خیلی از آدمهای چاق کلی تلاش میکنن تا وزن کم کنن، اما چون انتظار لاغر شدن از خودشون ندارن، نتیجهای نمیگیرن! 😟
اونا ته دلشون باور ندارن که واقعاً میتونن لاغر شن… پس ذهنشون هم همراهی نمیکنه.🧠❌
📍 این جلسه ادامه گام ۱۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
واقعیت اینه که ما قبل از اینکه چاق بشیم، یه جورایی انتظار چاق شدن داشتیم! همیشه یه ترس پنهونی باهامون بود که “نکنه چاقتر بشم؟” و خب همون شد… 😬
هر بار که یه کیک اضافه خوردیم یا تو آینه به شکممون نگاه کردیم، تو ذهنمون داشتیم چاق شدن رو تصور میکردیم!
حالا وقتشه همون قدرت رو برعکس کنیم… باید از ته دل، انتظار لاغر شدن داشته باشیم ✨ باور کنیم میتونیم… چون ذهن ما همیشه طبق انتظاری که ازش داریم عمل میکنه 💫💪
در این جلسه میآموزیم:
نقش انتظار چاق شدن
چاقی من از همون بچگی شروع شد… راستش هیچوقت تصویری از خودِ متناسب تو ذهنم نداشتم 😔

هر خاطرهای که از بچگیم شنیدم، با جملههایی مثل “از همون اول تپلی بودی!” یا “چه نینی تپل و بانمکی!” همراه بود 🍼🍩
برای همین نمیتونم بگم قبل از چاق شدن، انتظارش رو داشتم… ولی چیزی که خیلی واضحه اینه که تو تمام سالهای چاقیم، یه حس همیشگی باهام بود:
انتظار چاقتر شدن! 😬
اون ترس پنهونی که میگفت: “حتماً بازم چاق میشی!” – همیشــــه باهام بود.
هر سال قبل از عید، کاملاً مطمئن بودم که بعد تعطیلات، وزنم بالاتره 🧁🍚
ماه رمضان که میرسید، فقط کافی بود زولبیا و بامیهها رو ببینم تا همونجا، تصویر خودم با چند کیلو اضافهتر رو تو ذهنم ببینم 🤯
حتی یه شام عروسی ساده، برام نشونهی اضافه وزن بود! 🍽️
هرچی بیشتر چاق میشدم، انتظارم برای چاقتر شدن هم بیشتر میشد…
تا جایی که با هر مهمونی، هر سفر، هر مناسبت خاص، منتظر چاق شدن بودم…
اما حالا که فهمیدم چقدر ذهنم تحت تأثیر این انتظار چاق شدن بوده، تصمیم گرفتم همهچیزو عوض کنم!
✅ حالا دارم تمرین میکنم تا جای اون فکرای قبلی، تو ذهنم فقط و فقط “انتظار لاغر شدن” داشته باشم 🌱✨
دارم تصویر خودم رو سبکتر، خوشحالتر و آزادتر میسازم 🎈
چون ذهنم قدرت داره… و من انتخاب میکنم که ازش به نفع خودم استفاده کنم 💪💖

✨ تأثیر جادویی انتظار لاغر شدن
تا حالا از یه فرد چاق بپرسید: «واقعاً فکر میکنی ممکنه چاقتر بشی؟»
تقریباً همه با اطمینان میگن: «آره! اگه رعایت نکنم، معلومه که چاقتر میشم!» 😬🍩
حتی اونایی که سالها وزنشون تغییر نکرده، باز ته دلشون یه ترس دائمی هست…
🔁 انتظار چاقتر شدن یه باور ریشهداره
ما سالها این حس رو تو ذهنمون تمرین کردیم… هر بار با خودمون گفتیم:
«عید بیاد حتماً چاقتر میشم»، «ماه رمضون با این زولبیا و بامیهها، وای به حالم!»
یا حتی: «فقط کافیه یه سفر بریم، کارم تمومه!» ✈️🍱
اما یه چیزی هست که خیلیا نمیدونن…
ما همه منتظر چاقتر شدن بودیم، اما تقریبا هیچوقت واقعاً “منتظر لاغر شدن” نبودیم! 😲
🌱 وقتی “انتظار لاغر شدن” فقط یه توهمه…
گاهی فکر میکنیم منتظر لاغر شدن هستیم، اما راستش اون انتظار واقعیه نیست…
چی باعثش شده؟ رژیم گرفتن، ورزش سنگین، خوردن دمنوشای لاغری یا وقتی از هر روشی برای لاغری استفاده میکنیم.
تا وقتی رژیم رو ادامه میدادیم، فکر میکردیم داریم لاغر میشیم و امید داشتیم.
اما به محض اینکه رژیم سخت شد یا خسته شدیم از ورزش، اون انتظار لاغر شدن هم دود شد رفت هوا! 🎈
چرا؟ چون اون انتظار به یه چیز بیرونی وابسته بود… و ذهن ما یاد گرفته بود که:
«اگه رژیم نگیرم، چاق میشم» یا «اگه ورزش نکنم، همه چی برمیگرده!»
یعنی ته ذهنمون هنوز همون فرمول قدیمی فعال بود: تو همیشه چاق میمونی! 🔁🧠
🧩 راز توقف کاهش وزن چیه؟
یادتونه اون روزای اول رژیم چقدر وزن کم میکردیم؟ چقدر هیجانزده بودیم؟
اما کمکم همه چی کند میشد، تا جایی که ترازو دیگه تکون نمیخورد…
ما فکر میکردیم باید سختتر کار کنیم، رژیم رو شدیدتر کنیم، بیشتر ورزش کنیم…
اما نمیفهمیدیم که اون چیزی که واقعاً تغییر کرده، انتظار لاغر شدن ماست! 😓
چون ذهنمون باور داشت: «لاغر شدن آسون نیست، باید کلی زجر بکشی!»
و وقتی نمیتونستیم اون زجرا رو ادامه بدیم، ذهنمونم لجبازی میکرد و پیشرفتمون متوقف میشد 😣

🧠✨ لاغری با ذهن و نقش مهم انتظار لاغر شدن
یکی از بزرگترین موانعی که خیلی از دوستان تو مسیر لاغری با ذهن باهاش روبهرو میشن، اینه که با وجود تمرین و تکرار، انتظار لاغر شدن از این روش رو ندارن! 🤷♀️💭
یعنی چی؟
یعنی با عشق و اشتیاق فایلها رو گوش میدن، تمرینها رو مینویسن، توی مسیر ثابت قدم هستن…
اما تهِ ذهنشون هنوز یه صدای کوچولو هست که میگه:
- «آخه مگه میشه فقط با فکر کردن لاغر شد؟! 🤔»
- «من فقط وقتی رژیم گرفتم یه ذره وزن کم کردم…» 🥗🏃♀️
این صدا همون باوریه که سالها تو ذهنمون ذخیره شده:
“فقط با رژیم، دارو یا ورزش میتونی لاغر شی!” در حالی که واقعیت اینه که لاغری هم مثل چاقی، از ذهن شروع میشه! 🧠💡
ما چطور چاق شدیم؟ بدون هیچ رژیم یا برنامهای! فقط چون انتظار چاق شدن در ما شکل گرفته بود، کمکم ذهنمون اونو به واقعیت تبدیل کرد! ⚖️🍔
پس حالا هم میتونیم با ساختن باور جدید، با آموزش و تمرین، تو ذهنمون یه انتظار تازه بسازیم:
انتظار لاغر شدن! 🌱🌟
باور کن همونطور که بدون رژیم چاق شدیم، بدون رژیم هم میتونیم لاغر بشیم!
فقط کافیه ذره ذره، هر روز، ذهنمون رو با آگاهیهای درست تغذیه کنیم 💖📚 و با تکرار و استمرار، این بار نه بدنمون، بلکه ذهنمون رو متناسب کنیم ✨🧘♀️
اگه واقعاً منتظر لاغر شدن باشی، ذهنت برات معجزه میسازه! 🎁💪😊
💡 اگه میخوای این «انتظار لاغری» رو با یه برنامه کامل و تمرینهای عملی توی ذهنت بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ اینکه چرا این انتظار رو نداریم؛ در ادامه هم توی گام ۱۶ سراغ «قدرت ذهن یا قدرت فکر؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.25 از 138 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

گام ۱۵
انگار تازه دارم میفهمم که چرا سالها تلاشهام به جایی نرسید.چرا با اینکه هزار بار تصمیم گرفتم، دوباره برگشتم به همون نقطهی قبلی.چرا هر بار که چند کیلو کم میکردم، یه چیزی درونم نمیذاشت اون لاغری بمونه…حالا که دارم با ذهنم آشتی میکنم، دارم میبینم اصلِ ماجرا اصلاً در وزن نبود، در انتظارم از خودم بود.
من هیچوقت واقعاً از ته دل، از خودم انتظار لاغر شدن نداشتم.همیشه فکر میکردم «کاش لاغر بشم»، «ای کاش یه روز وزنم کم بشه»،اما ته دلم صدایی بود که میگفت: «نه، تو همیشه همینطوری میمونی. ژنتیکته. بدنت همینه. هر چی تلاش کنی آخرش دوباره چاق میشی.»و همون صدا، بیصدا، سالها واقعیت منو ساخته بود.
وقتی به گذشته فکر میکنم، میبینم ذهنم عادت کرده بود به چاق بودن.به اینکه لباسام اندازهم نباشن، به اینکه موقع عکس گرفتن زاویهمو پنهون کنم، به اینکه غذا خوردن همزمان هم عذاب وجدان باشه، هم پناهگاه.و عجیبه… چون من همهی این سالها از چاقی بیزار بودم، ولی انتظار چاق بودن رو در خودم زنده نگه داشته بودم.انگار ذهنم نمیتونست تصویر دیگهای از من بسازه.
الان که دارم لاغری ذهنی رو یاد میگیرم، میفهمم «انتظار» یعنی چی.انتظار یعنی همون چیزی که ناخودآگاه از خودت باور داری.یعنی اون احساسی که قبل از هر تصمیمی درونت جاریه.اگه ته دلم فکر کنم شکست میخورم، هر کاری هم بکنم، نتیجهش شکست میشه.اگه ته دلم باور داشته باشم لاغری برای من ممکن نیست، هر رژیمی هم بگیرم، ذهنم یه راه پیدا میکنه که منو برگردونه به نقطهی اول.
و من دقیقاً همین کار رو سالها با خودم کردم.هر بار یه رژیم جدید، یه برنامهی تازه، یه امید کوتاه…اما ذهنم هنوز در تصویر قدیمی خودش زندگی میکرد.همون ذهنی که از خودش انتظار شکست داشت.همون ذهنی که یاد گرفته بود از غذا آرامش بگیره، از چاقی هویت بسازه، از تلاش بترسه.
حالا دارم آرامآرام اون ذهن رو عوض میکنم.نه با فشار، نه با اجبار، فقط با تغییر انتظارم از خودم.باور دارم که بدنم میتونه تغییر کنه.که لاغری برای من ممکنه، چون از درون شروعش کردهام، نه از بشقاب.
گاهی هنوز هم اون صدای قدیمی میاد سراغم:«تو که همیشه ول میکنی… تو نمیتونی ادامه بدی… تو لایق بدن زیبا نیستی…»اما حالا فرق کردهام.بهش گوش نمیدم. فقط لبخند میزنم و میگم: «تو همون ذهن قدیمیای هستی که سالها ازت مراقبت کردم، اما دیگه وقتشه بری.»
من دارم از نو، تصویری از خودم میسازم.نه تصویری که در آینه میبینم، بلکه تصویری که در درونم احساس میکنم.بدنی سبک، هماهنگ، راحت…بدنی که عاشقشام، نه دشمنش.وقتی بهش فکر میکنم، حس میکنم نفسهام راحتتر میشن، شونههام بازتر، و لبخندم بیدلیلتر.
قبلتر، هر بار که تصمیم میگرفتم لاغر شم، ذهنم پر از «نباید» بود.نباید زیاد بخورم، نباید نون بخورم، نباید شیرینی بخورم، نباید بخوابم…اما الان یاد گرفتهام که فقط یه چیز لازمه:باید انتظار داشته باشم لاغر بشم.نه از سر آرزو، بلکه از سر ایمان.انتظاری آرام، عمیق، مطمئن… مثل انتظاری که زمین از بهار داره.
هر روز صبح وقتی بیدار میشم، با خودم تکرار میکنم:«من بدنم رو در مسیر لاغر شدن میبینم. من در حال سبک شدنم.»و عجیب اینجاست که همین جمله ساده، احساس متفاوتی در من میسازه.دیگه مثل قبل عجله ندارم.دیگه دنبال نتیجهی فوری نیستم.دارم از مسیر لذت میبرم.
وقتی چیزی میخورم، سعی میکنم ازش نترسم.به خودم یادآوری میکنم که لاغری من از ذهنم میاد، نه از حذف خوراکیها.و هر بار که ذهنم وسوسه میشه برگرده به الگوی قدیمی، بهش یادآوری میکنم که من دیگه اون آدم سابق نیستم.من از خودم انتظار لاغری دارم، و ذهنم باید با این انتظار هماهنگ بشه.
این روزها دارم متوجه میشم که «انتظار»، شبیه بذرِ پنهانیه که آرام در زمین ذهن کاشته میشه.اگر هر روز با عشق و باور آبیاریش کنی، یه روز میبینی ریشه دوانده و جوانه زده.دیگه لاغری، هدفی دور نیست، بخشی از وجودت میشه.اون وقت همهچیز به نرمی تغییر میکنه: انتخابهات، احساساتت، حتی نگاهت به خودت.
حالا دیگه به خودم قول دادهام:دیگه به چاقی فکر نمیکنم،به شکست فکر نمیکنم،به باید و نبایدها فکر نمیکنم.فقط به انتظارم از خودم فکر میکنم.انتظارِ دختری که در مسیرِ سبک شدن، در مسیرِ عشق به بدنش، قدم به قدم داره بیدار میشه.
گاهی به خودم میگم:«اگه زمین سالها بارون نگیره، باز هم از امید خالی نمیشه. چون انتظار بهار رو داره.»من هم مثل زمینم.حتی اگر هنوز وزنم تغییر نکرده، درونم در حال شکفتنه.چون انتظار جدیدی کاشتهام.انتظارِ لاغری، آرامش، و هماهنگی با خودم.
و حالا هر روز، یک نشانهی کوچک میبینم که ذهنم در حال تغییر است:گاهی غذایم کمتر میشود بدون تصمیم،گاهی میل به شیرینی از بین میرود بدون مقاومت،گاهی لباسم آزادتر میشود بیآنکه حساب کرده باشم.و در این لحظهها، میدانم که انتظاری که کاشتم، دارد جوانه میزند.
من دیگر نمیخواهم با بدنم بجنگم.نمیخواهم ثابت کنم که لاغر میشوم.فقط میخواهم با عشق، با ایمان، و با اعتماد به درونم زندگی کنم.بدنم خودش راهش را بلد است.فقط کافیست ذهنم را آزاد کنم تا او هم اجازهی رهایی پیدا کند.
الان لاغری برایم به معنی کم کردن وزن نیست،به معنی سبک شدن از بار ترسها، احساس گناهها، و قضاوتهاست.به معنی این است که در آینه با آرامش لبخند بزنم،و بگویم: «من همینم… در مسیر زیباتر شدن، در مسیر خودم.»
و شاید این همان چیزیست که نویسندهی آن درس میخواست بگوید:اگر از خودت انتظار لاغری داری، همین حالا شروع کن،نه با رژیم، نه با دویدن،بلکه با باور، با عشق، با اعتماد به صدای درونت.
من شروع کردهام.از همین لحظه، از همین احساس، از همین ایمانِ کوچک اما زنده.انتظارم را از خودم عوض کردهام.و مطمئنم جهان هم با من هماهنگ خواهد شد.
از وقتی انتظارم را از خودم عوض کردهام، چیزهای کوچکی در زندگیام تغییر کرده که شاید کسی متوجهشان نشود، اما من با تمام وجود حسشان میکنم.مثلاً صبحها، دیگر با حس گناه از خواب بیدار نمیشوم. قبلاً با اولین لحظهی هوشیاری، ذهنم سرزنش را شروع میکرد:«دیشب چرا زیاد خوردی؟ چرا هنوز وزنت همونه؟»ولی حالا صدایم درونم نرمتر شده. به خودم میگویم:«اشکالی نداره… داری یاد میگیری. امروز هم یه فرصت جدیده.»
دیگر در آینه دنبال نقص نمیگردم.میایستم، لباسم را مرتب میکنم، عمیق نفس میکشم و با لبخند میگویم:«من دارم تغییر میکنم. شاید هنوز کامل دیده نشه، اما درونم روشنتر شده.»این جمله ساده، برای من از هر رژیمی قویتره. چون ذهنم رو در مدار عشق نگه میداره، نه در مدار قضاوت.
گاهی به خاطراتم فکر میکنم؛ به تمام روزهایی که از خودم ناامید شدم، به تمام لحظههایی که جلوی آینه گریه کردم.اما حالا نگاه کردن به اون لحظهها دردناک نیست.میفهمم اون من ، با همهی چاقی و اشک و خستگیاش، داشت برای نجات خودش تلاش میکرد.اون نمیدونست چطور، ولی میخواست خودش رو از زنجیرها آزاد کنه.و حالا من، نتیجهی همون تلاشها هستم.همون زنی که روزی فقط آرزوی تغییر داشت، امروز خودش داره تغییر رو زندگی میکنه.
دیگه به لاغری بهعنوان «هدف» نگاه نمیکنم؛برای من شده «حالت وجودی».یه حس درونی از سبک شدن، از باز شدن، از زندهتر بودن.انگار وزنم فقط عدد نیست، بلکه نمادیه از سنگینی یا سبکیِ روح.
من دارم سنگینی روح و جان و ذهنمو کاهش می دم.هر بار که یه باور قدیمی رو رها میکنم، انگار چند گرم از روحم کم میشه.هر بار که خودم رو میبخشم، بدنم راحتتر میشه.
هر بار که احساس شکرگزاری میکنم، انگار سلولهام لبخند میزنن.
درونم کمکم داره یاد میگیره که لاغری، تنبیه نیست، جشنه.جشنی برای بازگشت به خودِ واقعیام، به همون منِ آزاد و بینگرانی که همیشه در عمق وجودم بوده.وقتی ذهنم از ترس خالی میشه، وقتی به بدنم اجازهی نفس کشیدن میدم،احساس میکنم دارم به اصلِ خودم برمیگردم.
این روزها بیشتر از همیشه با بدنم حرف میزنم.گاهی در سکوت، فقط دستم رو روی شکمم میذارم و میگم:«میدونم خستهای… میدونم سالها بارِ قضاوت رو کشیدی… اما الان دیگه وقت آرامشه. من با توام، نه علیه تو.»و انگار همین چند جمله، معجزه میکنه.بدنم به من جواب میده، نه با کلمه، بلکه با حسِ آرامی که درونم پخش میشه.
قبلاً با هر عدد ترازو، روحم بالا و پایین میرفت.حالا دیگه عددها منو نمیترسونن.چون فهمیدهام وزنم فقط بازتاب لحظهای از ذهنمه، نه هویت من.من اعداد نیستم. من فقط آگاهیام، نوری که پشت تمام این عددهاست.
هر روز یه قدم بیشتر به خودم نزدیک میشم.گاهی قدمم بزرگه، مثل روزی که ناگهان احساس سبکی و رهایی دارم،و گاهی خیلی کوچیکه، مثل لحظهای که فقط یاد میگیرم بهجای سرزنش، لبخند بزنم.ولی مهم اینه که میدونم در مسیرم.دیگه عجله ندارم. چون ایمان دارم زمان، خودش مراقبِ شکوفایی منه.
گاهی هم هنوز اشتباه میکنم.هنوز پیش میاد که بیشتر از نیازم بخورم، یا با افکار قدیمی درگیر بشم.اما حالا فرق کردهام.بهجای اینکه خودم رو سرزنش کنم، با مهربونی میگم:«خوبه، دیدی؟ هنوز یه بخش کوچیکی درونت به ترس چسبیده. حالا با عشق آزادش کن.»و وقتی با عشق آزادش میکنم، احساس میکنم یه سلول تازه در بدنم نفس میکشه.
آره… لاغری ذهنی برای من شده مسیر عشق.یه سفر آرام از ترس به اعتماد، از نفرت به پذیرش، از عجله به ایمان.دارم یاد میگیرم که هر چیزی که بهش ایمان داشته باشم، دیر یا زود در زندگیم ظاهر میشه.و من حالا به خودم ایمان دارم.به بدنم، به ذهنم، به مسیرم، به انتظاری که درونم کاشتم.
یه وقتهایی با خودم خلوت میکنم و تصویرم رو در آینده میبینم:منِ سبکتر، منِ آرامتر، با لباسی که همیشه آرزو داشتم بپوشم،اما نه برای جلب توجه، بلکه برای لذت بردن از خودم.منِ آیندهام رو حس میکنم که راحت راه میره، راحت نفس میکشه، راحت لبخند میزنه.و هر بار که اون تصویر رو میبینم، بدنم یه قدم به سمتش برمیداره.
جادوی واقعی برای من اینه کهوقتی از درونم یقین پیدا میکنم که «من در حال لاغر شدنم»،حتی قبل از اینکه در ظاهر چیزی تغییر کنه، حسِ سبکی رو تجربه میکنی.و همون حس، دروازهی واقعیت رو باز میکنه.لاغری اول در احساس اتفاق میافته، بعد در جسم.
دیگه دنبال انگیزههای بیرونی نیستم.دیگه نمیخوام کسی منو تأیید کنه یا بگه «لاغر شدی!»چون من درونم رو دیدم، و اون برایم کافیست.آرامشی که امروز دارم، از هیچ عددی روی ترازو باارزشتره.
من دارم آرامآرام به یاد میآورم که بدنم دوستم دارد.او هیچوقت علیه من نبود، فقط منتظر بود تا من صدایش را بشنوم.و حالا که گوش دادهام، انگار دوباره با هم یکی شدهایم.ذهنم هدایت میکند، بدنم پاسخ میدهد، و هر دو با عشق در یک مسیر حرکت میکنند:مسیرِ رهایی، مسیرِ بازگشت به منِ واقعی.
و شاید این زیباترین بخش داستان من باشد:دیگر دنبال «تمام کردن مسیر» نیستم.چون فهمیدهام لاغری، مقصد نیست؛خودِ مسیر، خودِ بودن در این آگاهی، زیباتر از هر عدد و اندام و هدفیست.
هر روز صبح که بیدار میشوم، فقط یک جمله در دلم تکرار میشود:«من در مسیرِ درستام. و بدنم، پاسخِ عشق من است.»
بنام پرودگار جهانیان 💗
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان ❤️🔥
خداوند در قرآن بارها قسم خورده ک خوشبخت کسی هست ک روی خودش کار میکنه 😍
یعنی برای رسیدن ب آرزوها و خوشبختی و سعادت باید روی خودمون کارکنیم و کم کم و آروم آروم با نتیجه مورد نظر میرسیم 😇
از قدیم گفتن عجله کارشیطونه
واقعا درسته من خودم نگاه میکنم هرکاری ک عجله کردم زدم خرابش کردم
مثلا برای غذا پختن ک عجله میکردم و تند تند درست میکردم و میخاستم چندتا کارو باهم انجام بدم همیشه نتیجه خراب میشد
من فکر میکنم ک بزرگترین ابزار شیطان همین ب عجله انداختن انسان هست
چون عجله تمرکز و دقت رو از بین میبره و یه میبینی همه چیز از دست رفت
صبر و شکیبایی همیشه نتیجه میده گر صبر کنی زغوره حلوا سازن
و در کنار صبر استمرار هم خیلی مهمه نباید نا امید شد
صبر و استمرار کلید اصلی موفقیت در هر کاری هست
و عجله و نا امیدی قطعا هیچ وقت هیچ کاری ب نتیجه نخواهد رسید
در ازدواج در رانندگی در خیاطی در آشپزی در هر کاری ک عجله باشه اون کار قطعا خراب میشه
طبق تجربه خودم
در گذشته و استفاده از روشهای قبلی بخاطر انجام رژیم ها و ورزشها و خوردن دارو ها و دمنوش های بد مزه انتظار لاغری از خودم داشتم و کمی هم نتیجه میداد اما چون با رنج زیادی همراه بود و بهم آسیب میزد رهاشدن میکردم و بعد از آزاد شدن خب دوباره انتظار چاقی داشتم چون افکارم ک عوض نشده بود و من همچنان در مسیر چاقی بودم
شنیدن و باورکردن اینکه کم تحرکی عذا خوردن ژنتیک و ازدواج باعث چاقی میشه انتظار چاقی در من شکل گرفت
من با از بین بردن دلایل چاقی و دیدن و توجه به دلایل لاغریم انتظار لاغری در من رشد میکنه
با هر بار شنیدن صدایی ک بهم میگه چاقی طبیعیه و من میتونم چاق بشم یا چاقی حقمه
اون صداهای رو با دلایل منطقی و روشن قانع میکنم و بهش میمیفهمونم ک اشتباه فکر میکردم و درست اینه ک من لاغر باشم طبیعیه ک من سالم و لاغر باشم خوشحال و خوشبخت و خوش شانس باشم
چون من متناسب آفریده شدم لاغری حق طبیعی منه
برای لاغر شدن و موندن نیاز ب رنج و تلاش فیزیکی نیست غذاها فقط برای تامین انرژی من هستن من یادگرفتم ک احساساتم رو بیان کنم و حلشون کنم و ب خدا پناه ببرم ن غذا
همینجا جا داره واقعا از زحمات استاد عزیز بخاطر بروز رسانی مطالب و فایلها تشکر کنم متن ها جذاب تر قشنگه و درک مطالبش آسونتر شده و برای من جدیده با اینکه سال گذشته استفاده کردم و این باعث شور و شوق بیشتر برای ادامه مسیر شده برام
یکی از دلایلی ک حضورم در سایت کمرنگ شد و نمیتونستم از اول شروع کنم همین بهانه بود ک فایلها برام تکراری هست و خسته کننده
اما بعد از شروع و دیدن بروز شدن سایت و مطالب و فایلها این بهانه هم ازم دورشد
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
در گذشته، هنگام استفاده از روشهای مختلف لاغری، چگونه انتظار لاغر شدن در شما شکل گرفته بود؟
انتظار لاغری به معنی درستش اصلا در من نبود چون پر بودم از باورهای اشتباه جمعی و فردی پر بودم از بهانه های منطقی و احساسی پر بودم از دوست نداشتن خودم پر بودم از حسرت حال بد ترس اجبار عدم لیاقت اصلا لاغری سهم و حق خودم نمیدونستم تا بتونم انتظارشو داشته باشم فقط انتظار هایی سطحی و مقطعی در من ایجاد میشد که اونم زورش اینقدر زیاد نبود که منو تو مسیر نگه داره.
بعد از اتمام یا رها کردن رژیم یا برنامه ورزشی، انتظار شما درباره لاغر شدن یا چاق شدن چگونه بود؟
اون انتظار سطحی و بی جونی م که درم شکل گرفته بود کامل از بین می رفت و باز به دلیل یک شکست دوباره وضع و انتظارم از چاق شدن بیشتر از قبل می شد دیگه هر بار بیشتر باور می کردم حق من چاقی و لاغر بشو نیستم و حس های بد در من نسبت به خودم بیشتر میشد و اینبار دیگه چاق شدن حق مسلم خودم میدونستم چون برنامه رو رها کرده بودم اصلا هر بار رژیم گرفتن و نتیجه نگرفتن باعث میشد هر درصد انتظار چاق شدن در من بالاتر بره.
آیا با روشهای قبلی واقعاً میتوانستید انتظار لاغر شدن داشته باشید؟
این سوال در دو سوال قبل جواب دادم.
شرح دهید که در گذشته چه عواملی باعث شکلگیری انتظار چاق شدن در شما شدند.
باورهایی که از بچگی به ما دادن، باورهایی که با هر بار شکست در خودمون ایجاد کردیم ، لایق ندوستن خودمون، حس بد داشتن نسبت به خودمون و زندگی مون، دوست نداشتن خودمون ، عادت های رفتاری اشتباه
چطور میتوانید در مسیر لاغری با ذهن، انتظار لاغر شدن را در خود ایجاد کنید؟
طی این یکسال که به طور مستمر در مسیر رشد حرکت کردم به این باور رسیدم تا انسان خودشو دوست نداشته باشه و خودش رو همون جوری که هست پذیرش نکنه نمی تونه هیچ تغییری در خودش ایجاد کنه و نمی تونه انتظار نه تنها لاغر شدن بلکه انتظار هیچ خوبی در زندگیش رو داشته باشه. چون وقتی ما خودمون دوست نداریم به خودمون احساس خوبی نداریم در ذهن ما مدام افکار بد و ترس و نگرانی بهوجود میاد و افکار بدم در ما انتظار شنیدن خبر بد و اتفاق بد شکل میدن و در نهایت به صورت نمود ظاهری و رفتاری در زندگی ما نمایان میشه.
بالا بردن آگاهی،در مسیر ماندن،تکرار و تمرین اینا و خیلی چیزای دیگه انتظار لاغری در ما شکل میده باید این راه و مسیر اینقدر تکرار کنیم که مثل نفس کشیدن بشه بخشی از زندگیمون اون موقع ست که ما یادش گرفتیم.
لیستی از کارهایی که باید هر روز انجام دهید تا انتظار لاغر شدن در شما قویتر شود بنویسید
عشق به خودم
پذیرش خودم
در مسیر موندن
در لحظه حال بودن
حس خوب داشتن
لذت رو در چیزهایی جز غذا پیدا کردن
تکرار و تمرین
صبر و حوصله
توجه به عملکردهام
جایگزین کردن باورهای صحیح با باورهای غلط
خدایا شکرت برای آگاهی❤️💜🩷
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست
به نام خدای پرمهرهمواره مهربان
۲ بعد از اتمام یا رها کردن رژیم یا برنامه ورزشی، انتظار شما درباره لاغر شدن یا چاق شدن چگونه بود؟باهرباررهاکردن انتظارچاقی داشتم تقصیری ام نداشتم مدام تواطرافیانم دیده بودم که به محض رهاکردن ۲برابرچاق میشن
آیا با روشهای قبلی واقعاً میتوانستید انتظار لاغر شدن داشته باشید؟
نه .چون خودمم میدونستم ازاین خبرانیست یابایددائم درحال ورزش باشی یارژیم وانتظارلاغری بیجاست
شرح دهید که در گذشته چه عواملی باعث شکلگیری انتظار چاق شدن در شما شدند.
دردوران کودکی همیشه خوش هیکل بودم حتی وقتی ازدواج کردم مدام همه بهم میگفتن خیلی خوش هیکلی
امایه چیزی توذهن من بودکه بااولین زایمان مثل مامانم چاق میشم وهمینم شد
یکی دیگه اینکه باهربارورزش اگررهاکنی چاق میشی
اگه رژیم بگیری ورهاکن چاق میشی
چطور میتوانید در مسیر لاغری با ذهن، انتظار لاغر شدن را در خود ایجاد کنید؟
من یکباراین راهورفتم دوباره هم میرم. من بااستمرارداشتن درتمرینات ونوشتن وخوندن دیدگاههای دوستان عزیزم دراین سایت میتونم انتظارلاغری رودرذهنم ایجادکنم
لیستی از کارهایی که باید هر روز انجام دهید تا انتظار لاغر شدن در شما قویتر شود بنویسید
حتما روزی یه فایل گوش بدم
دیدگاه بنویسم
دیدگاه بخونم
درباره لاغری صحیت کنم
خودم رولاغرببینم
به نام خداوند بخشنده و مهربان سلام به استاد عزیز و دوستان هم مسیرمخداروشکر میکنم که به این سایت هدایت شدم که خیلی چیزها رو در ذهن و زندگی من عوض کرد این یکی از شکرگزاری های هر روز منه .قانون میگه در زندگی انتظار هرچیزی رو داشته باشی برات اتفاق می افتد یعنی اگه انتظار اتفاقات مثبت داشته اتفاق مثبت برات رخ میده و اگه انتظار اتفاقات منفی داشته باشی اتفاق برات رخ خواهد داد این قانون بی چون چرا در زندگی همه اجرا میشه مثال های زیادی در این مورد دارم مثلا برای چاق شدن از هیچ رژیم و دارویی استفاده نکردم و هرچه میخوردم از خودم انتظار چاق تر شدن داشتم و به عبارتی با ترس غذا میخوردم مثلا میگفتم شیرینی یا غذا های چرب وزنم رو بالا میبره این یعنی چون انتظار چاق شدن از این جور موادغذایی داشتم باعث چاقی من می شدند اما الان انتظاراتم رو نسبت به خودم و ذهنم و مواد غذایی تغییر بدم باید جای چاقی را با لاغری عوض کنم با فایل گوش دادن با نوشتن با تمرین مداوم کردن با تجسم کردن با صحبت مثبت داشتن با کنترل ذهن کردن و…به گفته استاد یادگیری واقعی لاغری با ذهن از طریق دیدن و شنیدن و انجام تمرین ها شکل می گیرد و بهترین راه برای ساختن انتظار لاغر شدن دقت در گوش دادن و مشاهده کردن محتوای آموزشی و انجام مدام تمرین هاست. که باید برای اجرا این امر کلید مداومت بیشتری داشته باشم
_پاسخ به سوالات مطرح شده:۱. در گذشته هنگام استفاده از روش های مختلف لاغری چگونه انتظار لاغر شدن در من شکل می گرفت اما از طریق رژیم های سخت و طاقت فرسا ورزشهای سنگین که فشار زیادی به جسم و روحم وارد میکرد همچنین احساس بد و منفی نسبت به غذاهای رژیمی۲. بعد از رها کردن رژیم ها انتظار من چاقی بود چون همیشه بعد از رها کردن رژیم برگشت به وزن قبل و حتی بیشتر رو تجربه می کردم۳. خیر چون در ذهنم غذاهای چرب و شیرینجات و… همراه با چاقی بودند و لاغری همراه غذاهای بی مزه مخصوصا حرفهای اطرافیان که می گفتند تو لاغر نمیشی الکی خودت رو خسته میکنی و…۴. من در خانواده به دنیا آمدم که بیشتر آنها چاق هستند وقتی دور هم جمع می شدیم یکی می گفت که من دارم رژیم میگیرم یکی میگفت من با فلان رژیم جدید آشنا شدم یا یکی دیگه می گفت که خودم غذام را کم کردم و رعایت میکنم و یا به بهم دیگه گیر میدادن و برچسب میزدن و… در کل مغز و ذهن من پر شده از چاقی ۵. با تغییر نگرشم از چاقی به لاغری از راه و روش درست و اصولی مثل فایل گوشی کردن، تمرین کردن ، نوشتن، تفکر کردن ، کنترل ذهن و عمل به صبحت های استاد و…۶. لیستی از کارهای که باید هر روز انجام بدم مثل در جمعی که درباره ی چاقی و لاغری ، خوردن و نخوردن، و انواع رژیم ها و… شرکت نکنم و نظر ندم همچنین کار کردن روی ذهن و تغییر نگرش در ابعاد مختلف مثل بر چسب زدن روی مواد غذایی که چاق کننده هست یا نیست و…با تشکر از استاد عزیز و دوستان هم مسیرم که وقت گذاشتند و کامنت منو خوندن.
نشان های دریافت شده
سلام وقتی ماباسایت اشناشدیم اولش هیچ اطلاعاتی نداشتیم وتاسال ها ماباذهن چاق زندگی کرده بودیم همش رژیم وورزش وتا سالها این روندادامه داشت روزبه روز ضربه میزدبه جسم ما وفکرمیکردیم بهترین روش روداریم اجرامیکنیم درصورتی اصلا اشتباه بوده چون ما فقط روجسم کارمیکردیم وذهن ناخوداگاه ما اصلا نمیتونست رژیم روبپذیره وماخیلی زودرژیم رورها میکردیم یانگاه میکردیم فلانی چه روشی استفاده کرده میپرسیدیم واجرامیکردیم اونم رها میکردیم ما طبق گفته ها درفایل ها یادگرفتیم برالاغری باید روافکاروباورکاربشه روذهن ناخوداگاه کاربشه اون همسوبشه بااین روش ودرجانزنه ومارو به اون تصویری که درذهن داریم برسونه اموزش ها خیلی تاثیر داره دیدگاه روتغییرمیده حل تمرین باعث میشه من ازمعزم کاربکشم مثال بزنم واجراکنم انچه که استاددرفایل بما یادمیدن مثال یادگیری ماطبق مثال که استاددرباره موبایل گفتن ماهم اول اطلاعاتی نداشتیم ولی بااموزش هابمروریادگرفتیم ذهن رومثل صفحه موبایل باهاش کارکنیم بیشترتوفضا باشیم خیلی کمک میکنه تالاغری روبیشتریادبگیریم نجواهاروبااموزش ها خاموش کنیم یامثال خیاطی وقتی نگاه به دست خیاط میکنیم متوجه میشیم چیکارمیکنه وچجوری الگو میکشه روپارچه میندازه وبرش میزنه درموردلاغری ماهراطلاعاتی بدیم اونم طبق اون بماخروجی میده ماهمیشه ترس ازخوردن وچاق شدن تومغزذخیره کرده بودیم ولی الان داریم اطلاعات لاعری ذخیرمیکنیم نباید عجله کنیم چون ما یک روزیکماه چاق نشدیم بااموزش ها فوری چربی ها اب بشه زمان میبره وهی بایدپیگیر شد چشم از اندام برداریم نه درموردچاقی حرفی زده بشه نه فکرکرد فقط به اموزش هافکرکنیم حس وحال خوب درماایجادمیشه خیلی نگرش ها عوض میشه
بنام خدا
ای که مراخوانده ای راه رانشانم بده سلام استاد ودوستان هم مسیرم
گام 15انتظار لاغرشدن داشته باشید
درگذشته که از روشهاب مختلف برای لاغرشدن استفاده کرده اید به چه صورت انتظارلاغرشدن درشما ایجاد شده است. انتظار لاغرشدن باکن خوردن وبعضی از غذاها را نخوردن وتنقلات را حذف میکردم وباید ورزشهای سخت وپیاده روی انجام میدادم تا انتظار لاغری به وجود بیاد
بعداز اتمام یارها کردن برنامه رژیمی یاورزشی انتظارشما درباره لاغرشدن یاچاق شدن به چه صورت بوده است. بعداز تماسدن ررنامه رژیمی دبگه ورزش هم نمیمردم وهمش باخودم تکرار میکردم که مت که رژیم وورزش ندارم بازهم چاق میشم واز خودم انتظار چاقی دلشتم وهمین جور هم میشد بعداز مدتی چاق میشدم
ابا انتظارلاغرشدن یاچاق شدن باانجامرپشهای قبلی امکانپذیر است؟ ددرروشهای قبلی من به جای انتظار لاغرشدن از خودم انتظار چاقی داشتم ومیکفتم اگررژیم را قطع منم یا ورزش نکنم دوباره جاق میشم
درباره طریقهای که درگذشته اانتظارچاق شدن درشما ایجادشده است شرح دهید. من از کودمی چاق بودم وهمش از اطرافیانم شنیده بودم چاقی ارثی هست چاقی از کم تحریکی هست چاقی از غذاهای چرب هست استخوان بندی من درشت هست وغیره ومن قبلا از طریق رژیمهای مختلف وورزش کردن ودمنوشهای مختلف استفاده کردم وخودم را لاغرکردم وخیلی سختی کشیدم ورزش وپیاده رپی هم داشتم درست موفق میشدم ولاغرهم میشدم ولی ازاطرافیانم همشون میگفتن که بایدهمیشه ورزش ورژبم داشته باشی اگه رژیم نباشی وزنت دوباره برمیگرده وچاق میشی وحودم هم این باور را داشتم که بعداز رها کردن باز دوباره چاق میشم وانتظار چاقی داشتم
درباره اینکه چگونه بایدانتظارلاغرشدن درخودتان ایجادکنید شرح دهید. من دراین راه استمرار وتکرارباید داشته باشم وبه ابن راه ایمان بیاورم وباور کنم این تنها راه درستی هست که میتوانم لاغربشم ولاغربمونم ونگرش رادرست کنم وفرمولهای چاقی راپیداکنم که باعث چاقی من شده اند مثل ارثی بودن وکم تحریکی ووترس از غذاها اینها راباید از ریشه قطع کنم تا متناسب بشم ولاغری من تا ابد باشه
لیستی از مورادی که به نظرتان باید هرروزانجام دهید تا انتظارلاغرشذن درنسیرلاغری با ذهن ایجاد شود رابنویسبد. هرروز باید اموزشهای استفاده کنم هر روز یه فایل را چندبار گوش کنم وهرروز یه گام بردارم وهرروزنوشته های استاد ودوستان رابخوانم وخودم هم تمرین ها را انجام بدم تا باورم دراین راه قوی بشه وباور کنم من من میتوانم دراین راه تناسب اندام برسم وبرای همیشه متناسب باشم وانتظارم را از جاقی به انتظار لاغری تبدیل کنم لاغرشدن اسانترین کار دنیا هست متناسب شدن اسانترین کار دنیا هست ممنون ایتاد از اگاهی های نابتون
خداجونم ممنونم که مرا به این بهشت زیبا هدایت کردی خدایاشکرت خدایا سپاسگزارم
یاعلی
نشان های دریافت شده
من از این فایل و امروز فهمیدم که منشا انتظار لاغری باور ها و نگرش های ما هست و این باور ها طبق دیده ها شنیده ها و تجربیات قبلی ما شکل گرفتن ما یه سری اطلاعات داریم یه سری چیزا میدونیم و این دانسته های ما سوای این که غلط باشن یا درست یه سری انتظارات رو بوجود میارن و ناخود اگاه با توجه به باور ها و نگرش ما شخصیت ما انتخاب های ما رو شکل میده و این انتخاب ها هستن که سرنوشت ما رو میسازن…. ححالا کسی که این باور هاشو میشناسه و نقد می کنه و کم کم تغییرشون میده میتونه تقدیرش رو عوض کنه….برای همین باور های ما اینقدر مهم هستن چون اونا زندگی و تقدیر ما رو رقم میزنند… باور چاقی انتظار چاقی رو بوجود میاره و فرد درگیر محدودیت های چاقی میشه حالا عوض کردن این انتظار فعلا برای ما فقط گوش دادن به فایل ها هست که به ما دلایل زیادی برای لاغر شدن میدن همونطور که طی سالها چاق بودن دلایل زیادی برای چاقی جمع کردیم الان با گذشت زمان و هر روز یک آجر به قصر لاغری اضافه میکنیم تا این قصر رو با شکوه و خفن ارام و اهسته بسازیم…. تتنها راهش همینه…..
نقد کردن باور هامون یعنی این که من بدونم افراد زیادی در جهان هستی زندگی می کنند که ازدواج میکنند به بلوغ می رسند زایمان میکنند و غذا میخورن اما لاغرند…. ییعنی من بدانم که افراد متناسب برای متناسب بودن نیازی به ورزش و رژیم ندارن پس من نیازی نیست ورزش کنم رژیم بگیرم غذا نخورم سیب زمینی و برنج و شیرینی و کیک خامه ای نخورم چون افرادی در جهان هستن که تمام این کارا رو میکنند اما لاغرند یعنی من اینها رو بدونم…..
و یک چیز دیگری که برام جالب بود واقعا از هیچ فردی نباید انتظار داشت کت روش لاغری ذهنی رو بیاد تایید کنه کل جهلن یه چیز میگن حالا ما چند نفر جمع شدیم و می گیم اینطور نیست اونا غلط فکر میکنند مسلما افراد دیگه مقاومت میکنند و باور نمیکنند پس نه انتظار تایید از دکتر نه از خانواده نه از رسانه و نه از هیچ کس نداشته باشیم و فقط خودم هستم این مسیولیتش به عهده ی من هست که باور کنم و لاغر بشم یا باور نکنم و توی همون جایی که هستم بمونم انتخابش دست منه و دلیل هم کلی فرد با کلی تجربه ی خفن هست که افراد لاغر کردن… دلیلش خودم هستم که یکبار نتیجه گرفتم چند کیلویی کم کردم اما ادامه ندادم….
امروز من برای افطار خونه ی مادرم بودم و بسیار هم عالی بود غذا خوردم و خود به خود با اینکه یه کم از حجم معده ام خالی بود و حس گرسنگی هنوز بود دست کشیدم از غذا انگار ذهنم دستور داد کافیه دیگه و من دیگه یک لقمه هم تمایل نداشتم بخورم…
انگار از گرسنگی وحشت گذشته رو ندارم
ارام تر میخورم اون ولع گذشته را ندارم
و این ها خودش باعث میشه لاغر تر بشم این کاملا طبیعی هست…
من نمودار چاق و لاغر شدن هامو طی تعداد تلاش هام کشیدم یک نمودار رو به پیشرفت بود در هر تلاش من، چند کیلو به وزنم اضافه تر شده بود فک کنین سرعت و مقدار لاغری بیشتر و بیشتر شده بود…
با تشکر از استاد عزیز برای فایل امروز مثل همیشه عالی
نشان های دریافت شده
در گذشته که از روش های مختلف برای لاغر شدن استفاده کرده اید به چه صورت انتظار لاغر شدن در شما ایجاد شده است
خب درشروع کار باشوق انتظار لاغری هم داشتیم اما به مرور واقعا نمیدانم چرا هم انتظار کاهش می یافت هم ذوق وشوق
.بعد از اتمام یا رها کردن برنامه رژیمی یا برنامه ورزشی انتظار شما درباره لاغر شدن یا چاق شدن به چه صورت بوده است
بلافاصله انتظارچاقی جایگزین انتظار لاغری میشد واین انتظار چاقی سریع بواقعیت تبدیل میشد چون بسیار قوی بود
.آیا انتظار لاغر شدن یا چاق شدن با انجام روش های قبلی امکانپذیر است؟
اگرهم امکانپذیرباشدکه خیلی بعیداست باتحمل سختی وزجرو احساس بد میباشد وبهرحال تاابدنمیشود بامحدودیت زندگی کرد وبمحض خارج شدن ازروش ها ترس برگشتن بشرایط قبلی و انتظار چاقتر شدن ایجادمیشود
درباره طریق هایی که در گذشته انتظار چاق شدن در شما ایجاد شده است شرح دهید.درباره اینکه چگونه باید انتظار لاغر شدن در خودتان ایجاد کنید شرح دهید
خب باور ژنتیک بودن چاقی وچاقی پس ازازدواج ویادگیریه پرخورهای بیخودومداوم درمن انتظارچاقی وسپس چاقی راایجادکرد
حالا آموخته ام که باتغییرباورها وفرمولهای ذهنی بخودبقبولانم که من هم مانند انسانهای بیشمارمتناسب وشگفتی سازان دوره خودمان متناسب خواهم شدومتناسب خواهم ماند
.لیستی از مواردی که به نظرتان باید هر روز انجام دهید تا انتظار لاغر شدن در مسیر لاغری با ذهن در شما ایجاد شود را بنویسید
۱.گوش دادن چندباره فایلهای تناسب
۲.نت برداری از همان فایل
۳ خواندن متن نوشتاری مرتبط باهمان فایل
۴.نوشتن دیدگاه درسایت
۵.خواندن دیدگاه دوستان
۶.انجام دادن وعملی کردن تمرینات فایل
۷.بودن درحال وهوای سایت وگروه دورهمی
.۸..پیوسته انتظار لاغری داشته باشیم بااحساس خوب وافکار امیدوارانه بقول استاداین چاقی هیچی نیست خودش باروبندیل شو جمع میکنه ومحو میشه ومیره به دنبال کارش شک نکنید