0

برای لاغری انتخاب شده‌اید (گام ۳)

روشی برای لاغر شدن
اندازه متن

اگه الان اینجایی و چشم‌هات داره این جمله‌ها رو دنبال می‌کنه، احتمال زیاد دنبال روشی برای لاغر شدن هستی…

شاید بعد از صد بار رژیم گرفتن، شاید بعد از بارها شکست، شاید بعد از اینکه دیگه حتی از خودت خجالت می‌کشی وقتی جلوی آینه وایمیستی یا مهمونی دعوت می‌شی و اولین فکرت اینه: “چی بپوشم که چاقی‌هام کمتر معلوم شه؟”

همه‌مون یه جایی از مسیر، دنبال یه نسخه جادویی می‌گردیم:

  • 📜 یه رژیم خاص،
  • 🤸‍♀️ یه ورزش معجزه‌آسا،
  • 🧪 یا حتی یه قرص که لاغری رو مثل فوت کوزه‌گری بیاره…

اما بذار صادق باشیم: اگه اون روش‌ها جواب می‌داد، الان اینجا نبودی، درسته؟

حالا قراره با هم بریم سراغ یه نگاه تازه. نه از جنس رژیم، نه از جنس فشار و تنبیه.

قراره با هم کشف کنیم که شاید مؤثرترین روشی برای لاغر شدن، از جایی شروع می‌شه که هیچ‌وقت دنبالش نگشتی:

از تو… از ذهن و باورهایی که بی‌صدا، اما قدرتمند، فرمان چاقی رو صادر می‌کنن!

🌟 پیدا کردن راه نجات

چطور بالاخره روشی برای لاغر شدن پیدا کردم که کار کرد؟ نه رژیم بود، نه ورزش، نه قرص! 🤯

سال‌ها بود که دنبال یه روشی برای لاغر شدن می‌گشتم.

نه فقط یه روش، یه راه نجات!

مثل کسی که توی بیابون تشنه‌ست و دنبال یه جرعه آبه… منم توی کویر چاقی، دنبال یه قطره امید می‌گشتم.

از دوران راهنمایی شروع شد. همون موقع که همکلاسی‌هام با خیال راحت کیک و چیپس می‌خوردن و من از ترس چاق‌تر شدن فقط بوی خوراکی‌ها رو تنفس می‌کردم. 😅

بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، دمنوش خوردم، حتی یه بار تا مرز مصرف قرص‌های خطرناک هم رفتم…

ولی نتیجه؟

مثل یه بادکنک سوراخ. هی لاغر می‌شدم، هی دوباره چاق‌تر از قبل برمی‌گشتم.

🎯 چرا هیچ روشی برای لاغر شدن جواب نمی‌داد؟

یه روز که دیگه از خودم ناامید شده بودم، نشستم فکر کردم…

گفتم: نکنه مشکل از روشی که انتخاب می‌کنم نیست؟ نکنه خودِ انتخاب کردن اشتباهه؟

🧠 چون همیشه من بودم که با ترس، اضطراب یا فشار دیگران، دنبال روشی برای لاغر شدن می‌گشتم.

و همیشه هم همون گزینه‌هایی جلوی روم بودن که همه بلدن:

  • رژیم‌های رنگ‌وارنگ با اسم‌های عجیب‌غریب 🥗
  • ورزش‌های طاقت‌فرسا با مربی‌هایی که فقط فریاد می‌زنن 😤
  • دمنوش و داروهایی که بیشتر آدم رو مریض می‌کنن تا لاغر!
روشی برای لاغر شدن

🌀 آشنایی با روشی که دنبالش نبودم… ولی پیدام کرد!

این بار فرق داشت. من دیگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودم. تسلیم شده بودم.

گفتم: “بی‌خیال، شاید من قراره تا آخر عمر چاق بمونم.”

و دقیقاً همون موقع، یه لینک، یه جمله، یه صدا… منو آورد به اینجا؛ به تناسب فکری. ✨

جایی که نه رژیم بود، نه کالری شماری، نه وزنه، نه جیغ و فریاد… بلکه یه نگاه تازه بود. یه درک عمیق از اینکه چاقی یه مشکل “فکری”ه، نه فقط جسمی.

و اینجا بود که برای اولین بار فهمیدم بدنم فقط بازتاب ذهنمه…

شاید برات عجیب باشه، ولی علم هم داره کم‌کم به همون جایی می‌رسه که ما در “تناسب فکری” سال‌هاست روش تأکید داریم:

روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه، نه از معده!

بر اساس مقاله‌ای منتشرشده در Appetite Journal (2022)، افرادی که به‌جای تمرکز روی رژیم، رابطه‌شون با غذا رو از زاویه ذهنی و احساسی بررسی و اصلاح می‌کنن، پایداری بیشتری در کاهش وزن دارن.

در یک مطالعه معتبر در دانشگاه استنفورد هم مشخص شد:

افرادی که روی افکار و احساسات خودشون نسبت به غذا کار می‌کنن، تا سه برابر بیشتر از رژیم‌گیرنده‌ها موفق می‌شن وزن کاهش‌یافته‌شون رو حفظ کنن. 🧠📉

📌 پس وقتی می‌گیم یک روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه واقعاً داریم درباره روشی علمی، انسانی و پایدار حرف می‌زنیم — نه فقط یک ایده زیبا 🌱

🌈 چطور فهمیدم هدایت شدم به راه درست؟

برخلاف دفعات قبلی، این بار هیچ اطلاعاتی درباره این روش نداشتم.

هیچ‌کس بهم نگفته بود “لاغری با ذهن” اصلاً چیه.

ولی وقتی اولین تمرینات ذهنی و جستجو در مخزن افکارم رو شروع کردم، یه چیزی توی دلم روشن شد…

یه حس آشنا ولی فراموش‌شده: امید!

همین‌طوری که شما الان داری این متن رو می‌خونی، خیلی‌ها هم با همین حس اومدن اینجا.

نه دنبال یه روش بودن، نه سرچ خاصی کرده بودن.

یکی معرفی‌شون کرده، یکی لینکش رو فرستاده، یا یه کلیپ کوتاه دیده‌ن و چیزی توی دلشون لرزیده…

در صفحه داستان هدایت من می تونی کلی داستان جذاب از نحوه آشنایی هدایت شدگان به اینجا رو بخونی و داستان آشنایی خودت رو بنویسی.

🔄 هرکسی به طریقی هدایت شد…

👩‍⚕️ یکی شب قبل از عمل اسلیو با سایت آشنا شد و تصمیم گرفت عمل رو کنسل کنه

👩‍💻 یکی از یه گروه تلگرامی ناشناس لینکش رو گرفت

👨‍👩‍👧 یکی از همسرش که اتفاقی از دوره گفته بود

👩‍🎓 یکی از دوستش که خیلی لاغر شده بود و پرسید «چیکار کردی؟»

و حالا همه‌شون یه چیز مشترک دارن:

اونا یه روشی برای لاغر شدن پیدا کردن که دنبالش نبودن، ولی پیداشون کرد.

💖 وقتی انتخاب می‌شی برای لاغری… داستانی واقعی از ملکه‌ی عشق

وقت👑 به‌قول خودش «ملکه‌ی عشق» می‌گه: خدا منو انتخاب کرد برای لاغری… و آدم ناخودآگاه می‌خواد بشنوه این انتخاب چطور رقم خورده ✨

💭 «در تمام جستجو‌هام به دنبال روشی برای لاغر شدن، همیشه این من بودم که تصمیم می‌گرفتم… اما حالا انگار خدا انتخابم کرده…»

⏳ این جملهٔ ساده، خلاصه‌ای از ۲۵ سال چرخیدن توی دنیای رژیم‌ها 🍋، باشگاه رفتن‌ها 🏋🏻‍♀️، تاول‌های پا 👣، گریه‌های شبانه 😢 و البته امیدهای دوباره 💫 بود.

او سال‌ها دنبال راهی برای لاغر شدن گشت؛ از کلاس‌های بدنسازی تا تردمیل و رژیم‌های عجیب‌وغریب. گاهی وزن کم کرد ⚖️ اما باز برگشت… چون راه، راه ذهنی نبود 🧠 چون فقط جسمش درگیر بود، نه فکرش.

تا اینکه…

🙏 «یک شب، با تمام وجودم گفتم: خدا کمکم کن… و ناگهان رسیدم به لاغری با ذهن 🌱 … تا صبح بیدار بودم و با اشتیاق فایل‌ها رو می‌دیدم.»

او به قول خودش، «به آب رسید» 💧؛ به مسیری که قرار نبود با سختی و درد همراه باشه، بلکه با آگاهی 📖، خودشناسی 🪞 و خودباوری 💖.

✨ «وقتی خداوند منو باور داره، وقتشه خودمم خودمو باور کنم…»

🌟 اون حالا داره یاد می‌گیره که:

✔️ باید لایق لاغر شدن باشه، نه فقط خواهانش.

✔️ لاغری توی خونشه؛ ذاتی 🧬، نه اکتسابی با فشار.

✔️ اعتماد به زمانبندی خدا یعنی صبوری 🕊، استمرار 🔄 و خلق رؤیا 🌈.

📉 و نتیجه؟ ده کیلو وزن کم کرده ✅

⚖️ وسواس وزن‌کشیدن رو کنار گذاشته

🩺 چکاپ خونیش عالیه

😴 خوابش عمیق‌تره

🌸 پوستش بهتر شده

و مهم‌تر از همه:

💎 «در حال ساختن خودم از نو هستم… و این بار با عشق.»

او فقط وزن کم نکرده؛ عزت نفس 🌟 پیدا کرده، آرامش 🕊، تعادل ⚖️ و حس زیبای خالق بودن در زندگی خودش 🌍. صدای منفی‌باف ذهنش هنوز هست، اما اون یاد گرفته راهشو بره 🚶🏻‍♀️.

و شاید زیباترین جمله‌ای که گفت، این بود:

👩‍👧 «وقتی من یاد بگیرم لاغر بشم، فرزندانم هم یاد می‌گیرن… و نسل چندساله چاقی، از وجود من منقطع میشه…»

این یعنی: قدرت آموزش ذهنی 🧠، قدرت یک تغییر نسلی 🔥، و قدرت دختری که حالا «ملکه عشق» خودشه 👑💖

💖 جمع‌بندی: اگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودی ولی اینجایی…

ببین… اگه همین حالا، با هر شکل و وزنی که داری، داری این جمله‌ها رو می‌خونی، بدون که بی‌دلیل نیست.

🕊 تو انتخاب شدی.

نه توسط یه رژیم خاص یا برنامه‌ی غذایی پر زرق و برق…

تو توسط زندگی، توسط قلبت، توسط نیرویی درونی انتخاب شدی، تا یه روشی برای لاغر شدن رو تجربه کنی که با تمام چیزی که تا حالا امتحان کردی فرق داره.

🔸 روشی که از ذهن شروع میشه، نه از یخچال.

🔸 روشی که توش لاغر شدن یعنی شناخت خودت، نه جنگ با بدنت.

🔸 روشی که تو رو از قربانی رژیم‌ها بودن، تبدیل می‌کنه به قهرمان ذهن خودت.

✨ روشی برای لاغر شدن که توش:

✅ خبری از زجر و گرسنگی نیست

✅ تو مجبوری رو با انتخاب آگاهانه عوض می‌کنی

✅ رژیم و وسواس جای خودش رو به آرامش، عشق و آگاهی می‌ده

✅ و مهم‌تر از همه: به خودت برمی‌گردی… به خود واقعی‌ت

🕊 اگر تا اینجای مقاله همراه بودی، یعنی آمادگی اون جرقه درونت روشن شده.

یعنی قلبت داره زمزمه می‌کنه: “وقتشه یه چیز واقعی رو امتحان کنم…”

🚪 پس خوش اومدی به دروازه‌ی سرزمین لاغرها…

اولین قدم برای شروع این سفر شگفت‌انگیز، دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها»ست؛

یه دوره‌ی خاص که نه فقط باعث تغییر جسمت میشه بلکه باعث تغییر سرنوشتت میشه، برای کسانی که می‌خوان از روشی برای لاغر شدن استفاده کنند که با ذهن‌شون صلح کنن و مسیر جدیدی برای تناسب پیدا کنن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

نوشتن تمرین، مثل ریختن بذرهای لاغری در خاک ذهن شماست. هر کلمه‌ای که می‌نویسید، یک قدم به سمت تناسب واقعی است.

این‌بار، از شما دعوت می‌کنیم تمرین این بخش را با دقت، تمرکز و احساس بنویسید و اجازه دهید ذهن و جسم‌تان برای لاغری هم‌مسیر شوند.

پاسخ به سوالات زیر، نه‌تنها شما را به شناخت عمیق‌تری از مسیر ذهنی لاغری می‌رساند، بلکه باعث می‌شود تصویرسازی‌های شما درباره لاغر شدن، واقعی‌تر و قابل دسترس‌تر شوند. پس لطفاً با حوصله و جزئیات بنویسید:

  • به نظرت چرا تو انتخاب شدی که این مقاله رو بخونی؟ چی درونت داره صدا می‌زنه که وقتشه یه روشی برای لاغر شدن رو از درون شروع کنی؟
  • تا حالا از چه روشی برای لاغر شدن استفاده کرده‌اید؟ نتیجه چه بود؟
  • چطور با روش لاغری با ذهن آشنا شدید؟ چه شد که اینجا هستید؟
  • چرا واقعاً می‌خواهید لاغر شوید؟ هدفتان چیست؟
  • چه چیزی در روش ذهنی لاغری توجه شما را جلب کرده؟ چرا فکر می‌کنید این روش مناسب شماست.

همچنین با تماشای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرین طراحی کنید و در بخش دیدگاه‌ها، آن را با ما به اشتراک بگذارید. فراموش نکنید: نوشتن شما الهام‌بخش دیگران هم خواهد بود!

📝 از شما دعوت می‌کنیم: تمرینات خود را همین حالا در بخش دیدگاه‌ها بنویسید. منتظریم تا داستان شما را بخوانیم و با هم برای رسیدن به تناسب قدم برداریم. 🌟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.73 از 278 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10866
417 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار msh
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۸ ۰۹:۴۹
      مدت عضویت: 1761 روز
      امتیاز کاربر: 437 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 547 کلمه

      سلام و درود 

      گام سوم در مسیر لاغری من 

      من از دوران دانشگاه که نظرات دیگران روم تاثیر می‌گذاشت دانیال روش های لاغری بودم شاید در حد دو سه کیلو اضافه وزن داشتم ولی جوری از خودم بدم میومد و خودم چاق می دیدم که هرکس نمیدونست تلاش من میدید فک میکرد ۱۰ کیلو اضه وزن دارم و یادمه هرکسی هرچیزی می‌گفت انجام میدادم 

      صبح ها پیاده روی میرفتم بعضی وقت ظهر ها که گرما باشه عرق کنم لاغر بشم و به میزانی عرق میکردم خودم موفق می دیدم و میگفتم اره دیگه لاغر شدم بعد یه مدتی که انجام میدادم میرفتم وزن میکردم می دیدم هیچی کم نکردم و حتی بیشترم شدم در بعضی مواقع هم در حد نیم کیلو لاغر شده بودم و این باعث میشد دلسرد بشم و برم دانبال یک روش دیگه که سریع تر جواب بده 

      رژیم شروع کردم خودم واسه خودم رژیم مینوشتم که مثلا ۱۵روز برنج نخورم شیرینی اصلا نوشابه فست فود اینها اصلا نخورم و تا سه چهار روز و یک بار تا دوهفته تحمل کردم سه کیلو کم کردم ولی چون دیگه تحمل نداشتم مقاومت کنم میگفتم دیگه میخورم ولی کم که چاق نشم ولی همین که شروع میکردم دیگه نمی‌تونستم خودم کنترل کنم تازه بیشتر قبلا حرص میزدم بیشتر می‌خوردم تا اینکه باز چاق تر از قبلا میشدم 

      دمنوش ها مختلف امتحان کردم سرکه سیب امتحان کردم دارچین شیر امتحان کردم کو کو ها محلی تلخ امتحان کردم لیمو عسل سیر دمنوش میخک خوردم و کلی روش ها دیگه که الان یادم نیست و من نتیجه کمی می‌گرفتم ولی موقت بود و به مرور باز وزنم برمیگشت چاق تر میشدم 

      باشگاه رفتم برنامه ها ورزشی شروع کردم و نتیجه دائم نمی‌داد 

      و دیگه خسته ناامید شده بودم از همه روش ها حتی دیگه با خدا هم قهر کرده بودم که چرا این شد سرنوشت من و با والدین بحث میکردم که تقصیر شماست 

      و همیشه میگفتم خدایا من لاغر کن من خسته شدم یه راه بهم نشون بده جز رویاهام بود لاغری 

      تا اینکه از طریق دوستم هدایت شدم به این مسیر زیبا 

      همیشه من دانبال روش ها مختلف بودم ولی این بار خداوند برام انتخاب کرده بود از کدوم مسیر شروع کنم و خداوند این توانایی در من دیده که من به این مسیر زیبا هدایت کرده و من مطمعنم میتونم لاغر بشم چون من از طریق ذهن آموزش دیدم چاق شدم و از طریق ذهنم آموزش میبینم لاغر میشم 

      لاغر شدن آزادی به همراه خود دارد آزادی در همه چ آزادی در خوردن در لباس خریدن آزادی در تفریح اعتماد بنفس بالا عزت نفس زیبایی اندام زیبا صورت جوان تر انرژی بالا لیاقت حال خوب تفریح سلامتی با احساس عالی عکس گرفتن از خودت لاغری همه اینها به دانبال دارد و من واسه رسیدن خودم به لیاقت هام می‌خوام لاغر بشم و لاغر شدن دوست دارم 

      ما از طریق ذهن چاق شدیم از طریق ذهن هم با یادگیری لاغری و تغییر فرمول ها و عمل کردن به آموزش ها خیلی ساده راحت آسان لاغر خواهیم شد و تا ابد لاغر خواهیم ماند همه چی از طریق ذهن ممکن است فقط باید متعهد باشیم استمرار داشته باشیم و عمل کنیم به آنچه یاد میگیریم همین 

      لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست چون انتخاب شده خداوندی و خداوند این توانایی در ما دیده که اینجا هستیم متعهد و با حس خوب و استمرار پیش به سوی تناسب اندام ایده آلمان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۳ ۱۱:۴۴
      مدت عضویت: 2474 روز
      امتیاز کاربر: 7933 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 521 کلمه

      سلام 

      من از ۱۵ سالگی اولین روش لاغریمو انتخاب کردم و از رژیمی که خواهرم از دکتر گرفته بود استفاده کردم و لاغرم شدم 

      دفعه بعدی یه رژیم آب پز خوری از اینترنت گرفتم و حدودا دو هفته انحامش دادم و لاغرم شدم 

      از رژیم سر خود که اندازه یه بچه هم غذا نمیخوردم به همراه ورزش سخت هم استفاده کردم و اینبار واقعا متناسب شده بودم هنوز یادم میاد از اندامم لذت میبرم ولی باز چاق شدم و از دمنوش از قرص لاغری از رژیم شیر و موز از رژیم سوپ فقط از رژیم کانادایی از رژیم ۹۰ روزه از چای سبز از هر چیزی استفاده کردم واسه لاغری و هیچ کدوم نتونست من و لاغر نگه داره چقدرم سختی میکشیدم و پر از ولع میشدم و فقط منتظر بودم به اون حد از لاغری برسم و بعدش هرچی میخوام بخورم، و همه زحمت ها و گرسنگی کشیدنمو ۲ ماهه به باد میدادم جوری که هرکی منو میدید تعجب میکرد من دو ماه پیش انقد لاغر بودم الان چه جوری انقد چاق شدم، ولی همیییییشه حسرت بعضی لباس هارو داشتم همیشه حسرت با خیال راحت خوردن و چاق نشدن و داشتم، همیشه حسرت یه زندگی عادی رو داشتم بعضی وقتا از دست خوردن هم خسته میشدم ولی باز میخوردم مثل معتاد بودم میخوردم عذاب وجدان میگزفتم پشیمون میشدم ولی باز تکرار میکردم خلاصه خسته و درمانده از همه جا هدایتی سرچ کردم تو یه سایت موفقیت دیگه ای که داشتم نوشتم آیا با ذهن میشه لاغر شد؟؟؟ تو کامنت بچه ها اسم استاد عطار روشن و دیدم اومدم دیدم اینم که دورشو با مبلغ بالا میفروشه اگه اینم بخرم و مثل روشهای دیگه نتیجه نگیرم چی یه چند روز تو سایت بودم و ولش کردم تا اینکه وقتی واقعا از دست خودم و پرخوری هام خسته شده بودم دوباره یاد این سایت افتادم رفتم تو پیج نتایج بچه ها رو خوندم و همزمان شد با به دنیا اومد آیدا و من دوره رو خریدم، من واقعا انتخاب شدم واسه لاغر شدن وگرنه چرا از بین این همه آدم چاق من الان اینجام؟؟؟ خدا میخواد من و با اندام جدیدم تجربه کنه من لایقش بودم که الان اینجام خدا با اون همه عظمتش مگه براش کاری داره من دوباره متناسب بشم، این شد که من الان اینجام

      همه این جهان انرژیه انرژی نه به وجود میاد نه از بین میره، فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر پیدا میکنه، پس کل بدنم و تک تک سلول هاشم انرژی هستن که میتونن تغییر شکل پیدا کنن از چیزی که هستن به شکلی که من میخوام و این کار به هیچ وجه با کار فیزیکی انجام نمیشه با تغییر باورهامون و تغییر رفتار و تغییر فرکانسی که ارسال میکنیم انجام میشه بنابراین تنها روش میتونه روش ذهنی باشه 

      تو این روش استاد باورهایی که قدرت رو از ما میگیرن مثل چاقی ارثیه غذاها چاق میکنن و…  رو میشکونه و اختیار رو میده به خودت و باورهای جدید جاش میسازه و ما با تکرار این چیزهای جدیدی که میشنویم و افرادی که میبینیم تو این روش نتیجه گرفتن رو نشون ذهنمون میدیم و در کنارش هم درست رفتار میکنیم نتیجه مجبوره حاصل بشه راهی نداره، خدایا شکرت که اینجام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ehghm1362@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۱ ۲۲:۳۳
      مدت عضویت: 1858 روز
      امتیاز کاربر: 350 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      درود بر استاد عزیز

      من الهه هستم و ۳۸ سال سن دارم و از دوران بچگی کمکم دچار اضافه وزن شدم و همیشه در این چند سال از اضافه وزن رنج بردم 

      چندین بار از رژیم و قرص و پودر لاغری و …. استفاده کردم و حتی یکبار ۲۴ کیلو و بار دیگه ۲۰ کیلو کم کردم اما متاسفانه دوباره به مرور زمان وزنم برگشت و حتی بیشتر از قبل.

      مدتی بود که هی به خودم میگفتم باید دوباره رژیم بگیری اما چیزی در درونم میگفت دیگه توان نداری و اراده هم نداری 

      تا اینکه سال ۹۹ با مباحث موفقیت و قوانین جذب آشنا شدم و بعضی اوقات فکر میکردم یعنی میشه من به ذهنم القا  کنم که شیرینی دوست نداشته باشه

      خلاصه اینکه یه شب که داشتم توی یوتیوب مباحث انگیزشی رو سرچ میکردم با این سایت آشنا شدم و حتی دو جلسه هم گوش کردم اما متاسفانه فاصله افتاد اما الان تا گام سوم رو به صورت مرتب گوش دادم و عالی بود امیدوارم من هم بتونم به تناسب اندام برسم.

      در پناه خدای مهربان 

      متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nasig6286
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۳ ۱۷:۲۲
      مدت عضویت: 2219 روز
      امتیاز کاربر: 6818 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم 

      تمامی روش هایی که من استفاده کردم از نحوه عملکردشون اطلاع داشتم مثلا ورزش کردن شربت خوردن قبل وعده های غذایی خوردن قهوه رژیم های مختلف همه و همه میدونستم که یه مکانیزمی داره که باعث میشه چربی سوزی کنن و ..‌

      نحوه اشنایی من دقیقا همونطوری که استاد گفتن من چهارم دبیرستان بودم و فکر میکنم شب قبل امتحانات خرداد بود داشتم تو نت میگشتم که به سایت استاد و کلمه لاغری با ذهن برخوردم واسم جالب بود و همون موقع خیلی مصمم شدم که ادامه بدم چون اون فایل اولی که گوش دادم اون موقع در من غوغا کرد درسته تو این چند سال خیلی کم کاری کردم اما هیچوقت به حق بودن این مسیر شک نکردم چون درون منو عوض کرد بعد اونم خواهرم باهام همراه شد وخیلی خوشحالم که باهم در مسیریم 

      من دوستدارم لاغر شم به خاطر حق انتخاب و اختیارم چون وقتی چاقی قطعا محدودیت داری برای لباس و …

      و اینکه دوس دارم زیباتر دیده بشم هم صورتم هم اندامم حتی انگشتام  ترقوه و …هم از نظر خودم زیباتر دیده شم هم دیگران 

      مورد دیگه درمورد احساس ارامشه من وقتی در مسیر تناسب هستم حس ارامش میکنم و البته سلامتی 

      یه مورد دیگه درمورد خرید شلوار من واقعا خیلی مشکل دارم وشلوارا تو تنم بد وایمیسه میخوام متناسب شم که شلوارا تو تنم زیبا بایسته 

      دوست دارم لاغر شم چون اعتماد به نفسم بالا میره من ۲۱ سالمه و قطعا اگه ۵ سال دیگه برگردم و رزومه زندگیمو ببینم بابت اینکه از طریق ذهن خودم لاغر شوم به خودم افتخار میکنم و قدرت میده بهم

      من مطمئنم این مسیر حق یعنی هدفمنده نمیدونم چطوری باید اینو باور کنیم ولی هست چون همون شبی که من اولین فایل رایگانو گوش دادم دیوانه شدم و هیچوقت یادم نمیره 

      امیدوارم همه ما هر روز یک قدم مثبت در مسیر تناسب ذهنی برداریم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۲۱:۰۲
      مدت عضویت: 2160 روز
      امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 767 کلمه

      سلام و درود 

      افتخار بر من که در سن ۵۳ سالگی برای لاغر شدن از طرف خداوند انتخاب شدم .

      سحرگاه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ از یاد من نخواهد رفت .

      خدایا تو را سپاسگزارم که به زیباترین شکل ممکن هدایتم کردی  و به این مسیر آوردی .

      باور کنید یا نکنید ۵ صبح از خواب پریدم .با عجله خوابالود دنبال گوشیم گشتم  پیداش کردم در قسمت سرچ گوگل نوشتم  لاغری با قوانین متافیزیک .

      چندین سایت  بالا اومد .یکیش سایت تناسب فکری بود .

      مثل ماهی که در خشکی میفته و در حال کشیدن نفسهای آخره بعد یهو یه دستی می آد و به سمت آبی زلال پرتابش می کنه و ماهی جون می گیره و رقص کنان در آب شناور میشه و به حیات ادامه میده .

      من دقیقا خودم رو شبیه این ماهی ،تصور می کنم .

      من نا امیدانه به دنبال راه نجات بودم .

      آخرین بار که بعد از چند سال بی خیال شدن نسبت به اضافه وزنم تصمیم به لاغری گرفتم دوتا کار انجام دادم .

      ۱-  سفارش قرصای گیاهی کاهش اشتها دادم از یک عطاری از مشهد فرستادن .کپسولای بزرگ سبز رنگی بودن که باید قبل ناهار و شام با یک لیوان آب می خوردم .دو ماه مصرف کردم هیییییچ فایده ای نداشت.تاکید می کنم هیچ فایده نداشت تازه دل درد هم می شدم .

      ۴۰۰ هزار تومن هزینه اش شده بود ریختم دور .

      ۲_  رژیم کالری شماری از طریق تلکرام دریافت کردم،  طی دو ماه با اصرار خودم پنج نوع رژیم با کالری های متفاوت خریدم همزمان باشگاه هم ثبت نام کردم . به خیال اینکه دیگه ایندفعه کارو تموم می کنم .

      ولی بعد از دو ماه فقط ۲ و نیم کیلو کم کردم 

      دوره کرونا  اینم رها کردم .

      دیگه تا ۱۷ تیر   مث آدمای مات زده فقط فکر می کردم و از خدا راه حل می خواستم .

      گله گذاری نمی کردم .کسی رو مقصر نمی دونستم فقط از خدا می خواستم عیب کارو بهم نشون بده .

      گفتم خدایا نمی خوام شکل یه آدم چاق بمیرم و به دیدارت بیام .می خوام اول لاغر بشم بعد از این دنیا برم .و این آرزوی منه .

      خدایا گفتی دعایم کنید تا اجابت کنم .

      و خدا اجابت کرد .و به شکلی شگفت انگیز به شاگردی استاد عزیز و بی نظیری هدایت شدم .

      و حالا با کلی امید و آرزو در این مسیرم ،   مسیر لاغری با قدرت ذهن .

      می دونم بالاخره به این هدف می رسم .

      می دونم که باید با این روش زندگی کنم وبرای تموم شدنش عجله نکنم .

      اخیرا دوره روان شناسی لاغری رو  خریدم سه جلسه اشو با جان و دل گوش دادم و چقدر لذت بردم از آگاهی های جدیدی که تا حالا هیچی راجع بهشون نشنیده بودم .ولی حیف آمادگی نوشتن دیدکاههارو هنوز به دست نیاوردم . در هفته ششم دوره ورود به سرزمین لاغرها متوقف شدم .

      بی صبرانه منتظرم این بحران اخیر ،به ساحل آرامش برسه و من به تمریناتم برگردم .

      چقدر دلم می خواد دوره گام اول به مرحله تکرار برسه و من دوباره  جزوه تهیه کنم و مثل دانشجوهای مشروط شده برگردم به اول دوره و با اشتیاق ، مجدد به تمریناتم بپردازم چه لاغر شده باشم و‌چه هنوز وقتش نرسیده باشه .

      استاد خودش می دونه که اخیرا از ۲۸ شهریور به این طرف  زندگیم دچار چه بحرانی شده که باعث توقف انجام تمریناتم شده .

      الهی که خدای مهربان ،پاداش بهای تهیه دوره ها و زمان و انرژی که تا بحال در این مسیر صرف کردم را با شروع لاغر شدن و خصوصا کوچیک شدن شکم پهلوهام بهم بده .

      البته نشانه ها رو می بینم  و متوجهم و توجه به اونا منو مشتاق ادامه دادن می کنه .

      یکی از این نشانه ها احساس سبک شدنمه 

      دومین نشانه  حالت نشستن و راه رفتنم بیشتر مواقع شبیه متناسبهاشده .غذام به شکل محسوسی کمتر شده .راه که میرم و حالت ایستاده  خودمو خیلی لاغر احساس می کنم .یه جور خاص ، احساس سبکی می کنم جوری که شک می کنم که آیا هنوز چاقم یا لاغر شدم میرم جلو آینه ..می بینم نه هنوز خبر آنچنانی نیست .

      کم و بیش احساس می کنم یه اتفاقاتی برام افتاده .ولی نه اونقدر .

      از غذا خوردن  نمی ترسم .به غذا به عنوان منبعی از انرژی برای ادامه حیات نگاه می کنم نه عاملی برای چاق تر شدن .

      نقطه سیری رو درک می کنم و بهش اهمیت می دم  و خوردن رو متوقف می کنم حتی اگر خوشمزه ترین غذای دنیا باشه .

      به قدرت ذهنم برای لاغر شدن ایمانم و باورم بیشتر شده 

      اینا نشون میده که در مسیرم .و حتی اگه  سرعت پیشرفتم در این مسیر مث لاکپشت باشه بالاخره می رسم .چون مسیر درسته .هیچ جای شک و نگرانی وجود نداره .

      پیش به سوی تناسب اندام با تغییر فکر و رفتار ….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۸ ۲۲:۰۵
      مدت عضویت: 1999 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 834 کلمه

      سلام و درود بر عالم و آدم 

      عشق بر هدایتگرم که مرا در مسیر مستقیم و پرنعمت قرار داد  خدایا شکرت عاشقتم ♥️

      از حدود سیزده سالگی که به کارشناس تغذیه مراجعه کردم و با واحدغذایی و کالری و قوطی کبریت آشنا شدم و بعد از مختصر نتیجه ای که می گرفتم و هیچوقت هم ماندگار نبود همیشه در تلاش بودم تا روشهای جدیدتری را امتحان کنم که در زمان مدت کوتاهی به نتیجه برسم و کمی آزادی بیشتری در مصرف مواد غذایی و تنوع آنها و حجم آنها برخوردار باشم اگر رژیم بستنی و پیتزا و کیک خامه ای داشت دیگه انگار بهشت بود برام خلاصه از سرچ …گوگل گرفته و خوردن قرص چربی سوز و دمنوش و افشرده تلخ زیره و عرقیجات و محروم کردن خود تا ابتکار و عصبانی شدن از خود و سرزنش کردن خود گرفته تا بیخیالی و پیاده روی های چند ساعته …تاولهای پا و پوست ترک خورده حرص و ولع خوردن افسردگی  و احساس شکست و ناتوانی تنها نتایج تمام روشهای لاغری من بود .

      مغز عزیزم یادته چقدر عذاب کشیدم ؟یادت رفته چقدر مسخره می شدم ؟یادته فقط آرزوی مرگ می کردم ؟یادته به زور لباسهایی رو انتخاب می کردم که سلیقه من نبود همه گشاد بلند سیاه یادته؟😭حتی نمی خواستم تو آینه خودمو ببینم ..یه خواب راحت نداشتم یادته ؟!کمردرد و زانو درد هم بود …احساس اسارت بدترینش بود شنیدن حرف دیگران و احساس بدی که هرروز از این سنگینی و نفس نفس زدنها تجربه می کردم😭بدترین و متعفن ترینش (متنفر بودن از خود و قهر با خدا بود ..یادته ؟!تا ابد یادت باشه چاقی چیزی جز رنج و عذاب و بی ارزشی برای من نداشته )رنجی که مرا هدایت کرد برای به دست آوردن گنج لاغری با ذهن 

      آرزو اون شب که از درون فریاد زدی من خسته شدم دیگه نمی تونم مگه تو خدا نیستی منو لاغر کن اگر هستی خودتو نشون بده اون شب که سر به سجده گذاشتی و های های گریه می کردی و به تاولهای پات نگاه می کردی رو  هرگز هرگز فراموش نکن 😭

      حدود دوهفته گذشت و من گفتم هرگز نه ورزش می کنم و نه رژیم می گیرم ؟!…بعد از مدتی حس کردم من دارم چاقتر میشم رفتم برگه رژیم را آوردم شروع کنم ولی نمی خواستم زیر حرفم بزنم یعنی اصلا نمی شد اصلا دیگه وجودم نمی خواست چون در مسیر آشنایی با قوانین جذب قرار گرفته بودم از درون می گفتم حتما میشه خب خیلی هم صحبتی نشده بود در مورد لاغری چند مورد کلی بود ….شب یلدا پارسال در اینستا سرچ کردم لاغری با قانون جذب 😳گوگل تعجب کرد 😄یهو سرچ کردم لاغری با ذهن و با پیج آشنا شدم دیگه محو صحبتهای استاد عزیز  شدم تا صبح فقط در پیج دور می زدم و در ذهنم کد باز می شد و بعد از مدتی آشنایی در سایت ثبت نام کردم و خیلی زود استاد با دوره صدگام تا لاغری سوپرایزمون کردند و من با تعهد و شوق شرکت کردم و در دوماه حدود ۱۰کیلو از اضافه وزنم کم شد و در نهایت زیبایی و جوانی و احساس خوب😊 فوق العاده بود به طور ناخودگاه تمایل به پرخوری و ریزه خواری نداشتم و تحریک پذیری ام خیلی کم شده بود 🥰😍پر از آرامش لذت و احساس ارزشمندی و لیاقت شده بودم 

      🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃

      من باید باید باید لاغر بشوم …طبیعی مثل درختها و گلها 🥰

      همسو شدن و هماهنگی با جهانم آرزوست  

      میانه روی که اصل و تعادل زندگیست را آرزوست  

      مأموریتی که خداوند به من داده عالی انجام بدهم را آرزوست  

      رسیدن به رویاهام و آزاد شدنم از بند حصار و پوچی ها 

      آرزوست و احساس فوق العاده عالی ارزشمندی لیاقت و شایستگی و قدرتمندی و دوست داشتن خود و شناخت خود را عمیقتر آرزوست  

      لذت بردن از زندگی …شادی و شورو شعف را آرزوست  

      تصمیم و انتخاب پوشش به سلیقه خودم را آرزوست 😇😍

      و آرامش و شادی درونی از آن من است باز مالکش می شوم 🍃🌸  

       

      اینجا پرواز🦋 از ته کوچه بن بست ذهنه :ته خط🕊

       

      من سری قبل نتیجه گرفتم و باور دارم دنیای فیزیکی من انعکاس دنیای درونی من است باید شخصیت من تغییر کنه باید آموزش ببینم چند هفته پیش در مرتب کردن منزل به چند دسته رژیم قدیمی  برخوردم حتی نخواستم نگاهشون کنم مستقیم ریختم توی سطل زباله 🥰👏دیگه نمی خوام هیچ نام و نشونی از روشهای دیگر لاغری بدونم هر چه بیراهه رفتم بسه !هرچی سختی کشیدم و محدود کردم خودم را بسه !

      به انتخاب شدنم و توانمندی ام احترام می گزارم به زنده بودنم و زندگی کردنم به فرصتی و عمری که به من هدیه داده شده به ردپایی که از تغییر ارزشمند خود در جهان به جای می گزارم افتخار می کنم ….

      استاد عزیزم با عشق مسیر رسالتشون را دارند انجام می دهند و من در طی این مدت کاملا تغییرات گسترده و زمانی که برای سایت گذاشتند را متوجه شدم خداقوت دعای خیرم نصیب خودتون و خانواده محترمتون .

      من از قانون پرداخت بها استاد به نفع خودم استفاده می کنم و یک شگفتی ساز میشوم و باز و برای بار دوم در کادر زیبایی شگفتی سازان جای می گیرم 

      به لطف و امید خدا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۴۰۰/۰۸/۱۴ ۲۲:۵۹
        مدت عضویت: 2160 روز
        امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 69 کلمه

        با سلام و درود به شما دوست عزیز و توانمندم .

        تبریک به شما که اینقدر به باور لیاقت  و توانمندی خودت رسیدی که در عرض ۲ ماه تونستی ۱۰ کیلو کم کنی .

        این واقعا عالی و بی نظیره .

        تصورش چقدر شیرین و لذت بخشه .

        اطمینان دارم یه روز جایگاهی که الان شما هستی را  درک و تجربه می کنم .

        مرحبا و صد آفرین به شما .

        دوستدارت :   شهربانو 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۱ ۲۰:۰۰
      مدت عضویت: 2386 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,149 کلمه

      ‌روز ۳۱ تکرار 

      سلام وقت بخیر 

      امروز با میثاق نامه و فایل صبحگاهی شروع شد ، کارهایی برام پیش اومد که نتونستم فایل امروزو گوش کنم و الان که شب شده میخوام برم واسه تمرینات و نوشتن

      خدارو شکر میکنم که باز هم در مسیر رشد و آکاهی هستم ،شاید تا وقتیکه یه مسئله ای برامون پیش نیاد اونقدرها هم حواسمون به لحظات زندگیمون نباشه و وقتیکه یکمی درگیر میشیم تازه متوجه میشیم که زندگیمون چقدر نرمال بوده و ما داشتیم‌ غر میزدیم 

      برای لاغر شدن انتخاب شده اید

      لاغر شدن یک هنر است باید آن را یاد بگیریم‌، چقدر این جمله به جاست و صحیحه ،اینو وقتیکه وارد جمع آدم ها میشم کاملا برام مشخص میشه که من افکارم خیلی متفاوت شده 

      دیشب که رفته بودم تولد یکی از اقوام دلم میخواست رفتار خودمو محک بزنم ،اولا که ظهر نتونسته بودم درست نهار بخورم و با گرسنگی وارد تولد شدم ،بنابراین یه دونه خیار و نارنگی خوردم ولی گرسنگیم رفع نشد و میدونستم تو مهمونی ها شام دیر سرو میشه ،دلمم نمیخواست با تنقلات خودمو سیر کنم که نتونم شام بخورم ،خلاصه با رقصیدن و شادی کردن‌ خودمو سرگرم کردم

      نزدیک ساعت ۱۱ شب کیک بردین و با چای آوردن ،منم خیلی گرسنه تر شده بودم و یه مقداری از کیکمو که خوردم گفتن میخوان شام بیارن منم ترجیح دادم خودمو با کیک سیرتر از اون نکنم و مقدار کمی از شاممو خوردم و سیر شدم ، فقط تونستم یک قاشق ماست و خیار و یک قاشق ژله بخورم و تمام

      رفتار کاملا اندازه و راضی کننده ای بود که نه گرسنه موندم نه حس خفگی داشتم ،اتفاقا مابین اینکه داشتم کیکمو میخوردم ،یکی از خانم های اقوام داشت به پسر ۴ سالش اصرار میکرد که غذا بخوره و ناراحت بود که چرا پسرش کم غذاست

      در تمام طول مدت تولد این خانم داشت از چاق شدنش میگفت و میترسید ،مثلا میگفت فلان خوراکیو نمیخورم چونکه میترسم چاق بشم‌، یکمی برقصم که فعالیتم زیاد بشه، وای فردا باید برم باشگاه و تاوان خوردنه امشبمو پس بدم  ووو

      باهاش شروع کردم به صحبت کردن در مورد چاقی و لاغری ،گفت من کیک نمیخورم چونکه عمل ابدوپلاست شکم کردم میترسم چاق بشم ، انقدر شناخت  درون این خانم برام شفاف بود که میتونستم سلول به سلولشو براش تعریف کنم که چقدر پر از بار افکار چاقیه 

      خلاصه در عرض ۱۵ دقیقه چنان ذهنشو جابجا کردم که گفت تو از کجا اینارو بلدی ؟ و براش پروسه خودمو توضیح دادم سریع گوشیشو آورد گفت من بلد نیستم ،براش ثبت نام کردم و یکمی بهش یاد دادم که بره تو دوره صد گام البته گفت بهم آموزش استفاده از سایتو یاد بده ،منم بهش قول دادم وقتم آزاد بشه براش اسکرین رکورد میفرستم‌

      خیلی خوشحال شدم براش ،اینکه یه آدم بتونه زندگی خودش و حداقل بچه هاشو تغییر بده مخصوصا بچه هاییکه هنوز سنشون کمه و الگو پذیری دارن از خانواده هاشون ،خودمم حالم خوب شد وقتیکه دیدم میتونم یه ارزش آفرینی کنم ،میدونم این انرژی های مثبتم‌ میره تو چرخه جهان و به خودم و زندگیم برمیگرده پس چه بهتره که کارهای مفید انجام بدم 

      من  ۸ سال پیش با موضوعات ذهنی آشنا شدم و دوره های زیادی شرکت کردم ،کتاب های زیادی مطالعه کردم ، سمینارهای بیشماری گذروندم اونم پیش بهترین اساتید ایران و از همون موقع متوجه شدم که ذهن من مشکلات زیادی داره 

      ۶ سال پیش   در گوگل سرچ کرده بودم چطور با ذهن‌ لاغر شویم و هدایت شدم به دوره ای که فقط ۲ تا فایل هیپنو تراپی داشت و ازش راضی نبودم و نیمه کاره رهاش کردم 

      من از سایت استاد عباسمنش به این سایت هدایت شدم ،تقریبا ۲ سال پیش که وارد یک رژیم سخت شده بودم و حالم بشدت ناراحت بود و ۹۴ کیلو شده بودم و از اونجاییکه هر وقت به مشکلی برخورد میکردم میرفتم در قسمت عقل کل سایت استاد عباسمنش سرچ میکردم ،اینبار هم هدایت شدم که برو به اون سایت 

      نوشتم آیا میشود با ذهن لاغر شد ؟ دیدم چقدر هنرجوهای  اون سایت در رابطه با لاغر شدن کامنت نوشتن ،دونه دونه کامنتهارو میخوندم و اسم کتاب هاییکه معرفی میکردنو مینوشتم ،یدفعه به اسم استاد عطارروشن برخورد کردم 

      انگار یکی ترمز منو کشید ،چند دقیقه ای گذشت بدو بدو رفتم تو گوگل سرچ کردم و با این سایت آشنا شدم و جالبه اصلا دنبال کتاب ها و راهکارهای دیگه نرفتم و چسبیدم به مطالب سایت 

      و همیشه از این هدایتم به نیکی یاد میکنم انگار خداوند دست منو گرفته بود و قدم به قدم بهم میگفت چکار کن و من انگار چیز دیگه ایو نمیدیدم و نمیشنیدم 

      راه های بیشماری برای لاغر شدن رفتم که اتفاقا لاغر هم شدم ولی برای مدتی که در رژیم و ورزش بودم جواب داده ،قرص های لاغری به تکرار خوردم ، طب سوزنی ، ورزش های سخت و طولانی و دم نوش 

      چرا دوست دارم لاغر بشم ؟ چونکه با لاغر شدنم به اصل خودم نزدیکتر میشم ،شبیه ذات حقیقی خودم میشم، از خودم بیشتر لذت میبرم ، اعتمادبنفسم بیشتر میشه ،از خودم راضی تر میشم ، رها تر میشم ،آزادتر خواهم شد ،حالم عالیتر میشه ،شادتر و سرحالتر خواهم بود،مثل دیشب که انقدر تو تولد ورجو ورجه کردم 

      یکی از شغل های پسر عموم دیجی مهمونی هاست ،دیشب کل مهمونیو با پسر عموم دیجی بازی کردیم و رقصیدیم و ترکوندیم در انتها گفت فریده خیلی پر انرژی تو بخدا 

      زمان هاییکه‌ چاق بودم خجالت میکشیدم حتی برقصم و دیشب میفهمیدم که بدنم سبک شده بود و دیگه از جمع فرار نمیکنم هر چند تمریناتی که دارم روی عزت نفس و اعتمادبنفسم هم انجام میدن بسیار تاثیر گذار هستن 

      و از ۳ روز پیش که تصمیم گرفتم خودمو با همین سایز بپذیرم و انقدر خودمو چک نکنم و قبول کنم که سایز الانم عالی و استاندارد جهانیه ،آرامش زیادی در خودم احساس میکنم و حس میکنم بدنم جمع و جور تر شده ،در واقع سالهاست که در حال کوبیدن بدنم بودم و الان که رهاش کردم حالش خوبه و میفهمه همینجوری دوسش دارم

      دوست دارم لاغر بشم که تو مهمونی ها لذت بیشتری از خودم ببرم بجای اینکه یجایی کز کنم از خجالت، یاد ۳ سال پیش نامزدیه خواهرم افتادم که خیلی چاق شده بودم و حالم انقدر بد بود که‌ حتی ۱ دقیقه هم نرقصیدم و دوست داشتم فرار کنم 

      دوست دارم لاغر بشم که در مسافرت هام هر لباسی دوست داشتم بپوشم و لذت ببرم ،بدنم سالمتره ،فرزتره ،جوانتره ،زیباتره 

      لاغری با ذهن مسیر صحیحیه چونکه همه چیز از ذهنه ،از محتویات ذهنیه ، ذهن اطلاعاتو جمع میکنه ،مغز دستور میده و بدن اجرا میکنه ، قبلنا اول گیر میدادیم به جسم بدون اینکه دستور مغز تغییر کنه الان دستور مغزو تغییر میدیدم جسم خودبخود لاغر میشه 

      حالا که قانون آفرینش رو یاد گرفتیم میدونیم که با توجهاتمون میتونیم خواسته هامونو خلق کنیم ،قبلا چاقیو براحتی خلق کردیم الان لاغریو خلق میکنیم ،فرقی نمیکنه ،فرمول یکیه ، چه در چاقی چه در لاغری 

      و با دانستن این آگاهی ها دیگه باید آستین بزنیم بالا و دانسته های خودمونو به عمل تبدیل و زندگیشون کنیم ، پس مسیر لاغری با ذهن درسترین مسیر لاغریه ریشه ایست

      خدارو سپاسگذارم برای این لحظات ناب 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s99malekan
      ۱۴۰۰/۰۷/۳۰ ۱۸:۰۳
      مدت عضویت: 2113 روز
      امتیاز کاربر: 7815 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 658 کلمه

      سلام به استاد نازنینم

      سلام به دوستان جسور و توانمندم

      مثل متن اولی که روی گذوه شگفتی سازان گذاشتین منم باهاتون موافقم..به نظر من تموم کسایی که دنبال تغییر کردن هستن توانمندن.دنبال خلق رویای لاغری خودشونن….استاد من مثل شما از بچگی چاق بودم .غیر اجز یه دوره کوتاه دو سه ساله که فقط متناسب شدم و لاغر نشدم اصلا عکسی از لاغری طبیعی خودم ندارم.خوب بالتبع از همون بچگی با حرفا و نصیحت اطرافیان روبرو بودم که مواظب باش کمتر بخور.پیاده روی کن. تا جایی که بزرگتر شدم و قدرت فهم و تصمیم گیری داشتم .خواستم رژیم بگیرم.‌من حتی قبل دانشگاه پرستاری که تربیت معلم هم قبول شدم و برای مصاحبه رفته بودم نگاه های مسخره اون مصاحبه گر آقا و تحقیرهاشو یادمه. استاد میگفت تو با این وزن فکر میکنی بدرد معلمی میخوری؟؟؟؟ به یه نوجوون ۱۸ ساله میگفت.‌استاد چرا بعضیا اینقد بی انصافن.من ضربه ای خوردم که مدت ها قدرت حرکت نداشتم.میخواستم کاری کنم و فکرم بجایی نمیرسید.تا اینکه دانشگاه تموم شد و من پشت شروع طرح بودم. یکی از دوستان رفت دکتر تغذیه و من از رو نوشت رژیم اون عمل کردم و نه کبلو تو یه ماه کم کردم و اینقد خوشگل شده بودم .تو آسمونا بودم.حیف که نمیدونم چند ماهی بیشتر طول نکشید.بار دوم چند سال بعدش بود.رژیم حذف نون و برنج و قند  گرفتم.‌از خودم..بعدها فهمیدم رژیم کتو بهش میگن.‌۱۳ کیلو در سه ماه کم شدم.اونم دو سال با ادامه کم و بیش رژبم نگهش داشتم و باز برگشت. مورد بعدی بعد زایمان پسرم بود.روش شیر و‌خرما که تو دو هفته شش کیلو کم شدم.‌ورزشم میکردم.‌بعد ادامه دادم و تو شش ماه ۱۳ کیلو کم شدم و رسیدم به وزن قبل زایمانم. چقد عالی بود.‌یک سال و نیم هم نگهش داشتم ولی دوبتره آروم آروم برگشت. دیگه به بعدش انگاری من دا،م رژیم بودم.طوری که همه همکارا فهمیده بودن من برنج نمیخورم.فلان چیز نمیخورم .ولی نمیدونستم چرا لاغر نمیشم.دکترم میگفت قد بچه ۱۴ ساله غذا میخوری تعجب میکنم چرا کم نمیکنی. حتی گفت مجبوری یک ماه هر چی میخوری برام طبق دستور بنویسی.نوشتم و بردم پیشش.تعجب کرده بود ولی…..دیگه فهمیده بودم مشکل من از غذا خوردن نیست.ولی اصلا آشنایی با لاغری با ذهن نداشتم.تا اینکه یه روز که شش ماهی میشد غذای گرم و خوب نخورده بودم وقتی قرمه سبزی رو گذاشتم جلوی شوهرم و طبق معمول شیر خرما رو با بی میلی میخوردم گریه م گرفت.رفتم داخل اتاق و به خدا گله کردم که مامانم اگه رژیمه و چیزیبه علت بیماری های همراه نمیتونه بخوره لااقل ۷۰ سالشه .من فقط ۳۵ سالمه. چرا نمیتونم چیری بخورم. میترسم از همه غذاها ولی باز لاغرم نمیشم….که تنها امیدم گوشیم بود و رژیم های لاغری اینترنتی که چهارتا خریده بودم و عمل نکرده بودم. تا زدم رژیم لاغری پیج شما استاد بالا اومد. حرفاتونو گوش کردم. چی میکفتین. چقد فرق داشت.‌سایت و دیدم. رفتم و عضو شدم و رایگان ها رو شروع کردم.عالی بود. از همون روز اول من روی ابرا بودم.چقد آرامش عمیقی داشتم. انگار گمشده مو پیدا کرده بودم. فرشته نجات من بودین.تا دوره رو هم تهیه کردم و همونی بود که فکر میکنم.‌اصلا همه عمرم یه طرف این یه سالی که با شمام یه طرف.خوشحالم اینجام. از خدا ممنونم که روی منو گرفت و دعاهامو برآورده کرد و الان من اینجام.و تا ابد اینجا میمونم..تا یه متناسب واقعی همیشگی بشم.‌اصلا از چاقی نمیترسم. اصلا دیگه تصویری از چاقی در ذهن من نیست. تو این فیلما خانمای لاغر رو که میبینم بخدا بدون اغراق میگم راحت خودمو جای اونا میبینم و این اون تصویر ذهن لاغر منه که استاد تلاش کرد بسازه و ساخته شده. من الان بدون زحر بدون شمردن چیز خاصی بدون آکاهی میخورم و میدونم بزودی لاغر لاغر میشم.شروع شده. دارم میبینم.و چه حس خوشبختی ای دارم من…

      لاغر شدن آسونترین کار دنیاست

      اره …لاغری با ذهن آسونترین کار دنیاست

      استاد چقد سخت بود بفهمم کی سیرم الان وقتی سیر میشم لقمه از دستم میفته و همون غذای لذیذ برام بدمزه میشه.این تجربه غریبیه برام.استاد ممنونم ازتون .متشکرم

      دوست دارم داد بزنم ممنونم ازتون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Armita Sediqi
      ۱۴۰۰/۰۷/۳۰ ۱۶:۵۵
      مدت عضویت: 1729 روز
      امتیاز کاربر: 1513 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 690 کلمه

                          ♡  به نام خداوند هدایتگر  ♡

      ای امر تو را نفاذ مطلق 

                                    وز امر تو کائنات مشتق

      فرق زیادیست بین انتخاب کردن لاغری و انتخاب شدن برای لاغری

      حتی این تیتر هم نیاز به سال ها تعلل دارد.

      خدا را شکر میکنم در دورانی زندگی میکنم که از طرف خدا برای لاغری انتخاب شدم.

      چه بسیار بودند کسانی که،چاق بودند و خواستند لاغر باشند؛تلاش کردند و در انتها چاق از دنیا رفتند و رویای لاغری خود را برطرف نکردند.

      اگر این نعمت نیست که در دوره ای از تاریخ زندگی میکنم که میتوانم برای لاغری انتخاب شوم پس دیگر چه چیزی نعمت به شمار می آید؟

      انتخابی پاک از طرف خداوند! 

      این گام باید به من بیاموزد که لاغر شدن هم مانند ثروتمند شدن،کسب سلامتی و..معنوی ترین کار دنیاست.

      زیرا که در این مسیر از جسم محافظت میشود،مواد اضافی به بدن اضافه نمیکند و ساعاتی به آن توجه میشود..

      هدایت و انتخاب توسط خداوند فقط در برهه ثروت و موفقیت فردی نیست،چه بسا که لاغری هم کسب موفقیت است.

      شاید پاشنه آشیل بسیاری از ما این باشد که لاغری آنچنان هم مهم نیست،اما مهم است.

      احترام به بدن و واکنش هایش مهم است.

      وقتی صبر میکنیم تا بدن واکنش نشان دهد و سپس نیازش را برطرف کنیم،متوجه میشود لایق لاغری‌ست و مارا کم کم متناسب میکند.

      بحث انتخاب شدن در میان بود..

      حالا که عید نزدیک است ،یاد انتخاب پیامبر توسط خدا برای هدایت میلیون ها نفر می‌افتم.

      خداوند او را انتخاب کرد تا در آن زمان یکتاپرستی را ترویج دهد 

      و حالا…در این زمانه دستانی از خداوند هستند که می آیند تا مارا ثروتمند کنند،متناسب کنند..

      این روزها از دوران پیامبران هم معنوی تر است

      زیرا که خداوند را به طور درست و اصولی می‌یابیم..

      نه آنطور که خدا را به ما شناساندند.

      چه خوشحالم که انتخاب خداوند برای لاغری و متناسب شدن در این سن و سال بودم.

      من بیش از دیگران باید شکرگزار باشم که ۱۶ سال اشتباه فکر و زندگی کردم،ساختمان وجودی ام را ساختم؛ولی سال های زیادی پیش رو دارم که ساختمان جدید بنا کنم .

      خدا را صد هزار مرتبه شکر..

      میتوانستم برای لاغری انتخاب نشوم و جزء تمام کسانی  که با ارزوی لاغری به سمت خدا بازگشتند باشم.

      اما خداوندم مرا شایسته دانست.

      معنوی ترین گام تا به امروز بود.

      هیچ وقت اینطور فایل را درک نکرده بودم. دلیلِ هر بار لیز خوردنم را نیز فهمیدم.

      این که دیگر گوش ندهم،بلکه درک کنم.

      به پاس ایمان و احترام به هدایت خداوند به یاد شبی که اشک ها ریختم و به من الهاماتی کرد،تمامِ این آگاهی هارا وحی منزل میدانم و ادامه میدهم.

      تمرین:

      ۱.درباره روش هایی که برای لاغری استفاده کرده ام و نتایجی که گرفتم بگویم:

      اپلیکیشن ورزش در خانه که شنیدم لاغر میکند امتحان کردم ولی حتی ۱ گرم هم کم نکردم.

      رژیم کتوزیست را از همسایه شنیدم که دخترش لاغر شده امتحان کردم و ۸ کیلو کم کردم که برگشت.

      ورزش با یکی از مربی های ورزش اینستاگرام امتحان کردم که باز هم گرمی کم نکردم.

      آب درمانی را امتحان کردم که گرمی لاغر نشدم که هیچ پرخور تر هم شدم.

      ۲.طریق آشنایی خود با لاغری با ذهن را بنویسم:

      افسردگی بعد از رژیم داشتم و صدای اذان مغرب را که شنیدم اشک ریختم و عاجزانه از خدا خواستم مرا بیمار کند تا لاغر شوم و یا راهی جلوی پایم بگذارد که من را لاغر نگه دارد

      بعد از دو ساعت الهاماتی از طرف خداوند به من شد و در سایت استاد عباسمنش سرچ کردم ‌کاهش وزن  و دستی از دستان خداوند سایت تناسب فکری را معرفی کرده بود.

      و این بهانه ای شد که در سایت ثبت نام کنم و زندگی من متحول شود.

      ۳.چرا دوست دارم لاغر شوم؟

      چون میخواهم با آرامش زندگی کنم،غذا بخورم و لباس بپوشم خداوند منِ حقیقی و متناسب را بسیار دوست دارد.

      عاشق پوشیدن لباس های رنگی،نیم تنه و تنگ هستم.

      تماشای صورت لاغر و استخوانیم به من حس خیلی خوب و آرامشبخشی میدهد.

      دیدن جسم لاغر در آیینه ام من را خوشحال میکند

      دوست دارم کوچیک ترین سایز لباس ها را بپوشم

      چون من لایق لاغر شدن و لاغر ماندن هستم

      چون زیبایی جسم و صورت من در هنگام متناسب بودن صد برابر میشود

      چون این ماموریت من و حق طبیعی من در این جهان است.

      سپاسگزارم استاد عزیز،بابت آگاهی فوق العاده این گام.

      از صمیم قلب دوستتان دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۰۰:۰۱
        مدت عضویت: 2160 روز
        امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 692 کلمه

        آرمیتای عزیز سلام .

        چقدر متنی که نوشتی زیبا بود و به دلم نشست .

        آفرین به تو دختر با اراده ی آگاه .

        درود بر استاد عطار روشن که‌چنین شاگردانی داره .

        افتخار بر من که در سن ۵۳ سالگی برای لاغر شدن از طرف خداوند انتخاب شدم .

        سحرگاه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ از یاد من نخواهد رفت .

        خدایا تو را سپاسگزارم که به زیباترین شکل ممکن هدایتم کردی  و به این مسیر آوردی .

        باور کنید یا نکنید ۵ صبح از خواب پریدم .با عجله خوابالود دنبال گوشیم گشتم  پیداش کردم در قسمت سرچ گوگل نوشتم  لاغری با قوانین متافیزیک .

        چندین سایت  بالا اومد .یکیش سایت تناسب فکری بود .

        مثل ماهی که در خشکی میفته و در حال کشیدن نفسهای آخره بعد یهو یه دستی می آد و به سمت آبی زلال پرتابش می کنه و ماهی جون می گیره و رقص کنان در آب شناور میشه و به حیات ادامه میده .

        من دقیقا خودم رو شبیه این ماهی ،تصور می کنم .

        من نا امیدانه به دنبال راه نجات بودم .

        آخرین بار که بعد از چند سال بی خیال شدن نسبت به اضافه وزنم تصمیم به لاغری گرفتم دوتا کار انجام دادم .

        ۱-  سفارش قرصای گیاهی کاهش اشتها دادم از یک عطاری از مشهد فرستادن .کپسولای بزرگ سبز رنگی بودن که باید قبل ناهار و شام با یک لیوان آب می خوردم .دو ماه مصرف کردم هیییییچ فایده ای نداشت.تاکید می کنم هیچ فایده نداشت تازه دل درد هم می شدم .

        ۴۰۰ هزار تومن هزینه اش شده بود ریختم دور .

        ۲_  رژیم کالری شماری از طریق تلکرام دریافت کردم،  طی دو ماه با اصرار خودم پنج نوع رژیم با کالری های متفاوت خریدم همزمان باشگاه هم ثبت نام کردم . به خیال اینکه دیگه ایندفعه کارو تموم می کنم .

        ولی بعد از دو ماه فقط ۲ و نیم کیلو کم کردم  خوردیم به شروع دوره کرونا  اینم رها کردم .

        دیگه تا ۱۷ تیر   مث آدمای مات زده فقط فکر می کردم و از خدا راه حل می خواستم .

        گله گذاری نمی کردم .کسی رو مقصر نمی دونستم فقط از خدا می خواستم عیب کارو بهم نشون بده .

        گفتم خدایا نمی خوام شکل یه آدم چاق بمیرم و به دیدارت بیام .می خوام اول لاغر بشم بعد از این دنیا برم .و این آرزوی منه .

        خدایا گفتی دعایم کنید تا اجابت کنم .

        و خدا اجابت کرد .و به شکلی شگفت انگیز به شاگردی استاد عزیز و بی نظیری هدایت شدم .

        و حالا با کلی امید و آرزو در این مسیرم ،   مسیر لاغری با قدرت ذهن .

        می دونم بالاخره به این هدف می رسم .

        می دونم که باید با این روش زندگی کنم وبرای تموم شدنش عجله نکنم .

        اخیرا دوره روان شناسی لاغری رو  خریدم سه جلسه اشو با جان و دل گوش دادم و چقدر لذت بردم از آگاهی های جدیدی که تا حالا هیچی راجع بهشون نشنیده بودم .ولی حیف آمادگی نوشتن دیدکاههارو هنوز به دست نیاوردم .  هفته ششم دوره ورود به سرزمین لاغرها متوقف شدم .

        بی صبرانه منتظرم این بحران اخیر ،به ساحل آرامش برسه و من به تمریناتم برگردم .

        چقدر دلم می خواد دوره گام اول به مرحله تکرار برسه و من دوباره  جزوه تهیه کنم و مثل دانشجوهای مشروط شده برگردم به اول دوره و با اشتیاق ، مجدد به تمریناتم بپردازم 

        استاد خودش می دونه که اخیرا از ۲۸ شهریور به این طرف  زندگیم دچار چه بحرانی شده که باعث توقف انجام تمریناتم شده .

        الهی که خدای مهربان ،پاداش بهای تهیه دوره ها و زمان و انرژی که تا بحال در این مسیر صرف کردم را با شروع لاغر شدن و خصوصا کوچیک شدن شکم پهلوهام بهم بده .

        البته نشانه ها رو می بینم  و متوجهم و توجه به اونا منو مشتاق ادامه دادن می کنه .

        یکی از این نشانه ها احساس سبک شدنمه 

        دومین نشانه  حالت نشستن و راه رفتنم بیشتر مواقع شبیه متناسبهاشده .غذام به شکل محسوسی کمتر شده .

        از غذا خوردن  نمی ترسم .به غذا به عنوان منبعی از انرژی برای ادامه حیات نگاه می کنم نه عاملی برای چاق تر شدن .

        نقطه سیری رو درک می کنم و بهش اهمیت می دم  و خوردن رو متوقف می کنم حتی اگر خوشمزه ترین غذای دنیا باشه .

        پیش به سوی تناسب اندام با تغییر فکر و رفتار ….

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Afsaneh
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۸ ۲۱:۰۷
      مدت عضویت: 1879 روز
      امتیاز کاربر: 2205 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 711 کلمه

      بنام رب تنها یگانه هستی بخش

      سلام به استاد و دوستان زیبانگرشم

      من برای لاغر شدن انتخاب شدم این جمله چقدر حس قشنگ و اعتمادبنفس بهم میده من تکاملمو طی کردم و تو مداری قرار گرفتم که خدا منو هدایت کرد در مسیر تناسب فکری یادمه از سن ده سالگی شروع به چاق شدن کردم و از اونجا بود ک از جسمم بدم میومد همش جلوی دوستام میگفتم من چاقم من زشتم و این حرفای خودم باعث میشد دوستانم توجه بیشتری به چاقیم کنند و بیشتر بهم بگن و دبیرستان از اینکه مجبور بودم همش مانتو گشاد بپوشم که اندامم زیاد تو دیدنباشه از خودم بدم میومد و همش میگفتم ای کاش سرطان بگیرم تابلکه لاغر بشم و از همون موقع کم کم با زخم و عفونت معده شدید روبرو شدم الان که فکرمیکنم اون بیماری معده ام بخاطر فرکانسهای خودم بود ک فرستاده بودم و واقعا قانون خدا بدون برگشت جواب میده چندین سال با این بیماری سروکله میزدم و همش بخاطر این چاقیم گله داشتم و باخودم میگم چرا من اون موقع باقانون خدا ولاغری باذهن اشنا نشدم فقط میتونم بگم چون تو مدار خیلی پایینی بودم و بعد از دانشگاه کم کم داشتم مثبت میشدم و یه رژیم سخت و ورزشهای سنگین انجام دادم که تونستم لاغر بشم خیلی روحیه گرفته بودم وشادبودم به خودم میبالیدم که تونستم بلاخره به آرزوبچگیم برسم و اعتمادبنفسم زیاد شدهمونجا که مدار مثبت ها بودم با قانون جذب اشناشدم و خداروشکر تونستم رو اعتمادبنفسم کار کنم و مدارهام کم کم بالامیرفت هرچند بعده مدتی دوباره چاق شدم اما این دفعه چاقیمو با دیدگاه جدید پذیرفتم و همین راه باعث شد خداوندم فضل و رحمت و لطفشو مثه همیشه شامل حالم کنه و منو دعوت کرد به مسیر تناسب فکری و وقتی چاقیمو پذیرفتم و دیگه حرص نخوردم تو مدار استاد قرار گرفتم خیلی اشتیاق زیاد تو وجودم قرار گرفت که صدگام  و بدون عجله کردن شروع کنم و ادامه بدم و از خدا خواستم یاریم کنه دوست داشتم دوره خدا هرگز دیر نمیکند رو شرکت کنم چون یادمه استاد تو یکی از فایلهاشون گفتند دوره خدا هرگز دیرنمیکند خیلی رو اعتمادبنفس و دوست داشتن خودمون تاثیر داره از همونجا قلبم گفت باید تو این دوره اول شرکت کنم من توخودم مستقل نیستم و درامد نداشتم و خانواده ام بهم این مقدار پولو نمیدادن تصمیم گرفتم اقدام کنم و حرکت کنم تا خدا برکتشو بهم نشون بده دنبال کار گشتم تا با پول خودم دوره رو بخرم خیلی جا رفتم اما کار پیدا نشد و باخدا حرف زدم و سپردم بخودش و رها کردم مطمئن بودم خدا هدایتم میکنه همونجوری ک منو هدایت کرده به سایت تناسب فکری تااینکه یک هفته قبل دوستم زنگ زد بهم گفتم یک کارگاه شیرینی پزی نیرو میخواد و من رفتم باید ۹ ساعت کار میکردم و حقوقم یک میلیون و پانصد بود خانواده ام اول قبول نکردن که کارسختیه و این چیزهت گفتم باشه من مطمئنم منو خدا تو این مسیر هدایت کرده الان یک هفته هست تو کارگاه کار میکنم هرچند منی که نازنازی بودم کارنکرده بودم و اولین بارم بود اینهمه ساعت کارمیکردم وهمش باید وایستم رو پام و شب با بدن درد شدید وگرفتگی رگها میخوابم اما باخودم همش میگم من باید تکاملمو طی کنم تویه این ۹ ساعت که سرکارم همش هنذفرین توگوشمه و فایلهای استادو مرتب گوش میدم وخیلی تغییرات توخودم میبینم آروم ومهربون و صبور و باآرامش تر شدم و اشتهام خیلی کم شده و انرژی جسمانیم زیاد شده و امروز که دیدم استاد گذاشتن بخاطر روز تولدشون همه دوره هارو تخفیف گذاشتن خیلی زیاد خوشحال شدم گفتم ببین خدا چقدر خوب داره جواب احساس خوب و کارکردن رو خودمو میده من قرار بود پول دو ماه حقوقمو جمع کنم و دوره رو شرکت کنم الان میتونم چندروز دیگه دوره رو بخرم یعنی عاشق خدام که چقدر رشد و تکاملمو جلو برد و بیشتر رو خودم کارکنم و تصاعدی تکاملمو طی کنم و امشب قرار شد پول قرض کنم و سر برج حقوق گرفتم بدم و چقدر بهم میچسبه که با تلاش خودم تونستم دوره رو شرکت کنم و مشتاقانه منتظرم که بتونم با هدایت و توکل بخدا دوره خدا هرگز دیرنمیکند رو بخرم و کنارش دوره صدگام رو برم فقط میتونم بگم خدا بیشتر از تلاشمون جوابمونا میده واقعا این حقیقته یک قدم از ما صدقدم از خدا 

      خداجونم عاشقانه عاشقتم رب من

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا