سالها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف میکرد، برمیداشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمهی «میل ندارم» برای من از فتح قلهی اورست سختتر بود. امروز میدونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بیارادگی؛ یکی از همون عادتهای چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.
این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در سه جلسهی قبل دلیلهای بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روشهای لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدیتر میشه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرینهاش رو کامل انجام بده.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد
در این چند سال خیلیها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا دربارهی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیلهای بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب میخورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».
برای خیلیها سخته باور کنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحتتر نشون بدم، راه سادهای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.
یه نیرو در وجود همهی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی سادهترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، میتونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.
🔁 عادتهای چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعهای از عادتهاست
ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادتهای ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.
یه نکتهی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچکس رو چاق نمیکنه. چاقی نتیجهی مجموعهای از عادتهای اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.
سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمیزنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کمکم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سالها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همینطور آرومآروم و بیصدا ساخته میشه.
عادتها فقط آدم رو خراب نمیکنن؛ آدم رو موفق هم میکنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادتها رو تکرار میکنه و یه آدم چاق یه سری عادتهای دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاقها و لاغرها، فرق در عادتهاشونه.
فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست
خیلیها فکر میکنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدمهای متناسب تقریباً همون غذاها رو میخوریم. بعضیها هم فکر میکنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدمهای زیادی رو میدیدم که از من بیشتر میخوردن ولی متناسبتر از من بودن.
حتماً تو هم آدمهایی رو میشناسی که با حسرت بهشون نگاه میکنی و میگی «ببین چقدر میخوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیینکننده است و نه مقدارش. فقط عادتها با هم فرق دارن.

🌱 عادتهای چاق کننده چطور شکل میگیرن؟
عادت یه فکر ساده است که تکرار میشه، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. خیلی از عادتهامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادتهاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادتها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبهخود ساخته شدن.
وقتی بزرگتر شدم، یه سری عادتها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدمهای چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد میگیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفتوآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادتهای خودم اضافه کنم.
حالا سؤال اینه که خود عادتها از کجا میان؟ عادتها از باورها شکل میگیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبهخود عادتهایی در تو شکل میگیره که وضعیتت رو شبیه باورت میکنه.
انسان رو میشه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته میشه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرفهایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانهها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادتها پل بین باور و بدن ما هستن.
مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کمکم عادتهایی در اون شکل میگیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازهی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا میکنه.
در خانوادهای که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن ولی بچهی چهارم متناسبه، برو از همون بچهی چهارم بپرس دربارهی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق میشد.
یکی از همراههای سایت در بخش نظرات یه جملهی خیلی خوب نوشته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همهی عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
یعنی چیزی که در خانوادهها نسلبهنسل منتقل میشه، بیشتر از ژن، باورها و عادتهاست.
🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟
روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار میکردیم؟ میرفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجهی باورها و عادتهامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادتها سر جاشون بودن.
من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادتهام رو کمتر تکرار میکردم، اون هم تا وقتی که میتونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو میرسوند، ذهنم هم مدام سعی میکرد عادتها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته میکرد.
داستان باشگاه رفتن من
یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده بودم و هزینهاش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. میگفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا میرم». در حالی که بقیهی بچههای باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامهشون رو اجرا میکردن.
فرق ما چی بود؟ اونها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش میکردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق میمونم». همین یه باور کافی بود تا همهی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت میرفتم و کمی تغییر میکردم، ولی تا یه هفته نمیرفتم، دوباره همون آدم قبلی میشدم.

🗓️ چرا تصمیمهای «از فردا» جواب نمیده؟
چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمیخورم» یا «از فردا دیگه ریزهخواری نمیکنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبهی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمیزنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.
دلیلش سادهست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچوقت. بنابراین با تصمیم هم نمیشه لاغر شد. راهش تغییر باوره.
«میل ندارم»؛ سختتر از فتح اورست
یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیهی روشها همین دو کلمهست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سختتره.
من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف میکردم و اون میگفت «میل ندارم»، برام خندهدار بود. میگفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام مینویسن که خیلی راحت میتونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادتهاشون خودبهخود تغییر کرده.
از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز میتونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب میشی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون میده که عادت با تصمیم عوض نمیشه.
🧩 چند باور رایج که عادت چاقکننده میسازن
«بعد از ۴۰ سالگی سوختوساز پایین میاد»
خانمهای زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام میدن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون میپرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانمها به ۴۰ سالگی که میرسن، سوختوسازشون پایین میاد و چاق میشن؟». تقریباً همه میگن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همینطور شدیم».
یعنی این جمله رو سالها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادتهایی در اونها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.
«این دارو اشتها رو زیاد میکنه»
کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد میکنه». از همون روز باور شکل میگیره و بعد آدم میگه «از وقتی این قرص رو میخورم، تند تند گرسنهام میشه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا میخورد.
خیلیها پرخوری رو با اشتها اشتباه میگیرن. خیلیها هم میگن هر یکی دو ساعت گرسنه میشن. همهی اینها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار میبره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.
«اگه معدهام خالی باشه سردرد میگیرم»
خیلیها باور دارن اگه غذا نخورن یا معدهشون خالی بمونه، سردرد میگیرن. ولی همین آدمها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون میدونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمیتونه با سردرد اونها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلیها دوباره به همون عادتهای قبلی برمیگردن.
«بدنم شیرینی میکشه»
یکی از عادتهای قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا بهجای قند، شکلات بخورم. اینها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلیها میگن «بدن من شیرینی میکشه». ولی بدن آهنربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی میکشید، چرا بدن خیلی از آدمها اصلاً نمیکشه؟

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟
در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همهی اینها فقط نتیجه رو هدف میگیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادتها خودبهخود عوض میشن و در نهایت بدن هم تغییر میکنه.
این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجههای متفاوتی میگیرن. هر کسی به اندازهای که باورهاش عوض میشه، عادتهاش و بعد بدنش تغییر میکنه. زوری در کار نیست.
چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادتهامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادتها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادتها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی میشه.
👔 لذتی که لاغرها هیچوقت تجربه نمیکنن
ما آدمهایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدمهایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمیدونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.
من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، میدونم این حس چقدر لذتبخشه. چند سال پیش کتی که امروز میپوشم اصلاً به تنم نمیرفت. ولی حالا سایز لارج میپوشم و هر بار که لباس مورد علاقهام رو تنم میکنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت میبرم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادتهای چاق کننده
شناختن فرق عادتهای خودت با عادتهای آدمهای متناسب کمک میکنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.
مرحله اول: عادتهای غذاییت رو پیدا کن
- عادت چیه و به چه رفتاری عادت میگیم؟
- عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستن؟
- فهرستی از عادتهای غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر میکردی باعث چاقیت شده.
سختگیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادتهای من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات میخوردم.
یادت باشه هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست. یه عادت وقتی چاقکننده میشه که باورت دربارهاش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمیتونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر میکردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.
مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»
نگاهت به جملهی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر میتونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضیها خیلی راحت میگن «میل ندارم» ولی تو نمیتونی؟
از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.
اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده میکنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. عادتهای چاق کننده چه عادتهایی هستن؟
رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزهخواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست؛ باور ما دربارهی اون عادته که اون رو چاقکننده میکنه.
۲. عادتها از کجا میان؟
از باورها. وقتی یه جمله رو بارها میشنویم و باورش میکنیم، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیرهی چاقی اینطوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم عادتهام رو ترک کنم؟
چون این عادتها رو با تصمیم نساختی. هیچوقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمیشن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبهخود تغییر میکنه.
۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟
چون بهجای بدن، سراغ باورها و عادتها میره. همونطور که چاقی به خاطر عادتها همیشگی بود، وقتی عادتها عوض بشن، تناسب هم همیشگی میشه.
امتیاز 4.13 از 298 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باعرض سلام خدمت استادعزيز ودوستان عزيز بهشت لاغري
جلسه چهارم
عادتهای اشتباه از جرقه ی فکری شروع میشه وبعد ازمدتی این فکر باتکرار تبدیل به عادت میشه ودر ناخودآگاه ما حک میشود اینجاست که دیگه ما باامری از اون قدم برمیداریم بجای اینکه وادارش کنیم به چیزی که دوسش داریم سوق داده بشه
اینجا دیگه برعکس خواهد شد وما به ناخودآگاهمون میگیم فرمانبردارم سرورم الی …
مثلا من باوردارم اگه چای نخورم یاقهوه نخورم اونم باشکلات سردرد میگیرم ومخصوصا صبح سرحال نیستم اما بعنوان تجربه وبخاطر برنامه برای بارداری چای وقهوه رو قطع کردم فقط دوروز اول منگ بودم اما بعدش عادی بود وهیچ سردردی نداشتم وباخوردن ی سیب سرحال میشدم
بقیه غذاها نه اصلا خودم کم غذا هستم
ی مدتی عادت کردم هرروز هویج بستنی بخورم واگه نخورم وحتی اگه سیر باشم شوهرم میگه برات بخرم نمیتونم بگم نه ومیاره ومنم میخورم
انگار کسی منو سوق میده به خوردن
جالب که بعدش به خودم میگم آخه چراخوردی 😣
حالا فهمیدم همه اینها عادت وفرمول مغزی که تبدیل به باور میشه وحک میشه تو ناخودآگاهمون
حالا فهمیدم اینها همش عادت وباورهای اشتباه که از یک فکر تبدیل به رفتار وبعد تبدیل به عادت وباور قوی در ذهنمون میشه
پس من میتوانم نتیجه را معکوس کنم و باور مخرب را به باور مثبت تبدیل کنم
نه فقط در زمینه لاغری بلکه در همه جنبه های زندگیم روابط /مادی /معنوی وسلامتی
باآروزی شادی ثروت وسلامتی برای استاد عزیز ودوستان بهشت لاغری
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز من فرزانه هستم میخواستم بتتون بگم که اگر خوب به فایلها گوس میدادید متوجه میشدید که خوردن زیاد باعث چاقی شما نمیشه دارو کورتنم باعث چاقی شما نمیشه خوابیدن زیاد تند تند عذا خوردن هیچ کدوم از اینها باعث چاق شدن شما نمیشه شما فقط فکر کردی یا دکتر گفته یا از جایی شنیده وعمیقا باور کردی که این مشکل داری کافیه باورتو عوض کنی مشکلتون حل میشه به تمید اون روز موفق باشی دوست عزیز
نشان های دریافت شده
جلسه ۴ رایگان
تا الان متوجه شدیم تمام دلایلی که برای چاقی خود داشتیم اشتباه بوده وفقط خودمون مقصر چاقی خودمون هستیم
ارثی بودن چاقی کم آخر ک بودن.پرخوری .پرخوری عصبی .اوووو تمام این ها فقط توجیهی برای چاقی بوده
وبعد ردش های لاغری قبلی رو هم بررسی کردیم و دیدیم تمام روش هایی که استفاده کرده بودیم هم اشتباه بوده اگه نبود ما الان چاق نبودیم رژیم های مختلف ورزش های مختلف به قصد لاغری قرص چسب پماد دمنوش و و و
تنها راه صحیح لاغری از طریق قدرت ذهن
علتی که چاق ها لاغر نمی شوند لاغرها چاق نمی شوند فقط قدرت ذهنه
من خیلی در مورد قدرت ذهن تحقیق کردم افراد زیادی از طریق قدرت ذهن خوب شدند سرطان فلجی بیماری های عجیب غریب
واقعا قدرت ذهن عجیب است و زیبا و خوشحال جزو محدود انسان هایی هستم که با قدرت ذهن آشنا شدم
حالا قدرت ذهن چه جوری عمل میکنه
در مرحله ی اول یکسری باورها شکل میگیرد باور تکرار مکرر یک فکر است
من که از ۸سالگی چاق شدم نقشی در ایجاد باور چاقیم نداشتم توسط خانواده جامعه رسانه ها ایجاد شده وقتی باور ایجاد شود ذهن ناخوآگاه وارد کار میشود عادت هایی ایجاد میکند که جسم تو همین با باور تو شود
عادت ها چی هستند تکرار یکسری رفتار
من۲۵ سال یکسری رفتار رو تکرار کردم وشد چاقی و اضافه وزن ۵۰کیلویی
و دقیقا لاغری هم همین است من دارم یکسری باورهای لاغری در خود ایجاد میکنم وقتی باورهای لاغری ایجاد شود ذهن عادت هایی ایجاد میکند که جسمم همسو با این باورها شود ولی باید بدانی سیر تکاملی در جهان جاری است یعنی آرام آرام این تعبیرات صورت میگیرد من الان یک سال و نیم است کاملا ثابت شدم چاقتر نشدم یعنی در مسیر صحیح هستم چون همیشه قبلا در صورت نداشتن رژیم ماه به ماه چاقتر میشدم و لی الان یک سال ونیم ثابتم و حال روحی روانی واحساسم عالیه
پس فقط باید تکرار کرد تا باورهای لاغری پر رنگ کم رنگ تر شود😍😍😍😍😍وقتی شد لاغری شروع میشود خیلی لاغر وخوش هیکل میشوم نمی مانم چون از طریق صحیح عمل کردم
سلام استاد گرامی
من یک مقدار گیج شدم اگر میشود راهنماییم کنید ممنون میشوم شما گفتید که انسانهایه لاغری هستند که زیاد هم میخورن وچاق نمیشوند و خودم نیز همچین انسانهایی در آشنایان دیدم که خیلی زیاد میخورن ولی لاغر هستند وحتی یکم شکم ندارند وصاف هست شکمشان وهمه اندام هایه دیگرشان لاغر است و میگویید نه زیاد خوردن نه تحرک نداشتن و… باعث چاقی ما نمیشود و فقط در باور غلط ما است و از طرف دیگر شما گفتید این باور غلط باعث شده عادات غلط پیدا کنیم مثلا زیاد شیرینی دوست داریم و میخوریم و باعث چاقی میشود اگر زیاد خوردن علت چاقی نیست چرا پس این ها را عادت نادرست میدانید و باعث چاقی که باید کمتر بخوریم که بتوانیم لاغر شویم اگرم زیاد خوردن هم علت چاقی نیست پس چرا مثلا من گاهی شیرینی در دسترسم باشد زیاد میخورم باعث چاقی میشود من کمی گیج شدم متوجه نشدم که اخر خوردن زیاد باعث چاقی است یا خیر و اینکه من از ابتدا در کودکی دارویی استفاده کردم که کرتن است و کرتن بسیار اشتها آور و چاق کننده و پوکی استخوان میآورد من از کودکی نمیدانستم دارو چاق کننده است پس چگونه با خوردن دارو اشتهایه من زیاد شد من که بسیار کم غذا میخوردم وبسیار لاغر بودم بعد از خوردن دارویی که اطلاع نداشتم اشتها را زیاد میکند چاق شدم اگر میشود پاسخ من را بدهید ممنون میشوم که از سردرگمی نجات پیدا کنم من بارها ورزش کردم لاغر شدم من حتی به خاطر ناراحتیی روحیی که از فوت عزیزانم پیش آمده برایم و از دنیا سیرم کرده که روزها شده فقط یک وعده غذا خوردم من ادم پر خوری همیشه نیستممگر خودم گاهی شیرینی بخرم یا بستنی زیاد بخورم ولی جاهایی دیگر نمیخورم و رد میکنم یا یکم میخورم ودر غذا خوردن هم زیاده روی نمیکنم ولی چاق شدم بارها لاغر کردم ولی باز به خاطر شرایطم دکتر بارها کرتن تجویز کرد و اشتهام زیاد شدو زحمات به باد رفت بعد دوباره اشتهام کم شد به غیر از تمایل به خوردن بستنی و شیرینی اگر خودم برایه خودم بخرم وگرنه جاهایی دیگه راحت رد میکنم زیاده رویمنمیکنم من چه کنم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز . نمیدنم پاسخ منو میخونید یا نه .
ببینید شاید ما آگاهانه ندونیم چه باورهایی داریم . ولی هزاران باور چاق کننده در ضمیر ناخوداگاه ما هست که تنها و تنها قویتر کردن خودمون باعث میشه یک به یک بر اونها آگاه بشیم و بتونیم تغییرشون بدیم .
اول باید به این باور برسیم هر شرایطی که الان داریم خودما خلقش کردیم حتی اگه در زمان کوچکی و حتی اگر در شکم مادر هم چاق شدیم باز هم انتخاب خودمون بوده منتها یادمون نیست . ولی وقتی به این امر واقف بشیم که حتی در شکم مادر و حتی قبل از خلق جسممون باز هم قدرت انتخاب دست ما بوده اون وقت قدرت بیشتری پیدا می کنی برای تغییر .
ما قادریم حتی ژنتیک خودمون رو تغییر بدیم . چون ژنتیک ما انتخاب ماست . هیچ اجباری در این عالم وجود نداره .
هیچ اجباری .
این مقدمه رو گفتم تا مسئولیت چاقی و پرخوری و عادات دلخواه یا نادلخواه رو بر عهده بگیریم تا به قدرت زیاد خودمون پی ببریم .
قدرت ما خیلی زیاده . منتها به این قدرت آگاه نیستیم .
حالا میریم سراغ قرص .
من از قرص زینک میگم قرص زینک هزارتا خاصیت داره اما یکی از خاصیتهاش که من در سایتها مطالعه کردم اضافه کردن عضله و چاقی و زیبایی صورت است . خدا رو شاهد میگیرم من فقط خوندم و رد شدم ولی در عرض یک هفته مصرف قرص زینک دیدم دقیقا همین اتفاق در جسمم افتاد . فهمیدم بدن من اصلا به زینک احتیاجی نداره . به خدا همه ی قدرتها در افکار ماست در انتخابهای ماست . اون ادم لاغر یک دیس برنج هم بخوره حتی یک گرم تغییر نمیکنه یا اگه همون لحظخ تغییر کنه براش اهمیتی نداره چون تمام فرایندهای بدنش بر لاغری تنظیمه و اصلا به چاقی لاغری فکر نمیکنه . شاید تا دو روزم میلش نکشه چیزی بخوره . اونم به خاطر فرمولهای عالی لاغری در وجودش .او هنوز زبان چاقی رو یاد نگرفته و تک زبانه داره پیش میره مگر زمانی که این نیاز رو در خودش احساس کنه که زبان چاقی رو هم یاد بگیره .
ولی وضعیت ما با اون کمی متفاوته . ما زبان چاقی رو یاد گرفتیم و حالا داریم زبان لاغری که اتفاقا زبان اصلی و مادری ماست به یاد میاریم . درست مثل یک ایرانی که در خارج از ایران به دنیا میاد با زبان مردم آنجا آشنا میشه و حالا دوباره میخواد زبان مادری خودشم یاد بگیره .
زبان لاغری زبان اصلی ماست . بله همه ی این مطالب که غذا چاق نمیکنه پرخوری چاق نمیکنه قرص چاق نمی کنه و …. صحت داره ولی این باورها در ضمیر ناخوداگاه ما معنای چاق کنندگی داره . تا زمانیکه این باورها تغییر نکرده باشه ما پرخوری کنیم چاق میشیم . پس چاره چیه . چاره اینه که ما به اون فرمولها کار نداشته باشیم . ما سعی کنیم بنا بر بدن فعلی خودمون از همینجایی که هستیم دستور زبان اصلیمون رو درست کنیم و به کار ببندیم . یعنی خلقی جدید . با عادات قبلی به صلح برسیم ولی سعی کنیم به خودمون اینطور بگیم که من آگاهانه میخواهم انتخاب کنم که روشی جدید را برای زندگی ام انتخاب کنم تا به تجربه ی جدیدی دست پیدا کنم . یعنی حس تنوع طلبیمون رو در لاغر شدن به کار ببندیم . امتحان کنیم . فرمولهای مختلف رو . کدوم فرمول . از همونجایی که هستیم شروع کنیم . من الان با این شرایط فکری و جسمی یه ایده آلهایی در ذهن دارم که دوست دارم اونها رو خلق کنم . چطور میتونم بهش برسم ؟ وقتی این سوال رو از خودت بپرسی در هر زمان با توجه به شرایط همون زمان الهامی مخصوص به همون زمان بهت میشه که اگر شما به اون عمل کنید قدم بعدی بهتون گفته خواهد شد . مثلا یک زمانی به من الهام شد قرص زینک مصرف کنم . و یک هفته بعدش دستور ایست داد و گفت کافیست .
سامانه ی احساسی ما دقیقا گویای وضعیت جسمانی ماست . وقتی ما هدف لاغر شدن همراه با زیبایی و سلامتی در ذهن داریم سامانه ی هدایت ما به سمت هدف احساس ماست . به الهامات و نداهای درونی خودتون بیشتر آگاه بشید .
هرچقدر بر وجود خودتون بیشتر آگاه بشید خالق بودن خودتون رو بیشتر باور می کنید . این که ما خالق جسم خود هستیم و این ما هستیم که میخواهیم او لاغر شود یا چاق و انتخابهایمان دقیقا بر اساس خواسته هایمان صورت می گیرد .
امیدوارم پاسخ خودتون رو از این عبارات دریافت کرده باشید .
در یک جمله به احساس خود توجه کنید .
احساس شما اگر همراستا با خواسته ی شما بود (احساس لاغری) یعنی در مسیر لاغری هستید اگر نا همسو بود(احساس چاقی) یعنی باید چیزی را تغییر دهید تا این احساس مجددا در مسیر لاغری قرار بگیرد .
نشان های دریافت شده
سلام به استاد ارجمند و بی نظیر و دوستان و همراهان عزیز در مسیر تناسب فکری
برای تمرین امشب که جلسه چهارم بود به ناخودآگاهم نامه ای نوشتم و کلی باهاش حرف زدم و همینو در این دیدگاه به ثبت می رسونم
از استاد عزیزم و خوانندگان محترم خیلی سپاسگزارم که لطف می کنن و با توجه متن منو می خونن
ذهن ناخودآگاه عزیزم سلام
حتما می دونی که نزدیک به سه ماهه با هدایت شدنم به سایت جالب و بی نظیر تناسب فکری استاد لطف و بزرگواری کردن و دوره ی رایگانی هم برای ما گذاشتن که به ما یاد بده چطور با لاغر کردن ذهن چاقمون به تناسب جسمی و فیزیکی دست پیدا کنیم ….
ناخودآگاه عزیز تو حتما خودت خوب می دونی
که جسمم تا قبل از سی سالگی کاملا متناسب و لاغر بود چون تو لاغر و متناسب بودی هنوز به یمن آموزشهای اشتباهی چاقی و چاق شدن رو یاد نگرفته بودی و طبق برنامه صحیح خدایی و فطری منو لاغر نگه داشته بودی .
اما به دلیل جهل به مسیله و آگاه نبودن از مضرات و عواقب چاق شدن اصرار کردم که اینو بهت یاد بدم و با فکر اینکه اگر شرایط بخور و بخواب فراهمبشه حتما چاق میشم به تو انتظار چاق شدن رو تلقین کردم
سی سالم که شد شرایط جور شد انتظار به واقعیت پیوست و روند چاقیمو شروع کردم
من تا آن وقت در دنیای لاغرها سیر می کردم و خبر از مضرات و عواقب چاقی نداشتم و فقط به دلیل چند امتیاز بیهوده خودمو در این مسیر غیر طبیعی انداختم و خوشحالی من از چاق و توپول شدن طولی نکشید و من در حدود ۲۰ ساله که با ترس و نگرانی از چاقتر شدن گذروندم و متاسفانه هر روشی رفتم که متوقفش کنم نشد تا اینکه ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۹ خدا به لطف خودش روش تناسب فکری رو جلوی پام گذاشت و من با امیدواری و ذوق و شوق تا رسیدن به تناسب پایدار این راهو ادامه می دم
با توجه به آموزه ها روش چاق شدن رو به ذهن ناخودآگاهم یاد دادم و اونم فقط یه چیز بود بخور خوبم بخور بعدم بی خیال باش و از هر فرصتی برای استراحت و لم دادن استفاده کن تا چاق بشی و توپول
تا همه بدونن که تو اینقدر داری که بخری و بخوری و چاق بشی
منبهت تلقین کردم که با خوردن نون برنج شیرینی غذاهای چرب و چیلی راحت می تونی چاق بشی
در حقیقت خودم با فکر ناقص خودم انرژی و قدرت چاق شوندگی به غذاها دادم و خوردم نتیجه هم همونی بود که انتظار داشتم
و البته خودمم دقیقا نمی دونم کهچه وقت چاقیم شروع شد فقط می دونم که سنم از سی گذشته بود
ذهن قدرتمند م حالا به لطف الهی از طریق استاد گرامی عطار روشن به بلوغ فکری رسیدم
فهمیدم که با افکار و باورای غلط چه ظلمی بهت کردم و تو رو وادار کردم که از قدرت باور نکردنیت برای یکامر غیر طبیعی استفاده کنی
تو خوراکی های منو جادو کردی
تا منو چاق کنی چرا تا قبل سی سالگیم همین غذاهارو می خوردم ولی چاق نبودم
اما بعد خوراکی ها جادو شدن اونم با تلقین و باورها و انتظارات اشتباه از غذاها
لطفا برگرد به دورانلاغری
لطفا رها کن ایده ی خوردن مساویست با چاقی
لطفا بپذیر ایده ها و افکار جدید منو از قدرت شگفت خودت برای متناسب شدن و آب کردن چربی های ذخیره ی شده برای دوران قحطی و بی غذایی استفاده کن
دنیا پر از وفور نعمته هر وقت گرسنه بشی فی الفور غذا هست که انرژی لازم رو باهاش بهت برسونم لطفا رها کن این چربی های ذخیره شده ارو
به اونا هیچ نیازی نیست جز ضرر و بداندامی هیچی برام نداره …..لطفا دوستی خاله خرسه ارو بذار کنار 😀
می دونم که اگر زنجیرهای اسارت رو از دست و پات باز کنم تو براحتی منو متناسب یا لاغر می کنی
زنجیرهایی که تو رو اسیر کرده افکار و باورهای غلط در مورد نیروی چاق کنندگی غذاهاست
من هم اکنون با آگاهی تمام این زنجیر رو پاره می کنم و اجازه می دم
که راههای بایگانی شده ی لاغری منو دوباره باز کنی
مگه در دوران طلایی لاغریم با ترس و لرز غذا می خوردم ؟ مگه با این فکر غذا می خوردم که اینا منو چاق می کنه ؟
نه اصلا اینطور نبود
من از همین غذاها می خوردم نون برنج سیب زمینی ماکارونی روغن و شیرینی
پس چرا چاق نبودم
راستش اون موقع در مورد پاسخ چرایی این مسیله کهچرا چاق نمیشم و مثل اون زن همسایه روبرویی توپول و توپر نیستم می گفتم
چون تو بچه هات کوچیکن شیطونن کوچیکن مراقبت و مواظبت می خوان تو باید تحرک زیاد داشته باشی تااز کودکان خردسالت مراقبت و نگهداری کنی
شوهرتم که هم خسیسه هم بداخلاق پس تو نمی تونی چاق بشی و نشدم
یعنی اونموقع خودم با باورهای قوی علیه چاقی تاثیر چاق کنندگی رو از غذاهام گرفته بودم
پس حالا هم می تونم بگیرم این نیرو و انرژی مخرب رو و دوباره لاغر شم
مندارمراه ذهنی تناسب رو یاد می گیرم و بزودی تناسب انداممو پس می گیرم
مانتوی زیبایی که مدتهاست نتونستم بپوشم
به تن می کنم و براش ذوق و خوشحالی می کنم
هیچ دلیلی رو برای
چاق شدن و چاق موندن
قبول نمی کنم
چاقی کاملا غیر طبیعیه برعکس لاغری و تناسب که طبیعی و مطابق فطرت منه
ناخودآگاه عزیزم متاسفانه سی ساله دارم بهت
میگم خوردن مساوی با چاقی
حالا که می خوام برخلافش بگم راحتت نیست قبولش کنی
هنوز سر سفره می شینم از خوردن دچار ترس میشم اگر چه با آموزه های این چندماه اخیر شکر خدا خیلی بهترم ولی هنوز ایده آل نیست
انگار راحت نمی خوای قبول کنی که دست از خوردن یعنی چاقی برداری …
می خوام مثل لاغرها غذا بخورم
لذت ببرم بدون ترس و نگرانی
کمتر غذا خوردن و معده ارو از غذا انباشته نکردن روش لاغرهاییه که به شیوه ی درست به تناسب اندامشون پایداری بخشیدن
اما بابت کم خوردنشون هیچ زحمتی نمی کشن و برنامه از پیش تعیین شده ندارن
باید فرمانهای مغزی منو عوض کنی
باید به شکل اتوماتیک دست از غذا خوردن بکشم و نگران گرسنه شدن مجدد و سریع نشم
فوقش گرسنه شدم الحمدلله هست می آرم نوش جان می کنم مسیله رنج آور و سختی نیست
می خوام کمتر خوردن رو تجربه و حسش کنم
می خوام پیام حس سیری رو متوجه بشم و براحتی دست از غذا بکشم و عادت پرخوری رو کنار بذارم
کمتر خوردن یه عادت زیبا و مطلوبه بدون اینکه دچار استرس بشم
من با عادت کمتر خوردن به بدن نازنینم فرصت چربی سوزی آسان می دم
کمتر خوردن و کامل سیر شدن خیلی لذت بخشه و من حتما می خوام اینو بذارم به جای رنج و سرزنش پرخوری
من بذر لاغری رو کاشته ام و حالا نوبت مراقبت آبیاری و وجین علفای هرزه
یک کشاورز وقتی زمین رو مناسب کشت می کنه بذر مناسبی می کاره و با مراقبت و آبیاری و صبر و حوصله شاهد جوانه زدن و سپس رشدش میشه تا برسه به برداشت محصول و اتمام کار خودش
من چطور از بذر لاغریم مراقبت کنم تا به برداشت برسه ؟
راهش تناسب برقرار کردن بین ایده های جدید لاغری و اعمال و رفتارمه
وقتی من میگم از این به بعد دیگه انرژی چاق شوندگی به غذاهام نمی دم به حرف نباید باشه باید با آرامش بدون ترس از غذام لذت ببرم و به اندازه ی کافی هم میل کنم
هیچ برنامه مصنوعی هم برای کمتر خوردن برای خودم نذارم
سیستم ناخودآگاه وقتی با تمرین و ممارست و استمرار روی لاغری تنظیم شد دیگه خودبخود کم می خورم و کامل هم سیر میشم و دیگه هیچ ترسی از خوراکی هام نخواهم داشت
می خوام نتیجه ی این فکر جدید رو تجربه کنم
غذا عامل چاقی یا لاغری نمی تونه باشه پس نترس با آرامش به مقدار لازم بخور و خدارو شکر کن که اونو تبدیل به نور و عشق و انرژی فعال می کنه
و اضافه اشو براحتی از بدن به بیرون می فرسته و به چربی تبدیل نمی کنه
چون طبیعت غذاها انرژی دادن به منظور بقای نسل انسانه نه چاقی و بیماری و بداندامی
والسلام شهربانو باقری ۳ مهر ماه ۱۳۹۹
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
عادت های اشتباه من :
یکی از عادت های اشتباه من، این بود که در طول روز چای رو با قند زیاد میخوردم. اوایل خیلی از این کار لذت میبردم و یکی از تفریحات من محسوب میشد. ولی رفته رفته با دچار شدن مادر و برادرم به قندخون بالا، منم تصمیم گرفتم که در طول روز کمتر چای بخورم و چای هم بدون قند بخورم.
عادت اشتباه دیگر، صبحانه نخوردن بود که همین موجب میشد ناهار رو بیشتر بخورم. اما الان یکسال هست که از این روش اشتباه دست کشیدم و صبحونه خوردن رو جزء برنامه روزانه ام قرار دادم.
عادت اشتباه دیگه، خوردن فست فود بود.
عادت اشتباه دیگه هم این بود که خیلی کم میوه میخوردم.
عادت دیگه، این بود که برنج نمی خوردم یا خیلی کم میخوردم چون تصورم این بود که برنج چاق کننده هست.
به نظرم اشتباه غذایی من همین ها بود، بیشتر از این چیزی به ذهنم نرسید.
من از امروز 99/6/27 متعهد میشم زمانی که بدنم به مواد غذایی نیازی نداره در برابر تعارفات بقیه عبارت “میل ندارم” رو استفاده کنم.
سلام خدمت شما
باورهایی که در من تبدیل به عادت شده
اینکه من شنیده بودم بعد ار ترک سیگار چاق میشویم و چند نمونه هم در اطرافیانم دیدم
اینکه با بالا رفتن سن(من 45 سالمه) چاق شدن طبیعی هست که در اطرافیانم دیدم
اینکه چون کار من تحرکی ندارد و پشت میز نشین هستم باعث چاقی میشود
همه این اینها که با سند و مدرک از اطرافیانم بود تبدیل به باور قوی در ذهنم شد
سلام سلام.ان شاالله حالتون عالی باشه❣
عادتهای من
دوست دارم با چایی شکلات یا شیرینی بخورم.البته همیشه هم این کارو نمیکنم
وقتی چیزی بهم تعارف میشه ردش نمیکنم حتی اگر سیر باشم.
اگر میوه داشته باشم تو خوردنش زیاده روی میکنم.مثلا چندتا میوه باهم میشورم و میخورم و دوباره با فاصله ی کمی هوس میوه میکنم باز میخورم.
عادت دارم که اگر سیر غذا بخورم دچار عذاب وجدان بشم و حس و حالم بد بشه و خودمو سرزنش کنم
عادت دارم که احساس کنم همیشه باید رژیم باشم و اگر نباشم چاق میشم
**من کلا آدم پرخوری نیستم و عادتهای غذایی وحشتناک ندارم و عادتهایی هم که گفتم خیلی پیش نمیان.
ولی بازهم دچار اضافه وزنم
خوشحالم که به امیدخدا و با راهنمایی جناب عطارروشن و کنار شما عزیزان حس خوب لاغری رو همه با هم تجربه میکنیم.
چون لایقشیم💞
با سلام و خسته نباشید
عادتهای چاق کننده من
من از وقتی که یادم میاد غذای توی بشقابم رو کامل خوردم به ما یاد داده بودن که ته بشقاب نباید غذایی مونده باشه
من خیلی با اشتها غذا میخورم هر چند بعدش عذاب وجدان میگیرم
من تند تند غذا میخورم هر چی سعی میکنم آرومتر بخورم نمیشه
من شیرینی خیلی دوست دارم هر چند سعی میکنم شیرینی نگیرم. هر وقت که شیرینی میخورم به همه میگم که حتما وزنم اضافه شده
و واقعا هم اضافه میشه
اهل خوردن پفک و چیپس نیستم ولی بسکوییت خیلی دوست دارم
وقتی عصبی میشم بدون اینکه متوجه بشم به مقدار زیاد هرچی در دسترسم باشه میخورم بعد که حالم بهتر میشه میفهمم که چه کار اشتباهی کردم
نون رو خیلی دوست دارم و از چیزی بیشتر نون میخورم
وقتی تنها هستم حوصله م سر میره بیشتر میرم سراغ خوراکی
اصلی ترین موردی که باعث میشه زیاد از حد بخورم وقتی است که تصمیم میگیرم رژیم بگیرم
یعنی وقتی به خودم میگم از فردا شروع کنم به رژیم گرفتن همون فردا چند برابر همیشه میخورم و این فرداها ادامه داره بعضی وقتا تا ۳ ماه هم طول میکشه. و اینطوری میشه که ۱۰ اضافه میکنم
اما مطمئنم میتونم این عادتهای اشتباه رو درست کنم
درودبرهمگی❤
عادت های بدمن اینگونه هستن که:۱:وقتی بیکارمیشم ویاحوصله ندارم ویا حوصلم سررفته واعصابم خورده ویابرعکس خوشحالم میرم سراغ خوردن حالا چه غذا وچه هله هوله
۲:اگه بیرون میرم حالا برای هرکاری وهرچیزی حتما بایدبیرون یه چیزی بخورم واگه نخورم وفتی میام خونه انگار یه کارخاصی رو انجام ندادم.
۳:وقتی مهمونی میرم یامراسمی هست دوست دارم وحتما باید همه غذاها ودسر هاروتست کنم وبخورم،معمولا به مقدار ترکیدن🙈
۴:عادت به فکر های منفی که همش میگم وای چاق شدم،ازهمه میپرسم چاق شدم یا لاغروبعدهرخوردن هم که میگم۲کیلو چاق شدم😑
۵:هی میرم جلوآینه ومیگم چقدرچاق شدم،چربی رو ببین،شکمم چقدر بزرگ شده و….
۶:غذایی که توبشقابمه رو دوست دارم تموم کنم
۷:عادت اینکه باچایی حتما کیکی یا شکلاتی یا…..بخورم
۸:عادت اینکخ مدام غصه چاقی رو بخورم ولی باز پای خوردن باشه،بازبخورم،حتی موقع هایی که رژیم بودم ومیخواستم جلوی خودموبگیرم،گاهی میشستم توی جمع گریه میکردم که چرا من نمیتونم بخورم ولی همه بالذت میخورن
۹:عادت به ریزه خواری البته الان بعداز۴تافایلی که گوش کردم احساس میکنم ریزه خواریم کمترشده
۱۰:تندغذابخورم،البته همیشه نیست ولی زیاد اتفاق میفته
۱۱:عادت به اینکه هروقت ذره ای گرسنه بشم حتما یه چیزی مفصل بخورم ونذارم گرسنه بمونم چون معده دردمیگیرم واسیدمعدم میزنه بالا؛حالا درسته واقعا همینطوره ولی حتما لازم نیست که یه چیز مفصل بخورم،میشه بایک چیز کوچیک هم گرسنگی رو رفع کرد.
۱۲:همراه هرکسی که میخواد چیزی بخوره منم پابه پاش بخورم واینو انجام ندم انگارنمیشه.ووقتی غذامیبینم گشنم میشه
۱۳:خوردن غذا درحد ترکیدن وحال بدی
۱۴:عادت دارم ته غذا که مونده پیش خودم بگم حالا یه کفگیر مونده بخور تموم شه بره نمونه،میخورم اون لحظه ولی بعدش میگم وای چاق شدم و….
۱۵:هرلحظه دوست دارم چیزی بخورم و دهنم بجنبه،باسریال و برنامه ها مخصوصا دوست دارم مدام یه چیزی بخورم.
(وخیلی از موردهای دوستان دیگه که نوشتن و من نخواستم باز تکرار کنم)
ودرآخر من همیشه درحال سوگواری پس از سورچرانی هستم واین عذاب اوره😔
من مطمئنم که باقدرت ذهن میتونم لاغر کنم ولی توی این حین گاهی شیطان مغزم میگه نه نمیتونی حالاتابیای نتیجه بگیری دوباره وزن اضافه میکنی،من خیلی درجنگ با افکارمنفی مغزم هستم وبرای این کارسعی میکنم فایل های شمارودوباردوبارگوش کنم ویا تواینستا سعی میکنم مطالبتون رو زیاد گوش کنم و پیگیرباشم ویا فکرمو باتمرینات مشغول کنم که فکرای منفی زیادبهم هجوم نیاره.
به نظرتون چیکارکنم تاازاین افکارمنفی خلاصی پیدا کنم تا بتونم صددرصد 💥افکارمو مثبت کنم وروی اینکارتمرکز کامل بکنم و درجنگ نباشم وبتونم درطول روز ازاین روش لذت ببرم چون تقریبا یه ۲درصدی ازلذتش کاسته میشه وقتی این افکار میاد توذهنم،چون واقعا درگیری پیدا کردم بین افکاری که دارم تازه برای خودم به وجودمیارم وافکارمنفی مغزم.
ممنون ازاستادعزیز و دوستان گلم🌹❤
چشم حتما.ممنونم بابت پاسخ