سالها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف میکرد، برمیداشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمهی «میل ندارم» برای من از فتح قلهی اورست سختتر بود. امروز میدونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بیارادگی؛ یکی از همون عادتهای چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.
این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در سه جلسهی قبل دلیلهای بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روشهای لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدیتر میشه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرینهاش رو کامل انجام بده.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد
در این چند سال خیلیها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا دربارهی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیلهای بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب میخورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».
برای خیلیها سخته باور کنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحتتر نشون بدم، راه سادهای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.
یه نیرو در وجود همهی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی سادهترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، میتونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.
🔁 عادتهای چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعهای از عادتهاست
ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادتهای ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.
یه نکتهی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچکس رو چاق نمیکنه. چاقی نتیجهی مجموعهای از عادتهای اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.
سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمیزنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کمکم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سالها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همینطور آرومآروم و بیصدا ساخته میشه.
عادتها فقط آدم رو خراب نمیکنن؛ آدم رو موفق هم میکنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادتها رو تکرار میکنه و یه آدم چاق یه سری عادتهای دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاقها و لاغرها، فرق در عادتهاشونه.
فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست
خیلیها فکر میکنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدمهای متناسب تقریباً همون غذاها رو میخوریم. بعضیها هم فکر میکنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدمهای زیادی رو میدیدم که از من بیشتر میخوردن ولی متناسبتر از من بودن.
حتماً تو هم آدمهایی رو میشناسی که با حسرت بهشون نگاه میکنی و میگی «ببین چقدر میخوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیینکننده است و نه مقدارش. فقط عادتها با هم فرق دارن.

🌱 عادتهای چاق کننده چطور شکل میگیرن؟
عادت یه فکر ساده است که تکرار میشه، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. خیلی از عادتهامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادتهاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادتها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبهخود ساخته شدن.
وقتی بزرگتر شدم، یه سری عادتها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدمهای چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد میگیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفتوآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادتهای خودم اضافه کنم.
حالا سؤال اینه که خود عادتها از کجا میان؟ عادتها از باورها شکل میگیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبهخود عادتهایی در تو شکل میگیره که وضعیتت رو شبیه باورت میکنه.
انسان رو میشه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته میشه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرفهایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانهها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادتها پل بین باور و بدن ما هستن.
مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کمکم عادتهایی در اون شکل میگیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازهی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا میکنه.
در خانوادهای که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن ولی بچهی چهارم متناسبه، برو از همون بچهی چهارم بپرس دربارهی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق میشد.
یکی از همراههای سایت در بخش نظرات یه جملهی خیلی خوب نوشته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همهی عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
یعنی چیزی که در خانوادهها نسلبهنسل منتقل میشه، بیشتر از ژن، باورها و عادتهاست.
🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟
روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار میکردیم؟ میرفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجهی باورها و عادتهامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادتها سر جاشون بودن.
من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادتهام رو کمتر تکرار میکردم، اون هم تا وقتی که میتونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو میرسوند، ذهنم هم مدام سعی میکرد عادتها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته میکرد.
داستان باشگاه رفتن من
یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده بودم و هزینهاش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. میگفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا میرم». در حالی که بقیهی بچههای باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامهشون رو اجرا میکردن.
فرق ما چی بود؟ اونها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش میکردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق میمونم». همین یه باور کافی بود تا همهی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت میرفتم و کمی تغییر میکردم، ولی تا یه هفته نمیرفتم، دوباره همون آدم قبلی میشدم.

🗓️ چرا تصمیمهای «از فردا» جواب نمیده؟
چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمیخورم» یا «از فردا دیگه ریزهخواری نمیکنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبهی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمیزنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.
دلیلش سادهست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچوقت. بنابراین با تصمیم هم نمیشه لاغر شد. راهش تغییر باوره.
«میل ندارم»؛ سختتر از فتح اورست
یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیهی روشها همین دو کلمهست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سختتره.
من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف میکردم و اون میگفت «میل ندارم»، برام خندهدار بود. میگفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام مینویسن که خیلی راحت میتونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادتهاشون خودبهخود تغییر کرده.
از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز میتونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب میشی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون میده که عادت با تصمیم عوض نمیشه.
🧩 چند باور رایج که عادت چاقکننده میسازن
«بعد از ۴۰ سالگی سوختوساز پایین میاد»
خانمهای زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام میدن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون میپرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانمها به ۴۰ سالگی که میرسن، سوختوسازشون پایین میاد و چاق میشن؟». تقریباً همه میگن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همینطور شدیم».
یعنی این جمله رو سالها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادتهایی در اونها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.
«این دارو اشتها رو زیاد میکنه»
کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد میکنه». از همون روز باور شکل میگیره و بعد آدم میگه «از وقتی این قرص رو میخورم، تند تند گرسنهام میشه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا میخورد.
خیلیها پرخوری رو با اشتها اشتباه میگیرن. خیلیها هم میگن هر یکی دو ساعت گرسنه میشن. همهی اینها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار میبره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.
«اگه معدهام خالی باشه سردرد میگیرم»
خیلیها باور دارن اگه غذا نخورن یا معدهشون خالی بمونه، سردرد میگیرن. ولی همین آدمها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون میدونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمیتونه با سردرد اونها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلیها دوباره به همون عادتهای قبلی برمیگردن.
«بدنم شیرینی میکشه»
یکی از عادتهای قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا بهجای قند، شکلات بخورم. اینها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلیها میگن «بدن من شیرینی میکشه». ولی بدن آهنربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی میکشید، چرا بدن خیلی از آدمها اصلاً نمیکشه؟

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟
در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همهی اینها فقط نتیجه رو هدف میگیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادتها خودبهخود عوض میشن و در نهایت بدن هم تغییر میکنه.
این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجههای متفاوتی میگیرن. هر کسی به اندازهای که باورهاش عوض میشه، عادتهاش و بعد بدنش تغییر میکنه. زوری در کار نیست.
چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادتهامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادتها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادتها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی میشه.
👔 لذتی که لاغرها هیچوقت تجربه نمیکنن
ما آدمهایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدمهایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمیدونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.
من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، میدونم این حس چقدر لذتبخشه. چند سال پیش کتی که امروز میپوشم اصلاً به تنم نمیرفت. ولی حالا سایز لارج میپوشم و هر بار که لباس مورد علاقهام رو تنم میکنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت میبرم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادتهای چاق کننده
شناختن فرق عادتهای خودت با عادتهای آدمهای متناسب کمک میکنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.
مرحله اول: عادتهای غذاییت رو پیدا کن
- عادت چیه و به چه رفتاری عادت میگیم؟
- عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستن؟
- فهرستی از عادتهای غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر میکردی باعث چاقیت شده.
سختگیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادتهای من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات میخوردم.
یادت باشه هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست. یه عادت وقتی چاقکننده میشه که باورت دربارهاش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمیتونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر میکردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.
مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»
نگاهت به جملهی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر میتونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضیها خیلی راحت میگن «میل ندارم» ولی تو نمیتونی؟
از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.
اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده میکنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. عادتهای چاق کننده چه عادتهایی هستن؟
رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزهخواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست؛ باور ما دربارهی اون عادته که اون رو چاقکننده میکنه.
۲. عادتها از کجا میان؟
از باورها. وقتی یه جمله رو بارها میشنویم و باورش میکنیم، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیرهی چاقی اینطوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم عادتهام رو ترک کنم؟
چون این عادتها رو با تصمیم نساختی. هیچوقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمیشن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبهخود تغییر میکنه.
۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟
چون بهجای بدن، سراغ باورها و عادتها میره. همونطور که چاقی به خاطر عادتها همیشگی بود، وقتی عادتها عوض بشن، تناسب هم همیشگی میشه.
امتیاز 4.13 از 298 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
من تا اينجا چهار جلسه از فايلهاي تصويري رو ديدم. من با اينكه در كل ادم چاقي نيستم. ولي هميشه مواقع استرس به ويژه موقعي كه امتحان دارم شديداً مجبورم شكلات و شيريني بخورم. چون احساس ميكنم مغزم به گلوكز نياز داره و راحتترين راه براي تأمين گلوكز خوردن شيريني هست با اينكه كاملا واقف هستم كه چقدر ميتونه افزايش ناگهاني قند خون براي بدن مضر باشه. جديدا به خاطر يك امتحان فقط توي مدت يك ماه ٨ كيلو وزن اظافه كردم. هميشه احساس ميكردم قند خونم كه پايين مي افته دچار سردرد و لرزش دستها و عرق كردن ميشم. الان هر وقت احساس ميكنم اين علائم داره شروع ميشه. يه مدت كوتاه تمركز ميكنم و به خودم ميگم بدنم ميتونه گلوكز مورد نيازش رو از چربي بدن تأمين كنه. همين چند دقيقه تمركز باعث ميشه كمتر نياز به ريزه خواري داشته باشم و در كنارش يه دمنوش معمولي يا چايي ميخورم. به نظرم تا حالا اين فايلهاي لاغري با ذهن خيلي كمك كننده بوده، واقعاً ادم رو به فكر ميندازه. من هميشه نگران بودم كه دوباره با يه استرس جديد چاق ميشم. الان بيشتر دارم روي اين تمركز ميكنم كه خودم ميتونم پرخوري ناشي از استرس رو كم كنم.
به نكته خيلي كليدي در مورد عادتها اشاره كرديد. من دارم سعي ميكنم عادتهاي بد رو شناسايي كنم و به جاش عادتهاي خوب رو جايگزين كنم كه البته خيلي هم كار آسوني نيست.
بايد اشاره كنم كه در مورد فرمولهاي ذهني باهاتون ١٠٠٪ موافقم. من خودم دستيار رشته روانپزشكي هستم و بايد بگم كه ثابت شده كه با رواندرماني ساختار مغز رو ميشه تغيير داد يا همين طور كه شما گفتيد فرمولهاي ذهني رو ميشه عوض كرد. هزار بار ممنونم از ويدئوهاي فوق العاده تون.
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استادمهربان ودوستان لا غری باذهن وخداراشکرمی کنم که مراودوستانم دراین راه یاری می کندواین راه بی دردسررا به ما نشان داد.دراین جلسه یاد گرفتم که رفتارهای اشتباه باعث عادتهای غلط ما میشودودر نتیجه باعث چا قی جسم ما مشود .یکی ازعادت کلوچه با دمنوش می خوردم ودرحد سیر شدن .دوم وقتی گرسنه میشدم تندتند غذا میخوردم .سوم تنها دوست ندارم غذا بخورم ومنتظر آمدن اهل خانواده می مانم وخیلی گرسنه میشم ودرنتیجه غذا زیاد می خو ردم.ودرضمن دریکی ازکتابهای طب سنتی خواندم که نوشته بود درقران آمده است نهار جز وعده غذایی نیست .ومن مدتی است نهار نمی خورم بجز روزهای جمعه وروزی که مهمان دارم یا برعکس.چهارم روزهایی که بادوستان پکنیک می رم غذا زیاد میخو م .وخدا راشا کرم ازروزی که فایلها را گوش می کنم .با ولع سرسفره نمی روم ومواظب رفتارم هستم .وبه راحتی می گویم میل ندارم.
نشان های دریافت شده
سلام
رو همگی بخیر
فایل جلسه ی چهارم رو چندین با گوش دادم ومتوجه شدم منم عادتهای نادرستی دارم
یکیش اینه که من هروقت باخاهرم میرم بیرون واسه خریدبااینکه کامل غذامو خوردم و سیر هستم همینکه بوی غذارو استشمام میکنم یا می بینم هوس خوردن میکنم وسریع حتی اگه شده یه نان کوچک هم باشه میخورم وبعدش عذاب وجدان میگیرم
دومیش اینه که وقتی سرسفره هستیم و همه سیرشدیم اگه فقط یه کم ازغذا بمونه میگم حیفه دورنریزم میخورمش انگارمعده ی بیچاره ی من…..
ولی برام سوال شده چرا من بااینکه چهارجلسه رو گوش دادم وبه تمریناشم عمل کردم هنوزتغیری در رفتارم مشاهده نکردم ولی خیالم راحته که میتونم وموفق میشم واحساس خیلی نسبت به خودم خوب شده و دارم تمرین سپاسگذاری میکنم البته همش یادم میرفت بابت هرچیزی سپاسگذارباشم ولی الان خیلی بهترشدم خداروشکرمیکنم که منو به این راه هدایت کرد
همه تونو دوست دارم درپناه خدا
نشان های دریافت شده
گر صبر کنی زغوره حلوا سازیم…
منم در ابتدای راه هستم و سعی میکنم فایل ها رو به دقت و چندبار گوش بدم و تمرینات رو انجام بدم
حتی با خوندن بعضی از کامنت دوستان این سوال به ذهنم اومد که پس چرا من خیلی تغییر نداشتم
بعد خودم جواب ذهن عزیزم رو دادم😅
بخاطر اینکه چاقی یا به عبارتی عادت ها و رفتارها و باورهای اشتباه و فرمول های چاق کننده من ۴ روزه نیستند و قدمت طولانی دارند، من این عادت ها رو حداقل ۳۰سال تکرارشون کردم و چاقی با قدمت ۳۰ سالهبا اضافه وزن حداقل ۳۰ کیلویی برای خودم رقم زدم، پس نباید توقع داشته باشم در عرض چند روز تمام عادت ها و باورهای اشتباه رو شناسایی و ترک کنم، نیاز به تمرین و یادگیری و آموزش و تکرار بیشتر هست، نیاز به زمان بیشتر هست
فقط نباید ناامید بشیم و ادامه بدیم💪
نشان های دریافت شده
سلام اقاي عطار روشن ببخشيد من وقتي ناراحت و بي حوصله يا عصباني ميشم خيلي پرخوري ميكنم و احساس ميكنم خوردن حالم بهتر ميشه ولي بعد كه آروم ميشم عذاب وجدان ميگيرم ميشه راهنماييم كنيد تو در اين شرايط بايد چيكار كنم
نشان های دریافت شده
عادت به پرخوری در مواقعی که عصبی میشیم یا همون اسم یا بهونه ی قشنگی که ما چاق ها روش گذاشتیم پرخوری عصبی، در نتیجه عادت ها و باورهای اشتباه ما هست
وقتی یه باور اشتباه داشته باشیم،بصورت ناخودآگاه عادت های ما هم بر اساس همون باور شکل میگیره که در نتیجه جسم ما رو برامون رقم میزنه درست شبیه آیینه
نشان های دریافت شده
salam be hamegi be khosoos ostade aziz….alan 2 rooze ba in dore ashna shodam..kehili jalebe….man ba ghanoon jazb kami ashnaii dashtam vali hich vaght fekr nakarde boodam chetor mishe ba taghiire bavarha be vazne delkhah resid…kheili jalebe ke ba site shoma barkhord kardam….kheili khoshhalam ke mikham be vazne eide alam beresam…
نشان های دریافت شده
سلام و خدا قوت
استاد یه سوال مهم دارم که برای من خیلی خیلی مهمه .من این فایل شما رو چند بار گوش دادم . من احساس گرسنگی کاذب رو در گلو احساس میکنم . یعنی وقتی واقعا گرسنه ام که خب مثل همه هستم ولی وقتی گرسنه نیستم و اصلا تازه چیزی خوردم ولی توی گلوم احساس گرسنگی دارم که انقدر فشار میده و تمرکزم رو میگیره که باید تسلیم بشم و هی ریزه خواری کنم . درموردش تحقیق هم کردم که مربوط میشه به علم نورولوژی ( مغز و اعصاب ) ولی دکترش رو نرفتم و دارو هم نخوردم . شاید علتش استرس کاریه چون صبحها که سر کار هستم این وضعیت رو دارم . برای این کار چگونه باید عمل کنم جزء عادتم نیست واقعا گلوم فشار میاره .خواهش میکنم جواب بدید .
سپاسگذارم.
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
بنظرم استاد جواب شما رو توی همین فایل ۴ دادند، مسئله شما همانند همان مسئله ی سردرد هست که استاد عرض کردند…
نشان های دریافت شده
سلام به استاد خوبم
وسلام به دوستان سرزمین لاغرها
بعد از گوش کردن به فایل چهارم در یافتم من هم مثل سایر شما دوستان عادت های چاقی دارم و شروع کردم به فکر کردن چند روزی رفتارهای خودم بررسی کردم و فهمیدم عادت های که منو چاق کرده چیا هست این عادت ها عبارت از:
1 – پرخوری
2 – تند خوردن غدا
3 -خوردن غذا در حالی که سیرم
4 -در مورد غذا و خورکی اصلا نمی تونم نه بگم یا بگم میل ندارم
5 – خیلی به خوردن و غذاهای جور واجور فکر می کنم
6 – ریزخواری و خوردن تنقلات
7 – نوشیدن مایعات وسط غذا
8- خواب بعد از غذا
9 – بیدار موندن تا صبح و خوردن غذا و تنقلات در این مدت بیداری
10 – اعتیاد به گوشی و اینترنت که ساعت ها منو بی تحرک یکجا نگه میداره
11 – ورزش نکردن بخاطر اینکه تنبلیم میاد و هی میگم از فردا شروع می کنم ولی هیچ وقت این فردا نیومده
12 – خوابیدن زیاد در طول روز
13 – نگاه نکردن به خودم و اندامم در آینه
14 – نرسیدن به نقطه عطف و تلاش نکردن برای رهای از این شرایط سخت
تا اینجا که فهمیدم و خودم آنالیز کردم اینا بوده در طی چند روز شایدم بیشتر باشه ولی باید بیشتر رو خودم تمرکز کنم. ولی اینو میدونم من از این به بعد عاشق خودم هستم و دوست دارم واسه تناسب شدم خودم تلاش کنم فکر می کنم به نقطه عطف رسیدم و واقعا از این شرایط خسته شدم. من مرجان مسئولت چاقی خودم به عهده گرفتم پس مسئولت لاغری خودمم به عهده میگیرم و از این به بعد تلاش می کنم عادت های چاقی رو با عادت های لاغری عوض کنم ولی روش تعویض این کارو هنوز نمیدونم استاد عزیزم امیدوارم شما به من اموزش بدهید و من هم نتیجه دلپذیری از این روش بگیرم و بشوم یکی از شگفتی های دوره لاغری ذهنی شما. بازم از شما استاد گرامی کمال تشکر دارم همچنین از همکاران شما که در این راه به شما و ما کمک می کنند تشکر و سپاس می کنم. به امید رسیدن به رویاهای قشنگمون. من می توانم و توانمند هستم. من عاشق خودم هستم. من با خودم آشتی کردم از خودم و هیکلم دیگه متنفر نیست و میدونم میتونم این هیکل درستش کنم و ازش لذت ببرم.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و همه دوستان ، اول بگم که من به هر حال تا آخر هستم ، امامن ۶۳ ساله دارم.
من فقط ۵۶ کیلو وزن و ۱۴۸ سانت قد دارم ، اصلا از ریزه خواری متنفرم ، اگه موقع غذا پختن ،کسی هم ناخنک بزنه من اوقاتم تلخ میشه ، چه رسد که خودم ناخنک بزنم ، کم غذا هستم ، باید وزنم ۴۸ یا حد اکثر ۵۰ باشه ، من فقط شکمم بزرگ شده ……هر چه فکر میکنم ، اهل شیرینی و چای زیاد و اینها هم ، به مقدار تا متعادل نیستم ، اما گویی هرچه میخورم ، میشود چربی شکم ، چه کنم استاد ؟ فکر کنم اگر چربی شکم را از من جدا کنند حداکثر وزنم بشود ۵۰یا ۵۱ ، یه جورایی دارم نا امید میشم … ، یعنی باید از این هم کمتر بخورم ، تحرک بدنی من هم نسبت به اکثر خانمهای هم سنم بیشتره ، خودم خرید میکنم ، پیاده ، که مجبور به حرکت باشم با موزیک تو خونه میرقصم که ورزش کرده باشم چون حقیقتا ورزش مستمر ندارم…اگه ممکنه من رو راهنمایی کنید……..با سپاس بی پایان
نشان های دریافت شده
دوست عزیزم
جسارتا به نظرم باید فایل های ۱ تا ۴ رو مجدد گوش کنید تا به درک عمیق تر و بهتری از حرف های استاد عزیز کسب کنید.
موفق و مانا باشید
نشان های دریافت شده
سلام خدمت شما استاد گرامی
من ۱۲ روز پیش فایل جلسه ۴ رو گوش کردم و همش تو فکر بودم تا ب جواب تمرین برسم احساس کردم نیازه بازم گوش کنم و امروز دوباره گوش کردم و از همون روز اول وقتی ک سیر میشم میگم میل ندارم و خداروشکر از این بابت اصلا اذیت نمیشم، دیگه پرخوری نمیکنم و باورها و عادت های اشتباهمو پیدا کردم:۱-من همیشه بعد از سیر شدن باز هم غذا میخوردم خیلی زیاد.
۲-در طول روز زمانهایی ک حتی گرسنه نبودم سراغ یخچال میرفتم و میوه میخوردم یا هرچیز دیگه.
۳-مهم ترین باور اشتباه من این بود که همه بعده ازدواج چاق میشن.
استاد ازتون ممنونم ک وقت میزارین برامون.
تا الان که من به جلسه چهارم شما گوش دادم احساس درگیری تو ذهنم میکنم که کشمکشی ایجاد شده استاد.
الان میدونم که اگه سیر هستم دلیل نمیشه چیزی بخورم ولی اگه با سیر بودنم میوه ای یا چای بخورم دلیل به اینکه فرمول ذهنم هنوز اشتباهه نیست؟ درسته؟ البته نه اینکه همیشگی باشه.
یعنی الان با این فکر که با غذا خوردن ساعت ۹ شب و ورزش نکردن چاق میشم دیگه تو ذهنم نیست بلکه زمان گشنگی باید غذا خورد و خب ذهنم باید به سمت لاغری بره… بسوزونه درواقع
و یکی از عادت هام این بود که هرچیز خوشمزهوای باید خورده بشه و تو یخچال نمونه زود تموم بشه. اما الانومیدونم این طرز فکر فرمول چاقی هستش
نشان های دریافت شده
دوست عزیز
درسته که ما هنوز یوقتهایی پیش میاد که با وجود اینکه سیر هستیم و بازم هم دلمون میخوت چای یا میوه یا هر ماده غذایی رو بخوریم، بله این بخاطر همون عادت های اشتباه ماست، مثلا شخصی که یه چاقی با قدمت ۱۰ ساله یا بیشتر داره یعنی اینکه با همین قدمت باورها و عادت های اشتباه داشته که اینا نیاز به شناسایی، آموزش،تمرین و تکرار و استمرار داره که تغییر کنه و عوض بشه، و یک شبه و با ۴تا فایل گوش کردن تنها بدست نمیاد، مثل شوک یکدفعه و شانسی و تصادفی و اتفاقی نیست، بلکه یه هنر و اکتسابی هست
منم با اینکه سعی میکنم فایل ها رو بخوبی گوش و درک کنم و تمرینات رو در حد توانم بخوبی انجام بدم و اینجا به اشتراک بگذارم، اما بازم رفتارها اشتباه ناشی از همون عادت های اشتباه از من سر میزنه و این در ابتدای مسیر کاملا طبیعی هست
مهم اینه که ما متوجه اشتباه هاتمون شدیم
متوجه علت اصلی چاقی مون شدیم
متوجه باورها و عادت های اشتباه مون شدیم
و حالا نباید ناامید بشیم و زود ناراحت بشیم، فقط تلاش کنیم و ادامه بدیم و ادامه بدیم تا کم کم خودمون متوجه تغییر عادت ها و رفتارهامون میشیم و به نتیجه دلخواه مون براحتی می رسیم…
سلام به همگی
تا قبل از خوندن کامنت دوستان فکر می کردم که من عادت غلطی ندارم ، اما حالا متوجه شدم که من بیشتر زمانم رو در محل کلرم هستم و اصلا اونجا اشتیاقی به خوردن ندارم و در عوض وقتی شب برای شام دور میز میشینیم ، با این حس که از صبح چیزی نخوردم می خوام تلافی کنم
من صبحانه نمی خورم و علاقه زیادی به بیسکویت دارم و عادت بدی که دارم باید تا ته بسته رو بخورم تا خیالم راحت بشه ?
من فقط شب ها چایی می خورم اونم دوتا لیوان و باید داغ داغ باشه و به این خاطر با هر لیوان ۳ تا قند بزرگ می خورم و کشفی که کردم اینه که همیشه دنبال درشترین قندها میرم
و عادت مضر دیگه اینه که با وجود درک پیام سیری ، باز هم به خوردن ادامه میدم ?