0

عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

سال‌ها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف می‌کرد، برمی‌داشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمه‌ی «میل ندارم» برای من از فتح قله‌ی اورست سخت‌تر بود. امروز می‌دونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بی‌ارادگی؛ یکی از همون عادت‌های چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.

این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در سه جلسه‌ی قبل دلیل‌های بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روش‌های لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدی‌تر می‌شه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرین‌هاش رو کامل انجام بده.

🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد

در این چند سال خیلی‌ها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا درباره‌ی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیل‌های بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب می‌خورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».

برای خیلی‌ها سخته باور کنن که با قدرت ذهن می‌شه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر نشون بدم، راه ساده‌ای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.

یه نیرو در وجود همه‌ی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، می‌تونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.

🔁 عادت‌های چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعه‌ای از عادت‌هاست

ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادت‌های ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.

یه نکته‌ی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچ‌کس رو چاق نمی‌کنه. چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عادت‌های اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.

سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمی‌زنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کم‌کم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سال‌ها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همین‌طور آروم‌آروم و بی‌صدا ساخته می‌شه.

عادت‌ها فقط آدم رو خراب نمی‌کنن؛ آدم رو موفق هم می‌کنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادت‌ها رو تکرار می‌کنه و یه آدم چاق یه سری عادت‌های دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاق‌ها و لاغرها، فرق در عادت‌هاشونه.

فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست

خیلی‌ها فکر می‌کنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدم‌های متناسب تقریباً همون غذاها رو می‌خوریم. بعضی‌ها هم فکر می‌کنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدم‌های زیادی رو می‌دیدم که از من بیشتر می‌خوردن ولی متناسب‌تر از من بودن.

حتماً تو هم آدم‌هایی رو می‌شناسی که با حسرت بهشون نگاه می‌کنی و می‌گی «ببین چقدر می‌خوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیین‌کننده است و نه مقدارش. فقط عادت‌ها با هم فرق دارن.

منطق ذهن چاق

🌱 عادت‌های چاق کننده چطور شکل می‌گیرن؟

عادت یه فکر ساده است که تکرار می‌شه، تکرار می‌شه و تبدیل می‌شه به عادت. خیلی از عادت‌هامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادت‌هاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادت‌ها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبه‌خود ساخته شدن.

وقتی بزرگ‌تر شدم، یه سری عادت‌ها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدم‌های چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد می‌گیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفت‌وآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادت‌های خودم اضافه کنم.

حالا سؤال اینه که خود عادت‌ها از کجا میان؟ عادت‌ها از باورها شکل می‌گیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبه‌خود عادت‌هایی در تو شکل می‌گیره که وضعیتت رو شبیه باورت می‌کنه.

انسان رو می‌شه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته می‌شه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرف‌هایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانه‌ها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادت‌ها پل بین باور و بدن ما هستن.

مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کم‌کم عادت‌هایی در اون شکل می‌گیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازه‌ی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا می‌کنه.

در خانواده‌ای که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن ولی بچه‌ی چهارم متناسبه، برو از همون بچه‌ی چهارم بپرس درباره‌ی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق می‌شد.

یکی از همراه‌های سایت در بخش نظرات یه جمله‌ی خیلی خوب نوشته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه‌ی عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

یعنی چیزی که در خانواده‌ها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شه، بیشتر از ژن، باورها و عادت‌هاست.

🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟

روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار می‌کردیم؟ می‌رفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجه‌ی باورها و عادت‌هامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادت‌ها سر جاشون بودن.

من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادت‌هام رو کمتر تکرار می‌کردم، اون هم تا وقتی که می‌تونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو می‌رسوند، ذهنم هم مدام سعی می‌کرد عادت‌ها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته می‌کرد.

داستان باشگاه رفتن من

یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کرده بودم و هزینه‌اش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. می‌گفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا می‌رم». در حالی که بقیه‌ی بچه‌های باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامه‌شون رو اجرا می‌کردن.

فرق ما چی بود؟ اون‌ها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش می‌کردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق می‌مونم». همین یه باور کافی بود تا همه‌ی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت می‌رفتم و کمی تغییر می‌کردم، ولی تا یه هفته نمی‌رفتم، دوباره همون آدم قبلی می‌شدم.

عادت‌های چاق کننده

🗓️ چرا تصمیم‌های «از فردا» جواب نمی‌ده؟

چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمی‌خورم» یا «از فردا دیگه ریزه‌خواری نمی‌کنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبه‌ی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمی‌زنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.

دلیلش ساده‌ست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچ‌وقت. بنابراین با تصمیم هم نمی‌شه لاغر شد. راهش تغییر باوره.

«میل ندارم»؛ سخت‌تر از فتح اورست

یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیه‌ی روش‌ها همین دو کلمه‌ست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سخت‌تره.

من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «میل ندارم»، برام خنده‌دار بود. می‌گفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام می‌نویسن که خیلی راحت می‌تونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادت‌هاشون خودبه‌خود تغییر کرده.

از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز می‌تونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب می‌شی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون می‌ده که عادت با تصمیم عوض نمی‌شه.

🧩 چند باور رایج که عادت چاق‌کننده می‌سازن

«بعد از ۴۰ سالگی سوخت‌وساز پایین میاد»

خانم‌های زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام می‌دن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون می‌پرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانم‌ها به ۴۰ سالگی که می‌رسن، سوخت‌وسازشون پایین میاد و چاق می‌شن؟». تقریباً همه می‌گن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همین‌طور شدیم».

یعنی این جمله رو سال‌ها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادت‌هایی در اون‌ها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.

«این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه»

کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه». از همون روز باور شکل می‌گیره و بعد آدم می‌گه «از وقتی این قرص رو می‌خورم، تند تند گرسنه‌ام می‌شه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا می‌خورد.

خیلی‌ها پرخوری رو با اشتها اشتباه می‌گیرن. خیلی‌ها هم می‌گن هر یکی دو ساعت گرسنه می‌شن. همه‌ی این‌ها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار می‌بره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.

«اگه معده‌ام خالی باشه سردرد می‌گیرم»

خیلی‌ها باور دارن اگه غذا نخورن یا معده‌شون خالی بمونه، سردرد می‌گیرن. ولی همین آدم‌ها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون می‌دونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمی‌تونه با سردرد اون‌ها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلی‌ها دوباره به همون عادت‌های قبلی برمی‌گردن.

«بدنم شیرینی می‌کشه»

یکی از عادت‌های قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا به‌جای قند، شکلات بخورم. این‌ها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلی‌ها می‌گن «بدن من شیرینی می‌کشه». ولی بدن آهن‌ربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی می‌کشید، چرا بدن خیلی از آدم‌ها اصلاً نمی‌کشه؟

خطاهای مغز چاق

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟

در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همه‌ی این‌ها فقط نتیجه رو هدف می‌گیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادت‌ها خودبه‌خود عوض می‌شن و در نهایت بدن هم تغییر می‌کنه.

این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجه‌های متفاوتی می‌گیرن. هر کسی به اندازه‌ای که باورهاش عوض می‌شه، عادت‌هاش و بعد بدنش تغییر می‌کنه. زوری در کار نیست.

چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادت‌هامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادت‌ها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادت‌ها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی می‌شه.

👔 لذتی که لاغرها هیچ‌وقت تجربه نمی‌کنن

ما آدم‌هایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: می‌تونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدم‌هایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمی‌دونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.

من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، می‌دونم این حس چقدر لذت‌بخشه. چند سال پیش کتی که امروز می‌پوشم اصلاً به تنم نمی‌رفت. ولی حالا سایز لارج می‌پوشم و هر بار که لباس مورد علاقه‌ام رو تنم می‌کنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت می‌برم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌های چاق کننده

شناختن فرق عادت‌های خودت با عادت‌های آدم‌های متناسب کمک می‌کنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.

مرحله اول: عادت‌های غذاییت رو پیدا کن

  • عادت چیه و به چه رفتاری عادت می‌گیم؟
  • عادت‌های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستن؟
  • فهرستی از عادت‌های غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر می‌کردی باعث چاقیت شده.

سخت‌گیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات می‌خوردم.

یادت باشه هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست. یه عادت وقتی چاق‌کننده می‌شه که باورت درباره‌اش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمی‌تونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر می‌کردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.

مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»

نگاهت به جمله‌ی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر می‌تونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضی‌ها خیلی راحت می‌گن «میل ندارم» ولی تو نمی‌تونی؟

از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.

اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده می‌کنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.

در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیق‌تر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. عادت‌های چاق کننده چه عادت‌هایی هستن؟

رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزه‌خواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست؛ باور ما درباره‌ی اون عادته که اون رو چاق‌کننده می‌کنه.

۲. عادت‌ها از کجا میان؟

از باورها. وقتی یه جمله رو بارها می‌شنویم و باورش می‌کنیم، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیره‌ی چاقی این‌طوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.

۳. چرا با تصمیم گرفتن نمی‌تونم عادت‌هام رو ترک کنم؟

چون این عادت‌ها رو با تصمیم نساختی. هیچ‌وقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمی‌شن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبه‌خود تغییر می‌کنه.

۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟

چون به‌جای بدن، سراغ باورها و عادت‌ها می‌ره. همون‌طور که چاقی به خاطر عادت‌ها همیشگی بود، وقتی عادت‌ها عوض بشن، تناسب هم همیشگی می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 298 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11424
425 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۶ ۲۲:۱۲
      مدت عضویت: 2350 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      سلام دوستان

      باورهای مخرب چاقی رو که دراثر تاثیرپذیری خودمون از محیط پیرامون حالا چه خانواده چه دوستان چه رسانه های.. در ذهنمان ایجاد کردیم و به مرور زمان در ما باعث تغییر رفتارهایی گردیده که مجموعه این رفتارها تبدیل به عادت در ما شده که ما رو به چاقی رسونده است .

      نمونه هایی از عادت های خودم 

      هر موقع سردرد میگرفتم می گفتم فشارم افتاده پایین و نبات داغ میخوردم .

      هر موقع دل پیچه داشتم می گفتم سردی و نبات داغ میخوردم .

      هر موقع قرص می خاستم بخورم می گفتم معده رو اذیت میکنه بهتره غذا بخورم بعد قرص رو بخورم .

      هر موقع مریض میشدم میرفتم دکتر خودم نسخمو به دکتر می گفتم سرم قندی . آمپول تقویتی  حتما داخل داروهام باشه.

      اینکه ‌هرچه سن آدم بالاتر بره رشد عرضی جسم شروع میشود. 

      برنج خوردن باعث چاقی میشه چون کشتی گیران مازندرانی چون برنج میخورن قوی ترند و همیشه در جهان مقام اول رو میارن .

      وخیلی رفتارهای دیگه که هنوز پیداش نکردم .

      پس همینطور که با باورهای اشتباه خودمون رو چاق کردیم پس با رد کردن همه این باورها و با آگاهیهای درست هم  یک سری رفتارهای لاغری در ما ایجاد میشه که باعث عادت لاغری در ما شکل بگیره و جسم ما رو تبدیل میکنه به باورمان همون لاغری . 

      اینکه فقط بخواهیم به جسم خودمان برای لاغری فشار بیاریم در حالی که باورها سرجاش باشن امکان پذیر نیست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب موفق
      ۱۴۰۰/۰۳/۰۶ ۱۱:۱۵
      مدت عضویت: 2063 روز
      امتیاز کاربر: 15689 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 596 کلمه

      گام ۳۴ عادت های چاق کننده 

      به نام خدا 

      عادت های چاق کننده خود راشناسایی کنیم .

      عادت های چاق کننده :مجموعه رفتاری که به واسطه افکار چاق کننده درما شکل میگیرد وتاثیر مستقیم در چاقی ما دارد .

      🌺نیروی ذهن افراد متناسب با نیروی ذهن افراد چاق کاملا مشابه است .🌺

      چاقی محصول عادت های چاق کننده است .عادت های چاق کننده رفتارهای اشتباه و تکراری است که به صورت ناخودآگاه درما بوجود آمده .

      چاقی⏪حاصل عادت های چاق کننده است ‌.

      یک فرد چاق یک سری رفتارهای اشتباه رو تکرار میکنه تاتبدیل به عادت بشه و باعث چاقی و اضافه وزن میشه ‌.

      عادت های چاق کننده ⏪براساس انتظار ما ازچاقی شکل میگیرد .زمانی که افکار وباورهای چاق کننده ایی را در مورد غذا ورژیم غذایی به ذهن می دهیم باور اینکه اگرشب میوه بخورم قند میوه شب جذب میشه و به چربی تبدیل میشه 🤒پس،ازساعت ۴بعدازظهر میوه نخورم اگه در مهمانی مجبور میشدم بخورم این باور را داشتم که چاق میشم .

      یا در ماه مبارک مطمئن بودم هرچی رعایت کنم اگه پیاده رویی نکنم حتما چاق میشم این میشد که بعد ماه مبارک ۳کیلو حداقل چاق میشدم اکثرا یک ساعت به افطار ، با اون گرما و ضعف پیاده رویی میکردم .

      یا یک باور دیگه من آدمی پرخوری نیستم مثلا یادندارم یک ساندویج رو کامل خورده باشم یا همیشه نصفی ازیک پرس کباب یا مرغ رو میتونستم بخورم .حتی ساندویج صبحانه ام خیلی قلمی و باریک بود که همکاراا بهم میخندیدند 😅پس چرا من چاق میشم .همیشه دنبال علت بودم میدونستم یک اشکالی هست والا من رعایت میکردم .به لطف استاد فهمیدم همون ترس و نگرانی من آفت بزرگی برایم بود که بارهاا میگفتم وااای من شیرینی بخورم واای نوشابه بخورم حتما چاق میشم .

      ودلیل مهمتر دیگه که استاد توضیح دادند از ۲۴ ساعت من نهایت ۱ساعت غذا می خوردم ولی ۲۳دیگه رو به غذا فکر میکردم حتی من عقیده دارم همون ۲۴ساعت چون موقع غذا هم ذهنم درگیر بخور ونخور ها بود .

      درسته که من پرخور نیستم وافراد زیادی شهادت میدهند وتعجب میکنن پس این چربی ها از کجا درآمده🤕

      ولی الان میدانم درسته که قبلا سیر نشده بلند میشدم ولی واقعا حسرت یک شکم سیر داشتم ومرتب به این فکر میکردم چرا نباید بتوانم از تهدیگ بخورم چرا نباید برنجم چرب باشه چرا نباید مثل بقیه سیر بشم .همه ی این افکار درذهن من بود .ظاهرا نخورده بودم ولی چندین برابر انچه نخورده بودم به غذا فکر کردم.

      من بارها بارزیم های سخت و پیاده روییی و شنا تلاش برای لاغر شدن میکردم ‌.همیشه برام سوال بود مربی شنام که مرتب مثل ماهی درآب بود چرا چاق بود .نمی دانستم تلاش فیزیکی تاثیری در تغییر تصاویر چاقی ذهن و عادت های چاق کننده ما ندارد .

      ❇❇مقدارغذا وتنوع غذایی درچاق شدن اهمیت چندانی ندارد بلکه رفتار مادربرابرمواد غذایی باعث چاقی می شود ولی مطمئن هستم که بااستمرار در این مسیر خیلی از نکات  پذیرفتنی و آسان است .

      ✴✴✴عادت یک فکر ساده است که براثر تکرار به عادت تبدیل شده .

      شناسایی عادتهای چاق کننده که مهم است باید با تمرکز واشتیاق شناسایی کنیم و باباور درست عوض کنیم.

      چاقی محصول ⏪عادت های چاق کننده ما ، این عادت ها محصول ⏪تکرار رفتارهای چاق کننده هستند ⏪این رفتارهای چاق کننده محصول  ⏪افکار چاق کننده که تکرار شدند و تبدیل به باور شدند .

      رفتار از باورهای ما ایجاد شده ۱باور محدود کننده ۲باور قدرت دهنده 

      من قبلا باور داشتم که غذام به ظاهر محدود است و برای یک سری از خوراک ها قدرت فوق العاده قائل بودم مثل شیرینی ها.

      ⛔وقتی به هردلیلی لاغرشدن مساوی میشه با تغییر در مصرف مواد غذایی تمرکز ما از روی ذهن  ما برداشته میشه به جای اون روی مواد غذایی تمرکز میکنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۵ ۰۳:۱۳
      مدت عضویت: 2119 روز
      امتیاز کاربر: 658 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیزم و دوستان نازنین و متناسبم .گام سی و چهارم عادت های چاق کننده .چاقی ما محصول عادت های چاق کنندس ،عادت های چاق کننده رفتار های اشتباه و تکراری هستند ک ب صورت نا خود آگاه شکل گرفته و برای مدت طولانی شکل گرفته این رفتار ها در افراد مختلف متفاوته ، این رفتار های چاق کننده برای من هم زیاد هستند چندتا شو نو اگر بخوام مثال بزنم اینه ک من بعد ازدواجم روند چاقیم نسبت ب قبل بیشتر شد و بارها شنیده بودم ک ازدواج ادم و چاق میکنه و دیده بودم  چند تا از دختر عمو هامم بعد ازدواجشون خیلی چاق شدن  ،یکی دیگش خوابیدن زیاد بود ،بعدیش غذا زیاد خوردن ،بعدیش قرص های هورمونی خوردن من بعد ازدواجم ،خوابم خیلی زیاد شده بود ب زور ک از خواب پا میشدم ناهار و صبحانه رو دیگه باهم میخوردم و خیلی هم میخوردم بعدش ک همزمان قرص های هورمونی هم مصرف میکردم همه دست ب دست هم دادن ک من چاق تر از قبل بشم و همین ک همه ب هم میگفتن و باور ارثی بودن هم داشتم ،باور اینکه من جز اون دسته از خانم های هستم ک از سن بلوغ ب بعد چاق شدم همه این باورها عادت های در من ب وجود آوردن ک من ب وزن ۸۹ کیلو برسم و من همش انتظار چاق تر شدن رو از خودم داشتم و توی ذهنم بود تا اینکه دوره مسیر لاغری من رو استاد تشکیل دادن ک الان احساس میکنم چاق شدن من متوقف شده و خدا رو شکر ی کوچولو سایز کم کردم خدا رو صد هزار مرتبه شکر و ممنون از استاد عزیز .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۵ ۰۰:۰۲
      مدت عضویت: 2578 روز
      امتیاز کاربر: 734 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,631 کلمه

      باسلام گام ۳۴ درمسیر لاغری من :علتهای چاق کنندهبانگاه به افراد متناسب وتمرکز بر روی رفتار غذاییشان متوجه علت لاغر بودن انها می شویم هرچه بیشتر خواهان متناسب شدن باشیم میتوانیم بیشتر در رفتار افراد لاغر علت تناسب اندام انها را پیدا کنیم .با مقایسه رفتار خود باافراد متناسب ، به تفاوت رفتارهای غذایی که جسم انهارا متناسب وجسم ما چاق شده پی می بریم .تکرار شنیده ها ودیده ها در رفتار وافکار غذاخوردن به مرور زمان تبدیل به عادت رفتاری ما می شود وچاقی یا متناسب بودن جسم ما را مشخص می کند. اگر می خواهیم متناسب شویم باید با اشتیاق در شناسایی عادتهای چاق کننده وصحیح کردن انها تمرکز وتوجه کنیم .چون چاقی ما محصول پر تکراری عادتهای چاق کننده است .عادتها هم از استمرار رفتار وافکار چاق کننده ای که بصورت باور در ذهن ما شکل گرفته بوجود امده است .برای لاغر شدن هیچ راهی بجز تغییر در چگونگی مصرف مواد غذایی وبرداشتن تمرکز ذهن بر روی غذا ومصرف ان بجای همه چیز   وبعد اصلاح باورها وجود ندارد.من به خودم میگفتم منکه چیزی نمی خورم پس چرا چاق هستم اما اطرافیانم این همه متناسبند .با دقت بر روی رفتار غذایی خودم متوجه شدم صبحها من هم تخم مرغ ونان وهم از پنیر وخیار وگوجه وکمی کره وعسل ومرباهمراه چای یا شیر می خورم اما اطرافیان متناسبم فقط یک نمونه از غذا ها را انتخاب میکنند به میزان کم که سیر می شدند بدون چای یا اب میوه ویا شیر می خورند من چند ساعت بعد برای میان وعده صبح یک بشقاب از همه میوه ها پر میکردم ومی خوردم ویک ساعت بعد هم یک لیوان اب وعسل اما متناسبها تا نهار یا اصلا چیزی نمی خوردند ومی گفتند میل ندارند یا فقط یک میوه کوچک از هرچه بود نه از همه میوه ها می خوردند .برای نهار هم من یک بشقاب برنج ویک ظرف پر خورشت یا مرغ یا جوجه ویا هرچه بود همراه ماست یا دوغ می خوردم وروی انها هم عادت چند دانه خرما یا شیرینی ویا حلوا  خوردن را داشتم اما متناسبها کاری به ظهر شدن یا وعده نهار نداشتند ممکن بود ساعت ۳ یا ۴ هم بشود فقط وقتی گرسنه می شدند می گفتند گرسنه ایم وبه میزانی که سیر شوند از غذا بر میداشتند ومی خوردند وگاهی یک یاچند قاشق هم ته ظرفشان می ماند وبلند می شدند وقتی بهشان می گفتم این یک ذره چیه ته بشقاب گذاشتی اینهاروهم بخورید تا بردارم می گفتند سیر هستند ودیگه جا ندارندوبعدش هم دیگه چیزی نمی خوردند تاشب ولی من چند ساعت بعد ازنهاری که گرسنه نبودم اما کامل هم خورده بودم بلند میشدم وشیرویا شربت با بیسکویت یا کیک یا شیرینی می خوردم وتا شام هم گاهی چند شکلات ویا اجیل  می خوردم وشام هم اخرشب همراه یک لیوان شیرمی خوردم  تازه اگر دورهمی نداشتیم تا تنقلات هم دوباره بخوریم اما متناسبهای خانه از نهار تا شام چیز دیگری نمی خوردند وموقع شام اگر گرسنه نبودند فقط اخر شب یک لیوان شیر یا یک عدد میوه هرنوع که بود می خوردند وگاهی هم یادشان میرفت می خوابیدند واگر گرسنه بودند دویا سه برگ شامی بدون نان ویا یک کاسه کوچک خورشت یا ماست می خوردند .با مقایسه رفتارغذایی خودم با انها متوجه شدم من جسم خود را انبار مواد غذایی کرده بودم اما انها فقط چند وعده ومختصر خوردن به اندازه رفع گرسنگی میخورند نه از روی لذت وهوس وحرص غذا .برای همین است که اضافه غذا در جسمشان تلنبار وبصورت چربی ونامتناسبی شکل نمی گیرد.متوجه شدم که من چقدر عادتهای غلط غذایی دارم که اصلا نیاز بدنم هم نیست وفقط فکر میکردم منکه چیزی نمی خورم چرا چاق هستم .نه تنها که می خوردم بلکه زیاده وبی اندازه وبی موقع هم میخوردم . همینطور که بدون اینکه متوجه باشم عادت کرده بودم بعد غذا خرما یا شیرینی بخورم همینطور باید این عادتها را بدون سختی ومتوجه شدن یکی یکی شناسایی وانها راعوض کنم متوجه شدم که تمرکز بر روی خوردن خود را رها کرده بودم ووقتی دراین مسیر قرار میگیریم باید از خود مایه اراده درکنترل بر خوردن وتوجه ودقت بر روی رفتار خوردن واراده جمع وجور کردن خود را با عمل به اموزشهایی که میبینیم را داشته باشم .🌷۲ذهن نا خوداگاه سرکش وتنبل مرتب مارو گول میزنه وچون تغییر ومخالف با خواستش حرکت کردن براش سخته مرتب مارو برمیگردونه .حتما باید برای تغییر رفتار خوردن اول اینکه باید رفتارهای غلط روشناسایی کنیم بعد رفتارهای صحیح را با اموزش دیدن یاد بگیریم وبعد انها را کم کم جایگزین اموخته های غلط قبلی کنیم ومرتب تکرار وتمرین واستمرار داشته باشیم و  رها نکنیم حتی اگر رها کردیم دوباره برگردیم وشروع کنیم وناامید نشویم ومهمتر ازهمه اینکه به توانمندی عملکرد وتغییر خود وهمینطور مسیری که انتخاب کردیم ایمان کامل واعتقاد داشته باشیم که مارا به نتیجه می رساند اگر درست عمل کنیم بخاطر ذخیره شدن رفتار درست در لایه های زیرین ذهن خود بخود ما فقط موقع گرسنگی می خوریم وبه اندازه رفع نیاز گرسنگی در بدن می خوریم وقبل از سیری کامل ذهن فرمان دست کشیدن از غذا را میدهد .به غذا وخوردن تنها فکر نمی کنیم وهمه چیز برایمان خوردن نمی شود .واقعا خود من در طی ۲ ماهی که بصورت نسبی درست عمل کردم ودوسایز کم کردم با اینکه با فرمان ذهنم دست از خوردن برنمی داشتم وخودم به خودم میگفتم بلند شو بسته ولی حال خوبی داشتم وچقدر زود متناسب شدن در نظرم راحت بود.الان خیلی از رفتارها وعادتهای غذاییم تغییر کرده از جمله ریزه خواری ،پشت سرهم خوردن ،درهم خوردنم کمتر شده ولی هنوز لذت چشیدن همه غذا ها رودارم ،کمتر خوردن روپیدا کردم نسبت به قبل البته نه گرسنگی کشیدن ولی هنوز به نظر خودم زیاد میخورم وباید کنترل کنم ، شیرینی خوردنم فقط در حد یک شکلات کاکائویی ویا یک بیسکویت کرمدار کوچک ولی نهار وغذایم هنوز زیاده طوریکه فکر میکنم جبران ان رفتارهای صحیح رو می کند .اما ادامه میدم زحمتهای استاد رو که میبینم درپی گیری وتوجه به نوشته های ما وفایلهای پر محتوای وباارزش به ظاهر رایگانی که وقت میگذارند وبرای ما تهیه می کنندوعکسهای عالی شگفتی سازان ونوشته های دوستانی که نتیجه گرفتند ویا درمسیر موفق حرکت می کنند  باعث شده خودمو مدیون استاد بدونم وهرجا هم که تنبلی کردم دوباره برگردم .نگاه به تصاویر شگفتی سازان ودیدن زمان کوتاه مدت مثلا ۸ ماه تغییر ۳۰ یا ۴۰ کیلیویی انها با روش ذهن اشتیاق وامید به توانمندی من روبیشتر می کنه وهمینطور  من رو متوجه این حرف استاد میکنه که هرکس به اندازه درکش از محتوای اموزشی وعملکرد صحیح واشتیاق  واستمرار وتکرار انهاست که مدت زمان کمتر ویابیشتر به تناسب ونتیجه عالی میرسه . وقتی به فایلها گوش میدم انروز درمسیرم اما وقتی چند روز دور میشم یکم جدا میشم وذهن نا خوداگاه دوباره نجواهاش رو داره شروع می کنه .چون چاقی حاصل عادتهای اشتباه رفتارخوردن ماست وعادت هم از تکرار رفتارهای متفاوت نادرست خوردن درما بوجود امده پس ما باید وباید رفتارهای نادرست خوردنمان راشناسایی کنیم  وتغییر دهیم .تمام رفتارهای ما ازذهن ناخوداگاه ماست که این رفتارهای غلط در ذهن ناخوداگاه ما ذخیره شده واتومانیک وار عمل میکنه بدون اینکه ما بفهمیم وبخواهیم .باید رفتارهای ذهن ناخوداگاه خود را تغییر دهیم تا عادتهای غلط ماهم تغییر کند وتکرار نشود .عادتها بوسیله تکرار دیده ها وشنیده ها در ذهن ما ذخیره شده .با ایجاد دیده وشنیده هاومثالهای جدید رفتار متناسب شدن  وتکرار ان رفتارها عادتهای جدید در ذهن ذخیره می شود وماندگاری انها در اثر تکرار وتمرین مداوم باعث متناسب شدن جسم می شود .در  تمام روشهایی که تاکنون برای لاغری بکار بردیم مثل ورزش ورژیم  فقط ما جسم خودراتحت فشار وازارواذیت می گذاردیم ولی ذهن ماباورهایش در سرجایش باقی بوده و تغییری نداشته ومی خواسته به راه خودش که اموخته بوده ادامه دهد وچون ذهن این فشار را نمی پذیرفته بعد از مدتی دوباره دنبال راحتی انجام عادات خود میگردد ودوباره جسم با تمام زحماتی که کشیده کم کم به حالت اولیه برمیگردد. پس ماباید افکار ذهنمان را تغییر دهیم واصلاح کنیم تا عادتهایمان درست شود نه جسم را اذیت کنیم .هرچقدر باورهای ماتغییر کند ودرست شود عادتهای ما درستر وقویتر می شود.🌻۳قطعا افرادیکه دردوره های اموزشی که باروش اصولی وطبقه بندی شده وگام به گام وبا برنامه روزانه دقیق وحساب شده بر روی ذهن پیش میروند زودتر افکار وباورهای جدید در ذهنشان ذخیره می شود که اینطور اموزش دیدن  باعث ایجاد عادتهای جدیدوتغییر رفتار درانها وخودبخود تغییر در جسم وسریعتر به نتیجه رسیدنشان می شود . در فایلهای رایگان مطالب بسیار با ارزش وپر محتوا ومفید وکلی ارائه میشه بهمین خاطر ممکنه زمان بیشتری طول بکشه تا جسم تغییر بکنه اما چون محتوای اموزشی هردو گروه یکی هست مطمئنا با عمل درست به اموزشها حتما نتیجه لاغرشدن را بدنبال خواهد داشت. دوکلمه جادوئی سیرم ومیل ندارم رو اگه یاد بگیریم وبه موقع بکار ببریم بسیار کار امد ودر رسیدن به تناسب کار ساز هستند .باور کنیم فقط نادرست خوردن وبی موقع خوردن باعث چاقی واضافه وزن است وهرعامل دیگه ای مثل ارث ودارو فقط بهانه های ذهن هست برای انجام رفتارهای چاق کننده . رفتارهای ما براثر عادتهای خوب وبد ماست .به عادتهای خودم توجه میکردم دیدم از عادتهای خوبم نچشیدن غذاست من هیچوقت غذا رامزه نمی کنم فکر کردم چطور این عادت درمن شکل گرفته وبراحتی واسانی انجام میشه  ومن اصلا متوجه عادی بودن این کارم نیستم پس لاغر شدنم هم باید به همین صورت باشه که ذهن متوجه نباشه وجسم خودش به اسانی وراحتی تغییر کنه همینطور که چاق شدم به همین راحتی وبدون متوجه شدنم بوده وانرا به راحتی یادگرفتم پس متناسب شدنم هم میتواند مثل عادت خوبه نچشیدن غذایم  به هنگام پختن ان شکل بگیره که این کار ذهن است. باید در طول روز حواسم را ازروی فرعیات ومنفی هابردارم و بر افکار ورفتارم متمرکز کنم ببینم چه عادتهای غلطی انجام میدهم که باعث چاقی من است وان رفتار های پرتکراری که در ذهنم ذخیره شده مثل باورهای غلط ،هوس ولذت خوردن ،دوباره خوری وپرخوری وزیاد از اندازه خوردن ،سیر بودن وخوردن ،ریز خواری و……. راعوض کنم .🌼

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۱ ۰۹:۴۴
      مدت عضویت: 2350 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان عزیز لاغری با ذهن

      دوستانی که غذاخوردن رو عامل چاقی میدانستند برام یه چیز عجیب بود اینکه من اصولا خیلی کم غذا میخورم چون زودسیر میشدم نه اینکه چاق باشم و نخواهم بخورم . و حرص و ولع نسبت به غذا خوردن یا تنقلات ندارم وقتی با دوستم میرفتم بیرون و ایشون دوالی سه تا ساندویچ رو یکسره میخورد و من نصف یه ساندویچ رو فقط میتونستم بخورم و سیر میشدم ومیشم. یا  کیک وبستنی و .. که دوستان عامل چاقی میدانستند من اصلا ولع نداشتم نه برای چاقی.  اون موقعی که لاغر بودم هم نداشتم و الان هم که ۱۴ کیلو اضافه وزن دارم ندارم .

      فقط باور من طی این مدت این بود که چون تحرک ندارم استخوانبندی درشته اضافه وزن پیدا کردم . اما وقتی به دوربرم نگاه کردم خیلی از آدمها رو میبینم که تحرک ندارند و متناسب هستند .. یا برو غلط که این مدت بهم می گفتند تو به عمه هات رفتی وقتی نگاه میکنم چطوردرعرض این ۱۰ سال به عمه هام رفتم و قبلش نرفته بودم . 

      از هر غذایی که دلم میخواست با چندتا لقمه سیر میشدم ومیشم ولی بازهم چاقی ام . پس چاقی ربطی به خوردن غذا نداره . این باور مخرب ماست که چاق شدیم .

      خودم مسئولیتش رو می پذیرم و خودم با تغییر افکار و باورها درستش میکنم .

      با آرزوی موفقیت و تندرستی برای استاد عزیز و دوستان سرزمین لاغرها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۰ ۲۲:۲۱
      مدت عضویت: 2092 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 888 کلمه

      بنام خدا. گام 34. سلام خدمت دوستان گل واستاد عزیز. عادت های چاق کننده. این گام بسیار عالی وسرشار از آگاهی بود عادت چیست =آنچه بر اثر تکرار رفتار انسان می شود عادت نام دارد عادت های چاق کننده یک سری رفتار اشتباه هستند که برا اثر سالها تکرار شدن تبدیل به عادت در ما شدن. این عادت ها یکی ودوتا نیستن مجموعه ای از این عادت ها باعث ایجاد اضافه وزن در ما شده است. اگر بخواهیم پروسه ی اضافه وزنمان را به سه بخش تقسیم کنیم بخش اول باور است بخش دوم عادت وبخش سوم جسم. بخش اول ومهمی که سر چشمه همه شکست ها وموفقیت های زندگی ما می تواند باشد باور های ماست باورها از بچگی در ما ایجاد شده توسط گفته ها ودیده ها وشنیده هایی ما از خانواده مدرسه رسانه و…. بر حسب این باورها تصاویری در ذهن ما ساخته شده است این تصاویر انتظار چاقی را در ما به وجود می اره ذهن بعد از ایجاد انتظار یک سری رفتارها را در ما ایجاد می کنه تا مارو به اون باوری که داریم برسونه. این رفتارهای ساده بر اثر تکرار تبدیل به عادت می شوند حالا این عادت ها یکی ودوتا نیستن یعنی ما فقط بخاطر یه عادت چاق نشدیم مجموعه ای از این عادت ها دست به دست هم داده وباعث شده بهش آخر که جسم هست تحت تاثیر قرار بگیره سالهاست ما با رژیم وورزش سعی کردیم جسم را از چاقی پاک کنیم. لاغر بشیم در طی رژیم یک سری از رفتارهامون تغییر پیدا می کنه البته به صورت خود آگاه ودیگه عادت های قبلی رو تکرار نمی کنیم یعنی کم می خوریم ورزش می کنیم وخیلی کارهای دیگه تا حدودی هم نتبجه می گیریم ولی مجبور می شیم وسط راه ول کنیم چون ذهن با عمل ما هماهنگ نیست چون باور ما سر جاشه. وقتی باور داشته باشی چاقی تو ارثیه وطبیعی چاق باشی دیگه نه ورزش کار سازه نه رژیم. چون تو نمی تونی پا رو باورهات بزاری چون نمی تونی بر خلاف باورهات عمل کنی. پس نتیجه نمی گیری وتا رها کنی بازم ذهنت در راستای باورت تو رو به وزن قبل بر می گردونه. من در این مدت حضورم در سایت تعدادی از باورهامو سعی کردم نقض کنم مثلا ترس از غذا ندارم ودیگه بعد خوردن چربی وشیرینی عذاب وجدان وجنگ درونی ندارم. این یعنی ذهنم با عملم هم سو شده. ولی هنوز پر خوری می کنم وفشار شکم دارم. یه مدت سعی کزدم تا گشنه نشدم غذا نخورم وبزارم شکمم ضعف بره ودیدم فقط با چند لقمه سیر می شم ومتوجه شدم چقدر کم غذا لازم دازم اما همش دپرس وعصبی بود سرم درد می کرد. از طریق بو وچشم ولامسه دلم غذا می خواست الان متوجه می شوم باور اینکه پرخوری باعث چافیم شده هنوز در من هست واین باور نمی زاره عادت هامو کمرنگ کنم چون ذهنم در راستای باور حرکت می کنه. من باید باور کنم پرخوری چاقم نمی کنه اصلا من پرخوری نمی کنم من به اندازه نیازم غذا می خورم واونقدر این باور رو قوی کنم که ذهنم بپذیره وبا هام هم سو بشه نوع غذا وتنوع غذا چاق کننده نیست واکنش ما نسبت به غذا باعث چاقی ما شده. ما باید تا می تونیم باورهای مخرب رو شناسایی وبا مدرک ودلیل رد کنیم وبعد باورهای جدید بسازیم تا ذهن بر حسب این باورهای جدید عادت های لاغر شونده مثل متناسب ها در ما ایجاد کنه وما متناسب بشیم ببخشین خیلی دوست دارم ادامه بدم ولی شارژ باطریم تمام شده مجبورم برم به امید موفقیت هممون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۷ ۱۲:۴۸
      مدت عضویت: 2090 روز
      امتیاز کاربر: 64703 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      بنام خدا 

      سلام خدمت دوستان و استاد عزیز 

      با نگاه به این فایل بسیار عالی متوجه شدم که من با خودم چکار کردم با افکار اشتباه با تکرار کردن هر روز و هر ساعت آنها که من از،مصرف مواد غذایی دچار اضافه شدم و هر وقت خواستم غذا بخورم شاید از دو ساعت قبل میگفتم من دیشب خیلی غذا خوردم نهار خیلی نمیخورم که جبران بشه پر خوری دیشب چقدر عذاب آور بود غذا  خوردنم و عذاب وجدان بعد از،غذا که چرا خوردم چرا نتونستم خودمو کنترل کنم چرا چرا چرا و خودمو سرزنش کردن و بعد هم عصبی بودن .این یکیش بود بعد باورم شده بود که مصرف مکمل ها چاق میکنه و من از یکی از همکارا پرسیدم که راستی چاق میکنه  مکمل اونم گفت اره و من هر وقت میخوردم با عذاب وجدان میخوردم یکی دیگه اینکه باورم شده بود من آبم بخورم چاق میشم . واما عادتهای غذایی من اینکه من بیشتر مواقع اداره کلوچه یا بسکوییت میخوردم تو خونه هر روز قهوه اونم حتما با باراکا باید میخوردم یا با چای کلوچه نه همیشه گاهی اوقات و یه چیز دیگه اینکه موقع غذا خوردن تو مواقعی که میدونم دارم پرخوری میکنم میگم میل،ندارم و،راحت از خوردن غذا دست می کشم و از،اون عادتهای غذاییم دیگه هیچ خبری نیست و،گرسنه هم نمیشم فقط ۳،وعده غذاییم را میخورم اون هم به،اندازه و به غذا طوری نگاه میکنم که،اره بدنم به انرژی نیاز داره و،باید بخورم برای تولید انرژی بدنم وقتی گرسنه هستم غذا میخورم و وقتی سیر هستم نمیخورم و اونقدر میخورم که حالم بد نشه غذا ها نعمتهای خداوند هستند و برای اینکه ما حالمون خوب بشه میخوریم. 

      من همین الان هم متناسب و خوب هستم حالم و احساسم خیلی خوبه و،انشاالله خیلی خیلی هم بهتر میشه .

      تشکر بینهات از،خداوند و استاد عزیز عطارروشن. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikia4040
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۶ ۰۰:۰۱
      مدت عضویت: 2267 روز
      امتیاز کاربر: 717 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 719 کلمه

      فکر اینکه عادتهای اشتباه چه بر سر انسان می آورند واقعا وحشتناکه ،یادم میاد که قبلا که می رفتم باشگاه راه رفتن روی  تردمیل برام زجر آور بود و وقتی ورزشم تموم میشد انگار کوهی از روی دوشم برداشته شده بود و فقط یک کاری رو انجام میدادم و خیالم راحت بود که امروز هم باشگاه رفتم و باور داشتم که لاغر شدن خیلی سخت تر از اینهاست و جالبه هر روز روی ترازو بودم که ببینم چقدر کم کردم و عدد ترازو برام حکم نتیجه رو داشت و خیلی ناراحت کننده بود وقتی همه این کارها بی نتیجه بود و یکی از باورهای من این بود که چاقی من ارثیه و چون من شباهت زیادی از لحاظ فرم بدنی به خواهر بزرگم داشتم و در خانواده بین یازده تا بچه فقط من و خواهرم مثل هم چاق بودیم برام طبیعی بود که چاقم ولی خیلی دوست داشتم لاغر بشم مانند دوران قبل از ازدواجم ،ولی من با فشار بر جسمم میخواستم.لاغر بشم  غافل از اینکه باور و عادتهای من سرجاش بود و من لاغر نمیشدم ولی از باشگاه رفتن خسته میشدم و دنبال راه دیگه.ای بودم و جالبه که فکر میکردم نوع ورزش در لاغری من تاثیر  داره یک روز دنبال زومبا روز دیگه شنا وهر سری به فکر یک ورزش و یک رژیم بودم  و هربار خسته تر از همیشه شکست میخوردم عادتها رو من ایجاد نکرده بودم که تصمیم بگیرم خودم عوضشون کنم و همیشه باورم این بود که من زیاد می خورم در صورتیکه غذای من از غذای بچه هام کمتر بود ولی عادت ریزه خواری داشتم من یک عادت اشتباه نداشتم مجموعه ای از عادتهای اشتباه داشتم که از باورهای اشتباه من نشأت میگرفت باور من از افکار و حرفهایی بوجود آمده بود که شنیده بودم و با تکرار و مرور به عادتهای من تبدیل شدن و هر روز در زندگی من تکرار میشدن و نتیجه همه اینها در جسمم خودشون رو نشون میدادن و من بدون اینکه بخوام چاقتر میشدم بالاخره روزی رسید که ناامید و مستأصل شدم و تسلیم چاقی ،ولی از اونجایی که ما ذاتا  متناسب آفریده شدیم دوباره در گوگل دنبال راه دیگری برای لاغری میگشتم که خداوند مهربانم منو به این مسیر فوق‌العاده لاغری با ذهن هدایت کرد و من هرروز یک قدم در این مسیر برداشتم تا به گام سی و چهارم رسیدم و در این مدت کوتاه نتایج بسیار عالی گرفتم ریزه خواری،پرخوری ،ترس از خوردن ،تبدیل به آرامش ، اعتماد به نفس ، لذت از خوردن موادغذایی شد حرص و ولع من از بین رفت و من توی این مدت عید نوروز و ماه رمضان متفاوت و لذت بخشی رو دارم تجربه میکنم همیشه عیدهای نوروز با عذاب وجدان و چاقتر شدن سپری میشد ولی امسال من خیلی از مهمونیها خیلی راحت گفتم میل ندارم زیباترین جمله ای که از گفتنش احساس غرور میکنم و ماه رمضانی که من هیچوقت توی عمرم ازش لذت نبرده بودم و نتونستم کامل روزه هامو بگیرم ولی امسال از روز اول با لذت و سرحالی شروع شد و سیزده روز بدون هیچ گرسنگی و ضعفی دارم ادامه میدم و میدونم استاد عزیزم جناب عطارروشن هم در ثواب این روزه هام شریک هستن چون لاغری با ذهن باور من رو عوض کرد من همیشه در ماه مبارک رمضان بی حال بودم و باورم این بود که چون چای نمی خورم سردرد میشم و سردرد میشدم ولی امسال باورم اینه که من میتونم  تا آخر ماه مبارک رمضان روزه هامو  خیلی راحت بگیرم و این نتیجه‌ای بجز تغییر فرمولهای ذهنی نیست من باورم اینه که تنها راه درست و اصولی که برای همیشه باعث لاغری من میشه همین مسیر لاغری با ذهن، مسیری راحت و بسیار خوشایند که هرروز با گوش دادن به سخنان ارزشمند استاد این روش در زندگی ما کاربردی تر میشه و با عمل کردن به این فایلها دنیایی جلوی چشم همه ما گشوده شد که بسیار متفاوت با همه روشها و عوامل بیرونی خواهد بود شکرگزار باشیم که هر کسی سعادت این رو نداره که به این مسیر هدایت بشه و ما که هدایت شدیم بندگان خاص خداوند هستیم و خاص تر از ما استاد گرانقدر هستن که خودشون تنها این مسیر رو طی کردن و نتیجه عالی گرفتن و رهرو ما تو این مسیر هستن ممنونم استاد عزیزم ،هر لحظه از زندگیم دعاگو و مدیون شما هستم و تا آخر عمرم شاگرد محضر شما خواهم بود ،انشاءالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        از استمرار و پشتکار شما
        از نتایج عالی که کسب کردید
        از شرح عالی احساس و نتایجتون
        خدا رو شکر که بهترین ها برای همراهی من به سرزمین لاغرها هدایت می شوند
        از اینکه احساس من را بهتر کردید سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۳ ۰۲:۴۷
      مدت عضویت: 2447 روز
      امتیاز کاربر: 3193 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,045 کلمه

      سلام سلام 😍😍عادت های چاق کننده :

      ما سه بخش در وجود خودمان داریم : باور ، عادت ، جسم

      ایجاد باور : با شنیدن یک حرف از فردی که خیلی قبولش داریم مثلا دکتر یا کسی که او را دانا و عالم میدانیم ، جرقه ای در ذهن ما ایجاد می شود که مقدمات بوجود آمدن یک باور جدید را فراهم می کند .. شرایط بعدی برای تبدیل آن جرقه به باوری که باعث ایجاد تغییرات می شود، این است که آن حرف تکرار و تکرار و تکرار شود تا در جان ما بنشیند..

      عادت:مسئولیت ایجاد عادت و تکرار آن برعهده ی ذهن ناخودآگاه است..ناخودآگاهی که اصل را از بدل تشخیص نمی دهد و برایش فرقی نمی کند باوری که باید تبدیل به عادت بشود خوب است یا بد، سازنده است یا مخرب …فقط می داند که باید آن را تکرار کند و در هر شرایطی کارش را انجام بدهد…

      جسم:بازیگری که دستورات کارگردانش(مغز) را به خوبی انجام می دهد و او هم دخالتی در دستورات صادر شده نمی کند..

      روش کار ما در چاقی:

      روی جسمی فشار می آوردیم که چاقی و اضافه وزن انتخاب خودش هم نبود و او هم مثل ما از چاقی بیزار بود اما قدرتی بالاتر از توانش دستور داده بود که مثلا ۲۰ کیلو اضافه وزن در جسم باید باقی بماند و جسم هم چاره ای جز تسلیم بودن نداشت…ما این جسم را مقصر و دشمن اصلی خودمان میدیدم که انگار نمی خواد تغییر کنه 😠😒و مدام در جنگ با جسم بودیم ..فشار و محدودیت هایی که روی جسم می آوردیم باعث می شد چند کیلو وزن کم کنیم و وقتی ذهن ناخودآگاه می دید که برخلاف دستورش بنابر چاقی بیشتر ، جسم در حال وزن کم کردن است ، روی اعصاب ما تاثیر میگذاشت، ما بد خلق ، کم طاقت و عصبی می شدیم ، ریزش مو ایجاد می کرد، معده درد و….و هرکاری انجام می داد تا از خیر رژیم و ورزش و هر تلاشی برای لاغر شدن بگذریم و بی خیال بشیم تا دوباره عادت های قبلی را انجام بدهیم و باورهای ما با ذهن ما به تعادل برسند..ما بعد از اینکه خستگی جنگ🤺 با ذهن و جسم از تن مان خارج می شد و دوباره رویای لاغری 💭💖به سراغ مان می آمد ، بلند می شدیم و دوباره از همان روش ها شروع می کردیم و روز از نو روزی از نو…….اشتباه ما این بود که مسیر را از آخر بر میگشتیم و روی بخشی فشار و محدودیت وارد می کردیم که در واقع کاره ای نبوده و نقشی در تعیین شرایط خودش نداشت و آن جسم ما بوده…الان می دانیم که جسم ما اتفاقا در مصرف و دفع مواد غذایی بسیار قدرتمند است و مانعی که نمی گذارد همین مقدار بسیار بسیار ناچیز را هم دفع کند تا ما همیشه متناسب باشیم، قدرت ذهنِ چاق است…خبر خوب این است که ذهن ما بواسطه ی آموزش اشتباه چاق شده است و اصلا چاقی انتخاب خداوند برای جسم ما نبوده است .بلکه سلامتی و تناسب اندام همیشگی برای زندگی در این دنیا ، پیش فرض و تنظیم اصلی ذهن ماست.

      فایل تصویری💻🎧📖✏:

      ✅وقتی عوامل بیرونی را دلیل چاقی خودت بدانی ، یعنی لاغری با ذهن را باور نداری..(جلسه اول تا سوم ،شناسایی و نقض عوامل بیرونی توضیح داده شده)

      ✅یک راه برای باور کردن قدرت ذهن این است که بدانی همین ذهن تو را چاق کرده است ، بنابراین می تواند تو را لاغر هم بکند…

      ✅چاقی محصول عادت های ماست ،یک سری رفتارهایی که هرروز تکرار می شوند. 

      ✅یک روز درس خواندن باعث قبولی در کنکور نمی شود ، یک ماه درس خواندن همینطور اما ۶ ماه یا بیشتر مستمر و هرروز درس خواندن می تواند موفقیت تحصیلی را رقم بزند..

      ✅دو سه بار تلاش برای به خاطر سپردن یک متن یا یک شعر باعث حفظ کردن آن نمی شود بلکه باید زیاد تکرار شود.

      ✅بعضی عادت های چاق کننده ی من که الان خیلی خیلی خیلی کمرنگ شده اند👇🏻

      ۱.به محض بیدار شدن باید یه چیزی می خوردم حالا اگر صبح بود به عنوان صبحانه ، عصر بود عصرانه ،شب بود شام..اصلا یجوری عادت کرده بودم که بعد از خواب عصر اگر چیزی نمی خوردم حالم بد بود و تا چند ساعت کلافه بودم.

      ۲.بعد از رسیدن به خانه، حتما باید‌ چیزی میخوردم بدون توجه به اینکه اصلا من گرسنه هستم یا نه !

      ۳.پرخوری های شبانه ..که از یک ساعتی به بعد من بی دلیل هر چی دم دستم می اومد ، میخوردم !! که به لطف خدا رفع شد..

      ۴.دو سه بشقاب غذا خوردن به همراه ته دیگ 

      ۵.سرگاز رفتن و پرخوری های بی رویه و بی دلیل.آخ آخ🤦🏻‍♀️ من تا حدی می خوردم که حالم بد میشد ولی دو سال هستش که به خاطر پرخوری من حالم بد نشده ..یعنی حتی پرخوری های گاه و بی گاه الانم اصلا در حد اون زمانم نیست و جای شکر داره واقعا.. از یک سختی و رنج نجات پیدا کردم…۶.ما یک کشو مخصوص خوراکی داریم که معمولا همیشه پر از تنقلات هستش و یکی از عادت های هرروزه ی من سرک کشیدن و خوردن یکی دو نوع خوراکی بود..الان شاید هفته ای یکبار از سر عادت کشو رو باز کنم ولی معمولا چیزی برنمی‌دارم‌ برای خوردن..

      🟢در فایل دیروز مبحثی مطرح شد که من از آن موقع دارم بهش فکر میکنم و میخوام نظرم رو اینجا بنویسم ..

      اگر متناسب بودی باز هم دوست داشتی پیاده روی کنی؟این سوال باید از دو جهت بررسی شود:یکی فکر چاق کننده: که افراد متناسب برای حفظ تناسب اندام باید ورزش کننداز جهت دیگر  علاقه ی شخصی فرد متناسب به پیاده روی است. برای حفظ سلامتی ، شادابی و دلایل دیگر..اصلا پیاده روی برای خیلی ها راهی برای به آرامش رسیدن است ،همانطور که خوردن برای افراد چاق پاسخی بود به تمامی احساسات،افکار و اتفاقات مطلوب و نامطلوب..حالا نکته ی مهم این است که من درباره ی پیاده روی چه فکر و انتظاری دارم؟…👈🏻من هیچ وقت برای لاغر شدن پیاده روی نکردم..چون پیاده روی را شایسته و برازنده ی افراد متناسب می دانستم.و همیشه در رویاهایم خودم را که متناسب بودم با لباس ورزشی صورتی در حال پیاده روی میدیدم.همیشه منتظر بودم تا اول لاغر بشوم بعد پیاده روی کنم.😁البته بگم که وقتی فهمیدم لاغر شدن احتیاجی به ورزش و تحرک نداره ، خیلی خیالم راحت شد و از جان و دل تمرین ها رو انجام میدم و انرژی که برای ورزش صرف میشد را آوردم و در مسیر لاغری با ذهن از آن استفاده می کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۰/۰۱/۳۱ ۰۷:۴۴
      مدت عضویت: 2276 روز
      امتیاز کاربر: 4675 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 438 کلمه

      فایل “گام سی و چهارم “:

      نکته جالب و جذاب این است که یک مجموعه یا یک سری عادات ما را چاق کرده است، نه “یک عادت”. این عادات در طول یک “مدت زمانی” ما را چاق کرده است.

      چطور میشود این دو مانع فوق را برطرف کرد:

      کشف این مجموعه عادات در مرحله اول و تغییر این عادات به عادات متفاوت دیگر ما را به تناسب اندام میرساند.

      خبر عالی دیگر این است که در طول مدت زمانی میتوان با تكرار عادات متفاوت به تناسب اندام دلخواه خود مان برسیم. به همین راحتی مساله حل شد.

      بیایید روی باور انجام این موارد فوق کار کنیم.  باور کنیم این دو به راحتی قابل اجرا است و انها را عميقاً و با تمام وجود بپذیریم.

      پس پذیرش اتفاق افتادن این تناسب، ما را به لاغری و تناسب اندام میرساند.  ما نهايتاً به جسم موردنظر در باور خود میرسیم.

      من هر روز حدود 8 ساعت سر کارم.  یک عکس از خودم که در ان 50 کیلوگرم بودم را پیدا کردم.  ان را اسکن کردم و به ایمیل کاری ام فرستادم.

      امروز background دو تا صفحه سیستم خودم را عکس خودم قرار دادم تا با نگاه مرتب به هر دو صفحه مقابل خودم در طول روز ، خودم را در 50 کیلوگرم و تناسب اندام دلخواهم ببینم تا هم برای خودم یاداوری لحظه به لحظه شود و هم اینکه برای ذهن نا خودآگاه خودم ،مرتب تصویر سازی کنم.

      هر وقت گرسنه هستم، غذا میخورم و همواره به اندازه مورد نیازم ،مواد غذایی تهیه میکنم و غذا میپزم نه بیشتر. من قسم میخورم که در طول این 7 ماه اخیری که با سایت در ارتباط هستم، خیلی متناسب و سالم غذا میخورم و از خداوند یکتا بسیار سپاسگزارم.

      گاهی به استراحت زیاد نیاز دارم ، پس برای خودم استراحت در نظر میگیرم ، چون الان خودم را دوست دارم.

      کمتر عصبانی میشوم چون عصبانی شدن از ترس میاید و من که به خدا ایمان و اعتقاد دارم، از چیزی یا کسی ترسی ندارم چون به منبع قدرت وصل هستم.  

      الان مطمئن هستم که همه چیز از “ما” شروع میشود و به “ما” هم ختم میشود.  اگر باور کنیم متناسب شویم، حتما به اسانی و راحتی متناسب میشویم.

      عادات ما تغییر خواهد کرد و افکار جدید ما، جای افکار کهنه و پوسیده قبلی را میگیرد.  تکرار این عادات در طول زندگي ما را تا ابد متناسب نگه خواهد داشت.

      چون ما در این دوره ،محدودیت نداریم ، پس فشار روحی و عصبی هم نداریم.  همه چیز در نهایت ارامش و راحتی و شادی به صورت ساده و منظم به مرور انجام میشود و ما از همه ان مراحل لذت خواهیم برد ، چه در طول دوره چه در پایان ان.

      روز دوشنبه 30 فروردین ماه سال 1400

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم