🔙 اگه هنوز جلسه پنجم: توجه ذهنی به لاغری رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول اونو کامل کنی.
🌟 وقتی با دل و ذهنت آرزوی لاغر شدن رو به ناخودآگاه میسپاری، همهچی بستگی داره به اینکه چقدر این مسیر رو برات آسون و طبیعی تصور میکنی.
✨ اگه بتونی لاغر شدن رو مثل یه اتفاق ساده و شیرین ببینی، مثل پوشیدن لباس دلخواهت توی یه روز آفتابی، ناخودآگاهت هم راحتتر باهات همراه میشه.
💫 هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن یعنی هم باورت بگه میشه، هم قلبت حسش کنه!
🍃 اونوقت بدنت هم با شادی وارد مسیر تناسب میشه، نه با فشار و اجبار…
🌀 راز لاغری همین سادگیشه؛ فقط کافیه طبیعی بودنش رو بپذیری.
💭 باور نکردی؟ بدنت هم باور نمیکنه!
🧠 اگه هنوز ته دلت فکر میکنی لاغر شدن کار سختیه یا فقط مخصوص آدمای خاصه، باید بدونی این همون باوره که مثل یه مانع جلوی تغییر بدنتو گرفته.
هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن از همینجا شروع میشه: اینکه توی ذهنت، لاغری رو ممکن، ساده و طبیعی بدونی.
❌ وقتی ذهن میگه «نمیتونم»، بدن هم همراهی نمیکنه.

🔑 نقطه شروع تحول، همونجاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن شکل میگیره.
یعنی چی؟ یعنی باید لاغری رو توی ذهنت ممکن، طبیعی و در دسترس بدونی… درست مثل نفس کشیدن 🌬️
🍃 مهم نیست چند ساله با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکنی، چند بار رژیم گرفتی یا چند سالته…
تا وقتی تصویر ذهنیات از خودت یک آدم چاق و شکستخوردهست، ذهنت هم همون رو به بدنت منتقل میکنه.
🌈 ولی بهمحض اینکه با تمام وجود باور کنی که «لاغری برای منم ممکنه»، اتفاق شگفتانگیز میافته:
هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن فعال میشه!
و ذهن ناخودآگاهت شروع میکنه به ساختن یه نسخهی جدید از تو:
👗 تویی که لباس دلخواهتو با لبخند میپوشی…
👣 با سبکی قدم میزنی…
😍 توی آینه به اندامت نگاه میکنی و از خودت لذت میبری!
🌀 وقتی این تصویر توی ذهنت تکرار بشه، حس لاغر بودن قویتر میشه، منطق قدیمی و منفی عقب میره و ذهن و بدنت با هم یکی میشن.
🎯 این یعنی شروع واقعی مسیر لاغری؛ جایی که دیگه لازم نیست خودتو مجبور کنی، چون بدنت خود به خود در مسیر درست حرکت میکنه.
💖 یادت نره: هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن نهتنها ممکنه، بلکه تنها راه لاغریِ موندگار و بدون رنج همینه!

جنگ بین منطق و احساس رو تموم کن تا بدنت همراهت بشه!
🧠 تا وقتی داری این مطلب رو میخونی یعنی یه صدای درونت هست که میگه: «لاغر شدن طبیعیه، شدنیه، برای من هم ممکنه!» ✨
اگه این حس درونت نبود، نه اینجا بودی، نه مسیر لاغری ذهنی رو انتخاب میکردی.
ولی چی باعث میشه با وجود این ایمان درونی، هنوز نتیجهی دلخواهت رو نگرفته باشی؟ 🤔
💥 دلیلش یه ناهماهنگی پنهانه؛ احساس درونت باور داره که لاغری طبیعیه، ولی منطقت هنوز گیر کرده به باورهایی مثل:
- چاقی ارثیه 😕
- سنم بالاست 😓
- تحرکم کمه 🚶♀️
- غذا رو نمیتونم کم کنم 🍕🍟
و این ناهماهنگی درست مثل کشیدن دو طرف یه طناب میمونه. بدنت نمیدونه باید کدوم سمتو انتخاب کنه!
🌈 اما خبر خوب اینه: وقتی بتونی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن رو بسازی، جادو اتفاق میافته…
✨ اول باید ذهنتو مشغول فکر کردن به لاغر شدنت کنی. نه با زور، نه با استرس… با عشق و آرامش!
با تمرینهایی مثل پاسخ دادن به پرسشهای ذهنی روزانه، ذهنت کمکم به مسیر لاغری عادت میکنه.
🌙 بعد باید «تجسم شبانه» رو وارد بازی کنی؛ یعنی هر شب قبل خواب، خودت رو در اندامت ایدهآل تصور کنی. لباس مورد علاقت رو پوشیدی، داری توی آینه به خودت لبخند میزنی… 😍
🌀 این تصویرسازی باعث میشه احساس لاغر بودن، واقعی و زنده بشه؛ تا جایی که حس طبیعی بودن لاغری، منطق قدیمی و محدودکنندهات رو کنار بزنه.
🧩 نتیجه؟ ذهن ناخودآگاهت دیگه برنامه چاقی رو تکرار نمیکنه. چون تصاویر چاقی که سالها درش ذخیره شده بودن، با تصاویر جدید و دلخواهِ تو جایگزین شدن.
🍃 حالا دیگه بدنت آمادهست که نه فقط وزن کم کنه، بلکه به تعادل و تناسب پایدار برسه… چون ذهن و احساست در یک مسیرن 💖

💓 احساس لاغری؛ جرقهای که بدنتو روشن میکنه!
🧠 لاغر شدن فقط یه خواسته نیست، یه احساس درونیه. تا وقتی توی دلت حس میکنی لاغری برای تو عادی نیست یا دور از دسترسه، ذهن ناخودآگاهت هم اون رو نمیپذیره.
یعنی چی؟ یعنی حتی اگه هزار تا رژیم بگیری یا ساعتها ورزش کنی، اما احساس لاغری توی وجودت نباشه، بدنت واکنشی نشون نمیده… مثل یه قفل که کلید اشتباهی بهش خوردی 🔒
🍃 از اونور هم یادت باشه:
همه ما بارها و بارها احساس چاقی رو تجربه کردیم.
- وقتی لباسمون تنگ شد 😕
- وقتی توی آینه خودمونو سنگینتر دیدیم 😞
- یا حتی وقتی از نگاه دیگران احساس چاقی کردیم 👀 و نتیجه؟ بعدش واقعاً چاقتر شدیم!
📌 حالا وقتشه این فرمول رو برعکس کنیم!
یعنی قبل از اینکه جسممون تغییر کنه، احساس لاغری رو بسازیم و به ناخودآگاهمون انتقال بدیم.
✳️ این همونجاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن اتفاق میافته و مسیر تغییر شروع میشه.
🌙 هر شب، یه تصویر ذهنی بساز از خودت با اندامی متناسب.
لباس مورد علاقهت رو پوشیدی، داری توی جمع میخندی، سبک و رها قدم برمیداری…
✨ حالا بذار این تصویر بره به عمق ذهن ناخودآگاهت.
📅 و هر روز، با پرسشهای ذهنی لاغری، این حس رو بیشتر و بیشتر در خودت گسترش بده.
🌀 به محض اینکه این احساس به ناخودآگاهت برسه، رفتار، انتخابها و حتی میلهات به شکل خودبخودی شروع به تغییر میکنن. بدون اجبار، بدون زور.
🎯 یادت نره: قبل از اینکه لاغر بشی، باید احساس لاغری رو در خودت بیدار کنی… اونوقته که رؤیای تناسب اندامت طبیعی و شدنی میشه!
طبیعی بودن لاغری
فایل صوتی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن را با دقت گوش کنید.
👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه هفتم: بیدارسازی نیروی لاغری درون.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.71 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
روز۲۰
۱ ـمتناسب بودن چه حسی داره؟
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
متناسب بودن بهترین حس تمام زندگیم بوده .متناسب بودن حس رهایی و آزادی از افکار مربوط به چاقی و خوردن بهم میده .متناسب بودن حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم بهم میده .متناسب بودن بهم حس سبکی ، سلامتی ، زیبایی ، جذابیت ،جوانی ، اعتماد بنفس ، عزت نفس ، اراده ، ارزش و لیاقت میده .متناسب بودن سرشار از خوبی هاست .
از اینکه عاشق اندامم شدم و با دیدن خودم ذوق میکنم لذت میبرم .از اینکه ۶۵ کیلوگرم شدم به خودم افتخار می کنم چون من این تغییرات بی نظیر رو در خودم ایجاد کردم و لذت میبرم .از اینکه می تونم با خیال راحت کلی پیاده روی کنم چون سبک شدم ،لذت میبرم .از اینکه همه ی کارهام رو راحت و بدون سختی در تایم کمتری انجام میدهم لذت میبرم .از اینکه هر لباسی در هر رنگی که دلم بخواد میتونم بپوشم لذت میبرم .
همسرم با دیدم شوکه شد و گفت چقدر لاغری بهت میاد ، خیلی جذاب تر شدی ، مبارکت باشه .مادرم اشک از چشماش جاری شد وقتی من رو دید و خدا رو شکر کرد که به آرزوم رسیدم و گفت خیلی زیباتر شدی عزیزم .دوستم زینب گفت آفرین نشمیل خیلی خوبه این همه تغییرات عالی داشتی و کلی سایز و وزن کم کردی ،من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .برادرانم ،خواهرم و خواهرزاده هام همه با دیدنم تعجب کردند و گفتند عالی تغییر کردی چقدر لاغر شدی و خیلی زیباتر ، لباسها به تنت خیلی زیبا شدن .
افکار و رفتارم درست مثل یه شخص کاملا متناسب با افکار و رفتار صحیح شده .میبینم که راحت میتونم از یه وعده بگذرم ، مثل امشب که چون نهار رو خیلی دیر خوردم و وقت نداشتم ، شام اصلا گرسنه نیستم و نمی خورم .قبلا تصورم این بود که حتما باید بخورم چون همه داشتن شام می خوردن منم وسوسه میشدم و فقط تحریک بینایی و گرسنگی کاذب بود وگرنه گرسنه نبودم .میبینم که میلم به خوردن مواد غذایی مخصوصا شیرینیجات خیلی کمتر شده .میبینم کن افکار منفی در ذهنم خیلی کمتر شده و مثبت اندیش شدم .
باید بیشتر روی خودم کار کنم ، باید وقت بیشتری ایجاد کنم و فایل ها رو گوش بدم .باید تمریناتم رو مثل همیشه مرتب و با عشق و علاقه انجام بدم .باید هر روز حال خودم رو خوب نگه دارم .باید احساس لاغری رو در خودم بیشتر ایجاد کنم چون حس لاغری من رو به لاغری میرسونه .باید تجسم لاغری رو هر شب قبل خواب حتما حتما انجام بدم .
✓و اما اگه بخوام از تغییراتم حرف بزنم باید بگم که دیشب یه شلوار پوشیدم برای خواب که خیلی وقت بود خریده بودم اما موقع خواب نمی پوشیدمش چون احساس راحتی نداشتم ، اما دیشب خیلی راحت باهاش خوابیدم و احساس کردم مثل قبل تنگ نیست و صبح خیلی احساس خوبی داشتم از این موضوع✓
✓امروز بعدازظهر یه نوع کلوچه خریدم که معمولا همراه روغن کره و ماست می خوریم و قبلا این یکی از چیزهای مورد علاقه ی من بود ، اما امشب با اینکه گرم گرم خریده بودم اصلا میل نداشتم بخورم و چون همسرم خواست خریدم،هنوزم میل ندارم و گذاشتمش داخل یخچال ، این تغییرات رفتاری و سلیقه ای در خوردن رو که میبینم ایمان و باورم به لاغری با ذهن خیلی بیشتر میشه✓
« خدایا شکرت »
« استاد گرامیم سپاسگذارم »
نشان های دریافت شده
واقعا وقتی که به پسرم نگاه میکنم ازش درس میگیرم چون هنوز فرمولهای چاقی براش فعال نشده
و امیدوارم هیچ وقتم فعال نشه ولی خب خواسته یا ناخواسته حتی اگه من جلوی گفتارم رو بگیرم صحبتهای دیگران یا چیزی که تو جامعه میبینه و میشنوه روش اثر داره
اما وقتی نگاهش میکنم واقعاً بهش غبطه میخورم
چیزی که دوست داره رو اونقدی که دوست داره زمانی که گرسنه است میخوره
اصلا بهش فکر نمیکنه این چیه خوبه بده چربه شوره شیرینه
اگه دوستش داره میخوره اگه دوستش نداره نمیخوره و کاری به کالری غذاها نداره
خیلی چیزا هست که در روز استفاده میکنیم یا انجام میدیم خیلی از وسایل که ازشون استفاده میبریم
اصلا به این فکر نمیکنیم که این چه جوری کار میکنه از چه اجزایی درست شده
چه جوری قطعات مختلفش کنار هم قرار گرفته
مثلاً یه آدم معمولی رو در نظر بگیرین که سواد یک مهندس رو نداره
خب این آدم که نمیدونه ماشینش از چه قطعاتی تشکیل شده هر کدوم از قطعات چه نقشی داره
فقط از اون ماشین استفاده میبره لذت میبره رانندگیش رو میکنه
حالا واجب بدون کدوم قسمت مربوط به چه کاریه
اگه ندونه دیگه نمیتونه رانندگی کنه؟؟؟
اگه ندونه موتور آبمیوه گیری با چی ساخته شده دیگه نمیتونه آبمیوه بگیره؟
وقتی که ما بچه بودیم و سوار ماشین پدرمون میشدیم و مسافرت میرفتیم و لذت میبردیم آیا از مسافرت لذت میبردیم یا از اینکه میدونستیم الان کدوم تیکه از ماشین داره کار میکنه؟
آدمهای متناسب هم همینجورین اصلاً لزومی نمیبینه که بشینه فکر بکنه که این الان از چی تشکیل شده چه اثری روی بدنم میذاره!
نشان های دریافت شده
به نام خالق جانم❤️
سلام و عشق به استاد گرانقدرم و عاشقان لاغری
از وقتی در کنار تمرینات دورهٔ اصلی تمرین تجسمی شبانه را به روش استاد عزیزم انجام میدهم روز به روز انجام آن برایم راحتتر و لذتبخش تر و تاثیرش واضحتر میشود و همیشه این توصیهٔ ارزشمند استادم در گوشم تکرار میشود که آرام و بدون توجه به نتیجه به سمت هدفتان حرکت کنید و سعی کنید از مسیر انتخابی تان لذت ببرید و همیشه تا جایی که از شما استاد عزیزم حرف شنوی داشتم تاثیرش را به وضوح در تغییراتم احساس کردم و در مورد تغییرات فکری و رفتاری و حتی تغییرات جسمیم همواره سعی کردم قانون تکامل پلکانی را رعایت کنم مثلاً در مورد تغییر جسمم از اول خودم را در یک جسم کاملاً لاغر و متناسب تجسم نکردم بلکه تجسم کردم که یه کم لاغرتر و جمع و جورتر شدم و بعد از اینکه در واقعیت تجربه اش میکردم دوباره تجسم میکردم یه مقدار متناسب تر شدم و باز در فاصلهٔ زمانی کوتاهی آن را تجربه میکردم و به همین ترتیب ادامه دادم برای همین روند کاهش وزنم آرام و یکنواخت است و من بدون هیچ سختی دارم به آرامی وزن کم میکنم و با وزن ایده آلم فاصلهٔ زیادی ندارم اما با وجود این تغییرات چشمگیر اوایل که تمرینات مراقبهٔ تجسمی این دوره را انجام میدادم به وضوح مقاومت ذهنیم را احساس میکردم و قبل از خواب هر وقت شروع میکردم به تجسم کردن ذهنم میرفت روی یک موضوع دیگه و من بدون حساسیت دوبارهٔ توجه ام را می آوردم سمت تجسم تناسب دلخواهم اما یه کم بعد دوباره ذهنم بطور نامحسوس حواسمو پرت میکرد و من خیلی تعجب میکردم که با وجود اینکه هر روز دارم متناسبتر میشوم چطور ذهنم در پذیرش لاغری بازم مقاومت دارد و در ادامه سعی کردم به این مقاومت ذهنیم توجه نکنم و به تجسمات دلخواهم توجه کنم و با صبوری ادامه دهم و بعد از اضافه شدن تمرینات پرسش و پاسخ یواش یواش مقاومت ذهنیم کمتر شد و من شبها براحتی میتوانستم با جسم سبکم در تخیلات اینور و آنور بروم و سبکی جسمم را راحتتر احساس میکردم اما اندام ایده آلم را نمیتوانستم بطور کامل و بدون پرش ذهنی تجسم و احساس کنم حتی وقتی میخواستم لباسهای مورد نظرم را بپوشم تجسم کردن کامل اندام متناسب ایده آلم در آن لباسهای اندامی و زیبا کار آسانی نبود اما من بدون توجه به این واکنش های ذهنیم با آرامش ادامه دادم و حدود دو هفته به همین منوال گذشت و ذهنم همچنان موقع انجام این تمرین مقاومت میکرد و من تصورم این بود که حالا حالاها باید درگیر مقاومت ذهنیم باشم و اتفاقی که افتاد این بود که بعد از این مدت وقتی تجسم شبانه را انجام دادم براحتی توانستم تناسب اندام دلخواهم را بطور کامل تجسم واحساس کنم و نکتهٔ جالبش این بود که ذهنم نه تنها مقاومت نمیکرد بلکه براحتی با من در انجام این تمرین همکاری هم میکرد و من وقتی در عالم خیالم خودم را در یک جسم ظریف و لاغر تجسم میکردم براحتی به قالب این جسم در می آمدم و در ادامه برای امتحان خودم را لاغرتر و باریکتر تجسم کردم دیدم در آن واحد جسمم به همان سایز و اندازه تبدیل شد و از یک طرف شگفت زده شده بودم و از طرفی از همسویی و همکاری ذهنم لذت میبردم و در آن لحظه یاد توصیهٔ استادم افتادم که همیشه تاکید میکنند که به مقاومت و موانع ذهنی تان توجهی نکنید و فقط تمرکزتون روی انجام اصلاحات و تکرار تمرینات باشد و بدون خیره شدن به نتیجه با احساس خوب و صبوری فقط ادامه دهید سپاسگزارم استاد جان واقعاً که هر کلامت کلید رهایی از یک مانع بزرگ ذهنی است و هر کدام از راهنماییهای ارزشمند شما اگر به عمل تبدیلش کنیم سبب تغییرات بزرگی را در ما میشود و الان توی تجسمات شبانه ام براحتی جسمم به هر اندازه و سایزی که بخواهم در یک چشم بهم زدن تبدیل میشود و هر لباسی را براحتی به آن میپوشانم و در هر مکانی که دوست دارم به آسانی حضور پیدا میکنم و خیلی از تجسمات شبانه ام لذت میبرم و با آرامش خوابم میبرد و با حس زیبای لاغری از خواب بیدار میشوم و با نوشتن تمرین پرسش و پاسخ در تمام روز حواسم متمرکز میشود روی تناسب اما نکتهٔ مهمی که نظر مرا جلب کرده این است که با وجود اینکه من به تناسب اندام ایده آلم نزدیک شدم و احساس غالبم لاغری است اما ذهنیت چاق هنوز در من فعال است و این نشان میدهد که با تکرار چاقی در سالهای زیاد چقدر ذهنیت و باور چاقی در من ریشه دار شده و من وقتی به جسم ایده آلم برسم تازه میتوانم جسم متناسبم را جایگزین جسم چاقم کنم اما برای ریشه دار شدن لاغری در ذهنم باید آنقدر آموزشهای ذهنی و تمرینات عملی آن را تکرار کنم و با صبوری ادامه دهم تا به مرور ریشه های چاقی ضعیف و فرمولهای چاقی در ذهنم به حالت خنثی در آیند و با قوی کردن باور لاغر شدن آسانترین کار دنیاست وحق طبیعی من است تناسب را در خودم تبدیل کنم به یک حالت طبیعی و دائمی آنوقت است که میتوانم هر روز با تجربهٔ حس زیبای تناسب، بودنم را جشن بگیرم 🌷💗🌷
نشان های دریافت شده
سلام و درود
مطالبتون عالی بود ممنونم بابت اشتراک تجربتون
بهترینها را براتون آرزومندم
نشان های دریافت شده
سلام رهای عزیزم
از محبت و نگاه زیبایت بسیار تشکر میکنم و خوشحالم که تجربه ام برایت مفید بوده منم همیشه از خواندن نوشته های زیبایت حس خوبی را دریافت میکنم و امیدوارم همواره در حال تجربهٔ بهترین خودت باشی💖
نشان های دریافت شده
بسیار عالی بود واقعاً استفاده کردم از صحبتهای شما
نشان های دریافت شده
سلام مری خانم
بسیار از لطف شما دوست گُلم سپاسگزارم و خوشحالم که نوشته ام براتون مفید بوده منم از خواندن دیدگاه های شما مخصوصاً مثالهای خوبی که میزنید خیلی لذت میبرم و استفاده میکنم
امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید🌹
من تمرین تجسم رو انجام میدم و ازش لذت می برم
متناسب بودن چه حسی رو به من میده : حس لذت حس ارزشمندی حس دوست داشتن خودم حس مهربان بودن با خودم حس پذیرفتن خودم
از چه تغییراتی در بدن خود لذت می بری : از سبکی از فرز و چابک شدن خودم از احساس خوبم لذت می برم
چه بازخودی از اطرافیان دریافت می کنی : به من میگن چه با ارداره چه جوان شدی چه پوستت خوب شده چقدر خوش اندام شدی چقدر هیکلت فرق کرده
چه تغییری در افکار و رفتار جدیدت می بینی : من افکار الانم رو دوست دارم باور به فراوانی که باعث میشه پرخوری نکنم باور به مهربانی خداوند و این که خداوند یاور و پشتیبان من هست باعث میشه که با حال واحساس خوب و توکل تو مسیر تناسب پیش برم
خواستم از استاد عزیز تشکر کنم که باعث شدن من نگرشم نسبت به چاقی واضافه وزن تغییر کنه و خودم رو بتونم بزرگتر از چاقی بدونم من اگه این اموزش ها رو ندیده بودم این همه قدرتمند نمیشدم
الان قشنگ درک می کنم که چرا میگن بزرگترین دشمن ادم جهل و نادانی هست
من واقعا نمی دونستم یه باغ زیبا هست به اسم تناسب اندام که کلیدش دست خودم هست کلیدش هست احساس خوب داشتن استمرار داشتن به اندازه نیاز خوردن تجسم تناسب جسم خودم نقش و فیلم بازی کردن و نترسیدن از نعمتهای خدا که یه بخشی از این نعمتها در قالب غذاوخوراکی به انسان هدیه داده شده
سپاس از خداوند بابت این که روزی من کرد این همه اگاهی رو و سپاس از استاد عزیز بابت بیان شیوای این اگاهی ها
با سلام به دوستان عزیز
ادم در راه رسیدن به هدفش یا رویاش باید گاهی برگرده عقب و یه نگاه جدید و دلگرم کننده به هدفش داشته باشه با خودش حساب و کتاب کنه که برای رسیدن به هدفش تا حالا چه کارهای رو انجام داده و چه نتایجی رو گرفته حتی کوچک ولی باعث میشه ادم دلش قرص بشه و بدونه که راهی که داره میره درسته و با دقت و انگیزه بیشتر به راهش ادامه بده من دیروز با ماشین شخصی خودم رفتم به یه شهر دیگه برای دیدن مادرم با این که تو ماشین تنها بودم وهمراه نداشتم و حدودا 5 ساعت هم رانندگی کردم تا به منزل مادرم برسم
و کلی هم خوراکی تو ماشین داشتم چای قهوه میوه کیک کلوچه ولی انتخاب کردم که مثل یه خانم متناسب رانندگی کنم و فایل اموزشی گوش کنم موسیقی گوش کنم از هوای پاک لذت ببرم از جاده ازمناظر زیبای جاده لذت ببرم یه چند بار هم توقف کردم هم بنزین زدم هم یه کم راه رفتم تا خستگیم بره دوباره رانندگی کنم ولی روی انتخابم موندم و اصلا پرخوری نکردم چند بار چای خوردم با یه دونه خرما
از خودم رضایت داشتم و حالم خوب بود
واقعا تغییرات ارام ارام میان مثل قد کشیدن مثل بزرگ شدن یه بچه که ارام و زمان بر هست
من مطمن هستم اگه استمرار داشته باشم و از راه خسته نشم حواسم به احساس خوبم باشه و خودم به خودم انگیزه بدم
رسیدن به تناسب اندام می تونه خیلی اسان و لذت بخش باشه
ممنونم از تمام دوستان و استاد عزیزم بابت اموزشهای خوبشون
نشان های دریافت شده
دوست عزیز به شما تبریک میگم که تونستین اینقدر روی خودتون مسلط باشید و با اراده باشید موفق و پیروز باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام
۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
متناسب بودن بهترین حس تمام زندگیم بوده .متناسب بودن بهم حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به چاقی و خوردن میده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم بهم میده .متناسب بودن بهم احساس سبکی ،سلامتی ، زیبایی،جذابیت ،جوانی ، اراده،ارزش،اعتمادبنفس و لیاقت میده .
از اینکه سبک و سلامت همه کارهام رو زودتر از قبل انجام میدهم لذت میبرم .از اینکه اندامم کاملا متناسب شده و از دیدن خودم خوشحال میشم لذت میبرم .از اینکه هر لباسی بخوام بپوشم، می تونم ،لذت میبرم .
همسرم ، مادرم ، دوستم ،برادرانم ،خواهرم ،خواهرزاده هام همه با دیدن من بسیار تعجب کردند و براشون خیلی جالب بود تغییرات من ، گفتند آفرین بهت خیلی زیباتر شدی ،باغری بسیار بهت میاد و جوانتر به نظر میرسی .
افکارم و رفتارم بسیار عوض شده و خوشبختانه مثل یه فرد کاملا متناسب افکار و رفتار صحیح دارم .خوردن برام خیلی کم اهمیت تر شده ، همین امشب یه رفتار خیلی عالی داشتم ، دخترم و همسرم شام خوردند ولی من میل نداشتم و احساس سیری میکردم دقیقا بعد ۲ ساعت گرسنه شدم و شام خوردم ، این یعنی تغییر شخصیت 🙂افکار منفی در ذهنم خیلی کمتر شدند و مواظب ورودی های ذهنم هستم .مثبت اندیش شدم .
باید هر روز عاشقانه مطالب رو دنبال کنم و تمریناتم رو انجام بدم .باید مواظب حس لاغریم باشم و کاری کنم همیشه حس لاغری داشته باشم ،چون حس لاغری من رو به لاغری میرسونه .باید تجسم لاغری رو حتما هر شب قبل خواب انجام بدم .
خدایا شکرت ، استاد گرامیم خسته نباشید .
نشان های دریافت شده
سلام به همگی دوستان همراه
چقد روز به روز با آگاهی هایی که از طریق فایلها به دست میارم لاغری رو به خودم نزدیک و نزدیکتر میبینم و چقد خوشحالم که واقعا بهترین و آسونترین راه رو انتخاب کردم .
همیشه در دنیای چاقی به دنبال راهی برای تناسب اندام میگشتم امید داشتم که روزی برسه که دارویی پیدا بشه که با خوردنش بشه یک شبه تمام چربی های خودم رو آب کنم و لاغر بشم ولی هیچ وقت فکر نمیکردم راهی بهتر و بی ضرر باشه که بتونم راحتتراز دارو خوردن به نتیجه برسم و اون هم فکر کردن و خیال پردازی به تناسب اندام باشه آخه اصلا قابل باور نیست .
واقعا وقتی به عمق حرفهای استاد فکر میکنم به تمامشون ایمان میارم و میبینم که لاغری پیش فرض همه ما انسانها بوده و همونطور که روزی من در تناسب اندام بودم الان هم قادر خواهم بود باز اون رو تجربه کنم.
من افکار لاغری رو جایگزین افکار چاقی میکنم.
من با فکر کردن به لاغری و تصویر سازی شبانه و پاسخ به سوالات باید حالم رو خوب کنم و در مسیر باشم تا روز به روز به هدفم نزدیک بشم.
متناسب بودن بهترین حال دنیاست تناسب اندام به من حس زندگی و شادی و آرامش و جوانی میده .
من با دیدن خودم در آینه و دیدن چشمام که حس سر زندگی در اونها موج میزنه با دیدن اندامم که تراشیده تر شده و متناسب تر شدم لذت میبرم.
دیروز در مراسمی دو نفر از آشنایان رو دیدم که بدون هیچ حرفی سر توی گوشم گذاشتند و گفتند باز لاغر شدی و من هم لبخند زدم و با خودم گفتم دیگه لاغری همیشه با منه.
من سعی میکنم هر روز بدون هیچ بهانه ای تمرینات رو انجام بدم .
من سعی میکنم تصویر سازی شبانه و جواب دادن به سوالات تناسب اندام رو انجام بدم.
من سعی میکنم افکار لاغری رو در ذهنم روز به روز بیشتر کنم
من با احساس خوب سعی میکنم در مسیر بمانم و نتیجه خوبی رو برای خودم رقم بزنم
نشان های دریافت شده
به نام خدای خوب ونازنینم،متناسب بودن چه حس قشنگی داره،حس امیدواری داره،امروز داشتم فایل چرا چاق شدم چرا لاغر نمیشم رو گوش میدادم،واقعا توی اون لحظه چقدر حس امیدواری کردم،چقدر خیالم راحت شد،یه لحظه توی ذهنم اومد که دیرو زود داره ولی سوختو سوز نداره،واقعا هم همین طور هست،بستگی به این داره که شما چقدر ایمان داشته باشید،وچقدر قبول داشته باشید این مسی رو،بستگی داره به این که شما چقدر آموزش ها رو به عمل تبدیل میکنید،امکان نداره نتیجه نگیرید،چرا؟چون این همه آدم نتیجه گرفتن،پس باید روی این راه تمرکز لیزری بزارم،وهر جوری شده بیشتر وقت خالی کنم وبیشتر ویس ها رو گوش کنم،خدا رو شکر میکنم که خیلی بیشتر از گذشته درک میکنم وبیشتر آموزش ها رو میفهمم
نشان های دریافت شده
به نام خدای خوب ونازنینم، باعرض سلام خدمت دوستان گرامی،تجربه دیروزم رو میخوام تعریف کنم،من توی یکی از شهرستانهای اصفهان زندگی میکنم منطقه سردسیری هستیم،وتوی منطقه ما گرمیجات خیلی استفاده میشه،دیروز یکی از همسایه ها اومد مغازه وازم خواست براش قوتو گرمیجات درست کنم،وبعد گفت که مغزیجاتم بگیرم ببرم قاطیش کنم ،من تو ذهنم زنگ خورد ،گفتم یا ابلضل این هم گرمی با مغزیجات چه شود؟دوسه تا مشتری دیگه هم بودن وشروع کردن از خوردن نخوردن حرف زدن،این خانم خیلی خوش اندام هستن،شروع کرد از خوردن هر روز روغن حیوانی با نون به همراه چایی شیرین گفت،ما هممون حالمون بد شد گفتیم کی اینارو باهم میخوره وقسم خورد که ما همیشه کارمونه،اگه مرغو گوشت نداشته باشیم طوری نیست ولی باید روغن گل داشته باشیم،وشاکی بود که بچه هاش اینقدر می خورن،گفتم خب بزار بخورن من یه عمره حسرت به دلم که روغن حیوانی بخورم،گفت نه دیگه ،آخه اینو میخورن دیگه گشنشون نمیشه دیگه غذا نمیخورن،من گفتم اگه من بخورم روغن گل،سرم درد میگیره ،گفت نه،مگه چقدر میمالم رونون؟ یه ذره که مزه بگیره، تا چند ساعت سیرم،اینجا بود که یاد حرفای استاد افتادم که گفتن متناسبا به اندازه میخورن،اصلا فکر چاقیشون نیستن ،ووقتی سیر هستن هیچ غذایی رو نمیخورن،دیروز که اون خانم همسایه تعریف میکرد یه مقدار دوباره مثل گذشته منفی باف شروع کرد حس حسرت خوردن رو به من بده،که سریع خودمو جمعو جور کردم وگفتم نه،من الان دارم یاد میگیرم چجوری باید زندگی کنم ،من قول دادم که به افراد متناسب توجه کنم،بعد این خانم که در همسایگی من مغازه فروش لوازم خانگی داره،شروع کرد از اینکه چجوری به روحیش میرسه تعریف کرد گفت،وقتی بچه ها میرن مدرسه من آهنگ میزارم میرقصو ۷تا۸ البته شبا تمام کارامو میکنم واز اینکه سعی میکنه از زندگی لذت ببره گفت،واصلا با کسی کاری نداره وتمام سعیش اینه که فقط با خودش زندگی کنه،وبا دوستاش بگرده چون وقتی با دوست هستی دیگه کسی از غمو غصه حرف نمیزنه،امروز داشتم فایل دوره ورود به سرزمین لاغر ها رو گوش میدادم،فایل زندگی کنید بود،چقدر قشنک استاد همینارو میگفتن این فایل جزئ فایلهایی شد که باید هر روز گوش کنم،ممنونم استاد بابت این همه لطفی که دارید واینجا به جز لاغر شدن برادرانه بهمون خوب زندگی کردن رو یاد میدید
سلام
من تصویر سازی شبانه را انجام دادم حس
خوب وعالیبه به من دست داد خدا راشکر
که دراین دوره هستم
سپاس فروان از استاد عزیز
نشان های دریافت شده
دقیقاً منم بعضی وقتا حرف خوردن که میشه یکم میترسم و بعد یادم میفته که اینها فرمولهای چاقی منه که دوباره بیدار شده
و اینکه متناسبها اصلاً به این چیزا فکر نمیکنند