بسیاری از آدمهای چاق وقتی دنبال دلیل اضافهوزنشون میگردن، خیلی سریع انگشت اتهام رو میگیرن سمت شیرینیجات:
«همهش تقصیر کیک و شکلاته! اگه میتونستم عادت شیرینی خوردن رو ترک کنم، الان سایزم نصف بود!» 😩
اما بذار یه چیزی بهت نشون بدم… 🎯
تو خیابون که راه میری، کلی آدم متناسب میبینی که با یه بستنی قیفی یا شیرینی خامهای دارن قدم میزنن و لبخند میزنن، نه اینکه قند و عسل رو گذاشته باشن کنار! 😋
پس موضوع فقط خوردن شیرینی نیست… بلکه داستان اون رابطهایه که ذهن تو با شیرینی ساخته.
ما اینجا دربارهی ترک عادت شیرینی خوردن حرف میزنیم، نه حذف شیرینی از زندگی! 🚫🍰
چون اونی که به زور جلوی خودشو میگیره، همیشه یه جایی دوباره میزنه بیرون… با انتقام! 😅
🍬 قصهای آشنا برای خیلی از ما!
اگه یه کلوچه، یه شیرینی تر یا حتی یه خرمای معمولی میتونه روزت رو بسازه (یا خراب کنه!)، بدون که تنها نیستی! 😅
عادت شیرینی خوردن، یه رفتار مشترکه بین خیلی از افراد چاق. رفتاری که سالها توی ناخودآگاهمون جا خوش کرده و بیسروصدا مسیر چاقی رو هموار کرده.

اما خبر خوب اینه که ترک این عادت، یکی از سریعترین راهها برای شروع تغییر واقعیه… اونم نه با زور و اجبار، بلکه با آگاهی و درک عمیقتر از ذهنمون.
من خودم سالها با اضافه وزن بالا زندگی کردم. روزایی که شیرینی توی خونهمون مثل نمک توی سفره بود: همیشه، همهجا، هر لحظه! 🍩
برای همین، وقتی کسی با اضافه وزن میاد و میگه:
«من نمیتونم از شیرینی دل بکنم…»
با تموم وجودم درکش میکنم. چون یه روزهایی دقیقاً همین جمله رو با خودم تکرار میکردم.
📌 خیلیها فکر میکنن دلیل چاقیشون همینه؛
چون عادت شیرینی خوردن دارن، چون نمیتونن مقاومت کنن، چون بدنشون بیشتر از بقیه هوس شیرینی میکنه.
بعضیا هم با اطمینان میگن: «شیرینی آرومم میکنه، حس خوبی میده!»
و عدهای مثل خود من، سالها به خودشون میگفتن:
«ما که توی منطقهی گرمسیری زندگی میکنیم، پس طبیعیه که بیشتر شیرینی بخوایم!» 😄🌴
راستش من سالها با این باور زندگی کردم که چون توی جنوب کشور زندگی میکنم و درخت نخل و خرما اینجا رشد میکنه، پس بدن ما بیشتر از بقیه شیرینی میخواد!
به همین راحتی، عادت شیرینی خوردن تبدیل شد به یه رفتار به ظاهر طبیعی که هیچکس باهاش کاری نداشت.
اما امروز، بعد از اینهمه سال، وقتی به پشت سرم نگاه میکنم، میبینم که ترک عادت شیرینی خوردن، نه فقط وزنم رو کم کرد، بلکه نگاهم رو به زندگی هم عوض کرد. ✨

🍭 عادتها چطور ما رو چاق میکنن؟!
بذار رک بگم: خیلی از ما وقتی اسم چاقی میاد، فوری ذهنمون میپره سمت روغن! 🍳
میگیم: «حتماً از بس غذای چرب خوردم اینطوری شدم!» ولی واقعیت یه چیز دیگهست…
قندها، شیرینیها، اون بیسکوییتهای خوشگل کنار چای، سهم بزرگی تو چاق شدن ما دارن.
نه بهخاطر اینکه قدرت خارقالعادهای دارن که مستقیم چاقمون کنن… نه! بلکه چون خیلی راحت میشن یه عادت، یه تکرار، یه رفتار ناخودآگاه. 😬
حالا یه مقایسهی جالب:
تا حالا دیدی کسی بگه من عادت دارم هر روز روغن بخورم؟! 😅
نه دیگه، ولی شیرینی؟ آره، خیلیا دقیقاً همینو میگن:
«من نمیتونم یه روز بدون شیرینی دووم بیارم!»
🧠 اما یه نکتهی طلایی اینجاست:
خودِ شیرینی یا چربی یا ترشی یا شوری باعث چاقی نمیشن.
بلکه این ما هستیم که با باورهایی که درباره این خوراکیها داریم، بهشون قدرت چاقکننده میدیم.
مثلاً تو ذهن خیلی از افراد چاق، عادت شیرینی خوردن = چاقی.
در حالی که افراد لاغر هم ممکنه هر روز شیرینی بخورن، ولی توی ذهنشون اون شیرینیها هیچ قدرتی برای چاق کردن ندارن! 🤯
برای همین، بدنشون همونجوری متناسب باقی میمونه.
🔁 عادتا یه جور تکرار رفتاریان که از دل سلیقه و علاقه میان.
یه نفر عاشق ترشی خوردنه، یکی دیگه دیوونهی بیسکوییتای شکلاتیه… ولی مهم اینه که چطوری اون عادت رو توی ذهنمون معنی میکنیم.
👀 حالا یه لحظه تصور کن:
یه نفر چاق با تمام وجود باور داره که «من به خاطر عادت شیرینی خوردن چاق شدم».
حالا هر کاری بکنه—رژیم بگیره، ورزش کنه، حتی قرص بخوره—تا وقتی این باور توی ذهنشه، هیچکدوم جواب نمیده!
چون ذهنش میگه:
«اگه شیرینی بخوری، چاق میشی. پس بازم چاق میشی، حتی اگه ورزش کنی!»
واقعاً قوی نیست ذهنمون؟! 😮
🌀 اینجاست که میفهمیم ترک عادت شیرینی خوردن بهتنهایی کافی نیست؛ باید نگرشت رو هم عوض کنی.
وقتی نگرش ما درباره یه عادت تغییر میکنه، اون عادت دیگه تأثیر قبلی رو نداره.
✅ برای همینه که افراد لاغر حتی با فعالیت کم یا خوردن شیرینی، چاق نمیشن… چون توی ذهنشون تعریف متفاوتی از اون رفتار دارن.
🎯 پس اگه میخوای تغییر کنی، اینو بدون:
اول باید عادتهات رو بشناسی، بعد نگرشت رو نسبت بهشون اصلاح کنی.
اینطوری مسیر ذهنی لاغر شدن شروع میشه.

✨ ترک عادت شیرینی خوردن؛ ماجرای چای، بامیه و ذهن چاق!
باور کن یکی از شیرینترین لحظههای زندگیم، لحظهای بود که فهمیدم:
❗ من میتونم عادتی رو که ۳۵ سال باهام بوده، تغییر بدم!
☕ از چای با کیک تا چای با آگاهی
اوایل مسیر لاغری با ذهن، اولین چیزی که بهش دست زدم، همین عادت شیرینی خوردن با چای بود.
کیک، کلوچه، شیرینی، کشمش، خرما… هر چی شیرین بود، یه جوری راهشو پیدا میکرد بیاد کنار چایم بشینه!
ولی وقتی یاد گرفتم که میتونم «فرمولهای ذهنیام» رو تغییر بدم، تصمیم گرفتم این زنجیرهی شیرین و خطرناک رو قطع کنم!
- ✅ اول از همه، عادتم به شیرینی کنار چای رو زیر ذرهبین بردم
- ✅ بعد نوبت رسید به شکر و شکلات
- ✅ و بعدتر، حتی چای هم خودش رفت ته خط و الان یا نمیخورم یا خیلی کم و متفاوت
😅 ولی آدما ربات نیستن…
حالا نگم برات، چند شب پیش رفتم خونه مامانم. هنوز سلام و علیک نکرده بودم که چشمم خورد به یه جعبه بامیه داغ!
بامیه دزفولی، اونایی که انگار نعره میزنن: بیا منو بخور! 🍯🍩
باور نمیکنی… بهجای اینکه موقع سلام کردن، به صورت مامانم نگاه کنم، به جعبه بامیهها زل زده بودم! 🤦♀️
همون شب هم با اینکه اصلاً قصد چای خوردن نداشتم، دو لیوان چای فقط برای لذت خوردن بامیه خوردم!
و خب، این دقیقاً همون لحظهایه که ذهن چاق، بعد از یه مدت خاموش بودن، دوباره خودشو نشون میده.
📌 در واقع، تحریک از کانال بینایی باعث این رفتار شد؛ موضوعی که مفصل در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» بررسی میشه.
📍 چرا ترک عادت شیرینی خوردن استمرار میخواد؟
عادتها، یهشبه نیومدن که یهشبه هم برن!
فرمولهایی که سالها توی ذهنمون تثبیت شدن، با تکرار پاک میشن.
هر وقت یه رفتار چاقکننده ازم سر میزنه، عقب نمیرم.
فقط سریع نگاه میکنم ببینم چه فرمولی تو ذهنم فعال شده و تلاش میکنم اصلاحش کنم.
همینه که اسمش هست: اصلاح عادتها، نه سرکوبشون.
🎯 تو هم میتونی!
در آموزشهای لاغری با ذهن، با تمرینهای ساده و کاربردی، یاد میگیری:
- ✅ چه فرمولهایی باعث رفتارهای چاقکنندهت شدن
- ✅ چطور اونها رو شناسایی و با فرمولهای متناسبکننده جایگزین کنی
- ✅ چطور شیرینی خوردن رو تبدیل به یک انتخاب آگاهانه، نه یه وسوسه همیشگی کنی
💚 ایمان دارم تو هم میتونی
🧠 ذهن، مثل زمین کشاورزیه؛ اگه سالها توش تخم عادتهای چاقکننده کاشتی، الان وقتشه بذر جدید بکاری.
با آموزشهای لاغری با ذهن، میتونی این زمین رو پاکسازی کنی و دوباره از نو بسازی.
ایمان دارم که با استمرار در مسیر، ترک عادت شیرینی خوردن هم برای تو شیرینترین موفقیت میشه 🍬✨
🟢 اگه آمادهای برای تغییر!
اگه میخوای آموزش ببینی که چطور عادتهای ذهن چاق رو پاک کنی و رفتارهای متناسب رو جایگزینش کنی،
حتماً به دورههای تناسب فکری سر بزن.
👉 مشاهده دوره ورود به سرزمین لاغرها
با ذهنی متناسب، رویایی متناسب بساز 🌱
🍬 مطالعه و مشاهده
برای موفقیت در ترک عادت شیرینی خوردن، ابتدا محتوای نوشتاری این جلسه را با دقت مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را بهدقت تماشا کنید.
❓ سوالات برای تأمل و پاسخ
- نگرش شما درباره خوردن شیرینی چیست؟ آیا عادت شیرینی خوردن دارید؟ لطفاً شرح دهید.
- به نظر شما چه ارتباطی بین نگرش و عادتها وجود دارد؟ با ذکر مثال توضیح دهید.
- چرا افراد متناسب از خوردن شیرینی ترسی ندارند یا آن را عامل چاقی نمیدانند؟
- چقدر دوست داشتهاید عادت شیرینی خوردن را ترک کنید؟ چه عقیدهای درباره ترک این عادت داشتهاید؟
- آیا درباره این عادت با دیگران صحبت کردهاید؟ چقدر خودتان را مغلوب این عادت میدانید؟
- آیا افراد متناسب هیچ عادت غذایی دارند که باعث چاقی آنها بشود؟ در این باره توضیح دهید.
🎥 مشاهده و تحلیل ویدیو
ویدیوی آموزشی را با دقت تماشا کنید و نکات کلیدی و مهمی که به نظرتان قابل توجه است را یادداشت کنید.
📝 تمرین نوشتاری
از محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان یک تمرین اختصاصی ایجاد کنید و در بخش نظرات، تمرین و تجربهای که انجام دادهاید را با شرح کامل بنویسید.
نوشتن یکی از مهمترین روشهای تغییر فرمولهای ذهنی و ترک عادت شیرینی خوردن است. این کار به شما کمک میکند خودآگاهیتان را افزایش دهید و روند اصلاح عادتها را تسریع کنید.
👇 همین حالا شروع کنید و تجربهتان را با ما به اشتراک بگذارید! 🖊️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.25 از 96 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
نگرش شما درموردشیرینی خوردن چیست؟من جزافرادی هستم عاشق شیرینی بیادشیرینی بخورم اونم چندتا وحس وحالم بدمیشد قندخونم بالامیرفت ولی درروش ذهنی شیرینی میخورم نه چندتا همسرم اصلا لب به شیرینی نمیزنه بهش میگم چطورنمیخوری میگه خوشم ننیادمیگم خوشبحالت ایسون خیلی متناسب هستن من ندیدم بگه ازگرسنگی دارم هلاک میشه ولی برعکس من شکمو وهمیشه گرسنه بودم الان بلطف خداواجراروش ذهنی خیلی ارام شدم درواقع ذهنم اموزش دیده به نطرشماچه نگرشی بین عادت ونگرش وجودداره باذکرمثال؟من خودم شیرینی خوردنه برام شده بودیک عادت انگارمعتادشیرینی بودم ولی نگرش این بودتودوران رژیم شیرینی حذف بشه عامل چاقی وکبدچرب ودیابت هست چراافرادمتناسب ازخوردن شیرینی ترس نداره من یک دوست دارم متناسبه این حتماشیرینی تویخچالش بایدباشه وبخوره ولی بسیارمتناسبه انگار تودهنش لاغری تعریف شده هیچ ازچاقی توذهنش نیست حتی غداش زیاده ولی مانکن هست همچی بدون ترس میخوره من خیلی دوست داشتم خوردن شیرینی روترک کنم ولی نتونستم الانم مقدارش کم شده ولی حذف نشدم من قبلا دربرابرشیرینی وغذا انگارناتوان بودم ومیخوردم الان انگارمن رواونامسلطم همه این عادتها به فرمان مغزی برمیگرده مغز تصویری هست همه اینابصورت تصویری ثبت شده تمام رفتارها بصورت عادت درماشکل گرفته بود درروش ذهنی میادروافکارکارمیشه اونوقت یادمیگیره دربرابرخوراکی ها چجوری عمل کنه سلامتی باید برامامهم باشه
بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده
سلام استاد ودوستان هم میسر
گام 57ترک عادت شیرینی خوردن بدون رژیم وزجر
نکرش شما ذرباره خوردن شیرینی چیست؟ ایا عادت شیرینی خوردن دارید؟ لطفا شرح دهید. بله من مثل خیلی ها عاشق شیرینی نون خامه ای وهر نوع شیرینی کیک وکلوچه بسگویت وکاکائوهستم خیلی خیلی دوست دارم قبلا من وقتی شیرینی میخریدم خیلی میخوردم وباید از همه نوع میخوردم ولی الان دیگه مثل قبل نیستم یک یا دوتا بیشتر نمیتونم بخورم دیکه مثل قبل میلم نمیکشه زیاد بخورم دیروز قبل شام دوتا بسگویت خوردم دیگه میل نداشتم شام بخورم وشام نخوردم خیلی خوشحال شدم از این کارم که دیگه بزور غذا نخوردم
بنظر شما چه ارتباطی بین نکرش وعادت هاوجود دارد؟ باذکر مثال توضیح دهید. ننگرش وعادت باهم هستن وبه هر چیزی عادت کنبم نگرش ما هم تغییر میکنه به ان مواد پس فرقی بین عادت ونگرش نیست اگر عادتهای خود را تغییر بدیم نگرش ما هم تغییر میکنه
چرا افراد متنایب از خوردن شیرینی ترس ندارند یا ان را عامل چاقی نمی دانند؟ چون افراد متناسب از غدا وشیرینی ترس ندارندکه انها را چاق نمبکنه واصلا به خوردن شیرینی فکر نمیکنند وبالذت تمام میخورند وقتی سیر باشند دیگه بزور چیزی نمی خورند واونها هر چیزی را با لذت میخورند واصلا به خوردن ونخوردن اهمیت نمیدند
ایا درباره این عادت با دیگران صحبت کرده اید؟ چقدر خودتان رامغلوب این عادت میدانید؟ بله من در مورد عادت شیرینی وغذا خوردن با دوستان صحبت میکردم که من زیاد شبرینی میخورم وعاشق شیریتی هستم واین باعث چاقی من شده اما دیگه میخواهم مثل متناسب ها رفتار کنم واصلا دیگه به شبرینی واکنش نشون ندم وهر وقت میل داشتم بخورم ودیگه مثل قبل زیاد نخورم وحالم را بد نکنم
ایا افراد متناسب هیچ عادت غذایی دارندکه باعث جاقی انها شود؟ دراین باره توضیح دهید. افراد متناسب را میشناسم که اونها هم عادت غذایی دارنداما اونا عادها ی غذایی را باعث جاقی نمیدونند ومیگن نیاز بدنم هیت میخورم افراد متناسب مثل ما شیرینی غذا تنقلات میخورند و اما اینا دلیل چاقی نمی دانند ومیگن ما باخوردن اینا چاق نمیشیم هر وقت نیاز بدن باشه میخوریم وتر وقت میل داشته باشند نیخورند به زور نمی خورندافراد متناسب باور دارند هر چیزی بخورند جاق نمیشوند
خدایاشکرت ممنون استاد از سما
به نام خدای مهربانم
من خوشحالم که در این مسیر آموزش ذهنی بر ای تناسب اندام هستم من تمام تلاشم این هست که به چیزی که میگم عمل کنم و ابنطور یه ذهن متفاوت با فرمول های متفاوت میشه. که جسم متفاوتی رو خواهم داشت
آموزش ذهن با تکرار و ملایمت و عمل کردن به آموزشها نتیجه خواهد داشت .
وقتی من سعی میکنم به آموزشها عمل کنم اون باعث موفقیت من میشه .و اون همون کسب تجربه هست .
برای لاغری با ذهن نیاز به تلاش فیزیکی نیست نیاز به سختی کشیدن نیست اگر در این راه حایی بهم سخت گذشت باید بدونم در راه درستی نیستم لاغری با ذهن بدون سختی و سر و صدا هست .
من اون موقع که باشگاه میرفتم باید همه رو میگفتم اره رفتم باشگاه و …وهیچ وقت هم نتیجه لازم رو از این راه ها به دست نیاوردم
باید بگم خواهر لاغرم عاشق شیرینی هست ولی زنداداش من که چاق هست از شیرینی اصلا خوشش نمیاد جالبه هر دو دسته انسان هم چاق هم لاغر عاشق شیرینی هستند اما خود من در دوران مجردی که لاغر لاغر بودم اصلا اهل شیر ینی نبودم و از این طعم خوشم نمی اومد .و وقتی ازدواج کردم هم اصلا از شیرینی خوشم نمی اومد تا ابنکه در بارداری دوم بهم تلقین شد چون فرزندت پسر هست ویارت شبرینی هست و من زیاد خوردم و دیگه من که همه چیز خور بودم به جز شیربنی عاشق اونم شدم م و واویلا وحشتناک چاق شدم .تا بالای صد کیلو چاق شدم. ولی من همیشه حس ترس و نگرانی داشتم از مصرف شیرینی ولی افراد لاعر هیچ ترس و نگرانی ندارن خصوصا همسرم که خیلی راحت میخورد
باید دقت کنیم میزان مصرف شیرینی در افراد عاشق شیرینی متفاوت هست افراد لاغر ی هستند که عاشق شیرینی هستند ولی خیلی کم جدا میکنن و میخورن اما افراد چاقی هستند که عاشق شیرینی هستند و چند تا چند تا با هم میخورن .من خودم در بارداری ام عاشق هر چیز شیرینی شده بودم از خرما و مویز بگیر تا کیک و شکلات و حتی بستنی و …ولی خواهر لاغرم از شیرینی خامه ای به شدت بدش میاد و فقط دنبال یه،شیرینی کم شیرین و کم روغن و خیلی تازه و خونگی هست .تازه از اونم خیلی کم میخوره و میگه بسه
من بارها شده وقتی با هم جایی بودیم و شیرینی اومده وسط بهش گفتم تو که عاشق شیرینی هستی بخور ولی همین خواهرم به عنوانین مختلف نمیخوره مثلا یا میگه خیلی شیرینه یا میگه بو میده یا میگه حالم بد شد و دلم رو زد و یا میگه چون خودم درست کردم بهم نمیخوره و …….
و لی منی که شیرینی دوست نداشتم در گذشته با دیدن شیرینی تحریک میشدم و کلی میخوردم
تازه من در گذشته دنبال این بودم که سهم بقبه رو هم بخورم یا اینکه تا بقیه حولسشون نیست دو تا اضافه بخوریم و این واکنش جسم در مقابل فرمولهای ذهنی هست .( البته من با مواد غذایی دیگه هم همچین رابطه ای داشتم )
دقت کنید همه ی ما عاشق پول هستیم ولی اگر بریم جایی پول ببینم هرگز بر نمیداریم چون میگیم زشته گناه و این که مال من نیست پس کلی دلیلی داریم که پول بقیه رو برنداریم ولی چرا همین ما به راحتی سهم غذای بقیه و شیرینی بقبه رو بر میداریم ؟؟؟ ( من تغییر کردم و یاد گرفتم رابطم با مواد غذایی رو بهتر و بهتر کنم )
پس نگو من نمیتونم شیرینی نخورم چطور نسبت به پول و طلای بقبه میتونم خودم رو کنترل کنم ولی نسبت به شیرینی نمیتونم ؟ نسبت به بقیه ی مواد خوراکی نمیتونم ؟؟ در مهمانی ها در دور همی ها باید آگاه باشم همه چیز سهم منتنها نیست و دنبال پرخوری و زیاد خوردن نباید باشم دنبال اینکه دوتا بیشتر از بقیه بخورم نباید باشم
چون ذهنم خرابه و هزار بار گفتم من نمیتونم نخورم از این رفتارهای نادرست دارم حتی اگر من به خودم بگم من در مقابل پول ناتوانم و هر کجا اون رو دیدم برمش میدارم واقعا این کار رو میکنم پس داستان شرینی خوردن هم همینطور هست .
من باید بارها بگم من میتونم با بدنم درست رفتار کنم
من باید اختیار خودم رو به دست شیرینی ندم و قدرت خودم رو نباید به اون ها بدم و من نباید بگم من اگر شیرینی دیدم نمیتونم نخورم پس باید قدرت دست من باشه نه شیرینی و من باید قدرت انتخاب داشته باشم و هر چقدر اونها بیشتر باشن من نباید بیشتر بخورم من باید انتخاب کنم چه شیرینی به چه اندازه ای بخورم
من باید سعی کنم خودم مهمتر از شیرینی ها باشم من باید فرمول ذهنی ام تغییر کنه تا در نهایت من رفتارم تغییر کنه .
با زور و سختی نیست که نخورم من باید از دردن تغییر کنم و میلم به شیرینی کمتر بشه که فقط با این راه هست که ما از درون تغییر می کنیم .
.
قدرت دست کیست ؟؟؟ آیا شیرینی ها باید برای من تعیین کنن که من چقدر بخورم یا خودم باید تصمیم بگیرم ؟؟.
افرادی که اضافه وزن دارن در روابط هم مشکل دارن چون این افراد درونی هم مشکل دارن .
پس من وقتی رابطم با یک ماده ی غذ ایی رو درست کنم رابطم با افراد هم درست میشه .
من باید رفتار خودم رو. تحلیل کنم و ببینم من چطور هستم .
خیلیها هستند به شدت در مقابل نخوردن شیرینی واکنش نشون میدن شما قرار نیست زجر بکشید به خودت بگو اگر من در یک معامله از کسی شکست بخورم هزگز دو باره با اون فرد وارد اون معمالمه نمیشم .اما چطور در مورد یک ماده ی عدایی که بارها از اون ضربه خوردم باید بازم با اون رابطه داشته باشم . ( من میدونم بارها از افکار نادرستم ضربه خوردم اما بازم گول میخورم و اونها رو مرور میکنم باید دانا تر باشم و اونها رو هل بدم و بگم برو کنار من با تو کاری ندارم )
من همین امروز در استخر افرادی رو میدیم که ولقعا چاق بودن و من به خودم میگفتم چرا گذاشتن به اینجا برسن و این همه در رنج و درد باشن واقعا چرا اینکار رو با خودشون میکنن
من بارها شده از مغازه ای خرید می کنم و از اجناسش راضی نیستم دیگه نمیرم خرید و به بقیه هم میگم نرید اما چطور در مورد شخصی ترین موضوع زندگی ام یعنی جسمم که راضی نیستم بی تفاوت هستم و اون رو تغییر نمیدم و هر چقدر به من سختی بده ولی من تحمل میکنم و رفتارم رو تغییر نمیدم .؟؟؟
من اگر بدانم خطای رفتاریی ام کجا هست و تغییرش نمیدم این خیلی بزرگتر از خطای کسی هست که نمیدونه خطاش کجا هست و تغییرش نمیده .
بعضیا میدونن شیرینی زیاد میخورن ولی رهاش نمیکنن چون میگن من نمیتونم .
ما نباید نسبت به خودمو ن بی رحمانه عمل کنیم ایا ما در روابط و در معامله ها و خرید کردنها اگر کسی به ما ضرر برسونه دیگه به سمت اون میریم ؟؟؟ نه
ولی چرا در خوردن رنسبت به خودمون بی رحم هستیم .
بارها شده افراد چاق نسبت به ظلم در گوشه ی از جهان قضاوت میکنن ولی اینطور نمیخواد باشی اگر راست میگی اینطور هستی به فکر خودت باش و برای خودت کاری کن که به خودت ظلم نکنی .
من باید تصمیم بگیرم که تغییر کنم .
من اگر چیزی رو میخوام و اون رو ندارم اون از ضعف جامعه و دنیا نیست از ضعف خودم هست مثلا اگر انگلیسی بلد نیستم این از ضعف خودم هست چون تا دلت بخواد مدرس و آموزشگاه هست ولی من نرفتم و یاد نگرفتم .
ولی این لاغری رو که الان ندارم باید بگم من یه روزی اون رو داشتم و دوباره باید اون رو استفاده کنم .
من سالها لاغر بودم و دوباره باید به دستش بیارم من باید افکارم رو تغییر بدم و بعد تغییر رفتار و بعد تغییر جسمم به دست میاد .
من شجاعت رو به رور شدن با لاغری رو در خودم زیاد دارم ولی باید در افکارم تغییر کنم تا اون رو به دستش بیارم
من توانایی متناسب شدن رو دارم پس لاغری به من داده میشه
خدا من رو وارد این راه کرده پس حتما تناسب رو به من میده .
باید بگم من این فایل رو به جای شیرینی باید به پرخوری فیزیکی و ذهنی تغییر بدم چون من از وقتی وارد این راه شدم به طرز واضحی حالم از شیرینی بهم میخوره مگر یه ویفر تلخ کاکاییوی که در صبح با شیر میخورم همون و بس و دیگه از چیزی خوشم نمیاد و من در طول روز هر چقدر شیرینی ببینم بر نمیدارم چون میل ندارم و دوست ندارم و خوشم نمیاد و به راحتی از خوردن شیرینی صرف نظر میکنم و سمت اون نمیرم و جای هم ببینم تحریک نمیشم برنمیدارم و از بس رژیم بودم و نخوردم دیگه علاقم به خوردن خیلی از شیرینی ها کم شده و یا از بس به خاطر افکار چاقی جرات خوردن نداشتم دیگه تمایلی به خوردن اونها ندارم من از بس نوشابه و بستنی و نون خامه ای و سرشیر و مربا و عسل و خامه و از این چیزها نخوردم دیگه اصلا میلی به خوردن اونها ندارم و سالها هست که لب نزدم و این اواخر هم به خاطر بارداری دومم که کمی شیرینی خور شده بودم و با من این عادت مونده بود با اومدن در این راه علاقم به خوردن اونها هم کم شد مثل شیرینی تر و نسکافه یا خرما یا کلوچه خرمایی وو یا … و من راحت میتونم نخورم
اما میخوام به خودم بگم مرور افکار متفی و غذاها هم مثل شیرینی هستند من باید رابطم با اونها هم درست بشه و اگر از نرور افکار نادرست ضربه خوردم دیگه اونها رو مرور نکنم و اگر از پرخوری کردن اذیت شدم دیگه انجام ندم و هربار خواستم پرخوری که نه لقمه های اضافه بر نیاز بردارم بگم نکن چرا باید این غدا تصمیم بگیره اضافه تر وارد بدنت بشه و یه جایی خیره بشه من باید به راحتی اون رو نخورم و غذا رو رها کنم و به خودم ظلم نکنم و جسمم رو دچار ذخیره های چربی نکنم و بگم مگر بدن من سطل اشغال هست که اصافه وارد اون کنم من باید به جای این کارها به خودم بگم من اسیر غداها نیستم که اونها بخوان به من دستور بدن چیکار کنم من پادشاه اونها هستم و خودم انتخاب میکنم که از غداها به چه مقدار بخورم و من حق انتخاب دارم .
حتی در افکارم هم حق انتخاب دارم و فقط افکار لاغری رو انتخاب می کنم .
من هنوزم گاهی اوقات افکار و نگرش نادرستی بعد از خوردن غداها دارم که میدونم اونها مانع تناسب من هستند من همسر و فرزندان بسیار لاغری دارم
که از وقتی ایشون بازنشسته شده کلی هم لاغر تر شده جالبه چون فکر ایشون مشکلی ندلشت و دهنشون چاق نبود به محض برطرف شدن رفتار نادرست جسم ایشون خود به خود بدون هیچ کاری اصلاح شد پس ایشون هیچ مانعی بر ای متناسب شدن نداشتن یعنی به محض اینکه سر کار نرفتن و دیگه کشوی پر از کیک و شیرینی رو در اختیار نداشتن که با چایی بخورن خود به خود خیلی راحت شکم ایشون آب شد و بسیار متناسب تر شدن و ایشون چون من رو میبینه که من تمایلی به خوردن قند ندارم مدتی هست ایشون هم چایی رو با مویز میخورن ولی خب هنوزم عاشق نون هستند و حتی برنج هم قبلا با نون میخوردن ولی چون نگرش اشتباهی ندارن چاق نمیشن و این رو هم بگم از وقتی من در این مسیرم روی بقیه اثر گذاشتم و حتی همسرم دیگه مصرف قند و نون و برنج ایشون هم کمتر شده .
ولی همون کم ایشون چند برابر من هست ولی خب ایشون خیلی متناسب هست چون نگرش اونها درست هست .
من دوست ندارم به خودم ظلم کنم و رابطم با غداها و شیرینی ها نادرست باشه .
من هر چقدر بیشتر در این مسیر بمانم تمایلات بدنم هی بیشتر تغییر میکنه و من بهتر رفتار میکنم و بهتر فکر میکنم .
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده مهربان
سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز
من لایق لاغر بودن هستم و توسط خداوند ب اینجا هدایت شدم تا افکارم و رفتارم درست بشه
نگرش شما درباره خوردن شیرینی چیست آیا عادت شیرینی خوردن دارید؟ شرح دهید.
من از اون دسته آدمها هستم ک اصلا شیرینیجات دوست ندارم ولی گاهی ک بقیه میخوردن منم میخوردم
ولی یادمه زمانیکه باردار بودم ب شدت شیرینی میخوردم و چاق هم نمیشدم و وزن کم میکردم تا جایی ک در ۶ ماه اول بارداری ۱۰ کیلو کم کردم حتی تهوع هم نداشتم ک بگم از اون بود ن من فقط چون مدتی توجه ب چاقی نکردم لاغر شدم و از ۷۴ ب ۶۴ اومدم
راستش همسر من خیلی لاغره و من میخوام رفتارهاش رو توضیح بدم ایشون صبحانه ک اصلا نمیخوره ولی چای و شیرینی یا کیک میخوره ناهار هم شاید ۵ قاشق برنج با ۲ قاشق خورشت میخوره و بعد از مدتی دوباره هی شیرینی کیک خرما چای شیرموز آبمیوه نوشابه و.. رو میخوره شب هم غذاش کمه و هر چیزی رو دوست نداره ولی شیرینی هر مدل باشه میخوره ولی دوتا بیشتر نمیتونه بخوره
من یه بار ازشون سوال کردم وقتی شیرینی میخوری چ فکری میکنی نمیگی چاقت کنه ؟با حالت مسخره ای خندید و گفت هه مگه شیرینی چیه ک بخواد چاق کنه من اصلا نمیتونم چاق بشم و فقط از خوردن شیرینی لذت میبرم و بارها دیدم ک وقتی شیرینی میخوره وعده غذاییش رو نمیتونه بخوره و کلا کم غذاست
و حتی دیدمش ک گرسنه ست زیاد ولی اگ کاری داشته باشه اول میره کارش رو تموم میکنه بعد میاد غذا میخوره واگر باب میلش نباشه نمیخوره یا صبر میکنه اونی که میخاد آماده بشه
همسر من میگه لاغره چون کار و فعالیتش بالاست و از سبکی و خوش لباسیش لذت میبره در این ۱۴ سال فقط ۲ بار اونم ب اصرار من وزن کرد خودشو
من خیلی بهش دقت کردم ما وقتی خونه کسی مهمان هستیم خیلی عادی میگه نمیخام الان غذا خوردم نمیتونم بخورم و اگر شیرینی یا میوه بعد غذا برداره نمیخوره و میده ب بچه ها
و یه بار ک مامانم خیلی اصرار میکردو میگفت اگ برندارید ناراحت میشم همسرم گفت اگ بخورم حالم بد میشه و من همیشه ب رفتارش غبطه میخوردم
اما الان خود ب خود شبیه اون رفتار میکنم تا گرسنه نشم نمیخورم سیر بشم بعدش نمیتونم بخورم جایی باشیم میزبان اصرار کنه برمیدارم ولی نمیخورم چایی خوردن من کلا یه استکان در روز شاید بخورم و اینکه انگار آتش تمایلات خوردن من با گوش کردن و انجام صحبت های استاد خاموش شده
ذهنم چنان آرامشی گرفته ک انگار هیچ وقت چاق نبوده و من از شر تمام نجوا ها و عذاب وجدان ها راحت شدم
و هی دارم لاغرتر میشم و کیف میکنم
من در روابطم هم بهترشدن اعتماد به نفس بیشتری دارم
صورتم زیباترشده غب غب حذف شده و چونه من باریک شده چشمام درشت ترشدن و من خودمو لاغر میبینم و با اشتیاق و عشق ادامه میدم
من عاشق لاغری هستم من باید لاغرباشم من باید آزادی لاغری رو دوباره تجربه کنم سبکی من خیلی بیشتر شده احساس سلامتی و شادابی من چند برابر شده
احساس میکنم میتونم هرکاری رو انجام بدم احساس می کنم ک بقیه بیشتر دوستم دارن و زیباترشدم کلا نگرش من ب خودم و زندگی عوض شده و بنظرم لاغر شدن آسونترین کار دنیاست و لذت بخش ترین کار دنیاست
خدایا متشکرم
از خداوند متعال و استاد عطار روشن عزیز بینهایت متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام ماطبق اون اگاهایی که ازچاقی داشتیم چاق شدیم مافکرمیکردیم باخوردن هاچاق شدیم غذاها روعامل چاقی ویاکم تحرکی رویک عامل دیگه میدونستیم ولی بمرور متوجه شدیم این افکاراشتباهه وما بافکردن چاق شدیم والان باهمین ذهن میتونیم لاغربشیم وقتی بااین فایل ها تمرین میکنیم نبایدبیان کنیم به کسایی ازماپرس وجومیکنن چیکارمیکنی لاغرمیشی چون باگفتن اوناکنجکاوترمیشن دراثرسوال پرسیدن مارودچاراسترس کنن نگفتن روش بهتره من خودم عاشق شیرینی هستم هنوزم هستم باوجوداین همه فایل گوش دادن بازمیخورم ولی نه مثل گذشته ولی من میبینم افرادمتناسب اونقدرولع ندارن وبادیدن شیرینی خیلی عادی برخوردمیکنن یااصلا نمیخورن وهیچ ترسی ازغذاهاندارن ولی فردچاق ترس داره ماوقتی شیرینی رومیبینیم دوتابرمیداریم همه اینانشونه واکنش جسم توسط مغزهست همینطوردربرابراموال دیگران دست درازی نمیکنیم ولی چطورشیرینی یا غذا روبرمیداریم مابایدعادت کنیم غدای دیگران هم مثل اموال مختص اوناست ونباید دست زد به همون داشته خودقانع بود نزایم شیرینی وغذابراما تصمیم بگیرن مافرمانده خودباشیم قدرت دست ماست نه خوراکی ها شیرینی ازمامهمترنیست من انسان باارزش ترم وقتی افکاردرسته بشه ذهن وجسم هماهنگ بشه لاغری صورت میگیره برا وضعیت خودمون دل بسوزونیم ونزاریم چاقی برماغلبه کنه
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن گرامي و بقيه اعضاء
ترکیب نگرش با عادت ها
خوردن شیرینی احساس خوبی بهمون نمیده ولي با اين حال ميخوريمش.
درباره من چون زیاد علاقه به شیرینی که به شکل شیرینی قنادی باشه ندارم .و به جاش علاقه به کیک و برنج و نون دارم و همیشه بعدش احساسم بد میشه .
الان فهمیدم من اعتیاد به خوردن اینا دارم .
فرق من با افراد متناسب اینه که اونا اعتیاد ندارن به برنج و نون …
همین الان ذهنم اون دوست دوران دانشجویی ام رو يادم آورد و گفت یادته اون دوست لاغر و اسکینیت چقدر برنج دوست داشت ،پس اون اعتیاد نبوده !پس چی بوده که هر روز حداقل باید یه وعده برنج میخورد!
من سعی کردم برای ذهنم جواب پیدا کنم ،و دیدم اوکی دوستم نسبت به نون و کیک همچین حسی رو نداشت كه من دارم .این یعنی ایشون معتاد نبود نسبت به برنج و کیک و نون ..
ولی من که این سه تا رو خیلی دوست دارم یعنی معتادشم …چرا میگم معتاد ؟
چون من بعد از خوردن برنج ،میتونم کیک هم بخورم ،یا حتی میتونم برنج رو با نون بخورم .
دوست من اصلا دین و ایمونش برای برنج نمیرفت..چون من شاهد بودم که ایشون جنبه های دیگه زندگیش دین و ایمونش بود.
درس و نمره براش بالاترین اولویت رو داشت .
این بررسی رو انجام دادم تا جواب منطقی برای ذهنم پیدا کنم .
موضوع بسیار مهم:اگر من فقیری یا مظلومی رو ببینم و فریاد بی عدالتی درونم بلند بشه ،همون لحظه به خودم مراجعه کنم ببینم چقدر به این بدن مظلومم ،ظلم کردم.كي از خودم مهم تر كه از ظلمي كه افمارم داره به بدنم وارد ميكنه جلوگيري كنم؟!
.************ **************************************************
و اين جمله طلايي متن:
.
.
نگرش شما درباره خوردن شیرینی چیست آیا عادت شیرینی خوردن دارید؟ شرح دهید.
من خواهرم و همسرم رو ديدم كه چطور شيريني دوست دارن و خودم رو كه با اونها مقايسه ميكنم ميتونم بگم عادت شيريني خوردن ندارم.ولي مثل همه عادت هاي ديگه كه هميشه تمرينش كردم و چاق شدم اين عادت رو هم تمرين كردم و شيريني ببينم ميخورم حتي شايد دو سه تا بخورم .
ولي من بيشتر عادت به خوردن برنج و نون و كيك دارم منظورم همين كيك و كلوچه ست ..يا حتي بيسكوييت …فايل رو كه ديدم و متن رو خوندم متوجه شدم اگر اين عادت با نگرش من همراه نبود شايد الان راحت تر ميتونستم از سد چاقي و شيريني بگذرم .الانم ميتونم راحت تر نسبت به خيليا كه معتاد شيريني هستن از اين عادتم بگذرم ، چيزي كه براي من اعتياد شده همون برنج و نون هست .كه دارم روش كار ميكنم ..
.
در متن ديدم كه گفته بوديد عادت ها به تنهايي قادر به تغيير وضعيت جسمي ما نيستند و تركيب اونها با نگرش ميتونه تاثير گذار باشه…در مورد خودم صد درصد اينو قبول دارم…در مورد همسرم و خواهرم كه بي نهايت شيريني ميخورن و لاغر هستن هم ميتونم بگم صد در صد درسته ..هيچ كدومشون اصلا نميگن واي شيريني خورديم و چاق ميشيم …اونا فقط ميخورن ..يا دوست بسيار لاغرم هر وقت برنج ميخورد تنها نگرشش اين بود كه تا برنج نخوره سير نميشه ..
درباره خودم اگر بخوام بگم من هميشه برنج و نون رو دوست داشتم بعد از اينكه رژيم كتو رو گرفتم و اونجا هم تاكيد زيادي دارن كه كرب و هيدرات ها مضر هستن،به نظرم اين نگرش در من قوي تر شد .و بعد از اون رژيم هميشه ميگفتم اين پف بدنم براي نون و برنجه و هي همسرم رو مقايسه ميكردم و ميگفتم اون از من كمتر برنج و نون ميخوره و اصلا پف نداره بدنش ..با اينكه اينهمه شيريني ميخوره ..
.
شايد به اين دليله كه افراد متناسب اصلا هيچ ترسي از خوراكي ندارن ..بنابراين از شيريني هم نمي ترسن…اونا كلا نگرش خاصي درباره مواد غذايي ندارن …اونا در حد سيري ميخورن و لذت هاي زندگيشون رو از چيزهاي ديگه ميگيرن ..خواهرم كه متناسبه خيلي به تيپش اهميت ميده و تمام لذتش اينه كه هر روز لباس و كفش بخره و هر بار يه تيپ خوشگل ميزنه …همسرم به تيپ اهميت نميده ولي براي خودش لذت هاي ديگه داره …دوست متناسبم هم مثل خواهرم بي نهايت خريد ميكنه و تيپ ميزنه …در كل ميخوام بگم ،لذت هايي كه توي ذهن اونا تعريف شده با لذت هاي ذهن افراد چاق فرق داره …به همين دليل نقطه سيريشون رو كاملا بلدن ..و اصلا غذاها رو براي لذت نمي خورن…واسه همينم نظرشون خنثي ست نسبت به غذاها.. آدرنالين لازم رو از لذت هاي ديگه ميگيرن.
ولي چاقها اينطوري نيستند ..خود من ميتونم ساعتها درباره مزه ها و تركيب مواد غذايي حرف بزنم ..به راحتي طعم برنج ها و روغن ها و رب گوجه ها ي متنوع رو ميتونم از هم تشخيص بدم.ولي همسرم اصلا نميتونه هيچ تفكيكي قائل بشه بين برنج هاي مختلف يا مواد غذايي مختلف…تنها چيزي كه ميفهمه اينه كه اين غذا رو دوست نداره يا اون غذا رو دوست داره ..بهش ميگم چرا اين غذا رو دوست نداشتي ؟ ميگه نميدونم چرا فقط دوسش نداشتم …ولي اگر از من بپرسن چرا دوست نداشتي ميتونم نيم ساعت تمام اجزاش رو توضيح بدم و بگم چرا دوست نداشتم و برعكس .
.
من دوست دارم عادت اعتياد به برنج و نون رو ترك كنم ..مخصوصا كه با آگاهي هاي جديدم درباره متناسب بودن دارم ميبينم كه كلا برنج و نون به بدنم نميسازه…به نظرم جريان هدايت ايندفعه داره كار ميكنه برام به جاي رژيم هاي اجباري…با يه سري عادت هاي مخرب بعضي قسمت هاي بدنم رو ضعيف كردم ،مثل درختان كه لازم دارن زمستون لخت بشن تا بهار پر بار تر بشن …شعور جاري در هستي كه آگاهي داره از اين لطمه اي كه به بدنم زدم ، داره من رو هدايت ميكنه كه چه چيزهايي رو كمتر استفاده كنم تا بدنم با قدرت بيشتري خودش رو ترميم كنه ..خودم رو رصد ميكنم بعد از خوردن نون و برنج و ميبينم فرداش چقدر بي حالم ..
واقعا دلم ميخواد كاملا بي اهميت بشم به برنج و نون..
الانا چون واقعا برنج و نون حالم رو بد ميكنه ، و انرژيم رو براي انجام كارهام ميگيره ، آگاهانه سعي ميكنم كمتر استفاده كنم تا انرژيم براي كارهام بالا باشه…ولي يه وقتايي هم ميشه كه نميتونم آگاهانه كنترل كنم و ميخورم و خوب فرداش حالم خوب نيست و خيلي كم انرژي هستم .
.
درباره عادت برنج و نون با همسرم صحبت كردم و خودم رو مغلوب ميدونم توي اين عادتم ..از روش هاي مختلف دارم استفاده ميكنم تا خودم رو از بند اين عادت رها كنم ..زجر خوردن برنج و نون رو براي خودم هميشه بولد ميكنم…افراد شيك و متناسب رو ميبينم كه اصلا برنج و نون نميخورن و توي بشقابشون يكم گوشت و سبزيجات هست …با نشون دادن اين موارد به ذهنم سعي دارم نشونش بدم من اين لذت رو دوست دارم ..من دوست ندارم يه كوپه برنج توي بشقابم باشه مثل بي كلاسا غذا بخورم …نميدونم چرا حسم نسبت به نون و برنج اينطوري شده …
در كل بيشتر تمايل پيدا كردم شيك و كم غذا بخورم ..از اينكه ظرف بزرگي از غذا جلوم باشه حس بدي بهم ميده و خيلي بي كلاسي ميدونم ..
اين روش داره براي من جواب ميده و دوست دارم به ذهنم نشون بدم زياد غذا خوردن خيلي بي كلاسيه
اينم اضافه كنم
من به اين موضوع بي كلاسي يا با كلاسي توي موارد ديگه اهميت نميدم ..ولي يه جايي متوجه شدم ذهنم روي اين جمله و نگرش من حساسه و تا ميگم بي كلاسا انقدر بشقابشون پر غذاست ، دفعه بعد ميبينم كه بدون اينكه تلاش كنم دارم متناسب غذا ميخورم .
واسه همينم دارم از اين روش استفاده ميكنم.
.
.در اخر اينكه افراد متناسب كه چاق نشده اند هم ميتونن عاداتي داشته باشن ..بعضي هاشون كه من ميشناسم حتما عادتي دارن كه ما افرادي كه اضافه وزن داريم هم همون عادات رو داريم …ولي چرا اونا چاق نشدن و ما چاق شديم با همون عادات يكسان ؟!
دليليش رو استاد خيلي خوب توضيح دادن .
تركيب عادت و نگرش هست كه ميتونه روي جسم ما تاثير بزاره ..و يك عادت به تنهايي بدون نگرش نميتونه تاثير گذار باشه
در فايل هاي گذشته از استاد اين جمله رو به شكل ديگه اي شنيده بودم يادم نيست توي كدوم گام بود ولي از اون موقع توي ذهنمه و جواب خيلي از سوال هام رو توي زندگي از اون گام به بعد گرفتم
استاد در اون گام هم گفته بودن يك فكر درست ميتونه يك عادت بد يا يه سري عادت بد رو خنثي كنه.
دوستشون رو مثال زده بودن كه پر خوردي ميكرده ولي عقيده اش اين بوده كه اصلا چاق نميشه …
فكر ايشون درباره خودشون اين بوده كه هيچ وقت چاق نميشن و به قول استاد انتظارش هميشه از خودش لاغريه با اينكه رفتارهاي بد پر خوري رو داره
فك كنم همين دوستشون بود كه يه بار مريض ميشه و دكتر بهش ميگه اين دارو ممكنه چاقت كنه …و همونم ميشه
دوستشون با همون دارو چاق ميشن .
نكته مهمش اينه: باور درست ،
يك عمل نادرست رو كاور ميكنه..
نتيجه اون باور در زندگيمون نمايان ميشه
به جاي ، نتيجه اون اعمال نادرست.
..
چند دقيقه آخر فايل انقدر طلايي بود كه دانلود كردم و اديت كردم تا زياد گوش بدم ..
.
ظلم به خود
چقدر در قران درباره اين ظلم به خود آيه داريم ….استاد توضيح دادن بسياري از افراد دارن بر عليه ظلم در جامعه صحبت ميكنن و صداشون رو بلند ميكنن و بين اون افراد هستن كه اضافه وزن دارن ، و اصلا به اين موضوع فكر نمي كنن كه اين اضافه وزنشون يه جور ظلم به خودشونه…و آيا بهتر نيست اين ظلم به خودشون رو پايان بدن و شروع كنن به لاغر كردن خودشون…
مَثَلُ مَا يُنْفِقُونَ فِي هَٰذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ ۚ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَٰكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
مثل مالی که کافران برای پیشرفت مقاصد دنیوی خود صرف کنند بدان ماند که باد سرد شدیدی به کشتزار ستمکاران برسد و همه را نابود کند. و خدا ستمی بر آنها نکرده، لیکن آنها به خود ستم میکنند.(ال عمران 117)
نشان های دریافت شده
خوردن شیرینی احساس خوبی بهمون نمیده
درباره من چون زیاد علاقه به شیرینی که به شکل شیرینی قنادی باشه ندارم .و به جاش علاقه به کیک و برنج و نون دارم و همیشه بعدش احساسم بد میشه .
الان فهمیدم من اعتیاد به خوردن اینا دارم .
فرق من با افراد متناسب اینه که اونا اعتیاد ندارن به برنج و نون …
همین الان ذهنم اون دوست دوران دانشجویی ام رو آوردم و گفت یادته اون دوست لاغر و اسکینی چقدر برنج دوست داشت ،پس اون اعتیاد نبوده !پس چیه بوده که هر روز حداقل باید یه وعده برنج میخورد!
من سعی کردم برای ذهنم جواب پیدا کنم ،و دیدم اوکی دوستم نسبت به نون و کیک همچین حسی رو نداشت .این یعنی ایشون معتاد نبود نسبت به برنج و کیک و نون ..
ولی من که این سه تا رو خیلی دوست دارم یعنی معتادشم …چرا میگم معتاد ؟
چون من بعد از خوردن برنج ،میتونم کیک هم بخورم ،یا حتی میتونم برنج رو با نون بخورم .
دوست من اصلا دین و ایمونش برای برنج نمیرفت..چون من شاهد بودم که ایشون جنبه های دیگه زندگیش دین و ایمونش بود.
درس و نمره براش بالاترین اولویت رو داشت .
این بررسی رو انجام دادم تا جواب منطقی برای ذهنم پیدا کنم .
موضوع بسیار مهم:اگر من فقیری یا مظلومی رو ببینم و فریاد بی عدالتی درونم بلند بشه ،همون لحظه به خودم مراجعه کنم ببینم چقدر به این بدن مظلومم ،ظلم کردم.
نشان های دریافت شده
سلام
گام ۵۷
تغییر عادت شیرینی خوردن
من شاید یکی از اون چاق هایی هستم که علاقه زیاد به خوردن شیرینی ندارم یعنی هیچ ولعی برای خوردن شیرینی ندارم اگه باشه میخورم در حد یه دونه یا دوتا و اگه نباشه نمیخورم حتی اگه یک سال شیرینی نخورم دلم هوسی نمیشه فقط با چای حتما یک حبه یا خیلی کم دو حبه قند میخورم اما مشکل کجاست اینجاست که من هر وقت شیرینی دیدم و همون مقدار کم را خوردم ترس از چاقی داشتم و دچار عذاب وجدان بودم اما از وقتی وارد سایت فکری شدم دیگه نمیترسم و هر وقت گیرم بیاد میخورم بدون هیچ ترسی مثلا همین دیشب برا یلدا خیلی راحت یک برش کیک با چلی خوردم و اصلا بهش فکر هم نکردم که چاق میشم و از این حرفها
و خیلی خوش حالم که نگرش تغییر کرده نسبت به خیلی چیزها و دیگه ترس از خوردن ندارم و به اندازه نیازم از مواد غذایی مصرف میکنم و نقطه سیری را بیشتر موقع متوجه میشم .
نشان های دریافت شده
سلام من خیلی عادت بخوردن شیرینی داشتم درواقع یجورمعتادشیرینی هرمدل باشه مخصوصا باچایی عادت دارم یه چیزی بخورم بجز قند بعدخوردنش یجور عذاب وجدان میادسراغم بخوام بگم دیگه نخورم بیشترولع میادسراغم ونمیتونم کنترل کنم مغزرو اززمان اشنایی باسایت بهترشدم نمیگم همسرم بخره شیرینی بیاره قبلا بایدمیخریدیم ولی الان اصلا واین خیلی خوبه باعث میشه کمتر بخورم طبق گفته استاددراین فایل ماهمینطورنسبت به وسایل دیگران جلوی نفس خودمونومیگیریم وبرنمیداریم چرامانتونیم جلوی خوردن شیرینی روبگیریم ما قدرت انتخاب دلریم مامیتونیم تصمیم میگیریم که شیرینی رونخوریم یاخواستیم بخوریم میتونیم یدونه بخوریم مامیتونیم عادت های بدروکنابذاریم مابایتصمیم گیرنده باشیم نه شیرینی ها حتی درمورد غذاهاهم همینجور درموردارتباط بادیگران هم میتونیم روابط خوبی داشته باشیم ما درمورد تناسب اندام هم بایداراده داشته باشیم وایراد خودمونوبرطرف کنیم اول رفتارمون روت۵ییربدیم بعد جسم ماشروع میکنه به ت۵ییر
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد روشن عزیز و دوستان گرامی
گام ۵۷: تغییر عادت شیرینی خوردن
منم مثل نود درصد چاقها عاشق شیرینی به خصوص از نوع ترش و صد البته نون خامه ای بودم و خیلی تمایلی به شیرینی خشک نداشتم یعنی اولویت اولم شیرینی تر و کیک خامه ای بود که بیش از اندازه مصرف میکردم یعنی یک کیلو نون خامه ای رو سه نفری در عرض بیست دقیقه تموم میکردیم اونم با جنگ و دعوا سر تقسیم کردن
بگذریم یادآوری اون روزها برام چندان دلپذیر نیست
من الان ۹۴ روزه که اینجام لب به شیرینی نزدم یعنی حتی یک ذره هم میلی به خوردن شیرینی نداشتم
بارها خونمون تو این مدت شیرینی حتی نوع ترش هم که مورد علاقه م بود اومد و من لب نزدم
فقط اوایل ورودم به سایت برای اینکه نگاه بصری و تحریک بصری و بویایی بهم دست نده جعبه شیرینی رو ته یخچال می گذاشتم ولی فکر کنم الان کم کم نیازی هم به اونکار نباشه ولی بازم ترجیحم اینه جلوی چشمم نزارم
ولی خوب تو این مدت که هجده کیلو کاهش وزن داشتم بسیار کشمش عناب تازه قند خرما انجیر و شکلات تلخ کنار چای و قهوه م خوردم که اونم جدیدا بعضی وقتا الان چایم رو خالی میخورم بیشتر وقتا ولی کنارش خرما و کشمش و عناب یا قند میخورم
دلم میخواد تمایلم به خوردن خالی شون تغییر کنه و این مدلی هم بهم بچسبه ولی خوب هنوز کلی کار داره تا درست بشه
مثلا برای چای سعی میکنم چند قطره آب لیموی تازه رو همون دقیقه تو چایی م بریزم که طعم دلپذیری بهش بده و بتونم خالی هم ازش لذت ببرم یا چند پرک زعفران تو قوری میریزم و چای زعفرانی درست میکنم که اونم خوردن خالیش بهم میچسبه
قهوه مو سعی میکنم آمریکانو درست کنم که آبجوش بیشتری داره و کمتر تلختره و نیاز کمتری به چیزی در کنارش باشه و بتونم تلخیش رو تحمل کنم
ولی خیلی جالبه که من دیگه از بزرگترین ترسم و هوسم که کیک خامه ای و بستنی بود تونستم به راحتی عبور کنم
و شاید بیشترین عامل کاهش وزن من در این ۹۴ روز نخوردن همین بستنی و شیرینی خامه ای بوده باشد
چون من قبلا معتادش بودم و روزی رو به یاد ندارم که نیم کیلو حدودا بستنی نخورده باشم
و جالبه بدون هیچ تلاشی هیچ سختی هیچ فشاری اینهمه مدت فریزر ما پر از بستنیه و من اصلا دوستش ندارم
مطمئنم اگه جایی برم که شیرینی تر باشه اصلا میلی به خوردنش ندارم
و این عجیبترین اتفاق حضور من در سایت تناسب فکریه
این تغییر تمایل از عاشق بستنی و کیک خامه ای بودن به اصلا تمایل و میلی نداشتن که بسیار شگفت انگیزه مثل معجزه میمونه
اگه خودم بشخصه تجربه ش نمیکردم و یکسی از سایت بهم میگفت که ذائقه ت عوض میشه نگران نباش حرفش رو ابدا باور نمیکردم چون ۴۳ سال زندگی من به عشق نون خامه ای و بستنی سپری شده بود
من حتی سر نون خامه ای با پسرم هم شوخی نداشتم و حق نداشت کسی به شیرینی من دست بزنه تازه همیشه اونا بیشتر نگران بودند چون اگه میتونستم حتما مال اونا رو هم میخوردم
خدایا شکرت میکنم بابت این اتفاق خوب و تغییر همیشگی عدم میل به شیرینی و بستنی
امیدوارم به زودی تمایلاتم به تنقلات کشمش و خرمای کنار چای هم کم بشه اصلا تمایلم به خود چای خوردن هم کم بشه که عالی تر میشه
عجله نمیکنم و میزارم همه چیز کم کم و به موقع اتفاق بیفته
دوستتون دارم
مژگان
امروز جمعه با پسرم فیلم مزخرف صبحانه با زرافه ها رو تو سینما دیدم از سروش صحت