0

من به زمانبندی خداوند ایمان دارم (قدم۴)

زمانبندی خداوند
اندازه متن

بسیاری اوقات از انجام آنچه خداوند در قلب ما قرار می‌دهد طفره می‌رویم، خداوند در قلبمان با ما کلنجار می‌رود تا آن کار را انجام دهیم اما به بهانه‌های مختلف از انجام آن خودداری می‌کنیم.

یکی از پرکاربردترین توجیهات منطقی برای عمل نکردن به وعده‌های الهی این است که زمان آن گذشته است و دیگر دیر شدن است. ما به زمانبندی خداوند باور نداریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 85 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 93 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42306

85 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

85 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Maryam
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۱۳:۰۷
      مدت عضویت: 2599 روز
      امتیاز کاربر: 7395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 851 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان 

      سلام مجدد خدمت استاد عزیز و دوستان همراه 

      ۳- لیست آرزوهای خود را یک بار دیگر بازنویسی کنید و از عبارت (هدیه کند) برای تحقق هر آرزو استفاده کنید.

      من تمرین این بخشم رو قبلاً نوشته بودم و چون نمی دونستم چطوری لیست آرزوهام رو که در گام مقدمه مقدمه نوشته بودم کپی کنم هر چی یادم بود نوشتم و الان دوباره با آدرسی که لطف کردید و فرستادید تونستم تصحیحش کنم .

      ۱. من دوست دارم تا یک سال آینده در وضعیت جسمانی بهتری قرار بگیرم و دیگه بیمار نشم و بیماریهای فعلی خودم رو بتونم با ذهنم درمان کنم .

      ۱. ( دوست دارم خداوند مهربون بهم سلامتی کامل و درمان کل بیماری هامو هدیه کنه )

      ۲. دوست دارم تا سال آینده طلاهایی که دوست داشتم و توی پوشه ی کائناتم ذخیره کردم بخرم و ماهیانه ۵ میلیون تومان پول تو جیبی داشته باشم .

      ۲. ( دوست دارم خداوند بزرگ بهم طلاهایی که دوست داشتم داشته باشم و توی پوشه ی کائناتم ذخیره کردم و ماهیانه مبلغ ۵ میلیون تومان پول تو جیبی هدیه کنه )

      ۳. دوست دارم همسرم خیلی راحت تر و بیشتر از الان پول بدست بیاره و افکارش راجع به سختی کار و سخت بدست اومدن پول تغییر کنه چون خیلی زحمت می کشه و اذیت میشه مثلاً با سازمان ها و ارگان ها و رستورانها و تالار های بزرگ قرار داد ببنده یا با مشتریهای سطح بالاتری کار کنه حس می کنم نمی تونم خواسته ام رو درست عنوان کنم بنابراین از خدا می خوام هر جوری خودش صلاح می دونه کاری کنه که همسرم از نظر شغلی به سطح خیلی بالاتری برسه .

      ۳.( دوست دارم خداوند عزیز به همسرم پول فراوون و زحمت خیلی کمتر هدیه کنه و بهش سطح خیلی بالاتری از شغلش رو هدیه کنه )

      ۴. دوست دارم تا یک سال آینده با روش تناسب فکری به تناسب اندام رویایی خودم یعنی وزن ۵۵ کیلو گرم و سایز ۳۸ برسم و در بهترین وضعیت تناسب جسمی خودم قرار بگیرم . 

      ۴. ( دوست دارم خداوند بخشنده بهم لاغری و تناسب اندام با وزن ۵۵ کیلوگرم و سایز ۳۸ هدیه کنه )

      ۵ . دلم می خواد که تا یک سال آینده اعتماد به نفس خیلی بالاتری داشته باشم و از تمام جنبه ها بهترین خودم باشم .

      ۵. ( دلم می خواد خداوند قدرتمند بهم اعتماد به نفس خیلی بالا هدیه کنه )

      ۶ . دوست دارم تا سال آینده روابط خیلی بهتری رو با همسرم و فرزندانم و خانواده ی خودم و همسرم و اطرافیانم تجربه کنم و افرادی وارد زندگیم بشن که از لحاظ فکری با هم تفاهم خیلی بیشتری داشته باشیم و کلاً سطح بالاتری از روابط عالی رو تجربه کنم . 

      ۶.( دوست دارم خداوند نازنین روابط خیلی بهتر و نزدیکتری با همسر و فرزندانم و خانواده خودم و همسرم و … را هدیه کنه و کلاً روابط خیلی عالی بهم هدیه بده ) 

      ۷. امیدوارم تا سال آینده بتونیم یک زمین ۲۵۰ متری با موقعیت و مکان عالی در شهر خودمون بخریم و با اون نقشه ای که همیشه دوست داشتم و بارها قبلاً راجع بهش فکر کردم بسازیم و خودم و همسرم و بچه ها هر کدوم اتاق جداگانه داشته باشیم  همه افراد خانواده ام به خواسته شون برسن .

      ۷. ( دوست دارم خداوند خوبم یک زمین ۲۵۰ متری با موقعیت و مکان عالی در شهر خودمون بهم هدیه کنه تا بتونیم با نقشه دلخواهمون یک خونه عالی بسازیم و خودم و همسرم و بچه ها اتاق جداگانه داشته باشیم )

      ۸. یکی از مهم ترین خواسته هام اینه که رابطه ام با خدا و شناختم از خدا روز به روز با کیفیت تر و عالی تر و بهتر بشه و سطح شعور و آگاهیم مرتب پیشرفت داشته باشه و تا سال آینده به نقطه ی اوج برسه و تمام زندگیم سرشار از عطر خدا باشه .

      ۸. ( آرزو دارم خداوند توانا سطح خیلی بالاتری از شعور و آگاهی و شناخت خودش رو بهم هدیه کنه و رابطه ی خیلی نزدیکتری با خودش رو بهم هدیه کنه )

      ۹. دوست دارم بتونم دوره خدا هرگز دیر نمی کند و هر دوره ی دیگه ای که ازش خوشم اومد بخرم و هر دوره ای که تهیه می کنم با تمام قدرت و اراده ی بالا انجامش بدم و در راه رسیدن به خواسته هام استمرار و مداومت داشته باشم و توی زندگیم درجا نزنم و از اتفاقات زندگیم درس بگیرم و اتفاقات ناگوار در زندگیم تکرار نشه . 

      ۹. ( دوست دارم خداوند دانا دوره خدا هرگز دیر نمی کند و هر دوره دیگه ای که ازش خوشم اومد بهم هدیه کنه و قدرت و اراده خیلی بالاتری برای انجام سپاسگزاری و انجام تمریناتم رو بهم هدیه کنه )

      ۱۰. دلم می خواد تا سال آینده همسرم ماشین دنده اتومات شاسی بلندی که دوست داشت رو با پول نقد بخره و هیچ وقت دیگه قسط و چک و بدهی نداشته باشه و تمام خریدهامون به صورت نقد باشه و هر چی اراده کنیم بتونیم راحت بدست بیاریم .

      ۱۰. ( دلم می خواد خداوند مهربان به همسرم ماشین دنده اتومات شاسی بلندی که دوست داره رو هدیه کنه و همچنین آرامش خیال نداشتن هیچ گونه چک و قسط و بدهی رو به خودم و همسرم هدیه کنه )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maryam
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۰۰:۱۲
      مدت عضویت: 2599 روز
      امتیاز کاربر: 7395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,488 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      کزو ماندگار ، این زمین و زمان 

      که با نام او راست گشت آسمان

      که باعشق او شد جهان،بی کران 

       تمرین:

      ۱. با توجه به دریافت آگاهی درباره زمانبندی خداوند در زندگی خود مثال هایی را پیدا کنید که شما دوست داشته اید در فلان تاریخ یا به فلان صورت خواسته شما برآورده شود و برای آن تقلا کرده اید اما بعد از نتیجه نگرفتن و رها کردن در زمانی 

      خواسته شما محقق شده است که بهترین زمان ممکن بوده است . 

      زمانی که مجرد بودم با اینکه ۳ خواهر و یک برادر داشتم اما خیلی تنها بودم چون دو خواهر بزرگم همیشه با هم بودند و رابطه ی خوبی با من نداشتند و خواهر کوچکترم هم ۷ سال و نیم با من تفاوت سنی داشت و کوچکتر از آن بود که بتواند من را درک کند 

      و ما هر کدام در دنیای متفاوتی سیر می کردیم و من معمولاً کسی را نداشتم که باهاش حرف بزنم برای همین اغلب تنها بودم 

      در خانه پدری شرایط زندگی سختی را می گذراندم و هیچ گونه تفریح و مسافرتی هم نداشتیم 

      حتی بابام اجازه نمی داد با دوستانمون رفت و آمدی داشته باشیم 

      تنها مسافرتی که در طول عمرم رفته بودم اصفهان منزل داییم بود و تهران منزل عموی بابام 

      که اونم بیشتر در خانه بودیم 

      هر وقت از شرایط یکنواخت و کسل کننده زندگی به مامانم شکایت می کردم و می گفتم

       چرا ما به مسافرت نمیریم ؟

      پارک نمیریم ؟

      سینما نمیریم ؟

      رستوران نمیریم ؟

       می گفت هر وقت شوهر کردی با شوهرت برو ! 

      یا هر وقت کفش و لباس و … می خواستم 

      می گفت

       هر وقت شوهر کردی به شوهرت بگو برات بخره !

      البته مامانم هم تقصیری نداشت چون بابام یک کارمند ساده بود و ما یک خانواده هفت نفره که زیاد هم مهمان داشتیم و همینکه بابام می تونست خرج خورد و خوراکمون رو بده خدا رو شکر می کردیم 

      اما من در اون زمان فکر می کردم برای رسیدن به تمام آرزوها و خواسته هام فقط یک راه دارم 

      که اونم ازدواجه 

      تمام خوشبختی دنیا رو در ازدواج می دیدم 

      و بزرگترین دعا و حاجتم در اون زمان ازدواج بود و من باور کرده بودم تا ازدواج نکنم هیچی تغییر نمی کنه 

      برای همین خیلی دعا می کردم ازدواج کنم و خواستگار هم زیاد داشتم اما مشکل بزرگی برای ازدواج داشتم 

      اینکه من دو خواهر بزرگتر از خودم داشتم و بابام می گفت تا دو خواهر بزرگترم ازدواج نکنند سومی رو نمیدم حتی یکی از خواستگارای من برای خواهر بزرگترم خواستگار می فرستاد که راه برای من باز شود اما بابام عصبانی شد و به مامانم گفت بهش بگو تو لازم نیست برای دخترای من خواستگار بفرستی چون خواستگارای درست و حسابی نبودن 

      برای همین من فکر می کردم تا دو خواهر بزرگم هستند ازدواج من ممکن نیست و به خاطر همین تا سن بیست سالگی دعای شب و روزم ازدواج بود 

      اما از بس دعا کرده بودم و نتیجه ای نگرفته بودم با خودم فکر کردم حتماً سرنوشت و تقدیر من اینه که فعلاً ازدواج نکنم 

      بنابراین دست از دعا کردن برای ازدواج کشیدم و با خودم گفتم حالا که فعلاً قرار نیست ازدواج کنم باید از طریق دیگه ای به خواسته هام برسم و خودم تلاش کنم و کار کنم تا حداقل به گوشه ای از خواسته هام برسم 

      بنابراین دیگه قید ازدواج رو زدم و سرگرم کار شدم 

      و دقیقاً در همین زمان بود که به طرز معجزه آسایی ازدواج کردم و همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد 

      به طوری که بعد از عقدم من چند روز در شوک بودم که چطوری اینقدر سریع !

      چون از روزی که مادرشوهرم و خاله شوهرم برای خواستگاری من اومدن تا روز عقد فقط دو روز طول کشید 

      و تازه فهمیدم همه ی اینا زمانبندی خدا بوده !

      و از بعد عقدم خدا مرتب وفاداریش رو به رخ من کشید 

      یکی یکی به خواسته هام و آرزوهام می رسیدم 

      یکی از آرزوهام رستوران رفتن بود که در زمان یک سال و نیم عقدم بی نهایت رستوران رفتم چون همسرم از پارک رفتن زیاد خوشش نمیومد بیشترین جایی که با هم می رفتیم رستوران بود 

      اما پارک رو چون همسرم به شدت روی من غیرت داشت می گفت با خانواده ات بریم بهتره و بیشتر خانوادگی می رفتیم 

      همسرم از زمانی که عقد کردیم به من تعهد زیادی داشت و پول تو جیبی زیاد میداد و هر چی می خواستم برام می خرید 

      قبل عقد فقط با اتوبوس و مینی بوس می رفتم بازار و …و اصلاً دوست نداشتم ولی از وقتی عقد کردم همسرم می گفت فقط با تاکسی تلفنی یا تاکسی دربست می تونی بری جایی و حتی اینم برام خیلی جذاب بود 

      در صورتی که خانواده اش رسم داشتن در زمان عقد کل خرج دختر با پدرشه اما همسر من به این حرفا کاری نداشت و می گفت از وقتی اسمت رفت تو شناسنامه من دیگه نباید از بابات پول تو جیبی بگیری و هر چی می خوای به خودم بگو 

      خلاصه در طول دوران عقدم اینقدر زندگی کل خانواده ام از یکنواختی در آمده بود و اتفاقات جدیدی می افتاد که بعد از ۶ ماه انگار باور نمی کردیم در مدت به این کوتاهی اینهمه اتفاقات جدید افتاده !

      یکی دیگه از خواسته هام این بود که بعد عروسی تا حداقل یک سال بچه دار نشیم اما همسرم دقیقاً برعکس من دوست داشت خیلی سریع بچه دار شیم و من از این بابت ناراحت بودم چون فکر می کردم هنوز هیچ مسافرتی نرفتیم و تفریحی نکردیم و هنوز آمادگی ندارم

      اما باز هم زمانبندی خدا برای من اینبار این بود که ۳ ماه بعد عروسی باردار بشم و از این بابت هم بعد فهمیدم که اگر در اون زمان باردار نمیشدم چه اتفاقات ناگواری برام میفتاد و بعدش خدا رو شکر کردم که از این مشکلات جلوگیری کرده 

      ۲. به نظر شما برآورده نشدن خواسته هایتان تا چه میزان مربوط به نداشتن احساس لیاقت برای دریافت نعمت بوده است ؟ 

      نگرش خود درباره میزان لیاقتتان برای دریافت نعمت های الهی را شرح دهید . 

      من خیلی جاها به خاطر اینکه احساس گناه می کردم خودم رو لایق رسیدن به خواسته هام نمی دونستم با اینکه بارها توبه کرده بودم ولی بازم باور نداشتم که خدا منو بخشیده باشه ! 

      من حتی خودم رو لایق بخشیده شدن توسط خدا هم نمی دونستم یعنی قشنگ جریان اینکه شاه می بخشه و وزیر نمی بخشه من بودم !

      مثلاً حتی شبهای قدر که اینهمه قرآن سر گرفته بودم و از تمام گناهام توبه کرده بودم بازم شک داشتم هی با خودم فکر می کردم یعنی خدا بخشیده ؟ 

      بعد با خودم می گفتم شاید حق الله رو بخشیده باشه ولی حق الناس رو که نمی تونه ببخشه اینهمه غیبت کردم اینا حق الناسه ! 

      به خاطر همین مسائل خودمو لایق اجابت دعاهام و رسیدن آرزوهام نمی دونستم 

      ۳. لیست آرزوهای خود را یک بار دیگر باز نویسی کنید و از عبارت ( هدیه کند ) برای تحقق هر آرزو استفاده کنید . 

      لازم به ذکر است تغییر یک عبارت یا استفاده از برخی کلمات هیچ انرژی یا قدرت خاصی ندارد 

      هدف از انجام این کار متمایل کردن ذهن خود از برآورده کردن آرزوها توسط خودمان به سمت برآورده کردن آرزوها توسط خداوند می باشد . 

      متاسفانه فایل مقدمه که لیست آرزوهام رو نوشته بودم موجود نیست که بتونم همون لیست رو باز نویسی کنم برای همین ممکنه فرق داشته باشه 

      ۱. من دوست دارم که خداوند مهربونم بهم سلامتی کامل هدیه کنه .

      ۲. من دوست دارم خداوند تناسب اندام همیشگی و رسیدن به اندام زیبای ۵۵ کیلوگرمی و سایز ۳۸ رو بهم هدیه کنه . 

      ۳. آرزو دارم خدا بهمون یک زمین ۲۵۰ متری با موقعیت عالی و در منطقه ی خیلی عالی از شهرمون هدیه کنه و این زمین رو با سلیقه خودمون بسازیم طبق اون نقشه ای که توی دفترم قبلاً نوشته بودم . 

      ۴. دوست دارم خدا بهمون پول و ثروت فراوان و بی نهایت هدیه کنه و همسرم هیچ گونه قسط و بدهی و چک پاس نشده نداشته باشه و از این به بعد بتونیم نقدی خرید کنیم و دوست دارم خداوند موفقیت شغلی خیلی بیشتری به همسرم هدیه کنه . 

      ۵. دلم می خواد خدا دوره ی خدا هرگز دیر نمی کند و هر دوره ی دیگه ای دوست دارم رو بهم هدیه کنه و آگاهیم خیلی بالاتر بره و خدا رو خیلی بهتر بشناسم و قوانین این جهان رو بیشتر درک کنم و به تمام آموزشهایی که دیدم عمل کنم و به باور درست ذهنی تبدیل کنم . 

      ۶. دوست دارم خدا بهمون یک ماشین شاسی بلند زیبا و عالی که مد نظر همسرمه بهمون هدیه کنه . 

      ۷. آرزو دارم خدا بهم ماهی ۵ میلیون تومان پول تو جیبی هدیه کنه . 

      ۸. دوست دارم‌ خدا بهم تمام طلاهایی که دوست دارم و توی تابلو کائنات گوشیم ذخیره کردم هدیه کنه . 

      ۹. دلم می خواد خدا بهم روابط خیلی بهتر و عاشقانه تر با همسرم رو بهم هدیه کنه و خدا روابط خانوادگی خیلی عالی تر با همسر و فرزندانم و خانواده هامون رو بهم هدیه کنه . 

      ۱۰. دوست دارم خدا آزادی و آرامش خیلی بیشتری بهم هدیه کنه و همسرم اجازه بده هر جا دوست دارم برم و تفریح کنم و از زندگیم لذت بیشتری ببرم .

      برای شما استاد ارجمند و دوستان هم مسیر م آرزوی موفقیت روز افزون و رسیدن به تمام آرزوها و اهدافتون رو دارم 

      خدانگهدار همه شما عزیزان  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید