بسیاری از آدمهای چاق وقتی دنبال دلیل اضافهوزنشون میگردن، خیلی سریع انگشت اتهام رو میگیرن سمت شیرینیجات:
📍 این جلسه ادامه گام ۵۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
«همهش تقصیر کیک و شکلاته! اگه میتونستم عادت شیرینی خوردن رو ترک کنم، الان سایزم نصف بود!» 😩
اما بذار یه چیزی بهت نشون بدم… 🎯
تو خیابون که راه میری، کلی آدم متناسب میبینی که با یه بستنی قیفی یا شیرینی خامهای دارن قدم میزنن و لبخند میزنن، نه اینکه قند و عسل رو گذاشته باشن کنار! 😋
پس موضوع فقط خوردن شیرینی نیست… بلکه داستان اون رابطهایه که ذهن تو با شیرینی ساخته.
ما اینجا دربارهی ترک عادت شیرینی خوردن حرف میزنیم، نه حذف شیرینی از زندگی! 🚫🍰
چون اونی که به زور جلوی خودشو میگیره، همیشه یه جایی دوباره میزنه بیرون… با انتقام! 😅
در این جلسه میآموزیم:
🍬 قصهای آشنا برای خیلی از ما!
اگه یه کلوچه، یه شیرینی تر یا حتی یه خرمای معمولی میتونه روزت رو بسازه (یا خراب کنه!)، بدون که تنها نیستی! 😅
عادت شیرینی خوردن، یه رفتار مشترکه بین خیلی از افراد چاق. رفتاری که سالها توی ناخودآگاهمون جا خوش کرده و بیسروصدا مسیر چاقی رو هموار کرده.

اما خبر خوب اینه که ترک این عادت، یکی از سریعترین راهها برای شروع تغییر واقعیه… اونم نه با زور و اجبار، بلکه با آگاهی و درک عمیقتر از ذهنمون.
من خودم سالها با اضافه وزن بالا زندگی کردم. روزایی که شیرینی توی خونهمون مثل نمک توی سفره بود: همیشه، همهجا، هر لحظه! 🍩
برای همین، وقتی کسی با اضافه وزن میاد و میگه:
«من نمیتونم از شیرینی دل بکنم…»
با تموم وجودم درکش میکنم. چون یه روزهایی دقیقاً همین جمله رو با خودم تکرار میکردم.
📌 خیلیها فکر میکنن دلیل چاقیشون همینه؛
چون عادت شیرینی خوردن دارن، چون نمیتونن مقاومت کنن، چون بدنشون بیشتر از بقیه هوس شیرینی میکنه.
بعضیا هم با اطمینان میگن: «شیرینی آرومم میکنه، حس خوبی میده!»
و عدهای مثل خود من، سالها به خودشون میگفتن:
«ما که توی منطقهی گرمسیری زندگی میکنیم، پس طبیعیه که بیشتر شیرینی بخوایم!» 😄🌴
راستش من سالها با این باور زندگی کردم که چون توی جنوب کشور زندگی میکنم و درخت نخل و خرما اینجا رشد میکنه، پس بدن ما بیشتر از بقیه شیرینی میخواد!
به همین راحتی، عادت شیرینی خوردن تبدیل شد به یه رفتار به ظاهر طبیعی که هیچکس باهاش کاری نداشت.
اما امروز، بعد از اینهمه سال، وقتی به پشت سرم نگاه میکنم، میبینم که ترک عادت شیرینی خوردن، نه فقط وزنم رو کم کرد، بلکه نگاهم رو به زندگی هم عوض کرد. ✨

🍭 عادتها چطور ما رو چاق میکنن؟!
بذار رک بگم: خیلی از ما وقتی اسم چاقی میاد، فوری ذهنمون میپره سمت روغن! 🍳
میگیم: «حتماً از بس غذای چرب خوردم اینطوری شدم!» ولی واقعیت یه چیز دیگهست…
قندها، شیرینیها، اون بیسکوییتهای خوشگل کنار چای، سهم بزرگی تو چاق شدن ما دارن.
نه بهخاطر اینکه قدرت خارقالعادهای دارن که مستقیم چاقمون کنن… نه! بلکه چون خیلی راحت میشن یه عادت، یه تکرار، یه رفتار ناخودآگاه. 😬
حالا یه مقایسهی جالب:
تا حالا دیدی کسی بگه من عادت دارم هر روز روغن بخورم؟! 😅
نه دیگه، ولی شیرینی؟ آره، خیلیا دقیقاً همینو میگن:
«من نمیتونم یه روز بدون شیرینی دووم بیارم!»
🧠 اما یه نکتهی طلایی اینجاست:
خودِ شیرینی یا چربی یا ترشی یا شوری باعث چاقی نمیشن.
بلکه این ما هستیم که با باورهایی که درباره این خوراکیها داریم، بهشون قدرت چاقکننده میدیم.
مثلاً تو ذهن خیلی از افراد چاق، عادت شیرینی خوردن = چاقی.
در حالی که افراد لاغر هم ممکنه هر روز شیرینی بخورن، ولی توی ذهنشون اون شیرینیها هیچ قدرتی برای چاق کردن ندارن! 🤯
برای همین، بدنشون همونجوری متناسب باقی میمونه.
🔁 عادتا یه جور تکرار رفتاریان که از دل سلیقه و علاقه میان.
یه نفر عاشق ترشی خوردنه، یکی دیگه دیوونهی بیسکوییتای شکلاتیه… ولی مهم اینه که چطوری اون عادت رو توی ذهنمون معنی میکنیم.
👀 حالا یه لحظه تصور کن:
یه نفر چاق با تمام وجود باور داره که «من به خاطر عادت شیرینی خوردن چاق شدم».
حالا هر کاری بکنه—رژیم بگیره، ورزش کنه، حتی قرص بخوره—تا وقتی این باور توی ذهنشه، هیچکدوم جواب نمیده!
چون ذهنش میگه:
«اگه شیرینی بخوری، چاق میشی. پس بازم چاق میشی، حتی اگه ورزش کنی!»
واقعاً قوی نیست ذهنمون؟! 😮
🌀 اینجاست که میفهمیم ترک عادت شیرینی خوردن بهتنهایی کافی نیست؛ باید نگرشت رو هم عوض کنی.
وقتی نگرش ما درباره یه عادت تغییر میکنه، اون عادت دیگه تأثیر قبلی رو نداره.
✅ برای همینه که افراد لاغر حتی با فعالیت کم یا خوردن شیرینی، چاق نمیشن… چون توی ذهنشون تعریف متفاوتی از اون رفتار دارن.
🎯 پس اگه میخوای تغییر کنی، اینو بدون:
اول باید عادتهات رو بشناسی، بعد نگرشت رو نسبت بهشون اصلاح کنی.
اینطوری مسیر ذهنی لاغر شدن شروع میشه.

✨ ترک عادت شیرینی خوردن؛ ماجرای چای، بامیه و ذهن چاق!
باور کن یکی از شیرینترین لحظههای زندگیم، لحظهای بود که فهمیدم:
❗ من میتونم عادتی رو که ۳۵ سال باهام بوده، تغییر بدم!
☕ از چای با کیک تا چای با آگاهی
اوایل مسیر لاغری با ذهن، اولین چیزی که بهش دست زدم، همین عادت شیرینی خوردن با چای بود.
کیک، کلوچه، شیرینی، کشمش، خرما… هر چی شیرین بود، یه جوری راهشو پیدا میکرد بیاد کنار چایم بشینه!
ولی وقتی یاد گرفتم که میتونم «فرمولهای ذهنیام» رو تغییر بدم، تصمیم گرفتم این زنجیرهی شیرین و خطرناک رو قطع کنم!
- ✅ اول از همه، عادتم به شیرینی کنار چای رو زیر ذرهبین بردم
- ✅ بعد نوبت رسید به شکر و شکلات
- ✅ و بعدتر، حتی چای هم خودش رفت ته خط و الان یا نمیخورم یا خیلی کم و متفاوت
😅 ولی آدما ربات نیستن…
حالا نگم برات، چند شب پیش رفتم خونه مامانم. هنوز سلام و علیک نکرده بودم که چشمم خورد به یه جعبه بامیه داغ!
بامیه دزفولی، اونایی که انگار نعره میزنن: بیا منو بخور! 🍯🍩
باور نمیکنی… بهجای اینکه موقع سلام کردن، به صورت مامانم نگاه کنم، به جعبه بامیهها زل زده بودم! 🤦♀️
همون شب هم با اینکه اصلاً قصد چای خوردن نداشتم، دو لیوان چای فقط برای لذت خوردن بامیه خوردم!
و خب، این دقیقاً همون لحظهایه که ذهن چاق، بعد از یه مدت خاموش بودن، دوباره خودشو نشون میده.
📌 در واقع، تحریک از کانال بینایی باعث این رفتار شد؛ موضوعی که مفصل در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» بررسی میشه.
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۸ سراغ «افکار چاقکننده چیست؟» میریم.
📍 چرا ترک عادت شیرینی خوردن استمرار میخواد؟
عادتها، یهشبه نیومدن که یهشبه هم برن!
فرمولهایی که سالها توی ذهنمون تثبیت شدن، با تکرار پاک میشن.
هر وقت یه رفتار چاقکننده ازم سر میزنه، عقب نمیرم.
فقط سریع نگاه میکنم ببینم چه فرمولی تو ذهنم فعال شده و تلاش میکنم اصلاحش کنم.
همینه که اسمش هست: اصلاح عادتها، نه سرکوبشون.
🎯 تو هم میتونی!
در آموزشهای لاغری با ذهن، با تمرینهای ساده و کاربردی، یاد میگیری:
- ✅ چه فرمولهایی باعث رفتارهای چاقکنندهت شدن
- ✅ چطور اونها رو شناسایی و با فرمولهای متناسبکننده جایگزین کنی
- ✅ چطور شیرینی خوردن رو تبدیل به یک انتخاب آگاهانه، نه یه وسوسه همیشگی کنی
💚 ایمان دارم تو هم میتونی
🧠 ذهن، مثل زمین کشاورزیه؛ اگه سالها توش تخم عادتهای چاقکننده کاشتی، الان وقتشه بذر جدید بکاری.
با آموزشهای لاغری با ذهن، میتونی این زمین رو پاکسازی کنی و دوباره از نو بسازی.
ایمان دارم که با استمرار در مسیر، ترک عادت شیرینی خوردن هم برای تو شیرینترین موفقیت میشه 🍬✨
🟢 اگه آمادهای برای تغییر!
اگه میخوای آموزش ببینی که چطور عادتهای ذهن چاق رو پاک کنی و رفتارهای متناسب رو جایگزینش کنی،
حتماً به دورههای تناسب فکری سر بزن.
👉 مشاهده دوره ورود به سرزمین لاغرها
با ذهنی متناسب، رویایی متناسب بساز 🌱
🍬 مطالعه و مشاهده
برای موفقیت در ترک عادت شیرینی خوردن، ابتدا محتوای نوشتاری این جلسه را با دقت مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را بهدقت تماشا کنید.
❓ سوالات برای تأمل و پاسخ
- نگرش شما درباره خوردن شیرینی چیست؟ آیا عادت شیرینی خوردن دارید؟ لطفاً شرح دهید.
- به نظر شما چه ارتباطی بین نگرش و عادتها وجود دارد؟ با ذکر مثال توضیح دهید.
- چرا افراد متناسب از خوردن شیرینی ترسی ندارند یا آن را عامل چاقی نمیدانند؟
- چقدر دوست داشتهاید عادت شیرینی خوردن را ترک کنید؟ چه عقیدهای درباره ترک این عادت داشتهاید؟
- آیا درباره این عادت با دیگران صحبت کردهاید؟ چقدر خودتان را مغلوب این عادت میدانید؟
- آیا افراد متناسب هیچ عادت غذایی دارند که باعث چاقی آنها بشود؟ در این باره توضیح دهید.
🎥 مشاهده و تحلیل ویدیو
ویدیوی آموزشی را با دقت تماشا کنید و نکات کلیدی و مهمی که به نظرتان قابل توجه است را یادداشت کنید.
📝 تمرین نوشتاری
از محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان یک تمرین اختصاصی ایجاد کنید و در بخش نظرات، تمرین و تجربهای که انجام دادهاید را با شرح کامل بنویسید.
نوشتن یکی از مهمترین روشهای تغییر فرمولهای ذهنی و ترک عادت شیرینی خوردن است. این کار به شما کمک میکند خودآگاهیتان را افزایش دهید و روند اصلاح عادتها را تسریع کنید.
👇 همین حالا شروع کنید و تجربهتان را با ما به اشتراک بگذارید! 🖊️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.25 از 96 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
شیرینی از وقتی خودمو میشناسم عاشق شیرینی بودم و این عاشق بودن چیزی در پی نداشت انا از ی زمانی من از شیرینی استفاده میکردم تا سرکوب کنم احساساتمو تا اروم شم اونقدر میخوردم ک حالم بهم میخورد تا چن روز مریض میشدم یادمه من شیر ینی زبان رو دوس داشتم یبار این کارو کردم وعجیب مریض شدم و از اون موقع ی حس تنفر ازش گرفتم
امروز ی چیزی درخودم پیدا کردم من ابگوشت دوس دارم و درست کردم و بعد اینک خوردم نیم ساعت بعدش دیگه اون حس دوست داشتن نبود انگارک حتی من نمیدونم ابگوشت چیه
این نشون میده اگه چنین حالتی در من هی ی چراغی این مسئله ب من میده اما هنوز اومقدر درکش نکردم
یعنی همین قدر لذت از غذاها کوتاه مدته و من انقدر خودمو درگیر غدا کردم چیزی ک حتی ب ساعتم نمیرسه لدتش محو میشه ومن انقدر پی این لذت هستم
واقعا غذا همه چیز نیس اما من همه چیز میدونمش میبنمش
عدا فقط هس مثل خیلی چیزهای دیگه ک هس مثلا خونه هس ماشین همه میدونند ک میمیرند واین رو نخواهند برد با خودشون اما ی عده هستند تموم عمرشونو گداستند برای این مسیله ی عده هستند ن لذت رو هم میبرند چیزهای دیگه رو هم میبیند منم میدونم این عپغدا همیشگی نیس خواهد رف نهایتش نصف روز اما جوری بردش میشم ک نگو
پس بدون فریبا جانم چیزیک همیشگیه احساس تو هستش ک میتونه بهترینهارو برات رقم بزنه اون اصل رو ببین
تو لدت رو ببر اما در حدیک ک واقعا باید باشه بیشتر از اون نقطه سیری لذت بهش نیس وقتی نیاز نداری لذت بخش نیس چند بار تا حالا شده ک از اون نقطه سیری ب این رو خوردی ک احساستو بد کردی مریض شدی تا چن روز درگیرش بودی ایا لذت بردی تو خودت انتخاب گردی اون بهت اسیب بزنه همین صربه خوردنی ک استاد میگه من خودم میدونم اخر این کارم چیه
اما باز میرم سمتش چرا
چرا من این کارو میکنم چرا بخودم اسیب میزنم و انتطار دارم ادمهای اطرافم این اسیب رو ب من نزنند
اکه ب تو بگند برو از پشت بودم خودتو بنداز پایین این کارو نمیکنی چن اخر کار رو میدونی
غدا هم اینطور وقتی تو میدونی ک اخر این رفتار رو اما میای این کار رومیکنی چن این کار واسیب زننده نمیدونی چن انگار ب درد کشیدن عادت کردی ن میتونه جور دیگر هم باسه باور کن عزبزم مثل تموم کسایی ک خودشون میبیند اخبار میبنند حالشون بد میشه اما باز این کار ومیکنند
من از ی جایی ب بعد دیدم ن اخبار روح من رو ازار میده یا ی فیلمی میدیم ی قسمت ازش دیدم دیدم کل اون روز همش درگیرشم دیگه ندیدم
پس تو چنین توانایی داری
پس از این توانایی در مسایل دیگتم استفاده کن
در زمانیک احساس میکنی باید بخوری
ولی میدونی ک اخر این کار از الانیک هستی
چ شاد باشی ناراحت میشی
چ ناراحت باشی ناراحتتر میشی
در هر حال
کمکی بخودت نمیکنی پس چطور انتظار داری همسرت پدرت اطرافیانت بهت کمکم کنند ایا تو ب خودت کمک میکنی
در مورد مسایل دیگه هم همینه میای از مسایلی حرف میزنی ک میدونی پایان کار بی انرزی میشی عصبی میشی اما اینکار رو میکنی اون موصوع اگه ب تو ۱۰ تا اسیب بزنه تو با حرف زدن درموردش با توجه ۹۰ درصد ب خودت اسیب میزنی
تو خیلی کارهارو میتونی نکنی ومیدونی ک کمک میکنه میدونی رهامیشی میددپوتی تجربه هاتو تعییر میده اما میای وانجام میدی
فک نمیکنی اینجا چیزی ک باید تغییر کنه خودتی انتخابت هس
منتطر چی هستی عزیزم منتظری کی بیاد ب دادت برسه
منتظری کی چی بشه ک اونجوری ک میخوای بشه
خودت
خودت
کلیدی
کسی ک الان داره این رو مینویسه باید تعییر کنه هرجا داره دلت میشکنه بدون خودت باعث شی میدونی چرا چن مواظب خودمون بودن رو یاد نگرفتیم
ک مواطب خودم باشم در این مسئله
مثل همونجوریک مواطب بچم هستم تو وقتی بچت بخواد ی کاری کنه ک تو اون لحظه اگاهی ک بهش ضرر میزنه حتی بقیمت جونت باشه نمیزاری این اتفاق بیافته
پس چرا
این کار در حق خودت نمیکنی
تو ک میدونی این کار چقدر باعث میشه تو بیافتی پایین چرا مواطب خودت نیستی چرا هوای خ ودت رو نداری
کمک کردن ب خودت در همین مسایلی در نطر تو کوچک هستند بزرگترین شگفتی رو در زندگیت رقم خواهند زد مطمین باش
الان رنج این رفتارها باعث میشه من درد بکشم در کارهای شخصیم در انتخابهام در خرید هام در تیپم در جونی در خوابیدم در دستشویی در نشستم بلند شدن در اعتماد بنفس در تجربه هام
اینها رنجه نیس چیه فریبا جان
فقط خودتی ک میتونی از این رنج خودتو خلاص کنی تو مسیولی ن بقیه ن همسرت ن اطرافیان فقط خودت
اره میبینم مشکلاتم رو میبینم اما ایا خوردن اضافه یا خوردن تا حالا کمکم کرده فقط در حد ۵ دقیقه
اما تو میتونی پل بزنی
اگه اون لحطه در طبقه ۵ باشی با این کار میافتی طبقه همکف اما میتونی تو تو همون طبقه بمونی اون لحظه ونتیجش این میشه ک تو ساعات بعد حداقلش اینک تو طبقه ۵ هستی تو میتونی پل بزنی واز این سمتی ک هستی خودتو جلو بندازی ن این ک همش تو این سمت باشی
کسی جز خودت نمیتونه کمکت کنه تو میتونی از اون پل رد بشی فقط خودت
درمورد مسایلت هم همینه کسی ک میتونه کمکت کنه خودتی کسی میتونه بی اهمیت باشه ب حرفها تویی کسی میتونه درد روببینه و درمان کنه تویی
کسی اون بیرون حتی پدرت حتی مادر ت حتی عزیزترین کست نمیاد اونجوریک تو دوسداری باشه ازخودت ببین ببین تو چقدر حاضری این کارو کنی ی جا کم میاری میگی ولش کن خودت رها کن دیگران رو هم رها کن مادامیک مثل زنجیر خودتو وصل دیگران کنی با حال خوب اونها خوبی با حال بدشون بد
اما تو میتونی حتی با خودت زمانیک حست بده هم خوب باشی رفیق خودت باش
خدا داره اینو بهت میکه ک اونها عوض میشن همانطور ک تو عوض میشی
تو برای خودت باش
هیچ کس قدرت نداره من تسخیر کنه منو رام کنه منو مجبور کنه ک کاری ک نمیخوام رو انجام بدم پس میخوای انجام میدی با اینک میدونی چن دقیقه بعد نتیجه کارت چیه
عدا هیچ قدرت پرش نداره بپره تو دهن تو این دهن فرمانبردار تو هستش تو میتونی اون لحطه فرمان دیگه رو ثبت کنی
لدت دراین رفتار تو نیس ارامشی در این رفتار تونیس پیشرفتی در این رفتار تو نیس قدر خودتو بدون چیزی ک ماندگاره اینه
تو الماسی تو گنجی پی هیچی نباش هبچی جز خودت موندگار نیس روی خودت وخدات حساب باز کن بقیه مثل وسایل تو بوفه هستند عزیزند اما از دور کمکی ک میتونند ب تو بکند اینک تو ازشون لدت ببری از بودنشون
امروز ی فیلم دیدم ک دختره تو اب گیر کرده بود ونهنگ میخواست بخوردش
ی لحطه گفتم فریبا حواست هس این دختر میتونست بنشینه ک کاری نکنه و منتطر مرگ باشه در جاییک ی دره امید نبود اون هرکاری میتونست میکرد اون ب خدا ثابت میکرد ک قدر لحطه لحظه هاشو میدونه ایمان داره ک ب وضعیتی غیر این
گفتم فریبا ایمان اینه ک در حالی همه چیز داره ب توثابت میکنه هبچی نمیشه تو بدبختی تو بدونی ک ن میشه ایمانتو حفظ کنی خوشبختی ببینی حداقل ی شک کنی ک شاید بشه ایمان اینه وتو تو زندگیت باید این ایمان رو داشته باشی
فریبا عیر اینم میشه
تو میتونی جور دیگه ای عمل کنی بخدا میشه
امتحان کن
وحشت نکن شادی وغم مثل شب وروز میموند میشه از هر دوش لدت برد میشه هردو رو رو گذروند میشه از هردو شگفت زده شد غم وشادی هم باید هر دوباشند ومیشه هردوشو زندگی کرد لدت برد بپذیر کل زندگی اینه سوا کردنی نیس پس وحشت نکن بلکه بپدیر اره این لحظه دارم این احساس رو تجربه میکنه دردم اومده میبینم اما حداقل خودم بخودم ضربه نمیزنم خودت میشم چسب زخم خودم ن نمک روی زخم خودم
من دوست دارم فر یبا خیلی زیاد
دوس دارم زندگی رو زندگی نکردی رو زندگی کنی تا هستی زندگی کنی میخوام زها بشی از این دیگزان از اینهایی ک با چسبیدن بشون نمیتونی بالا بالا ها رو تجربه کنی تو بادکنک خودمی بند تو از دست دیگران بگیر بزار رها گونه تو اسمون پرواز کنی تو میتونی
جور دیگه نگاه کن میشه
تو لایقشی من نمیخوام حسرت بمونه ته دلت ته همه اینها این خواسته ها لاعری خونه اینک من لدت ببرم زندگی کنم تو الانم میتونی بدون اینها باز زندگی کنی لدت تو وابسته نیس تو ازاد خلق شدی
وقتی سیر شدی داری میخوری وقتی میل نداری داریم بخوری ب هز دلیلی بدون ک اون چیز دگیه مال تو نیس سهم تو نیس خدا ب اندازه سهمت بهت داده وتوداری از اندازت بیشتر بر میداری انکار داری بخدا میگی تو نمیدونی من میدونم سهم من باید این باشه اگه اونجوریک تو میگی درسته پس چرا تو از این سهم اضافه شادنیستی چزا لدت نمیبری چرا تو جتی از سهم خودتم لدت نمیبر ی چن در فکراینکی اضافه سهم برداری حال میده درحالی ک خدا در قران میگه چرا شماها تعقل نمیکنید چرا نمیاندیشی
منو میگه چرا من تعقل نمیکنم بابا من از این سهم اصافه هیچ لذتی نمینیم پس چرا نبخشمش چرا ازش رد نمیشم هیچکش با بار اضافه لدت نبره تو لدت نمیبری از اضافه سهم برداشتن تو داری ب این جهان نشون میدی من همین قدر نافرمانم همین قدر وابسته هستم
خدا باندازه بهت غم میده شادی هم میده تو داری غم رو بیشتر برمیداری خدا این کارونمکنه تو واری عم رو زیاد برمیداری اگه طلمی رو داری تجربه میکنی ظالم خودتی ن بقیه
ب سهمت قانع باش بدون اون برای تو خوبه وقتی سهمت نیس از هر جنسی بدون برای تونیس بدون برات لذت نخواد داشت
ی فرمول جدید من نخورم چن سهم من نیس
من ب حرف ب گفتار ب برخورددیگران اهمیت نمیدم چن سهم من نیس اون دورنیات اون شخصه وسهم من نیس
من ب اندازه سهمم برمیدارم چن من خودمو دوست دارم