن ناخودآگاه از مهمترین اصلی است که باید خیلی به آن توجه و اهمیت داده بشه پایه و اساس همه چی در ضمیره ناخودآگاه است ،از قدرت ذهن آگاه بودم اما هیچ وقت فکر نمی کردم که از طریق ضمیره ناخودآگاه می شود لاغر شد.چون اطلاعات درستی نداشتم
سالها که وزن دلخواهم را نداشتم و بارها تلاش می کردم تا از طریق های مختلف مقدار اضافه وزن خود را کاهش دهم و موفق نمی شدم چون به ذهن ناخودآگاه توجه ایی نداشتم جسم خود را تحت فشار قرار می دادم اصلا فکرم نمی رسیدکه باید رضایت ذهن ناخودآگاه خود را برای حرکت به سمت متناسب شدن اول بگیرم ،و از لطف خدای مهربان به سایت استاد هدایت شدم و این آگاهی ها را پیدا کردم و دارم هر روز بیشتر بیشتر متوجه می شوم و با علاقه و عشق متناسب شدن می شود از طریق آموزش های استاد و خواندن مطالب دوستان و استمرار می توانیم مجوز از ذهن ناخودآگاه را بگیریم.همانطور که تا حالا کلی تغییرات در من بوجود آمده معلوم است که ذهن من خوب داره با فرمول های جدید کنار می اید..چگونه می شه ذهن را آماده کرد
همه می دانیم که بدن ما برای زنده بودن نیاز به مواد غذایی دارد پس باید اطلاعات صیحیح چگونه غذا خوردن را به ذهن ناخودآگاه بدهیم
اگر غذا بخوریم چی می شه و اگه نخوریم چه می شه !!!!؟؟؟😇
این گفتگو را باید با ذهن خود داشته باشیم و آنها را از هم تفکیک کنیم و فواید و مضراتش را هم بشناسیم و عملکرد آن را هم شناسایی کنیم
بعنوان مثال :چگونه غذا خوردن مهم است ؟
چه فوایدی دارد ؟به اندازه نیاز خورده بشه ؟چه عملکردی دارد ؟سلامتی و تناسب اندام را دارد و خیلی فواید دیگر مثل اعتماد به نفس و …….
.پس خوردن به اندازه بسیار ضروری و مفید است و اما بیشتر از اندازه خوردن هم ضرر دارد و ضروری نیست و کمتر خوردن از اندازه نیاز بدن هم مضر است ؟چه عملکردی دارد؟مریضی و چاقی همراه با ناهمواریهایی که بر اثر چاقی در بدن بوجود می اید و مریضی هایی که بر اثر چاقی نمایان می شود 🥲چگونه غذا خوردن را،از کجا بفهمیم !!؟؟از حالت گرسنگی و حالت سیری 👏
مثالی می زنم در مورد مفید و مضر—همیشه می شنیدم و هنوز هم می شنوم که خوردن غذای چرب خیلی مضر است و زیانهایی به بدن می رسانند و نخوردن روغن هم به بدن زیان می رساند !!؟پس هم لازم است و هم لازم نیست هر دو هست 😴
نتیجه؟؟؟خوردن به اندازه نیاز هر دو مسله را حل می کند به اندازه نیاز همه چی مفید است و اگر زیادی و یا از اندازه نیاز کمتر باشد مضر است -من به ذهن خودم این آموزش ها را بارها و بارها گفتگو می کنم و بعد عمل می کنم (چون بارها شده که موقع خواب به ذهنم گفتم ای ذهن ناخودآگاه با هوشم ساعت ۵ از خواب بیدار م کن همراه با انرژی مثبت و این اتفاق افتاده می خوام بگم که ذهن ما خیلی باهوش است و خوب هم اطاعت می کند)تا فرمول های درست را ذهن ناخودآگاهم بشناسد همانطور که قبلا یاد گرفته بودم صبح =صبحانه و ظهر=نهار و شب=شام و در بین تنقلات مثل آجیل و میوه
کی تعیین کرده که باید این قوانین رعایت بشود 🥸نسل به نسل انتقال پیدا کرده و همه اینها آموزشی بوده و هنوز هم هست و جزوه عادات روزانه ما شده و به همان شکلی که اونون فرمول در ذهن ما نهادینه شده حالا که درستش را یاد گرفتیم می توانیم با اموزشهای استاد و استمرار خودمون فرمول های درست را جایگزین کنیم من سالهاست که شام را گذاشتم کنار و قبل از آشنایی با این دوره ترس از چاقی مانع خوردنم می شد اما حالا هر موقع از شب گرسنه باشم راحت به اندازه نیاز می خورم بدون ترس و هر موقع در روز گرسنه شدم غذا می خورم صبح یا ظهر یا شب و یا ساعت مشخصی نیست فقط زمانی که گرسنه بشم چون که من انتخاب گر هستم نه اینکه غذا با رنگ و روی زیبایش مرا گول بزند و یا مزه خوشمزه ای آن من را گول بزند و یا تنوع غذا مرا گول بزند که از حد نیازم بیشتر بخورم و این ها را بارها و بارها با ذهنم گفتگو می کنم و عمل هم می کنم و خودم را محک می زنم که مطمعن بشوم درست می روم تا ملکه ذهنم بشه و الن که دارم می نویسم (ساعت ۱شب)در یک لحظه تمام احساس گذشته به سرعت برق مرور شد و ذهنم سریع قبل از دوره و الان را با هم مقایسه کرد و حس خوبی به من داده شد حسی که چقدر خوب
انتخاب می کنم محروم و محدود نیستم -رها و آزاد هستم و همچنان متناسب هستم و متناسب تر هم می شوم و همین حس خوب نشانگر تغییر فرمول در ذهن من است و این حس شادی در من خیلی با معنی و با ارزش است
امروز می خواستم برم بیرون و شلواریرا پوشیدم که دو ماه قبل پوشیده بودم و قبل از آشنایی با این دوره شلوار را خریده بودم که یک کم تنک بود یعنی بسته می شد اما یک کوچولو راحت نبود گذاشتم کنار و گفتم رژیم می گیرم تا دور کمرش برام راحت بشه و موفق هم شدم اما موقتی بود دوباره یک کم گشاد کردم تا اینکه با روشن رایگان شروع کردم و از شلوار فراموش کرده بودم تا اینکه بعد از مدتی یادم اومد وسوسه شدم و آن را پوشیدم و متوجه شدم که باید مقداری را که گشاد کردم برگردام سر جای اولش که خریدم و این کار را انجام دادم و با کمال تعجب دیدم برام راحت شده همانطور که می خواستم بدون رژیم و بدون ورزش خوشحال گذاشتم کنار تا امروز که دو باره پوشیدمش و متوجه شدم که الان باید یک مقدار تنگش کنم که درست بشه ولی فعلا دست نگه داشتم تا یکدفعه اندازش کنم دوست داشتم این نتیجه از فرمولهای صیحیح را که کارش را انجام می دهد با دوستان به اشتراک بزارم تا هم خودم بیشتر انرژی مثبت بگیرم و هم دوستان عزیز و هم استاد از نتیجه کار ما خوشحال می شوند انشالا که همگی خوب و موفق باشیم .🙏
باسلام گام ۲۳ : نقش ذهن نا خود اگاه در لاغری
زمانی که متناسب بودم نه ورزش میکردم ونه به خوردن توجه داشتم نمی دانم از چه زمانی شروع به چاق شدن کردم اما یک دفعه هرکس منو دید می گفت داری چاق میشی مواظب باش حیفه صورتت واندامت بهم بریزه منم که از چاقی تجربه ای نداشتم توجهی نمیکردمو میگفتم نه منکه متناسبم چون دراول تمام بدنم یکسان چاق میشد خیلی به چشم نمیو مد تا زمانی که حجم شکمم بزرگ می شد تازه برام سخت شد که اندامم بهم میریزه قطعا با شوق بدنبال رژیم نخوردن که زود لاغر میشم شروع کردم .مدت سه ماه طول کشید بهتراز اول هم شدم وخیلی خوشحال و مورد تایید همه که عالی شدی دوسال طول کشید که دوباره بی دقتی دررفتار غذایی کم کم شروع به اضافه وزن کردم که طی سه سال بیشتر از دفعه اول وزن اضافه کردم .خیلی ناراحت از شکل جسمم شدم دوباره به فکر اینکه دوباره می توانم لاغر شوم این دفعه هم رژیم وهم ورزش رو شروع کردم و شش ماه طول کشید بافشار وسختی لاغر شدم این دفعه دوسال تونستم وزنم راحفظ کنم وباز به مرور بدون اینکه بفهمم دوباره چاق شدم ولی اینبار از وزن دفعه قبلی ۷ کیلو اضافه کرده بودم خیلی سخت تر وناراحت تر شده بود برایم دوباره تکرار فشار برجسم وروحم . باشوق می خواستم لاغر شوم اما حرکت برایم مشکل بود به سختی رژیم ومسیر رفتن به باشگاه وعلاوه برانها سونا وجکوزی رو هم که در برنامم بود شروع کردم ولی این دفعه تحمل میکردم نه با شوق دفعه های قبلی . گاهی در کلاس ورزش خرما وبادام ومغز اجیل میبردم ومیخوردم مربی ورزش بهم می گفت تودیگه نیا ورزش چون دیگران رو بد عادت میکنی وتشویق به خوردن. اینجوری داری خودتو گول میزنی .واقعا راست می گفت از یک طرف مغزم تصمیم به تناسب گرفته بود وفرمان تناسب میداد واز یک طرف ذهنم که خوب خورده بود ولذت خوردن راچشیده بود مخالفت میکرد وفقط صرف وقت وهزینه بود چون کار برایم سخت تر شده بود و ذهنم درگیربا فرمان مغزم بود ومیل ورغبت برای ادامه دادن تالاغرشدنم کم شده بود ومی گفتم فایده نداره یک مدت با ورزش ورژیم لاغر بشیم دوباره برمی گرده انگار کاری نکردم.واقعا چون از نظر ذهنی اماده نبودم وذهن نمی پذیرفت هرچه میکردم فایده نداشت .اگر فعالیتها درجهت تناسب هماهنگ با ذهن باشد وذهن بپذیرد ان وقت جسم به سمت لاغری تغییر شکل می دهد .تناسب در صورتی انجام می شود که ذهن کاملا اماده باشد وبا انجام با دقت تمرینهای اموزش داده شده صحیح واستمرار انها همراه با احساس خوب وشادی وارامش روح وذهن واطمینان واعتقاد کامل که به نتیجه می رسیم .اموزشهای ذهن اساس شروع کاربرای درمسیر لاغری افتادن است واین اموزشهاست که تاثیرات خوبی در ورود
الهامات بیشتر واتفاقهای بهتر ویادگیری چیزهای دیگر وفرمولهاوایده های جدیدتر در ذهن ما وایجاد باورهای نو در ما می شود.وقتی ذهن فعال شود ودرمسیر یادگیری قرارگرفت خیلی راحت واسان یاد میگیرد وواضح وروشن خودش حرکت میکند و به ما می گوید چه رفتار غذایی درسته وکدام غلط وخودش راه رانشان میدهد .اگر ذهن برای یادگیری اماده نباشد و تغییر رانپذیرد هرچه تلاش ورنج وفشار برجسم اوریم وتحمل کنیم بی فایده وبی اثر هست چون ذهن هماهنگ با تصمیم مانشده پس به زور واجبار نمی پذیرد وسالهای سال باید درمسیر چاقی حرکت کنیم .برای اماده شدن ذهن وپذیرفتن وقبول کردن اینکه درمسیر لاغری ویادگیری برای تغییر قرار گیرد باید با برنامه ریزی و قدم به قدم ومرحله به مرحله ذهن را اموزش داد . قانون ذهن نا خوداگاه برای قبول هرچیز لذت بردن از انچه هست که انجام می دهد اگر ان حرکت برایش راحت واسان وخوشایند بود همراه با حال خوب ان وقت مجوز ورود ان اطلاعات واگاهیها وانجام انرا صادر می کند .تمام زمانی که ما برای لاغر شدن تصمیم می گیریم وبا رفتارهای محدود ومحروم کننده خود را از خوردن محروم می کنیم در اینجا ماتصمیم به لاغری از روش نادرست وچاق کننده گرفتیم که فرمان مغز است ولی ذهن ما که لذت خوردن را چشیده ونمی تواند فرمان نادرست خوردن را اجرا کند پس با فرمان مغز که همان تصمیم ما است مخالفت ومقاومت می کند🏵زیرا رفتارهاوعادتهای غذایی که ما انجام می دادیم همه در جهت چاق شدن بوده وبا تصمیم گیری ما برای لاغرشدن همه لذتها را از ذهن نا خوداگاه میگیریم که با مخالفت ومقاومت ذهن روبرو می شویم .مثل وقتی ما کلید خانه را نداریم هرچقدر به در فشار اوریم وانرا هل دهیم تا کلیددر خانه را نیاوریم در باز نمی شود.
نمی شود که سالهای زیادی با رفتارهای غلط غذایی ذهنمان را اموزش به نادرست خوردن وچاق شدن ولذت خوردن دادیم حالا می خواهیم یک دفعه این رفتارهای غلط چاق کننده را که این همه سال اموزش دیده را از ذهن پاک کنیم وبه جای ان رفتارهای غلط فرمولهای صحیح را بدون اموزش وبافشار جایگزین کنیم وخواسته ذهن نا خوداگاه را نادیده بگیریم وبخواهیم جلو اوراهم بگیریم قطعا ما شکست می خوریم .مثل این است که ماچیزی لازم داریم که درخانه کسی هست وبدون اجازه وموافقت او ما بخواهیم ان را از اوبگیریم وان شخص اجازه ندهد وبرای دادن ان چیز به ما مقاومت کند .برای جایگزین کردن عادت صحیح غذایی در ذهن بجای اموخته های غلط قبلی باید اول ذهن را برای پذیرش او اماده کنیم تا قبول کند اموخته های قبلی را تغییر دهد تا لذت بی اندازه خوردن برایش از بین رود بعد روشهای صحیح رفتار غذایی به مغز قدم به قدم اموزش دهیم وبرای این کار باید از روشهای مورد قبول ذهن وراههایی که احساس خوب از ارامش برایش داشته باشد استفاده کرد که کم کم انها را به ذهن اموزش داد وبا استمرار انها اموزش ها درذهن ذخیره شود تا ذهن کم کم به انها عادت کند وبجای رفتارهای غلط در ذهن بماند وبه شکل رفتار وعادات رفتار غذایی درست ورفتار تناسب اندام درمابروز کند . مثل امورش رانندگی است که تا فرد روش درست رانندگی واستفاده از علایم وتابلوها وقوانین رانندگی را اموزش نبیند ودرست یاد نگیرد به او گواهینامه رانندگی نمی دهند .وقتی اطلاعات صحیح در ذهن ذخیره شود بعد ان اطلاعات اجرا می شود وذهن برابر انچه ذخیره کرده عمل می کند یعنی ذهن ان اطلاعات را پذیرفته وعملا اجرا می کند پس مغز وذهن با هم هماهنگ شده اند وهردو یک خواسته را دارا می شوند. پس باید بدانیم که برای اینکه بخواهیم لاغر شویم باید از روشهای مورد قبول ذهن با احساس خوب وراحت واسان است بجای رفتارهای غلط با فشار که مقاومت ذهن ونپذیرفتن انها را در بر دارد استفاده کنیم وانها را به ذهن ارام ارام اموزش داده و با تمرین وتکرار انها رفتارهای صحیح را در ذهن ذخیره کنیم وانها را بصورت عادت در اوریم تا ذهن به ان عمل کند ورفتار صحیح غذایی را موقع خوردن از خود نشان دهد.در واقع موافقت ضمیر نا خوداگاه همان درست کردن باورهاست وقتی باورها تغییر کرد ان وقت موانع لاغر شدن ازبین رفته ورفتار تکرار شونده پرخوری انجام نمی شود .هماهنگی ذهن وخواسته باور وفرمولهای جدید ذهن را می پذیرد ونتیجه می دهد.
خدایا بابت همه چیز سپاسگزارم ازشما استادگرامی هم متشکرم🌹
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۲۳ وقتی ما تصمیم میگیریم که لاغر کنیم این تصمیم گیری وشروع از هر روشی برای لاغری اینها مربوط به ذهن خوداگاهه ما هستن ووقتی شروع میکنی وفرمولهایی که به ذهنمون میدیم طبعا با فرمولهاییکه قبلا تو دهن ناخوداگاهمون بودند تفاوت داره واین تفاوت باعث نا هماهنگی ذهن نا خوداگاهمون میشه وی جورایی بیچاره هنگ میکنه که کدوم درسته وما باید اولین کاریکه بکنیم ایکنه مجوز از ذهن نا خوداگاه بگیریم که بهترین وموثرترین اون از طریق کد نویسه به این وسیله میتونیم کد های جدید با قدیم عوض کنیم ذهن ناخداگاه ما همون بخشیه که ماسالهافرمولهای چاقی در اون ذخیره کردیم ونتیجه شم این اضافه وزن ومشکلاتش بوده وزمانیکه ما مجوز لاعری از ذهن ناخداگهمون میگیریم متوجه میشیم که چقدر حرکت کردن در مسیر لاغری اسونهوودر صورتیکه تمام روشهاییکه استفاده کرده بودیم بجز رنج وسختی چیزی برامون نداشته واما ورزش کردن صبحگاهی که چه بسیار این کارو کردم ولی مثل دوستان شهر استادم نبودم اسم شهر شونم فراموش کردم با سرسختی تمام ورزش میکردم نیم ساعت تا چهل وپنج دقیقه یکسره راه میرفتم خجالت میکشیدم بدوم چون من ی خانم هستم ودر شان من نبود جلوی مردها بدومم ولی به هیچ نتیجه نرسیدم انواع ورزشم امتحان کردم از ورزش با تلوزیون پارک دستگاهای پارک ولی کم کم دیگه خسته شده بودم وبعدها هر وقت تصمیم به ورزش کردن میگرفتم که ورزش کنم منم هی از زیرش در میرفتم میگفتم حالا فردا شروع میکنم الانکه دیره و…وقتی فردی از لحاظ ذهنی اماده لاغر شدن نباشه اون تلاشها همیشه با رنج وسختی بوده برای همینکه دوست نداریم اون کارو انجام بدیم وبهتره که اول دوره لاغری با ذهن رایگان طی کنه تا مغزش اماده بشه برای لاغرشدن وباید در این مسیر استمرار داشته باشیم تا بتونیم کم کم رفتارهای صحیح به مغزمون بدیم ومجوز ار ذهن نا خوداگهمون بگیرم اون وقت میبینیم که لاغر شدن اسونترین کار دنیاست وقتی احساسمون خوب باشه وتمریناتمونم درست انجام بدیم وبه عمل تبدیل کنیم یعنی تو راه درست قرار داریم ووواموزش ذهنی استارت لاغری برامون میزنه وچقد دوست دارم که اصولی لاغری اموزش ببینم با تهیه کردن دوره چون وقتی استاد از اونها یاد میکنه ومیگه اونا اصولی یلاد میگیرن وبرای هر مانع دهنی تمرین دارن وبا این کار ریشه کن میشه این دیگه وقدم به قدم به سمت تغئر کردن در تمام جهات زندگی برمیدارن وخوشبختانه ما هم همین طوره حالا مثل اونا خیلی اصولی نیست اما عالیه وما هم میتونیم به لطف خدا واستاد شگفتی ساز بشیم وخوشحالم وارزو موفقیت دارم برای دوستان که دوره تهیه کردن ممنون از استاد عزیزم بابت تهیه کردن این دوره من دوره رایگان لاغری با ذهن وزندگی با طعم خدا گذروندم خیلی خیلی عالی بودن ولی فکر میکنم این دوره ی چیز دیگه ست وما با نکته های ریز لاغری اشنا میشیم وایشالا که بتونیم به عمل تبدیلش کنیم ممنون استاد بابت تمام فایلها
سلام دوستان میخوام اپلیکیشن لاغری با ذهن نصب کنم بلد نیستم واز گوگل پلی بازار هم نبود که دانلود کنم خوهاش میکنم منو راهنمایی کنید ممنون میشم با تشکر فراوان بابت راهنماییکه میکنید
سلام دوست عزیز
اپلیکیشن تناسب فکری فعال نیست و فقط از طریق سایت می تونید از محتوا استفاده کنید
نشان های دریافت شده
گام بیست و سوم :
اصلی ترین موضوعی که به لاغری ارتباط دارد و در سایر روشها به ان توجهی نمیشود مسئله ناخوداگاه ذهن است . چون از ان اطلاعی ندارند و علت اینکه در سایر روشهای لاغری با شکست مواجه میشود همین ناخوداگاه است.بسیاری از افرادی که سعی در کاهش وزن و لاغری دارند و به نتیجه نمیرسند فکر میکنند که مشکل از تواناییشان است و خود را بی اراده میدانند در حالیکه خبر ندارند که ربطی به این چیزها ندارد و نیرویی عظیم درونشان نهفته است و همه کارها تحت کنترل و اختیار اوست و چاقی و لاغری را نیز او تعیین میکند.
وقتی تصمیم میگیریم با استفاده از یکی از روشهای لاغری وزن کم کنیم روزهای اول همراه با اشتیاق است و ما با خوداگاه خود تصمیم گرفتیم در حالیکه نیروی اصلی بی اطلاع است بعد از گذشت چند روز اشتیاق کم میشود چون انرژی خوداگاه محدود است و کم میشود و سختی و رنج شروع میشود چرا چون نیروی اصلی یعنی ناخوداگاه کار خود را طبق فرمول قبلی که همان چاقی است ادامه میدهد و ما قصد داریم با نیروی محدودی که داریم با او مقابله کنیم . برنامه ما لاغر شدن ولی برنامه ناخوداگاه چاق شدن است که این یعنی عدم هماهنگی بین من و ناخوداگاه. در این موارد ناخوداگاه اصلا اجازه نمیدهد که ما برخلاف برنامه هایش عمل کنیم و اگر افرادی هستند که سالیان سال رژیمی را دنبال میکنند و یا کم میخورند با استفاده از نیروی خوداگاهشان است یعنی مرتب حواسشان به خوردنشان هست و مواظبن که چیز زیادی نخورن و نمیتوانند خودبخودی و همانند افراد متناسب عمل کنند چون همیشه در تضاد با ناخوداگاهند.
وقتی رضایت و توافق ناخوداگاه را تنها از طریق اموزش جلب کردیم ناخوداگاه به ما میگوید تو فقط برنامه و اموزش بمن بده من خودم همه کارها را انجام میدهم و خودبخود تو را به سوی تناسب میبرم و لازم نیست به هیچ چیز دیگر فکر کنی که چقدر بخورم یا اصلا این را بخورم یا نخورم . و به این ترتیب کدنویسی ذهن برای لاغری شروع میشود.
در زمانی که چاق بودیم وقتی کسی در مورد چاقی ما صحبت میکرد ما عصبی و ناراحت میشدیم در اصل ما تحریک میشدیم و سپس گفتگوی ذهنی ما شروع میشد و با شدت گرفتن ان چاقی در ما گسترش پیدا میکرد و در ناخوداگاه ما فرمولسازی صورت میگرفت و چاقی بیشتر میشد . پس هیچ کس به ناخوداگاه ما راهی ندارد این خود ما هستیم که با تحریک شدن و افزایش حس بد در خودمان فرمولهای اشتباه را وارد ناخوداگاه خود میکنیم. اکثر ما در خلق حس بد استاد هستیم ولی بلد نیستیم حس خوب را در خود ایجاد کنیم تا به فرمول تبدیل شود.
همه ما که الان این مطالب را میخوانیم از روشهای دیگر شکست خورده ایم و بعد از ناامیدی و افسردگی به لطف خدا به طرف این روش هدایت شده ایم شیوه ای که اصلی ترین است ولی کمتر کسی به ان اعتقاد دارد.
تا زمانی که به تنهایی و فقط با حضور منطق که همان خوداگاه است بخواهیم هر کاری را انجام دهیم و مجوزی از ناخوداگاه نداشته باشیم کار بی فایده است.چراکه ناخوداگاه اصلا از ان اطلاعی ندارد و بعد از چند روز رژیم هر کاری میکند تا ما را طبق فرمولهای اصلی هدایت کند و ما نمیتوانیم در برابر ان مقاومت کنیم.
موقع اموزش لاغری با ذهن اطلاعات جدید وارد ذهن میشود و ناخوداگاه ان را میپذیرد و مجوز صادر میشود . بعد از ورود اطلاعات جدید ناخوداگاه ان را جایگزین اطلاعات قبلی میکند و رفتار ما و افکار ما کم کم تغییر میکند و جسم نیز تغییر میکند و لاغر میشود.
البته نقش خوداگاه نیز بسیار مهم است چراکه اموزشهای لاغری از طریق خوداگاه است که به ناخوداگاه میرسد.
نشان های دریافت شده
سلام من با اشتیاق زیادی فایل ها رو گوش میدم ولذت میبرم توجه و تمرکزم شکر خدا روی مواد غذایی کمتر شده بیشتر وقتها ک فقط واسه رفع نیاز بدنم چیزی میخورم الهی شکر ک در مسیر هستم از اینکه روز ب روز دارم چیزهای زیادی یاد میگیریم و اشتباهات گذشته ام و دوباره تکرارشون نمیکنم بی نهایت خوشحالم و استاد عزیز از شما سپاسگذارم
خیلی مهم هست در هر کار و یا فعالیت که میخواییم انجام بدیم و یا هر تصمیمی که میگیریم موافقت ذهن ناخود آگاه رو جلب کنیم دقیقا در اینجا میتونیم خودمون رو به یه کار خانه تشبیه کنیم که برای انجام هر کاری باید مدیر این کارخونه اجازه ی انجام بده و موافقت خودش رو اعلام کنه تا اون کار انجام بشه و اگر مدیر موافق نباشه اون کار انجام نمیشه واین مدیر کارخونه ذهن هست ما باید برای انجام تمام فعالیتها و کارهایی که قصد انجام دادنشون رو داریم موافقت ذهنمون رو جلب کنیم تا نتیجه ی عالی بگیریم و این ذهن ما تنها زمانی موفقتش رو اعلام میکنه که انجام اون کار براش ساده و لدت بخش باشه و ذهن ما تمام اطلاعاتش رو از اطراف ما با شنیدن و دید ن و حرف زدن کسب میکنه و اگر چیزی رو بارها شنیده و یا دیده باشه یا از شخص خاصی که ما قبولش داریم مثل پزشک و یا پدر و مادر و یا معلم و …که مورد تایید ما هست شنیده باشه خیلی عالی در ذهن ما میشینه پس هر کاری براش سخت و رنج آور باشه رو دوست نداره و فقط به دنبال لذت و کارهای ساده و راحت هست و حالا اگر من مدتها تصمیم به لاِغری داشتم فقط خودم خواستم و ذهن خود اگاه من خواسته و ذهن ناخود آگاه من موافق با خواسته ام نبوده چون در ذهن من کلی اطلاعات غلط بوده که لاغری سخته باید عرق بریزی و خیلی سختی بکشی و باید هیچ چیزی نخوری و باید محدودیت داشته باشی تا لاغر بشی و برای همین من بارها اقدام کردم ولی من در مسیر لاغری شکست خوردم و دوباره چاق شدم نه اینکه من ناتوانم نه فقط به خاطر اینکه ذهنم در هماهنگی با من و خواسته ام نبوده و روشم اشتباه بوده و این عدم هماهنگی باعث شکست من میشده
فایل صوتی امروز :
من قبلا چطور ورزش میکردم ؟؟
من هم قبلا میخواستم کاری برای خودم بکنم و میخواستم فعالیت و سوخت و ساز بدنم رو بالا ببرم و با عرق ریختن میخواستم فکر ی با حال خودم بکنم و من خیلی وقت خودم رو صرف این کار میکردم چون هم باید یه ساعت قبل و یه ساعت بعد از باشگاه رو در نظر میگرفتم هم برای طی مسیر کردن و آماده شدن و دوش گرفتن و شستن لباسهام بعد از هر جلسه و خود اون زمان که در باشگاه ورزش میکردم روی هم چندین ساعت وقت من رو میگرفت .
و من این اواخر که مربی ورزشم عوض شده بود و مربی جدید اومده بود و خیلی حرکات سخت زومبا میداد و ما نمیتونستیم انجام بدیم انجام نمیدادیم و یا اون حرکات سخت فیتنس که خیلی نشست و برخاست بود به مامیداد و من چون زانو درد و کمر درد داشتم خیلیها رو انجام نمیدادیم یا به جای دو زدن من راه میرفتم و تمام اینکارها رو میکردم که فقط بگم باشگاه رفتم و خیالم راحت باشه و گرنه مشتاق نبودم و لذت نمیبردم .
همیشه در هر کاری اگر ذهنمون موافق نباشه اون فعالیت با رنج و سختی هست و چون ذهن موافق نبوده با این فعالیت ورزشی من پس کار خیلی سخت شده بود .
ذهن رو باید برای هر تصمیمی که میگیریم موافق با اون بکنیم و اگر ذهن موافق نباشه انجامش سخت میشه و نتیجه هم نمیده ولی حالا که در مسیر صحیح هستیم و ذهن همراه ما هست نتیجه عالی میشه .
من خودم بارها رژیم گرفتم ولی هر چقدر از شروعش بگذره کار سختتر میشد .و قبلا که من باشگاه میرفتم و رژیم داشتم همیشه منتظر فرصتی بودم(مثلا مهمانی سفر و یا دور همی و یا تولد و یا تفریحی ) که خوب بخورم و ورزش نرم حالا به هر دلیلی که کار دارم و یامریضم .
اگر میخوایین یه قدم مثبت بردارید باید اول ذهنمون رو آماده کنیم و گرنه سعی و تلاش ما هیچ نتیجه ای نمیده .
ما باید استمرار داشته باشیم و ادامه بدیم تا فرمولهای متناسب شدن در ذهن ما ثبت بشه .
این روش همراه با شادی و نشاط و آرامش و خودباوری و …. همراه هست و اگر ما لاغری با ذهن رو یاد بگیریم خودمون مشتاق میشیم که ادامه بدیم و کلی آگاهی های عالی به ما داده میشه و ذهن تلاش میکنه که فرمولهای بیشتر و بهتر رو پیدا میکنه .
ااگر ذهنتون رو برای متناسب شدن آماده کنیم بدون زجر و سختی و ساده ما لاغر میشیم .
اگر فکر کنی چاق شدن ساده و لاغر شدن سخت هست چون ذهنت هنوز موافقت خودش رو با هدفت که لاغ
ری هست اعلام نکرده و هماهنگ با اون خواسته نیست .
نشان های دریافت شده
سلام استادو دوستان متناسبم.باز هم یه فایل فوق العاده دیگه . سپاس استاد . چقدر باشنیدن این حرف هاتون آرامش میگیرم.بارسیدن به این آگاهیا اصلا دلم نمیخواد دیگه به اون دوران و اون طرز فکر برگردم . الان به جایی رسیدم که چاقی داره برام سخت میشه یعنی بقدری این بحثارو بخودم یادآوری میکنم که فقط و فقط همه چیز ذهنیه و تا ذهنمو آماده نکنم رضایتشو جلب نکنم حتی جراحی هم نمیونه به داد من برسه . حالا چیکار باید کرد باید ذهن و قانع کرد چجوری با تکرار تکرار و تکرار این آگاهی ها باموندن در فضای لاغری کم کم فرمولای جدید تو ذهنمون ذخیره میشن و رفتارای جدیدی ازمون سر میزنه مثل همین کمتر شدن اشتها و تا احساس نیاز نداریم غذا نمیخوریم ولی قبلا که دستور طبق فرمولای چاقی بود سیره سیر بودیم ولی چیزی بهمون تعارف میکردیم ذهن تشویقمون میکرد که بخوریم ازون شیرینی . بعدشم عذاب وجدان حس بد سرزنش ….پس چرا مجدد تکرارش میکردیم ؟ یه چیزایی هماهنگ نبوده دیگه باهم .همینجا اثبات میشه بهمون که تمام روش هارو هم بریم بیفایده است چون کار اصلی دست ذهنه و ما فشارمون به جسمه خب تا ابد هم تلاش کنیم موفق نمیشیم . حالا ما میایم راحت ترین راه ممکن و انتخاب میکنیم و نوید راحتی و لذت و کلی مزایا و اتفاقای خوب ،آزادی رو به ذهن میدیم و دیگه همه چی درادامه خودبخود اتفاق می افته حتی ایده ای لازم باشه واکنشی نیاز باشه ذهن خودش دستورشو به مغز میده مغزم به مادستور میده و ماهم انجامش میدیم و این میشه حرکت به سمت لاغری . فقط سعی کنیم در احساس خوب بمونیم و دست از آموزش برنداریم . تاالان فکر میکردیم خیلی چیز پیچیده ایه این چاقی ولی هرچی پیش میره ساده تر میشه . فقط ذهن و دریابیم همه چی درست میشه .آرامش و احساس خوب نصیب شما و تک تک دوستان🌷🌷🌷🌷