0

عادت‌ های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

خیلی‌ها وقتی دلیل چاقی‌شون رو می‌پرسیم، سریع می‌گن: «ارثیه دیگه! از مامان‌بابام بهم رسیده!»

اما واقعیت اینه که یکی از اصلی‌ترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژن‌ها، بلکه عادت‌ های چاق‌ کننده‌ایه که کم‌کم، بی‌صدا، از دلِ سبک زندگی‌مون رشد کردن.

این عادت‌ها، نتیجه‌ی یه‌سری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی می‌برن که وزن‌مون رو بالا و بالاتر می‌برن.

😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟

تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری می‌گن:

🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمی‌شه کرد!»

اما یه سوال ساده:

🧐 واقعاً چاقی ارثیه‌ست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

منطق ذهن چاق

بلکه از همون عادت های چاق کننده‌ای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل می‌شن!

💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمی‌شم؟!» یه نکته عالی گفته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

💡 این نشون می‌ده چاقی خیلی وقتا نتیجه‌ی اون باورهاییه که باعث شکل‌گیری عادت های چاق کننده می‌شن.

پس اگه من می‌خوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.

✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:

«اگه اینو بخورم، چاق می‌شم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمی‌بینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…

📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنی‌مون رو از چاق‌کننده به لاغرکننده تغییر بدیم.

🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعی‌تر از همیشه‌ست!

هنوز خیلیا باور نمی‌کنن که می‌شه با قدرت ذهن لاغر شد!

تا بهشون می‌گی «با ذهنت لاغر شو»، یه‌جوری نگات می‌کنن انگار گفتی:

🍲 «با فکر کردن قرمه‌سبزی درست کن!» 😄

ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!

مطالعه‌ای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به این‌که فعالیت‌های ساده‌مون (مثل خونه‌داری یا پیاده‌روی) نوعی ورزشه، می‌تونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲

🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر می‌ذاره!

چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهن‌مون تکرار می‌شه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی می‌سازه…

حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:

🤷‍♀️ اگه قدرت ذهنی همه‌مون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟

🧩 پاسخ ساده‌ست: چاقی، نتیجه‌ی عادت های چاق کننده‌ست!

همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمی‌کنیم…

مثل چی؟

  • 🍿 خوردن بی‌اختیار موقع تماشای سریال
  • 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
  • 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
  • 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات

🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!

💡 ولی خبر خوب اینه که همون‌طور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، می‌تونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

عادت های چاق کننده

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همه‌چی از ذهن شروع می‌شه

ما معمولاً فکر می‌کنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگه‌ست!

🎯 چاقی از ذهن شروع می‌شه.

همه‌چی از اون لحظه‌ای شروع می‌شه که یه‌سری افکار پنهونی، آروم‌آروم تو ذهن‌مون جا خوش می‌کنن.

🧠 افکاری که کم‌کم تبدیل می‌شن به تصاویر ذهنی چاقی

مثلاً خودتو تو آینه تصور می‌کنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال می‌گردی، یا همیشه احساس می‌کنی اضافه‌وزنت زیاده.

اینجاست که یه اتفاق مهم می‌افته:

ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهن‌مون ثبت می‌کنیم 😕

و ذهن، برای اثبات این انتظار، یه‌سری رفتار طراحی می‌کنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.

  • 🍪 خوردن بدون گرسنگی
  • 😣 ریزه‌خواری موقع استرس
  • 🍕 پرخوری از ترس این‌که “شاید دیگه گیرم نیاد!”
  • 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی می‌شه!

با دقت به نکات این جلسه، متوجه می‌شی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…

و مهم‌تر از اون:

چطور می‌تونی آروم‌آروم، این عادت‌ها رو با عادت‌های متناسب‌کننده جایگزین کنی 💚

خطاهای مغز چاق

دلیل اصلی چاقی

چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاق‌کننده هستند. 🤔

این رفتارها به واسطه افکار چاق‌کننده‌ای شکل می‌گیرند که نگرش‌های ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد می‌کنه. 💭

در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:

1. نگرش ضعیف‌کننده 💔

2. نگرش قدرت‌دهنده 💪

وقتی به هر دلیلی فکر می‌کنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونی‌تون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔

یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون می‌گیرید و به غذا می‌دید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل می‌گیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف می‌کنیم، تعیین‌کننده وضعیت جسمی ماست.” 😞

اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمی‌تونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷‍♀️

همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمی‌تونن به اندازه‌ای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕

حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور می‌تونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨

قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔

تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر

تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آن‌ها درباره خودشان است. 🧐

هیچ انسان لاغری به خودش نمی‌گوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچ‌کدام از آن‌ها عقیده ندارند که غذایی که می‌خورند باعث چاقی‌شان خواهد شد. 🍽️

نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شده‌اند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را می‌شناسیم که به مراتب بیشتر از ما می‌خورند و حتی فعالیت روزانه آن‌ها کم‌تر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی می‌مانند. 🤔

این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشان‌دهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفت‌های زیاد بشر در زمینه‌های مختلف، هنوز نگرش‌های اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡

این تفاوت‌های ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرش‌ها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌

تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن

برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.

باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامه‌های رژیمی و ورزش‌های سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهم‌ترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠

مهم‌ترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡

وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنش‌های رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪

این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، به‌طور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما می‌شوند. 🔄✨

⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌ های چاق‌ کننده

آگاهی از تفاوت عادت‌های خود با افراد متناسب به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی ساده‌تر و منطقی‌تر خواهد شد.

مرحله اول:

برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.

  • عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته می‌شود؟
  • عادت های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستند؟
  • لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.

به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاق‌کننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاق‌کننده تبدیل می‌شود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمی‌توانم لاغر شوم.

بعنوان مثال من عادت داشتم با وعده‌های غذایی نان می‌خوردم و تصور می‌کردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود می‌دانستم.

مرحله دوم:

نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده می‌کنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر می‌توانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟

اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده می‌کنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی می‌کنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.

چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده می‌کنند اما شما از این عبارت استفاده نمی‌کنید؟

سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانی‌ها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.

ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.15 از 294 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11424
419 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار roshaam2002@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۷ ۲۰:۱۱
      مدت عضویت: 1825 روز
      امتیاز کاربر: 531 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,763 کلمه

      با سلام 

      حرکت در مسیر درست ، با هر سرعت وشتابی که باشه ، مهم اینه که ما به مقصد میرسیم ، اما در مسیر غلط هر چقدر سرعت داشته باشیم ، هر چقد انگیزه و اشتیاق هم داشته  باشیم ، به مقصد اصلی ، اصلا نمیرسیم مثلا از رشت اگه بخوای بری تهران مسیر صحیح اینطوریه که باید حتما  از قزوین ویا کرج عبور کنی ولی اگه دیدی رفتی گرگان و اونطرفا دیگه مقصدت تهران نیست ، ممکنه مازندران باشه ! 

      در کل اینو خواستم بگم ، که الان  چندروزه که من با اینکه میدونم در مسیر درست هستم و دارم توش حرکت میکنم  و مطمعنم که به مقصد می رسم  و درسته که دارم با ی سرعت خیلی اروم مثلا 20 میرم ، اما هی ماشینم خاموش میکنه و نمیخواد منو به مقصدم برسونه ، خب من برای اینکه برسم باید حرکت  داشته باشم ، و ماشین خاموش که حرکت نمیکنه ‍! نمیدونم چرا مشکلش چیه ولی تا اونجایی که میدونم معمولا وقتی ماشین خاموش میکنه که یا سرعتش پایین میاد ،یا کلاچش با گازش هماهنگ نیست، و من حس میکنم که اینطوریه ، که من میخوام لاغر بشم ولی ذهنم  هنوزاجازشو رو برام صادر نکرده ، چون الان چندروزه که من انگار بزور میام تو سایت تا بنویسم! اون اشتیاق و نمیزاره داشته باشم و دوست داره هر کاری بکنه تا من روی این موضوع تمرکز نداشته باشم و مثلا گوشیو برمیدارم بیام توسایت ، منو وادار میکنه نههه برو اینستاگرام و….

      و هروقت هم که قانعش میکنم که بیام فایلمو گوش بدم یا تمرینامو انجام بدم ، بزور دوست داره اونکارو انجام بده ! نمیدونم کدوم فرمول ذهنیم اومده رو که باید شناساییش کنم ، یا اینکه اصلا فرمول ذهنیه یا نه؟…

      ولی ازتون ممنون میشم که کمکم کنین یا راهنماییم کنین

      موضوع بعدی اینه که خیلی ها نمیتونن باور  کنن که از راه ذهنی میشه لاغر شد و جواب من به این داستان اینه که ما تمام کارهامون از راه ذهنه و یا حداقل فکرش ویا  نقشه ی انجام کارامون و تو ذهنمون میکشیم که چیکار کنیم ، چحوری انجامش بد یم و تصویرشو تو ذهنمون ایجاد میکنیم. درواقع تمام زندگی ما داره از طریق ذهنمون و  افکارمون سپری میشه و ما نمیتونیم اینو باورکنیم! و درسته که ما داریم تمام کارامون و با ذهنمون انجام میدیم ولی بهش فکر نمیکنیم یا توجه نمیکنیم که ذهنمون داره همچین کاریو انجام میده واسمون.و ادعا داریم  که نهه ما داریم خودمون کارامون و انجام میدیم .

      اصلا از نظر من چون کلمه ی ذهن به کار برده شدن نمیتونن باور کنن وگزنه کل زندگیشون داره با ذهنشون میگذره و کسی نمیاد بهشون بگه که مثلاا اشپزی با ذهن و یا کارکردن با ذهن و..این ودر زندگی روزمره  بکار نمیبرن .

      نیروی ذهنی همه افراد با هم برابره چون انسان ها همه به یک شکل افریده شده اند و در کسی قدرت و یا نیروی خاصی به استثنا قرار داد ه نشده ، خداوند عدالت رو بر قرار کرده و تفاوت و استثنایی برای کسی غاعل نشده. پس حالا که افراد متناسب با افراد چاق نیروی ذهنی برابری دارن، چرا جسمشون فرق میکنه ؟ 

      اینجا متوجه میشیم که افکاری که در ذهن اون ها وجود داره متفاوته

      درسته که این چاقی و این افکارچاق کننده  هم حالا از طریق خانواده و یا اطرافیانمون یاد گرفتیم و باعث شد که چاق بشیم و فرمول های چاق کننده در ذهن ما ایحاد بشه ولی بازهم مقصر چاقیمون خودمون هستیم !

      درسته که من خودم نمیتونم مادرم و یا خانوادمو ببخشم بابت این ظلمی که به من کرد ند و من با اینکه الان 19 سالمه و تا این مدت خیلی کارهای دیگه هم میتونستم انجام بدم و که الان مجبورم دیرتر انجامشون بدم و فکرم و درگیر موضوع لاغی و اضافه وزن نمیکردم تمرکزمو روی خواسته های دیگم میزاشتم و الان مجبورم که دوباره از اول شروع کنم و خیلی کارهای دیگه هم که  میتونستم انجام بدم و الان مجبورم دیرتر انجامشون بدم .  ولی دیگه مقصر خودمم چه بخوام چه نخوام ! چون من بودم که حرفاشون و باور کردم ،چون خودم بودم که به این چرت و پرتایی که اصلا معلوم هم نیست از کجا دراورد ه بو دن بها دادم. بنابراین مقصر اصلی خودمم ! و هم اینکه چنین اتفاقی باید میفتاده که من اگاهی های بیشتری نسبت ب زندگی یاد بگیرم و اونو تو همه جنبه های زندگیم بکار ببرم و اگه این قضیه نبود من باید باز هم در جهل و نادانی زندگیم و سپری میکردم . پس این قضیه رو به فال نیک میگیرم.

      پس من پذیرفتم که نقش اصلی در اضافه وزنم رو من دارم و همینطور که توجه و بها دادن من به یکسری چیزها سبب چاق شدن من شد ، میشه که دوباره با بها دادن و باور کردن چیزهای صحیح هم لاغر بشم و مسیولیت لاغری خودمم وبه عهده بگیرم .

      چرا ما چاق شدیم؟ چاقی محصول عادت های چاق کننده ماست. عادت های چاق کننده، رفتارهای اشتباه تکراری هستند که ما اون هارو در روز تکرار میکنیم و  به طور ناخوداگاه در ما شکل میگیره و با تکرار طولانی مدت در ما باعث ایجاد چاقی میشه 

      با یک مثال اینو توضیح میدم :

      ما در خانواده بارها از کودکی شنیدیم درباره ی چاقی ، اینکه ادم چجوری چاق میشه ؟ یا چه کارهایی ادم و چاق میکنه و…. یعنی اون ها یسری باور نادرست داشتن که همونو مستقیم اومدن دایورت کردن به مااو هی گفتن ، گفتن ،هی تکرار کردن ، هی تکرار و تکرار و تکرار و….

      و این گفتن و تکرار کردن خیلی مهمه ، اگه 2/3 بار شنیده بودیم که تاثیری رو ما نداشت .

      ولی با تکرار مدااااممم ما باور کردیم و ترسیدیم که نکنه اینجو ری بشه؟! و باید مواظب غذاخوردنمون باشیم و…. و این تکرار باعث شد که این فرمول های نادرست که باعث چاقی ما میشن در ذهن ما ایجاد بشه  و تصویرشو در ذهن خودمون به وجود بیاریم و ینی به طریقی انتظارمون از چاقی انجام دادن اون کار ها و یا رفتاری بود که فرمولش  در ذهن ما ایجاد شده بود شکل گرفت .

      مثلا شنیدیم که غذا کمتر بخور تا چاق نشی ، اینجا بحث اصلی مقدار غذا و غذاخوردن و بود که مارو چاق میکرد ، یعنی غذا رو عامل چاق شدن میدیم که با کم خوردنش میتونستیم از چاقی در امان بمونیم ! و این باعث شد که مثلا اگه ما یکدفعه بیشتر بخوریم چاق بشیم ! و قبل از اون عذاب وجدان هم میگرفتیم ، چون انتظارشو داشتیم که چاق بشیم چون زیاد خوردیم!و بعد با سرزنش کردن خودمون و حس بدی که در ما به وجود اومده بود بازهم اون رفتارو تکرار کردیم و در واقع فرمول ها فعال شدن ،

      عادت یک فکر سادس  که براثر تکرار شدن به عادت تبدیل میشه.

      همین کم بخور تا چاق نشی یک حرف سادس اماا….

      اصلا کم خوردن یا زیاد خوردن ینی چیی عاخه؟؟ ادم به اندازه نیازش میخوره دیگه .

      بنابراین براساس انتظار ما از چاقی به مرور رفتارهایی در ما شکل میگیره که با تکرار کردنشون چاق تر میشیم و تبدیل به عادت های چاق کننده در ما میشه  و وقتی انتظار از چاق شدن شکل بگیره به مرور  رفتار های چاق کننده هم شکل میگیرند.و با تکرار کردن اون ها عادت ها و جسم ما  به چاق میشه .

      تو یکی از این فایل ها که استاد درباره یک شخصی گفت که لاغر بود و میخواست چاق بشه و هر با ر بعد از غذا خوردن خودش و ناز میدادو میگفت که به به چاق شدی و… 

      و چاق هم  شد ولی رفتار غذایی و حجم غذاییش تغییری نکرده بود، اما بعد از مدتی  با گفته و یا سرزنش اطرافیانش و دیگران  که مواظب باش و فلان ووو…..و ترسیدن از چاقی بیشتر و…. رفتار های غذاییش هم به رفتار های چاق کننده تغییر پیدا کرد و حجم غذاییشم بیشتر شد.

      من حس میکنم که چون چاقی رو به خوردن غذای اضافه نسبت به نیاز بدن ربط دادن ، حتی اگه  میزان غذا خوردن هم همون باشه به مرور تغییر میکنه و اضافه میشه چون داین باور وجود داره که افراد چاق زباد غذا میخورن ، خب حالا که من چاق شدم باید بیشتر هم بخورم دیگه!!! واز به اون شکل رفلتار غذایی هم تغییر میکنه 

      و واقعا در ذهنیتتتت ماست !

       رفتار ما با باورهامون ایجاد شد .

       پس اول بذر چاقی در ما کاشته شد و افکارمون هم نسبت به غذا و غذاخوردن شکل گرفت و باور کردیم که به این دلیل و به اون دلیل ما چاق میشیم و اگه رعایت نکنیم  باید انتظار چاق شدن وداشته باشیم … 

      و الان هم بذر لاغری و در ذهن خودمون کاشتیم و افکارمون نسبت به غذا و غذاخوردن تغییر کرد و داریم باور میکنیم که اشتباه فکر میکردیم و اروم اروم بذرجدیدمون داره جوونه میزنه تا رشد کنه .

      مثلااا یکی از باور های افراد چاق اینه که پرخوری میکنن ، در صورتی که پرخوری کردن باعث چاقی نمیشه  ، چون ما خودمون بارهااا دیدیم افراد لاغری و که خیلیییی بیشتر از افراد چاق میخورن و اصلا هم نگران نیستن که زیاد خوردن و …وباز هم لاغرند  در واقع اونا باور ندارن که پرخوری کردن باعث میشه که چاق بشن ولی در افر اد چاق دقیقا برعکسه و اونا عامل چاقی خودشون و پرخوری کردن میدونن .

      درواقع فرمول های پرخوری کردن  افراد متناسب قرار نیست که چاقشون کنه ولی  در افراد چاق این فرمول در جهت چاق شدنشون استفاده میشه.

      چون من خیلی به حجم غذایی که افراد چاق میخورن دقت کردم و با یک فرد متناسب مقایسش کردم به نظر من که حجم غذاشون کم تر از بعضی از متناسب ها بود ولی خودشون فکر میکردن که بازم زیاده و حتما چاق میشن .پس به مقدار غذا نیست ! مطمعنم که تو یوتیوب و یا اینستاگرام این ویدیو های ASMR  و دیدین و دقت کردین که چرا اون شخصی که این همههههه غذا میخوره تو اون ویدیو هاا ، 10 تا بستنی میخوره 20 تا کیک و با هم ، یکجا میخوره و بازم لاغره و حتی کمبود وزنم داره! و ما هم فقط با دیدنشون حرص میخوردیم !

      در واقع مواد غذایی مارو چاق نکردند بلکه توجه ما به چاقی و پرخوری و عذاب وجدان و ایجاد حس محدودیت در خودمون باعث ایجاد چاقی در ما شدند و مسیر مارو به جهت چاق شدن بردن

      پس افکار و باور افراد متناسب و لاغر  با افراد چاق درباره غذاخوردن کاملا متفاوته 

      افکاردرذهن شکل میگیره و این نشون میده که مشکل از ذهن ماست ! فرمول های ذهنی ما اشنباهه!

      و ما درروش های لاغری سعی درلاغر کردن جسممون داشتیم طوری که ذهن ما هنوز چاق بود.  در واقع ادم از دو طریق چاق میشه ، اول ذهنش چاق میشه بعد جسمش .

      ما تلاش فیزیکی انجام میدادیم ولی تصویر ذهنی ما ، باور های ما ، افکار ما هنوز تغییر نکرده بود و ما نتیجه ای نمیگرفتیم ، چون تصویر ذهنی و افکار و و…. د ر   ذهن  ما بود نه در جسم ما !

      در روش لاغری با ذهن ما با شناسایی  رفتارمون و تغییر فرمول های اون رفتار ، اون رفتار و در جهت لاغر کردن خودمون به کار میبندیم . و رفتار هامون به مرور تغییر میکنه و مانند رفتار و عادت های افراد متناسب میشه .

      چاقی ما محصول عادت های چاق کننده ماست و مقدار غذا و نوع غذا در چاق شدن تاثیری نداره ، بلکه رفتار ما در مقابل مواد غذایی ست که مارو چاق کرده .

      حالا ما چون شنیده بودیم که پرخوری باعث چاقی میشه و هر وقت که پرخوری کردیم انتظار داشتیم که چاق بشیم و شدیم . حالا افراد متناسب ممکنه که تحت این گفته ها قرار نگرفته باشند و یا شنیدن و باور نکردن و برای همین هم کاملا لاغر و متناسبند و از زندگی خودشون لذت میبرند 

      و بیشتر افراد چاق دلیل اضافه وزنشونو مصرف زیاد مواد غذایی میدونن و بعد که خلاف این داستان و میبینن و که افراد لاغر از اونا بیشتر میخورن و چاق نمیشن میگن که 

      اونا خوش شانسن یا شانس دارن ! یعنی برای هرچی بهونه دارن !

      خیلییی داستان فرق میکنه هر کس بر اساس انتظارات خودش از این دنیا پاداش میگیره ،خیلییی تفاوت وجود داره واقعاا ، یکی غذا میخوره و بعد از غذا خوردن خودشو سرزنش میکنه و یکی میخوره و لذت میبره ! 

      دونوع فرد سر سفره داریم یکی که میخوره و میگه زیاد خوردم چاق میشم ؛یکی که میگه چراا هرچی میخورم چاق نمیشم!

      البته این متناسب هایی که برای چاق شدن فرمول خوردن رو برای خودشون ایجاد میکنن ، خیلی در معرض خطر قرار دارند!!چون چاق شدن رو به غذا خوردن مرتبط کردند و 

      و مطمعنا استارت چاقی که براشون زده بشه هرچیی بخورن چاق میشن و دوباره برای لاغر شدن باید فرمولاشون و تغییر بدن.

      من بارها وقتی بچه بودم در تبلیغات ماهواره ای میدیم که از افراد چاق و با تصاویری که دارن فست فود ها و یا شیرینی و کیک و رو با ولع میخورن نشون میدن. و یا کم تحرکی وبی تحرکی رو عامل چاقی در افراد نام بردند .دیدن این تصاویر در ذهن افراد فرمول هایی ایجاد میکند که مصرف فست فود و یا کیک و شیرینی و یا کم تحرکی و بی تحرکی  باعث چاق شدن میشه .

      بناباین در ابتدا باید باورها نسبت به اون موضوع تغییر کنه و انهارو اصلاح کنیم باید باور هامون مثل افراد متناسب بشه تا رفتارهامون وعادت هامون مثل انسان های متناسب بشه و تمرکزمون از چاقی و عادت های چاق کننده  بر داشته بشه .

      باور کن 

      چاق شدن وجود نداره!

      ما چاق نمیشیم!

      من نمیتونم چاق بشم .

      ما خیلی خوب و عالی و لاغر هستیم !

      ما هرچی غذامیخوریم بازم لاغریم!

      اصلا عادت بد و چاق کننده وجود  نداره ، چون ما هروقت گرسنه بشیم میخوریم ، هر وقت هم سیر بشیم دیگه نمیخورم .

      مثلا خودمن الان اینطوریم که هر وقت پرخوری میکنم و حس میکنم که سیر شدم دیگه نمیخورم ولیی تا چند مدت پیش اینطو ری بود که پرخوری میکردم داشتم میترکیدم در حد انفجار ولی بازم میخوردم چون هنوزیچیز دیگه مونده بود که نخورده بودم دیگه هر 24 ساعن وکه ادم نمیتونه فقط غذا بخوره ،معده انسان گنجایشی داره برای خودش.

      غذاها نعمت ها و برکت خداوند هستند که حال مارو خوب کنند نه اینکه اونقدر بخوریم تا حالمون بد بشه

      عادت های ( چاق کنندهن) مجموعه  رفتاری است که به واسطه افکار چاق کننده در ما به وجود اومده و ما با تکرار کردن اونا الان در وضعیت جسمی هستیم که از اون راضی نیستیم 

      یعنی بایک یا دوتا عادت بد که ما چاق نمیشیم ،بلکه یک مجموعه از عادت های نادرست مارو چاق کردن .

      مثلا کشیدن یک نخ سیگار یا دو یا 3 نخ و یا 10 روز کشیدن سیگار  تاثیری در فرد نمیزاره ، اما وقتی این  رفتار به عادت تبدیل میشه و فرد 20 سال 30 سال سیگار میکشه تاثیرات بدی روش میزاره و خودش هم مسعوله این رفتارشه !

      تمام رفتارهای یک انسان که باعث ایجاد اسیب زدن به خودش و یا موفقیت خودش در زندگیش میشه ، بخاطر یکسری از عادت هاست.

      بنابراین تفاوت افراد چاق با لاغر در عادت های انهاست.

      و ما خیلی از عادت هامون و  خودمون و انتخاب نکردیم مثل افرادی که از کودکی چاق وتپل بودن و براساس فکر ها باورهایی که در ذهن اون ها شکل گرفته .

      و دقیقا خو دمن هم یکسری از عادت هاروخودم بخودم اضافه کردم مثلا تا چند سال قبل که بازم اضافه وزن داشتم ولی یسری از رفتاری هایی رو که الان دارم و نداشتم و یسری ها هم جدیده و اینکه یکی از خصوصیات مخرب افراد چاق اینه که خیلی راحت رلفلتار های اشتباه هم دیکه رو یاد میگیرن و کافیه که رفتارهایی رو از شخصی ببینن که در اون ها وجود نداره ، اونا هم یادمیگیرن و تکرار میکنن و برای خودشون عادت جدید هم ایجاد میکنن.

      یک فکر وقتی تکرار بشه تبدیل به عادت میشه.

      عادت ها از باور ها به وجو د میان و اگر ما چیزی رو باور کنیم خود بخو  در ما عادت هایی شکل میگیره که واقعیت مارو مطابق با باورمون کنه .

      در واقع عادت ها یک رابط بین باور و جسم هستند .

      که باور و خودمون به وجود نیاوردیم ، افکاریه که ما بارها مرورشون .کردیم حرف هایی که بارها شنیدیم و دیدیم و صحبت کردیم و بعد از اینکه باور کردیم، کار ذهن ناخوداگاه  شروع شد که باید عادت هایی رو در ما ایجاد کنه که جسم مارو با باور های ماهماهنگ کنه .

      ینی مثلا نمیشه که تو باور داشته باشی که زیاد غذا خوردن چاقت میکنه و زیادم غذا بخوری ولی لاغر باشی! ، اینایی که زیاد غذا میخورن و لاغرن باور نکردن  که غذا خوردن باعث چاقی اونا میشه .

      عادت ها ناخوداگاه به وجود میان و انتخاب ما نیست وما فقط باورسازی و ایجاد میکنیم و ذهن ناخوداگاه ما عادت هارو براساس باور های ما در  ما ایجاد میکنه . درنهایت جسممون تغییر میکنه بر اساس باورهامون به وسیله عادت هامون .

      جسم ما عملا خودش نقشی در چاقی نداره ما با ایجاد یکسری باورها در خومون ذهن ناخوداگاه مون رو وادار کردیم تا یکسری عادت هارو در ما ایجاد کنه و ما با تکرار کردن اون عادت ها جسممون شبیه به چیزی شد که ما باور کردیم . و ما هر چقدر که تصمیم بگیریم که عادت هامون و برطرف کنیم ، نمیشهه! چون اصلا به تصمیم گرفتن نیست ، به افکارماست . باید افکار  مون رو اصلاح کنیم.

      بدن انسان برای زندگی به انرزی احتیاج داره که اون انرژی و از موادغذایی دریافت میکنه 

      اشتها درونیه و فرمان مغزی و فرمول ذهنیه .که در جهت چاق شدن ازش استفاده میشه.

      یکی از عادت های بد غذایی من اینه که سریع غذا میخورم ، درسته که تند غذا خوردن  ربطی به چاق شدن نداره ، چون من هم در اطرافم افرادی و دیدم که خیلی سریع غذا میخورند ولی کمبود وزن هم داشتن ، ینی طوری بود که مثلا غذا رو با هم شروع میکردیم ، ی لحظه که سرم و می اوردم پایین و دوباره به اون شخص نگاه میکردم ، دیدم غذاشو تموم کرده!

      پس این باور که تند غذا خوردن هم  باعث چاقی میشه ، اشتباهه ، ولی حالا چرا من تند غذا میخورم و این تبدیل به یک عادت شد برای من ؟ که الان این و متوجه شدم

      تو خانواده ما و نزدیکان ما افراد چاق خیلی وجود دارند و من هروقت که مهمونی میرفتم باهاشون ، و رفتاراشون دیده بودم ، اونطوری بود که سفره رو هم میلیسیدن و من برای اینکه از هر غذایی که رو سفره هست ، دوست  داشتم امتحان کنم ، و از ترس این که اون  چاقالو هاا اون غذارو نخورن و یا به من نرسه ، تند غذا میخوردم که از هرچیزی بتونم امتحان کنم و اونجا هم تند غذاخوردن و یاد گرفتم، با این که از هر غذایی که میخواستم بخورم ، به مقداری میخوردم که برای مدل های بعدی هم جا داشته باشم و ینی حجمش هم کم بود ! 

      پس من فرمولی که باغث تندغذا خوردن من (برای چاقی) میشد رو شناسایی کردم.

      عادت بعدی من اینه که ، من رو تنوع غذایی خیلی حساسم و از هر مدلی که میبینم  باید بخورم ، حتیی اگه سیر باشم ، مثلا با دوستام میرفتم کافه و یجیز میخوردم ، بعد سیر بودم ونمیخواستم که دیگه شام بخورم ولی  وقتی میومدم خونه و میدیم مامانمم غذا درست کرده، میخوردم! و نمیتونستم نخورم ، ینیی یچیزی که در خودم کشف کردم اینه که من نمیتونم خودم رو محدود کنم که نخورم و اصلااا هم نمیتونم بگم میل ندارم ، چون دارم ! اگه بگم ندارم دروغ گفتم و دیدم که هر وقت مثلا در برابر تعارف دیگران و یا در تنهایی خودم ی غذایی و می دیدم و جدید هم بود و برای این که رژیم بودم میگفتم میل ندارم ، در واقع میل داشتم ولی نمیخواستم که بخورم ولییییی نو ذهنم همش داشتم میخوردمش و ذهنم همه فکر و حواسش  رو اون بود و من اصلااا نمیتونستم تمرکز کنم ! و باید میخوردمش تا خیالم راحت میشد خیلیییی عذاب اور بودد بر ام که همش فکرکمو به سمت اون غذایی که نخوردم سوق می داد !! 

      مثلا اگه ی کیلو شیرینی باشه که شکلاش با هم فرق میکنه و تو اون جعبه مثلا 5 تا ردیف شیرینیه که هر ردیف شکلش  یا مدلش با هم  فرق میکنه و من هم باید حداقل از هر مدل یدونه بخورم .و الان هم مثلا که یدونش یا دوتاشو و میخورم و ازونجایی یزره رفتار های غذاییمم تغییر کرده ، بقیشو برای خودم کنار میزارم که بعدا بخورم ! ولی مثلا اگه یک کیلو نون خامه ای فقط باشه یا شیرینی ها همشون یک شکل باشه ، فقط یدونه میخورم و میدونم که کافیه ، د ر حد خوردن وچشیدنش فقط .

      پس من با دیدن غذاها هم تحریک به خوردن میشم.

      وایی حالا خدارو شکر یکی از عادت های خیلی بدم و ترک کردم ،  اینطوربی بود که 

      مثلاا فرض کنیم که 2 مدل نون (سنگک و بربری )و 2 مدل مربا و کره و چای و نسکافه تو خونه ما بود ، من اینطوری بودم که یبار مربای مدل اول رو ، اول با نون سنگک بخورم بعد با بربری ، بعد حالا همین و دوباره ولی با کره ، بعد دوباره همین و با چای , بعد همینو با کره با چای ، بدون کره با نسکافه ، با کره با نسکافه ، بعد دوباره مربای مدل بعدی و … همین روند و دوباره برای اون یکی تکرار میکردم !و اصلا مهم نبود برام که داشتم میترکیدم ، باید میخوردمشون ! 

      یا ناهار اگه  دو مدل خورش بود و نوشابه و دوغ  هم داشتیم و هم همینطوری دقیقا..

      و این رفتار تازه در من ایجاد شده بود که به لطف خدا دووم هم نیاورد و خداروشکر که این رفتارم و دیگه ندارم.

      عادت بعدی:

      دوست دارم بیشتر اوقات با چای یا نسکافه یچیزی بخورم،بیسکوییتی ، شکلاتی ، کلوچه ای ، شیرینی ای و.

      بعدی این که من عاشق شیرینیجاتم و هرچیز شیرینی که باشه و میخورم ، ینییی خیلییی دوست دارم ولی نه اینکه دم به دقیقه بخورم ینی ، طعم شیرینی و و غذاهای شیرین و بیشتر دوست داره تا غذاهای ترش و یا معمولی !

      و طوریم که اگه غذای معمولی بخورم حالا یا ناهار یا شام ، بعد از غذا دوست دارم که یک چیز شیرین بخورم و میخورم ، شکلاتی ، نون و مربایی  اینا ….

      و بعدی :

      عاشق میوه هستم و تنها کسی که تو خونمون هم میوه میخوره منم و مادرم میدونه که چون دوست دارم زیاد میگیره:/ و خودشونم که نمیخورن و من میمونم و اون همه میوه که مجبورم از ترس خراب نشدنشون همه رو بخورم که البته الان خیلی کم تر شده و من دیگه زیاد نسبت به اصراف و هدر دادن اهمیتی نمیدم . خداروشکر

       و حتی مادرم جدیدا میوه کمتر هم میخره بر اساس میزان نیاز خانواده.          

      عادت بعدیم اینه که وقی که خوردم سیر شدم بازم دوست دارم بخورم و جدیدا این کمتر هم شده و اغلب دیگه من بعد از سیر شدن زیاد میلم نمیکشه که بخوام بازم بخورم 

      در کل متوجه شدم که چی به چیه .

      این فایل انقدر که اگاهی داشت دو روز برام زمان برد البته اگه کم کاری نکنم کم تر ولی خیلی خوب بود و باز هم از عملکردم راضیم .

      شاد و پیروز و متناسب باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 77mrymdstjrdy@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۶ ۰۹:۲۳
      مدت عضویت: 1824 روز
      امتیاز کاربر: 215 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      به نام رب سلام.

      عادت های من :

      اغلب اوقات باید در حال خوردن باشم اگه یه ذره معدم خالی شه میخورم که معده درد نشم .

      بعد از خواب که پاشدم باید یه چیز بخورم .

      گاهی وقتا نمی دونم سیرم یا گشنه ام .

      بیکار که باشم یا ناراحت دوست دارم بخورم .

      سر وعد های غدایی چه سیر چه گرسنه می خورم .

      غذای مورد علاقه من باشه دوست دارم بیشتر بخورم که بیشتر لذت ببرم جالب برادرم اون مقدار که سیرش میکنه می خوره نه بیشتر .

      یه چیز میبینم دوست دارم طعمش بچشم ، چشیدنم که در حد یه ذره نیست قشنگ می خورم .

      فرق بین گشنگی و تشنگی تشخیص نمی دم .

      شده فکر کردم گشنم دو تا لقمه خوردم بعد دیگه نخوردم احساس سیری کردم ، از گشنگی میترسم . انگار یه حسی من تشویق میکنه که در هر لحظه بخورم.

      حالا که فکر میکنم من وقتی مواد غذایی و خوراکی میبینم تو ذهنم یه فکر هست اگه نخوری از دستت رفته فقط همین الان داری دیگه خدا می دونه کی میتونی میشه این خوراکی رو ببینی یا کی میشه دوباره درستش کنی و باعث طمع و ولعه من میشه در واقع به نظرم اگه من و تمام ادم های چاق این باور کمبود درست کنیم و وقتی خوراکی میبینیم بگیم هر وقت که بخوام بازم میتوانم بخورم دیگه دست از این که بیش از نیازمان بخوریم می کشیم .

      اگه تایم زیادی گرسنه باشم پس باید حجم زیاد بخورم یا بهتر بگم اگه مدت زمانی مثل یه ساعت چیزی نخورم میگم خوب باید الان خیلی بیش تر از قبل بخورم چرا که این بدن غذا می خواهد اما قبلا این طوری نبودم ساعت هام چیزی نمی خوردم این جوری احساس گرسنگی نمی کردم که الان میکنم .

      یه مقدار از چیزی بمونه با جمله حیف میخورم .

      نکته اصلیش این که خونه مادر بزرگم میرم هر چی این عادت هام خودش انگار کم تر نشان میده اما خونه که هستم بیشتر .  

      من یه مدت لاغر شده بودم و وزنم به اعتدال رسیده بود گفتند اشتهاش کم شده رفتم دکتر برنامه داد یه مدت عمل کردم بهش بعد ولش کردم اما شنیده بودم ادم سالم همه اش باید یه چیز گوشه لبش باشه یا جایی میرفتم میگفتم میل ندارم می گفتند خونه خودشان دوبرابر میخوره دقیق نمیدونم از کی اما میدونم این جوری شددکه هی به بهانه های مختلف که برای خودم جور شد اون عادت ها ی خوب تبدیل شد به این عادت های این بالا اما شکر خدا دوباره می توانم به عادت های صحیح خودم برگردم . و این که دست از دوست نداشتن چیزی که هستیم برداریم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hassanradin105@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۳ ۱۷:۳۳
      مدت عضویت: 1827 روز
      امتیاز کاربر: 578 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 192 کلمه

      اگه یه تخم مرغ از بیرون بشکنه، زندگیش تموم میشه اما اگه از درون بشکنه تازه زندگیش شروع میشه، بهترین چیزها همیشه از درون شروع میشن 

      در اولین جلسه گفتم که چرا چاق هستم .یادآوری میکنم .چون زیاد میخورم ،بی تحرکی ،زایمان ،از بچگی تپل بودم ، هر چی هم نخورم بازم چاق هستم . 

      در جلسه دوم اومدم دلایلی رو که آوردم رو با مقایسه کردن با اطرافیان لاغرم به این نتیجه رسیدم که اشتباه میکنم و دلایلی رو نقض کردم. 

      در جلسه سوم توانایی های بدنم رو بررسی کردم و متوجه شدم بدن من توانایی لاغر شدن رو داره چند باری که اقدام به لاغری کردم از پیش بر اومده پس جسم من عاشق لاغری هست و میتونه و میخواد که متناسب بشه.

      حالا در جلسه چهارم می‌خوام عادتهای غلطی  که دارم رو به یاد بیارم. 

      ۱. تند غذا میخورم .

      ۲. ریزه خواری میکنم گاهی 

      ۳. اگه شیرینی یا کیکی باشه میگم یه امروزه دیگه پس میخورم. 

      ۴. همیشه میگم آدم تو خونه حوصله اش که سر میره بیشتر می‌ره طرف یخچال و من هم همینطور هستم .

      ۵.غذا یا هر چیز خوردی رو باید تا آخر بخورم .

      امیدوارم تو این دوره بتونم به خواسته ام برسم .🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shimatajedin@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۵ ۰۵:۳۲
      مدت عضویت: 1838 روز
      امتیاز کاربر: 6441 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      سلام 

      امیدوارم حالتون خوب و پر انرژی باشه بعد گوش دادن به این فایل عالی وآموزنده.از باور های غلط من این بود که وقتی میریم مسافرت چون داره خوش میگذره اشتها زیادتر میشه و حتما چاق میشم یا وقتی غذاهایی مثل ماکارونی،پیتزا،اسنک،سمبوسه حتی اگه خانگی هم باشه چاق میکنه و همچنین باور اینکه شیرینی جات،برنج اینا خیلی چاق کنندست.از دیگر باور های من اینه که اگه غذایی یا چیزی که دوست دارم یا خودم پولشا دادم باید حتما حتی اگه سیر هم باشم پابه پای بقیه بخورم وگرنه تموم میشه و دیگه نیس.باور بعدی من حالا این یه دفعه طوری نیس و بعد کلی عذاب وجدان.تحرک کم حتما باعث چاقی میشه و میرفتم انقدر پیاده روی که سیاتیک دو تا پاهام در گیر شده و پادرد های طولانی و بد فرمی میگرفتم.اگه شبها شام بخورم خب معلومه چاق میشم و جالب اینه که هر دفعه پنج شنبه جمعه ها که مهمونی خونه مامانم یا خونه مادر شوهرم بودم و شام میخوردم  فرداش حتما چاق شده بودم و طول هفته پوست خودما میکندم که اون یک کیلو را کم کنم.و اینکه اگه رو برنجم یکم روغن بریزم چاق کنندش کردم حسابی.حتی طبق رژیم های قبلیم که پروتئین لاغر میکنه و اشتها رو کم میکنه و سوخت و ساز را زیاد و اونموقع هر چی دلم میخواست حتی زیاد میخوردم.مصرف زیره و سیر صبح ناشتا اشتها رو کم میکنه که واقعانم اینجور نبود.یا مصرف داروی منیزیم که جدیدا خیلی تاکید میکنن برا کرونا بخورین اشتها رو زیاد میکنه و منم منیزیمم کمه اما نخوردم قرصش رو و یا قرص کورتون و قرص های آرام بخش روان درمانی اینا هم اشتها رو زیاد میکنه و بعد چاق میشی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار hassanradin105@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۶/۱۳ ۱۱:۲۵
        مدت عضویت: 1827 روز
        امتیاز کاربر: 578 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 212 کلمه

        اگه یه تخم مرغ از بیرون بشکنه، زندگیش تموم میشه اما اگه از درون بشکنه تازه زندگیش شروع میشه، بهترین چیزها همیشه از درون اتفاق میفتن. 

        خب ما تا اینجا گفتیم که چرا چاق هستیم ، من گفتم چون زیاد غذا میخورم،از بچگی تپل بودم، بعد از زایمان شکم در آوردم و چاق شدم،بی تحرک هستم . 

        بعد اومدم تمام اینها رو در اطرافیانم جست و جو کردم و دیدم نه بابا خیلی ها بی تحرکی و زیاد غذا میخورن و زایمان کردن و از بچگی هم تپل بودن ولی الآن خیلی متناسب هستند .پس تمام اون دلایلی رو که برای چاقی خودم گفته بودم ربطی نداره و چرا بقیه اینطور نیستند ،اونها رو نقض کردم. 

        باز اومدم توانایی های جسم خودم رو یاد آور شدم و دیدم نه جسم من هم چند باری لاغر شده پس می‌تونه مثل بقیه زیبا و متناسب بشه و بهش افتخار کردم .پس من هم میتونم.

        حالا تو این جلسه می‌خوام عادتهای اشتباهی رو که دارم رو یاد آور بشم . 

        ۱. تند غذا میخورم 

        ۲. باید غذا یا هر چیز خوراکی که باشه تا ته بخورم ،تموم بشه 

        ۳. ریزه خواری میکنم 

        ۴.اگه شیرینی یا کیکی توی خونه باشه میرم میخورم و میگه یه امروزه 

        ۵.من تو خونه حوصله ام که سر میره  و بیکارم همش طرف یخچال میرم 

        اینها عادتها و باورها من هستند.🙏🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هانیه
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۴ ۲۳:۵۸
      مدت عضویت: 1965 روز
      امتیاز کاربر: 13368 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 686 کلمه

      به نام خدایی که راه رو نشونم میده

      سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

      فکرهای تکرار شونده تبدیل میشه به باورها و عادت هامون…و ما که سالها اسیر چاقی بودیم یا هستیم، درواقع اسیر همین باورهای غلط و محدود کننده چاقی هستیم…جسم بنده ذهنه، هرآنچه ذهن فرمان بده، جسم میگه چشم….پس ما هرچی زور بزنیم که رفتارهامون رو تغییر بدیم، تا وقتی ذهن تو مسیر لاغری نباشه راه به جایی نمی بریم…تا ذهن و جسم هم مسیر نباشن موفقیت ماندگار کسب نمی کنیم..

      چه مثلث جالبی شد: باور ==) عادت ==) جسم ….ما با تکرار افکار و تایید شنیده ها و … باورها رو ایجاد می کنیم و باورهامون تبدیل به عادت میشن و عادت ها جسممون رو تحت تاثیر قرار می دن . این مسیر از باورها شروع و به جسم میرسه درصورتی که برای لاغری از آخر به اول میخواستیم طی کنیم…درصورتی که این مسیر برعکس نتیجه نمیده دیگه…نمیشه از تغییر جسم به تغییر ذهن رسید…ذهن فرمانده جسمه.. سرچشمه اصلی ذهنه… فرمول ذهنی باید تغییر کنه تا جسم هم تغییر کنه…باورهای اشتباه که اصلاح بشه، عادت های غلط هم اصلاح میشه و اونجاست که تغییرات ذهن شروع میشه…عادت های ما هماهنگ کننده بین جسمم و باورهای ما هستن…..اینقدر اینو به روش های مختلف میگم و مینویسم تا خوب درک و باورش کنم

      وای که استاد منم جز همونایی هستم که فکر می کردن خانمها بعد از 40 سال لاغر شدنشون سخت میشه چون سوخت و ساز بدن پایین میاد…یادم رفته بود!! اما تا گفتین یادم اومد که من جایی همچین چیزی رو شنیده یا خونده بودم و ترسیده بودم راستش…حالا درسته خیلی تکرار نشد اما وقتی الان این جرقه زده شد یعنی این گیر ذهنیم بوده دیگه…من اینو باور کرده بودم لابد..خدای من

      خب ما تا اینجا باورهای غلطمون رو پیدا کردیم و با مثال های نقضی که پیدا کردیم، اون رو رد کردیم و قراره که با تکرار و استمرار، این باورها رو اصلاح کنیم…حالا ببینیم چه عادت های اشتباه غذایی داریم … 

      اول از همه عادت کنیم به استفاده از عبارت “میل ندارم” در مواقعی که سیر هستیم

      من چه عادت های غذایی دارم؟ راستش من چون سال 98 یه دوره مشابه رو گذروندم خیلی از عادت های غلطم اصلاح شد و امروز از صبح که این فایل رو دیدم داشتم فکر میکردم چه عادت هایی دارم…و واقعا سخت چیزی یادم اومد

      • من خیلی مواقع عادت دارم موقع غذا خوردن تی وی ببینم یا گوشیم رو چک کنم…میدونم اشتباهه و تمرکزم رو از آگاهانه خوردن برمیداره…بهتر شدم البته
      • من عادت داشتم ظرف غذام رو تا آخر تمیز کنم و بخورم که خدا رو شکر از اون سال دیگه اینجور نیستم
      • من عادت خیلیییی بدی که دارم اینه که تا می بینم یکم لاغر شدم و خوشحال میشم، نمی دونم چرا آگاهانه ول می کنم خودمو و بااینکه میدونم گرسنه نیستم می خورم الکی…نمی دونم علتش چیه و الان مدتیه دارم روش کار می کنم و دلیل ترس از لاغریم رو گمونم پیدا کردم و دارم روش کار می کنم…ایشالا که دیگه این بار اینجوری نمیشم
      • یه عادتم اینه که با فست فود و بعضی غذاهای خاص مثل لازانیا و سوخاری و ساندویج دلم نوشابه یا دلستر میخواد
      • یه عادتم اینه بعد از غذاهای چرب یا سنگین یا موقع دل درد و نفخ، چای نبات می خورم…البته الان کم پیش میاد که اونقدر پرخوری کنم که نبات داغ لازم بشم اما گهگاه میلم هست
      • از عادت خوبم هم که تو این چند سال ایجاد شده بگم که آب خوردنه که واقعا اگرچه لاغر نشدم اما همین یک عادتی که برام نهادینه شد کلی مفیده برام..آب گرم خوردن واقعا عادت خوبیه که پیدا کردم چون من اصلا آب نمی خوردم
      • یه عادت دیگه م اینه که غذاهایی مثل اولویه، مرغ، کوکو و کتلت و این چیزا رو حتما یه تیکه هم شده باید نون بخورم باهاش…کلا من نون رو خیلی دوست دارم…برنج نخورم برام سخت نیست..اما نون خیلی دوست دارم..مخصووووصا نون تازه و گرم…وقتی نون تازه بخرم هم دوست دارم حتما یه تیکه ازش بخورم حتی اگه گرسنه نباشم…نمی دونم این بده یا نه و جزو عادت های مخربه که تا نون نخورم حس سیری و بهتر بگم لذت ندارم

      بازم اگه یادم اومد مینویسم حتما…ممنون استاد عزیزم از مطالب عالی تون…سلامت و شاد باشید

      الهی به امید تو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hediyemomeni83@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۳ ۲۱:۳۹
      مدت عضویت: 1838 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 39 کلمه

      من عادت دارم که هر روز حتما یک وعده برنج مصرف کنم 

      و اینکه وقتی شیرینی یا فست فود میخورم احساس عذاب وجدان دارم در صورتی که خیلی از اطرافیان بیشتر من میخورند ولی لاغر اند پس این عادت اشتباهه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار binamahin@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۸ ۱۹:۳۲
      مدت عضویت: 1846 روز
      امتیاز کاربر: 539 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 159 کلمه

      سلام.منهم عادتهای چاق کننده دارم که کم کم با گوش دادن به این فایلها به آنها آگاه شدم. ریزه خواری ،پرخوری ، تمرکز داشتن روی خوردن به بهانه های مختلف .مثلادیدن فیلم ،مواقعه ایی که از خواب بیدار میشیم موقع غذا کشیدن وبعد از اون احساس عذاب وجدان، سرزنش کردن خود، ودوباره روز ازنوع روزی از نوع.اما الان خیلی ممنونم از استاد عزیز که من به یک سری عادت های چاق کننده آشنا کردند و هروقت در من این عادت ها میآید همان موقع آگاه میشم و انجام نمیدم من باور کردم که مواد غذایی باعث چاقی نمی شوند بلکه عادتهای چاق کننده که سالها در من بوجود آمدند.ومدام تمرکز من روی چاق شدن واحساسات بد است مرا از لاغر شدن محروم کرده ودر این لحظه خدا را شکر میکنم که مرا با این سایت تناسب فکری آشنا کرد من همین لحظه هم اگه چیزی بخورم اصلا ناراحت نمی شوم چون با آگاهی از عادت های چاقی میخورم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار *Somayeh*
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۸ ۱۱:۳۴
      مدت عضویت: 1841 روز
      امتیاز کاربر: 545 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 526 کلمه

      سلام برهمگی

      چاقی محصول عادت های اشتباه ماست . وعادت های اشتباه ما ناشی از افکار وباورهای اشتباه ماست .

      الان که موضوع این جلسمون شناسایی عادت های اشتباه خودمون هست تصمیم گرفتم رفتارهایی که از دوربریهام که متناسب هستند رو با خودم مقایسه کنم تا بهتر بتونم اونها رو شناسایی کنم .

      کمی که دقت کردم به رفتار همکارم که ۵۳ سال سنشه و ۵۳ کیلو  وزنش . متوجه شدم که وقتی هر دومون شروع به خوردن صبحونه میکنیم من کمتر از ۵ دقیقه صبحونه ام رو میخورم وایشون بیست دقیقه و بیشتر . و این سرعت خوردن من خیلی زیاده که گاها نمیدونم چی خوردم .ولی ایشون با تومانینه و به آرامی غذاهاشو میخوره .

      یا چند روز پیش تو خونمون چندتا بلال از باغمون کندیم من یه دونشو خوردم اما داداشم که کاملا متناسبه باورتون نمیشه بلال رو گرفت نصف کرد نصفشو گذاشت کنار واون نصفه دیگشو خورد و کنارکشید .یا موقع خوردن بستنی داخل یه  نعلبکی بستنی ریخت و همون قدر رو خورد وباقی ظرف رو تو یخچال گذاشت و به نحوه غذا خوردن اون هم دقت کردم حتی اگه جایی هم بخاد بره که دیرش شده باشه به آرامی همون صبحونه رو میخوره ولی کمتر اما اگه من باشم تند تند میخورم وبیشتر .

      جالبه یک سیب رو بخاد بخوره اگه بزرگ باشع نصف میکنه میزاره تویخچال و مابقی اون رو میخوره .

      غذاش حتمن بایستی گرم باشه و گرنه نمیخوره ولی من چه گرم و چه سرد میخوردم .

      من همش عادت داشتم که یک استکان چایی رو با ۵الی۶ دونه قند بخورم ولی ایشون یک دونه قند  رو هم نصف میکنه .و من عادت داشتم سر ساعت خاص مثلا ۱ ناهار یا ۹ شب شام . ولی ایشون هرموقع دلش بخاد ۱۲ شب یا ۲ صبح شام و هرموقع گرسنش شد وتایم خاصی نداره .

      یا من هرموقع گرسنم بشع دیگه بی طاقت میشم وحتمن بایستی یه چیزی بگیرم بخورم حتی تو بیمارستان تو این وضع کرونا حتی شده یک کلوچه هم شده بخورم چون به شدت از سردردگرسنگی میترسم و برام عذاب آوره .ولی برادرم نه میره حموم دوش میگیره خنک میشه بعد سرفرصت غذاشو میخوره .

      یا عادت به ریزه خواری دارم بعد خوردن ناهار دوساعت نمیشه که گرسنم میشه وتا شب هرچندساعت باید یه چیزی بخورم اما برادرم نه شاید کل شبانه روز ۵ وعده .صبونه ناهار شام یه میان وعده صبونه و یه میان وعده عصر .

       یا همکارم نزدیک به یک ماهه که تو این گرمای تابستان پرتقال زمستونه آورد وتو یخچال گذاشت و هنوز نخورد وبهش میگم خوب بخور میگه میلش نیست تو اگه دلت خاست بخور . من اگه بودم همون لحظه میخوردمش .

      یا موقع سیکل ماهانه خیلی ریزه خواری میکنم و اون رو طبیعی میدونستم که طبیعی این مدت بدن انرژی زیادی رو میخاد وخیلی میخوردم .

      وکلی رفتارهای دیگه که مرتب درحال شناسایی اش هستم .

      و تفاوت رفتاری من وداداشم یاهمکارم در نیروی ذهنمون هست همون ذهنی که تونسته اونا رومتناسب کنه تونسته منو چاق کنه . پس من هم با رد باورهای مخرب که باعث رفتارهاو عادت های مخرب چاقیم شده و با همین ذهنم که باعث چاقی من شده باهمین ذهنم با طی کردن این آموزشها به لطف الهی متناسب میشم و از زندگی کردن لذت بیشتری میبرم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۸ ۰۲:۴۵
      مدت عضویت: 2561 روز
      امتیاز کاربر: 22130 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      الان داشتم اتفاقا به همین موضوع فکر می کردم که ذهن ما چقدر فرمول در خودش ذخیره کرده در همه موارد من آدمی بودم که فکر کنم الان هم همینطور هستم جوری بزرگ شده بودم که از همه چی می ترسیدم . مبادا کسی ناراحت بشه قهر کنه با من حرف نزنه سریع معذرت خواهی می کردم مبادا منو جایی بزارن و برن….

      البته فکر می کنم هر کی هرچقدر بلد بوده همون و انجام داده برای بچه هاش من هم همینطور هر کاری که بلد بودم و فکر می کردم درسته برای بچم انجام دادم .

      خیلی فرمولها الان دیگه بعد از دو سال در من کم رنگ شده مثلا همین باور و من داشتم که بعد از ۴۰ آدم متابولیسمش کند می شه و از این حرف‌ها . همه چی ذهنیه اصلا به اینکه چه نوع غذایی مصرف می کنیم و چه مقدار بستگی نداره .

      این باور از اطرافیان زیاد شنیده بودم که آب می خورم هم چاق می شم . من که چیزی نمی خورم . پس عادت یه فکر ه که بر اثر تکرار به عادت تبدیل می شه مثلا من هم عادت داشتم حتما با چایی خرما یا یه چیزی بخورم و خودمون هم گول می زدیم که مثلا خرما و کشمش و،،، اوکیه بهتر از قنده .

      این حرفهایی که ما از کودکی شنیده بودیم یواش یواش باور کردیم و عادتهای در ما بوجود اومده که ما رو به سمت اون باورها هدایت کرده که همون چاقیه جسم ما کم کم چاق شده رفتارهای چاق کننده و انجام دادیم به طور ناخوداگاه

      حالا الان فرمولها و برنامه ریزی ذهنمون تغییر کرده با انجام تمرینات و فرمولهای لاغری جایگزین شده و ما الان به صورت ناخوداگاه عادتهای و پیدا کردیم که ما رو به سوی لاغری هدایت می کنه.

      مثلا من دیشب عصری یه دونه نان کراسانت خوردم و دیگه سیر بودم میوه پوست کندم و بعد شام و آماده کردم بعد شام دخترم گفت بریم بیرون دسر بخوریم بعد رفتیم سفارش دادیم پیزوکی که کیکه و روش بستنی سه تا ولی من نصفشو بیشتر نخوردم البته اون موقع یه خورده گشنه شده بودم ظرفش هم خیلی کوچیک بود هی دخترم گفت بخور گفتم نه دیگه نمی تونم سیر شدم.

      یادمه اولا که تازه دوره رو شروع کرده بودم انقدر گرسنم می شد زود به زود و من یه چیزی می خوردم بعدش به مرور فاصله زیادتر شد .واقعا این هم برای من جالب بود با همون فرمولها من تو ماه رمضون گشنه نمی شدم ولی بعدش هی تند تند گشنه کی شدم .مثلا امروز هم یه خورده از غذام و نخوردم یه خورده از صبحونم هم همینطور یه موقع ها هم که غذام و همشو می خورم به اندازه نیاز اونروز مقدارش هیچ وقت ثابت نیست که مثل رژیم‌ها اندازه داشته باشه خدا رو شکر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار afsaneh5700@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۵ ۱۸:۵۵
      مدت عضویت: 1960 روز
      امتیاز کاربر: 2205 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 463 کلمه

      بنام خداوند هدایتگر وهاب

      سلام به دوستان زیبانگرشم

      چقدر این فایل پراز اگاهیهای نابه که میتونیم در تمام جنبه های زندگی مون ازش استفاده کنیم 

      باور چه جوری ایجاد میشه از یک فکر از یک شنیده ازحرف از یک دیده که زیاد ببینیم و زیادبشنویم و زیادگوش بدیم و زیادی توجه کنیم به یک موضوع میشه باور و در کل ما نون باورهامون رو میخوریم 

      باورها در ناخوادگاهن و ذهن مون طبق باورهامون یه رفتارها و عادتهای رو بهمون دستور میده که ناخوادگاه انجامش میدیم توسط رفتار و جسم‌مون 

      من خودم عادتهای چاق کننده که دارم که از باور ارثیه و من استعداد دارم چاق بشم بااینکه گاهی شده زیاد غذا نمیخوردم اما تو ذهنم بود که باهمینم من چاقم یا حتی نخورمم چاقم 

      من بااینکه ازغذاهای چرب دوری میکنم چون واقعا چربی زیاد و دوست ندارم اما خانواده ام غذاهای چرب میخورن بحث میکردم که شما بخاطر این غذاهای چرب باعث میشین من چاق بشم و این باور درمن بود که من یه ذره غذای چرب بخورم چاقترمیشم 

      و عادت بعدیم این بود وقتی زیاد گرسنه میموندم بعد که میخواستم بخورم خیلی زیاد میخوردم 

      وعادت بعدیم این بود که غذاهای که موردعلاقه ام بود هم زیادمیخوردم هم زود به زود ازش میخوردم 

      وعادت بعدیم بعد غذا سنگین میشم و خوابم میاد که باید بخوابم 

      عادت بعدیم کسی بهم چیزی تعارف میکرد حتما میخوردم

      عادت بعدیم من به چیزی مثه بسکویتی که دوست دارم یا تخم مرغ که زیاد دوست دارم هرروز میخورم و وقتیم میخوردم همه بهم میگفتن همینا باعث چاقیت میشن و من با این باور ک چاقم میکنند اما چون دوست داشتم دیگه میخوردم 

      و گاهی هم شده چون بعده غذا میوه و هله و هوله میارن کنار خانواده میخوردم 

      من الان که فکر میکنم میبینم بیشتر ازخوده غذا و مقدارش و تنوعش که بخواد چاقم کنه اون تلقینی که بهم میدادن که اینو  میخوری چاق میشی تحرک نداری چاق میشی  و همش ترس چاقی تو ذهنم بوده و این ترسه خودش یک باوره که شکل گرفته و تو هر غذای ک میخوردم این باور ترس چاق شدن بود باعث یه عادت شده بود که چه بخورم ویانخورم من چاق میشم

      و از وقتی تو  این دوره هستم و به خیلی اگاهیارسیدم و تمرین کردم وقتی غذای میخورم باخودم میگم این غذا باعث میشه من پرانرژی بشم و من اگه کاریم نکنم یه جا درازم بکشم چون بدنم درونش کلی فعالیت میکنه باعث میشه اون انرژی غذا صرف بشه و چیزی برای چربی نمیمونه و یا به کسانی متناسب هستن و هرچیم میخورن توجه میکنم و باخودم همش یاداوری میکنم پس غذا ربطی نداره به چاقی 

      و کلی از کامنتهای دوستان رو میخونم که باعث میشه اون ترس چاقیم کم کم از بین بره 

      و الان کمتر از قبل میخورم و توجه میکنم به معده ام که ایا گرسنه هس که بخورم یا وقتی سیر شدم دیگه دست میکشم و تونستم به مرحله خیلی خوبی برسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم