اگه الان اینجایی و چشمهات داره این جملهها رو دنبال میکنه، احتمال زیاد دنبال روشی برای لاغر شدن هستی…
شاید بعد از صد بار رژیم گرفتن، شاید بعد از بارها شکست، شاید بعد از اینکه دیگه حتی از خودت خجالت میکشی وقتی جلوی آینه وایمیستی یا مهمونی دعوت میشی و اولین فکرت اینه: “چی بپوشم که چاقیهام کمتر معلوم شه؟”
همهمون یه جایی از مسیر، دنبال یه نسخه جادویی میگردیم:
- 📜 یه رژیم خاص،
- 🤸♀️ یه ورزش معجزهآسا،
- 🧪 یا حتی یه قرص که لاغری رو مثل فوت کوزهگری بیاره…
اما بذار صادق باشیم: اگه اون روشها جواب میداد، الان اینجا نبودی، درسته؟
حالا قراره با هم بریم سراغ یه نگاه تازه. نه از جنس رژیم، نه از جنس فشار و تنبیه.
قراره با هم کشف کنیم که شاید مؤثرترین روشی برای لاغر شدن، از جایی شروع میشه که هیچوقت دنبالش نگشتی:
از تو… از ذهن و باورهایی که بیصدا، اما قدرتمند، فرمان چاقی رو صادر میکنن!
🌟 پیدا کردن راه نجات
چطور بالاخره روشی برای لاغر شدن پیدا کردم که کار کرد؟ نه رژیم بود، نه ورزش، نه قرص! 🤯

سالها بود که دنبال یه روشی برای لاغر شدن میگشتم.
نه فقط یه روش، یه راه نجات!
مثل کسی که توی بیابون تشنهست و دنبال یه جرعه آبه… منم توی کویر چاقی، دنبال یه قطره امید میگشتم.
از دوران راهنمایی شروع شد. همون موقع که همکلاسیهام با خیال راحت کیک و چیپس میخوردن و من از ترس چاقتر شدن فقط بوی خوراکیها رو تنفس میکردم. 😅
بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، دمنوش خوردم، حتی یه بار تا مرز مصرف قرصهای خطرناک هم رفتم…
ولی نتیجه؟
مثل یه بادکنک سوراخ. هی لاغر میشدم، هی دوباره چاقتر از قبل برمیگشتم.
🎯 چرا هیچ روشی برای لاغر شدن جواب نمیداد؟
یه روز که دیگه از خودم ناامید شده بودم، نشستم فکر کردم…
گفتم: نکنه مشکل از روشی که انتخاب میکنم نیست؟ نکنه خودِ انتخاب کردن اشتباهه؟
🧠 چون همیشه من بودم که با ترس، اضطراب یا فشار دیگران، دنبال روشی برای لاغر شدن میگشتم.
و همیشه هم همون گزینههایی جلوی روم بودن که همه بلدن:
- رژیمهای رنگوارنگ با اسمهای عجیبغریب 🥗
- ورزشهای طاقتفرسا با مربیهایی که فقط فریاد میزنن 😤
- دمنوش و داروهایی که بیشتر آدم رو مریض میکنن تا لاغر!

🌀 آشنایی با روشی که دنبالش نبودم… ولی پیدام کرد!
این بار فرق داشت. من دیگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودم. تسلیم شده بودم.
گفتم: “بیخیال، شاید من قراره تا آخر عمر چاق بمونم.”
و دقیقاً همون موقع، یه لینک، یه جمله، یه صدا… منو آورد به اینجا؛ به تناسب فکری. ✨
جایی که نه رژیم بود، نه کالری شماری، نه وزنه، نه جیغ و فریاد… بلکه یه نگاه تازه بود. یه درک عمیق از اینکه چاقی یه مشکل “فکری”ه، نه فقط جسمی.
و اینجا بود که برای اولین بار فهمیدم بدنم فقط بازتاب ذهنمه…
شاید برات عجیب باشه، ولی علم هم داره کمکم به همون جایی میرسه که ما در “تناسب فکری” سالهاست روش تأکید داریم:
✅ روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه، نه از معده!
بر اساس مقالهای منتشرشده در Appetite Journal (2022)، افرادی که بهجای تمرکز روی رژیم، رابطهشون با غذا رو از زاویه ذهنی و احساسی بررسی و اصلاح میکنن، پایداری بیشتری در کاهش وزن دارن.
در یک مطالعه معتبر در دانشگاه استنفورد هم مشخص شد:
افرادی که روی افکار و احساسات خودشون نسبت به غذا کار میکنن، تا سه برابر بیشتر از رژیمگیرندهها موفق میشن وزن کاهشیافتهشون رو حفظ کنن. 🧠📉
📌 پس وقتی میگیم یک روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه واقعاً داریم درباره روشی علمی، انسانی و پایدار حرف میزنیم — نه فقط یک ایده زیبا 🌱
🌈 چطور فهمیدم هدایت شدم به راه درست؟
برخلاف دفعات قبلی، این بار هیچ اطلاعاتی درباره این روش نداشتم.
هیچکس بهم نگفته بود “لاغری با ذهن” اصلاً چیه.
ولی وقتی اولین تمرینات ذهنی و جستجو در مخزن افکارم رو شروع کردم، یه چیزی توی دلم روشن شد…
یه حس آشنا ولی فراموششده: امید!
همینطوری که شما الان داری این متن رو میخونی، خیلیها هم با همین حس اومدن اینجا.
نه دنبال یه روش بودن، نه سرچ خاصی کرده بودن.
یکی معرفیشون کرده، یکی لینکش رو فرستاده، یا یه کلیپ کوتاه دیدهن و چیزی توی دلشون لرزیده…
در صفحه داستان هدایت من می تونی کلی داستان جذاب از نحوه آشنایی هدایت شدگان به اینجا رو بخونی و داستان آشنایی خودت رو بنویسی.



🔄 هرکسی به طریقی هدایت شد…
👩⚕️ یکی شب قبل از عمل اسلیو با سایت آشنا شد و تصمیم گرفت عمل رو کنسل کنه
👩💻 یکی از یه گروه تلگرامی ناشناس لینکش رو گرفت
👨👩👧 یکی از همسرش که اتفاقی از دوره گفته بود
👩🎓 یکی از دوستش که خیلی لاغر شده بود و پرسید «چیکار کردی؟»
و حالا همهشون یه چیز مشترک دارن:
اونا یه روشی برای لاغر شدن پیدا کردن که دنبالش نبودن، ولی پیداشون کرد.

💖 وقتی انتخاب میشی برای لاغری… داستانی واقعی از ملکهی عشق
وقت👑 بهقول خودش «ملکهی عشق» میگه: خدا منو انتخاب کرد برای لاغری… و آدم ناخودآگاه میخواد بشنوه این انتخاب چطور رقم خورده ✨
💭 «در تمام جستجوهام به دنبال روشی برای لاغر شدن، همیشه این من بودم که تصمیم میگرفتم… اما حالا انگار خدا انتخابم کرده…»
⏳ این جملهٔ ساده، خلاصهای از ۲۵ سال چرخیدن توی دنیای رژیمها 🍋، باشگاه رفتنها 🏋🏻♀️، تاولهای پا 👣، گریههای شبانه 😢 و البته امیدهای دوباره 💫 بود.
او سالها دنبال راهی برای لاغر شدن گشت؛ از کلاسهای بدنسازی تا تردمیل و رژیمهای عجیبوغریب. گاهی وزن کم کرد ⚖️ اما باز برگشت… چون راه، راه ذهنی نبود 🧠 چون فقط جسمش درگیر بود، نه فکرش.
تا اینکه…
🙏 «یک شب، با تمام وجودم گفتم: خدا کمکم کن… و ناگهان رسیدم به لاغری با ذهن 🌱 … تا صبح بیدار بودم و با اشتیاق فایلها رو میدیدم.»
او به قول خودش، «به آب رسید» 💧؛ به مسیری که قرار نبود با سختی و درد همراه باشه، بلکه با آگاهی 📖، خودشناسی 🪞 و خودباوری 💖.
✨ «وقتی خداوند منو باور داره، وقتشه خودمم خودمو باور کنم…»
🌟 اون حالا داره یاد میگیره که:
✔️ باید لایق لاغر شدن باشه، نه فقط خواهانش.
✔️ لاغری توی خونشه؛ ذاتی 🧬، نه اکتسابی با فشار.
✔️ اعتماد به زمانبندی خدا یعنی صبوری 🕊، استمرار 🔄 و خلق رؤیا 🌈.
📉 و نتیجه؟ ده کیلو وزن کم کرده ✅
⚖️ وسواس وزنکشیدن رو کنار گذاشته
🩺 چکاپ خونیش عالیه
😴 خوابش عمیقتره
🌸 پوستش بهتر شده
و مهمتر از همه:
💎 «در حال ساختن خودم از نو هستم… و این بار با عشق.»
او فقط وزن کم نکرده؛ عزت نفس 🌟 پیدا کرده، آرامش 🕊، تعادل ⚖️ و حس زیبای خالق بودن در زندگی خودش 🌍. صدای منفیباف ذهنش هنوز هست، اما اون یاد گرفته راهشو بره 🚶🏻♀️.
و شاید زیباترین جملهای که گفت، این بود:
👩👧 «وقتی من یاد بگیرم لاغر بشم، فرزندانم هم یاد میگیرن… و نسل چندساله چاقی، از وجود من منقطع میشه…»
این یعنی: قدرت آموزش ذهنی 🧠، قدرت یک تغییر نسلی 🔥، و قدرت دختری که حالا «ملکه عشق» خودشه 👑💖

💖 جمعبندی: اگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودی ولی اینجایی…
ببین… اگه همین حالا، با هر شکل و وزنی که داری، داری این جملهها رو میخونی، بدون که بیدلیل نیست.
🕊 تو انتخاب شدی.
نه توسط یه رژیم خاص یا برنامهی غذایی پر زرق و برق…
تو توسط زندگی، توسط قلبت، توسط نیرویی درونی انتخاب شدی، تا یه روشی برای لاغر شدن رو تجربه کنی که با تمام چیزی که تا حالا امتحان کردی فرق داره.
🔸 روشی که از ذهن شروع میشه، نه از یخچال.
🔸 روشی که توش لاغر شدن یعنی شناخت خودت، نه جنگ با بدنت.
🔸 روشی که تو رو از قربانی رژیمها بودن، تبدیل میکنه به قهرمان ذهن خودت.
✨ روشی برای لاغر شدن که توش:
✅ خبری از زجر و گرسنگی نیست
✅ تو مجبوری رو با انتخاب آگاهانه عوض میکنی
✅ رژیم و وسواس جای خودش رو به آرامش، عشق و آگاهی میده
✅ و مهمتر از همه: به خودت برمیگردی… به خود واقعیت
🕊 اگر تا اینجای مقاله همراه بودی، یعنی آمادگی اون جرقه درونت روشن شده.
یعنی قلبت داره زمزمه میکنه: “وقتشه یه چیز واقعی رو امتحان کنم…”
🚪 پس خوش اومدی به دروازهی سرزمین لاغرها…
اولین قدم برای شروع این سفر شگفتانگیز، دورهی «ورود به سرزمین لاغرها»ست؛
یه دورهی خاص که نه فقط باعث تغییر جسمت میشه بلکه باعث تغییر سرنوشتت میشه، برای کسانی که میخوان از روشی برای لاغر شدن استفاده کنند که با ذهنشون صلح کنن و مسیر جدیدی برای تناسب پیدا کنن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نوشتن تمرین، مثل ریختن بذرهای لاغری در خاک ذهن شماست. هر کلمهای که مینویسید، یک قدم به سمت تناسب واقعی است.
اینبار، از شما دعوت میکنیم تمرین این بخش را با دقت، تمرکز و احساس بنویسید و اجازه دهید ذهن و جسمتان برای لاغری هممسیر شوند.
پاسخ به سوالات زیر، نهتنها شما را به شناخت عمیقتری از مسیر ذهنی لاغری میرساند، بلکه باعث میشود تصویرسازیهای شما درباره لاغر شدن، واقعیتر و قابل دسترستر شوند. پس لطفاً با حوصله و جزئیات بنویسید:
- به نظرت چرا تو انتخاب شدی که این مقاله رو بخونی؟ چی درونت داره صدا میزنه که وقتشه یه روشی برای لاغر شدن رو از درون شروع کنی؟
- تا حالا از چه روشی برای لاغر شدن استفاده کردهاید؟ نتیجه چه بود؟
- چطور با روش لاغری با ذهن آشنا شدید؟ چه شد که اینجا هستید؟
- چرا واقعاً میخواهید لاغر شوید؟ هدفتان چیست؟
- چه چیزی در روش ذهنی لاغری توجه شما را جلب کرده؟ چرا فکر میکنید این روش مناسب شماست.
همچنین با تماشای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرین طراحی کنید و در بخش دیدگاهها، آن را با ما به اشتراک بگذارید. فراموش نکنید: نوشتن شما الهامبخش دیگران هم خواهد بود!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.73 از 278 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان نابم
من هم اگر بخوام از خودم بگم دقیقا من هم در حالت ناامیدی با بی تفاوتی به چاقی و جسمم که هر چی بادا باد من دیگه کاری از دستم بر نمیاد و … با این راه آشنا شدم و خیلی تصادفی یه شب که همه خواب بودن و من تنها داخل هال روی مبل نشسته بودم و در اینستا میچرخیدم با پیج ایشون و اونم به خاطر اینکه استاد آشنای ما هستن برخورد کردم و خواستم ببینم که ایشون دارن چیکار میکنن و چه چیزی برای گفتن دارن و خیلی همینطوری به حرفهای استاد گوش دادم و دیدم چقدر حرفهای استاد عالین و من چقدر خوشم اومد و همینطور اون شب من تمام اون صحبتهای استاد در پیج اینساتشون رو از روی کنجکاوی و اینکه چقدر خوب حرف میزدن گوش دادم و انگار نور امید در دلم زنده شد و انگار گمشده ی خودم رو پیدا کرده بودم و من چون پیج ایشون رو فالو کرده بودم اگر استاد استوری یا لایو میزاشتن من با جون و دل گوش می دآدم و چقدر لذت میبردم وبه بقیه هم میگفتم اما اونها همچون نظری مثل من نداشتن و میگفتن ایشون که حرف خاصی نمیزنه اون زمان اصلا نمیدونستم ذهن و مسایل ذهنی و قانون جذب چی هست فقط برای لاغری من وارد این مسیر شدم چون خوشم میومد حرفهای استاد رو بشنوم و حالم خوب شده بود بدون اینکه من تغییری در جسمم ببینم همچنان گوش مبدادم ولی عاشق و علاقمند این راه شده بودم و من خبر نداشتم که استاد سایت داره و اصلا سبک کاری ایشون رو خبر نداشتم و من همش منتظر میماندم تا استاد بیاد داخل اینستا لایو و یا چیزی بزاره و من ببینم و به حرفهاشون عمل کنم تا نتیجه بگیرم تا یه مدت گذشت و یه روز استاد در فایلی که با لباس قرمز روی تردمیل بودن و هنوزم در سایت هست فایلی ظبط کردن که به صورت لایو در اینستا بود و اونجا استاد اشاره کردن که بچه ها همش منتظر من نباشین تا من بیام اینجا و یه فایلی بزارم و گفتن شما باید برین داخل سایت و خودتون پیگیری کنید و هر روز فایل گوش بدین و قدم بردارین و یادم میاد استاد همونجا گفت شاید هفته ای یک بار من بتونم بیام اینستا و اما بقیه ی اوقات شما چیکار میکنین ؟؟منتظرین تا من بیام ؟؟نه اینکار غلطه و من اونجا بود که متوجه شدم اصلا جریان چیه سبک کاری استاد چیه و من از کجا باید آموزشها رو دنبال کنم و همون روز من خیلی راحت وارد سایت شدم و تک تک حرفهای استاد رو با عشق گوش میدادم و حالم عالی شده بود آزادی در خوردن داشتم و ….. و من تمام حرفهای استاد رو مو به مو حاضرم قسم بخورم که مو به مو در دفترم مینوشتم و یادداشت میکردم و تمرینات رو انجام میدادم اما جرات نوشتن در سایت نداشتم و اما کم کم متوجه تغییراتی در جسمم شدم که همه میگفتن و من بعد از مدتی به سمت دوره ی کوتاهی از ایشون هدایت شدم و خلاصه خیلی عالی وزن کم کردم نمیدونم چقدر چون اصلا هنوز که هنوز من جرات وزن کردن و سایز کردن رو ندارم و اصلا از این کار خوشم نمیاد و برام مهم نیست فقط میدونم کلی جمع و جور تر و زیباتر شدم و دیگه خبری از اون حال بد و نگرانی و استرس و محدودیت و ..نیست و من دیگه با فایلهای رایگان استاد کلی نتیجه گرفته بودم اونم بدون اینکه من هیچ کار خاصی بکنم واین خیلی برای من جالب و عالی بود .
و اما استاد جا داره که تحسین کنم شما رو چقدر شما عالی به سمت رسالتتون هدایت شدین چقدر من هم دوست دارم مثل شما انسان تأثیرگذاری باشم چقدر جالبه شما ازطریق همون تضادی که همیشه در زندگیتون بوده شما دارین ثروت میسازین واقعا جای تحسین داره شما به الهام و شهود خودتون و هدایت خدا اعتماد کردین و عمل کردین و این چنین موفق شدین.بدون اینکه شما برنامه ی خاصی داشته باشین چقدر حضور خداوند در زندگی شما و ایجاد این کسب و کار شما پر رنگ بوده و هست .من هم این چنین هدایتی از طرف خدا برای خودم آرزومندم که میدانم برای همه این هدایتها هست اما شاید من هنوز آماده نیستم و اونها رو دریافت نمیکنم شاید هنوز باید روی خودم کار کنم .اما من به خودم همین الآنم میبالم و خوشحالم چون انتخاب شده ی خدا هستم که الان در این مسیر هستم و همین همین خیلی برای من لذت بخش هست و من سالها در کلاسهای مختلف شرکت کردم اما هیچ کدوم اندازه ی این کلاسهای کنترل ذهن و قانون جذب برای من لذت بخش نیست و من سالها با عشق دنبال نکردم اما من الان همین امروز داشتم حساب میکردم و باورم نمیشد من ابان امسال سه سالم پر میشه که در این مسیر هستم و هنوز من مثل روز اول مشتاق و عاشق گوش دادن به این آگاهی ها هستم و تازه هر چقدر جلو میرم برام جذابتر میشن پس من به انتخاب خدا اعتماد دارم و به پاس قدر دانی از این انتخاب من هر روز در مسیر هستم و قدم برمیدارم و سعی دارم به حرفهای استاد عطار روشن عمل کنم چون من توانایی رسیدن به اندام دلخواهم رو دارم چون من به خود باوری رسیدم که میتونم جسم دلخواهم و زندگی دلخواهم رو خلق کنم من پر قدرت به راهم ادامه میدم و انتظار دارم در تمام جنبه ها تغییر رو احساس کنم
.و این رو هم بگم من زمانی که با این راه آشنا شدم کسی بودم که در رژیم سخت و ورزش وحشتناک سنگینی بودم که هیچ کس نمیتونست حتی برای یک روز من رو از این دو جدا کنه ولی من به هدایت االهی اعتماد کردم و خیلی راحت هر دو رو یک شبه رها کردم بدون اینکه کسی از اطرافیانم با این مسیر لاغر شده باشه اما من اعتماد کردم و وارد این راه شدم و کلی نتایج ارزنده گرفتم که واقعا نمیدانم چی بگم من به قصد لاغری اومدم اما الان آرامش و شادی و حال خوب و آزادی و اعتماد به نفسم ایمان و توکل بهتر شده و اندام زیباتر و سلامتی بیشتر دارم و کلی نتایج دیگه دارم من اصلا شبیه گذشته ی خودم نیستم واقعا تغییر کردم و اما شاید تغییرات من برای خیلیها تغییر به حساب نمیاد اما من میدونم که برای من قبلا این چیزها رویا بود اما الان دارمشون من عاشق این سبک و این راه هستم و تا زندم در مسیر میمانم .
صد گام فوقالعادست کولاک میکنه با اطمینان صد درصد برو صد گام و بدون که تغییر خواهی کرد چه خوب یاداوری کردی میخوام در کنار دوره اصلی صدگام هم بردارم دوست دارم اینبار تراشیده تراشیده شم انشاالله
یک شب که نمیدونم کدوم شب بود بهار بود یا پاییز ولی یادم تو اتاق بچه ها خوابیده بودم اون روزها دیگه لاغری برام مهم نبود نه حسرت لاغری میخوردم نه اندوه چاقی اما خوشحال نبودم افسرده هم نبودم بیشتر تو حالت نا امیدی و بی تفاوتی بودم که من فکر میکنم بد ترین حالت انسان
همه چیز اتفاقی بود یادم بارها از خدا با اشک لاغری خواسته بودم حتی چله زیارت عاشورا براش گرفته بودم
هر رژیمی ناکارامد درامده بود
شرمنده همسرم بودم
از نگاه های تحقیر امیز دیگران خسته بودم
برادرم که خیلی ازش رودبایسی دارم اروم بهم گفت ماه منیر یکم خودت لاغر کن اب شدم اون لحظه
یادم به مامانم قول دادم لاغر میشم
ولی تو دلم میدونستم نمیتونم
اما اون شب یهو ورق برگشت
تا صبح دوازده فایل رایگان گوش کردم انگار استاد حرفهایی میزد که از یک دنیای دیگه اومده بود
شاید باورتون نشه من حتی برای لاغری هیپنوتیزم هم کرده بودم
طول کشید برام تا نتیجه بگیرم وقتی دورم تموم میشد خیلی بینش وقفه میافتاد و همین وقفه ها کار خراب میکرد
درست وقتی که خیلی حس خوبی داشتم مامانم میگفت چاق شدی
همسرم رو گوش کردن فایلها حساس شده بود و میخواست بیشتر برای بچه ها وقت بزارم
مادرم میگفت چه قدر تو گوشی
ولی من به کارم ایمان داشتم
الان بهم میگن بالون گزاشتی
و خواهرم میگه من میبینم که تو کم میخوری چرا میگی با ذهن لاغر شدی در صورتیکه خودش هر روز تصمیم به کم خوردن میگیره و اون روز از همیشه بیشتر میخوره
امروز ارایشگرم گفت باربی شدی رفت
هنوز باید ادامه بدم شاید دوره پیشرفته رو بخرم ولی تو این گروه کم کم دارم جزو پیشکسوتان میشم اینجا رو دوست دارم به زندگیم معنا میده بدون اون نمیتونم
حتی اگر هفته ها نیام باز من به سمت خودش میکشونه
اوایل ۴ صبح بیدار میشدم تا فایل گوش بدم تو تمام زندگیم تاثیر گزاشت لاغری کمترین دستاوردش برام بود
دوستان خوب و مهربان و استاد گرامی گویی همه در یک مدار هستیم و سیارمون با شتاب به سمت خوشبختی در حرکت است
از همون هفته اول یعنی از فردای اون شب سرنوشت ساز تغییرات من دیده شد
خیلی سریع دوره را تهیه کردم خیلی راحت همسرم قبول کرد هزینش بده خیلی تعجب کردم
انگار همه چیز از پیش تهیه شده بود
مادرم با افتخار خواهرم میگفت که منیره غذاش کامل میخوره و این مسخره بازیهای تو رو هم در نمیاره لاغر هم هست
تمام لباسهام اندازم شده شکمم تخت شده سبک شده اسیر غذا نیستم
امروز نهار ساعت ۶ خوردم عالی بود چون در تایم نهار سیر بودم
باور بازدارندم بعد مدتها پیدا کردم و چاقی موضعی بود چون باور نداشتم که اون قسمتها لاغر میشه ذهنم مانع لاغری بقیه قسمتها میشد چون فکر می کردم هارمونیم به هم میخوره
گاهی به اشپزخانه لاغری سر میزنم
نظرات دوستان را میخوانم و البته هر روز فایلهای روزم را گوش میدهم
برای لاغری زمان ندارم
محدودیت ندارم
ایا این خود بهشت نیست
جوری لاغر میشوم که در خواب نیز نمیدیدم
نشان های دریافت شده
سلام منیره جان آفرین بهت تبریک میگم
آفرین که موندی ونتیجه گرفتی و لاغری رو در آغوش گرفتی
درسته گفتی طول کشید ولی شدی لاغر شدی شدنه مهمه
چرا عکسی از خودتون نمیزارید اندام زیبایی که ساختین ببینیم ؟
سلام الهام جان برای فرستادن عکس متاسفانه نمیتونم
ولی فقط همین بگم که به قدری اندامم خوب شده که خواهرم میگه تو یک کاری کردی با هیکلت و هر کی من میبینه میگه نوجوان شدی از تخریب خبری نیست از اویزان شدن بدن همه چیز خیلی عالی داره پیش میره هفته اخر دوره مقدماتی بودم وقتی دیدم فاطمه سادات عزیز با اون همه انرژی از اول شروع کرده من هم امروز از هفته اول شروع کردم از دوشنبه کاش شما و بقیه دوستان هم میامدید تا از نو شروع کنیم برای ساختن اندامی بهتر
یک بار برای همیشه
دوست دارم پوتین های ساق بلند بپوشم
با شلوارهای لی
و شکمم بیشتر به کمرم بچسبه
و هیچ چربی وجود نداشته باشه
جز انکه خدا خود مقرر کرده است
نشان های دریافت شده
تبریک میگم عزیزم لاغری نوش جانت گوارای وجودت
خدا رو شکر میکنم با دوستان موفق وعالی همراه هستم .
راستش کمی دو دل هستم من حسم گفته بود بیام صد گام رو شروع کنم چون اصلا اینجا نیومده بودم درسته هر فایلی استاد گذاشتن رایگان دوساله دارم میبینم همون روز که میاد
امروز با خودم می گفتم کاش برم دوره اصلی اینجا تعلل میکنم وقت تلف میکنم حسم بد میشه همش مشغول خوندن دیدگاه دوستان فالو کرده هستم و دوره رو منظم نمیرم جلو حسم بد میشه
نمیدونم شاید پیشنهاد شما از سوی خدا برای من باشه بیام دوره اصلی
ببینم چه کار میکنم شاید منم از شنبه بیام دوره اصلی
صدگام رو هم هرچند وقت یه فایل گوش بدم اگر وقت کنم.
ممنونم منیره جان که پاسخ پیامم رو دادی وبه من انگیزه دادی وایمانم رو بیشتر کردی
شاد باشی عزیزم
نشان های دریافت شده
منیره جان ضمن تبریک موفقیتت ، می خوام بدونم الان سایزت چنده …نمیگم چند کیلو بودی الان چندی ؟ چون ما هیچکدوم خودمونو وزن نمی کنیم می دونیم با چه وزنی دوره ارو شروع کردیم ولی الان نمی دونیم در چه وضعی هستیم ….اما لباس که می پوشیم از سایز لباسمون میشه حدس زد که چقدر تغییر کردیم …..
عزیزم من اصلا خودم وزن نمیکنم و در مورد سایز هم توجه زیادی کلا به سایز هیچ وقت نداشتم قبل از این دوره یادم برای شلوار سایز ۵۴ میپوشیدم الان این شلواری که امروز پام و خواهرم بهم داد چون گفت ازش تنگ شده خیلی تصادفی دیدم ۴۶ بود دیگه نمیدونم
اخه من خیلی هم حقیقتا لباس نمیخرم تو فروشگاه بیشتر برای بچه ها خرید میکنم و خودم هم اون تمرین انجام میدم یعنی لباسهای سایز کوچیک قیمت میکنم دست میگیرم و جلوی اینه برانداز میکنم
و چون خیلی از لباسهای قبلم اندازم شده و حتی گشاد حالا حالا ها لباس دارم
نشان های دریافت شده
منیره جان طبق تحقیقی که توی نت انجام دادم با کاهش هر یک سایز ۲ کیلو از وزن کم میشه شکر خدا شماتا حالا ۹ سایز کم کردی میشه ۱۸ کیلو این واقعا خیلی عالیه …حتما تصویرت در قسمت شگفتی سازان هم ثبت شده اما خوب من به عکس نمی شناسمت فقط می دونم اسمت منیره خانومه … ببخش وقتتو گرفتم بانو جان ….
ممنون عزیزم این خیلی عالی و حتما اینطوره و شاید حتی بیشتر چون من سایز شلوارم گفتم و سایز بلیزم نگفتم بالاتنه ام خیلی بیشتر سایز کم کرده هفته قبل لباس دختر خواهرم که اول راهنمایی و خیلی لاغره تنم کردم جالب که اصلا هم بلیزش کش نمیومد و خواهرم خیلی تعجب کرد پایین تنم خیلی با بالاتنم تفاوت سایز داره دلیلش هم توجه بیش از اندازه من به اون قسمتهاست
شهربانو جان به هیچ وجه تحریک نمیشم که برم روی ترازو
چون خاطرات خیلی بدی دارم اگر تنها دستاورد این دوره این بوده باشه که من نرم روی ترازو برام کافی
نشان های دریافت شده
خیلی عالیه منیره جان ، بهت تبریک میگم که حدود سه ساله که در اینمسیر هستی و اینقدر نتایجت عالی بوده ….
چقدر ما باید خوشحال و خوشبخت باشیم که در اینجا ،با هم تحت تعلیم استادی بی نظیر قرار داریم که نه تنها لاغر میشیم بلکه کلی از جنبه های مختلف زندگی هامون متحول میشه ….خدارا خیلی سپاسگزارم ….. چقدر خوب گفتی که اگر تنها دستاوردت از این دوره ها ،،کنارگذاشتن ترازو بوده باشه برات کافیه ….احسنت به شما …الحمدلله اینقدری لاغر شدی که حالا داری با دستاوردهای دیگه ای ، احساس خودتو عالی نگه می داری …ولی آخرش نگفتی عکس زیباتو به گروه شگفتی سازان فرستادی یا نه ؟
دوستدار شما : شهربانو
نه عزیزم من عکس نزاشتم برام معذوریت داره
ولی واقعا اگر عکس قبل و بعد میدیدی شگفت زده میشدی اما این ایده ال من نیست و هنوز راه داره تا به قله برسم من هم گاهی از مسیر خارج میشم و گاهی با سرعت حرکت میکنم مهم حسم حس لاغری وقتی شما گفتید که ۱۸ کیلو وزن کم کردم اصلا برام مهم نبود منی که یک کیلو وزن کم کردن من به عرش میرسوند یک روز خودم میکشتم از ملین و ورزش و رژیم و صبح ناشتا اول میرفتم خیلی عذر میخوام سرویس بعد خودم وزن میکردم و با دیدن ۷۰۰ گرم یا نیم کیلو وزن کم کردن انگار دنیا رو به من دادن
الان چه اهمیتی داره که من ۱۰۰ کیلو باشم ولی اندامم دوست داشته باشم تا اینکه ۶۰ کیلو باشم ولی برای ۵۷ اه بکشم
من اوایل عروسیم ۷۰ بود و قدم هم ۱۶۸ واقعا متناسب بودم ولی چون دکتر تغذیه ای گفته بود که باید ۵۷ باشم برای داشتن وزن مایکن وای اینر۱۳ کیلو برای من اندازه یک قرن بود و ارزوی من به قدری خودم چاق تصور میکردم یادم تو باشگاه خانمی بود که خیلی لاغر بود و بغلهای پاش محکم به دیوار میزد و میگفت که میخواد ابشون کنه و من که اون زمان از ریشه چاقی و لاغری در ذهن خبر نداشتم خیلی تعجب میکردم
امروز همسرم رفته بود فروشگاه و من تو ماشین نشسته بودم و مرد چاقی دیدم که تو فروشگاه کنار صندوق بستنیش باز کرد خورد برام تعجب اور بود و گفتم واقعا که نمیتونست تا ماشینش صبر کنه بعد یادم افتاد که خودم هم همین کار میکردم قبلا و خوراکیها رو تو فروشگاهدباز میکردم
شهربانو جان دستاورد خیلی خیلی بزرگ این دوره برای من رهایی از رژیم گرفتن بود من در به در مطبهای دکتر تغذیه بودم یادم تو ترافیک تجریش شب زمستون و تابستون میرفتم دکتر تغذیه
و رژیمهای مختلف امتحان میکردم فکر کنید رژیم دوازده روزه کانادایی فقط سه روزش ژامبون مرغ بود بعد من اصلا کالباس و سوسیس نمیخورم چه برسه به ژامبون و اون سه روز یک عالمه خوردم هر چی از سختی های رژیم هام بگم کم گفتم و دستم برای یک شلیل میلرزید از بس که به خودم محدودیت داده بودم شش روز فقط اب خوردم و اگر برادرم نمیفهمید و مجبورم نمیکرد غذا بخورم معلوم نمیشد چه بلایی سرم میومد .ما رژیم نیستیم
ما رو ترازو نمیریم
ایا همین خود بهشت نیست
خوب حالا با تمام این امتیازات هر روز هم لاغر میشیم
موفق باشید شهربانو جان
نشان های دریافت شده
عزیزم منیره خانم سلام .
ممنون وقت گذاشتی نظر و انرژی خوبتو برام فرستادی
یه عرضی دارم :
تعجب کردم که نوشتی قبلا توی اون رژیمای کذایی حتی نیم کیلو وزن کم می کردی انگار دنیارو بهت می دادن ولی حالا که بیش از ۱۸ کیلو کم کردی برات اهمیت نداره و دنبال ایده آل خودت هستی …
اجازه می خوام نظرمو در این مورد بگم ….
من از استاد یاد گرفتم که ما باید سپاسگزار داشته های فعلی باشیم و از بابتشون احساس خوب و خوشحالی داشته باشیم تا استحقاق دریافت بیشتر و بهتر رو داشته باشیم ….. الان شما با بیش از ۱۸ کیلو کاهش باید واقعا از خوشحالی پر در بیاری و از ذوقت هر جا میری اینو به رخ بکشی و شادی و انرژی خوبتو به دیگران منتقل کنی …چرا میگی برات چه اهمیتی داره ….میگم شاید چون خیییلی آسون این همه کاهش وزن داشتی برات بی اهمیت شده ولی قبلا چون با سختی وزن کم می کردی کاهش نیم کیلو برات اون همه شادی به همراه داشته …
ولی من برعکس فکر می کنم خدا شاهده من فقط ۵ کیلو کم کنم از شادی میرم روو ابرا اصلا شاید از ذوق و شادی پس بیفتم چون از نظر من اگر به چیزی آسون و راحت برسم جای بسی شادی و شکرگذاری داره ……
عزیزم یه وقت سوء برداشت نشه از چیزی که بهت گفتم من فقط خواستم نظرمو بگم برام عجیب اومد که نوشتی کم کردن این مقدار کاهش وزن اهمیتی برات نداره اونم وقتی هر چی میلت بوده خوردی و اصلا نگران نبودی که بخوای بری روی ترازو و عصبی بشی ….
موفق باشیم در مسیر تغییر کردن ….
شهربانوی عزیز چه خوب که نظرتون گفتید
ببینید چرا من خوش حال نیستم معلومه که هستم اصلا دنیا جور دیگه به من نگاه میکنه من از تناسب و لاغری خوشحالم ولی مثل قبل خودم درگیر وزن و سایز نمیکنم از شکم تخت از احساس سبکی خیلی خوشحالم ولی با ارزش تر از همه اینها تسلط من روی خوردنمه من قبلا اگر هم لاغر میشدم خوشحال نبودم چون پر از محرومیت و محدودیت بود و میدونستم پایدار نیست اما خود کم کردن وزن برام خیلی خوشحال کننده بود
گفای اگر پنج کیلو وزن کم کنی خیلی خوشحال میشی ناراحت نشو دلیلش این که خودتون لایق این کاهش نمیدونی تا وقتی پر از هیجانات برای لاغری هستی درست مثل گذشته من به دست نمیاد
بلین من الان که تشنم یک لیوان اب بهم بدن چه حسی بهم دست میده خوب لذت میبرم شاکر خدا هستم ولی خیلی هیجان زده نمیشم چون اب برای من همیشه در دسترس من از وقتی تو این دوره هستم لاغری در دسترس دیدم برای همین خیلی مثل قبل براش بی تابی نمیکنم چون به راحتی دارمش از روزی که تو دوره ثبت نام کردم موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلام منیره دوست خوبم .
خدارو شکر که شما به حس لیاقت برای لاغری دست پیدا کردی و لاغر شدی و اونو اینقدر در دسترس می بینی که لاغرتر شدن برات عادی شده تبریک میگم … منم دارم روی خودم و افکارم کار می کنم که لایق لاغر شدن باشم …از نظر خدایی لیاقتشو دارم اگر نه اینجا نبودم ولی افکاری که منفی باف القاء می کنه تاثیر فکریشو می ذاره و اجازه نمی ده رفتاری که متناسب کننده باشه بروز کنه و دائم منو هول میده به سمت چاق موندن …. با توکل به هدایت و حمایت الهی ، به حس عالی لیاقت خواهم رسید … ممنون از نظرت … موفق باشی ….
سلام
یکسال رژیم و ورزش بودم و کاهش وزن خوبی داشتم ولی دیگه نتونستم ادامه بدم
رژیم خاصی که ۸ ماه طول کشید ده کیلو کم کردم و ادامش برام خیلی سخت بود چون غذاهای خاص و انتخاب شده ای بود شامل اب میوه و مرغ اب پز
رژیم کتو که فقط سه کیلو کم کردم و اصلا نمیتونستم ادامه بدم
خیلی ناگهانی تو اینترنت میگشتم که یک دفعه با این روش اشنا شدم در کمال نا امیدی و انگار همه چیز کاملا اتفاقی بود و من انتخاب شدم
خیلی دوست دارم لاغر شم چون فکر میکنم خداوند یک شی با ارزش که همون اندامم به من داده و من خرابش کردم دوست دارم تعمیرش کنم
دوست دارم تمام لذتهای دنیا که با جسم چاق درک می کردم الان با جسم لاغر درک کنم
چون اکثر روشها رو امتحان کردم بی فایدست محدودیت جواب نمیده و نتیجش فقط حریص شدنه
به نام خدای مهربان
سلام و خسته نباشید دارم خدمت استاد عزیز و دوستانی که با این سایت آشنا شدن
همهٔ ما که الان اینجا هستیم بزرگترین حسرت و آرزومون متناسب شدن هست آرزو داریم که بدون هیچ عذاب وجدان و محدودیتی خوراکی و غذای مورد علاقمونو بخوریم بدون اینکه نگران چاق شدن خودمون باشیم پیتزا، ساندویچ، لازانیا بخوریم. هیچ کس دوست نداره چاق باشه. هیچکدوم ما خاطره خوبی از چاقی نداریم. ما هر روز برای چاقتر شدن رنج میکشیم در حالی که بدون زحمت چاق شدیم حتی نمیدونم از کجا و از چه تاریخی شروع شد. همهٔ ما از دویدن، انجام ورزش های سخت، رژیم و دارو خسته شدیم چون به چیزی که میخواستیم نرسیدیم. شمایی که دارید این نظر رو مطالعه میکنید خیلی خوشبختید چون به زودی به رویای خودتون میرسید اگر واقعا بخواهید.
به یاد میآورم اول مهر ماه سال ۱۴۰۰ بود که دیگه واقعا خسته شده بودم که خسته تر از همیشه داشتم در گوگل به دنبال روشی برای لاغر شدن میگشتم و با این سایت آشنا شدم. یادم میآید که فکر کنم سرچ کردم هر کاری میکنم لاغر نمیشوم و معجزه کرد و من الان اینجا هستم. با خودم گفتم چه بهتر و راحت تر از اینکه با فکر کردن و نوشتن و گوش دادن لاغر شد اصلا وقتی خیال پردازی می کردم نور امیدی در دلم روشن شد و همین باعث شد بدون درنگ کردن همان روز شروع کنم به استفاده از دوره ۱۲ گام و فقط با سه بار استفاده از این دوره از ۱۵ کیلو اضافه وزنم ۵ کیلو باقی مانده. به شما اطمینان میدم که اگه چیزی ازین دنیا بخواهید هیچ چیزی نمیتواند مانع پیروزی شما شود. من فقط از دوره رایگان استفاده کرده ام و توانسته ام حدود ده کیلو از خودم رها کنم پس شما هم میتوانید. من وقتی با این دوره آشنا شدم ۱۷ سالم بود و داشتم به وزن ۶۱ میرسدم اما الان ۵۱ کیلو هستم و خیلی حالم خوب است. امیدوارم هر جا که هستید موفق باشید.
ای ک مرا خوانده ای راه نشانم بده
سلام ب عزیزان هم مسیرم
من انتخاب شدم برای این مسیر ذهنی و من به این انتخاب ایمان دارم ،سال ۹۹ سالی ک من در اوج ناامیدی از تمام زندگیم ی شکست خورده چ در زمینه رابطه عاطفی چ در زمینه تناسب یاکار وتحصیل وهمه چی ،یکی ک شب وروزش بااشک واه ب هم پیوند میخورد و با هر نفسش گلایش از خداش این بود ک چرا رهاش کرده ب حال خودش، من خودمو در انتهای خط زندگی میدیدم واون لحظه ب خودم میگفتم وقتی هیچکاری ازم برنمیاد وقتی این همه زجر کشیدم برای همه ی خواسته هام التماس کردم راه های دشوار وسختی هاروتحمل کردم ونشد بس برا چی زنده ام ،خداییم ک نیس صدامو نمیشنوه و منو اینجا رها کرده حتی دقیق یادمه ک با حال زارم میگفتم وقتی اینقد اینجا زجر میکشم خب خودمو خلاص میکنم تااگه عذابیم هس همون دنیا بکشم،دنبال ی چیزای دیگه توگوشی بودم برا خلاصی نمیدونم چطوشد یاد یکی از دوستام افتادم ک ماه ها قبل تر یه اسم سایتی روگفته بود ومیگف ک خیلی خوبه وقتی واردش بشی کل زندگیت تغییر میکنه و حرفایی راجش زده بود ومن کاملا ناخودآگاه شروع ب سرچ سایت کردم و باز هم الان یادم اصلا نمیاد چطوری اسم ی فایلیو دیذم بنام خیمه ها ،و خیمه های خود را جا ب جاکنید،یادم میاد اونروز ک دانلود کردم و اون روگوش دادم انگار مخاطبش من بودم واونقدر اونروز تاشب گریه کرده بودم ک از حال میرفتم ولی همون شد اغاز جا ب جایی خیمه های تمام زندگی من ،و امروز ک با گوش دادن ب این فایل باز ایمانم هزاران برابر شد ک من برای این مسیر انتخاب شده ام ،نمیدونم کی وکجا از خدا خواستم ک راه رونشونم بده وخدای رئوفم در ناباورانه ترین لحظه زندگیم راهی نشانم داده ک الان حالم وصف نشدنیه ،من ی شکست خورده درعشق،ی نابود شده در مسائل مالی ،هر چیوگرون خریده بود ومجبور شده بود مفت وارزون از دست بده ،ی زخم خورده روح و روان و جسمش روبا کلی روش. های گوناگون داغون کرده بود ک بلکه بتونه ی ذره از بار وزنش روکم کنه ولی افسوس ک هر چه بود در ذهن بوده و من بی سواد ترررررین در مسائل ذهن، در حالی ک همه چی از ذهن من نشأت میگرفته ودر جهان مادی ب نمایش گذاشته میشده ، من شروع کردم ب اغاز زندگی جدید ،خیلی جاها لیز خوردم ناامید شدم باز هم گریه کردم باز هم حالم بد شد ولی در تمام اون مدت زمان ایمان داشتم ک تنها راهم مسیر ذهنیه ،هر روز قدم برداشتم استمرار داشتم شاید ب ندرت روزی رو گذروندم بدون فایل بدون جستجو توی سایت ،خوندن نوشته عزیزانم یا حتی سایت هم نیومده باشم صد در صد توی پیج و تلگرام ی سری زدم و پست و نوشته ای روخوندم و نتیجشو الان در تمام ذره ذره زندگیم ب عینه میتونم ببینم نمیگم من الان همه چیم گل و بلبله ولی من الان میتونم حتی اگه مشکل و ناراحتی برا بوجود بیاد خیلی زود حال ودرونمو گل و بلبل کنم و همین باعث میشه اوضاع بیرونم عالی بشه، من شروع کردم ب متولد شدن دوباره و متفاوت آرامش آرامش و آرامش ،ارامشی از جنس خدا درونمو فرا گرف زندگی و رابطه عاطفی ناباورانه عالی شد،خواسته ها و ارزوهام ک رویایی دست نیافتنی بودن اروم اروم در زندگیم نمایان شدن از لحاظ مالی در این شرایط و اوضاع کشور ک همه گلایه دارن و فک میکنن هیچی درست نمیشه ولی برای من شد ،و این وسط منی ک از خودم و جسمم هم مدتی بود ب لحاظ شرایط روحی غافل شده بودم از اطرافیان میشنیدم ک تغییر کردم و وقتی این حرفا رو شنیدم متوجه شدم من کتمام مدت توی سایتم دارم لایوهای استاد رو پیگیری میکنم استوری نوشته .مطالب لاغری رو میخونم و گوش میدم بدون اینکه سختی بکشم زجری رو متحمل بشم اونم چی در دوران کرونا و قرنطینه های پی در پی وتوی خونه بدون فعالیتی دارم لاغر و متناسب میشم ،اخه من سالها روش هایی رواستفاده کرده بودم وفک میکرذم ک حتما باید اون روش ها باشن تا من ب لاغری برسم اون هارومپ انتخاب میکردم ومی رفتم. نبالش ولی الان انتخاب شده بودم و هدایت شده بودم و حتی نمیدونسم چطوری و از کی بدنم انگار داشت فرو میریخت تراش میخورد ،من سالها پیاده روی میکردم باشگاه میرفتم توی باشگاه مدام بهک میگفتن ک مربی خصوصی ک بگیری تضمینیه لاغریت وچه هرینه های سنگینی میدادم ب مربی ومربی در قبالش همون رژیم هایی ک سالها خودم از دکترهای تغذیه یا اینترنت ودوست اشنا داشتم رو بهم میداد و مجبور میکرذ وزنه های شدید بزنم داغون و له میکردم جسممو و در اخر ماه با وزنه کشی تحقیر میشدم ک اون اندازه ک میخواستم نیومدم پایین،یا قرص های بد مزه وناشتا،و یا سرکه سیب ک ناشتا باید میخوردم دل ورودمو میاود بالا ومن نالان حتی گاهی صبا اشک از چشمم جاری میشد ک چرا منو لاغر نیافریدی چرا جسمم منو اینجوری افریدی ک همیشه ترس داشته باشم از چاقیم همیشه منع بشم از استفاده لذتهای دنیات نتونم غذایی ک دوس دارم بخورم یا اگع بخورم باید کوفت خودم بکنم نتونم صبا راحت بخوابم و باید توی گرما و سرما برم راه برم چرا شبا باید از درد استخونام ک زیر وزنه های باشگاه داغون کردنم نتونم راحت بخوابم ،من حتی با روش هایی غیر علمی کلی ب معدم و کلیه ام اسیب زده بودم ،اونم شاید از نظر بقیه من فقط زیادی حساس بودم چون از نظر اطرافیان من همش ۶_۷کیلو اضافه وزن دارم ولی اونا نمیدونستن من در ذهنم چ ترسایی دارم نمیدونستن ک اون ۶-۷کیلو در ذهن من اندازه ۶۰_۷۰ کیلو بار و سنگینی داره برا من وهر لحظه ترس و ترس از چاقتر شدن ،من همیشه دنبال ی روش لاغری بودم و دیگه همه میدونستن ومن هر لحظه تشنه مسیریم ک منو ب لاغری برسونه ومن همه ی راه هایی رو ک بهم میگفتن روانجاب میدادم نتیجه موقت میگرفتم و باز ی راه جدید،
من عاشق لاغری وتناسب بودم و ذوق لاغری داشتم فقط مسیرهام اشتباه بود و در بیرون خودم دنیال تناسب بودم و همیشه حسرت رو داشتم در حالی ک طبیعت جسم منم متناسب شدن بوده و من ناآگاه از این موضوع بودم ،
من دوست داشتم لاغر بشم تا بتونم راحت خرید کنم لباس های رنگ شاد نیم تنه های زیبا سبک شدن رودوست دارم زیبایی وظرافت رو دوست دارم اینکه لاغری سلامتی و زرنگی و فرز بودن ب همراه داره رودوست دارم وبرای همین ها میخواستم لاغر بشم ،اعتماد بنفس رودر لاغری وتناسب میدیدم ،داشتن و پوشیدن لباس های سایز ۳۶رو دوست دارم . عاشقشم ، اینکه ادم های متناسب حرص ولع خوردن روندارن وبی تفاوت ب مواد غذایین و یا ب اندازه نیازشون خوردن رودوست دارم ومیخوام منم مثل اونا بشم .ایمان کامل دارم ک مسیر ذهنی تنهاترین راهه، من اومدم این مسیروبا قدرت شروع کنم و هر روز قدمی بردارم درسته ک قبلا هم بودم و تغییرات زیادی داشتم ولی ایمان دارم وقتی نظم بدم وقتی هر چی تو ذهنم هست روبنویسم این یعنی من عاشقانه مسیرمو دوست دارم وهمسو هستم بس ایمان دارم ک خدا هم فراتر از انتظارم بهم پاسخ میده ومن خودمو از همین الان در جسم ایده ال خودم میبینم وچقد لذت بخشه،
خدایا برا تناسب و زیباییو شادابی وجوااانیم ک در این مسیر زیبایی ذهنی بهش دست یافتم بی نهایت سپاااااسگزارم
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که انتخابم کرد
به زمانبندی خداوند اعتماد دارم…
سلام بر عالم و آدم
عشق به تمام ذرات هوشمند جهان هستی
برای لاغر شدن انتخاب شده اید…(تکرار ۲)
نوشته های قبل از فایل خیلی مفید هستند و من از خواندن آنها لذت می برم چقدر جالب در تمام روشهای قبلی که برای لاغرشدن انتخاب می کردم همیشه من تصمیم می گرفتم و این نقطه مشترک تمام اون راهها بود و نتیجه هم یکسان بود ناکامی!
ظاهرا من روشها را تغییر می دادم ولی همه راهها یکسان بود چون نتیجه کار یکسان بود!
من در طی ۲۵سال از زندگیم یعنی بعد از ده سالگی که کاملا متناسب بودم شروع کردم به چاق شدن یعنی هرچی تو اون ۱۰سال عمرم یادگرفته بودم و از والدین و بستگان آموزش دیده بودم وقتش بود اجرایی بشه اوایل که خیلی هم تشویق می شدم چون در ۱۰سال قبل بارها به خاطر لاغری سرزنش می شدم بهم می گفتند استخونی لاغری بارها می شنیدم این بچه ضعیفه و همیشه مچ دستم را ملاک می کردند و می گفتند داره میشکنه از بس هیچی نمی خوره !
واما دوسه سال پس از چاق شدن که تحقیروسرزنش ها شروع شد و البته نگاه دوستان هم کلاسی در مدرسه و …رژیم من شروع شد زیر نظر چند پزشک تغذیه خوردن افشرده زیره و لیموی تلخ نوعی از عرقیجات و البته پیاده روی روزانه داشتم که چندماهی ادامه می دادم کمی لاغر می شدم و خیالم راحت می شد و بر می گشتم به حالت سبک زندگی چاق خودم! بعد مدتی که می گذشت و منتظر بودم یک فرد متناسبی ببینم و بپرسم چیکار کرده ؟! چون از نظر من تمام متناسبها یا رژیم بودند یا سوخت و ساز بدنشون بالا بود!
خلاصه انواع رژیمهای زیر نظر کارشناس تغذیه و یا آنچه از گوگل سرچ می کردم یا طب سنتی و گیاهخواری و قهوه تلخ و ..را انجام دادم اما هرگز به وزن دلخواهم نرسیدم و ماندگار نشدم برای یکبار که ۵۸کیلو شده بودم دقیقا بیست سال پیش و خیلی شوق داشتم شاید کمتر از دوماه دوام داشت و به سرعت حدود ۶کیلو وزن اضافه کردم اما ورزشم این اواخر روی تردمیل بود چون بیرون رفتن برام سخت بود اول اینکه بچه کوچیک داشتم و از همه مهمتر نگران نگاه دیگران بودم یعنی فکر می کردم موقع راه رفتن که می بایست پیاده روی تند داشته باشم اعضای بدنم تکان می خورد و باعث نگاههای بدی به من می شود!
به هرحال بیشترین رنج تجویز پیاده روی تند با شیب روزی دوساعت به انتخاب خودم بودم که باعث شده بوداز تاولهای پاهام درد زیادی تحمل کنم یکبار هم باشگاه رفتم حدود یکی دوماه و اما انقدر شنیدم که رها کنی بدتر چاق میشی یه جوری شد که ادامه ندادم هیچ وزنی هم کم نکردم .
بالاخره روز موعود فرا رسید من به مسیر آموزش ذهنی هدایت شده بودم که متوجه شدم رفتار افراطی و تفریطی بسیاری دارم یعنی یهو شادشاد یهو ناامید یهووو با افراد خیلی خودمونی میشم و یهو سنگین یک تلنگری به من خورد که چاقی ناشی از این نبودن تعادل و توازن در من هست همون روزها کتاب ملت عشق را به صورت صوتی گوش می کردم و یکی از قاعده های شمس تبریزی بود صوفی باید میانه رو باشد نه افراطی و نه تفریطی…
گفتم حتما راهی هست به صورت ذهنی لاغر بشم و البته پس از تسلیم شدن و گریه های از ته دل و فریاد درونی خدا کمکم کن و پذیرش رفتار ناهماهنگ خودم یک شب در اینستا سرچ کردم لاغری با قانون جذب !!!و بعد لاغری با قوانین جهان !!!و در نهایت لاغری با ذهن و من تشنه با آب رسیدم و اون شب تا صبح پلک روی هم نگذاشتم و فایلهای اینستا را پشت سر هم می دیدم محو صحبتهای استاد شده بودم و به آرامشی رسیدم که یک عمر به دنبالش بودم.
خب یکدانه ام منو انتخاب کرد و بیشتر از توانم منو تکلیف نمی کنه!
خداباورم داره پس لازمه خودم هم باور کنم که می توانم و من خالق زندگی خودم هستم یعنی داستان سر این خودباوری هست !
از کودکی بارها سرزنش شدم تحقیر شدم و مقایسه شدم همیشه فکر کردم باید کار بزرگی انجام بدم که منو دوست داشته باشند ولی الآن هدایت شدم به این مسیر که تمام باورهای محدودکننده را رها کنم خودمو باور کنم وقتی خداوند باورم داره از روح خودش در من دمید هدایتگرم هست و هرروز معجزاتش را می بینم وقتشه تمام دیواره های باورهای محدودکننده به اراده الله مهربانم فرو بریزند و وارد سرزمین تعادل و توازن خرد الهی بشم .
لاغری برام خیلی لذت بخشه چون حالت طبیعی ام هست تو خونم هست نمیتونم انکارش کنم زیبایی راحتی سبکی انتخاب آزادانه جوانی و بیشتر از همه حس دوست داشتن خودمو برام داره اما
نکته اینه که باید این احساسات را داشته باشم یعنی خودمو لایق بدونم تا لاغری اتفاق بیفته و اینجا هستم که این موضوعات را که همون خود باوری و عزت نفس هست را یادبگیرم !
در مدتی که در این مسیر هستم دارم متوجه میشم چقدر از بخشهای وجودیم نیاز به ترمیم داره در اصل من خراب کردم و دارم از نو میسازم البته نجواهای منفی باف در مورد زمان آزاردهنده هستندو این جسم هرروز جلوی چشم من! ولی دارم یاد میگیرم صبور باشم به زمانبندی خداوند اعتماد کنم استمرار در مسیر داشته باشم متعهد به آموزشهام و خلق رویام باشم و در نهایت لاغری ماندگار اونم آسون در نهایت آزادی نصیبم میشه .
اطمینان دارم این راه تنها راه آسان و ماندگار و اصولی روش ذهنی برای لاغری هست اما باید خودمو باور کنم .
در مدت دوسالی که با آموزشهای ذهنی آشنا شدم تغییرات چشمگیری در تمام جنبه های زندگیم ایجاد شده هرروز معجزات بیشتر زندگی را میبینم و باور دارم که این راه درسته همین که هروقت میام مینویسم حالم خوب میشه همین که یک کار خوب و رضایت بخش برای خودم انجام میدم و هزاران شگفتی دیگر باعث شده به لطف هدایت خداوند در این مسیر استمرار داشته باشم البته من با شروع دوره پارسال ۱۰ کیلو از اضافه وزنم رها شد و این اطمینان برای من مملوستر شد.
هر چند که چندماهی بعد مسیر را رها کردم ولی در نهایت برگشتم و اینجا هستم خوشحالم که از بیماری وسواس وزن کردن خود هرروز رها شدم و البته نتایج چکاپ خونم که سالهای گذشته گاهی قند و چربی و تیروئید داشت الآن سلامته اونم بدون محدودیت رژیمی پوستم خیلی بهتر شده و تفکیک غذایی ام کمتر !
انتخاب هام آزادانه تر و خوابم عمیق تر سالها حتی فکرش هم نمی کردم یه روزی این تجربیات عالی را رقم بزنم ولی الان دارمشون منفی باف که همیشه حرف کمبود میزنه میگه این که چیزی نیست فلانی رو ببین چرا لاغر نشدی !
دارم یاد میگیرم خودمو مقایسه نکنم و حتما چون طالب یادگیری هستم مهارتشو فرا میگیرم انقدر آرام و روان نتیجه رقم می خوره که خودمم متوجه نمیشم چقدر متناسب شدم در فکر و اندامم .
وقتی لاغری را بهتر یاد بگیرم فرزندانم هم آموزش میبینند و به اراده خداوند نسل چند ساله چاقی از وجود من منقطع میشه جهانی هماهنگ و در صلح و همسو شدن باذات الهی یعنی ایمان به نیروی غیب و حال خوب بودن
خدایا سپاسگزارم
خدایا عاااشقتم
درود بر استاد و هدیه های نوری ایشون
هم مسیری های تناسب فکری عالی باشید و در مسیر متعالی شدن
سلام استاد
من هم مثل اکثر دوستان بارها وبارها از روشهای مختلف لاغری استفاده کردم تازمانیکه رعایت میکردم خوب بود ولی وقتی رها میکردم وزنم برمی گشت
من مدت شش ماه هرروز پیاده روی میکردم چند کیلویی هم لاغر شدم ولی با کلی محدودیت غذایی
من سالهاست که با قانون جذب اشنا هستم ولی تا چند وقت پیش از این روش اطلاعی نداشتم
تا اینکه یک روز اتفاقی به خواست خدا برای این مسیر انتخاب شدم و در بین جستوجوها با این روش آشنا شدم
خیلی خوشحالم که در این مسیر هستم و خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که مرا با این آشنا کرد
من در همین مدت کوتاه خیلی نتیجه گرفتم از شما دوستان هم میخوام که ادامه بدین تا به نتایج عاااالی برسین.
نشان های دریافت شده
سلام
من روشی که برای لاغری خودم انجامش دادم پیاده روی بود اونم یک ساعت در۶ ماه اول سال درگرمای تابستان ساعت دونیم تا سه ونیم چهار . یه باطری آب به دست که تا چنددقیقه اول آب تموم میشد .بعدش میومدم خونه نیم ساعت میرقصیدم .
وهفته ای دوبار باشگاه هم میرفتم .
انرژیم تحلیل میرفت و حسابی خسته میشدم بعدش دوش که میگرفتم میافتادم وحوصله کاری رونداشتم و خوابم میگرفت .
نزدیک به ۵ کیلو کم کردم اما صورتم بهم ریخت وزیرچشمانم گودافتاد وتیره شد .
باخودم گفتم خوبه . بقیشم کمتر غذا میخورم ودرست میشه . بعد چندماه دیدم دوباره اطرافیان بهم میگن دیگه باشگاه نرو . باشگاه میری خوبه بعدش که رها میکنی خیلی بد چاق میشی .
حرف وحدیث دیگران وسرزنش اطرافیان منو برآن داشت که بعد ماه رمضان دوباره برم تمرینات مرگبار پیاده روی رو شروع کنم . بماند که ماه رمضان هم فقط چند روز تونستم روزه بگیرم مرتب استغفار میکردم و تو ذهنم بود یه مسیری برای پیاده رویم انتخاب کنم که لااقل سایه باشه وکمتر اذیت بشم و دوست وآشناهم منو نبینن .
البته تو همین وادی ها دیدم یه خانومی تو اینستا پیج لاغری گذاشت وفروش بسته های لاغری . بهش پیام دادم وزن وشرایطم رو پرسید گفت یه نوع قهوه هست عربیکا . که دستورخوردنش رو بهت میدیم برای دوماهت خوبه . که نزدیک به ۶الی ۷ کیلو کم میکنی . وبرای این دو ماه میشه پانصد تومان .
گفتم بعد دوماه چی . گفتش دوباره باید ازش پکیج قهوه بخرم و ادامه بدم .
هیچی خودم رفتم عطاری قهوه بخرم یک آقایی هم داخل مغازه بود وقتی دید من مدلهای قهوه ترک وعربیکا و… رو میپرسم و به فروشنده گفتم واسه لاغری میخام .
دیدم اون آقاهه بهم گفت من خودم باشگاه بدنسازی دارم اینکه میگن فقط قهوه کار اشتباهی هست وبرام تشریح کرد برای داشتن بدن متناسب بایستی سه گوش مثلث که یکیش میشه تغذیه یکی ورزش ویکی استراحت رو رعایت کنی متناسب میشی .
بهش گفتم باشگاه میرم . استراحت بدنیست ومیخام باقهوه لاغربشم . کلی منو راهنماییم کرد که این کار رانکن .
منم یه کم قهوه خریدم و اومدم خونه . چندروزی قهوه خوردم اصلاقهوه دوست ندارم ولی بالاجبار میخوردم .
شب بود وچند روز مونده بود ماه رمضان تموم بشه خیلی ناراحت بودم و رفتم اینترنت سرچ کردم لاغری با قهوه .
تا کم کم هدایت شدم به نی نی سایت . اونجا کلی خانم هستن و تبادل نظر میکنن .
کامنتهای لاغری باقهوه رو خوندم هرکس یع چیزی میگفت مرتب خوندم وخوندم تا اومدم پایین صفحه .
وسط یک کامنت یک آقا نوشته بود لاغری با ذهن آقای عطار روشن هم خوبه .
نمیدونم چی شد من سریع اومدم این اسم رو سرچ کردم ودیدم سایت لاغری با ذهن بالا اومد . یه کمی توش گشتم دیدم مطلب آنچنانی نیست فقط افراد دارن خاطرات چاقیشون رومیگن . اعصابم بهم ریخت . چون از هرچی کلمه چاق وچاقی بدم میومد .اومدم ازسایت بیرون .
یه سالی بود ودرگیر کرونا و تواین مدت من کم وبیش پیاده روی میکردم اما فایده ای نداشت . تا اینکه امسال یه حسی بهم گفت برو تو این سایت . با بیحالی رفتم و ببینم چیه؟
کلی دوره آموزشی دیدم . کلی مطلب . مرتب خوندم و ادامه دادم هنوز رایگان تموم نشد که اطرافیان از لاغرشدن من میگفتن . خواهرم که همش از من ایراد میگرفت وچاقی منو به رخم میکشید درکمال ناباوری بهم گفت انگار تو آب شدی چی کار کردی؟
آنقدر خوشحال شدم فقط میخاستم پرواز کنم و خدا روشکر کردم .
همینطور ادامه دادم وادامه دادم دیدم خیلی لاغرشدم وتمام لباسهام گشاد شد ومرتب تنگ میکردم باز گشاد میشد بیشتر شو دور انداختم .
اینقدرعالی وبا لذت لاغرشدم دیگه وقت نکردم تو دوره شرکت کنم چون به هدف لاغریم خیلی نزدیک شدم .
همین مادرم که همیشه چاقیم رو به رخم میکشید گفتش دختر بچه یع کم گوشت باید تو بدنش باشه . لاغری زیاد هم خوب نیست .
یعنی من ازخوشحالی نمیدونستم چی کارکنم . خدا روشکر میکردم .
بااین وجود همچنان دارم ادامه میدم تا بشم کاملا شبیه خیار قلمی .
دوستان ادامه بدین اولش فشار روحی وفشار جسمی بیشتر هست .اما اگه قوی باشین و تحت تاثیر حرفهای اطرافیان قرارنگیرین و بااشتیاق و با اطمینان ادامه بدین این فشارها هر سری کمتر میشه و به رویای لاغری تون میرسین .
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر شما
خواندن دیدگاه شما بسیار برام لذت بخش بود و چقدر خوب گفتین که کلمه چاق و چاقی واسه افراد چاق یک بار منفی نفرت و ترس داره دقیقا یاد خودم افتادم پارسال که با این سایت آشنا شدم نسبت به کلمه چاق آلرژی داشتم با ترس و دلهره می خوندم و ردش می کردم یعنی می خواستم بهش توجه نکنم ولی بیشتر تمرکزم می رفت روی چاقی الآن متوجه شدم که چقدر تغییر نگرش داشتم و چقدر پذیرشم بهتر شده و این یک نشونه خوبه برام.خدایا سپاسگزارم
در رابطه با نتایج عالیتون هم تبریک عرض می کنم و بسیار براتون خوشحال هستم
در پناه عشق الهی شادمانه زندگی کنید
بایاد خدای مهربونم که منو تو این مسیر گذاشت تا بیشتر با الطافش اشنا بشم
با سلام به استاد عزیز این دوره های هدیه رو به من هدیه کرد هدیه ای به ارزش کل دنیا
سلام به دوستان گروه
من دومین باره که این دوره ها رو گوش میکنم و دنبال میکنم در دوره اول ۲۰ کیلو کم کردم و حالا باز دوباره دوست داشتم دوباره یاداوری کنم
من از راههای زیادی برای لاغر شدن استفاده کردم از دستگاه دراز نشست که بعد از مدتی خسته شدم و از کمربند ویبره لاغری ولی هر چی درجه لرزشو بیشتر میکردم به خیال لاغر شدن زودتر ولی اثری که باید داشته باشد نداشت بعدش کرم های لاغری بود حتی میگفتن اگه فلفلی بزنی بهتره که پوستم سوخت نشد که نشد بعد دمنوشها به خاطر این که کارمند بودم و اینها رو باید نیم ساعت قبل از غذا و بعد غذا و ناشتا و اخر شب و.. میخوردم سخت بود خلاصه این که باید همیشه حواسم بود که کم بخورم و حواسم به خوردنم بود ولی بازم بعضی وقتا یکدفعه میفهمیدم که این فکر باعث حریص تر شدنم شده بیشتر خوردم وای خدا
تا این که یه روز که رفته بودم جایی شوهرم دم در منتظر بود وقتی اومدم گفت یک خانم خیلی التماس کرده و این کتابو به من فروخته کتابو از شوهرم گرفتم و دیدم نوشته (راز) نا خوداگاه چند صفحه ازشو خوندم علاقه مند شدم در این کتاب فصلی در مورد لاغری بود که خیلی به صورت جزیی توضیح نداده بود منم داخل اینترنت لاغری با ذهن رو جستجو کردم که از برج ۵ با این سایت هستم
من عاشق لاغریم و دوست دارم لاغر بشم چونوقتی میشینم شکمم میزنه بیرون وقتی خم میشم جوراب بپوشم یا کفش بپوشم احساس خفگی بدی میکنم و زود دارم بلند شم من دوست دارم لاغر شم تا شاد و فرز و خوش اندام بشم هر چی بخوام بپوشم موقع از پله رفتن بال نفسم نگیره خلاصه سالم باشم ممنون استاد
نشان های دریافت شده
بابا ایول شما بیست کیلو کم کردی هنوز می خوای بیشتر لاغر بشی من آرزوی ۱۵ کیلوشو دارم …. تخت شدن شکمم برام بی نهایت مهمه اگر از هر جای دیگه لاغر شده باشم اصلا متوجهش نشدم من چشمم به لاغری شکمم هست البته الان چند ماهه که بهش توجهی نکردم و دارم عادت می کنم روی شکل و اندازه اش اصلا زوم نکنم چون به قول خانم سادات بزرگی و زشتی شکم چند عامل بیشتر نداره یکی توجه منفی یکی افکار نامتناسب و زشت که به دنبالش رفتارای زشت و نادرست اومده ، یکی دوست نداشتن خود و عشق نورزیدن ….