0

عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

سال‌ها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف می‌کرد، برمی‌داشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمه‌ی «میل ندارم» برای من از فتح قله‌ی اورست سخت‌تر بود. امروز می‌دونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بی‌ارادگی؛ یکی از همون عادت‌های چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.

این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در سه جلسه‌ی قبل دلیل‌های بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روش‌های لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدی‌تر می‌شه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرین‌هاش رو کامل انجام بده.

🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد

در این چند سال خیلی‌ها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا درباره‌ی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیل‌های بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب می‌خورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».

برای خیلی‌ها سخته باور کنن که با قدرت ذهن می‌شه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر نشون بدم، راه ساده‌ای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.

یه نیرو در وجود همه‌ی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، می‌تونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.

🔁 عادت‌های چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعه‌ای از عادت‌هاست

ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادت‌های ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.

یه نکته‌ی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچ‌کس رو چاق نمی‌کنه. چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عادت‌های اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.

سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمی‌زنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کم‌کم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سال‌ها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همین‌طور آروم‌آروم و بی‌صدا ساخته می‌شه.

عادت‌ها فقط آدم رو خراب نمی‌کنن؛ آدم رو موفق هم می‌کنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادت‌ها رو تکرار می‌کنه و یه آدم چاق یه سری عادت‌های دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاق‌ها و لاغرها، فرق در عادت‌هاشونه.

فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست

خیلی‌ها فکر می‌کنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدم‌های متناسب تقریباً همون غذاها رو می‌خوریم. بعضی‌ها هم فکر می‌کنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدم‌های زیادی رو می‌دیدم که از من بیشتر می‌خوردن ولی متناسب‌تر از من بودن.

حتماً تو هم آدم‌هایی رو می‌شناسی که با حسرت بهشون نگاه می‌کنی و می‌گی «ببین چقدر می‌خوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیین‌کننده است و نه مقدارش. فقط عادت‌ها با هم فرق دارن.

منطق ذهن چاق

🌱 عادت‌های چاق کننده چطور شکل می‌گیرن؟

عادت یه فکر ساده است که تکرار می‌شه، تکرار می‌شه و تبدیل می‌شه به عادت. خیلی از عادت‌هامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادت‌هاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادت‌ها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبه‌خود ساخته شدن.

وقتی بزرگ‌تر شدم، یه سری عادت‌ها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدم‌های چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد می‌گیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفت‌وآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادت‌های خودم اضافه کنم.

حالا سؤال اینه که خود عادت‌ها از کجا میان؟ عادت‌ها از باورها شکل می‌گیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبه‌خود عادت‌هایی در تو شکل می‌گیره که وضعیتت رو شبیه باورت می‌کنه.

انسان رو می‌شه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته می‌شه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرف‌هایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانه‌ها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادت‌ها پل بین باور و بدن ما هستن.

مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کم‌کم عادت‌هایی در اون شکل می‌گیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازه‌ی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا می‌کنه.

در خانواده‌ای که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن ولی بچه‌ی چهارم متناسبه، برو از همون بچه‌ی چهارم بپرس درباره‌ی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق می‌شد.

یکی از همراه‌های سایت در بخش نظرات یه جمله‌ی خیلی خوب نوشته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه‌ی عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

یعنی چیزی که در خانواده‌ها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شه، بیشتر از ژن، باورها و عادت‌هاست.

🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟

روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار می‌کردیم؟ می‌رفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجه‌ی باورها و عادت‌هامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادت‌ها سر جاشون بودن.

من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادت‌هام رو کمتر تکرار می‌کردم، اون هم تا وقتی که می‌تونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو می‌رسوند، ذهنم هم مدام سعی می‌کرد عادت‌ها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته می‌کرد.

داستان باشگاه رفتن من

یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کرده بودم و هزینه‌اش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. می‌گفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا می‌رم». در حالی که بقیه‌ی بچه‌های باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامه‌شون رو اجرا می‌کردن.

فرق ما چی بود؟ اون‌ها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش می‌کردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق می‌مونم». همین یه باور کافی بود تا همه‌ی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت می‌رفتم و کمی تغییر می‌کردم، ولی تا یه هفته نمی‌رفتم، دوباره همون آدم قبلی می‌شدم.

عادت‌های چاق کننده

🗓️ چرا تصمیم‌های «از فردا» جواب نمی‌ده؟

چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمی‌خورم» یا «از فردا دیگه ریزه‌خواری نمی‌کنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبه‌ی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمی‌زنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.

دلیلش ساده‌ست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچ‌وقت. بنابراین با تصمیم هم نمی‌شه لاغر شد. راهش تغییر باوره.

«میل ندارم»؛ سخت‌تر از فتح اورست

یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیه‌ی روش‌ها همین دو کلمه‌ست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سخت‌تره.

من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «میل ندارم»، برام خنده‌دار بود. می‌گفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام می‌نویسن که خیلی راحت می‌تونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادت‌هاشون خودبه‌خود تغییر کرده.

از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز می‌تونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب می‌شی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون می‌ده که عادت با تصمیم عوض نمی‌شه.

🧩 چند باور رایج که عادت چاق‌کننده می‌سازن

«بعد از ۴۰ سالگی سوخت‌وساز پایین میاد»

خانم‌های زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام می‌دن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون می‌پرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانم‌ها به ۴۰ سالگی که می‌رسن، سوخت‌وسازشون پایین میاد و چاق می‌شن؟». تقریباً همه می‌گن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همین‌طور شدیم».

یعنی این جمله رو سال‌ها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادت‌هایی در اون‌ها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.

«این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه»

کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه». از همون روز باور شکل می‌گیره و بعد آدم می‌گه «از وقتی این قرص رو می‌خورم، تند تند گرسنه‌ام می‌شه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا می‌خورد.

خیلی‌ها پرخوری رو با اشتها اشتباه می‌گیرن. خیلی‌ها هم می‌گن هر یکی دو ساعت گرسنه می‌شن. همه‌ی این‌ها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار می‌بره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.

«اگه معده‌ام خالی باشه سردرد می‌گیرم»

خیلی‌ها باور دارن اگه غذا نخورن یا معده‌شون خالی بمونه، سردرد می‌گیرن. ولی همین آدم‌ها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون می‌دونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمی‌تونه با سردرد اون‌ها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلی‌ها دوباره به همون عادت‌های قبلی برمی‌گردن.

«بدنم شیرینی می‌کشه»

یکی از عادت‌های قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا به‌جای قند، شکلات بخورم. این‌ها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلی‌ها می‌گن «بدن من شیرینی می‌کشه». ولی بدن آهن‌ربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی می‌کشید، چرا بدن خیلی از آدم‌ها اصلاً نمی‌کشه؟

خطاهای مغز چاق

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟

در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همه‌ی این‌ها فقط نتیجه رو هدف می‌گیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادت‌ها خودبه‌خود عوض می‌شن و در نهایت بدن هم تغییر می‌کنه.

این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجه‌های متفاوتی می‌گیرن. هر کسی به اندازه‌ای که باورهاش عوض می‌شه، عادت‌هاش و بعد بدنش تغییر می‌کنه. زوری در کار نیست.

چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادت‌هامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادت‌ها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادت‌ها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی می‌شه.

👔 لذتی که لاغرها هیچ‌وقت تجربه نمی‌کنن

ما آدم‌هایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: می‌تونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدم‌هایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمی‌دونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.

من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، می‌دونم این حس چقدر لذت‌بخشه. چند سال پیش کتی که امروز می‌پوشم اصلاً به تنم نمی‌رفت. ولی حالا سایز لارج می‌پوشم و هر بار که لباس مورد علاقه‌ام رو تنم می‌کنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت می‌برم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌های چاق کننده

شناختن فرق عادت‌های خودت با عادت‌های آدم‌های متناسب کمک می‌کنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.

مرحله اول: عادت‌های غذاییت رو پیدا کن

  • عادت چیه و به چه رفتاری عادت می‌گیم؟
  • عادت‌های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستن؟
  • فهرستی از عادت‌های غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر می‌کردی باعث چاقیت شده.

سخت‌گیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات می‌خوردم.

یادت باشه هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست. یه عادت وقتی چاق‌کننده می‌شه که باورت درباره‌اش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمی‌تونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر می‌کردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.

مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»

نگاهت به جمله‌ی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر می‌تونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضی‌ها خیلی راحت می‌گن «میل ندارم» ولی تو نمی‌تونی؟

از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.

اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده می‌کنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.

در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیق‌تر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. عادت‌های چاق کننده چه عادت‌هایی هستن؟

رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزه‌خواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست؛ باور ما درباره‌ی اون عادته که اون رو چاق‌کننده می‌کنه.

۲. عادت‌ها از کجا میان؟

از باورها. وقتی یه جمله رو بارها می‌شنویم و باورش می‌کنیم، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیره‌ی چاقی این‌طوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.

۳. چرا با تصمیم گرفتن نمی‌تونم عادت‌هام رو ترک کنم؟

چون این عادت‌ها رو با تصمیم نساختی. هیچ‌وقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمی‌شن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبه‌خود تغییر می‌کنه.

۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟

چون به‌جای بدن، سراغ باورها و عادت‌ها می‌ره. همون‌طور که چاقی به خاطر عادت‌ها همیشگی بود، وقتی عادت‌ها عوض بشن، تناسب هم همیشگی می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 298 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11424
425 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۴ ۲۱:۳۷
      مدت عضویت: 2299 روز
      امتیاز کاربر: 927 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,400 کلمه

      سلام سلام خوب هستید ،🙂😊
      گام سی چهارم می‌خوام این گام واسه خودم شفاف سازی کنم.
      🤗 مراحل ساخت چاقی 🙂😊
      اول اومدیم به طور خواسته یا ناخواسته یکسری حرفها باور کردیم شنیدیم تکرار کردیم نمونه دیدیم بذرها چاقی تو ذهنمون‌کاشتیم‌‌‌.
      وهر روز افکاری بیشتری واسه خودمان طبیعی میکردیم ما به این علت ها باید چاق بشیم حالا دکتر گفته این قرص چاق کننده است باور کردیم که ارث خانوادگی است چاقی در ما به علت پرخوری زیاد چاقم من بد شانسم ابم بخورم چاق میشم‌‌استعداد‌چاقی‌دارم‌فلانی‌دیدی ازدواج کرد چاق شد‌منم بعد‌ازدواج‌چاق خواهم شد ……وهمه‌این‌افکار‌شد‌باور انتظار چاقی در ما‌‌‌واینجا‌ذهن‌دست‌به کار میشه واصلا براش‌مهم نیست‌چه‌باوری‌در‌ذهن ثبت می‌کنی هرچی باشه خوب بد‌در‌مورد هر موضوعی که باشه‌کار‌خودش شروع می‌کنه میاد‌عادتهایی‌در ما به وجود میاره که‌شرایط‌مارو‌طبق باورمون‌کنه‌یعنی باورت‌با‌زندگی‌الانت‌در‌هر‌شرایطی که باشی چه خوب چه بد در هر زمینه ای کار خودمان است. 🤪
      😶😉🤔مثال میزنم دقیقا ذهن ما مث زمین کشاورزی میمونه و ما هم مث کشاورز هستیم و بذرهایی هم که در زمین میکاریم مث باور ها ماست نمیشه تو بذر ذرت بکاری ولی گندم برداشت کنی وقتی یک کشاورز بذر میکاره دیگه این بذر خودش جوانه میزنه و به وجود میاد و کشاورز اون ازش مراقبت میکنه‌تا‌رشد‌کنه‌محصول بده
      حالا محصول افکار و باور ها ما در ذهنمون‌در‌مورد‌تناسب اندام شده چاقی شده این وضعیتی که الان اینجا هستیم در این مسیر.
      حالا باید چکار کنیم باید واسه تغییر نتیجه آموزش ببینیم فرمول ها اشتباه شناسایی کنیم فرمول صحیح به ذهنمون‌بدیم‌تا‌ذهن‌هم‌عادتها‌مارو‌تغییر‌بده‌و‌شرایط.ما‌تغییر‌کنه‌در‌هر‌شرایطی‌که‌میخواهیم‌. چاقی محصول عادتها ماست عادتها ماهم براساس باور ها ما ساخته میشه این باور ها رو هم خودمون در ذهنمون‌از‌طریق‌ها‌مختلف‌ثبت‌کردیم‌‌‌‌ این از مراحل ساخت چاقی در زندگی ما اصلا اگه قشنگ موضوع درک کنی میفهمی همین فرمول در همه جوانب زندگیت هست در کسب کار در روابطت در شادی در سلامتی در رفاه آسایش همه این ها طبق باورها ما به وسیله عادتها به وجود اومده.
      حالا ما قبلا می‌خواستیم فقط نتیجه تغییر بدیم یعنی همین چیزی که چشمون میدید می‌خواستیم تغییر بدیم واسه همین دانبال روش ها فیزیکی ورزش ها سخت داروها تلخ لاغری دمنوش رژیم از شیرینی فرار کردن ….واسه همینم نتیجه دائمی نمیگرفتیم‌چون چاقی در ذهن ما جا خوش کرده بود و داشت برنامه خودش پیش میبرد حالا ما می‌خواستیم با محدودیت و تصمیم جلوش بگیریم وقتی جسم ذهن هماهنگ نباشه شکست می‌خوردیم.
      حالا ما هدایت شدیم از طریق خداوند در این مسیر خیلی حرفه ها خداوند واست انتخاب کرده فک کن ببین چقدر عزیزی که خداوند این چنین مسیر درست گذاشت جلو پات‌ پس گله شکایت از خداوند بندها شرایط اقتصادی فلان بزار کنار چون خداوند راز خوشبختی در این دنیا و جهان آخرت جلو پات گذاشته حالا دیگه میخاع راه فبلت برو شکست بخور این راه برو خوشبخت شو در همه چی مسیر بهشت است این مسیر و خداوند فرستادش هم گذاشته تو این مسیر راهنما ما بندهاش‌استاد خوبیها معجزه ها که مارو کمک می‌کنه تو این راه فقط کافیه خودت بخواه حرکت کنی کافیه بپذیری بدن ما توانایی لاغر شدن دارد ما فقط باید قبول کنیم آموزش ببینیم شروع کنیم و آرام آرام پیش بریم و از همه جات زندگی بهتری خواهیم داشت.
      حالا تو هرچقدر روی باور هات کار کنی باورها صحیح به ذهنت بدی نتیجه بهتری خواهی گرفت به همین راحتی
      هرچیزی که در این زندگی الان داریم تجربه میکنیم بخاطر یکسری عادتها است حالا اینجا دیگه به خودت بستگی داره باور ها‌درست‌در‌ذهنت ثبت‌کردی‌یا باورها اشتباه هرچیزی ثبت کنیم به وسیله عادتها تجربه می‌کنی اینم فرمول ذهن ناخودآگاه است یه کلک است که به وسیله عادتها شرایط ماروتغییر میده
      ما در این مسیر هدفمون اینه این باور ها اشتباه شناسایی کنیم و باور صحیح به کار ببریم تا ذهنم عادتها مارو تغییر بده و شرایط ایده آل برامون به وجود بیاد 😍🤗
      پس روی افکارمون کار کنیم همین واسه تغییر شرایطمون‌ خداوند بزرگترین نعمت به همه انسان ها داده که ذهن است و شرایط هرکسم خودش واسه خودش میسازه کاره بابا پولدار اون خدا دیده فلانی حق مردم خورده اون شانس داره بابا فلانی رئیس شرکت است معلومه که باید ثروتمند باشند کار هیچ کدوم اینها نداره من این واسه‌خودم‌میگم‌که‌قبلا چقدر‌خدا‌خانواده‌شرایط‌جامعه‌وضعیت مالی‌مقصر میدونستم آره الان بفهم که همش تقصیر خودت بوده و هیچ راهی هم نداره‌هیچکس‌نمیتونه کمکت کنه‌جز‌خودت‌با اموزش‌دیدن‌با‌باور صحیح در ذهنت به وجود آوردن بعله شاید این مسیر تلنگری باشه که از خواب بیدار بشی و خودت بگی آره من مقصر منم درستش میکنم آنوقت خداوند خودش کمکت میکنه‌راه‌برات هموار می‌کنه باید خودت بخواه. ☺️🙂😊😍
      حالا من قبلا یکسری عادتها داشتم مث با فیلم سریال غذا بخورم از صبحانه بگیر تا شام خلاصه فیلم که شروع میشد من یه چی باید آماده میکردم واسه خوردن
      عادت داشتم تند تند غذا بخورم.
      دیگه عادت داشتم تا شیرینی چیزی هست ازش خبر دارم بخورم همشو،😫😨😱.
      عادت داشتم بعد غذا بخوابم عادت داشتم در حد خفگی هم بخورم عادت داشتم تا سر سفره غذا هست بشینم بخورم اصلا گرسنگی سیری نمی‌فهمیدم راستش که با این مسیر یادگرفتم. عادت داشتم تو شهر مسافرت تفریح کوهی جایی اول بفکر این بودم چی ببرم بخورم.
      عادت داشتم موقع بی حوصله شدن بیکار شدن ناراحتی خوشحالی بخورم
      عادت داشتم همین جور در طول هرچی چشمم بهش بخوردی بخورم دست رد نمیزدم. 😀😀😀😀.
      حالا می‌خوام بگم خداروشکر تا الان که پیش رفتم خیلی رفتارهای تغییر کرده به اندازه نیاز میخورم با فیلم غذا دیگه نمی‌خورم تندتند نمی‌خورم هر موقع میلم بکشه میخورم چشمم دیگه دانبال خوردن نیست حالا همیشه اینجور نیستم ولی خداروشکر خیلی تغییر کردم نسبت به قبلا حالا یدف هایی هم ذهنم درگیر موضات دیگه میشه که من از مسیر منحرف کنه ولی من کوتاه نمیام ادامه میدم و میخام دیگه از امروز تعهد بدم ذهنم درگیر موضاعاتی که احساسم بد می‌کنه نکنم و روی هدفم تمرکز کنم
      🤩😍🤗در پناه‌حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۲/۲۱ ۰۱:۳۱
        مدت عضویت: 2092 روز
        امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        احسنت دوست عزیز خدا رو شکر برای تغییر نگاهتون به زندگی وتغییر عادت های چاق کننده عالی بود 🌹🌹🌹🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۴ ۱۷:۰۰
      مدت عضویت: 2117 روز
      امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,050 کلمه

      سلاممم سلاممممم😊😊اوقات ب کامم🙏😍جلسه ی ۳۴ از مسیر لاغری من(عادتهای چاق کننده)..در مسیر لاغری با ذهن ساعتها و روزااا مثل سرعت و برق و باد میگذره ..و این زود گذشتن یعنی حالمون ، حسمون ،خداروشکر خوبه ، آرامش و لذت اززندگی داریم و این یعنی بخشی از خوشبختی درون ؛و حتی بیرون برای من …شاید برای اطرافیانم ب این شکل زود و خوش و بالذت نباش..اصل خودمم ، دل خودم ، حال خودم ، حس خودم ، آرامش خودم ، و کلیییییییی دیگ حال و هوای عالییی 🤩🌹🖐️
      بریم برای شرح درک ازین فایل عالی 👣👣
      خب درک ، تحلیل و برداشت من از فایل :چندتا موضوع بود «باورها ، عادتها ، عادتهای چاق کننده ، چگونه شکل گیری باور»

      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      🔴ما در جلسه های قبل گفتیم ک باورها باعث میشن ک ما دنیا رو از طریق لنزهای فیلتر شده ببینیم.و دراین جلسه ما یاد گرفتیم ک باورهای ما میتوانند قدرتمند باشند یا محدود کننده .
      🌸باورهای مثبت و قدرتمند باعث تقویت و بهبود شرایط ما میشن.، برعکس باورهای منفی و محدود کننده مارو عقب نگه میدارن و باعث ایجاد احساسات و افکار منفی میشن.🌸

      🔴خب حالا بیاییم نحوه شکل گیری باورها رو در خودمون رو بررسی کنیم :
      همه ی ما از موقع بدنیا اومدن کارهایی رو انجام میدادیم وواکنشی از طرف دیگران دریافت میکردیم…مثلا :ما دردوران کورکی وقتیکه گریه میکردیم ب هر دلیلی معمولا دراکثر موارد مادر ب ما شیر میداد😊ک در همان دوران کودکی این فکر در ذهن های ما ثبت شده ک گریه کردن منجر ب تغذیه میشه.و هر چی ک ما بزرگتر شدیم اون واکنش ابتدایی براثر تکرار شدن ما ب این باور رسیدیم ک #گریه کردن یک راه موثر برای برآورده کردن خواسته های ماست #
      خواسته‌ های مثل خوردن ، اسباب بازی ، بغل گرفتن…..و همچنین درادامه ودر هرلحظه از زندگی هم همینطوره ک ماهروز اطلاعاتی رو دریافت میکنیم اعم از مثبت منفی و این اطلاعات رو ب مغز مون وارد میکنیم و پس از تحزیه و تحلیل این تجربیات حاصل موفقیت یا شکست ما درزندگی میشود..و ما میتونیم از اتفاقاتی ک خواسته یا ناخواسته درزندگی ما رخ میدهد تاثیر مثبت بگیریم یا منفی‌ما باید هروز خودمون رو وادار کنیم ب حال خوب ، مثبت اندیشی ، لذت بردن اززندگی
      پس چگونه باورها شکل میگیرن ب خودمون بستگی داره ک باورهای منفی و محدود کننده خودمون رو تغییر بدیم و باورهای مثبت جایگزینشون کنیم..یا باهمون باورهای قبل زندگی خودمون رو ادامه بدیم و در جا بزنیم.
      باور عمیق ترین رفتارها در سطح ناخودآگاه اگ ما اعتقاد قوی نسبت ب موضوعی داشته باشیم اون میشه باور مثلا:من موفق هستم این یک باوره ، باور با رفتار ، عادت ، و احساس تفاوت داره…مثلا
      من باور دارم ک آشپزی من خوبه ..برای همین وقتی آشپزی میکنم اعتماد ب نفس دارم ..هم غذا خوب درست میکنم هم حسم خوبه…
      امااگر من باور دارم ک آشپزی م خوب نیست.پس برای شکست خودمو آماده میکنم ..هم غذا بددرست میکنم هم حسم بده واحساس خوبی ندارم.
      در مسیر لاغری باذهن هم همینه :اگ ما باور کرده باشیم ک میتونیم تواین مسیر موفق باشیم و ب هدف خودمون لاغری و تناسب اندام برسیم بااعتماد ب نفس بالا ادامه میدیم و خوب تمرینات و انجام میدیم و حس خوبی داریم.
      اما اگ هنوز باور نکرده باشیم ک موفق میشیم ، پس خودمون رو برای رهایی و شکست آماده میکنیم ، و علاقه ای نشون نمیدیم و احساسمون خوب نیست….واما ما باید ب توانایی های خودمون باپر داشته باشیم ک میتوانیم انجامش بدیم و موفق خپاهیم شد انشاءالله 🙏🌹

      خب حالا بچها بیایید ی تست باور از خودمون بگیریم 🤭😊آماده اید👣💪
      ب خودتون بگید ک من لاغرم ..خب قبل از ادامه خوندن این مطلب از گفتن این جمله من لاغری چ احساسی بهتون دست داد…سختتون بود بگید…باور کردید ک لاغرید یا ن …هر حسی داشتید این احساس بستگی ب اطمینان خودمون تواین مسیر بستگی داره ک چقدر باورش دارید.
      🔴موضوع بعدی عادت:عادت ها همان رفتارهایی هستند ک ما در ناخودآگاهمون انجامش میدیم و ب مرور زمان ب آن رفتار وابسته میشیم بطوری ک بصورت یک رفتار عادی برای ما تبدیل میشه… کارهایی ک در طول روز انجام میدیم ..آهنگ و فیلم های ک میبینیم و میشنویم …نشست و برخاست باافراد همه و همه در بلند مدت شکست یا موفقیت افکار منفی یاافکار مثبت مارو شکل میدن.و ی زندگی رو برای مارقم میزنه.و همیشه عادتهای منفی فکنم از عادت های مثبت بیشترن…اصلا عادتها چیز بدی نیستن فقط درامتخاب آنها باید دقت کنیم.بعضی از عادت ها ب سختی تغییر میکنن..همین رژیم گرفتنای بیشتر موقع ما ..ما همیشه میخاستیم ک عادت پرخوری رو یک شبه تغییر بدیم در یکی دو روز اول مشکلی نبود ولی در مدت کوتاهی ما خسته و پرخاشگر میشدیم و رها میکردیم ..یا عادت نوشابه خوردن ، یا عادت شیرینی خوردن…همه ی این عادتها یک شبه یک روزه بدست نیومده و ممکنه ک تغییر دادنشون ۱ماهه و چندماهه هم طول بکشه..
      🔴موضوع بعدی عادتهای چاق کننده:چاقی محصول عادتهای چاق کننده است چندتا از عادتهای خودم ک مسئول چاقی خودم میدونست؟؟؟!!!🤔🤔
      خوردن شیرینیجات درشب ، خوردن خرما با چای ، خوردن هرشب نوشابه ، دیر خوردن شام ، خوردن برنج و نان در شب ، و حالا من یاد گرفتم ک خوردن این مواد غذایی در چاقی من هیچ نقشی نداشته و من بااستفاده ازین مواد غذایی خودمو چاق کردم..یاد گرفتم ک هیچ نوع مواد غذایی قدرت چاق کنندگی ندارن..و این ماهستیم ک اگ کل ۲۴ساعت از شبانه روز فقط 1ساعتش رو مشغول خوردن باشیم حتی باریتم چند این 1ساعت باعث چاقی ما نمیشود بلکه اون ۲۳ ساعت عذاب وجدان و سرزنش خودمون و ترس ازاین مقدار خوردن و ترس از مواد غذایی هست ک مارو ب چاقی میکشونده …و من باید ب این آموزش عمل کنم ک از امروز ب بعد زمانهایی ک سیر هستم و میلی ب هیچ غذایی ندارم در مقابل تعارف دیگران..ازاینک پولشو دادیم ، ازینکه حیفه ، ازینکه حالا ی شبه ، ازینکه نذری ، تبرکه ،از رد کردن دست دیگران در مقابل خوردن مواد غذایی کلمه ی میل ندارم و جایگزین کنم و بهش متعهد باشم. ک اگر فرمول چاقی خودش و دخالت داد ک اگ نخوری از کفت میره ، طرف ناراحت میشه و غیره از خودم سوال کنم ک چرا باید اینو بخورم ؟؟ایا نیازبدنم هست ؟؟لذت این خوراکی از روی هوس یا لذت تناسب اندام و لاغری ؟؟؟و من تمام سعی خودمو میکنم ک ب شکل هر چی بهتر این تمرین عالی رو انجام بدم😊💪💪چون من ب توانایی هودم باور دارم🌹🖐️👌💪
      ب امید موفقیت همگی 🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۳۹۹/۱۲/۰۷ ۱۳:۲۱
        مدت عضویت: 2167 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        بسیار عالی فهم و درک خودتون رو به تحریر کشیدید👏👏👏👏
        با آرزوی تناسب اندام و افکار برای تمامی دوستان

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
          ۱۳۹۹/۱۲/۰۷ ۱۵:۰۴
          مدت عضویت: 2117 روز
          امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 19 کلمه

          ممنون دوست عزیز از دیدگاه مثبتتون…و ممنون ازانرژی دادنتون .ب امید شگفتی شدن همه ی دوستان عزیز و همسیر🌹😍🙏

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۳۰ ۱۰:۵۲
      مدت عضویت: 2090 روز
      امتیاز کاربر: 64733 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 273 کلمه

      بنام خدا
      سلام استاد عزیز
      بسیار ممنون از زحمات شما
      من فایل را روزی چند بار با دقت گوش میدم خیلی عالی هستن واقعا حالم و خوب میکنن و از گوش دادن به آنها لذت می برم
      عادتهای من این بود که هر روز از سر کار میام دم عجله زیاد برا غذا خوردن داشتم ریزه خواری میکردم تا غذای اصلی آماده بشه بعد غذا میخوردم البته پر خوری نکردم یعنی رژیم داشتم و همیشه گرسنه از سر سفره بلند میشدم عادت غذا خوردن تند تند بود بعد از غذا هم عصبی عذاب وجدان اخلاقم بد میشد که چرا غذا خوردم حتما این غذا چاقی میکنه خیلی خیلی حالم بد میشد .
      یکی دیگه از عادتهای من خوردن شکلات تلخ با قهوه یا سر کار میخوردم که به من انرژی بده یا کیک یا کلوچه میخوردم کم ولی میخوردم .

      عادت بعدی من این بود که سر کار وزنه داشتم روزی ۳بار وزن میکردم و هر بار حالم خراب میشد که چرا من چیزی نمی‌خورم غذا ی آب پز می خورم از سر سفره گرسنه بلند میشم غذاهایی که دلم میخواد را نمی‌خورم چرا هر روز چاقتر میشم جوابی نداشتم کلافه بودم هر کی میدید میگفت داری چاق میشی بیشتر عصبی میشدم دنبال راهی بودم که چکار کنم تا به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و خدا را شکر میکنم این ۳ ۳ماه است دیگه اصلا خبری از اون عادتهای اشتباه ور من وجود ندارد و خیلی خیلی احساسم خوبه شادم و خوشحالم از این همه تغییر و،قول میدم که استمرار داشته،باشم تا به تناسب اندام عالی برسم و در این راه از هیچ تلاشی سر باز نخواهم زد .باز هم ممنون استاد عطارروشن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mary.zarei1985@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۹ ۲۳:۲۷
      مدت عضویت: 2105 روز
      امتیاز کاربر: 415 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 238 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان جان.من راستش الان چند ساله از عادت های غلطم ناراحتم ولی همیشه خودمم شک داشتم و هنوز کسی بهم ثابت نکرده بود که این عادات اشتباه خودشون باعث اضافه وزنم میشن.من ۱۰ کیلو اضافه وزن دارم.الان چند ساله که از صبح که بیدار میشم اول خودمو معده خالی وزن میکردم…بعد از صبحانه دوباره وزن میکردم ببینم چقدر اضافه شدم…شاید تا شب چند بار و اگرم چند بار نه حتما روزی یک بار…هر ماده ی غذایی را وزن میکردم و‌کالریشو‌حساب میکردم و همش با این ترس و استرس که الان اینو میخورم چاق میشم مواد غذایی را میخوردم….هم کم خورم هم سالم خور ولی مرتب به همون مقدار کم و سالم هم شعور چاقی میدادم و میخوردم…با یک حس بد نسبت به خودم …ولی الان چند هفتست که این فایلها را گوش کردم بدون هیچ‌ترسی غذا میخورم…مقدار خوراکم کمی بیشتر شده ولی بدون هیچ ترس و قضاوتی نسبت به وزنم و بدنم میخورم…همون روز اول خودمو وزن کردم و دیگه روی وزنه نرفته ام…ودر طول روز وقتی در حالانجام کارامم حس میکنم بدنم جمع و جور تر شده و لاغر تر شده ام…در طول این چند مرتبه ای که من فایل جلسه ی چهارم را دیدم و هر بار روی صحبت های استاد فکر کردم تنها عادت غلطی که به نظرم اومد و پیدا کردم همین بود…و میدونم که به زودی به وزن ۶۰ کیلو خواهم رسید…ممنون از شما استاد گرامی🙏🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hadis.moazamii688@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۹ ۱۱:۳۹
      مدت عضویت: 2082 روز
      امتیاز کاربر: 309 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      به نام خدا
      سلام
      استاد عزیزم ممنون از آگاهی های این فایل.
      این آگاهی ها جدایِ از لاغری و چاقی بسیار کمک کننده هست برای جنبه های مختلف زندگی ما.ما میتونیم از این قدرت و قانون برای سلامتی و ثروت و روابط استفاده کنیم.
      این آگاهی خیلی ارزشمند بود برام.
      کلی ذهنم رو باز کرد.
      دلیل یک سری عادت های بد خودم رو که هر چقدر تلاش هم میکردم نمیتونستم عوضشون کنم رو متوجه شدم.دلیلش باور های بد ذهنیم بود .و هر چقد جسمم تلاش میکرد نمیتونستم عادت هارو کنار بزارم.ولی خدارو شکر الان میدونم به راحتی میتونم تغیر کنم.فقط کافیه باور درست رو جایگزین کنم و جسم و ذهنم رو هماهنگ کنم باهم‌و به راحتی و آسانی عادت های بد جاشون روبه عادت های خوب میدن و کلی برام موفقیت و ثروت و خوشبختی به وجود میاره.اول از خدا بعد از شما سپاسگزارم استاد عزیز.

      من سال های سال خوش اندام بودم. الان که فکرشو میکنم اونموقع برنامه غذاییم بهتر بود .بیشتر میوه و مغزهارو میخوردم .غذا رو خییلی کم میخوردم.ولی بعد بارداریم چون فکر میکردم باید چاق بشم خود به خود عادت خوب میوه خوردنم رو از دست دادم و غذا خور شدم.دیگه میل به میوه نداشتم.ولی الان میفهمم که خود به خود و الکی نبود،دلیلش باور من بود که بعد بارداری باید چاق بشم پس ذهنم این عادت خوب رو حذف کرد.
      ولی در کل خدارو شکر الان هم همه به عنوان یه خانم خوش استایل و متناسب بهم نگاه میکنن.ولی چون گذشته خودم رو یادمه این که چقد عالی بود الان دوسدارم به اندام قبل برگردم.قبلا همیشه چند کیلو جا داشتم نسبت به قدم که اضافه کنم ولی دوستنداشتم اضافه کنم.چون هر چیزی میپوشیدم بهم قشنگ بود ،هر مدلی خوش مینشست بهم و واقعا یکی از بهترین لذت های زندگیم بود.و الان هم میخوام دوباره به اون لذت برسم.
      ❤من میخواهم و میشود❤
      من از خدا خواستم و من رو به بهترین مسیر ممکن هدایت کرد که به راحتی و با آرامش به وزن دلخواهم برسم.و حتی بیشتر از لاغری بود برام،و از هر فایلی دارم آگاهی هایی دریافت میکنم که کلی بهم کمک میکنه برای رسیدن به خواسته هام.من خدارو شکر میکنم که به درخواست هام به راحتی جواب میده.من هر روز از خدا درخواست میکنم که بهم آگاهی بده برای رسیدن به سعادت .و روزی نیست که خدا حداقل یک آگاهی جدید بهم نده.هر بار دستی از دستان خدا از یه راه جالب یه آگاهی بهم میده که با دونستنش کلی راه برام باز میشه برای رسیدن به سعادت.
      ممنون استاد عزیز.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سنا سعادت
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۶ ۰۹:۵۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      من بعد گوش کردن چندباره این فایل، یک عادت رو درخودن شناسایی کردم واون خوردن شیرینی بعد از غذا بود،، وقتی به عفب برگشتم زمانی ک متناسب بودم اون موقع عادت خانوادگی ما خوردن چایی بلا فاصله بعد از ناهار بود، بعد ازدواج چون چندان علاقه ایی به چایی نداستم اونو ترک کردم اما ذهنم دنبال جایگزین براش بود، وچند بار از دوستی شنیده بودم ک چربی ها با اتش شیرینی میسوزند، این جمله ناگهان بعد از مدتی در من عادت ایجاد کرد نفهمیدم کی شروع شد، فقط یهو دیدم برای خودم واجب کردم حتما بعد غذا هرچند سیر باشم شیرینی بخورم، واین یکی از عادتهای غلط براساس باور غلط من بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatemehboskabadiii@gmil.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۲ ۱۶:۰۱
      مدت عضویت: 2121 روز
      امتیاز کاربر: 424 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام یادمه در دوران کودکی این جمله را از خالم شنیدم که گفت شکم گنده ی ما خواهرها ارثیه و ننه این ارث بهمون هدیه داده اونجا‌بود که من در عین کودکی باورم شد که اره ارثیه و چیزیم که ارثی باشه نسل به نسل منتقل میشه ودیر یا زودمن هم شکمم بزرگ میشه این باور در من جرقه خورد تا سن نوجوانیم که بدنم از لحاظ فیزیکی تغییر کرد وگفتم اهان الان دیگ موقعی رسیده که منم مثله خالها شکم داشته باشم واین جور شد که باور در من با عادت به نه گفتن به غذا وهمچنین موقع سیری غذا خوردن دست به دست دادن تا من شکمم بزرگ بشه و جالب اینجاس که الان هم مشکل من فقط شکم وپهلو است بقیه بدنم متناسبه من با ورودم به سرزمین لاغر ها دارم به این نتیجه و باور میرسم که تناسب حق منه ودیر یا زود بهش دست پیدا میکنم مطمئنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikia4040
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۶ ۲۳:۴۲
      مدت عضویت: 2267 روز
      امتیاز کاربر: 717 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      سلام استاد گرانقدر چقدر زیبا و ساده بمن یاد دادین چرا چاق شدم وقتی فکر میکنم که عادت داشتم حتی اگر سیر هستم غذا بخورم یا عادت به هله هوله داشتم یا حتی موقع خوردن یک غذای خوشمزه اونقدر بخورم انگار این آخرین بار که قراره از این غذا بخورم دلایل چاقی خودم رو می شناسم ،ولی توی همین سه چهار روز بدون اینکه بفهمم چطوری من چای خودم رو تلخ می خورم و لذت میبرم یا اگر همسرم اصرار میکنه بیا بعد شام بازم یک ته بندی بکن من خیلی راحت میگم میل ندارم حتی یک لقمه ،به قدرت لاغری با ذهن ایمان میآورم شعار من ،باور من اینه تنها ،تنها روشی که من می تونم باهاش متناسب بشم لاغری با ذهن ،ازتون ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikia4040
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۴ ۰۰:۴۹
      مدت عضویت: 2267 روز
      امتیاز کاربر: 717 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام استاد گرانقدر،من خیلی دوست دارم غذا خیلی کم بخورم و میدونم یکی از لذتهای من اینه که روزی برسه با پنج لقمه سیر بشم و نتوانم لقمه ششم را بخورم به قول شما قبل از خوردن تصمیم میگیرم ولی موقع خوردن نمی تونم و بیشتر می خورم و یک عادت دیگه ای. دوست دارم اینه که شیرینی رو کلا حذف کنم دارم سعی خودم رو میکنم که باورهای خودم رو تغییر بدم و کلمه میل ندارم رو دارم بکار میبرم ممنونم از شما استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribab313
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۵ ۲۲:۵۴
      مدت عضویت: 2378 روز
      امتیاز کاربر: 3243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 480 کلمه

      خب من از ین فایل معنی باور و چگونگی تشکیل یک باور را یاد گرفتم باور ینی تمرار مداوم یک فکر ک وارد ذهنما شده تکرار کردن و مرور کردن یک فکر و قبول کردن صحت اون موصوع باعث ایجاد باور شده بعد ذهن ناخودآگاه عادت رو ایجاد مکنه و بعد در جسم ما ظاهر میشه. وقتب یک نیروی درمن هست ک من رو چاق کرده همون نیرو در بدن یک انسان لاغر هم بوده ک اون رو لاغر نگه داشته خب این نیرو همون باور همون عادت همون ذهنه. چطوریه که ما چاق شدبم چاقی ما نتیجه و محصولات عادتها و باورهای ماست. یکسری رفتار ک هر بار هروز اونو انجام دادیم تابلاخره در جسم ماظاهر شده. چاقی بخاطر میزان مصرف غذا نیست مثال واصحش خودم ک اعصای خانوادم لاغرن و خیلی غذا میخورن ولی چاق نمیشن. این فکر ساده ک غذا باعث چاقی مبشه انقدر درمن تکرار شده ک باورم شده بود و تبدیل ب عادت شده بود ومن هم غذا میخوردم ولی نشون میدادم ک کم مخورم البته به اندازه خانوادم نمیخوردم بازم کمتر اونا بود اصلا خوردن دلیل چاقی نیست اصلاااا. چون هروز دارم میبنم که نامزد خودم که بدنسازه و بخاطر یکی دوروز ک باهم بودیم نرفت باشگاه و تو این چند وقت میبنم ک هردقه دهنش میجنبه از پروتین د دارو و غذا و هرچیزیییییییی که بگین میخوره ولی بعد از دوروز ک خودشو وزن کرده بود ناراحت بود ک دوروز من سه کیلو کم کردم و الان من برام دوباره واضح تر روشن تر شد که ببین دوروز نرفت باشگاه و این انتطار رو داشت ک نرم باشگاه لاغر میشم بااین همه چیزی ک خورد تا لاغر نشه ولی سه جهار کیلو لاغر شده…
      ولی من قبلا ک انقد ورزش مکردم تلاش بر نتیجه نهایی رو داشتم که تقیر بدم قافل از ا ینکه باور همون باوره عادت همون عادته ولی من همش تلاش بیهوده مکردم تاجسم رو تغییر بدم. پس این باورها هستن ک نتیجه رو تغییر میدن اول باور. بعد تبدیل به عادت بعد جسم این یک روند مناسب طبیعی هست. من از وقتی وارد این سرزمین شدم الحمدلله الان هرچی غک مکنم عادت اشتباه یادم نمیاد راجب غذا خوردن فقط عادت ک نه گاهی اوقات دوست دارم و میل تخمه خوردن دارم ک به اندازه میخورم و میزارم کنار. همیشه خاهرم رو بامن مقایسه مکردن اون هشت سال ازمن بزرگتره و همیشه اون کوچیک تر ازمن میزنه و این همیشه تو ذهنم مرور میشه ک اون لاغرتره و هرجی اون میخوره چاق نمیشه البته این باور گذشته من بود.
      این باوردرذهنم بوده و باعث چاقی بیشتر من شده بود البته خب وقتی من لاغر بشم من کوچیک تر اون میزنم چیز ک واقعا هست کسی ک ب صورت من نگا ممنه متوجه میشه ک من کوچیک ترم و اینباور هم از بین رفت. تشکر از استاد بابت این فایل عالی ک انقد واضح ساخت همه چیو در من.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم