خیلیها وقتی دلیل چاقیشون رو میپرسیم، سریع میگن: «ارثیه دیگه! از مامانبابام بهم رسیده!»
اما واقعیت اینه که یکی از اصلیترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژنها، بلکه عادت های چاق کنندهایه که کمکم، بیصدا، از دلِ سبک زندگیمون رشد کردن.
این عادتها، نتیجهی یهسری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی میبرن که وزنمون رو بالا و بالاتر میبرن.
😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟
تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری میگن:
🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمیشه کرد!»
اما یه سوال ساده:
🧐 واقعاً چاقی ارثیهست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

بلکه از همون عادت های چاق کنندهای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل میشن!
💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمیشم؟!» یه نکته عالی گفته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
💡 این نشون میده چاقی خیلی وقتا نتیجهی اون باورهاییه که باعث شکلگیری عادت های چاق کننده میشن.
پس اگه من میخوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.
✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:
«اگه اینو بخورم، چاق میشم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمیبینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…
📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنیمون رو از چاقکننده به لاغرکننده تغییر بدیم.
🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعیتر از همیشهست!
هنوز خیلیا باور نمیکنن که میشه با قدرت ذهن لاغر شد!
تا بهشون میگی «با ذهنت لاغر شو»، یهجوری نگات میکنن انگار گفتی:
🍲 «با فکر کردن قرمهسبزی درست کن!» 😄
ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!
مطالعهای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به اینکه فعالیتهای سادهمون (مثل خونهداری یا پیادهروی) نوعی ورزشه، میتونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲
🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر میذاره!
چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهنمون تکرار میشه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی میسازه…
حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:
🤷♀️ اگه قدرت ذهنی همهمون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟
🧩 پاسخ سادهست: چاقی، نتیجهی عادت های چاق کنندهست!
همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمیکنیم…
مثل چی؟
- 🍿 خوردن بیاختیار موقع تماشای سریال
- 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
- 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
- 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات
🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!
💡 ولی خبر خوب اینه که همونطور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، میتونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همهچی از ذهن شروع میشه
ما معمولاً فکر میکنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگهست!
🎯 چاقی از ذهن شروع میشه.
همهچی از اون لحظهای شروع میشه که یهسری افکار پنهونی، آرومآروم تو ذهنمون جا خوش میکنن.
🧠 افکاری که کمکم تبدیل میشن به تصاویر ذهنی چاقی…
مثلاً خودتو تو آینه تصور میکنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال میگردی، یا همیشه احساس میکنی اضافهوزنت زیاده.
اینجاست که یه اتفاق مهم میافته:
ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهنمون ثبت میکنیم 😕
و ذهن، برای اثبات این انتظار، یهسری رفتار طراحی میکنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.
- 🍪 خوردن بدون گرسنگی
- 😣 ریزهخواری موقع استرس
- 🍕 پرخوری از ترس اینکه “شاید دیگه گیرم نیاد!”
- 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی میشه!
با دقت به نکات این جلسه، متوجه میشی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…
و مهمتر از اون:
چطور میتونی آرومآروم، این عادتها رو با عادتهای متناسبکننده جایگزین کنی 💚

دلیل اصلی چاقی
چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاقکننده هستند. 🤔
این رفتارها به واسطه افکار چاقکنندهای شکل میگیرند که نگرشهای ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد میکنه. 💭
در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:
1. نگرش ضعیفکننده 💔
2. نگرش قدرتدهنده 💪
وقتی به هر دلیلی فکر میکنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونیتون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔
یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون میگیرید و به غذا میدید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل میگیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف میکنیم، تعیینکننده وضعیت جسمی ماست.” 😞
اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمیتونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷♀️
همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمیتونن به اندازهای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕
حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور میتونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨
قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔
تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر
تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آنها درباره خودشان است. 🧐
هیچ انسان لاغری به خودش نمیگوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچکدام از آنها عقیده ندارند که غذایی که میخورند باعث چاقیشان خواهد شد. 🍽️
نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شدهاند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را میشناسیم که به مراتب بیشتر از ما میخورند و حتی فعالیت روزانه آنها کمتر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی میمانند. 🤔
این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشاندهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفتهای زیاد بشر در زمینههای مختلف، هنوز نگرشهای اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡
این تفاوتهای ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرشها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌
تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن
برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.
باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامههای رژیمی و ورزشهای سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهمترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠
مهمترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡
وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنشهای رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪
این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، بهطور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما میشوند. 🔄✨
⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت های چاق کننده
آگاهی از تفاوت عادتهای خود با افراد متناسب به ما کمک میکند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی سادهتر و منطقیتر خواهد شد.
مرحله اول:
برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.
- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
- عادت های چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟
- لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.
به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاقکننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاقکننده تبدیل میشود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمیتوانم لاغر شوم.
بعنوان مثال من عادت داشتم با وعدههای غذایی نان میخوردم و تصور میکردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود میدانستم.
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی میکنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانیها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.
ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.15 از 294 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام من این چند جلسه درس استاد را که گوش کردم متوجه یک سری باورهای غلط که همه دارند ومن هم دارم پی بردم اما من کم کم موقع خوردن به تازگی متوجه اشتباهات میشم مثلا وقتی تند میخورم یک لحظه آگاه میشم و سعی میکنم خودم را اصلاح کنم اآگاه به باورهای میشم مثل با بالا رفتن سن سوخت وساز هم پایین میاد یک عادت جدیدی که در من ایجاد شده بود آخر شب میرفتم میخوابیدم کمی چرتم میبرد و دوباره بیدار میشدم ناخودآگاه به سرا غه آشپزی خونه میرفتم تا چیزی پیدا کنم و بخورم میخوردم یا عادت دیگری که دارم ته بشقابها را کاملا پاک میکنم ومیخورم.از دیگر عادتهای من تندو سریع غذاخوردن است.ریزه خواری مشکل بزرگ من است ولی به یاری خدا وزحمات استاد روشن عزیز دارم آگاه میشم
با سلام گام در این فایل به نطرمن از دسته فایلهایی بود که پر از اطلاعات درست ومهم بود که اگه بخواهیم در مورو حتی جملاتش جند خطی بنوسم تا شب باید بنوبسم اینطوری شروع کنم که اول در مورد تعریف عادت عادت مستوی است با یک سری رفتارهای تکرارشونده که ما مداوم انجام میدیم ودر مورد انجام بعضی از عادتها احساس خوبی داریم که ایحتی این عادت رو داربم ودر مورد بعضی از عادتها انجام دادنش با احساس بدی همراه میشه وما در صورتی که از انجامش احساس زجر وحسرت واندوه داریم باز دوباره با تکرار روز جدید شروع به انجامش می دهیم من که خودم وقتی در مورد اینها فک میکنم به این نتیجه میرسم که کنترل این عتدتها دست من نیست وربطی به اراده شخصی فرد نداره وخود به خود انجام میسه واز جایی دیگه که ناخوداگاه ذهنم است داره فرمان صادر میشه وهر روز این فرمانها قوی تر وبیشتر وسریعتر انجام مبسه چون از خصوصیات ذهن ناخوداگاه هر انسانی است خلاصه حالا چرا ذهن ناخوداگاه من داره دستور این عادتهای اشتباه رو میده ولی ذهن پسرم که متنا سبه داره دیتور درست خوردن رو میده کمی فک کردم گفتم من شدیدا به این معتقدم که خداوند عادل است وعدالت خداوند در تقسیم نعمتها وحالا ویژگی اندامها نباید این طوری باشه چه چیزی باعث این تفاوت شده است اومدم به باورها وعادتهای خودم وپسرم دقت کردم کلا پسر من معتقد که هرچی با هر مقداری بخوره چاق نمیشه امروز باهم خیلی صحبت کردیم گفت مامان من بعصی روزها که تو فک میکنی زیاد میخورم خیلی گرسنه ام هست تازه همون روز هم وقتی سیر میشم ول میکنم خورونم رو ولی تو میگی که ولش کن امروز رو حالا که دیگه خیلی خوردم بیام در حد انفجار بخورم وازش پرسیدم در اون روزها بعدش عذاب وجدان گرفتی یا درحین خوردن نمیترسی گفت نه خوب چرا بترسم مگه ماده غذایی که خدا برام افریده ترس داره بخورش دیگه بیخیال وقتی سیر شدی ولش کن دیگه بعد گفت عذاب وجدان چیه توهم چه چیزها میگی برای چه چیزها عدابوجدان میگیره چه وجدان بیکاری داری مگه کسی هم هست که برای خوردن عداب وجدان بگیره نه من اصلا عذاب وجدان ندارم مگه چیکار کردم غذایی که خدا بهم داده رو خوردم مگه حرام که عذاب وجدان بگیرم بعد گفت مامان نمیخواد عذاب وجدان بگیری در عوض تو دیگه به خاطر اینکه یک وعده رو زیاد خوردی همه روزت رو زیاد نخور با اون یک وعده به جایی بر نمیخوره راست میگفت من یک وعده یا یک روز که خراب میکنم تمام روز یا هفته رو دیگه بی رویه میخورم ومیگم ولش کن امروزم دیگه خراب شد یا هفته ام دیگه خراب شد واون خیلی راحت با ماده غذایی برخورد میکنه اصلا در طول روز به فکر اینکه چی بخورا وچی نخوره نداره به وقتش هرچی رو به عنوان عدا بهش بدی اگه دوست داسته باشه واگه واقعا گرسنه باشه میخوره واگه سیر باشه بهترین ماده غذایی که خیلی هم دوست داره رو ببینه نمخوره اگه اصرار زیاد هم بکنی میگه من میل ندارم اصلا جا ندارم ولی من میل ندارم چیه من همیشه میل دارم وهمیشه هم جا دارم حتی اگه چیزی رو دوست نداشته باشم بازم باید یک امتحان بکنم من در مورد خودم میگم من فقط این باور در من خیلی قوی هستش که من در اون اعماق ذهنم خودم رو هنوز چاق تصور میکنم وچاقی برای من طبیعی شده با خوردن مواد غدایی خیلی به مقدار واندازه ونحوه خوردن حساسم وهنوز فک میکنم اینها باعث چاقی من هستند ومهمتر من هنوز تصاویر چاقی درذهنم از خودم دارم وهر دفعه که غدامیخورم فک میکنم الان چاق شدم والان فهمیدم هنوز باور چاقی من که من کلا از بچگی چاق به دنیا اومدم ومحکوم به چاقی هستم در من فعاله واین روزها که من به شدت مشعول کار کردن روی باورهایم هستم من رو ادیت میکنه وگهگاهی سرکشی بدی میکنه که دوباره منجر به خوردن زیادی میشه ولی خدارو سکر نمیگم بدون تغییر رفتارم نه خیلی تغییر رفتار داستم حتی دیسب که باز زیاد خوردم حالت تهوع فجیعی گرفتم که صدباره خودم رو لعنت کردم که چرا بیشتر خوردم مهمتر از همه وقت گرسنگی وسیری ام را فهمیدم ویا میرم سر یخچال ومیخوام چیزی بردارم میبینم سیرم اون چیز رو میدارم میگم الان که جا ندارم باشه وقت دیگه ای خلاصه رفتارهایم که خیلی تغییر کرده واز این فایل فهمیدم به خاطر اینکه باورم تعییر کرده چون استاد گفتند وقتی عادتت عوض بشه یعنی رفتارت عوص شده واون هم به خاطر تغییر باورت هست گفتند عادت بین باور وجسم ما است وعادت یعنی رفتارهای تکرار شونده وچاقی هم به خاطر یک سری رفتار های تکرار شونده که در نتیجه باورهای چاقی ذهنمون است بو جود اومده پس اول باید باورهای لاغری رو با وارد کردن وردیهای جدید ودرست واطلاعات درست بیاییم باورسازی کنیم وفرمولهای استباه رو به حالت استند بای در بیاریم وبعد فرمولهای لاغری در ذهن ما از قبل توسط خالقمان در ذهنمان نصب شده که توسط ما به حالت استند بای رفته باید بیاییم اونها رو پیدا کنیم وفعالشون کنیم وبعد عادت جدید در ما شکل میگیره که منجر به رفتارهای جدیدی در ذهن ما میشه وما ان شالله وارد زندگی جدید با جسمی جدید میشیم واز امروز ان سالله بتونم میل ندارم رو انجام بدم ودیگه از عادتهایم تند خوردن وپرخوری کردن وغذارو برای رفع نیازم نمیخورم وبه خودم احترام نمیزارم واگه من به وجود خودم احترا بزارم تند وبد شکل وزیاد نمیخورم بدترین عادت ذهن من که خیلی من رو اذیت میکنه اینکه هی کارهایم رو به فردا وبه ساعتی دیگه میندازم وهی میگم باشه از فردا اروم میخورم واز فردا حتی میگم این فایلها رو اتجام میدم وخیلی دارم اذیت میشم ولی درست میکنم ولی خدارو شکر چون استمرار دارم وهی دوست دارم این روش رو هی به حرفش نمیکنم خدایا به همه ما کمک کن تا دیگر لحسات زندگیمون رو با لاعری سپری کنیم الهی امین ودر اخر خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام گام سی چهارم
نحوه شکل گیری چاقی در افراد چاق
یکسری حرفها میشنوند مث اینکه برنج خوردن باعث چاقی میشه شیرینی خوردن باعث چاقی میشه ازدواج چاقی میاره بی تحرکی چاقی میاره فست فود چاقی شکمی میاره خب این حرفها بارها بارها میشنویم افرادی هم مبینیم که این شرایط داشتن چاق شده اند با مرور این افکار حرفها باورها به وجود امده اند باور اینکه طبیعی است چاق بشم وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه و به وجود بیاد این باور که طبیعی است چاق بشم
ذهن ناخوداگاه عادت هایی براساس باور مان در ما ایجاد میکنه که ما رو شبیه باورمان کنید و رفتارها ما تغییر میکنه ودرنهایت جسم ما تغییر میکنه و از متناسب به چاق تبدیل میشه این نحوه شگل گیری چاقی است
حالا ما می میدیم واسه اینکه لاغر بشیم جسم تحت فشار قرار میدادیم با زور اجبار رژیم میومدیم رفتارمان رو تغییر میدادیم و یه مدتم دوام میاوردیم ولی چون اصل کاری که باورماست تغییر نکرده بودکه چون داشتیم برعلیه ذهن باورمان عمل میکردیم خسته میشدیم باز اون مقدار وزنی که کم کرده بودیم برمیگرده و چاق میشیم اشتباه ما این بوده که همیشه جسم خواستیم لاغر کنیم واسه همینم شکست میخوردیم
در مسیر لاغری باذهن ما اول میاییم دلایل چاقی خودمان با دلیل مدرک رد میکنیم و مسولیت چاقی خودمان رو می پذیریم و میگیم صدرصد مقصر چاقی خودمان هستیم و بعد با اموزش دیدن و مرور اموزش ها حرفها جدید در حال بازسازی باور جدید مان هستیم و باور هایی صحیحی در ذهنمان ایجاد میکنیم و اینجا ذهن ناخوداگاه بصورت اتوماتیک عادتهایی در ما ایجاد میکنه که مارو شبیه باورمان کنید و خیلی راحت بدون هیچ سختی به اسانی راحتی لذت متناسب میشیم
پس تفاوت ما افراد چاق با متناسب در عادتهای مان است و این عادت ها براساس باورها در ما به وجود امده اند
با هدایت به این مسیرصحیح و اموزش دیدن وعمل کردن به اموزش ها ما خیلی راحت باورمان تغییر میکنه ودرنهایت جسم ما نیز تغییر میکند
دلیل شکستها قبلا ما این بوده که ما چیزی از درون تغییر نمیدادیم فقط میومدیم بصورت فشار ومحدودیت جسم تغییر می دادیم واسه همینم دوامی نداشت وزن برمیگشت ما فک میکردیم لاغر شدن سخته ما توانایی لاغری نداریم درصورتی که ما توانایی بالایی داریم قدرت ذهن بالایی داریم فقط باید از مسیر صحیح شروع کنیم اموزش ببینیم عمل کنیم و در نهایت رفتار عادتها ما تغییر میکنید ودراخر جسم ما وشگفت ساز میشیم
شاد موفق پیروز باشید
سلام خدمت تمام هم مسیر هامن طبق گفته استاد که گفتند به عادت هاتون توجه کنیم چند روزه که دارم رو عادت هام فکر میکنم علاوه بر چهارتا عادتی که تو نظرات قبلیم نوشتم یکی دیگه از عادت های چاق کننده من خوردن بر اساس هیجانات و احساسات مختلفه که فک کنم تو خیلی از افراد چاق هم مشترکه یعنی اینکه وقتی ما دچار احساسات خاصی میشیم برای آرامش پیدا کردن و خنثی کردن اون احساس از غذا و خوراکی ها استفاده میکنیم درمورد خودم احساس هایی مثل ناراحتی و غم منو به سمت غذا نمیبره ولی احساس هیجان که ناشی از شادیه و احساس استرس که ریشه در یک احساس بد داره هر دو ضربان قلب منو بالا میبرع و من بی اختیار فقط میخوام با غذا خودمو اروم کنم و هیجانمو بیارم پایین بخاطر همین سریع تا دچار این احساسات میشم میرم سراغ غذا و بدون اینکه اصن متوجه باشم چی میخورم یا چقدر میخورم فقط به خوردن ادامه میدم یکی دیگه از عادت های چاق کننده من که میشه ششمین عادتم اینه که خیلی تند غذا میخورم و اینم شاید ریشه در همون عدم آرامش و استرس داشته باشه که من اصلا صبر و حوصله ندارم و فقط میخوام تند تند غذا رو بخورم و مطلقا هیچ لذتی از غذا نمیبرم و این واقعا آزار دهندس هفتمین عادت چاق کننده من هم فک میکنم بین هیلی هامون مشترکه و اونم نزاشتن چیزی توی بشقابه اونم بخاطر اینه که به ما از بچگی گفتن نباید بزاری چیزی توی بشقابت بمونه و حیفه و اصرافه و خیلی وقتا هم چیزی که زیاد میاد شاید در حد چندتا قاشقه و اینجا دیگه هیچ قدرتی نمیتونه مارو قانع کنه که قید این چند قاشقو بزنیم و اصراف کنیم چون سیر شدیم چون چندتا قاشق دیگ ربطی به سیری و گرسنگی نداره باید بخوریم بره فقط که البته این عادت واقعا در مراحل پایینتر عادات دیگ من قرار دارهعادت هشتم که طی این چند روز به تازگی کشفش کردم و واقعا واسم جالبه اینه که الان که من به این عادت هام آگاهی پیدا کردم همین آگاهی باعث میشه کمتر تو زندگیم اجرا بشه مثل کاری که فهمیدی بده و نا خوداگاه کمتر به سمتش میری چون واست چیزی جز ضرر ندارهولی عادتی که هنوزم پر رنگه(کمتر شده ولی نه مثه بقیع) نا توانایی تو نه گفتن به خوراکی های لذتبخش و خوشمزس که لدت اون طعم به احساس سیری میچربه و من نمیتونم قید اون خوراکیو بزنمچیزی که هست اینه که در باور همه ما این خوراکی ها عامل اصلی چاقیه و تک تک ما حداقل یبار موقع خوردن هر کدوم از این خوراکی ها حس عذاب وجدان و استرس شدید چاق شدن در اثر خوردن اونارو تجربه کردیم عادتی که من کشف کردم اینه که من عادت دارم وقتی یکی از انواع این خوراکی های پر کالری رو میخورم حتی اگه به مقدار کم و فقط واسه لذتش بخورم بعدش بدون هیچ کنترلی هی فقط میخوام خوراکی بیشتری بخورم و این دقیقا داره تو زندگیم تکرار میشه که استرس و عذاب وجدان ناشی از خوردن اون خوراکی منو به سمت غذا های بیشتر و بیشتر هل میده و من به طرز جنون امیزی بدون اینکه چیزی بفهمم(مثل حالت استرس و هیجان) فقط میخوام به خوردن ادامه بدم چون حس میکنم حالا که اون خوراکیو خوردم پس دیگه هیچی فایده نداره و هرچقدر که میتونم باید بخورم ، این نوع فکر شاید دستاوردیه که من از اونهمه رژیم های غلط و طاقت فرسا داشتم که چون محدود بودم به چیزهای کم تا یه قاشق اضافه تر میخوردم میگفتم دیگه خراب شد بیخیال و عقده دلمو باز میکردم و همینطور تمام اون روزو به خوردن ادامه میدادم الان که فکر میکنم میبینم اون خوردن های از سر عقده هیچ لذتی نداره و اگر استرس و عذاب وجدان من بخاطر خوردن یه بستنی ساده که همه ادمهای لاغر هم به راحتی میخورن نبود این رفتار بعدشم وجود نداشت ولی باور به ممنوع بودن این خوراکی ها اینقدر تو یه فرد چاق مثل خود من قویه که نمیشه استرسشو به این راحتی پس زد و یقینا به تفکر و کنکاش بیشتری نیاز داره رسیدن به این حقیقت که خوردن این خوراکی ها حق همه ادم هاست و اگه یه ادم لاغر مثل خواهر خودم میتونه هرچقدر که خواست اینارو بخوره و چاق نشه خب تمام آناتومی و ساختار بدن و نیاز به غذای منم به همون شکله و هیچ فرقی نداریم بجز افکار پوسیده و باور هایی که تو ذهن من هست و تو ذهن اون نیست و همین باعث شده اون با لذت بستنیشو بخوره هرچقدر خواست و من با حسرت و استرس همون مقدار یا حتی کمترو بخورم و بعدش بخاطرش اینهمه پرخوری شدید بکنم واقعا این حق من و حق همه ماست که با یکم تلاش فرمول ها و ساختار های ذهنمون که توسط محیطی که توش بزرگ شدیم خراب شده رو خودمون با تفکر عاقلانه و منطقی درستش کنیم و یکبار برای همیشه از شر این عذاب و حس کمبود در بسیاری از زمینه های زندگی خلاص بشیم و مثل بقیه ادمها بدون هیچ عذابی از غذایی که نعمت خداونده لذت ببریمبا آرزوی رسیدن به اونچه که لایقشیم در پایان این سختی ها
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم. چه متن زیبایی مخصوصا اون قسمت عقده ای خوردن ها. تقربیا همه ما اینطوریم. من میگم خب امروز صبح یدونه شیرینی خامه ای خوردم و گز خوردم پس با خوردن ایناها گند زدم به روزم و هر چی خواستم میتونم بخورم چون به هرحال من که خراب کردم ولی نمیشه که بگم خب چرا خراب کردم مگه اونا چاق میکنند تو اونا را خوردی چون اون لحظه گرسنه بودی و بدنت نیاز داشت و حوصله نداشتی چیز دیگه ای تهیه کنی. تازه بعد از خوردن اونا دیگه احساس نکردی که به چیز دیگه نیازمندی و دیگه هم چیزی نخوردی فقط انرژی بدنتو تامین کردی تمام.
سلام دوست عزیز
چه مطالب خوب و درستی رو نوشتید منم خیلی مشابه شما رفتار میکنم مخصوصا همون عذاب وجدان از خوردن یک چیز ممنوعه توی ذهنم و بعد عذاب وجدان و بعد پرخوری به دلیل اینکه بهرحال اون روز رو خراب کردم و نباید اون خوراکی خاص رو میخوردم، واقعا چقدر مسخره ما خودمون رو چاق کردیم و چه جالب این باورهای مشابهی که ما افراد چاق داریم، حالا با آگاهی از این عادات اشتباه و شناسایشون میتونیم راحتتر لاغر و خوش اندام بشیم، خدایا شکرت برای خواندن متن شما، ممنونم دوست عزیز
سلام مجدد دوستان
ادامه گام سی و چهارم:
فردی که ورزشکاره و میخواد قهرمان بشه و مدال بیاره خب اونم داره ورزش میکنه یا ما اگه رفتیم باشگاه بدنسازی وزنه زدیم خب خیلیا دیگه هم میومدن باشگاه که عضله سازی کنند چرا اون ها از ورزش کردن خسته نمیشدن میدیدی طرف مدت هاست با اشتیاق میاد وزنه سنگین میزنه ولی ما که میرفتیم هی دنبال بهانه بودیم که نریم!! اونم ورزش میکنه ولی مثل ما بهانه نمیاره برا نرفتن، چرا؟ چون باورش اینه که میخواد ورزشکار بشه و عادت هایی در اون شکل گرفته که خیلی راحت اون داره فعالیت هایی انجام میده که در نهایت جسمش پرورش پیدا میکنه و اونو به خواستش میرسونه که در مثال ما پرورش اندامه!! اما افراد چاق با باوری متفاوت و برای لاغر شدن تلاش میکردن در صورتی که باور دارن همیشه چاق میمونن و مثلا خانوادگی چاق هستن!!! هر تغییری هم که ایجاد میشد بعد از یکی دو هفته برمیگشت!!!
قدرت باور بی نهایت بالاست و خسته هم نمیشه!! اون راه خودشو میره و هرچی تو بخوای جلوشو بگیری و نتیجه رو تغییر بدی و جسم رو تحت فشار بذاری اون تغییری نمیکنه و سرجای خودش هست و وقتی شما خسته بشی بخاطر تضادی که بین ذهن ناخودآگاه و رفتارت به وجود اومده ول میکنی سریع همه چیز برمیگرده و این مورد در تمام جنبه های زندگی ما هست، در کسب و کار هست اونی که باورش این باشه که نمیتونه موفق بشه اونکه فکر میکنه شرایط بیرونی مثل دلار و طلا و رئیس جمهور و جامعه اینا همه تاثیر دارن در موفقیت یا فروش روزانش اون فرد یواش یواش عادت هایی را در خودش شکل میده که کمتر فعالیت میکنه, کمتر جنس میخره که نکنه فروش نره، کمتر میره مغازه و میاد بخاطر اینکه نگرشش اینه که مشتری نیس بریم برق بسوزونیم که چی؟! استاد هم این تجربه را داشتن!!
عادت ها در نهایت نتیجه ای را برای شما رقم میزنه که برابر با باور شما نسبت به اون موضوعه!
وقتی شما باورت این باشه که طبیعیه شما چاق بشی در شما عادت هایی شکل میگیره که شما را به سمت چاقی هدایت میکنه و کل کار دوره لاغری با ذهن اینه که در شما باورهایی رو ایجاد کنه که شما میتونی متناسب بشی به شما تمریناتی داده میشه که به این باور برسی که میشه متناسب شد و به ذهن برنامه های جدید داده میشه که باور کنی میشه لاغر شدو ناخودآگاه رفتار های شما تغییر میکنه و در نهایت جسم شما هم تغییر میکنه و برابر میشه با باور شما!!
نتایج افراد مختلفه چون به اندازه ای که باورهاشون عوض میشه در نهایت جسم اون ها هم تغییر میکنه!
اصل و سرچشمه که باورها هستن را باید تغییر داد و باورها چطور عوض میشه؟! با افکار جدید با توضیحات با فایل ها!!! وقتی اون ها رو یاد بگیری و تکرار کنی ناخودآگاه عادت هایی در شما شکل میگیره که متفاوت با عادت های فعلی شماست و اونوقته که میبینی جسم شما هم تغییر میکنه!
خیلی افراد عادت پرخوری را داشتن عادت ترس از مواد غذایی را داشتن و خیلی هم تلاش کردن تغییرش بدن مثلا من از امروز تصمیم میگیرم دیگه پرخوری نکنم یا عادت ریزه خواری که خیلیا دارن و تصمیم میگرفتن که انجامش ندن یا تصمیم دیگه شیرینی نخوردن چقد از این تصمیمات گرفتی؟! هیچ فایده ای نداشت چون ما تعیین نمیکنیم عادت را ما ایجاد نکردیم که بخوایم تصمیم بگیریم عوضش کنیم مثلا از امروز دیگه پرخوری نمیکنم مگه شما یادت میاد چه زمانی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟؟ مگه یادت میاد چه زمانی تصمیم گرفتی چاق بشی که حالا میخوای تصمیم بگیری لاغر بشی؟! اصلا با تصمیم نیست با تغییر افکار خیلی متفاوت تر از چیزیه که تا الان تجربه کردین موضوع لاغری با ذهن!!!
تفاوت روش لاغری با ذهن با دیگر روش ها اینه که افراد چاق نمیتونن بگن میل ندارم نسبت به غذاها یعنی گفتن عبارت دو کلمه ای میل ندارم برای یک فرد چاق به مراتب سخت تر از حتی فتح قله اورسته! انقدر سخته که مثلا بخوای با یک شیرینی مواجه بشی با یک تعارفی مواجه بشی با یک اصرار دیگران مواجه بشی برای خوردن و بتونی بگی میل ندارم!!! و دوستان لاغری با ذهن به راحتی میتونن بگن میل نداریم !! از امروز میتونید تصمیم بگیرید در مواقعی که پرخوری محسوب میشه بگین میل ندارم ببینید چقد میتونید موفق باشید چند روز میتونید موفق باشید؟! اصلا اگه همینو فقط بتونی انجام بدی حتما میتونی متناسب بشی!!! اصلا نشدنی که فرمولی ک در ذهن شما تبدیل شده به عادت را بخوای در مقابلش ایستادگی کنی اصلا همچین چیزی امکان نداره!!!! باید فرمول عوض بشه باید باور عوض بشه خود به خود عادت عوض میشه و هماهنگی بین جسم و باور به وجود میاد! در واقع عادت های ما هماهنگ کننده بین جسم و باورهای ما هستن، وقتی باورت اینه که چاق میشی حالا با هر دلیلی بلافاصله باورش در ذهن شکل میگیره و عادت هایی به وجود میاد که اشتهات زیاد میشه؟! بدن نیاز به مصرف انرژی داره و برای اینکه بتونه این انرژی را تامین کنه نیاز به مصرف مواد غذایی داره چطور یک فرد با مصرف یک قرص یهو اشتهاش زیاد میشه در صورتی که قبلش کاملا درست برخورد میکرده؟! اصلا خیلیا نمیدونن معنی اشتها چیه، پرخوری را میگن اشتهامون زیاد شده وقتی میگی اشتها یعنی یه چیزی از درون در صورتی که این پرخوریه این اشتها نیست!!!! تو از بیرون داری به زور وارد میکنی! اشتها فرمان مغزیه، فرمول مغزیه که به وجود اومده تبدیل شده به یه عادت داره یواش یواش یه عادت را در شما به وجود میاره که با فاصله زمانی کمتر غذا بخوری خیلیا این مشکل رو دارن که میگن در طول روز بارها گشنمون میشه، همه این ها عادته و ترفند ذهن ناخودآگاهه برای اینکه جسمتون را به باورتون که چاق شدن طبیعیه برسونه!!!
خیلیا باور دارن که معدشون خالی باشه یا گشنشون باشه سردرد میگیرن طبق این باور عادت هایی در اون ها شکل میگیره که تندتند غذا بخورن تا سردرد نگیرن و بتونن چاق بشن همه این ها باید در نهایت چاق بشن!! همین فرد در ماه رمضان میبینی که سرش درد نمیگیره شاید یکی دو روز اول یکم سرش درد بگیره ولی چون ذهن ناخودآگاهشون متوجه میشه که حکمی بالاتر از حکم خودش وجود داره که اونم غذا نخوردن بخاطر روزه داریه یعنی ترس از روزه خواری باعث میشه که شما وقتی سرتم درد میگیره غذا نخوری و این فرمول بهم میریزه در مغزت و تا اخر ماه رمضون میبینی فرد دیگه سردرد های ناشی از اینکه غذا نخوردم را نداره چطور این اتفاق میفته؟! غیر از اینه که فقط فرمول مغزی تغییر میکنه؟؟در اصل این فرمول فعلا میره تو حالت ذخیره تا بعد از ماه رمضان میبینی دوباره شروع میشه!!
عادت هاتون را شناسایی کنید!!
تفاوت شما با افراد لاغر فقط تفاوت در عادت هاتونه!! و عادت های شما بخاطر باورهای اشتباهتونه که به وجود اومده و با دوره لاغری با ذهن و شناسایی باورهای اشتباه باور ها و عادت های صحیح جایگزین شده و به تناسب میرسین و تناسب اندام همیشگی!!
وقتی فرمول ها و باورها تغییر کردن چه بخوای چه نخوای لاغر میشی!!
مه تاب متناسب با باورهای لاغری و همسو با ذهن🥰💖
سلام همگی دوستان
گام سی و چهارم عادت های چاق کننده:
در تمرینات قبل یه سری دلایل چاقی و روش ها را بررسی کردیم و رد کردیم! و فهمیدیم که ما میتونیم لاغر بشیم!
موضوع امروز منشأ اضافه وزن و همچنین در لاغر شدن هم کاربرد داره!
خیلیا نمیتونن باور کنن که با قدرت ذهن میتوان لاغر شد!!! چون همیشه عوامل بیرونی را باعث چاقی خود میدانند!! در جلسات قبل این عوامل بیرونی را نقض و رد کردیم!
همه ما با قدرت ذهن چاق شدیم وقتی یک نیرویی درون ما هست که میتونه ما رو چاق کنه و اون نیرو در وجود افراد دیگری هم هست که اون ها رو متناسب کرده بنابراین خیلی راحت تر میتونیم بپذیریم که این نیرو در ما به شکل یک جسم چاق خودشو نشون داده ولی در افراد متناسب به شکل یک فرد لاغر و متناسب داره خودشو نشون میده، پس اختلاف کجاست؟؟؟؟؟ اونوقت میتونید راحت به اختلاف ذهن خودتون و ذهن یک فرد متناسب پی ببرید و خیلی راحت تر میتوان باور کرد که با همین قدرت ذهن که شما را چاق کرده میشه لاغر شد!!!
چطور ذهن ما تونسته ما رو چاق کنه؟ چرا شما چاق هستید؟ در جلسات قبل خیلی دلایل داشتید ارث و بیماری و قرص و خیلی چیزای دیگه که اون ها را رد کردیم و باور کردیم که مقصر خودمون هستیم!!! چه چیزی باعث شده که ما چاق هستیم؟؟ به نظر شما چاقی از چه چیزی به وجود اومده؟! از هوا که ما چاق نشدیم یعنی همینجوری نبوده یه کاری کردیم یه طرز فکری داشتیم یه طرز رفتاری یه سبک زندگی داشتیم که بالاخره الان در این وضعیت هستیم!!
چاقی محصول عادت های ماست!
عادت ها چیا هستند؟ یه سری رفتار ها که هرروز تکرار میشن، یک سری رفتار ها!!! یک عادت به هیچ وجه ما رو چاق نمیکنه یعنی اگه فردی یک عادت اشتباه داشته باشه دو تا سه تا داشته باشه اون فرد چاااااق نمیشه! حداقل به این حد چاق نمیشه! پس چاقی نتیجه یه سری عادت های اشتباهه یه مجموعه عادت های اشتباه هستند که ما با تکرار کردن بارها و بارهای اون ها خودمون را در همچین وضعیتی قرار دادیم!!! در جنبه های دیگه زندگی هم به همین شکل یک فرد با یک نخ دو نخ سیگار معتاد نمیشه و مشکلی براش پیش نمیاد اما با تکرار اون به عادت تبدیل میشه و فرد پس از ۲۰-۳۰ سال میبینه که چه عواقب خطرناکی براش پیش میاد و خودشم مسئول این رفتارشه و از یک عادت خیلی کوچیک شروع شد از یک نخ شروع شد خیلی اروم اروم زیاد شد و عادت شد…
تمام رفتارهای انسان که باعث ضربه زدن به اون ها میشه بخاطر یه سری عادت هاست و تمام رفتارهای انسان که باعث یه سری پیشرفت ها در زندگیش میشه باز هم بخاطر یه سری عادت هاست!!
یک ورزشکار عادت کرده هر روز ورزش کنه غذاخوردنش متفاوت از آدم معمولیه خواب و بیداریش متفاوته، اون عاد کرده یه سری رفتارها رو تکرار کنه و در نهایت میتونه به خواسته خودش که قهرمانی هست برسه!
یک فرد متناسب هم همیشه یک سری عادت های رفتاری را داره تکرار میکنه ویک فرد چاق هم همینطور و علت اختلاف بین افراد مخصوصا چاق ها و لاغر ها تفاوت در عادتهای اون هاست! خیلیا فکر میکنن در نوع مواد غذاییشونه، اینجور نیست همه مواد غذایی ما باهم مشترکه! بعضیا فکر میکنند برای میزان مصرف مواد غذاییه والا انقدر آدم سراغ داریم که بیشتر از ما میخورن اما متناسبن، پس مقدار هم دلیل نمیشه! مقدار مهم نیست، تنوع غذایی مهم نیست، فقط تفاوت در عادت هاست!
عادت چطوری به وجود میاد؟؟؟ عادت یه فکر ساده است، تکرار میشه چندین بار و تبدیل میشه به عادت!!! ما خودمون یه سری عادت هامون را انتخاب نکردیم مخصوصا افرادی که از سن پایین تر اضافه وزن دارن، براساس فکرایی که در ذهنشون به وجود اومده و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته عادت های اون ها ایجاد شده!! و بعد هم که که بزرگ شدن یه سری عادت ها را خودشون اضافه میکردن چون آدم های چاق یکی از خصوصیات مخربشون اینه که خیلی راحت از هم رفتارهای اشتباه را یاد میگیرن کافیه چند روز باهم رفت و آمد داشته باشن تا عادت اشتباه را به عادت های خودشان اضافه کنن اما در کودکی بصورت غیرارادی غیراگاهانه صورت گرفته!
عادت ها از باور ها به وجود میان، اگر شما چیزی را باور کنی خود به خود در شما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت شما را مطابق با باورتون کنه!!!! فردی که از بچگی بارها شنیده بخاطر ژنتیک اضافه وزن داره این اول فقط باوره یواش یواش عادت هایی در اون شکل میگیره که جسمش را شباهت بده به باورش، نقش عادت ها اینجوریه یعنی یک رابط بین باور و جسم ما هستند!!!
اگه خودمون را به سه قسمت تقسیم کنیم: باور،عادت و جسم! باور را ما به وجود نیاوردیم، باور افکاریه که ما بارها مرورشون کردیم، حرف هاییه که شنیدیم و گاها دیدیم و دربارشون صحبت کردیم، وقتی باور در ما ایجاد شد بعد از اون عادت ها شکل میگیرن دیگه اینجا ذهن ناخودآگاه وارد میشه باید عادت هایی را در ما به وجود بیاره که در نهایت جسم ما را متناسب کنه با باورمون، اینا باید باهم هم تراز باشن در یک خط باید باشن نمیشه باور کنی چاقیمون ارثیه ولی متناسب باشی!!!
عادت ها ناخودآگاه به وجود میان!! در واقع قدم اول که باورسازیه را ما انجام میدیم، با توجه کردن به موضوعات به مطالبی که مطرح میشه با چیزایی که میشنویم و با تکرار کردنشون باور را به وجود میاریم و ذهن ناخودآگاهمون با توجه به اون عادت ها رو به وجود میاره و نهایت جسممون تغییر شکل پیدا میکنه بر اساس باورهامون به وسیله عادت هامون!! ما در گذشته بخش آخر را که نقشی در چاق شدنمون نداشت را میخواستیم تغییر بدیم یعنی جسم شما عملا خودش نقشی نداره در انتخاب چاقی شما یه سری باورها را ایجاد کردی بعد ذهن ناخودآگاهت یه سری عادت ها را در شما به وجود آورده و شما تنها کاری که کردی عادت ها را هی تکرار کردی و در نهایت جسمت شبیه شده با چیزی که شما باور کردی اما برا لاغر شدن نتیجه را تحت فشار گذاشتی و خواستی تغییرش بدی و باورها سرجاشون وجود داشتن عادت ها هم وجود داشتن و به همین دلیله که از تلاشتون نتیجه نگرفتین!
وقتی خودتون رو تحت فشار میذاشتین فقط یه سری عادت ها را کمتر انجام میدادین ولی تا کی تا وقتی که میتونستین اون رژیم را ادامه بدین اما باور مثل سوخت رسانی هی داره سوخت چاقی را میرسونه عادت هم داره سعی میکنه که تکرار بشه یعنی ذهن مام داره سعی میکنه عادت ها را تکرار کنه که به باور برسونه جسم ما را اما ما اومدیم جسم را محدود کردیم، خوردن را محدود کردیم و فشار میاریم به جسممون و اونجاس که یواش یواش از لحاظ اعصاب و روان بهم میریزیم چون ذهن ما داره دستور میده به تکرار باور ها اما ما در نهایت اون نتیجه را گرفتیم و نمیذاریم کار پیش بره و خسته میشیم و عصبی میشیم از ادامه دادن برنامه های رژیمی برای لاغری!!!
نتیجه: تا اینجای فایل متوجه شدم که تلاش برای تغییر جسم بی فایده است و اول باید باورهای صحیح جایگزین کنیم تا طبق باورهای جدید عادات جدیدی توسط ناخودآگاه شکل بگیره و جسم را متناسب کنه ادامه فایل را در دیدگاه بعد مینویسم با تشکر🌹
سلام خدمت همه عزیزانفایل این جلسه واقعا عالی بود و من با وجود تموم عجله ای که تو این مسیر دارم و دلم میخواد زودتر به هدف برسم باز هم از کنکاش و تفکر و توقف بیشتر روی این فایل لذت میبرم و یه ندایی درونم میگه هنوز زوده از این فایل بگذری و منم بهش گوش میکنمباید بگم من هم از کودکی آموزش هایی توسط خانواده چاق بهم داده شده که در من نهادینه شده و متقابلا همون نتایجی که برای خانوادم داشته(اضافه وزن زیاد) برای من هم داشته ومن الان ۱۵ کیلو گرم اضافه وزن دارمهمین طرز فکر و نگاه به غذا و خوراکی ها باور های من رو شکل دادند و نحوه رفتار من در مقابل غذا ها و خوراکی هارو هم تعیین میکنندمن عادات زیادی دارممثلا من عادت دارم که هیچوقت به یک خوراکی خوشمزه نه نگم! اصلا مهم نیست سیرم یا گرسنه اون خوراکی حس خوبی در من ایجاد میکنه و من باید اونو بخورم اونم به مقدار زیاد واسه اینکه نهایت استفاده رو ازش ببرم و اون موقعیت لذت بخش رو نسیب خودم بکنمدر واقع فکر میکنم اگر اینکارو نکنم من یه احمقم که فرصت خوردن یه چیز خوشمزه مثل بستنی رو به راحتی و برای هیچ وپوچ از دست داده و اونو تقدیم به بقیه اعضای خانواده کرده با همین استدلال ها و تفکرات قوی ذهنی من هیچوقت فرصت خوردن رو از دست نمیدممثلا فست فود ها پیتزا ساندویچ لازانیا بستنی کیک پفک چیپس و هر خوراکی لذتبخشی که همیشه ی خدا هم تو خونه نیس و این اهمیت از دست ندادن فرصت رو دو چندان میکنهعادت دومم اینه که هیچوقت و هیچوقت به هیچ تعارفی نه نگم چون باز هم از دست دادن فرصت لذت بردن از غذاست و حالا اگر هم زیاد خوشمزه نباشه بازم اشکالی نداره چون هم طرف ناراحت نمیشه هم خوردن در نظر من هیچوقت چیز بیهوده ای نیستعادت سومم اینه که گاهی واقعا سیرم ولی مادرم مرتبا اصرار داره که من بیشتر بخورم دقیقا مثل دوران بچگیم که همین اموزش ها منو شکل داد منم کمی مقاومت میکنم ولی وقتی میبینم دلخور میشه به راحتی تسلیم میشم و اون غذایی که میخوار رو میخورم چون بلخره واسش زحمت کشیده نمیخوام قدرناشناس باشمعادت چهارمم اینه که در طول روز بین نهار تا شام چندین باااار غذای ظهرو دوباره میخورم و دلیلشم اینه کاری ندارم و حوصلم سر میره الان دوران پسا کنکوره و من مطلقا هیچ کاری ندارم و خوردن راحت ترین سرگرمیه خودم کاملا متوجهم که گرسنم نیست ولی بازم میخورم چون کار دیگه ای ندارم و حوصلمم سر رفتهدر کل باید بگم من و اعضای خانوادم یاد گرفتیم و باور داریم که موقع حوصله سر رفتن بهترین کار خریدن انواع خوراکی و خوردنشه طوری که من به عنوان بزرگترین پاداش یا سرگرمی برای خودم میرم فروشگاه و ولی خوراکی میخرم و واقعا هم لذت میبرم البته که بعدش نفخ میگیرم و حالم بد میشه ولی باور کردم و معتقدم خوراکی های متنوع بهترین پاداش و سرگرمیه حتی برای روزهای تعطیلالان که دارم عادت هامو مینویسم حس میکنم چقدر یجوریه و حس خوبی بهشون ندارمبقیه عادت هامو فردا مینویسم من واقعا نمیخوام این عادت هارو ارادی تغییر بدم چون ارادی ایجاد نکردم میخوام قدم قدم با استاد و آموزه ها بیام جلو تا ببینم انتهای این مسیر چیهآیا همون چیزیه که دفعه های قبلی موقع تلاش واسه لاغری پیدا کردم؟ یا ممکنه چیز متفاوتی باشه و بلخره این طلسم شکسته بشهنمیدونم زمان همه چیزو مشخص میکنهاز نوشتن این نظر استرسم کمتر شد استرسی که ناشی از هربار قدم گذاشتنم تو مسیر لاغریهاین استرس ناشی از ترسیه ک من از باز هم نتیجه نگرفتن دارم و این ترس بخاطر بارها و بارها تلاش های ارادی من و نتیجه نگرفتنهاینبار نمیخوام ارادی تلاش کنم و هیچ تلاشی هم برای تغییر عاداتم به صورت ارادی نمیکنم اجازه میدم اگر قراره اتفاق بیفته خودش اتفاق بیفتهامیدوارم این راه یکی از بهترین خاطرات دستیابی به رویاهام بشه و با باور هر روز بیشتر به اینکه لاغر شدن ممکنه ترس و استرسم هر روز و هر روز کمتر بشههمتونو دوس دارم چون همسفر های من تو این راه هستیددر پناه خدا
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم. چه توضیحات عالی نوشتی. ما چاق ها عادت کردیم تا حوصلمون سر میره به جای بازی به جای مطالعه کتاب به جای تلاش برای هدف فقط با خوردن ذهن خودمون را آروم کنیم و بی حوصلگی را برطرف کنیم. در حالی که میدونیم گرسنمون نیست فقط حوصلمون سر رفته با خوندن کامنت بچه ها داره یکی یکی یادم میاد که چه عادتهایی دارم. خدا را شکر
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان 🌹
عادتها کارهایی هستند که هرروز دارم انجامشون میدم وبهشون. به عنوان زندگی نگاه می کنم به عنوان طبیعت ویک. چیزکاملاعادی . درتمام. این سالها مسول چاقی خودم بودم. ومسول عادتهای تکراری که ازرفتارتکراری من نشات. میگرفت عادتهای من باعث چاق شدن من شده بودن .من عادت کرده بود م که در هر زمانی شروع به خوردن کنم و تا احساس فشار و درد به سراغم نمیومد و البته غذاتموم نمیشددست نمیکشیدم عادت کرده بود م که نمازم رونشسته بخونم چون از احساس دردوسنگین بودن نمی تونستم تکون بخورم. اما ادامه دادم و هربارسنگین تر اماهمه ی عادتها ازروی لذت بوده و حالا هم بایدازروی لذت باشه من فکرمیکردم همیشه بایددرحالت پربودن باشم که بتونم سیری رودرک کنم وبه همین دلیل من همیشه درمسیرچاقی بودم یک احساس تشنگی وعطش که داشتم انگاربایدهرچی غذابودرومیخوردم تااون. احساس برطرف بشه . اون احساس غم و اندوهی که به خاطر انجام رژیم داشتم همه نشون میداد که من احساسم وذهنم درمسیرلاغری که انتخاب کرده بودم باهم. همسونبودن من تازه درک کردم که ذهن و احساس باهم هستن وبدون اون من نمیتونم به تنهایی تصمیم به لاغری بگیرم پس باید به ذهنم یادبدم که چطورلاغربشه وعادتهای جدیدی درش شکل بگیره .🙏🌹
چند تا دیگه از عادت های غذایی من هم اینه که
۱) نمیتونم تعارف رو رد کنم
۲) بارها برام پیش اومده که تو خونه بعضی وقتا حوصلم که سر میره ، یهو به خودم میام که اومدم اشپزخونه و در یخچال بازه:/ بعد به خودم که میام میگم : بسم الله من اینجا چیکار میکنم و در یخچال و میبندم و میرم سراغ بقیه کارام ، ینی ی لحظه انگار خودم نیستم ! و بارهااا در روز برام پیش میاد ، که خودمو دم یخچال پیدا میکنم ! ۳ ) حوصلم که سر میره بعضی اوقات میرم غذا میخورم ولی احساس میکنم این عادت یزره کم تر شده .
۴)در غذا خوردن حرص دارم !
خداروشکر
نشان های دریافت شده
سلام به آقای عطار روشن ودوستان عزیز سایت🌹🌹🌹
لاغری باذهن جلسه چهارم
این جلسه در مورد موضوعی است، که منشأ اضافه وزن ماست و همین موضوع منشاء لاغری ما هم می تونه باشه.
که این موضوع مهم، قدرت ذهن ماست. خیلی ها نمی توانند باور کنند که با قدرت ذهن میشه لاغر شده .چون همش داشتن عوامل بیرون رو دوباره چاقی عنوان میکنن. که اصلاً مربوط به چاق شدن اونها نیست. فقط باورهای آنهاست که بهشون ثابت کرده و بهشون القا کرده که به دلیل یکسری عوامل بیرونی چاق هستند
و ما در جلسات قبلی عوامل بیرونی رو شناسایی کردیم و یکی یکی آنها را لغو کردیم. شما با همین قدرت ذهن چاق شدید. وقتی یک نیروی در وجود ما هست که میتونه ما رو چاق کنه و این نیرو در وجود افراد دیگه ای هم هست که آنها را متناسب کرده،پس خیلی راحت تر میشه بپذیریم، این نیرو در ما به شکل یک جسم چاق خودشو نشون داده، ولی در افراد متناسب به شکل یک جسم لاغر و متناسب داره خودشو نشون میده
پس اختلاف کجاست؟ اونوقت میتونید راحت به اختلاف بین ذهن خودتون و ذهن یک فرد متناسب پی ببرید. و خیلی راحت تر میشه باور کرد که با همین قدرت ذهنی که شما رو چاق کرد هم میشه لاغر شد. چطور ذهن ما تونسته ما را چاق کنه؟ چرا شما چاق هستید؟ در جلسات قبل دلایل زیادی داشتیم و یکی یکی آنها را رد کردیم و باور کردیم که فقط مقصر خودمون هستیم که چاقیم.
چه چیزی باعث شده که ما چاق باشیم؟؟ چاقی از چه چیزی به وجود آمده ؟؟ حتما کاری انجام دادیم که چاق شدیم، وقتی مسئولتش را پذیرفتیم، پس حتماً کاری انجام دادیم، یک طرز فکری داشتیم، یک طرز رفتاری داشتیم، یا یک سبک زندگی داشتیم، که در این وضعیت الان هستیم .چاقی محصول عادت های ماست. عادت ها چی هستن؟؟
یکسری رفتارها که هر روز داره تکرار میشه. یک سری رفتارها (یک رفتار نیست) .یک عادت به هیچ وجه ما رو چاق نمی کنه. یعنی اگر فردی یک عادت اشتباه داشته باشه، دوتا عادت اشتباه داشته باشه، سه تا عادت اشتباه داشته باشه، اون فرد چاق نمیشه،.🤨
چاقی نتیجه یکسری از عادتهای اشتباهه، یک مجموعه عادتهای اشتباه هستن که ما با تکرار کردن بارها و بارهای آنها خودمون رو، در همچین وضعیت الان قرار دادیم. در خیلی از مسائل دیگه هم این عادت و این تکرار وجود داره. فردی که داره سیگار مصرف میکنه، اگه یه نخ مصرف کنه هیچ اتفاقی براش نمیافته،
یعنی مصرف یک نخ ،دونخ،سه نخ، یا ۱۰ روز یا ۲۰ روز یا ۳۰ روز، هیچ اتفاق بدی را برای آن رقم میزنه. اما وقتی این رفتار به عادت تبدیل میشه و فرد میاد ده سال یا ۲۰ سال هر روز ۱۰ یا ۲۰ نخ سیگار مصرف میکنه، اون وقت میبینید که چه عواقب خطرناکی رو براش داره و خودش هم مسئول این رفتارشه.🥴
از یک عادت خیلی کوچیک شروع شد، از یک نخ شروع شد و همینطور اضافه شد. خیلی آروم ممکنه طی چند ماه از یک نخ به یک بسته، یا یک پاکت کامل رسیده باشه و سالهاست که دیگه اون عادت رو به همون شکل تکرار میکنه.😬
تمام رفتارهای انسان که باعث ضربه زدن به اونها میشه به خاطر یکسری عادت هاست و تمام رفتارهای انسان که باعث یکسری پیشرفتها در زندگی اش میشه باز هم به خاطر یکسری عادت هاست.💖
یک ورزشکار که قهرمان میشه عادت کرده هر روز تمرین کنه عادت کرده هر روز یک سبک خاصی داشته باشه ،غذا خوردنش متفاوت از یک آدم معمولیه، ورزش کردنش متفاوته خواب و بیداریش متفاوته، اون عادت کرده یکسری رفتارها رو تکرار کنه و در نهایت میتونه به خواسته خودش که قهرمانی هست برسه .🏋♀️
یک فرد متناسب هم یکسری عادت های رفتاری رو داره همیشه تکرار میکنه. و یک فرد چاق هم همیشه داره یک سری عادت های رفتاری رو تکرار میکنه. و علت اختلاف افراد مخصوصاً بین چاقها و لاغرها، تفاوت در عادت های آنهاست خیلیها فکر میکنن در نوع مواد غذایی آنهاست. همه مواد غذایی ما با هم مشترکه، بعضیها فکر میکنن به خاطر میزان مصرف مواد غذاییه، ولی خیلیها هستند که بیشتر از چاق ها می خورن، اما متناسب هستند. پس مقدار هم دلیل نمیشه تنوع غذایی مهم نیست، فقط تفاوت در عادت هاست .
یک عادت چطور به وجود میاد؟؟ عادت یک فکر ساده است تکرار میشه و تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. ما خودمون خیلی از عادتهامون رو تکرار کردیم. مخصوصاً کسانی که از کودکی اضافه وزن داشتن و بر اساس فکرهایی که در ذهنشون به وجود آمده ،بر اساس باورهایی که در ذهنشان شکل گرفته، عادتهای آنها ایجاد شده .
آدمهای چاق یکی از خصوصیات مخربشون اینکه خیلی راحت از همدیگه رفتارهای اشتباه هم رو یاد میگیرن. یعنی اگر خودم ۱۰ عادت اشتباه داشتم که منو به چاقی رسانده ،اگر ببینم دوستم یک عادتی داره که من ندارم ،کافیه چند روز باهاش باشم ،خیلی راحت من همون عادت اشتباه رو به عادتهای خودم اضافه می کنم. اما در کودکی این کار به صورت غیر ارادی ،به صورت ناآگاهانه صورت گرفته،
به چه شکل صورت گرفته ؟؟یک فکر وقتی تکرار بشه، تبدیل میشه به عادت .عادت ها از کجا شکل می گیرند؟؟ چرا اصلا عادت ها در ما به وجود میان ؟؟🤔🤔
عادت ها از باورها به وجود میان. اگر شما چیزی رو باور کنید خود به خود در شما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت شما رو مطابق با باورتون کنه .
مثال:: فردی که از بچگی بارها شنیده که به خاطر خونوادش به خاطر ژنتیک، به خاطر چیزی که مربوط به آن نیست و دست اون هم نیست، بهش تحمیل شده ،اضافه وزن داره ،مخصوصا ژنتیک، کسی که باور کرده به خاطر ژنتیک، اون اضافه وزن داره. این باور چه چیزی رو باعث میشه؟؟
اول فقط یک باوره،وفرد هم هنوز اضافه وزن آنچنانی نداره اما وقتی باور میکنه که ژنتیک و ارث نقش خیلی زیادی در اضافه وزن دارن، یواش یواش عدتهایی درون فرد شکل میگیره که جسمش رو شباهت بده به باورش،
یعنی اگر خیلی باور داشته باشه که ارث نقش زیادی در اضافه وزن داره، اون فرد مطمئنا به اندازه پدر و مادر و یا حتی بیشتر از آنها اضافه وزن پیدا میکنه. نقش عادتها اینجوریه، و به این شکل به وجود میاد.
یعنی یک رابطه بین باور و جسم ما هستن، اگر خودمون رو سه قسمت کنیم، یعنی به این شکل تعریف کنیم، باور، عادت و جسم
باور رو ما به وجود نیاوردیم، این باور چجوری به وجود میاد ؟؟؟افکاری که ما بارها مرور کردیم، حرفهایی که شنیدیم از والدین از جامعه از رسانهها ،اینها به شکل های مختلفی به مغز ما رسیده و آنها را شنیدیم و دیدیم و دربارش هم صحبت کردیم، این ها تبدیل میشه به باور .وقتی باور در ما ایجاد شد بعد از آن عادت ها درماشکل می گیرن و اینجا ذهن ناخودآگاه وارد میشه. باید عادت هایی را در ما به وجود بیاره که در نهایت جسم ما را متناسب کنه با باورمون.
یعنی باید اینها با هم همطراز باشن، در یک خط باید باشن نمیشه باور تو این باشه که مثلاً چاقی ما ارثیه، ولی اندامت متناسب باشه. عادتها ناخودآگاه به وجود میان و دست ما نیست. انتخاب ما نیست .در واقع ما اون قدم اول رو برمیداریم، اون باور سازی رو ایجاد میکنیم.🥰
چطور ایجاد می کنیم؟؟ با توجه کردن به موضوعات، به مطالبی که مطرح میشه ،با چیزهایی که میشنویم ،با توجه کردن به اونها و تکرار آن ها ما باور رو به وجود میآوریم و بعد ذهن ناخودآگاه ما عادت ها رو بر اساس اون باورها به وجود میاره و در نهایت جسم ما تغییر شکل پیدا میکنه بر اساس باورهامون، به وسیله عادت هامون🥳 و این روند دقیقا برخلاف روندیه که همه ما قبلاً برای لاغری میخواستیم انجام بدیم. ما وقتی میخواستیم لاغر بشیم ،بخش آخر رو که هیچ نقشی در چاق شدن نداره رو تحت فشار می گذاشتیم، یعنی جسم شما عملاً نقشی نداره در انتخاب چاقی،🥴 شما یک سری باورها رو در ذهن ایجاد کردی و ذهن ناخودآگاهتون یک سری عادت ها رو در شما به وجود آورده و و شما تنها کاری که کردی این بوده که عادت ها رو هی تکرار کردی و در نهایت جسمت شبیه شده به چیزی که شما باور کردی🤪 اما وقتی میخوای لاغر بشی، این بخش آخر، این نتیجه رو تحت فشار گذاشتی، می خواستی تغییرش بدی و به خاطر اینکه در تمام اون مدتی که شما نتیجه رو هم، که همون چاقیه و همون جسمتونه ،تحت فشار گذاشتی، با رژیم با ورزش با دارو همون مواقع هم باور ها هنوز سر جاش وجود داشته و عادتها هم وجود داشته و به همین دلیله که شما از تلاشتون برای لاغر شدن نتیجه نگرفتین😬
همون زمانی هم که ما به خودمون فشار میاوردیم و به جسممون فشار میآوردیم که طبق برنامه، غذا مصرف کنیم ،که این باور های اشتباه رو ما داشتیم و عادت های اشتباه رو هم داشتیم ،تنها اتفاقی که می افتاد این بود که، زمانی که خودمون رو تحت فشار میذاشتیم، یکسری از عادتها رو کمتر تکرار میکردیم، ولی تا وقتی که میتونستیم آن رژیم رو ادامه بدهیم .اما به خاطر اینکه باوره سرجاش هست و داره کار میکنه و هی داره سوخت چاقی رو میرسونه، عادته هم هی داره سعی می کنه که تکرار بشه، یعنی ذهن ما هم هی داره سعی می کنه که عادت ها رو تکرار کنه، که باور برسونه جسم ما رو .
اما ما آمدیم جسم رو محدود کردیم، خوردن رو محدود کردیم فشار میآوردیم به جسم و اینجاست که یواش یواش از لحاظ اعصاب و روان ما به هم می ریزیم چون ذهن ما داره دستور میده به تکرار باورها، اما ما در نهایت این نتیجه رو گرفتیم ،نمیذاریم کار پیش بره و خسته میشیم، عصبی میشیم از ادامه دادن برنامه هامون برای لاغری 😶
فردی که ورزشکاره و میخواهد قهرمان باشه و مدال بیاره خوب اونم داره ورزش میکنه و وزنه میزنه .چطور اونها از ورزش کردن خسته نمیشدن؟؟ اما همش ما دنبال بهانه بودیم که نریم. اون هم داره ورزش میکنه، ولی مسلما بهونه نمیاره برای نرفتن، چون باورش اینه که میخواد ورزشکار بشه و عادت هایی درونش شکل گرفته که خیلی راحت داره فعالیتهایی رو انجام می ده که در نهایت جسمش پرورش پیدا کنه واونو به خواستش میرسونه.😊
اما ما که میرفتیم و همان حرکات را انجام میدادیم اما با یک باور متفاوت که من اومدم ورزش کنم که لاغر بشم. در صورتی که باور اصلی ما این بود که ،من همیشه چاق می مونم، چون خانوادگی چاقیم و این از باورهای اشتباه ما بود و همین کافی بود که فعالیت جسمی ما رو برای لاغری خنثی کنه.🥵
قدرت باور بینهایت بالاست و خسته هم نمیشه و همش راه خودشو. میره هی تو بخوای جلوشو بگیری، بخواهی نتیجه رو تغییر بدی، بخوای جسمت رو تحت فشار بزاری، اینکه تغییر نمیکنه و به محض اینکه شما خسته بشی به خاطر اون تضادی که بین ذهن ناخودآگاه و رفتارت به وجود آمده، وقتی خسته میشی و ول می کنی، خیلی سریع دوباره همه چی برمیگرده🧐 و این مورد در تمام جنبه های زندگی ما است
در کسب و کار هست،اونی که باورش اینه که نمیتونه موفق بشه، اونی که فکر میکنه شرایط بیرونی مثلاً دلار و بازار ،رئیس جمهور و جامعه همه تاثیر دارن در موفقیتش یا در فروش روزانه اش. این فرد یواش یواش عادتهایی رو در خودش شکل میده که کمتر فعالیت میکنه، کمتر جنس میخره ،به خاطر اینکه نکنه فروش نره، کمتر میره مغازه و میاد .بخاطر اینکه باورش اینه که مشتری نیست، بریم بیخودی برق بسوزنیم که چی بشه.🤨
عادت ها در نهایت نتیجهای برای شما رقم می زنه که برابر با باور شما نسبت به این موضوعه و در مورد اضافه وزن وقتی که شما باورت این باشه که طبیعی که شما چاق بشی، در شما عادت هایی شکل می گیره که شما رو به سمت چاقی هدایت میکنه. و کل کار دوره لاغری باذهن اینه که در شما باورهایی رو ایجاد کنه که، شما میتونی متناسب بشی. و با انجام تمرینات به این باور میرسی که میشه متناسب شد. به ذهنت برنامههای جدیدی میدی که باور می کنی میشه لاغر شد.و ناخودآگاه رفتارهای شما تغییر می کنه و در نهایت جسم شما هم تغییر میکنه و برابر میشه با باور شما 🥳
و به اندازهای که باورها عوض میشه، در نهایت جسم هم تغییر میکنه و زوری نیست. به اندازهای که باورها تغییر کنه عدتها عوض میشه و نتیجه جسمی هم تغییر میکنه. به همین دلیله که گفته شده در لاغری با ذهن، رژیم نداریم، ورزش نداریم، دارو نداریم. چون اینها همه میخواد نتیجه رو تغییر بده و فایده نداره .ما باید اصل و سرچشمه رو تغییر بدیم ما باید باورها رو تغییر بدهیم و باورها چه جوری عوض میشه؟؟؟🤔🤔
با افکار جدیدی که به شما داده می شه ،با توضیحات و فایلهای توضیحی و وقتی تکرار میشن ،ناخودآگاه عادتهایی در شما شکل می گیره که متفاوت با عادت های فعلی شماست و اون وقته که جسم شما هم تغییر میکنه.💃💃
افرادی که در این دوره شرکت کردن، عادت پرخوری رو داشتن، عادت ترس از مواد غذایی رو داشتن، خیلی عادتهایی که همه ما الان داریم و مدتها هم سعی کردن که خودشون اونها رو عوض کنن. که تصمیم میگیرن پرخوری یا ریزهخواری نکنن، عادت رو ما ایجاد نکردیم که بخواهیم تصمیم بگیریم عوضش کنیم ،که بخواهیم دیگه پرخوری نکنیم. مگر شما یادت میاد چه زمانی تصمیم گرفتی پرخوری کنی، یا تصمیم گرفتی چاق بشی، که حالا میخوای تصمیم بگیری که لاغر بشی اصلاً با تصمیم نیست 🤭با تغییر افکاره
افراد چاق به هیچ وجه نمی تونن بگن میل ندارم و کسانی که در دوره لاغری با ذهن شرکت کردن قبلا هم این ویژگی رو داشتن و الان به راحتی میتونن بگن ما میل نداریم و خودشون انتخاب میکنن🤗🤗🤗
از امروز سعی کنید تصمیم بگیرید در مواقعی که پرخوری حساب میشه، بگید میل ندارم .ببینید چقدر میتونید موفق بشید و اگر همین رو انجام بدی تضمین می کنم متناسب بشی .
وقتی در مغز شما فرمولی وجود داره و این فرمول تبدیل شده به عادت، اون وقت ما بخواهیم بیایم تصمیم بگیریم که در مقابل این عادت ایستادگی کنیم ،اصلاً همچین چیزی امکان نداره ،باید فرمول عوض بشه، باید باور عوض بشه ،خودبهخود عادت هم عوض میشه و هماهنگی بین جسم و باور به وجود می آید.🥳 در واقع عادتهای ما هماهنگ کننده بین جسم و باورهای ما هستن و هماهنگی رو به وجود میارن. و وقتی باورت اینه که شما چاق میشی، حالا این باور به هر طریقی ممکنه به وجود بیاد، یواش یواش عادتهایی در اون افراد به وجود میاد که جسمشون رو برابر کنه با باورشون.💖
فردی که به پزشک مراجعه می کنه و یک دارویی براش تجویز میشه و پزشک به این تذکر میده که این دارو می تونه چاق کنه و اشتها رو زیاد میکنه ،بلافاصله یک باور درون فرد شکل میگیره، از همان روز عادت هایی درون فرد به وجود میاد که اشتهاش زیاد میشه.😬😬
اصلاً گشنگی برای چیه ؟؟؟اگر درست فکر کنیم ببینیم غذا برای اینه که بدن ما به انرژی نیاز داره، برای اینکه بتونه انرژیش رو تامین کنه، نیاز به مصرف مواد غذایی داره ،چطور فردی که تا روز قبل به یک شکل داشت موادغذایی رو مصرف میکرد از امروز که یک قرص رو مصرف میکنه، دکتر میگه اشتها رو زیاد میکنه، یهویی علاقهاش به مواد غذایی بیشتر میشه.
خیلیها نمیدونن معنی اشتها چیه؟؟🧐🧐 پرخوری رو میگن اشتهام زیاده. وقتی گفتی اشتها، یعنی چیزی از اون درون داره میگه بده، در صورتی که این پرخوریه و اشتها نیست.🤪 تو از بیرون داری به زور وارد می کنی.
اشتها چیه ؟؟؟
اون فرمان مغزیه، اون فرمول مغزیه که به وجود آمده ،تبدیل شده به یک عادت. داره یواش یواش یه عادت را در شما به وجود میاره، که با فاصله زمانی کمتر غذا بخورید. خیلیها این مشکل رو دارن که میگن در طول روز بارها گشنم میشه. همه اینها عادته🥴
و ترفند ذهن ناخودآگاهه برای این که جسمتون روبه باورتون که چاق شدن طبیعیه، برسونه.😬 اونایی که فکر میکنن اگر غذا نخورند یا معدشون خالی باشه ،سردرد می گیرن، خیلیها این باور رو دارن که اگه ما غذانخوریم، سردردمیگیریم. این یک باوره، چون باور کردن همچین چیزی رو، عادت هایی در آنها شکل می گیره که اونها تند تند سردرد می گیرن، که غذا بخورن. که در نهایت هم بتونن چاق بشن.😶
همین فرد در ماه رمضان، سرش درد نمی گیره ،چون ذهن ناخودآگاه شون متوجه میشه که، حکمی بالاتر از حکم خودش وجود داره، که اونم غذا نخوردن به خاطر روزه داریه. یعنی ترس از روزه خواری باعث میشه که شما وقتی سرت هم یکم درد میگیره، غذا نخوری .و این فرمول به هم میریزه در مغز. چون قبلاً به محض سردرد غذا میخوردی، اما در ماه رمضان به خاطر این که نمیتونه غذا بخوره سر درد میگیره در روز اول، اما چون نمیتونه غذا بخوره، این فرمول به هم میخوره و تا آخر ماه رمضان فرد سردرد های ناشی از اینکه غذا نخوردم رو نداره. چون فرمول مغز تغییر میکنه که سردرد نمیگیره.😊
این فایلها رو بارها گوش بدید، فکر کنید به تاثیر ذهن در ضافه وزن، فکر کنید که چه رفتارهایی از شما عادته، اصلاً همین عادت هاست که باعث چاقی شما شده و به عنوان تمرین این جلسه اول این موضوعه، میل ندارم رو بررسی کنید خودتون بدون این که فرمولهای ذهنتون رو تغییر بدید بهش برسید که بتونید بگید ،میل ندارم💖💖
دوم اینکه سعی کنید از امروز عادتهای غذاییتان را شناسایی کنید، عادت به چیزی میگن که بیشتر از یکبار داره تکرار میشه، این میشه عادت
مثلاً یکی از عادتهای من این بود که با چای کلوچه می خوردم یا حتماً با چایی به جای قند یا شکر باید شکلات میخوردم. اینها عادته. هیچ قانونی نیست و هیچ نمیتونی بگی، نه طبع من اینه، میکشه بدنم .
اینکه بدنم شیرینی رو میکشه یک باوره، وقتی تکرارش کردی باورت میشه .مطمئنا عادتهایی در شما به وجود میاد که رفتارت میشه مطابق با باورت. ولی خیلی هارو میبینیم که علاقه ای به شیرینی ندارن، چه طوریه که بدن اونا نمیکشه و فقط بدن شما میکشه.🥴 تفاوت بین شما و لاغرها تنها در تفاوت در عادتهاتونه و عادتهای شما به خاطر باورهای اشتباهتونه که در شما به وجود آمده. اما در این دوره باید باورهای اشتباه رو شناسایی کنیم ،آنها رو کنار بگذاریم. باورهای جدید را در ذهنمان به وجود بیاریم. بر اساس این باورهای جدید، عادت های جدید در ما شکل می گیره و در نهایت جسم ما به سمت متناسب شدن حرکت میکنه
لاغری با ذهن همیشگیه اینکه وقتی عادت های شما عوض بشه همین طور که الان شما به خاطر عادت هاتون چاقیتون همیشگی بوده و هر بار که تلاش کردی لاغر بشی دوباره چاق شدی، به خاطر همین عادته که تکرارشون می کنی و برمیگردی به جسم قبلی که همون چاقیه😧
همینطور که چاقی در شما ماندگاره، چون به خاطر عادت ها و باورهای اشتباه چاق کننده در ذهنته، وقتی که یاد بگیری با قدرت ذهن لاغر بشی، وقتی فرمولهای ذهنت تغییر کنه، وقتی باورهای جدید رو بسازی و عادت های جدید در شما شکل بگیره،
بنابراین خیلی طبیعیه که متناسب شدن هم برای شما همیشگی میشه. هر کسی که فرمولهای ذهنش را تغییر بده چه بخواد چه نخواد لاغر میشه .💃💃🥳
مثل خودتون که نخواستین و چاق شدین. یکسری باور در ذهن شما ایجاد شد، به خاطر اون باورها یک سری عادت ها در ذهن شما ایجاد شد و در نهایت شما چاق شده اید و چه بخواهید چه نخواهید تا ابد چاق می مونید. حالا هی برو ورزش کن، رژیم بگیر، برو قرص بخور و جراحی کن ،فایده ای نداره، چون باورهات با قرص و دارو و ورزش عوض نمیشه بنابراین عادتهاتم عوض نمیشه
و چون تا ابد نمیتونی با عادت ها مبارزه کنی و هر رژیمی و ورزشی و کاری که شروع کنی در نهایت شکست میخوری و رها می کنی، دوباره عادت های قبلی تکرارشون شروع میشه و شما به همون جسم قبلی برمیگردی🥺
بنابراین یک بار تصمیم بگیر از روش صحیح آموزش لاغری با ذهن، برای لاغری اقدام کن، و از نتیجه ای که خودت به وجود می آوری، تا ابد لذت ببر
💃💃💃🥳🥳💃🥳💃🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹
باسپاس از استاد عزیز آقای عطارروشن
عادتهای چاق کننده واشتباه من🤨
اشتهام زیاده😋
چون باور کرده بودم که تفریح و لذت بردن از زندگی فقط از طریق خوردنه اونم خوردن تا مرز خفگی و معده درد😒
هر موقع حوصلم سر میره باید بخورم چاق شدم چون باور داشتم وقتی پول هر غذایی رو دادم تا تهش باید بخورم که هدر نره🤭
چون باور داشتم همین یه امشبه که اومدم مهمونی یا عروسی پس باید تا میتونم بخورم و بعد از فردا شروع می کنم به ورزش و رژیم😊
چاق شدم چون باور داشتم مواد غذایی را اسراف نمیکنم و دور نمیریزم و اضافه ها رو میخورم چون می گفتم حیفه دور ریخته بشه🥺
چون بیشتر از روی عادت غذا می خوردم و اصلاً به زمان گرسنگی واقعی اهمیت نمی دادم و با اینکه گرسنه نبودم ولی باز هم می خوردم😃
چاق شدم چون هر موقع اعصابم خورد می شد با خوردن خودم رو آروم می کردم 😍
چاق شدم چون موقعی که سیر هستم و کسی به من غذا تعارف می کرد باز هم می خوردم🤤
چاق شدم چون هر موقع با دوستان و فامیل به پارک یا جاهای تفریحی میرفتیم همش در حال خوردن آجیل و تخمه ومیوه بودیم وفکر میکردم لذت فقط به خوردنه حتی اگه سیر هم باشی بازم باید بخوری🤪😅😅
نشان های دریافت شده
سلام🙂
چاقی حاصل عادتهای ما است
این جمله خیلی برای ما آشنا و منطقیه یعنی همه ما قبل از آشنایی با لاغری با ذهن هم این جمله رو بارها شنیدیم و باورش داشتیم تنها تفاوت در ریشه این عادتهاست
در لاغری با ذهم ما یاد میگیریم که عادتها ناشی از تکرار رفتارهای ما در واکنش به مواد غذاییهو این رفتارها حاصل فرمانهای مغزی ما است که اونا هم به خاطر تصاویر ذهنی هست که از چاقی در ذهن ذخیره شده که باز هم اون تصاویر به خاطر باورهای ما است و باورهاهم به صورت ناآگاهانه و از اطرافیان ،رسانه ها،پزشکان و… به صورت یه فکر ابتدا کاشته شده و به مرور زمان تکرار شده و ما هم شواهد درستی اون فکر رو دیدیم و بنابراین تبدیل به باورهای ما شدن👌
با این عقبگرد ما خیلی خوب ریشه ذهنی عادتها رو پیدا میکنیم و این بار با همون روش قبلی ولی با آموزش و تکرار افکار لاغری اونا رو به لاور و به تصویر ذهنی و بعد به فرمان مغزی و رفتار و درنهایت به عادت تبدیل میکنیم با این روش لاغری در نهایت سادگی و آرامش و ماندگاری در جسم ما نمایان میشه🙂
در صورتیکه در روشهای قبلی با این آگاهی که چاقی حاصل عادتهای ما است تمام تلاش و اراده مون رو میذاشتیم تا این عادتها رو ترک کنیم و چون عادتها روزمره ما بودن ما در یک دوره رژیم یا ورزش عادتهایی مثل پرخوری و خوردن شیرینی ونون و…. رو کم میکردیم یا عادتهای جدید مثل پیاده روی و باشگاه رفتن رو در خودمون ایجاد میکردیم که نتیجه اش رو هم همگی میدونیم وقتی بیخبر بودیم که این عادت از فرمان مغز ناشی میشه حالا هی فرمان مغزی خوردن صادر میشد و ما با اراده نمیخوردیم و این سرپیچی منجر به درگیری ذهنی و اعصاب خوردی و درنهایت خستگی و کم آوردن ما میشد و بعد از اون ما با حرص و ولع ناشی از محدودیت قبلی در خوردن زیاده روی میکردیم و کم کم اون وزن و سایزی که کم کرده بودیم رو دوباره بدست می اوردیم چه بسا بیشتر از قبل😑😑
در مورد ورزش هم این عادتهای جدید ناشی از فرمان مغز نبوده اتفاقا برعکس فرمان مغز ما بهانه آوردن برای ورزش نکردن بوده و همون باشکاه هم بعد از مدتی برامون خسته کننده و عذاب اور میشده چون نتیجه دلچسبی هم برامون نداشته و مثل یو یو(به قول شما)سایز دوباره برمیگشت و رها کردن نتیجه نهایی بود😑😑😑
وقتی در مسیر لاغری با ذهن هستیم به خاطر افکار جدید وباورهای جدید و عدم وجود محدودیتها و سختیهای روشهای قبلی به مرور رفتارهای غذاییت تغییر میکنن و تمام اون عادتهایی که قبلا با هزار ضرب و زور میخواستی ترک کنی خیلی آرام و منطقی و مویرگی تغییر میکنن
در مورد من پرخوری واقعا کم شده و هرجا که دیگه سیر میشم دست از غذا خوردن میکشم
اینقدر که حتی اگه غذایی که برای خودم میکشم اولش ذهنم بگه این که خیلی کمه باهاش نون بخور تا سیر بشی میگم میخورم اگه سیر نشدم آخرش دو تا لقمه نون هم میخورم ودر کمال تعجب میبینم که سیر هم شدم🙂
یا مثلا دیشب من و همسرم یه پرس غذا رو خوردیم و کاملا هم کافی بود برای هر دومون
جالبه که تا همین چند هفته قبل هر وقت غذا کم بود من حتما نون می آوردم و با نون میخوردم و تازگیها نون نمیارم و سیر هم میشم🤗
هله هوله خوری عادت هر روز من بود و لی به طرز شگفت انگیزی با اینکه توی سوپری آشپزخونه هست من میلم نمیکشه🙂
عصرها حتما بعد از خواب باید چای با یه چیز شیرین میخوردم مثل شکلات کیک کلوچه و… الان بیشتر میوه میخورم ولی اگه میلم بکشه هم شکلات میخورم وبین قند و خرما وکشمش و بیسکویت و شیرینی تفاوتی نمیبینم🙂
قبلا بعد از خوردن غذا مخصوصا در مهمانی و دورهمی فشار شکم داشتم ولی الان مدتهاست این احساس رو ندارم🙂
قبلا بعد از کشیدن غذا توی ظرفم و خوردن اون و سیر شدن کامل دوباره میرفتم سراغ قابلمه که دوباره بخورم با این استدلال که پلو خوشمزه بود یا من خیلی دمپختک و…دوس دارم واین عادت مدتیه که دیگه تکرار نمیشه🙂
قبلنا خیلی وقتها هوس شیرینی میکردم ولی الان نه دیگه🙂
و خیلی عادتهای دیگه که الان باید بهشون فکر کنم تا یادم بیاد چون خیلی وقته تغییر کردن
اتفاقی که در سایر روشهای لاغری آرزومون بود که بیوفته ولی بدتر میشد😏