سالها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف میکرد، برمیداشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمهی «میل ندارم» برای من از فتح قلهی اورست سختتر بود. امروز میدونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بیارادگی؛ یکی از همون عادتهای چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.
این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در سه جلسهی قبل دلیلهای بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روشهای لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدیتر میشه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرینهاش رو کامل انجام بده.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد
در این چند سال خیلیها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا دربارهی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیلهای بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب میخورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».
برای خیلیها سخته باور کنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحتتر نشون بدم، راه سادهای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.
یه نیرو در وجود همهی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی سادهترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، میتونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.
🔁 عادتهای چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعهای از عادتهاست
ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادتهای ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.
یه نکتهی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچکس رو چاق نمیکنه. چاقی نتیجهی مجموعهای از عادتهای اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.
سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمیزنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کمکم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سالها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همینطور آرومآروم و بیصدا ساخته میشه.
عادتها فقط آدم رو خراب نمیکنن؛ آدم رو موفق هم میکنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادتها رو تکرار میکنه و یه آدم چاق یه سری عادتهای دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاقها و لاغرها، فرق در عادتهاشونه.
فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست
خیلیها فکر میکنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدمهای متناسب تقریباً همون غذاها رو میخوریم. بعضیها هم فکر میکنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدمهای زیادی رو میدیدم که از من بیشتر میخوردن ولی متناسبتر از من بودن.
حتماً تو هم آدمهایی رو میشناسی که با حسرت بهشون نگاه میکنی و میگی «ببین چقدر میخوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیینکننده است و نه مقدارش. فقط عادتها با هم فرق دارن.

🌱 عادتهای چاق کننده چطور شکل میگیرن؟
عادت یه فکر ساده است که تکرار میشه، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. خیلی از عادتهامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادتهاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادتها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبهخود ساخته شدن.
وقتی بزرگتر شدم، یه سری عادتها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدمهای چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد میگیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفتوآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادتهای خودم اضافه کنم.
حالا سؤال اینه که خود عادتها از کجا میان؟ عادتها از باورها شکل میگیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبهخود عادتهایی در تو شکل میگیره که وضعیتت رو شبیه باورت میکنه.
انسان رو میشه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته میشه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرفهایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانهها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادتها پل بین باور و بدن ما هستن.
مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کمکم عادتهایی در اون شکل میگیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازهی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا میکنه.
در خانوادهای که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن ولی بچهی چهارم متناسبه، برو از همون بچهی چهارم بپرس دربارهی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق میشد.
یکی از همراههای سایت در بخش نظرات یه جملهی خیلی خوب نوشته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همهی عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
یعنی چیزی که در خانوادهها نسلبهنسل منتقل میشه، بیشتر از ژن، باورها و عادتهاست.
🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟
روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار میکردیم؟ میرفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجهی باورها و عادتهامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادتها سر جاشون بودن.
من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادتهام رو کمتر تکرار میکردم، اون هم تا وقتی که میتونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو میرسوند، ذهنم هم مدام سعی میکرد عادتها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته میکرد.
داستان باشگاه رفتن من
یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده بودم و هزینهاش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. میگفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا میرم». در حالی که بقیهی بچههای باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامهشون رو اجرا میکردن.
فرق ما چی بود؟ اونها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش میکردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق میمونم». همین یه باور کافی بود تا همهی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت میرفتم و کمی تغییر میکردم، ولی تا یه هفته نمیرفتم، دوباره همون آدم قبلی میشدم.

🗓️ چرا تصمیمهای «از فردا» جواب نمیده؟
چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمیخورم» یا «از فردا دیگه ریزهخواری نمیکنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبهی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمیزنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.
دلیلش سادهست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچوقت. بنابراین با تصمیم هم نمیشه لاغر شد. راهش تغییر باوره.
«میل ندارم»؛ سختتر از فتح اورست
یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیهی روشها همین دو کلمهست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سختتره.
من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف میکردم و اون میگفت «میل ندارم»، برام خندهدار بود. میگفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام مینویسن که خیلی راحت میتونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادتهاشون خودبهخود تغییر کرده.
از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز میتونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب میشی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون میده که عادت با تصمیم عوض نمیشه.
🧩 چند باور رایج که عادت چاقکننده میسازن
«بعد از ۴۰ سالگی سوختوساز پایین میاد»
خانمهای زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام میدن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون میپرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانمها به ۴۰ سالگی که میرسن، سوختوسازشون پایین میاد و چاق میشن؟». تقریباً همه میگن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همینطور شدیم».
یعنی این جمله رو سالها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادتهایی در اونها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.
«این دارو اشتها رو زیاد میکنه»
کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد میکنه». از همون روز باور شکل میگیره و بعد آدم میگه «از وقتی این قرص رو میخورم، تند تند گرسنهام میشه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا میخورد.
خیلیها پرخوری رو با اشتها اشتباه میگیرن. خیلیها هم میگن هر یکی دو ساعت گرسنه میشن. همهی اینها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار میبره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.
«اگه معدهام خالی باشه سردرد میگیرم»
خیلیها باور دارن اگه غذا نخورن یا معدهشون خالی بمونه، سردرد میگیرن. ولی همین آدمها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون میدونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمیتونه با سردرد اونها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلیها دوباره به همون عادتهای قبلی برمیگردن.
«بدنم شیرینی میکشه»
یکی از عادتهای قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا بهجای قند، شکلات بخورم. اینها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلیها میگن «بدن من شیرینی میکشه». ولی بدن آهنربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی میکشید، چرا بدن خیلی از آدمها اصلاً نمیکشه؟

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟
در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همهی اینها فقط نتیجه رو هدف میگیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادتها خودبهخود عوض میشن و در نهایت بدن هم تغییر میکنه.
این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجههای متفاوتی میگیرن. هر کسی به اندازهای که باورهاش عوض میشه، عادتهاش و بعد بدنش تغییر میکنه. زوری در کار نیست.
چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادتهامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادتها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادتها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی میشه.
👔 لذتی که لاغرها هیچوقت تجربه نمیکنن
ما آدمهایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدمهایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمیدونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.
من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، میدونم این حس چقدر لذتبخشه. چند سال پیش کتی که امروز میپوشم اصلاً به تنم نمیرفت. ولی حالا سایز لارج میپوشم و هر بار که لباس مورد علاقهام رو تنم میکنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت میبرم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادتهای چاق کننده
شناختن فرق عادتهای خودت با عادتهای آدمهای متناسب کمک میکنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.
مرحله اول: عادتهای غذاییت رو پیدا کن
- عادت چیه و به چه رفتاری عادت میگیم؟
- عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستن؟
- فهرستی از عادتهای غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر میکردی باعث چاقیت شده.
سختگیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادتهای من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات میخوردم.
یادت باشه هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست. یه عادت وقتی چاقکننده میشه که باورت دربارهاش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمیتونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر میکردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.
مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»
نگاهت به جملهی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر میتونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضیها خیلی راحت میگن «میل ندارم» ولی تو نمیتونی؟
از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.
اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده میکنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. عادتهای چاق کننده چه عادتهایی هستن؟
رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزهخواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست؛ باور ما دربارهی اون عادته که اون رو چاقکننده میکنه.
۲. عادتها از کجا میان؟
از باورها. وقتی یه جمله رو بارها میشنویم و باورش میکنیم، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیرهی چاقی اینطوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم عادتهام رو ترک کنم؟
چون این عادتها رو با تصمیم نساختی. هیچوقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمیشن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبهخود تغییر میکنه.
۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟
چون بهجای بدن، سراغ باورها و عادتها میره. همونطور که چاقی به خاطر عادتها همیشگی بود، وقتی عادتها عوض بشن، تناسب هم همیشگی میشه.
امتیاز 4.13 از 298 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

😍😍😍😍به ناااااااااااامِ خداااااااااااایِ وهااااااااااااب😍😍😍😍
سلااااااااااااام سلااااااااااام
جلسه ی چهارم:عاداتِ غذایی
استادِ عزیزم من یکی از عادتهایی که دارم اینه که چون عادت کردیم صبحانه و ناهار و شام بخوریم،منم میخورم.میدونم که الان گرسنه نیستم ولی بی اختیار سرِ سفره میشینم و میخورم و بعدش حالم بد میشه.
غذا رو که میبینم گرسنه میشم.
انگار مجبورم که غذا بخورم.
با دقت و لذت غذا نمیخورم.
یه دفعه هوس میکنم که هله هوله بخورم.
کلا خوردن رو دوست دارم.
و و و
استاد من الان که توو زندگیم دقیق شدم میبینم که واقعا من اونقدرهااااا نمیخورم.
مثلا مگه ما توو ۲۴ ساعت چقدرررررر و چند ساعتش رو غذا میخوریم.
من کامل متوجهه توضیحاتِ شما میشم.میدونم که باید این راهکار ها رو انجام بدم اما نمیدونم باید چجوری و چیکار کنم؟
شاید جوابِ این سوالم رو توو فایلایِ بعدی تون بگیرم.امیدوارم.
سپاااااااااااس
🥰🥰🥰
سلام و خسته نباشید بهتون میگم استاد و ممنون که این فایل های شگفت انگیز رو برای ما بصورت رایگان در اختیار ما گذاشتید من با شروع به گوش کردن فایل ها دیدگاهم راجع به چاقی در حال عوض شدن هست و برای این اتفاق خوشحالم فقط چند تا سوال در ذهنم بوجود می اد که هر چی می خوام با توجه به حرف های شما تحلیلش کنم نمی تونم . شما بار ها به این موضوع اشاره می کنید که راه اشتباه همیشه اشتباه هست و کسی هم نمی تونه از اون راه نتیجه بگیره ولی من در طول زندگیم با افراد زیادی اشنا شدم که رژیم های کاهش وزن گرفتن و به قول خودشون عزمشون رو جزم کردن و لاغر شدن و دوباره هیچ وقت به اون وزن قبلی برنگشتن شاید بعد مدت ها چند کیلو چاق شده باشن ولی تلاش می کنن که همون مقدارم دوباره کم کنن و البته اضافه کنم که هیچ وقتم تغذیه غذایی انها به حالت اول بر نمی گرده مثل خواهرم اون برعکس من از بچگی لاغر بود ولی چند ساله دبیرستانش دچار اضافه وزن شد بعد از کنکورش شروع کرد به شام نخوردن و همه می دونستیم که این کارش اصلا برای سلامتیش خوب نیست ولی اون این کار انقدر ادامه داد که بلاخره همه مقداری که می خواست رو کم کرد و حتی الانم با گذشت چندین سال در همان وزن مانده و همه من رو با اون مقایسه می کنن و من هم بخاطر حرف بقیه همیشه فکر می کردم دلیل چاقیم رعایت نکردنه رژیم درسته تا زمانی که با این سایت اشنا شدم و سوال دیگه ای که داشتم این بود که من تمام تمارینی که شما دادین رو در دفتری نوشتم و راجع بهش فکر کردم ولی هنوز نمی دونم باید دقیقا چیکار کنم شاهد اون تغییرات باشم و انگیزم بیشتر بشه
ممنون میشم جواب بدید
سلام دوست عزیز
از اینکه همراه ما در سرزمین لاغرها هستید خوشحالم
شما سوال طرح کردی و خودت هم جواب دادی
به این مطلب توجه کنید.
گفته من: راه اشتباه همیشه اشتباه هست و کسی هم نمی تونه از اون راه نتیجه بگیره
سوال شما: با افراد زیادی اشنا شدم که رژیم های کاهش وزن گرفتن و لاغر شدن و دوباره هیچ وقت به اون وزن قبلی برنگشتن شاید بعد مدت ها چند کیلو چاق شده باشن ولی تلاش می کنن که همون مقدارم دوباره کم کنن و البته اضافه کنم که هیچ وقتم تغذیه غذایی انها به حالت اول بر نمی گرده
این افراد شاید از نظر جسمی تغییر کرده باشند ولی همیشه رنج و ناراحتی محدود بودن رو تحمل میکنند
این افراد تمام لذت ها و خوشی های زندگیشون رو فدای لاغر می کنند
خیلی چیزهایی که دوست دارند رو نمی خورند
خیلی جاهایی که دوست دارند حضور پیدا نمی کنند
و همیشه باید مراقب رفتار خودشون باشند که مبادا زیاده روی کنند و دوباره چاق بشن
شاید اولش لاغر شدن براشون لذت بخش باشه
ولی در ادامه زندگی مراقبت کردن از لاغری براشون سخت و رنج آور میشه
چون همه زندگی باید مراقب این موضوع باشند و این مساله خسته کننده است
و در نهایت اینو اضافه کنم که عده این افراد زیاد نیست
عده کمی هستند که با رژیم گرفتن لاغر شدند و لاغر موندند و تونستند رنج نگهداری لاغری رو تحمل کنند
و البته به این موضوع توجه کنید
خواهر شما به هر طریقی بود روش غذاخوردن خودش رو تغییر داد
و بخاطر تغییر روش غذاییش نبست که لاغر شده
بلکه بخاطر باور خودشه که اگه به این طریق غذا بخوره لاغر میشه الان متناسب شده
و چون باورش اینه که فقط به این طریق میتونه لاغر باشه همیشه باید مرافب رفتار خودش باشه
لاغری با ذهن و نتیجه ای که کسب میشه با این نتایج بسیار متفاوته
در مورد سوال باید ادامه بدی به مرور عمل کردن به آموزشها رو یاد میگیری
ممنون ازتون کاملا قانع شدم حتما فایل ها رو چند بار مرور می کنم
سلام
عادت های اشتباه من
۱_فکر میکنم ماکارونی و موادی که نشاسته داره چاق کننده اس
۲_تند غذا خوردن
۳_ریزه خواری
۴_اگه هله هوله مثل چیپس و پفک باشه هرموقع باشه میخورم
۵_دیر شام خوردن
۶_همیشه از جلوی اینه که رد میشم نگاهم به شکمم و پایین تنم میفته و اعصابم خورد میشه
۷_آب کم خوردن تا تشنم نشه نمیخورم بعضی وقتا اصلا در طول روز اب نمیخورم
۸_وقتی سر سفره هستم دائم باورم اینه که الان چاق میشم
۹_خیلی کم غذا میخورم.یعنی در حد ۸تا قاشق نه اینکه رژیم باشم.سیر میشم ولی با باورهای اشتباه چاق شدم
۱۰_خیلی خودمو تو اینه نگاه میکنم حتی موقع ورزش کردن تو اینه نگاه میکنم با حسرت که ایا لاغر میشم
۱۱_عادت اشتباه دیگه وقتی زیاد بخورم و سنگین بشم فکر میکنم چاق شدم
با توکل با خدا انشالله عادتهای اشتباهم عوض میشه
ولی میل ندارم رو راحت میتونم بگم.هر موقع پرخوری باشه یا رو غذا باشه میل ندارم رو میگم
نشان های دریافت شده
سلام .
چاقی ما محصول عادت های چاق کننده ی ماست . بله این واضحه .
ولی عادتهای چاق کننده ی مانیز محصول تکرار رفتارهای چاق کننده هستند .
رفتارهای چاق کننده ی ما هم محصول افکار چاق کننده ی ما هستند که تکرار شدند و تبدیل به باور شدند و رفتار از باورهای ما ایجاد شده .
ما دو نوع باور داریم .
باورهای محدود کننده
باورهای قدرت دهنده
وقتی به هر دلیلی لاغر شدن مساوی میشه با تغییر در مصرف مواد غذایی تمرکز ما از روی ذهن ما برداشته میشه و به جای اون میره روی مواد غذایی .
الان که اکثر عادات چاق کننده رو خوندم به این موضوع رسیدم که تمامی این افراد عادتهای چاق کننده ی خودشون رو مصرف زیاد مواد غذایی می دونستند .
یعنی باور این افراد اینه که اونها زیادتر از حد نیازشون مصرف میکنند .
این باور در مسیر چاقیه یا مسیر لاغر بودن ؟
هیچ انسان لاغری این باور رو نداره .
پس ما باید اول این باور مخرب رو از ذهن خودمون پاک کنیم و به جاش این باور رو جایگزین کنیم که توجه ما بره سمت اصلاح باور .
ما باید باورهامون مثل افراد لاغر بشه تا متعاقب اون رفتار ما هم مثل انسان لاغر بشه و متعاقب اون عادات ما هم مثل انسان لاغر بشه .
توجه ما از عادات چاق کننده برداشته بشه .
اصلا ما عادات چاق کننده ای نداریم که چاقمون کنه .
هر وقت گرسنه میشیم میخوریم و هروقتم سیریم نمیخوریم .
ما از ۲۴ ساعت از شبانه روز مگه چقدر میخوریم شاید کلش رو جمع کنیم نیم ساعت هم نشه تازه اگه خیلی هم آروم بخوریم ۱ ساعت .
ما ۲۳ ساعت دیگه داریم به اون ۱ ساعت فکر میکنیم و هی به خودمون رنج وارد میکنیم و دستور خوردن هم هی صادر میشه .
اصلا عادت چاق کننده ای نداریم . چه عادتی . ما در مسیر لاغری هستیم . در ذهنمون هم ما باورهای قدرت دهنده بسازیم تا ناخوداگاه توجهمون از روی زیاد مصرف کردن مواد غذایی از بین بره .
ما همین حالا هم خیلی خوبیم .
خیلی هم عادات خوبی داریم .
رفتارمون هم دقیقا مثل انسانهای لاغره .
به مواد غذایی بی توجهیم .
اصلا از طریق ورودیها تحریک نمیشیم چون دیگه توجهی بهش نداریم .
داشتن حال خوب در اولویت کارهای ماست .
توجه کردن به سایر علاقه هامون توجه مارو از روی مصرف مواد غذایی برداشته .
مواد غذایی نعمت خدا هستند . برای خوب کردن حالمون اومدن . پس به قدری مصرفشون کنیم که حالمون رو بد نکنند .
توجهمون روی حالمون باشه نه روی مواد غذایی . اگه میبینیم بیش از این مقدار بخوریم حالمون بد میشه خب نخوریم . راحت بگیم میل نداریم . جا نداریم بخوام بیشتر بخورم حالم بد میشه .
یعنی به حال خودمون توجه کنیم و دیگه تمرکز روی چیز دیگه نداشته باشیم .
و باور کنیم مواد غذایی مارو چاق نکردند توجه ما به چاقی و پرخوری و عذاب وجدان و ایجاد حس محدودیت در خودمون اینها باعث چاقی ما شدند و کلا مسیر مارو بردند در جهت چاقی .
ما خیلی هم خوبیم و ذهن ما قادره بهترینها رو برای ما خلق کنه .
خانم فاطمه سادات عزیز،خیلی زیبا و عالی نوشته اید. آفرین به شما.
به نام خالق هستی بخش
تمرین جلسه چهارم
به لطف خداوند من تونستم عادتهای بدمو شناسایی کنم
۱ من پرخوری میکنم دقت نمیکنم کی سیر شدم فقط میخوام ظرفم تموم شه
۲ اگه هله هوله همسرم بخره و من میل نداشته باشم میام کنارشون میخورم تا مثلا چیمس و پفک حتما تموم شه
۳ وقتی یه چیزی رو کمتر از قبل میخورم خصوصا شام و نهار رو احساس میکنم خییلی گرسنه شدم و الان سر درد میشم
سلام
روزتون پر از شادی
عادت های من
۱. ریزه خواری داشتم.
۲.برای سلامتی حتما باید میان وعده بخورم
۳.هر چیزی به من تعارف میشد احساس میکردم حتما باید بخورم
۴.وقتی اینه رو نگاه میکردم تمام توجهم به سایز شکمم بود و توجهی به چهره و لبخند خودم نداشتم
۵.توی خونه همسر و فرزندانم اگر چیزی برای خوردن جلوی خودشون گذاشتن من هم باید میخوردم و مشارکت میکردم حتی اگر سیر بودم
از امروز عادت گفتن میل ندارم رو با تکرار زیاد در خودم ایجاد میکنم.
به امید موفقیت همگی
نشان های دریافت شده
سلام استاد جانم
دیشب فایل صوتی و تصویری قدرت ذهن رو دانلود کردم فقط اوایلشو گوش دادم بعدش خوابم رفته دیگه نفهمیدم چی گفتید
ولی اون قسمتایی که گفتید ذهن انسان هیچ دشمنی با ما نداره بلکه فقط و فقط یک کامپیوتره برای محفوظات ذهنی بشر و باورها و افکارش
اون باورها و افکار همان برنامه هایی هست که خودمون بهش می دیم اونم می گیره تجزیه و تحلیل می کنه و خروجیش میشه حالات بدن و شرایط زندگی
چاقی هم همینه مثل یک ویروسی که میفته توی کامپیوتر و نرم افزارهارو خراب می کنه خودش درسته یک برنامه ی بدون اشتباهه فقط خروجیش میشه خرابکاری در سیستم بدن
پس ما اگر ویروس یاب بذاریم روی این کامپیوتر ذهن می تونیم اونارو پیدا و حذف کنیم اونوقت این کامپیوتر می تونه بدون هیچ زحمتی به کارش ادامه بده و بره روی تنظیمات کارخانه 😄
کارخانه ی بدن ما روی برنامه صحیح و درست و بی نقص پایه گذاری شده خدا عادله حکیمه و عاشق زیبایی
خدا وقتی انسان رو خلق کرد خودش به خودش گفت فتبارک الله
خودش به خودش آفرین گفت ☺️☺️☺️
وقتی با یک اندامچاق احساس نارضایتی می کنیم خوب کاملا طبیعیه فقط باید دید کدام ویروس یا ویروسها تنظیمات بدن رو به هم زده ….
هیچکس از اینکه ویروس بیاد توی کامپیوترش و همه برنامه های داخلیش بریزه به هم خوشش نمی آد و ناراحت میشه
اما با برنامه ی ویروس یاب وحذف کننده ی اون می تونه دوباره کامپیوتر بی نقصی داشته باشه که خروجیش به دلخواهش باشه و ازش لذت ببره
ویروس چاقی همون باورهای چاق کننده اس که فرمودین فکر کنید ببینید در باره چاقی خودتون چه دیدگاهی دارید از دیگران چی شنیدید در فیلمها چی دیدید که به شما تلقین کرد زیاد بخورید و لذت ببرید تا چاق بشید
وقتی پیداشون کردید حالا باید با باورها و افکار متضادشون اونارو کنار بزنید
اینمیشه موفقیت 😁😁😁
وای استاد چقدر خوشحالم که به این علم و آگاهی دست پیدا کردم
درود بر شما درود
نتیجه گیری مهم اینه که اگر چه یک باوری در طی تمام عمرمون تا حالا به ما گفته غذای زیاد از حد و با ولع تحت هر شرایط غذا خوردن باعث چاقی واضافه وزنه و اون کسی که با این باور غذا بخوره حتما چاق میشه
ولی وقتی خوب دقت می کنیم می بینیم افرادی هم هستن که لاغرن و هر چی هم که بخورن ذره ای به وزنشون اضاف نمیشه انگ بیماری همنمیشه بهشون زد یعنی واقعا از هر حیث سالمن
پس این باور اشتباهه اینم یه ویروسه که باید حذف بشه اگر درست بود این همه افرادی که رژیم می گیرن وکم خوری می کنن و دایما با کالری ها سر و کار دارن یا لاغر نمیشن یا اگر بشن در اولین فرصت چاقیشون برمی گرده پس باور اینکه کم خوری کن و به خودت سخت بگیر تا لاغر شی هم غلط و اشتباهه
باید دنبال دلایل دیگه بگردیم برای علت چاقیمون و بعد هم اونارو راستی آزمایی کنیم
استاد فعلا نتیجه ی اینچند فایلی که از شما دیدم و شنیدم این شد که نوشتم حالا ببینم از این به بعد چی یاد می گیرم وچه نتیجه ای می گیرم
نشان های دریافت شده
سلام دوستان عزیزم تمرین فایل چهارم عادت های من 1-عادت داشتم تندتند غذا بخورم وطعم لذت از غذا نبرم چون کاملا فکرم جای دیگه بود فقط میخوردم تموم شه همین 2-عادت داشتم هرچی خواستم بخورم از وعده غذا گرفته تا عصرونه هله هوله اضافه خوری بافیلم سریال بخورم وتاتموم نشه ول کنش نبودم اصلا به فکر این نبودم سیرم یا گشنه اگه نیم ساعت پیشم غذا خورده بودم سریالم شروع میشد حتما باید یه چیزی میاوردم از شیرینی بسکوت میوه تخمک هرچی که بود پفیلا میاوردم میخوردم 3-عادت داشتم آب کم بخورم روزی یه لیوان کچلو شاید میخوردم همش میگفتم وای امروزم گذشت یادم رفت آب بخورم از فردا بیشتر میخورم وای جز یه معجون لاغری میدونستم یه. روزی که زیاد آب میخوردم میگفتم دیگه لاغر میشم ولی الان خدارو شکر بدون اینکه واسه لاغری چیزی یا بخوام به خودم یاد آوری کنم آب خوردم نسبت به قبلا زیاد شده4-بادست غذا میخوردم تو دیس ها بزرگ میگفتم من که چاقم بیخیال بیشترم وقتی یکی پیشم بود واسه مسخره بازی زیاد میخوردم میگفتم بیخیال بعدش رژیم میگیرم امروز بخورم5-عادت داشتم عدس اصلا نخورم تا یکسال پیش کم کم شروع کردم بخوردن نیازم اصلا توغذا نمیخوردم باید حتما پیاز اگه معلوم بود تو غذا جدا میکردم وبقیش میخوردم ولی الان پیاز خودم خورد میکنم خیلی خیلی ریز که تو غذا معلوم نباشه میخورم 6-ماهی سینه مرغ و مرغ شکم از چیزهایی میکردم توش چون پیاز توش بود وچیزها دیگه اصلا نمیخوردم اما الان یکم بهتر شدم ومیخورم مرغ شکم پر ولی ماهی سالی یبار سینه مرغ کبابی اونم اگه گوشت دیگه نباشه یه لقمش بیشترم نمیتونم بخورم 7-عادت کردم چای اصلا نخورم شاید هوسی سالی یبار 8- عادت کرده بودم وقتی شیرینی یا سالاد ماکارونی غذاها مورد علاقم بودن واینها عوامل چاقی خودم میدونستم بخورم بعدش خودم سرزنش کنم و بدبیرا به خودم بگم همون موقع خوردن هم با ناراحتی میخوردم احساس بد من چاق شدم خاک تو سرم چرا خوردم فلان فردا برم رژیم بگیرم آب بشه 9-عادت داشتم همه چی بخورم تا تموم شده بعدش پاشم هرچی میخواد باشه باید تموم میشد صبحانه مثلا اگه تخم مرغ سه تا بود وبقیه دست میکشیدند یانمیخوردن من باید تا آخر میخوردم 10-عادتم شده بود وقتی شیرینی میوه ای چیزی که خیلی دوست داشتم بگردم بخورم نیم یساعتی یبار 11-عادتم شده بود هر روشی برای لاغری استفاده میکردم چند روز بعدش یا یه هفته بعدش فوری بپرسم من لاغر شدم و فوری برم خودم وزن کنم ولی الان تو این دوره بگم این عادت ندارم دروغه ولی تا الان خودم وزن نکردم ولی یدف هوایی میپرسم من لاغر شدم 11-عادت دارم بعد از ناهار حتما بخوابم یعنی مث قرص خواب است باید حتما تا ده دقیقه بعدش دراز بکشم بعدشم بخوابم 12-عادت دارم موقع برنج کته حتما نان بخورم مخصوصا اگه بفهمم کمه چون همش یه چیزی بهم میگه وای این کمه سیر نمیشی13-عادتم شده بود بعضی مواقع موقع ناراحتیم اصلا نمیخوردم یا خیلی کم میخوردم یا سر اجبار فقط غذا تموم میکردم با ناراحتی کامل اصلا توجه ام پیش غذا نبود لذتی نمیبردم موقعی آروم میشدم مث قحطی زده ها بیشتر روال عادیم میخوردم 14-عادتم شده بود موقعی که نمیتونستم جلو خودم بگیرم مقابل شیرینی بستنی خامه سالاد ماکارونی بگم حالا میخورم تمومش میکردم بعدش خودم سرزنش میکردم مامانم سرزنشم میکرد بعدش میگفتم از شنبه رژیم میگیرم 15-عادت کرده بودم بین غذا آب نخورم چون شنیده بودم آب بین غذا چاقی شکم میاره15-عادتم شده بود موقع خرید لباس اولین جمله سایز بزرگترم دارید یا اگه مانتو میخواستم بخرم یه چیزی باشه به آن نچسپه چون همش فکرم درگیر چاقیم بود نمیخاستم چاقیم معلوم شه 16-عادتم شده بود شبانه روز دانبال معجونی رژیمی ورزشی واسه لاغری میگشتم 17-عادتم شده بود آدمها لاغر تحسین میکردم میگفتم آره چون لاغر موفق است جذاب است دوست داشتنی است قشنگه ومن چون چاقم زشتم بدرد نخورم وکلی حرف به خودم میزدم 18-عادتم شده به چاقیم خیلی نگاه میکنم تو آینه 19-عادتم شده بود همیشه غصه بخورم آرزو کنم خدایا من 60کیلو بشم بعدش من بمیرم فقط ببینم 60کیلو شدم وهمش از دیگران میپرسیدم من لاغر شدم یا نه 20-عادت کرده بودم نوشابه نخورم چون شنیده بودم خیلی چاقی میاره ولی شوهر خالم شبانه روز میخوره نی قیلونه ولی درکل واسه اینکه چاق تر نشم ترس از چاقی معدمم بدرد میآورد نمیخوردم بعضی مواقع سراجبار نصف استکان یه ذره که میرفت دهنم میذاشتم زمین چون واقعا معدمم بدرد میآورد 21-عادتم شده بود مواقعی یه لباس قشنگ میدیدم بگم بابا این برای لاغر ها است خوشبحالشون وخودم سرزنش میکردم خب اینم عادت های من حالا عبارت میل ندارم فقط دوبار تونستم استفاده کنم یبار بعد از شام موقع تماشا سریال چیزی نخوردم وگفتم نمیخورم یبارم موقع ناهار بود کامل تموم نکردم وگفتم دیگه میل ندارم ولی کلا کمتر به قبلا غذا میخورم ولی در مقابل شیرینی نتونستم این عبارت استفاده کنم با آرزوی موفقیت دوستان
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم
تمرین شماره ۴
من عادت داشتم بشقاب غذامو کامل بخورم چون فکر می کردم اسراف می شه و خدا کسانی که اسراف می کنن دوست نداره یا وقتی قورمه سبزی داشتیم قابلمه بقل دستم بود چون بشقاب جا نداشت عادت دیگم این بود که اگر پیتزا می خریدم باید همه پیتزا را می خوردم چون سهمم بود از نوشابه می ترسیدم ولی وقتی می خودم باید یک لیوان کامل می خوردم وقتی چیپس می خوردم همه رو می خوردم یا پفک یا کیک یا بستنی هر تنقلاتی که می خریدم باید تمامش را میخوردم چون فکر می کرد برای یک نفر هست به فکر اسراف شدن بقیه اش بودم اگر مهمونی می رفتم سعی می کردم از همه غذاها بخورم یا به دلم نمونه یا اینکه دلم می خواست میوه هم که می خواستم بخورم از همه میوه ها که داشتیم برمی داشتم وقتی سینما یا پارک می رفتیم تنقلات هم زیاد می خریدیم که کم نیاد توی خونه که فیلم می زاشتم چای و شکلات و تخمه می خوردم حتا اگر سیر بودم
سلام خدمت استاد عزیز و همراهان گرامی
به نظرم تمرین من خیلی زمان برد ولی تا حدود زیادی تونستم عادات بد رو کم کنم و بتوانم واقعیت رو بنویسم.از عادات بدی که من داشتم این بود که بعد از غذا چای میخوردم و حتما باید چای رو با شکلات زیاد ،شیرینی یا کیک بخورم که شکر خدا چند روزی است این عادت را کنار گذاشته ام.یا اینکه وقتی عصبانی میشدم زیاد غذا میخوردم که باز بر این عادت هم تونستم غلبه کنم.هله هوله خوری مورد بعدی است که هر هفته جز خرید ما بود که هر زمان بیکار بودم سراغ خوراکی ها می رفتم و خود را بیکار نمیگذاشتم ،شکر خدا چند روزی است این عادت بد را به حداقل رسانده ام.میل به شیرینی جان و آب نارگیل و الوئه ورا در زمان عادت ماهیانه که چندین شیشه مصرف میکردم ولی در این ماه حتی یک دونه مصرف هم نداشتم.همیشه فکر میکردم بستنی پاستوریزه مثل آب خوردن باید خورده شود ولی در طی این چند روز دوبار بستنی خوردم. عادت به افت فشار داشتن که تصورم این بود با خوردن پفک خوب میشود و فکر میکردم حتما پفک باید تا آخر خورده شود که عادت اشتباهی بود و در عوض آن اکنون یک لیوان دوغ شور میخورم.هله هوله خوری را کنار گذاشته و وعده های اصلی را بهتر غذا میخورم .حتی خوردن میوه به جای غذا را کنار گذاشته ام.تمرین گفتن میل ندارم در بعضی مواقع برایم سخت است که در حال تکرار و تمرین آن هستم.در ضمن در طی این چند روز یک کیلو کم کرده ام و واقعا فایل جلسه ی چهارم رو که گوش دادم لذت بردم.من مطمینم که میتوانم این مسیر را با یاری خدا،کمک استاد بزرگوار و اراده ی خود باموفقیت طی کنم .