بسیاری از آدمهای چاق وقتی دنبال دلیل اضافهوزنشون میگردن، خیلی سریع انگشت اتهام رو میگیرن سمت شیرینیجات:
«همهش تقصیر کیک و شکلاته! اگه میتونستم عادت شیرینی خوردن رو ترک کنم، الان سایزم نصف بود!» 😩
اما بذار یه چیزی بهت نشون بدم… 🎯
تو خیابون که راه میری، کلی آدم متناسب میبینی که با یه بستنی قیفی یا شیرینی خامهای دارن قدم میزنن و لبخند میزنن، نه اینکه قند و عسل رو گذاشته باشن کنار! 😋
پس موضوع فقط خوردن شیرینی نیست… بلکه داستان اون رابطهایه که ذهن تو با شیرینی ساخته.
ما اینجا دربارهی ترک عادت شیرینی خوردن حرف میزنیم، نه حذف شیرینی از زندگی! 🚫🍰
چون اونی که به زور جلوی خودشو میگیره، همیشه یه جایی دوباره میزنه بیرون… با انتقام! 😅
🍬 قصهای آشنا برای خیلی از ما!
اگه یه کلوچه، یه شیرینی تر یا حتی یه خرمای معمولی میتونه روزت رو بسازه (یا خراب کنه!)، بدون که تنها نیستی! 😅
عادت شیرینی خوردن، یه رفتار مشترکه بین خیلی از افراد چاق. رفتاری که سالها توی ناخودآگاهمون جا خوش کرده و بیسروصدا مسیر چاقی رو هموار کرده.

اما خبر خوب اینه که ترک این عادت، یکی از سریعترین راهها برای شروع تغییر واقعیه… اونم نه با زور و اجبار، بلکه با آگاهی و درک عمیقتر از ذهنمون.
من خودم سالها با اضافه وزن بالا زندگی کردم. روزایی که شیرینی توی خونهمون مثل نمک توی سفره بود: همیشه، همهجا، هر لحظه! 🍩
برای همین، وقتی کسی با اضافه وزن میاد و میگه:
«من نمیتونم از شیرینی دل بکنم…»
با تموم وجودم درکش میکنم. چون یه روزهایی دقیقاً همین جمله رو با خودم تکرار میکردم.
📌 خیلیها فکر میکنن دلیل چاقیشون همینه؛
چون عادت شیرینی خوردن دارن، چون نمیتونن مقاومت کنن، چون بدنشون بیشتر از بقیه هوس شیرینی میکنه.
بعضیا هم با اطمینان میگن: «شیرینی آرومم میکنه، حس خوبی میده!»
و عدهای مثل خود من، سالها به خودشون میگفتن:
«ما که توی منطقهی گرمسیری زندگی میکنیم، پس طبیعیه که بیشتر شیرینی بخوایم!» 😄🌴
راستش من سالها با این باور زندگی کردم که چون توی جنوب کشور زندگی میکنم و درخت نخل و خرما اینجا رشد میکنه، پس بدن ما بیشتر از بقیه شیرینی میخواد!
به همین راحتی، عادت شیرینی خوردن تبدیل شد به یه رفتار به ظاهر طبیعی که هیچکس باهاش کاری نداشت.
اما امروز، بعد از اینهمه سال، وقتی به پشت سرم نگاه میکنم، میبینم که ترک عادت شیرینی خوردن، نه فقط وزنم رو کم کرد، بلکه نگاهم رو به زندگی هم عوض کرد. ✨

🍭 عادتها چطور ما رو چاق میکنن؟!
بذار رک بگم: خیلی از ما وقتی اسم چاقی میاد، فوری ذهنمون میپره سمت روغن! 🍳
میگیم: «حتماً از بس غذای چرب خوردم اینطوری شدم!» ولی واقعیت یه چیز دیگهست…
قندها، شیرینیها، اون بیسکوییتهای خوشگل کنار چای، سهم بزرگی تو چاق شدن ما دارن.
نه بهخاطر اینکه قدرت خارقالعادهای دارن که مستقیم چاقمون کنن… نه! بلکه چون خیلی راحت میشن یه عادت، یه تکرار، یه رفتار ناخودآگاه. 😬
حالا یه مقایسهی جالب:
تا حالا دیدی کسی بگه من عادت دارم هر روز روغن بخورم؟! 😅
نه دیگه، ولی شیرینی؟ آره، خیلیا دقیقاً همینو میگن:
«من نمیتونم یه روز بدون شیرینی دووم بیارم!»
🧠 اما یه نکتهی طلایی اینجاست:
خودِ شیرینی یا چربی یا ترشی یا شوری باعث چاقی نمیشن.
بلکه این ما هستیم که با باورهایی که درباره این خوراکیها داریم، بهشون قدرت چاقکننده میدیم.
مثلاً تو ذهن خیلی از افراد چاق، عادت شیرینی خوردن = چاقی.
در حالی که افراد لاغر هم ممکنه هر روز شیرینی بخورن، ولی توی ذهنشون اون شیرینیها هیچ قدرتی برای چاق کردن ندارن! 🤯
برای همین، بدنشون همونجوری متناسب باقی میمونه.
🔁 عادتا یه جور تکرار رفتاریان که از دل سلیقه و علاقه میان.
یه نفر عاشق ترشی خوردنه، یکی دیگه دیوونهی بیسکوییتای شکلاتیه… ولی مهم اینه که چطوری اون عادت رو توی ذهنمون معنی میکنیم.
👀 حالا یه لحظه تصور کن:
یه نفر چاق با تمام وجود باور داره که «من به خاطر عادت شیرینی خوردن چاق شدم».
حالا هر کاری بکنه—رژیم بگیره، ورزش کنه، حتی قرص بخوره—تا وقتی این باور توی ذهنشه، هیچکدوم جواب نمیده!
چون ذهنش میگه:
«اگه شیرینی بخوری، چاق میشی. پس بازم چاق میشی، حتی اگه ورزش کنی!»
واقعاً قوی نیست ذهنمون؟! 😮
🌀 اینجاست که میفهمیم ترک عادت شیرینی خوردن بهتنهایی کافی نیست؛ باید نگرشت رو هم عوض کنی.
وقتی نگرش ما درباره یه عادت تغییر میکنه، اون عادت دیگه تأثیر قبلی رو نداره.
✅ برای همینه که افراد لاغر حتی با فعالیت کم یا خوردن شیرینی، چاق نمیشن… چون توی ذهنشون تعریف متفاوتی از اون رفتار دارن.
🎯 پس اگه میخوای تغییر کنی، اینو بدون:
اول باید عادتهات رو بشناسی، بعد نگرشت رو نسبت بهشون اصلاح کنی.
اینطوری مسیر ذهنی لاغر شدن شروع میشه.

✨ ترک عادت شیرینی خوردن؛ ماجرای چای، بامیه و ذهن چاق!
باور کن یکی از شیرینترین لحظههای زندگیم، لحظهای بود که فهمیدم:
❗ من میتونم عادتی رو که ۳۵ سال باهام بوده، تغییر بدم!
☕ از چای با کیک تا چای با آگاهی
اوایل مسیر لاغری با ذهن، اولین چیزی که بهش دست زدم، همین عادت شیرینی خوردن با چای بود.
کیک، کلوچه، شیرینی، کشمش، خرما… هر چی شیرین بود، یه جوری راهشو پیدا میکرد بیاد کنار چایم بشینه!
ولی وقتی یاد گرفتم که میتونم «فرمولهای ذهنیام» رو تغییر بدم، تصمیم گرفتم این زنجیرهی شیرین و خطرناک رو قطع کنم!
- ✅ اول از همه، عادتم به شیرینی کنار چای رو زیر ذرهبین بردم
- ✅ بعد نوبت رسید به شکر و شکلات
- ✅ و بعدتر، حتی چای هم خودش رفت ته خط و الان یا نمیخورم یا خیلی کم و متفاوت
😅 ولی آدما ربات نیستن…
حالا نگم برات، چند شب پیش رفتم خونه مامانم. هنوز سلام و علیک نکرده بودم که چشمم خورد به یه جعبه بامیه داغ!
بامیه دزفولی، اونایی که انگار نعره میزنن: بیا منو بخور! 🍯🍩
باور نمیکنی… بهجای اینکه موقع سلام کردن، به صورت مامانم نگاه کنم، به جعبه بامیهها زل زده بودم! 🤦♀️
همون شب هم با اینکه اصلاً قصد چای خوردن نداشتم، دو لیوان چای فقط برای لذت خوردن بامیه خوردم!
و خب، این دقیقاً همون لحظهایه که ذهن چاق، بعد از یه مدت خاموش بودن، دوباره خودشو نشون میده.
📌 در واقع، تحریک از کانال بینایی باعث این رفتار شد؛ موضوعی که مفصل در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» بررسی میشه.
📍 چرا ترک عادت شیرینی خوردن استمرار میخواد؟
عادتها، یهشبه نیومدن که یهشبه هم برن!
فرمولهایی که سالها توی ذهنمون تثبیت شدن، با تکرار پاک میشن.
هر وقت یه رفتار چاقکننده ازم سر میزنه، عقب نمیرم.
فقط سریع نگاه میکنم ببینم چه فرمولی تو ذهنم فعال شده و تلاش میکنم اصلاحش کنم.
همینه که اسمش هست: اصلاح عادتها، نه سرکوبشون.
🎯 تو هم میتونی!
در آموزشهای لاغری با ذهن، با تمرینهای ساده و کاربردی، یاد میگیری:
- ✅ چه فرمولهایی باعث رفتارهای چاقکنندهت شدن
- ✅ چطور اونها رو شناسایی و با فرمولهای متناسبکننده جایگزین کنی
- ✅ چطور شیرینی خوردن رو تبدیل به یک انتخاب آگاهانه، نه یه وسوسه همیشگی کنی
💚 ایمان دارم تو هم میتونی
🧠 ذهن، مثل زمین کشاورزیه؛ اگه سالها توش تخم عادتهای چاقکننده کاشتی، الان وقتشه بذر جدید بکاری.
با آموزشهای لاغری با ذهن، میتونی این زمین رو پاکسازی کنی و دوباره از نو بسازی.
ایمان دارم که با استمرار در مسیر، ترک عادت شیرینی خوردن هم برای تو شیرینترین موفقیت میشه 🍬✨
🟢 اگه آمادهای برای تغییر!
اگه میخوای آموزش ببینی که چطور عادتهای ذهن چاق رو پاک کنی و رفتارهای متناسب رو جایگزینش کنی،
حتماً به دورههای تناسب فکری سر بزن.
👉 مشاهده دوره ورود به سرزمین لاغرها
با ذهنی متناسب، رویایی متناسب بساز 🌱
🍬 مطالعه و مشاهده
برای موفقیت در ترک عادت شیرینی خوردن، ابتدا محتوای نوشتاری این جلسه را با دقت مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را بهدقت تماشا کنید.
❓ سوالات برای تأمل و پاسخ
- نگرش شما درباره خوردن شیرینی چیست؟ آیا عادت شیرینی خوردن دارید؟ لطفاً شرح دهید.
- به نظر شما چه ارتباطی بین نگرش و عادتها وجود دارد؟ با ذکر مثال توضیح دهید.
- چرا افراد متناسب از خوردن شیرینی ترسی ندارند یا آن را عامل چاقی نمیدانند؟
- چقدر دوست داشتهاید عادت شیرینی خوردن را ترک کنید؟ چه عقیدهای درباره ترک این عادت داشتهاید؟
- آیا درباره این عادت با دیگران صحبت کردهاید؟ چقدر خودتان را مغلوب این عادت میدانید؟
- آیا افراد متناسب هیچ عادت غذایی دارند که باعث چاقی آنها بشود؟ در این باره توضیح دهید.
🎥 مشاهده و تحلیل ویدیو
ویدیوی آموزشی را با دقت تماشا کنید و نکات کلیدی و مهمی که به نظرتان قابل توجه است را یادداشت کنید.
📝 تمرین نوشتاری
از محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان یک تمرین اختصاصی ایجاد کنید و در بخش نظرات، تمرین و تجربهای که انجام دادهاید را با شرح کامل بنویسید.
نوشتن یکی از مهمترین روشهای تغییر فرمولهای ذهنی و ترک عادت شیرینی خوردن است. این کار به شما کمک میکند خودآگاهیتان را افزایش دهید و روند اصلاح عادتها را تسریع کنید.
👇 همین حالا شروع کنید و تجربهتان را با ما به اشتراک بگذارید! 🖊️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.25 از 96 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام وقت به خیر من قبل از این که وارد سایت بشم وآگاهی بدست بیارم هرمدل بیسگوییت شیرینی کلوچه بود می خوردم وبرام فرقی نداشت ولع داشتم ولی خدارا شکر از زمانی که وارد سایت شدم تمایلی به شیرینی خیلی خیلی کم شده هرنوع بیسگوییتی را نمی خورم کلوچه اصلا نخوردم شیرینی هرمدلی نمی خورم مدلی که دوست دارم اگه بخورم یه دونه سعی کردم چیزهایی که دوست دارم را زیادی روی نکنم در خوردنشون خیلی رفتارهای من ریز ریز درحال تغییر گردنه چند روز پیش توی مهمونی بودم چند نفر گفتن لاغر شدی ومن فقط لبخند زدم چون روی وزنه نرفتم واطلاعی از وزنم ندارم خوشحالم که خدا منو به این سایت هدایت کرد ومن انتخاب شدم برای این راه واستاد برای ساخت این سایت سپاس گزارم حضورم در این سایت روزانه برایم لازم آیت وارامش می گیرم اگر حضور نداشته باشم مثل این است چیزی را گم کرده ام با صدای استاد آرامش می گیرم حتی فایلها روی پسرم اثر گذاشته وشکمش لاغر شده چون من فایلها را با صدای بلند پخش می کنم که او هم بشنود استاد بازهم ازشما متشکرم
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
موضوع امروز رو خیلی هاتجربش رو داریم و خیلیه اهم پیداش کردیم و داریم اصلاحش میکنیم
شیرینی ها واقعا همینطور هستند و من هم خیلی زیاد دوستشون دارم و لی خدارپشکر از سال ۹۸ ب بعد خیلی نمیتونم زیاده روی کنم البت دپ سه باری لیز خوردم و اشتباه داشتم و خودمم متوجه شدم و لی باز هوشیار شدن و ادامه دادم و الان خیلی بهتر شدم
ممنون از اگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان که من را به سمت متناسب شدن هدایت کرد.
سلام استاد امیدوارم همیشه سالم و شاد باشید.
من در اطرافیانم همهی این عادت ها را دیدم خواهرم متناسب که با ترس از شیرینی خیلی کم میخورد و دختر خواهرم که متناسب است و خیلی شیرینی دوست دارد و زیاد میخورد ولی نگرش چاقی نسبت به شیرینی ندارد و دختر خودم که متناسب است و به اندازه شیرینی میخورد و اصلا زیاد نمیتواند بخورد خودم که خیلی شیرینی دوست دارم و همیشه با ترس از چاقی میخوردم و تا دوتا رو حتماً میخوردم و بدونه لذت فقط می بلعیدم ولی از زمانی که وارد سایت شدم دوتا برداشتم یکی را با لذت خوردم و دومی را نتوانستم بخورم و خیلی خوشحالم بیسکویت دیگه صدام نمی زنه شکلات دلم رو میزنه کلا میلی به شیرینی ندارم.
من عادت شیرینی خوردن داشتم و با تکرار آن چاق شدم و خود شیرینی منو چاق نمیکرد.نگرش غلط و تکرار عادت اشتباه منجر به جسم چاق می شود.
افراد متناسب از خوردن شیرینی ترس ندارند چون باور دارند که شیرینی چاق نمی کنه واین باور با رفتار صحیح تجربه لاغر بودن را برایشان داشته است پس نسبت به خوردن ترس ندارند و مقداری که دوست دارند می خورند.
من از دوست داشتن شیرینی صحبت نمیکردم البته خودم را به دست شیرینی نمیدادم ورفتارم را کنترل میکردم ولی چون فرمول های ذهنی من صحیح نبود این کار را با عذاب و سختی انجام می دادم که آخر هم به چاقی میرسید ولی الان که روی افکار و فرمول های ذهنی کار کردم نخوردن شیرینی برایم لذتبخش است.افراد چاق رفتار غذایی نادرستی دارند که با تکرار آن ها و نوع نگرش آنها باعث چاقی آنها شده است.به امید روزی که از همهی نعمت های الهی به اندازه و با لذت استفاده کنیم..
باتشکر از زحمات استاد گرامی و عزیز
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت لاغر شدن دائم گام بردارم.
من هیچ علاقه ای به خوردن شیرینی جات ندارم. اگه یک ماه هر روز توی خونه ما شیرینی باشه، من روز اول فقط یه دونه میخورم. علاقه به شکلات و کلوچه و نون خامه ای و….. هم ندارم.
ما همیشه عید نوروز توی خونه شیرینی داشتیم. الان هم از کنار قنادی رد بشم یا داخل سوپر مارکت باشم به قفسه های کیک و کلوچه و بیسکویت، نگاه هم نمی کنم. چون اصلا دوست ندارم……
این مدت متوجه شدم علت اصلی چاقی من، اینه که،خوردن رو علت چاقی میدونم. قبل غذا و بعد غذا مدام می گفتم من چاق میشم. زیاد خوردم یا بلافاصله بعد خوردن برنج عذاب وجدان می گرفتم. در صورتی که من به اندازه نیاز بدنم میخورم. پرخور هم نیستم.
خیلی جالبه این مدت که دقت می کنم، خیلی کم غذا میخورم و با همون کم هم شکمم درد میگیره. یعنی اگه اندازه قبل بخورم، درد بیشتر دارم. خیلی خوشحالم رفتار غذاییم تغییر کرده. امروز حتی، با اینکه غذا کم کشیده بودم، حتی چند قاشق هم اضافه اومد. اونو کنار گذاشتم.
در رابطه با خوردن شیرینی باید بگم، اطرافیان من شیرینی خیلی زیاد میخورن. نه یکی نه دو تا. ۵ یا شش تا !!!!. من همیشه تعجب می کنم، چطور یه نفر این همه شیرینی می تونه بخوره. من حتی میوه هم اگه سه نوع توی بشقاب باشه . فقط یه دونه میخورم از سه نوع. ماها همیشه باید به بدن خودمون احترام بزاریم. اونقد که به فکر احترام به بقیه گذاشتن هستیم، به فکر بدن خودمون نیستم. من همیشه میگم چرا بدنمو از همه چی پُر کنم. مگه معده چقد گنجایش داره. یه ساعتی به بدنم استراحت بدم. حتی ماشین هم بعد از چند ساعت، به استراحت نیاز داره. افراد لاغر زیادی هم دیدم که زیاد شیرینی میخورن، ولی دریغ از اضافه وزنی…..
پس همه چی بستگی به افکار ما داره. به نظر من پرخوری کلا خوب نیست. ماها که فرمول های مغزیمون دستکاری شده، باید ابتدا افکارمون رو درست کنیم. ولی خب از یه جایی به بعد، بگیم مزه همه ی اینا یه جوره. چرا باید این همه بخورم. همه چی توی یخچال هست. قحطی که نیومده. یکم به فکر خودم باشم.
به امید روزی که همه متناسب بشیم. لاغر شدن خیلی آسونه. من وقتی تونستم کلی آموزش ببینم این همه مدت. پس لاغری با ذهن رو هم می تونم. اصلا کار سختی نیست. من به این مسیر مشتاقم. حسم خیلی خوب شده رفتار غذاییم هم عالی شده. همه که میگن خیلی خوب شدی. ولی برای من مهمتر اینه که ذهنم چاق نیست و حس خوبی نسبت به خودم و بدنم دارم.
نشان های دریافت شده
سلام استاد
من از دسته افراد چاقی بودم که اصلا شیرینی جات دوست نداشتم و نمیخوردم تنها ماده شیرینی که استفاده میکردم قند بود که با چای مصرف میکردم
ولی به نظر من در رابطه با صحبتهای شما و علاقه افراد چاق به شیرین جات
بر میگرده به ذهن چاق که همیشه تصورش از شیرینی چاقتر شدن هست
واین محدودیت داشتن منجر به ولع خوردن شیرینی هست
افراد متناسب هم شیرینی مصرف مبکننن ولی در حد نیاز و رفع هوس ولی یه فرد چاق بیشتر از نیاز مصرف میکنه
نشان های دریافت شده
شیرینی از وقتی خودمو میشناسم عاشق شیرینی بودم و این عاشق بودن چیزی در پی نداشت انا از ی زمانی من از شیرینی استفاده میکردم تا سرکوب کنم احساساتمو تا اروم شم اونقدر میخوردم ک حالم بهم میخورد تا چن روز مریض میشدم یادمه من شیر ینی زبان رو دوس داشتم یبار این کارو کردم وعجیب مریض شدم و از اون موقع ی حس تنفر ازش گرفتم
امروز ی چیزی درخودم پیدا کردم من ابگوشت دوس دارم و درست کردم و بعد اینک خوردم نیم ساعت بعدش دیگه اون حس دوست داشتن نبود انگارک حتی من نمیدونم ابگوشت چیه
این نشون میده اگه چنین حالتی در من هی ی چراغی این مسئله ب من میده اما هنوز اومقدر درکش نکردم
یعنی همین قدر لذت از غذاها کوتاه مدته و من انقدر خودمو درگیر غدا کردم چیزی ک حتی ب ساعتم نمیرسه لدتش محو میشه ومن انقدر پی این لذت هستم
واقعا غذا همه چیز نیس اما من همه چیز میدونمش میبنمش
عدا فقط هس مثل خیلی چیزهای دیگه ک هس مثلا خونه هس ماشین همه میدونند ک میمیرند واین رو نخواهند برد با خودشون اما ی عده هستند تموم عمرشونو گداستند برای این مسیله ی عده هستند ن لذت رو هم میبرند چیزهای دیگه رو هم میبیند منم میدونم این عپغدا همیشگی نیس خواهد رف نهایتش نصف روز اما جوری بردش میشم ک نگو
پس بدون فریبا جانم چیزیک همیشگیه احساس تو هستش ک میتونه بهترینهارو برات رقم بزنه اون اصل رو ببین
تو لدت رو ببر اما در حدیک ک واقعا باید باشه بیشتر از اون نقطه سیری لذت بهش نیس وقتی نیاز نداری لذت بخش نیس چند بار تا حالا شده ک از اون نقطه سیری ب این رو خوردی ک احساستو بد کردی مریض شدی تا چن روز درگیرش بودی ایا لذت بردی تو خودت انتخاب گردی اون بهت اسیب بزنه همین صربه خوردنی ک استاد میگه من خودم میدونم اخر این کارم چیه
اما باز میرم سمتش چرا
چرا من این کارو میکنم چرا بخودم اسیب میزنم و انتطار دارم ادمهای اطرافم این اسیب رو ب من نزنند
اکه ب تو بگند برو از پشت بودم خودتو بنداز پایین این کارو نمیکنی چن اخر کار رو میدونی
غدا هم اینطور وقتی تو میدونی ک اخر این رفتار رو اما میای این کار رومیکنی چن این کار واسیب زننده نمیدونی چن انگار ب درد کشیدن عادت کردی ن میتونه جور دیگر هم باسه باور کن عزبزم مثل تموم کسایی ک خودشون میبیند اخبار میبنند حالشون بد میشه اما باز این کار ومیکنند
من از ی جایی ب بعد دیدم ن اخبار روح من رو ازار میده یا ی فیلمی میدیم ی قسمت ازش دیدم دیدم کل اون روز همش درگیرشم دیگه ندیدم
پس تو چنین توانایی داری
پس از این توانایی در مسایل دیگتم استفاده کن
در زمانیک احساس میکنی باید بخوری
ولی میدونی ک اخر این کار از الانیک هستی
چ شاد باشی ناراحت میشی
چ ناراحت باشی ناراحتتر میشی
در هر حال
کمکی بخودت نمیکنی پس چطور انتظار داری همسرت پدرت اطرافیانت بهت کمکم کنند ایا تو ب خودت کمک میکنی
در مورد مسایل دیگه هم همینه میای از مسایلی حرف میزنی ک میدونی پایان کار بی انرزی میشی عصبی میشی اما اینکار رو میکنی اون موصوع اگه ب تو ۱۰ تا اسیب بزنه تو با حرف زدن درموردش با توجه ۹۰ درصد ب خودت اسیب میزنی
تو خیلی کارهارو میتونی نکنی ومیدونی ک کمک میکنه میدونی رهامیشی میددپوتی تجربه هاتو تعییر میده اما میای وانجام میدی
فک نمیکنی اینجا چیزی ک باید تغییر کنه خودتی انتخابت هس
منتطر چی هستی عزیزم منتظری کی بیاد ب دادت برسه
منتظری کی چی بشه ک اونجوری ک میخوای بشه
خودت
خودت
کلیدی
کسی ک الان داره این رو مینویسه باید تعییر کنه هرجا داره دلت میشکنه بدون خودت باعث شی میدونی چرا چن مواظب خودمون بودن رو یاد نگرفتیم
ک مواطب خودم باشم در این مسئله
مثل همونجوریک مواطب بچم هستم تو وقتی بچت بخواد ی کاری کنه ک تو اون لحظه اگاهی ک بهش ضرر میزنه حتی بقیمت جونت باشه نمیزاری این اتفاق بیافته
پس چرا
این کار در حق خودت نمیکنی
تو ک میدونی این کار چقدر باعث میشه تو بیافتی پایین چرا مواطب خودت نیستی چرا هوای خ ودت رو نداری
کمک کردن ب خودت در همین مسایلی در نطر تو کوچک هستند بزرگترین شگفتی رو در زندگیت رقم خواهند زد مطمین باش
الان رنج این رفتارها باعث میشه من درد بکشم در کارهای شخصیم در انتخابهام در خرید هام در تیپم در جونی در خوابیدم در دستشویی در نشستم بلند شدن در اعتماد بنفس در تجربه هام
اینها رنجه نیس چیه فریبا جان
فقط خودتی ک میتونی از این رنج خودتو خلاص کنی تو مسیولی ن بقیه ن همسرت ن اطرافیان فقط خودت
اره میبینم مشکلاتم رو میبینم اما ایا خوردن اضافه یا خوردن تا حالا کمکم کرده فقط در حد ۵ دقیقه
اما تو میتونی پل بزنی
اگه اون لحطه در طبقه ۵ باشی با این کار میافتی طبقه همکف اما میتونی تو تو همون طبقه بمونی اون لحظه ونتیجش این میشه ک تو ساعات بعد حداقلش اینک تو طبقه ۵ هستی تو میتونی پل بزنی واز این سمتی ک هستی خودتو جلو بندازی ن این ک همش تو این سمت باشی
کسی جز خودت نمیتونه کمکت کنه تو میتونی از اون پل رد بشی فقط خودت
درمورد مسایلت هم همینه کسی ک میتونه کمکت کنه خودتی کسی میتونه بی اهمیت باشه ب حرفها تویی کسی میتونه درد روببینه و درمان کنه تویی
کسی اون بیرون حتی پدرت حتی مادر ت حتی عزیزترین کست نمیاد اونجوریک تو دوسداری باشه ازخودت ببین ببین تو چقدر حاضری این کارو کنی ی جا کم میاری میگی ولش کن خودت رها کن دیگران رو هم رها کن مادامیک مثل زنجیر خودتو وصل دیگران کنی با حال خوب اونها خوبی با حال بدشون بد
اما تو میتونی حتی با خودت زمانیک حست بده هم خوب باشی رفیق خودت باش
خدا داره اینو بهت میکه ک اونها عوض میشن همانطور ک تو عوض میشی
تو برای خودت باش
هیچ کس قدرت نداره من تسخیر کنه منو رام کنه منو مجبور کنه ک کاری ک نمیخوام رو انجام بدم پس میخوای انجام میدی با اینک میدونی چن دقیقه بعد نتیجه کارت چیه
عدا هیچ قدرت پرش نداره بپره تو دهن تو این دهن فرمانبردار تو هستش تو میتونی اون لحطه فرمان دیگه رو ثبت کنی
لدت دراین رفتار تو نیس ارامشی در این رفتار تونیس پیشرفتی در این رفتار تو نیس قدر خودتو بدون چیزی ک ماندگاره اینه
تو الماسی تو گنجی پی هیچی نباش هبچی جز خودت موندگار نیس روی خودت وخدات حساب باز کن بقیه مثل وسایل تو بوفه هستند عزیزند اما از دور کمکی ک میتونند ب تو بکند اینک تو ازشون لدت ببری از بودنشون
امروز ی فیلم دیدم ک دختره تو اب گیر کرده بود ونهنگ میخواست بخوردش
ی لحطه گفتم فریبا حواست هس این دختر میتونست بنشینه ک کاری نکنه و منتطر مرگ باشه در جاییک ی دره امید نبود اون هرکاری میتونست میکرد اون ب خدا ثابت میکرد ک قدر لحطه لحظه هاشو میدونه ایمان داره ک ب وضعیتی غیر این
گفتم فریبا ایمان اینه ک در حالی همه چیز داره ب توثابت میکنه هبچی نمیشه تو بدبختی تو بدونی ک ن میشه ایمانتو حفظ کنی خوشبختی ببینی حداقل ی شک کنی ک شاید بشه ایمان اینه وتو تو زندگیت باید این ایمان رو داشته باشی
فریبا عیر اینم میشه
تو میتونی جور دیگه ای عمل کنی بخدا میشه
امتحان کن
وحشت نکن شادی وغم مثل شب وروز میموند میشه از هر دوش لدت برد میشه هردو رو رو گذروند میشه از هردو شگفت زده شد غم وشادی هم باید هر دوباشند ومیشه هردوشو زندگی کرد لدت برد بپذیر کل زندگی اینه سوا کردنی نیس پس وحشت نکن بلکه بپدیر اره این لحظه دارم این احساس رو تجربه میکنه دردم اومده میبینم اما حداقل خودم بخودم ضربه نمیزنم خودت میشم چسب زخم خودم ن نمک روی زخم خودم
من دوست دارم فر یبا خیلی زیاد
دوس دارم زندگی رو زندگی نکردی رو زندگی کنی تا هستی زندگی کنی میخوام زها بشی از این دیگزان از اینهایی ک با چسبیدن بشون نمیتونی بالا بالا ها رو تجربه کنی تو بادکنک خودمی بند تو از دست دیگران بگیر بزار رها گونه تو اسمون پرواز کنی تو میتونی
جور دیگه نگاه کن میشه
تو لایقشی من نمیخوام حسرت بمونه ته دلت ته همه اینها این خواسته ها لاعری خونه اینک من لدت ببرم زندگی کنم تو الانم میتونی بدون اینها باز زندگی کنی لدت تو وابسته نیس تو ازاد خلق شدی
وقتی سیر شدی داری میخوری وقتی میل نداری داریم بخوری ب هز دلیلی بدون ک اون چیز دگیه مال تو نیس سهم تو نیس خدا ب اندازه سهمت بهت داده وتوداری از اندازت بیشتر بر میداری انکار داری بخدا میگی تو نمیدونی من میدونم سهم من باید این باشه اگه اونجوریک تو میگی درسته پس چرا تو از این سهم اضافه شادنیستی چزا لدت نمیبری چرا تو جتی از سهم خودتم لدت نمیبر ی چن در فکراینکی اضافه سهم برداری حال میده درحالی ک خدا در قران میگه چرا شماها تعقل نمیکنید چرا نمیاندیشی
منو میگه چرا من تعقل نمیکنم بابا من از این سهم اصافه هیچ لذتی نمینیم پس چرا نبخشمش چرا ازش رد نمیشم هیچکش با بار اضافه لدت نبره تو لدت نمیبری از اضافه سهم برداشتن تو داری ب این جهان نشون میدی من همین قدر نافرمانم همین قدر وابسته هستم
خدا باندازه بهت غم میده شادی هم میده تو داری غم رو بیشتر برمیداری خدا این کارونمکنه تو واری عم رو زیاد برمیداری اگه طلمی رو داری تجربه میکنی ظالم خودتی ن بقیه
ب سهمت قانع باش بدون اون برای تو خوبه وقتی سهمت نیس از هر جنسی بدون برای تونیس بدون برات لذت نخواد داشت
ی فرمول جدید من نخورم چن سهم من نیس
من ب حرف ب گفتار ب برخورددیگران اهمیت نمیدم چن سهم من نیس اون دورنیات اون شخصه وسهم من نیس
من ب اندازه سهمم برمیدارم چن من خودمو دوست دارم
با سلام
بنظرم کسی نیست که شیرینی بدش بیاد ،ممکنه طرف میلی به خوردنش نداشته باشه اما نفرت از طعمها رو هیچ وقت کسی ندارن بنظرمن.
خود من شیرینی جات رو میخورم اما عاشقشون نیستم .قبلا که اینستا داشتم با دخترم پیجهای شیرینی و غذا رو نگاه میکردیم و به هوس می افتادیم و تا شب نشده با یه جعبه شیرینی خامه ای خودمون رو مهمون می کردیم ،البته این اتفاق زیاد نمیافتاد،میخوام بگم که شیرینی معمولا به هوسه و از طریق احساس بینایی و لامسه تحریک میشم به خوردنش و نسبت بهش ولع ندارم.
خیلی سال پیش که تازه عقد کرده بودیم معده ام بخاطر استرس و درس و دانشگاه مریض شده بود و زیاد هم ترش میکردم.
یادمه چایی خوردن خیلی باعث ترش کردنم میشد و هر وقت چایی میخوردم تا یه چهار روز باباش اذیت میشدم،به همین خاطر کلا خوردن چایی رو گذاشتم کنار و غذاها رو هم با ملاحظه میخوردم .
حدود چند سال من چایی نخوردم مگه یه چایی نصفه تو بعضی مهمونیای رودربایستی دار. و خیلی هم متناسب و لاغر شده بودم ،اما هیچ وقت اینا رو به هم ربط نمیدادم.
تا زمان یکسالگی بچه دومم که بخاطر شرایطی که داشتم و مفصل هم هست دوباره چایی خوردن رو شروع کردم.
گذشت و گذشت تا اوایل چاقیم همش این سوال تو ذهنم بود که چرا منی که متناسب بودم یهو چاق شدم مگه اون زنان خورد و خوراکش چی بود . که یادم اومد از چایی نخوردنم.
با خودم گفدم حتما چاقیم از قنده تصمیم گرفتم دوباره قند خوردن و چایی خوردن رو بذارم کنار،یادم نمیاد چند ماه طول کشید و تونستم یک و نیم کیلو کم کنم و مطمئنم شدم که مصرف قند توی چاقی تاثیر داره ،اما متاسفانه بیشتر از اون زمان نتونستم چایی نخورم چون ذهنم چاق شده بود و عادت به شیرینی خوردن هم پیدا کرده بودم.
چند روزیه در مورد مصرف قند و ربطش با تناسب زیاد شنیدم و تصمیم دیروز تصمیم گرفتم توی چالش تغییر عادت این عادتم رو بذارم کنار ،که امروز با این فایل مواجه شدم. همزمانی اش برام خیلی جالب شد،و حتما این چالش رو شروع میکنم.
به نظر شما چه ارتباطی بین نگرش و عادت ها وجود دارد؟ با ذکر مثال شرح دهید.
نمیدونم عقایدم در این مورد درسته یا نه .
عادتها جزو زندگی روزمره مون میشن بدون اینکه بهشون فکر بکنیم اونها رو انجام میدیم،و تا وقتی زورمون ازشون بیشتر باشه میشه گفت هنوز تبدیل به عادت نشدن اما زمانی که دیگه زورمون بهشون نمیرسه و جزئی از زندگیمون شدن میشن عادت.حالا حتی اگه دوستشون نداشته باشیم هم نمیتونیم ترکشون کنیم.
مثل سیگار کشیدن ،خوردن هله هوله .
نگرش ها باعث تغییر عادتها میشن ،وقتی نگرش ما نسبت به زندگی، مواد غذایی ،پول ،عوض بشه ،انقدر تغییر بکنه که زندگی ما رو هم تغییر بده عادت ها بخودی خود عوض میشن و عادتهای جدید طبق نگرشمون جای اونها رو میگیره.
به نظر ما آیا افراد لاغر هیچ عادت غذایی ندارند که چاق نشده اند؟ در این باره شرح دهید.
چرا افراد لاغر هم عادت های دارند ،اما فقط زمانی تسلیم عادتشون میشن که گرسنه باشن و میل به خوردن داشته باشن،و چون فرمول چاقی در ذهنشون ندارند انجام عادت در اون شرایط باعث چاقیشون نمیشه .
مثه منی که بعد از ناهار خوردن عادت دارم تا چند ساعت نه چایی و نه میوه ،هیچی نمیخورم ،بنظر خودم عادت خوبی هست اما چون فرمولهای چاقی در ذهنم دارم این عادت به تنهایی باعث لاغری شدنم نشده.
بنام خداوند مهربانم و همیشه حاضر و حامی و عاشق پیشرفت ما،
درود و رحمت و برکت و ثروت و نعمت و سعادت و لذت و عزت و مغفرت و عمر با عزت و طولانی و سلامتی و هدایت صداقت و معرفت اگاهی نور خدا و اسایش و آرامش نیکی و خیرو و هر آنچه لازم هست برای کمال از سوی خداوند جاری به هر لحظه زندگی شما استاد عالیقدر وگرامی،واقعا استاد ممنونم هر فایل زیبایی خودشو داره الله اکبر خدایا شکرت ،
*برای ایجاد یک عادت و باور درست :
با پیدا کردن مهارت خوبی که خودمون الان در آن توانا هستیم و داریم انجامش میدیم را میایم پیدا میکنیم و نسبتش میدیم به عادت جدیدی که میخواهیم ایجادش کنیم و توانایی خودمون را به خودمون یادآوری و تقویت میکنیم،
مثلا: برنداشتن پول کسی که جایی میبینیم این یک نوع کنترل که ما خودمون بهش عقیده داریم و دست به اون پول نمیزنیم این یک عادت خوبو درستی که داریم حالا میایم نمونه کاری که فکر میکنیم نمیتونیم انجام بدیم رو و سخت هست رو مثل مصرف شیرینیهای متنوع به مقدار زیادو به ذهنمون میگیم ما میتونیم چطور کارهای قبلی رو میتوانیم اینم میتونیم و آگاهی صحیح و حس توانستن میدیم و عمل میکنیم بهش با تکرار تا تجربه اش تایید بشه و بشه تبدیل به باور ما تا آخر عمرمون،
قدرت باید دست خودمون باش نه شیرینیهای متنوع که طعمشان هم یکیست اونا دستور به ما نمیدهند باید ما به شیرینی ها دستور دهیم قدرت انتخاب دست ذهن و درون ماست،و
ایا خودت مهمتر از شیرینها هستی یا تنوع و مقدار زیاد انها؟ شما باید دستور دهید به شیرینی ها یا شیرینی ها به شما ؟کنترل دست قدرت ذهن شما باید باش یا شیرینیها؟
روابط یک فرد با یک ماده غذایی تفاوتی با قدرتش در رابطه با دیگران ندارد،
رفتار خود را تحلیل کنید سریع نگید نمیتونم شیرینی نخورم ؟قرار نیست نخوری ،قرار هست فقط درست بخوری,
*طبیعی هست هر جا ضربه میخورید دیگه تکرارش نکنید ،پس چرا در مقابل چاقی که ضربه بهتون زده تکرارش میکنید؟*
عقلانی نیست بی رحمانه هست بخواهی به خودت ضربه بزنی،همه ما یک روزی لاغر بودیم حتما متناسب بودیم و در مورد لاغری فقط اینطوریه ،
چون اینطوری نبوده اگر خلبانی امروز یاد گرفتی معنیش این بوده قبلا خلبانی بلد بودی نه اینطوری نبوده،اما در مورد لاغری همه ما اول متناسب بودیم و گذر کردیم از اون مرحله و لایه ای چربی گرفتیم.
پس اول تغییر افکار بعد رفتار بعد تغییر جسمرا خواهیم داشت،
اول باید آموزش ذهنی ببینی و اماده باش بعد جسم خودش هماهنگ میشه با اموزش ذهنی ،
افراد لاغر شیرینی را مقدارشو کم میخورن و کمتر متنوع میخورن و به یک دسته محدود علاقه دارن و بهش اعتیاد ندارن.
رفتار افراد چاق را با افراد لاغر شباهت و تفاوت هاشو پیدا کنید تا نتیجه اتان تغییر کند،
مثلا هر دو گروه لاغر و چاق عاشق شیرینی هستن اما میزان و مقدار خوردن شیرینی توسط افراد لاغر کم هست،
فرمولهای ذهنی خود را شناسایی کنید چون واکنش جسمی در ما ایجاد میکند
نکات طلایی :
آموزش ذهنی :یعنی همواره توجه به نکات لاغریو وسعی به عمل کردن به آنها گام ب گام با ایجاد ذهنی متفاوت و فرمولهای لاغری در ذهن و فقط و فقط با تکرار با ملایمت و عمل به آنها تا عادتمان شود و
آرام آرام با تکرار آگاهی گرفتنو عمل کردن و تجربه بدست آوردن و نهایتا تایید نتیجه تجربه ما که میشه باور مون وحالا اگر در راه لاغری اگاهی بدست بیاوریم و عمل کنیم و تجربه بدست بیاوریم و تاییدش کنیم تجربمونو میشود نگرش و انتظار ما لاغری میشود،
لاغری با ذهن فوقالعاده آسان و فقط باید پایدار ماند و استقامت داشت تا آخر عمرمان و حتما راه آسانتر و آسانتر میشود،
حالا بدون فکر در مورد مواد غذایی بدون ترس بدون ربط دادن آنها به چاقی و بدون تنوع و دنبال هوس های زود گذر و بدون دادن کنترل و قدرتمون دست عوامل بیرونی و شیرینی ها که همشون یک مزه دارن فقط رنگهاشون فرق میکنه شمت لاغر و متناسب میشوید
زمان استارت و تا زمان نتیجه گرفتن ،اینکار به هیچکس نگویید چکار دارید میکنید،
آموزش ذهن فقط با تکرار و ملایمت و عمل کردن به آموزشهاست،
آگاهی گرفتن و ثبت و با عمل کردن به آن برای ما تجربه بوجود می اورد و این تجربه تاییدی بوجود می آورد نسبت به اون اگاهایمون و بعد باور بوجود میاد،
«آگاهی +عملکرد =تجربه و تایید آگاهی=میشه باور»
آموزش ذهنی با لذت آسانی و آرامش میباشد،
*افراد متناسب تنوع و علاقه مندیهای محدودی دارند و حتما مقدار خوردنشون نسبت به افراد چاق کمتر هست و معتاد به چیزی نیستن و قند را ربط به چاقی نمیدهند،
وقتی اگاهی را با تکرار عادت خودت کنی و تایید کنی تجربه عملیتون خودت را میشه نگرش انتظار و باورت و ادامه بدی تا آخر عمرت پیروزی،
هم افراد لاغر هم افراد چاق شیرینی را دوست دارن اما تفاوتهایی وجود دارد بین این دو گروه:
تقریبا افراد چاق احساس خوبی به شیرینی ندارن اما میخورن،
افراد لاغر فقط لذت میبرن و ربطش به چاقی و ترس و نگرانی از چاق شدن و خوردن شیرینی ندارن،و مقدارش و تنوعشون هم کم هست.
ما افراد شجاع و با لیاقتی هستیم و خداوند انتخابمون مرده و هدایت فقط باید ادامه دهیم،
نکات طلایی متن نوشتاری فایل :
عادت ها به تنهایی قادر به تغییر وضعیت جسمی یا شرایط زندگی در جنبه های مختلف نیستند بلکه زمانی که نگرش به عادت ها اضافه شود باعث شکل گیری انتظار می شود و این انتظار بسیار قدرتمند است و باعث خلق شرایط خواهد شد.
در واقع واکنش افراد متناسب به دلیل عدم پذیرفتن داشتن عادت شیرینی خوردن در مواجه شدن با شیرینی ها با افراد چاق کاملا متفاوت است به همین دلیل آنها نه تنها در خوردن شیرینی ها زیاده روی نمی کنند بلکه هرگز خوردن شیرینی را نیاز یا دلیلی برای چاق شدن نمی دانند.
تغییر عادت ها فرایندی است که نیاز به استمرار دارد، همانگونه که یک عادت سالها تکرار میشود و فرمول آن در ذهن ما تثبیت شده است برای اصلاح و تغییر آن باید استمرار داشته باشیم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 57 : تغییر عادت شیرینی خوردن
من هم از اون دسته از افراد چاق هستم که به شیرینی علاقه شدید دارم و درواقع عاشق شیرینی هستم و نوع شیرینی برام فرقی نداره و همیشه این باور در مورد خودم داشتم که من وقتی شیرینی میبینم نمیتونم خودمو کنترل کنم و به اندازه ای که حالم بهم میخوره و دیگه نتونم بخورم میخورم .با گوش دادن به فایل امروز متوجه شدم که خود شیرینی باعث چاقی من نشده چون خیلی از افراد متناسب هم به شیرینی علاقه دارن ولی چاق نمیشن پس نگرش من که با خودم تکرار میکنم که من چون عاشق شیرینی هستم باید تا مرز خفگی بخورم باعث زیاده رویی من در مصرف شیرینی میشه و چون من باتوجه به علاقه ای که به شیرینی داشتم و در مقابل اونو دلیل قوی چاقی خودم میدونستم و این باور من باعث شده بود که شیرینی رو در حدی بخورم که باعث چاق شدن من بشه و من با اینکارم قدرت رو به شیرینی داده بود و خودم رو قربانی شیرینی جات میدونستم که اونها باعث چاقی من شدن و من هیچ دخالتی در چاقی خودم نداشتم. ولی الان این آگاهی رو دارم که هیچ ماده ای در جهان باعث چاقی من نمیشه اتفاقا باعث حیات و بقای من میشن و خداوند اونها رو برای من برای زنده بودن و لذت بردن از زندگی برای من فرستاده اون من هستم که با نگرش خودم که به مواد غذایی دارم باعث میشم جوری رفتار کنم که اون ماده غذایی باعث ضربه زدن بمن بشه پس من باعث شدم و گرنه اون ماده غذایی هیچ زیانی برای من نداره . من باید هر نوع ماده غذایی رو تا جایی که برای من لذت داره بخورم. همه ما چاق میدونیم که وقتی شروع به خوردن شیرینی یا هر ماده غذایی میکنیم خوردن دونه اول یا شاید دونه دوم برامون لذت بخشه و بعد از اون با اینکه دیگه مزه شیرینی برامون زننده میشه و دیگه میل آنچنانی نداریم ولی باز ادامه میدیم انگار یه چیزی از درون مارو ترغیب به خوردن میکنه که در واقع همون نگرش ماست که مارو در اختیار داره تا باور ما که خوردن شیرینی باعث چاقی میشه رو برای ما اجرا کنه. مسلما وقتی ما این باور رو داریم که شیرینی باعث چاقی میشه باید در حدی بخوریم که واقعا باعث چاقی ما بشه ودر مقابل افراد متناسب چون این عقیده رو ندارن که شیرینی باعث چاقی میشه به شیرینی علاقه دارن ولی چون این علاقه رو باعث چاقی نمیدونن و اصلا فکری در این مورد توی ذهنشون نیست پس شیرینی رو در حد لذت بردن میخورن و دیگه چون اون کد چاقی = شیرینی رو ندارن دیگه بعد از اینکه میلی به خوردن شیرینی نداشتن ادامه نمیدن . پس ما فقط شیرینی رو باید برای لذت بردن بخوریم و در حدی که خوردنش به ما احساس خوب بده و بعد از اون دیگه به خوردنش ادامه ندیم .