0

عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

سال‌ها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف می‌کرد، برمی‌داشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمه‌ی «میل ندارم» برای من از فتح قله‌ی اورست سخت‌تر بود. امروز می‌دونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بی‌ارادگی؛ یکی از همون عادت‌های چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.

این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در سه جلسه‌ی قبل دلیل‌های بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روش‌های لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدی‌تر می‌شه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرین‌هاش رو کامل انجام بده.

🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد

در این چند سال خیلی‌ها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا درباره‌ی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیل‌های بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب می‌خورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».

برای خیلی‌ها سخته باور کنن که با قدرت ذهن می‌شه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر نشون بدم، راه ساده‌ای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.

یه نیرو در وجود همه‌ی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، می‌تونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.

🔁 عادت‌های چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعه‌ای از عادت‌هاست

ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادت‌های ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.

یه نکته‌ی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچ‌کس رو چاق نمی‌کنه. چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عادت‌های اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.

سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمی‌زنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کم‌کم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سال‌ها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همین‌طور آروم‌آروم و بی‌صدا ساخته می‌شه.

عادت‌ها فقط آدم رو خراب نمی‌کنن؛ آدم رو موفق هم می‌کنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادت‌ها رو تکرار می‌کنه و یه آدم چاق یه سری عادت‌های دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاق‌ها و لاغرها، فرق در عادت‌هاشونه.

فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست

خیلی‌ها فکر می‌کنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدم‌های متناسب تقریباً همون غذاها رو می‌خوریم. بعضی‌ها هم فکر می‌کنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدم‌های زیادی رو می‌دیدم که از من بیشتر می‌خوردن ولی متناسب‌تر از من بودن.

حتماً تو هم آدم‌هایی رو می‌شناسی که با حسرت بهشون نگاه می‌کنی و می‌گی «ببین چقدر می‌خوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیین‌کننده است و نه مقدارش. فقط عادت‌ها با هم فرق دارن.

منطق ذهن چاق

🌱 عادت‌های چاق کننده چطور شکل می‌گیرن؟

عادت یه فکر ساده است که تکرار می‌شه، تکرار می‌شه و تبدیل می‌شه به عادت. خیلی از عادت‌هامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادت‌هاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادت‌ها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبه‌خود ساخته شدن.

وقتی بزرگ‌تر شدم، یه سری عادت‌ها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدم‌های چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد می‌گیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفت‌وآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادت‌های خودم اضافه کنم.

حالا سؤال اینه که خود عادت‌ها از کجا میان؟ عادت‌ها از باورها شکل می‌گیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبه‌خود عادت‌هایی در تو شکل می‌گیره که وضعیتت رو شبیه باورت می‌کنه.

انسان رو می‌شه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته می‌شه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرف‌هایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانه‌ها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادت‌ها پل بین باور و بدن ما هستن.

مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کم‌کم عادت‌هایی در اون شکل می‌گیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازه‌ی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا می‌کنه.

در خانواده‌ای که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن ولی بچه‌ی چهارم متناسبه، برو از همون بچه‌ی چهارم بپرس درباره‌ی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق می‌شد.

یکی از همراه‌های سایت در بخش نظرات یه جمله‌ی خیلی خوب نوشته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه‌ی عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

یعنی چیزی که در خانواده‌ها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شه، بیشتر از ژن، باورها و عادت‌هاست.

🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟

روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار می‌کردیم؟ می‌رفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجه‌ی باورها و عادت‌هامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادت‌ها سر جاشون بودن.

من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادت‌هام رو کمتر تکرار می‌کردم، اون هم تا وقتی که می‌تونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو می‌رسوند، ذهنم هم مدام سعی می‌کرد عادت‌ها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته می‌کرد.

داستان باشگاه رفتن من

یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کرده بودم و هزینه‌اش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. می‌گفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا می‌رم». در حالی که بقیه‌ی بچه‌های باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامه‌شون رو اجرا می‌کردن.

فرق ما چی بود؟ اون‌ها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش می‌کردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق می‌مونم». همین یه باور کافی بود تا همه‌ی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت می‌رفتم و کمی تغییر می‌کردم، ولی تا یه هفته نمی‌رفتم، دوباره همون آدم قبلی می‌شدم.

عادت‌های چاق کننده

🗓️ چرا تصمیم‌های «از فردا» جواب نمی‌ده؟

چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمی‌خورم» یا «از فردا دیگه ریزه‌خواری نمی‌کنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبه‌ی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمی‌زنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.

دلیلش ساده‌ست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچ‌وقت. بنابراین با تصمیم هم نمی‌شه لاغر شد. راهش تغییر باوره.

«میل ندارم»؛ سخت‌تر از فتح اورست

یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیه‌ی روش‌ها همین دو کلمه‌ست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سخت‌تره.

من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «میل ندارم»، برام خنده‌دار بود. می‌گفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام می‌نویسن که خیلی راحت می‌تونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادت‌هاشون خودبه‌خود تغییر کرده.

از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز می‌تونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب می‌شی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون می‌ده که عادت با تصمیم عوض نمی‌شه.

🧩 چند باور رایج که عادت چاق‌کننده می‌سازن

«بعد از ۴۰ سالگی سوخت‌وساز پایین میاد»

خانم‌های زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام می‌دن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون می‌پرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانم‌ها به ۴۰ سالگی که می‌رسن، سوخت‌وسازشون پایین میاد و چاق می‌شن؟». تقریباً همه می‌گن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همین‌طور شدیم».

یعنی این جمله رو سال‌ها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادت‌هایی در اون‌ها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.

«این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه»

کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه». از همون روز باور شکل می‌گیره و بعد آدم می‌گه «از وقتی این قرص رو می‌خورم، تند تند گرسنه‌ام می‌شه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا می‌خورد.

خیلی‌ها پرخوری رو با اشتها اشتباه می‌گیرن. خیلی‌ها هم می‌گن هر یکی دو ساعت گرسنه می‌شن. همه‌ی این‌ها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار می‌بره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.

«اگه معده‌ام خالی باشه سردرد می‌گیرم»

خیلی‌ها باور دارن اگه غذا نخورن یا معده‌شون خالی بمونه، سردرد می‌گیرن. ولی همین آدم‌ها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون می‌دونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمی‌تونه با سردرد اون‌ها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلی‌ها دوباره به همون عادت‌های قبلی برمی‌گردن.

«بدنم شیرینی می‌کشه»

یکی از عادت‌های قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا به‌جای قند، شکلات بخورم. این‌ها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلی‌ها می‌گن «بدن من شیرینی می‌کشه». ولی بدن آهن‌ربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی می‌کشید، چرا بدن خیلی از آدم‌ها اصلاً نمی‌کشه؟

خطاهای مغز چاق

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟

در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همه‌ی این‌ها فقط نتیجه رو هدف می‌گیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادت‌ها خودبه‌خود عوض می‌شن و در نهایت بدن هم تغییر می‌کنه.

این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجه‌های متفاوتی می‌گیرن. هر کسی به اندازه‌ای که باورهاش عوض می‌شه، عادت‌هاش و بعد بدنش تغییر می‌کنه. زوری در کار نیست.

چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادت‌هامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادت‌ها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادت‌ها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی می‌شه.

👔 لذتی که لاغرها هیچ‌وقت تجربه نمی‌کنن

ما آدم‌هایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: می‌تونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدم‌هایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمی‌دونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.

من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، می‌دونم این حس چقدر لذت‌بخشه. چند سال پیش کتی که امروز می‌پوشم اصلاً به تنم نمی‌رفت. ولی حالا سایز لارج می‌پوشم و هر بار که لباس مورد علاقه‌ام رو تنم می‌کنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت می‌برم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌های چاق کننده

شناختن فرق عادت‌های خودت با عادت‌های آدم‌های متناسب کمک می‌کنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.

مرحله اول: عادت‌های غذاییت رو پیدا کن

  • عادت چیه و به چه رفتاری عادت می‌گیم؟
  • عادت‌های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستن؟
  • فهرستی از عادت‌های غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر می‌کردی باعث چاقیت شده.

سخت‌گیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات می‌خوردم.

یادت باشه هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست. یه عادت وقتی چاق‌کننده می‌شه که باورت درباره‌اش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمی‌تونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر می‌کردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.

مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»

نگاهت به جمله‌ی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر می‌تونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضی‌ها خیلی راحت می‌گن «میل ندارم» ولی تو نمی‌تونی؟

از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.

اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده می‌کنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.

در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیق‌تر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. عادت‌های چاق کننده چه عادت‌هایی هستن؟

رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزه‌خواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست؛ باور ما درباره‌ی اون عادته که اون رو چاق‌کننده می‌کنه.

۲. عادت‌ها از کجا میان؟

از باورها. وقتی یه جمله رو بارها می‌شنویم و باورش می‌کنیم، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیره‌ی چاقی این‌طوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.

۳. چرا با تصمیم گرفتن نمی‌تونم عادت‌هام رو ترک کنم؟

چون این عادت‌ها رو با تصمیم نساختی. هیچ‌وقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمی‌شن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبه‌خود تغییر می‌کنه.

۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟

چون به‌جای بدن، سراغ باورها و عادت‌ها می‌ره. همون‌طور که چاقی به خاطر عادت‌ها همیشگی بود، وقتی عادت‌ها عوض بشن، تناسب هم همیشگی می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 298 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11424
425 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار azar mahboob
      ۱۳۹۸/۰۷/۱۵ ۱۵:۰۶
      مدت عضویت: 2587 روز
      امتیاز کاربر: 621 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      سلام به همه دوستان خوب سرزمین لاغری با قدرت ذهن
      من از اول مهر ماه ۹۸ شروع به گوش کردن فایل های رایگان لاغری با قدرت ذهن کردم و فقط فایل ها رو چندین بار گوش کردمو تمریناتشم هر از گاهی انجام میدادم تا تصمیم گرفتم از اول شروع کنم و فایل هارو گوش کنم و تمریناتشو مرتب انجام بدم و نظرات دوستان رو بخونم تا امروز که ۱۵ مهر ماه هست که تمرینات جلسه چهارم رو انجام میدم و در شرایطی قرار گرفتم که مجبور شدم خودمو وزن کنم و دیدم از وزن ۷۸کیلو به وزن۷۳رسیدم باورم نمیشد با اینکه کار خاصی انجام ندادم و فقط پیاده روی رفتم و فایل ها رو گوش کردم و وزن کم کردم خدا رو شکر میکنم که در این مسیر درست قرار دارم .ذهن ناخود آگاهم چه کرده ٬من اطمینان دارم لاغر شدن آسانترین کار دنیاست و من میتونم از وزن ۷۳ به وزن۶۰ کیلو برسم و در این مسیر دست از تلاش برنمیدارم .من میتونم با قدرت ذهنم لاغر بشم و لاغر بمونم
      تمرینات جلسه چهارم
      شناسایی عادتها
      بدترین عادتم اینه که دائم جلوی یخچالم و در حال خوردن هر چیزی
      شامو زیاد میخورم و پرخوری میکنم بدون اینکه حتی گرسنه باشم
      علاقه ی زیاد به سیرینی دارم و تنقلات هم زیاد میخورم
      باور اینکه اگه تنها غذا بخورم و نگاه کسی روم نباشه نمیتونم خوردنمو کنترل کنم
      بدون اینکه گرسنه باشم ٬فقط به خاطر اینکه وقت ناهار یا شامه غذا میخورم
      از امروز در مواقعی که پر خوری به حساب میاد میگم میل ندارم البته خیلی وقته که دارم این تمرین رو انجام میدم و خیلی کمکم کرده که در مسیر تناسب باشم.
      از امروز به جای پر خوری کردن و از سر بیکاری غذا خوردن لذتهای دیگه رو جایگزینش میکنم مثل لذت پیاده روی یا خوندن مطالب سایت و فکر کردن به اینکه بتونم لباسای دلخواهم رو بپوشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عالیه هاشمی
      ۱۳۹۸/۰۷/۱۳ ۲۲:۲۲
      مدت عضویت: 2615 روز
      امتیاز کاربر: 6475 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,659 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      من یک بار ۱۲ جلسه رایگان رو کامل طی کردم و تمریناتشو در دفترم انجام دادم ولی آنقدر مشتاق و علاقه مند شدم که تصمیم گرفتم برای بار دوم دوره رایگان رو از اول شروع کنم و این بار تمرینات هر جلسه رو در سایت بنویسم و انجام بدم چون استاد اسرار و تاکید بر انجام تمرینات در سایت داشتن

      به خواست خدا الان جلسه چهارم هستم

      اولش فکر میکردم که انجام تمرینات هست که مهمه و فرقی نمیکنه که در دفتر خودم انجام بدم و بنویسم یا توی سایت بنویسم ولی الان میفهمم که واقعا نظر استاد درسته

      سری جدید که از جلسه اول دوره رایگان رو دوباره شروع کردم برای هر جلسه ۵ الی ۶ روز وقت می زارم هر روز یکی دو بار فایلها رو گوش میدم و حتما نظرات دوستان رو می خونم و تمرینات رو در سایت انجام میدم واقعا تاثیرش خیلی بیشتر شده

      دوستان این موضوع به نظر خیلی ساده و بی اهمیت هست ولی میتونه تاثیر دوره رو چندین برابر کنه حتما تمریناتتون رو تو سایت انجام بدین و حتما نظرات دوستان رو بخونین

      ?به من که عالی کمک کرده?

      طوری که دیروز رفتم با خانواده باغ دختر داییم که چند وقت ندیده بودمش بهم گفت عالیه دوباره رژیم داری گفتم نه? گفت ای کلک حتما رژیم داری آخه به نظرم از اون دفعه که دیدمت یک کم جمع شدی خیلی خوشحال شدم گفتم نمیدونم خودمو وزن نکردم و نمیکنم

      با خودم گفتم دیگه ترازو ملاک لاغر شدنم نیست بلکه حال خوبم هست آرامش و آسایشم هست که ملاکم شده تا وقتی در آرامش هستم میدونم در مسیر درستی قرار دارم و تو این مسیر صد در صد به هدفم یعنی ۶۰ کیلو گرم میرسم ولی آنقدر این آرامش برام لذت بخشه که دیگه خیلی به لاغر شدن توجه نمیکنم و بیشتر توجهم به لذت بردن از مسیر لاغری با ذهن هست

      تفریح روزانه ام شده فایل گوش دادن و نوشتن در دفترم چند جمله زیبا و انرژی بخش هم برای خودم انتخاب کردم که هر روز در دفترم بارها می نویسم و با خودم تکرار میکنم یکی از این جمله ها این هستش
      ??? لاغر شدن آسانترین کار دنیاست??? واقعا از این جمله لذت میبرم

      من به نوشتن علاقه زیاد دارم و وقتی میخوام شروع کنم به نوشتن درست نمیدونم چی میخوام بنویسم ولی همین که شروع میکنم جملات بهم القا میشه و وقتی روی کاغذ میاد احساس خوبی بهم میده این تجربه رو به دوستان هم توصیه میکنم اینو می تونین تجربه کنین و ازش لذت ببرین و حالتون رو باهاش خیلی بهتر کنید

      استاد عزیز جلسه چهارم شما خیلی عالی بود واقعا چقدر ذهن آدمها جالب طراحی شده خدای مهربانم چقدر زیبا و دقیق ذهن انسان رو طراحی کرده و چقدر انسان میتونه احساس قدرت کنه وقتی بتونه به ذهنش تسلت پیدا کنه
      من خیلی کتابها خوندم در مورد ذهن و تسلت بر ذهن ولی هیچ کدوم اینقدر ساده و دقیق کار ذهن رو توجیه نکرده من میدونستم که باورهای ذهنیم مشکل داره ولی روش کارش رو نمیدونستم نمی فهمیدم روند کاری ذهن چطوری هست که باورها به این صورت و با این قدرت می تونن در بدن تغییرات ایجاد کنن

      تفکرات € باورها € رفتار € تکرار رفتار € عادت € جسم (نمایش ظاهری در زندگی و جسم)

      واقعا عالی بود هر بار که فایلها رو دوباره و دوباره گوش میدم نکته جدیدی رو توش متوجه میشم و با خودم فکر میکنم چطور سری قبلی این نکته رو نفهمیدم برام خیلی جالبه?

      خوب حالا انجام تمرین جلسه چهارم:
      گفتین که عادات چاق کننده خودتون رو پیدا کنید و بنویسید من یک هفته سعی کردم روی عاداتم تمرکز کنم چندین مورد پیدا کردم که البته در طی این مسیر تا الان خیلی از آنها کمرنگ تر شده

      ? عادت پر خوری : که طی این مدت که دارم در مسیر لاغری با ذهن پیش میرم خیلی کمتر شده و خوشحالم و میدونم که روز به روز کمتر میشه و روزی می رسه که دیگه این عادت من کاملا از بین می ره ? عادت ریزه خواری : من سالهاست که هر روز از عصر تا آخر شب مشغول ریزه خواری هستم و فکم مدام در حال جنبیدن هستش و اصلا کار نداشتم که سیرم یا گشنمه مدام در حال خوردن شکلات لواشک میوه …….. تا موقع شام ، شامم هم با اینکه سیر بودم کامل میخوردم و البته این رو بگم که این روال مال موقع هایی بود که رژیم نداشتم و وقتی رژیم بودم دیگه در تحریم بودم و طبق برنامه پیش میرفتم

      ? عادت داشتم حتما عصرها تا از خواب بعد الظاهر بیدار میشدم چای درست میکردم و با شکلات و شیرینی و کیک نوش جان میکردم? این عادت هر روزه خانواده ما بوده و هست البته موقع رژیم چای رو فقط با دوتا خرما میخوردم البته من اکثر اوقات زندگیم تو رژیم بودم

      ? ترس از مواد غذایی : فکر کنم این عادت رو تمامی تپلها دارن و چقدر این عادت زجر آوره دوستش داری عاشقشی ولی در عین حال ازش متنفری چون تو رو چاق و زشت میکنه و وقتی میخوری این دوتا حس در کنار هم میاد سراغت و با هم شروع به جدال میکنن و تمام اعصاب و روان رو داغون میکنن دیوانت میکنن

      ولی از وقتی من در مسیر لاغری با ذهن هستم دیگه در آرامشم دیگه این احساس رو تجربه نمیکنم با لذت آنچه که میخواهم میخورم و سعی میکنم با آرامش بخورم و از طعم چیزی که میخورم لذت ببرم

      گاهی همین طور که در چشیدن طعم خوراکی که میخورم غرق هستم و لذت میبرم با خودم میگم خدایا این چقدر خوشمزه هست من سالهاست دارم این خوراکی رو میخورم ولی هیچ وقت اینطور از خوردنش لذت نبردم و این طعم خوشمزه رو نفهمیدم همیشه به خاطر ترس از خوراکی ها و احساس گناه خوراکی مورد علاقه ام رو میبلعم
      بعد سالها تازه من فهمیدم که مثلا شکلات چقدر خوشمزه و لذت بخشه همیشه خیلی سریع شکلات رو دهان می گذاشتم میجویدم و قورت میدادم و درست طعمش رو نمی فهمیدم و آنقدر لذتی نمیبردم
      ولی الان با آرامش ( با این فکر که شکلات به وفور برای من هست و من هر چقدر که میخواهم میتوانم بخورم و از طعمش لذت ببرم پس هیچ عجله ای برای سریع خوردن آن ندارم ) شکلات رو در دهنم می زارم آرام میخورم طوری که با بزاقم ترکیب بشه و طعم ش رو با تمام وجود حس کنم و لذت ببرم وقتی این قدر از یک شکلات لذت میبرم همون یک دونه هم به من رضایت کامل میده و باعث میشه تو شکلات خوردن زیاده روی نکنم

      ? یکی دیگه از عادتها خوردن هنگام تماشای تلوزیون هستش

      ? تند غذا خوردن: این عادت سالهاست همراه من بوده ولی از زمانی که در مسیر لاغری با ذهن هستم خیلی این عادت بهتر شده و متوجه شدم که با آرام خوردن لذت بیشتری از طعم خوراکی میبرم

      ? یکی دیگه از عادتها اینه که باید آنقدر زیاد بخورم که دیگه معدم جا نداشته باشه

      ? عادت خورن در هنگام استرس ، ناراحتی ، عصبانیت، شادی ، تفریح
      یعنی در واقع خوردن احساسی دارم ولی طی این مسیر کم رنگ تر شده و این منو خوشحال میکنه

      ? یکی دیگه از عادتهام اینه که موقع استراحت باید بخورم مثلا من عادت دارم موقع استراحت کتاب زیاد میخونم پس یکی از تفریحاتم که زیاد بهم حال میده این بود که یک ظرف پر خوراکی کنم و کتابم رو بردارم برم روی مبل بنشینم و کتاب بخونم و خوراکی بخورم احساس لذت و خوشایندی بهم میداد ( ولی احساس گناه از خوردن تمام این لذت و خوشی من رو خراب میکرد )

      ? یک عادت چاق کنندم اینه که وقتی از بیرون میام خونه لباس عوض نکرده تو آشپزخونه هستم و در حال ناخنک زدن و خوردن خوراکی هستم چون اول باید یک چیزی بخورم بعد بدم لباس عوض کنم ولی طی این مدت میشه بگی خیلی کم پیش میاد که این اتفاق بیفته و این واسه من عالیه

      ? یک عادت چاق کننده دیگه که دارم که شوهر و پسرم هم همین طور هستن اینه که وقتی با ماشین میریم مسافرت تو ماشین از لحظه حرکت باید شروع کنیم به خوردن شکلات چای کیک پفک شیرینی
      هنوز حرکت نکرده شوهرم میگه چای بریز عیال من میگم مهلت بدین از شهر خارج بشیم بعد شروع کنین?
      خودم از این طرز رفتارمان خندم میگیره و به قول پسرم که میگه سفر با ماشین با این خوردناشه که حال میده وگرنه خسته کننده هستش ( برای این باورهای چاق کننده پسرم هم نگرانم چون واقعا این حرف شوهرم هست که حالا شده باور ذهنی پسرم که این باور ها داره چاقش میکنه)

      ? یک عادت دیگم اینه که تو مهمونی ها و دور همی ها که خارج شهر می ریم باغ مدام در حال خوردن هستم تا وقتی که بر می گردیم خونه

      ? تو مهمونی ها عادت دارم غذا رو بیشتر و تندتر میخورم

      ? عادت دارم موقع درست کردن و کشیدن غذا مدام ناخنک میزنم که این عادت در طی این مسیر خیلی خیلی کم شده میشه بگی از بین رفته

      ? عادت دارم تو خونه که تنها میشم فوری میرم سراغ یخچال و دوست دارم بخورم

      ? یک عادت دیگه که فکر میکنم اکثر خانواده ها به همین صورت هستن اینه که ما سر یک ساعت هر روز ناهار می خوریم حالا چه گشنه باشیم چه نباشیم باید بشینیم سر میز و غذا بخوریم

      ? عادت داریم هر روز ناهار برنج بخوریم و شاید در ماه یک بار ما غذای نونی داشته باشیم

      البته طی این مسیر این عادتهای من خیلی کم رنگ تر شده و این باعث آرامش و خوشحالی من هست و امیدوارم که در طی این مسیر بتونم هر روز از روز قبل بهتر و قوی تر در مسیر لاغری با ذهن پیش برم

      *******

      من لاغر شدن و موفقیتم رو در مسیر لاغری با ذهن به دستان مهربان خدای بزرگم میسپرم و مطمئنم و یقین دارم که این مسیر رو در پناه حمایت الهی پروردگار عزیزم عالی سپری خواهم کرد و عکسم جز شگفتی سازان در سایت قرار میگیره در پناه خدای مهربانم

      استاد عزیزم ممنون اینها همه از لطف و محبت شماست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرنوش مهدیلن
      ۱۳۹۸/۰۷/۱۰ ۰۹:۰۰
      مدت عضویت: 2593 روز
      امتیاز کاربر: 609 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 181 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همه دوستان پر انرژی
      خیلی خوشحالم ک با این سایت اشنا شدم و خدارو شاکرم ک این راه رو در مسیرم قرار داد
      در رابطه با تمرین فایل ۴باید بگم ک عادت های غذایی نادرست من تا جایی ک من به ذهنم رسید یکی این بود ک من خیلی از روزا مخصوصا روزایی ک دانشگاه بودم از صبح هیچی نمیخوردم تا عصر بعد عصر خیلی زیاد غذا میخوردم و دیگ غذا نمیخوردم تا عصر روز بعد واگرم صبحش چیزی میخوردم کیک و تنقلات بود
      یکی دیگ از عادت های اشتباه من نخوردن صبحانس
      و اینکه من خیلی میل به شیرینی دارم و خیلی کیک و تنقلات میخوردم
      با چایی خیلی قند میخورم .غذامو تند تند میخورم.بین غذا نوشیدنی میخورم.تقریبا زیاد میخوردم چون بیشتر اوقات یه وعده غذا میخوردم
      مثلا عصر ک غذا میخوردم به عنوان نهارم آخرشب دیگ غذا میخوردم و میخوابیدم بعدش
      ظهر ک نهار میخوردم بلافاصله بعدش میخوابیدم
      فست فودزیاد میخوردم چون دانشجو بودم و با دوستامم ک بیرون میرفتم همش فست فود میخوردیم
      و هیچ تحرکی هم نداشتم
      فعلا اینارو یادم اومد
      به امید موفقیت همگی و من
      ممنونم از همگی و استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Faeze Htbl
      ۱۳۹۸/۰۷/۰۵ ۰۹:۵۷
      مدت عضویت: 2592 روز
      امتیاز کاربر: 609 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 410 کلمه

      سلام و روز به خير خدمت استاد عزيز
      من واقعا از شنيدن اين جلسه لذت بردم اينكه زمين و زمان و حتى خودمون به باور هامون واكنش نشون ميدن و ناچارن ثابتشون كنن به ما احساس قدرت و آرامش عميقى به من ميده
      اينكه من چاقى رو انتخاب كردم و عاملش خودمم و باورام چيزيه كه هر روز ميخوام بيشتر از قبل روش كار كنم
      جسم من به خاطر باور هاى من و به وسيله ى عادت هام ساخته شدن اينو به من ميگه كه من به زودى با عادت هاى عالى كه به خاطر باور هاى عالى ترم ميسازم به ايده آل ترين اندام ميرسم، حس ميكنم قراره اسباب كشى كنم به ايده آل ترين خونه اى كه تو روياهامه و االان تو راه رفتن سمت اون خونم

      عادت هاى چاق كننده ى من كه كم هم نيستن اصلا ?
      اوليش خوردن بى رويه ى هر مدل خوراكيه حوصلم سر ميره غذا ميخورم، ناراحت ميشم غذا ميخورم، خوشحالم غذا ميخورم، سيرم بازم غذا ميخورم و ميدونم نبايد اينقد بخورم و حس خوبى ندارم بهش ولى به زور غذا ميخورم انگار مجبورم غذامو به هر قيمتى تموم كنم و تفريحم غذا خوردنه
      نكته جالب اينه كه ميدونم اگه صبر كنم سير ميشم واسه همين وقتى كه قراره خارج از وعده ها چيزى بخورم گرمش نميكنم و ايستاده تو آشپزخونه هرچى دم دستم بياد و ميخورم حتى نميشينم !!!!!
      حس كمبود و تموم شدن خوراكى هاى خوشمذه رو دارم واسه همين اگه خوراكى خوشمذه اى تو خونه باشه من اروم نميشينم تا تموم نكنمش مثه پدرم دقيقا اين خصوصيتم رو شيرينى و بستنى و فست فود بيشتره
      گاهى پيش مياد كه شايد در روز چيزى نخورم ولى باور اينو دارم كه غذا نخورم و گشنگى بكشم و بعدش غذايى بخورم چاقتر ميشم
      عادت ديگم اينه كه هر وقت از بيرون خونه ميام خونه حتى اگه بيرون رفتنم رستوران رفتم با دوستام بوده باشه وقتى ميام خونه بايد غذا بخورم
      معمولا هر ٢ ساعت يه بار گشنم جورى كه احساس ميكنم سالها غذا نخوردم و يه دل سير ميخورم
      معمولا بشقاب اول غذارو سريع و با ولع ميخورم و بشقاب دوم تازه شروع ميكنم حس كردن طمع غذا و لذت بردن ازش
      عادت ديگم تحمل گشنگى تا وقتيه كه نتونم يه لحظه تحمل كنم اين واسه روزايى كه كمتر ميخورم مثلا
      من اصلا و به هيچ عنوان كوچكترين تحركى ندارم و هر فعاليتى رو نصفه رها ميكنم و به عالمه دليل ميارم كه غايده نداره فعاليت
      كلا تو ذهنم لاغر شدن به شدت سخته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا گرامی
      ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ ۰۹:۴۷
      مدت عضویت: 2615 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 54 کلمه

      سلا استاد خسته نباشید یه سوال داشتم مگه شما نمیگید غذا عامل چاقی نیست و ما باید این رو باور کنیم پس چرا اگر از طریق لاغری با ذهن لاغر شیم اشتهامون یا میلمون به غذا کم میشه؟ غذا که دیگ نباید برای ما عامل چاقی باشه پس چرا باید اشتهامون کم شه ؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      آزیتا
      ۱۳۹۸/۰۶/۰۸ ۱۷:۵۵
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      عادت‌ های چاق کننده
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      سلام استادعطار روشن عزیز. ممنون از توضیحات عالی تون این فایل رو بارها گوش دادم اولش فکر می کردم که تعدادباورها وعادتهای اشتباه من خیلی زیاد نیستن ولی چند بار که گوش دادم متوجه شدم که چقدر باور اشتباه داشتم که خودشون در راه چاقی من خیلی موثر بودن این که من باور کرده بودم که ازدواج باعث چاقی میشه علتشم این بود که مرتب اطرافیانم می گفتن بعداز ازدواج حتما چاق میشی، بعد از بارداری طبیعی هست که وزنت اضافه میشه،کم کاری تیروئید داری خوب پس چاق شدنت طبیعیه و من تمام این ها رو باور کرده بودم.
      در مورد عادت های اشتباه هم که فکر می کنم می بینم بعد از غذا خوردن با این که سیر بودم ولی عادت کرده بودم حتما یه چیز شیرین بخورم یا این که چای رو فقط دوست داشتم با شکلات کاکائویی بخورم. اگه یه ذره بستنی توی خونه بود ومن سیر سیر بودم تا اونو نمی خوردم راحت نمی شدم و موقع تماشای تلویزیون هم همیشه دوست داشتم یه چیزی بخورم (چیپس یا پفک) خلاصه این که با گوش دادن به این فایل متوجه باورها وعادت های اشتباه خودم شدم ممنون از صحبت های خوبتون ممنون از انرژی های مثبتتون . خدا خیرتون بده

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حانا
      حانا
      ۱۳۹۸/۰۵/۳۱ ۲۱:۵۳
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      عادت‌ های چاق کننده
      محتوای دیدگاه: 147 کلمه

      عادت های اشتباه که چه عرض کنم وحشتناک:
      از بچگی شروع شد تنقلات خو دن هر روزه…هر روز بستنی بخور هر روز کیک هر روز شکلات ..که همین کم.کم شد جزعی از خودم اگه یه روز نمیخوردم توی سرم جنگ میشد. ذهنم مدام الارم میداد چرا بهت نرسیده بخور تا همین چند. هفته پیشم همینجور بودم…به هر نحوی بود باید تهیه میکردم اما. الان اگه ببینم و توی خونه بیادو در صورت دسترس تا نخورم مغزم.ول کن.نیست …من به راحتی یه جعبه شیرینی میخورم اگه توی یخچال باشه شده حتی نصف شب ولی باز بلند میشم میخورم…..این که توی دوران شیر دخی این حق به خودم میدادم میگفتم باید چیز های شیرین بخورم و باور کردم که درسته کار خرابتر کرد.من از دیابت مریضی خیلی میترسم و امید وارم بتونم با روش شما حتی اگه همین شیرنی نخوردنه هم از سرم بیوفته برام یک دنیا ارزشمنده

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Lady.morvarid
      ۱۳۹۸/۰۵/۱۰ ۱۶:۵۰
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 746 کلمه

      سلام استاد عزیز ، برای تمرین جلسه چهارم باید باورها و عادت های اشتباهمونو شناسایی می کردیم
      برای باورها من همیشه باورم این بوده عاقبت من مثل عمه و مادربزرگمه چون استیل هیکلم مثل هموناست و همه میگن هرچی به سنم افزوده میشه شباهت بیشتری به اون ها پیدا میکنم، این باورم بوده و ذهنم همیشه به صورت محو اینو تجسم کرده، و من از این دست باورها فراوان دارم که منو هل دادن به سمت دره ی چاقی
      روزهایی بود که من 120کیلو بودم و توی گروه های لاغری با دوستان،وزن های 130وخرده ای و 140رو مثلا می دیدم می گفتم وای خداروشکر من خیلی شرایط بهتری دارم نسبت به بقیه و تویذهنم می گفتم نکنه منم یه روزی 135کیلو بشم و ترس ازش رو داشتم، این ترس، اون باورها، اون عددها و عادات اشتباه منو به روزی رسوند که ترازو عدد135 رو بهم نشون بده
      همنشین ها و تعاریفشون از غذاهای مختلف هم منو زیاد تحت تاثیر میذاشتن
      اینکه ما با جمله دو حرفی میل ندارم آشنا نیستیم و این یک واقعیته، بارها و بارها و هزارها بار شده که میلی نداشتم ولی برای اینکه همپای بقیه باشم یا مزه ای رو بچٍشٌم یا اینکه من فعلا نمیخوام از این غذا درست کنم پس فعلا که اینجا هست منم بخورم تجربه کردم
      و مزیت ما نسبت به لاغرها راست می گید ما اگه بخوایم از این منظر بهش نگاه کنیم لذت لاغری رو چشیدیم گاه و بیگاه،با رژیم یا هرچیزی، اینکه یک لباس قدیمی که دوستش داریم الان دوباره اندازمون شده لذت وصف نشدنیی داره، و اعتراف می کنم که من خودم هنوز یک کمد از لباس هایی که دوستشون دارم و سالیان سال هست اندازم نشدن دارم،یا لباس هایی که زمانی من کمی کاهش وزن داشتم خریدم به امید لاغری کامل که بپوشم و بدون حتی یکبار تن زدن،توی کمد هستن و من باور دارم که روزی میرسه که اونارو تن میکنم و از پوشیدنشون لذت میبرم،
      هیشکی نمیتونه لذتی که یه انسان تازه متولده شده لاغر از پرو لباس های بوتیک ها داره رو لمس کنه، اینکه روزی بری داخل لباس فروشی بدون ترس از اینکه بگن اندازه شما نداریم خیلی زیباست، و اون لحظات رو آرزومندم برای همه افرادی که شرایط من رو دارن چون می دونم چه زجری می کشن از چشم ها و زبون دیگران در این مواقع.
      و عادت ها، عادت ها و وای از عادت های اشتباه که به خودم ظلم ها کردم با علم به اشتباه بودنشو
      انقدر انقدر انقدر عادت اشتباه داشتممممم که نمی گنجه در یک دیدگاه عاداتی که حتی خیلی از چاق ها از شنیدنشون تعجب میکردن و من با اینحال هیچ بیماری نداشتم، اما بازگو کردن این عادات و شنیدن ملامت و سرزنش و اینکه انواع بیماری رو میگیری انگار خودش استارت بیماری هام رو زد و منی که با اون حجم خوردن و بد خوردن عادی بودم حالا دوسه ساله با کبد خیلی چرب درگیر شدم چیزی که منو می ترسوندن از پیش آمدنش و یا چربی خون بالا و یا کمردرد ها و پا دردها به همین منوال.
      بسیار ممنونم از اینکه این فایل انقدر مفید بود و چشم هارو باز کرد.

      ———————————–

      برای فایل دوم از جلسه چهارم با شما موافقم ما توی خانواده تربیت غذایی خوبی نداشتیم و چیزی که دیدیم رو انجام دادیم و انقدر عادی بوده که حتی به چشممون هم نیومده
      حالا که بارها و بارها این فایل هاور گوش می دم میتونم به راحتی لحظات کودکی و نوجوانی رو زیر ذره بین ببرم و متوجه بشم چه الگوهای اشتباهی داشتیم بدون اینکه متوجه باشیم وحتی بدون اینکه اون بزرگترها بدونن دارن چه سرنوشتی رو رقم میزنن برای آیندگان خودشون چون باورهای اشتباه داشتن
      بله من هم بارها و بارها شنیدم بعد از ازدواج چاق می شید و من توی شرایط ازدواج در کمتر از دو سال 20 کیلو وزن اضافه کردم و هرروز بدتر از دیروز
      و عدد 40 عددی ست که برا خانمها غول ساختن ازش، از افتادگی پوست و ناتوانی ها تا چاقی و هجوم بیماری ها، و من می خوام با کمک شما تابو شکنی کنم و به خودم و همه نشون بدم که 40می تونه چقدر خوب و زیبا باشه برای خانمها، و تا اون زمان هنوز 4سال زمان برای تلاش کردن و آموزش ذهنم دارم.
      و فرمول های چاقی همیشه سرنوشتم رو رقم زدن و حین رژیم ها وحشت از چاقی مجدد یا حتی بیشتر از قبل همراهم بوده،اینکه اگر رژیم رو رها کنم چه اتفاقهایی میفته کابوس مدامم بوده
      و خوشحالم که با شما آهسته آهسته دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و ازاین سردرگمی نجات پیدا می کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      فاطمه
      ۱۳۹۸/۰۴/۲۷ ۰۹:۰۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      عادت‌ های چاق کننده
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      سلام آقای عطارروشن
      خیلی ازتون متشکرم بابت آگاهیهای نابی که تا حالابما دادید مخصوصا در این جلسه چهار که خیلی کلیدی و اساسی بود ومن بارها اونو گوش دادم و یادداشت کردم و امروز مهمترین باوراشتباهمو پیداکردم

      من سالها وزنم 58 کیلو بود واصلا تغییر نمیکرددرصورتیکه باید 55کیلوباشم هربار ده کیلو اضافه میکردم وبارژیم و ورزش کم میکردم وبه 55میرسیدم ولی سریع 3 کیلو اضافه میکردمو میرسیدم به 58
      الان فهمیدم علتش این بود که همه به من میگفتن صورتت خیلی لاغرو شکسته و پیرشده و من ناخودآگاه میرسیدم به وزنی که صورتم دوباره پربشه
      پارسال بازم تمرکز کردم روی بیشترپرشدن صورتم و 6کیلو دیگه چاق شدم وهمینطور داشتم اضافه میکردم که فهمیدم چاقی من فقط علت ذهنی داره تااینکه یکماه پیش با کانال شما آشناشدم وخداروشکر روند چاق شدنم متوقف شده ولی هنوز هیچی کم نکردم و امروز باشنیدن این فایل متوجه یک باور اشتباه دیگم هم شدم اونم اینه که من فکرمیکردم آدمای لاغر وقتی سنشون میره بالا زودتر از آدمای چاق صورتشون پیر وشکسته میشه و من که 44سالمه ناخودآگاه نگران صورتم هستم و عادتهای اشتباهم بمرور بیشتر شده ولی باشنیدن صحبتهای شما یاد گرفتم که چطور روی ذهنم کارکنم و مطمئنم که میتونم باورها وعادتهامو تغییربدم.

      خداروشکرکه با کانال و صحبتهای شما آشناشدم.
      موفق وسرافراز باشید.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زهرا
        زهرا
        ۱۳۹۸/۰۵/۰۹ ۰۷:۰۵
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        عادت‌ های چاق کننده
        محتوای دیدگاه: 153 کلمه

        با سلام خدمت استاد عزیز
        فایل چهارم را چندین بار گوش کردم تا توانستم چند عادت فکری و عملی که باعث اضافه وزنم شده را پیدا کنم مانند اینکه اطرافیانم می گویند چون تپل هستی مهربان هستی و منم عاشق مهربانی یا اینکه می گویند چون تپل هستی بعضی لباسها بهت میادیا اگر لاغر بشی زشت میشی و…از نظر خوردن هم دقت کردم هر وقت ناراحت میشم بیشتر میخورم و همراه غذا نان استفاده میکنم.نان گرم را خیلی دوست دارم و هر وقت نان گرم داشته باشیم گرسنه می شوم بعد از فعالیت خیلی گرسنه می شوم به طوری که ضعف میکنم موقع طبخ غذا به عنوان چشیدن مزه غذا ،کم کم از آن می خورم.
        برای عبارت میل ندارم تلاش کردم اما فقط یکبار توانستم پیروز شوم .نمی دانم برای حذف عادات های اشتباه از کدام یک از این عادت ها شروع کنم امیدوارم به کمک و راهنمایی شما استاد بزرگوار بتوانم موفق بشنوم.

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیه
      سمیه
      ۱۳۹۸/۰۴/۱۹ ۱۰:۰۶
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      عادت‌ های چاق کننده
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      سلام دوباره به شما استاد عزیز و دوستان همراه
      منم امروز بعد از گوش کردن فایل شما متوجه شدم که آه منم مثل بقیه هستم چقدر ریز ریز دارم میخورم وبه همه چیز ناخک میزنم
      اصلأ گشنه نیست و ولی انگار که باید بخورم اصلأ وظیفم شده تانخورمش فکرم و رفتار م درگیر هس
      طعم غذا رو نمی‌فهمم ولی باید تا آخرش بخورم گرچه کم کشیدم
      و پاک کردن بشقاب غذا بچه‌ها چون حیفه
      خدا کمکم کنه خیلی سخته هی به خودم تلنگر میزنم ولی بعضی جاها دوباره کار خودم رو میکنم یعنی میخورم،?یعنی میتونم جلو خودم رو بگیرم ولی نگیرم چکار کنم تا کی اونوقت جالبه دائم تومسائل مختلف نصیحت بچه‌ها م میکنم اما خودم توعمل شل شدن احساس میکنم دیگه نمیکشم جلو خودمو بگیرم یا خدا همون جور که این راه. رو نشونم دادی کمکم کن ادامه بدم خدایا ببخشم ویاریم کن خدایاسپاس

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم