تا وقتی راهنمایی بودم، هر بار با پدر و مادرم برای خرید لباس میرفتیم، هیچوقت کار به انتخاب رنگ و مدل نمیرسید. پدرم تا وارد مغازه میشد، من رو نشون میداد و میپرسید «آقا، برای آقازادهی ما پیرهن و شلوار دارین؟». بیشتر وقتها جواب «نه» بود. اگه هم داشتن، چیزی روی میز میذاشتن که اصلاً سلیقهی من نبود. هر کدوم از این خریدها یه لایه به نفرت از چاقی در وجودم اضافه میکرد.
این نوشته جلسه دهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه نهم (کنترل چاق شدن) دربارهی باور «من نمیتونم لاغر بشم» صحبت کردیم. در این جلسه میخوام یه مانع مهم دیگه رو بگم: نفرت از چاقی؛ احساسی که هم جلوی لاغر شدن رو میگیره و هم ما رو چاقتر میکنه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🌱 نتیجه اول از درون شروع میشه
نتیجهی آموزشهای لاغری با ذهن اول در حال درونی تو دیده میشه. ترس از چاقی کم میشه، آرامش بیشتر میشه و یه شادی از اینکه «قراره متناسب بشم» در وجودت شکل میگیره. اگه ادامه بدی، این تغییر فکری به رفتار میرسه و آخر سر در جسم دیده میشه.
خیلی از اعضای سایت برام مینویسن «یه جعبه شیرینی سه روزه در یخچال مونده و من میلی بهش ندارم. قبلاً امکان نداشت!». این فیلم بازی کردن یا به زور نخوردن نیست. قبلاً هر وقت میخواستیم نخوریم، ذهنمون اونقدر فشار میآورد که آخر سر یواشکی یه کم میخوردیم. ولی وقتی میلش نیست، هیچ فشاری هم نیست. بنابراین فعلاً دنبال عدد ترازو نباش. ما الان داریم زیرساختها رو آماده میکنیم و موانع ذهنی رو یکییکی برمیداریم.

💢 نفرت از چاقی چطور در ما شکل میگیره؟
چه از بچگی چاق بوده باشی، چه بعد از ازدواج یا بارداری وزنت بالا رفته باشه، از یه جایی به بعد فرقت رو با آدمهای متناسب حس کردی و با محدودیتهای اضافه وزن روبهرو شدی. هر بار کاری رو به خاطر وزنت انجام ندادی، هر بار حرفی شنیدی که دوست نداشتی، هر بار موقعیتی رو از دست دادی و هر بار رژیمت شکست خورد، این احساس بد بیشتر شد. وقتی سالها تکرار بشه، تبدیل میشه به نفرت از چاقی.
این نفرت خیلی وقتها خودش رو به شکل ترس نشون میده. خیلیها فکر میکنن از چاقتر شدن میترسن، ولی در واقع از چاقی متنفرن. نتیجهی هر دو هم یکیه: چاقی بیشتر.
موقع خرید لباس که نگرانی سایزت گیر بیاد یا نه، در مهمونیها که فکر میکنی همه دارن نگاهت میکنن، یا وقتی خواستگار میاد یا خواستگاری میری، فشار اضافه وزن رو اعصابت سنگینی میکنه. من میدونم این فشار روی خانمها خیلی بیشتر از آقایونه. خوندن و جواب دادن به سؤالهای هزاران نفر از اعضای سایت این رو به من نشون داده.
🧠 فشار اصلی روی ذهنه، نه بدن
یه نکته که کمتر کسی بهش توجه میکنه: من تا ۱۳۵ کیلو وزن داشتم و کارهای روزمرهم رو انجام میدادم. بدنم با هر سختیای که بود کارش رو میکرد. ولی فشاری که اضافه وزن روی ذهن و اعصابم میآورد، چندین برابر فشارش روی بدنم بود. فکر کردنم، تصمیم گرفتنم و اعتماد به نفسم رو به هم ریخته بود.
در بازیهایی که دویدن داشت شرکت نمیکردم، کوه نمیرفتم و تا وقتی چاق بودم یک بار هم استخر نرفتم. از قبل طوری برنامهریزی میکردم که اصلاً در این موقعیتها قرار نگیرم. همهی اینها فشاری بود که روز به روز نفرتم از چاقی رو بیشتر میکرد.
نفرت از چاقی آخر سر به تسلیم شدن میرسه. مثل وقتی که از چیزی خوشت نمیاد و یه بار، دو بار، سه بار سعی میکنی عوضش کنی و نمیشه. بعد خسته میشی و میگی «ولش کن». این نفرت باعث میشه در برابر چاقی احساس ناتوانی کنی و باور نکنی که میتونی لاغر بشی.

🚪 چاقی یه مهمون ناخواندهست
از امروز سعی کن از چاقی متنفر نباشی. به جاش اون رو یه مهمون ناخوانده ببین که میخوای با آرامش راهیش کنی. اصلاً اسمش رو چاقی نذار؛ بگو «حالت نامتناسب» یا هر اسمی که حس بدی بهت نده.
درسته که در جلسههای اول گفتم مسئولیت اضافه وزنمون با خودمونه. هنوز هم همینه؛ ما خودمون به اشتباه این حالت رو ساختیم. ولی قرار نیست زیر سلطهش زندگی کنیم. همون ذهنی که در طول سالها این اضافه وزن رو ساخته، این قدرت رو داره که برطرفش کنه.
🛢️ هشت حلب روغن که با خودم حمل میکردم
وقتی حدود ۳۲ کیلو از وزنم کم شده بود، یه روز در فروشگاه چشمم افتاد به حلبهای ۴ کیلویی روغن که روی هم چیده بودن. با خودم حساب کردم: ۳۲ کیلو یعنی ۸ تا از همین حلبها. اگه روی هم بچینیمشون، از قد من هم بلندتر میشن. الان اگه بخوام حتی یکیش رو یه روز کامل با خودم حمل کنم، نمیتونم. ولی سالها شبانهروز هشت تا از اینها رو با خودم حمل میکردم!
چرا بدنم میتونست؟ چون این وزن گرم به گرم و خیلی آروم اضافه شده بود و بدن خودش رو باهاش وفق داده بود. هیچکدوم از ما یادمون نیست دقیقاً کی و چقدر چاق شدیم. بنابراین برای از دست دادنش هم نباید عجله کنی. اضافه وزنت رو تقسیم بر ۴ کن تا ببینی چند تا از این حلبها رو با خودت داری.
هر کسی برای کاهش وزن زمان دقیق تعیین کنه، داره قولی میده که نمیتونه پاش بایسته. خیلیها برام نوشتن که بعد از رژیمهای خیلی سخت و سریع، دچار ریزش مو یا افتادگی پوست شدن. ولی وقتی عکسهای قبل و بعد هنرجوهای لاغری با ذهن رو نگاه میکنی، شادابیشون رو میبینی؛ چون به بدن فرصت داده شده که کارش رو با آرامش انجام بده. اگه حتماً باید تا عید یا فلان عروسی لاغر بشی، صادقانه میگم این روش برای تو نیست.

💚 از نفرت به عشق
اول چند دقیقه به جاهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن تحقیر یا سرزنش شدی؛ لباسهایی که نتونستی بخری، جشنهایی که نرفتی و موقعیتهایی که از دست دادی. این کار رو فقط برای این میکنیم که ببینی نفرت از چاقی چطور با توجه به همین لحظهها در تو ساخته شده.
بعد نگاهت رو برگردون سمت مزیتهای متناسب شدن. اگه کمردرد یا پادرد داری، به جای اینکه هر بار بگی «همهش تقصیر این چاقی لعنتیه»، فکر کن وقتی متناسب بشی چه حالی خواهی داشت و از زندگیت چه لذت بیشتری میبری. درسته، فکر کردن به چیزی که هنوز نیست سخته؛ چون مشکلات چاقی رو هر روز میبینیم و لمس میکنیم. ولی هنر ما همینه که به ذهنمون یاد بدیم چی رو دوست داریم.
در قرآن آمده که مؤمن کسیه که به غیب ایمان داره؛ یعنی به چیزی که نمیبینه. اگه بتونی به لاغریای که هنوز در خودت نمیبینی ایمان بیاری، بهت اطمینان میدم که لاغر میشی. این همه سال از چاقی نفرت داشتی و نتیجهش یا چاقتر شدن بود یا چاق موندن. حالا نقطهی مقابلش رو یاد بگیر: عشق به خودت و عشق به لاغری.
یادت باشه حرکت تو فقط برای خودت نیست. وقتی متناسب بشی، خیلیها با دیدنت امید پیدا میکنن و اونها هم وارد این مسیر میشن. اگه میخوای این تغییر رو با تمرینهای کامل و قدمبهقدم انجام بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: نفرت رو به اشتیاق تبدیل کن ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
📌 مرحله اول: نفرتت رو بشناس
- چند دقیقه به موقعیتهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن ناراحت، تحقیر یا محدود شدی.
- بنویس چه فکرهایی رو بیشتر از همه تکرار میکردی؛ مثلاً «من لاغر نمیشم» یا «چرا من چاقم».
- بنویس این نفرت بیشتر به شکل ترس از چاقتر شدن در تو دیده میشه یا به شکل بیخیالی و تسلیم.
📌 مرحله دوم: مزیتهای متناسب شدن رو بنویس
- مزیتها رو دستهبندی کن: روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی. برای هر کدوم تا میتونی بنویس.
- به آدمهای متناسب اطرافت نگاه کن و بنویس از کدوم رفتارشون لذت میبری؛ مثلاً «وقتی میبینم دوستم بدون نگرانی غذا میخوره» یا «وقتی لباس دلخواهش رو راحت میپوشه».
- جملههات رو با «اگه متناسب بشم…» شروع کن.
📌 مرحله سوم: هر روز بخون
- هر روز یک بار نوشتهی خودت رو بخون و هر چیز تازهای به ذهنت رسید، اضافه کن.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت یازدهم: آرامش ذهنی در لاغری) میبینیم چطور یه ذهن آروم، جلوی پرخوریهای هیجانی رو میگیره.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🌿 هنرجویان لاغری با ذهن
۱. نفرت از چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
نفرت از چاقی باعث میشه مدام به چاقی توجه کنیم، در برابرش احساس ناتوانی کنیم و آخر سر تسلیمش بشیم. این حس ناتوانی باور «من نمیتونم لاغر بشم» رو قویتر میکنه.
۲. نفرت از چاقی با ترس از چاقی چه فرقی داره؟
در واقع یکیان. خیلیها فکر میکنن فقط از چاقتر شدن میترسن، ولی این ترس شکل دیگهای از همون نفرته و نتیجهش هم چاقی بیشتره.
۳. چرا نباید برای لاغری زمان تعیین کنم؟
چون اضافه وزن گرم به گرم و در طول سالها ساخته شده و از دست دادنش هم باید آروم باشه. وعدههای زماندار معمولاً به رژیمهای فشاری ختم میشن که بعدش وزن برمیگرده.
۴. چطور نفرت از چاقی رو کم کنم؟
به جای فکر کردن به مشکلات چاقی، مزیتهای متناسب شدن رو در روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی بنویس و هر روز بخون. کمکم نفرت جاش رو به اشتیاق و عشق به لاغری میده.
امتیاز 4.07 از 172 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام خدمت همه…
اضافه وزن و تنفر به چاقی باعث شد هیچکدوم از زیبایی های بدنم رو نبینم. هنوزم زیبایی های بدم برام واضح نیست. ذهنم قفله! بس که بهش توجه نکردم. پس سراغ هوش مصنوعی رفتم(برای تمرینای لاغری ازش استفاده میکنم خیلی قوی باورسازی میکنه). مزیت هر خصوصیتی بدنم داره مثل مژه کوتاه رو ازش پرسیدم. خیلی حسم به بدنم خوب شد. اعتماد به نفسم بالا رفت و دوس دارم تو جمع ها بیشتر حضور پیدا کنم.
تا وقتی این همه زیبایی بدنم داره کی به چاقی توجه میکنه؟!! خخ
جوابشو برای تو دوست عزیزم مینویسم.
مزیتهای چشم قهوهای متوسط (عسلی-قهوهای گرم):
• گرم و دعوتکنندهست؛ نگاهت حس صمیمیت، مهربونی و اعتماد میده – آدمها راحتتر بهت نزدیک میشن. • با پوست سفیدت کنتراست ملایم و طبیعی میسازه؛ چشمها رو برجسته میکنه بدون اینکه خیلی تند باشه. • تو نورهای مختلف رنگش بازی میکنه؛ گاهی عسلی طلایی میشه، گاهی قهوهای عمیق – همیشه زنده و جذاب به نظر میرسه. • آرایش روش عالی میشینه؛ سایههای طلایی، برنزی، بنفش یا سبز روش برق میزنن و نگاه رو عمیقتر میکنن. • حس آرامش و ثبات میده؛ چشم قهوهای متوسط همیشه کلاسیک و جاودانهست و با افزایش سن هم زیباتر میشه. • قدرت جذب بالایی داره؛ نگاه عمیق و گرمش آدم رو مجذوب میکنه و حس صداقت منتقل میکنه.
مزیتهای مژههای کوتاه از لحاظ قدرت و زیبایی ظاهری:
• ظاهر طبیعی و واقعی میده؛ چشمها همیشه تازه و بدون آرایش سنگین جذابن – زیبایی مینیمال و مدرنه. • معصومیت و لطافت خاصی ایجاد میکنه؛ چشمها رو بازتر و بیگناهتر نشون میده، مثل نگاه عروسکی. • قدرت مقاومت بالاتره؛ کمتر میشکنن، ریزش ندارن و با خوابیدن یا باد خراب نمیشن – همیشه سالم و مرتب میمونن. • آرایش کردنش آسونه؛ با یه لایه ریمل ساده حجم میگیرن بدون اینکه به هم بچسبن یا سنگین بشن. • تمرکز رو روی رنگ چشم میندازه؛ چون مژهها خیلی بلند نیستن، رنگ قهوهای متوسط چشم بیشتر به چشم میآد. • زیبایی روزمره و کمدردسر داره؛ برای کار، دانشگاه یا بیرون رفتن روزانه عالیه و خستهکننده نیست.
مزیتهای انواع پلکها (هر نوعی که باشه قشنگه!):
• پلک تکلایه (مونولید): چشم رو کشیده و مرموز میکنه، آرایش خط چشم روش فوقالعاده تمیزه و حس آسیایی شیک میده. • پلک دو لایه با گودی ملایم: چشم رو عمیقتر و جذابتر نشون میده، سایهزدن روش بازی رنگ زیبایی ایجاد میکنه. • پلک برجسته و گرد: معصومیت و جوانی میده، چشمها رو بزرگتر و درخشانتر نشون میده. • پلک با هود متوسط (کمی افتاده): نگاه رو seductive و بالغ میکنه، حس رمزآلود و دلربا داره. • پلک صاف و بدون چین زیاد: آرایش روش خیلی تمیز و حرفهای میشینه، همیشه مرتب و مدرن به نظر میرسه. • همه انواع پلک قدرت قاب کردن چشم رو دارن و با مژه و ابرو هماهنگ میشن تا نگاهت منحصربهفرد بشه.
مزیتهای ابروها (هر شکل و ضخامتی):
• قاب صورت رو کامل میکنن؛ ابروهای خوشحالت تعادل به صورت میدن و چشمها رو بیشتر برجسته میکنن. • احساسات رو بهتر نشون میدن؛ با بالا بردن یا اخم کردن، چهرهت زندهتر و expressiveتر میشه. • ابروهای پر و طبیعی قدرت جوانی و سلامتی میده؛ حس شادابی به کل صورت منتقل میکنه. • ابروهای نازکتر یا کمانی ظرافت و زنانگی بیشتری میدن؛ صورت رو نرمتر و لطیفتر نشون میدن. • با موهای قهوهای تیرهت هماهنگ میشن و کنتراست ملایمی با پوست سفیدت میسازن – همیشه هارمونیک و شیکه. • قدرت تغییر سریع ظاهر رو دارن؛ با یه مدل ساده یا پر کردن، میتونی lookت رو از روزمره به مهمانی تغییر بدی.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت همه…
اضافه وزن و تنفر به چاقی باعث شد هیچکدوم از زیبایی های بدنم رو نبینم. هنوزم زیبایی های بدم برام واضح نیست. ذهنم قفله! بس که بهش توجه نکردم. پس سراغ هوش مصنوعی رفتم(برای تمرینای لاغری ازش استفاده میکنم خیلی قوی باورسازی میکنه). مزیت هر خصوصیتی بدنم داره مثل مژه کوتاه رو ازش پرسیدم. خیلی حسم به بدنم خوب شد. اعتماد به نفسم بالا رفت و دوس دارم تو جمع ها بیشتر حضور پیدا کنم.
تا وقتی این همه زیبایی بدنم داره کی به چاقی توجه میکنه؟!! خخ
جوابشو برای تو دوست عزیزم مینویسم.
سوالم: موهای قهوه ای تیره چه خصوصیات زیبایی ظاهری داره؟ کاربردی چی؟
خصوصیات زیبایی ظاهری موهای قهوهای تیره:
۱. عمق و غنا: رنگ غنی و عمیقی که نور رو جذب و بازتاب میده، موها رو همیشه زنده و پرجلا نشون میده.
۲. براقیت طبیعی گرم: تو نور خورشید یا لامپ، یه درخشش طلایی یا کاراملی ملایم میگیره که فوقالعاده جذابه.
۳. کنتراست قوی با پوست سفید: دور صورت یه قاب دراماتیک و زیبا میسازه و چشمها، ابروها و لبها رو بیشتر برجسته میکنه.
۴. گرمی و طبیعی بودن: مثل رنگ شکلات تلخ یا چوب ماهون – کلاسیک، جاودانه و همیشه شیک.
۵. انعطافپذیری بالا: با اضافه کردن هایلایتهای عسلی یا کاراملی، عمق و بعد بیشتری میگیره و مدرنتر میشه.
۶. حس لوکس و مرموز: نگاه رو عمیقتر و دلربا میکنه، بدون اینکه خیلی پرزرقوبرق باشه.
۷. مناسب هر طول و حالتی: از موهای کوتاه تا بلند، صاف یا موجدار، همیشه باوقار به نظر میرسه.
۸. کمتر نشون دادن آسیب: نسبت به رنگهای روشن، خشکی یا شکستگی کمتر به چشم میآد و همیشه سالمتر دیده میشه.
9. ظاهر حرفهای و همهکاره: برای محیط کار یا دانشگاه جدی و باوقاره، ولی برای مهمانی با یه مدل ساده باز هم خیرهکنندهست.
10. حس امنیت و ثبات: مطالعات نشون میدن که موهای تیره حس قابل اعتماد بودن و هوش بالاتر میده (تو محیط کار یا روابط خیلی به درد میخوره).
11. کمتر جلب توجه منفی: برعکس رنگهای خیلی خاص، موهای قهوهای تیره کمتر قضاوت میشه و تو محیطهای رسمیتر پذیرفتهتره.
12. انعطافپذیری در مدل: هر مدلی (صاف، موجدار، فر، جمع، باز) روش قشنگ میشینه و همیشه مرتب به نظر میرسه.
خلاصه که گلمن، موهای قهوهای تیرهت یه قدرت مخفی بزرگه – هم زیباست، هم عملی، هم باوقار. واقعاً یه موهبت طبیعیه
ادامه اش کامنت بعدی….
نشان های دریافت شده
سلام خدمت همه…
اضافه وزن و تنفر به چاقی باعث شد هیچکدوم از زیبایی های بدنم رو نبینم. هنوزم زیبایی های بدم برام واضح نیست. ذهنم قفله! بس که بهش توجه نکردم. پس سراغ هوش مصنوعی رفتم(برای تمرینای لاغری ازش استفاده میکنم خیلی قوی باورسازی میکنه). مزیت هر خصوصیتی بدنم داره مثل مژه کوتاه رو ازش پرسیدم. خیلی حسم به بدنم خوب شد. اعتماد به نفسم بالا رفت و دوس دارم تو جمع ها بیشتر حضور پیدا کنم.
تا وقتی این همه زیبایی بدنم داره کی به چاقی توجه میکنه؟!! خخ
جوابشو برای تو دوست عزیزم مینویسم.
سوال:
زیبایی های پوست سفیدم چیه؟
جوابش:
ظرافت و لطافت porcelain-like: پوست سفید مثل چینی ظریف و نرم به نظر میرسه، حس elegance و شکنندگی زیبا میده.
۲. درخشش طبیعی و glow ملایم: نور رو به طور نرم بازتاب میده و صورت رو همیشه روشن و شاداب نشون میده، حتی بدون آرایش.
۳. شفافیت بالا: گاهی رگهای ظریف آبی زیر پوست دیده میشن که حس سلامتی و تازگی میده، مثل پوست شیشهای!
۴. ککومکهای ریز و جذاب: روی پوست سفید، ککومکها مثل ستارههای طلایی یا قهوهای پخش میشن و حس شادابی و منحصربهفرد بودن میدن.
۵. رنگهای آرایشی که عالی میدرخشن: رژ قرمز، صورتیهای روشن یا سایههای تیره روی پوست سفید فوقالعاده vivid و dramatic دیده میشن.
۶. ظاهر جوون و معصوم: پوست سفید اغلب چین و چروک رو دیرتر نشون میده و حس جوانی و innocence میده.
۷. هماهنگی با رنگهای سرد: لباسهای مشکی، آبی، نقرهای یا جواهرات روی پوست سفید مثل الماس میدرخشن.
۸. رگهای ظریف و آبیرنگ: این ویژگی حس ظرافت و سلامت عروقی میده، مخصوصاً روی دستها یا گردن.
۹. بلاش طبیعی: گونههای صورتی ملایم که با کمی خجالت یا سرما ظاهر میشن و صورت رو دلربا میکنن.
۱۰. حساسیت و خاص بودن: پوست سفید مثل یه ویژگی نادر و هنریست که تو عکسها و نور طبیعی فوقالعاده ethereal و رویایی به نظر میرسه.
11. درخشش طبیعی (Glow): اون نور ملایمی که از پوست سالم ساطع میشه و صورت رو روشن و زنده نشون میده، انگار از داخل روشنایی داره!
ادامه اش تو کامنت بعدی
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
عوامل نفرت از چاقی واقعا زیاد بوده و هست و من اروم اروم داشتم روش کار ولی یکم ذهنم رو درگیر میکرد
و با گوش کردن بارها ب این فایل قانع شدم و حالم رو بهتر کرد و پذیرفتم کبله اینها بودع این مشکلات بوده نفرته هم بوده
همون استرس خرید رفتن
ورزش کردن
شهره بازی رفتن
استخر رفتن
مهمانی رفتن
و….ی دنیا مشکل
اعصاب خوردی و حال بدی و خب کم کم تبدیل ب نفرت شد و ب حدی. ک از خودم حالم بهم بخوره و ب دید ی. ادم ناتوان ببینم خودمو .
ولی کم کم با اومدن در این دوره
چاقی رو پذیرفتم
خودم رو پذیرفتم
و اندفه استارت ژدم برای تغییر همیشگی و دائمی
و رسیدن ب فطرتم پس. قیقا باید مطابق باشه با فطرتم و چ چیزی بهتر از عشق
بله عشق
ح
و با انگیزه شروع ب عشق میکنم
عشق ب خودم
جسمم
ژنتیکم
روحم
حال خوبم
و خودم
و عشق معجزه میکنه
و عشق همه چیز رو قشنگتر میکنه
و من ایمان دارم عشق جواب میده
و بعد از عاشقی میبینی ک نتیجه گرفتی
با عشق میری خرید
هر لباسی ک دوست داری میپوشی
حتی اگ چین دار باشع یا پف
ب میزان لازمت از هرچیزی ک دچست داری میخوری
اعتماد ب نفست بالاست
سبک میدوی
سبک ورزش میکنی
از دیدن خودت لذت میبری
باخیال راحت استخر میری
و در جمع ها حاضر میشی
و این معجزات لاغری و تغییر شگفت انگیزش در زندگی
ممنون از اگاهی های زیباتون
سلام
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
من وقتهایی که بخاطر چاقی دچار یه مشکلی میشم از چاقی نفرت پیدا میکنم یا وقتهایی که بخاطرتقی نمیتونم یکاری را انجام بدم و چاقی برام محدودیت میاره مثلا همیشه وقتهایی که نمیتونم پیاده روی طولانی داشته باشم از چاقی بیشتر بدم میاد یا وقتهایی که لباسس اندازم نمیشه و نمیتونم بخرمش بیشتر از چاقی بدم میاد وقتهایی که مرور میکنم چقدر از مشکلات جسمیم بخاطر چاقیه بیشتر از چاقی بدم میاد وقتی مریضی ساده ای میگیرم و بعد دکترها شروع میکنن به نصیحت کردنم بابت چاقی بیشتر اعصابم خرد میشه من وقتهایی که فکر میکنم تا کی باید چاقی را تحمل کنم یا وقتایی که مثلا تو ماشین یا جاهای دیگه ای بقیه از تنگ بودن جا غر میزنن از خودم بدم میاد
خیلی وقتها زمانی که لباس های قبلیم تنگم میشن از چاقی بدم میاد
مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید
مثلا من وقتی میبینم نگین دوستم یه عالمه لباس های خوشگل داره و میتونه استایل های مختلف بزنه خوشحال میشم و لذت میبرم و خودم را تصور میکنم که یه عالمه پیرهن های خوشگل توی کمدم دارم
وقتی عرفان را میبینم که براحتی غذا میخوره و هیچوقت نگران چاق شدن نیست لذت میبرم و خودم هم در راحتی و رهایی میبینم
وقتی عسل را میبینم که همیشه با لذت غذای موردعلاقشو میخوره و لباسهای موردعلاقه اش را میخره لذت میبرم
از دیدن آدمهای لاغر لذت میبرم از زیبایی زندگی وقتی که بدن در تماسب اندامه لذت میبرم به کارهایی که میتونم موقع لاغری انجام بدم فکر میکنم لذت میبرم
من میتونم ورزش موردعلاقمو انجام بدم میتونم با خیال راحت برم سرکار و احساس اعتماد به مفس بیشتری داشته باشم میتونم با خیال راحت برم خرید و شلوارهای رنگی با طرحهای جذاب بخرم میتونم برم با دوستام بیرون و نگران این نباشم که خسته میشم میتونم برم دوچرخه سواری و رها و سبک دوچرخه سواری کنم میتونم لباسهای شیک تو خونه ای بخرم و بپوشم میتونم بدنم را بیشتر دوست داشته باشم و در سلامت کامل باشم
لاغری پر از لذت و قشنگیه و تا صبح میتونم از لذتهایی که لاغری بهم میده صحبت کنم
میتونم وقتی که میخوام برم سفر خارجی با حس بهتری لباس بخرم و یه عالمه عکسهای خوشگل بگیرم میتونم برم بیرون و پاهای لاغرم لذت ببرم میتونم هرجایی جا شم و خیالم از اینکه کوچیکم و جای زیادی نمیگیرم راحت باشه
میتونم ست های ورزشی خوشگل و رنگی بخرم میتونم لباسهای مجلسی خوشگل بخرم و بپوشم میتونم کفش پاشنه بلند بپوشم و باهاش راه برم و خلاصه لاغری خوشگل ترین چیز دنیاس
علاوه بر اینکه راحتترین کار دنیاس بهترین و قشنگترین اتفاق دنیا هم هست اصلا چیز از این بهتر
لاغری باعث میشه اعتماد به نفس اینو پیدا کنم که هرکاری دلم بخواد را میتونم انجام بدم و به همه ی هدفهام میتونم برسم
خدایا شکرت
بابت اندام لاغر و متناسبی که دارم از خدا تشکر میکنم
نشان های دریافت شده
با درود Zary.ahmadi
توقف نفرت از چاقی (۱۰)
وقتی از چیزی بیزاریم هی به آن توجه می کنیم و ذهن هم که عاشق توجه و تمرکزه ! الان با خوندن این جمله ،و تمرکز به درک آن ،متوجه شدم که من چون خیلی دوست دارم به وزن ایده الم برسم ،همین باعث می شه بیشتر به بدنم توجه کنم، و عیب و ایراد بگیرم و اصلا فکر نکردم که این توجه در واقع ، یعنی نفرت از وضیعت فعلی ام و تکرار مدام آن باعث شده که تا چشمت به اینه می افتد بلافاصله ذهن همه چی را می بیند و تمرکز می کند به آن . مثلا : سریع چشمت می ره رو پهلوها یا رو شکم و اونون لحظه سریع ناراحت می شی ،و همین حس !یعنی توجه به چاقی ،و همین حس جلوی لاغری را می گیره و چون ذهن خوب و بد را تشخیص نمی ده و فقط حس را می گیره در نتیجه :حس هم که ، نفرت از چاقی، به سمت چاقی می ره ، و این« حس »در همه موارد صدق می کند تنها در مورد چاقی و لاغری نیست تمام لحظه های زندگی ما بر روی همین «حس ها »می چرخد زندگی الان ما همون «حس هایی »است که کردیم و حالا زندگیش می کنیم لحظه های زندگی ما به همین «حسی »که داریم جواب می دهد . حس مثبت :زندگی مثبت و ایده ال و موفق و سعادتمند . حس ثروتمند شدن زندگی در فراوانی . حس سلامتی همیشه سالمی . حس لاغری هم لاغری را می بینید .از این لحظه تعهد می دهم که شرایط الانم را با عشق می پذیرم و خودم را سرزنش نمی کنم و مطمعنم در مسیری هستم که می تونم با عشق تغییر کنم و با خوندن هر قسمت متوجه اشتباهاتم از رفتارم می شوم و به راحتی انرا اصلاح می کنم
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد ؟وقتی از سالها پیش را مرور می کنم :که برای لاغر شدن چه راههایی رفته ام و نتیجه نداده نا امید و خسته شدم و قبول کردم که انگار من همینم دیگه فایده ایی نداره سنی از من گذشته تا کی می شه جنگید و من شانس رسیدن به وزن ایده الم را ندارم با مرور اینکه هی اضافه می شی و هی تلاش می کنی کم می شی و باز دوباره و هی دوباره و با این روتین سالهاست زندگی می کنی و چسبیده به لحظه های زندگیت ، همه این افکار باعث «نفرت »از چافی در خودم شده. نکته جالب اینه که « تا خوندن این قسمت متوجه نبودم که وقتی به خودم نگاه می کنم و از وضیعت فعلی ام راضی نبستم و در وزن دلخواهم نیستم در واقع من از مقدار اضافی که دارم بیزارم و این یعنی به سمت چاقی کشیده می شم تا لاغری » و ابن نفرت از چاقی همیشه رو مخ من بوده و چون اصلا نمی تونستم بی خیالش بشم مدام بهش چسبیدم در حالی که من الان فقط ۱۰ کیلو اضافه دارم و همین مقدار کلی فشار روحی و استرس رو من گذاشته تمام این سالها از روی نا آگاهی و نادانی زندگی کردم بازم هم خدا را شکر که در مسیر درستی قدم گذاشتم و با خواندن این قسمت فهمیدم که باید برای کم رنگ کردن «بیزاری» از اضافه وزنم بیشتر به مزایای لاغری و حس خوب در باره لاغری در خود ایجاد کنم مخصوصا که ذهن خوب و بد تشخیص نمی دهد من با ایجاد حس خوب لاغری می تونم حس بیزاری از چاقی را از بین ببرم و خودم را همینطور که هستم می پذیرم و خوشحالم در این مسیر حس و حالم بهتره و به هدفم می رسم
مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف من هست ؟
عروسم را می بینم که بعد از دو بچه همچنان لاغر و متناسب است لباسهای دلخواهش را می پوشد و من اونون شادی و خوشحالی را در چهره اش بابت اندام متناسبی که داره می بینم
بدون ترس و نگرانی غذا می خوره همه چی هم می خوره هیچ نوع غذایی را کم با زیاد نمی کند غذای ایرانی مخصوصا کشک و بادمجان را بسیار دوست داره و مرتب برای خودش کوکی مخصوص درست می کند و گاهی در روز چند تا می خوره شب هم که می شه برنامه جایی آش بر قراره که یا با گز یا سوهان یا کوکی می خوره و همچنان زیباست من وقتی مشترییهایم را می بینم که با داشتن چند فرزند پشت سر هم همچنان لاغر و متناسب هستندنه ورزشی نه رژیمی نه دمنوسی نه داروی این یعنی لاغر شدن آسانترین کار دیناست
مزایای لاغر شدن در زندگی خود را بنویسید ؟ وقتی به اندام ایده الم برسم خیلی خوشحال و ذوق زده خواهم بود زندگی برام صفای دیگری خواهد داشت همه چی به نظرم عالی می اید معاشرت با دیگران همرا با شادی و اعتماده به نفس و توانایی خاصی به همراست
لباس پوشیدنم لذت داره نه مثل الان که وقتی می خوام برم بیرون چند بار لباس عوض می کنم وقتی در وزن ایده الم باشم همه نوع لباس تو تنم زیباست و نیاز به عوض کردن نخواهد داشت چون هر چی بپوشید قشنگ خواهند بود گشاد باشه چسب باشه کوتا باشه بلند باشه همه جورش قشنگ خواهد بود روابطتم با همسرم عالی خواهد بود چون اونون حس زیبایی در تو باعث زیبایی در زندگی می شه و نگاهت به همی جی زیباست وقتی لاغر باشی سالمی البته خدا را شکر من الان هم سالم هستم اما وقتی در لاغری باشم همینطور سالم می مانم
مطمعنم که جسم من با تغییرات جدیدم که لاغری با ذهن است که اکنون باهش زندگی می کنم بطور خارق العاده ای داره پیکرتراشی می کند و من عجله ای ندارم چون پیکرتراشی زمان نیاز داره و بزودی کارش را به انجام می رساند چون هرشب قبل از خواب حس پیکرتراشی را در ذهنم مهیا می کنم و زیبایی و جوانی و سلامتی را در تک تک سلولهای بدنم حس می کنم طوری آنها را به تصویر می کشم که اون احساس زیبا را در ضربان قلبم حس می کنم و با همین حس به خواب می رم و صبح با انرژی و نشاط از خواب بیدار می شم «چقدر زندگی زیباست» خدایا سپاس از این همه زیبایی . سپاسگزارم از خودم که هر روز یک مطلب جدید می اموزم و از شما استاد گرامی هم سپاسگزارم برای زحمات بی دریغتون خدا به همراهتون
به نام خداوند هستی بخش مهربان
چاقی ایست!!!
زمان آن رسیده که از چاقتر شدن دست بر دارم و راهم را عوض کرده به سمت جاده یک لاغری قدم بر دارم 😉
تا حالا در هر لحظه به چاقی فکر می کردم چه کنم که چاقتر نشوم،چه بخورم که چاقتر نشوم،چه فعالیتی داشته باشم که چاقتر نشوم،و هزاران هزار دیگر هوایی که انجام دهم تا چاقتر نشوم توجه من فقط به چاقی بود و بس😔
حالا ورق برگشت و به لاغری باید فکر کنم لاغر که شدم سریعتر حرکت می کنم و به همه ی کارهایم می رسم ،اخ جون🤩،لاغرتر که بشم به کو می روم از از اون بالا مناظر طبیعت رو می بینم،اخ جون🤩،لاغرتر که بشم اون لباس خوشگله رو می پوشم،اخ جون🤩،لاغرتر که بشم تو پیاده روی شرکت می کنم و برنده میشم،اخ جون🤩،لاغرتر که بشم قلبم براحتی کار می کنه و نفس نفس نمی زنم،اخ جون🤩،لاغرتر که بشم از پله ها تندی بالا می روم و لذت می برم،اخ جون🤩لاغرتر که بشم الگوی خوبی برای اطرافیانم میشم و آنها هم مسیر درست رو دنبال می کنند،اخ جون🤩،ووو…
با این روش حتما موفق میشم🤩🤩🤩
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
منم نفرت از چاقی رو اینجوری میبینم که انگار این چاقی توی پوست و استخوان.منم از چاقی متنفرم و این نفرت این شکلیه که من لاغر بشو نیستم.نفرتم از چاقی این شکلیه که چاقی همه جا با کنه و تا آخر عمرم با من می مونه.نفرت از چاقی اینجوریه که هنوز نمیتونم لباسهای آستین حلقه ای بپوشم و احساس خوبی از بدنم ندارم.نفرت از چاقی برای من اینجوریه که وقتی خودمو توی آینه قدی میبینم دلم میخواد زیاد جلوی آینه نیستم.الان که فکرشو میکنم متوجه میشم چقدر تنفر دارم از چاقی فکر میکردم حل شده و اصلا از چاقی بدم نمیاد ولی الان متوجه شدم خیلی دلم پر بوده از چاقی.ولی وقتی در مقابل به لاغری فکر میکنم میبینم من با چاق شدنم متوجه شدم و آگاه شدم که تمایل زیادی دارم به لاغر شدن اصولی و لاغر ماندن چرا که همواره توجه دارم به افراد متناسب و آدمهایی که لاغر هستن رو وقتی میبینم لبخند روی لبم میشینه و حالم خوب میشه از دیدنشون.وقتی ی آدم متناسب و لاغر رو میبینم که به اندازه میخوره و خیلی راحت دست میکشه از غذا احساسم خوب میشه.حالم خوب میشه وقتی میبینم ی آدم متناسب سفت و محکم راه میرسه و قدم برمیدارد.حالم خوب میشه وقتی با آدمهای لاغر همکلام میشم و میبینم اونا درباره ی هر چیزی حرف میزنند و افکار متفاوتی دارند و کم پیش میاد که بخوان درباره غذا خوردن و خوراکی ها حرف بزنن و این خیلی جالبه برام و دوست دارم با این افراد بیشتر ارتباط داشته باشم تا ازشون رفتارهای درست غذا خوردن رو یاد بگیرم.یاد بگیرم به بدن و جسم خودم بیشتر از قبل احترام بذارم و فقط در صورت نیاز غذا وارد بدنم کنم.الهی شکر از این همه احساس خوب و زیبا.الهی شکر
یا حق
نشان های دریافت شده
سلام ودرود بر استاد مهربانم
من سالها از چاق بودن نفرت داشتم وسالها هم چاق بودم واین تنفر هیچ کمکی به لاغر شدن من نمیکرد .و همیشه احساس این که من چاق آفریده شدم و هیچوقت نمیتونم مثل افراد عادی و معمولی باشم حال منو واحساس منو خراب میکرد .باورم این بود که من لایق چاقی هستم نه لاغریوهمین باور اشتباه و غلط باعث میشد که اگر تلاشی هم میکردم و نتیجه میکرفتم دوباره برمی گشتم ودر ذهن خودم همیشه خودم رو محکوم به چاقی میدونستم .
کلا افراد چاق انگار هیچوقت خودش رو لایق هیچ چیزی نمیدونن و همیشه با حسرت خوردن به دیگران وتصور این که این خوشی ها ابن لباسها این لذت ها فقط برای لاغرها هست خودشون رو محکوم به لذت نبردن از هرچیزی که در این دنیا هست میدونن
استاد من سالهای پیش وقتی دختر بچه ای چاق بودم یه عمه داشتم که خیلی چاق بود و همیشه ناظر رنج بردن از چاقی بیش از حدش بودم چون که خیلی در مورد چاقی خودش صحبت میکرد اتفاقا خیاط خیلی قابلی هم بود هر وقت لباسی برای خودش میدوخت ومیپوشید میکفت این لباس خیال قشنگه ولی چه فایده داره تو تن من قشنگ نیست چه فرقی داره من چی بپوشم هرچی باشه برای من قشنگ نیست همین که اندازه من باشه و تنم کنم برام کافی هست ومیکفت که من حق انتخاب ندارم .اوج نفرت از چاقی از همون زمان ها در من شکل گرفت واز این که منم مثل عمه چاق بودم وحتما من هم در آینده همین قدر غمگین و چاقتر میشوم ذهنم پراز نفرت و نارضایتی از چاق بودن بود .و همین نگرش باعث تسلیم شدن وقبول کردن چاقی در من بود و همین نفرت داشتن از چاقی باعث چاق تر شدن در من شده بود .البته این حالت نفرت برای افراد چاق طبیعی هست چون که اضافه وزن حالت نرمال بدن نیست و صد در صد مشکلاتی همراه خودش داره که فقط خود آدمهای چاق میتونن این حالت رو درک کننن
خود من زمانی که بزرگتر شدم و تصمیم به ازدواج گرفتم تازه آغاز مشکلات چاقی بود برایم ترس از لباس خریدن ترس از قضاوت شدن ترس از مشکلات برام اوج گرفت من حتی علی رغم میل باطنی خودم مراسمات رو کنسل کردم و وانمود کردم که دوست ندارم
چون که اون زمان محدودیت ها زیادتر بود واین تنها یه نمونه از فشارهایی بود که من سالها باهاش زندگی کردم حسرت زندگی نکردن.چاقی مساوی با حسرت داشتن یه زندگی طبیعی .حسرت خوردن برای تمام آرزوهایی که هرگز بهش نرسیدی .حسرت تمام زندگی هایی که حق طبیعی من بود و من انجامش ندادم حسرت تمام روزهایی که رفتم فروشگاه لباس بخرم و با ناراحتی و دلشکستگی برگشتم .وغصه خوردم
استاد شما درست میفرمایید واقعا اضافه وزن مثل کشیدن چندین حلب روغن هست که بدن ما فقط باهاش کنار اومده چون در ذهنمون چاقی رو باور کردیم واین دروغی بود که سالها باورش کردیم و باهاش زندگی کردیم
هرچی که در جهان افکار منفی داشته باشی وبه چیزهایی منفی فکر کنی جهان همون چیزهارو بیشتر بهت میده هرچی بیشتر گله گذاری کنی و نفرت داشته باشی بیشتر سهم تو از اون چیز میشه ابن یه قانونی هست که من بهش رسیدم ودر این مدت با تمام وجود درکش کردم و همیشه این موضوع رو به افراد خانواده خودم هم میگم
مدتی بود دخترم صورتش جوش های خیلی بدی میزد و آنقدر ناراحت بود و درباره اش حرف میزد و هر روز هم بدتر میشد هیچ درمانی هم فایده نداشت من فقط بهش گفتم باید با این جوش ها کنار بیای و همین طوری خودت دوست داشته باشی وهیچ درمانی هم نکنی مدتی مقاومت کرد تا این که راض شد درمان کنار بزارع و با کمال تعجب دیدیم که با عشق دادن به خودش و البته باور این که بدنم خودش ترمیم میکنه
تمام جوش های صورتش کاملا خوب شد و اصلا انکار یادش رفت که این مشگل داشته
ومن یبار دیگه به قدرت ذهن ایمان آوردم
من مدتهاست که چاقی رو رد خودم متوقف کردم یعنی درست زمانی که با خودم آشتی کردم وآرامش رو به خودم هدیه دادم این اتفاق برام افتاد من یاد گرفتم هر چیزی رو که به بدنت هدیه بدی همون رو ازش دریافت میکنی .وبعدش هم رفتار هام تغییر کرد آرامش شادی و انگیزه اومد سراغم وبعدش
رفتارهای خوراکی در من تغییر کرد به شکل کاملا ناخود آگاه میگم میل ندارم کم میخورم و لذت میبرم اصلا از خوردن نمیترسم
مراحل بخوبی داره انجام میشه در من واز وقتی هم که باور کردم که لاغری آسان ترین کار دنیاست مرحله بعدی برام شروع شد سبک تر شدن
جسم من در لاغری با ذهن به شکل کاملا حرفه ای داره برام پیکر تراشی میکنه
هر کاری که توش عجله باشه هیچ وقت نتیجه خوبی در برنداشته.ولی کاری که بر اثاث اصول و نظم و دفت باشه نتیجه کار عالی رقم میخوره
تمرینات امروز —من از چاقی هیچ خیری ندیدم وتمام دلایل خودم رو بالاتر بیان کردم
ولی در مورد بحث شیرین لاغری
وقتی لاغر بشم زانوهام سالم میشه ترمیم میشه .وقتی لاغر بشم شادتر سالم تر سبک تر زندکی میکنم ..وقتی لاغر بشم تو تابستون کمتر عرق میکنم و آنقدر برای عرق ریختن خجالت نمیکشم …وقتی لاغر بشم اعتماد به نفس در من بالاتر میره …وقتی لاغر بشم به تمام آرزوهایی که سالها داشتم میرسم …وقتی لاغر بشم باخیال راحت میرم فروشگاه لباس ودغدغه پرو کردن وسایزم نبودن لباسها و ندارم ….وقتی لاغر بشم براحتی چهارزانو روی زمین میشینم که حق طبیعی من بوده و برام آرزو شده بوده متاسفانه ..وقتی لاغر بشم تمام لباسهای که در کمد دارم و دوسشون دارم رو میپوشم ..وقتی لاغر بشم مثل تمام آدمهای عادی زندگی میکنم ….وقتی لاغر بشم با خیال راحت تو مهمونی ها مراسمات شرکت میکنم .اصلا یه زندگی با کیفیت تر و بهتری رو تجربه میکنم .صورتم لاغرتر و زیباتر و جوان تر میشم وده ها مورد دیگه که با لاغر شدن بهش میرسم من فقط فقط با عشق به خودم لاغر میشوم رویای لاغری رو به واقعیت تجربه میکنم وجهانم رو تغییر میدم دوباره متولد میشم وتازع زندگی در این جهان رو به شکل جدیدی به خودم هدیه میدم
تمام چیزهایی که نوشتم رو فقط افراد ی که چاقی رو تجربه کردن درک میکننن و برای داشتنش انتظار میکشن و از رسیدن بهش لذت میبرن ولی افرادی که متناسب هست هیچ درکی از این نوشته ها ندارن
تمام این لذت ها برای ما حق طبیعی بوده که همه داشتن ولی برای ما بصورت آرزو و دست نیافتنی در اومده واین در خالی هست که آنقدر رسیدن بهش آسون بوده که باورش نمیکردیم وامروز ب لطف خدای مهربان و هدایت استاد مهربان داریم به همه اون آرزوها دست پیدا میکنیم ولذت میبریم
خدایا شکرت خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
با سلام من هم مثل همه افراد چاق از چاقی متنفر بودم ومرتب جلوی آیینه ،یا موقع خرید لباس ، یا حتی وقتی میرفتم توی اتوبوس و مترو احساس میکردم خیلی گنده و جاگیر هستم حتی وقتی رو صندلی توی اتوبوس مینشستم وکس دیگری میخواست کنارم بشینه احساس گناه میکردم که من جای اون رو تنگ کردم و سعی میکردم کاملا تحت فشار بشینم که مثلاً به اون نفر کمتر ظلم کنم 🫣😢
و هر وقت درباره چاقی فکر میکردم از خودم متنفر میشدم ولی نمی دونستم با اینکارها دارم به ذهنم دستور میدم که به چاقی علاقمند هستم پس چاقترم کن!🫤🤔
ولی شکر خدای مهربونم با آگاهی های این آموزش یاد گرفتم من راهی جز پذیرفتن شرایط فعلیم ندارم من باید ،باید چاق بودن رو بپذیرم ومسولیتش رو قبول کنم تا حرکت به سمت لاغری در ذهنم استارت بخوره من همراه با پذیرش چاقی و توجه به لاغری و یادگیری آموزشهای تغییر الگوهای ذهنی ام ،به ذهنم دستور میدم که به سمت لاغری حرکت کنه!!🤩
حالا من یاد گرفتم بجای فکر کردن به معایب چاقی باید به مزایای لاغری که در جسم و زندگی من ایجاد میشه فکر کنم ومن میدونم که با لاغری من میتونم کارهای شخصیم رو راحتتر انجام بدم با سبکی و لذت
میتونم پیاده روی با لذت وسبکی داشته باشم ،حتی از دوچرخه سواری لذت ببرم بدون تنگی نفس ویا خستگی وتعریق زیاد😍
میتونم موقع خرید لباس دامنه انتخاب بیشتری داشته باشم وبا اعتماد به نفس وارد مغازه لباس فروشی بشم وتازه از نظر هزینه هم به نفسم میشه چون لباسهای سایز کوچک ارزونتر هم هستند😉
میتونم موقع کارهای منزل بدون نفس تنگی ومحدودیت از انجام کارها لذت ببرم وبا عشق به پخت و پز خونه رسیدگی کنم
فکرم بازتر میشه واز زندگیم لذت بیشتری میبرم🤩
با آموزشهای این سایت احساسم نسبت به خودم تغییر کرده وحالا احساس میکنم من میتونم هر تغییری که دوست داشته باشم در زندگیم ایجاد کنم لاغری که آسونترین کار دنیاست بودن من آماده تغییر کردن به سوی تناسبه چون بدن من طبیعتش تناسبه
پس پیش به سوی بهترینها🏃🏃