0

عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

سال‌ها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف می‌کرد، برمی‌داشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمه‌ی «میل ندارم» برای من از فتح قله‌ی اورست سخت‌تر بود. امروز می‌دونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بی‌ارادگی؛ یکی از همون عادت‌های چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.

این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در سه جلسه‌ی قبل دلیل‌های بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روش‌های لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدی‌تر می‌شه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرین‌هاش رو کامل انجام بده.

🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد

در این چند سال خیلی‌ها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا درباره‌ی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیل‌های بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب می‌خورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».

برای خیلی‌ها سخته باور کنن که با قدرت ذهن می‌شه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر نشون بدم، راه ساده‌ای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.

یه نیرو در وجود همه‌ی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، می‌تونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.

🔁 عادت‌های چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعه‌ای از عادت‌هاست

ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادت‌های ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.

یه نکته‌ی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچ‌کس رو چاق نمی‌کنه. چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عادت‌های اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.

سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمی‌زنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کم‌کم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سال‌ها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همین‌طور آروم‌آروم و بی‌صدا ساخته می‌شه.

عادت‌ها فقط آدم رو خراب نمی‌کنن؛ آدم رو موفق هم می‌کنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادت‌ها رو تکرار می‌کنه و یه آدم چاق یه سری عادت‌های دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاق‌ها و لاغرها، فرق در عادت‌هاشونه.

فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست

خیلی‌ها فکر می‌کنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدم‌های متناسب تقریباً همون غذاها رو می‌خوریم. بعضی‌ها هم فکر می‌کنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدم‌های زیادی رو می‌دیدم که از من بیشتر می‌خوردن ولی متناسب‌تر از من بودن.

حتماً تو هم آدم‌هایی رو می‌شناسی که با حسرت بهشون نگاه می‌کنی و می‌گی «ببین چقدر می‌خوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیین‌کننده است و نه مقدارش. فقط عادت‌ها با هم فرق دارن.

منطق ذهن چاق

🌱 عادت‌های چاق کننده چطور شکل می‌گیرن؟

عادت یه فکر ساده است که تکرار می‌شه، تکرار می‌شه و تبدیل می‌شه به عادت. خیلی از عادت‌هامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادت‌هاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادت‌ها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبه‌خود ساخته شدن.

وقتی بزرگ‌تر شدم، یه سری عادت‌ها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدم‌های چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد می‌گیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفت‌وآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادت‌های خودم اضافه کنم.

حالا سؤال اینه که خود عادت‌ها از کجا میان؟ عادت‌ها از باورها شکل می‌گیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبه‌خود عادت‌هایی در تو شکل می‌گیره که وضعیتت رو شبیه باورت می‌کنه.

انسان رو می‌شه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته می‌شه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرف‌هایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانه‌ها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادت‌ها پل بین باور و بدن ما هستن.

مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کم‌کم عادت‌هایی در اون شکل می‌گیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازه‌ی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا می‌کنه.

در خانواده‌ای که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن ولی بچه‌ی چهارم متناسبه، برو از همون بچه‌ی چهارم بپرس درباره‌ی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق می‌شد.

یکی از همراه‌های سایت در بخش نظرات یه جمله‌ی خیلی خوب نوشته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه‌ی عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

یعنی چیزی که در خانواده‌ها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شه، بیشتر از ژن، باورها و عادت‌هاست.

🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟

روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار می‌کردیم؟ می‌رفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجه‌ی باورها و عادت‌هامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادت‌ها سر جاشون بودن.

من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادت‌هام رو کمتر تکرار می‌کردم، اون هم تا وقتی که می‌تونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو می‌رسوند، ذهنم هم مدام سعی می‌کرد عادت‌ها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته می‌کرد.

داستان باشگاه رفتن من

یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کرده بودم و هزینه‌اش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. می‌گفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا می‌رم». در حالی که بقیه‌ی بچه‌های باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامه‌شون رو اجرا می‌کردن.

فرق ما چی بود؟ اون‌ها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش می‌کردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق می‌مونم». همین یه باور کافی بود تا همه‌ی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت می‌رفتم و کمی تغییر می‌کردم، ولی تا یه هفته نمی‌رفتم، دوباره همون آدم قبلی می‌شدم.

عادت‌های چاق کننده

🗓️ چرا تصمیم‌های «از فردا» جواب نمی‌ده؟

چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمی‌خورم» یا «از فردا دیگه ریزه‌خواری نمی‌کنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبه‌ی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمی‌زنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.

دلیلش ساده‌ست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچ‌وقت. بنابراین با تصمیم هم نمی‌شه لاغر شد. راهش تغییر باوره.

«میل ندارم»؛ سخت‌تر از فتح اورست

یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیه‌ی روش‌ها همین دو کلمه‌ست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سخت‌تره.

من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «میل ندارم»، برام خنده‌دار بود. می‌گفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام می‌نویسن که خیلی راحت می‌تونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادت‌هاشون خودبه‌خود تغییر کرده.

از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز می‌تونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب می‌شی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون می‌ده که عادت با تصمیم عوض نمی‌شه.

🧩 چند باور رایج که عادت چاق‌کننده می‌سازن

«بعد از ۴۰ سالگی سوخت‌وساز پایین میاد»

خانم‌های زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام می‌دن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون می‌پرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانم‌ها به ۴۰ سالگی که می‌رسن، سوخت‌وسازشون پایین میاد و چاق می‌شن؟». تقریباً همه می‌گن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همین‌طور شدیم».

یعنی این جمله رو سال‌ها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادت‌هایی در اون‌ها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.

«این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه»

کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه». از همون روز باور شکل می‌گیره و بعد آدم می‌گه «از وقتی این قرص رو می‌خورم، تند تند گرسنه‌ام می‌شه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا می‌خورد.

خیلی‌ها پرخوری رو با اشتها اشتباه می‌گیرن. خیلی‌ها هم می‌گن هر یکی دو ساعت گرسنه می‌شن. همه‌ی این‌ها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار می‌بره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.

«اگه معده‌ام خالی باشه سردرد می‌گیرم»

خیلی‌ها باور دارن اگه غذا نخورن یا معده‌شون خالی بمونه، سردرد می‌گیرن. ولی همین آدم‌ها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون می‌دونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمی‌تونه با سردرد اون‌ها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلی‌ها دوباره به همون عادت‌های قبلی برمی‌گردن.

«بدنم شیرینی می‌کشه»

یکی از عادت‌های قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا به‌جای قند، شکلات بخورم. این‌ها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلی‌ها می‌گن «بدن من شیرینی می‌کشه». ولی بدن آهن‌ربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی می‌کشید، چرا بدن خیلی از آدم‌ها اصلاً نمی‌کشه؟

خطاهای مغز چاق

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟

در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همه‌ی این‌ها فقط نتیجه رو هدف می‌گیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادت‌ها خودبه‌خود عوض می‌شن و در نهایت بدن هم تغییر می‌کنه.

این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجه‌های متفاوتی می‌گیرن. هر کسی به اندازه‌ای که باورهاش عوض می‌شه، عادت‌هاش و بعد بدنش تغییر می‌کنه. زوری در کار نیست.

چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادت‌هامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادت‌ها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادت‌ها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی می‌شه.

👔 لذتی که لاغرها هیچ‌وقت تجربه نمی‌کنن

ما آدم‌هایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: می‌تونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدم‌هایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمی‌دونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.

من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، می‌دونم این حس چقدر لذت‌بخشه. چند سال پیش کتی که امروز می‌پوشم اصلاً به تنم نمی‌رفت. ولی حالا سایز لارج می‌پوشم و هر بار که لباس مورد علاقه‌ام رو تنم می‌کنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت می‌برم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌های چاق کننده

شناختن فرق عادت‌های خودت با عادت‌های آدم‌های متناسب کمک می‌کنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.

مرحله اول: عادت‌های غذاییت رو پیدا کن

  • عادت چیه و به چه رفتاری عادت می‌گیم؟
  • عادت‌های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستن؟
  • فهرستی از عادت‌های غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر می‌کردی باعث چاقیت شده.

سخت‌گیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات می‌خوردم.

یادت باشه هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست. یه عادت وقتی چاق‌کننده می‌شه که باورت درباره‌اش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمی‌تونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر می‌کردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.

مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»

نگاهت به جمله‌ی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر می‌تونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضی‌ها خیلی راحت می‌گن «میل ندارم» ولی تو نمی‌تونی؟

از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.

اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده می‌کنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.

در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیق‌تر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. عادت‌های چاق کننده چه عادت‌هایی هستن؟

رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزه‌خواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست؛ باور ما درباره‌ی اون عادته که اون رو چاق‌کننده می‌کنه.

۲. عادت‌ها از کجا میان؟

از باورها. وقتی یه جمله رو بارها می‌شنویم و باورش می‌کنیم، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیره‌ی چاقی این‌طوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.

۳. چرا با تصمیم گرفتن نمی‌تونم عادت‌هام رو ترک کنم؟

چون این عادت‌ها رو با تصمیم نساختی. هیچ‌وقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمی‌شن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبه‌خود تغییر می‌کنه.

۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟

چون به‌جای بدن، سراغ باورها و عادت‌ها می‌ره. همون‌طور که چاقی به خاطر عادت‌ها همیشگی بود، وقتی عادت‌ها عوض بشن، تناسب هم همیشگی می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 298 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11424
425 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عاطفه
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۲ ۲۲:۲۳
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 309 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان عزیزم 

      اینجا برای من مثل دانشگاهی میماند که آگاهی هایی را از آن به دست می آورم که بالاتر از علم است .

      هميشه در مورد باور از استاد عباس منش میشنوم ،اما امروز برایم خیلی ملموس تر شد، من میدانستم که اگر چیزی را باور کنیم دنیا ما را به باورهایمان می رساند اما برایم یک حلقه ی گم شده وجود داشت که امروز فهمیدم ان ایجاد عادت های جدید است ،بنابراین زحمات من برای صبح زود بیدار شدن بی فایده است من باید فرمول ذهنی ام را تغییر دهم تا عادت جدید در من ایجاد شود 

      حالا من تصمبم گرفتم که به نوبت برای حل این مشکلاتم  کم کم فرمول های جدیدی در ذهنم ایجاد کنم 

      دیر خوابیدن 

      دیر بیدار شدن 

      فرمول لاغری 

      فرمول پولسازی 

      فرمول ورزش کردن 

      فرمول رشد موی دوباره 

      فرمول موفقیت تحصیلی 

      من قبلا کتابی خوانده بودم به اسم معجزه ی ذهن دکتر احمدی منش که اونجا روش ایجاد باورهای مثبت و یاد دادن ، در واقع یه باور با تکرار ایجاد میشه ،و فقط کافیه ما یه جمله ی مثبت و  تا چند ماه روزانه تکرار کنیم تا

      اون جمله تبدیل به باور بشه ،مثلا من میتونم روزی ۱۰۰ بار بگم من همواره ۵۹ کیلوگرم هستم تا این جمله تبدیل به باور شود

      و اما عادت های غذایی من 

      حتما باید قبل از مطالعه ،وسط مطالعه و آخر مطالعه یه چیزی بخورم 

      قبل از ورزش یه چیزی بخورم 

      بدنم به شیرینی احتیاج داره 

      فقط با برنج یا پیتزا و سوسیس کالباس سیر میشم 

      ساعتی یک عدد چایی با شکلات میخورم تا خوابم نگیره 

      اگر چیزی نخورم دائما افت فشار میگیرم و البته دکتر رفتم گفت هیچ مشکل جسمی  ندارم و تازه میفهمم چرا افت فشار دارم 

      فکر میکردم پرخوری عصبیه ولی روان پزشکم گفت مشکلی ندارم و بی خودی بهونه نیارم برای چاق شدنم 

      با سپاس فراوان از شما و همه ی اعضای سایت 

      ان شالله که شاد، سالم ،خوشبخت ،ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 

      یا حق.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ثنا
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۱ ۱۹:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 374 کلمه

      سلام به استاد گرامی 

      من به لطف شما و خدای مهربان به تناسب اندام رسیدم ولی همچنان در مسیرم که شگفتی ساز بشم و به ایده آل خودم برسم 

      من تا 17سالگی تناسب داشتم حتی کمبود وزن هم داشتم و دقیق یادمه که خودم با ذهنم وبا تغییر ضمیر ناخودآگاهم چاق شدم و عادت هامو عوض کردم شروع کردم به : 

      1. پرخوری 
      2. ساعت ۱۲شب به بعد غذا خوردن به خاطر اینکه قبول داشتم که غذا موقع خواب باعث چاق شدنم میشه جذب میشه 
      3. ریزه خواری 
      4. خوردن نوشیدنی های گاز دار که تا ۱۷سالکی دوست نداشتم اما روزا ۲دلستر می‌خوردم و شبا نوشابه 
      5. چربی غذا ها رو می‌خوردم میگفتم اینا چاقم می‌کنه 
      6.  با خودم تکرار میکردم که حتی آب هم میخورم چاق میشم 
      7. غذاهایی که دوست نداشتم می‌خوردم 
      8. نان با غذا می‌خوردم 
      9. خوردن تنقلات زیاد از حد

      من خیلی کارا کردم که چاق بشم و در عرض دوماه چاق شدم اما بعد از اون دیگه داشت بیشتر میشد وزنم و من نمیخاستم که عادت بد تند تند غذا خوردنم بهش اضافه شد باور ازدواج و بارداری و ارث هم بهش اضافه شد 

      نمی‌دونم با اینکه میدونستم من خودم با ضمیر ناخودآگاهم چاق شدم اما نمی‌تونستم دوباره با تغییرش لاغر بشم استاد تو فایل هاش کمکم کرد که بفهمم از اون مسیری که اومدم باید برمیگشتم نه با تحت فشار دادن جسمم و الان به کمک استاد تونستم با قدرت ذهن ناخودآگاهم عادت هاموبه فابریک قبلش برگردونم و موفق بودم و الان از تناسب اندام لذت میبرم  

      با پوشیدن هرلباسی که قشنگ به تنم میشینه با پوشیدن لباس های که آرزوی پوشیدنش رو داشتم با فرز شدنم با سبک بودنم با پوست عالی که این روش برام به ارمغان آورد که تو روش های دیگه حتما نیاز به بوتاکس خیلی چیزهایی دیگه بود اما الان نه افتادگی پوستی هیچی تازه شاداب تر شدم واقعا خوشحالم و هر بار که خودم رو میبینم یا کسی تعریف می‌کنه که چه لاغر شدی و خوب شدی یاد استاد میافتم و ازش ممنونم و دعاگوتون هستم استاد 

      به قول استاد ماها که چاق بودیم یه حس خاص و زیبا رو تجربه میکنیم با تناسب انداممون و کسایی که همیشه متناسب هستن این حس رو درک نمیکن یه ذوق خاصی داره این حس رو برای دوستانی که در این مسیر هستم آرزو میکنم 

      من میل ندارم 

      لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست

      با سپاس از استاد عزیز ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۳ ۲۱:۴۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 26 کلمه

      سلام خدمت استادعزیزودوستان همراه برنامه

      ازاین فایل نتیجه میگیریم که مابایدباورکنیم تارفتاروعاداتمون تغییرکنه وبتونیم متناسب بشیم

      راستی اینم بگم 

      من میل ندارم

      من میل ندارم واین کلمه راملکه ذهنم کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      ۱۴۰۱/۰۹/۱۶ ۱۱:۲۰
      مدت عضویت: 1922 روز
      امتیاز کاربر: 10075 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,031 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خداوندا بی نهایت سپاس که هنوز در مسیرم و ادامه میدم 

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیرم 

      یکی از مساعل مهم که منشا اضافه وزن ماست و میتونه لاغر شدن ما هم در گرو این موضوع مهم است 

      و اون موضوع ذهن است 

      چرا خیلی ها نمیتونن باور کنن که با قدرت ذهن لاغر بشیم 

      چون همیشه به عوامل بیرونی نگاه میکنن و همه دلایلمون جز باورهای ماست که ما رو چاق میکنه 

      ما با همین قدرت ذهن چاق شدیم همونطور که در افراد متناسب اونارو لاغر نگه داشته 

      پس اختلاف من با یک فرد متناسب چیه 

      چطور ذهن ما تونسته مارو چاق کنه 

      ما چکار کردیم که چاق شدیم چه رفتاری کردیم 

      چاقی محصول عادت های ماست 

      عادت ها چی هستن یک سری رفتارها هر روز ما اونا رو تکرار میکنیم 

      یک عادت ما رو هیچ وقت چاق نمیکنه و یک سری عادت مارو چاق میکنه و تکرار این عادت ها مارو چاق میکنه

      عادت ها میتونن هم به ما ضربه بزنن و هم ما رو موفق کنن

      بعضی فکر میکنن به خاطر مصرف مواد غذایی است من همکاری داشتم که من نصف ساندویچ میخوردم سیر میشدم و اون ساندویچ سه نونه میخورد و تازه نصف ساندویج منم میخورد و لاغر ومتناسب بود پس مواد غذایی باعث چاقی نمیشه 

      عادت چجوری ایجاد میشه عادت یک فکر ساده است و این فکر از تکرار شدن به عادت تبدیل میشه ما خیلی از عادت هامون رو خودمون انتخاب نمیکنیم بر اساس فکرها و باورها یی که در ما ایجاد شده این عادت ها ایجاد شده و ما در بزرگی یک تعداد دیگه رو هم اضافه میکنیم و یک عادت اشتباه رو هی اضافه میکنیم 

      تکرار فکر=عادت =باورها 

      وقتی ما یک چیز رو باور کنیم خود بخود در ما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت ما رو مطابق با باورمون میکنه 

      وقتی من شنیدم که به خاطر ارثی چاقم فقط یک باور بود و شنیدم که در بلوغ چاق میشیم در بلوغ جسمم مطابق باورم شد و من چاق شدم 

      من باور و عادت و جسم دارم 

      باور رو من به وجود نیاوردم و از دیگران شنیدم و از خانواده و جامعه و رسانه ها 

      وقتی باور در ما ایجاد شد ذهن ناخود اگاه میاد وسط و عادت هایی رو در ما ایجاد میکنه که جسممون رو مطابق با باورمون میکنه 

      عادت ها ناخود اگاه بوجود میاد 

      باور سازی با توجه کردن به موضوعات رو بوجود میاریم و ذهن ناخود اگاه عادت ها رو به وجود میاره و در نهایت جسم ما بر اساس عادت ها مون شکل میگیره 

      و بر خلاف کارهامون برای لاغری بود یعنی فقط بخش اخر که هیچ نقشی در چاق شدن رو نداره تحت فشار میزاشتیم 

      جسم ما عملا نقشی در چاقی نداره

      وقتی جسم رو تحت فشار قرار میدیم هنوز باورها سر جاشه و رفتارهامون سرجاشه و نمیتونیم نتیجه بگیریم  در موقع رژیم  چون رفتار اشتباهمون کم شده لاغر میشیم ولی اینو تا کی میتونیم ادامه بدیم وما نمیخوریم و ذهن دستور خوردن میده و چو ن بین عمل و دستور ذهن  ما اختلاف است برای همین خسته میشیم و رژیم رو رها میکنیم دوباره ذهن دستور میده فرمولهای قبلی رو و ما بازم چاق میشیم و بر میگردیم 

      ما وقتی ورزش میکنیم با باور این که لاغر میشم وسط راه خسته میشیم و رها میکنیم 

      وقتی من راه خودم رو برم و ذهنم کار خودشو بکنه نمیتونیم موفق بشیم 

      وقتی من باورم این باشه که طبیعیه که من چاق بشم در من رفتاری شکل میگیره که منو به سمت چاقی پیش میبره 

      و من در این دوره باورهایی پیدا میکنم که باور میکنم که میشه لاغر شد و رفتارهام فرق میکنه و من به اندازه ای که باورهام عوض بشه در نهایت جسم من هم عوض میشه و زوری نیست هر چی باورها بیشتر تغییر کنه عادت ها و رفتارها تغییر میکنه و در نهایت جسم ما تغییر میکنه 

      من خیلی از عادت هام در این دوره فرق کرده و ترس ازخوردن و ریزه خواری رو دیگه ندارم و مثل تصمیمات قبل نیست ناخود اگاه رفتار م تغییر کرده چون باورهام تغییر کرده 

       افراد چاق میل ندارم رو هیچ وقت ندارن ولی وقتی من در این دوره هستم واقعا میل ندارم و هر چی تعارف میکنن واقعا نمیتونم بخورم و میل ندارم وقتی نیاز ندارم و حس خیلی خوبی داره 

      ما نمیتونیم در مقابل عادت ها ایستادگی کنیم و باید با تغییر باورها این عادت هار و تغییر بدیم 

      وقتی فرمولها و باورها عوض بشه هماهنگی بین جسم  و باور ایجاد میشه 

      وقتی باورمون اینه که به دلایل مختلف چاق میشیم که ارثیه و بارداری و ازدواج و بالارفتن سن باعث چاقی میشه و اینها رو باور کردیم و یواش یواش رفتارهایی در ما ایجاد میشه که جسممون وقتی در اون شرایط قرار میگیریم شروع میکنه یواش یواش به چاق شدن ما منجر میشه 

      مثلا در ماه رمضان که حکمی بالاتر از دستور ذهنه و اینو میدونه وسوسه خوردن و سردردها بر اثر خوردن رو اجرایی نمیکنه و میزاره ماه رمضان که تموم میشه اونوقت باز دوباره دستوراتشو از سر میگیره و سردردهایی در ما ایجاد میشه که فکر میکنیم از نخوردن  است و دوباره شروع میکنیم به خوردن ها برای رفع سر  درد و مشکلات دیگمون که همه رو به خوردن ربط میدیم 

      من همیشه قبل از دوره هر وقت غذای پسرم اضافه میومد میخوردم یا وقتی غذا میکشیدم یک لقمه هم شده میخوردم و یا وقتی ماکارونی درست میکردم قبل از دم کشیدن دوست داشتم بخورم و هر کس تعارف میکرد میخوردم و لی حالا که این عادت ها تغییر کرده از پسرم میپرسم و هر چی میخواد براش میریزم تا غذاش اضافه نیاد و میلم نمیکشه که ماکارونی دم نکشیده بخورم و یاهر وقت سردرددارم قرص میخورم و استراحت میکنم و ربطش نمیدم به خوردن من الان فقط گرسنه میشم میخورم و هنوز سیر نشدم دست میکشم و هیچ چیز مثل تفریح و شادی و مریضی و همه مساعلم رو به خوردن ربط نمیدم 

      وقتی ما فرمولهای ذهنی  رو تغییر بدیم چه بخوایم و چه نخوایم لاغر میشیم 

      و ما که چاقیم وقتی به تناسب میرسیم قدرشو میدونیم و لذتی میبریم که انسانهای متناسب از لاغریشون نمیبرن 

      چون اونا به لاغریشون عادت دارن و براشون عادیه ولی ما که با این روش کل زندگیمون تغییر کرده لذت بی نهایتی داره که فقط باید بیای تو مسیر و درک کنی 

      شنیدن کی بود مانند دیدن و واقعا لذت بخشه بودن در این مسیر 

      خداوندا بی نهایت متشکرم که در این مسیرم  و مرا در این مسیر هدایت و حمایت میکنی 

      در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پریسا رهام
      ۱۴۰۱/۰۸/۲۴ ۱۳:۲۰
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      سلام بر استاد عزیز تمام دوستان 

      جلسه چهام و نتیجه که از سه جلسه گذشته گرفتم🥰

      چاقی چگونه ب وجود میاد:چاقی نتیچه افکار و رفتار های ما هستن که ب مرور باعث اینجاد چاقی در ما میشوند و در نتیجه جسم ما نشانگر این چاقی هست ما در تی مدت زمانی که دچار چاقی بودیم . همیشه دنبال راهی بدویم دا جسمو از چاقی ب لاغری برسانیم.غافل از این که چاقی ب وسیله افکار ،رفتار،و عادت های ما در ذهن ما ریشه بسته و تا زمانی که مشکل چاقی از ریشه حل نشود چاقی ما دائمی نخواهد بود.

      من ۲۰ روز پیش قبل این که با این سایت اشنا بشم چند تا دلیل و عامل چاقی خودم میدونستم عوامل بیرونی که هیچ ربطی در چاقی من نداشتن .

      اما این روزها یاد گرفتم که من با افکارم چه بلایی سر جسمم اورده ام و با تمام توان این افکار رو از خودم دور میکنم و افکار لاغری رو جایگزین میکنم چرا که من توانمند هستم.

      من در تی این یک سال که چاق شدم وقتی به یک سال قبل خودم فکر میکنم میبینم تفاوت هایی در من شکل گرفته که ب مرور در تی یک سال باعث چاقی من شده است.

      • عادت های چاق کننده من📌
      1. خوردن در حد خفگی و هم کردن مرز سیری و گرسنگی 
      2. وقتی میرفتیم رستوران یا فست فود چندین مدل غذا سفارش میدادم و چون پول داده بودم مجبور بودم اکثر اشو تا ته بخورم😐
      3. حالا این بارو بخور یه شب که هزار شب نمیشه😕
      4. چون ازدواج کرده بودم دلم نمی امد باقی مونده شام یا نهارو دور بریزم یا بقولی اسراف کنم😐ولی در حالی که سیر بودم میخوردم.
      5. بعد شام در حالی که در حد خفگی خوردم 😐چند تا میوه خوراکی دوبارع میخوردم.
      6. میرفتم خونه مادربزرگم کلا برام عادت شده بود که اونجا چون غذا هاش خوشمزه ان دو برابر بخورم.

      نگفتن کلمه میل ندارم و برعکس به همه چی میل داشتم. 

      ولی الان دیگه خیلی از این رفتار هارو ندارم . و در تی این ۲۰ روز تونستم سه کیلو وزن کم کنم .

      این یعنی ذهن و جسم من آماده تغییر و رسیدن ب لاغری هست و من در این راه شگفتی خواهم شد😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سنا
      ۱۴۰۱/۰۸/۰۶ ۱۳:۲۰
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 528 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد 😇
      سلام و درود☺️

      فایل چهارم عادت های چاق کننده…

      وقتی میخواستم تمرین این قسمت رو بنویسم،دستم ار تایپ کردن ایستاد و ذهنم شروع کرد به فکر کردن…
      چه زمانی…
      چه مکانی…
      چه شخصی…

      نمیدونم هیچ کدوم رو نمیدونم
      یادم نمیاد
      هر چی فکر میکنم یادم نمیاد…
      یادم نمیاد از کجا شروع شد
      یادم نمیاد اولین نفر کی بود
      فقط یادم میاد به یه سنی رسیدم و کلی عادت های اشتباه دارم😔

      1️⃣عادت تند غذا خوردن

      2️⃣عادت زیاد گذاشتن غذا در دهان با این توجیح که کم کم مزه نمیده

      3️⃣عادت زیاد روی در خوردن

      4️⃣عادت اینکه لقمه آخر رو باید خیلی خوب و پر و پیمون بخوری

      5️⃣عادت اینکه الان تا جایی که میتونی بخور وگرنه وقتی که گشنت شد حسرت میخوردی که چرا کم خوردم

      6️⃣عادت اینکه وقتی گرسنه هم نیستی،تنقلات رو باید بخوری

      7️⃣عادت اینکه زیاد بخور تا جون بگیری و جون داشته باشی

      8️⃣عادت اینکه کامل سیر شدی ولی باید حتما ته بشقاب رو تمیز کنی و غذا توش نمونه

      9️⃣عادت اینکه غذای خوب مثل قورمه سبزی رو باید دوتا بشقاب بخوری
      🔟عادت اینکه حتما حتما باید به حد سیری کامل برسی بعد از سر سفره پاشی

      1️⃣1️⃣عادت اینکه سرکار بودی زیاد بخور خسته گیت در بره

      2️⃣1️⃣عادت اینکه مریضم باید زیاد بخورم زود خوب بشم

      3️⃣1️⃣عادت اینکه ناراحتم باید بخورم تا آروم شم

      4️⃣1️⃣عادت اینکه حوصلم سر رفته باید بخورم تا مشغول شم

      5️⃣1️⃣عادت اینکه جشنه باید زیاد بخورم

      6️⃣1️⃣عادت اینکه عزا هستش بخور و فاتحه بخون

      7️⃣1️⃣عادت کم تحرکی با این توجیح که چه دختر خانوم و مظلومیه از جاش تکون نمیخوره

      8️⃣1️⃣عادت هر چیزی رو خوردن با اینکه خوشت نمیاد با این توجیح که چه دختر خوبیه اصلا واسه غذا غُر نمیزنه

      9️⃣1️⃣عادت اینکه سوپ و این مدل غذاهایی باید با یک عالمه نون خورد تا سیر شد وگرنه خودشون غذا نیستن که

      و کلی عادت های دیگه که الان یادم نمیاد…

      یکی یکی عادت هام رو چک میکردم
      میگفتم آره
      عادت هام اشتباه بودن که من چاق شدم
      غذا خوردنم اشتباه بود
      کم تحرک بودم

      همینجور داشتم فکر میکردم و میرفتم جلو که یک آن تابلوی ایست جلوم سبز شد🛑⛔🛑

      صبر کن ببینم سنا خانوم
      تو که دوباره داری برمیگردی و گیر میدی به غذا🍪🍩🍿🍫🍬🍧🍨🍦🥧🧁🍰🎂🍮🍭

      خودتو این وسط یادت رفت🙄🤔

      آره درسته این عادت های اشتباه هستن ولی فاطمه هم تمام این عادت هارو داره تازه بیشتر پس چرا لاغره😑🫤😐

      ذهن تو و فاطمه با هم فرق داره
      اون باور داره و همیشه از زبونش شنیدی که ما خانوادگی هر چی بخوریم لاغریم…

      و تو هم همیشه میگی ما خانوادگی آب بخوریم چاق میشیم…

      ✅ذهن و باور تو هستن که عادت هارو ساختن نه غذا ها✅

      تو،تو ذهنت باور سازی کردی که اگه یه قاشق بیشتر بخورم اینا چربی میشه تو بدن

      تو ذهنت باور سازی که امروز که سرکار بودم و نشد ورزش کنم حتما چاق میشم

      عادت های غذایی خیلی مهم هستن ولی اون باوری که تو درمورد اون عادت ها داری مهم تره

      لبخند روی لبام اومد از بحث و نتیجه ای که توی ذهن خودم گرفتم😀😃😄😁☺️😊😇🙂🙃😉😌

      توی این راه از هر طریقی میای تقصیر رو گردن عوامل بیرونی بندازی ولی بازم نمونه پیدا میکنی که برگرد درون خودت
      هر چی هست درون خودت ،توی ذهن و فکر و باورهای خودت وجود داره و تو به راحتی میتونی سیم کشی ذهنت رو با تمرین و تمرین و تمرین اون چیزی که دوست داری درست کنی…

      راستی یادت نره هااااا من میل ندارم الان😋😋😋😋

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش 🥰

      میخواهم میتوانم میشود 🤩🤩🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار پریسا
        ۱۴۰۱/۰۸/۰۹ ۱۶:۲۱
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سنا حرف هات نتیجه گیریت خیلی خوبن عالی هستی مطمعن ام ب زودی زود ب نتیجه‌ای دلخواهت می‌رسی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین
      ۱۴۰۱/۰۶/۲۱ ۱۵:۳۵
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم 

      به خودم میبالم که یه همچین خدایی دارم که انقدر ما انسانها را زیبا خلق کرده چقدر منظم و دقیق که مغزم دستورات اساسی زندگیم رو صادر میکنه و اینکه خوردن و در اختیار خودمون گذاشته چقدر خدای من بزرگ و قادر و تواناست واقعا به خودم میبالم که خدای بزرگی دارم به این بزرگی که در وصف نگنجد خدایا شکرت که تو خدای منی 

      عادتهای غذایی من :

      1- وقتی غذا میخورم فکر نمیکنم که حالا سیر شدم یا نه دوباره غذا میخورم بعد که سنگین میشم و خواب آلود میشم میفهمم که زیاد از حد خوردم

      2-ریزه خواری دارم اینکه احساس میکنم همش گرسنه هستم و باید دهنم بجنبه 

      3- بعد از رژیمهای زیاد که برای خوردن بعضی از غذاها محدودیت داشتم الان که رژیم نیستم میگم بخورم بخورم شاید دوباره رژیم گرفتم نتونم از اینا بخورم 

      4- هر موقع گرسنه میشم یکساعت با خودم فک میکنم که حالا چی بخورم با اینکه غذا داریم ولی من درگیر اینم که یه چیز هیجان انگیز بخورم در حالیکه آدم گرسنه با یک تکه نان هم سیر میشه 

      5-وقتی کار فیزیکی یا فکری انجام میدم فکر میکنم که باید حتما یه چیز شور بخورم چیپس و پفک و حالا دقیقا من هر روز یا کار فیزیکی دارم یا کار فکری 

      6- هر چیزی که تو یخچال یا رو میز میبینم با اینکه گرسنه نیستم باید تستش کنم 

      7- ناتوان دیدن خودم در کنترل خوردنم اینکه من همینم که هستم عوض نمیشم دنیا رو سخت نگیر چاقی که هستی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۶/۲۱ ۱۱:۳۴
      مدت عضویت: 1767 روز
      امتیاز کاربر: 9011 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      سلام به دوستان عزیز و استاد گرامی

      تا به حال چندین بار این فایلو گوش دادم من حدود ۱۰ کیلو اضافه وزن دارم هر وقت این فایلو گوش میدادم میگفتم من نهایتا یه عادت داشته باشم اونم خوردن چند لقمه بیشتر سر سفره غذا هست امروز فهمیدم تمام افکاری که در طول روز نسبت به خوردنم دارم عادت محسوب میشه من شدیدا ترس از خوردن دارم حتی میتونم بگم عادت های فکری من بیشتر از عادتهای جسمی منو چاق کرده البته من عادت تند خوردن هم دارم ولی فکر میکنم افکارم بیشتر چاقم میکنه چون احساس میکنم نسبت به قبل خوردنم کمتر شده ولی ترس از خوردن بیشتر امیدوارم بتونم این افکار منعی رو کنار بگزارم و صاحب یه جسم زیبا بشم البته که همین طوره و من تا روزی که به تناسب اندام برسم این راهو ادامه میدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ثنا
      ۱۴۰۱/۰۶/۱۳ ۱۵:۱۳
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      سلام استاد عزیز🌺🌺

      من ازوقتی با این سایت اشنا شدم خیلی راحت میتونم بگم میل ندارم به شیرینی یا چایی و میوه بعد از غذا به خیلی ازعادت های اشتباه گذشتم راحت میگم میل ندارم برای خودمم جای تعجب داره که واقعا نمیتونم بخورم 

      من فرد متناسبی بودم تا 18 سالگی خودم عادت هامو تعییر دادم :

      1. تند تند غذا خوردن
      2. زیاد روی در خوردن همون پرخوری
      3. ساعت 12 شب به بعد غذا خوردن برای چاق شدن که دیگه تبدیل به یه عادت بد شده بود و من ساعت 4 صبح شروع میکردم غذا خوردن همراه بامخلفات فراوان
      4. خوردن نوشابه و انواع ابمیوه چون قبلا اصلا دوست نداشتم ولی وقتی عادت هام تعییر کرد میخوردم
      5. خوردن یه سری غذا ها یا مواد غذایی که تونوجوانی به شدت ازشون بدم میومد مثل ماست موسیر ،بادمجون،کیک های مثل یزدی و….،نوشابه،لوبیا پلو،ماهی،سالاد الویه و خیلی چیزای دیگه که تو چاقیم برام مهم نبود حتی گاهی وقتا هوسم میکردم و میخوردم اونم با ولع زیاد
      6. خوردن نون با غذا
      7. خوردن هر چیزی که سرسفره بود باید از همه تست میکردم
      8. بلافاصله بعد از غذا خوابیدن
      9. تنبل شدن کسل شدن بعد از خوردن غذا
      10. چاق که بودم هی میگفتم این حیف اینو نریزیم بخورمش کاری که تو نوجونی نمیکردم

      خوردن چیزای چرب

      تمام این عادت های اشتباه رو خوردم به وجود اوردم وقتی از لاغری زیاد خسته شده بودم اما الان به لطف خدای مهربان و استاد عطارروشن عزیز تونستم این عادت ها رو تعییر بدم و سعیم اینه کلا خودم رو برگردونم به 17 سالگیم و 70%تونستم و انشالله که بقیشم درست میشه و من متناسب میشم چون من لیاقت اینو دارم متناسب باشم حق انتخاب دارم 🌹

              (من میل ندارم )

          ( آسان ترین کار دنیا متناسب شدن است)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۵/۲۹ ۲۱:۰۵
      مدت عضویت: 2350 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 371 کلمه

      سلام

      من که الان دروضعیت تناسب اندام خوبی هستم دیگه برام سخت ودشواره که بیام فکر کنم که قبلن چه باورهایی داشتم که چاق شدم .

      چون الان دارم هرلحظه از جسمم لذت میبرم وفکر کردن به گذشته بهم حس خوبی نمیده .

      چون من وقتی اومدم روی باورهام کار کردم عادتهام ورفتارهام تغییر کرد ومتناسب شدم .

      اما بازم ادامه میدم .

       به این صورت که روزی چند بار بابت تناسب اندام عالیم خدا روشکر میکنم .

      وقتی فرد متناسبی رو میبینم از ته دلم اون و خانوادش رو تحسین میکنم که آفرین که فرمولهای فابریکی ذهنش بابت تناسب اندام رو دستکاری نکرد و باری کلا به خانوادش که باورهای مخرب چاقی رو وارد ذهن این فرد نکردن .

      یا وقتی افرادی رو میبینم که درشزایطی هستن که من اون شرایط رو قبلن عامل چاقی میدونستم ولی اونها همون شرایط را دارن ومتناسبن لذت میبرم .

      مثلا دخترهمسایمون یه پسر ۷ ساله داره وشکمش تخت تخت هست و تو دلم تحسینش میکنم . و….

      یا وقتی میبینم که خانوادم خواهرم رو سرزنش میکنن بابت خوردن . یهو یادم میاد که منم قبلن این مشکل رو داشتم و الان دیگه ندارم . اون میگه گرسنمه . ضعف دارم و …

      یا چند روز پیش دوستم بهم زنگ زد که من میخام زیر چشمم رو ژل تزریق کنم چونکه با رژیم تونست کلی وزنش رو پایین بیاره و قیافش بهم ریخت . ومنم به وزن ایده آلم تقریبا رسیدم اما احتیاج به ژل و… ندارم متوجه شدم تنها راه درست متناسب شدن به روش ذهنی هست . 

      هزاران بار خودم رو تحسین میکنم که پارسال وقت باارزش خودم رو واسه خودم اختصاص دادم واز کلی کارهای بیخود دوری کردم و این مسیر رو طی کردم .

      الانا کمتراز گذشتم و چاقیم یادم میاد مگراینکه موضوعی مطرح بشه وتازه یادم میاد که منم اون رو داشتم الان ندارم .

      یه مانتو عید بود خریدم . والان رفتم بپوشم دیدم اصلاقابل پوشیدن نیست ازبس گشاد شده وناجور شده . 

      تازه تفاوت ها رو احساس میکنم ..بیخود نبود داداشم گفت معلومه داری چی کارمیکنی شبیه دخترای ۱۵ ساله شدی .

      خیلی خوشحالم و خدا روشکر میکنم و ازاستاد عزیز سپاسگزارم که حامی ومشوق من بود تواین مسیر وبا انتشار این آگاهیهای ناب کمکم کرد به قدرت ذهنم واقف بشم و اون روجهت رسیدن به خواسته هام برنامه ریزی کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Shahrbanou
        ۱۴۰۱/۰۵/۳۱ ۲۱:۳۵
        مدت عضویت: 2300 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 71 کلمه

        سلام دوست خوب و شگفتی سازم خانم متناسب شاد

        تبریک  ویژه دارم خدمتتون بابت این همه تغییرات  عالی در فکر و جسمتون ….  

        فقط یک سوال  :   شما پیام صوتی هم برای سایت  فرستادید که رمز و راز موفقیتتونو  بیان کرده باشید  اگر فرستادید  نام و نام خانوادگیتون  چی بوده  …؟؟؟؟

        خیلی علاقمندم  صحبتای شگفتی سازان رو به متن برگردونم  هم خودم  ازش استفاده  کنم هم دوستانم …

        ممنون میشم پاسخم رو بدید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار متناسب شاد
          ۱۴۰۱/۰۶/۰۱ ۰۱:۱۹
          مدت عضویت: 2350 روز
          امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 97 کلمه

          سلام دوست عزیز

          مرسی از لطفتون

          مسیری که من طی کردم گام به گام در کامنتهام نوشتم ‌. وواقعا کمک کننده هست برای افرادی که تو این مسیر هستند .

          چونکه نحوه انجام  تمرینات عملی رو که انجام دادم نوشتم که تاثیر شگفت انگیزی در روند لاغریم داشت .

          که میشه گفت جهاد اکبر بوده بر علیه یه سری باور مخرب .

          درقالب یه فایل صوتی اصلا نمیگنجه . چون با جزییات نوشتم .میتونین کامنتهای اول تا الانم رو بخونید .

          الانا که دارم دوره رو مرور میکنم نه به اجبار بلکه با عشق .

          برای خودم خیلی مفید و کمک کننده هست .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار Shahrbanou
            ۱۴۰۱/۰۶/۰۱ ۱۳:۳۵
            مدت عضویت: 2300 روز
            امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 111 کلمه

            سلام دوست عزیز  خانم متناسب شاد ،

            ممنون از پاسختون  …. پیدا کردن کامنتهای شما  بین همه دیدگاهها کار زمان بری  هست …..و از عهده من برنمی آد  مگر اینکه اتفاقی به  دیدگاههای شما  دسترسی پیدا کنم ….

            ولی اگر  مینشستید یک‌پیام خلاصه صوتی هم میگذاشتی  خیلی خوب بود ….

            من از الان  می دونم که  هر وقت به تناسب دلخواهم برسم  دیدگاهی که برای ایستگاه دهم  نوار مثبت زمان نوشتم  رو با  مقداری  ویرایش  به عنوان  پیام یک شگفتی ساز  به صورت صوتی  برای استاد می فرستم   تا بنا به پذیرش  روحی و فکری دوستان  مورد استفاده قرار بگیره  و ایجاد انگیزه بیشتری کنه …..

            شاد و موفق و متناسبتر باشی  دوست عزیز 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم