سالها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف میکرد، برمیداشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمهی «میل ندارم» برای من از فتح قلهی اورست سختتر بود. امروز میدونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بیارادگی؛ یکی از همون عادتهای چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.
این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در سه جلسهی قبل دلیلهای بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روشهای لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدیتر میشه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرینهاش رو کامل انجام بده.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد
در این چند سال خیلیها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا دربارهی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیلهای بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب میخورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».
برای خیلیها سخته باور کنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحتتر نشون بدم، راه سادهای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.
یه نیرو در وجود همهی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی سادهترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، میتونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.
🔁 عادتهای چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعهای از عادتهاست
ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادتهای ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.
یه نکتهی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچکس رو چاق نمیکنه. چاقی نتیجهی مجموعهای از عادتهای اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.
سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمیزنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کمکم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سالها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همینطور آرومآروم و بیصدا ساخته میشه.
عادتها فقط آدم رو خراب نمیکنن؛ آدم رو موفق هم میکنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادتها رو تکرار میکنه و یه آدم چاق یه سری عادتهای دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاقها و لاغرها، فرق در عادتهاشونه.
فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست
خیلیها فکر میکنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدمهای متناسب تقریباً همون غذاها رو میخوریم. بعضیها هم فکر میکنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدمهای زیادی رو میدیدم که از من بیشتر میخوردن ولی متناسبتر از من بودن.
حتماً تو هم آدمهایی رو میشناسی که با حسرت بهشون نگاه میکنی و میگی «ببین چقدر میخوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیینکننده است و نه مقدارش. فقط عادتها با هم فرق دارن.

🌱 عادتهای چاق کننده چطور شکل میگیرن؟
عادت یه فکر ساده است که تکرار میشه، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. خیلی از عادتهامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادتهاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادتها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبهخود ساخته شدن.
وقتی بزرگتر شدم، یه سری عادتها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدمهای چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد میگیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفتوآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادتهای خودم اضافه کنم.
حالا سؤال اینه که خود عادتها از کجا میان؟ عادتها از باورها شکل میگیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبهخود عادتهایی در تو شکل میگیره که وضعیتت رو شبیه باورت میکنه.
انسان رو میشه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته میشه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرفهایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانهها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادتها پل بین باور و بدن ما هستن.
مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کمکم عادتهایی در اون شکل میگیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازهی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا میکنه.
در خانوادهای که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن ولی بچهی چهارم متناسبه، برو از همون بچهی چهارم بپرس دربارهی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق میشد.
یکی از همراههای سایت در بخش نظرات یه جملهی خیلی خوب نوشته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همهی عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
یعنی چیزی که در خانوادهها نسلبهنسل منتقل میشه، بیشتر از ژن، باورها و عادتهاست.
🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟
روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار میکردیم؟ میرفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجهی باورها و عادتهامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادتها سر جاشون بودن.
من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادتهام رو کمتر تکرار میکردم، اون هم تا وقتی که میتونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو میرسوند، ذهنم هم مدام سعی میکرد عادتها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته میکرد.
داستان باشگاه رفتن من
یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده بودم و هزینهاش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. میگفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا میرم». در حالی که بقیهی بچههای باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامهشون رو اجرا میکردن.
فرق ما چی بود؟ اونها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش میکردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق میمونم». همین یه باور کافی بود تا همهی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت میرفتم و کمی تغییر میکردم، ولی تا یه هفته نمیرفتم، دوباره همون آدم قبلی میشدم.

🗓️ چرا تصمیمهای «از فردا» جواب نمیده؟
چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمیخورم» یا «از فردا دیگه ریزهخواری نمیکنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبهی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمیزنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.
دلیلش سادهست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچوقت. بنابراین با تصمیم هم نمیشه لاغر شد. راهش تغییر باوره.
«میل ندارم»؛ سختتر از فتح اورست
یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیهی روشها همین دو کلمهست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سختتره.
من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف میکردم و اون میگفت «میل ندارم»، برام خندهدار بود. میگفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام مینویسن که خیلی راحت میتونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادتهاشون خودبهخود تغییر کرده.
از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز میتونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب میشی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون میده که عادت با تصمیم عوض نمیشه.
🧩 چند باور رایج که عادت چاقکننده میسازن
«بعد از ۴۰ سالگی سوختوساز پایین میاد»
خانمهای زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام میدن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون میپرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانمها به ۴۰ سالگی که میرسن، سوختوسازشون پایین میاد و چاق میشن؟». تقریباً همه میگن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همینطور شدیم».
یعنی این جمله رو سالها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادتهایی در اونها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.
«این دارو اشتها رو زیاد میکنه»
کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد میکنه». از همون روز باور شکل میگیره و بعد آدم میگه «از وقتی این قرص رو میخورم، تند تند گرسنهام میشه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا میخورد.
خیلیها پرخوری رو با اشتها اشتباه میگیرن. خیلیها هم میگن هر یکی دو ساعت گرسنه میشن. همهی اینها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار میبره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.
«اگه معدهام خالی باشه سردرد میگیرم»
خیلیها باور دارن اگه غذا نخورن یا معدهشون خالی بمونه، سردرد میگیرن. ولی همین آدمها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون میدونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمیتونه با سردرد اونها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلیها دوباره به همون عادتهای قبلی برمیگردن.
«بدنم شیرینی میکشه»
یکی از عادتهای قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا بهجای قند، شکلات بخورم. اینها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلیها میگن «بدن من شیرینی میکشه». ولی بدن آهنربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی میکشید، چرا بدن خیلی از آدمها اصلاً نمیکشه؟

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟
در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همهی اینها فقط نتیجه رو هدف میگیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادتها خودبهخود عوض میشن و در نهایت بدن هم تغییر میکنه.
این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجههای متفاوتی میگیرن. هر کسی به اندازهای که باورهاش عوض میشه، عادتهاش و بعد بدنش تغییر میکنه. زوری در کار نیست.
چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادتهامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادتها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادتها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی میشه.
👔 لذتی که لاغرها هیچوقت تجربه نمیکنن
ما آدمهایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدمهایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمیدونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.
من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، میدونم این حس چقدر لذتبخشه. چند سال پیش کتی که امروز میپوشم اصلاً به تنم نمیرفت. ولی حالا سایز لارج میپوشم و هر بار که لباس مورد علاقهام رو تنم میکنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت میبرم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادتهای چاق کننده
شناختن فرق عادتهای خودت با عادتهای آدمهای متناسب کمک میکنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.
مرحله اول: عادتهای غذاییت رو پیدا کن
- عادت چیه و به چه رفتاری عادت میگیم؟
- عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستن؟
- فهرستی از عادتهای غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر میکردی باعث چاقیت شده.
سختگیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادتهای من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات میخوردم.
یادت باشه هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست. یه عادت وقتی چاقکننده میشه که باورت دربارهاش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمیتونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر میکردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.
مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»
نگاهت به جملهی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر میتونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضیها خیلی راحت میگن «میل ندارم» ولی تو نمیتونی؟
از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.
اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده میکنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. عادتهای چاق کننده چه عادتهایی هستن؟
رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزهخواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست؛ باور ما دربارهی اون عادته که اون رو چاقکننده میکنه.
۲. عادتها از کجا میان؟
از باورها. وقتی یه جمله رو بارها میشنویم و باورش میکنیم، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیرهی چاقی اینطوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم عادتهام رو ترک کنم؟
چون این عادتها رو با تصمیم نساختی. هیچوقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمیشن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبهخود تغییر میکنه.
۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟
چون بهجای بدن، سراغ باورها و عادتها میره. همونطور که چاقی به خاطر عادتها همیشگی بود، وقتی عادتها عوض بشن، تناسب هم همیشگی میشه.
امتیاز 4.13 از 298 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به استاد عطار عزيز
موافقم كه ما با يك عادت چاقي انقدر چاق نميشديم …بلكه مجموعه اي از عادت ها هستن كه باعث اضافه وزن ما شدن
وقتي داشتم اين درس رو ميديم در ذهنم آمد افراد آسيايي مثل كره اي يا چيني كه در اطراف من زياد هستن
اونها هر روز برنج ميخورن
خوب ميتونيم بگيم اين شايد
شايد
يك عادت خوب نباشه
ولي به قول شما اونها فقط يك عادت يكم بد دارن
اونم به نظر ما چاقا بد هست برنج خوردن
ولي همين كره اي ها يا چيني ها يا حتي ژاپن رو وقتي ميخواهي شيرينيشونو بخوري …اصلا شيرينيش انقدر كمه ما ايرانيا دوست نداريم شيريني جات اونها رو
يا از طرفي انقدر غذاهاي دريايي زياد ميخورن كه ميشه از عادت خوبشون نام برد
و عادت هاي خوبي كه ازشون ميتونم بگم اينه كه بسيار اهل ورزش و تحرك هستن بيشتر پياده روي ميكنن
توي باشگاه كمتر ميبينمشون ولي هر وقت ميريم كوه يا پارك تعداد زيادي از اين اقوام رو ميبينيم
و همين عادت خوبي كه از اونها ديدم خيلي روي من تاثير گذاشته
يه مدت كه پياده روي يا كوه نميرم
از اين ناراحت نيستم كه كوه نرفتم يا پياده روي نكردم و از سلامتيم كاسته شده
از اين ناراحتم كه اين عادت خوب توي زندگيم كم رنگ شده
و هر وقتم رفتم پياده روي يا كوه از اين رو كه يك عادت خوب هست و كيفيت لايف استايل من رو بهتر ميكنه بهش نگاه كردم نه چيزي كه قراره من رو لاغر كنه
استاد خود من كه اضافه وزن دارم خواهر برادرهايي دارم كه اصلا اضافه وزن ندارن
و در خانواده ما فقط من و مامانم هستيم كه اضافه وزن داريم
چون مامانم خيلي به من وابسته بوده و به قول خودش خيلي از خدا دختر ميخواسته
نميدونم حالا اين نوع علاقه مادرم به من آيا تاثير گذار بوده در چاقي من يا نه چون من در كودكي لاغر بودم
چقدر توضيح مهمي بود كه ما هر بار رژيم گرفتيم فقط اون بخش آخرش رو تغيير داديم در صورتيكه بخش هاي قبلي كه باعث چاقي ما شده بودن رو براشون كاري نميكرديم
چون اصلا من باور نميكردم كه ذهنم من رو چاق كرده
من فكر ميكردم غذا من رو چاق كرده من فكر ميكردم بعضي مواد غذايي هستن كه خيلي بيشتر من رو چاق ميكنن
مثل اينه براي من كه، من فقط جلوي درب ورودي خونه رو تميز كنم و كل خونه همونطور كثيف ميمونه
به نظرم همون جلوش تميز باشه در نظر همه تميز باشه مهمه
ولي غافل از اينكه داخل خونه انقدر كثافت هست كه اگر اونها رو تميز كنم …نا خود آگاه جلوي درب خونه هم تميز خواهد شد …مگه جلوي درب خونه چقدر از فضاي خونه ست
مهم كل بقيه خونه ست كه بايد تميزش كنم تا پاكيزگي مشخص بشه در خانه
موقعي كه درس ميديد من توي ذهنم دنبال مثال براش ميگردم تا بشينه توي مغزم آموزش هاتون
مثل اينكه شما گفتيد مگه ما چند ساعت در طول شبانه روز غذا ميخوريم
استاد درباره باشگاه با شما موافقم
چقدر ماهانه پرداخت ميكرديم و چندين روز از ورزش و باشگاهمون ميسوخت با همون افكار و عادت هاي چاق كننده
ريزه خواري كه نگم براتون
من متوجه شدم دوست متناسبم اصلا ريزه خواري نميكنه
منم دوست دارم اين عادت رو در خودم ايجاد كنم
ميخوام اينطوري بهش نگاه كنم كه چقدر خوشگل تره كه وقتي بين غذا كسي چيزي بهم تعارف ميكنه بگم نه ميل ندارم ممنونم
يا بگم اگر بين غذا چيزي بخورم ديگه نميتونم غذا بخورم
ميخوام اينطوري و از اين روش استفاده كنم
نميدونم اين تمريني كه ميخوام ازش استفاده كنم جواب ميده يا نه
استاد من يك تغييري از اين 49 روز حضورم در اين سايت بگم
ديروز كه رفتيم رستوران من فقط سوپ سفارش دادم
و نوع اين منو اينطور بودش كه نان استاپ سوپ مي آوردن واسه مشتري
خلاصه من كه هميشه سوپ رو فقط پيش غذا ميدونستم و به عنوان غذا بهش نگاه نميكردم ديروز به عنوان غذا سفارش دادم و با اينكه هر چقدر ميخواستم و هر چند بار ميخواستم برام سوپ مي آوردن من فقط دو بار به اندازه يك پياله كوچيك سوپ خوري سفارش دادم با سه تيكه نون
خودم باورم نميشد كه من رفتم رستوران و فقط سوپ رو به عنوان غذاي اصلي سفارش دادم
حالا اين تغيير از كجا در من ايجاد شده!!؟
از اونجا كه من هي دوست متناسبم رو ميارم توي ذهنم و ميبينم اون هر چي سيرش كنه رو به عنوان غذا ميخوره
مثل همين سوپ
در حاليكه من كه اضافه وزن داشتم هميشه سوپ رو به عنوان پيش غذا ميخورم بعدم يه غذاي ديگه سفارش ميدادم
تفاوت بين من و دوست لاغرم تنها تفاوت در باور من و اون هست
اون سوپ رو به عنوان غذاي اصلي ميدونست
من سوپ رو پيش غذا ميدونستم
اون راحت ميتونه يك غذايي كه براي يك نفر هست رو با يك نفر ديگه شريك بشه و جالبه ميگه سير شدم
جالبه منم كه باهاش بودم و پيش ميومد يك غذا رو با هم شر كرديم از انرژي اون منم احساس سيري ميكردم با همون نصفه غذا
و همه چيز در ذهن ماست
همه چيز انرژيه
ممنونم از اين فايل پر محتوا
نشان های دریافت شده
سلام و درود به همراهان و استاد گرامی ▪︎
از متن این فایل مقاله ای در سمت و سوی لاغر شدن تنظیم کردم با عنوان عادتهای لاغر کننده ▪︎
__________________________________________________________
عادت های لاغر کننده مجموعه رفتاری است که به واسطه افکار لاغر کننده در ما شکل می گیره و تاثیر مستقیم در لاغر شدن ما دارن ▪︎
عده زیادی نمی تون تصور کنن که می شه با قدرت ذهن لاغر شد و وقتی صحبت از این روش می شه باعث شگفتی اونا می شه ▪︎
توضیحات فایل امروز آگاهی بسیار عالی در زمینه قدرت ذهن در لاغری دراختیار ما قرار می ده▪︎
نیروی ذهن افراد متناسب با نیروی ذهن افراد چاق کاملا شبیه به همه ▪︎ اما سوال اینجاست، چرا این نیرو در بعضی از افراد سبب تناسب اندام و در عده ای سبب اضافه وزن میشه ؟
هر کسی که تونسته باشه مسئولیت چاقی خودشو بپذیره و کسی وچیزی غیر از خودش ، افکارش و رفتارش رو مقصر چاقیش ندونه این آدم می تونه مسئولیت لاغری خودشو هم بپذیره و در این مسیر قدمهای محکم و موثری برداره ▪︎
لاغری و تناسب اندام محصول عادت های متناسب کننده است.
عادت های لاغر کننده، رفتارهای صحیح و تکراری هستند که به صورت ناخودآگاه در ما شکل می گیرن و برای مدت طولانی تکرار میشن این رفتار در افراد مختلف متنوع هست و در همه افراد بیش از یک رفتاره ▪︎ مثلا نخوردن حتی یک لقمه روی سیری ….
به این شکل که هر فرد لاغر مجموعه ای از رفتارهای صحیح تکراری داره که به عادتهای لاغر کننده اون فرد تبدیل شده و نتیجه این رفتار و عادتها ، لاغری است.▪︎
عادت های لاغر کننده بر اساس انتظار ما از لاغری شکل میگیرن ▪︎
زمانی که افکار و فرمولهای لاغر کننده در ذهن ما ذخیره میشن به تصاویر ذهنی لاغر کننده تبدیل میشن و به واسطه شکل گیری تصاویر لاغر در ذهنمان ، به مرور انتظار لاغر شدن در ما شکل میگیرد ▪︎
بر اساس انتظار لاغر شدن که در ما شکل گرفته به مرور رفتارهایی در ما شکل می گیره که به دلیل بارها تکرار شدنشون به عادت های لاغر کننده در ذهن ما تبدیل میشن ▪︎
اونایی که بارها برای لاغر شدن اقدام کردن و نتیجه مطلوب و پایدار نصیبشون نشده چون همیشه به اشتباه جسمشونو از طریق برنامههای رژیم غذایی و انجام ورزشهای سخت و طولانی تحت فشار قرار دادن و دلیل اینکه از سعی خود نتیجه مناسب و پایدار کسب نکردن اینه که تلاش فیزیکی تاثیری در تغییر تصاویر چاقی ذهن و عادت های چاق کننده نداره و بنابراین نتیجه سعی و تلاش اونا شکست خوردن بوده است ▪︎
تاثیر عادت ها در لاغر شدن▪︎
لاغری حاصل عادت های لاغر کننده است.▪︎
مقدار غذا و تنوع غذایی در لاغر شدن اهمیت چندانی نداره بلکه مهم رفتار ما در برابر مواد غذایی است که باعث شکل گیری تناسب اندام و یا عدم تناسب در جسم ما میشه ▪︎
عادت چیست ؟فقط یک فکر ساده است که بر اثر تکرار شدن به عادت تبدیل میشه ▪︎
عادت های لاغر کننده از تکرار واکنش های ما در برابر مواد غذایی ایجاد می شن ▪︎
اگر شما از کودکی بارها شنیده باشی که لاغری در خانواده شما ارثیه، تکرار این فکر به ظاهر ساده سبب می شود که شما در ذهن خود بپذیری که لاغر شدن شما کاملا طبیعیه و چه بخواهی،چه نخواهی لاغر خواهی شد چون ژنتیک شما لاغر شدنه ▪︎
در اینجا لازم به ذکرهست که به یاد داشته باشیم لاغرها در مورد علت لاغریشون همیشه افکار و باورها و اعتقادات صحیح ندارن اما هر چی که هست نتیجه اش براشون تناسب اندام و لاغری بوده و هست ….لاغرها دو دسته هستن یک دسته از وضعیت جسمانیشون کاملا راضین و تلاش نمی کنن که چاق بشن و علت لاغریشون هر چی که باشه با خوشحالی درباره اش حرف می زنن مثلا میگن من هر چی و هر چقدر و هر وقت بخورم چاق نمیشم بنابر این ممکنه عادت به پرخوری هم پیدا کنن …لاغرهای پرخور شدیدن مورد توجه چاقهایی هستن که دوست دارن همه چی بخورن هر چقدر و هر وقت که دلشونمی خواد اما لاغر باشن و از شر رژیم و ورزشای سخت رها باشن …..اما پرخوری بعضی از آدمای لاغر وقتی کار دستشون می ده که این باور به دلیلی شکسته بشه …مثلا باور کنه که با بالا رفتن سن سوخت و ساز می آد پایین و این یک تهدیده براشون چون اعتقاد شایع بر این هست که با پایین آمدن سوخت و ساز باید خوردنی ها محدود بشن ولی چون اینا عادت به پرخوری دارن از یک سنی به بعد شروع می کنن به چاق شدن …
دسته دوم از لاغرها تحت تاثیر صحبت اطرافیان به جسمشون ایراد می گیرن و میگن این حد لاغری خوب نیست اما چون باورهای لاغر کننده دارن محاله چاق بشن به هر دری می زنن نیم کیلو به وزنشون اضافه نمیشه هر چقدرم پودرای گیاهی یا شیمیایی افزایش اشتها می خورن فایده ای براشون نداره ▪︎ اینجا باورهای محدود کننده کارو براشون سخت می کنه مثلا اگر باور داشته باشن در چاقی هیچ استعدادی ندارن ، سوخت و سازشون بالاست ،ارثی لاغرن و امثالهم ..و به دلیل این باورها همیشه انتظارشون از خودشون لاغریه ▪︎
جهت صحبت ما در اینجا اونایی کهچاقن و می خوان لاغر بشن اما باید بدونن :وقتی می تونن براحتی لاغر بشن کهانتظار لاغر شدن در ذهنشون نهادینه شده باشه ، به مرور عادتهای لاغر کننده در اونها شکل بگیره و به راحتی با تکرار اون عادتها وضعیت جسمانیشون از حالت نامتناسب به حالت متناسب تبدیل بشه ▪︎
اهمیت موضوع عادتهای لاغر کننده به اندازهای هست که برای متناسب شدن باید با تمرکز و اشتیاق عالی در مسیر شناسایی عادتهای لاغر کننده و جابجا کردن اونا با عادتهای نا متناسب کننده حرکت کنیم.▪︎
باز هم لازمه که تکرار کنیم :
لاغری آدمای لاغر به دلیل عادت های لاغر کننده ای هست که دارن و این عادتها نیز محصول تکرار رفتارهای لاغر کننده هستن ▪︎ مثلا لاغرها وقتی گرسنه نباشن هیچی اونارو تحریک به خوردن نمی کنه مثلا دیدن بستنی های رنگارنگ پشت ویترین بستنی فروشی وادارشون نمی کنه به خریدن و خوردن …از بوی کباب یهو گشنه نمیشن و اقدام به خوردن نمی کنن چرا ؟ چون سیرن .. و این یک رفتار لاغر کننده اس که به تکرار انجام می دن اصلا از طریق ورودیها تحریک نمیشن چون دیگه توجهی بهش ندارن▪︎
داشتن حال خوب باید در اولویت کارهای ما قرار بگیره ¤
توجه کردن به سایر علاقه هامون توجه مارو از روی مصرف مواد غذایی برداره ▪︎
مواد غذایی نعمت خدا هستند . برای خوب کردن حالمون اومدن . پس به قدری مصرفشون کنیم که حالمون رو بد نکنن ▪︎
توجهمون روی حالمون باشه نه روی مواد غذایی. اگه میبینیم بیش از این مقدار بخوریم حالمون بد میشه خب نخوریم. راحت بگیم میل نداریم. جا ندارم بخوام بیشتر بخورم حالم بد میشه.
یعنی به حال خودمون توجه کنیم و دیگه تمرکز روی چیز دیگه نداشته باشیم.
باور کنیم مواد غذایی مارو چاق نکردند توجه ما به چاقی و پرخوری و عذاب وجدان و ایجاد حس محدودیت در خودمون باعث چاقی ما شدن و کلا مسیر مارو بردند در جهت چاقی.
ما خیلی هم خوبیم و ذهن ما قادره بهترینها رو برای ما خلق کنه.”
ما دو نوع باور داریم:
1- باورهای محدود کننده
2- باورهای قدرت دهنده
وقتی به هر دلیلی لاغر شدن مساوی میشه با تغییر در مصرف مواد غذایی تمرکز از روی ذهن ، برداشته میشه و به جای اون میره روی مواد غذایی.▪︎
تمام افراد چاق عادت های چاق کننده ی خودشون رو مصرف زیاد مواد غذایی می دونن▪︎
یعنی باور این افراد اینه که اونها زیادتر از حد نیازشون مصرف میکنن▪︎
این باور در مسیر چاقیه یا مسیر لاغر بودن؟
هیچ انسان لاغری این باور رو نداره.▪︎
پس ما باید اول این باور مخرب رو از ذهنمون پاک کنیم و به جاش این باور رو جایگزین کنیم که توجه ما بره سمت اصلاح باور.▪︎
چاقها باید باورهاشون مثل افراد لاغر بشه تا متعاقب اون رفتار شون هم مثل انسان لاغر بشه و متعاقب اون عاداتشون هم مثل انسان لاغر بشه.▪︎
توجه از عادات چاق کننده برداشته بشه.▪︎بهتره بگیم :
اصلا ما عادت های چاق کننده ای نداریم که چاقمون کنه.▪︎
هر وقت گرسنه میشیم میخوریم و هروقتم سیریم نمیخوریم.
ما از ۲۴ ساعت از شبانه روز مگه چقدر می خوریم¿ شاید کلش رو جمع کنیم نیم ساعت هم نشه تازه اگه خیلی هم آروم بخوریم ۱ ساعت.▪︎فکر اشتباه از اینجایی شروع میشه که ۲۳ ساعت دیگه داریم به اون ۱ ساعت فکر میکنیم و هی به خودمون رنج وارد میکنیم و دستور خوردن هم هی صادر میشه.▪︎
درست اینه که بگیم مااصلا عادت های چاق کننده ای نداریم . چه عادتی .؟ ما در مسیر لاغری هستیم . در ذهنمون هم ما باورهای قدرت دهنده می سازیم تا ناخوداگاه توجهمون از روی زیاد مصرف کردن مواد غذایی از بین بره.▪︎
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان
سلام به استادگرامی وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
عادتهای چاق کننده (قسمت چهارم)
عادتهای چاق کننده به مجموعه رفتارهایی که به خاطر فکرهای چاق کننده در ماصورت میپذیرد
گفته میشود ودرچاق شدنمان خیلی اثر گذار است
مادرجلسه های اول تا سوم در مورد این که چرا چاق هستیم و چطوری باید لاغر بشیم نوشتیم وهمینطور درمورددرست یااشتباه
بودن روشهایی که برای لاغریمان مورد استفاده قرار دادیم گفتیم ونوشتیم وبذرودانه لاغری رادرذهنمان کاشتیم وبه حس خوبی نسبت به این که ماقدرت و توانایی خودمان در لاغر شدن داریم رسیدیم
قدرت ذهن درلاغرشدن
خیلی ها نمی توانند فکر کنند و تصورداشته باشندکه میشود با قدرت ذهن لاغرمی شویم و موقعی که در این مورد حرفی به میان میآید سبب شگفتی آنها میشه
من دیروز که با دخترعمویم حرف می زدم درمورداین که می توان با قدرت ذهن لاغر شدحرف میزدم خیلی تعجب کرد ومیگفت
یعنی اگه فکر کنیم لاغر میشیم
البته بگم این دختر عموم متناسب است وچاق نیست ومن درمورداین روش عالی توضیح دادم وخیلی تعجب کرد وگفت که ادامه بده این که می گی خیلی عالی یعنی این روهم بگم چطوری شدحرف از لاغری باذهن شدخواهرش که یکسال از من بزرگتر است روز۲۷فروردین امسال میخواد عمل معده انجام بده ومن هرچهقدر گفتم قبول نکرد وازاینجاشروع شدومیگفت که به خواهرم بگواین عمل معده را انجام نده ولی هرچه قدر گفتم اصلآ قبول نکرد
من وقتی این روش را شروع کردم به اون هم گفتم ولی گفت که من اصلا حوصله ندارم یعنی به چند نفر هم گفتم همشون اين حرف روزدندومن اینجا متوجه شدم که اونهاهنوزاستحقاق هدایت شدن به این مسیر را به دست نیاوردن
ومن امروزمیخواهم شکرگزار خداوندمتعال باشم که من رو به این سایت هدایتم کرد ومن امروز۲سال و ۹روزاست که در این مسیرزیباقرارگرفتم واقعاکلی تغییرات زیادی در افکار و رفتارم
داشتم و با آهستگی و آرامش دارم به سمت لاغری حرکت می کنم هر قدر هم که آرام حرکت کنم می دانم که پیروزاین راه و مسیرمن هستم وشکرگزاری خداوندمهربان و استادگرامی هستم
قدرت ذهن ما باافرادی که متناسب هستند کاملآ شبیه به هم هستش وازاینجاست که سؤال پیش میاد که چرا این قدرت ذهن در برخی باعث متناسب شدن میشه ودربرخی چاقی بوجود می آورد
مادرجلسه های قبلی مسئولیت چاقیمان را پذیرفتیم وحالا باید بدانیم که چه عواملی سبب چاقیمان شده است
چاقی محصول عادتهای چاق کننده است
عادتهای چاق کننده. رفتارهای اشتباه وتکرار شونده هستندکه به شکل ناخوداگاهمان صورت میگیرد و برای مدت زمان طولانی تکرارمیشوند این رفتاردربرخی خیلی متنوع هستش ودرهمشون بیش از یک رفتاراست
به این شکل کسی که چاق است مجموعه ای از رفتارهای اشتباه تکرارشونده داردکه منجر به عادتهای چاق کننده تبدیل میشود ونتیجه این رفتارهاوعادتها باعث چاقی میشود ماهمیشه انتظار مان از خودمان چاقی بود
وقتی فکر و فرمولهای چاقی در ذهنمان ذخیره بشه به تصویر هاي ذهنی چاق کننده تبدیل میشوند و به خاطر شکل گیری تصویرهای چاقی از ذهن خودمان روزبه روز انتظار چاقی در ماصورت می پذیرد
وبرپایه انتظار چاقی که در ماصورت میگیرد روزبه روز رفتارهایی در ماشکل میگیرد که به خاطر بارها تکرار شدنشان به عادتهای چاق کننده ذهنمان تبدیل میشوند
تمام ماها که چاق هستیم بارها و بارها برای لاغریمان اقدام کردیم وهردفعه به اشتباه جسممان رااز روش برنامه های رژیم غذایی وانجام دادن ورزش های دشوار وطولانی تحت فشار قرار دادیم وبه این خاطر ازتلاشهای خودمان به نتیجه نرسیدیم این بود که تلاش فیزیکی اثری در تغییر تصویرهای چاقی ذهن در عادتهای چاق کننده ما نداشتندوبه این خاطر نتیجه تلاش وکوشش هایمان شکست خوردن بود
مازمانی که دراین مسیرزیبا قرار گرفتیم میتوانیم باورهایمان اینقدرقوی وقدرتمندبسازیم که دیگر به خوردن مواد غذایی حتی فکر نکنیم چون این مابودیم که باباورکردن به این که موادغذایی باعث چاقیمان شدن خودمان را به این شکل دراوردیم
چون همیشه شنیده بودیم که پرخوری بکنی چاق میشی این حرف ساده اینقدر قدرت داشت ودرفکرمانهادینه شده بود و حتی کمی زیاد که میخوردیم کلی خودمان راسرزنش میکردیم وعذاب وجدان شدیدی میگرفتیم
چقدرماچاقها مظلوم بودیم
من۲سال و۹روزاست که دراین سایت هستم وکلی تغییرات فکری و رفتاری کردم ومن میتوانم خیلی راحت بگم که میل ندارم واقعا وقتی ذهن ناخوداگاهمان رااموزش دهیم دیگرنمیتوانیم که زیاد بخوریم چون واقعا اگه کمی فقط کمی زیادبخوریم حالمان بدمیشه
امروزمن اینقدرسبک و باحال خوش دارم دراین مسیر حرکت میکنم وبااحساس خوب مینویسم خدایا شکرت
وقتی فکری درماشکل میگیره به باورمان تبدیل میشودواین باور رادرذهنمان بهش قدرت میدهیم تابه فرمولهای عادتهای چاقیمان تبدیل شود
ماهمیشه شنیدیم که باید کمترغذابخوریم مابایدورزش کنیم
واینقدراینهاتکرار شدن که من خودم باورکرده بودم که بایدغذایم راکم کنم وبه این خاطر همیشه خدادرحال رژيم گرفتن بودم و همیشه حرص و ولعم زیادترمیشدواین باورهاباعث ایجادفرمولهای اشتباه درذهنم شده بود
ذهنمان همیشه تصویر سازی میکنه وماوقتی درحال رژيم گرفتن بودیم داشتیم جسممان رادرفشاروسختی قرارم میدادیم
درحالی که ذهنمان درهمون باورهایمان بود جسممان هیچ نقشی درچاقیمان رانداردمابابه وجوداوردن فرمولهای اشتباه وباورهای نادرست اول ذهنمان رادرمعرض چاقی قراردادیم وبعدش جسممان نمایش دهنده چاقیمان بود
این عادت که داریم ازش صحبت میکنیم درواقع یک فکرخیلی ساده است امابازیادتکرارشدن به عادت تبدیل می شود
عادت یک فکر ساده است که به خاطر تکرار شدن به عادت تبدیل می شود
من همیشه کم تحرکی وریزه خواری کردن وپرخوریهایم روسبب چاقی ام مدانستم
من قبلا عادتهای خیلی بدی داشتم درسته چندسال بودمن سرسفره ننشسته بودم ولی میتونم به جرأت بگم که من همیشه درحال خوردن بودم واین کارم را باعث چاقیم مدانستم ولی امروزبودن در این سایت فهمیدم که اصلآ نمی تونه اینطوری باشه
چون من یک برادرشوهرداشتم که یک دیس پلو ویک بشقاب خورشت رومیخورد وبلند میشد
سن زیادی هم نداشت ولی قشنگ متناسب بودومن همیشه باخودم میگفتم که اون چطوری این همه میخوره اگه من حتی یک سومش روهم بخورم چاق میشوم ولی حالا میفهمم که اون باوراینکه زیادبخوره چاق میشه رو نداشت وفکر نمیکرد که چاق میشه امادرمن هیشه برعکس عمل میکرد
واین یک فرمول قوی وقدرتمندکه درذهن افرادچاق وجودداردومابااموزش دادن به ذهنمان این فرمول قوی وقدرتمندچاقی رابه فرمول قوی وقدرتمندلاغری تبدیل می کنيم
ماباتوجه کردن به چاقی پرخوری کردیم عذاب وجدان کشیدیم چاق شدیم وگرنه هیچ موادغذایی قادربه چاق کردنمان راندارند
وحالا داریم متوجهمشویم که همه مشکلات درذهنما وجوددارد وفرمولهای ذهنیمان اشتباه بودن ذهنمان همیشه تصویرسازی میکنه چون ماهیچوقت باتحت فشارقراردادن جسممان به لاغری وتناسب اندام نرسیدیم چون ذهنمان راتغییر ندادیم فقط جسممان تغییر دادیم
مادرروش لاغری باذهن
فرمولهای رفتاریمان راشناسایی
میکنیم ووقتی فرمولهای رفتاری اشتباه راشناسایی کردیم اون فرمولهارا تغییر میدهیم وبطرف لاغری حرکت میکنیم
ومامانندعده ای که متناسب هستند رفتارمیکنیم
ووقتی رفتارهایمان به مرورعوض
بشه ماروزبه روز درحال لاهرشدن
ومتناسب شدن قرارمیگیریم
موادغذایی هستش که ماروچاق میکند چون همیشه شنیده بودیم که پرخوری کردن سبب چاقیمان میشه وهرموقع که پرخوری کردیم انتظار چاقی داشتیم وچاق شدیم ولی افرادی که لاغر هستند چیزی دراين موردنشنیدن و اگرهم شنیده باشند باورنداشتندبه این خاطر همیشه لاغر و متناسب ماندند
خیلیها هستند که سرسفره غذامیخورن و میگن زیادخوردیم چاق میشیم وهمیشه درعذاب وجدان هستند ولی خیلی هاهم هستندکه میگن هرچهقدر می خورم چاق نمیشم وازخوردن غذا
لذت میبرند
مابایداول باورهایمان رااصلاح کنیم وباورهایمان مانندافرادلاغرومتناسب بشه ورفتارهایمان و عادتهایمان مانند آدمهای لاغر بشه و تمرکز مان از چاقی وعادتهای چاق کننده برداشته بشه
باورکنیم
که چاقی وجود ندارد
مادیگه اصلآ چاق نمیشویم
ونمیتوانیم چاق بشیم
ماهمیشه خوب عالی و متناسب هستیم
اصلآ هیچ عادت بدو چاق کننده ای وجود ندارد چون ماهر موقع گرسنه باشیم غذامیخوریم هرموقع که سیرشدیم دیگه نمیخوریم من خودم هرموقع که حس سیری میکنم دیگه دست ازخوردن برمیدارم
من قبلا نمیدانستم که گرسنگی و سیری یعنی چی
پس پی میبریم که متفاوت بودن کسانی که چاق هستندبا لاغر ها
درعادتهای آنهاست
ماخیلی ازعادتهایمان راخودمان
انتخاب نکردیم من خودم از بدو تولدم چاق و تپل بودم و امروز نمی دانم اون موقع چه فکر وباوری درذهنم شکل گرفته است
ماخودمان خیلی از عادتهارو داشتیم ودرطول زمان عادتهای جدیدهم درمابوجودامده است
واگریک فکر تکرار بشه تبدیل به عادت میشه
عادتهاازباورهاایجادمیشن واگه مایک روزچیزی راباورکنیم خودبه خوددرماعادتهای شکل میگیرد که واقعيت مارامطابق باورمان میکنه
چون نمیشه که من باورکنم که موادغذایی وزیادبخورم امالاغرباشم!کسانی که زیاد میخورن ولاغرهستند باورشان نشده که غذاخوردن سبب چاقیشان میشه
عادتهایمان ناخوداگاه ایجادمیشوندوماانتخابشان نمیکنیم مافقط باورسازی رابوجودمیاوریم وذهن ناخوداگاهمان عادتهارابرپایه باورهایمان به وجود می آورند
ودراخرجسممان تغییر میکند براساس باورهایمان به وسیله عادتهایمان.
جسممان عملا خودش نقشی درچاقیمانرانداردمابابه وجود اوردن یک سری باورهادرخودمان ذهن ناخوداگاهمان راوادارکردیم تایک سری عادتهارادرمابوجودبیاوردوماباتکرارکردن اون عادتهاجسممان شبيه به چیزی شده که باورداشتیم
ماهرقدرتلاش کنیم که تصمیم به برطرف کردن عادتهایمان کنیم. نمیشه
چون اصلآ به تصمیم گرفتن مانیست فقط به فکر مان است مابایدافکارمان را اصلاح کنیم
بد هم مابرای زنده ماندن به انرژی نیازدارد واون انرژی راماازموادغذایی دریافت میکنیم
اشتهادردرون ماست ودرمان مغزمان وفرمول ذهنی هستش که مادرجهت چاق ازش استفاده میکنیم
عادت بدی که داشتم تندوسریع غذاخوردن بود.این فرمول گاهااین فرمول خودنمای میکند
درست است که تندوسریع غذاخوردن هیچ ارتباطی به چاقی ندارد بخاطراینکه من خیلیهارو میشناسم که خیلی تندوسریع غذایشان را میخورند ولی لاغرومتناسب هستند واین باور داشتن به اینکه تندوسریع غذاخوردن سبب چاقی میشود اشتباه است
من خیلی موقع هادوست داشتم چاییم روبا یه چیزی مثل شکلات.شیرینی.کلوچه.بسکوییت.خرماو….بخورم ولی دیگه اونهاهم ازبین رفتن یعنی اگه بخوام بایکی ازاینهابخورم حالم روبد میکنه ودیگه دوست ندارم باهیچ چیزی چایم روبخورم
یک عادت بددیگه که داشتم اگه سیر بودم بازدم میخواست بخورم
ولی حالا که حس سیری میکنم دیگه میلم نمیکشه که بازهم بخورم
عادت بددیگه که داشتم ریزه خواری وناخنک زدن بودومن همیشه در حال خوردن بودم ومن دارم یکی یکی شناسایی میکنم تایگر هيچگاه سراغشان نروم
من ازخدای مهربان درخواست میکنم که من وتمام همراهان و هم مسیرهایم و استادعزیزم رادراین مسیربه آرزوهایمان برساند خدایا شکرت سپاس گذارم ممنونم متشکرم
خداپشت و پناه همهمان باشدخدانگهدار پاینده ومستدام باشین
خداقوت
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان
سلام به استادگرامی وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
عادتهای چاق کننده (قسمت چهارم)
عادتهای چاق کننده به مجموعه رفتارهایی که به خاطر فکرهای چاق کننده در ماصورت میپذیرد
گفته میشود ودرچاق شدنمان خیلی اثر گذار است
مادرجلسه های اول تا سوم در مورد این که چرا چاق هستیم و چطوری باید لاغر بشیم نوشتیم وهمینطور درمورددرست یااشتباه
بودن روشهایی که برای لاغریمان مورد استفاده قرار دادیم گفتیم ونوشتیم وبذرودانه لاغری رادرذهنمان کاشتیم وبه حس خوبی نسبت به این که ماقدرت و توانایی خودمان در لاغر شدن رسیدیم
قدرت ذهن درلاغرشدن
خیلی ها نمی توانند فکر کنند و تصورداشته باشندکه میشود با قدرت ذهن لاغر شویم و موقعی که در این مورد حرفی به میان میآید سبب شگفتی آنها میشه
من دیروز که با دخترعمویم حرف می زدم درمورداین که می توان با قدرت ذهن لاغر شدحرف میزدم خیلی تعجب کرد ومیگفت
یعنی اگه فکر کنیم لاغر میشیم
البته بگم این دختر عموم متناسب است وچاق نیست ومن درمورداین روش عالی توضیح دادم وخیلی تعجب کرد وگفت که ادامه بده این که می گی خیلی عالی یعنی این روهم بگم چطوری شدحرف از لاغری باذهن شدخوارش که یکسال از من بزرگتر است روز۲۷فروردین امسال میخواد عمل معده انجام بده ومن هرچهقدر گفتم قبول نکرد وازاینجاشروع شدومیگفت که به خواهرم بگواین عمل معده را انجام نده ولی هرچه قدر گفتم اصلآ قبول نکرد
من وقتی این روش را شروع کردم به اون هم گفتم ولی گفت که من اصلا حوصله ندارم یعنی به چند نفر هم گفتم همشون اين حرف روزدندومن اینجا متوجه شدم که اونهاهنوزاستحقاق هدایت شدن به این مسیر را به دست نیاوردن
ومن امروزمیخواهم شکرگزار خداوندمتعال باشم که من رو به این سایت هدایتم کرد ومن امروز۲سال و ۹روزاست که در این مسیرزیباقرارگرفتم واقعاکلی تغییرات زیادی در افکار و رفتارم
داشتم و با آهستگی و آرامش دارم به سمت لاغری حرکت می کنم هر قدر هم که آرام حرکت کنم می دانم که پیروزاین راه و مسیرمن هستم وشکرگزاری خداوندمهربان و استادگرامی هستم
قدرت ذهن ما باافرادی که متناسب هستند کاملآ شبیه به هم هستش وازاینجاست که سؤال پیش میاد که چرا این قدرت ذهن در برخی باعث متناسب شدن میشه ودربرخی چاقی بوجود می آورد
مادرجلسه های قبلی مسئولیت چاقیمان را پذیرفتیم وحالا باید بدانیم که چه عواملی سبب چاقیمان شده است
چاقی محصول عادتهای چاق کننده است
عادتهای چاق کننده. رفتارهای اشتباه وتکرار شونده هستندکه به شکل ناخوداگاهمان صورت میگیرد و برای مدت زمان طولانی تکرارمیشوند این رفتاردربرخی خیلی متنوع هستش ودرهمشون بیش از یک رفتاراست
به این شکل کسی که چاق است مجموعه ای از رفتارهای اشتباه تکرارشونده داردکه منجر به عادتهای چاق کننده تبدیل میشود ونتیجه این رفتارهاوعادتها باعث چاقی میشود ماهمیشه انتظار مان از خودمان چاقی بود
وقتی فکر و فرمولهای چاقی در ذهنمان ذخیره بشه به تصویر هاي ذهنی چاق کننده تبدیل میشوند و به خاطر شکل گیری تصویرهای چاقی از ذهن خودمان روزبه روز انتظار چاقی در ماصورت می پذیرد
وبرپایه انتظار چاقی که در ماصورت میگیرد روزبه روز رفتارهایی در ماشکل میگیرد که به خاطر بارها تکرار شدنشان به عادتهای چاق کننده ذهنمان تبدیل میشوند
تمام ماها که چاق هستیم بارها و بارها برای لاغریمان اقدام کردیم وهردفعه به اشتباه جسممان رااز روش برنامه های رژیم غذایی وانجام دادن ورزش های دشوار وطولانی تحت فشار قرار دادیم وبه این خاطر ازتلاشهای خودمان به نتیجه نرسیدیم این بود که تلاش فیزیکی اثری در تغییر تصویرهای چاقی ذهن در عادتهای چاق کننده ما نداشتندوبه این خاطر نتیجه تلاش وکوشش هایمان شکست خوردن بود
مادیگر در مسیر لاغرشدن هستیم ماازاین پس درذهنمان باورهای قدرت دهنده میسازیم تا ناخوداگاهمان ازاینکه موادغذایی بیشتر استفاده کندراازبین ببرد
من وکسانی که در این سایت هستند مانند آدمهای فکر و رفتار میکنیم و دیگر به موادغذایی هیچ توجه خاصی نداریم این یعنی لاغر شدن یعنی آموزش ذهنی تمام موادغذای نعمتهای
خداوندهستندوبه بدنمان انرژی میرسانند
ماوقتی میبینیم که اگه زیاد بخوریم حالمان بدمیشه میتوانیم راحت بگیم که میل ندارم ونمی توانم بخورم که اگه زیاد بخورم حالم بد میشه ماباتکرارمداوم که باباورکردن وباتکرارکردن بعضی جملات ترساندندوهی تکرارکردن وتکرار کردن وماباورمان شدکه بایدتحرک داشته باشیم بایدمراقب غذایمان باشیم واین
تکرارهاسبب شدن که فرمولهای
نادرست که باعث چاقیمان شدن درذهنمان بوجود بیایندوتصاویری درذهنمان ایجاد شود
ماهمیشه شنیده بودیم که باید کم بخوریم وبیشترفعالیت بکنیم
که چاق ترنشیم ماهمیشه پرخوری کردن ومصرف موادغذایی وکم تحرکی روباعث چاقی می دانستیم ومابخاطراینکه کمی بیشتر غذامیخوردیم وتحرکمان کم میشد عذاب وجدان می شدیم
وفکر می کردیم چون زیاد خوردم پس چاق ترمیشوم من همیشه بعد از خوردن غذاخودم راسرزنش میکردم وبه خودم در ذهنم بدو
بیرامیگفتم که دیدی بازنتونستی
جلوی خودت را بگیری واحساس بدی پیدامیکردم وهمیشه فرمولهای چاقی رادرذهنمان رافعال میکردیم
عادت یک فکر ساده است که به خاطر تکرار شدن به عادت تبدیل می شود هرچیزی که به ما گفتند یک حرف ساده بود ولی با تکرار شدن وادامه دارشدن سبب چاقیمان شده مثل کم غذاخوردن
فعالیتت روزیادکن همه اینها ساده بودن ولی باتکرار شدن باعث چاقیمان شدن
من همیشه فکرمیکردم که پرخوری. ریزه خواری. ناخنک زدنهام باعث چاقیم شده
اماحالابودن در این سایت فهمیدم که اصلآ اینطوری نیست چون من خیلی هارا دیدم که خیلی زیاد ترازمن میخوردند ولی لاغر بودند وحالامی فهمم که اونها باورنداشتندکه پرخوریشان سبب چاقیشان بشه واضافه وزن بیارن ولی درمن همیشه برعکس عمل میکردکه پرخوریم باعث چاقیم شده این فرمول پرخوری در افرادی که لاغرند چاقشان نمیکند امادرافرادی که چاق هستنداین فرمول پرخوری درجهت چاقیشان استفاده میشه
ماروموادغذای چاق نکرده بلکه توجه کردن به چاقی و پرخوری کردن وعذاب وجدان داشتن وبوجودامدن احساس محدودیت درخودمان سبب بوجود آمدن چاقیمان شده واین فرمولهامارادر
مسیر چاقی قرار داده است و ما چاق شدیم
مامشکلمان در ذهنمان است و فرمولهای ذهنمان اشتباه است ماهمیشه جسممان رادرفشاروسختی قراردادیم ولی تصاویر ذهنی مان.باورهایمان وافکارمان هنوز تغییر نکرده بودندوماهیچگاه نتیجه ای کسب نمی کردیم چون همه اینهادر ذهنمان بودندنه در جسممان
مادرروش لاغری باذهن باشناسایی کردن رفتارهایمان وتغییر دادن فرمولهای رفتاریمان. اون رفتارهایمان به سمت لاغری خودمان استفاده میکنیم ورفارهایمان روزبه روز تغییر کرده ومثل رفتاروعادتهای افراد متناسب میشه چون مقدارونوع غذایمان در چاقیمان اثری ندارم.فقط رفتارمان دربرابر موادغذایی هستش که ماروچاق میکند چون همیشه شنیده بودیم که پرخوری کردن سبب چاقیمان میشه وهرموقع که پرخوری کردیم انتظار چاقی داشتیم وچاق شدیم ولی افرادی که لاغر هستند چیزی دراين موردنشنیدن و اگرهم شنیده باشند باورنداشتندبه این خاطر همیشه لاغر و متناسب ماندند
خیلیها هستند که سرسفره غذامیخورن و میگن زیادخوردیم چاق میشیم وهمیشه درعذاب وجدان هستند ولی خیلی هاهم هستندکه میگن هرچهقدر می خورم چاق نمیشم وازخوردن غذا
لذت میبرند
مابایداول باورهایمان رااصلاح کنیم وباورهایمان مانندافرادلاغرومتناسب بشه ورفتارهایمان و عادتهایمان مانند آدمهای لاغر بشه و تمرکز مان از چاقی وعادتهای چاق کننده برداشته بشه
باورکنیم
که چاقی وجود ندارد
مادیگه اصلآ چاق نمیشویم
ونمیتوانیم چاق بشیم
ماهمیشه خوب عالی و متناسب هستیم
اصلآ هیچ عادت بدو چاق کننده ای وجود ندارد چون ماهر موقع گرسنه باشیم غذامیخوریم هرموقع که سیرشدیمدیگه نمیخوریم من خودم هرموقع که حس سیری میکنم دیگه دست ازخوردن برمیدارم
من قبلا نمیدانستم که گرسنگی و سیری یعنی چی
پس پی میبریم که متفاوت بودن کسانی که چاق هستندبا لاغر ها
درعادتهای آنهاست
ماخیلی ازعادتهایمان راخودمان
انتخاب نکردیم من خودم از بدو تولدم چاق و تپل بودم و امروز نمی دانم اون موقع چه فکر وباوری درذهنم شکل گرفته است
ماخودمان خیلی از عادتهارو داشتیم ودرطول زمان عادتهای جدیدهم درمابوجودامده است
واگریک فکر تکرار بشه تبدیل به عادت میشه
عادتهاازباورهاایجادمیشن واگه مایک روزچیزی راباورکنیم خودبه خوددرماعادتهای شکل میگیرد که واقعيت مارامطابق باورمان میکنه
چون نمیشه که من باورکنم که موادغذایی وزیادبخورم امالاغرباشم!کسانی که زیاد میخورن ولاغرهستند باورشان نشده که غذاخوردن سبب چاقیشان میشه
عادتهایمان ناخوداگاه ایجادمیشوندوماانتخابشان نمیکنیم مافقط باورسازی رابوجودمیاوریم وذهن ناخوداگاهمان عادتهارابرپایه باورهایمان به وجود می آورند
ودراخرجسممان تغییر میکند براساس باورهایمان به وسیله عادتهایمان.
جسممان عملا خودش نقشی درچاقیمانرانداردمابابه وجود اوردن یک سری باورهادرخودمان ذهن ناخوداگاهمان راوادارکردیم تایک سری عادتهارادرمابوجودبیاوردوماباتکرارکردن اون عادتهاجسممان شبيه به چیزی شده که باورداشتیم
ماهرقدرتلاش کنیم که تصمیم به برطرف کردن عادتهایمان کنیم. نمیشه
چون اصلآ به تصمیم گرفتن مانیست فقط به فکر مان است مابایدافکارمان را اصلاح کنیم
بد هم مابرای زنده ماندن به انرژی نیازدارد واون انرژی راماازموادغذایی دریافت میکنیم
اشتهادردرون ماست ودرمان مغزمان وفرمول ذهنی هستش که مادرجهت چاق ازش استفاده میکنیم
عادت بدی که داشتم تندوسریع غذاخوردن بود.این فرمول گاهااین فرمول خودنمای میکند
درست است که تندوسریع غذاخوردن هیچ ارتباطی به چاقی ندارد بخاطراینکه من خیلیهارو میشناسم که خیلی تندوسریع غذایشان را میخورند ولی لاغرومتناسب هستند واین باور داشتن به اینکه تندوسریع غذاخوردن سبب چاقی میشود اشتباه است
من خیلی موقع هادوست داشتم چاییم روبا یه چیزی مثل شکلات.شیرینی.کلوچه.بسکوییت.خرماو….بخورم ولی دیگه اونهاهم ازبین رفتن یعنی اگه بخوام بایکی ازاینهابخورم حالم روبد میکنه ودیگه دوست ندارم باهیچ چیزی چایم روبخورم
یک عادت بددیگه که داشتم اگه سیر بودم بازدم میخواست بخورم
ولی حالا که حس سیری میکنم دیگه میلم نمیکشه که بازهم بخورم
عادت بددیگه که داشتم ریزه خواری وناخنک زدن بودومن همیشه در حال خوردن بودم ومن دارم یکی یکی شناسایی میکنم تایگر هيچگاه سراغشان نروم
من ازخدای مهربان درخواست میکنم که من وتمام همراهان و هم مسیرهایم و استادعزیزم رادراین مسیربه آرزوهایمان برساند خدایا شکرت سپاس گذارم ممنونم متشکرم
خداپشت و پناه همهمان باشدخدانگهدار پاینده ومستدام باشین
خداقوت
نشان های دریافت شده
درود بر شما ، دیدگاهت عالی بود ▪︎
کلا هر رفتاری به ما حس چاقی بده باید ببینیم چه فکر و باوری پشتش هست … اگر بتونیم بعد از شناسایی باور چاق کننده اونو تغییر بدیم به یک فکر لاغر کننده همون رفتار لاغرمون می کنه ….
مثل همین باور پرخوری = چاقی که باعث شده هر وقت حتی کمی بیشتر می خوریم به ما حس چاقی رو منتقل می کنه در صورتی که بارها دیدیم و شنیدیم که افرادزیادی هستن با وجود اینکه خیلی می خورن اما لاغر یا متناسبن اما تغییر این باور بسیار زمان می بره …برای همین به جای تلاش برای تغییر این باور باید قبول کنیم همچین باور چاق کننده عمیقی در ما هست پس اونقدر باید روی ذهنمون کار کنیم و زیر سازی ذهنی ایجاد کنیم و به آموزشها ادامه بدیم تا نه تنها پرخوری نکنیم بلکه اضافه خوری و ریزه خوری هم نداشته باشیم …یعنی همت خودمونو بذاریم روی این باور که اندازه خوردن می تونه براحتی لاغرمون کنه اگر چه کمی هم طول بکشه تا نتیجه این باور رو در جسممون ببینیم …برای عملی شدن این باور می بایست علائم گرسنگی حقیقی و سیری رو شناسایی کنیم و به حالت هشیارانه اقدام به خوردن کنیم ..
الهی موفق باشی همه موفق باشیم ▪︎
آمین
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
خیلی خوشحال هستم که دراین
مسیرزیباباشمادوستان خوبم هم مسیرهستم درست است که همدیگر را ندیدیم اماباهم دراین مسیرباهم درحال حرکت بسوی
متناسب شدن وموفق شدن هستیم
آری دوست خوبم ودوستان که دراین سایت تازه داریم فرمولهای ذهنیمان راشناسایی میکنیم چقدرهمه ماسختیهای زیادی کشیدیم چقدردشواریهای طاقتفرسا رامتحمل شدیم بدونه اینکه متوجه باشیم همیشه درمسیر چاقی باچه سرعتی حرکت میکردیم باتمام سختیهایی که کشیدیم تازه متوجه شدیم که لاغری چقدر اسون بوده ماهمیشه برای لاغرشدن مثلی است که میگویند دستمان را دورسرمان چرخاندیم
این باورکلمه ای بودکه من هیچ وقت نتونسته بودم اون رو درک کنم ازخیلی استادان شنیده بودم اما هیچگاه نمیتوانستم اون رودرک کنم اما اسناد عزیزما اینقدر زیبا وعالی توضیح میدهند انگار روغن رو آب میکنند ودر ذهنمان میریزندوازوقتی دراین سایت هستم انگارهرباربیشترازروزهای اولم ذهنم کندوکاومیشه وهرروزبیشتر وبهترمتوجه کلمات وافکارورفتارم میشوم
وامروزباید اول از پروردگارمان تشکرکنیم ودوم ازاستادبزگوارمان که مارا دراین مسیرزیبا باارامش وبااسودگی بسوی موفقیت همراهی میکننددرضمن دوست خوبم ازاین که وقت گذاشتی ودیدگاهم راخوندی ونظرعالیت رانوشتی سپاسگذارم ممنون شماچقدرمهربانانه وعاشقانه
به دیدگاها زیباترین کلمات راارائه میدهیدمن عاشقانه دوستتان دارم
وازتمام دوستان که وقت میگذارند ومیخوانندو ازاستاد وهمه همراهان گرامی ممنون متشکرم در پنهاه خداوند مهربان خداقوت همیشه موفق وپیروزوشادباشیدباثروت عالی وتناسب زیباودرسلامتی وتندرستی کامل
نشان های دریافت شده
سلام عزیز دلم خانم سوسن ، از خوندن کامنت شما خیلی خوشحال شدم از اینکه حرف دل منو زدی از اینکه درک کردی که شهربانو چقدر شماهارو دوست داره ، چقدر استادشو دوست داره چقدر این سایت و بودن در اونو دوست داره ،،، بی نهایت خوشحالم کردی … ببین چقدر تشویق کردن افراد در مسیر صحیح قدرتمنده و چقدر نیرو و انرژی میده به آدم ….و چقدر زیبا استادمون کهاز بهترینهای این جهانه خوب به این نکته پی بردن و چقدر در تشویق هنرجویانشون کوشا هستن شده با نوشتن و ارسال یک جمله ماهارو متحول می کنه و انرژی می ده برای ادامه دادن ….
ازشما دوست خوبم صمیمانه تشکر می کنم و ضمن تایید نظرت فقط اینو می تونم بگم که ما با لاغر شدن به اندازه تغییر باورها فاصله داریم …باور اشتباه که درست بشه اصلا خودبخود رفتار هم همسو میشه با باور ذهنی جدید و با تکرار یک رفتار به عادت به اون رفتار می رسیم و سپس انتظار لاغر شدن بالا می گیره و سپس جسم براحتی بدون سختی و رنج و اعمال شاقه تغییر می کنه و متناسب میشه …
کامنت شما اینقدر به من انرژی داد که یک ایده به ذهنم داد که از درس این جلسه فایل عادتهای لاغر کننده بیرون بکشم و به شکل یک دیدگاه جدید ارائه بدم..سه ساعت زمان صرفش کردم ….
با اینکه موقع ثبت و ارسال به مشگل خوردم اما با سماجت و اشتیاق مشگل رو برطرف کردم وهر جور بود موفق به ارسال شدم برای استفاده دوستان و خودم …که بیشتر روی لاغر شدن تمرکز کنیم …
از شما دوست خوبم متشکرم و عید نوروز رو به شما و خانواده محترم تبریک میگم …به لطف خدا سال خوبی داشته باشیم و به آرزومون برسیم ▪︎
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم بهتره بگم خواهرمهربان چون من خواهرندارم دوست دارم شمارو خواهر بدانم
ببخشید امروزمتوجه پاسختان شدم اول دیدگاه زیبایتان رامطالعه کردم و بعد پاسختان روخواندم خیلی به دلم نشست
شماچقدرکلمات روخوب بیان میکنیدمن زیاد بلدنیستم باکلمات بازی کنم ولی دراین سایت خیلی به من کمک کرده که بتونم بهترازقبل باشم این استان عزیزمان است که با فایلهای زیبایشان که ارائه میدن تمام مغزمان راشخم میزنند
من وقتی کمی احساس خوبی نداشته باشم ویا تنها باشم به این سایت پناه میاورم وباحرفهای استادانقدر حالم خوب میشه احساس آرامش و آسایش میکنم درضمن فایل رابازمیکنم که درموردحال دلم گفته میشه امروز چندتاازفایلهارابازکردم خیلی آروم شدم بخصوص فایل آبروی خدارانبریدویکی هم خیلی هاباارزوی لاغری میمیرندراستش روبگم اگه من هم بااین سایت آشنا نشده بودم منهم باارزوی لاغری ازاین دنیا میرفتم ولی امروزوقتی باخودم فکر می کنم میبینم که خدامن روخیلی دوست داره که نگذاشت من باحسرت لاغری ازاین دنیا برم ان شاءالله هیچکس باهیچ حسرتی ازاین دنیانره همه من وتمام همراهانی که دراین مسیرهستیم به تمام آرزوهایمان درتمام جنبه های زندگیمان برسیم بااطمینان کامل
خواهرعزیزه من ،واستادگرامی، من هم عیدرابه شما وخانواده گرامیتان تبریک عرض میکنم وبه تمام دوستان وهمراهان عزیزم هم عیدروتبرک مگویم
سلام. با احترام و تشکر فراوان
عادتهای چاق کننده من:
۱. مثلا قند و شکر نمی خورم ولی عاشق خوردن چای با هرچیزی غیر از قند هسنم، مثلا ساقه طلایی یا نان و حلورده یا شکلات یا کشمش یا گز یا پولکی یا کلوچه یا نان شیرمال یا…!
۲. وقتی عصر از سرکار می رسم خونه عادت دارم بخورم حتی اگر ناهار خورده باشم!
۳. عادت به خوردن ته مانده بشقاب غذای بچه ها که حیف نشه!
۴. عادت به خوردن غذای ته قابلمه تا بیخودی یک ظرف غذا در یخچال نرود و یخچال مرتب باشد!
۵. عادت به خوردن سالاد یا ترشی یا خیار شور کنار غذا که باعث میشه دو سه برابر بخورم!
۶. عادت به اینکه هر کسی تو خونمون هرچی می خوره من کنارش می نشینم و باهاش همراهی می کنم تا احساس تنهایی نکنه!
۷. عادت به اینکه وقتی میوه می شویم همه میوه های رسیده را موقع شستن می خورم که توی یخچال خراب نشه!
۸. عادت به رفتن سرکار با ماشین و سرویس در حالیکه قبلا پیاده می رفتم و از وسایل نقلیه عمومی استفاده می کردم.
۹. عادت به خوردن چای و میوه و تنقلات در طول روز
۱۰. عادت به اینکه غذا را بخورم تا تموم بشه اگر حتی سیر شده باشم.
۱۱. عادت به اینکه وقتی کابینتها را مرتب می کنم هرچی خوراکی و تنقلات بچه هام، نصفه و نیمه توی کشوها و کمدها هست همشو می خورم تا جمع و جور بشه!
خودم شرمنده شدم از این همه عادت وحشتناک و عجیب غریب🥵
…
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم سارا خانم ،عید نوروز مبارک باشه …
ممنون از دیدگاه خوبت ▪︎ اینکه تشخیص دادی کجاها داری اضافی می خوری و با اینکار انتظارت از خودت میشه چاقی بیشتر این اولین قدم برای متناسب شدنه …. و خیلی هم خوب و عالیه ….قدم مهمتر اینه که بتونی این عادتهارو ترک کنی و به جاش رفتارهای متناسب کننده بذاری و اونقدر تکرارش کنی تا جایگزین عادت چاق کننده قبلیت بشه ….
یه قسمت دیگه هم نوشتی که با خوردن ترشی و خیارشور چند برابر می خوری به نسبت وقتی که این نوع چاشنی ها کنار غذا نیست ……. باید بگم این یه واقعیته که وجود چاشنی های متنوع از عوامل تشویق به خوردن بیش از اندازه اس …راهش اینه عادت کنیم از خوردن غذاها با چاشنی هایی مثل ترشی خیارشور خودداری کنیم …ترک عادت آسون نیست اما اگر تصمیم قاطع بگیریم حتما می تونیم برای همیشه ترکشون کنیم …درسی که در این ارتباط از استادمون می گیریم سیگار کشیدن رو با تصمیم قاطع یکشبه ترک کرد و کنار گذاشت ▪︎
عزیزم برای شما و خودم در سال جدید آرزومند رسیدن به آرزو هارودارم که متناسب شدن در راس اونهاست ▪︎
دوستدار شما شهربانو
سلام شهربانو خانم
سال نو بر شما هم مبارک و شاد باد
ممنونم که نظر من را خواندید و راهنمایی کردید. خوشحال شدم
سلام به استاد عزیز و دوستان خوش فرکانسم
استاد من چند روزی هست دارم همین میل ندارم رو تمرین جدی میکنم جالبه قبل از اینکه اصلا سایتتون رو پیدا کنم داشت باورهام نوع نگاهم نوع تغذیه ام و حسم تغییر میکردم جالب بود وقتی هنوز به این قسمت میل ندارم نرسیده بودم میتونستم میل ندارم رو بگم میتونستم وقتی به حالت ضعف نرسیدم اصراری برای خوردن نداشته باشم میدونین چی جالبه اینکه وقتی به یه بچه میگن فلان چیز جیزه بیشتر دوست داره انجامش بده یه جورایی لج میکنه ولی وقتی بهش میگی فلان چیز به فلان دلایل خوبه و نتیجه خیلی خوبی برات داره رو انجام میده منم الان اینطوری شدم با خودم میگم خب تو که لازم نداری خودت رو خفه کنی با غذا تو هر قدر بدنت لازم داره هر قدر سیر میشی و معدت سنگین نمیشه یا باعث نمیشه حالت تهوع بگیری و حس خوبی به خودت پیدا میکنی بخور این باورم در من شکل گرفته میوه ها مارو چاق نمیکنن و همونم به اندازه ای که لازم دارم میخورم خلاصه که خیلی با خودم راحت شدم وقتی جلوی آینه میرقصم خودم رو در تناسب ایده الم میبینم جدیدا بیشتر نمونه های متناسب و زیبا میبینم حتی عروسک پشمالو قشنگی که خریدم اندام متناسبی داره حس میکنم اینم برای قویتر کردن باور های قدرتمند کننده جدیدم به زندگیم اومده حتی دریم بورد هم دارم که خوبی های لاغری رو به تصویر کشیدم و وقتی فایلهای شما با این عکس ها ترکیب میشه انرژیم رو چند برابر میکنه برای اینکه میشود میشود بدن ما متناسب بشه بدن ما میخواد که متناسب باشه چون این قانون طبیعت هست ما میتونیم راحت لاغر بشیم و چربی هایی که به نظرمون ممکنه با سختی برن مثل باد میرن هوا یا مثل آب توی زمین میرن
این رو اینجور میگم که واقعا باورها و ناخودآگاه عجیب روی این موضوع تاثیر داره
شما به ذهنت ورودی میدی
زیاد ورودی میدی
از الگو ها میبینی خیلیا به طبع لاغر و متناسب هستن میبینی خیلیا با وجود خوراک زیاد متناسبن
میبینی خیلیا با وجود بییییییی تحرکی یعنی واقعا بی تحرکی و روزی ۱۲ ساعت خواب لاغرن و متناسبن
میبینی خیلیا با وجود خانواده چاق خیلی متناسبن باهمونا سر یه سفره میشینن با همونا به خواب میرن با همونا زندگی میکنن ولی لاغر و خوش تیپ هستن
و همین ورودی ها ناخودآگاه ات که نیروی قدرتمند مثل الکتریسیته هست که شما یا باهاش لامپ خونه رو روشن میکنی یا با استفاده نامناسب ممکنه بمیری
و این ناخودآگاه قدرتمند با این ورودی ها نتیجه رو ایجاد میکنه در جسمت
حتی ممکنه کلی قرص بخوری کلی غذا بخوری کلی بخوابی و …
ولی باز هم لاغر میمونی حتی ممکنه یه مدتی رو عادتت رو شبیه افراد چاق کنی و چاق بشی ولی چون جسمت زور الکی زده و نمیتونه با ناخودآگاه قدرتمندت مقاومت کنه بعد ول کردن عادت افراد چاق ددوباره برمیگیردی به حالت اول دوباره لاغر و متناسب میشی
حتی ممکنه بقیه بگن آخه چجوری یه ماهه اینقدر چربی آب شد؟؟؟ کجا رفت؟ چیشد؟؟؟ ما اینقدر تلاش میکنیم که لاغر بشیم ساختمونه ولی تو که خودت هم میخواستی جسمت رو تو پر کنی همه اون چربی آب رفت یا باد هوا شد !!
دوستان عزیزم من این مورد رو به چشم دیدم خیلی دلم خواست برای شما هم توضیحش بدم امیدوارم چشمتون بیشتر ببینه” میشود ها “رو
خیلی دوستتون دارم و براتون و برای خودم آرزو میکنم به زیبایی این مسیر رو طی کنید و تا آخر عمر از نتیجه ای که خودتون خلق کردید لذت ببرید ❤
همچنین از استاد عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم که باعث این انرژی زیبا در این سایت شدن و آنقدر مطقی و قدرتمند ما رو به فکر درست و تربیت درست ناخودآگاهم دعوت میکنند هر جا که هستید شادو خوشبخت و موید باشید❤
سلام و آرزوی موفقیت برای شما آقای عطار روشن 🙂
عادت های چاق کننده من اکثرش همین پرخوری هست
از وقتی که دیدم داره وزنم تغییر میکنه و افزایش پیدا میکنه یادمه بیشتر میخوردم همش در یخچال رو باز میکردم که شده یه چی بخوره حالا هرچی باشه مدام ریزه خوری داشتم نمیدونستم چرا میخورم ولی خوشم میومد حتی گاهی خوشم نمیومد و اصلا لازم نبود چیزی بخورم ولی دلم میخواست حتما به قول مامانم دهنم بجنبه و همیشه یه چی بخورم اینطوری نبود که اگه نخورم گرسنه بمونم ولی من ناخودآگاه ب خودم میومدم و میدیدم در یخچال بازه و باد سرد یخچال بهم میخوره😂😅
یکی دیگه از عادت های پرخوریم این بود که شکلات میخوردم میخوردم میخوردم میخوردم بعد به خودم میومدم میدیدم یه پلاستیک بزرگ شکلات تموم شده ولی من سیر نشدم تازه بعدشم مجبور میشدم یه نون ماستی چیزی بخورم که سیر بشم جالبه از وقتی فایهای شما رو گوش میدم ن آدامس و نه شکلات که بعد خوردنش گرسنه ام میشد دیگه گرسنه ام نمیشه مثلا اگه هوسم کنه یا چیزی نباشه بخورم وقتی دلم ضعف میره یک یا دوتا میخورم بعدم تموم حتی شکلات میتونه سیرم کنه یا یه کف دست نون راحت سیرم میکنه یادمه واسه صبحانه یدونه نون کامل رو میخوردم و جالب اینه من هم با یه نون هم بایه کف دست نون سیر میشم و این خیلی برام جالبه الان ک بهش فکر میکنم
یه عادت چاق کننده دیگه اینکه چون از غذای سرد خوشم نمیاد یا اینکه حوصلم سر میره زیاد سر سفره بشینم غذا رو سریع میخورم حتی گاهی نمیجوم ولی الان هر چقدر ک لازم میدونم میخورم بقیه اشم دیگه نمیخورم
یه عادت چاق کننده دیگه اینکه چون اگه بخوام مجبور کنم خودم رو که غذا زیاد بخورم باید یه ماستی ترشی ای چیزی باهاش بخورم اما الان دیگه برام مهم نیست یه ظرف رو کامل بخورم حتی اگه خیلی غذای عالی ای باشه سعی میکنم همونقدر که واقعا سیرم میکنه و اگه بیشتر بخورم سنگین میشم دم میکنم یا … رو بخورم
یه عادت چاق کننده دیگه اینکه بعضی وقتا یه کم از غذا یا میوه یا هرچی میموند میگفتم حیفه باید بخورم نعمت خدا حروم نشه ولی الان خیلی کمتر غذا میکشم ک مونه یا اگرم موند خودم رو اصلا اصلا اصلا مجبور نکنم که چون حیفه بخورم !
یه عادت چاق کننده دیگه اینکه هرچی وزنم بیشتر میشد سنگین تر میشدم و انگار دیکه حال تحرک داشتن یا رقصیدن یا جنب و جوش زیاد رو که بچگیم داشتم رو ندارم آرومتر راه میرم یه کمی کسلترم انگار وقتی بچه بودم فکر میکردم من بزرگ باشم مثل خاله ها و عمه هام خیلی آروم و کم تحرک میشم و حوصلم سر میره و … ولی آیا واقعاً همه وقتی سنشون بیشتر میشه بیحال میشن؟!
یه عادت چاق کننده دیگه اینکه اولویت همیشه خوردن بود همیشه اگه یه مداد یا یه کلوچه میخواستم بخرم که فقط پولم به یکیشون میرسید من میرفتم کلوچه میخریدم برام غیر قابل باور بود که من میتونم نخورم جالبه حتی گرسنه ام نبود ولی بازم میگفتم من نمیتونم نخورم میتونستم ها الان میفهمم که میتونستم خداروشکر استاد من هنوز اول راهم ولی قلبم سرشار از امید و خاطرا قشنگ بچگیم و اون راحتی و سبکیمه
یه عادت چاق کنند دیگه اینکه وقتی میخواستم یه چیز رو با ولع بخورم بقیه میگفتن سارا باید کم بخوری تا چاقتر از این نشی ولی نمیتونستم اون غذا رو نخورم هر چی میخوردم بیشتر این باورم میشد که من دارم چاق میشم
یا یه باور خیلی اشتباه داشتم که ما شاید بتونیهودمون رو ب یه جایگاه برسونیم ولی خیلی سخته بخوایم تو همون جایگاه بمونیم و من به خاطر همین اراده کردن واسه تغییرر برام سخت بود و میگفتم ولش کن نمیخواد زور الکی بزنی ولی ته دلم بازم دعا میکردم کاش راهی باشه که بشه تغییر کنم واون خواسته هاییم که با لاغری برآورده میشد رو عملی کنم و عوض بشم
من دلم میخواد اون لباس های خیلی خوشگلی که توی ویترین میدیدم رو تنم ببینم و حض کنم از این حس خوب و راحت راه برم و برقصم و مثل بچگیم سرشار از انرژی باشم😄
سلام به همه دوستان
عادات غذایی من بعد رژیمی ک داشتم ی خرده تغییر کرد وقتی گشنم بود غذا میخوردم وقتی معدم میسوخت باید ی چی میریختم توش ک صداش در نیاد
مثلا بیسکویتی نون پنیری چیزی
موقع غذا خوردن خیلی خیلی کم پیش میومد که من بیش از اندازه غذا بخورم طوری نبود ک احساس ترکیدن کنم چون از این حس بدم میومد
موند من نامزد شدم تو نامزدی بعضی وقتا میشد که وقتایی ک هم ک گشنه نبودم با نامزدم خوراکی میخوردیم در واقع هم لذت میبردم هم همراهیش میکردم شوهرم یکم شکم داشت
همیشه علتی ک اون چرا چاق نمیشه میومد تو ذهنم این بود ک اون سرکار میره و تحرک داره ولی من ندارم
الان ک ازدواج کردیم اون عادت خوراکی خوردنه خیلی کم شده ولی بدتر من چاق ترم شدم
خب موقع تولدها یا مناسبت ها کیه ک از شیرینی بگذره حداقل سه تا شیرینی تر میخوردم
من عادت بد ریزه خواری دارم بیشتر ولی درکل از خانواده خواهرم خیلی بهتر خوردو خوراکم نوشابه مهمونی ب مهمونی میخوریم اغلب و غذام خیلی کم تره
برا همین اندامم بهتره
از شیرینی جات خوشم میاد ولی نن اینکه هر روز من کاکائو بخورم با چاییو اینا هر از گاهی میدونم خیلی لذت بخشه ولی نبودم نبود شاید الان اگه بهم بگن بخور ولی چاق نمیشی هر روزم میخورم چون خیلی لذت بخشه😛😂
خب از نظر ارثی نه به اون شکل ولی خواهر بزرگم از همه چاق تر بود و الان لاغرتر شده خلاصه اونو میدیدیم
مادرم شکمی داشت مثل توپ ولی اون همه اضافه وزن نداشت اونم ب خاطر اینکه 7شکم زاییده بود فک میکنم بیشتر علتش اینه ولی رگ های قلبش میگرف و دیابت هم داشت
خب ریزه خواریم چجوریه تا دو ماه پیش ما هرشب برنج داشتیم ی بشقاب خورشت خوری سرخالی همیشه برنج من با اون کنارش خورشت سیر میشم ولی دو ساعت بعد یا چهار ساعت بعدش دوباره گشنم میشه دلم خوردنی میخواد بیسکوییت باشه میخورم بیشتر دنبال چیزای شیرین میرم
نهارم نونی بعد نهار تا شامم اون وسطا ک خیلی معدم میسوخت ی بیسکوییت میخوردم تا شام حاضر شه
الان ی روز در میون شده اغلب برنج خوردنمون
کل عادت غذایی من تو یک ونیم سال بعد عروسیم این بود حالا اون وسطا بعضی وقتا خوراکی هوس میکردم
البته خونه پدرمم همین بود تقریبا گفتم ک بعد رژیمم این سبک غذایی منه عادت کردم بهش
امیدوارم بتونم ذهنمو کنترل کنم و به زودی لباس هایی ک دلم میخواد رو تنم کنم شکمی تخت داشته باشم دست و پایی لاغر و سبک
من ی بار این حس رو که عالیه تجربه کردم بعد رژیمم عالی بود اون حس سبکی من عاشق سبک بودنم 😍
سبکی بهترین حس دنیاس 😍
آخ جون لاغری😍
وزن دلخواهم 56ایشالا ک خیلی زود بهت میرسم ماچ بهت😍😛😊
نشان های دریافت شده
سلام!
چقدر خوب توضیح دادین استاد من بااینکه تو دوره اصلی دارم تمرینات رو مینویسم ولی اینجا خیلی خوب متوجه شدم باور عادت وذهن چه تفاوتی با هم دارن واختلال از کجا نشات میگیره کدوم اول قرار میگیره نتیجه چی میشه
باور افکار مرور شده ای که از والدین و اطرافیان و جامعه و رسانه ها شنیدیم ودرباره شون صحبت کردیم
زمانی که عادت ها شکل میگیرن ذهن وارد میشه وباید رفتارهایی رو بوجود بیاره که درنهایت جسم من رو متناسب کنه وبا باور من هم تراز باشه ودر یکخط قرار بگیره
باتوجه وتکرار کردن وذهن ناخودآگاه من براساس باورها رفتارهای منو بوجود میاره ودر نهایت جسم من تغییر شکل پیدا میکنه عادت های من بوسیله باورهام شکل میگیره
واونچه از دوره های مختلف از رژیم میبینیم و میشنویم تنها جسم رو تحت فشار قرار میده در صورتی که جسمم هیچ نقشی نداره
وقتی من جسمم رو محدود کنم یا تحت فشار بذارم درواقع سعی دارم نتیجه رو تغییر بدم از اون ور هم ذهنم داره باور هایی که دارم رو تکرار میکنه تاهماهنگی بین باور وجسمم رو دریک خط نگه داره اعصاب من بهم میریزه و خسته وعصبی میشم واین درگیری ذهنی باعث میشه احساسم بد بشه
وقتی یک فرد ورزشکار برای هدف قهرمانی میره باشگاه باورش اینه که قهرمان بشه و رفتن به باشگاه و وزنه زدن براش یک عادت که برای انجامش بهونه نمیاره
تکرار باور فرد ورزشکار اونو مشتاق میکنه تا بره باشگاه
ولی وقتی یک فرد چاق برای لاغری میره باشگاه درصورتی که باورش اینه که چاقی من ارثی وکلی باورهای غلط دیگه چون باورش فرق داره وهمین کافیه تا ذهنش فعالیتش برای کاهش وزن رو خنثی کنه و کلی بهونه بیاره
قدرت باور بینهایت بالاست و خسته هم نمیشه
حالا متوجه میشم استاد که میگفتین برید دوره های رایگان واز اونجا هم استفاده کنید چون درک من بیشتر میشه در هر فایل مثال متفاوت ومفید می زنید
این قسمت از توضیحات شما خیلی جالب بود
(مگه شما تصمیم گرفتی که چه زمانی چاق بشی یا پرخوری کنی،که الان تصمیم گرفتی لاغر بشی
اصلأ به تصمیم نیست فقط تغییر باورهاست بادادن افکار جدید)
قبلاً اگه خرید مواد غذایی داشتم کلا برنامه میریختم که تو کابینت آشپزخانه هر مواد غذایی کجاست کلا برنامه غذایی تو ذهنم به ترتیب میچیدم بعد هم اجراش میکردم ولی الان حدود ۳هفته ست که یادم نمیاد چطور داره این همه عادت های اشتباهم برطرف میشه فقط میدونم که دارم توی این مسیر لذت میبرم
حالم خوبه آرامش دارم خیلی راحت میتونم بگم میل ندارم
سال مامان بزرگم بود و بعد شام و چای مادرم از فهیمه خواست تا از پیراشکی که پخته بود بیاره تا تست کنه
اصولاً بیشتر فامیل مادرم افراد چاق هستن وقتی بهشون تعارف شد تنها کسی که گفت میل ندارم من بودم
فقط کنجکاو شدم بافتش چطوره ولمسش کردم و گذاشتمش و خیلی ناخودآگاه بود و بعد متوجه شدم که آفرین به خودم دارم تغییر میکنم واین خیلی خوبه
سردرد ناشی از گرسنگی یا سوزش معده
این هم یک باور اشتباه چطور من ماه رمضان یک ماه بخاطر عشق به خدا ولذت نماز تراویح و شنیدن درباره منزلت یک شب قدر به هزاران ماه میرسه میتونم یک ماه کل روز گرسنگی بکشم واحساس بد روزه خواری وعذاب وجدان بعدش منعم میکنه و یک عادت جدید در من شکل میگیره بخاطر باوری که دارم
وهمه ی سوزش معده من برطرف میشه پس همین اثبات میکنه که اول به سرچشمه باید توجه کنم و تغییر باورهام باعث میشه من عادت ورفتار غذاییم تغییر کنه و درنهایت ذهنم جسمم رو همسو کنه با فرمول های ذهنی صحیح
ممنون استاد دقیقاً این مشکلی بود که منم داشتم و بخاطر مثال عالیتون متوجه شدم که سوزش معده من از گرسنگی فقط یک باور اشتباه که قبلاً شنیدم
الهی شکر 🌼✨
به نام خدا وبا سلام به استاد گرامی با شنیدن این فایل به دلیل چاق شدنمو لا غر نشدنم پی بردم فهمیدم که غذا خوردن هرگز آدم و چاغ نمیکنه این دهن ماست که ناخودآگاه چاقم میکنه حتی این ذهن وباورمون هست که با تکرار عادتها باعث میشه که لاغر نشم چون من مدتها درحال رژیم گرفتن بودن اوایل که رژیم میگرفتم یکی کم میکردماما بعد مدتی حتی با این که مقدار خیلی خیلی کمی غذا میخوردم یا بهتر بگم کلا در حال رژیم بودم ولی چون این باور را داشتم که چون من زیاد رژیم گرفتم بدنم به کم خوری عادت کرده ودیگه لاغر نمیشم این یک باور واقعا مخرب و اشتباهی بود وامروز که این فایل رو شنیدم واقعا به اشتباهم وباور اشتباهم پی بردم