0

به اصل زندگی توجه کنیم

اندازه متن

 نوشته faridehhasani5455 در بخش دیدگاه این قسمت

متاسفانه ذهنی در ما وجود داره که فقط روی منفی ها برنامه ریزی شده و حال مارو در اوج خوشحالی ،موفقیت،احساس خوب ،با گفتن یه جمله یا با یاداوری یه خاطره ناراحت کننده ،خراب کنه ،و شاید ساعت ها ،روزها مارو در احساس بد وغم نگه داره

یجورایی ما معتاد ترشح مواد شیمیایی در بدنمون هستیم که از طریق امواج مغزی بتای بالا در ما تولید میشه

این مواد شیمیایی اول در بدن حیوانات برای جنگ و مقابله با دیگر حیوانات برنامه ریزی و گذاشته شد و هم برای انسان ها که مجبور به شکار و دفاع از خودشون بودن تعبیه شد

زمانیکه ما برای دفاع از خودمون میریم تو حالت دفاعی، اون مواد شیمیایی تولید میشن، بدن به حالت بتای بالا میره و آماده فرار یا دفاع میشه

اگر زیاد استرس واضطراب داشته باشیم بدن از اون جنس مواد زیاد تولید میکنه و یجورایی معتاد به اون میشه،دیگه زمان هایی هم که عصبانی نیست و بدن نیاز به موادش داره ،بساط استرسو فراهم میکنه و به تکرار، اون مواد شیمیایی در بدن تولید میشه

(منبع :کتاب شکستن عادت های کهنه از دکتر جودیسپانزا)

اونوقت میبینیم که مدام در حالت اضطراب واسترس دائمی هستیم و متوجه نیستیم که خودمون باعثش هستیم و این چرخه ادامه داره

برای آگاه بودن از سیستم ذهنی ،باید هر لحظه هوشیارانه مراقب افکار و احساسات و گفتگو های درونی مون باشیم، ببینیم داره چی نشخوار میکنه

زمانیکه احساسمون بد میشه از خودمون بپرسیم ،کی داره الان تو ذهن من با من حرف میزنه؟

آیا این حرف ها به نفع منه؟

و اگر به نفع من نیست اجازه تکرار به اونو ندیم وبجاش فکرهای جدید جایگزین کنیم

مرتب آگاه باشیم، بیدار باشیم چونکه اگر نا آگاه باشیم ذهن سریع ما رو وارد پیش نویسمون میکنه و اونجا فقط نجواهای منفی وجود داره که مارو گمراه و ناامید میکنه

قبلا افراد لاغرو میدیدم با حسرت بهشون نگاه میکردم ،خودمو کم میدیدم،احساس بد داشتم که چرا من این مدلی آفریده شدم

از خودم بیشتر بدم میومد

با شروع دوره حرف های جدیدی شنیدم، متفاوت فکر میکردم، متغییر رفتار میکردم، عادت هام تغییر کرد، باورهای مخربم شکسته شد، دنیای چاقی واسم کمرنگ و کمرنگتر شد، دیگه بحث های رژیم، لاغر شدن های متنوع، ورزش های سنگین، ترس ها، استرس ها واسم رنگ باختن

من یه شخصیت محکم و لایق و ارزشمندی شدم که متناسب بودنو حق الهی خودم میدونستم و میدونم

از درون تغییر کردم و بعد از ۲ماه و نیم جسمم از ذهن جدیدم اطاعت کرد، بدنم‌ شروع به ریزش سایز کرد، هیجان زده بودم، تمام‌ این بدن جدیدمو خودم داشتم خلق می کردم، ، ، الان فرمانروا منم

اوایل دوره با گوش دادن به فایلها و انجام تمرینات، اون ظرف بزرگ و کهنه و قدیمی چاقیم آرام آرام‌ تمیز و خالی شد و بعد بذر تناسب کاشته شد

آرام آرام جوانه ها زده شدن

من شاهد ساختن خود جدیدم بودم، به قدرت ذهن و روح و جسمم مطمئن تر شدم

۷ماهه دارم جوانه هامو مراقبت میکنم، دوستشون دارم، بهشون اعتماد دارم، آزادشون گذاشتم و اونا دارن کار خودشونو قشنگ و زیبا انجام میدن

منم حمایتشون میکنم، با انجام تمرینات، با مشارکت در سایت، با گوش دادن به دوره، با بودن در مسیر، با توجه بر لاغری، با مراقبت از کانال گوش و چشمم، با نپذیرفتن حرف دیگران، با نقض باورهای قبلیم

برای داشتن نتایج متفاوت باید راه متفاوتی رو رفت و گرنه رفتن به راه قبلی فقط نتایج قبلیو در پی داره

من یک هنرجوی لاغری ، قدرتمند، شجاع و با پشتکار هستم

من یک شگفتی ساز هستم که ۷ماه پیش انتخاب کردم جور دیگری تفکر کنم

من انتخاب کردم کادوی تولدم خرید تمام دوره های این سایت باشه و خوشحالم از انتخابم🙂

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.55 from 11 votes

https://tanasobefekri.net/?p=22283
برچسب ها:
11 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      1402/11/10 16:56
      مدت عضویت: 529 روز
      امتیاز کاربر: 14590 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد عزیز

      من هم با شما موافقم و بنظرم ادم باید در زندگی اول به اصل (یعنی زنده بودن ) با احساس خوب توجه کنه تا بتونیم از جزیات هم لذت ببریم.

      خود من یک زمانی از این اگاهی هنوز بهرمند نشده بودم و همیشه در جزیات زندگیم احساس بدی داشتم و میگفتم چرا را با این همه که من از خدا میخوام ولی به خواستم نمیرسم ؟

      و از اصل زندگیم فراموش کرده بودم یعنی زنده بودنم رو نمیدیدم و همیشه در احساس بدی درباره ی خودم بودم .با خودم در جنگ بودم و خودم رو دوست نداشتم همیشه برای این موضوع از دیگران توقع داشتم و در اشتباه افکاری نادرست داشتم .

      در اون زمان خیلی دلم میخواست که یک انسان واقعا شاد باشم که در هر شرایطی مینوته خودش رو دوست داشته باشه و در ارامش و احساس خوبی یاشه.

      خب برای تغییر خودم بارها تصمیم به تغییر گرفته بودم اما جذب هیچ  کدوم از اونا نشده بودم و خیلی کتاب ها حتی خونده بودم مثل کتاب نسخه بهتر خودت باش ولی منو به خودش جذب نمی کرد.

      انگار دلم سمت کار نمیرفت و دوست داشتم همونطری زندگی رو بگذرونم اما از ته دلم صدا میزدم کمک …..

      تا یروز با اراده ی خدا و هدایت و نشون دادن راه درست توسط عمه ی خوبو مهربونم من یا این سایت خوب اشنا شدم و منو یه خودش جذی کرد و در دلم نشست و از گوش دادن و انجام تمرینات فایل ها به مدت یک سال استفاده کردم و خیلی راضی بودم و هستم

      الان دیگه خودم رو دوست دارم و از اصل زندگیم لذت میبرم من احساس واقعی و شادی دارم و دوست دارم که هنوزم در سایت باشم و با حس خوب ادامه یدم.

      من یاد گرفتم از خودم و از قدرت ذهنم در جهت تغییرم استقاده کنم و موفق شدم و الان از اصل زندگیم راضی و خوشحالم.

      پس باز هم با احساس خوی و رضایت از اصل زندگیم میخوام که لذت ببرم و در سپاسگذاری یاشم با خودم در صلح و در ارامش باشم و خودم رو دوست داشته باشم و باز هم امروز سعی کنم یهترین خودم باشم .

      بانشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/06/27 14:27
      مدت عضویت: 529 روز
      امتیاز کاربر: 14590 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز ،

      من هم امروز از این که زنده هستم و حالم خوبه و در این دنیا وجود دارم احساس خوبی دارم و سپاسگزارم برای این که یک روز دیگم فرصت زند گی کردن رو با احساس خوب دارم،

      امروزم رو من با این فکر شروع کردم که چرا هنوزم که وقتی انسان به اون چه میخواد میرسه اما باز هم نگاهش به داشته ها و مقایسه ی خودش با زندگی دیگران با خودشه ،

      مثلا ما مدت ها خواسته ی اینو داشتیم که مبل های دلخواهمون رو بخیرم و برای این که دوست داشتیم وقتی مهمون داریم راحت تر باشیم و همه بتونن با حس خوب روی مبل بشینن ،

      ما بعد مدت ها که مبل خریدیم خیلی در اون لحظه احساس میکردم وای چقدر خونه شلوغ شده چقدر زیاده این مبلا کجا میخوایم بچینیم ،

      اما بعد از یک هفته برامون عالی شد و کم کم جای خودشونو گرفتن دکور خونه هر روز زیبا تر شد و با فکر کردن به یک چیدمان نهایی خیلی زیبا رسیدیم ،

      من اینو حس کردم دیروز که هنوزم احساس خوبی به مبلامون دارم الان که یک چیدمان خوب داره و قشنگتر دیده میشه من حس میکنم وای چقدر خونمون بزرگ تر شده و احساسم خوبه به این که مبل های خوبی داریم ،

      اما خوب ایا این اصل زندگیه؟

      از نظر من که نیست چون من اگر زنده نباشم از داشتن مبل هم لذتی نمیرم ، پس مهم ترین چیز برای لذت بردن از زندگی توجه اصل زندگیه یعمی احساس خوب ما راحتی ما زنده بودن ما و هر روز فرصت دوباره داشتن برای زندگی  جدیدی رو شروع کردن ،

      درسته که همه روز ها ماه ها سال ها تکرار میشن و سیستم جهان بر این تکرار شدن ساخته شده ولی من در باره ی بلارفتن احساس دوست دارم هر روز بهتراز دیروزم بشم و حسم بهتر بشه ،

      برای همین با دیدن نعمت های هرروزم با توجه به طعم‌های خوب که دارم هر روز با سپاس گذاری بیشتری از داشته هام لذت میبرم و اصل وجود خودم رو دلیل این لذت بردن میدونم و من میخوام که امروز هم بهترین خودم باشم ،

      باتشکرازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/04/01 14:05
      مدت عضویت: 529 روز
      امتیاز کاربر: 14590 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 248 کلمه

      باسلام خدمت شما 

      امروز هم یک فرصت دیگه برای زنده بودن و زندگی کردن به من داده شده و میخواهم از امروزم به نفع خودم احساس خوب را جذب کنم و داشته باشم ، من مدت هاست با حس خوبی توی این دوره ها شرکت میکنم و حس خوبی در این مسیر دارم اما گاهی افکار شیطانی به سراغمون میاد ما نباید به این افکار توجه کنیم با فکر کردن به چیز های  خوبی که دوست داریم داشته باشیم هدف هامون و خواسته هامون میتونه از اون حس منفی بکشمون بیرون و نباید در احساس بد باقی بمانی  ،،

      مهمترین چیزی که باعث حال و احساس خوب در انسان می شود این است که واقعاً راضی و سپاسگزار از داشته های خودت و نعمت های زندگی خودت باشی زمانی که با احساس خوب در زندگی به داشته های خودت فکر کنی نیم های خوب بیشتری هم جذب خواهی کرد و این سیستم جهان هستی است که به هرچی توجه کنی همون را جذب میکند پس پاشو گذاری داشته هامون میتونیم احساس خوب رو در خودمون بیشتر کنیم و همیشه نعمت ها و خواسته های بیشتری به دست بیاریم،

       من هم امروز حس مثبت خوبی در شروع روز خودم داشتم و دارم و احساس خوبی نسبت به امروز دارم  و برای این ارامش درونی و این درک و آگاهی ذهنی خودم از تو خدای مهربانم سپاسگزار هستم که دستم را رها نمیکنی و تنهایم نمیگذاری و من به تو ایمان دارم و توکل کرده ام که تو بهترین بهترین‌هایی ، خدایا سپاسگزارم،

      باتشکرازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ebikzbhmb@gmail.com
      1400/11/19 09:06
      مدت عضویت: 797 روز
      امتیاز کاربر: 16175 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 26 کلمه

      سلام بسیار آموزنده و زیبا و دل نشین . اسناد بسیار ممنونم . خدای بزرگ و مهربان ممنونم از این گاهی و هدایت به این مسیر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/01/19 23:26
      مدت عضویت: 1632 روز
      امتیاز کاربر: 27351 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,459 کلمه

      بعضی روزها یه ماجراهایی در زندگی ما به وجود میاد که ما رو از اصل  زندگی کردن دور میکنه و دیگه ماتوجه ای به اصل زندگی کردن نمیکنیم .و روزی که از این دنیا میریم و اصل  زندگی کردن  رو از ما میگیرن تمام اون چیزها که اصل  زندگی رو از ما گرفته بودن ارزششون  رو از دست میدن پس خوبه حواسمون باشه و ببینم وقتمون و احساسمون رو صرف چی میکنیم صرف اصل زندگی میکنیم یا حاشیه ها ؟(ما باید  هر روز صبح  که چشم باز میکنیم  و خودمون رو زنده میبینیم خوشخال و راضی باشیم و بدونیم که این یه فرصت دیگه هست که خدا به ما داده تا زندگی رو تجربه کنیم و اگر امروز از زندگی  لدت نبریم و حالمون خوب نباشه هیچ فرقی با مرده ها نداریم  و  حتما اسیر نحواهای شیطان شدیم که حالمون خوب نیست چون کار شیطان همین هست اما ما باید اگاه باشیم و اجازه ندیم ذهنمون هر حرف و هر فکری رو نشخوار نکنه و حالمون رو بد نکنه دقیقا این حال بد عین ناسپاسی هست چون انسان زنده کلی میتونه بابت این اصل سپاسگزار باشه با حال خوب و لدت بردن همینکه حالش بد هست یعنی توجه اش رو از اصل برداشته و به دنبال حاشیه ها رفته و به هر چیز توجه کنی از همون جنس افکار  و اتفاقها وارد زندگی تو میشه و تو حالت بدتر میشه و این چرخه ادامه داره )   این فرصتها از دست میره و قابل تمدید نیست و یه روزی میرسه که اصل رو از ما میگیرن و ما میمونیم با  کوله باری از حرفهای بی ارزش مثلا چرا ماشینم و یا خونم و یا همسرم اینطور هست ؟چرا ؟چرا ؟و همین افکار نمیزاشتن از چیزی که داریم لذت ببریم .(ما باید به داشتها توجه کنیم و این خودش عین سپاسگزاری هست  و اما شیطان دقیقا ما رو منحرف میکنه به سمت نداشته ها و فرکانس ما رو پایین میاره و ما رو از خدا دور میکنه و حالمون بد میشه و از نعمتهای  خدا دورتر میشیم و زمانی این قصیه رو میفهمیم که از این دنیا بریم  تازه متوجه میشیم چقدر  به اصل بی توجهی کردیم چقدر ناشکری کردیم چقدر در  زمان آینده و یا گذشته زندگی کردیم چقدر استرس و نگرانی و عصبانیت و چقدر تهمت و کینه و نفرت داشتیم و همه ی اینها باعث پر شدن ذهن ما از ناخالصی بودن و مدار رو پایین تر بردن  جایی که در اون امکانات و نعمتهای کمتری وجود دارهو ما زندگی بی کیفت تری رو  تجربه کردیم  )   اگر الان بخوام به راحتی میتونم  از  تمام این نعمتها که الان دارم لذت ببرم اما افکار منفی نمیزاره هر چقدر ما پیشرفت مالی و روابط و معنویت داشته باشیم اما اون زودتر از ما پیشرفت میکنه  و ما رو به راحتی گمراه میکنه .این شیطان یا منفی باف همیشه منتظر هست حال ما رو بد کنه ما الان در شرایطی هستیم که چند سال پیش رویامون  این  بوده اما حالمون خوب نشده چون منفی باف نزاشته ما لدت ببریم.(من هر وقت حالم خوب نبود کافیه درست چشم هامو باز کنم و تمام نعمتهایی رو که دارم دقیق ببینم و از ته دلم خوشحال و سپاسگزار باشم مثل نعمت خونه و یا ماشین و همسر عالی و یا فرزندان عالی و سالم و سلامت و تمام امکاناات رفاهی و روابط عالیم با تمام اطرافیان و تمام تک تک داشتهام از وجود خودم زیباییم سلامتیم و جسم زیبام از تک تک اندام های سالمم از این همه خوشبختی و ثروت و… که دارم ازخیلی چیزها باید شکر گدار باشم  و اما شیطان هر روز با مرور کردن فکری قصد بد کردن حالم من رو داره که من باید اگاه باشم و حواسم رو بدم که هر فکری که حال من رو بد میکنه از طرف شیطان هست  و من رو از خدای خودم دورتر میکنه هر وقت پیش خودت گفتی چیزی ندارم که بابت اون خوشحال باشم ؟بگو چه چیزهایی الان دارم که اگر نباشن حالم رو بد میکنن و اوضاع من رو سخت تر میکنن  بعد میبینی خیلی چیزها هست که اگر نباشن تو اوصاعت بدتر میشه مثل همین فرش زیر پات همین یخچال و کولر و خونه و …. پس  همه ی اینها میشن مواردی برای شکر گذاری و بهتر شدن حال تو )  وشدیدترین تاثیر شیطان همین هست که  نمیزاره ما سپاسگزاری کنیم و لذت ببریم و از  داشته هامون راضی باشیم و این خیلی بد هست و ما رو از نعمتها دور میکنه .(من راصیم به خاطر همین نفس کشیدن خودم و خانوادم پس دلیلی نیست که ناراحت باشم هر روز به خودتون یاد اوری کنید کسی شما رو زنده نگه داشته که فرمانروای تمام حهان هست و تنها قدرت دست اوست  و همان قدرت خواسته که  شما در این دنیا باشین   پس  اگر زنده هستین سپاسگزار خداوند باشین و مطمعن باشین همین قدرت   بی نهایت در اختیار شما  هم هست و میتونید به اون وصل باشید و تمام زندگی خودتون رو خلق کنید  اگر شما او رو فراموش نکنید و بهش،شرک نورزید و ناشکری نکنید و …)  من روزهایی داشتم که از اصل دور شدم و چندین ساعت منخرف بودم  و حواسم بر روی  چیزهایی  بوده که ندارم و  حسرت خوردم و این خیلی بد هست و  ما  باید به خواسته های خودمون  اول  توجه کنیم و شکر گذار باشیم به جای ااینکه  به نداشتها فکر کنیم و حسرت بخوریم ( و اما باید به خودم بگم تنها قدرت این جهان رب هست و هر چیزی  رو بخواهی اون به تو میده فقط باید بهش،وصل باشی و بهش ایمان و توکل داشته باشی و هیچ وقت هم نباید حسرت بخوری چون حسرت خوردن یعنی طرف یه چیزی رو داره که من نمیتونم داشته باشم در صورتی که اگر یه چیز خوب و عالی رو جایی دیدی شکر کن که هست و  بند ه  ها  دارن از این نوع نعمتها بهره میبرن پس  پیش خودت بگو   جه لالی که همچین چیزی هست و من  هم میتونم داشته باشی و درخواست کنم و خدا به من  هم   حتما میده  چون یکی تونسته به دستش بیاره و استفاده کنه پس منم میتونگ به دستش بیارم  پس اون نعمت  رو تحسین کن تا بهش برسی هر وقت هر جا دیدی حالت رو خوب کن و بگو منم به زودی بهش میرسم  از هر نعمتی یکی به اسم تو نزد خداوند هست پس فراموش نکن که میتونی به دستش،بیاری اگر از قوانین جهان اگاه باشی  و اگر تمام این اگاهی ها رو داشته باشی دیگه حسرت برای تو خنده دار و بی معنی میشه )  در لاعری هم همین طوز هست باید به لاغری فکر کنی و احساست رو خوب کنی اگر فکر کردن به لاغری احساس شما رو خوب میکنه در مسیر درست  هستی و گرنه  نه با فایل گوش دادن و نوشتن تمرین کردن به جایی نمیرسی  پس   اگر به لاغری با حسرت نگاه میکنی و با فکر کردن  به لاغری حالت بد میشه پس در مسیر نیستی و به ظاهر داری جلو میری (من خیلی باید صادق باشم و فکر کنم ببینم ولی انصافا من مدتها هست دیگه حسرت نخوردم و گفتم حالا که بقیه به این سبک بدون سختی تونستن لاعر بشن من هم میتونم و اینقدر ایمان داشتم منم میتونم که حاصرم به جرات بگم از یه روزی من دیگه نه رزیم داشتم نه ورزش هر دو رو رها کردم  منی که سالها در رژیم و ورزش سنگین بودم حالا یه پیاده روی ساده رو هم ندارم یه حداقل محدودیت هم ندارم هر چیزی رو بخوام میخورم خوب همین  کار من از اطمینان داشتن به خودم و این روش بوده  و  هست که من میتونم و همین نشون داده کارم درسته و یا حتی شده رفتم خرید و یه لباسی رو تنگ برداشتم اما گفتم من قراره لاعر بشم پس بزار بخرم و با این اطمینان خرید کردم پشت این اطمینان همون ایمان  هست به خودم و خدای خودم که میتونم لاعر بشم   یا شده بارها رد شدم از داخل ایینه و  چشمم به  شکم و پهلوهام  افتاده اما ناراحت نشدم و حالم بد نشده  و گفتم من دارم لاعر میشم و مطمعنم از این لاغر تر میشم بازم اطمینان داشتم و یا حتی  چند روز پیش دخترم بهم گفت انگا ر کمی چاقتر شدی ولی من فقط خندیدم و گفتم نه من که دارم لاعر میشم اشتباه میکنی  پس  مطمعنم پشت این اطمینان  من کلی حرف هست مثل باور کردن مثل انتطار داشتن مثل ایمان داشتن مثل اینکه من لایق هستم مثل اینکه من میتوانم مثل اینکه حق من هست لاعری و هیچ وقت نشده در این مدت من حسرت لاعری هیچ کس رو بخورم زیاد شده توجه کنم به لاغرهای اطرافم و اونها رو تحسین کنم ولی حسرت نداشتم و نخواهم داشت چون من هیچ چیز از اونها کمتر ندارم اگر تمام مانعها رو بردارم از سر راه خودم  پس من میتونم لاعر بشم و در وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ قرار بگیریم  )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ریحانه دوست محمدی
      1399/12/04 11:48
      مدت عضویت: 1213 روز
      امتیاز کاربر: 425 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      سلام…. چقدر متن فریده ی عزیز قشنگ بود… خوشحالم که شماهم یکی از این شگفتی سازهای مسیر هستین. حاله خوب اصله زندگیه… دقیقا همینه… منم قبل از استارت زدن به تغییر کردن و ورود به این مسیر، زندگیم به نسبت دو سال قبل خیلی تغییر کرده بود و خیلی پیشرفت چشم گیری داشت اما چون ذهن من فقط نگاهش به انتهای خواسته هام بوده هیچ وقت به چشمم نیومد این تغییرات. البته شکرگزار تغییراتم بودم ولی چون خواسته هامو فقط نشونه گرفته بودم، از اصل زندگیم فراموش کردم و یادم شده بودکه الانی که دراین زندگی هستم، دوسال قبلش درخواست همین زندگی رو داشتم. اما الان اول لذت زندگی حالمو میبرم. لذت هرچی الان دارم با تمام کاستی هاش. لذت خونه اجاره ای که ارامش دارم و صاحبخونه خیلی مهربونی دارم. خداروشکر میکنم که منو اشنا کرد با قوانین و اگاهی های جدید که اصل زندگیمو با تمام نعمتهای قشنگش فراموش نکنم. قبل ازاینکه طعم جدید رو بچشم،خدا طعم اصل زندگی رو بهم داد و چشیدم…. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Beti
      1399/06/02 11:40
      مدت عضویت: 1396 روز
      امتیاز کاربر: 2965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 96 کلمه

      با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز ، خدا رو شکر میکنم که من رو در این مسیر قرار داده و تونستم این سایت و به طور اتفاقی پیدا کنم فایلهای رایگان استاد رو همه رو گوش کردم و کلی تو زندگیم تاثیر گذاشت به قدری تو گوش کردن به این فایلها اشتیاق داشتم چون هر روز به موفقیت و خوشبختی نزدیکتر میشدم الانم دارم از فایلهای آموزشی استاد استفاده میکنم فوق العاده است به نظر من خریدن این فایلها از خریدن لباس واجب تره واقعا زندگی من تغییر کرده ممنونم استاد عزیز🙏🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      1399/05/08 18:05
      مدت عضویت: 1679 روز
      امتیاز کاربر: 3746 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      محتوای دیدگاه: 299 کلمه

      سلام . وای که این نوشته چقدر عااااالییی بود .

      مخصوصا اون قسمت که بدن به ترشح موادی که از طریق ذهن منفی در بدن ما ایجاد میشه وابسته شده .

      علتش خود ما هستیم

      ولی خب جای ناامیدی نیست . ما همونطور که در ذهنمون منفی باف داریم فرشته هم داریم . ما در اینجا یاد گرفتیم به جای تبعیت از ذهن منفی که دائما در سر ما افکار منفی تولید میکنه و خودمون بهش انرژی میدیم به جاش از ذهن مثبتمون تبعیت کنیم .
      ذهنی که میگه بدن ما بیش از عادت به هورمون استرس به هورمون آرامش دهنده معتاده .

      ما به آرامش بیشتر از استرس وابسته هستیم . چرا چون آرامش حالمون رو خوب میکنه . بدن رو در حالت صلح قرار میده . بدن آرامش رو بیشتر دوست داره .
      ذهن مثبت ما دائما داره دعوتمون میکنه به آرامش . دائما داره دعوتمون میکنه به دوری کردن از شرایطی که احساس بد در ما ایجاد میکنه .
      پس میتونیم با توجه به این قسمت از ذهن امیدوار باشیم . نداهای فرشته رو بشنویم . نداهایی که بهمون الهام میشه و حال دلمون رو یهو جا میاره . من که خودم شخصا با نوشتنه که یهو یه جرقه توی ذهنم زده میشه و یه الهامی بهم میشه که گردش سیستم رو دوباره میبره سمت آرامش . یهو حال دلم جا میاد .
      خدای ما خیلی بخشنده است .
      خدای ما خیلی خوبه .
      درسته منفی گذاشته توی وجودمون ولی مثبتش بیشتره خیلی بیشتره . نشانشم اینه که سلامتی طبیعت اصلی وجود ماست نه بیماری . حال خوب طبیعت اصلی وجود ماست نه حال بد .
      خدایا تو چقدر مهربونی . عاشقتم خدا جونم که تویی که همیشه برامون خوبی رو در نظر گرفتی . خدایااااا خیلیییی دوستت دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      1399/05/08 01:41
      مدت عضویت: 1598 روز
      امتیاز کاربر: 23378 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

      سلام وقت بخیر
      متاسفانه ذهنی در ما وجود داره که فقط روی منفی ها برنامه ریزی شده و حال مارو در اوج خوشحالی ،موفقیت،احساس خوب ،با گفتن یه جمله یا با یاداوری یه خاطره ناراحت کننده ،خراب کنه ،و شاید ساعت ها ،روزها مارو در احساس بد وغم نگه داره ،یجورایی ما معتاد ترشح مواد شیمیایی در بدنمون هستیم که از طریق امواج مغزی بتای بالا در ما تولید میشه،این مواد شیمیایی اول در بدن حیوانات برای جنگ ومقابله با دیگر حیوانات برنامه ریزی و گذاشته شد و هم برای انسان ها که مجبور به شکار و دفاع از خودشون بودن تعبیه شد ،زمانیکه ما برای دفاع از خودمون میریم تو حالت دفاعی ،اون مواد شیمیایی تولید میشن ،بدن به حالت بتای بالا میره و آماده فرار یا دفاع میشه ،اگر زیاد استرس واضطراب داشته باشیم بدن از اون جنس مواد زیاد تولید میکنه و یجورایی معتاد به اون میشه،دیگه زمان هایی هم که عصبانی نیست و بدن نیاز به موادش داره ،بساط استرسو فراهم میکنه و به تکرار، اون مواد شیمیایی در بدن تولید میشه (منبع :کتاب شکستن عادت های کهنه از دکتر جودیسپانزا) ،اونوقت میبینیم که مدام در حالت اضطراب واسترس دائمی هستیم ومتوجه نیستیم که خودمون باعثش هستیم واین چرخه ادامه داره
      برای آگاه بودن از سیستم ذهنی ،باید هر لحظه هوشیارانه مراقب افکار واحساسات وگفتگو های درونی مون باشیم ،ببینیم داره چی نشخوار میکنه ،زمانیکه احساسمون بد میشه از خودمون بپرسیم ،کی داره الان تو ذهن من با من حرف میزنه؟
      آیا این حرف ها به نفع منه؟
      و اگر به نفع من نیست اجازه تکرار به اونو ندیم وبجاش فکرهای جدید جایگزین کنیم،مرتب آگاه باشیم،بیدار باشیم چونکه اگر نااگاه باشیم ذهن سریع مارو وارد پیش نویسمون میکنه و اونجا فقط نجواهای منفی وجود داره که مارو گمراه و ناامید میکنه
      قبلا افراد لاغرو میدیدم با حسرت بهشون نگاه میکردم ،خودمو کم میدیدم،احساس بد داشتم که چرا من این مدلی آفریده شدم ،از خودم بیشتر بدم میومد ،با شروع دوره حرف های جدیدی شنیدم،متفاوت فکر میکردم،متغییر رفتار میکردم ،عادت هام تغییر کرد ،باورهای مخربم شکسته شد ،دنیای چاقی واسم کمرنگ و کمرنگتر شد ،دیگه بحث های رژیم،لاغر شدن های متنوع،ورزش های سنگین،ترس ها،استرس ها واسم رنگ باختن
      من یه شخصیت محکم ولایق وارزشمندی شدم که متناسب بودنو حق الهی خودم میدونستم ومیدونم ،از درون تغییر کردم و بعد از ۲ماه ونیم جسمم از ذهن جدیدم اطاعت کرد ،بدنم‌ شروع به ریزش سایز کرد،هیجان زده بودم،تمام‌این بدن جدیدمو خودم داشتم خلق میکردم، ، ،الان فرمانروا منم
      اوایل دوره با گوش دادن به فایلها وانجام تمرینات ،اون ظرف بزرگ وکهنه وقدیمی چاقیم آرام آرام‌ تمیز وخالی شد و بعد بذر تناسب کاشته شد ،آرام آرام جوانه ها زده شدن ،من شاهد ساختن خود جدیدم بودم ،به قدرت ذهن و روح وجسمم مطمئن تر شدم ،۷ماهه دارم جوانه هامو مراقبت میکنم،دوستشون دارم،بهشون اعتماد دارم،آزادشون گذاشتم و اونا دارن کار خودشونو قشنگ وزیبا انجام میدن،منم حمایتشون میکنم،با انجام تمرینات،با مشارکت در سایت،با گوش دادن به دوره ،با بودن در مسیر ،با توجه بر لاغری ،با مراقبت از کانال گوش وچشمم ،با نپذیرفتن حرف دیگران،با نقض باورهای قبلیم

      برای داشتن نتایج متفاوت باید راه متفاوتیو رفت وگرنه رفتن به راه قبلی فقط نتایج قبلیو در پی داره
      من یک هنرجوی لاغری ، قدرتمند،شجاع وبا پشتکار هستم
      من یک شگفتی ساز هستم که ۷ماه پیش انتخاب کردم جور دیگری تفکر کنم
      من انتخاب کردم کادوی تولدم خرید تمام دوره های این سایت باشه و خوشحالم از انتخابم🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      1399/05/07 12:25
      مدت عضویت: 1691 روز
      امتیاز کاربر: 14783 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 5 کلمه

      سلام استاد فایل پخش نمیشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار M.s
      1399/05/07 10:42
      مدت عضویت: 1643 روز
      امتیاز کاربر: 2258 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 109 کلمه

      سلام استاد خداقوت
      چقدربه این فایل نیاز داشتم
      حتی میخواستم در این مورد باهاتون صحبت کنم چندوقتیه که ترس از قبول نشدندتو‌کنکور ارشد افتاده تو سرم همش باخودم حرف میزنم ومیگم پنج دورکتاباروخوندی خیلی تلاش کردی و رو ذهنتم کارکردی و تو تجسم دانشگاهی که میخوام قبول شم احساسم بدمیشه یه جور اضطراب و ترس از نرسیدن بهم دست میده وتست که میزنم خیلی اشتباه جواب میدم واسترسم بیشتر میشه
      من خیلی تلاش کردم اصلا دوست ندارم که قبول نشم
      ولی اصل زندگیه این روزای قشنگ که دارن با استرس میگذرن دیگه برنمیگردن ومن باید قدراصلشو بدونم حالا یاقبول میشم یانه
      استاد کاش چنتا جمله بگین که احساسم بهتربشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم